1
00:00:01,361 --> 00:00:08,351
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:07,467 --> 00:00:10,636
‫نه من هنری رو انتخاب کردم،
‫نه هنری من رو.

3
00:00:10,720 --> 00:00:14,724
‫صرفا به ترتیب نادرستی
‫سر راه همدیگه سبز شدیم.

4
00:00:18,728 --> 00:00:20,855
‫بیا طبقه آخر.

5
00:00:20,938 --> 00:00:23,357
‫- سلام، منم، هنری.
‫- بیا طبقه آخر.

6
00:00:25,818 --> 00:00:27,278
‫ملت از مسئولیت‌پذیری می‌گن.

7
00:00:27,361 --> 00:00:30,406
‫همیشه می‌گن همه باید مسئولیت‌پذیر باشن.

8
00:00:30,490 --> 00:00:31,949
‫خب، بذارین مسئله‌ای رو
‫باهاتون در میون بذارم:

9
00:00:32,033 --> 00:00:33,701
‫پای عاشق شدن که وسط باشه،

10
00:00:34,327 --> 00:00:36,454
‫مسئولیتش رو دوش هیچ‌کس نیست.

11
00:00:36,537 --> 00:00:37,997
‫واسه همین می‌گن عاشق «شدن».

12
00:00:41,459 --> 00:00:43,878
‫دستور پختش عکس نداشت؟

13
00:00:43,961 --> 00:00:45,129
‫اِم...

14
00:00:47,590 --> 00:00:49,509
‫این قراره اون شکلی بشه؟

15
00:00:51,344 --> 00:00:52,512
‫عاشق شدی؟

16
00:00:53,846 --> 00:00:56,265
‫امیدوارم شده باشی.

17
00:00:56,349 --> 00:01:00,019
‫ولی از خودت بپرس
‫موقع عاشق شدنت،

18
00:01:00,102 --> 00:01:04,357
‫خودت انتخاب کرده بودی
‫چه زمانی، چطوری، عاشق کی بشی؟

19
00:01:04,440 --> 00:01:07,985
‫شخصی که الان بخش اعظمی
‫از زندگیت رو تشکیل می‌ده،

20
00:01:08,069 --> 00:01:10,404
‫اصلا شکل تصوراتت هست؟

21
00:01:10,488 --> 00:01:12,198
‫همون موقع که باید، از راه رسیده بود؟

22
00:01:12,281 --> 00:01:14,575
‫اصلا ذره‌ای طبق برنامه‌ریزی‌هات
‫پیش رفته بود؟

23
00:01:15,785 --> 00:01:18,246
‫طبقه آخریم،
‫بیا بالا!

24
00:01:19,539 --> 00:01:23,000
‫آره، خب، خودم هم حدس می‌زدم
‫اگه بیام بالا، برسم.

25
00:01:23,084 --> 00:01:25,962
‫آدم تصمیم نمی‌گیره،
‫تصمیم آدم رو می‌گیره.

26
00:01:26,045 --> 00:01:29,715
‫طاقت بیار و فرض کن برنامه خودت بوده.

27
00:01:29,799 --> 00:01:31,592
‫این‌طور نیست که آشپزی بلد نباشم.

28
00:01:31,676 --> 00:01:34,512
‫- آشپزی نکردنم تصمیم خودمه.
‫- ولی امروز که داری آشپزی می‌کنی.

29
00:01:34,595 --> 00:01:36,764
‫آره، خب، دارم نصفه و نیمه آشپزی می‌کنم.

30
00:01:36,848 --> 00:01:37,932
‫نگاهی به مرغه بنداز.

31
00:01:38,015 --> 00:01:39,725
‫پس یعنی واقعا ازش خوشت میاد.

32
00:01:39,809 --> 00:01:42,645
‫یا واقعا ازش خوشم میاد،
‫یا با تمام وجود ازش متنفرم.

33
00:01:42,728 --> 00:01:44,272
‫عه، حالا که حرف از وجود شد...

34
00:01:45,815 --> 00:01:47,358
‫تنها فرق عشق من و هنری...

35
00:01:47,441 --> 00:01:48,818
‫اینه که همه‌اش قاطی پاطیه.

36
00:01:48,901 --> 00:01:52,613
‫یعنی هر از گاهی، خبر داریم
‫قراره چه اتفاقاتی رخ بده.

37
00:01:56,117 --> 00:01:58,160
‫از برخی اتفاقات خبر داریم،
‫از همه‌چی خبر نداریم.

38
00:01:58,953 --> 00:02:00,246
‫از برخی وقایع مطلعیم.

39
00:02:02,456 --> 00:02:04,208
‫سلام کتابدار خان!

40
00:02:04,292 --> 00:02:06,043
‫من رو این‌جوری خطاب می‌کنه؟

41
00:02:06,127 --> 00:02:07,962
‫خودش هنری خطابت می‌کنه.

42
00:02:09,964 --> 00:02:12,466
‫خب، تو رو چی خطاب می‌کنه؟

43
00:02:12,550 --> 00:02:15,094
‫- گومز خطابم می‌کنه.
‫- هوم.

44
00:02:15,887 --> 00:02:17,013
‫خوش‌وقتم.

45
00:02:20,516 --> 00:02:21,475
‫بفرما تو.

46
00:02:21,559 --> 00:02:22,852
‫مسلما آدم هر از گاهی...

47
00:02:22,935 --> 00:02:24,645
‫با کسی آشنا می‌شه
‫که از قبل ازش متنفره...

48
00:02:24,729 --> 00:02:26,606
‫مرسی.

49
00:02:26,689 --> 00:02:29,483
‫و آدم هنوز از دلیل نفرتش خبر نداره.

50
00:02:29,567 --> 00:02:31,319
‫وای. چه قشنگ.

51
00:02:31,402 --> 00:02:34,280
‫عه، پس هنوز خونه‌اش نیومدی.

52
00:02:34,363 --> 00:02:35,948
‫واسه چی باید از این بابت خوشحال بشی؟

53
00:02:36,032 --> 00:02:37,074
‫کی گفته من خوشحالم؟

54
00:02:37,158 --> 00:02:39,160
‫لبخند بزرگی که رو صورتت نقش بست...

55
00:02:39,243 --> 00:02:40,620
‫کاملا مشهود بود.

56
00:02:40,703 --> 00:02:43,581
‫- زیاد شوخی می‌کنی‌ها.
‫- کم و زیاد داره.

57
00:02:43,664 --> 00:02:46,959
‫سلام پیشی‌های عزیزم!
‫براتون اسباب‌بازی جدید آوردم.

58
00:02:47,043 --> 00:02:50,504
‫اگه هنری صداش کنین، میاد پیشتون؛
‫ولی می‌تونین کتابدار خان هم خطابش کنین.

59
00:02:50,588 --> 00:02:53,424
‫- ضمنا، کلی شوخی می‌کنه.
‫- لطفا همون هنری صدام کنین.

60
00:02:53,507 --> 00:02:55,635
‫فقط موقع مبارزه با خلافکارها
‫کتابدار خان خطابم می‌کنن.

61
00:02:55,718 --> 00:02:56,844
‫عه، قدرت فوق‌بشریت چیه؟

62
00:02:56,928 --> 00:02:59,305
‫اِم، رده‌بندی ده‌دهی دیوئی رو بلدم
‫و کتاب‌ها رو سریع می‌چینم.

63
00:02:59,388 --> 00:03:00,681
‫معمولا موقع سرقت ملت از بانک...

64
00:03:00,765 --> 00:03:02,391
‫زیاد به درد نمی‌خوره،
‫ولی امیدوارم دیگه.

65
00:03:02,475 --> 00:03:04,769
‫دیدی؟ خیلی بامزه است.
‫همین الانش چهار بار شوخی کرد.

66
00:03:04,852 --> 00:03:06,145
‫ولی مهم نیست.
‫شد پنج‌تا.

67
00:03:06,228 --> 00:03:07,480
‫- وای، سلام!
‫- سلام.

68
00:03:09,231 --> 00:03:13,319
‫- بنده شاریز هستم؛ هم‌اتاقی کلرم.
‫- آره! دوست‌دختر منه.

69
00:03:13,402 --> 00:03:16,322
‫واسه همین بارها اومدم اینجا.

70
00:03:16,405 --> 00:03:18,491
‫آره، باید کمکم کنه
‫وسایل سنگین رو تکون بدیم.

71
00:03:18,574 --> 00:03:19,617
‫تو سکس هم کمکت می‌کنم دیگه.

72
00:03:19,700 --> 00:03:22,078
‫- سکسمون رو از قلم ننداز.
‫- شرط می‌بندم در توانش نیست.

73
00:03:22,912 --> 00:03:24,288
‫- شد شش‌تا.
‫- آبجو می‌خوری؟

74
00:03:24,372 --> 00:03:25,665
‫- آره.
‫- گومز، براش آبجو بیار.

75
00:03:25,748 --> 00:03:28,709
‫- هوم، آبجوها تو یخچالن.
‫- آره، آبجوها تو یخچالن.

76
00:03:28,793 --> 00:03:32,505
‫پس از یخچال براش آبجو بیار گومز.

77
00:03:34,340 --> 00:03:36,634
‫- عحب، یعنی داری...
‫- آره، اِم...

78
00:03:36,717 --> 00:03:39,929
‫- کارم هنوز تموم نشده.
‫- خیلی‌خب.

79
00:03:40,012 --> 00:03:42,181
‫اشکالی داره مرغ
‫این‌قدر صورتی باشه؟

80
00:03:42,264 --> 00:03:44,809
‫اِم، بستگی داره.
‫می‌خوایم بخوریمش، یا احیاش کنیم؟

81
00:03:44,892 --> 00:03:47,645
‫ریزوتوی مرغ و قارچ شیتاکه است.

82
00:03:47,728 --> 00:03:50,106
‫سس کدوی زمستانه و دانه کاج هم داره.

83
00:03:51,065 --> 00:03:52,692
‫هیچ‌کدومتون واقعا آشپزی بلد نیستین؟

84
00:03:52,775 --> 00:03:53,859
‫- نه‌خیر.
‫- نه.

85
00:03:53,943 --> 00:03:55,486
‫چه عالی. مرسی.

86
00:03:55,569 --> 00:03:56,988
‫گمون کنم بتونم
‫یه چیزی ازش دربیارم.

87
00:03:57,071 --> 00:04:00,700
‫کتابدار خان دست به کار شد.
‫مو به تن خودم که سیخ شد.

88
00:04:00,783 --> 00:04:02,576
‫آها، خوش به حالت.
‫برام پیشبند بیار.

89
00:04:02,660 --> 00:04:04,954
‫مهمون دیگه‌ای هم داشتیم؟

90
00:04:05,037 --> 00:04:06,080
‫نه.

91
00:04:09,542 --> 00:04:10,835
‫عه، وایستا کلر.

92
00:04:10,918 --> 00:04:13,129
‫خب، کلر اصلا نگفته بود
‫آشپزی بلدی.

93
00:04:13,212 --> 00:04:14,797
‫یا حتی نگفته بود وجود داری.

94
00:04:17,425 --> 00:04:19,552
‫- کلر، اِم، می‌شه...
‫- چیه؟

95
00:04:19,635 --> 00:04:23,973
‫گـ... گمون کنم طرف رو قبلا دیده باشم.

96
00:04:24,890 --> 00:04:26,475
‫خب، الان هم داری مجددا می‌بینیش دیگه.

97
00:04:27,768 --> 00:04:29,729
‫خب؟ پس برو به دوست‌پسرم پیشبند بده.

98
00:04:33,566 --> 00:04:35,943
‫اطلاع قبلی گاهی اوقات به کار آدم میاد.

99
00:04:36,027 --> 00:04:38,529
‫اطلاع از بخشی از وقایع پیش‌رو
‫گاهی اوقات غیرعادیه،

100
00:04:38,612 --> 00:04:41,866
‫گاهی اوقات به درد می‌خوره،
‫گاهی اوقات هم غم‌انگیزه.

101
00:04:41,949 --> 00:04:45,202
‫- گاهی اوقات به هیچ دردی نمی‌خوره.
‫- گاهی هم ترکیب جفتشونه.

102
00:04:46,829 --> 00:04:48,706
‫خب، چند وقته که با کلر در ارتباطی؟

103
00:04:48,789 --> 00:04:51,000
‫هوم، سوال پیچیده‌ای پرسیدی.

104
00:04:51,083 --> 00:04:53,627
‫نه‌خیر، این‌طور نیست.
‫کجای سوالم پیچیده است؟

105
00:04:53,711 --> 00:04:55,796
‫- خب...
‫- خب، من که همخونه‌اش هستم.

106
00:04:55,880 --> 00:04:58,049
‫خودم هر روز می‌بینمش.
‫تو کی می‌بینیش؟

107
00:04:59,592 --> 00:05:02,094
‫- هر از گاهی می‌بینمش.
‫- جانم؟

108
00:05:02,178 --> 00:05:04,597
‫راستش، حرفم خیلی بامزه بود.
‫ولی باید از ماهیت رابطه‌مون باخبر باشی.

109
00:05:04,680 --> 00:05:06,807
‫عه، هنوز داری شوخی می‌کنی کتابدار خان؟

110
00:05:06,891 --> 00:05:08,601
‫راستش، دیگه داشتم به ته دیگ می‌رسیدم.

111
00:05:08,684 --> 00:05:10,019
‫خدا رو شکر که برگشتی.

112
00:05:10,102 --> 00:05:12,271
‫هنری، می‌شه یه دقیقه بیای اینجا؟

113
00:05:12,354 --> 00:05:15,524
‫- آره، معلومه که می‌شه.
‫- اِم، بچه‌ها، لطفا اگه می‌شه...

114
00:05:15,608 --> 00:05:17,777
‫یه لجظه تنهامون بذارین. مرسی.

115
00:05:20,404 --> 00:05:22,448
‫یکی اومده دم در. با تو کار دارن.

116
00:05:23,199 --> 00:05:24,909
‫- کی؟
‫- با خودت کار دارن.

117
00:05:24,992 --> 00:05:27,328
‫- خیلی‌خب، ولی طرف کیه.
‫- خودتی.

118
00:05:27,411 --> 00:05:28,537
‫- چی؟ خودمم؟
‫- آره.

119
00:05:28,621 --> 00:05:30,122
‫سلام کوچولو!

120
00:05:30,206 --> 00:05:31,415
‫گمون کنم کلر رو ترسونده باشم.

121
00:05:31,499 --> 00:05:33,084
‫آها، هنوز هم صدات رو می‌شنوم‌ها.

122
00:05:33,167 --> 00:05:34,335
‫شرمنده پیرمرد. راستش...

123
00:05:34,418 --> 00:05:36,128
‫الان تحت شرایطی نامناسبی هستم...

124
00:05:36,212 --> 00:05:37,630
‫که هنوز هم ادامه داره.

125
00:05:37,713 --> 00:05:39,381
‫آها، خب، قراره سیزده سال دیگه، برهنه...

126
00:05:39,465 --> 00:05:41,133
‫از دست پلیس‌ها فرار کنی.
‫باید در رو باز کنین.

127
00:05:41,217 --> 00:05:43,135
‫من همین الان با دوستانش آشنا شدم
‫و به همین زودی ازم متنفرن.

128
00:05:43,219 --> 00:05:45,554
‫الان اصلا وقت مناسبی نیست
‫که دو نسخه از من رو ببینن.

129
00:05:45,638 --> 00:05:48,015
‫آها، خب...
‫اگه گفتی مهمون شامتون کیه؟

130
00:06:48,000 --> 00:07:03,000
‫مترجمان: «کیارش نعمت گرگانی و حامی مغیثی»

131
00:07:04,341 --> 00:07:05,384
‫سلام هنری.

132
00:07:10,700 --> 00:07:16,300
‫«همسر مسافر زمان»

133
00:07:19,106 --> 00:07:21,358
‫اِم...

134
00:07:21,442 --> 00:07:22,902
‫لباس‌هام رو عوض کردی.

135
00:07:24,236 --> 00:07:26,238
‫چرا چنین لباسی پوشیدم؟

136
00:07:26,322 --> 00:07:28,407
‫قراره از تیپ خودت بگیم؟

137
00:07:30,534 --> 00:07:31,785
‫وای، خیلی خوشگل شدی.

138
00:07:33,537 --> 00:07:35,122
‫امروز بیست و چهارم مهه.

139
00:07:35,206 --> 00:07:39,627
‫- عه، تولدت مبارک!
‫- سال دو هزار و ششه.

140
00:07:41,170 --> 00:07:44,006
‫به مناسبت تولدت چنین لباسی پوشیدیم؟

141
00:07:44,089 --> 00:07:48,177
‫- سال دو هزار و ششه.
‫- سال دو هزار و شش بودنش مهمه؟

142
00:07:49,428 --> 00:07:51,347
‫نمی‌دونم.
‫چرا مهمه؟

143
00:07:54,850 --> 00:07:55,851
‫آها، وایستا ببینم.

144
00:07:55,852 --> 00:07:57,435
‫[چهل و یک سالگی هنری و هجده سالگی کلر]

145
00:07:57,436 --> 00:07:59,939
‫- هجده ساله شدی؟
‫- همین امروز شدم.

146
00:08:00,981 --> 00:08:02,024
‫هجده ساله شدی.

147
00:08:03,025 --> 00:08:05,069
‫- خیلی‌خب.
‫- خودت چند سالته؟

148
00:08:05,152 --> 00:08:07,279
‫- چهل و یک سالمه.
‫- چهل و یک سالته!

149
00:08:07,363 --> 00:08:10,115
‫وای، از موی خاکستریت خوشم میاد.
‫می‌شه گفت خیلی نازه.

150
00:08:10,199 --> 00:08:12,618
‫وقتی مو خاکستری هستی،
‫احساس امنیت می‌کنم.

151
00:08:13,619 --> 00:08:16,580
‫- بیا کنارم بشین.
‫- واسه چی؟

152
00:08:16,664 --> 00:08:20,251
‫خب، چون کارمون همینه دیگه.
‫می‌شینیم و صحبت می‌کنیم.

153
00:08:20,751 --> 00:08:22,127
‫درسته، ولی...

154
00:08:22,211 --> 00:08:23,420
‫- درسته، ولی چی؟
‫- الان...

155
00:08:24,755 --> 00:08:25,798
‫الان دیگه هجده ساله‌ای.

156
00:08:25,881 --> 00:08:27,549
‫- خب که چی؟
‫- من هم متأهلم.

157
00:08:27,633 --> 00:08:28,968
‫- همسرت که منم.
‫- خب، نه.

158
00:08:29,051 --> 00:08:30,803
‫- خب، آره.
‫- فعلا که نیستی.

159
00:08:30,886 --> 00:08:32,263
‫خب، چرا، فعلا هم هستم.

160
00:08:32,346 --> 00:08:33,514
‫تو چهل و یک ساله‌ای، متأهلی،

161
00:08:33,597 --> 00:08:36,558
‫همسرت هم فعلا خودم هستم.

162
00:08:37,726 --> 00:08:40,312
‫به نظرت همسرم که الان
‫تو تخت‌خواب ولش کردم،

163
00:08:40,396 --> 00:08:43,482
‫چه حسی پیدا می‌کنه که به گذشته...

164
00:08:43,565 --> 00:08:46,777
‫سفر کردم و کنار نسخه...

165
00:08:46,860 --> 00:08:49,029
‫هجده ساله خودش نشستم؟

166
00:08:49,113 --> 00:08:50,030
‫حس نوستالژی بهش دست می‌ده؟

167
00:08:50,114 --> 00:08:51,615
‫- به نظر من که ناراحت می‌شه.
‫- به نظر من نمی‌شه.

168
00:08:51,699 --> 00:08:53,659
‫- به نظر من می‌شه.
‫- طرف خودمه‌ها.

169
00:08:53,742 --> 00:08:55,619
‫داری نظرم راجع به نظر خودم رو تصحیح می‌کنی؟

170
00:08:55,703 --> 00:08:57,246
‫وای، واقعا زن و شوهریم‌ها.

171
00:08:57,329 --> 00:08:59,164
‫ببین کلر، چنین کاری قوانین داره.

172
00:08:59,248 --> 00:09:01,250
‫این جریانات که شروع شده بود،
‫واسه خودم قوانینی وضع کردم...

173
00:09:01,333 --> 00:09:02,584
‫و قرار نیست زیر پا بذارمشون.

174
00:09:02,668 --> 00:09:05,087
‫راجع به کنار بقیه نشستن
‫قوانین وضع کردی؟

175
00:09:05,170 --> 00:09:06,839
‫- خب، نه.
‫- راجع به نشستن کنار شخصی...

176
00:09:06,922 --> 00:09:09,842
‫که بارها همین‌جا کنارش نشستی،
‫قوانین وضع کردی؟

177
00:09:09,925 --> 00:09:11,051
‫درسته، ولی...

178
00:09:12,594 --> 00:09:13,554
‫الان دیگه هجده ساله شدی.

179
00:09:13,637 --> 00:09:15,514
‫- درسته.
‫- خیلی...

180
00:09:15,597 --> 00:09:16,724
‫خیلی چی شدم؟

181
00:09:18,434 --> 00:09:19,935
‫من قوانینی وضع کردم.

182
00:09:20,019 --> 00:09:22,021
‫دیگه قوانین به کارت نمیاد!

183
00:09:22,104 --> 00:09:23,814
‫- دیگه کاری نداریم.
‫- یعنی چی که دیگه کاری نداریم؟

184
00:09:23,897 --> 00:09:26,358
‫- امروز بیست و چهارم سال دو هزار و ششه.
‫- تولدته، چه عالی.

185
00:09:26,442 --> 00:09:27,693
‫- درسته، خب؟
‫- خب که چی؟

186
00:09:27,776 --> 00:09:28,819
‫ای خدا، یادت نمیاد؟

187
00:09:28,902 --> 00:09:32,823
‫طی دوازده سال،
‫صد و پنجاه و دو بار به دیدنم میای.

188
00:09:32,906 --> 00:09:35,075
‫دیگه تموم شد.

189
00:09:35,159 --> 00:09:37,202
‫باید از هم خداحافظی کنیم.
‫آخرین باریه که تو این محوطه...

190
00:09:37,286 --> 00:09:40,664
‫همدیگه رو می‌بینیم،
‫ولی نمی‌دونم چند وقت نمی‌بینمت.

191
00:09:48,964 --> 00:09:50,007
‫خوبی؟

192
00:09:55,137 --> 00:09:57,056
‫حداقل بهم بگو چند وقت نمی‌بینمت.

193
00:10:03,103 --> 00:10:04,229
‫دو سال نمی‌بینی.

194
00:10:04,313 --> 00:10:05,647
‫- دو سال؟
‫- آره، تقریبا.

195
00:10:05,731 --> 00:10:08,025
‫بعدش با نسخه جوانم آشنا می‌شی
‫و بدجوری وحشت می‌کنه.

196
00:10:08,108 --> 00:10:09,693
‫می‌خوام تا دو سال دیگه
‫چیکار کنم؟

197
00:10:09,777 --> 00:10:12,196
‫زندگی خودته دیگه، خب؟
‫زندگیت رو بکن.

198
00:10:12,279 --> 00:10:14,865
‫به فکر وقایع پیش‌رو نباش،
‫آخه در هر صورت رخ می‌دن.

199
00:10:15,616 --> 00:10:16,867
‫هر کاری دوست داری بکن.

200
00:10:17,618 --> 00:10:19,536
‫با ملت آشنا شو.
‫باهاشون باش.

201
00:10:19,620 --> 00:10:21,330
‫- باهاشون باشم؟
‫- آره.

202
00:10:21,413 --> 00:10:22,706
‫- باهاشون باشم؟
‫- خودت متوجهی دیگه.

203
00:10:22,790 --> 00:10:24,958
‫«باهاشون باش» یعنی برم باهاشون...

204
00:10:25,042 --> 00:10:27,086
‫ببین کلر،
‫نسخه بیست و شش ساله من...

205
00:10:27,169 --> 00:10:28,295
‫الان داره زندگیش رو می‌کنه...

206
00:10:28,379 --> 00:10:29,922
‫و به خاطر تو از سکس دوری نمی‌کنه،

207
00:10:30,005 --> 00:10:31,590
‫آخه اصلا از وجودت خبر نداره.

208
00:10:31,673 --> 00:10:33,842
‫پس خواهشا تو هم به خاطر من
‫از سکس دوری نکن.

209
00:10:34,843 --> 00:10:36,720
‫از سکس دوری نکنم.

210
00:10:44,103 --> 00:10:46,188
‫می‌خواستم اولین سکسم با تو باشه.

211
00:10:49,817 --> 00:10:51,360
‫خب، من که نمی‌خوام
‫اولین سکست با من باشه.

212
00:10:57,282 --> 00:10:58,992
‫می‌خوام آخرین سکست با من باشه کلر.

213
00:11:05,290 --> 00:11:07,292
‫- دو سال دیگه؟
‫- آره.

214
00:11:08,585 --> 00:11:11,588
‫دو سال و اندی.

215
00:11:11,672 --> 00:11:13,173
‫خب، اندی یعنی چقدر؟

216
00:11:13,257 --> 00:11:15,175
‫بذار خودش رخ بده دیگه.

217
00:11:18,512 --> 00:11:20,514
‫راستش، تو اصلا من رو نبوسیدی.

218
00:11:20,597 --> 00:11:22,724
‫ای بابا، من که یه میلیون بار بوسیدمت.

219
00:11:23,892 --> 00:11:26,812
‫خب، پس انتظار دارم
‫خیلی ماهر شده باشی.

220
00:11:37,500 --> 00:11:39,583
‫[نوزده سالگی کلر و سی و دو سالگی گومز]

221
00:11:39,783 --> 00:11:42,828
‫آهای. آهای! باید بلند شی.

222
00:11:42,911 --> 00:11:44,580
‫- هوم؟
‫- باید بلند شی.

223
00:11:44,663 --> 00:11:47,458
‫- چی؟
‫- زود باش، خواهش می‌کنم، بجنب.

224
00:11:47,541 --> 00:11:50,294
‫- ساعت چنده؟
‫- داره سه می‌شه.

225
00:11:50,377 --> 00:11:52,463
‫باید بری. بجنب، شاریز داره برمی‌گرده.

226
00:12:13,901 --> 00:12:14,985
‫حالت خوبه؟

227
00:12:16,320 --> 00:12:19,072
‫آره.
‫آره، خوبم.

228
00:12:20,574 --> 00:12:22,659
‫چیزی نمونده بود بی‌خیال پیدا کردنت بشم.

229
00:12:22,743 --> 00:12:27,122
‫اینجا خیلی بزرگه.
‫اصلا بهش عادت نمی‌کنم.

230
00:12:28,415 --> 00:12:31,418
‫راستی، اصلا پول اینجا رو از کجا میارین؟

231
00:12:31,502 --> 00:12:34,671
‫سارق بانکین؟
‫می‌شه من هم سارق بانک بشم؟

232
00:12:34,755 --> 00:12:36,423
‫اینجا رو سه ماه دیگه تخریب می‌کنن.

233
00:12:37,466 --> 00:12:39,051
‫- عجب.
‫- ولی قراره برنامه‌شون عوض بشه...

234
00:12:39,134 --> 00:12:40,719
‫و این ساختمون تا بیست سال دیگه
‫هم پابرجا می‌مونه.

235
00:12:40,802 --> 00:12:41,678
‫از کجا می‌دونی؟

236
00:12:41,762 --> 00:12:43,263
‫وقتی بچه بودم،
‫بهم گفته بودن.

237
00:12:43,347 --> 00:12:45,724
‫وقتی بچه بودی،
‫بهت گفته بودن چه ملکی بگیری؟

238
00:12:45,807 --> 00:12:46,975
‫- کی بهت گفته بود؟
‫- امان از دستت گومز!

239
00:12:47,059 --> 00:12:50,562
‫- می‌شه این‌قدر حرف نزنی؟
‫- عه. عه، حالت خوبه؟

240
00:12:50,646 --> 00:12:53,357
‫نه! چرا. خوبم.

241
00:12:53,440 --> 00:12:58,028
‫اِم... خوبم.

242
00:12:58,111 --> 00:13:01,949
‫وای خدا! افتضاح بود، مگه نه؟
‫سکسم رو می‌گم.

243
00:13:02,032 --> 00:13:03,825
‫نه، معلومه که نه.
‫چرا باید چنین فکری بکنی؟

244
00:13:03,909 --> 00:13:05,577
‫خب، آخه همین الان سکس داشتیم،
‫ولی تو داری گریه می‌کنی.

245
00:13:05,661 --> 00:13:08,372
‫برداشت مثبت از چنین واکنشی
‫کار خیلی دشواریه.

246
00:13:08,455 --> 00:13:10,457
‫به خاطر افتضاح بودن سکست گریه نمی‌کنم.

247
00:13:10,541 --> 00:13:14,461
‫به خاطر بلایی که جفتمون
‫سر شاریز آوردیم گریه می‌کنم.

248
00:13:14,545 --> 00:13:16,588
‫چون با یکی از بهترین دوستانم
‫به اون یکی بهترین دوستم...

249
00:13:16,672 --> 00:13:18,215
‫خیانت کردم و به احتمال زیاد،
‫باقی زندگیم رو...

250
00:13:18,298 --> 00:13:21,927
‫- به گند کشیدم، گریه می‌کنم.
‫- وای، خدا رو شکر.

251
00:13:22,010 --> 00:13:24,513
‫اِم، صرفا چون سکسم افتضاح نبود
‫خدا رو شکر کردم.

252
00:13:24,596 --> 00:13:26,014
‫مسلما بابت باقی حرف‌هات...

253
00:13:26,098 --> 00:13:27,224
‫خدا رو شکر نکردم، خیلی...

254
00:13:27,307 --> 00:13:30,143
‫- خیلی کار بدی کردیم.
‫- جهت شفاف‌سازی بگم که من مست بودم.

255
00:13:30,852 --> 00:13:32,563
‫از خودم متنفرم...

256
00:13:32,646 --> 00:13:34,982
‫و دیگه هرگز چنین کاری نمی‌کنم.

257
00:13:47,077 --> 00:13:49,371
‫راستش، خیال می‌کردم لزبین باشی.

258
00:13:49,454 --> 00:13:51,373
‫برداشت مثبت از چنین حرفی
‫تحت چنین شرایطی...

259
00:13:51,456 --> 00:13:54,167
‫- خیلی دشواره.
‫- نه، صرفا چون همیشه تنهایی...

260
00:13:54,251 --> 00:13:55,460
‫خیال می‌کردم لزبین باشی.

261
00:13:55,544 --> 00:13:57,713
‫خودت که می‌دونی لزبین‌ها تنها نیستن؟

262
00:13:57,796 --> 00:13:59,840
‫صرفا مسئله‌ای رو از آدم پنهان می‌کنن.

263
00:13:59,923 --> 00:14:01,091
‫هنری کیه؟

264
00:14:04,595 --> 00:14:05,929
‫چه بدونم. کیه؟

265
00:14:06,013 --> 00:14:07,764
‫اسمش رو تو خوابت تکرار می‌کردی.

266
00:14:08,807 --> 00:14:11,059
‫آها. اون هنری رو می‌گی.

267
00:14:11,143 --> 00:14:12,603
‫آره، همون هنری رو می‌گم.

268
00:14:13,770 --> 00:14:16,481
‫- کیه؟
‫- عشقمه.

269
00:14:20,110 --> 00:14:22,404
‫چیه؟ چی شده؟ چیه؟

270
00:14:23,488 --> 00:14:25,490
‫خیال می‌کردم کسی رو نداری.

271
00:14:25,574 --> 00:14:27,117
‫واقعا خیال می‌کردم تنهایی.

272
00:14:27,200 --> 00:14:28,785
‫آها، خب، خیلی لطف کردی...

273
00:14:28,869 --> 00:14:29,870
‫که به محض سفر دوست‌دخترت...

274
00:14:29,953 --> 00:14:31,747
‫به بوستون، دلت برام سوخت.

275
00:14:32,789 --> 00:14:35,083
‫ببین پشتت رو خط ننداخته باشم.
‫همیشه خط می‌اندازم.

276
00:14:35,167 --> 00:14:36,627
‫- من عاشق شاریزم.
‫- خوبه!

277
00:14:36,710 --> 00:14:38,503
‫خوبه، خودم هم چنین فکری می‌کردم،
‫آخه رابطه تو و شاریز...

278
00:14:38,587 --> 00:14:40,964
‫درست و حسابیه،
‫اینه که الان باید...

279
00:14:41,048 --> 00:14:42,257
‫ولی عشقم به تو بیشتره!

280
00:14:46,094 --> 00:14:47,804
‫خیلی‌خب، بفرما، دیگه گفتم.

281
00:14:52,225 --> 00:14:53,935
‫ای خدا، ادا کردنش
‫خیلی غیرعادی جلوه می‌کنه.

282
00:14:54,019 --> 00:14:55,562
‫می‌تونم کمکت کنم و بهت بگم...

283
00:14:55,646 --> 00:14:57,105
‫- چطوری فراموشم کنی.
‫- وای، خواهشا نگو.

284
00:14:57,189 --> 00:14:59,107
‫ولی به جاش حقیقت رو بهت می‌گم...

285
00:14:59,191 --> 00:15:00,776
‫که خیلی بدتره.

286
00:15:02,736 --> 00:15:05,155
‫من عاشق تو نیستم.
‫عاشق هنری‌ام.

287
00:15:06,782 --> 00:15:10,994
‫عشقم به هنری بیش
‫از عشق احتمالیم نسبت به تو...

288
00:15:11,078 --> 00:15:12,371
‫یا هر کس دیگه‌ایه.

289
00:15:12,454 --> 00:15:15,666
‫خب، پس طرف کجاست؟
‫هنری کجاست؟

290
00:15:15,749 --> 00:15:17,501
‫اصلا چرا تا حالا ندیدیمش؟

291
00:15:17,584 --> 00:15:19,211
‫تقریبا یه سال دیگه برمی‌گرده.

292
00:15:19,294 --> 00:15:21,088
‫حتما آدم خیلی خفنیه...

293
00:15:21,171 --> 00:15:22,881
‫که تونسته زنی چون تو رو تنها بذاره...

294
00:15:22,964 --> 00:15:25,050
‫ انتظار داشته باشه منتظرش بمونی.

295
00:15:25,133 --> 00:15:27,636
‫شاید من هم زن خیلی خفنی هستم
‫که حاضرم...

296
00:15:27,719 --> 00:15:29,763
‫منتظرش بمونم، بیا چنین احتمالی رو
‫هم در نظر بگیریم.

297
00:15:29,846 --> 00:15:32,140
‫آها، ولی تو که منتظرش نموندی.
‫تو باهام سکس کردی.

298
00:15:36,395 --> 00:15:37,896
‫البته، قبل از این که...

299
00:15:37,979 --> 00:15:39,731
‫حرف دهنم رو بفهمم، بیانش کردم.

300
00:15:44,194 --> 00:15:45,696
‫خیلی‌خب، ببین.

301
00:15:45,779 --> 00:15:48,699
‫دفعه بعدی که من رو دیدی،
‫همه‌چی درست می‌شه.

302
00:15:48,782 --> 00:15:50,909
‫اشاره‌ای به این اتفاق نمی‌کنیم.
‫ولی فعلا...

303
00:15:50,992 --> 00:15:53,578
‫خواهش می‌کنم لطف کن و برو.

304
00:16:28,530 --> 00:16:30,615
‫با کلر تماس گرفتین. پیغام بذارین.

305
00:16:31,199 --> 00:16:32,284
‫سلام کلر.

306
00:16:32,367 --> 00:16:35,454
‫اِم، اگه دو پیغام قبلیم رو گوش ندادی،

307
00:16:35,537 --> 00:16:36,663
‫لطفا گوش نده.

308
00:16:36,747 --> 00:16:39,332
‫موقع ضبط پیغام اولی
‫خیلی احساساتی بودم...

309
00:16:39,416 --> 00:16:40,375
‫و متأسفانه موقع ضبط پیغام دومی...

310
00:16:40,459 --> 00:16:43,420
‫که داشتم بابت احساساتی
‫بودنم عذرخواهی می‌کردم،

311
00:16:43,503 --> 00:16:45,630
‫باز هم احساساتی شدم.

312
00:16:45,714 --> 00:16:47,466
‫راحتم بذار!

313
00:16:47,549 --> 00:16:50,469
‫- راحتم بذار!
‫- چرا هر دفعه این‌طوری می‌شه؟

314
00:16:50,552 --> 00:16:52,554
‫- هر دفعه همین‌طوری می‌شه!
‫- برو بمیر بابا!

315
00:16:52,637 --> 00:16:54,598
‫پرونده بسته شد،
‫خودم درک می‌کنم.

316
00:16:54,681 --> 00:16:57,309
‫ضمنا، هنری رو نمی‌شناسم،

317
00:16:57,392 --> 00:16:58,852
‫ولی حتما آدم خیلی خاصیه.

318
00:16:59,895 --> 00:17:01,146
‫من هم مشتاقم باهاش آشنا بشم.

319
00:17:01,229 --> 00:17:02,439
‫چرا داری دنبالم میای؟

320
00:17:02,522 --> 00:17:03,774
‫- خیلی‌خب، خداحافظ.
‫- راحتم بذار دیگه!

321
00:17:03,857 --> 00:17:05,776
‫چه غلطی می‌کنی؟
‫واقعا چه غلطی می‌کنی؟

322
00:17:05,859 --> 00:17:07,736
‫- [بیست و هفت سالگی هنری]
‫- اِم، ببخشید جناب.

323
00:17:07,819 --> 00:17:09,112
‫ایشون گفتن دنبالشون نکنین دیگه.

324
00:17:09,196 --> 00:17:10,739
‫- تو دیگه کدوم خری هستی؟
‫- شخص خاصی نیستم جناب.

325
00:17:10,822 --> 00:17:12,741
‫ولی این خانم گفتن
‫نباید دنبالشون برین،

326
00:17:12,824 --> 00:17:14,993
‫پس شاید بهتر باشه این طرفی برین.

327
00:17:15,076 --> 00:17:16,870
‫خانم، اگه می‌خواین برین خونه...

328
00:17:16,953 --> 00:17:18,371
‫و نمی‌خواین ایشون دنبالتون کنه،

329
00:17:18,455 --> 00:17:20,123
‫با کمال میل همین‌جا
‫نگهشون می‌دارم.

330
00:17:20,207 --> 00:17:21,792
‫- ممنون.
‫- خیابون مال باباته، ها؟

331
00:17:21,875 --> 00:17:23,460
‫قوانین اینجا رو خودت
‫وضع می‌کنی گنده‌بک خان؟

332
00:17:23,543 --> 00:17:25,587
‫نه‌خیر، خیابون مال بابام نیست. نه‌خیر.

333
00:17:25,670 --> 00:17:27,714
‫ولی با کمال میل حاضرم
‫بکوبونمت تو خیابونی.

334
00:17:35,305 --> 00:17:38,225
‫باشه. یوهو!

335
00:17:49,402 --> 00:17:51,154
‫خب، نظرت راجع به گومز چیه؟

336
00:17:51,238 --> 00:17:53,281
‫منظورت چیه که نظرم راجع بهش چیه؟

337
00:17:53,365 --> 00:17:55,617
‫دوستمه دیگه.
‫شما بهترین دوستانم هستین.

338
00:17:55,700 --> 00:17:57,202
‫وای، به نظرم خیلی ازت خوشش میاد.

339
00:17:57,285 --> 00:17:59,579
‫هوم! نه‌خیر. نه!

340
00:18:00,705 --> 00:18:02,666
‫حتما فهمیدی چه شکلی نگاهت می‌کنه.

341
00:18:02,749 --> 00:18:03,834
‫چه شکلی نگاه می‌کنه؟

342
00:18:03,917 --> 00:18:06,294
‫کاملا درک می‌کنم.
‫زن خیلی زیبایی هستی.

343
00:18:06,378 --> 00:18:09,297
‫خفه شو بابا. خودت زیبایی.
‫گومز عاشقته.

344
00:18:09,381 --> 00:18:11,675
‫- خیال می‌کنه لزبینی.
‫- هوم...

345
00:18:11,758 --> 00:18:13,552
‫خب، بفرما دیگه. خطر رفع شد.

346
00:18:13,635 --> 00:18:15,971
‫من لزبینم،
‫تو هم زن زیبایی هستی.

347
00:18:20,016 --> 00:18:22,894
‫- من هم دقیقا چنین حسی دارم.
‫- چه حسی داری؟

348
00:18:26,982 --> 00:18:29,609
‫وای خدایا! این دیگه چه کاری بود؟
‫این دیگه چه کاری بود؟

349
00:18:29,693 --> 00:18:31,862
‫- وای خدایا. این دیگه چه کاری بود؟
‫- بخشید، ببخشید، ببخشید.

350
00:18:31,945 --> 00:18:33,071
‫نه، نه، عذرخواهی نکن.

351
00:18:33,154 --> 00:18:34,614
‫- عـ...
‫- آخه با خودم گفتم... بی‌فکر عمل کردم.

352
00:18:34,698 --> 00:18:36,491
‫نه، اشکالی نداره.
‫جدی می‌گم، اشکالی نداره.

353
00:18:36,575 --> 00:18:38,660
‫- اشتباه بوست کردم؟
‫- نه! به هیچ وجه.

354
00:18:38,743 --> 00:18:40,954
‫- آخه، راستش...
‫- گاهی اوقات خیال می‌کنم دهنم خیلی خیسه.

355
00:18:41,037 --> 00:18:42,205
‫متوجه شدم گومز چونه‌اش رو پاک می‌کنه.

356
00:18:42,289 --> 00:18:44,040
‫وای خدایا، بس کن شاریز.
‫ببین چی می‌گم.

357
00:18:44,124 --> 00:18:45,542
‫- عذر می‌خوام.
‫- عذر نخواه.

358
00:18:45,625 --> 00:18:47,210
‫اشکالی نداره. آخه...

359
00:18:47,294 --> 00:18:50,589
‫خب، اذیت نکن دیگه. آخه...
‫تو بهترین دوستمی.

360
00:18:50,672 --> 00:18:53,633
‫گومز هم بهترین دوستمه.
‫من هم اصلا...

361
00:18:53,717 --> 00:18:56,595
‫اصلا نمی‌تونم با یکی
‫از بهترین دوستانم...

362
00:18:56,678 --> 00:18:58,263
‫به اون یکی بهترین دوستم
‫خیانت کنم، خب؟

363
00:18:58,346 --> 00:19:01,099
‫چنین کاری خیلی افتضاحه.

364
00:19:01,850 --> 00:19:03,435
‫ضمنا، انگار اخیرا...

365
00:19:03,518 --> 00:19:06,646
‫با کسی ارتباط برقرار نمی‌کنم.
‫یعنی تعمدا ارتباط برقرار نمی‌کنم...

366
00:19:06,730 --> 00:19:08,273
‫و در این حین...

367
00:19:08,356 --> 00:19:11,651
‫اصلا نمی‌خوام زندگیم رو
‫پیچیده‌تر کنم.

368
00:19:11,735 --> 00:19:12,736
‫خب؟

369
00:19:14,279 --> 00:19:15,947
‫- خیلی‌خب.
‫- خیلی‌خب.

370
00:19:17,532 --> 00:19:18,700
‫باشه.

371
00:19:31,254 --> 00:19:33,048
‫- هنری...
‫- کلر.

372
00:19:34,216 --> 00:19:35,216
‫- کلر.
‫- چی شده؟

373
00:19:35,300 --> 00:19:36,593
‫بهت گفته بودم.
‫من قوانین وضع کردم.

374
00:19:36,676 --> 00:19:38,136
‫یکی از قوانینم از این قرار بود
‫که تو این محوطه هیچ اتفاقی رخ نده.

375
00:19:38,219 --> 00:19:40,430
‫آها، قوانینت رو واسه خودت وضع کردی.
‫واسه من که وضع نکردی.

376
00:19:42,098 --> 00:19:43,767
‫کلر.

377
00:19:43,850 --> 00:19:45,310
‫قراره تا دو سال دیگه نبینمت.

378
00:19:45,393 --> 00:19:47,020
‫- خودم می‌دونم. ولی نمی‌شه.
‫- من که همسرتم.

379
00:19:47,103 --> 00:19:49,189
‫همسر من سی و سه سالشه
‫و تو تخت‌خواب منتظرمه.

380
00:19:49,272 --> 00:19:51,274
‫همسرت همین‌جاست
‫و به حد کافی صبر کرده.

381
00:19:51,358 --> 00:19:53,401
‫- ما که هنوز ازدواج هم نکردیم.
‫- چرا، کردیم.

382
00:19:54,778 --> 00:19:56,780
‫کلر، خودت که هنوز باهام ازدواج نکردی.

383
00:19:56,863 --> 00:19:58,698
‫ازدواج کردن چه تفاوتی حاصل می‌کنه؟

384
00:19:58,782 --> 00:19:59,908
‫مشکلت چیه؟

385
00:19:59,991 --> 00:20:02,452
‫اگه خواستگاری نکنی،
‫نمی‌تونی سکس کنی؟

386
00:20:02,535 --> 00:20:04,621
‫نه، منظورم این نبود.
‫من که اصلا ازت خواستگاری هم نکردم.

387
00:20:04,704 --> 00:20:06,414
‫مشکل از همین‌جاست.
‫آخه من اینجا...

388
00:20:06,498 --> 00:20:07,916
‫شاهد بزرگ شدنت بودم.

389
00:20:07,999 --> 00:20:09,960
‫همین یه هفته پیش داشتم
‫اینجا بهت افعال فرانسوی و چکرز...

390
00:20:10,043 --> 00:20:12,170
‫یاد می‌دادم.
‫داشتم عین جوجه اردک‌ها...

391
00:20:12,254 --> 00:20:14,089
‫بهت راه رفتن یاد می‌دادم.
‫اینجا... اینجا...

392
00:20:14,172 --> 00:20:15,882
‫بهت آموزش دادم کلر.

393
00:20:15,966 --> 00:20:18,718
‫مشکل از خود اینجاست.
‫خب؟ عذر می‌خوام...

394
00:20:18,802 --> 00:20:22,889
‫ولی از پسش برنمیام.
‫اینجا از پسش برنمیام.

395
00:20:26,184 --> 00:20:27,644
‫اصلا ازم خواستگاری نکردی؟

396
00:20:29,771 --> 00:20:31,022
‫جانم؟

397
00:20:31,106 --> 00:20:33,858
‫- ازم خواستگاری نکردی؟
‫- اِم، خب،

398
00:20:33,942 --> 00:20:37,112
‫خودمون می‌دونستیم جریان از چه قراره.
‫ازدواجمون اجتناب‌ناپذیر بود.

399
00:20:37,195 --> 00:20:38,488
‫- نه‌خیر، نیست.
‫- چرا، هست.

400
00:20:38,571 --> 00:20:40,532
‫- طرز کارش از همین قراره.
‫- ولی ما که تو آینده ازدواج می‌کنیم.

401
00:20:40,615 --> 00:20:42,033
‫- فرقی نمی‌کنه.
‫- چرا، می‌کنه.

402
00:20:42,117 --> 00:20:44,411
‫نه‌خیر، نمی‌کنه.
‫طرز کار زمان از همین قراره.

403
00:20:44,494 --> 00:20:47,163
‫من قرار نیست به خاطر
‫حرف زمان باهات ازدواج کنم.

404
00:20:47,247 --> 00:20:49,332
‫قراره به خاطر خواسته خودم باهات ازدواج کنم.

405
00:20:49,416 --> 00:20:51,251
‫ضمنا، امکان نداره اگه از خواستگاری نکنی،

406
00:20:51,334 --> 00:20:52,627
‫- باهات ازدواج کنم.
‫- کلر...

407
00:20:52,711 --> 00:20:55,255
‫زمان و مکان مناسب‌تری گیرت نمیاد.

408
00:20:56,047 --> 00:20:57,382
‫تولد هجده سالگیمه.

409
00:20:58,591 --> 00:21:00,468
‫همین‌جاییم.

410
00:21:00,552 --> 00:21:03,138
‫همین‌جاییم که داشتم آماده‌ات می‌کردم.

411
00:21:06,766 --> 00:21:08,977
‫شوهر عزیزم، خواستگاری کن.

412
00:21:10,270 --> 00:21:11,271
‫چی؟

413
00:21:24,576 --> 00:21:27,245
‫کلر ابشیر، همسر عزیزم،

414
00:21:28,580 --> 00:21:29,873
‫با من ازدواج می‌کنی؟

415
00:21:31,374 --> 00:21:33,376
‫هوم... هوم...

416
00:21:33,460 --> 00:21:35,211
‫«هوم» دیگه یعنی چی؟

417
00:21:35,295 --> 00:21:36,796
‫خب...

418
00:21:36,880 --> 00:21:38,757
‫آخه آدم بدون دور آزمایشی که...

419
00:21:38,840 --> 00:21:40,175
‫نمی‌ره یهو ماشین بخره، مگه نه؟

420
00:21:40,258 --> 00:21:42,427
‫این‌جوری که نمی‌شه.

421
00:21:42,510 --> 00:21:44,596
‫چندین بار بدن لختت رو دیدم.

422
00:21:45,388 --> 00:21:46,514
‫توی هجده سالگی چی؟

423
00:21:46,598 --> 00:21:49,934
‫کلر، خیال کردی چقدر آدم سطحی‌ای هستم؟

424
00:23:05,510 --> 00:23:08,012
‫کلر؟

425
00:23:09,430 --> 00:23:10,890
‫- کلر؟
‫- هوم؟

426
00:23:12,725 --> 00:23:13,852
‫حالت خوبه؟

427
00:23:14,936 --> 00:23:18,606
‫- آره.
‫- پس چرا گریه می‌کنی؟

428
00:23:23,987 --> 00:23:26,906
‫چون قراره دو سال نبینمت.

429
00:23:26,990 --> 00:23:31,536
‫- ولی تهش که قراره ببینی.
‫- چرا همیشه باید منتظر بمونم؟

430
00:23:31,619 --> 00:23:33,621
‫من بودم که منتظر موندم.

431
00:23:34,414 --> 00:23:35,999
‫تو کل عمرت منو می‌شناختی.

432
00:23:37,250 --> 00:23:39,335
‫من تازه توی بیست و هشت سالگیم
‫باهات آشنا شدم.

433
00:23:39,419 --> 00:23:42,213
‫آره، ولی تو که نمی‌دونستی منتظر منی.

434
00:23:42,297 --> 00:23:45,049
‫سرت با گاییدن بقیه خانم‌ها گرم بود.

435
00:23:45,133 --> 00:23:47,260
‫دو سال دیگه دوباره مال خودت می‌شم.

436
00:23:47,343 --> 00:23:49,137
‫ما توی رابطه‌ایم.

437
00:23:49,220 --> 00:23:50,972
‫از این به بعد لازم نیست
‫کسی توی زندگی‌مون باشه.

438
00:23:51,055 --> 00:23:52,307
‫از دو سال بعد.

439
00:23:55,977 --> 00:23:57,562
‫می‌خواستی ازم سوالی بپرسی.

440
00:23:58,313 --> 00:23:59,480
‫کدوم سوال؟

441
00:24:00,565 --> 00:24:05,153
‫- جدی می‌گی؟
‫- آها. اون سواله رو می‌گی.

442
00:24:12,493 --> 00:24:14,913
‫گمونم به جوابم به فکر کردم.

443
00:24:14,996 --> 00:24:16,456
‫- جدا؟
‫- آره.

444
00:24:18,541 --> 00:24:21,419
‫- شرمنده.
‫- شرمنده؟

445
00:24:21,502 --> 00:24:23,379
‫خب، شرمنده بابت دو سال.

446
00:24:23,463 --> 00:24:24,422
‫هنری نرو.

447
00:24:24,505 --> 00:24:28,718
‫خداحافظ کلر.

448
00:24:36,809 --> 00:24:38,436
‫- نه!
‫- نه، نه، نه. نترسین.

449
00:24:38,519 --> 00:24:40,104
‫نترسین، چیزی نیست.
‫نترسین، هیچی نیست!

450
00:24:40,188 --> 00:24:42,273
‫- کجا می‌ری واسه خودت؟
‫- می‌گیرمش!

451
00:24:43,942 --> 00:24:46,236
‫- بگیریدش!
‫- بچه اینجاست‌ها!

452
00:25:42,041 --> 00:25:43,084
‫گندش بزنن!

453
00:25:43,167 --> 00:25:45,295
‫- بله؟
‫- کلر. کلر، منم هنری.

454
00:25:45,378 --> 00:25:47,297
‫نمی‌دونم الآن چه سالیه، خودتی؟

455
00:25:47,380 --> 00:25:49,799
‫- هنری؟
‫- آره. منم هنری.

456
00:25:49,882 --> 00:25:53,177
‫- هنری که الآن اینجاست.
‫- ای ولم کن بابا!

457
00:25:53,261 --> 00:25:55,888
‫- هنری؟
‫- آره، برو صداش کن. هنری رو صدا کن.

458
00:26:00,810 --> 00:26:02,770
‫- لباس‌هام کجان؟
‫- کدوم لباس‌ها؟

459
00:26:02,854 --> 00:26:05,148
‫مگه هنوز اینجا مستقر نشدی؟
‫لباس نداری؟

460
00:26:05,231 --> 00:26:07,066
‫- اولین باره میای.
‫- ای بابا، جدی؟

461
00:26:07,150 --> 00:26:09,193
‫- تو که باید بدونی.
‫- چی رو بدونم؟

462
00:26:09,277 --> 00:26:11,696
‫- تو که باید یادت باشه.
‫- چرا؟

463
00:26:11,779 --> 00:26:14,032
‫نکنه اولین بار که اومدی
‫توی اتاقم رو یادت نیست؟

464
00:26:14,115 --> 00:26:16,200
‫الکی منو مقصر ندون.
‫ایشونه که حواسش جمع نیست.

465
00:26:16,284 --> 00:26:18,328
‫الآن من شدم مقصر حافظه کوتاهت؟

466
00:26:18,411 --> 00:26:20,163
‫- دقیقا.
‫- بسه دیگه، بسه.

467
00:26:20,246 --> 00:26:22,665
‫اصلا از کجا اومدی؟ چند سالته؟

468
00:26:22,749 --> 00:26:23,958
‫چهل و یک سالمه.

469
00:26:24,042 --> 00:26:27,378
‫چهل و یک؟ یعنی...
‫سیزده سال اومدی عقب؟

470
00:26:27,462 --> 00:26:29,047
‫آره، تقریبا سیزده سال.

471
00:26:29,130 --> 00:26:30,715
‫یعنی واسه خودتون عجیب نیست؟

472
00:26:30,798 --> 00:26:32,383
‫چطوری با هم صحبت می‌کنین؟

473
00:26:32,467 --> 00:26:33,551
‫چرا صحبت نکنیم؟

474
00:26:33,634 --> 00:26:35,428
‫لابد تک‌تک حرف‌هاش رو یادته.

475
00:26:35,511 --> 00:26:37,555
‫تک‌تک حرف‌های من،
‫یا حرف‌های خودت.

476
00:26:37,638 --> 00:26:39,223
‫انگار متنش رو از قبل خوندی.

477
00:26:39,307 --> 00:26:41,893
‫خودت حرف‌هایی که
‫سیزده سال پیش زدی رو یادته؟

478
00:26:41,976 --> 00:26:44,187
‫سیزده روز پیش چی؟
‫اصلا دیروز رو یادته؟

479
00:26:44,270 --> 00:26:46,564
‫چنین مکالمه‌ای که حتما یادم می‌موند.

480
00:26:46,647 --> 00:26:48,024
‫آره، تازه بماند که
‫اهل مشروب هم هست.

481
00:26:48,107 --> 00:26:50,068
‫می‌شه یه چیزی تنت کنی؟
‫مثلا یه حوله‌ای؟

482
00:26:50,151 --> 00:26:52,278
‫دیگه از اندام لخت خودتم بدت میاد؟

483
00:26:52,362 --> 00:26:53,571
‫ناراحتم می‌بینم این شکلی شده.

484
00:26:53,654 --> 00:26:56,074
‫نمی‌دونم راستش.
‫من که هنوز خوشم میاد عشقم.

485
00:26:56,157 --> 00:26:57,617
‫- مرسی عزیزدلم.
‫- باهاش لاس نزن.

486
00:26:57,700 --> 00:26:58,910
‫از کجا اومدی اینجا؟

487
00:26:58,993 --> 00:27:00,787
‫واسه خودم می‌چرخم دیگه.

488
00:27:00,870 --> 00:27:03,122
‫- اینجا هم پیدام شد.
‫- عه، با کی می‌چرخیدی؟

489
00:27:03,206 --> 00:27:06,042
‫می‌شه بهش دست نزنی؟
‫داره کم‌کم خوشش میاد.

490
00:27:06,125 --> 00:27:08,669
‫بابا از دست تو!
‫خودتو کنترل کن دیگه.

491
00:27:08,753 --> 00:27:11,589
‫بدترین قرار شام دنیاست.
‫یه نفر دیگه جای من شق کرده.

492
00:27:11,672 --> 00:27:13,508
‫شب شام روزیتو مرغ و شیتاکه‌ست؟

493
00:27:13,591 --> 00:27:14,592
‫- آره.
‫- چی؟

494
00:27:14,675 --> 00:27:16,552
‫- ای تُف. گومز.
‫- گومز؟

495
00:27:16,636 --> 00:27:19,097
‫کم‌کم داره یادم میاد.
‫البته مبهمه.

496
00:27:19,180 --> 00:27:21,182
‫آهای، انقدر مشروب نخور.
‫تداخل ایجاد می‌کنی.

497
00:27:22,308 --> 00:27:23,559
‫- کلر؟
‫- بله؟

498
00:27:23,643 --> 00:27:24,811
‫- حالت خوبه؟
‫- اوهوم؟

499
00:27:24,894 --> 00:27:26,437
‫ناسلامتی با دوست‌پسر
‫جدید و جذابش توی اتاقه،

500
00:27:26,521 --> 00:27:28,940
‫- جنابعالی هم سرت رو انداختی اومدی.
‫- کلر، حالت خوبه؟

501
00:27:29,023 --> 00:27:30,942
‫- آره، خوبم. مگه چی شده؟
‫- هیچی، آخه...

502
00:27:31,025 --> 00:27:33,778
‫می‌خواستم مطمئن بشم
‫که اوضاع روبه‌راهه.

503
00:27:33,861 --> 00:27:36,364
‫نه، اوضاع روبه‌راهه.
‫ممنون گومز، مرسی.

504
00:27:37,031 --> 00:27:38,032
‫بی‌شعور.

505
00:27:38,866 --> 00:27:40,076
‫- چه زری زدی؟
‫- هیچی، من...

506
00:27:40,159 --> 00:27:41,577
‫من هیچی نگفتم داداش.

507
00:27:41,661 --> 00:27:43,704
‫گومز دارن در می‌زنن،
‫می‌شه جواب بدی؟

508
00:27:43,788 --> 00:27:45,498
‫- یعنی کیه؟
‫- نمی‌دونم، می‌شه جواب بدی؟

509
00:27:46,833 --> 00:27:49,502
‫- آره.
‫- ممنون. ممنون.

510
00:27:51,712 --> 00:27:53,423
‫- چرا این کار رو کردی؟
‫- چی کار؟

511
00:27:53,506 --> 00:27:55,341
‫- بهش گفتی بی‌شعور.
‫- به فکر خودم بودم.

512
00:27:55,425 --> 00:27:57,009
‫بسه! با جفتتونم.
‫گومز آدم خوبیه.

513
00:27:57,093 --> 00:27:58,302
‫هیچی نشده ازش بدم میاد.

514
00:27:58,386 --> 00:27:59,971
‫- آهای! رفیق خودمه.
‫- اصلا هم نیست.

515
00:28:00,054 --> 00:28:01,264
‫- جدی می‌گم.
‫- خبر داری رفیقت...

516
00:28:01,347 --> 00:28:03,766
‫چشمش دنبال خانمته دیگه؟

517
00:28:03,850 --> 00:28:06,352
‫کدوم مردیه که چشمش دنبالش نباشه؟

518
00:28:06,436 --> 00:28:08,813
‫هنری، خوب بلدی تعریف کنی‌ها.

519
00:28:10,398 --> 00:28:14,193
‫تو واقعا چه مرگته؟
‫با یه لبخند سیخ می‌کنی.

520
00:28:14,277 --> 00:28:16,279
‫واسه چی پشت در موندی؟

521
00:28:16,362 --> 00:28:18,281
‫می‌خوام بقیه شب یادم بیاد.

522
00:28:18,364 --> 00:28:19,907
‫بابت اتفاقی که قراره بیفته...

523
00:28:19,991 --> 00:28:21,909
‫عذرخواهی می‌کنم.

524
00:28:21,993 --> 00:28:24,454
‫گومز خواهشا می‌شه تنهامون بذاری؟

525
00:28:28,374 --> 00:28:30,626
‫هوم. نمی‌دونستم از قرمزی‌ها خوشت میاد.

526
00:28:30,710 --> 00:28:32,795
‫لازمه یه توضیحاتی قبلش بدم.

527
00:28:32,879 --> 00:28:35,465
‫- گفت از دوستاته، گذاشتم بیاد داخل.
‫- دارم می‌بینم.

528
00:28:35,548 --> 00:28:37,967
‫- نمی‌خواستم این‌جوری...
‫- خیلی لطف کردی.

529
00:28:38,050 --> 00:28:39,510
‫من دوست‌دختر هنری‌ام.

530
00:28:39,594 --> 00:28:43,055
‫منم همین‌طور. خوشحال می‌شم
‫قرار دونفره بذاریم.

531
00:28:45,558 --> 00:28:47,727
‫تا حالا با موی کوتاه ندیده بودمت.

532
00:28:47,810 --> 00:28:49,020
‫حالت چطوره اینگرید؟

533
00:28:49,103 --> 00:28:51,814
‫اینش رو تو بگو.
‫توی آینده حالم چطوره؟

534
00:28:51,898 --> 00:28:53,024
‫یا نکنه قطع رابطه کردیم؟

535
00:28:53,107 --> 00:28:54,650
‫پس درمورد سفر در زمانش می‌دونی؟

536
00:28:54,734 --> 00:28:56,152
‫از همه‌چیش خبر دارم.

537
00:28:56,235 --> 00:28:57,695
‫خیلی بیشتر از تو باهاش بودم.

538
00:28:57,778 --> 00:29:00,740
‫ولی من از شیش سالگی می‌شناسمش.

539
00:29:00,823 --> 00:29:02,325
‫- شیش سالگی؟
‫- عه...

540
00:29:02,408 --> 00:29:04,619
‫- چندش!
‫- خب دیگه، به نظرم وقتشه بریم...

541
00:29:04,702 --> 00:29:05,912
‫- نوشیدنی بخوریم؟
‫- بخوریم؟

542
00:29:05,995 --> 00:29:07,955
‫- چرا که نه؟
‫- عالیه.

543
00:29:09,457 --> 00:29:12,502
‫الآن قراره چی بشه؟

544
00:29:13,336 --> 00:29:14,795
‫- شام می‌خوریم.
‫- سر شام چی می‌شه؟

545
00:29:14,879 --> 00:29:17,507
‫- همه واقعیت رو می‌گن.
‫- حتی من؟

546
00:29:18,508 --> 00:29:19,550
‫دو بار هم می‌گی.

547
00:29:21,385 --> 00:29:24,430
‫عجب، چه آپارتمان قشنگی.

548
00:29:24,514 --> 00:29:27,850
‫- مگه دانشجو نبودی؟
‫- تصمیم خانواده بود دیگه.

549
00:29:27,934 --> 00:29:30,645
‫آها، پس پولدار هم هست.

550
00:29:31,812 --> 00:29:33,105
‫حالا چطوری اینجا رو پیدا کردی؟

551
00:29:33,189 --> 00:29:35,942
‫درمورد قرار شام
‫واسش پیغام صوتی گذاشتی.

552
00:29:36,025 --> 00:29:39,529
‫کل پیغام‌هاش رو گوش می‌دم.
‫پیشنهادم اینه تو هم گوش بدی.

553
00:29:42,657 --> 00:29:44,075
‫تا حالا از من چیزی گفته؟

554
00:29:45,409 --> 00:29:48,204
‫گفته بود که رابطه‌تون
‫زیاد با هم خوب نبود.

555
00:29:48,287 --> 00:29:50,540
‫که تهش قرار بود جدا بشین.

556
00:29:51,666 --> 00:29:52,750
‫آره، منطقیه اینو بگه.

557
00:29:52,833 --> 00:29:55,211
‫آخه درمورد دوست‌دختر
‫قبلیش هم اینو می‌گفت.

558
00:29:56,546 --> 00:30:00,174
‫البته اینم گفته بود که
‫خیلی اختلاف نظر داشتین.

559
00:30:00,258 --> 00:30:03,761
‫اشتباه می‌کنه.
‫خیلی هم تفاهم داریم.

560
00:30:03,844 --> 00:30:07,640
‫توی مشروب و سکس و خودش.

561
00:30:14,981 --> 00:30:15,982
‫من عاشقشم.

562
00:30:18,025 --> 00:30:19,652
‫ظاهرا از این بابت خوشحال نیستی.

563
00:30:22,321 --> 00:30:23,739
‫مگه می‌شه خوشحال بود؟

564
00:30:26,075 --> 00:30:27,285
‫اوضاع روبه‌راهه؟

565
00:30:27,368 --> 00:30:30,871
‫آره، آره. اینا دوست‌های من هستن:
‫گومز و شریز.

566
00:30:30,955 --> 00:30:34,375
‫گمونم باهاشون آشنا شدی.
‫گومز، شریز، ایشون اینگریده.

567
00:30:34,458 --> 00:30:36,210
‫دوست‌دختر دوست‌پسرم.

568
00:30:36,294 --> 00:30:37,670
‫- عه؟
‫- قبلا آشنا شدیم.

569
00:30:37,753 --> 00:30:39,880
‫- گمون نکنم.
‫- واقعا می‌گم. الآن یادت میاد.

570
00:30:39,964 --> 00:30:41,048
‫- دوست‌دختر هنریه؟
‫- آره.

571
00:30:41,132 --> 00:30:42,967
‫شرمنده، واقعا به جا نمیارم.

572
00:30:43,050 --> 00:30:44,302
‫- ولی یادته.
‫- می‌گم یادم نیست.

573
00:30:44,385 --> 00:30:46,095
‫- بریم؟
‫- یهویی یادت میاد.

574
00:30:46,178 --> 00:30:47,555
‫ای بابا، می‌گم نمی‌شناسمت دیگه.

575
00:30:47,638 --> 00:30:49,765
‫شرمنده که حافظه‌ام معیوبه.

576
00:30:49,849 --> 00:30:51,142
‫نه بابا، اصلا هم معیوب نیست.

577
00:30:51,225 --> 00:30:53,102
‫آخه خیلی مست بودی.
‫البته ناراحت نشی.

578
00:30:53,185 --> 00:30:55,021
‫مست کردن مشکلی نداره.
‫شاریز همیشه خدا مسته.

579
00:30:55,104 --> 00:30:56,439
‫اصلا هم نیستم.

580
00:30:56,522 --> 00:30:57,940
‫اوضاع شما چطوره؟

581
00:30:58,024 --> 00:30:59,275
‫اینگرید، واسه شام می‌مونی؟

582
00:30:59,358 --> 00:31:00,860
‫می‌خوام ریزوتوی مرغ و شیتاکه...

583
00:31:00,943 --> 00:31:03,487
‫- با سس دانه کاج درست کنم.
‫- برو درت رو بذار.

584
00:31:03,571 --> 00:31:05,448
‫ظاهرا که مشغول آشپزی نیستی.

585
00:31:05,531 --> 00:31:08,242
‫مطمئنی؟ بذار ببینم.

586
00:31:10,870 --> 00:31:11,954
‫سلام!

587
00:31:12,038 --> 00:31:13,956
‫- تو چطوری؟
‫- من خوبم.

588
00:31:14,040 --> 00:31:16,542
‫دیدی؟ ظاهرا که مشغول آشپزی‌ام.

589
00:31:16,626 --> 00:31:18,628
‫- سلام به همه.
‫- تو دیگه کی هستی؟

590
00:31:18,711 --> 00:31:19,962
‫- شبیه کیه؟
‫- خودت.

591
00:31:20,046 --> 00:31:21,756
‫- دقیقا.
‫- نکنه باباته؟

592
00:31:21,839 --> 00:31:23,424
‫- برو بابا!
‫- الآن وقتشه؟

593
00:31:23,507 --> 00:31:25,134
‫- توضیح بدیم؟
‫- گاهی اوقات...

594
00:31:25,217 --> 00:31:26,844
‫- توضیح دادن تنها چاره‌ست.
‫- واسه دوستان.

595
00:31:26,927 --> 00:31:29,138
‫- اینا واقعا دوستن؟
‫- بهترین دوستامون هستن.

596
00:31:29,221 --> 00:31:30,514
‫- حتی اون یارو؟
‫- آره بابا.

597
00:31:30,598 --> 00:31:31,682
‫از دست تو.

598
00:31:31,766 --> 00:31:35,353
‫یعنی چی که دقیقا شبیه کی هستی؟

599
00:31:35,436 --> 00:31:36,896
‫تو که شبیه اونی.

600
00:31:36,979 --> 00:31:39,398
‫برادر دوقلوته؟
‫دوقلوی بزرگتره؟

601
00:31:39,482 --> 00:31:41,651
‫خب، شما درمورد تصادفی که...

602
00:31:41,734 --> 00:31:43,486
‫- توش مادرم مرد می‌دونین؟
‫- نه.

603
00:31:43,569 --> 00:31:46,113
‫مادرم توی تصادف ماشین مرد،

604
00:31:46,197 --> 00:31:47,573
‫منم باهاش بودم و
‫اینجام زخمی شد.

605
00:31:47,657 --> 00:31:50,993
‫- خیلی‌خب.
‫- همون چهره، همون زخم. ولی قدیمی‌تر.

606
00:31:51,077 --> 00:31:52,161
‫یا خود خدا.

607
00:31:52,244 --> 00:31:54,497
‫- زودباش، حدس بزن.
‫- باهاشون بازی نکن.

608
00:31:54,580 --> 00:31:55,915
‫- فقط توضیح بده.
‫- چی رو توضیح بده؟

609
00:31:55,998 --> 00:31:57,667
‫ما دو نفریم، شمایل یکسان داریم،

610
00:31:57,750 --> 00:32:00,961
‫ایشونم از من بزرگ‌تره.
‫حدس بزن عقل کل.

611
00:32:02,129 --> 00:32:04,423
‫وای خدا. وای خدا.

612
00:32:04,507 --> 00:32:06,384
‫همینه، تازه دوهزاریت افتاد.

613
00:32:06,467 --> 00:32:07,593
‫- شما کلونین.
‫- چی؟

614
00:32:07,677 --> 00:32:09,053
‫کلون؟ ولمون کن بابا!

615
00:32:09,136 --> 00:32:11,305
‫علمی‌تخیلی بازی‌ها چیه؟
‫اصلا کلون وجود نداره.

616
00:32:11,389 --> 00:32:13,557
‫- ما مسافر زمانیم.
‫- کلون کجا بود؟

617
00:32:13,641 --> 00:32:15,226
‫هنری نقص ژنتیکی داره، خب؟

618
00:32:15,309 --> 00:32:17,436
‫عملا توی زمان سفر می‌کنه.

619
00:32:17,520 --> 00:32:20,731
‫- دست خودش نیست.
‫- من از سال 2008 اومدم.

620
00:32:20,815 --> 00:32:22,817
‫- تو از کدوم سال اومدی؟
‫- سال 2021.

621
00:32:24,110 --> 00:32:25,903
‫چطوری شما...

622
00:32:25,986 --> 00:32:27,446
‫من که نمی‌فهمم،

623
00:32:27,530 --> 00:32:32,284
‫یعنی چی که نقص ژنتیکی داره؟

624
00:32:32,368 --> 00:32:33,703
‫دی‌ان‌ای من مشکل داره.

625
00:32:33,786 --> 00:32:36,539
‫مدام پرت می‌شم توی زمان‌های مختلف.

626
00:32:36,622 --> 00:32:38,374
‫البته نه هر زمانی،
‫ولی توی کلی زمان.

627
00:32:38,457 --> 00:32:39,917
‫گاهی اوقات زمانی که تحت اضطرابم.

628
00:32:40,000 --> 00:32:41,961
‫گاهی اوقات هم دلیلش رو نمی‌دونم.

629
00:32:42,044 --> 00:32:44,171
‫یهو ناپدید می‌شم و
‫یه جای دیگه ظاهر می‌شم.

630
00:32:44,255 --> 00:32:45,881
‫- چه گذشته چه آینده.
‫- یه مدت اونجا می‌مونم،

631
00:32:45,965 --> 00:32:47,591
‫بعد اگه شانس بیارم
‫مستقیم می‌رم خونه.

632
00:32:47,675 --> 00:32:49,218
‫البته گاهی اوقات مسیر انحرافی داریم.

633
00:32:49,301 --> 00:32:51,303
‫گاهی اوقات هم کنار خودم میفتم.

634
00:32:51,387 --> 00:32:53,472
‫یعنی وقتی اینگرید می‌گه
‫که برم درم رو بذارم،

635
00:32:53,556 --> 00:32:55,266
‫احتمالش هست که چنین اتفاقی بیفته.

636
00:32:55,349 --> 00:32:58,018
‫- دوباره بیفته.
‫- شونزده سالم بود دیگه.

637
00:32:58,102 --> 00:33:00,271
‫سوالی ندارین؟

638
00:33:02,523 --> 00:33:03,858
‫چرا لحاف دورت انداختی؟

639
00:33:04,692 --> 00:33:05,735
‫هوم...

640
00:33:08,154 --> 00:33:09,572
‫هنری از همون روز اول،

641
00:33:09,655 --> 00:33:11,991
‫صرفا یک شخص نبود.

642
00:33:12,074 --> 00:33:16,912
‫رودی بود که اطراف
‫آدم‌های زندگیش جاری بود.

643
00:33:16,996 --> 00:33:20,207
‫اگه تو طوفان بودی،
‫اونم طوفان می‌شد.

644
00:33:29,175 --> 00:33:30,885
‫مدتی طول کشید که بفهمم...

645
00:33:30,968 --> 00:33:33,137
‫راه زنده موندن توی رود چطوریه:

646
00:33:34,597 --> 00:33:35,848
‫اینکه آدم تکه سنگ باشه.

647
00:33:37,767 --> 00:33:39,852
‫خب، فیلم بازگشت به آینده رو دیدی...

648
00:33:39,935 --> 00:33:41,687
‫- شروع نکن.
‫- چی رو؟

649
00:33:41,771 --> 00:33:43,731
‫اصلا باهاش نگاه نکن،
‫مدام قهقهه می‌زنه.

650
00:33:43,814 --> 00:33:45,399
‫- پر از مغالطه‌ست.
‫- عاشق اون فیلمم.

651
00:33:45,483 --> 00:33:47,276
‫آره، ولی زیاد جدی نگیرش.

652
00:33:47,359 --> 00:33:48,402
‫کمدیه دیگه.

653
00:33:48,486 --> 00:33:50,488
‫شاید واسه شما باشه.
‫به نظرم خیلی هم لوسه.

654
00:33:50,571 --> 00:33:52,615
‫می‌شه یه قلم کاغذ بهم بدی؟

655
00:33:52,698 --> 00:33:53,949
‫آره، ولی چرا؟

656
00:33:54,033 --> 00:33:55,910
‫تازه این مکالمه یادم افتاد.

657
00:33:55,993 --> 00:33:57,244
‫یادت افتاد؟

658
00:33:57,328 --> 00:33:58,704
‫درگیرش نشو. مرسی.

659
00:33:58,788 --> 00:34:01,207
‫- آها، جهش کوانتومی.
‫- جان؟

660
00:34:01,290 --> 00:34:02,708
‫سریال جهش کوانتومی رو می‌گم.

661
00:34:02,792 --> 00:34:04,585
‫من اهل تلویزیون نیستم.

662
00:34:04,668 --> 00:34:05,836
‫باعث سفر در زمان می‌شه.

663
00:34:05,920 --> 00:34:08,923
‫درمورد یه آقاییه که
‫توی زمان دچار جهش می‌شه،

664
00:34:09,006 --> 00:34:11,133
‫اتفاقات اشتباه رو درست می‌کنه.

665
00:34:11,217 --> 00:34:12,218
‫من چیزی رو درست نمی‌کنم.

666
00:34:12,301 --> 00:34:13,803
‫- آخه چرا؟
‫- زمان یک بار رخ می‌ده.

667
00:34:13,886 --> 00:34:15,930
‫فرصت دوباره‌ای نیست.
‫نمی‌شه چیزی رو تغییر داد.

668
00:34:16,013 --> 00:34:18,516
‫آره، ولی با قدرت‌هات
‫می‌تونی آینده رو ببینی.

669
00:34:18,599 --> 00:34:19,809
‫- با چیم؟
‫- قدرت‌هام؟

670
00:34:19,892 --> 00:34:21,852
‫من همون رویدادهای شما رو می‌بینم،
‫ولی توی جهت مخالف.

671
00:34:21,936 --> 00:34:23,562
‫اسمش که قدرت نیست،
‫عملا پریشان‌خوانیه.

672
00:34:23,646 --> 00:34:25,731
‫آره، ولی می‌تونی جرایم رو حل کنی.

673
00:34:25,815 --> 00:34:27,441
‫- چطوری؟
‫- می‌تونی رخ دادنشون رو ببینی.

674
00:34:27,525 --> 00:34:28,818
‫خب، شما هم می‌تونین.

675
00:34:28,901 --> 00:34:31,403
‫ولی تو می‌تونی توی گذشته
‫حین وقوع ببینی‌شون.

676
00:34:31,487 --> 00:34:34,240
‫توی همین شیکاگو بلند شو
‫برو پارک گارفیلد،

677
00:34:34,323 --> 00:34:35,616
‫هرچقدر خواستی جرم ببین،

678
00:34:35,699 --> 00:34:36,909
‫تازه مجبور نیستی لخت باشی.

679
00:34:36,992 --> 00:34:39,703
‫- توصیه خرید سهام چی؟
‫- قابلت رو نداشت.

680
00:34:39,787 --> 00:34:41,497
‫- این چیه؟
‫- سهامی که خواستی.

681
00:34:41,580 --> 00:34:43,999
‫- آره، ولی من که تازه پرسیدم.
‫- آره.

682
00:34:44,083 --> 00:34:46,794
‫خب... دفعه اول که گفتی شنیدم.

683
00:34:46,877 --> 00:34:48,754
‫یه مقدار شیوه کاریش عجیبه.

684
00:34:48,838 --> 00:34:51,465
‫من و کلر معمولا می‌ریم
‫سراغ اعداد لاتاری.

685
00:34:51,549 --> 00:34:53,217
‫- جدی؟
‫- جدی؟

686
00:34:53,300 --> 00:34:55,928
‫همین‌جوری زندگی
‫بریز و بپاشمون رو تأمین کردیم.

687
00:34:56,011 --> 00:35:00,391
‫جون! این ریزوتو رودست نداره.

688
00:35:00,474 --> 00:35:01,600
‫خیلی‌خب...

689
00:35:01,684 --> 00:35:04,520
‫حالا چرا بریز و بپاش
‫زندگی گومز رو تأمین می‌کنیم؟

690
00:35:04,603 --> 00:35:05,855
‫چون بهترین دوستات هستن و...

691
00:35:05,938 --> 00:35:07,064
‫باید هواشون رو داشته باشی.

692
00:35:07,148 --> 00:35:08,899
‫از گومز بهتر نبود؟

693
00:35:10,776 --> 00:35:13,445
‫نه، گومز و شاریز
‫بهترین دوست‌های دنیان.

694
00:35:13,529 --> 00:35:15,364
‫- اینایی که نوشتی رو مطمئنی؟
‫- اوهوم.

695
00:35:15,447 --> 00:35:16,824
‫معلومه که مطمئنم.
‫از آینده اومدم.

696
00:35:16,907 --> 00:35:19,159
‫اشکالی نداره؟
‫یعنی روی چیزی تأثیر نمی‌ذاره؟

697
00:35:19,243 --> 00:35:21,036
‫- مثل چی؟
‫- مثلا...

698
00:35:21,120 --> 00:35:22,371
‫- مثل بافت زمان.
‫- چی‌چی؟

699
00:35:22,454 --> 00:35:23,455
‫- بافت؟
‫- بافت چی؟

700
00:35:23,539 --> 00:35:25,249
‫- بافت زمان دیگه.
‫- مطمئنی بافته؟

701
00:35:25,332 --> 00:35:26,542
‫اصلا بافت زمان داریم؟

702
00:35:26,625 --> 00:35:28,961
‫آره دیگه، لابد ساختار زمانی داره.

703
00:35:29,044 --> 00:35:30,504
‫- آخه بافت؟
‫- آره.

704
00:35:30,588 --> 00:35:33,299
‫یعنی این کار منجر به...

705
00:35:34,300 --> 00:35:35,968
‫ناهنجاری زمانی نمی‌شه؟

706
00:35:37,261 --> 00:35:38,345
‫- نتفلیکس؟
‫- آره بابا.

707
00:35:38,429 --> 00:35:40,264
‫می‌تونی مانع وقوع فجایع بشی.

708
00:35:40,347 --> 00:35:42,391
‫- نه، نمی‌تونم.
‫- می‌تونی به مردم هشدار بدی.

709
00:35:42,474 --> 00:35:44,184
‫ناسلامتی مسافر زمان لختم.

710
00:35:44,268 --> 00:35:45,853
‫- کیه که باور کنه؟
‫- می‌تونی امتحان کنی.

711
00:35:45,936 --> 00:35:47,938
‫من که تمام فجایع رو حفظ نکردم.

712
00:35:48,022 --> 00:35:50,983
‫- ببخشید دیگه.
‫- ماسک پزشکی رو جدی نوشتی؟

713
00:35:51,066 --> 00:35:52,526
‫- اوهوم.
‫- مگه چیه؟

714
00:35:54,069 --> 00:35:55,070
‫چی شد؟

715
00:35:55,154 --> 00:35:56,572
‫توی کتابخونه کار می‌کنی دیگه،

716
00:35:56,655 --> 00:35:58,073
‫چرا فجایع رو حفظ نکنی؟

717
00:35:58,157 --> 00:35:59,909
‫خب، راستش تا حالا توی...

718
00:35:59,992 --> 00:36:01,535
‫چنین شرایطی نبودم.
‫واسه همین...

719
00:36:03,370 --> 00:36:04,830
‫می‌شه بی‌خیال بحثش بشیم؟

720
00:36:06,582 --> 00:36:09,960
‫وای خدا! اینو باش!

721
00:36:10,044 --> 00:36:11,921
‫مگه من چمه؟

722
00:36:12,004 --> 00:36:13,923
‫«فجایع رو حفظ کن».

723
00:36:14,006 --> 00:36:16,300
‫به زور از پس خودش برمیاد.

724
00:36:16,383 --> 00:36:18,135
‫بعد خیال کردی باید بره...

725
00:36:18,218 --> 00:36:21,597
‫بقیه مردم رو نجات بده؟
‫انگار ابرقهرمانه؟

726
00:36:21,680 --> 00:36:23,641
‫بزرگ شو بابا!

727
00:36:24,642 --> 00:36:25,935
‫گمونم خود کلر می‌دونه...

728
00:36:26,018 --> 00:36:28,395
‫- که من ابرقهرمان نیستم.
‫- مطمئنم می‌دونه عزیزدلم.

729
00:36:28,479 --> 00:36:33,442
‫مطمئنم می‌دونه.
‫واسه همین تو رو کمتر دوست داره.

730
00:36:33,525 --> 00:36:35,611
‫چه رویی داری.
‫واقعا چه رویی داری!

731
00:36:35,694 --> 00:36:38,113
‫ببخشید کلر، نمی‌خواستم ناراحتت کنم.

732
00:36:38,197 --> 00:36:39,949
‫ولی اگه قراره دوست‌پسرم رو بدزدی،

733
00:36:40,032 --> 00:36:42,034
‫لطف کن حداقل قدرش رو بدون.

734
00:36:40,283 --> 00:36:41,993
‫[کمکش کن. کمکت رو می‌خواد.]

735
00:36:42,117 --> 00:36:43,327
‫یا حداقل درک کن...

736
00:36:43,410 --> 00:36:45,120
‫- چه عذابی می‌کشه.
‫- من درک می‌کنم.

737
00:36:45,204 --> 00:36:47,498
‫- گمونم درک نمی‌کنی.
‫- به نظرم که می‌کنم.

738
00:36:47,581 --> 00:36:49,667
‫من از شیش سالگیم عاشقش بودم.

739
00:36:49,750 --> 00:36:52,670
‫نه، نه! تو عاشق اون بودی!

740
00:36:52,753 --> 00:36:55,673
‫اون جورج کلونی‌خان که لحاف دورشه.

741
00:36:55,756 --> 00:36:57,049
‫همون آقای دفترچه راهنما.

742
00:36:58,342 --> 00:36:59,426
‫قهرمان خودت.

743
00:37:01,095 --> 00:37:03,889
‫ولی من عاشق نسخه واقعیش شدم.

744
00:37:03,973 --> 00:37:08,560
‫هیچ‌وقت موهات رو کوتاه نکن خوشگله.
‫سرکش بمون.

745
00:37:08,644 --> 00:37:10,938
‫می‌دونم واست سخته اینگرید.
‫می‌دونم انصاف نیست.

746
00:37:11,021 --> 00:37:12,398
‫ولی واقعا...

747
00:37:15,067 --> 00:37:16,110
‫مگه من مردم؟

748
00:37:18,445 --> 00:37:20,781
‫آخه یه جوری نگاهم می‌کنی که...

749
00:37:21,573 --> 00:37:22,866
‫قضیه چیه؟

750
00:37:31,083 --> 00:37:33,002
‫من مردم؟

751
00:37:34,795 --> 00:37:36,714
‫اینگرید تو که می‌دونی
‫من از آینده چیزی نمی‌گم.

752
00:37:36,797 --> 00:37:40,843
‫به جز نتفلیکس دیگه؟
‫به جز توصیه خرید سهام؟

753
00:37:45,139 --> 00:37:46,640
‫عشقم.

754
00:37:46,724 --> 00:37:48,100
‫ازت سوال پرسیدم.

755
00:37:51,186 --> 00:37:54,982
‫ببین، تو چشمام نگاه کن
‫راستش رو بگو.

756
00:37:58,777 --> 00:37:59,778
‫من مردم؟

757
00:38:00,738 --> 00:38:02,322
‫الآن که خیلی هم زنده‌ای.

758
00:38:02,990 --> 00:38:04,241
‫توی آینده رو می‌گم.

759
00:38:05,951 --> 00:38:07,578
‫توی آینده همه مرده‌ان.

760
00:38:11,123 --> 00:38:15,294
‫خب. چطوری انجامش دادم؟

761
00:38:16,837 --> 00:38:18,338
‫خدا کنه قرص خورده باشم.

762
00:38:19,840 --> 00:38:22,342
‫نکنه دوباره کثیف‌کاری کردم؟

763
00:38:27,181 --> 00:38:28,599
‫حق دارم بدونم.

764
00:38:31,143 --> 00:38:33,437
‫یه زمانی عاشق هم بودیم.

765
00:38:34,480 --> 00:38:38,067
‫اینگرید، من چهل و یک سالمه.

766
00:38:39,234 --> 00:38:41,153
‫تا حالا چهل و دو سالگی
‫خودم رو ندیدم.

767
00:38:41,236 --> 00:38:42,696
‫شاید این یعنی یه روزی...

768
00:38:42,780 --> 00:38:44,281
‫علاج سفر در زمان رو پیدا کردم.

769
00:38:44,364 --> 00:38:46,575
‫یا شاید به این معنیه که یک روز...

770
00:38:48,077 --> 00:38:49,620
‫نتونستم اندازه کافی سریع باشم.

771
00:38:51,497 --> 00:38:54,041
‫زنده موندم به دویدنم بستگی داره،
‫خودم هم متوجه شدم...

772
00:38:54,124 --> 00:38:55,501
‫که دارم پیر و کم‌سرعت می‌شم.

773
00:38:58,754 --> 00:39:01,131
‫معذرت می‌خوام.

774
00:39:03,092 --> 00:39:06,178
‫بابت همه‌ش معذرت می‌خوام،
‫ولی خبر داشتن از آینده حق نیست.

775
00:39:07,971 --> 00:39:09,223
‫خبر داشتن ازش عین جهنمه.

776
00:39:11,141 --> 00:39:14,645
‫ته عشق یا مرگه یا از دست دادن.
‫به همین دو شکل تموم می‌شه.

777
00:39:18,857 --> 00:39:19,900
‫چقدر دیگه زنده‌ام؟

778
00:39:19,983 --> 00:39:22,236
‫قرار نیست بهت بگم.

779
00:39:22,319 --> 00:39:24,613
‫- حداقل اینش رو بگو.
‫- نه.

780
00:39:24,696 --> 00:39:26,115
‫حداقل اینش رو بگو.

781
00:39:26,198 --> 00:39:28,200
‫- زیاد وقت نداری.
‫- خدایا!

782
00:39:30,953 --> 00:39:35,541
‫منم زیاد وقت ندارم.
‫خب؟ هیچ‌کس زیاد وقت نداره.

783
00:39:35,624 --> 00:39:38,335
‫کسی قرار نیست تا ابد بمونه.
‫حالا می‌خوای چی کارش کنی؟

784
00:39:40,587 --> 00:39:41,797
‫می‌خوای قایم بشی؟

785
00:39:44,550 --> 00:39:45,843
‫جوونک باید چی کار کنیم؟

786
00:39:48,846 --> 00:39:50,639
‫جوری زندگی کنیم که انگار مرگی نیست.

787
00:39:51,932 --> 00:39:53,809
‫تازه می‌دونی چیه؟

788
00:39:55,352 --> 00:39:57,563
‫آدم فقط یک بار می‌تونه اشتباه کنه.

789
00:40:01,066 --> 00:40:02,192
‫من عاشقت بودم.

790
00:40:03,944 --> 00:40:06,071
‫پس خیلی بهمون خوش گذشت، نه؟

791
00:40:07,573 --> 00:40:08,907
‫می‌تونی خاطراتش رو داشته باشی.

792
00:40:23,172 --> 00:40:24,840
‫با حسرت خوردن به یاد گذشته،

793
00:40:24,923 --> 00:40:27,009
‫خاطرات قدیم رو خراب نکن.

794
00:40:27,092 --> 00:40:28,385
‫چون تهش همه‌چی تموم می‌شه.

795
00:40:30,637 --> 00:40:33,056
‫خیلی هم زود تموم می‌شه.
‫از منِ مسافر زمان بشنو.

796
00:40:48,447 --> 00:40:49,907
‫- دیدین چی شد؟
‫- گومز.

797
00:40:49,990 --> 00:40:51,700
‫غیبش زد!

798
00:40:51,783 --> 00:40:54,536
‫- دیدین... دیدین چی شد؟
‫- گومز خفه شو.

799
00:40:54,620 --> 00:40:55,954
‫یا خود خدا!

800
00:40:56,955 --> 00:40:58,165
‫گور پدر همه‌تون.

801
00:41:01,043 --> 00:41:04,713
‫آهای! تو هم بلدی؟
‫بلدی این شکلی غیب بشی؟

802
00:41:04,796 --> 00:41:06,381
‫آره، چون خودش بود.

803
00:41:07,216 --> 00:41:09,259
‫واقعا... نمی‌دونم چی بگم.

804
00:41:09,343 --> 00:41:10,928
‫خیلی، خیلی...

805
00:41:17,434 --> 00:41:19,853
‫خب، نظرتون با دسر چیه؟

806
00:41:24,816 --> 00:41:25,776
‫کلر حالت خوبه؟

807
00:41:25,859 --> 00:41:27,778
‫آره، خوبم.
‫می‌رم اینو بذارم سر جاش.

808
00:42:01,478 --> 00:42:05,315
‫کجا بودی؟

809
00:42:05,399 --> 00:42:07,901
‫داشتم کشف می‌کردم که همسرم...

810
00:42:07,985 --> 00:42:09,278
‫تمام مدت زندگی مشترکمون
‫بهم دروغ گفته.

811
00:42:11,613 --> 00:42:14,032
‫منظورت سکس اولمونه؟
‫توی محوطه؟

812
00:42:15,409 --> 00:42:16,326
‫آره.

813
00:42:16,410 --> 00:42:18,328
‫سال‌ها بهم گفتی چنین اتفاقی نیفتاده بود.

814
00:42:19,079 --> 00:42:20,163
‫نه‌خیر نگفتم.

815
00:42:20,247 --> 00:42:23,375
‫آخه گفتی خیلی باهات
‫محترمانه رفتار می‌کردم.

816
00:42:24,418 --> 00:42:26,628
‫بذار نشونت بدم منظورم
‫از احترام چی بوده.

817
00:42:46,065 --> 00:42:49,652
‫[باهام مهربون باش.]

818
00:43:08,545 --> 00:43:09,755
‫حالت خوبه؟

819
00:43:12,507 --> 00:43:14,551
‫قراره بازم ببینمش؟

820
00:43:14,634 --> 00:43:17,471
‫خب، عملا الآن که جلوته.

821
00:43:18,305 --> 00:43:20,682
‫آره، ولی...

822
00:43:23,435 --> 00:43:24,478
‫خودش رو می‌گم.

823
00:43:30,525 --> 00:43:31,651
‫نمی‌دونم.

824
00:43:34,446 --> 00:43:39,951
‫ولی نه، راستش می‌دونم.
‫آره، شک نکن.

825
00:43:41,203 --> 00:43:44,456
‫کافیه یه مقدار صبر کنی.

826
00:43:51,463 --> 00:43:52,589
‫میای؟

827
00:44:07,729 --> 00:44:08,772
‫چی کار می‌کنی؟

828
00:44:12,234 --> 00:44:13,276
‫مهربونی می‌کنم.

829
00:44:55,904 --> 00:45:05,904
‫مترجمان: «کیارش نعمت گرگانی و حامی مغیثی»

830
00:45:05,929 --> 00:45:12,929
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
