1
00:00:01,361 --> 00:00:07,351
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:08,134 --> 00:00:09,343
‫هنوز هم این‌ها رو تماشا می‌کنی؟

3
00:00:10,428 --> 00:00:11,888
‫امیدوارم نکنی.

4
00:00:11,971 --> 00:00:14,932
‫امیدوارم کار بهتری پیدا کرده باشی.

5
00:00:16,601 --> 00:00:17,810
‫یا با شخص بهتری
‫سرگرم شده باشی.

6
00:00:22,023 --> 00:00:25,777
‫ولی ظاهرا باز هم از این‌ها می‌سازم.
‫واسه چی؟

7
00:00:25,860 --> 00:00:28,321
‫لابد می‌خوام روزهام رو
‫با انجام کاری شب کنم...

8
00:00:28,404 --> 00:00:31,115
‫که مجبور نشم با هم سن و سالان خودم
‫ارتباط برقرار کنم.

9
00:00:31,199 --> 00:00:33,701
‫پیر بودن عین خیلی کم سن و سال بودنه.

10
00:00:34,744 --> 00:00:35,745
‫حوصله سر بره.

11
00:00:35,828 --> 00:00:38,623
‫- کی ناهار می‌خوریم؟
‫- سه ساعت دیگه ناهار می‌خوریم.

12
00:00:38,706 --> 00:00:41,083
‫می‌گن دوران کودکی،
‫دوران سحرآمیزیه.

13
00:00:41,167 --> 00:00:43,711
‫ولی چیزهای محدودی
‫یاد آدم می‌مونه.

14
00:00:43,795 --> 00:00:46,631
‫- اکثر دورانی کودکی به صبر کردن می‌گذره.
‫- کی کریسمس می‌شه؟

15
00:00:48,633 --> 00:00:50,718
‫کلی تا کریسمس مونده بابا.

16
00:00:50,802 --> 00:00:53,721
‫وقتی آدم بچه است،
‫همیشه در انتظاره.

17
00:00:54,597 --> 00:00:56,974
‫- می‌شه باهات بازی کنم؟
‫- نه‌خیر.

18
00:00:57,058 --> 00:00:59,185
‫- چرا نه‌خیر؟
‫- به خاطر شخصیتت.

19
00:01:00,353 --> 00:01:03,064
‫مامان، مارک می‌گه من شخصیت دارم!

20
00:01:03,147 --> 00:01:05,441
‫همه شخصیت دارن دیگه کلر.

21
00:01:11,072 --> 00:01:13,491
‫- مریض شدی؟
‫- خوبم.

22
00:01:13,574 --> 00:01:15,785
‫صرفا باید کمی دراز بکشم، همین.

23
00:01:18,246 --> 00:01:19,956
‫گمون کنم مامان جون دوباره غمگین شده.

24
00:01:21,290 --> 00:01:23,543
‫مامان جون چیزیش نیست.
‫نظرت چیه که بری با اسباب‌بازی‌هات بازی کنی؟

25
00:01:34,011 --> 00:01:35,471
‫اطلاع داشتن از چیزی که آدم منتظرشه،

26
00:01:35,555 --> 00:01:37,515
‫تنها چیزیه که از بی‌اطلاعیش...

27
00:01:37,598 --> 00:01:40,685
‫بدتره.
‫آخه از من بشنوین:

28
00:01:41,727 --> 00:01:42,895
‫بهتره هیچ‌کس...

29
00:01:42,979 --> 00:01:46,190
‫تو سن شش سالگی
‫با نیمه گمشده‌اش آشنا نشه.

30
00:01:56,617 --> 00:01:58,911
‫قبلا هم این داستان رو براتون تعریف کردم،

31
00:01:58,995 --> 00:02:02,582
‫ولی باید درک کنین
‫که من داستان زندگی مسافر زمانی رو...

32
00:02:02,665 --> 00:02:04,333
‫روایت نمی‌کنم.

33
00:02:04,417 --> 00:02:07,795
‫داستان زندگی همسر
‫مسافر زمانه رو روایت می‌کنم.

34
00:02:48,127 --> 00:02:49,211
‫هوم.

35
00:02:57,000 --> 00:03:12,000
‫مترجمان: «کیارش نعمت گرگانی و حامی مغیثی»

36
00:03:13,900 --> 00:03:17,300
‫«همسر مسافر زمان»

37
00:03:18,366 --> 00:03:20,743
‫مارک؟ صدای تو بود مارک؟

38
00:03:22,954 --> 00:03:24,497
‫اینجا پاتوق خودمه.

39
00:03:24,580 --> 00:03:26,624
‫حق نداری بیای اینجا.

40
00:03:29,710 --> 00:03:30,878
‫سلام کلر؟

41
00:03:32,046 --> 00:03:33,506
‫شما کی هستین؟

42
00:03:33,589 --> 00:03:36,092
‫- منم، هنری.
‫- هنری؟

43
00:03:51,983 --> 00:03:53,442
‫دایناسور هم دیدی؟

44
00:03:53,526 --> 00:03:56,070
‫به وضوح به خاطر میارمش.

45
00:03:56,153 --> 00:03:58,656
‫ظاهرش و لحن صحبتش رو به خاطر میارم.

46
00:03:58,739 --> 00:04:02,994
‫مردی رو به خاطر میارم که می‌گفت
‫از آینده اومده و غیرممکن بود.

47
00:04:03,077 --> 00:04:07,039
‫- می‌خواستم از همه‌چی سر در بیارم.
‫- در آینده بچه داری؟

48
00:04:08,791 --> 00:04:11,627
‫- نه، متأسفانه ندارم.
‫- همسر داری؟

49
00:04:13,254 --> 00:04:14,630
‫- آره.
‫- اسمش چیه؟

50
00:04:14,714 --> 00:04:17,174
‫خب، واقعا بامزه است،
‫اسمش کلره.

51
00:04:17,258 --> 00:04:19,719
‫- هم‌اسم منه.
‫- آره. هم‌اسم توئه.

52
00:04:19,802 --> 00:04:21,554
‫ولی آدم درک نمی‌کنه
‫وقتی چنین فرد باهوشی...

53
00:04:21,637 --> 00:04:23,305
‫وارد زندگی آدم می‌شه،

54
00:04:23,389 --> 00:04:25,725
‫چیز دیگه‌ای رو هم
‫وارد زندگیش می‌کنه.

55
00:04:27,601 --> 00:04:28,769
‫حضور نداشتنش حس می‌شه.

56
00:04:30,312 --> 00:04:34,525
‫حضور نداشتنش عین سایه
‫رو زندگی آدم می‌افته.

57
00:04:34,608 --> 00:04:36,235
‫قراره الان ناپدید بشم.

58
00:04:36,318 --> 00:04:37,611
‫- واقعا؟
‫- واقعا.

59
00:04:37,695 --> 00:04:38,863
‫یادت باشه
‫که لباس‌هام رو تو جعبه‌ای بذاری...

60
00:04:38,946 --> 00:04:40,031
‫تا واسه دفعه بعدی
‫خشک بمونن.

61
00:04:40,114 --> 00:04:41,741
‫- کی باز هم می‌بینمت؟
‫- به زودی می‌بینی.

62
00:04:41,824 --> 00:04:43,451
‫شش روز دیگه، بیست و نهم سپتامبر می‌بینمت.

63
00:04:43,534 --> 00:04:45,995
‫دفعه بعد دفتری با خودت بیار.
‫فهرست تاریخ‌های ملاقات‌هامون رو بهت می‌گم.

64
00:04:50,124 --> 00:04:52,835
‫اگه دو ورق بکنیم،
‫زودتر فردا می‌شه؟

65
00:04:52,918 --> 00:04:55,212
‫نه عزیز دلم، معلومه که نمی‌شه.

66
00:04:55,296 --> 00:04:56,839
‫پس به چه دردی می‌خوره؟

67
00:05:20,946 --> 00:05:22,865
‫صفحه تقویم رو عوض نکردی.

68
00:05:22,948 --> 00:05:24,909
‫خودت می‌تونی جای من عوضش کنی عزیز دلم.

69
00:05:26,750 --> 00:05:26,950
‫[شنبه، بیست و چهارم سپتامبر]

70
00:05:27,000 --> 00:05:27,700
‫[یکشنبه، بیست و پنجم سپتامبر]

71
00:05:28,950 --> 00:05:30,000
‫[یکشنبه، بیست و پنجم سپتامبر]

72
00:05:33,876 --> 00:05:35,169
‫می‌خوای عوضش کنی؟

73
00:05:39,050 --> 00:05:39,500
‫[یکشنبه، بیست و پنجم سپتامبر]

74
00:05:46,900 --> 00:05:49,050
‫[دوشنبه، بیست و ششم سپتامبر]

75
00:05:49,100 --> 00:05:49,350
‫[سه‌شنبه، بیست و هفتم سپتامبر]

76
00:05:56,550 --> 00:05:57,800
‫[چهارشنبه، بیست و هشتم سپتامبر]

77
00:06:05,950 --> 00:06:07,500
‫[دفترچه یادداشت صد و پنجاه برگی]

78
00:06:08,750 --> 00:06:10,100
‫[دفترچه یادداشت صد و پنجاه برگی]

79
00:06:15,584 --> 00:06:17,336
‫این کتابه که خالیه.

80
00:06:21,257 --> 00:06:22,383
‫دفتره دیگه.

81
00:06:24,468 --> 00:06:25,511
‫می‌شه مال من باشه؟

82
00:06:26,350 --> 00:06:28,700
‫[چهارشنبه، بیست و هشتم سپتامبر]

83
00:06:28,850 --> 00:06:30,700
‫[پنج‌شنبه، بیست و نهم سپتامبر]

84
00:06:49,000 --> 00:06:50,400
‫[دفترچه یادداشت صد و پنجاه برگی]

85
00:07:15,400 --> 00:07:17,478
‫[شش سالگی کلر و سی و یک سالگی هنری]

86
00:07:17,479 --> 00:07:19,857
‫سلام خواب‌آلو.

87
00:07:19,940 --> 00:07:21,984
‫احسنت که دفترچه آوردی.

88
00:07:22,067 --> 00:07:24,320
‫- خودت بهم گفته بودی بیارم.
‫- عه، واقعا؟

89
00:07:24,403 --> 00:07:26,197
‫دمم گرم که این‌قدر باهوشم.

90
00:07:26,280 --> 00:07:27,698
‫باید یادم باشه بهت بگم.

91
00:07:27,781 --> 00:07:30,868
‫- خب، غذامون کو؟
‫- غذا دیگه چیه؟

92
00:07:30,951 --> 00:07:32,328
‫موقع سفر در زمان گرسنه می‌شم.

93
00:07:32,411 --> 00:07:33,621
‫هنوز بهت نگفتم؟

94
00:07:33,704 --> 00:07:35,039
‫- نه.
‫- خب...

95
00:07:35,873 --> 00:07:37,208
‫الان دارم می‌گم دیگه.

96
00:07:43,547 --> 00:07:44,965
‫دوازدهم اکتبر سال دو هزار.

97
00:07:47,635 --> 00:07:51,430
‫- چندتا دیگه مونده؟
‫- خب، کلا صد و پنجاه دو باره.

98
00:07:51,513 --> 00:07:53,766
‫مسلما دو بارش تا الان رخ داده.

99
00:07:56,685 --> 00:07:58,646
‫از دفعه قبل جوان‌تر می‌زنی.

100
00:08:02,816 --> 00:08:04,360
‫دهم ژانویه سال دو هزار و یک.

101
00:08:18,332 --> 00:08:21,710
‫اولش به نظر می‌اومد
‫کلی هنری متفاوت وجود داره.

102
00:08:21,794 --> 00:08:24,421
‫رنگ موی یکیشون تیره بود.

103
00:08:24,505 --> 00:08:25,839
‫اون از همه‌شون بامزه‌تر بود.

104
00:08:30,761 --> 00:08:32,513
‫- چرا باید چکرز بازی کنیم؟
‫- [هشت سالگی کلر و سی و دو سالگی هنری]

105
00:08:32,596 --> 00:08:34,431
‫من که «نینتندو» دارم.

106
00:08:34,515 --> 00:08:36,809
‫نمی‌شه بازی‌های ویدئویی بازی کنم.

107
00:08:36,892 --> 00:08:39,937
‫اون‌جوری در زمان سفر می‌کنم.

108
00:08:40,020 --> 00:08:42,940
‫هنری مسن‌تری هم بود
‫که موهاش رو به خاکستری شدن بود.

109
00:08:43,023 --> 00:08:46,360
‫عین بابام می‌موند.
‫همیشه مجبورم می‌کرد تکالیفم رو انجام بدم.

110
00:08:48,070 --> 00:08:49,530
‫به خدا اعتقاد داری؟

111
00:08:50,948 --> 00:08:53,200
‫- معلومه که نه.
‫- چرا نداری؟

112
00:08:53,284 --> 00:08:56,120
‫- از کارهاش خوشم نمیاد.
‫- [ده سالگی کلر و سی و شش سالگی هنری]

113
00:08:56,203 --> 00:08:58,247
‫حرفت اصلا منطقی نیست.

114
00:08:58,330 --> 00:08:59,707
‫فرانسوی حرف زدن تو هم منطقی نیست.

115
00:09:00,249 --> 00:09:01,417
‫بدش به من.

116
00:09:03,168 --> 00:09:04,670
‫یکیشون هم غمگین بود.

117
00:09:06,255 --> 00:09:07,381
‫هنری غمگینی بود.

118
00:09:10,384 --> 00:09:12,886
‫- عجب!
‫- راستی، امروز چندمه؟

119
00:09:12,970 --> 00:09:17,224
‫بیستم اوت هزار و نهصد و نود و نهه.
‫چطور خودت نمی‌دونی؟

120
00:09:17,933 --> 00:09:19,226
‫- من که تازه رسیدم اینجا.
‫- [یازده سالگی کلر و چهل و یک سالگی هنری]

121
00:09:19,310 --> 00:09:22,813
‫پنج دقیقه پیش بیست و هفتم مارس
‫دو هزار و بیست و دو بود.

122
00:09:22,896 --> 00:09:24,940
‫صبحی بارونی بود
‫و داشتم نون تست درست می‌کردم.

123
00:09:26,150 --> 00:09:27,610
‫ولی خودت بهم گفته بودی
‫کی میای اینجا.

124
00:09:28,777 --> 00:09:29,945
‫بهم گفته بودی یادداشتش کنم.

125
00:09:30,029 --> 00:09:31,905
‫که چی؟ دلیل نمی‌شه خودم بدونم
‫این‌دفعه قراره به کدوم تاریخ سفر کنم.

126
00:09:31,989 --> 00:09:34,742
‫- چرا نمی‌شه؟
‫- چون مسافر زمانم دیگه.

127
00:09:34,825 --> 00:09:36,744
‫- که چی؟
‫- مثلا...

128
00:09:42,416 --> 00:09:43,959
‫بگو این چه کارتیه؟

129
00:09:44,043 --> 00:09:45,878
‫- هفت خشته.
‫- خیلی‌خب.

130
00:09:50,841 --> 00:09:52,676
‫بعدش چه کارتی میاد؟

131
00:09:52,760 --> 00:09:55,179
‫- نمی‌دونم.
‫- هشت خشت نمیاد؟

132
00:09:55,262 --> 00:09:56,221
‫- نه.
‫- چرا نمیاد؟

133
00:09:56,305 --> 00:09:57,848
‫چون کارت‌ها قاطی شدن دیگه.

134
00:09:57,931 --> 00:10:00,601
‫دقیقا. من مسافر زمانم.

135
00:10:00,684 --> 00:10:02,561
‫من هم قاطی شدم.

136
00:10:05,939 --> 00:10:08,025
‫باز هم بردی؟

137
00:10:08,108 --> 00:10:10,986
‫مسلما مهم نبود،
‫آخه در واقع همگیشون...

138
00:10:12,112 --> 00:10:15,324
‫همون هنری بودن،
‫صرفا بر خورده بودن.

139
00:10:19,161 --> 00:10:20,579
‫- می‌تونی بیاین خونه‌مون‌ها.
‫- [دوازده سالگی کلر و سی و پنج سالگی هنری]

140
00:10:20,663 --> 00:10:22,706
‫عه.
‫خیلی لطف داری،

141
00:10:22,790 --> 00:10:25,834
‫ولی حق ندارم قبل از سال دو هزار و هشت
‫با خانواده‌ات آشنا بشم.

142
00:10:25,918 --> 00:10:27,544
‫قراره با خانواده‌ام آشنا بشی؟

143
00:10:29,588 --> 00:10:31,215
‫اِم...

144
00:10:31,298 --> 00:10:33,801
‫آره. در آینده آشنا می‌شم.
‫سال دو هزار و هشت آشنا می‌شم.

145
00:10:34,676 --> 00:10:37,096
‫- واسه چی؟
‫- اِم، می‌شم دیگه.

146
00:10:37,179 --> 00:10:38,972
‫یهو... باهاشون آشنا می‌شم.

147
00:10:39,973 --> 00:10:41,058
‫من هم موقع آشناییتون هستم؟

148
00:10:42,393 --> 00:10:43,894
‫اِم...

149
00:10:43,977 --> 00:10:46,438
‫سال دو هزار و هشت
‫چند سالم می‌شه؟

150
00:10:46,522 --> 00:10:49,942
‫نمی‌دونم، اِم، مطمئن نیستم.

151
00:10:51,527 --> 00:10:53,779
‫- بیست سالم می‌شه.
‫- چه سریع حساب کردی.

152
00:10:53,862 --> 00:10:56,657
‫- بیست سال خیلی زیاده.
‫- نه. اون‌قدرها هم زیاد نیست.

153
00:10:56,740 --> 00:10:57,991
‫سن مناسبیه دیگه.

154
00:11:02,913 --> 00:11:04,039
‫از نظر خودت بامزه نیست؟

155
00:11:05,666 --> 00:11:07,167
‫چی بامزه نیست؟

156
00:11:07,251 --> 00:11:11,046
‫خب، اسم من کلره.
‫اسم همسرت هم کلره.

157
00:11:14,049 --> 00:11:17,177
‫می‌دونی چیه؟ گاهی اوقات کمی بامزه است.

158
00:11:24,476 --> 00:11:27,771
‫بازی کنیم؟
‫می‌خوای چی بازی کنیم؟

159
00:11:27,855 --> 00:11:30,607
‫تا آدم کارت‌ها رو بر نزنه،
‫نمی‌تونه بازی کنه،

160
00:11:30,691 --> 00:11:31,984
‫ولی وقتی بر زد،

161
00:11:32,067 --> 00:11:34,111
‫دیگه نمی‌شه فهمید
‫بعدش چه کارتی میاد.

162
00:11:35,028 --> 00:11:39,741
‫کلر! کلر! کلر!

163
00:11:39,742 --> 00:11:40,786
‫[سیزده سالگی کلر و چهل و دو سالگی هنری]

164
00:11:43,787 --> 00:11:45,122
‫هنری!

165
00:11:45,205 --> 00:11:46,498
‫بامزه بود.

166
00:11:47,458 --> 00:11:50,961
‫صدای شلیک رو نشنیده بودم.
‫فقط صدای خودش رو شنیده بودم.

167
00:11:51,044 --> 00:11:52,379
‫هنری!

168
00:11:57,050 --> 00:11:59,511
‫- کلر!
‫- داری چیکار می‌کنی کلر؟

169
00:11:59,595 --> 00:12:02,431
‫- به کی شلیک کردین؟
‫- چیزی نمونده بود به خودت شلیک کنم!

170
00:12:02,514 --> 00:12:03,682
‫کلر، خودت که می‌دونی
‫نباید موقع شکارمون...

171
00:12:03,765 --> 00:12:05,642
‫بیای اینجا.
‫من که بارها بهت گفتم.

172
00:12:05,726 --> 00:12:08,520
‫به کلی شلیک کردین؟
‫کی اسمم رو فریاد زده بود؟

173
00:12:08,604 --> 00:12:10,647
‫کسی اسمت رو فریاد نزده بود.

174
00:12:14,902 --> 00:12:17,821
‫داشتی خواب می‌دیدی عزیز دلم.
‫ببین چی می‌گم...

175
00:12:21,909 --> 00:12:23,076
‫هنری!

176
00:12:26,288 --> 00:12:29,708
‫هنری! هنری!

177
00:12:31,376 --> 00:12:33,212
‫هنری!

178
00:12:37,007 --> 00:12:41,053
‫کلر؟
‫کلر، چی شده عزیز دلم؟

179
00:12:41,136 --> 00:12:43,305
‫به یکی شلیک کردین.

180
00:12:43,388 --> 00:12:45,807
‫- به آقایی شلیک کردین!
‫- خب، الان کجاست؟

181
00:12:45,891 --> 00:12:47,142
‫خونش رو ببین!

182
00:12:49,645 --> 00:12:52,272
‫- کدوم خون؟
‫- خون ریخته بود.

183
00:12:54,733 --> 00:12:56,610
‫احتمالا خیال کرده بودی.

184
00:12:56,693 --> 00:12:58,529
‫یعنی کمی نگران نیستی؟

185
00:12:59,821 --> 00:13:01,365
‫- نگران باشم؟ وحشت کردم.
‫- [سیزده سالگی کلر و سی و دو سالگی هنری]

186
00:13:01,448 --> 00:13:04,117
‫گمون کنم الان رخم رو می‌زنی.

187
00:13:04,201 --> 00:13:07,704
‫ممکن بود خود مسن‌ترت بوده باشی
‫که داشتی تو چمنزار جون می‌دادی.

188
00:13:09,164 --> 00:13:10,874
‫ممکن بود.

189
00:13:10,958 --> 00:13:15,128
‫آها! دیدی؟
‫انتظارش رو نداشتی‌ها.

190
00:13:15,212 --> 00:13:18,423
‫ممکنه الان یه جایی رو به موت باشی.

191
00:13:18,507 --> 00:13:20,801
‫خب، من که رو به موت نیستم.
‫اینجا نشستم و باهات صحبت می‌کنم.

192
00:13:21,843 --> 00:13:23,554
‫منظورم زمان دیگه‌ای بود.

193
00:13:23,637 --> 00:13:25,389
‫همه یه زمانی می‌میرن دیگه.

194
00:13:25,472 --> 00:13:26,557
‫خودت که متوجه منظورم هستی.

195
00:13:28,183 --> 00:13:30,435
‫آینده همه به بن‌بست منجر می‌شه کلر.

196
00:13:30,519 --> 00:13:32,104
‫واسه همین بهتره آدم ندونه
‫بعدش چی می‌شه.

197
00:13:32,187 --> 00:13:34,856
‫آخه قراره بالاخره به بن‌بست ختم بشه.

198
00:13:37,150 --> 00:13:38,902
‫همسرت نگرانت نمی‌شه؟

199
00:13:43,198 --> 00:13:44,324
‫چرا، معلومه که می‌شه.

200
00:13:45,158 --> 00:13:46,201
‫عین من نگرانت می‌شه؟

201
00:13:47,661 --> 00:13:49,830
‫خب، می‌شه گفت عین تو نگرانم می‌شه.

202
00:13:49,913 --> 00:13:52,416
‫همسرت در آینده‌ای
‫که خانواده‌ام رو می‌شناسی...

203
00:13:52,499 --> 00:13:54,459
‫و اسم خودش هم کلره،
‫نگرانت می‌شه؟

204
00:13:56,712 --> 00:13:57,796
‫آره.

205
00:13:59,506 --> 00:14:01,553
‫گاهی اوقات فکر احمقانه‌ای
‫به ذهنم خطور می‌کنه.

206
00:14:01,577 --> 00:14:02,801
‫از چه نظر احمقانه است؟

207
00:14:03,719 --> 00:14:05,387
‫راجع به همسرت
‫فکری به ذهنم خطور می‌کنه.

208
00:14:06,555 --> 00:14:08,390
‫ازدواج احمقانه
‫از خود ازدواج هم احمقانه‌تره.

209
00:14:11,727 --> 00:14:13,186
‫به نظرم با خودم ازدواج کردی.

210
00:14:23,322 --> 00:14:25,699
‫آدم نجیب چه جوابی می‌ده؟

211
00:14:27,117 --> 00:14:29,661
‫اون موقع دلم براش نمی‌سوخت،
‫ولی الان دلم می‌سوزه.

212
00:14:31,038 --> 00:14:35,000
‫سیزده سالگی همسر آینده‌اش رو دیده بود.

213
00:14:35,083 --> 00:14:38,837
‫زنی که خودش باهاش سکس داشته
‫و باهاش ازدواج کرده،

214
00:14:38,920 --> 00:14:42,382
‫تو دوران کودکی...

215
00:14:42,466 --> 00:14:44,968
‫ازش می‌خواد بگه
‫چه نقشی تو زندگیش داره؟

216
00:14:47,012 --> 00:14:49,765
‫آدم نجیب چه جوابی می‌ده؟

217
00:14:49,848 --> 00:14:53,226
‫به بچه‌ای که قراره در آینده مشترکشون...

218
00:14:53,310 --> 00:14:56,480
‫زنی بشه که عاشقشه، چی می‌گه؟

219
00:14:56,563 --> 00:14:58,106
‫ما تو آینده ازدواج نمی‌کنیم.

220
00:14:58,190 --> 00:15:00,859
‫این شکلی نمی‌شه، خب؟

221
00:15:02,235 --> 00:15:03,403
‫خودت رو می‌شناسم،

222
00:15:03,487 --> 00:15:05,781
‫خانواده‌ات رو هم می‌شناسم،
‫ولی من و تو زن و شوهر نیستیم.

223
00:15:08,909 --> 00:15:09,910
‫خیلی‌خب.

224
00:15:11,745 --> 00:15:13,372
‫نمی‌تونم اطلاعات دیگه‌ای
‫در اختیارت بذارم، خب؟

225
00:15:13,455 --> 00:15:14,915
‫آخه...
‫اطلاع داشتن خیلی قشنگ نیست...

226
00:15:14,998 --> 00:15:17,000
‫گفتم خیلی‌خب دیگه.

227
00:15:26,093 --> 00:15:27,094
‫نوبت توئه.

228
00:15:30,931 --> 00:15:33,016
‫مسلما آدم نجیب دروغ می‌گه.

229
00:16:04,089 --> 00:16:07,217
‫دروغ‌های افراد نجیب
‫از دردناک‌ترین...

230
00:16:07,300 --> 00:16:09,261
‫چیزهای دنیا هستن.

231
00:16:19,396 --> 00:16:22,566
‫ولی مسلما اون موقع
‫چنین فکری به ذهنم خطور نکرده بود.

232
00:16:22,649 --> 00:16:25,986
‫اون موقع دوستی نامرئی داشتم
‫و زندگیم عین افسانه‌ها می‌موند.

233
00:16:27,362 --> 00:16:30,657
‫افسانه‌ها از نظر آدم بزرگ‌ها
‫روایاتی قشنگ و ناچیز هستن،

234
00:16:30,741 --> 00:16:33,869
‫ولی چیزی که همه بچه‌ها
‫بلدن رو از یاد می‌برن.

235
00:16:33,952 --> 00:16:35,829
‫باید تو هر افسانه‌ای...

236
00:16:37,456 --> 00:16:39,249
‫جادوگری حضور داشته باشه.

237
00:16:39,332 --> 00:16:41,376
‫- کلر؟
‫- [سی و دو سالگی هنری]

238
00:16:42,419 --> 00:16:43,712
‫خودتی کلر؟

239
00:16:43,795 --> 00:16:46,256
‫اِم، اینجا لباسی نیست.

240
00:16:46,339 --> 00:16:49,134
‫- لباس‌هام کجان؟
‫- خب، تو جعبه که نیستن.

241
00:16:49,135 --> 00:16:52,219
‫[سی و دو سالگی هنری و شانزده سالگی کلر]

242
00:16:52,220 --> 00:16:53,680
‫- سلام.
‫- عه.

243
00:16:54,681 --> 00:16:55,682
‫سلام.

244
00:16:58,977 --> 00:17:01,646
‫ظاهرت خیلی...

245
00:17:01,730 --> 00:17:03,315
‫- به شونزده سالگی می‌خوره؟
‫- آره.

246
00:17:03,398 --> 00:17:05,650
‫به شونزده سالگی می‌خوره.

247
00:17:05,734 --> 00:17:07,819
‫دقیقا می‌خواستم همین رو بگم.

248
00:17:07,903 --> 00:17:09,196
‫عه، تا حالا شونزده سالگیم رو ندیده بودی؟

249
00:17:09,279 --> 00:17:12,532
‫نه، دیده بودم.
‫ولی این‌قدر چیز نبودی...

250
00:17:13,867 --> 00:17:15,160
‫چی نبودم؟

251
00:17:17,204 --> 00:17:19,122
‫لباس‌هام کجان کلر؟

252
00:17:19,206 --> 00:17:22,459
‫لباس‌هات مال بابام بودن،
‫اینه که بالاخره مجبور شدم پسشون بدم.

253
00:17:22,542 --> 00:17:26,171
‫- اینه که برات لباس جدید خریدم.
‫- چه عالی. ممنون.

254
00:17:27,631 --> 00:17:31,301
‫لباس‌های جدیدم کجان؟

255
00:17:31,384 --> 00:17:35,138
‫آها، می‌شه گفت همین اطراف
‫پخش و پلا شدن.

256
00:17:35,222 --> 00:17:38,016
‫- پخش و پلا شدن؟
‫- آره، پخش و پلا شدن.

257
00:17:38,100 --> 00:17:41,019
‫مجبوری بری دنبالشون بگردی.

258
00:17:42,521 --> 00:17:44,189
‫کلر، من که برهنه‌ام.

259
00:17:44,272 --> 00:17:45,816
‫من که بارها برهنه دیدمت.

260
00:17:45,899 --> 00:17:48,068
‫درسته، ولی این دفعه فرق می‌کنه.

261
00:17:48,151 --> 00:17:49,820
‫خیلی‌خب. چه فرقی می‌کنه؟

262
00:17:49,903 --> 00:17:52,697
‫خب، الان سنت بالا رفته.
‫باید قوانین رو رعایت کنیم.

263
00:17:52,781 --> 00:17:54,658
‫می‌شه گفت اگه برهنگی ملت
‫واسه آدم لذت‌بخش باشه،

264
00:17:54,741 --> 00:17:56,284
‫نباید برهنه ببیندشون.

265
00:17:58,119 --> 00:18:00,705
‫خیلی‌خب. پس چکرز بازی کنیم؟

266
00:18:01,915 --> 00:18:04,751
‫هر مهره‌ام رو که بزنی،

267
00:18:04,835 --> 00:18:07,671
‫یه لباس بهت جایزه می‌دم.

268
00:18:13,718 --> 00:18:15,554
‫بیا دیگه.

269
00:18:23,395 --> 00:18:25,063
‫خب، تموم شد!

270
00:18:25,146 --> 00:18:26,898
‫تو که تا حالا به این خوبی
‫بازی نکرده بودی.

271
00:18:26,982 --> 00:18:30,527
‫خب، نمی‌خواستم بهت سخت بگیرم.
‫باز هم بازی کنیم؟

272
00:18:30,610 --> 00:18:34,322
‫- نه، فکر دیگه‌ای دارم.
‫- من هم همین‌طور.

273
00:18:39,369 --> 00:18:40,537
‫نمی‌خوام بستنی بخورم.

274
00:18:40,620 --> 00:18:42,330
‫- این‌جوری آروم می‌شی.
‫- نمی‌خوام آروم بشم.

275
00:18:42,414 --> 00:18:43,748
‫من می‌خوام آروم بشی.

276
00:18:46,626 --> 00:18:47,711
‫باید دستمال داشته باشم،
‫نمی‌تونم...

277
00:18:47,794 --> 00:18:49,129
‫- با دست خالی...
‫- خودم می‌دونم.

278
00:18:53,216 --> 00:18:55,760
‫- سلام جیسون!
‫- سلام روث! بپر بالا.

279
00:18:55,844 --> 00:18:57,262
‫امشب می‌بینمت.

280
00:18:57,345 --> 00:18:59,097
‫- امشب می‌بینمت، مگه نه؟
‫- اوهوم.

281
00:18:59,180 --> 00:19:01,057
‫این بی‌شعور که امشب
‫جلودارم نمی‌شه، مگه نه؟

282
00:19:01,141 --> 00:19:03,101
‫از دوستانت هستن؟

283
00:19:05,645 --> 00:19:06,646
‫می‌شناسمشون.

284
00:19:06,730 --> 00:19:07,939
‫بزن به چاک!

285
00:19:08,023 --> 00:19:09,399
‫- ایول بابا!
‫- بزن به چاک!

286
00:19:29,300 --> 00:19:30,400
‫[شرمنده، رفتم مهمونی. بوس.]

287
00:19:30,900 --> 00:19:34,300
‫[چهل و یک سالگی هنری]

288
00:19:44,559 --> 00:19:46,061
‫- سلام کلر.
‫- چه خبر بچه‌ها؟

289
00:19:46,144 --> 00:19:47,812
‫- حالت چطوره؟
‫- خوبم.

290
00:19:49,356 --> 00:19:50,523
‫- سلام کلر.
‫- سلام.

291
00:19:54,700 --> 00:20:02,050
‫[چهل و یک سالگی هنری و شانزده سالگی کلر]

292
00:20:04,245 --> 00:20:07,165
‫سلام کلر!
‫اصلا نمی‌ذاری کسی بهت دست بزنه‌ها.

293
00:20:08,500 --> 00:20:11,544
‫- پیراهن قشنگی پوشیدی.
‫- واسه تو که نپوشیدم.

294
00:20:11,628 --> 00:20:15,006
‫♪ از پسش برمیام، اگه بی‌خیال شدم
‫هم تصمیمش با خودم بوده. ♪

295
00:20:18,760 --> 00:20:21,846
‫- بیا اینجا! خیلی به موقع رسیدی.
‫- که چیکار کنیم؟

296
00:20:21,930 --> 00:20:24,432
‫که چندین میلیون عضله ببینیم.
‫بیا.

297
00:20:48,957 --> 00:20:51,126
‫- چی رو تماشا می‌کنین؟
‫- استخر رو تماشا می‌کنیم!

298
00:20:51,209 --> 00:20:53,211
‫استخری پر از مردان رو تماشا می‌کنیم!

299
00:20:58,800 --> 00:21:00,260
‫وای خدایا!

300
00:21:01,803 --> 00:21:05,265
‫دقیقا. از پارسال ندیده بودمش.

301
00:21:06,558 --> 00:21:10,520
‫ولی خیلی خوش‌هیکل شده.

302
00:21:10,603 --> 00:21:14,774
‫♪ این‌قدر خوشگلی
‫که واقعا می‌خوام مال خودم باشی. ♪

303
00:21:14,858 --> 00:21:18,069
‫♪ گفتم این‌قدر خوشگلی
‫که واقعا می‌خوام مال خودم باشی. ♪

304
00:21:19,904 --> 00:21:22,032
‫♪ چهار، پنج، شش،
‫بیا حالش رو ببر. ♪

305
00:21:22,115 --> 00:21:23,158
‫♪ با چنین بر و رویی، ♪

306
00:21:23,241 --> 00:21:25,243
‫♪ دیگه پول لازم نداری،
‫مگه نه عزیز دلم؟ ♪

307
00:21:27,704 --> 00:21:29,456
‫کلر!

308
00:21:29,539 --> 00:21:32,459
‫- چه مرگت شده؟
‫- عه، کی گفته چیزیم شده؟

309
00:21:32,542 --> 00:21:36,421
‫- نمی‌تونی منحرف باشی.
‫- خب، طرف کی بود؟

310
00:21:36,838 --> 00:21:37,964
‫همون آقا مسنه رو می‌گم.

311
00:21:38,048 --> 00:21:41,676
‫همونی رو می‌گیم که داشتی
‫باهاش بستنی می‌خوردی.

312
00:21:41,760 --> 00:21:42,969
‫همگیمون دیده بودیمتون.

313
00:21:53,550 --> 00:21:56,550
‫[شرمنده. رفتم مهمونی. بوس.]

314
00:22:08,536 --> 00:22:09,537
‫متأهله؟

315
00:22:09,621 --> 00:22:11,122
‫- بهش میاد متأهل باشه.
‫- بهش میاد مسن باشه.

316
00:22:11,206 --> 00:22:12,916
‫- مسن و متأهل یکی‌ان دیگه.
‫- صرفا از آشناهامه.

317
00:22:12,999 --> 00:22:14,751
‫باهاش رابطه‌ای ندارم.

318
00:22:14,834 --> 00:22:17,420
‫- رابطه!
‫- خب، پس با کی رابطه داری؟

319
00:22:17,504 --> 00:22:19,464
‫نمی‌دونم بابا.
‫هنوز تصمیم نگرفتم.

320
00:22:19,547 --> 00:22:21,299
‫من که تازه رسیدم!

321
00:22:21,382 --> 00:22:23,802
‫- کجا می‌ری؟
‫- کلر!

322
00:22:30,183 --> 00:22:34,104
‫- وایستا! نمی‌شه به این زودی بری خونه.
‫- خب، من که قرار نیست برم خونه.

323
00:22:34,187 --> 00:22:36,481
‫می‌خوام تو استخر
‫تنی به آب بزنم.

324
00:22:40,318 --> 00:22:47,033
‫♪ با رقصیدنت حال می‌کنم،
‫با رقصیدنت حال می‌کنم. ♪

325
00:22:47,117 --> 00:22:48,952
‫برو بالا! برو بالا!

326
00:22:53,039 --> 00:22:54,916
‫خیلی‌خب بچه‌ها، یه بار دیگه.

327
00:22:57,127 --> 00:22:59,295
‫جیسون کمی خوش‌هیکل شده‌ها.

328
00:22:59,379 --> 00:23:00,839
‫اگه تازه متوجه شدی،

329
00:23:00,922 --> 00:23:03,258
‫یعنی تا الان حواست
‫جای دیگه‌ای بوده.

330
00:23:03,341 --> 00:23:06,970
‫♪ خیلی حال می‌کنم که...
‫خیلی حال می‌کنم که... ♪

331
00:23:08,054 --> 00:23:10,932
‫برو که رفتیم!

332
00:23:21,401 --> 00:23:23,736
‫اگه می‌خوای با مرد متأهلی باشی،

333
00:23:23,820 --> 00:23:25,780
‫خودت هم خوب می‌دونی
‫که اصلا نمی‌شه.

334
00:23:37,500 --> 00:23:40,336
‫هنری! هنری!

335
00:23:41,087 --> 00:23:42,172
‫کلر!

336
00:23:43,339 --> 00:23:44,549
‫حالت خوبه کلر؟
‫من همین‌جام.

337
00:23:44,632 --> 00:23:45,925
‫- هنری!
‫- کلر!

338
00:24:02,000 --> 00:24:11,408
‫[سی و دو سالگی هنری و شانزده سالگی کلر]

339
00:24:11,409 --> 00:24:12,410
‫عه.

340
00:24:13,119 --> 00:24:15,580
‫- سلام کلر.
‫- سلام.

341
00:24:17,582 --> 00:24:18,666
‫این دفعه لباس گذاشتی.

342
00:24:20,001 --> 00:24:21,669
‫خوبه، مرسی.

343
00:24:23,254 --> 00:24:24,380
‫می‌ذارم لباست رو بپوشی.

344
00:24:29,594 --> 00:24:33,348
‫اِم، واسه تو هم رخ داده؟

345
00:24:33,431 --> 00:24:36,267
‫دفعه‌ای که برهنه بودم رو می‌گم.

346
00:24:36,351 --> 00:24:38,186
‫آره، برای منم رخ داده.

347
00:24:39,729 --> 00:24:42,357
‫- امروز قراره بریم دور بزنیم.
‫- دور بزنیم؟

348
00:24:44,275 --> 00:24:45,360
‫گواهینامه گرفتم.

349
00:24:55,328 --> 00:24:56,746
‫نمی‌ترسی کسی ما رو با هم ببینه؟

350
00:24:56,829 --> 00:24:58,206
‫کسی خونه نیست.
‫خر که نیستم.

351
00:24:59,582 --> 00:25:00,583
‫حالت خوبه؟

352
00:25:02,961 --> 00:25:04,545
‫- کلر!
‫- سوار شو.

353
00:25:07,048 --> 00:25:09,092
‫تا نگی قضیه چیه هیچ‌جا نمیام.

354
00:25:09,175 --> 00:25:11,135
‫- گفتم سوار شو!
‫- باشه.

355
00:25:22,397 --> 00:25:23,398
‫چه تند می‌ری.

356
00:25:24,357 --> 00:25:26,025
‫خونه‌ات کجاست؟

357
00:25:26,109 --> 00:25:27,902
‫نباید از آینده چیزی بهت بگم.

358
00:25:27,986 --> 00:25:30,154
‫آینده رو نگفتم، الان کجاست؟

359
00:25:30,238 --> 00:25:32,115
‫لابد یه هنری دیگه
‫توی این زمان هست.

360
00:25:32,198 --> 00:25:33,950
‫- نسخه جوان‌تر خودت.
‫- آره.

361
00:25:34,033 --> 00:25:35,243
‫جدی؟ پس کجاست؟

362
00:25:35,326 --> 00:25:37,954
‫- فایده‌اش چیه که بگم؟
‫- چرا نگی؟

363
00:25:42,542 --> 00:25:46,004
‫یا خدا! حالا لازم نیست انقدر تند بری.

364
00:25:46,087 --> 00:25:47,797
‫پس بگو چرا گفتنش فایده‌ای نداره؟

365
00:25:47,880 --> 00:25:50,800
‫- اگه آروم بری بهت می‌گم.
‫- بگو تا تندتر نرفتم.

366
00:25:53,177 --> 00:25:55,722
‫قرمزه! قرمزه!

367
00:25:58,141 --> 00:25:59,267
‫بسه کلر!

368
00:26:03,438 --> 00:26:05,481
‫سرنشین مضطربی هستی،
‫رو این رفتارت کار کن.

369
00:26:05,565 --> 00:26:07,150
‫می‌شه جون عزیزت آروم بری؟

370
00:26:07,233 --> 00:26:08,776
‫زودباش دیگه، توضیح بده.

371
00:26:08,860 --> 00:26:10,153
‫چرا فایده‌ای نداره...

372
00:26:10,236 --> 00:26:12,113
‫که بهم بگی نسخه جوانت کجاست؟
‫می‌خوام ببینمش.

373
00:26:12,196 --> 00:26:14,365
‫شاید باهاش جور شدم.
‫تقریبا هم‌سن خودمه دیگه.

374
00:26:14,449 --> 00:26:15,950
‫فعلا نباید باهام آشنا بشی.

375
00:26:16,034 --> 00:26:17,452
‫- کی گفته؟
‫- تاریخ گفته.

376
00:26:17,535 --> 00:26:18,745
‫برای من که هنوز مقرر نشده.

377
00:26:18,828 --> 00:26:20,496
‫ولی برای من شده و
‫نمی‌شه عوضش کرد.

378
00:26:20,580 --> 00:26:21,789
‫حالا می‌شه آروم بری؟

379
00:26:23,166 --> 00:26:24,709
‫پس فعلا نباید ببینمت،

380
00:26:24,792 --> 00:26:26,711
‫ولی می‌دونی دیگه
‫اجازه چه کاری رو ندارم؟

381
00:26:31,132 --> 00:26:32,467
‫اجازه ندارم بمیرم.

382
00:26:32,550 --> 00:26:35,720
‫یا خدا کلر!

383
00:26:35,803 --> 00:26:38,348
‫من بزرگسالی تو رو دیدم،
‫تو بزرگسالی من رو دیدی.

384
00:26:38,431 --> 00:26:39,891
‫پس امروز نمی‌میریم دیگه؟
‫ممکن نیست.

385
00:26:39,974 --> 00:26:41,517
‫آره ولی شاید بقیه رو به کشتن بدی.

386
00:26:41,601 --> 00:26:42,810
‫آروم باش بابا، بگم چرا؟

387
00:26:42,894 --> 00:26:45,229
‫چون با چشم بسته هم بلدم برونم.

388
00:26:45,313 --> 00:26:47,857
‫- از دست تو!
‫- فرمون رو می‌خوای؟ بگیر!

389
00:26:55,198 --> 00:26:56,657
‫تو چه مرگت شده؟

390
00:26:59,327 --> 00:27:01,871
‫چه عجب که بالأخره پرسیدی!

391
00:27:24,644 --> 00:27:25,728
‫دستت خونی شده.

392
00:27:32,151 --> 00:27:33,236
‫خودم رو زخمی کردم.

393
00:27:33,986 --> 00:27:35,321
‫دیدی؟ مال ناخن‌های خودمه.

394
00:27:36,823 --> 00:27:38,116
‫گفتم که سرنشین مضطربی هستی.

395
00:27:38,199 --> 00:27:40,076
‫واسه اینه که خاطره خوشی
‫از تصادف ندارم.

396
00:27:40,159 --> 00:27:42,203
‫آره ولی خودت می‌دونستی
‫امروز اتفاقی نمیفته...

397
00:27:42,286 --> 00:27:43,746
‫ممکن بود تصادف کنی
‫یک سال زمین گیر بشی!

398
00:27:43,830 --> 00:27:45,206
‫یا حتی یکی رو به کشتن بدی.

399
00:27:45,289 --> 00:27:46,624
‫یا منجر به مرگ خانواده‌ای بشی،

400
00:27:46,707 --> 00:27:48,543
‫که تا آخر عمر عذاب‌وجدان داشته باشی.

401
00:27:48,626 --> 00:27:50,795
‫- واسه من سخنرانی نکن!
‫- خفه شو و گوش کن!

402
00:27:53,131 --> 00:27:56,300
‫زندگی تو هرچی که باشه،
‫چیزیه که تماما...

403
00:27:56,384 --> 00:27:58,469
‫از انتخابات خودت خلق شده.

404
00:27:58,553 --> 00:28:00,972
‫چه آینده ثابت باشه چه نباشه،
‫نتیجه تصمیمات خودته.

405
00:28:01,055 --> 00:28:03,724
‫تویی که باعث تثبیتش می‌شی.
‫مسیرت از پیش تعیین شده نیست،

406
00:28:03,808 --> 00:28:06,102
‫همچنان بسته به تصمیمات خودته.

407
00:28:12,733 --> 00:28:14,026
‫دیگه نوبرش رو آوردم.

408
00:28:14,110 --> 00:28:15,778
‫مثل آقا بالا سر واست تعیین تکلیف کردم.

409
00:28:17,697 --> 00:28:18,906
‫«آقا بالا سر» چیه؟

410
00:28:18,990 --> 00:28:20,950
‫هرچیزی رو به وقتش می‌فهمی کلر.

411
00:28:21,367 --> 00:28:22,368
‫کی؟

412
00:28:23,035 --> 00:28:24,370
‫آینده رو می‌گی؟

413
00:28:24,454 --> 00:28:26,622
‫همون موقعی که من و
‫خانواده‌ام رو می‌شناسی،

414
00:28:26,706 --> 00:28:28,958
‫حتی با زنی که هم‌اسم منه ازدواج کردی؟

415
00:28:33,296 --> 00:28:35,047
‫آینده ما کنار هم نیست کلر.

416
00:28:40,261 --> 00:28:41,262
‫خوبه!

417
00:29:00,615 --> 00:29:01,824
‫خب...

418
00:29:03,034 --> 00:29:04,869
‫می‌دونم چیزی شده.
‫دوست داری واسم بگی؟

419
00:29:09,415 --> 00:29:10,875
‫تا حالا دستگیر شدی؟

420
00:29:12,960 --> 00:29:14,295
‫عه، خب...

421
00:29:14,378 --> 00:29:16,672
‫من لخت مادرزاد ظاهر می‌شم و
‫غذام رو می‌دزدم،

422
00:29:16,756 --> 00:29:17,924
‫پس مسلما دستگیر شدم.

423
00:29:18,925 --> 00:29:20,051
‫ولی بازم فرقی نداره.

424
00:29:20,134 --> 00:29:21,844
‫چون اگه بندازنت بازداشتگاه،

425
00:29:21,928 --> 00:29:25,056
‫دوباره غیب می‌شی، مگه نه؟

426
00:29:25,139 --> 00:29:27,183
‫معمولا حتی قبل رسیدن
‫به بازداشتگاه غیب می‌شم،

427
00:29:27,266 --> 00:29:28,601
‫ولی عملا همینه، آره.

428
00:29:28,684 --> 00:29:30,144
‫پس وقتی می‌ری به گذشته،

429
00:29:30,228 --> 00:29:31,979
‫می‌تونی از زیر هرکاری قسر در بری.

430
00:29:32,063 --> 00:29:35,983
‫آخه... گمونم بشه.
‫ولی اهمیتی که نداره.

431
00:29:36,067 --> 00:29:37,235
‫یه پسری هست.

432
00:29:37,777 --> 00:29:39,278
‫به اسم جیسون.

433
00:29:39,362 --> 00:29:41,781
‫جیسون اولی توی مدرسه‌مونه.
‫اسکاتلندیه.

434
00:29:43,366 --> 00:29:44,367
‫خب؟

435
00:29:45,535 --> 00:29:46,661
‫قضیه جیسون چیه؟

436
00:29:49,205 --> 00:29:50,456
‫می‌خوام واسم بکشیش.

437
00:30:04,303 --> 00:30:05,304
‫چرا؟

438
00:30:11,185 --> 00:30:13,729
‫با مجموعه اختصاصی
‫کتابخانه نیوبری تماس گرفتین.

439
00:30:13,813 --> 00:30:18,985
‫کی؟ آها نه. یه لحظه وایستین.
‫این پسر جدیده اسمش چیه؟

440
00:30:19,652 --> 00:30:20,987
‫هنری دی‌تامبل کیه؟

441
00:30:23,571 --> 00:30:24,840
‫در خدمتم!

442
00:30:24,865 --> 00:30:26,968
‫[بیست و چهار سالگی هنری]

443
00:30:26,993 --> 00:30:28,550
‫سلام، با من کار داشتن؟

444
00:30:30,454 --> 00:30:31,747
‫خانمه پشت خط عصبی بود؟

445
00:30:32,498 --> 00:30:34,333
‫- خانم نبود.
‫- ایول.

446
00:30:37,920 --> 00:30:39,297
‫- الو؟
‫- سلام، منم.

447
00:30:39,380 --> 00:30:40,590
‫چه گیری کردیم.

448
00:30:39,422 --> 00:30:49,422
‫[به همراه سی و دو سالگی هنری]

449
00:30:40,673 --> 00:30:42,383
‫اگه باز می‌خوای بیام دنبالت
‫باید بگم سر کارم.

450
00:30:42,466 --> 00:30:43,843
‫خواستم بگم امشب تنها نمون.

451
00:30:43,926 --> 00:30:45,553
‫- چی شد؟
‫- بین ساعت هشت و ده،

452
00:30:45,636 --> 00:30:46,929
‫شاهد کنار خودت داشته باش.

453
00:30:47,013 --> 00:30:49,181
‫نکنه می‌خوای کسی رو بکشی؟

454
00:30:49,265 --> 00:30:50,850
‫بین ساعت هشت و ده، فهمیدی؟

455
00:30:52,518 --> 00:30:54,270
‫واقعا می‌خوای یکی رو بکشی.

456
00:30:54,353 --> 00:30:55,855
‫- خداحافظی کن.
‫- کون لقت.

457
00:30:55,938 --> 00:30:57,023
‫همچنین.

458
00:31:09,660 --> 00:31:11,579
‫قصد داری بگی طرف چی کار کرده؟

459
00:31:11,662 --> 00:31:12,955
‫نمی‌خوام درموردش چیزی بگم.

460
00:31:13,039 --> 00:31:15,333
‫می‌شه باور کنی که واقعا
‫سزاوار همچین چیزیه؟

461
00:31:19,754 --> 00:31:20,755
‫آره.

462
00:31:23,215 --> 00:31:27,219
‫کجا مشخص می‌شه طرف عاشقه؟
‫که عاشق واقعیه؟

463
00:31:28,095 --> 00:31:29,764
‫با حرف‌های عاشقانه که نمی‌شه.

464
00:31:31,265 --> 00:31:33,768
‫- نباید بیای.
‫- می‌خوام باشم.

465
00:31:35,227 --> 00:31:37,146
‫مثل موسیقی احساس نمی‌شه.

466
00:31:37,229 --> 00:31:39,357
‫نباید بیای چون تو هم شاهد می‌خوای.

467
00:31:40,566 --> 00:31:41,651
‫می‌خوام خودم ببینمش.

468
00:31:44,570 --> 00:31:47,490
‫موقعی می‌فهمی که
‫حاضره واست آدم بکشه.

469
00:31:47,990 --> 00:31:49,742
‫- توی داشبورد.
‫- چی؟

470
00:31:49,825 --> 00:31:50,868
‫توی داشبورد رو ببین.

471
00:31:55,665 --> 00:31:56,832
‫مال بابامه.

472
00:32:01,962 --> 00:32:03,381
‫مگه باهات چی کار کرده؟

473
00:32:04,632 --> 00:32:05,675
‫آدم گاویه.

474
00:32:05,758 --> 00:32:08,969
‫آره خب...

475
00:32:10,721 --> 00:32:12,765
‫خودمم سابقه گاو بودن دارم.

476
00:32:14,767 --> 00:32:19,021
‫- جلوی ورودی که ماشین نیست.
‫- خونه تنهاست. تحقیق کردم.

477
00:32:21,607 --> 00:32:23,109
‫اومدم.

478
00:32:25,277 --> 00:32:27,321
‫باشه دیگه، گفتم اومدم! بسه.

479
00:32:30,116 --> 00:32:31,784
‫تو کی هستی؟

480
00:32:33,285 --> 00:32:35,454
‫ببین یه ماشینی پشت سرم هست،

481
00:32:35,538 --> 00:32:37,164
‫که قراره سوار صندوقش بشی.

482
00:32:37,581 --> 00:32:38,624
‫که چی؟

483
00:32:39,834 --> 00:32:41,293
‫چون اگه همین جا بزنم بکشمت،

484
00:32:41,377 --> 00:32:42,920
‫احتمالش کمتره که از زیرش در برم،

485
00:32:43,003 --> 00:32:45,673
‫و ممکنه توی دردسر بیفتم.

486
00:32:48,759 --> 00:32:51,137
‫آهای، شنیدی چی گفتم؟

487
00:32:51,220 --> 00:32:54,223
‫آهای، اسلحه رو دیدی؟
‫خوابت برده؟

488
00:32:57,101 --> 00:32:59,603
‫مرتیکه نجس داری رو منم می‌ریزی.

489
00:32:59,687 --> 00:33:01,939
‫کدوم آدمی با اسلحه دیدن
‫می‌شاشه به خودش؟

490
00:33:02,022 --> 00:33:03,274
‫واقعا مشکلت چیه؟

491
00:33:03,357 --> 00:33:05,818
‫سرت رو ببر داخل.

492
00:33:06,610 --> 00:33:08,028
‫می‌خوام صندوق رو ببندم،

493
00:33:08,112 --> 00:33:09,572
‫ببر داخل وگرنه یه چیزیت می‌شه.

494
00:33:09,655 --> 00:33:11,157
‫می‌خوای من رو بکشی.

495
00:33:11,240 --> 00:33:13,200
‫آره خب، حالا نمی‌خواد
‫الکی بدترش کنی.

496
00:33:16,829 --> 00:33:19,540
‫شاشید روم.

497
00:33:19,623 --> 00:33:22,001
‫- خیلی‌خب.
‫- بدترین قتل تاریخه.

498
00:33:36,974 --> 00:33:38,434
‫- صدای چیه؟
‫- هوم؟

499
00:33:45,065 --> 00:33:47,401
‫آها! بی‌خیالش.
‫از ماشین نیست.

500
00:33:47,485 --> 00:33:48,778
‫پسره نفسش بالا نمیاد.

501
00:33:49,945 --> 00:33:52,281
‫- مگه اسپری‌اش رو نیاوردی؟
‫- چیش رو؟

502
00:33:53,657 --> 00:33:56,952
‫آخه آسم داره.
‫همیشه اسپری داره، خودم دیدمش.

503
00:33:57,036 --> 00:33:58,037
‫که چی؟

504
00:34:01,874 --> 00:34:03,459
‫- چی کار می‌کنی؟
‫- نه. باید برگردیم...

505
00:34:03,542 --> 00:34:06,170
‫- دنبال اسپری پسره.
‫- نه، نه، نه! کلر.

506
00:34:06,253 --> 00:34:10,090
‫نه کلر، جدی گفتم.
‫اصلا چنین کاری نمی‌کنم، اصلا.

507
00:34:28,818 --> 00:34:29,860
‫قرار نیست بکشیمش.

508
00:34:32,238 --> 00:34:33,864
‫خیلی‌خب.

509
00:34:33,948 --> 00:34:36,826
‫باید اذیتش کنی و منم نگاه کنم،

510
00:34:36,909 --> 00:34:38,619
‫ولی قرار نیست بکشیمش.

511
00:34:38,702 --> 00:34:42,331
‫به چی می‌خندی؟

512
00:34:42,414 --> 00:34:44,834
‫کشتن کجا بود؟
‫رفتیم اسپری آسمش رو آوردیم.

513
00:34:44,917 --> 00:34:47,294
‫دو دقیقه دیگه واسش
‫جا هم پهن می‌کنیم.

514
00:34:48,754 --> 00:34:49,922
‫فکر کردی خنده‌داره؟

515
00:34:51,799 --> 00:34:53,050
‫فکر کردی قضیه شوخیه؟

516
00:34:56,428 --> 00:34:57,429
‫نه.

517
00:34:59,974 --> 00:35:01,225
‫می‌خوای بگم چی کار کرده؟

518
00:35:05,479 --> 00:35:06,480
‫آره، بگو.

519
00:35:50,858 --> 00:35:52,109
‫وای خدا!

520
00:35:53,694 --> 00:35:55,237
‫حالت خوبه؟

521
00:35:57,990 --> 00:35:59,283
‫- بهت تجاوز کرده؟
‫- نه.

522
00:36:00,492 --> 00:36:01,869
‫- بهت تجاوز کرد؟
‫- نه.

523
00:36:04,455 --> 00:36:06,165
‫نه، فقط کتکم زد.

524
00:36:08,834 --> 00:36:09,835
‫من رو...

525
00:36:11,545 --> 00:36:12,546
‫سوار ماشینش کرد...

526
00:36:13,923 --> 00:36:17,217
‫برد یه جایی که پاتوق خیلی‌هاست.

527
00:36:19,553 --> 00:36:21,388
‫می‌شه بگی دقیقا چی شد؟

528
00:36:26,894 --> 00:36:30,272
‫ازم عصبانی شد.

529
00:36:32,691 --> 00:36:33,692
‫گفت...

530
00:36:35,194 --> 00:36:38,572
‫گفت حقش این نبود،

531
00:36:39,323 --> 00:36:41,909
‫که نظرم رو عوض کنم.

532
00:36:44,078 --> 00:36:46,121
‫- ولی من هیچ‌وقت قبول نکردم.
‫- اشکال نداره.

533
00:36:46,205 --> 00:36:49,959
‫- نه، آخه من قبول نکردم.
‫- اشکال نداره، چیزی نیست.

534
00:36:55,464 --> 00:36:56,799
‫من رو سوزوند.

535
00:36:58,092 --> 00:36:59,093
‫چی کار کرد؟

536
00:37:00,511 --> 00:37:02,054
‫سیگار دستش بود.

537
00:37:06,600 --> 00:37:08,185
‫گندش بزنن! گندش بزنن!

538
00:37:12,106 --> 00:37:13,774
‫گفتی نمی‌خوای بکشیمش؟

539
00:37:13,857 --> 00:37:15,150
‫- نه نمی‌خواد.
‫- تو برو خونه.

540
00:37:15,234 --> 00:37:17,277
‫- بذار خودم حلش کنم.
‫- نه، قرار نیست بکشیمش.

541
00:37:17,361 --> 00:37:18,654
‫کلر قرار نیست تو هم...

542
00:37:18,737 --> 00:37:20,406
‫نه، بسه! نمی‌خواد!

543
00:37:20,489 --> 00:37:23,325
‫نمی‌خواد از روی عصبانیت خودت کاری بکنی،

544
00:37:23,409 --> 00:37:24,994
‫مسئله عصبانیت تو نیست.

545
00:37:25,077 --> 00:37:28,247
‫قراره اذیتش کنیم،
‫نه اینکه بکشیمش.

546
00:37:32,918 --> 00:37:34,128
‫بهم تجاوز نکرد.

547
00:37:39,758 --> 00:37:41,510
‫- خب؟
‫- خب.

548
00:37:43,012 --> 00:37:44,346
‫باشه، ببخشید.

549
00:37:46,390 --> 00:37:47,891
‫معلومه که تجاوز کرد.

550
00:37:48,934 --> 00:37:50,644
‫معلومه که کرد.

551
00:37:50,728 --> 00:37:53,480
‫من توی ماشینش بودم،
‫جایی بودیم که دیده نمی‌شدیم.

552
00:37:53,564 --> 00:37:54,732
‫چه دلیلی داشت که نکنه؟

553
00:38:07,911 --> 00:38:10,914
‫هیچ‌وقت به هنری راستش رو نگفتم.

554
00:38:10,998 --> 00:38:15,085
‫اگه واقعیت رو بهش می‌گفتم،
‫واسه خودمم واقعی‌تر می‌شد،

555
00:38:15,169 --> 00:38:16,754
‫منم دلم نمی‌خواست واقعی باشه.

556
00:38:17,505 --> 00:38:19,524
‫[محل دبیرستان نلسون آلگرن آینده]

557
00:38:19,548 --> 00:38:22,426
‫زودباش، پیاده شو.
‫گفتم زود پیاده شو.

558
00:38:22,509 --> 00:38:24,344
‫آدم موقع حرف زدن با مردی که...

559
00:38:24,428 --> 00:38:25,763
‫قرار بوده سکس اولش باشه،

560
00:38:25,846 --> 00:38:28,349
‫از هیولایی نمی‌گه که
‫به زور خودش رو بهت تحمیل کرده.

561
00:38:32,686 --> 00:38:35,105
‫هنری هیچ‌وقت از واقعیت باخبر نشد.

562
00:38:35,189 --> 00:38:39,109
‫واسه همین وقت‌هایی که
‫کنار هنری بودم واسه خودم واقعی نبود.

563
00:38:39,193 --> 00:38:42,071
‫وقتی کنارم حضور داشت
‫می‌تونستم فکر کنم واقعی نبوده.

564
00:38:45,824 --> 00:38:48,160
‫هرچند که الآن خیلی وقته از دنیا رفته.

565
00:38:56,794 --> 00:38:58,420
‫گمونم الآن دیگه کاری نمی‌کنه کلر.

566
00:39:01,381 --> 00:39:03,967
‫- می‌خوای باهام چی کار کنی؟
‫- فعلا نمی‌دونم.

567
00:39:05,552 --> 00:39:07,346
‫کلر تو نظری نداری؟

568
00:39:08,722 --> 00:39:10,265
‫کوفت!

569
00:39:10,349 --> 00:39:13,644
‫می‌خوای من رو بکشی؟

570
00:39:13,727 --> 00:39:15,479
‫بکشمت؟

571
00:39:15,562 --> 00:39:18,107
‫وقتی آسم داری و سیگار می‌کشی
‫لازم نیست کسی بکشت.

572
00:39:22,194 --> 00:39:23,737
‫تو بگو چی کارش کنیم کلر.

573
00:39:25,656 --> 00:39:26,907
‫پرده گوشش رو پاره کنم؟

574
00:39:28,117 --> 00:39:29,743
‫دماغش رو بشکنم؟

575
00:39:29,827 --> 00:39:32,121
‫نه، دماغش که قبلا شکسته.

576
00:39:32,204 --> 00:39:34,164
‫- تاندون آشیلش رو قطع کنم؟
‫- نه.

577
00:39:34,248 --> 00:39:35,999
‫بعدش مدت زیادی
‫نمی‌تونه فوتبال بازی کنه.

578
00:39:36,083 --> 00:39:37,543
‫نه! توروخدا نه.

579
00:39:37,626 --> 00:39:40,212
‫انقدر خواهش تمنا نکن.
‫یهو دیدی خوشم اومد.

580
00:39:41,255 --> 00:39:42,339
‫تو کی هستی؟

581
00:39:42,422 --> 00:39:44,424
‫از دوست‌های کلرم.
‫خواست بیام مردونه حرف بزنیم.

582
00:39:44,508 --> 00:39:47,136
‫البته جنابعالی که مرد محسوب نمی‌شی.

583
00:39:49,096 --> 00:39:50,784
‫چطوری دلت اومد چنین کاری بکنی؟

584
00:39:51,515 --> 00:39:53,934
‫- چی کار کردم؟
‫- خبر دارم چی کار کردی جیسون.

585
00:39:56,833 --> 00:39:58,038
‫راستش رو بگو.

586
00:39:58,063 --> 00:39:59,773
‫هم راستش رو گفت
‫هم نشونم داد.

587
00:39:59,857 --> 00:40:01,984
‫گوشیش رو نشونت داد؟
‫گوشیت رو نشونش دادی؟

588
00:40:02,067 --> 00:40:04,987
‫مسئله گوشی کوفتیش نیست!

589
00:40:05,070 --> 00:40:08,949
‫گوشیت رو نشون بده.
‫پیام‌هاش رو بخون!

590
00:40:09,032 --> 00:40:10,993
‫قبل اینکه من رو بزنی
‫پیام‌هاش رو بخون.

591
00:40:11,076 --> 00:40:12,452
‫که بعدش بفهمی قضیه چی بوده.

592
00:40:12,536 --> 00:40:16,498
‫که خودش توی پیام‌هاش چی گفته.
‫رفتیم خوش گذروندیم.

593
00:40:16,582 --> 00:40:17,833
‫بعدش بهم پیام داد،

594
00:40:17,916 --> 00:40:19,751
‫هم شبش پیام داد،
‫هم فردا صبحش.

595
00:40:19,835 --> 00:40:22,212
‫می‌خوای بگم چی گفت؟

596
00:40:22,296 --> 00:40:24,798
‫گفت «مرسی که بهم حال دادی!»

597
00:40:24,882 --> 00:40:27,801
‫خودش گفت «حال دادی».
‫پیام‌هاش رو بخون!

598
00:40:36,059 --> 00:40:40,105
‫- بیا اینجا.
‫- نه!

599
00:40:44,485 --> 00:40:46,320
‫بگو دیگه کلر.

600
00:40:46,403 --> 00:40:48,864
‫گوشیت رو نشون بده.
‫پیام‌هات رو نشون بده.

601
00:40:49,907 --> 00:40:52,034
‫- پاکشون کردم.
‫- چرا؟

602
00:40:52,117 --> 00:40:55,037
‫چرا پاکشون کردی؟
‫می‌دونی چرا پاکشون کرده؟

603
00:40:55,120 --> 00:40:58,332
‫چون باور کن می‌گم
‫چنین کاری نکردم.

604
00:40:58,415 --> 00:40:59,541
‫وقتی کارت باهام تموم شد،

605
00:40:59,625 --> 00:41:01,376
‫وقتی هر بلایی خواستی سرم آوردی،

606
00:41:01,460 --> 00:41:02,544
‫وقتی یه دل سیر...

607
00:41:02,628 --> 00:41:04,922
‫نشستی من رو کتک زدی،

608
00:41:05,005 --> 00:41:09,426
‫گوشی خودم توی جیب حوله‌ست.
‫من پیام‌ها رو پاک نکردم.

609
00:41:09,509 --> 00:41:12,471
‫بخونشون تا ببینی بعدش
‫چه حسی بهت دست می‌ده.

610
00:41:18,185 --> 00:41:19,728
‫واقعا اون پیام‌ها رو دادم.

611
00:41:21,939 --> 00:41:24,399
‫- چون می‌ترسیدم.
‫- می‌دونم.

612
00:41:24,483 --> 00:41:26,235
‫چون نمی‌خواستم ازم عصبانی بشه.

613
00:41:26,318 --> 00:41:28,946
‫- درک می‌کنم.
‫- می‌خواستم طبیعی باشه.

614
00:41:29,863 --> 00:41:32,032
‫که باورم بشه این اتفاق عادیه.

615
00:41:33,242 --> 00:41:35,911
‫«حال دادی».
‫دقیقا همین رو گفت.

616
00:41:35,994 --> 00:41:39,081
‫- خودش این رو گفت.
‫- حرفی که زده مهم نیست!

617
00:41:39,164 --> 00:41:40,874
‫جای زخم‌هاش رو دیدم.
‫بدنش رو سوزوندی.

618
00:41:41,833 --> 00:41:43,085
‫بابا مگه از پشت کوه اومدی؟

619
00:41:43,168 --> 00:41:47,714
‫نفهمیدی قضیه چیه؟
‫خوشش اومد، خوشش میاد.

620
00:41:47,798 --> 00:41:49,591
‫- گفت بهش حال دادم!
‫- نه، ندادی.

621
00:41:49,675 --> 00:41:52,594
‫تو مگه از اون رفیق‌های اسکل باباشی؟

622
00:41:52,678 --> 00:41:55,055
‫- می‌گم خوشش میاد.
‫- نه، خوشش نمیاد.

623
00:41:55,138 --> 00:41:56,306
‫عاشق این کارهاست.
‫خودش می‌خواست.

624
00:41:56,390 --> 00:41:58,475
‫- اصلا خوشش نمیاد.
‫- دوست داره خشن باشه.

625
00:41:58,558 --> 00:42:00,561
‫اصلا دوست نداره،
‫هیچ‌وقت هم نداشته!

626
00:42:00,644 --> 00:42:01,979
‫توی اسکل از کجا می‌دونی؟

627
00:42:02,062 --> 00:42:04,815
‫چون خیر سرم شوهرشم!

628
00:42:29,339 --> 00:42:32,092
‫من...

629
00:42:33,302 --> 00:42:36,763
‫- گندش بزنن، فکر کنم قراره غیب بشم.
‫- نه، الآن نشو.

630
00:42:41,310 --> 00:42:44,187
‫علتش رو نمی‌دونم،
‫ولی فکر کنم این به کارت بیاد.

631
00:42:44,271 --> 00:42:46,106
‫دوستت دارم.

632
00:42:56,327 --> 00:42:57,498
‫تف.

633
00:43:08,962 --> 00:43:11,214
‫نمی‌خواستم جیسون
‫دست و پا بسته و لخت،

634
00:43:11,298 --> 00:43:14,259
‫از حمله آسم بیفته بمیره.

635
00:43:14,343 --> 00:43:19,848
‫راستش دلم می‌خواست.
‫ولی نمی‌خواستم خودم اونجا باشم.

636
00:43:21,641 --> 00:43:24,227
‫از طرفی نمی‌خواستم
‫باهاش تنها باشم.

637
00:43:26,104 --> 00:43:28,106
‫واسه همین زنگ زدم به دوست‌هام.

638
00:43:28,190 --> 00:43:32,652
‫به هر دختری که می‌شناختم
‫زنگ زدم و گفتم بیان پیشم.

639
00:43:50,546 --> 00:43:56,301
‫[سی و دو سالگی هنری]

640
00:43:56,301 --> 00:43:57,469
‫کجا بودی؟

641
00:43:57,720 --> 00:44:00,680
‫[به همراه بیست و چهار سالگی کلر]

642
00:44:00,680 --> 00:44:02,724
‫همیشه واسم سوال بود
‫چرا این خودکاره رو نگه داشتی.

643
00:44:04,518 --> 00:44:05,686
‫خودت دادیش بهم.

644
00:44:06,812 --> 00:44:07,938
‫تو باهاش چی کار کردی؟

645
00:44:10,565 --> 00:44:11,942
‫قانونی وضع کردم:

646
00:44:13,068 --> 00:44:16,571
‫فقط دخترهایی باید می‌اومدن
‫که پسری اذیتشون کرده.

647
00:44:16,655 --> 00:44:18,323
‫وقتی منتظرشون بودم،

648
00:44:18,407 --> 00:44:20,784
‫تمام کارهایی که جیسون...

649
00:44:20,867 --> 00:44:22,369
‫اون شب انجام داد رو...

650
00:44:23,328 --> 00:44:24,746
‫روی خود جیسون نوشتم.

651
00:44:23,328 --> 00:44:26,830
‫[بهم گفت این‌طوری عشقم رو اثبات می‌کنم]
‫[به این روانی اعتماد نکنید]

652
00:44:24,830 --> 00:44:28,208
‫همه‌شون رو دعوت کردم که
‫داستان‌های خودشون رو بنویسن.

653
00:44:26,830 --> 00:44:30,420
‫[بچه پولدار آشغال]

654
00:44:28,291 --> 00:44:30,168
‫مدت زیادی اونجا موندیم.

655
00:44:30,420 --> 00:44:34,715
‫[«نه» یعنی نه]

656
00:44:32,045 --> 00:44:34,631
‫جیسون شد اولین مجسمه من.

657
00:44:34,715 --> 00:44:37,968
‫اون شب متوجه شدم که
‫هنر صرفا چیزی نیست،

658
00:44:38,051 --> 00:44:40,637
‫که روی دیوار آویزونش کنی،
‫یا بذاریش روی ازاره.

659
00:44:41,888 --> 00:44:45,475
‫گاهی اوقات... می‌تونه انتقام باشه.

660
00:44:45,559 --> 00:44:49,229
‫بعدش فقط یک بار هنری رو
‫توی محوطه خونه‌مون دیدم.

661
00:44:51,232 --> 00:44:57,154
‫[چهل و یک سالگی هنری
‫و هجده سالگی کلر]

662
00:44:53,984 --> 00:44:55,694
‫که اونم داستانش مفصله.

663
00:44:56,695 --> 00:44:57,737
‫سلام هنری.

664
00:45:00,449 --> 00:45:02,075
‫دو سال بعد اون ماجرا،

665
00:45:02,159 --> 00:45:05,912
‫بعد اینکه عشق زندگیم رو
‫چهارده سال ملاقات کردم،

666
00:45:05,996 --> 00:45:08,415
‫تازه برای اولین بار دیدمش.

667
00:45:08,498 --> 00:45:10,959
‫وقتی که دیدمش
‫جوان‌تر از همیشه بود.

668
00:45:11,042 --> 00:45:12,878
‫حتی نمی‌دونست من کی هستم،

669
00:45:12,961 --> 00:45:16,548
‫و جذاب‌ترین مردی بود...

670
00:45:16,631 --> 00:45:17,799
‫که به عمرم دیدم.

671
00:45:18,884 --> 00:45:21,303
‫- هنری.
‫- بالأخره قسمتم شد.

672
00:45:21,386 --> 00:45:24,264
‫دلبری که از شیش سالگی
‫منتظرش بودم قسمتم شد.

673
00:45:25,640 --> 00:45:29,311
‫که آدم گاوی هم بود.

674
00:45:30,918 --> 00:45:40,918
‫مترجمان: «کیارش نعمت گرگانی و حامی مغیثی»

675
00:45:40,943 --> 00:45:47,943
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
