WEBVTT

00:08.665 --> 00:09.964
دووه

00:09.988 --> 00:49.988
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:52.665 --> 00:57.964
توجه: این قسمت به صورت مُستَندوار ساخته شده توضیحات موجود درزیرنویس های خود سریال، با رنگ زرد مشخص شده

00:58.994 --> 01:00.560
راوی: این بزرگترین رسوایی

01:00.562 --> 01:03.663
در تاریخ ورزش اسپرینگفیلد بود

01:03.665 --> 01:07.133
تا به حال هرگز هیچ کس از چنین جایگاه بالایی به چنین جایگاه پایینی سقوط نکرده بود

01:07.135 --> 01:10.136
البته شاید بعد از اون بند بازی که عطسه کرد

01:10.138 --> 01:11.304
اون افتضاح بود

01:12.974 --> 01:16.009
این وضعیت به طور منزجر کننده ای مسخره است
(واتکینز عصبانی تحلیل گر ان بی اس ان)

01:16.011 --> 01:19.646
مثل یه لطیفه ی زننده میمونه که من رو تا ته معده ام مریض میکنه
(واتکینز عصبانی یک بار به کیک تولد خودش مشت زده)

01:19.648 --> 01:20.847
اگه بود

01:20.849 --> 01:22.315
یه رستوران خوب توی این شهرک

01:22.317 --> 01:23.817
که نه نیست

01:23.819 --> 01:26.653
اینجا چیزی برای استفراق وجود نداره

01:26.655 --> 01:29.656
راوی: همه اینا به خواطر یه مرد جوان هست
(روی توپ: قهرمان شهر)

01:29.658 --> 01:32.158
باشه من توی امتیازات یه دست کاری هایی کردم
(بارت سیمپسون ستاره ی بسکتبال)

01:32.160 --> 01:34.494
لازم نیست ازش یه موضوع خیلی وحشتناک بسازی
(بارتمن)
(اِلبارتو)

01:34.496 --> 01:37.197
راوی: این برنامه ی 30به 22 هست
(ارباب تخته سیاه)

01:40.199 --> 01:42.265
22دقیقه

01:42.499 --> 01:44.195
22تهیه کننده

01:44.234 --> 01:47.135
30آگهی بازرگانی

01:47.209 --> 01:49.175
پسر من جزو انگشت شمار هاست
(مارج سیمپسون نماینده ی انجمن اولیا مربیان)

01:49.177 --> 01:50.944
میتونی یه همچین چیزی توی تلویزیون بگی؟

01:50.946 --> 01:54.080
هیچ کس هرگز فکر نمی کرد اون برای قمار باز ها با رئیس مافیا همکاری کنه

01:54.082 --> 01:56.750
من همیشه فکر میکردم اون برای  قمارباز ها با رئیس مافیا همکاری میکنه
(سیمور اسکینر اجاره کننده ی کراوات)

01:56.752 --> 01:58.618
در صبح ما نظاره گر وحشت موجود
(بابا بزرگ سیمپسون کارگر سوپر مارکت بازنشسته)

01:58.620 --> 02:00.887
در سواحل ایوجیما بودیم
(بابا بزرگ سیمپسون کارگر سوپر مارکت بازنشسته)

02:00.889 --> 02:02.756
کارگردان: این یه مستند ورزشیه

02:02.758 --> 02:04.224
به اونجاش هم میرسم

02:04.226 --> 02:06.092
توی واحد من بهم میگفتن بازیکن خط حمله
(برگرداندن 25 سنتی هم معنی میده)

02:06.094 --> 02:09.095
چون وقتی یه 25 سنتی قرض میگرفتم دیگه پس نمی دادم

02:09.097 --> 02:14.100
در پایان جنگ من یه دلار و 75 سنت داشتم بدون هیچ دوستی
(7تا 25 سنتی)

02:14.102 --> 02:16.102
جوری یادم میاد انگار دیروز بود
(دوست ناشناس بارت)

02:16.104 --> 02:18.037
شاید هم روز قبل از اون
(دوست ناشناس بارت)

02:18.039 --> 02:20.039
همه اش با یه شوخی شروع شد

02:20.041 --> 02:22.408
بارت قصدی نداشت که اون کارش رو به جایی برسونه

02:22.410 --> 02:24.811
این صدا من رو میترسونه

02:24.813 --> 02:26.312
من پاپی گوگو رو میخوام

02:27.883 --> 02:30.083
بوسِ احساس امنیت

02:30.085 --> 02:32.118
من فکر کنم حالم خوبه

02:32.120 --> 02:34.154
پاپی گوگو: دوستت دارم

02:35.590 --> 02:38.057
آره پس این شرح ماجرای اون شوخیش هست
(گری چالمرز عضو بنیانگذار گروه استیلی دَن)

02:38.059 --> 02:41.628
بارت یادداشتی رو فرستاد که میگفت همه سفید بپوشن
(ماشین تحریر های قدیمی)

02:41.630 --> 02:45.064
واسه ی یه چیز چرندی به اسم روز یادبود خرس های قطبی

02:45.066 --> 02:46.766
آره
(شما به یادمان روز خرس قطبی دعوت شدید فردا سرتا پا سفید بپوشید و به مدرسه بیاید)

02:46.768 --> 02:49.235
بعد اون درد سر ساز به اسکینر

02:49.237 --> 02:51.771
یه پیام متفاوت فرستاد که یه لباسِ
(دفتر سرپرست چالمرز)

02:51.773 --> 02:55.775
یه پیراهن گُل مَنگُلی به افتخار تولد شاه کامیامیا
(آخرین شاه هاوایی)

02:55.777 --> 02:58.311
که نوید یه پایان خوب برای

02:58.313 --> 03:00.180
یک هفته ی شلوغ دلپزیر رو میداد
(اجتماع زنبور ها همه یه 10 میگیرن)

03:00.182 --> 03:02.315
اما اون پایان خوش هرگز نیومد

03:02.317 --> 03:04.117
نگران نباشید

03:04.119 --> 03:07.153
همه ی زنبور ها  فقط گل های ما رو میخوان

03:10.158 --> 03:11.791
ویلی زنبور ها رو بُکُش

03:11.793 --> 03:14.294
نه تا زمانی که من ماجرا رو از زبون اون ها هم بشنوم

03:14.296 --> 03:18.164
راوی: بارت بلند مدت ترین تنبیه تاریخ رو گرفت

03:18.166 --> 03:21.167
وقتی حوصله اش سر رفت شروع به انداختن چیز ها سمتِ سبد کرد

03:21.169 --> 03:24.470
یه استعداد که قطعاً زندگیش رو بهتر میکرد

03:24.472 --> 03:26.539
بعد بد بعد بهتر بعد همونجوری

03:26.541 --> 03:28.975
♪ آرزو میکنم کاش یه خرگوش و یه کلاه و یه چماق داشتم ♪

03:28.977 --> 03:30.443
♪ و یه شولت ایمپالای 64 ♪

03:30.445 --> 03:32.111
♪ ای کاش دو متر قد داشتم ♪

03:32.113 --> 03:34.948
♪ اون وقت میتونستم با لیوشی باشم چون اون من رو نمیشناسه ♪

03:34.950 --> 03:36.282
♪ اما اون خیلی ردیفه ♪

03:36.284 --> 03:37.951
♪ میدونی همیشه که من میبینمش ♪

03:37.953 --> 03:39.319
♪ هرجا که میرم حتی توی رویاهام ♪

03:39.321 --> 03:40.987
♪ من میتونم براش نقشه بکشم که اون مال من بشه ♪

03:40.989 --> 03:42.488
♪ چون من تمام چیز های زندگیش رو میدونم ♪

03:42.490 --> 03:44.190
♪ دوست پسرش قد بلنده و بسکتبال بازی میکنه ♪

03:44.192 --> 03:46.059
♪ پس من چطوری میتونم باهاش رقابت کنم ♪

03:46.061 --> 03:48.828
یه مرد جوان درد سرساز که توی بسکتبال خوب بود

03:48.830 --> 03:50.330
من تا حالا یه همچین چیزی نشنیده بودم

03:50.332 --> 03:51.698
معلومه که تنبیه اون رو تغییر داده بود

03:51.700 --> 03:53.700
و اون آغاز گر خوبی برای تیم شده بود

03:55.470 --> 03:57.737
اون پسر مال منه اون پسر مال منه

03:57.739 --> 03:59.572
که خوب معلومه که یه نسخه از منه

04:01.543 --> 04:04.310
اون من ما من

04:04.312 --> 04:07.680
راوی: هر جایی که بارت میرفت باهاش مثل ستاره ها برخورد میشد

04:07.682 --> 04:09.249
در مدرسه

04:16.725 --> 04:18.725
در استخر عمومی

04:18.727 --> 04:20.326
روی دیوار: ندوید

04:21.329 --> 04:23.429
این اونقدر ها هم خطرناک نیست

04:25.734 --> 04:27.600
راوی:با تُجّار محلی

04:27.602 --> 04:29.335
اوه ستاره ی جوان بسکتبال

04:29.337 --> 04:31.104
من یه چیز مخصوص برات دارم

04:31.106 --> 04:34.173
یخ در بهشت جدید 200 کیلویی

04:34.175 --> 04:37.343
راوی: اما همه در خوشحالی این جشن پیروزی بارت نبودن
(شوخی با بارمیتزوا جشن مرد شدن یهودی)

04:37.345 --> 04:39.445
من ماموریتی داشتم: نوشتن مقاله در مورد
(لیسا سیمپسون روزنامه نگار ریزبین ساعت خواب 8 شب)

04:39.447 --> 04:42.348
قهرمان جدید مدرسه ی ما بارت سیمپسون
(لیسا سیمپسون روزنامه نگار ریزبین ساعت خواب 8 شب)

04:42.350 --> 04:44.117
این خیلی بدتر بود از زمانی بود که

04:44.119 --> 04:46.619
ما توی رقص دو نفره ی باشگاه با هم شریک شده بودیم

04:46.621 --> 04:48.221
♪ به شریکت بچسب خوب و آروم ♪

04:48.223 --> 04:49.522
♪ چپ آلمانی و  ♪

04:49.524 --> 04:52.625
♪ خیلی آروم ♪

04:52.627 --> 04:54.928
♪ اون آخرین زمانی بود که من کار داشتم ♪
(باب جانسون خواننده ی رقص جُفتی)

04:54.930 --> 04:56.629
♪ الان من فقط یه بی خانمان آشغالم ♪
(باب جانسون خواننده ی رقص جُفتی)

04:56.631 --> 04:58.631
♪ آلمانی چپ و شاهزاده ای راست ♪

04:58.633 --> 05:00.934
♪ من یه جایی لازم دارم تا شب رو بگذرونم ♪

05:00.936 --> 05:02.902
راوی: اسپرینگفیلد هرگز نرسیده بود به
(دانش آموز بَلَده حمله کنه)

05:02.904 --> 05:05.204
یه قهرمانی در هر ورزشی
(امتیاز پسرک 50 شد هم در میدان و هم در آزمون(معادل 10ایران))

05:05.206 --> 05:07.273
تنها بنری که روی دیوار سالن ورزش بود
(دانش آموز ظواهر عجیبی در کلاس نشان میدهد)

05:07.275 --> 05:09.375
اونی بود که وقتی ساختنش گذاشته بودن
(سالن ورزشی بحران اقتصادی از سال 1929)

05:09.377 --> 05:11.544
اما الان یه شانسی و جود داشت

05:11.546 --> 05:14.447
من خیلی به بارت افتخار میکردم من هر کاری میکردم

05:14.449 --> 05:15.949
که بهش توی تمرین کمک کنه

05:15.951 --> 05:17.583
مم

05:17.585 --> 05:19.052
اما بعدش اون اتفاق افتاد

05:19.054 --> 05:20.620
بادِ شُهرت به سرِ بارت افتاد

05:20.622 --> 05:24.057
فقط یه بار دلم  میخواست ببینم باد عِلم توی سرش افتاده

05:24.059 --> 05:27.093
اون حتی از دالی پارتون هم بیشتر دی داشت
(نمره ی 5 برای بارت، سینه برای دالی پارتون)

05:27.095 --> 05:29.462
من مطمئن نیستم معنیش چی میشه اما لطفاً از اون جُک استفاده کنید

05:29.464 --> 05:31.731
من 110 هزار تومن به یه یارویی به خواطرش پول دادم

05:31.733 --> 05:32.832
(روی تی شرت: هدیه ی خدا)

05:32.834 --> 05:35.234
بارت سیمپسون میشه لطفاً به تیم ملحق بشی؟

05:35.236 --> 05:37.403
جناب من خودم تیم هستم

05:37.405 --> 05:39.005
اوه اون دیگه شورش رو در آورد

05:39.007 --> 05:40.440
من دیگه مربی گری نمیکنم

05:40.442 --> 05:42.275
من بر میگردم به کاری که دوست دارم

05:42.277 --> 05:44.777
غرق کردن موش خرمایی ها

05:47.415 --> 05:49.349
آه اون دیگه برای چی بود

05:49.351 --> 05:51.484
مربی جدید ما که از بین والدین داوطلب شده

05:51.486 --> 05:53.486
و مالک بارت هومر سیمپسون

05:54.956 --> 05:56.255
تو هیچ چیز در مورد بسکتبال میدونی؟

05:56.257 --> 05:57.256
چرا تغییر دادید؟

05:57.258 --> 05:58.925
فلسفه ی شما در بسکتبال چیه؟

05:58.927 --> 06:01.995
توی خونه دوش بگیر اون وقت کسی سوسیست رو مسخره نمیکنه

06:01.997 --> 06:04.364
من این رو از آورباخ مرحوم یاد گرفتم
(مربی بسکتبال در آمریکا)

06:04.366 --> 06:06.466
دیگه سوال نپرسید

06:06.468 --> 06:08.034
دووه

06:08.036 --> 06:10.470
این توی سالن ورزش چه غلطی میکنه

06:10.472 --> 06:12.271
مربی جدیدتون ملّت

06:12.273 --> 06:14.474
بارت مربی جدیدی آورده بو که مدام باسنش رو می بوسید

06:14.476 --> 06:17.276
انگار که یکی از لپ های باسنش کوبی باشه اونیکی کریم
(بزرگان بسکتبال)

06:17.278 --> 06:20.113
خوب توی تیم هیچ مَنی وجود نداره

06:20.115 --> 06:22.115
هیچ یو ای در تلاش وجود نداره

06:22.117 --> 06:23.616
و هیچ ایکسی توی سگ

06:23.618 --> 06:25.685
پاهای اسکار بد اخلاقه چه شکلیه؟
(اسکار بد اخلاقه توی یه سطل زباله است پاهاش معلوم نمیشه)

06:25.687 --> 06:26.953
هیچ کس نمیدونه

06:26.955 --> 06:29.722
من یه تلویزیون برای بارت سیمپسون دارم
روی ماشین
(تلویزیون لامپ تصویری)
(مکانِ پلاسما)
(1000پیتی)
ما از عوض کردن اسم مغازه ی تلویزیون دست کشیدیم

06:29.724 --> 06:32.458
فقط بزارش کنار بقیه

06:32.460 --> 06:34.560
من میترسم اون یه کوچولو لوس بشه

06:34.562 --> 06:36.863
هومر: نه این احمقانه است

06:36.865 --> 06:38.698
من رو ببخشید قربان

06:38.700 --> 06:41.300
بارت با هرگونه تصویر برداری بدون اجازه مخالفه

06:41.302 --> 06:43.703
مستقیم بهش نگاه نکن

06:43.705 --> 06:45.872
(روی تیشرت: امنیت)

06:51.146 --> 06:52.745
راوی: در حالی که بارت داشت تغییرات خودش رو به نماش میزاشت

06:52.747 --> 06:54.914
که کار همیشگیش شده بود

06:54.916 --> 06:56.582
بی احترامی شروع به روییدن کرد

06:56.584 --> 06:58.351
میتونی این رو برام تمیز کنی مربی؟

06:58.353 --> 07:00.219
و اون و اون و اونا

07:00.221 --> 07:02.355
و اون و اون

07:02.357 --> 07:04.257
داری به چی نگاه میکنی؟

07:04.259 --> 07:05.926
هومر: چه غلطی...؟

07:06.021 --> 07:08.488
اما بعد از یکی از همین شیرین کاری ها

07:08.490 --> 07:12.792
هومر سیمپسون به جایی رسید که قبلاً نرسیده بود: کافیه

07:12.794 --> 07:16.262
اوه پسرم بعضی از والدین دیگه دارن شکایت میکنند

07:16.264 --> 07:18.264
ظاهراً اونا به بچه هاشون وابسته هستن

07:18.266 --> 07:20.433
و میخوان ببینن که به توپ دست میزنه

07:20.435 --> 07:22.769
اونا میتونن توی عکس تیم بهش دست بزنن

07:22.771 --> 07:24.871
من میخوام یه بازی ای برنامه ریزی کنم

07:24.873 --> 07:26.706
که یه جاییش تو پاس میدی

07:26.708 --> 07:29.509
چرا تو یه کار کوچیک بدنی انجام نمیدی مَشک چسبناک مشروب

07:29.511 --> 07:32.311
مارج درست میگه تو داری لوس میشی

07:32.313 --> 07:35.014
قبل از اینه من رو خفه کنی شاید بخوای اول یه نگاهی به تابلوی امتیازات بکنی

07:37.285 --> 07:39.152
من باباتم و مربّیت

07:39.154 --> 07:41.154
و چون کس دیگه ای نبود پدر خوانده ات

07:41.156 --> 07:43.122
پس بتمرگ رو نیمکت

07:43.156 --> 07:45.922
وقتی برگردیم جاهای جالبش میرسه

07:49.339 --> 07:51.938
از الان تو یه بازیکن هستی مثل بقیه

07:51.940 --> 07:53.373
تو از هیچ کس دیگه مهم تر نیستی

07:53.375 --> 07:54.674
غیر از میلهاوس

07:54.676 --> 07:56.710
من تو تیمم چون توپ مال منه

07:56.712 --> 07:59.045
باعث شد بعضی از مردم متوجه بشن

07:59.047 --> 08:01.381
ناراحتی بارت رو

08:01.383 --> 08:05.652
مردمی با گذشته ی مجرمانه

08:06.051 --> 08:09.019
اونا حتی از دالی پارتون هم رابطه ی بیشتری داشتن

08:09.021 --> 08:12.589
مرد این جک داره واقعاً هی پشت سر هم گفته میشه

08:12.591 --> 08:14.724
این قراره قلبم رو بشکنه اما

08:14.726 --> 08:16.226
دن کوایل حذف
(معاون جرج بوش پدر)

08:16.228 --> 08:18.895
آره بچه هه به حدی رسیده بود که بهره برداری های مجرمانه میکرد

08:18.897 --> 08:21.464
و توی این شهر بقیه ی پلیس ها رقت انگیزن

08:21.466 --> 08:23.967
چاق تنبل میخوای یکی پیدا کنی؟

08:23.969 --> 08:27.203
فقط صدای مکیده شدن یخ در بهشت رو دنبال کن

08:33.111 --> 08:35.045
هیچ کمربندی اندازم پیدا نمیشه

08:35.047 --> 08:37.414
من دارم دور شکممم نوار پلیس میبندم

08:37.416 --> 08:41.084
من دیدم بچه هه ناراحته بردم براش کانولی گرفتم
(دسر ایتالیایی)
(ماریون تونی چاقه دمیکو تاجر شرافتمند محلی)

08:41.086 --> 08:42.419
اینکه جرم نیست

08:42.421 --> 08:44.254
پچ پچ: تو نمیدونی جرم چیه
(وکیل مافیا)

08:44.256 --> 08:46.723
نه من نمیدونم جرم چیه

08:47.960 --> 08:49.993
معنی این پِست پِست پِست ها چیه؟

08:49.995 --> 08:53.163
...جلوی نَشتی رو گرفتی یا دوست داری
(جاسوسی پلیس)

08:53.165 --> 08:55.231
من فکر نکنم گفتن اینا کار عاقلانه ای باشه

08:55.233 --> 08:58.101
چیزایی که گفتم فقط شوخی کردم

08:58.103 --> 09:01.404
تونی چاقه از این کانولی لذت ببر به حساب ما

09:01.406 --> 09:04.908
این مثل اینه که مغز استخوان یه فرشته رو بخوری

09:06.945 --> 09:09.913
راوی: اونا در مورد بسکتبال و زندگی صحبت کردن

09:09.915 --> 09:12.916
تنها بازی ای که تونی چاقه همیشه دوست داشت

09:12.918 --> 09:15.118
بسکتبال درست مثل زندگیه

09:15.120 --> 09:18.755
پر شده از زمین(دادگاه) پرتاب(شلیک) ودفاع(محافط ها)

09:20.125 --> 09:23.093
هیچ چیز بسکتبال مثل زندگی نیست

09:23.095 --> 09:26.429
راوی: تونی چاقه دید یه نفر خالیه و پوشش داد

09:26.431 --> 09:31.498
تونی چاقه: اگر از دست بابات ناراحتی من یه راهی بلدم که حسابی حالش رو بگیری

09:31.703 --> 09:33.103
بارت: کسی که آسیب نمیبینه درسته؟

09:33.105 --> 09:36.539
تونی چاقه: نه این تنها ایراد این نقشه است

09:36.541 --> 09:38.208
با هم: هر هر هر هر

09:38.210 --> 09:40.010
راوی: و در بازی بعد

09:40.012 --> 09:42.379
بارت کار بسیار نامعمولی کرد

09:42.381 --> 09:44.948
دردریک تیتوم: و درحالی که اسپرینگفیلد یه امتیاز از تیم رقیب عقبه

09:44.950 --> 09:46.049
ستاره ی میدان بارت سیمپسون

09:46.051 --> 09:47.817
داره فقط دریبل میزنه پرتاب نمیکنه

09:47.819 --> 09:49.152
برای دو دقیقه ی متوالی

09:56.294 --> 09:58.995
من نمیدونم چطوری اما هومر 4کیلو اضافه وزن با

09:58.997 --> 10:00.530
جویدن حوله ها به دست آورد

10:00.532 --> 10:02.832
من توشون ژله میریختم

10:04.069 --> 10:06.469
زمان به پایان رسید

10:06.471 --> 10:09.205
بارت نمیدونست اما اون داشت امتیازات رو دستکاری میکرد

10:09.207 --> 10:11.307
این مال وقتیه که یه بازیکن تیم رو برنده میکنه

10:11.309 --> 10:13.643
اما کاری می کنه که بقیه توی این پیروزی سهمی نداشته باشن

10:13.645 --> 10:17.013
تیم خوشحاله قمارباز ها خوشحال اند همه میبرند

10:17.015 --> 10:19.049
تنها کسی که خوشحال نیست آدم هایی مثل من هستن

10:19.051 --> 10:20.884
که مجبور اند همه چیز رو توضیح بدن

10:20.886 --> 10:23.820
خوب دست کم شما اجازه میدید ساکسیفون بزنم

10:25.023 --> 10:26.523
کار خوبی کردید اون صدا رو حذف کردید

10:26.525 --> 10:30.360
شما میدونید من یه بار یه قطار رو نصف راه تا کلیولند بردم؟

10:30.362 --> 10:32.362
راوی: این یه حقه ی سینمایی نیست

10:32.364 --> 10:34.064
اون واقعا دیگه تکون نخورد

10:34.066 --> 10:36.666
اما بارت تازه شروع کرده بود

10:38.668 --> 10:40.734
رشته ی تبانی
دستکاری امتیازات؟

10:42.932 --> 10:44.234
رئیس مافیا رَپ را شکست داد
(اونجا هم تبانی زیاده)

10:47.868 --> 10:49.734
دانش آموز سرکش رَپ را شکست داد

10:52.851 --> 10:56.019
تو میتونی شریک جرم باشی متوجه ای

10:56.021 --> 10:57.854
تو داری اجازه میدی عصبانیتت از بابا

10:57.856 --> 11:00.423
تو رو تبدیل به یه آلتِ دست برای رئیس مافیا بکنه

11:00.425 --> 11:02.358
هی بارت سیمپسون آلت دستِ کسی نیست

11:02.360 --> 11:06.296
هی بارت تونی چاقه گفت باید زیر 6 امتیاز بمونی

11:06.298 --> 11:09.065
اینم یه لیست از امتیازات قابل قبول

11:09.067 --> 11:11.101
میتونه باشه پنج، چهار،سه

11:11.103 --> 11:13.303
تو متوجه هستی داری این مکالمه رو

11:13.305 --> 11:14.571
جلوی یه خبرنگار انجام میدی

11:14.573 --> 11:16.106
هی من اینجا خبرنگاری نمیبینم

11:16.108 --> 11:18.975
من یه دختر کوچولو میبینم با رویای بیهوده ی داخل آدم حساب شدن

11:18.977 --> 11:22.078
یا عیسی مسیح(ع) لازم نیست اینقدر بدجنس باشی

11:22.080 --> 11:24.981
این شغلیه که من انتخاب کردم هو یاو

11:25.385 --> 11:27.952
آغاز فینال مسابقات قهرمانی شهر امشب

11:36.962 --> 11:39.762
پرتاب پرتاب مثل این نقاشی ای که کشیدم

11:39.764 --> 11:41.264
:باشه اینم از یه نصیحت
(هم پرتاب هم نصیحت معنی میده)

11:41.266 --> 11:44.334
تو کچل نیستی فقط موهات از خجالت فرار کردن

11:44.336 --> 11:46.336
...چرا تو توله

11:50.609 --> 11:53.510
...بهت یاد میدم چه طور بازی رو ببری

11:53.512 --> 11:56.779
...تو احمق زنگ بزن در رویِ چنگال پرت کنهِ-
اوه بیخیال مرد-

11:56.781 --> 11:58.781
...آب یخ توی شرابِ-
من استعدادم رو میبرم به شلبیویل-

11:58.783 --> 12:00.683
...اینم از مصاحبه های بعد از مسابقه

12:00.685 --> 12:03.153
...که باید بهشون اهمیت بدی-
این اولین کاریه که بعد از مربی شدنت انجام دادی-

12:03.155 --> 12:05.021
اونا سخت بازی میکنند...

12:05.023 --> 12:07.090
بابا مردم در این مورد خواهند شنید-
...من خیلی بهش افتخار میکنم پسر ها-

12:07.092 --> 12:09.859
...به خصوص یار ششم ما-
تو هنوز از بابی نایت بهتری-
(مربی بسیار خشن)

12:09.861 --> 12:11.094
طرفداران...

12:11.096 --> 12:13.129
خیلی خوب بزار سهم تو رو هم بشنویم

12:13.131 --> 12:15.632
شرمنده سهم من اختصاص داره به بنیاد خیریه ام

12:15.634 --> 12:17.333
اتحادیه ی باد شکم آمریکا

12:17.335 --> 12:18.268
چرا تو توله سگ؟

12:24.209 --> 12:26.042
کیش و مات

12:27.779 --> 12:29.179
دووه

12:29.181 --> 12:32.048
راوی: اما پسری که میتونست توپ رو روی دودولش بچرخونه

12:32.050 --> 12:34.284
در آستانه ی آموختن درسی بسیار سخت بود

12:37.822 --> 12:39.622
بارت:این واسه چیه؟

12:39.624 --> 12:43.791
تونی چاقه:تو باعث شدی خیلی ها ثروتمند بشن اونا هم میخوان تو یک کم ازش بچشی

12:43.962 --> 12:45.461
بارت: آی کارامبا

12:45.463 --> 12:48.498
تونی چاقه هرگونه کسب پول رو انکار میکنه

12:48.500 --> 12:52.335
اما این فیلم پلیس فدرال چیز دیگه ای میگه

12:52.337 --> 12:54.337
من فکر میکردم فقط دارم امتیازات رو پایین نگه میدارم

12:54.339 --> 12:55.505
تا دوباره نظر بابام رو برگردونم سمت خودم

12:55.507 --> 12:58.241
اما تونی چاقه تمام بازی ها علیه ما شرط میبست

12:58.243 --> 12:59.976
من یه آلتِ دست شده بودم

12:59.978 --> 13:01.511
آو اون منظوری نداشت

13:01.513 --> 13:04.080
دووه آو آو

13:12.138 --> 13:14.404
من ترسیده بودم میلهاوس هم ترسیده بود

13:14.406 --> 13:17.207
چرا همش میاری روی من؟

13:17.209 --> 13:18.909
و بعدش این خراب تر شد

13:18.911 --> 13:21.011
تونی چاقه به من گفت فینال ها رو هم ببازم

13:21.013 --> 13:24.014
نه حتی یه ذره برد فقط باخت و یا خودت میدونی

13:24.016 --> 13:25.182
یا خودت میدونی؟

13:25.184 --> 13:27.484
مُوَکّل من این جوری حرف نمیزنه

13:27.486 --> 13:30.587
آره حالا پرونده رو ببند یا خودت میدونی

13:30.589 --> 13:33.056
این بخش رو حذف کن یا خودت میدونی

13:33.058 --> 13:36.059
من من دیگه حرفی نمیزنم یا خودت میدونی

13:36.061 --> 13:37.227
لعنت بهش

13:37.229 --> 13:39.897
راوی: تونی چاقه چه چیزی به بارت گفته بود

13:39.899 --> 13:43.433
معاونش جانی لب تنگه از حرف زدن ممانعت کرد

13:44.099 --> 13:46.433
(جانی لب تنگه محل تولد جیوآنی ساکت)

13:47.206 --> 13:49.740
کسی اینجا یه لینکلن کانتینتال سیاه داره؟

13:49.742 --> 13:52.042
با پلاک: هیچ چیز برای گفتن

13:52.044 --> 13:53.243
داره بُکسِل میشه

13:53.245 --> 13:54.544
قربان شما تنها کسی هستی که اینجاست

13:54.546 --> 13:55.913
من دیدم ازش خارج شدی

13:55.915 --> 13:57.447
آره شاید باشه شاید من هستم

13:57.449 --> 13:58.949
شاید تو دیدی شاید هم نیست

13:58.951 --> 14:00.350
و من نباشم اونی که تو دیدی

14:00.352 --> 14:02.119
اما تو نشدیدی چی گفتم یا اون چیه

14:02.121 --> 14:03.020
یا شاید هم دیدی

14:03.022 --> 14:06.123
هی مادر بزرگم توش نشسته

14:06.125 --> 14:08.525
دستکاری امتیازات یه چیزی اما اون میخواست من ببازم

14:08.527 --> 14:11.828
من باعث شکست تیمم شدم
من باعث شکست شهرکم شدم

14:12.527 --> 14:14.828
بانک نخست اسپرینگفیلد میگه
خاک تو سرت بارت

14:15.027 --> 14:17.528
سه کیلومتر بعدی بزرگراه خراب شده توسط بارت سیمپسون

14:18.527 --> 14:20.228
کلیسای نخست اسپرینگفیلد
مسیح نجات داد بارت دستکاری کرد

14:20.306 --> 14:24.274
پس فکر کنم اینجا اون جاییه که من خودم رو بشکنم و گریه کنم

14:27.813 --> 14:29.980
هی من قرار بود گریه کنم

14:29.982 --> 14:32.582
نه این داستانِ منه

14:32.584 --> 14:33.583
زوم کن روی من

14:33.585 --> 14:34.985
زوم کن روی من

14:34.987 --> 14:37.554
باشه زوم کن رو بارت اما فوکوس کن روی من

14:37.556 --> 14:40.123
بابا این قرار داستان برگشتن ما پیش هم باشه

14:40.125 --> 14:42.559
باشه زوم کن روی اون فوکوس کن روی من

14:42.561 --> 14:43.760
برو روی نمای باز

14:43.762 --> 14:44.795
صفحه رو با مارج قسمت کن

14:44.797 --> 14:46.563
بیا جلو آروم و با دقت

14:46.565 --> 14:49.333
و برو روی تصویر بی من که داره ساندویچ تن ماهی میخوره

14:49.335 --> 14:51.468
بابا چطوری این چیزا رو یاد گرفتی؟

14:51.470 --> 14:54.171
پسرم کار نمایش کار همه است

14:54.173 --> 14:57.007
نمای هلندی تصویر نگاتیوی و منجمد

14:57.009 --> 15:00.243
من نقطه ی یه حرف هستم

15:00.245 --> 15:03.013
اون شب توی سالن ورزش میتونستی بحران رو با چاقو ببری
(بحران زیاد شده بود)

15:03.015 --> 15:05.315
اما ما جواز آوردن چاقو توی مدرسه رو نداریم

15:05.317 --> 15:06.783
حتی به صورت استعاره ای

15:06.785 --> 15:09.286
♪ ما میریم به نبرد مقابلمون قدرت قرار داره ♪
(جدایی را دوست دارم همچون چاقو)

15:09.288 --> 15:10.921
♪ علیه قدرت بجنگ ♪

15:11.857 --> 15:13.757
♪ علیه قدرت بجنگ ♪

15:18.097 --> 15:20.364
واتکینز عصبانی: یه ضربه ی سَطل دیگه از بارت سیمپسون

15:20.366 --> 15:22.666
بازی بد اون به خاطرات دور تبدیل شده

15:22.668 --> 15:23.967
مثل پدر نلسون

15:23.969 --> 15:25.669
:آره یه نکته ی جالب فرعی

15:25.671 --> 15:28.672
نلسون یه بلیط برای پدرش کنار گذاشته برای وقتی که پیداش بشه

15:28.674 --> 15:30.941
و اون اومد اما بلیط رو فروخت

15:30.943 --> 15:33.443
بدون اینکه نلسون رو ببینه و از شهر رفت دوباره
(تابلوی جیمبو بازی با اسم ان بی سی: نلسون ترک شده)

15:33.445 --> 15:34.644
تو باور میکنی؟

15:34.646 --> 15:36.680
رد شده
(مطرود هم معنی میده)

15:36.682 --> 15:38.181
درست همونجور که من رد شدم

15:38.183 --> 15:39.950
هیچ چیز به جز تور

15:39.952 --> 15:41.852
مثل اون چیزی که مامانم توی باشگاه رقص میپوشه

15:41.854 --> 15:44.821
توی یک چهارم سوم بود که بازی واقعاً عجیب شد
(مو سیزلک ترول محلی)

15:44.823 --> 15:47.090
و من یه میخونه ی کوچیک برای چیزای عجیب دارم

15:47.099 --> 15:48.192
(مشروب فروشی مو جایی کوچک برای چیزهای عجیب)

15:49.194 --> 15:51.695
بارت میخواست پرتاب کنه که روش یه خطای سخت انجام شد

15:51.697 --> 15:53.063
توسط بهترین دوست خودش

16:05.711 --> 16:10.013
بزار اینجوری بگم بارت تنها کسی نبود که تونی چاقه رفته بود پیشش

16:10.015 --> 16:12.649
این کله حبابی من بود

16:12.651 --> 16:16.987
اونا رفتن سراغش توی اتاق خواب من وقتی که داشت سرش رو تکون میداد

16:16.989 --> 16:18.922
خوب بزار اینجوری بگیم که اون کله حبابی

16:18.924 --> 16:21.358
دیگه بین ما وجود نداره

16:21.360 --> 16:23.193
جلوی شلیک های اون دهنت رو بگیر

16:23.195 --> 16:26.830
تو اون موقع توی اون ساختمون خیابون سوم بودی

16:26.832 --> 16:29.766
اون ساختمون آدرسش توی خیابون سوم بود اما درش از خیابون لینکلن باز میشه

16:29.768 --> 16:31.902
اینم یه راز دیگه که لو دادی

16:31.904 --> 16:34.538
من رو ببخش بابا من یه کثافت بودم

16:34.540 --> 16:36.206
بهترین چیز در بچه بودن

16:36.208 --> 16:39.743
اینه که اشتباه میکنی تا توی بزرگی دیگه تکرارشون نکنی

16:39.745 --> 16:40.844
ممنون بابا

16:40.846 --> 16:42.746
اما تو هنوز هم اشتباه نمیکنی؟

16:42.748 --> 16:45.782
بهترینش تو بودی پسرم آو

16:45.784 --> 16:47.551
حالا برو اون بازی رو ببر

16:47.553 --> 16:49.619
راوی: و این کاری بود که اون کرد

16:51.623 --> 16:54.124
اون بودجه ی تور ما رو در ده سال آینده هدر داد

16:56.261 --> 16:59.029
راوی: اما همه در حال تشویق نبودن

16:59.031 --> 17:00.263
داره تفنگ در میاره؟

17:00.265 --> 17:01.364
اوه

17:01.366 --> 17:03.233
برام یه تفنگ بیارید

17:03.235 --> 17:04.801
ما متوجه شدیم کارمون تمومه

17:04.803 --> 17:07.637
زندگیمون از جلوی چشمامون رد شد

17:07.639 --> 17:09.706
من یه عالمه کار احمقانه داشتم

17:09.708 --> 17:12.309
اما بعدش سوارکارمون با اون اسب بزرگش احمقش پیداش شد
(ناجی مون)

17:12.311 --> 17:13.743
لیسا: بزار برن

17:13.745 --> 17:16.947
واقعاً؟ چی علیه من داری؟

17:16.949 --> 17:17.914
چیز میز

17:17.916 --> 17:19.950
چیزمیز؟ اوه به نظر بد میاد

17:19.952 --> 17:22.652
تونی چاقه میتونم ایتالیایی باهات حرف بزنم؟

17:22.654 --> 17:24.454
من ایتالیایی بلد نیستم

17:24.456 --> 17:25.789
سیسیلی چطور؟

17:25.791 --> 17:26.923
اون یه زبانه؟

17:26.925 --> 17:28.758
چطوره مثل پورکی خوکه حرف بزنم

17:28.760 --> 17:30.060
ای بیدی ای بیدی ای بیدی ای بیدی ای بیدی ای بیدی ای بیدی

17:30.062 --> 17:31.661
هرچی باید بگی بگو

17:31.663 --> 17:34.464
معلوم شد من قهرمان این مستند هستم

17:34.466 --> 17:36.133
من فکر کنم لایق یه زیرنویس هستم

17:36.231 --> 17:37.833
(نه نیست)

17:37.970 --> 17:40.570
معلوم شد تونی چاقه یه رازی داشته

17:40.572 --> 17:43.807
یه راز که من با کمک یه کمی تحقیق فاشش کردم

17:43.809 --> 17:46.743
من متعجب شدم اگه تونی چاقه اینقدر بسکتبال دوست داره

17:46.745 --> 17:47.978
چرا خودش بازی نمیکنه

17:47.980 --> 17:50.013
معلوم شد میکرده

17:50.015 --> 17:51.948
برای یه تیم دختران

17:51.950 --> 17:55.285
اگر یه چیزی هست که رئیسان مافیا نمیخوان کسی در موردشون بدونه

17:55.287 --> 17:57.921
اینه که اون پرتابگر شماره ی سه بوده

17:57.923 --> 17:59.990
توی تیم دِبی کوچولوهای اسپرینگفیلد

18:02.094 --> 18:04.261
تو در مورد چیزهایی که میدونی ساکت میشی

18:04.263 --> 18:06.029
همه ی شما ساکت میشید

18:06.031 --> 18:07.464
در مورد چی ساکت باشیم رئیس

18:07.466 --> 18:08.932
اون ساپورت مردونه ای که میپوشی؟

18:08.934 --> 18:11.168
لقب دبیرستانت رابرت صفر
(شوخی با رابرت دنیرو)

18:11.170 --> 18:13.436
چرا سرِ فیلم داستان اسباب بازی 2 گریه کردی؟

18:13.438 --> 18:14.971
اون حتی قسمت ناراحت کننده اش هم نبود

18:14.973 --> 18:16.039
چی؟ چی؟

18:16.041 --> 18:18.275
چرا داری همش زر میزنی؟

18:18.277 --> 18:20.110
شرمنده ام این یه شرایط عصبیه

18:20.112 --> 18:23.713
میتونی شماره ی اون روانپزشکی که پنهانی ملاقاتش میکنی بهم بدی؟

18:23.715 --> 18:24.881
پس ما یه قراری گذاشتیم

18:24.883 --> 18:27.517
من بیخیال میشدم اگه تونی چاقه میبخشید

18:27.519 --> 18:29.319
اما الان راز بر ملا شد

18:29.321 --> 18:30.887
این توی یه مستند هست

18:30.889 --> 18:33.523
کسی نگاهشون نمیکنه مگر اینکه از اون مستند هایی باشه

18:33.525 --> 18:36.326
که توش یه آدم ثروتمند مردم رو میکُشه و کسی هم نمیدونه

18:36.328 --> 18:38.361
تا اونجایی که شما میدونید

18:41.633 --> 18:43.533
برنز: من گناهکارم گناهکارم گناهکار

18:43.535 --> 18:45.135
اسمیترز : قربان میدونستید روی میک(روفن)هستید

18:45.137 --> 18:47.070
برنز این میک کیه که تو هی ازش حرف میزنی

18:47.072 --> 18:48.238
خوب پس اون رو هم بُکُش

18:48.240 --> 18:51.408
راوی: اما تمام مستندهای ورزشی یه روی دیگه هم دارن

18:51.410 --> 18:54.077
مگر اینکه از طرفداران شیرهای دیترویت باشید
(قهرمانانِ فاسدِ شهر)

18:54.079 --> 18:57.647
پس این مرد جوان که عروسک خیمه شب بازی و دوست رئیس مافیا بود

18:57.649 --> 19:00.250
از زیر همه چیز در رفت بدون اینکه یه سیلی بخوره روی دستش

19:00.252 --> 19:03.386
این دیگه یه ناهنجاری زشت و ناجوره که

19:03.388 --> 19:07.224
که در یک سس برید به جهنم هم فرو رفته

19:08.827 --> 19:10.193
من اعتراف میکنم که اون با حال بود

19:10.195 --> 19:13.563
برای مدت کوتاهی ما فوق ستاره ی کوچولوی خودمون رو داشتیم

19:13.565 --> 19:15.165
و اون بازی رو کنار گذاشت

19:15.167 --> 19:17.534
وقتی که اون مقابل اون بچه ی قد بلند قرار گرفت

19:17.536 --> 19:19.836
و معلوم شد اونقدر ها هم خوب نیست

19:19.838 --> 19:23.607
اما لیسا لیسا یه استعداد ذاتی برای خبرنگاری داره

19:23.609 --> 19:25.175
حالا هر جایی که اون ما رو ببره

19:25.177 --> 19:27.844
هومر ما باید با یه چیز شیرین حرفمون رو تموم کنیم

19:27.909 --> 19:30.175
حالا هر جایی که اون ما رو ببره

19:33.978 --> 19:37.944
هومر دیگه مربی گری نکرد اما اون هرگز اون موهبتش که به بچه ها بگه چیکار کنن رو کنار نزاشت

19:34.356 --> 19:36.289
♪ حالا بسکتبال بازی مورد علاقه ی من هست ♪

19:36.291 --> 19:38.458
♪ من خوشم میاد وقتی اونا دریبل میزنن و میرن اون سمت میدان ♪

19:38.460 --> 19:40.460
♪ من این رو روی میکرونم تازه نگه میدارم ♪

19:40.462 --> 19:42.228
♪ من هیچ حواس پرتی ای رو دوست ندارم وقتی  ♪
♪ بازی برقراره ♪

19:42.230 --> 19:44.364
♪ من مثل یه پرتاب سه امتیازی ام این من رو به سبد میرسونه ♪
♪ آره ♪

19:44.366 --> 19:45.465
♪ ...بازی مورد علاقه ی من هست ♪
استفان کوری هرگز در این مستند ظاهر نشد

19:45.467 --> 19:46.833
شرمنده همگی
استفان کوری هرگز در این مستند ظاهر نشد

19:46.835 --> 19:48.902
♪ من عاشق گرفتن و پرتاب هستم من عاشق پاس و رفتن هستم ♪

19:48.904 --> 19:51.704
♪ و این بسکتباله بزن بریم بووو وُووو ♪

19:51.706 --> 19:54.307
آره جز یه خر خون چیزی نیست

19:54.309 --> 19:55.575
♪ در سراسر جهان ♪

19:55.577 --> 19:58.878
♪ ما عاشق بسکتبالیم ♪
♪ آره ♪
میلهاوس با ترس هاش کنار اومد

19:58.880 --> 20:01.147
نه نتونستم
میلهاوس با ترس هاش کنار اومد

20:01.149 --> 20:03.316
♪ بسکتبال ♪
دالی پارتون از کراستی به علت توهین به شخصیتش شکایت کرد

20:03.318 --> 20:06.252
من اعتراف میکنم اون یه "کار" سینه (احمقانه) بود
دالی پارتون از کراستی به علت توهین به شخصیتش شکایت کرد

20:06.254 --> 20:08.855
اوه چرا من دارم هی میرم اون سَمت

20:08.857 --> 20:11.824
♪ بزن بیرم ♪
♪ اونا دارن بسکتبال بازی میکنند ♪
تونی چاقه به بازی مورد علاقه اش برگشت تا مرحمی برای نا امیدی های قدیمیش پیدا کُنه

20:11.826 --> 20:13.226
♪ در سراسر جهان ♪
تونی چاقه به بازی مورد علاقه اش برگشت تا مرحمی برای نا امیدی های قدیمیش پیدا کُنه

20:13.228 --> 20:15.194
♪ ما عاشق اون بسکتبالیم ♪
تونی چاقه به بازی مورد علاقه اش برگشت تا مرحمی برای نا امیدی های قدیمیش پیدا کُنه

20:16.094 --> 20:18.895
راوی: بابای نلسون هم برگشت

20:18.897 --> 20:20.163
و من میدونم چون

20:20.165 --> 20:21.298
اون منم

20:21.300 --> 20:23.300
هاو هاو

20:23.302 --> 20:25.168
بابا

20:28.340 --> 20:30.907
خوب پس تو از روایت کردن پول در میاری

20:30.909 --> 20:34.277
درسته و من برای نلسون یه هدیه آوردم

20:34.279 --> 20:36.646
آستین برای جلیقه ام

20:36.648 --> 20:40.083
پسرم دقیقاً شبیه افسر عفو مشروط شدی

20:40.085 --> 20:43.286
راوی: پس ما دوباره یه خانواده شدیم

20:43.288 --> 20:45.355
فقط به اندازه ای که این عکس گرفته بشه

20:55.968 --> 21:30.968
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

21:32.237 --> 21:34.137
شش
