WEBVTT

00:00.000 --> 00:05.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:40.940 --> 00:43.211
اینجا خط اخبار از اسپرینگفیلد ـه

00:51.584 --> 00:54.297
از دور سیمپسون ها یه خانواده ی عالی هستند

00:54.545 --> 00:56.891
هومر و مارج عُشاق دبیرستانی بودند

00:57.137 --> 00:59.696
اون من رو از رقص بدون همراه نجات داد

00:59.822 --> 01:02.469
اون من رو از زندگی با خواهرهام نجات داد

01:02.657 --> 01:05.555
اون دو تا هیولا هستند برید روشون میفهمید

01:05.663 --> 01:07.125
برای چی دارید از ما فیلم میگیرید

01:09.913 --> 01:12.023
راوی: مارج و هومر سه بچه شون رو بزرگ میکردند

01:12.048 --> 01:15.993
در فضایی پر از عشق، خنده و تنگناهای اقتصادی

01:16.133 --> 01:18.430
تنها چیزی که لازم دارند همدیگه است

01:18.800 --> 01:22.391
وقتی من اولین بار سیمپسون ها رو دیدم 1326ش بود

01:22.571 --> 01:25.837
اونا داشتن یه خونه ی ارزون توی پنسیلوانیا میساختند

01:26.178 --> 01:29.438
مگی کوچولو میخواست بچه ی لیندبرگ بعدی بشه
(بچه ای که گروگان گرفته شد و کشته شد)

01:29.719 --> 01:33.298
اما جان فاستر دالاس نظر دیگه ای داشت

01:33.627 --> 01:35.118
با بابابزرگ مصاحبه نکنید

01:35.282 --> 01:37.954
اون تقریباً کاری کرد که کن برنز کارش رو بزاره کنار
(راوی مستند بیسبال)

01:38.193 --> 01:42.778
اون پیر خرفت چروکیده از بیسبال هم خسته کننده تر بود

01:43.335 --> 01:46.701
راوی: بعد از اتفاقی کوچک سیمپسون ها
به این فکر افتادند که رویای آمریکایی اونها

01:46.726 --> 01:50.882
داره زیر و رو میشه با کفگیری از جنایت

01:51.598 --> 01:54.535
محل استقرار یه نیروگاه هسته ای و یه آتشفشان فعال

01:54.670 --> 01:57.239
اسپرینگفیلد رو به امن ترین جای دنیا تبدیل کرده
(ساحل سرنگ ها)

01:59.142 --> 02:01.812
اما اون آرامش در آستانه ی شکستن ـه

02:02.019 --> 02:05.995
در یک جنایت اسرارآمیز که خانواده سیمپسون را از هم پاشوند

02:06.114 --> 02:09.050
ما رو از هم پاشوند؟
چیزی نمیتونه ما رو از هم بپاشونه

02:09.449 --> 02:10.769
ما رو از هم پاشوند

02:11.004 --> 02:14.699
مامان اینقدر نگو ما رو از هم پاشوند -
اون داره ما رو از هم میپاشونه -

02:14.841 --> 02:16.691
کی ماکارونی و پنیر میخواد

02:16.939 --> 02:20.149
راوی:تمرکز دوباره ی ما بر داستان
آغاز میشه از زمانی که مارج و لیسا

02:20.174 --> 02:22.199
برگشتند به خونه از سفری به فروشگاه

02:22.334 --> 02:24.506
مارج: هر چقدر که ما خرج نمیکردیم اهدا میشد به
(بازسازی)

02:24.531 --> 02:26.410
کمک شهریه ی مخفی لیسا

02:28.271 --> 02:31.222
لیسا: ما آخرین جایی میزاشتیمش که
که یه مرد توی این خونه نگاه میکرد

02:31.338 --> 02:33.463
مارج: یه شیشه ی کف شو

02:33.740 --> 02:36.676
چیزی که بعدش اتفاق افتاد یکی
از لحظات تغییر دهنده ی زندگی بود

02:36.701 --> 02:39.143
که همیشه زیر سینک ظرفشویی اتفاق می افتاد

02:39.241 --> 02:44.264
راوی: تمام کمک هزینه ی دانشگاه شامل 670/42 دلار رفته بود

02:44.645 --> 02:48.512
و همین طور رویای لیسا برای سه هفته رفتن به دانشگاه

02:48.570 --> 02:50.801
بدون برنامه ی غذایی هم تموم شده بود

02:50.942 --> 02:52.786
به عنوان پدر و مادر هر بچه ی کوچیکی

02:52.974 --> 02:56.567
چیزی که بیشتر از همه ازش وحشت داری
از دست دادن یه قوطی پول ـه

02:56.787 --> 02:59.529
پلیس: مرکز 911 مورد اورژانسی تون چیه

02:59.554 --> 03:00.724
لیسا: یه سرقت اتفاق افتاده

03:00.749 --> 03:03.413
کمک بفرستید به شماره ی 724 محله ی همیشه سبز

03:03.499 --> 03:05.603
پلیس: اتفاقی برات نمی افته اگر بگی لطفاً

03:05.634 --> 03:08.421
لیسا: این مورد اورژانسی ـه مجبور نیستی بگی لطفاً

03:08.550 --> 03:11.030
پلیس: به نظر چیزی که دزدیده شده ادب شماست

03:11.398 --> 03:12.485
لیسا: لطفاً

03:12.673 --> 03:15.096
پلیس: کمک توی راه ـه قابلی نداشت

03:15.148 --> 03:18.827
لیسا: من میتونم اسمتون رو بپرسم لطفاً
و همین طور رئیس تون رو

03:18.852 --> 03:20.007
لیسا: اگر امکان داره

03:20.032 --> 03:24.019
پلیس: کمک دیگه در راه نیست

03:24.044 --> 03:25.066
لیسا: کثافت

03:26.332 --> 03:27.746
عه رئیس چیزی پیدا کردی

03:28.144 --> 03:31.887
هیچ نشونه ای از چیپس ها نداریم پس

03:33.337 --> 03:34.926
خُب ما برگشتیم سر خونه ی اول

03:35.076 --> 03:37.990
این یه سرقت معمولی نبود
آثاری از ورود به زور نبود

03:38.049 --> 03:39.497
حتی سگ هم وق نزده بود

03:39.927 --> 03:44.404
یه نفر میدونسته دقیقاً کجاش رو نوازش کنه
شکم

03:46.279 --> 03:49.076
راوی:باز سازی صحنه توسط پلیس
نظریه ی رئیس رو تائید کرد

03:49.292 --> 03:53.330
اوه اوه خدا این عالی ـه
اوه امکان نداره من وق بزنم

03:53.427 --> 03:55.916
اوه لو تو باید به زن من هم یاد بدی این کار رو

03:56.154 --> 03:57.920
رای: با نبود هیچ نشانه ای از سرقت

03:58.088 --> 04:00.592
سؤظن پلیس به سمت خانواده تغییر مسیر داد

04:00.773 --> 04:03.420
این ماجرا قبول نشد در چیزی که
پلیس ها بهش میگن آزمون بو دار بودن

04:03.678 --> 04:05.795
من هر روز یه عالمه نمایش پلیسی میبیم

04:05.923 --> 04:08.899
من خودم رو یه جورایی یه پلیس تازه کار میدونم

04:09.324 --> 04:13.824
بزار من این مستند یا همون داک رو متوقف کنم اینجا والان

04:14.130 --> 04:15.993
ما مردمان خوبی هستیم

04:16.161 --> 04:18.759
ما دزدی نمی کنیم

04:18.784 --> 04:19.521
روی لیوان: ند

04:19.522 --> 04:20.634
اون قرض گرفتن ـه

04:20.910 --> 04:25.860
قرض گرفتن عاریه کردن

04:25.937 --> 04:29.941
راوی: و اینگونه بود که این خانواده ی هسته ای
شروع به انفجار کرد

04:29.966 --> 04:32.600
در حالی که تمام شک ها روی یه مرد بود

04:32.694 --> 04:36.163
اوه پس مهم ترین سرنخی که پلیس جا انداخت چی

04:36.188 --> 04:38.850
یه نفر یه نوشیدنی گذاشته اینجا بدون زیرلیوانی

04:39.030 --> 04:40.921
باید کار یه غریبه باشه

04:41.075 --> 04:42.569
این یه میز گرون ـه

04:42.656 --> 04:45.835
و خانواده ی من میدونند من نمیخوام اینجا علامت بی افته

04:45.860 --> 04:47.060
ارزش میز 28 دلار

04:48.075 --> 04:49.075
...دووه

04:49.328 --> 04:51.499
راوی: کاراگاهان اسپرینگفیلد ناامیدانه

04:51.524 --> 04:53.148
از مردم درخواست کمک کردند

04:53.504 --> 04:55.812
لازم نبود زیاد منتظر بمونند

04:55.837 --> 04:57.863
میلهاوس: نلسون اومد مدرسه امروز

04:57.888 --> 04:59.957
با یه مدل موی آرایشگاهی

05:00.059 --> 05:02.308
خانواده ی اون حتی پول شیر هم ندارند

05:02.455 --> 05:04.603
اون برشتوک رو با آب بارون میخوره

05:04.815 --> 05:07.182
:دستیار نمایش مل
مستر تینی پول رو دزدیده

05:07.358 --> 05:09.119
همون جور که تمام صحنه های من رو میدزده

05:09.352 --> 05:11.853
من به استخوان خودم قسم میخورم

05:11.947 --> 05:14.369
خالصانه تماس گیرنده ی ناشناس

05:14.655 --> 05:17.674
اما همون طور که همه بیخیال میشن
بعد از دو تا تماس

05:17.876 --> 05:19.556
شما میخورید به گنج
(جواب میده)

05:19.788 --> 05:21.934
هلن لاوجوی:من میخوام
مارج سیمپسون رو متهم کنم

05:21.958 --> 05:24.522
که اون پول رو دزدیده تا عادت قمار کردنش رو سیر کنه

05:24.683 --> 05:27.698
اون به شوهر من که کشیش ـه گفته که اعتیاد داشته

05:27.909 --> 05:30.503
البته از روی اعتماد اما میدونی که

05:32.152 --> 05:34.085
تحت تعقیب

05:35.410 --> 05:37.892
راوی: مارج سیمپسون این مادر از حومه ی شهر با

05:37.917 --> 05:41.323
زیبایی آلیو آیل که سالهاست عادت قمارش رو ترک کرده
(زن ملوان زبل)

05:41.424 --> 05:42.917
یا نکرده؟

05:42.961 --> 05:45.713
مارج: اعتراف میکنم من نتونستم
در مقابل وسوسه اش مقاوت کنم

05:45.862 --> 05:46.983
اما بعدش تونستم

05:47.163 --> 05:48.968
راوی: مارج از قمارخونه خارج شد

05:49.062 --> 05:50.436
و همین طور از لیست مظنونین

05:50.667 --> 05:52.827
شکه کننده است معما نمیخواد حل بشه

05:52.852 --> 05:54.562
در پنج دقیقه ی اول نمایش

05:54.876 --> 05:57.320
با پاک شدن اسم مارج سیمپسون پلیس به سراغ

05:57.345 --> 06:00.469
نفر دوم در لیست مظنونین رفت هومر سیمپسون

06:00.584 --> 06:03.141
بدهی هومر به میخونه خیلی زده بود بالا

06:03.166 --> 06:04.446
پونصد ششصد دلار

06:04.811 --> 06:06.649
اون شب مو انداختش بیرون

06:06.674 --> 06:08.474
بازسازی

06:15.086 --> 06:16.921
♪ ...من متاسفم ♪

06:17.034 --> 06:20.117
آره نظریه ی ما اینه که هومر
میاد خونه، مست میخوره زمین

06:20.202 --> 06:22.905
تلوتلو خوران پول رو پیدا میکه زیر ظرفشویی

06:22.963 --> 06:25.360
و به این نتیجه میرسه که باهاش قرضش رو بده

06:25.557 --> 06:28.610
خوب این واضح ـه که هومر رفته بود به آشپزخونه

06:28.635 --> 06:32.580
قبل از اینکه بره به رخت خواب
ما یه ملاقه سس ماکارونی پیدا کردیم

06:32.605 --> 06:35.463
که تجاوز کرده بود به یه میان وعده ی دیر وقت

06:35.488 --> 06:39.588
این آه یه موقعیت فلویون نیست

06:39.666 --> 06:43.033
هر چند من هنوز هم میخوام بگم فلویوین

06:43.226 --> 06:46.812
لو: سس روی دیوارها بود، سقف، زیر ناخن هومر

06:46.975 --> 06:49.244
اون پاستا برای زندگی ـش خیلی جنگیده بود

06:49.357 --> 06:51.893
چیزی که اون مرد سر اون باقی مونده ی غذا آورده بود

06:52.077 --> 06:54.163
متاسفم من من نمیتونم ادامه بدم

06:54.577 --> 06:57.421
راوی: اما اگر آشپزخونه با سس گوجه
به کشتارگاه شبیه شده بود

06:57.446 --> 07:00.616
در اون شب چرا کسی صبح روز بعد متوجه نشده بود

07:01.285 --> 07:02.296
همم

07:02.384 --> 07:04.185
لو: اون آشپزخونه رو تمیز کرده بود بعد از جادادن

07:04.210 --> 07:05.585
تمام پول ها توی جیبش

07:05.610 --> 07:08.013
ما فقط باید اون شلوار رو پیدا میکردیم

07:08.306 --> 07:10.903
خوشبختانه یه طعمه ی کوچیک کار رو انجام داد

07:13.017 --> 07:15.133
اوه بازی نهایی توی ماه جولای
(مهمونی تماشاگران بازی نهایی با غذای مجانی توصیه: شلوار نپوشید)

07:15.202 --> 07:19.302
(مهمونی تماشاگران بازی نهایی با غذای مجانی توصیه: شلوار نپوشید)

07:19.327 --> 07:20.527
آزمایشگاه جنایی پلیس

07:21.283 --> 07:22.586
پولی توی این شلوار نیست

07:22.855 --> 07:26.445
تنها چیزی که پیدا کردیم
بادم زمینی و ذرت بوداده با روکش آبنباتی ـه

07:26.650 --> 07:28.742
به این میگن یه کار کاراگاهی شکلات مغزدار

07:28.866 --> 07:31.536
گرفتی؟ شکلات مغزدار

07:31.665 --> 07:34.860
آره ها اما به عنوان مدرک ما عه چیزی نداریم

07:35.123 --> 07:38.889
با هومر که هنوز به عنوان مظنون اصلی ـه
و گره خوردن تحقیقات

07:39.150 --> 07:41.852
خط اخبار اسپرینگفیلد
وارد یک تنگنا شده بود

07:42.090 --> 07:45.242
نمایش شدیداً نیازمند یه
آگهی بازرگانی بسیار جذاب بود

07:45.276 --> 07:50.526
چی میشد اگر مغز متفکر واقعی این جنایت
مونتگومری برنز میلیاردر بود

07:50.812 --> 07:54.616
چرا من باید 600 دلار بدزدم؟
اون برای من چیزی نیست

07:56.173 --> 07:59.335
این چیزی ـه که ثروتمندان هستند
اسمیترز بازم برام پول بیار

08:00.938 --> 08:02.202
بازم چیز متقاعد کننده میخوای

08:02.488 --> 08:04.210
نه ما برمیگردیم

08:08.025 --> 08:10.024
راوی: پلیس به نظریه ی اول برگشت

08:10.258 --> 08:11.782
هومر سیمپسون میتونسته این کار رو کرده باشه؟

08:12.181 --> 08:15.970
اوه قطعاً هی صدای من رو که عوض میکنید برای این
(میخونه چی ناشناس)

08:15.995 --> 08:18.901
چون من نمیخوام کسی بفهمه که مو سیزلک اینجاست

08:19.038 --> 08:20.659
و اسمم رو هم حذف کنید باشه

08:20.847 --> 08:24.713
راوی: همون طور که مو سیزلک گفت
هومر قطعاً یه مظنون ـه

08:25.079 --> 08:28.082
این کاملاً واضح ـه رئیس توی این پرونده
از هومر سیمپسون خوشش میاد

08:28.328 --> 08:32.034
خوب یا عیسی(ع) لو من که نگفتم ازش خوشم واقعی میاد

08:32.059 --> 08:34.605
من فقط آه... چرا چیزی راجع به من گفته

08:34.692 --> 08:36.727
منظورم اینه تو فکر میکردی اون آدم جالب ـه

08:36.961 --> 08:39.953
خفه شو من نمیتونم یه آدم جالب پیدا کنم

08:39.978 --> 08:43.642
بدون اینکه مجذوبشون شده باشم خفه شو

08:43.888 --> 08:46.645
باشه اما وقتی مدرک جدید پیدا شد
معلوم شد که کار هومر بوده

08:46.836 --> 08:49.911
سوابق گوشی نشون میداد یه تماس
شش ساعت ـه از گوشی هومر انجام شده

08:49.936 --> 08:51.895
به یه نفر سومی در شب جنایت

08:52.134 --> 08:54.848
دی ان آی نشون داد اون یه شماره گیری با باسن بوده

08:54.966 --> 08:57.145
آره حتی کسی که اسمش توی گوشیش بوده هم نبوده

08:57.335 --> 09:00.801
آه آه اون باسن زرنگش تمام ده تا عدد رو گرفته بوده

09:03.556 --> 09:06.036
دیسکو استو در دسترس شما نیست

09:06.303 --> 09:08.501
بعد از بوق خودتون میدونید چیکار کنید

09:08.787 --> 09:11.251
وقتی پلیس پیغام هومر رو گوش داد

09:11.460 --> 09:13.915
اون یه واقعیت وحشتناک رو برملا کرد

09:14.024 --> 09:17.507
هومر اون سس اسپاگتی رو با
کف شو از آشپزخونه تمیز نکرده بود

09:17.648 --> 09:20.437
اون حرومزاده ی مریض تمام دیوار رو لیس زده بود

09:25.623 --> 09:26.791
اون یک کمک کوچیک هم داشت

09:33.579 --> 09:36.882
اولین فکر من پاک کردن اون پیغام بود مطمعناً

09:36.907 --> 09:40.845
اما بعد من شروع کردم با اون صدای لیس زدن رقصیدم

09:41.040 --> 09:44.659
من تا حالا آهنگی به اون طولانی ای
توی دیسکو نشنیده بودم

09:44.921 --> 09:49.484
گاهی یه شخصیت میتونه تبدیل به یه تله بشه میدونی

09:49.581 --> 09:53.437
میدونستم کار هومر نبوده
تمام سیمپسون ها بیگناه هستند

09:53.462 --> 09:54.703
راوی: تا زمانی که گناهکاری شون ثابت بشه

09:54.756 --> 09:56.539
نه فقط بیگناه

09:56.793 --> 09:59.765
داری چیکار میکنی؟ از کنار عکس خانواده رد نشو

09:59.853 --> 10:01.023
اونا این کار رو نکردند

10:01.546 --> 10:03.500
بالاخره من منتطرتون بودم

10:06.944 --> 10:09.781
مثل هر پسر بچه ی سالم معمولی دیگه ای بارت تحت

10:09.806 --> 10:12.031
تعداد کثیری بازجویی پلیس قرار داشته

10:12.215 --> 10:14.684
اما یه مادر میفهمه وقتی بچه اش بیگناه ـه

10:14.798 --> 10:16.399
و وقتی که خودش رو دست انداخته

10:16.458 --> 10:18.393
و وقتی که اون خودش رو به کوری زده

10:18.609 --> 10:20.086
این بار اون بیگناه ـه

10:20.209 --> 10:21.586
فقط از دوستش بپرسید

10:22.092 --> 10:25.131
اسمتون رو برای ثبت بگید -
بارت سیمپسون پول رو برداشته -

10:25.263 --> 10:27.467
من اعتراف میکنم راجع به پول زیر ظرفشویی میدونستم

10:27.656 --> 10:30.349
اما هر چقدر قرض گرفتم گذاشتم سر جاش

10:30.529 --> 10:32.431
همچنین 600 دلار

10:32.584 --> 10:35.482
یه پسر ده ساله با اون پول چیکار میتونه بکنه

10:35.617 --> 10:37.928
لجنِ بازی بارت لجنِ بازی میخرید

10:38.164 --> 10:40.466
تا حالا همچین شاهد همکاری کننده ای ندیده بودم

10:40.580 --> 10:43.115
من برای ضبط شما باتری اضافه هم آوردم

10:43.369 --> 10:45.838
راوی: لجن بازی اون چسبنده ی بی ضرر

10:45.863 --> 10:49.133
که اسباب بازی ای به شدت محبوب ـه بین بچه های امروز

10:50.904 --> 10:55.454
:من همه چیزای زودگذر رو دیدم
یویو، برچسب، پوکیمون،شکستن

10:55.635 --> 10:57.947
داستان های کوتاه جان شیور

10:58.061 --> 10:59.923
اما این همه رو شکست داد

11:00.147 --> 11:02.447
♪ توی یه روز آفتابی ♪
(آزمایشگاه علوم)

11:04.220 --> 11:08.720
♪ بلند شو و اطرافت رو ببین ♪

11:10.087 --> 11:14.743
♪ و تو خواهی دید چه کسی ♪

11:16.802 --> 11:19.605
♪  هستی تو ♪

11:33.336 --> 11:36.138
نقشه ام این بود اگر من مالک تمام لجن های بازی
میشدم میتونستم نرخ تعین کنم

11:36.327 --> 11:38.404
به جز اینکه همه چیز سقوط کرد

11:38.429 --> 11:39.629
سهام لجن بازی

11:39.654 --> 11:40.854
بانک لجنِ بازی

11:45.209 --> 11:47.144
خوش به حال من یه احمق ساده لوح

11:47.169 --> 11:49.104
نمیدونست دیوونگی مردم تموم شده

11:49.197 --> 11:51.065
من تمام ذخیره ام رو بهش فروختم

11:52.039 --> 11:55.953
من موافق نیستم توی مستند شما باشم لطفاً برید

11:56.947 --> 11:59.049
بارت: پس من پولی رو گذاشتم
سر جاش که قرض گرفته بودم

11:59.074 --> 12:01.328
از زیر ظرفشویی و فیلمش رو هم گرفتم

12:01.353 --> 12:03.437
چون میدونستم کسی من رو باور نمیکنه

12:03.586 --> 12:05.711
راوی: خوب این همه ی افراد خانواده ی سیمپسون بودند

12:05.855 --> 12:08.851
غیر از لیسا البته اون که نمیتونه باشه درسته

12:09.190 --> 12:11.500
...نَه خوب بزار یه نگاهی بندازیم

12:11.525 --> 12:13.026
اوه محض رضای خدا

12:13.170 --> 12:15.873
من از لیسا پرسیدم کجا بوده
وقتی که پول ها دزدیده شده

12:15.898 --> 12:20.367
و اون گفت بیخیال باش و میدونی ولش کن و آروم باش

12:20.392 --> 12:23.000
اینا کلماتی هستند که آدم های با حال میگن

12:23.090 --> 12:25.693
اما لیسا سیمپسون یه ذره هم باحال نیست

12:25.745 --> 12:27.242
پس... ها

12:27.687 --> 12:29.088
مارج: اوه بیخیال

12:29.241 --> 12:32.961
هیچکس تکرار میکنم هیچکس
باور نمیکنه کار لیسا باشه

12:33.183 --> 12:36.319
اما اون یه دختره که یه ساکسیفون نو میخواد

12:36.502 --> 12:37.616
من فقط دارم میگم

12:41.691 --> 12:43.626
من تامین کننده ی لیسا بودم برای سال ها

12:43.756 --> 12:45.859
قمیش دستمال دریچه ی آب دهن

12:46.036 --> 12:48.138
آیا اون دست به جنایت میزنه برای ساکسیفون جدید

12:48.408 --> 12:51.195
آیا دیو بروک 8/9 بار تا حالا رفته ترک اعتیاد

12:51.521 --> 12:53.359
اون این کار رو کرد ما با هم میرفتیم

13:07.893 --> 13:09.627
بفرما یه امتحان بکن

13:28.618 --> 13:31.556
اوه اون بهترین ساکسیفون بَم توی بازار بود

13:31.581 --> 13:34.595
یه ساز بسیار روان با رو کش نیکل سیاه

13:34.677 --> 13:37.931
اما من براش دزدی نکردم

13:38.237 --> 13:40.017
راوی: وقتی ما برگردیم: کار لیسا بودم

13:40.227 --> 13:43.164
نه نبوده -
لیسا وقت خواب ـه -

13:43.419 --> 13:46.375
من باید برم مادرم داره هری پاتر رو برام میخونه کتاب 4

13:46.488 --> 13:48.636
راوی: اوه آره اون بخش که سدریک دیگوری میمیره

13:48.724 --> 13:50.237
تو گند زدی-
راوی: کار تو بوده

13:50.431 --> 13:52.606
نه کار تو بوده کثافت

13:55.727 --> 13:57.286
هیلی خوب باشه وقت تمومه

13:58.567 --> 14:01.953
قمیش مال من ـه

14:02.081 --> 14:04.674
راوی: شما نمیتونید با حرص بزنید بدون قمیش

14:04.699 --> 14:05.699
نگاه کنید

14:05.724 --> 14:08.924
حرص ==>قمیش

14:09.252 --> 14:11.729
چرا قبول کردیم این مستند رو بسازیم

14:11.971 --> 14:13.940
چون تمام ستاره های بزرگ امروزی

14:13.965 --> 14:15.967
از مستندهای جرایم واقعی میان

14:16.207 --> 14:20.574
طلسم، برنامه ی ساختن یه قاتل
و مت لوئر توی برنامه ی نمایش امروز

14:20.653 --> 14:23.690
راوی: معلوم شد لیسا ساکسیفون جدید رو نخریده

14:24.282 --> 14:25.293
کس دیگه ای خریده بود

14:25.541 --> 14:28.377
من همیشه میخواستم ساکسیفون بَم بزنم

14:28.578 --> 14:31.027
اما پدرم اصرار میکرد زیر باشه

14:33.493 --> 14:35.027
بفرما تو
(چیزایی که بابام میگفت انجام ندم)

14:38.161 --> 14:41.473
حالا در مورد این چی فکر میکنی؟ -
تو هنوز هم مایه ی ناامیدی هستی -

14:43.790 --> 14:45.258
راوی: اگر لیسا بیگناه ـه

14:45.465 --> 14:48.735
چرا مقاومت میکنه که بگه کجا بوده

14:48.760 --> 14:50.071
در هنگام موقوع جرم

14:50.312 --> 14:54.024
در مورد لیسای من دهنت رو ببند
من میتونم بگم کجا بوده

14:54.161 --> 14:55.404
...اون رفته بود -
اوه باپ باپ باپ باپ

14:55.428 --> 14:57.348
مامان مامان نه عر

14:57.524 --> 14:59.551
...ظاهراً چند تا بچه توی مدرسه داشتن

14:59.576 --> 15:02.612
بزار بگیم من پول رو دزدیدم باشه
پایان مستند

15:02.637 --> 15:04.457
توی جشنواره ی فیلم های مستقل میبینمتون

15:04.781 --> 15:06.918
من بردمش آموزش لی لی

15:07.441 --> 15:09.339
لیسا: من به یه نخ آویزون بودم

15:09.506 --> 15:11.776
و حالا تمام دنیا من رو مسخره میکنه

15:11.801 --> 15:16.425
که چه طوری من تنها دختری هستم که به مربی لی لی نیاز داره

15:16.824 --> 15:18.644
لیسا فقط بعد از من تکرار کن

15:18.713 --> 15:21.277
یه پا دو پا یه پا یه پا دو پا یه پا

15:21.302 --> 15:22.470
دو پا یه پا

15:22.553 --> 15:25.980
چه احمقانه کی این بازی رو اختراع کرده

15:26.187 --> 15:29.644
اسکاتلندی ها اختراع کردند لی لی و نوار اسکاتلندی رو

15:30.079 --> 15:32.586
پس ویسکی اسکاتلندی چی؟
تا حالا اسمش رو نشنیدم

15:32.795 --> 15:35.431
دیدی بهتون گفتم همه بیگناه هستند

15:35.639 --> 15:38.344
پس الان شاید شما لاشخورها بخواید ما رو تنها بزارید

15:38.796 --> 15:40.556
راوی: به اندازه ی کافی وقت شما رو گرفتیم

15:40.711 --> 15:41.879
بیاید بریم بچه ها

15:47.635 --> 15:50.342
دارید چیکار میکنید خانواده ی من پاک ـه

15:50.444 --> 15:53.420
من میخوام که از همسر من عذر بخوای

15:53.774 --> 15:56.543
راوی: عذرخواهی؟ ما؟

15:56.595 --> 15:58.563
اوه تو این کار رو میکنی میدونی چرا

15:58.677 --> 16:02.790
من آخرین کسی هستم که هنوز تلویزیون شبکه ای نگاه میکنه

16:03.043 --> 16:06.602
که شامل تبلیغات هم میشه

16:08.354 --> 16:09.516
من عذر میخوام

16:09.602 --> 16:12.648
مارج حالا قول بده این صحنه توی تدوین حذف نمیشه

16:12.760 --> 16:15.344
من نمیتونم قول بدم فقط تدوینگر میتونه

16:15.469 --> 16:17.328
گرفتمش -
من گزارش تو رو میدم به

16:17.353 --> 16:19.718
به اتحادیه ی تدوینگران آمریکا

16:20.377 --> 16:24.064
اون فقط یه جامعه ی افتخاری ـه -
حرفت رو پس بگیر -

16:27.124 --> 16:30.166
ویوو چه آرامش خواطری
خُب کی اون کار رو کرده

16:30.322 --> 16:32.923
واضح ـه که بارت ـه همیشه کار بارت ـه

16:33.088 --> 16:35.736
هی تقصیر من نیست که بابا من رو بی ادب بار آورده

16:35.821 --> 16:39.080
خوب چیزی هم تقصیر من نیست
چون پدرم من رو بی ادب بار آورده

16:39.328 --> 16:41.236
گردن من ننداز

16:41.267 --> 16:44.003
اون یه مسابقه ی بیرون خونه بود و مادرت برد

16:44.201 --> 16:45.405
آوه اینجوری ـه -
اون بارت بوده -

16:45.430 --> 16:49.015
برای اینکه نشون بدم چقدر بی مسئولیتی

16:49.040 --> 16:50.975
خفه شید  بیگناه ها

16:51.000 --> 16:52.858
آرزو میکنم هرگز مسئول تو نبودم

16:52.883 --> 16:54.551
تمومش کنید متوقف ـش کنید

16:54.719 --> 16:56.921
شما دارید این خانواده رو از هم میپاشونید

16:57.168 --> 16:59.749
و دیگه به نیمکت نگو صندلی عشق

16:59.869 --> 17:01.140
من به زحمت ازش خوشم میاد

17:01.510 --> 17:04.400
راوی: سرقت بزرگ سیمپسون ها حل نشده باقی موند

17:04.784 --> 17:06.728
عدالت شاید محقق نشد

17:06.861 --> 17:09.508
اما در پایان روز چیزی که اهمیت داره اینه که ما لذت میبریم از

17:09.533 --> 17:13.306
تماشای اتفاقات بدی که برای
آدم هایی می افته که ما نیستیم

17:13.461 --> 17:15.627
آه کمک مادر

17:22.379 --> 17:25.246
ویگام: سعی نکن در بیفتی با شکست های بیشمارت

17:25.326 --> 17:28.129
به جاش به دریا خیره شو و تلاش کن قیافه ات مثل کسایی باشه

17:28.154 --> 17:29.582
که توی افکار عمیق فرو رفتن

17:29.989 --> 17:31.857
درست مثل این

17:32.072 --> 17:33.261
آره

17:34.590 --> 17:35.603
چیزی که میخواستید گرفتید؟

17:35.704 --> 17:37.344
چون من خارشی دارم که باید بخارونم

17:42.448 --> 17:43.738
حالا بیا جشن بگیریم

17:43.853 --> 17:46.954
ما توی یه مستند بودیم که در پایان بهتر از قبل از  آغازش بودیم

17:47.206 --> 17:49.776
هیچکس نتونسته همچین کاری بکنه از زمان آندره غولپیکر

17:51.496 --> 17:53.728
هومر سیمپسون یه علامت انداختی روی میز

17:54.316 --> 17:57.071
تا دا یه زیر لیوانی کِشی

17:57.191 --> 17:58.251
جالب ـه ها

17:58.385 --> 18:00.235
چی شد؟ این رو از کجا آوردی

18:00.314 --> 18:01.501
من اختراعش کردم

18:02.336 --> 18:05.110
چند تا از این چیزا تولید کردی

18:05.469 --> 18:08.118
هزار تا میخواستم یه کاسبی راه بندازم

18:08.342 --> 18:12.360
هزار تا هاه؟ اون باید گرون در اومده باشه

18:12.458 --> 18:16.220
این چیزی بود که من هم فکر میکردم
اما دونه 65 سنت در اومد

18:16.367 --> 18:19.774
پس 650 دلار در کل

18:19.909 --> 18:21.977
چطوری اینقدر زود توی حساب خوب شدی

18:22.107 --> 18:25.805
تو بودی اما تمام وقت داشتی انکارش میکردی

18:25.865 --> 18:27.567
در تمام مدت اون کار تو بود

18:27.869 --> 18:32.837
من من میتونم توضیح بدم -
نه توضیحی در کار نیست -

18:32.961 --> 18:34.212
بچه ها بیاید اینجا

18:34.505 --> 18:37.595
برای یه بار هم توی این ازدواج تو کار غلط رو انجام دادی

18:37.718 --> 18:39.439
من میخوام این رو حسابی بچشم

18:39.482 --> 18:43.079
من میخوام صبر کنم تا زمانی که خودم اشتباه کنم و بعد

18:44.518 --> 18:45.743
خیلی خوب برابر شدیم

18:45.941 --> 18:48.009
خوب بزار توضیح بدم چرا

18:48.151 --> 18:50.900
هر روز تو میری پیش دوستات  توی مو

18:51.135 --> 18:53.037
زندگی برای تو یه ماجراجویی ـه

18:53.222 --> 18:55.991
و من هم فکری داشتم فکر چیزی که

18:56.016 --> 18:58.151
که ممکن بود من رو یه کسی بکنه

18:58.484 --> 19:02.421
اما من اعتراف میکنم من قمارش کردم روی خودم

19:03.623 --> 19:05.278
میفهمم عسلم

19:05.400 --> 19:08.232
من کاملاً متوجه ام

19:11.004 --> 19:13.465
چه خبره؟ -
خوب لیسا -

19:13.578 --> 19:16.593
...من میترسم از اینکه باید بگم -
لیسا من میخوام بدونی -

19:16.618 --> 19:20.398
چیزی که مادرت میخواد بگه اینه که پول رو موش ها خوردند

19:20.898 --> 19:23.350
...اما -
موش چطوری رفته توی قوطی -

19:23.430 --> 19:25.397
اوم... بابابزرگ بازش گذاشته

19:25.800 --> 19:28.850
اوه چرا اونا همه چیز رو اینجا میندازند گردن من

19:28.901 --> 19:30.741
اوه خوب ـه گربه پخت

19:31.396 --> 19:35.111
مارج من میخوام قدم بزنم با عالی ترین زن دنیا

19:35.281 --> 19:36.338
اوه

19:36.585 --> 19:40.572
تا اون لحظه من و هومر اونقدر بهم نزدیک نبودیم

19:40.711 --> 19:42.963
هومر: ما یه راز تاریک رو با هم به اشتراک گذاشتیم

19:43.256 --> 19:45.009
که خیلی سکسی بود

19:46.736 --> 19:48.938
مارج من هم یه رازی دارم

19:49.232 --> 19:51.731
من دارم کچل میشم

19:56.319 --> 19:59.067
سرقت بزرگ سیمپسون ها حل نشده باقی ماند

19:59.202 --> 20:01.500
چی؟ منظورت چیه حل نشده

20:01.638 --> 20:03.841
این دیگه چه کوفتی ـه

20:04.004 --> 20:06.770
مردم از من میخوان که معما رو حل کنم باب

20:06.813 --> 20:09.622
به همین سادگی نیست که قالب نمایش رو عوض کنی

20:09.754 --> 20:11.583
تو فقط متن رو بخون

20:11.813 --> 20:13.872
بینندگان ما فقط یه چیزی میخوان ساده است

20:13.972 --> 20:16.682
که جنایت رو حل کنی و بگی کار کی بوده

20:16.786 --> 20:18.731
و من هم اون صدای تسکین دهنده هستم

20:18.756 --> 20:20.551
اون صدای آرامش بخش که آه

20:20.835 --> 20:22.282
اون رو شنیدی اوه خدای من

20:22.306 --> 20:25.070
من تار حنجره ی سمت راستم رو پاره کردم
همون که مال صدای شیرینم بود

20:25.157 --> 20:27.492
سریع آماده اش کنید برای پیوند تار هنجره

20:29.838 --> 20:31.039
ما اهدا کننده ی انسانی نداریم

20:31.066 --> 20:32.667
تنها چیزی که داریم تار حنجره ی یه گوسفند ـه

20:37.675 --> 20:39.462
و من بععععرگشتم

20:39.743 --> 20:42.266
اون یه اخلاق کاری غیر قابل باور به عنوان یه گوینده داره

20:42.862 --> 20:47.941
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

20:47.965 --> 20:54.965
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
