1
00:00:00,000 --> 00:00:05,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:45,444 --> 00:00:47,317
هومر"، بيداري ؟"

3
00:00:47,598 --> 00:00:49,848
مسئله ي مهميه
يه کاري کن بفهمم بيداري

4
00:00:50,647 --> 00:00:53,296
بيدار شو ديگه -
چت شده؟ -

5
00:00:53,167 --> 00:00:55,671
چي شده؟ کي مرده؟ من کجام؟

6
00:00:55,444 --> 00:00:59,404
هومي" جون، به نظر تو ديگه دوست داشتن"
توي زندگي ماها جايي نداره؟

7
00:00:59,834 --> 00:01:02,466
بيدار شو ديگه

8
00:01:02,070 --> 00:01:05,243
مارج"، ساعت 3 صبحه و من تمام روز"
رو کار کردم

9
00:01:05,547 --> 00:01:07,926
نخير ساعت 9.30 شبه و تو تمام شنبه ات
... رو

10
00:01:08,150 --> 00:01:10,327
با خوردن مشروب ...
توي استخر بچه گونه ي "مگي" گذروندي

11
00:01:11,442 --> 00:01:13,487
پيدات کردم

12
00:01:13,703 --> 00:01:15,110
خيال کردي ميتوني فرار کني، آره؟

13
00:01:16,358 --> 00:01:18,602
هومر"، جوونا عشق رو از بزرگترا ياد"
ميگيرن

14
00:01:18,825 --> 00:01:22,914
ما واقعا براي بچه هامون و همينطور
براي جامعه الگوهاي افتضاحي بوديم

15
00:01:23,177 --> 00:01:26,964
از خودمون انتظار دارم کمي به مسايلي
که توي اين کتاب بهشون اشاره شده فکر کنيم

16
00:01:30,065 --> 00:01:32,410
ما هيچ وقت نبايد شومينه رو توي
اتاق خواب ميذاشتيم

17
00:02:05,358 --> 00:02:08,375
تو چند دفعه ميتوني به يک گربه که
ماه افتاده روش بخندي ؟

18
00:02:08,648 --> 00:02:09,942
اين يه قسمت جديده ـشه

19
00:02:10,146 --> 00:02:12,837
در حقيقت اينطور نيست، اونا اين رو
از روي نمايش هاي قديمي سر هم کردند

20
00:02:13,071 --> 00:02:16,408
و اين به چشم هاي زودباور و حساس
جوونا تازه و جديد مياد

21
00:02:16,693 --> 00:02:19,485
واقعا؟ -
رن" و "استيمپي" هميشه اينکارو ميکنن" -

22
00:02:19,758 --> 00:02:23,198
آره ، و آخرين باري که تو شنيدي يه نفر
در مورد "رن" و "استيمپي" صحبت کنه چه
زماني بود؟

23
00:02:23,451 --> 00:02:26,823
بچه ها! من و پدرتون براي شما خوراک
..... و پوشاک تهيه کرديم

24
00:02:27,038 --> 00:02:29,796
ولي ما يه چيز مهمتر رو يادمون رفته ....

25
00:02:30,068 --> 00:02:32,145
ديگه وقتشه که در مورد عشق ياد بگيريد

26
00:02:32,402 --> 00:02:34,240
لازم نيست، قبلا توي مدرسه يادمون دادند

27
00:02:34,666 --> 00:02:36,403
اين "پازي باني" هست

28
00:02:36,651 --> 00:02:41,250
حدود يک سال پيش اون متوجه شد که صذاش
داره عوض ميشه، صورت و گردنش به سختي
.... جوش زده بودند

29
00:02:41,521 --> 00:02:47,139
و جاهايي از بدنش که قبلا مو در نمياوردند
داشتند مو در مياوردند. اون همينطور متوحه
پلافي باني"شده بود"

30
00:02:47,500 --> 00:02:49,174
خسته کننده بود

31
00:02:49,415 --> 00:02:53,226
پازي" به پارک رفت"
،دوستان با همديگه بستني ميخوردند .....
،نمايش قايق ها برپا بود

32
00:02:53,479 --> 00:02:57,585
... و هر کار ديگه اي که باعث نشاط ميشد انجام ميدادند ....
و اونا هرگز شاديشون رو خراب نميکردند

33
00:02:57,846 --> 00:03:01,000
اونا فقط راه رو به روي خواسته ها و اميال
درونيشون باز کرده بودند

34
00:03:02,481 --> 00:03:04,321
سرانجام روز بزرگ از راه رسيد

35
00:03:04,531 --> 00:03:09,163
پلافي" و "پازي" با هم ازدواج کردند"
و همون شب به ماه عسل رفتند

36
00:03:11,081 --> 00:03:12,442
دختره داره وانمود ميکنه

37
00:03:12,682 --> 00:03:15,848
منظورم عشق واقعيه نه صرفا دوست داشتن

38
00:03:16,130 --> 00:03:17,357
مامان، عشق واقعي ديگه از بين رفته

39
00:03:17,593 --> 00:03:20,522
اين اتفاق وقتي افتاد که "ديسني" و "هالمارک" بطور
.... کينه توزانه اي کنترل قضيه رو به دست گرفتند

40
00:03:20,797 --> 00:03:23,454
عشق حقيقي رو جمع کردند و تکه تکه اش  رو ....
. به حراج گذاشتند

41
00:03:23,721 --> 00:03:28,013
اين درست نيست، عشق و دوست داشتن همه جا
کنار ما هست، درست بيخ گوشمونه

42
00:03:29,398 --> 00:03:31,510
حتي در محل کارمون

43
00:03:41,309 --> 00:03:45,600
تنها کاري که بايد انجام بدي اينه که به
آرامش بخش ترين خاطره هاي زندگيت فکر کني

44
00:03:46,949 --> 00:03:49,128
"مشروبخانه ي "مو -
سلام، "آل" اونجاست؟ -

45
00:03:49,352 --> 00:03:52,043
آل" ؟" -
آره "آل" ، همون که فاميلش "کوهوليک" هست -

46
00:03:52,314 --> 00:03:53,626
بذار ببينم

47
00:03:53,856 --> 00:03:56,314
"تماس تلفني براي "آل
"آل کوهوليک"

48
00:03:56,570 --> 00:03:58,539
"جاک استراپ"

49
00:03:58,785 --> 00:04:00,491
ببينم "آي.پي.پريلي"اينجاست؟

50
00:04:00,732 --> 00:04:04,110
آهاي، اينجا کسي هست که فاميلش "باتز" باشه؟
سيمور باتز" ؟"

51
00:04:04,958 --> 00:04:07,286
"هومر سکشال"
"مايک راچ"

52
00:04:07,573 --> 00:04:09,081
"آماندا هاگنکيس"

53
00:04:09,318 --> 00:04:11,449
"هاگ جاس"
"ايوان ترينکل"

54
00:04:11,701 --> 00:04:14,783
من يه کودن سبک مغزم با يه صورت زشت و
.... يک کون گنده

55
00:04:15,088 --> 00:04:18,631
کونم بو ميده ....
و دوست دارم کونم رو ماچ کنم

56
00:04:19,952 --> 00:04:22,029
! نه، نه

57
00:04:22,349 --> 00:04:28,799
نه! به قلبت رجوع کن ببين واقعا چي دوست داره

58
00:04:33,140 --> 00:04:36,497
شکلات

59
00:04:37,989 --> 00:04:41,240
کولاي نامريي

60
00:04:42,569 --> 00:04:46,032
دونات ممنوعه

61
00:04:46,160 --> 00:04:49,252
نه بابا، اينا رو ول کن منظورم در مورد مردم بود

62
00:04:49,596 --> 00:04:53,429
درباره ي لحظاتي از عمرت که خيلي رمانتيک بودند ....

63
00:04:53,726 --> 00:04:54,752
اوه، باشه

64
00:04:58,030 --> 00:05:01,798
به نظرم اين اصلا ايده ي خوبي نيست

65
00:05:02,647 --> 00:05:08,181
. خيلي خوب، باشه. اين داستان اصلا مناسب و مطلوب نيست
. من هيچوقت تا حالا اونو برات تعريف نکرده بودم

66
00:05:08,618 --> 00:05:12,963
کسي که اينجا اسمش رو نميبرم، در روز تولدم
به من يک هديه ي ناشيانه داد

67
00:05:16,636 --> 00:05:18,824
بنابراين به کوچه ي بولينگ رفتم تا تلافيش
رو سرش در بيارم

68
00:05:30,701 --> 00:05:34,066
من واقعا متاسفم -
همه ش تقصير من بود -

69
00:05:34,377 --> 00:05:35,845
.... از ديدنت خوشحالم

70
00:05:37,150 --> 00:05:38,523
"هومر" ...

71
00:05:38,720 --> 00:05:43,425
نه نه، "هومر" اسم توپمه
اسم خودم مارجه

72
00:05:49,509 --> 00:05:54,213
انگشتات خيلي باريک و ظريف اند .
. واسه اين توپ خيلي باريک اند

73
00:05:54,521 --> 00:05:57,792
، تو به يه چيز سبک تر احتياج داري
. يه چيز نرم تر

74
00:05:58,074 --> 00:06:02,900
.بيا، از توپ من استفاده کن -
. "نه، ممنونم آقاي ..... "برانسويک -

75
00:06:03,175 --> 00:06:05,425
.من رو "جک" صدا کن -
"جک" -

76
00:06:05,685 --> 00:06:07,033
"مارج"

77
00:06:08,109 --> 00:06:10,235
ميتونم يه سوال مهمي ازتون بپرسم؟

78
00:06:10,451 --> 00:06:12,208
.البته -
تا حالا بولينگ بازي کردي؟ -

79
00:06:12,416 --> 00:06:13,724
.نه، هيچوقت -
نه؟ -

80
00:06:13,965 --> 00:06:16,213
باور کن -
پس من بهت ياد ميدم -

81
00:06:16,473 --> 00:06:19,581
.نميخوام شما رو به زحمت بندازم –
،نه بابا اين حرفا کدومه –
من تو اين کار خبره ام

82
00:06:19,859 --> 00:06:21,985
. "توپ رو قل بده "مارج
.بذار نحوه ي ايستادنت رو ببينم

83
00:06:22,203 --> 00:06:25,176
.خيلي خوبه
.ولي من کارم زياد خوب نيست

84
00:06:28,201 --> 00:06:31,582
. يکي از مانع ها رو ميتونم بزنم
ولي بقيه شون حتي از جاشون تکون هم نميخورند

85
00:06:31,826 --> 00:06:33,984
"من ميتونم کمکت کنم "مارج
توپ رو بردار

86
00:06:34,283 --> 00:06:36,482
"هومر" رو بردار، برش دار ديگه

87
00:06:38,741 --> 00:06:40,167
.حالا پرتابش کن -
اما .... -

88
00:06:40,407 --> 00:06:42,403
لعنت به تو، پرتابش کن ديگه

89
00:06:46,947 --> 00:06:49,270
. تو معلم خيلي خوبي هستي

90
00:06:50,780 --> 00:06:53,347
.ما اينيم ديگه -
تو مجبور نبودي من رو بياري اينجا بولينگ يادم بدي -

91
00:06:53,571 --> 00:06:54,955
اما من با ميل خودم اينکارو کردم

92
00:06:55,154 --> 00:06:59,146
مارج" تو ميدونستي که زير نور مهتاب"
چقدر خوشگل ميشي؟

93
00:06:59,404 --> 00:07:02,789
. جک"! من يه زن متاهلم" -
ميدونم، ميدونم -

94
00:07:03,031 --> 00:07:08,291
عقلم به من ميگه دست نگه دارم اما
! "قلبم و کونم فرياد ميزنند : "ادامه بده

95
00:07:09,703 --> 00:07:11,864
عزيزم، دوست دارم فردا هم ببينمت

96
00:07:12,123 --> 00:07:14,283
فردا براي خوردن ميان وعده بيا پيشم -
ميان وعده چيه ديگه؟ -

97
00:07:14,581 --> 00:07:16,986
مطمئنم عاشقش ميشي، نه ميشه بهش گفت صبحانه
... نه ميشه بهش گفت ناهار

98
00:07:17,208 --> 00:07:20,185
اما آخرش با يه تيکه طالبي تموم ميشه ....

99
00:07:20,461 --> 00:07:24,089
به صبحانه نميرسه ولي در نوع خودش وعده ي
غذايي خوبيه

100
00:07:24,337 --> 00:07:26,539
به نظر ميرسيد در مورد ميان وعده
. اطلاعات زيادي داره

101
00:07:26,758 --> 00:07:29,734
اما معلوم شد که اون به هيچ وجه
به ميان وعده علاقه اي نداره

102
00:07:31,303 --> 00:07:35,709
، خنده هاي تو مثل موسيقي به آدم آرامش ميده
اما اگه به چيز بعدي اي که ميگم بخندي مطمئن
باش من ميميرم

103
00:07:35,975 --> 00:07:39,688
چون الآن ميخوام يه چيز کاملا جدي بگم، شايد
. حتي تکون دهنده هم باشه

104
00:07:39,980 --> 00:07:43,407
مارج" عزيزم، ازت تقاضا دارم که باز هم به"
ديدن من بياي

105
00:07:43,652 --> 00:07:46,794
اين اصلا من رو تکون نداد -
فقط چشمام دارند از حدقه ميزنند بيرون -

106
00:07:47,030 --> 00:07:50,416
. به آپارتمان من بيا، اسم آپارتمان "پيستا تراس" هست

107
00:07:52,913 --> 00:07:55,115
مارج"! با من حرف بزن"

108
00:07:55,876 --> 00:07:57,786
پنجشنبه خوبه؟

109
00:08:11,217 --> 00:08:13,657
خداروشکر، انگار اسم اين خيابون ،
خيابون طعنه هستش

110
00:08:15,042 --> 00:08:19,677
، تصميم درستي گرفتم که با "هومي" عزيزم بمونم
. هيچ ضرري هم نکردم

111
00:08:20,987 --> 00:08:24,605
بنابراين اگه از نظر روحي از اينکه من شوهر داشتم
.... صرف نظر کنيم

112
00:08:24,895 --> 00:08:27,169
. من به اين ميگم دوست داشتن ....

113
00:08:27,470 --> 00:08:30,393
مارج"! من ازت ميخوام که ديگه به ديدن"
.اين يارو "جک" نري

114
00:08:30,625 --> 00:08:32,045
.... ميتوني به تدريج اونو از خودت نااميدش کني

115
00:08:32,242 --> 00:08:35,813
اما ظرف چندماه آينده ازت ميخوام که اين ....
رابطه رو به کلي قطع کني

116
00:08:36,102 --> 00:08:37,684
"باشه "هومر

117
00:08:38,179 --> 00:08:39,843
!اين يکي خيلي نزديک بود بچه ها

118
00:08:42,494 --> 00:08:46,392
خوب "مارج"، همينطور که داريم بچه ها
... رو ناراحت ميکنيم

119
00:08:46,564 --> 00:08:49,567
من هم يِک داستان شرم آور در مورد خودم دارم ...
. که تعريف کنم

120
00:08:50,756 --> 00:08:54,126
آقايون، ازتون ميخوام با همکار جديدتون
ميندي سيمونز" آشنا بشين"

121
00:08:54,367 --> 00:08:56,437
داراي مدرک مهندسي يا
يه همچين چيزاييه

122
00:08:56,650 --> 00:08:57,826
سلام، اوضاع در چه حاله؟

123
00:08:58,061 --> 00:08:59,806
. اوه، از ديدنت خوشحالم -
. بله، منم همينطور -

124
00:09:00,095 --> 00:09:01,325
سلام

125
00:09:05,531 --> 00:09:07,196
هومر"! موضوع چيه؟"

126
00:09:07,355 --> 00:09:10,289
تا به حال يه جوجه ي لخت رو نديدي که سوار
يه حلزون شده باشه؟

127
00:09:11,451 --> 00:09:12,877
! ديگه بايد برم

128
00:09:17,535 --> 00:09:21,302
. تمام روز رو بدون اينکه اونو ببينم سپري کردم

129
00:09:22,199 --> 00:09:24,818
! "منظورم اينه که "سلام

130
00:09:25,118 --> 00:09:27,061
حدس ميزنم قراره با همديگه بريم پايين

131
00:09:27,308 --> 00:09:29,727
.... منظورم اينه که .... با هم پياده شيم ... يعني -
.مشکلي نيست، باشه -

132
00:09:29,945 --> 00:09:33,514
من الآن دکمه ي تحرِيک کننده رو ميزنم .... منظورم دکمه ي
آسانسور بود

133
00:09:33,757 --> 00:09:37,088
،فکراي شهوتي نکن، فکراي شهوتي نکن
.فکراي شهوتي نکن

134
00:09:45,153 --> 00:09:46,698
خوب ،من همينجا پياده مشم

135
00:09:50,346 --> 00:09:51,615
فردا مي بينمت

136
00:09:51,846 --> 00:09:55,138
من سعي کردم که از اون فاصله بگيرم، اما هر دوي
ما به يک انجمن اتمي فرستاده شده بوديم

137
00:10:00,646 --> 00:10:02,232
.تلويزيون اونجاس، حموم اونجاس

138
00:10:02,431 --> 00:10:04,611
: و تخت خواب شاهانه ي شما هم اينجاس براي

139
00:10:12,083 --> 00:10:13,312
هورا، هورا -
بس کن ديگه -

140
00:10:14,557 --> 00:10:18,268
من عاشق همسر و خانواده م هستم. تنها استفاده اي
... که من از اين تخت ميکنم براي خوردن و خوابيدنه

141
00:10:18,530 --> 00:10:21,282
، و شايد هم ساختن يه سنگر کوچيک ....
! همين و بس

142
00:10:21,567 --> 00:10:26,722
هومر" من يه فکر احمقانه به سرم زده که ممکنه"
هر دوي ما رو دچار کلي مشکل کنه

143
00:10:26,972 --> 00:10:35,680
. ميندي" ما بايد با شهوتمون مبارزه کنيم" -
. نه هومر -

144
00:10:36,104 --> 00:10:39,105
. بيا اينکارو بکنيم

145
00:10:39,480 --> 00:10:42,855
بيا به بخش خدمات هتل زنگ بزنيم

146
00:10:48,306 --> 00:10:52,357
داشتم هرکاري از دستم برميومد ميکردم تا جلوشو بگيرم

147
00:10:52,912 --> 00:10:59,738
اما سر شام، وقتي که يک برگ فال از ...
داخل جعبه ي بيسکويت برداشتم، ديدم براي
. من سرنوشت بدي رو پيش بيني کرده

148
00:11:04,881 --> 00:11:09,307
"تو شادي رو با يه عشق جديد به دست خواهي آورد"

149
00:11:09,792 --> 00:11:16,922
امشب واقعا شب خوبي بود هومر -
.آره، آره -

150
00:11:20,994 --> 00:11:28,048
چيزي شده؟ -
اوه، درسته، انگار تو نميدوني -

151
00:11:28,593 --> 00:11:31,401
ماقراره با هم سکس کنيم

152
00:11:31,672 --> 00:11:35,729
. خوب، ما که مجبور نيستيم -
. چرا اتفاقا مجبوريم -

153
00:11:36,025 --> 00:11:37,753
. اينو برگ فال داخل بيسکويِت ها به من گفت

154
00:11:38,038 --> 00:11:41,010
. خوب، دسر ها هميشه راست نميگن

155
00:11:41,284 --> 00:11:42,786
اما خيلي شيرينند

156
00:11:43,027 --> 00:11:44,611
... هومر

157
00:11:45,436 --> 00:11:47,587
.... تو ميدوني من چه حسي دارم

158
00:11:47,885 --> 00:11:50,361
پس اين ديگه به عهده ي توئه

159
00:11:50,916 --> 00:11:55,180
به قلبت رجوع کن
فکر ميکنم خودت خواهي فهميد که واقعا چي ميخواي

160
00:12:10,141 --> 00:12:12,008
. اوه، عزيزم

161
00:12:12,923 --> 00:12:16,537
. اين واقعا ايده ي فوق العاده اي بود "هومي"جون

162
00:12:17,366 --> 00:12:20,208
چه اتفاقي براي "ميندي" افتاد؟ -
آره چي به سر اون اومد؟ -

163
00:12:20,481 --> 00:12:22,674
. اون بيش از حد مشروب خورد و کارش رو از دست داد

164
00:12:23,180 --> 00:12:26,551
خوبه، کس ديگه اي داستان عاشقانه نداره تعريف کنه؟

165
00:12:26,876 --> 00:12:31,062
چرا، من يکي دارم و درست مثل داستان هاي عاشقانه ي شما
... غم انگيزه و پر از احساس درد و رنجه

166
00:12:31,322 --> 00:12:33,028
. و زخم هايي روي دل آدم ميذاره که هرگز خوب نمي شن ....

167
00:12:33,524 --> 00:12:36,124
... تقريبا همه چيز از يک پسر بچه ي معصوم شروع شد

168
00:12:36,433 --> 00:12:39,235
. که در روز ولنتاين غمگين و خجالت زده شده بود ...

169
00:12:43,871 --> 00:12:46,268
رالف" بيچاره"

170
00:12:47,153 --> 00:12:49,143
بيا اين واسه توي ،رالف

171
00:12:51,102 --> 00:12:54,921
تو منو انتخاب کردي ؟ -
. ولنتاين مبارک -

172
00:12:59,537 --> 00:13:01,853
اون روز چهاردهم ماه فوريه بود و هوا به شدت
گرم بود

173
00:13:02,154 --> 00:13:04,592
به همين خاطر بچه ها بدون پوشيدن ژاکت به ...
. خونه ميرفتند

174
00:13:04,815 --> 00:13:08,471
ميتونم توي اين روز ولنتاين تا خونه باهات قدم بزنم؟

175
00:13:08,807 --> 00:13:10,218
البته، فکر ميکنم پيشنهاد خوبيه

176
00:13:10,889 --> 00:13:14,212
ولنتاين خيلي بامزه اي بود

177
00:13:14,457 --> 00:13:15,994
خوشحالم که خوشت اومده

178
00:13:16,198 --> 00:13:22,055
اين ميگه که منو انتخاب کن،
و يه عکس قطار هم هست

179
00:13:22,358 --> 00:13:24,808
. آره، با مزه است

180
00:13:27,201 --> 00:13:28,821
... پس

181
00:13:29,113 --> 00:13:32,435
اينجور چيزا رو دوست داري؟ ...

182
00:13:35,230 --> 00:13:40,630
دکتر گفت اگه اينقدر دستم رو توي سوراخ دماغام نچرخونم
. ديگه اين همه خون دماغ نمي شم

183
00:13:41,007 --> 00:13:43,790
خوب، خونه ي من اينجاست

184
00:13:50,906 --> 00:13:53,699
. اوه نه، اين يک بسته از طرف رالفه

185
00:13:55,705 --> 00:13:58,382
. يک "ماليبو استاسي" که قابل تبديل هم هست

186
00:13:58,641 --> 00:14:01,861
"داخل "تانک" رو نگاه کن"
"احتمالا منظورش داخل "ترانک" (صندوق) بوده"

187
00:14:04,791 --> 00:14:07,390
"بليط رفتن به نمايش سالانه ي "کراستي

188
00:14:07,846 --> 00:14:10,717
. اين بيست و نهمين نمايش سالانه ي "کراستي" دلقکه است

189
00:14:14,908 --> 00:14:16,225
. متشکرم، متشکرم

190
00:14:16,652 --> 00:14:20,183
ليزا" ميخواي از بستني من يه گاز بزني؟" -
. نه ممنونم -

191
00:14:20,500 --> 00:14:22,712
بفرستش بياد اينجا پسر

192
00:14:25,460 --> 00:14:28,483
هيچي مثل شکلات نميشه ، ميبيني؟

193
00:14:28,710 --> 00:14:30,803
... و حالا قسمتي از نمايش که مورد علاقه ي منه

194
00:14:31,049 --> 00:14:33,949
اون چي داره ميگه؟
"با تماشاگرا صحبت مي کنه؟"

195
00:14:34,220 --> 00:14:38,006
اوه خداي من، اين هميشه مرگه
. بسيار خوب

196
00:14:38,296 --> 00:14:40,389
. اوه نه، لطفا من رو با رالف نشون نده

197
00:14:41,549 --> 00:14:44,206
اسمت چيه پسر جون؟ -
رالف -

198
00:14:44,514 --> 00:14:47,413
و اين دوست دختر توئه رالف ؟ -
! بله -

199
00:14:47,685 --> 00:14:51,591
من عاشق ليزا سيمپسون هستم و ميخوام وقتي
. که بزرگ شدم باهاش ازدواج کنم

200
00:14:51,884 --> 00:14:54,154
! نه

201
00:14:54,412 --> 00:14:57,574
! حالا تو گوش کن ببين من چي ميگم
! من تو رو دوست ندارم، هيچ وقت هم نداشتم

202
00:14:57,853 --> 00:14:59,839
تنها دليل اين که من اون هديه ي ولنتاين رو
... به تو دادم اين بود که

203
00:15:00,132 --> 00:15:02,199
. هيچ کس ديگه اي به تو هديه نميداد ....

204
00:15:02,454 --> 00:15:06,548
اينو ببينيد! قلبش اونقدر واضح داره دو تيکه ميشه
. که ميتونيم هر دو تيکه رو به راحتي ببينيم

205
00:15:07,595 --> 00:15:11,412
! و حالا

206
00:15:14,967 --> 00:15:18,147
ليزا" همه ي عشقها اينجوري تموم نميشند"

207
00:15:18,479 --> 00:15:22,254
بارت" تو هيچ داستان عاشقانه اي سراغ داري که"
آخرش شکست عشقي نباشه؟

208
00:15:22,599 --> 00:15:24,125
! آره، سراغ دارم

209
00:15:24,377 --> 00:15:28,151
تنها دختري که در طول عمرم دوستش داشتم
. من رو به خونه ي درختيش دعوت کرد

210
00:15:28,453 --> 00:15:31,548
. اون ميخواست يه چيز خيلي مهمي بهم بگه

211
00:15:32,962 --> 00:15:36,439
. خيلي خوشحالم، فقط نياز داشتم که اينو به يکي بگم

212
00:15:36,779 --> 00:15:38,245
. من يه دوست پسر دارم

213
00:15:41,597 --> 00:15:43,565
. تو به اين احتياجي نخواهي داشت

214
00:15:52,728 --> 00:15:55,044
! صبر کن ببينم، اين که آخرش شکست عشقي بود

215
00:15:55,295 --> 00:15:57,733
ممنونم واسه دردو دل

216
00:16:07,839 --> 00:16:10,193
: "خوب، به گفته ي "جري لي لويس

217
00:16:10,543 --> 00:16:14,138
".خشم هاي زيادي در حال اتفاق افتادن هستند"

218
00:16:17,619 --> 00:16:20,056
مامان، مگه آخر همه ي داستاناي عاشقانه
خوش نيست؟

219
00:16:20,364 --> 00:16:24,330
... البته، زماني که

220
00:16:24,672 --> 00:16:27,563
خاله "سلما" ازدواج کرد رو يادت هست ؟ ...

221
00:16:29,235 --> 00:16:31,713
. خوبه -
. بزودي ميکشمت -

222
00:16:32,022 --> 00:16:33,509
. صبر کن، صبر کن. اين کار فايده نداره

223
00:16:33,755 --> 00:16:36,978
ميدونم. پدربزرگت، يادت مياد؟

224
00:16:37,261 --> 00:16:38,872
. وقتي شروع شد که ميخواستيم براي شام بريم بيرون

225
00:16:41,739 --> 00:16:43,699
بگو. يه فکر بکر به ذهنم رسيده

226
00:16:43,951 --> 00:16:47,014
چطوره بري داخل و مامانم رو برداري بياري تا
بريم بيرون شام بخوريم؟

227
00:16:47,291 --> 00:16:49,864
. من جنگي برميگردم

228
00:16:53,847 --> 00:16:55,154
. اين که مادر من نيست

229
00:16:55,393 --> 00:16:57,843
. من جنگي برميگردم

230
00:16:59,111 --> 00:17:01,561
منم ميتونم بيام؟

231
00:17:07,128 --> 00:17:10,845
اونا خيلي زود با هم صميمي شدند اما براي
گرفتن دست خانم حريف هاي ديگه اي هم وجود داشت

232
00:17:11,096 --> 00:17:15,180
. آهنگ مورد علاقه ي من، واقعا زيباست

233
00:17:15,435 --> 00:17:19,439
آخرين باري که احساس جووني داشتمو يادم نمياد

234
00:17:20,142 --> 00:17:22,304
واقعا يادن نمياد

235
00:17:26,529 --> 00:17:29,251
بگو، ورزش، مشکلي نداره من رقص
بعدي رو انجام بدم؟

236
00:17:29,519 --> 00:17:32,361
يعني چي... ؟ مگه خودت... ؟

237
00:17:32,629 --> 00:17:37,272
"نيازي به واشر نيست "چارلي
. من خودم يه تنه حواسم بهش هست

238
00:17:50,070 --> 00:17:54,794
اما آخرش، وقتي که به نظر ميرسيد همه چيز خراب
. شده، عشق حقيقي پيروز شد

239
00:17:57,070 --> 00:18:00,313
.... جکلين بووير" آيا تو مايلي که اين مرد رو"

240
00:18:00,590 --> 00:18:03,633
به عنوان همسر قانوني خودت بپذيري؟ ....

241
00:18:03,948 --> 00:18:06,915
. اوه، "مانتي"، آهنگ مورد علاقه ي من
چطور ... ؟

242
00:18:07,146 --> 00:18:09,914
من شخصا درخواست هيچ موسيقي عاشقانه اي
ندارم. چي ..... ؟

243
00:18:10,181 --> 00:18:12,707
! "خانم "بووير

244
00:18:12,928 --> 00:18:15,734
! "خانم "بووير

245
00:18:17,274 --> 00:18:19,840
! "خانم "بووير

246
00:18:20,104 --> 00:18:23,472
عزيزم ، تو مطمئني که ميخواي خانم
مونتگومري بورنز" باشي؟"

247
00:18:23,753 --> 00:18:28,204
مگه خودت خانم "آبراهام.ج سيمپسون" نيستي؟

248
00:18:28,510 --> 00:18:29,824
. نه

249
00:18:31,200 --> 00:18:33,710
! حتي نميخوام هم که باشم -
- Hot diggety damn!

250
00:18:33,930 --> 00:18:36,001
. اون به اندازه ي کافي واسه من خوبه

251
00:18:51,757 --> 00:18:53,470
. به نظر نميرسه پايان خوشي باشه

252
00:18:53,877 --> 00:18:56,914
بيشتر شبيه يک داستان جدا از بيگانگي
. امروزيه

253
00:18:57,191 --> 00:19:01,404
من تسليمم. ببينم کسي امشب چيزي
در مورد عشق ياد گرفت؟

254
00:19:01,664 --> 00:19:03,648
آره ، فهميديم که عشق ننه ي ملت رو ميگاد

255
00:19:03,901 --> 00:19:07,870
... خوب، اين يه طرف قضيه است. اما با اين وجود

256
00:19:08,168 --> 00:19:09,585
کمکم کن از اين مخمصه بيام بيرون ليسا

257
00:19:09,824 --> 00:19:11,768
متاسفم مامان، من تصميم گرفتم که عشقم رو
... براي کسي نگه دارم که

258
00:19:12,020 --> 00:19:16,152
. قول داده من رو پس نزنه ....
بزودي "کوري" بزودي

259
00:19:20,472 --> 00:19:23,438
. خوب بچه ها، من سعيم رو کردم

260
00:19:23,713 --> 00:19:26,069
ولي شايد حق با تو باشه -
مارج" يه دقيقه صبر کن" -

261
00:19:26,331 --> 00:19:30,272
در عشق نااميدي نيست. ببين، شايد من در
... اين زمينه تخصصي نداشته باشم

262
00:19:30,567 --> 00:19:33,411
. اما يادمه يکبار به اين حقيقت پي بردم ...

263
00:19:33,642 --> 00:19:38,478
. آرتي"، نميدونم. بعدازظهر زيبايي بود"
بيا خرابش نکنيم

264
00:19:38,753 --> 00:19:41,150
. فقط همين -
. "خواهش ميکنم "آرتي

265
00:19:41,371 --> 00:19:46,207
بيا ديگه، منو بوس کن. خواهش ميکنم -
! نه، در واقع، منظورم اينه که، تمومش کن -

266
00:19:48,268 --> 00:19:50,868
"متاسفم "مارج -
. منو ببر خونه -

267
00:20:01,980 --> 00:20:06,164
ممنون ميشم اگه درباره دست درازيم
به کسي چيزي نگي .

268
00:20:06,549 --> 00:20:09,678
واسه خودم نمي گم ، آخه...

269
00:20:09,957 --> 00:20:13,965
. شنيدن اين ميتونه شهر رو به هم بزيزه ...
شب بخير

270
00:20:14,260 --> 00:20:15,823
. آره، درسته

271
00:20:21,063 --> 00:20:24,911
. خفه شو! من تا جايي که ميتونستم رفتم کنار

272
00:20:25,244 --> 00:20:29,773
! بسيار خوب! بسيار خوب
. من توي لجن راه ميرم

273
00:20:30,982 --> 00:20:32,424
هومر"؟" -
مارج"؟" -

274
00:20:32,662 --> 00:20:35,187
ميخواي يه کم سواري کنيم؟ -
. البته -

275
00:20:38,010 --> 00:20:42,236
وقتي به خونه رسيدم فهميدم که بايد
. کيو دوست ميداشتم

276
00:20:42,535 --> 00:20:44,387
کيو ؟

277
00:20:44,634 --> 00:20:48,940
. سلام، تاريخ جشن -
. مارج" ، براي تو" -

278
00:20:51,464 --> 00:20:54,923
چرا اينقدر گرفته اي؟ -
. يه مشکلي دارم -

279
00:20:56,238 --> 00:21:00,261
به محض اينکه ماشين رو نگه داري
... ميخوام بغلت کنم و ببوسمت

280
00:21:00,556 --> 00:21:02,889
. و هرگز از دستت نميدم ...

281
00:21:03,767 --> 00:21:05,618
. اولين بوست

282
00:21:05,905 --> 00:21:08,037
ولي آخري نيست

283
00:21:23,062 --> 00:21:25,396
. "هومي"

284
00:21:28,659 --> 00:21:32,723
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
