WEBVTT

00:00.000 --> 00:05.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:45.444 --> 00:47.317
هومر"، بيداري ؟"

00:47.598 --> 00:49.848
مسئله ي مهميه
يه کاري کن بفهمم بيداري

00:50.647 --> 00:53.296
بيدار شو ديگه -
چت شده؟ -

00:53.167 --> 00:55.671
چي شده؟ کي مرده؟ من کجام؟

00:55.444 --> 00:59.404
هومي" جون، به نظر تو ديگه دوست داشتن"
توي زندگي ماها جايي نداره؟

00:59.834 --> 01:02.466
بيدار شو ديگه

01:02.070 --> 01:05.243
مارج"، ساعت 3 صبحه و من تمام روز"
رو کار کردم

01:05.547 --> 01:07.926
نخير ساعت 9.30 شبه و تو تمام شنبه ات
... رو

01:08.150 --> 01:10.327
با خوردن مشروب ...
توي استخر بچه گونه ي "مگي" گذروندي

01:11.442 --> 01:13.487
پيدات کردم

01:13.703 --> 01:15.110
خيال کردي ميتوني فرار کني، آره؟

01:16.358 --> 01:18.602
هومر"، جوونا عشق رو از بزرگترا ياد"
ميگيرن

01:18.825 --> 01:22.914
ما واقعا براي بچه هامون و همينطور
براي جامعه الگوهاي افتضاحي بوديم

01:23.177 --> 01:26.964
از خودمون انتظار دارم کمي به مسايلي
که توي اين کتاب بهشون اشاره شده فکر کنيم

01:30.065 --> 01:32.410
ما هيچ وقت نبايد شومينه رو توي
اتاق خواب ميذاشتيم

02:05.358 --> 02:08.375
تو چند دفعه ميتوني به يک گربه که
ماه افتاده روش بخندي ؟

02:08.648 --> 02:09.942
اين يه قسمت جديده ـشه

02:10.146 --> 02:12.837
در حقيقت اينطور نيست، اونا اين رو
از روي نمايش هاي قديمي سر هم کردند

02:13.071 --> 02:16.408
و اين به چشم هاي زودباور و حساس
جوونا تازه و جديد مياد

02:16.693 --> 02:19.485
واقعا؟ -
رن" و "استيمپي" هميشه اينکارو ميکنن" -

02:19.758 --> 02:23.198
آره ، و آخرين باري که تو شنيدي يه نفر
در مورد "رن" و "استيمپي" صحبت کنه چه
زماني بود؟

02:23.451 --> 02:26.823
بچه ها! من و پدرتون براي شما خوراک
..... و پوشاک تهيه کرديم

02:27.038 --> 02:29.796
ولي ما يه چيز مهمتر رو يادمون رفته ....

02:30.068 --> 02:32.145
ديگه وقتشه که در مورد عشق ياد بگيريد

02:32.402 --> 02:34.240
لازم نيست، قبلا توي مدرسه يادمون دادند

02:34.666 --> 02:36.403
اين "پازي باني" هست

02:36.651 --> 02:41.250
حدود يک سال پيش اون متوجه شد که صذاش
داره عوض ميشه، صورت و گردنش به سختي
.... جوش زده بودند

02:41.521 --> 02:47.139
و جاهايي از بدنش که قبلا مو در نمياوردند
داشتند مو در مياوردند. اون همينطور متوحه
پلافي باني"شده بود"

02:47.500 --> 02:49.174
خسته کننده بود

02:49.415 --> 02:53.226
پازي" به پارک رفت"
،دوستان با همديگه بستني ميخوردند .....
،نمايش قايق ها برپا بود

02:53.479 --> 02:57.585
... و هر کار ديگه اي که باعث نشاط ميشد انجام ميدادند ....
و اونا هرگز شاديشون رو خراب نميکردند

02:57.846 --> 03:01.000
اونا فقط راه رو به روي خواسته ها و اميال
درونيشون باز کرده بودند

03:02.481 --> 03:04.321
سرانجام روز بزرگ از راه رسيد

03:04.531 --> 03:09.163
پلافي" و "پازي" با هم ازدواج کردند"
و همون شب به ماه عسل رفتند

03:11.081 --> 03:12.442
دختره داره وانمود ميکنه

03:12.682 --> 03:15.848
منظورم عشق واقعيه نه صرفا دوست داشتن

03:16.130 --> 03:17.357
مامان، عشق واقعي ديگه از بين رفته

03:17.593 --> 03:20.522
اين اتفاق وقتي افتاد که "ديسني" و "هالمارک" بطور
.... کينه توزانه اي کنترل قضيه رو به دست گرفتند

03:20.797 --> 03:23.454
عشق حقيقي رو جمع کردند و تکه تکه اش  رو ....
. به حراج گذاشتند

03:23.721 --> 03:28.013
اين درست نيست، عشق و دوست داشتن همه جا
کنار ما هست، درست بيخ گوشمونه

03:29.398 --> 03:31.510
حتي در محل کارمون

03:41.309 --> 03:45.600
تنها کاري که بايد انجام بدي اينه که به
آرامش بخش ترين خاطره هاي زندگيت فکر کني

03:46.949 --> 03:49.128
"مشروبخانه ي "مو -
سلام، "آل" اونجاست؟ -

03:49.352 --> 03:52.043
آل" ؟" -
آره "آل" ، همون که فاميلش "کوهوليک" هست -

03:52.314 --> 03:53.626
بذار ببينم

03:53.856 --> 03:56.314
"تماس تلفني براي "آل
"آل کوهوليک"

03:56.570 --> 03:58.539
"جاک استراپ"

03:58.785 --> 04:00.491
ببينم "آي.پي.پريلي"اينجاست؟

04:00.732 --> 04:04.110
آهاي، اينجا کسي هست که فاميلش "باتز" باشه؟
سيمور باتز" ؟"

04:04.958 --> 04:07.286
"هومر سکشال"
"مايک راچ"

04:07.573 --> 04:09.081
"آماندا هاگنکيس"

04:09.318 --> 04:11.449
"هاگ جاس"
"ايوان ترينکل"

04:11.701 --> 04:14.783
من يه کودن سبک مغزم با يه صورت زشت و
.... يک کون گنده

04:15.088 --> 04:18.631
کونم بو ميده ....
و دوست دارم کونم رو ماچ کنم

04:19.952 --> 04:22.029
! نه، نه

04:22.349 --> 04:28.799
نه! به قلبت رجوع کن ببين واقعا چي دوست داره

04:33.140 --> 04:36.497
شکلات

04:37.989 --> 04:41.240
کولاي نامريي

04:42.569 --> 04:46.032
دونات ممنوعه

04:46.160 --> 04:49.252
نه بابا، اينا رو ول کن منظورم در مورد مردم بود

04:49.596 --> 04:53.429
درباره ي لحظاتي از عمرت که خيلي رمانتيک بودند ....

04:53.726 --> 04:54.752
اوه، باشه

04:58.030 --> 05:01.798
به نظرم اين اصلا ايده ي خوبي نيست

05:02.647 --> 05:08.181
. خيلي خوب، باشه. اين داستان اصلا مناسب و مطلوب نيست
. من هيچوقت تا حالا اونو برات تعريف نکرده بودم

05:08.618 --> 05:12.963
کسي که اينجا اسمش رو نميبرم، در روز تولدم
به من يک هديه ي ناشيانه داد

05:16.636 --> 05:18.824
بنابراين به کوچه ي بولينگ رفتم تا تلافيش
رو سرش در بيارم

05:30.701 --> 05:34.066
من واقعا متاسفم -
همه ش تقصير من بود -

05:34.377 --> 05:35.845
.... از ديدنت خوشحالم

05:37.150 --> 05:38.523
"هومر" ...

05:38.720 --> 05:43.425
نه نه، "هومر" اسم توپمه
اسم خودم مارجه

05:49.509 --> 05:54.213
انگشتات خيلي باريک و ظريف اند .
. واسه اين توپ خيلي باريک اند

05:54.521 --> 05:57.792
، تو به يه چيز سبک تر احتياج داري
. يه چيز نرم تر

05:58.074 --> 06:02.900
.بيا، از توپ من استفاده کن -
. "نه، ممنونم آقاي ..... "برانسويک -

06:03.175 --> 06:05.425
.من رو "جک" صدا کن -
"جک" -

06:05.685 --> 06:07.033
"مارج"

06:08.109 --> 06:10.235
ميتونم يه سوال مهمي ازتون بپرسم؟

06:10.451 --> 06:12.208
.البته -
تا حالا بولينگ بازي کردي؟ -

06:12.416 --> 06:13.724
.نه، هيچوقت -
نه؟ -

06:13.965 --> 06:16.213
باور کن -
پس من بهت ياد ميدم -

06:16.473 --> 06:19.581
.نميخوام شما رو به زحمت بندازم –
،نه بابا اين حرفا کدومه –
من تو اين کار خبره ام

06:19.859 --> 06:21.985
. "توپ رو قل بده "مارج
.بذار نحوه ي ايستادنت رو ببينم

06:22.203 --> 06:25.176
.خيلي خوبه
.ولي من کارم زياد خوب نيست

06:28.201 --> 06:31.582
. يکي از مانع ها رو ميتونم بزنم
ولي بقيه شون حتي از جاشون تکون هم نميخورند

06:31.826 --> 06:33.984
"من ميتونم کمکت کنم "مارج
توپ رو بردار

06:34.283 --> 06:36.482
"هومر" رو بردار، برش دار ديگه

06:38.741 --> 06:40.167
.حالا پرتابش کن -
اما .... -

06:40.407 --> 06:42.403
لعنت به تو، پرتابش کن ديگه

06:46.947 --> 06:49.270
. تو معلم خيلي خوبي هستي

06:50.780 --> 06:53.347
.ما اينيم ديگه -
تو مجبور نبودي من رو بياري اينجا بولينگ يادم بدي -

06:53.571 --> 06:54.955
اما من با ميل خودم اينکارو کردم

06:55.154 --> 06:59.146
مارج" تو ميدونستي که زير نور مهتاب"
چقدر خوشگل ميشي؟

06:59.404 --> 07:02.789
. جک"! من يه زن متاهلم" -
ميدونم، ميدونم -

07:03.031 --> 07:08.291
عقلم به من ميگه دست نگه دارم اما
! "قلبم و کونم فرياد ميزنند : "ادامه بده

07:09.703 --> 07:11.864
عزيزم، دوست دارم فردا هم ببينمت

07:12.123 --> 07:14.283
فردا براي خوردن ميان وعده بيا پيشم -
ميان وعده چيه ديگه؟ -

07:14.581 --> 07:16.986
مطمئنم عاشقش ميشي، نه ميشه بهش گفت صبحانه
... نه ميشه بهش گفت ناهار

07:17.208 --> 07:20.185
اما آخرش با يه تيکه طالبي تموم ميشه ....

07:20.461 --> 07:24.089
به صبحانه نميرسه ولي در نوع خودش وعده ي
غذايي خوبيه

07:24.337 --> 07:26.539
به نظر ميرسيد در مورد ميان وعده
. اطلاعات زيادي داره

07:26.758 --> 07:29.734
اما معلوم شد که اون به هيچ وجه
به ميان وعده علاقه اي نداره

07:31.303 --> 07:35.709
، خنده هاي تو مثل موسيقي به آدم آرامش ميده
اما اگه به چيز بعدي اي که ميگم بخندي مطمئن
باش من ميميرم

07:35.975 --> 07:39.688
چون الآن ميخوام يه چيز کاملا جدي بگم، شايد
. حتي تکون دهنده هم باشه

07:39.980 --> 07:43.407
مارج" عزيزم، ازت تقاضا دارم که باز هم به"
ديدن من بياي

07:43.652 --> 07:46.794
اين اصلا من رو تکون نداد -
فقط چشمام دارند از حدقه ميزنند بيرون -

07:47.030 --> 07:50.416
. به آپارتمان من بيا، اسم آپارتمان "پيستا تراس" هست

07:52.913 --> 07:55.115
مارج"! با من حرف بزن"

07:55.876 --> 07:57.786
پنجشنبه خوبه؟

08:11.217 --> 08:13.657
خداروشکر، انگار اسم اين خيابون ،
خيابون طعنه هستش

08:15.042 --> 08:19.677
، تصميم درستي گرفتم که با "هومي" عزيزم بمونم
. هيچ ضرري هم نکردم

08:20.987 --> 08:24.605
بنابراين اگه از نظر روحي از اينکه من شوهر داشتم
.... صرف نظر کنيم

08:24.895 --> 08:27.169
. من به اين ميگم دوست داشتن ....

08:27.470 --> 08:30.393
مارج"! من ازت ميخوام که ديگه به ديدن"
.اين يارو "جک" نري

08:30.625 --> 08:32.045
.... ميتوني به تدريج اونو از خودت نااميدش کني

08:32.242 --> 08:35.813
اما ظرف چندماه آينده ازت ميخوام که اين ....
رابطه رو به کلي قطع کني

08:36.102 --> 08:37.684
"باشه "هومر

08:38.179 --> 08:39.843
!اين يکي خيلي نزديک بود بچه ها

08:42.494 --> 08:46.392
خوب "مارج"، همينطور که داريم بچه ها
... رو ناراحت ميکنيم

08:46.564 --> 08:49.567
من هم يِک داستان شرم آور در مورد خودم دارم ...
. که تعريف کنم

08:50.756 --> 08:54.126
آقايون، ازتون ميخوام با همکار جديدتون
ميندي سيمونز" آشنا بشين"

08:54.367 --> 08:56.437
داراي مدرک مهندسي يا
يه همچين چيزاييه

08:56.650 --> 08:57.826
سلام، اوضاع در چه حاله؟

08:58.061 --> 08:59.806
. اوه، از ديدنت خوشحالم -
. بله، منم همينطور -

09:00.095 --> 09:01.325
سلام

09:05.531 --> 09:07.196
هومر"! موضوع چيه؟"

09:07.355 --> 09:10.289
تا به حال يه جوجه ي لخت رو نديدي که سوار
يه حلزون شده باشه؟

09:11.451 --> 09:12.877
! ديگه بايد برم

09:17.535 --> 09:21.302
. تمام روز رو بدون اينکه اونو ببينم سپري کردم

09:22.199 --> 09:24.818
! "منظورم اينه که "سلام

09:25.118 --> 09:27.061
حدس ميزنم قراره با همديگه بريم پايين

09:27.308 --> 09:29.727
.... منظورم اينه که .... با هم پياده شيم ... يعني -
.مشکلي نيست، باشه -

09:29.945 --> 09:33.514
من الآن دکمه ي تحرِيک کننده رو ميزنم .... منظورم دکمه ي
آسانسور بود

09:33.757 --> 09:37.088
،فکراي شهوتي نکن، فکراي شهوتي نکن
.فکراي شهوتي نکن

09:45.153 --> 09:46.698
خوب ،من همينجا پياده مشم

09:50.346 --> 09:51.615
فردا مي بينمت

09:51.846 --> 09:55.138
من سعي کردم که از اون فاصله بگيرم، اما هر دوي
ما به يک انجمن اتمي فرستاده شده بوديم

10:00.646 --> 10:02.232
.تلويزيون اونجاس، حموم اونجاس

10:02.431 --> 10:04.611
: و تخت خواب شاهانه ي شما هم اينجاس براي

10:12.083 --> 10:13.312
هورا، هورا -
بس کن ديگه -

10:14.557 --> 10:18.268
من عاشق همسر و خانواده م هستم. تنها استفاده اي
... که من از اين تخت ميکنم براي خوردن و خوابيدنه

10:18.530 --> 10:21.282
، و شايد هم ساختن يه سنگر کوچيک ....
! همين و بس

10:21.567 --> 10:26.722
هومر" من يه فکر احمقانه به سرم زده که ممکنه"
هر دوي ما رو دچار کلي مشکل کنه

10:26.972 --> 10:35.680
. ميندي" ما بايد با شهوتمون مبارزه کنيم" -
. نه هومر -

10:36.104 --> 10:39.105
. بيا اينکارو بکنيم

10:39.480 --> 10:42.855
بيا به بخش خدمات هتل زنگ بزنيم

10:48.306 --> 10:52.357
داشتم هرکاري از دستم برميومد ميکردم تا جلوشو بگيرم

10:52.912 --> 10:59.738
اما سر شام، وقتي که يک برگ فال از ...
داخل جعبه ي بيسکويت برداشتم، ديدم براي
. من سرنوشت بدي رو پيش بيني کرده

11:04.881 --> 11:09.307
"تو شادي رو با يه عشق جديد به دست خواهي آورد"

11:09.792 --> 11:16.922
امشب واقعا شب خوبي بود هومر -
.آره، آره -

11:20.994 --> 11:28.048
چيزي شده؟ -
اوه، درسته، انگار تو نميدوني -

11:28.593 --> 11:31.401
ماقراره با هم سکس کنيم

11:31.672 --> 11:35.729
. خوب، ما که مجبور نيستيم -
. چرا اتفاقا مجبوريم -

11:36.025 --> 11:37.753
. اينو برگ فال داخل بيسکويِت ها به من گفت

11:38.038 --> 11:41.010
. خوب، دسر ها هميشه راست نميگن

11:41.284 --> 11:42.786
اما خيلي شيرينند

11:43.027 --> 11:44.611
... هومر

11:45.436 --> 11:47.587
.... تو ميدوني من چه حسي دارم

11:47.885 --> 11:50.361
پس اين ديگه به عهده ي توئه

11:50.916 --> 11:55.180
به قلبت رجوع کن
فکر ميکنم خودت خواهي فهميد که واقعا چي ميخواي

12:10.141 --> 12:12.008
. اوه، عزيزم

12:12.923 --> 12:16.537
. اين واقعا ايده ي فوق العاده اي بود "هومي"جون

12:17.366 --> 12:20.208
چه اتفاقي براي "ميندي" افتاد؟ -
آره چي به سر اون اومد؟ -

12:20.481 --> 12:22.674
. اون بيش از حد مشروب خورد و کارش رو از دست داد

12:23.180 --> 12:26.551
خوبه، کس ديگه اي داستان عاشقانه نداره تعريف کنه؟

12:26.876 --> 12:31.062
چرا، من يکي دارم و درست مثل داستان هاي عاشقانه ي شما
... غم انگيزه و پر از احساس درد و رنجه

12:31.322 --> 12:33.028
. و زخم هايي روي دل آدم ميذاره که هرگز خوب نمي شن ....

12:33.524 --> 12:36.124
... تقريبا همه چيز از يک پسر بچه ي معصوم شروع شد

12:36.433 --> 12:39.235
. که در روز ولنتاين غمگين و خجالت زده شده بود ...

12:43.871 --> 12:46.268
رالف" بيچاره"

12:47.153 --> 12:49.143
بيا اين واسه توي ،رالف

12:51.102 --> 12:54.921
تو منو انتخاب کردي ؟ -
. ولنتاين مبارک -

12:59.537 --> 13:01.853
اون روز چهاردهم ماه فوريه بود و هوا به شدت
گرم بود

13:02.154 --> 13:04.592
به همين خاطر بچه ها بدون پوشيدن ژاکت به ...
. خونه ميرفتند

13:04.815 --> 13:08.471
ميتونم توي اين روز ولنتاين تا خونه باهات قدم بزنم؟

13:08.807 --> 13:10.218
البته، فکر ميکنم پيشنهاد خوبيه

13:10.889 --> 13:14.212
ولنتاين خيلي بامزه اي بود

13:14.457 --> 13:15.994
خوشحالم که خوشت اومده

13:16.198 --> 13:22.055
اين ميگه که منو انتخاب کن،
و يه عکس قطار هم هست

13:22.358 --> 13:24.808
. آره، با مزه است

13:27.201 --> 13:28.821
... پس

13:29.113 --> 13:32.435
اينجور چيزا رو دوست داري؟ ...

13:35.230 --> 13:40.630
دکتر گفت اگه اينقدر دستم رو توي سوراخ دماغام نچرخونم
. ديگه اين همه خون دماغ نمي شم

13:41.007 --> 13:43.790
خوب، خونه ي من اينجاست

13:50.906 --> 13:53.699
. اوه نه، اين يک بسته از طرف رالفه

13:55.705 --> 13:58.382
. يک "ماليبو استاسي" که قابل تبديل هم هست

13:58.641 --> 14:01.861
"داخل "تانک" رو نگاه کن"
"احتمالا منظورش داخل "ترانک" (صندوق) بوده"

14:04.791 --> 14:07.390
"بليط رفتن به نمايش سالانه ي "کراستي

14:07.846 --> 14:10.717
. اين بيست و نهمين نمايش سالانه ي "کراستي" دلقکه است

14:14.908 --> 14:16.225
. متشکرم، متشکرم

14:16.652 --> 14:20.183
ليزا" ميخواي از بستني من يه گاز بزني؟" -
. نه ممنونم -

14:20.500 --> 14:22.712
بفرستش بياد اينجا پسر

14:25.460 --> 14:28.483
هيچي مثل شکلات نميشه ، ميبيني؟

14:28.710 --> 14:30.803
... و حالا قسمتي از نمايش که مورد علاقه ي منه

14:31.049 --> 14:33.949
اون چي داره ميگه؟
"با تماشاگرا صحبت مي کنه؟"

14:34.220 --> 14:38.006
اوه خداي من، اين هميشه مرگه
. بسيار خوب

14:38.296 --> 14:40.389
. اوه نه، لطفا من رو با رالف نشون نده

14:41.549 --> 14:44.206
اسمت چيه پسر جون؟ -
رالف -

14:44.514 --> 14:47.413
و اين دوست دختر توئه رالف ؟ -
! بله -

14:47.685 --> 14:51.591
من عاشق ليزا سيمپسون هستم و ميخوام وقتي
. که بزرگ شدم باهاش ازدواج کنم

14:51.884 --> 14:54.154
! نه

14:54.412 --> 14:57.574
! حالا تو گوش کن ببين من چي ميگم
! من تو رو دوست ندارم، هيچ وقت هم نداشتم

14:57.853 --> 14:59.839
تنها دليل اين که من اون هديه ي ولنتاين رو
... به تو دادم اين بود که

15:00.132 --> 15:02.199
. هيچ کس ديگه اي به تو هديه نميداد ....

15:02.454 --> 15:06.548
اينو ببينيد! قلبش اونقدر واضح داره دو تيکه ميشه
. که ميتونيم هر دو تيکه رو به راحتي ببينيم

15:07.595 --> 15:11.412
! و حالا

15:14.967 --> 15:18.147
ليزا" همه ي عشقها اينجوري تموم نميشند"

15:18.479 --> 15:22.254
بارت" تو هيچ داستان عاشقانه اي سراغ داري که"
آخرش شکست عشقي نباشه؟

15:22.599 --> 15:24.125
! آره، سراغ دارم

15:24.377 --> 15:28.151
تنها دختري که در طول عمرم دوستش داشتم
. من رو به خونه ي درختيش دعوت کرد

15:28.453 --> 15:31.548
. اون ميخواست يه چيز خيلي مهمي بهم بگه

15:32.962 --> 15:36.439
. خيلي خوشحالم، فقط نياز داشتم که اينو به يکي بگم

15:36.779 --> 15:38.245
. من يه دوست پسر دارم

15:41.597 --> 15:43.565
. تو به اين احتياجي نخواهي داشت

15:52.728 --> 15:55.044
! صبر کن ببينم، اين که آخرش شکست عشقي بود

15:55.295 --> 15:57.733
ممنونم واسه دردو دل

16:07.839 --> 16:10.193
: "خوب، به گفته ي "جري لي لويس

16:10.543 --> 16:14.138
".خشم هاي زيادي در حال اتفاق افتادن هستند"

16:17.619 --> 16:20.056
مامان، مگه آخر همه ي داستاناي عاشقانه
خوش نيست؟

16:20.364 --> 16:24.330
... البته، زماني که

16:24.672 --> 16:27.563
خاله "سلما" ازدواج کرد رو يادت هست ؟ ...

16:29.235 --> 16:31.713
. خوبه -
. بزودي ميکشمت -

16:32.022 --> 16:33.509
. صبر کن، صبر کن. اين کار فايده نداره

16:33.755 --> 16:36.978
ميدونم. پدربزرگت، يادت مياد؟

16:37.261 --> 16:38.872
. وقتي شروع شد که ميخواستيم براي شام بريم بيرون

16:41.739 --> 16:43.699
بگو. يه فکر بکر به ذهنم رسيده

16:43.951 --> 16:47.014
چطوره بري داخل و مامانم رو برداري بياري تا
بريم بيرون شام بخوريم؟

16:47.291 --> 16:49.864
. من جنگي برميگردم

16:53.847 --> 16:55.154
. اين که مادر من نيست

16:55.393 --> 16:57.843
. من جنگي برميگردم

16:59.111 --> 17:01.561
منم ميتونم بيام؟

17:07.128 --> 17:10.845
اونا خيلي زود با هم صميمي شدند اما براي
گرفتن دست خانم حريف هاي ديگه اي هم وجود داشت

17:11.096 --> 17:15.180
. آهنگ مورد علاقه ي من، واقعا زيباست

17:15.435 --> 17:19.439
آخرين باري که احساس جووني داشتمو يادم نمياد

17:20.142 --> 17:22.304
واقعا يادن نمياد

17:26.529 --> 17:29.251
بگو، ورزش، مشکلي نداره من رقص
بعدي رو انجام بدم؟

17:29.519 --> 17:32.361
يعني چي... ؟ مگه خودت... ؟

17:32.629 --> 17:37.272
"نيازي به واشر نيست "چارلي
. من خودم يه تنه حواسم بهش هست

17:50.070 --> 17:54.794
اما آخرش، وقتي که به نظر ميرسيد همه چيز خراب
. شده، عشق حقيقي پيروز شد

17:57.070 --> 18:00.313
.... جکلين بووير" آيا تو مايلي که اين مرد رو"

18:00.590 --> 18:03.633
به عنوان همسر قانوني خودت بپذيري؟ ....

18:03.948 --> 18:06.915
. اوه، "مانتي"، آهنگ مورد علاقه ي من
چطور ... ؟

18:07.146 --> 18:09.914
من شخصا درخواست هيچ موسيقي عاشقانه اي
ندارم. چي ..... ؟

18:10.181 --> 18:12.707
! "خانم "بووير

18:12.928 --> 18:15.734
! "خانم "بووير

18:17.274 --> 18:19.840
! "خانم "بووير

18:20.104 --> 18:23.472
عزيزم ، تو مطمئني که ميخواي خانم
مونتگومري بورنز" باشي؟"

18:23.753 --> 18:28.204
مگه خودت خانم "آبراهام.ج سيمپسون" نيستي؟

18:28.510 --> 18:29.824
. نه

18:31.200 --> 18:33.710
! حتي نميخوام هم که باشم -
- Hot diggety damn!

18:33.930 --> 18:36.001
. اون به اندازه ي کافي واسه من خوبه

18:51.757 --> 18:53.470
. به نظر نميرسه پايان خوشي باشه

18:53.877 --> 18:56.914
بيشتر شبيه يک داستان جدا از بيگانگي
. امروزيه

18:57.191 --> 19:01.404
من تسليمم. ببينم کسي امشب چيزي
در مورد عشق ياد گرفت؟

19:01.664 --> 19:03.648
آره ، فهميديم که عشق ننه ي ملت رو ميگاد

19:03.901 --> 19:07.870
... خوب، اين يه طرف قضيه است. اما با اين وجود

19:08.168 --> 19:09.585
کمکم کن از اين مخمصه بيام بيرون ليسا

19:09.824 --> 19:11.768
متاسفم مامان، من تصميم گرفتم که عشقم رو
... براي کسي نگه دارم که

19:12.020 --> 19:16.152
. قول داده من رو پس نزنه ....
بزودي "کوري" بزودي

19:20.472 --> 19:23.438
. خوب بچه ها، من سعيم رو کردم

19:23.713 --> 19:26.069
ولي شايد حق با تو باشه -
مارج" يه دقيقه صبر کن" -

19:26.331 --> 19:30.272
در عشق نااميدي نيست. ببين، شايد من در
... اين زمينه تخصصي نداشته باشم

19:30.567 --> 19:33.411
. اما يادمه يکبار به اين حقيقت پي بردم ...

19:33.642 --> 19:38.478
. آرتي"، نميدونم. بعدازظهر زيبايي بود"
بيا خرابش نکنيم

19:38.753 --> 19:41.150
. فقط همين -
. "خواهش ميکنم "آرتي

19:41.371 --> 19:46.207
بيا ديگه، منو بوس کن. خواهش ميکنم -
! نه، در واقع، منظورم اينه که، تمومش کن -

19:48.268 --> 19:50.868
"متاسفم "مارج -
. منو ببر خونه -

20:01.980 --> 20:06.164
ممنون ميشم اگه درباره دست درازيم
به کسي چيزي نگي .

20:06.549 --> 20:09.678
واسه خودم نمي گم ، آخه...

20:09.957 --> 20:13.965
. شنيدن اين ميتونه شهر رو به هم بزيزه ...
شب بخير

20:14.260 --> 20:15.823
. آره، درسته

20:21.063 --> 20:24.911
. خفه شو! من تا جايي که ميتونستم رفتم کنار

20:25.244 --> 20:29.773
! بسيار خوب! بسيار خوب
. من توي لجن راه ميرم

20:30.982 --> 20:32.424
هومر"؟" -
مارج"؟" -

20:32.662 --> 20:35.187
ميخواي يه کم سواري کنيم؟ -
. البته -

20:38.010 --> 20:42.236
وقتي به خونه رسيدم فهميدم که بايد
. کيو دوست ميداشتم

20:42.535 --> 20:44.387
کيو ؟

20:44.634 --> 20:48.940
. سلام، تاريخ جشن -
. مارج" ، براي تو" -

20:51.464 --> 20:54.923
چرا اينقدر گرفته اي؟ -
. يه مشکلي دارم -

20:56.238 --> 21:00.261
به محض اينکه ماشين رو نگه داري
... ميخوام بغلت کنم و ببوسمت

21:00.556 --> 21:02.889
. و هرگز از دستت نميدم ...

21:03.767 --> 21:05.618
. اولين بوست

21:05.905 --> 21:08.037
ولي آخري نيست

21:23.062 --> 21:25.396
. "هومي"

21:28.659 --> 21:32.723
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
