1
00:00:07,049 --> 00:00:08,426
‫می‌تونه به هر زمانی سفر کنه.

2
00:00:10,970 --> 00:00:12,638
‫هم به گذشته سفر می‌کنه، هم به آینده...

3
00:00:14,223 --> 00:00:16,309
‫ولی معمولا به دوران حیات خودش سفر می‌کنه.

4
00:00:17,435 --> 00:00:19,979
‫معمولا این‌طوره،
‫ولی همیشه این‌طور نیست.

5
00:00:20,062 --> 00:00:22,247
‫نمایشگاه هنرهای نوگرای بروملی...

6
00:00:22,271 --> 00:00:25,485
‫ازتون دعوت به عمل میاره
‫که بخش قرن نوزدهم رو...

7
00:00:27,000 --> 00:00:34,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

8
00:00:35,828 --> 00:00:38,122
‫دست خودم نیست.
‫کنترلش دست خودم نیست.

9
00:00:38,206 --> 00:00:40,708
‫یهویی در زمان سفر می‌کنم.

10
00:00:42,000 --> 00:00:55,000
‫مترجمان: «کیارش نعمت گرگانی و حامی مغیثی»

11
00:00:58,267 --> 00:00:59,852
‫وای، کیرم توش!

12
00:01:01,521 --> 00:01:02,980
‫مسلما کار خطرناکیه.

13
00:01:06,484 --> 00:01:09,278
‫گاهی اوقات مشکلی نداره.
‫آدم باهاش کنار میاد.

14
00:01:11,072 --> 00:01:12,657
‫ولی گاهی اوقات دشواره.

15
00:01:18,371 --> 00:01:20,706
‫ولی مسئله‌ای بدتر از خطرناک بودنش هم هست.

16
00:01:22,542 --> 00:01:24,252
‫کریسمس از همه‌چیش بدتره.

17
00:01:25,450 --> 00:01:29,465
‫[هشت سالگی هنری]

18
00:01:29,465 --> 00:01:31,884
‫مگه بهت نگفته بودم کاپشنت رو بپوشی هنری؟

19
00:01:31,968 --> 00:01:34,846
‫داره برف میاد.

20
00:01:34,929 --> 00:01:37,640
‫بالاخره یکی باید بره
‫فرودگاه، دنبال بابا،

21
00:01:37,723 --> 00:01:41,477
‫آخه می‌خوای بابا موقع کریسمس
‫خونه باشه، مگه نه؟

22
00:01:41,561 --> 00:01:42,520
‫آره.

23
00:01:42,603 --> 00:01:46,399
‫♪ کاش کل آرزوهات به حقیقت بپیونده. ♪

24
00:01:47,650 --> 00:01:50,486
‫♪ عیدت مبارک... ♪

25
00:01:50,570 --> 00:01:53,364
‫به یه سری روزها و تاریخ‌ها
‫بیشتر سفر می‌کنه.

26
00:01:53,447 --> 00:01:55,783
‫یعنی خودش که نمی‌خواد؛
‫دست خودش نیست.

27
00:01:57,994 --> 00:01:59,620
‫به یه روز خیلی سفر می‌کنه.

28
00:01:59,704 --> 00:02:01,789
‫♪ عیدت مبارک... ♪

29
00:02:04,850 --> 00:02:06,877
‫[هشت سالگی هنری]

30
00:02:06,878 --> 00:02:11,382
‫♪ عیدت مبارک... ♪

31
00:02:11,383 --> 00:02:14,600
‫[هشت و بیست و چهار سالگی هنری]

32
00:02:14,677 --> 00:02:17,388
‫از اون تاریخ که برمی‌گرده،
‫همیشه می‌فهمم اونجا بوده.

33
00:02:17,471 --> 00:02:20,474
‫همین که می‌بینمش...

34
00:02:21,225 --> 00:02:22,810
‫از قیافه‌اش می‌فهمم.

35
00:02:22,894 --> 00:02:26,063
‫♪ دوستان قدیمیمون رو می‌بینیم،
‫وای که چقدر خوش می‌گذره... ♪

36
00:02:26,147 --> 00:02:28,190
‫- کمربندت رو محکم بستی؟
‫- آره.

37
00:02:33,654 --> 00:02:37,116
‫♪ والدینمون رو می‌بینیم،
‫هدیه می‌گیریم و عید که می‌شه... ♪

38
00:02:37,199 --> 00:02:41,329
‫♪ همه‌چی روبه‌راهه.
‫همه‌چی روبه‌راهه... ♪

39
00:02:44,332 --> 00:02:50,504
‫♪ عیدت مبارک.
‫وای، عیدت مبارک... ♪

40
00:02:50,505 --> 00:02:51,516
‫[هشت، بیست و چهار و سی و هشت سالگی هنری]

41
00:02:51,631 --> 00:02:54,550
‫عین جاذبه می‌مونه.
‫همون شکلی عمل می‌کنه.

42
00:02:54,634 --> 00:02:58,679
‫نیروی جاذبه اجسام
‫با افزایش جرمشون رابطه مستقیم داره.

43
00:02:58,763 --> 00:03:02,224
‫اجسام بزرگ، اجسام کوچک‌تر رو
‫جذب خودشون می‌کنن و همین‌طور...

44
00:03:03,184 --> 00:03:04,852
‫دورش دوران پیدا می‌کنن.

45
00:03:04,936 --> 00:03:10,441
‫♪ کاش کل آرزوهات به حقیقت بپیونده. ♪

46
00:03:10,524 --> 00:03:17,448
‫♪ عیدت مبارک.
‫عیدت مبارک... ♪

47
00:03:17,531 --> 00:03:19,200
‫من هم عین اکثر افراد...

48
00:03:19,283 --> 00:03:21,661
‫تو عمرم روزهای مهمی رو تجربه کردم.
‫لحظاتی حیاتی رو تجربه کردم.

49
00:03:23,245 --> 00:03:24,789
‫ولی فرق من با بقیه اینه که...

50
00:03:25,998 --> 00:03:27,625
‫مدام به اون روزها برمی‌گردم.

51
00:03:27,708 --> 00:03:31,629
‫♪ کاش کل آرزوهات در حین... ♪

52
00:03:31,712 --> 00:03:34,966
‫♪ به صدا در اومدن این همه زنگوله،
‫به حقیقت بپیوندن. ♪

53
00:03:37,510 --> 00:03:39,011
‫♪ عیدت مبارک... ♪

54
00:03:39,012 --> 00:03:43,400
‫[هشت، بیست و چهار، سی و هشت
‫و سی و نه سالگی هنری]

55
00:03:43,849 --> 00:03:47,520
‫♪ کاش تقویم زندگیت
‫مملو از... ♪

56
00:03:47,603 --> 00:03:53,609
‫♪ اعیاد خوش و خرم باشه. ♪

57
00:03:53,800 --> 00:03:57,200
‫[هشت، بیست و چهار، سی و هشت،
‫سی و نه، بیست و سه و بیست و دو سالگی هنری]

58
00:04:00,908 --> 00:04:04,912
‫♪ عیدت مبارک...♪

59
00:04:06,872 --> 00:04:08,582
‫هنـ....

60
00:04:21,400 --> 00:04:22,137
‫[علاوه بر سی و چهار
‫و بیست و هشت سالگی هنری]

61
00:04:22,138 --> 00:04:24,473
‫به محض تصادفتون،
‫به گذشته سفر کردی.

62
00:04:24,557 --> 00:04:25,725
‫گمون کنم واکنش غیرارادی بوده.

63
00:04:25,808 --> 00:04:29,312
‫انگار بدنت فرصت کار دیگه‌ای نداشت.

64
00:04:29,395 --> 00:04:33,399
‫ضمنا، خودم می‌دونم نگاه می‌کنی،
‫ولی لزومی نداره بکنی.

65
00:04:41,615 --> 00:04:42,700
‫مامان!

66
00:04:42,783 --> 00:04:44,368
‫الان برمی‌گردی، نگاه...

67
00:04:45,661 --> 00:04:46,662
‫نکن.

68
00:04:51,876 --> 00:04:53,044
‫مامان؟

69
00:04:53,127 --> 00:04:55,254
‫مامان! مامان!

70
00:04:56,088 --> 00:04:57,089
‫مامان!

71
00:04:57,715 --> 00:04:58,841
‫مامان!

72
00:04:58,842 --> 00:04:59,966
‫[علاوه بر بیست و پنج سالگی هنری]

73
00:04:59,967 --> 00:05:00,968
‫مامان!

74
00:05:00,969 --> 00:05:02,260
‫[علاوه بر بیست و هفت و سی و دو سالگی هنری]

75
00:05:02,261 --> 00:05:03,262
‫مامان!

76
00:05:03,263 --> 00:05:05,889
‫[هشت، بیست و چهار، پونزده،
‫سی و نه و سی و هشت سالگی هنری]

77
00:05:05,890 --> 00:05:07,016
‫مامان!

78
00:05:07,017 --> 00:05:08,600
‫[علاوه بر چهار، بیست و دو، سی و پنج،
‫سی و چهار، ده و سی و هفت سالگی هنری]

79
00:05:08,601 --> 00:05:15,357
‫مامان!

80
00:06:34,700 --> 00:06:40,900
‫«همسر مسافر زمان»

81
00:06:54,915 --> 00:06:56,375
‫مامان و بابا نداری؟

82
00:06:57,585 --> 00:06:59,753
‫معلومه که دارم... همه دارن.

83
00:07:00,796 --> 00:07:02,381
‫چه‌جور مامان و بابایی هستن؟

84
00:07:02,464 --> 00:07:05,384
‫خب، حرف ندارن.
‫مامان و بابامن دیگه، معلومه که حرف ندارن.

85
00:07:05,467 --> 00:07:06,802
‫کارشون چیه؟

86
00:07:06,886 --> 00:07:10,848
‫خب، بابام ویولن‌نوازه،
‫مامانم هم خواننده بود.

87
00:07:11,932 --> 00:07:14,685
‫- چرا دیگه نخوند؟
‫- کی گفته دیگه نخوند؟

88
00:07:15,311 --> 00:07:16,604
‫خودت گفتی «خواننده بود».

89
00:07:18,647 --> 00:07:19,607
‫هست.

90
00:07:20,566 --> 00:07:21,609
‫منظورم این بود که هست.

91
00:07:24,069 --> 00:07:25,446
‫انگار غمگین شدی.

92
00:07:27,239 --> 00:07:28,240
‫واقعا؟

93
00:07:28,699 --> 00:07:29,992
‫واسه چی غمگین شدی؟

94
00:07:32,912 --> 00:07:35,539
‫می‌دونی غمگین بودن چه مزیتی داره؟

95
00:07:37,708 --> 00:07:38,876
‫هیچ مزیتی نداره.

96
00:07:40,336 --> 00:07:41,420
‫افراد شاد...

97
00:07:41,503 --> 00:07:43,964
‫عین همدیگه‌ان،
‫ولی افراد غمگین متفاوتن.

98
00:07:44,048 --> 00:07:45,925
‫آره خب، |اگه آدم بخواد با کسی
‫بهش خوش بگذره،

99
00:07:46,008 --> 00:07:48,510
‫طرف رو خوشحال می‌کنه،
‫ولی اگه بخواد بشناسدش،

100
00:07:49,386 --> 00:07:51,222
‫باید دلیل غمگین بودنش رو بفهمه.

101
00:07:51,722 --> 00:07:53,724
‫خودت چرا غمگینی؟

102
00:07:53,807 --> 00:07:55,517
‫چون مامانت دیگه نمی‌خونه، غمگینی؟

103
00:07:55,601 --> 00:07:57,269
‫یه روز برات توضیح می‌دم،
‫ولی امروز نمی‌شه.

104
00:07:58,312 --> 00:08:00,356
‫کی توضیح می‌دی؟

105
00:08:03,651 --> 00:08:05,486
‫وقتی مرد سبزپوستی
‫کنار دریاچه کومو...

106
00:08:05,569 --> 00:08:07,154
‫بهت قهوه با طعم موز داد،
‫توضیح می‌دم.

107
00:08:07,238 --> 00:08:09,406
‫- مسخره‌بازی درنیار.
‫- راست می‌گم.

108
00:08:09,490 --> 00:08:12,534
‫هر وقت مرد سبزپوستی کنار دریاچه کومو
‫بهت قهوه با طعم موز داد، برات تعریف می‌کنم.

109
00:08:12,618 --> 00:08:14,495
‫یه مشت حرف مسخره می‌زنی‌ها!

110
00:08:14,578 --> 00:08:15,621
‫قسم می‌خورم این‌طور نیست.

111
00:08:20,834 --> 00:08:21,877
‫هه!

112
00:08:23,170 --> 00:08:24,338
‫خیلی گاوی.

113
00:08:24,421 --> 00:08:27,007
‫خیلی گاوی.

114
00:08:27,008 --> 00:08:28,675
‫[بیست و هشت سالگی هنری و بیست سالگی کلر]

115
00:08:28,676 --> 00:08:31,303
‫مگه چیکار کردم؟ من که کاری نکردم.
‫همین‌جوری نشستم دیگه.

116
00:08:32,680 --> 00:08:35,182
‫من که اصلا نگاهش هم نکردم.

117
00:08:35,266 --> 00:08:37,142
‫آره، نگاه نکردنت رو حس می‌کردم.

118
00:08:37,226 --> 00:08:39,103
‫به ایستگاه دریاچه رسیدیم،
‫درهای سمت چپ باز شدن.

119
00:08:39,186 --> 00:08:40,354
‫چرا همیشه بلوندها چشمت رو می‌گیرن؟

120
00:08:40,437 --> 00:08:42,564
‫دوست‌دخترم هم بلونده.
‫این شکلی بهش وفادار می‌مونم.

121
00:08:42,648 --> 00:08:44,149
‫دوست‌دخترت که از دید نظری خودم هستم.

122
00:08:44,233 --> 00:08:46,777
‫به نقل از خودت دوست‌دخترم هستی.

123
00:08:46,860 --> 00:08:48,028
‫به نقل از خودت هستم.

124
00:08:48,112 --> 00:08:50,572
‫به نقل از خودِ آینده‌ام
‫که وقتی بچه بودی، تو جنگل...

125
00:08:50,656 --> 00:08:52,449
‫باهات وقت می‌گذروند
‫دوست‌دخترم هستی.

126
00:08:53,158 --> 00:08:54,368
‫من که به طرف اعتماد ندارم.

127
00:08:54,451 --> 00:08:56,912
‫- خودته‌ها.
‫- خودم رو که جفتمون می‌شناسیم.

128
00:08:58,414 --> 00:09:01,041
‫پس اصلا واسه چی
‫امروز اومدیم اینجا؟

129
00:09:01,125 --> 00:09:05,212
‫خب... ببخشید.

130
00:09:05,296 --> 00:09:07,798
‫- واسه دومین قرارمون اومدیم ناهار بخوریم.
‫- چرا ناهار بخوریم؟

131
00:09:07,881 --> 00:09:09,842
‫آخه سر اولین قرارمون
‫مست کردیم و سکس کردیم.

132
00:09:09,925 --> 00:09:12,428
‫امیدوارم موقع ناهار فرصتی پیش بیاد
‫که بتونیم قبل از مست کردن...

133
00:09:12,511 --> 00:09:14,221
‫و سکس مجدد، کمی صحبت کنیم.

134
00:09:14,305 --> 00:09:15,889
‫رابطه باید همین شکلی باشه،
‫خودم تحقیق کردم.

135
00:09:15,973 --> 00:09:17,516
‫خب، کی گفته با هم تو رابطه‌ایم؟

136
00:09:17,600 --> 00:09:19,852
‫خب، اگه آینده از این قرار باشه،
‫حق انتخابی نداریم.

137
00:09:19,935 --> 00:09:22,730
‫- تو هم مشکلی نداری؟
‫- نه، چرا که نه؟

138
00:09:22,813 --> 00:09:25,774
‫اصلا سعی نمی‌کنی با آینده مقابله کنی؟
‫سعی نمی‌کنی راه خودت رو در پیش بگیری؟

139
00:09:28,569 --> 00:09:29,820
‫چرا، معلومه که سعیم رو کردم.

140
00:09:31,989 --> 00:09:34,158
‫من پیاده می‌شم.
‫عذر می‌خوام.

141
00:09:34,241 --> 00:09:35,909
‫حس می‌کنم می‌خوای
‫موضوعی رو ثابت کنی.

142
00:09:36,368 --> 00:09:37,661
‫ببخشید.

143
00:09:37,745 --> 00:09:40,205
‫ببین، من با تو فرق می‌کنم، خب؟

144
00:09:40,289 --> 00:09:43,042
‫من مسیر ثابتی ندارم.
‫هر جا بهم بگن نمی‌رم.

145
00:09:43,125 --> 00:09:45,169
‫اگه مقصدم تو باشی
‫که اصلا نمی‌رم،

146
00:09:45,252 --> 00:09:46,837
‫آخه مشکلم از این قراره...

147
00:09:46,920 --> 00:09:49,798
‫که من از شش سالگی منتظرت بودم،

148
00:09:49,882 --> 00:09:52,051
‫ولی بعد از این همه مدت،

149
00:09:52,134 --> 00:09:53,552
‫بعد از این همه انتظار، معلوم شد...

150
00:09:53,635 --> 00:09:55,387
‫- ازت خوشم نمیاد.
‫- چرا نمیاد؟

151
00:09:55,471 --> 00:09:56,472
‫آخه خودت دوست‌دختر داری!

152
00:09:56,496 --> 00:09:58,807
‫آها، ازم خوشت نمیاد،
‫ولی می‌خوای فقط مال خودت باشم؟

153
00:09:58,891 --> 00:10:01,226
‫- نه‌خیر، اصلا نمی‌خوام مال من باشی.
‫- خب، تو که باهام سکس کردی.

154
00:10:01,310 --> 00:10:04,146
‫- آره، چقدر هم که رویایی بود.
‫- اون موقع که شاکی نشده بودی.

155
00:10:04,229 --> 00:10:06,357
‫انگار قورباغه داستان رو بوسیده باشم،
‫ولی انسان نشده باشه.

156
00:10:06,440 --> 00:10:08,233
‫خب، خودت که همچنان شاهدختی.

157
00:10:09,151 --> 00:10:10,402
‫این دیگه چه حرفی بود؟

158
00:10:10,486 --> 00:10:12,196
‫نمی‌دونم، یهو حس کردم
‫شوخی هوشمندانه‌ایه.

159
00:10:12,279 --> 00:10:16,033
‫- به ایستگاه خیابان کوئینسی رسیدیم.
‫- درهای سمت راست باز شدن.

160
00:10:16,116 --> 00:10:18,660
‫- به نظر من که شوخی هوشمندانه‌ای بود.
‫- مرسی!

161
00:10:18,744 --> 00:10:19,995
‫کلر! کلر!

162
00:10:20,079 --> 00:10:22,623
‫- چرا داری دنبالم می‌کنی؟
‫- چرا پیاده شدی؟

163
00:10:22,706 --> 00:10:25,549
‫چون تصمیم گرفتم پیاده بشم،
‫چون تصمیمش با خودم بود...

164
00:10:25,573 --> 00:10:26,960
‫و گور بابای احکام آینده.

165
00:10:27,044 --> 00:10:29,254
‫اصلا خودت چته؟
‫چرا مقابله نمی‌کنی؟

166
00:10:29,338 --> 00:10:31,882
‫آخه غیرممکنه!
‫آخه ببین الان کجایی.

167
00:10:31,965 --> 00:10:34,301
‫ببین الان کجایی.
‫قرار بود همین ایستگاه پیاده بشیم!

168
00:10:34,385 --> 00:10:37,513
‫من دنبالت نکردم،
‫از اولش هم قرار بود همین‌جا پیاده بشیم.

169
00:10:37,596 --> 00:10:40,391
‫همین شکلیه دیگه.
‫دقیقا همین شکلیه.

170
00:10:40,474 --> 00:10:43,602
‫هر تصمیمی که بگیری،
‫از اولش مقرر شده.

171
00:10:43,685 --> 00:10:44,895
‫- نه‌خیر.
‫- چرا!

172
00:10:44,978 --> 00:10:47,564
‫از من بشنو، خیلی سعی کردم تغییرش بدم.

173
00:10:48,107 --> 00:10:49,233
‫ولی نمی‌شه.

174
00:10:51,402 --> 00:10:52,903
‫قرار بود کجا ناهار بخوریم؟

175
00:10:54,113 --> 00:10:55,114
‫اونجا.

176
00:10:55,656 --> 00:10:56,657
‫خیلی‌خب.

177
00:10:57,616 --> 00:10:58,742
‫اون کافه رو می‌بینی؟

178
00:11:00,369 --> 00:11:02,079
‫- من می‌رم تو اون کافه.
‫- چی؟ واسه چی؟

179
00:11:02,162 --> 00:11:05,916
‫آخه می‌خوام هر طوری که شده،
‫پیاده بشم هنری.

180
00:11:05,999 --> 00:11:08,752
‫اینجا رو باش!
‫الان دارم آینده رو تغییر می‌دم.

181
00:11:10,045 --> 00:11:11,296
‫لاته با طعم موز سفارش داده بودین؟

182
00:11:11,380 --> 00:11:14,466
‫من که لاته با طعم موز
‫سفارش ندادم...

183
00:11:20,764 --> 00:11:23,475
‫- عکس دریاچه کوموئه؟
‫- فکر کنم باشه.

184
00:11:24,768 --> 00:11:25,936
‫پس بذارین باشه.

185
00:11:26,019 --> 00:11:28,564
‫اِم، فضولی نباشه، ولی چرا سبزپوست هستین؟

186
00:11:28,647 --> 00:11:30,149
‫- تأثیر قهوه‌مونه.
‫- واقعا؟

187
00:11:30,232 --> 00:11:32,109
‫نه. شوخی کردم.

188
00:11:32,192 --> 00:11:33,902
‫بچه‌ها رو سرگرم می‌کنم.

189
00:11:33,986 --> 00:11:35,612
‫- الان سرگرمشون می‌کنین؟
‫- اون کارم ساعت چهار شروع می‌شه.

190
00:11:35,696 --> 00:11:37,114
‫دارم خودم رو آماده می‌کنم.

191
00:11:42,035 --> 00:11:43,620
‫تو که لاته با طعم موز
‫سفارش نداده بودی.

192
00:11:43,704 --> 00:11:45,581
‫مهم نیست، اجتناب‌ناپذیره.

193
00:11:50,127 --> 00:11:51,587
‫من خیلی باهات بدرفتاری کردم.

194
00:11:53,714 --> 00:11:55,215
‫آره.

195
00:11:55,299 --> 00:11:57,259
‫البته رفتار خودت هم خیلی زشت بود،

196
00:11:57,926 --> 00:11:59,344
‫ولی من هم بدرفتاری کردم.

197
00:12:01,221 --> 00:12:02,931
‫اصلا واسه چی
‫همچنان اینجایی؟

198
00:12:03,015 --> 00:12:05,309
‫صرفا چون سفر در زمان
‫چنین حکمی کرده، اومدی؟

199
00:12:08,187 --> 00:12:10,856
‫احکام سفر در زمان
‫اکثر اوقات وحشتناکه.

200
00:12:12,399 --> 00:12:15,152
‫خبر دارم که اتفاقات خیلی بدی در پیشه کلر.

201
00:12:15,235 --> 00:12:19,239
‫خبر دارم که قراره وحشت کنم،
‫خون‌ریزی کنم و یه روزی...

202
00:12:20,365 --> 00:12:21,783
‫جون سالم به در نمی‌برم.

203
00:12:23,994 --> 00:12:28,457
‫تقریبا تنها حکم غیروحشتناکی
‫که سفر در زمان صادر کرده،

204
00:12:30,000 --> 00:12:33,420
‫همین بوده که به طریقی،
‫قراره در آینده...

205
00:12:34,796 --> 00:12:37,674
‫با دختر موقرمز خارق‌العاده‌ای ازدواج کنم.

206
00:12:37,758 --> 00:12:41,136
‫وای. چه خوشحالم که هویتم رو
‫به رنگ موهام تقلیل می‌دی.

207
00:12:41,220 --> 00:12:42,429
‫احساس خیلی خاصی بهم دست داد.

208
00:12:42,513 --> 00:12:45,307
‫ولی خانم مذکور در حال حاضر ازم متنفره.

209
00:12:47,392 --> 00:12:48,435
‫من ازت متنفر نیستم.

210
00:12:52,022 --> 00:12:54,983
‫نه، ازت که متنفرم، ولی...

211
00:12:55,901 --> 00:12:57,694
‫از اون نفرت قشنگ‌هاست.

212
00:12:57,778 --> 00:12:59,530
‫عه، جدی؟ نفرت قشنگ چه شکلیه؟

213
00:12:59,613 --> 00:13:02,658
‫بدین شکله که می‌خوام سر این میز بشینی
‫تا بتونم بهت بگم خفه شو.

214
00:13:02,741 --> 00:13:05,202
‫- خب، می‌تونیم...
‫- نه‌خیر، ببین چی می‌گم...

215
00:13:07,746 --> 00:13:10,290
‫دست خودم نیست.

216
00:13:11,959 --> 00:13:14,336
‫انگیزه جنسی من با تو شکل گرفته.

217
00:13:15,337 --> 00:13:19,258
‫تو بچگی خوابت رو می‌دیدم.

218
00:13:20,384 --> 00:13:21,760
‫تو در واقع...

219
00:13:21,843 --> 00:13:25,556
‫نسخه جوان‌تر و جذاب‌تر
‫مرد رویاهامی.

220
00:13:26,807 --> 00:13:28,976
‫تو تجسم حقیقی...

221
00:13:29,851 --> 00:13:31,520
‫کل خواسته‌هامی.

222
00:13:31,603 --> 00:13:35,274
‫خودت شخصا کاری کردی
‫چنین خواسته‌هایی داشته باشم.

223
00:13:37,651 --> 00:13:40,195
‫یه مشکل بیشتر نداری.

224
00:13:40,904 --> 00:13:42,406
‫فقط همین یه مشکل رو داری.

225
00:13:42,489 --> 00:13:45,534
‫- چه مشکلی دارم؟
‫- کاش کس دیگه‌ای بودی.

226
00:13:46,535 --> 00:13:48,745
‫خب، می‌خوای کی باشم؟

227
00:13:56,587 --> 00:13:58,964
‫آها، خودش رو می‌گی.

228
00:13:59,047 --> 00:14:01,883
‫کسی رو می‌خوای که تو دوران بچگیت
‫حضور داشته و موجب شده این شکلی بشی.

229
00:14:05,178 --> 00:14:06,680
‫خب، من که نمی‌تونم چنین آدمی باشم.

230
00:14:08,724 --> 00:14:11,268
‫آخه قراره خودت کاری کنی
‫که چنین آدمی بشم...

231
00:14:11,351 --> 00:14:15,647
‫و راستش رو بخوای، خیلی پیچیده است،
‫اینه که به نظرم بهتره همون...

232
00:14:16,106 --> 00:14:17,441
‫نقشه اولیه رو پیاده کنیم.

233
00:14:17,524 --> 00:14:19,985
‫- نقشه اولیه چیه؟
‫- مست کنیم و سکس کنیم.

234
00:14:28,201 --> 00:14:29,453
‫چرا غمگینی؟

235
00:14:30,871 --> 00:14:31,872
‫بهم بگو.

236
00:14:33,040 --> 00:14:34,583
‫دلیل غمت رو بهم بگو.

237
00:14:37,628 --> 00:14:41,089
‫خواهش می‌کنم، باید بشناسمت.
‫باید درکت کنم.

238
00:14:41,173 --> 00:14:43,925
‫من...
‫من که اصلا... چـ...

239
00:14:44,009 --> 00:14:46,511
‫چرا مامانت دیگه نخوند؟

240
00:14:46,970 --> 00:14:48,221
‫مامانم؟

241
00:14:48,305 --> 00:14:51,266
‫قراره دلیل ناراحتیت رو امروز بهم بگی.

242
00:14:51,350 --> 00:14:55,228
‫قبلا حاضر نبودی بگی،
‫ولی قراره الان بگی.

243
00:14:55,312 --> 00:14:57,814
‫چه فرقی می‌کنه؟ واسه چی...
‫چه تفاوتی حاصل می‌شه؟

244
00:14:57,898 --> 00:14:59,900
‫ظاهرا قراره ازدواج کنیم.

245
00:14:59,983 --> 00:15:03,445
‫من رو به مامانت معرفی کن دیگه.
‫خواننده بود، درسته؟

246
00:15:06,365 --> 00:15:07,658
‫آره، خواننده بود.

247
00:15:10,952 --> 00:15:12,329
‫اسمش آنت لین رابینسون بود.

248
00:15:14,706 --> 00:15:15,707
‫مامانت...

249
00:15:17,376 --> 00:15:22,339
‫مامانت... مامانت آنت لین رابینسون بود؟

250
00:15:22,422 --> 00:15:25,717
‫- اپرا دوست داری؟
‫- والدینم که خیلی دوست دارن. ای خدا.

251
00:15:25,801 --> 00:15:28,220
‫یعنی خیلی دوستش دارن.

252
00:15:30,681 --> 00:15:32,015
‫ولی مگه ایشون...؟

253
00:15:33,558 --> 00:15:34,935
‫چرا.

254
00:15:36,186 --> 00:15:38,647
‫مرده.

255
00:15:38,730 --> 00:15:40,273
‫تصادف کرده بود.

256
00:15:41,233 --> 00:15:43,360
‫پسرش هم بود.
‫پسرش هم همراهش بود.

257
00:15:47,781 --> 00:15:48,782
‫تو همراهش بودی.

258
00:15:51,576 --> 00:15:52,577
‫دلیل مرگش...

259
00:15:57,082 --> 00:16:00,001
‫گمون کنم بخوای بگی
‫قطع شدن سرش بود.

260
00:16:00,085 --> 00:16:02,045
‫مامان! مامان!

261
00:16:05,841 --> 00:16:07,259
‫آها... فهمیدم.

262
00:16:07,342 --> 00:16:09,636
‫حالا که زندگیم غم‌انگیز شد،
‫یهو ازم خوشت اومد.

263
00:16:10,470 --> 00:16:12,264
‫خیلی بچه بودی.

264
00:16:12,347 --> 00:16:14,766
‫گمون نکنم خوب به خاطر داشته باشیش.

265
00:16:14,850 --> 00:16:16,768
‫اصلا جوانب مختلفش رو در نظر نگرفتی، مگه نه؟

266
00:16:16,852 --> 00:16:18,103
‫خب، دارم سعی می‌کنم بگیرم.

267
00:16:18,186 --> 00:16:20,856
‫خب، من موقع مرگش هشت ساله بودم،
‫ولی مسافر زمان هم هستم.

268
00:16:20,939 --> 00:16:23,400
‫- که چی؟
‫- یعنی همیشه می‌بینمش.

269
00:16:24,776 --> 00:16:27,028
‫چـ... هنوز مامانت رو می‌بینی؟

270
00:16:27,112 --> 00:16:28,905
‫آره، البته سفر در زمان...

271
00:16:28,989 --> 00:16:32,075
‫معایب مزخرف زیادی داره، ولی...

272
00:16:32,159 --> 00:16:33,827
‫می‌تونم مامان مرحومم رو ببینم.

273
00:16:34,828 --> 00:16:35,829
‫ممنون.

274
00:16:36,830 --> 00:16:38,290
‫خودش خبر داشت؟

275
00:16:38,373 --> 00:16:41,376
‫از سفر در زمانت خبر داشت؟
‫مامان و بابات خبر داشتن؟

276
00:16:41,460 --> 00:16:44,129
‫خب، می‌دونستن یه خبرهایی هستن.

277
00:16:44,212 --> 00:16:48,800
‫دائما تو مدرسه غیبم می‌زد
‫و لباس‌هام جا می‌موندن.

278
00:16:48,884 --> 00:16:52,053
‫گزارشات مدرسه‌ام معمولا حاوی
‫غیبت کلاسی و برهنگی بود.

279
00:16:52,137 --> 00:16:54,765
‫بابام وقتی شونزده ساله بودم
‫فهمید جریان واقعا از چه قراره.

280
00:16:54,848 --> 00:16:56,391
‫- چطوری فهمید؟
‫- خیلی زشت فهمید.

281
00:16:56,475 --> 00:16:57,851
‫خیلی‌خب، ولی چطوری فهمید؟

282
00:16:58,560 --> 00:17:02,063
‫صرفا... حواست باشه که شونزده ساله بودم.

283
00:17:02,400 --> 00:17:09,111
‫[شانزده و شانزده سالگی هنری]

284
00:17:09,112 --> 00:17:10,155
‫بابا!

285
00:17:11,072 --> 00:17:12,115
‫بابا!

286
00:17:19,247 --> 00:17:21,541
‫البته من که همجنس‌گرا نیستم،
‫ولی متوجهی دیگه؟

287
00:17:21,625 --> 00:17:23,043
‫خودت هم اگه جام بودی،
‫امتحان می‌کردی، مگه نه؟

288
00:17:24,753 --> 00:17:28,840
‫واسه خودت همجنس‌گرا شدی؟

289
00:17:31,051 --> 00:17:32,844
‫توضیح بده هنری دی‌تامبل!

290
00:17:32,928 --> 00:17:34,763
‫خیلی‌خب، اذیت نکن.
‫شونزده ساله بودم دیگه.

291
00:17:37,349 --> 00:17:39,643
‫وایستا ببینم، مامانت چی؟

292
00:17:39,726 --> 00:17:41,228
‫اصلا نفهمیده بود؟

293
00:17:42,479 --> 00:17:44,648
‫نه.

294
00:17:44,731 --> 00:17:45,899
‫چرا بهش نگفته بودی؟

295
00:17:46,942 --> 00:17:48,819
‫نمی‌دونم، پیچیده است دیگه.

296
00:17:48,902 --> 00:17:51,988
‫اگه از اولش تعریف کنی،
‫اصلا پیچیده نمی‌شه.

297
00:18:02,800 --> 00:18:13,050
‫[سی سالگی آنت و سی و سه سالگی ریچارد]

298
00:18:13,051 --> 00:18:16,096
‫- ویولن‌نوازه جدیده.
‫- آره، گمون کنم جدید باشه.

299
00:18:16,097 --> 00:18:20,349
‫[علاوه بر بیست و چهار سالگی هنری]

300
00:18:20,350 --> 00:18:22,894
‫شخصی بر در می‌کوبد که به دنیا بیاید
‫و شهوت از همین روی شکل می‌یابد.

301
00:18:24,646 --> 00:18:26,439
‫گمون کنم به در کوبیدن
‫خودم رو شنیده بودم.

302
00:18:27,983 --> 00:18:30,652
‫یه لحظه وایستا. وایستا ببینم.

303
00:18:30,735 --> 00:18:32,237
‫- [سی و یک سالگی آنت و سی و چهار سالگی ریچارد]
‫- داری چیکار می‌کنی؟

304
00:18:32,320 --> 00:18:33,905
‫آنت عزیزم...

305
00:18:33,989 --> 00:18:36,199
‫وای خدایا.

306
00:18:36,283 --> 00:18:38,743
‫وای خدایا!

307
00:18:38,827 --> 00:18:42,038
‫- وای، نگو که...
‫- همسرم می‌شی؟

308
00:18:42,122 --> 00:18:45,876
‫آره!

309
00:18:45,959 --> 00:18:47,419
‫آره! معلومه!

310
00:18:47,502 --> 00:18:52,465
‫♪ عشق عین وقتیه که آدم
‫بیش از حد شراب خورده باشه. ♪

311
00:18:54,092 --> 00:18:55,468
‫بیا، بیا.

312
00:18:55,552 --> 00:18:58,096
‫عه، سلام!
‫می‌شه حلقه‌ات رو نشون دوربین بدی؟

313
00:18:58,179 --> 00:19:00,056
‫آها، چرا! می‌دم.

314
00:19:00,140 --> 00:19:02,726
‫♪ زندگی چه زیباست. ♪

315
00:19:02,809 --> 00:19:04,811
‫با تو خیلی خوشحالم.

316
00:19:04,895 --> 00:19:07,105
‫♪ دل‌هامون به صدا درمیان
‫و آهنگ می‌زنن. ♪

317
00:19:07,188 --> 00:19:10,734
‫♪ انگار دارن تارنتلایی شاد می‌نوازن. ♪

318
00:19:10,817 --> 00:19:13,278
‫شاهد مراسم خواستگاری والدینت بودی؟

319
00:19:13,361 --> 00:19:15,113
‫- چه کار خفنی.
‫- آره.

320
00:19:15,196 --> 00:19:18,283
‫تازه، می‌تونی خوندنش رو هم بشنوی.
‫حتما حس خوبی داره، مگه نه؟

321
00:19:20,410 --> 00:19:22,370
‫چی گفتم؟
‫حرف بدی زدم؟

322
00:19:23,538 --> 00:19:26,374
‫- می‌شه جایی برمت؟
‫- کجا بریم؟

323
00:19:26,458 --> 00:19:30,545
‫- بریم قدم بزنیم. صرفا...
‫- آها... خیلی‌خب.

324
00:19:30,629 --> 00:19:31,838
‫بریم همین‌جوری قدم بزنیم، بیا.

325
00:19:37,700 --> 00:19:43,224
‫[سی و سه سالگی آنت و سی و شش سالگی ریچارد]

326
00:19:43,225 --> 00:19:46,227
‫- هارمونیش به این شکله.
‫- آها!

327
00:19:46,311 --> 00:19:48,813
‫- باز هم سلام.
‫- سلام، چطوری؟

328
00:19:48,897 --> 00:19:50,315
‫عه، سلام.

329
00:19:51,149 --> 00:19:53,318
‫والدینت رو می‌شناختی؟

330
00:19:53,401 --> 00:19:55,320
‫خیلی‌ها والدینش رو می‌شناسن.

331
00:19:55,403 --> 00:19:56,613
‫زرنگ‌بازی درنیار.

332
00:19:57,822 --> 00:19:59,282
‫می‌شناختنت دیگه.

333
00:19:59,366 --> 00:20:00,909
‫خب، خودم رو که نمی‌شناختن.

334
00:20:00,992 --> 00:20:03,995
‫کم‌کم شخصی رو که چند باری
‫از کنارشون رد می‌شد شناختن.

335
00:20:04,079 --> 00:20:06,164
‫نمی‌دونستن کی هستم.

336
00:20:06,247 --> 00:20:08,667
‫یعنی سفر در زمانت تصادفی نیست؟

337
00:20:08,750 --> 00:20:12,003
‫نه، نه، اکثر اوقات تصادفیه،
‫حداقل گمون کنم تصادفی باشه.

338
00:20:12,087 --> 00:20:14,269
‫ولی افرادی رو که برام
‫مهم باشن، بیشتر می‌بینم.

339
00:20:14,293 --> 00:20:15,256
‫دلیلش رو بلد نیستم.

340
00:20:17,175 --> 00:20:19,219
‫من رو که صد و پنجاه و دو بار دیدی.

341
00:20:20,887 --> 00:20:22,097
‫خب، بفرما دیگه.

342
00:20:24,302 --> 00:20:25,595
‫این کیه؟

343
00:20:25,678 --> 00:20:27,764
‫- ایشون هنریه.
‫- سلام رفیق.

344
00:20:27,847 --> 00:20:30,141
‫سلام.

345
00:20:30,225 --> 00:20:32,477
‫حالت چطوره؟ سلام کوچولو.

346
00:20:32,560 --> 00:20:34,104
‫- آخ!
‫- داره دندونش درمیاد، شرمنده.

347
00:20:34,187 --> 00:20:35,730
‫اشکال نداره.

348
00:20:35,814 --> 00:20:37,982
‫- همیشه منم گاز می‌گیره.
‫- واقعا اشکال نداره.

349
00:20:38,066 --> 00:20:39,526
‫- حالت خوبه؟
‫- چیزی نشده که.

350
00:20:41,736 --> 00:20:43,321
‫چه زخم جالبی داری.

351
00:20:46,282 --> 00:20:47,992
‫عه...

352
00:20:48,576 --> 00:20:50,286
‫چیز خاصی نیست.

353
00:20:50,370 --> 00:20:52,705
‫- چطوری زخمی شدی؟
‫- صرفا...

354
00:20:56,126 --> 00:20:57,460
‫یه تصادف مسخره بود.

355
00:21:02,382 --> 00:21:03,883
‫بگذریم، می‌بینمتون.

356
00:21:05,218 --> 00:21:06,136
‫خداحافظ.

357
00:21:19,012 --> 00:21:26,697
‫[هشت سالگی هنری]

358
00:21:26,698 --> 00:21:31,536
‫...به همان میزان که خداوند متعال
‫راضی به گرفتن شخصی بوده.

359
00:21:36,082 --> 00:21:39,794
‫هماناکه  از خاک هستیم و
‫به خاک باز خواهیم گشت.

360
00:21:39,795 --> 00:21:45,424
‫[هشت سالگی و بیست و هشت سالگی هنری]

361
00:21:45,425 --> 00:21:51,055
‫بنابراین پیکرش را به امید قطعی
‫معاد پس از مرگ،

362
00:21:51,139 --> 00:21:53,975
‫به خاک می‌سپاریم.

363
00:21:55,560 --> 00:21:57,353
‫باشد تا عیسی مسیح،

364
00:21:57,437 --> 00:22:03,318
‫که تن ناپاک ما را به پیکری مقدس
‫چون خودش بدل می‌کند،

365
00:22:03,401 --> 00:22:06,946
‫همه ما را ببخشد و بیامرزد.

366
00:22:06,947 --> 00:22:27,412
‫[هشت، بیست و هشت، سی و شش،
‫بیست و چهار، چهل و دو سالگی هنری]

367
00:22:27,550 --> 00:22:29,552
‫ممنون. مرسی، لطف کردین.

368
00:22:29,636 --> 00:22:31,763
‫می‌خواستی بیاریم اینجا؟
‫که هات‌داگ بخوریم؟

369
00:22:31,846 --> 00:22:35,099
‫قول ناهار داده بودم دیگه.
‫سلام، دوتا بی‌زحمت.

370
00:22:36,976 --> 00:22:39,812
‫با بقیه هم حرف می‌زنی؟
‫بقیه نسخه‌های خودت رو می‌گم.

371
00:22:39,896 --> 00:22:42,941
‫- آره، مدام صحبت می‌کنیم.
‫- پس صرفا سکس نمی‌کنین؟

372
00:22:43,024 --> 00:22:46,528
‫شونزده سالم بود دیگه.

373
00:22:46,611 --> 00:22:49,531
‫واقعا... نمی‌دونم راستش.
‫واقعا عجیب نیست؟

374
00:22:49,614 --> 00:22:51,241
‫منظورم حرف زدنه، سکس که بماند.

375
00:22:51,324 --> 00:22:54,035
‫بخش سکسش که بدون شک عجیبه.

376
00:22:54,118 --> 00:22:57,413
‫نمی‌دونم، آدم عادت می‌کنه که
‫خودش رو مدام ببینه.

377
00:22:58,164 --> 00:22:59,624
‫ولی چطوری؟

378
00:22:59,707 --> 00:23:00,875
‫خب...

379
00:23:03,169 --> 00:23:05,588
‫می‌دونی یه آقایی بهم آموزش داده بود.

380
00:23:05,672 --> 00:23:08,007
‫- گفته بودم بهت.
‫- آره، اون‌یکی مسافر زمانه.

381
00:23:08,091 --> 00:23:10,009
‫بچه که بودم درموردش گفتی.

382
00:23:10,093 --> 00:23:11,803
‫ولی نگفتم طرف کی بود.

383
00:23:13,638 --> 00:23:15,139
‫الآن بهم می‌گی؟

384
00:23:20,228 --> 00:23:23,648
‫عه، آقا! آقا! ببخشید!

385
00:23:24,315 --> 00:23:25,733
‫ببخشید.

386
00:23:25,817 --> 00:23:28,069
‫ببخشید آقا، فکر کنم کیف شما افتاده بود.

387
00:23:28,070 --> 00:23:31,905
‫[هشت سالگی هنری]

388
00:23:31,906 --> 00:23:34,117
‫نه، کیف پولم همراهمه.
‫از کجا پیداش کردی؟

389
00:23:34,200 --> 00:23:37,912
‫روی زمین افتاده بود.
‫کلی هم توش پوله.

390
00:23:39,372 --> 00:23:41,791
‫خب، مسلما که مال من نیست.

391
00:23:43,126 --> 00:23:46,004
‫ولی آفرین به تو
‫که جوان شرافتمندی هستی.

392
00:23:46,005 --> 00:23:51,012
‫[هشت سالگی و بیست و هشت سالگی هنری]

393
00:23:52,760 --> 00:23:56,806
‫آفرین، واقعا خوب بود.
‫با اینکه دو ساعته یاد گرفتی.

394
00:23:56,889 --> 00:23:59,642
‫- اسمت چیه؟
‫- بگم که چی بشه؟

395
00:23:59,726 --> 00:24:02,312
‫تاحالا اسمت رو بهم نگفتی.
‫با هم دوستیم...

396
00:24:02,395 --> 00:24:05,315
‫دوست نیستیم، کی گفته دوستیم؟
‫دارم آموزشت می‌دم.

397
00:24:06,941 --> 00:24:08,735
‫خودت رو آموزش دادی؟

398
00:24:08,818 --> 00:24:11,029
‫درواقع خودم رو به بی‌راهه کشوندم.

399
00:24:11,112 --> 00:24:13,740
‫اونی که گفتم خودم بودم.
‫تنها مسافر زمان خودمم.

400
00:24:15,408 --> 00:24:17,076
‫تو از کدوم سال پیدات شده؟

401
00:24:16,748 --> 00:24:18,883
‫سال 1989. خودت چی؟

402
00:24:18,907 --> 00:24:20,877
‫سال 2008.

403
00:24:20,960 --> 00:24:23,463
‫چه جالب که همیشه میاییم پیش همدیگه.

404
00:24:23,546 --> 00:24:25,048
‫کی گفت اجازه داری بشینی؟

405
00:24:25,131 --> 00:24:27,592
‫یه اتفاقی افتاده.
‫می‌خوام درموردش صحبت کنم.

406
00:24:27,675 --> 00:24:28,927
‫- مسئله شخصیه؟
‫- آره.

407
00:24:29,010 --> 00:24:30,970
‫پس با یکی دیگه حرف بزن.
‫واسه من مهم نیست.

408
00:24:31,054 --> 00:24:34,265
‫بلند شو، بریم اینا رو برگردونیم
‫قسمت اشیاء گم‌شده.

409
00:24:34,349 --> 00:24:37,310
‫- قراره پسشون بدیم؟
‫- آره، که باز بیشتر بدزدیم.

410
00:24:37,393 --> 00:24:39,771
‫معلوم نیست قراره چقدر
‫تو این زمان بمونیم،

411
00:24:39,854 --> 00:24:41,397
‫جنابعالی هم باید تمرین کنی.

412
00:24:41,481 --> 00:24:44,859
‫هرموقع در زمان سفر می‌کنی
‫قراره لخت و بی‌پول و فراری باشی.

413
00:24:44,943 --> 00:24:46,027
‫پس باید دزدی کنی.

414
00:24:49,530 --> 00:24:53,618
‫خب، اینم از نمایشگاه هنر.
‫عملا رسیدی سطح بعدی.

415
00:24:53,701 --> 00:24:55,411
‫قراره نقاشی بدزدیم؟

416
00:24:55,495 --> 00:24:57,247
‫نه، قرار نیست نقاشی بدزدیم،

417
00:24:57,330 --> 00:24:58,957
‫نقاشی‌ها تو جناح خودمون هستن.
‫زودباش بیا.

418
00:25:01,376 --> 00:25:04,128
‫می‌دونی چرا هنر رو دوست دارم؟
‫چون مردم بهش نگاه می‌کنن.

419
00:25:04,212 --> 00:25:08,007
‫ما هم به مردم نگاه می‌کنیم
‫که بفهمیم تو کیف پولشون چه خبره.

420
00:25:08,091 --> 00:25:12,011
‫اکثر آقایون کیف پولشون توی
‫جیب پشتشونه، مثل همین یکی.

421
00:25:12,095 --> 00:25:13,805
‫یا می‌ذارنش توی جیب داخل کتشون.

422
00:25:13,888 --> 00:25:16,641
‫واسه خانم‌ها چشمت همیشه
‫به کیف دستی روی دوششون باشه.

423
00:25:17,433 --> 00:25:19,060
‫مامانم مُرد.

424
00:25:19,143 --> 00:25:22,647
‫اگه توی خیابون باشی می‌تونی
‫کیف طرف رو بزنی و فرار کنی.

425
00:25:22,730 --> 00:25:24,357
‫ولی اگه چنین جایی ظاهر شدی،

426
00:25:24,440 --> 00:25:26,067
‫نباید بذاری خودشون متوجه بشن،

427
00:25:26,150 --> 00:25:29,112
‫یا هیچ‌کس دیگه متوجه بشه.
‫حاضری امتحان کنی؟

428
00:25:29,195 --> 00:25:32,907
‫- مامانم مُرد.
‫- خیلی‌خب... حاضری امتحان کنی؟

429
00:25:32,991 --> 00:25:34,367
‫دارم می‌گم مامانم مُرده!

430
00:25:34,450 --> 00:25:36,828
‫شنیدم دیگه. فهمیدم مامانت مُرده.

431
00:25:36,911 --> 00:25:38,246
‫حالا حاضری امتحان کنی؟

432
00:25:38,329 --> 00:25:40,081
‫بقیه مسافران زمان هم مثل تو هستن؟

433
00:25:40,164 --> 00:25:41,457
‫- یعنی چطوری؟
‫- یعنی گاون؟

434
00:25:43,876 --> 00:25:46,296
‫قیافه من جوریه که ملت
‫فکر می‌کنن گاو و بی‌شعورم؟

435
00:25:46,379 --> 00:25:47,463
‫آره!

436
00:25:47,547 --> 00:25:50,508
‫خوبه. می‌ترسیدم مشکل شخصیتم باشه.

437
00:25:50,591 --> 00:25:52,302
‫چرا حواست به من نیست؟

438
00:25:52,385 --> 00:25:55,763
‫چون خودم می‌دونم قراره چی بگی،
‫هیچ‌کدومشون هم مهم نیست.

439
00:25:55,847 --> 00:25:58,224
‫ولی حرفی که من می‌زنم،
‫چیزیه که قبلا نشنیدی،

440
00:25:58,308 --> 00:25:59,851
‫پس وقتی حرف می‌زنم
‫گوشات رو خوب باز کن!

441
00:25:59,934 --> 00:26:03,730
‫یعنی تمام هوش و حواست
‫باید سمت من باشه.

442
00:26:03,813 --> 00:26:05,440
‫چرا از دستم عصبانی می‌شی؟

443
00:26:13,823 --> 00:26:15,236
‫بذار راستش رو بگم.

444
00:26:16,413 --> 00:26:17,748
‫مامانت مُرده دیگه؟

445
00:26:18,619 --> 00:26:19,746
‫اشتباه می‌کنی.

446
00:26:19,829 --> 00:26:20,913
‫بیا بریم.

447
00:26:22,248 --> 00:26:23,750
‫بریم استراحت کوتاه.

448
00:26:23,833 --> 00:26:26,753
‫مؤسسه هنر شیکاگو از شما...

449
00:26:26,836 --> 00:26:29,213
‫- گفتی از 1989 اومدی دیگه؟
‫- آره.

450
00:26:29,297 --> 00:26:32,133
‫که یعنی چند ماه اومدی عقب.

451
00:26:32,216 --> 00:26:34,010
‫مامانت کی مُرد؟

452
00:26:34,886 --> 00:26:36,220
‫شب کریسمس.

453
00:26:36,304 --> 00:26:38,639
‫پس روز آخر 1988 مُرد.

454
00:26:41,476 --> 00:26:42,518
‫تاریخ امروز رو ببین.

455
00:26:43,436 --> 00:26:45,938
‫- سال 1988.
‫- ماه ژوئنه.

456
00:26:46,022 --> 00:26:48,733
‫ماه ژوئنه. مگه مامانت ژوئن 1988 مُرد؟

457
00:26:48,816 --> 00:26:50,735
‫- نه.
‫- پس مامانت هنوز نمُرده.

458
00:26:50,818 --> 00:26:54,322
‫حالا که مشکلت حل شد، انقدر نق نزن.
‫قابلی هم نداشت.

459
00:26:54,405 --> 00:26:56,449
‫- یعنی می‌تونم نجاتش بدم؟
‫- نه، نه، نه، نه.

460
00:26:56,532 --> 00:26:58,117
‫مسلما نمی‌تونی نجاتش بدی.

461
00:26:58,201 --> 00:27:00,203
‫خلاصه حرفم اینه که فعلا نمُرده.

462
00:27:00,286 --> 00:27:02,705
‫البته همه آدم‌های دنیا همینن.
‫که «فعلا نمُرده‌ان».

463
00:27:02,789 --> 00:27:06,667
‫مثل خودت، من، یا اون خانمی
‫که لباس آبی تنشه.

464
00:27:06,751 --> 00:27:09,962
‫یا اون آقا چاقه... مخصوصا اون آقا چاقه.
‫واسه همه صدق می‌کنه.

465
00:27:10,046 --> 00:27:13,257
‫فرقی نداره کی باشن. ولی مسئله اینه
‫که وقتی مسافر زمان باشی،

466
00:27:13,341 --> 00:27:15,176
‫هیچ‌کس تا ابد نمی‌میره.

467
00:27:15,259 --> 00:27:16,260
‫که یعنی چی؟

468
00:27:16,344 --> 00:27:19,263
‫یعنی از نقطه دید تو،

469
00:27:19,347 --> 00:27:21,557
‫از این به بعد مرگ و زندگی
‫روی ترکیب خودکاره.

470
00:27:21,641 --> 00:27:24,060
‫- ترکیب خودکار چیه؟
‫- خودتی هنری.

471
00:27:24,143 --> 00:27:25,520
‫ترکیب خودکار خودتی.

472
00:27:29,565 --> 00:27:32,402
‫- می‌دونم چی تو سرته، ولی شدنی نیست.
‫- مگه چی تو سرمه؟

473
00:27:32,485 --> 00:27:34,445
‫اینکه بری دنبال مامانت.

474
00:27:34,529 --> 00:27:37,698
‫بهش هشدار بدی یا حرفی بزنی که
‫نجاتش بدی، ولی کارساز نیست.

475
00:27:37,782 --> 00:27:38,783
‫چرا نیست؟

476
00:27:40,159 --> 00:27:41,619
‫چون امکانش نیست.

477
00:27:43,037 --> 00:27:44,288
‫ولی زورت رو زدی.

478
00:27:46,165 --> 00:27:47,208
‫آره، گمونم زدم.

479
00:27:50,545 --> 00:27:51,796
‫خب، تعریف کن.

480
00:27:53,589 --> 00:27:54,590
‫چرا؟

481
00:27:55,508 --> 00:27:57,135
‫چون دوست دارم بدونم.

482
00:27:57,218 --> 00:28:00,054
‫که روز وقوعش امروزه و
‫دارم محترمانه درخواست می‌کنم.

483
00:28:01,889 --> 00:28:03,182
‫دوست دارم بشناسمت.

484
00:28:08,563 --> 00:28:09,897
‫نمی‌شه چیزی رو عوض کرد.

485
00:28:11,023 --> 00:28:13,109
‫نمی‌شه کسی رو نجات داد.

486
00:28:13,192 --> 00:28:15,194
‫- آخه چرا؟
‫- چون نمی‌شه!

487
00:28:18,906 --> 00:28:21,409
‫- می‌تونم ثابت کنم.
‫- باشه، پس ثابت کن!

488
00:28:22,535 --> 00:28:24,203
‫یه مقداری از آینده‌ات خبر دارم.

489
00:28:25,705 --> 00:28:27,957
‫اینکه از کجا خبر دارم رو ول کن،
‫ولی خبر دارم.

490
00:28:29,959 --> 00:28:33,796
‫تا یک دقیقه دیگه قراره بلند شی
‫بدو بدو بری اون سمتی.

491
00:28:33,880 --> 00:28:36,799
‫- چرا؟
‫- چون قراره اتفاق بیفته، قراره بری.

492
00:28:36,883 --> 00:28:38,134
‫زنگ خطر آتیش روشن می‌شه؟

493
00:28:38,217 --> 00:28:39,927
‫- زنگ خطری در کار نیست.
‫- پس چرا باید برم؟

494
00:28:40,011 --> 00:28:43,598
‫خودت تصمیم می‌گیری، به اختیار خودت.
‫هیچ‌کس مجبورت نمی‌کنه.

495
00:28:43,681 --> 00:28:48,186
‫- خودت می‌خوای مجبورم کنی؟
‫- باور کن قراره تصمیم خودت باشه.

496
00:28:48,269 --> 00:28:52,315
‫صرفا چون اختیارت دست خودته،
‫دلیل نمی‌شه بتونی جلوی خودت رو بگیری.

497
00:28:52,398 --> 00:28:55,318
‫- اصلا نمی‌رم! اصلا.
‫- پس ثابت کن اشتباه می‌کنم.

498
00:28:55,401 --> 00:28:56,944
‫از جات تکون نخور که
‫بفهمم اشتباه می‌کردم!

499
00:28:57,028 --> 00:28:58,488
‫- اصلا بلند نمی‌شم!
‫- آفرین!

500
00:28:58,571 --> 00:29:00,573
‫- حتی اگه آتیش‌سوزی بشه!
‫- آتیش‌سوزی درکار نیست!

501
00:29:00,656 --> 00:29:02,492
‫- هرچی بشه همینجا می‌مونم!
‫- منم همین‌طور!

502
00:29:08,080 --> 00:29:09,081
‫تا کِی؟

503
00:29:13,794 --> 00:29:14,962
‫تقریبا سی ثانیه دیگه.

504
00:29:15,046 --> 00:29:17,215
‫- باشه، پس من از جام بلند نمی‌شم.
‫- معلومه که نمی‌شی.

505
00:29:17,298 --> 00:29:20,009
‫هیچ‌کس بلند شدن از روی صندلی
‫واسش مهم‌تر از جون مامانش نیست!

506
00:29:22,803 --> 00:29:24,180
‫مقصر تو نیستی.

507
00:29:26,182 --> 00:29:27,350
‫نمی‌شه کاریش کرد.

508
00:29:29,310 --> 00:29:30,853
‫گاهی حس می‌کنم تو هم اونجا بودی.

509
00:29:30,937 --> 00:29:32,813
‫- کجا؟
‫- روزی که مامانم...

510
00:29:34,065 --> 00:29:36,901
‫خودت بودی که پتو انداختی روم.
‫کار خودت بود؟

511
00:29:44,367 --> 00:29:45,535
‫الآن چقدر مونده؟

512
00:29:50,289 --> 00:29:53,292
‫اون خانمی که با دامن سبز
‫داره میاد این طرفی رو می‌بینی؟

513
00:29:55,086 --> 00:29:56,128
‫خب؟

514
00:29:57,672 --> 00:30:00,925
‫قبل اینکه به اینجا برسه،
‫قراره بدویی بری اون سمت.

515
00:30:09,892 --> 00:30:11,018
‫وای، ببخشید.

516
00:30:13,396 --> 00:30:14,615
‫مامان!

517
00:30:16,148 --> 00:30:18,067
‫مامان!

518
00:30:21,620 --> 00:30:22,913
‫مامان!

519
00:30:26,075 --> 00:30:28,578
‫هنری؟ چی کار می‌کنی؟

520
00:30:28,661 --> 00:30:31,455
‫الآن که وقت مدرسه‌ست.
‫چرا نرفتی مدرسه هنری؟

521
00:30:31,998 --> 00:30:33,541
‫ببخشید مامان.

522
00:30:33,624 --> 00:30:35,418
‫الهی، مگه چی شده؟
‫حالت خوبه؟

523
00:30:35,501 --> 00:30:38,170
‫- مامان.
‫- این چیه تنت کردی؟

524
00:30:38,254 --> 00:30:40,506
‫- مامان.
‫- ای بابا، دوباره شروع کردی؟

525
00:30:40,590 --> 00:30:42,883
‫- مامان!
‫- چرا از مدرسه فراری هستی؟

526
00:30:42,967 --> 00:30:44,719
‫- مامان.
‫- دیگه باید تنبیه بشی!

527
00:30:44,802 --> 00:30:47,680
‫- ببخشید. مامان!
‫- نه، نه، ببخشید که نمی‌شه.

528
00:30:47,763 --> 00:30:49,890
‫- «مامان گوش کن»
‫- اصلا می‌دونی چند بار...

529
00:30:49,974 --> 00:30:51,642
‫دفتر مدرسه من و بابات رو خواسته؟

530
00:30:51,726 --> 00:30:53,811
‫- مامان گوش کن چی می‌گم.
‫- «گوش کن چی می‌گم.»

531
00:30:53,894 --> 00:30:55,521
‫اصلا کجا رفتی؟
‫لباس‌هات رو کجا گذاشتی؟

532
00:30:55,605 --> 00:30:58,024
‫- مامان.
‫- اینا رو... نکنه اینا رو دزدیدی؟

533
00:30:58,107 --> 00:31:00,151
‫- مامان!
‫- چرا راستش رو نمی‌گی؟

534
00:31:00,234 --> 00:31:02,945
‫- مامان ببخشید.
‫- «مامان توروخدا گوش کن.»

535
00:31:03,029 --> 00:31:04,614
‫مامان توروخدا گوش کن...

536
00:31:05,781 --> 00:31:07,252
‫گوش کن چی می‌گم.

537
00:31:09,327 --> 00:31:11,704
‫توروخدا گوش کن چی می‌گم.

538
00:31:11,787 --> 00:31:15,041
‫- ولی من دوستت دارم.
‫- نه! این حرف‌ها کافی نیست.

539
00:31:15,124 --> 00:31:18,461
‫نمی‌شه هربار این‌طوری بپیچونی.
‫باید جدی درموردش حرف بزنیم.

540
00:31:18,544 --> 00:31:22,173
‫- مامان!
‫-فکر می‌کرد از مدرسه فرار کردم و...

541
00:31:22,256 --> 00:31:24,342
‫الآن مچم رو گرفته.

542
00:31:24,425 --> 00:31:27,428
‫خبر نداشت مُرده و می‌خوام
‫جونش رو نجات بدم.

543
00:31:27,511 --> 00:31:29,513
‫- مامان، گوش چی...
‫- نه! نه!

544
00:31:29,597 --> 00:31:32,683
‫تو گوش بده من چی می‌گم.
‫چون تا الآن ده بار فرار کردی.

545
00:31:32,767 --> 00:31:35,144
‫هیچ‌وقت نمی‌گی کجا می‌ری،
‫یا چرا نمی‌ری مدرسه.

546
00:31:35,227 --> 00:31:39,148
‫اصلا می‌دونی فرار کردن و
‫پرسه زدن چقدر خطرناکه؟

547
00:31:39,231 --> 00:31:42,443
‫می‌دونی چقدر دلواپس می‌شم؟

548
00:31:43,235 --> 00:31:44,820
‫ولی نکنه دیگه نتونی منو ببینی؟

549
00:31:44,904 --> 00:31:48,658
‫نکنه این داد زدن‌هات
‫آخرین حرفیه که بهم می‌زنی؟

550
00:31:48,741 --> 00:31:50,743
‫الکی منو تهدید نکن!

551
00:31:50,826 --> 00:31:52,787
‫- این چه حرفیه می‌زنی؟
‫- مامان، توروخدا...

552
00:31:52,870 --> 00:31:55,122
‫کلی دلواپست می‌شیم،
‫خواهشا واسمون توضیح بده.

553
00:31:55,206 --> 00:31:56,832
‫کمربندت رو بستی؟

554
00:31:56,916 --> 00:32:00,044
‫- هنری...
‫- کار خودت بود؟

555
00:32:00,127 --> 00:32:04,757
‫اگه چیزی شده بهمون بگو!
‫اگه چیزی اذیتت می‌کنه...

556
00:32:06,384 --> 00:32:07,593
‫- بهمون بگو!
‫- مامان!

557
00:32:07,677 --> 00:32:08,844
‫مامان!

558
00:32:08,928 --> 00:32:12,390
‫می‌خوام... می‌خوام راستش رو بگم.

559
00:32:12,473 --> 00:32:13,724
‫ولی باید باور کنی.

560
00:32:13,808 --> 00:32:17,228
‫توروخدا هرکاری می‌کنی فقط باور کن!

561
00:32:20,314 --> 00:32:22,858
‫من مسافر زمانم.
‫از آینده اومدم.

562
00:32:22,942 --> 00:32:24,652
‫می‌خوام حرف خیلی مهمی بهت بزنم.

563
00:32:24,735 --> 00:32:27,321
‫اگه به حرفم گوش بدی،
‫زندگی خودت رو نجات می‌دی.

564
00:32:29,073 --> 00:32:32,284
‫هنری، دیگه نبینم این‌جوری
‫مسخره‌بازی در بیاری.

565
00:32:32,368 --> 00:32:33,577
‫هرکاری می‌کنی دیگه بسه.

566
00:32:33,661 --> 00:32:36,038
‫بسه! بسه! بسه! بسه!

567
00:32:40,126 --> 00:32:43,254
‫ازت بدم میاد! بدم میاد! بدم میاد!

568
00:32:43,337 --> 00:32:44,422
‫هنری!

569
00:32:45,798 --> 00:32:46,966
‫هنری!

570
00:32:47,049 --> 00:32:48,676
‫هنری!

571
00:32:49,593 --> 00:32:50,761
‫هنری!

572
00:33:07,987 --> 00:33:11,907
‫ریچارد، باورت نمی‌شه.
‫دوباره فرار کرده.

573
00:33:15,536 --> 00:33:16,662
‫هنری.

574
00:33:23,335 --> 00:33:26,922
‫یعنی چی توی کلاسه؟
‫چطوری الآن اونجاست؟

575
00:33:27,006 --> 00:33:30,384
‫چند دقیقه پیش اینجا بود.
‫چطوری الآن مدرسه‌ست؟

576
00:33:32,386 --> 00:33:33,971
‫مگه...

577
00:33:34,054 --> 00:33:35,806
‫مگه چقدر سریع ممکنه بدوه؟

578
00:33:35,890 --> 00:33:37,600
‫رفتی خونه قراره کلی
‫بهت سخت‌گیری کنه.

579
00:33:37,683 --> 00:33:39,393
‫تو هم قرار نیست بفهمی قضیه چیه.

580
00:33:40,227 --> 00:33:42,521
‫- یادمه.
‫- منم یادمه.

581
00:33:43,898 --> 00:33:45,191
‫وای، وای!

582
00:33:45,274 --> 00:33:48,027
‫وای...

583
00:33:49,320 --> 00:33:50,780
‫حالتون خوبه خانم؟

584
00:33:52,907 --> 00:33:54,909
‫اشکال نداره. چیزی نیست.

585
00:33:55,701 --> 00:33:56,702
‫امروز وقتش نیست.

586
00:33:58,037 --> 00:34:00,206
‫- بهش گفتم ازش بدم میاد.
‫- می‌دونم.

587
00:34:01,540 --> 00:34:03,375
‫می‌تونم همین الآن برم پیشش.

588
00:34:03,459 --> 00:34:05,920
‫بهش ثابت کنم همزمان
‫توی دو نقطه هستم.

589
00:34:06,003 --> 00:34:08,964
‫هرکاری بخوای بکنی،
‫یه چیزی جلوت رو می‌گیره.

590
00:34:09,965 --> 00:34:11,008
‫خودت هم می‌دونی.

591
00:34:25,731 --> 00:34:28,275
‫- داریم می‌ریم محل کارت؟
‫- آره.

592
00:34:28,359 --> 00:34:31,195
‫یک‌شنبه‌ها تعطیله.
‫می‌تونیم یواشکی بریم نگاه کنیم.

593
00:34:31,695 --> 00:34:32,696
‫به چی؟

594
00:34:32,780 --> 00:34:35,407
‫خب، خودت درمورد مادرم کنجکاو بودی.

595
00:34:35,491 --> 00:34:37,201
‫گفتم لابد می‌خوای باهاش آشنا بشی.

596
00:34:39,245 --> 00:34:40,329
‫بیا دیگه.

597
00:34:42,957 --> 00:34:44,166
‫کجا می‌ریم؟

598
00:34:44,250 --> 00:34:46,252
‫- موقعش امروزه.
‫- موقع چی؟

599
00:34:46,335 --> 00:34:49,046
‫مگه نگفتی می‌خوای
‫بقیه مسافران زمان رو ببینی؟

600
00:34:49,129 --> 00:34:50,714
‫الآن قراره بریم پیششون؟

601
00:34:50,798 --> 00:34:52,883
‫آره، قراره بریم پیششون.

602
00:34:52,967 --> 00:34:54,343
‫می‌ریم پیش همه‌شون.

603
00:35:02,351 --> 00:35:03,978
‫واقعا محشره.

604
00:35:04,061 --> 00:35:06,272
‫گاهی اوقات از خودم می‌پرسم
‫منم اینجا هستم یا نه.

605
00:35:07,398 --> 00:35:08,732
‫تو که هر روز اینجایی.

606
00:35:09,483 --> 00:35:10,693
‫نه، منظورم توی کتاب‌ها بود.

607
00:35:12,152 --> 00:35:13,863
‫واسم سواله توی کتاب‌ها هستم یا نه.

608
00:35:15,447 --> 00:35:19,618
‫مثلا نسخه آینده خودم
‫توی گذشته گیر میفته،

609
00:35:19,702 --> 00:35:22,246
‫یه نفر ازش داستان می‌نویسه.

610
00:35:23,914 --> 00:35:25,666
‫داستانم رو منتشر می‌کنه.

611
00:35:25,749 --> 00:35:28,252
‫ممکنه بخشی از آینده من
‫توی همین کتابخونه باشه.

612
00:35:28,335 --> 00:35:30,212
‫روی طبقات داره خاک می‌خوره.

613
00:35:30,296 --> 00:35:32,381
‫کارهایی که هنوز نکردم،

614
00:35:32,464 --> 00:35:35,092
‫حرف‌هایی که هنوز نزدم،
‫تصمیماتی که...

615
00:35:36,051 --> 00:35:37,261
‫هنوز نگرفتم،

616
00:35:37,344 --> 00:35:39,972
‫توی این کتابخونه
‫نوشته و چاپ و صحافی شده.

617
00:35:41,515 --> 00:35:42,892
‫کاش می‌دونستم کجا بگردم دنبالش.

618
00:35:44,790 --> 00:35:46,464
‫[اموال شخصی هنری دی‌تامبل]

619
00:35:45,269 --> 00:35:46,312
‫این چیه؟

620
00:35:46,860 --> 00:35:48,153
‫یادگاریه.

621
00:35:48,230 --> 00:35:49,315
‫از چی؟

622
00:35:50,357 --> 00:35:51,358
‫از مامانم.

623
00:35:55,821 --> 00:35:58,782
‫واسه چی اینجاست؟
‫از دست کی قایمش کردی؟

624
00:36:00,284 --> 00:36:01,911
‫از دست خودم.

625
00:36:01,994 --> 00:36:03,829
‫نمی‌شه ببرمشون خونه،
‫خیلی وسوسه‌انگیزه.

626
00:36:04,496 --> 00:36:05,539
‫وسوسه‌انگیز؟

627
00:36:07,416 --> 00:36:08,500
‫اگه من...

628
00:36:09,168 --> 00:36:10,794
‫تحت اضطراب یا...

629
00:36:12,046 --> 00:36:13,547
‫افسردگی باشم، یا صرفا...

630
00:36:14,131 --> 00:36:16,216
‫سگ‌مست کرده باشم...

631
00:36:16,300 --> 00:36:21,055
‫نباید روی گذشته تمرکز کنم،
‫یا برگردم اون زمان.

632
00:36:17,478 --> 00:36:20,698
‫[اپرای لا بوهم]

633
00:36:21,138 --> 00:36:23,265
‫حداقل می‌تونی دوباره مامانت رو ببینی.

634
00:36:23,349 --> 00:36:24,475
‫انقدر هم بد نیست.

635
00:36:25,309 --> 00:36:28,270
‫بستگی داره کدوم زمان رو ببینم.

636
00:36:31,941 --> 00:36:34,485
‫بابات چی؟
‫هنوز زنده‌ست؟

637
00:36:34,568 --> 00:36:35,945
‫زنده که هست.

638
00:36:36,028 --> 00:36:37,154
‫ولی ارتباط نداریم.

639
00:36:38,489 --> 00:36:39,615
‫چرا ندارین؟

640
00:36:39,698 --> 00:36:40,783
‫چرا داشته باشیم؟

641
00:36:42,451 --> 00:36:44,495
‫اتفاقات ناگوار معمولا
‫آدم‌ها رو به هم نزدیک می‌کنه.

642
00:36:45,913 --> 00:36:48,832
‫اگه نصف این حرف حقیقت بود،
‫صلح جهانی برقرار می‌شد.

643
00:36:48,916 --> 00:36:50,751
‫راستی،

644
00:36:52,836 --> 00:36:53,963
‫می‌خوای آواز خوندنش رو بشنوی؟

645
00:36:55,798 --> 00:36:56,882
‫معلومه.

646
00:37:00,094 --> 00:37:02,304
‫به نظرت چرا گفتم
‫با هم دوست نیستیم؟

647
00:37:05,891 --> 00:37:07,518
‫نگران نباش، کسی نمیاد داخل.

648
00:37:07,601 --> 00:37:08,978
‫از کجا می‌دونی؟

649
00:37:09,061 --> 00:37:10,187
‫چون قبلا کسی نیومد.

650
00:37:11,230 --> 00:37:12,481
‫چرا دوست نیستیم؟

651
00:37:12,564 --> 00:37:15,109
‫- چون ازم خوشت نمیاد.
‫- آره، ولی چرا خوشم نمیاد؟

652
00:37:16,902 --> 00:37:18,696
‫- نمی‌دونم.
‫- می‌دونی.

653
00:37:20,739 --> 00:37:21,824
‫می‌دونی.

654
00:37:22,741 --> 00:37:24,535
‫بیا اینجا. توی آیینه نگاه کن.

655
00:37:27,079 --> 00:37:28,122
‫منو ببین.

656
00:37:29,498 --> 00:37:30,582
‫بعد خودت رو ببین.

657
00:37:32,918 --> 00:37:35,796
‫زودباش دیگه، چند وقته گذشته؟
‫چند جلسه با هم داشتیم؟

658
00:37:35,879 --> 00:37:38,298
‫- تو همه‌ش کارهای بد یادم دادی.
‫- مهارت حیاتی یادت دادم!

659
00:37:38,382 --> 00:37:41,218
‫- مثل کتک زدن مردم؟
‫- شیرجه تو آشغالی، بالا رفتن از درخت،

660
00:37:41,302 --> 00:37:42,886
‫اینکه چطوری با پرده کرکره‌ای بجنگی.

661
00:37:42,970 --> 00:37:46,807
‫همه‌شون به کارت میاد،
‫مخصوصا این موارد.

662
00:37:46,890 --> 00:37:48,183
‫به نظرت از کجا فهمیدم؟

663
00:37:50,477 --> 00:37:54,106
‫هنری؟

664
00:37:56,775 --> 00:37:57,901
‫به خودمون نگاه کن...

665
00:37:58,694 --> 00:37:59,820
‫توی آیینه.

666
00:38:04,783 --> 00:38:05,909
‫علتش رو می‌دونی.

667
00:38:09,371 --> 00:38:15,127
‫♪ تا برای کمی نمُردن ♪

668
00:38:15,210 --> 00:38:20,924
‫♪ در اولین دیدارمان ♪

669
00:38:21,008 --> 00:38:27,181
‫♪ آکنده از پریشانی،
‫ندایی سر می‌دهد، ♪

670
00:38:27,264 --> 00:38:34,605
‫♪ ندایی چون «ای هم‌دوش ارجمندم» ♪

671
00:38:34,688 --> 00:38:39,777
‫♪ «ای شکوفه شاه‌پسندم» ♪

672
00:38:39,860 --> 00:38:43,030
‫♪ ندایی که هرگاه به نزدم می‌آمد، ♪

673
00:38:43,113 --> 00:38:49,661
‫♪ به من اطلاق می‌نمود ♪

674
00:38:49,745 --> 00:38:56,210
‫♪ در میان تصنیفی که سر می‌دهم،
‫تمامش به فعلیّت می‌رسد ♪

675
00:38:56,293 --> 00:39:02,508
‫♪ بران از خود بیم و باک مهمل را ♪

676
00:39:02,591 --> 00:39:08,013
‫♪ چرا که عنان بگردانش، ♪

677
00:39:08,097 --> 00:39:15,312
‫♪ نیست مرا جز بدیهیات  ♪

678
00:39:20,150 --> 00:39:23,403
‫خیلی قشنگه.

679
00:39:24,863 --> 00:39:26,657
‫اپرای «مادام پروانه»ست. اثر پوچینی.

680
00:39:28,158 --> 00:39:29,576
‫هفته بعدش بود که مُرد.

681
00:39:31,161 --> 00:39:34,414
‫حتما خیلی تسلّی خوبیه
‫که آواز خوندنش رو می‌شنوی.

682
00:39:35,416 --> 00:39:36,792
‫نه، صرفا زیباست.

683
00:39:39,419 --> 00:39:41,547
‫زیبایی تسلّی نیست.

684
00:39:41,630 --> 00:39:44,675
‫خانم‌ها و آقایون درود،
‫ممنون همگی شما...

685
00:39:45,259 --> 00:39:46,301
‫چی شد؟

686
00:39:47,553 --> 00:39:51,056
‫تاحالا این نوار رو
‫کامل گوش ندادم.

687
00:39:51,515 --> 00:39:52,683
‫چرا؟

688
00:39:52,766 --> 00:39:56,520
‫عکس‌های قدیمی و یادگاری‌ها
‫برای تو چیزهای قشنگی‌ان.

689
00:39:56,603 --> 00:39:57,980
‫ولی برای من مثل تله خرسن.

690
00:39:59,356 --> 00:40:01,233
‫گاهی اوقات وقتی تحت اضطراب باشم،

691
00:40:01,316 --> 00:40:04,153
‫تو زمان سفر می‌کنم،
‫اگه به مامانم فکر کنم،

692
00:40:04,236 --> 00:40:06,280
‫منو می‌بره جایی که دوباره
‫مرگش رو شاهد باشم.

693
00:40:08,115 --> 00:40:09,575
‫الآنم قراره همین‌طوری بشه؟

694
00:40:09,658 --> 00:40:12,911
‫- شاید، دارم سعی می‌کنم بمونم.
‫- خب پس بمون.

695
00:40:15,497 --> 00:40:16,957
‫من واقعا آدم گاوی نیستم.

696
00:40:18,333 --> 00:40:22,004
‫نقطه مقابل گاو بودن اینه
‫که آدم دلسوز باشه و...

697
00:40:22,087 --> 00:40:24,923
‫دلسوز بودن گاهی خودش چاهیه
‫که ممکنه بیفتم داخلش.

698
00:40:26,925 --> 00:40:29,219
‫اگه چنین اشتباهی بکنم
‫که عاشق کسی بشم،

699
00:40:29,303 --> 00:40:31,638
‫نمی‌دونم چند بار قراره
‫از دست دادنشون رو تحمل کنم.

700
00:40:32,139 --> 00:40:33,140
‫خب؟

701
00:40:34,725 --> 00:40:35,767
‫خیلی‌خب.

702
00:40:39,104 --> 00:40:40,147
‫خیلی‌خب.

703
00:40:42,065 --> 00:40:43,150
‫پس خوبه.

704
00:40:46,195 --> 00:40:49,448
‫هرشب که مادرم اجرا داشت همیشه...

705
00:40:49,531 --> 00:40:51,533
‫همیشه با حضار صحبت می‌کرد.

706
00:40:51,617 --> 00:40:52,951
‫مثل برنامه سوال و جواب بود.

707
00:40:54,369 --> 00:40:56,371
‫اون شب خودم نرفتم اجراش.

708
00:40:56,455 --> 00:41:00,250
‫هیچ‌وقت هم این نوار رو گوش ندادم،
‫واسه همین ممکنه فرصت خوبی باشه.

709
00:41:01,251 --> 00:41:02,377
‫که چی؟

710
00:41:03,003 --> 00:41:04,213
‫که با مامانم آشنا بشی.

711
00:41:06,715 --> 00:41:08,884
‫چطوری؟

712
00:41:08,967 --> 00:41:11,845
‫- یه فکری دارم که شاید کارساز باشه.
‫- چی کارساز باشه؟

713
00:41:13,764 --> 00:41:16,225
‫واقعا لطف دارین، خیلی لطف دارین.

714
00:41:16,308 --> 00:41:18,435
‫گوش دادن به نوارش
‫که آشنا شدن نیست.

715
00:41:18,518 --> 00:41:20,312
‫واقعا شب فوق‌العاده‌ای بود...

716
00:41:20,395 --> 00:41:23,815
‫قشنگه‌ها، ولی مثل دیدنش نیست.

717
00:41:26,944 --> 00:41:28,403
‫اگه می‌تونستی ازش چیزی بپرسی،

718
00:41:29,655 --> 00:41:31,281
‫چی می‌پرسیدی؟

719
00:41:31,365 --> 00:41:34,368
‫- من که نمی‌تونم چیزی بپرسم.
‫- آره، ولی فرضا چی می‌پرسیدی؟

720
00:41:34,451 --> 00:41:36,828
‫- حوصله مسخره‌بازی ندارم.
‫- مسخره‌بازی نیست.

721
00:41:36,912 --> 00:41:39,957
‫کلر، می‌خوام به مامانم معرفیت کنم.
‫خواهش کردم.

722
00:41:44,044 --> 00:41:45,087
‫آخه نمی‌دونم.

723
00:41:46,004 --> 00:41:47,047
‫اِم...

724
00:41:48,882 --> 00:41:50,509
‫گمونم...

725
00:41:52,719 --> 00:41:53,845
‫نمی‌دونم.

726
00:41:55,722 --> 00:41:58,892
‫دو نفر چطوری با هم کنار میان؟

727
00:41:58,976 --> 00:42:01,645
‫یعنی چطوری چنین اتفاقی میفته؟

728
00:42:03,939 --> 00:42:06,400
‫باید از کلی آدم دیگه تشکر کنم،
‫ولی قبلش،

729
00:42:06,483 --> 00:42:08,986
‫اگه اجازه بدین می‌خواستم
‫پیغامی رو برسونم دست کسی،

730
00:42:09,069 --> 00:42:11,697
‫که می‌دونم داره حرف‌های
‫امشبم رو می‌شنوه.

731
00:42:13,365 --> 00:42:15,951
‫سلام کلر.

732
00:42:16,034 --> 00:42:17,494
‫دارم با کلر ابشیر صحبت می‌کنم،

733
00:42:17,577 --> 00:42:19,538
‫که یا بینمون حضور داره،
‫یا داره گوش می‌ده.

734
00:42:21,164 --> 00:42:24,293
‫امروز عصر یه آقایی جلوی
‫ورودی صحنه اومد سمتم،

735
00:42:24,376 --> 00:42:28,672
‫یه سوال از طرف کلر ازم پرسید و
‫خواست که امشب جوابش رو بدم.

736
00:42:28,755 --> 00:42:31,383
‫خیلی مصر و مهربون و خوش‌رفتار بود.

737
00:42:31,466 --> 00:42:33,677
‫منم چون ازش خوشم اومد،

738
00:42:35,095 --> 00:42:37,431
‫قراره امشب جواب کلر رو بدم.

739
00:42:39,099 --> 00:42:40,434
‫مگه می‌شه؟

740
00:42:42,436 --> 00:42:44,896
‫سوالش هم این بود:

741
00:42:44,980 --> 00:42:47,899
‫«آخه چطوری دو نفر با هم کنار میان؟»

742
00:42:47,983 --> 00:42:49,901
‫از کجا صدام رو شنید؟

743
00:42:49,985 --> 00:42:51,361
‫نه، صدات رو نشنید.

744
00:42:53,113 --> 00:42:54,239
‫ولی من می‌تونم بشنوم.

745
00:42:55,574 --> 00:42:59,244
‫بعد تصمیم گرفتم دفعه بعدی
‫که با مامانم صحبت کردم،

746
00:42:59,328 --> 00:43:02,456
‫هرموقعی که بود ازش بخوام
‫جواب سوالت رو بده.

747
00:43:03,915 --> 00:43:06,835
‫تا شبی که این اجرا داشت
‫ضبط می‌شد، جوابت رو بده.

748
00:43:08,670 --> 00:43:11,548
‫یعنی جواب سوالی که الآن به ذهنت رسید،

749
00:43:11,631 --> 00:43:13,091
‫قبل اینکه حتی به دنیا بیای...

750
00:43:13,925 --> 00:43:15,344
‫توی این نوار ضبط شده بود.

751
00:43:21,099 --> 00:43:22,184
‫می‌خوای بشنویش؟

752
00:43:25,395 --> 00:43:26,521
‫جواب مامانم رو بشنوی؟

753
00:43:29,900 --> 00:43:33,570
‫آخه گمونم هیچ‌کس
‫جواب این سوال رو بلد نیست.

754
00:43:33,653 --> 00:43:35,364
‫من...

755
00:43:36,615 --> 00:43:38,492
‫راستش نمی‌دونم چرا از من پرسیده.

756
00:43:38,575 --> 00:43:40,285
‫من که خواننده‌ام، کارم آواز خوندنه.

757
00:43:40,369 --> 00:43:44,247
‫ولی داشتم «مادام پروانه» رو می‌خوندم،
‫که درمورد عشق شکست‌خورده‌ست.

758
00:43:44,331 --> 00:43:46,750
‫گمونم همین باعث شد
‫که به این نتیجه برسم:

759
00:43:50,253 --> 00:43:51,671
‫«مگه عشق موفق هم داریم؟»

760
00:43:53,340 --> 00:43:55,092
‫حالا نمی‌خوام ضدحال باشم.

761
00:43:55,175 --> 00:43:57,761
‫آره دیگه...

762
00:43:57,844 --> 00:44:00,263
‫ولی عشق همیشه تموم می‌شه، نمی‌شه؟

763
00:44:02,516 --> 00:44:04,226
‫پس کلر جان،

764
00:44:04,309 --> 00:44:06,311
‫اگه داری گوش می‌دی و نگرانی...

765
00:44:07,145 --> 00:44:09,564
‫جواب من و پوچینی اینه:

766
00:44:12,484 --> 00:44:13,860
‫آدم‌ها با هم کنار نمیان.

767
00:44:16,321 --> 00:44:19,699
‫درواقع مدت محدودی
‫با همدیگه کنار میان.

768
00:44:20,659 --> 00:44:23,245
‫فقط یه مدت، یه برهه کوتاه.

769
00:44:25,372 --> 00:44:26,415
‫اشکالی هم نداره.

770
00:44:28,417 --> 00:44:32,003
‫چون همون بهتر که
‫آدم مدت کمی خوشحال باشه،

771
00:44:32,087 --> 00:44:35,215
‫صرفا یه برهه کوتاه، حتی با اینکه
‫می‌دونه قراره شکست بخوره،

772
00:44:35,298 --> 00:44:38,593
‫بهتر از اینه که تا آخر عمر حالش «خوب» باشه.

773
00:44:41,847 --> 00:44:44,683
‫حالا اگه نظرم بهت کمکی می‌کنه،
‫پیشنهادم بهت اینه:

774
00:44:46,393 --> 00:44:48,103
‫همیشه برای عاشق شدن دیره،

775
00:44:48,186 --> 00:44:51,064
‫چون آدم فقط یک بار زندگی می‌کنه.

776
00:44:54,609 --> 00:44:56,111
‫پس موفق باشی کلر.

777
00:44:57,946 --> 00:44:59,322
‫یه چیز دیگه هم بگم؟

778
00:45:00,866 --> 00:45:06,037
‫جون بکَن برو تو کارش دیگه!

779
00:45:35,451 --> 00:45:45,451
‫مترجمان: «کیارش نعمت گرگانی و حامی مغیثی»

780
00:45:45,476 --> 00:45:52,476
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
