1
00:00:02,517 --> 00:00:15,517
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:15,584 --> 00:00:17,366
‫دکتر نیـاز داریم!

3
00:00:22,904 --> 00:00:25,297
‫دیکسون!

4
00:00:26,779 --> 00:00:28,792
‫دیکسون؟

5
00:00:35,631 --> 00:00:37,333
‫دیکسـون!

6
00:00:42,470 --> 00:00:45,343
‫دیکسون؟

7
00:00:45,474 --> 00:00:47,917
‫تو امروز می‌میری...

8
00:00:48,047 --> 00:00:49,709
‫به‌خاطر کاری که با برادرم کردی.

9
00:01:33,245 --> 00:01:35,715
‫ای پدر، حافظ دریل باش و بهش قدرت بده.

10
00:01:36,290 --> 00:01:37,892
‫او را زیر بال‌های رحمت خود پناه بده.

11
00:01:40,780 --> 00:01:41,962
‫نگران نباش ایزا.

12
00:01:42,641 --> 00:01:43,902
‫دریل برنده می‌شه.

13
00:02:18,012 --> 00:02:19,134
‫دیدی بهت گفتم!

14
00:02:33,099 --> 00:02:34,501
‫این بهترین‌ واکرـتون بـود؟

15
00:02:34,868 --> 00:02:37,071
‫نه! تازه اولی‌ش بود.

16
00:03:05,109 --> 00:03:07,112
‫هـوم.

17
00:03:10,947 --> 00:03:12,689
‫مچ‌ دست‌ـت رو بیار.

18
00:03:26,157 --> 00:03:28,119
‫یعنی قراره با هم مبارزه کنیم؟

19
00:03:30,267 --> 00:03:31,539
‫من اینجا نمی‌میرم.

20
00:03:31,564 --> 00:03:34,828
‫همین الان‌ش هم شبیه مرده‌هایی.

21
00:03:35,118 --> 00:03:36,339
‫زود کارـت رو تموم می‌کنم.

22
00:04:13,132 --> 00:04:15,135
خدایا، خواهش می‌کنم حافظ دریل باش

23
00:04:15,293 --> 00:04:16,334
‫بهش قدرت بده.

24
00:04:17,087 --> 00:04:19,390
‫او را زیر بال‌های رحمت خود پناه بده.

25
00:04:20,758 --> 00:04:22,761
خدایا، خواهش می‌کنم حافظ دریل باش

26
00:04:22,886 --> 00:04:23,887
‫بهش قدرت بده.

27
00:04:24,931 --> 00:04:26,933
‫او را زیر بال‌های رحمت خود پناه بده.

28
00:04:55,168 --> 00:04:58,288
« مـــردگـان مــتـحرک: دریل دیکسون »
« فصل اول: قسمت پایانی »

29
00:05:05,735 --> 00:05:07,417
‫بیا یه نمایش خفن نشونشون بدیم.

30
00:05:35,368 --> 00:05:36,940
‫این دیگه چه کوفتیه؟

31
00:06:02,978 --> 00:06:04,713
‫پخش بشین.
‫من اینجا می‌مونم.

32
00:06:25,184 --> 00:06:27,357
‫- هرکاری گفتم انجام بده.
‫- چشم هم‌تیمی.

33
00:06:27,487 --> 00:06:29,891
‫داک!

34
00:06:40,861 --> 00:06:42,143
‫هنوز دوتا مونده.

35
00:08:12,296 --> 00:08:15,000
‫دیکسون! دیکسون! دیکسون!

36
00:08:15,130 --> 00:08:20,017
‫دیکسون! دیکسون! دیکسون!

37
00:08:20,147 --> 00:08:24,803
‫دیکسون! دیکسون! دیکسون!

38
00:08:30,098 --> 00:08:32,301
‫هدف ایـن بود مردم قدرت مـا
رو ببینن و مجذوب‌ش بشن.

39
00:08:33,436 --> 00:08:34,938
‫هنوز وقت هست.

40
00:08:35,939 --> 00:08:36,940
‫یه‌کم.

41
00:09:08,265 --> 00:09:09,386
‫کارش رو تموم کنید.

42
00:09:40,894 --> 00:09:42,336
‫بیا بریم.
‫عجله کن.

43
00:09:48,285 --> 00:09:50,588
‫بهمون نفوذ کردن. چند نفرشون
‫بین مردم عادی ان؟

44
00:09:50,680 --> 00:09:52,115
‫داریم پیگیری می‌کنیم خانم.

45
00:09:52,182 --> 00:09:54,273
‫همینطوری که پیگیری می‌کنی، ببین چطوری
‫با تفنگ از گیت نگهبانی رد شدن.

46
00:09:54,285 --> 00:09:56,154
‫به روی چشم خانم، حتماً دستور می‌دم...

47
00:09:56,162 --> 00:09:57,832
‫نـه! من اونی ام که دستور می‌ده.

48
00:09:58,073 --> 00:09:59,141
‫تو فقط اطاعت می‌کنی.

49
00:09:59,166 --> 00:10:00,907
‫اگه هم نمی‌تونی، این وظیفه رو
‫به یکی دیگه بسپارم.

50
00:10:01,002 --> 00:10:01,708
‫کردون؟

51
00:10:01,732 --> 00:10:02,913
‫جانم خانم؟

52
00:10:02,921 --> 00:10:04,724
‫ - همین مرتیکه برادرت رو کشته؟
‫- بله خانم.

53
00:10:07,302 --> 00:10:08,504
‫پیداش کنید و بکشیدش.

54
00:10:08,537 --> 00:10:10,283
‫کردون هم با خودتون ببرید.
‫به خون‌ یارو تشنه‌ست.

55
00:10:11,015 --> 00:10:12,550
‫می‌خوای انتقام بگیری دیگه؟

56
00:10:12,884 --> 00:10:13,886
‫الان وقتشه.

57
00:10:41,852 --> 00:10:43,074
‫کارمون خوب بودها هم‌تیمی.

58
00:10:44,295 --> 00:10:46,118
‫چیه؟

59
00:10:46,258 --> 00:10:47,800
‫چیزی نیست.
‫یه سوختگی عادیه.

60
00:10:47,930 --> 00:10:49,802
‫چیز خاصی نیست.
‫حتی حس‌ش نمی‌کنم.

61
00:10:50,133 --> 00:10:51,525
‫مطمئنی؟

62
00:10:51,655 --> 00:10:53,097
‫آره.

63
00:10:53,227 --> 00:10:56,101
‫بهتر نیست جای این چرت و پرت‌ها
‫به راه‌مون ادامه بدیم؟

64
00:11:03,532 --> 00:11:04,934
‫کاری که گفتی رو انجام بدیم.

65
00:11:05,493 --> 00:11:06,875
‫الان تکلیف ما چی می‌شه؟

66
00:11:07,162 --> 00:11:09,898
‫عزیزم تنها چیزی که می‌دونم اینه که
‫خدا قرار نیست بهتون کمکی کنه.

67
00:11:12,978 --> 00:11:13,979
‫ولم کنید.

68
00:11:14,004 --> 00:11:15,005
‫دستت رو بکش.

69
00:11:15,097 --> 00:11:15,999
‫دستت رو بکش.

70
00:11:16,340 --> 00:11:17,702
‫گفتم دستت رو بکش.

71
00:11:29,608 --> 00:11:30,609
‫مسیح؟

72
00:11:32,445 --> 00:11:33,487
‫بعید می‌دونم.

73
00:11:37,994 --> 00:11:39,476
‫این چه کاری بود کردی؟

74
00:11:40,081 --> 00:11:41,362
‫اگه می‌کشتنت چی؟

75
00:11:42,124 --> 00:11:44,194
‫اگه دریل بود همچین کاری می‌کرد.

76
00:11:54,140 --> 00:11:55,876
‫شاید اون خانمه درست می‌گه.

77
00:11:57,144 --> 00:11:58,146
‫درمورد چی؟

78
00:11:58,813 --> 00:11:59,815
‫درمورد خدا.

79
00:12:01,109 --> 00:12:02,791
‫شاید خدا به ما پشت کرده.

80
00:12:09,703 --> 00:12:12,178
‫الان بیشتر از هر موقع‌ای
‫به ایمان‌مون نیاز داریم.

81
00:12:13,082 --> 00:12:14,084
‫چطوری آخه؟

82
00:12:14,503 --> 00:12:16,673
‫به کمک یه ترفندی که مدت‌ها پیش یاد گرفتم.

83
00:12:25,038 --> 00:12:26,520
‫- وایسا، یه لحظه...
‫- بجنب ببینم!

84
00:12:26,750 --> 00:12:27,882
‫بذار یه لحظه استراحت کنم.

85
00:12:28,012 --> 00:12:29,784
‫بهت که گفتم. نمی‌خوام اینجا بمیرم!
‫پاشو ببینم.

86
00:12:29,814 --> 00:12:30,856
‫اول و آخر که می‌میری.

87
00:12:30,896 --> 00:12:32,808
‫جاش واقعاً مهمه؟

88
00:12:32,939 --> 00:12:34,641
‫واسه من مهمه.

89
00:12:43,272 --> 00:12:45,055
‫من واقعاً اذیت‌ش کردم.

90
00:12:46,537 --> 00:12:49,370
‫ایزابل رو می‌گم.

91
00:12:49,501 --> 00:12:51,373
‫گفتم شاید این سری بتونم
‫همه‌چی رو درست کنم،

92
00:12:51,503 --> 00:12:53,506
‫اما بدتر شد.

93
00:12:53,636 --> 00:12:54,818
‫آره.

94
00:12:54,948 --> 00:12:56,600
‫از بچه‌ی خودت استفاده کردی
‫که اون رو برگردونی؟

95
00:12:56,730 --> 00:12:59,954
‫آره. حالا دقیقاً هم که اینطوری نبود.

96
00:13:05,752 --> 00:13:08,496
‫به‌هرحال الان دیگه مهم نیست.
‫درست نمی‌گم؟

97
00:13:09,157 --> 00:13:13,993
‫نیازی هم نیست مهم باشه.

98
00:13:14,123 --> 00:13:19,310
‫می‌تونی برام وقت بخری،
‫کمک کنی ایزابل و لوران رو نجات بدم.

99
00:13:23,315 --> 00:13:25,238
‫آره. موافقم.

100
00:13:29,203 --> 00:13:30,765
‫مچ دست‌ام رو بیارم؟

101
00:13:30,895 --> 00:13:32,037
‫آره.

102
00:13:34,781 --> 00:13:38,095
‫کمربندت هم لازم داریم.

103
00:13:38,225 --> 00:13:40,228
‫زودباش.

104
00:13:43,622 --> 00:13:46,376
‫طول‌ش نده.
‫بزن بره.

105
00:13:50,161 --> 00:13:52,424
‫- باشه.
‫- زودباش.

106
00:13:52,564 --> 00:13:54,347
‫خوبه.

107
00:13:56,129 --> 00:13:57,791
‫آماده‌ای؟

108
00:13:57,921 --> 00:13:59,834
‫آره.
‫یه‌لحظه. یه‌لحظه!

109
00:13:59,964 --> 00:14:02,447
‫یه‌کاری برام انجام بده.

110
00:14:02,587 --> 00:14:04,760
‫بهش بگو اینکارو به‌خاطر
‫اون کردم.

111
00:14:06,633 --> 00:14:08,505
‫حله.

112
00:14:11,901 --> 00:14:12,902
‫صدای چی بود؟

113
00:14:13,195 --> 00:14:14,196
‫از این سمت!

114
00:14:14,563 --> 00:14:16,446
‫بریم.

115
00:15:20,070 --> 00:15:23,074
‫دریل! خداروشکر.

116
00:15:23,204 --> 00:15:25,427
‫ایزابل و لوران رو ندیدی؟

117
00:15:25,558 --> 00:15:26,429
‫نه.

118
00:15:26,559 --> 00:15:27,911
‫نمی‌دونی کجاـن؟

119
00:15:28,041 --> 00:15:30,264
‫فکرکنم توی سلول‌ها باشن.
‫راه‌ش رو بلدم.

120
00:15:30,394 --> 00:15:32,056
‫می‌تونی یکی از این ماشین‌ها
‫رو راه بندازی؟

121
00:15:32,186 --> 00:15:34,269
‫عموـم گاراژ داشت بلدم.

122
00:15:34,409 --> 00:15:36,282
‫- عالیه.
‫- دستت رو بذار اینجا.

123
00:15:40,547 --> 00:15:41,989
‫خیلی‌خب. تکون نخور.

124
00:15:42,019 --> 00:15:43,541
‫باشه.

125
00:16:05,781 --> 00:16:07,573
‫دریل؟

126
00:16:08,575 --> 00:16:11,058
‫لوله‌ی روی دیوار رو بِـکن،
باهاش قفل در رو بشکون.

127
00:16:14,803 --> 00:16:16,675
‫ایزابل زودباش.

128
00:16:16,806 --> 00:16:17,897
‫نه.

129
00:16:38,685 --> 00:16:40,257
‫بگیرش. این رو بگیر.
‫برو نجات‌ش بده.

130
00:16:40,387 --> 00:16:41,819
‫می‌تونی.

131
00:16:41,949 --> 00:16:43,040
‫می‌تونی نجات‌ش بدی.
‫از پس‌ش برمیای.

132
00:16:43,171 --> 00:16:45,093
‫می‌تونی.
‫از پس‌ش برمیای.

133
00:16:45,223 --> 00:16:46,966
‫از پس‌ش برمیای.
‫نجات‌ش بده.

134
00:16:47,096 --> 00:16:48,708
‫نجات‌ش بده.

135
00:16:48,838 --> 00:16:49,749
‫نجات‌ش بده.

136
00:16:51,281 --> 00:16:53,064
‫یالا.

137
00:16:54,726 --> 00:16:57,159
‫بزن.

138
00:16:59,212 --> 00:17:01,174
‫لوران!

139
00:17:03,568 --> 00:17:04,829
‫خدا می‌بخشدت.

140
00:17:35,338 --> 00:17:37,733
‫ هرکدوم‌مون باید بریم جایی
‫که به‌مون نیاز دارن.

141
00:17:39,176 --> 00:17:41,312
‫امیدوارم یه‌روز تو هم به‌مون
‫ملحق بشی.

142
00:17:45,754 --> 00:17:47,846
‫می‌دونید آشیانه کجاست؟

143
00:17:47,977 --> 00:17:49,509
‫می‌دونیم.

144
00:17:52,863 --> 00:17:54,175
‫موفق باشید.

145
00:17:54,205 --> 00:17:56,127
‫ممنون.
‫همچنین.

146
00:18:09,725 --> 00:18:11,688
‫آماده‌ای؟

147
00:18:38,524 --> 00:18:40,706
‫دریل؟

148
00:19:05,069 --> 00:19:09,124
‫فـلو حواسش به دوستت هست.

149
00:19:11,648 --> 00:19:14,481
‫تا حالا عاشق شدی؟

150
00:19:24,007 --> 00:19:26,010
‫همیشه من ازت محافظت می‌کردم،
‫این دفعه نوبت تو بود.

151
00:19:30,240 --> 00:19:32,752
‫واقعاً متاسفم که مجبور شدی
‫اون کار رو انجام بدی.

152
00:19:34,227 --> 00:19:38,713
‫دیگه خـودش نبود. هیچ حس
‫پسر و پدری‌ای هم بهش نداشتم.

153
00:19:43,159 --> 00:19:46,474
‫گاهی اوقات مجبور می‌شیم
‫کارهای وحشتناکی انجام بدیم،

154
00:19:46,604 --> 00:19:48,907
‫اصلاً هم مهم نیست بعدش
‫چقدر حالت بد می‌شه،

155
00:19:49,037 --> 00:19:53,223
‫اگه از سر ناچاری اون کار رو کرده باشی،
‫خدا می‌بخشدت.

156
00:19:54,484 --> 00:19:56,928
‫مثل قضیه مامانم.

157
00:20:04,297 --> 00:20:05,429
‫وای.

158
00:20:05,459 --> 00:20:06,500
‫چی شده؟

159
00:20:06,731 --> 00:20:08,433
‫نمی‌دونم.

160
00:20:14,972 --> 00:20:17,755
‫چیزی نیست. الان نگاه می‌کنم ببینم چی شده.

161
00:20:40,245 --> 00:20:44,170
‫بابام یه‌بار گفت بیا بهت یاد بدم
‫چطوری تایر ماشین رو عوض کنی.

162
00:20:44,300 --> 00:20:47,004
‫بعد از ۲ ساعت کشید کنار.

163
00:20:47,134 --> 00:20:50,489
‫بابای من می‌گفت موتور
‫رو از هم باز کنید.

164
00:20:50,619 --> 00:20:53,883
‫اگه نمی‌تونستیم مثل اول سرهم‌ش کنیم
‫بهمون شام نمی‌داد.

165
00:20:55,976 --> 00:20:57,238
‫چه سخت.

166
00:20:57,378 --> 00:21:00,332
‫آره. بعضی وقت‌ها هم
‫خودش بالا سرمون وامیستاد.

167
00:21:00,472 --> 00:21:02,214
‫دیگه خیلی سخت می‌شد.

168
00:21:02,344 --> 00:21:04,517
‫لوران هم بدون پدر بزرگ شده.

169
00:21:04,647 --> 00:21:08,052
‫اگه حواست نباشه، اتفاقات گذشته
‫دوباره تکرار می‌شه.

170
00:21:08,182 --> 00:21:10,275
‫پیچ گوشتی رو می‌دی؟

171
00:21:13,449 --> 00:21:14,721
‫ممنون.

172
00:21:14,851 --> 00:21:18,025
‫منظورت از اتفاقات گذشته
‫دوباره تکرار می‎‌شه چیه؟

173
00:21:18,155 --> 00:21:20,859
‫بابا بزرگ‌ـم همین سمت‌ها مُرده.

174
00:21:20,989 --> 00:21:22,391
‫توی جنگ؟

175
00:21:22,521 --> 00:21:24,524
‫آره.

176
00:21:24,654 --> 00:21:25,786
‫نگفته بودی.

177
00:21:25,916 --> 00:21:27,227
‫چیزی خاصی نیست.

178
00:21:27,358 --> 00:21:28,970
‫ثبت‌نـام کرد؛

179
00:21:29,100 --> 00:21:31,934
‫زن بـاردار و مامان بزرگ‌ـم رو ول کرد،

180
00:21:32,064 --> 00:21:34,807
‫و هیچوقت برنگشت.

181
00:21:34,938 --> 00:21:36,550
‫پس جون‌ش رو برای
‫خاک فرانسه داده.

182
00:21:36,680 --> 00:21:40,165
‫آره. خانواده‌ش هم تو آمریکا
‫از هم پاشید.

183
00:21:40,295 --> 00:21:41,566
‫ظاهراً ارزشش رو داشته.

184
00:21:41,697 --> 00:21:44,050
‫جنگیدن برای چیزی که بهش باور داری؟

185
00:21:44,180 --> 00:21:45,702
‫حالا اون‌چنان جنگی هم نبوده.

186
00:21:45,832 --> 00:21:48,666
‫همون‌جا دم ساحل می‌میره.

187
00:21:49,757 --> 00:21:50,799
‫متاسفم.

188
00:21:50,929 --> 00:21:52,201
‫نباش.

189
00:21:56,426 --> 00:21:58,389
‫از وقتی با تو آشنا شده
‫خیلی تغییر کرده.

190
00:22:02,004 --> 00:22:05,488
‫بچه‌ها بزرگ می‌شن.

191
00:22:06,269 --> 00:22:08,362
‫من اون‌چنان دخالتی نداشتم.

192
00:22:08,492 --> 00:22:11,847
‫هیچکس تا حالا به‌اندازه تو
‫روش تاثیرگذار نبوده.

193
00:22:13,158 --> 00:22:15,732
‫به‌هرحال بدون پدر بزرگ شدن
‫بهتر از با «کویین» بزرگ شدنه.

194
00:22:18,826 --> 00:22:21,089
‫قبل از اینکه بمیره همه‌ش
‫توی فکر تو بود.

195
00:22:24,313 --> 00:22:26,106
‫خودش گفت این رو بگی؟

196
00:22:27,888 --> 00:22:30,591
‫نه. با خودم گفتم بهتره بدونی.

197
00:22:37,210 --> 00:22:39,003
‫می‌دونی، اون اوایل
‫ازت می‌ترسیدم.

198
00:22:39,133 --> 00:22:41,396
‫- چرا؟
‫- یه‌چیزی تو چشماته.

199
00:22:41,526 --> 00:22:44,971
‫وقتی به‌شون نگاه می‌کنی
‫قشنگ مشخصه چقدر اذیت شدی.

200
00:22:45,101 --> 00:22:46,623
‫زخم‌های بدنت...

201
00:22:48,455 --> 00:22:50,248
‫گفتم عجب آدم شجاع و خطرناکی.

202
00:22:52,731 --> 00:22:54,693
‫همون لحظه فهمیدم می‌تونی
‫ما رو ببری جایی که می‌خوایم.

203
00:22:54,824 --> 00:22:56,776
‫خوشحالم که تونستم کمک کنم.

204
00:23:09,203 --> 00:23:11,115
‫یه‌چیز دیگه هم هست
‫که باید بهت بگم.

205
00:23:16,222 --> 00:23:17,564
‫من بهت دروغ گفتم.

206
00:23:17,704 --> 00:23:19,396
‫واقعاً؟
‫درمورد چی؟

207
00:23:21,449 --> 00:23:24,062
‫درمورد نقاشی مردی که
‫توی ساحل بود.

208
00:23:26,936 --> 00:23:29,860
‫وقتی آوردیمت صومعه خودم به لوران
‫گفتم بِکشت‌ش.

209
00:23:30,992 --> 00:23:32,904
‫گفتم شاید راضی‌ات کنه
‫به‌مون کمک کنی.

210
00:23:33,034 --> 00:23:35,087
‫که اینطور.

211
00:23:35,918 --> 00:23:38,832
‫فکر احمقانه‌ای بود.

212
00:23:38,962 --> 00:23:41,365
‫واقعاً احمقانه بود؟

213
00:23:41,496 --> 00:23:44,409
‫منکه اینجاـم.

214
00:23:45,411 --> 00:23:48,685
‫البته که به‌خاطر اون نقاشی نیست.

215
00:23:48,815 --> 00:23:51,819
‫می‌تونی اون...آچار گُنده‌ـه رو بهم بدی؟

216
00:23:54,523 --> 00:23:56,616
‫ایزابل!

217
00:23:57,357 --> 00:23:59,139
‫ایزابل؟

218
00:24:05,327 --> 00:24:06,288
‫ایزابل؟

219
00:24:06,419 --> 00:24:08,081
‫دنبال این می‌گردی؟

220
00:24:08,105 --> 00:24:15,105
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

221
00:24:15,831 --> 00:24:17,013
‫نه. نه. اینکار رو نکنید.

222
00:24:17,143 --> 00:24:18,234
‫لطفاً. من باهاتون میام.

223
00:24:18,364 --> 00:24:21,018
‫ببخشید. رئیس دستور دادن
‫همه‌تون رو با هم بکشیم.

224
00:24:21,148 --> 00:24:22,550
‫اول هم پسره!

225
00:24:23,591 --> 00:24:24,983
‫ایزابل؟

226
00:24:25,113 --> 00:24:27,036
‫ایزابل؟

227
00:24:27,635 --> 00:24:29,037
‫تو انجام‌ش بده.
‫به‌خاطر برادرت.

228
00:24:29,137 --> 00:24:31,607
‫بذار آمریکاییـه قبل مرگ‌ش
این صحنه رو شاهد باشه.

229
00:24:32,964 --> 00:24:35,397
‫«از بهشت برایمان نجات‌دهنده‌ای...

230
00:24:35,527 --> 00:24:37,410
‫نه. نه. نه. نه.

231
00:24:37,540 --> 00:24:40,804
‫ببخشید.

232
00:24:40,934 --> 00:24:42,637
‫خواهش می‌کنم اینکار رو نکنید.
‫خودم باهاتون میام.

233
00:24:44,119 --> 00:24:45,901
‫نه، نه، نه.

234
00:24:48,579 --> 00:24:49,700
‫یالا. شلیک کن.

235
00:24:57,591 --> 00:24:58,792
‫خدا دوستت داره.

236
00:25:06,338 --> 00:25:07,820
‫نه، نه، نه، نه.

237
00:25:22,900 --> 00:25:25,604
‫این دفعه نشد دیکسون.

238
00:25:25,734 --> 00:25:26,695
‫دفعه بعد می‌بینمت.

239
00:25:43,908 --> 00:25:45,871
‫مـونت سنت میشل.

240
00:25:47,963 --> 00:25:49,395
‫آشیانه؟

241
00:25:51,188 --> 00:25:53,671
‫پیاده یه‌روز راهه، به سمت شمال.

242
00:25:53,801 --> 00:25:56,284
‫بیشتر از این نیست.

243
00:26:03,784 --> 00:26:05,957
‫ماشین رو آتیش بزنید.

244
00:26:06,087 --> 00:26:08,100
‫راه‌ت می‌شه ردش رو زد.

245
00:26:48,479 --> 00:26:55,496
‫♪ Sophie Hunger - Le Vent Nous Portera ♪

246
00:27:10,633 --> 00:27:12,465
‫آشیانه.

247
00:27:50,206 --> 00:27:51,417
‫لوران!

248
00:27:51,438 --> 00:27:52,705
‫به آشیانه خوش اومدی.

249
00:27:52,729 --> 00:27:53,920
‫ممنون.

250
00:27:54,200 --> 00:27:55,201
‫زخمی شده.

251
00:27:55,201 --> 00:27:58,372
‫کمک نیاز داره.
‫زود ببریدش درمانگاه.

252
00:27:59,308 --> 00:28:00,960
‫ایزابل!

253
00:28:01,084 --> 00:28:02,886
‫ممنون. اصلاً حالش خوب نیست.

254
00:28:06,759 --> 00:28:07,960
‫حالش خوب می‌شه؟

255
00:28:08,010 --> 00:28:11,515
‫ما دکترهای خیلی خوبی داریم.
‫هرکاری از دست‌شون بربیاد انجام می‌دن.

256
00:28:14,908 --> 00:28:17,522
‫شما آقای دیکسون هستید؟

257
00:28:17,662 --> 00:28:20,225
‫اسمش «دریل»ـه.
‫فرانسوی بلد نیست.

258
00:28:20,356 --> 00:28:21,838
‫آهان فهمیدم.

259
00:28:21,968 --> 00:28:24,241
‫آمریکاییـه.
‫به آشیانه خوش اومدی.

260
00:28:24,371 --> 00:28:25,983
‫من «لوسانگ» ام.

261
00:28:26,113 --> 00:28:27,115
‫اهل فرانسه‌ای؟

262
00:28:27,245 --> 00:28:28,947
‫نه. هوبوکن!

263
00:28:29,077 --> 00:28:30,379
‫وسطِ «نیـو جرسی»

264
00:28:30,509 --> 00:28:33,303
‫دهه ۹۰ اومدم پاریس.

265
00:28:33,433 --> 00:28:35,566
‫اوه. دوستت این رو بهم نگفته بود.

266
00:28:35,696 --> 00:28:37,969
‫یه‌جورایی راز مخفی‌ام به‌حساب میاد.

267
00:28:38,099 --> 00:28:40,402
‫آزلان کجاست؟

268
00:28:40,532 --> 00:28:42,325
‫جون سالم به در نبرد.

269
00:28:45,199 --> 00:28:47,251
‫واقعاً مرد خوبی بود.

270
00:28:47,381 --> 00:28:50,295
‫مهربان و فداکار.

271
00:28:50,425 --> 00:28:53,179
‫جنت حتماً میاد سراغ‌مون.

272
00:28:53,309 --> 00:28:57,615
‫ایشاالله که اینطور نیست، ولی اگه
‫بخواد بیاد؛ خودمون رو آماده می‌کنیم.

273
00:28:59,746 --> 00:29:01,481
‫بریم برای ایزابل دعا کنیم.

274
00:30:12,835 --> 00:30:15,669
‫خیلی‌خب، آماده. هدف بگیرین.

275
00:30:17,371 --> 00:30:19,554
‫باز کنید.

276
00:30:19,684 --> 00:30:20,855
‫ببندید.

277
00:30:22,688 --> 00:30:25,431
‫و شلیک.

278
00:30:25,562 --> 00:30:28,836
‫آفرین.
‫باز کن؛ ببند.

279
00:30:28,966 --> 00:30:30,658
‫هدف بگیر.
‫بچسبون‌ش به شونه‌ت.

280
00:30:33,803 --> 00:30:35,845
‫آفرین. همینطوری. درسته.

281
00:30:35,975 --> 00:30:36,937
‫باز کن.

282
00:30:37,067 --> 00:30:38,729
‫ایـزا؟

283
00:30:44,997 --> 00:30:46,389
‫هدف بگیرید.

284
00:30:46,529 --> 00:30:48,612
‫باز کنید.

285
00:30:50,014 --> 00:30:52,017
‫ببندید.

286
00:30:52,147 --> 00:30:53,238
‫شلیک.

287
00:30:56,593 --> 00:30:58,115
‫هدف بگیرید.

288
00:30:59,296 --> 00:31:00,989
‫باز کنید.

289
00:31:01,129 --> 00:31:03,822
‫ببندش.
‫بگیر بالا.

290
00:31:03,953 --> 00:31:05,044
‫شلیک.

291
00:31:11,152 --> 00:31:13,896
‫انسان چیست؟

292
00:31:14,026 --> 00:31:16,770
‫ارسطو می‌گه انسان موجودی‌ست
‫که توانایی استدلال دارد.

293
00:31:16,900 --> 00:31:19,513
‫درسته و منطقی.

294
00:31:19,643 --> 00:31:22,087
‫آره. خیلی خوشمزه‌ست.

295
00:31:22,217 --> 00:31:23,348
‫نوش جان.

296
00:31:26,883 --> 00:31:28,575
‫نوش جان.

297
00:31:28,705 --> 00:31:30,798
‫- به‌سلامتی.
‫- به‌سلامتی.

298
00:31:57,604 --> 00:31:59,957
‫- بیا.
‫- حتی نزدیک هم نبود.

299
00:32:00,087 --> 00:32:03,091
‫ذات انسان همواره به باور یک موجود برتر
‫تمایل داره.

300
00:32:03,221 --> 00:32:08,278
‫اما خدایی وجود نداره، تا وقتی که
‫بهش باور پیدا کنیم.

301
00:32:08,408 --> 00:32:09,720
‫خیلی‌خب.

302
00:32:09,850 --> 00:32:11,813
‫خـدا فریبنده نیست.

303
00:32:11,943 --> 00:32:17,260
‫ما هم موجوداتی هستیم با
‫توانایی تفکر و استدلال شخصی.

304
00:32:42,233 --> 00:32:45,627
‫ببخشید.
‫قصد مزاحمت نداشتم.

305
00:32:45,758 --> 00:32:46,719
‫وایسا.

306
00:32:48,121 --> 00:32:49,603
‫می‌تونی کمکم کنی؟

307
00:32:49,734 --> 00:32:52,087
‫نمی‌تونم دستم رو ببرم پشت کمرم.

308
00:32:54,310 --> 00:32:56,753
‫حتماً.

309
00:33:19,103 --> 00:33:21,065
‫ان‌قدر ناجورـه یعنی؟

310
00:33:21,195 --> 00:33:24,770
‫برای یه راهبه زخم جنگی
‫به‌شدت چشم‌گیریه.

311
00:33:26,472 --> 00:33:29,436
‫منظورت «راهبه قاتل»ـه دیگه؟

312
00:33:29,566 --> 00:33:30,918
‫راهبه قاتل.

313
00:33:35,104 --> 00:33:37,847
‫اینجا رو دوست داری؟

314
00:33:37,978 --> 00:33:40,551
‫اونطوری که انتظار داشتم نیست.

315
00:33:41,422 --> 00:33:43,775
‫چه انتظاری داشتی؟

316
00:33:43,905 --> 00:33:46,779
‫انتظار یه‌مشت آمیش رو داشتم.
‫[ آمیش:  یک مذهب مسیحی آناباپتیست ]

317
00:33:46,909 --> 00:33:50,094
‫کلاه‌های حصیری سرشونه،
‫کره می‌گیرن و کلاه می‌بافن.

318
00:33:50,224 --> 00:33:53,538
‫می‌خندم دردم میاد.

319
00:33:57,503 --> 00:33:59,066
‫منکه اینجا رو دوست دارم.

320
00:34:01,679 --> 00:34:03,211
‫آره.

321
00:34:03,341 --> 00:34:05,084
‫آدم رو وابسته می‌کنه.

322
00:34:07,787 --> 00:34:10,090
‫حس خونه‌ی خود آدم رو می‌ده.

323
00:34:14,456 --> 00:34:15,938
‫حسابی دوبه‌شک بودم،

324
00:34:16,068 --> 00:34:18,852
‫وقتی «پـر ژان» قضیه لوران
‫رو برام تعریف کرد،

325
00:34:18,982 --> 00:34:21,646
‫بعد تصمیم گرفتم تو پیاده‌روی زائران کامینو
‫رو به سمت «سنـیتگو» شرکت کنم

326
00:34:21,776 --> 00:34:24,960
‫وسط راه هم یه‌سر رفتم صومعه
‫و لوران رو دیدم.

327
00:34:25,090 --> 00:34:26,612
‫و همون‌جا متوجه شدم.

328
00:34:28,004 --> 00:34:29,396
‫آره. بچه‌ی گُلیه.

329
00:34:29,526 --> 00:34:31,228
‫که تو رو الگوی خودش قرار داده.

330
00:34:31,358 --> 00:34:33,021
‫و به‌خاطر تو الان اینجاست.

331
00:34:33,151 --> 00:34:34,713
‫بهتره بگیم به‌خاطر ایزابل.

332
00:34:34,843 --> 00:34:37,116
‫پس از دوتاتون ممنونیم.

333
00:34:37,246 --> 00:34:39,990
‫و...واقعاً ناراحتم که
‫می‌خوای بری.

334
00:34:42,123 --> 00:34:44,736
‫تو به قول‌ت عمل کردی.
‫ما هم به قول‌مون عمل می‌کنیم.

335
00:34:44,866 --> 00:34:47,139
‫یه کشتی پیدا کردیم
‫تا تو رو برگردونه خونه‌ت.

336
00:34:47,270 --> 00:34:50,233
‫کشتی برای ماهی‌گیرهای «دوور»ـیه.
‫صحیح و سالم به انگلستان می‌رسی.

337
00:34:50,364 --> 00:34:53,848
‫ اون‌جا کُلی دوست و آشنا دارن که
‫راحت تا «نـیوفـاندلند» می‌برنت.

338
00:34:53,978 --> 00:34:56,201
‫دیگه از اونجا به بعدـش به عهده خودته.

339
00:34:56,332 --> 00:34:58,204
‫کی حرکت می‌کنه؟

340
00:34:58,334 --> 00:35:00,207
‫دو روز دیگه می‌رسه اونجا.

341
00:35:00,337 --> 00:35:02,259
‫باید اول پیاده بری تا ساحل شمالی.

342
00:35:02,390 --> 00:35:05,704
‫پس باید صبح زود حرکت کنی.

343
00:35:08,097 --> 00:35:10,801
‫مگه اینکه بخوای اینجا بمونی.

344
00:35:10,931 --> 00:35:12,934
‫خب راستش، خانواده‌ام
‫ منتظرم هستن.

345
00:35:13,064 --> 00:35:14,506
‫خب اینجا هم یه‌سری هستن که

346
00:35:14,636 --> 00:35:16,418
‫دوست دارن بمونی.

347
00:35:19,642 --> 00:35:21,265
‫به این آسونی‌ها نیست.

348
00:35:25,440 --> 00:35:28,054
‫خدا می‌دونه فردا چی در انتظارمونه.

349
00:35:28,194 --> 00:35:34,382
‫اون سـر دنیا، اون‌ها دارن به
‫زندگی‌شون ادامه می‌دن.

350
00:35:34,512 --> 00:35:39,299
‫اما ما اینجا بهت نیاز داریم.

351
00:35:41,782 --> 00:35:45,317
‫این جنگِ من نیست.

352
00:35:48,501 --> 00:35:52,506
‫شاید این جنگی که می‌گی
‫دلیل ناراحتی‌ات نیست.

353
00:35:52,636 --> 00:35:56,732
‫گاهی اوقات، وقتی خونه‌مون
‫رو ترک می‌کنیم

354
00:35:56,862 --> 00:35:59,345
‫متوجه می‌شیم اصلاً به اونجا تعلق
‫نداشیم و خونه‌مون یه‌جای دیگه‌ست.

355
00:36:08,354 --> 00:36:10,357
‫بی‌دقتی کردیم، خانم.

356
00:36:12,109 --> 00:36:13,110
‫دسته‌کـم گرفته بودیم‌شون.

357
00:36:14,412 --> 00:36:16,114
‫خیلی زیاد بودن و
‫یهو ریختن سرـمون.

358
00:36:16,924 --> 00:36:17,926
‫بـرامون کمین کرده بودن.

359
00:36:22,423 --> 00:36:25,022
‫والا ترین چیزی که انسان می‌تونه
‫در راه بـاورش از دست بده، جون‌شه.

360
00:36:26,853 --> 00:36:27,855
‫درسته خانم.

361
00:36:42,116 --> 00:36:44,118
‫و با این حال، تو کوچک‌ترین
‫آسیبی هم ندیدی.

362
00:36:45,453 --> 00:36:47,135
‫آره. چون پسره فرار کرد.

363
00:36:48,166 --> 00:36:49,167
‫رفتم دنبالش.

364
00:36:50,627 --> 00:36:52,597
‫صدای شلیک شنیدم، وقتی که برگشتم...

365
00:36:52,747 --> 00:36:53,748
‫دیگه خیلی دیر شده بود.

366
00:36:56,810 --> 00:36:58,412
‫نهایت تلاشت رو کردی.

367
00:37:02,100 --> 00:37:06,682
‫می‌دونی، قبل از این اوضاع
‫من شب‌ها تو یه موزه سرکار می‌رفتم.

368
00:37:08,776 --> 00:37:11,246
‫هر شب و هر شب
‫فقط من بودم و آثار هنری.

369
00:37:12,198 --> 00:37:15,101
‫هزاران چـشم، تو نقاشی های مختلف
‫ اتاق به اتاق دنبالم می‌کردن.

370
00:37:16,745 --> 00:37:18,427
‫می‌دونی چی یـاد گرفتم؟

371
00:37:18,904 --> 00:37:21,036
‫نه خانم.

372
00:37:21,626 --> 00:37:25,631
‫یاد گرفتم چه چشمی دروغ می‌گه
‫و چه چشمی راست.

373
00:37:32,390 --> 00:37:33,832
‫خودت کشتی‌شون نـه؟

374
00:37:52,960 --> 00:37:54,321
‫گفتن پسره رو بکش.

375
00:37:56,097 --> 00:37:57,098
‫نتونستم.

376
00:38:01,388 --> 00:38:03,391
‫این نشون می‌ده اون آدمی نیستی
‫که فکر می‌کردم.

377
00:38:08,648 --> 00:38:10,517
‫اتحادیه داره گول‌شون می‌زنه.

378
00:38:11,777 --> 00:38:16,503
‫هر آدمی که به‌شون ملحق باشه، ما ضعیف‌تر
‫می‌شیم و برای همین باید جلوشون رو بگیریم.

379
00:38:16,708 --> 00:38:18,310
‫چـون ما داریم آینده رو می‌سازیم.

380
00:38:19,036 --> 00:38:20,038
‫نه برای خودمون.

381
00:38:20,521 --> 00:38:22,156
‫برای کسانی که بعد از ما میان.

382
00:38:22,983 --> 00:38:25,052
‫باید دست به کارهای سخت
‫و وحشتناکی بزنیم

383
00:38:25,077 --> 00:38:28,382
‫تا آیندگان‌مون زندگی راحتی داشته باشن.

384
00:38:33,814 --> 00:38:34,815
‫این «آشیانه» کجا هست حالا؟

385
00:38:58,747 --> 00:39:00,750
‫فقط کار رو واسه خودت سخت‌تر می‌کنی.

386
00:39:41,818 --> 00:39:43,871
‫همین الان خبردار شدم.

387
00:39:45,353 --> 00:39:46,704
‫نمی‌خواستی چیزی بگی؟

388
00:39:46,834 --> 00:39:51,971
‫به‌شون قول دادم،
‫همونطور که به‌ تو قول دادم.

389
00:39:52,933 --> 00:39:56,027
‫به قولت هم عمل کردی و ازت ممنونم.

390
00:40:04,959 --> 00:40:07,181
‫اما گفتی برای این «کامن‌ولث»
‫رو ترک کردی

391
00:40:07,312 --> 00:40:10,195
‫که ببینی توی دنیا چه‌خبره.

392
00:40:10,326 --> 00:40:12,889
‫یه‌چیزی پیدا کردی دیگه.

393
00:40:13,900 --> 00:40:16,464
‫شاید نه دقیقاً چیزی که دنبالش بودی،
‫ولی...

394
00:40:17,255 --> 00:40:20,780
‫از وقتی اومدم این‌جا
‫داستان همین بوده.

395
00:40:25,265 --> 00:40:27,929
‫پس لوران چی؟

396
00:40:28,059 --> 00:40:30,412
‫می‌خوای بدون خداحافظی
بذاری بری؟

397
00:40:30,542 --> 00:40:34,117
‫می‌خوای ولش کنی و بری،
‫مثل کاری که بابات با خودت کرد؟

398
00:40:35,249 --> 00:40:36,821
‫این قضیه فرق داره.

399
00:40:38,994 --> 00:40:43,309
‫به‌نظرم لوران براـت خیلی ارزش‌منده
‫و از همین می‌ترسی.

400
00:40:46,143 --> 00:40:48,276
‫به‌خیال خودت مثلاً داری
‫از تکرار اتفاقات گذشته فرار می‌کنی،

401
00:40:48,406 --> 00:40:50,289
‫اما اینطور نیست.

402
00:40:50,419 --> 00:40:52,902
‫داره گذشته تکرار‌ش می‌کنی.

403
00:40:55,295 --> 00:40:57,258
‫ببین، تو باورهای خودت رو داری

404
00:40:57,388 --> 00:40:59,311
‫و من به‌شون احترام می‌ذارم.

405
00:40:59,441 --> 00:41:01,834
‫اینجا هم مثل خونه‌ی خودت می‌مونه،

406
00:41:01,964 --> 00:41:05,018
‫امیدوارم برای دوتاتون همینطور باشه.

407
00:41:05,148 --> 00:41:07,932
‫اما منم باید برگردم به خونه‌ی خودم.

408
00:41:11,246 --> 00:41:12,598
‫خب پس از آشنایی‌ات خوشحال شدم.

409
00:41:13,690 --> 00:41:16,083
خدا نگهدارـت باشه.

410
00:45:58,658 --> 00:46:01,241
‫« ویلــیام تــی دیکسون »

411
00:47:10,033 --> 00:47:11,605
‫آهــای!

412
00:47:12,436 --> 00:47:13,788
‫آهــای!

413
00:48:44,738 --> 00:48:46,781
‫دریل؟

414
00:48:52,969 --> 00:48:55,322
‫دریــل؟

415
00:48:55,893 --> 00:48:57,024
‫دریل؟

416
00:51:03,843 --> 00:51:05,144
‫بیا بیرون.

417
00:51:05,275 --> 00:51:07,978
‫دستت رو ببر بالا.

418
00:51:19,927 --> 00:51:22,451
‫چی می‌خوای زنیکه؟

419
00:51:22,581 --> 00:51:23,983
‫دنبال دردسر نیستم.

420
00:51:24,113 --> 00:51:26,596
‫دارم دنبال دوستم می‌گردم.

421
00:51:26,726 --> 00:51:28,118
‫اسمش «دریل دیکسون»ـه.

422
00:51:28,248 --> 00:51:31,172
‫تا حالا همچین اسمی به گوشم نخورده.

423
00:51:31,303 --> 00:51:32,694
‫موتوری که زیر پاتـه مال اونه.

424
00:51:34,637 --> 00:51:35,718
‫این رو پیداش کردم.

425
00:51:37,096 --> 00:51:39,189
‫مطمئنی؟

426
00:51:40,625 --> 00:51:42,718
‫من راه خیلی طولانی‌ای رو
‫برای پیدا کردن دوستم اومدم.

427
00:51:42,848 --> 00:51:46,903
‫پس فکرکنم باید همون راه طولانی
‫رو دور بزنی برگردی خونه‌ت.

428
00:51:47,033 --> 00:51:48,711
‫البته بعد از اینکه
‫وسایلت رو گشتم.

429
00:51:48,736 --> 00:51:50,022
‫حالا برو اون‌ور.

430
00:51:52,921 --> 00:51:55,314
‫آفرین.

431
00:51:56,406 --> 00:51:58,228
‫بازش کن.

432
00:51:58,368 --> 00:52:00,241
‫همین الان.

433
00:52:28,348 --> 00:52:30,441
‫آروم باش خانم.

434
00:52:30,571 --> 00:52:31,873
‫من رو نکش.

435
00:52:32,003 --> 00:52:33,315
‫موتور رو کجا پیدا کردی؟

436
00:52:33,445 --> 00:52:35,498
‫قسم می‌خورم با یه‌سری
‫خرت و پرت معاوضه‌شون کردم.

437
00:52:35,628 --> 00:52:37,671
‫- با کی؟
‫- چند نفر.

438
00:52:37,801 --> 00:52:39,894
‫چـند کیلومتر پایین‌تر از
‫جاده کمپ زده بودن.

439
00:52:40,024 --> 00:52:43,508
‫وقتی پمپ‌بنزین قدیمی رو دیدی،
‫باید بری سمت راست.

440
00:52:43,638 --> 00:52:47,043
‫اگه دروغ بگی برنمی‌گردم دنبالت.

441
00:52:47,173 --> 00:52:49,176
‫نـه، نـه، نـه، نـه!

442
00:52:49,306 --> 00:52:51,970
‫بابا بی‌خیال.

443
00:52:52,794 --> 00:52:54,689
‫بی‌خیال!

444
00:52:54,713 --> 00:52:56,423
!نمی‌تونی اینجا ولم کنی

445
00:53:01,024 --> 00:53:05,710
« پــایــان فــصـل اول »

446
00:53:05,734 --> 00:53:26,734
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
