WEBVTT

00:00.173 --> 00:04.173
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:04.198 --> 00:05.347
سلام بر همگي

00:05.573 --> 00:11.091
ميدونين...هالوين يکي از تعطيلات عجيبه.
من به شخصه

00:11.333 --> 00:14.643
ستايش روح ها توسط بچه ها و خود رو شبيه شيطان کردن
رو اصلا درک نميکنم

00:14.893 --> 00:18.772
و چيزايي که تلويزيون هم نشون ميده
به سن بچه ها نميخوره

00:19.493 --> 00:23.406
برنامه هايي مثل برنامه 20 دقيقه اي که قراره پخش شه
البته به نظر ميرسه که رو بچه هاي من تاثيري نداره

00:24.053 --> 00:28.683
اما برنامه امشب که البته من توش دستي نداشتم
واقعاً ترسناکه

00:28.933 --> 00:33.085
اگر بچه هاي حساسي دارين شايد بهتر باشه
به جاي نوشتن نامه هاي شکايت به ما

00:33.110 --> 00:36.716
بچه ها رو امشب زودتر بخوابونين شون

00:36.741 --> 00:38.971
از توجه تون ممنونم

01:08.853 --> 01:12.163
چه قدر چيز ميز امسال جمع کردم
من عاشق هالوينم

01:14.173 --> 01:17.609
بذار ببينم بچه ها دارن چي کار ميکنن

01:18.093 --> 01:20.402
و افسر پليس پشت خط تلفن گفت

01:20.853 --> 01:26.166
"ما اون تماس رو رديابي کرديم.. از طبقه زيريتون بود سريع از خونه خارج شيد"

01:26.813 --> 01:29.850
اما ديگه دير شده بود
پايان داستان

01:30.093 --> 01:33.085
من اينو وقتي کلاس سوم بودم شنيدم
اصلا ترسناک نيست

01:33.333 --> 01:34.607
خيلي هم هست
نيست

01:34.813 --> 01:36.007
هست
نيست

01:36.213 --> 01:40.570
باشه پس تو ترسناک ترشو بگو-
چراغ قوه لطفاً-

01:41.373 --> 01:46.083
اينم يه داستان که واقعاً وحشتناکه-
اوهو-

01:46.333 --> 01:50.565
من اسمشو گذاشتم:
خانه ي روياهاي بد

01:57.853 --> 02:00.572
خوب تموم شد اينجارو امضا کنيد-
خدمت شما دوست من-

02:00.773 --> 02:03.970
اين هم يک دلار براي شما-
فقط يک چوق-

02:04.173 --> 02:06.767
اميدوارم خونه نفرين شده باشه-
هان؟-

02:07.173 --> 02:08.970
!خوب، اينم خونمون
سیمپسونز دات آی آر

02:09.373 --> 02:13.048
هنوزم باورم نميشه اين قدر ارزون اينجارو گرفتيم-
فروشنده با انگيزه بود-

02:13.493 --> 02:15.768
حتماً انگيزه قوي داشته

02:15.973 --> 02:20.410
محله خوب ،18 تا اتاق خواب و زيرزمين
ما هيچ وقت همچين چيزي گير نمي آورديم

02:20.853 --> 02:23.845
يه بارم يه معامله خوب به تور ما خورد
انقدر گير نده

02:24.293 --> 02:27.046
به نظر ميرسه که يه جاي کار ميلنگه

02:27.493 --> 02:29.688
آخ مامان، بارت کتاب پرت کرد به من

02:30.053 --> 02:32.169
من نبودم-
تو بودي-

02:32.613 --> 02:35.286
"بريد بيرون"

02:35.533 --> 02:39.162
اين ديگه چي بود-
فقط صداي در و دیوار خونه بود-

02:44.853 --> 02:48.482
اين آشپزخونه واقعاً نياز به تميز کردن داره

02:50.373 --> 02:53.683
هومر، اين چيه اين گوشه؟-

02:54.253 --> 02:58.041
شبيه يه جور گردابه
يه دروازه به ابعاد دنياهاي ديگه

02:58.373 --> 03:01.365
اوه، دروازه .. بگير

03:05.613 --> 03:07.808
چه جالب

03:12.533 --> 03:15.172
"آشغالهاتون رو به دنياي ما نريزيد"

03:15.413 --> 03:17.973
مامان! بابا! کمک-

03:20.453 --> 03:22.762
"بريد بيرون"

03:23.013 --> 03:26.801
خوب پسر ببينم اين دفعه ديگه
چه بهونه اي ميخواي بياري

03:27.573 --> 03:30.007
من وجود يه نيروي شيطاني رو احساس ميکنم

03:30.253 --> 03:32.972
شيطان؟-
هيس، داري مادرتو ميترسوني-

03:33.173 --> 03:36.483
بچه ها کاپشناتون رو بپوشين-
همين الان ازينجا ميريم

03:36.933 --> 03:41.802
صبر کن مارج. اين طبيعيه
هر خونه ي قديمي اي يه سري مشکلات داره

03:42.453 --> 03:45.763
اما درست شدنيه
مشکلش چيه؟

03:46.173 --> 03:47.606
...يه چندتا کشيش مياريم و

03:47.853 --> 03:51.448
من تو خونه ي شيطاني فقط  واسه اين -
که چند دلار حروم نشه زندگي نميکنم

03:51.473 --> 03:53.286
انقدر يه دنده نباش-

03:53.733 --> 03:59.649
چند دلار چيه..حرف سر چند هزار دلاره

04:01.533 --> 04:04.172
چه سقف بلندي داره

04:07.013 --> 04:11.006
ببين چي ميگم يه شب اينجا -
ميخوابيم فردا تصميم ميگيرم باشه؟

04:11.573 --> 04:15.043
باشه، اما اگه اتفاقي بيوفته-
چه اتفاقي بيوفته-

04:20.853 --> 04:24.004
همشون مخالف تو هستن بارت

04:24.533 --> 04:29.607
.همشون رو بايد بکشي
همشون بايد بميرن

04:30.053 --> 04:32.965
تو وجدان مني؟-
..من-

04:33.373 --> 04:35.682
بله من وجدانتم-

04:36.493 --> 04:40.202
ليزا، ليزا

04:40.227 --> 04:43.742
چاقوي قصابي ، ليزا

04:48.653 --> 04:51.565
همشون مخالف منن

04:51.973 --> 04:54.931
همشون بايد بميرن

05:02.053 --> 05:05.568
مارج ،هي مارج

05:05.813 --> 05:09.362
من تو آشپزخونم ، هومر-

05:18.413 --> 05:22.201
بميرين! بيميرين! همگي بميرين

05:29.733 --> 05:31.405
اينجا چه خبره؟

05:31.653 --> 05:35.089
هومر، بارت، ليزا، مگي ، بس کنين
ببخشيد پدر-

05:35.533 --> 05:37.364
ببخشيد بارت-
ببخشيد مامان-

05:37.853 --> 05:39.081
خوب معلوم شد. همين الان ميريم

05:39.533 --> 05:42.570
گفتي ميخوابيم بعداً تصميم ميگيري-
مهم نيست-

05:42.773 --> 05:45.162
اين خونواده با بقيه يه فرقايي داشت

05:45.613 --> 05:49.288
اما ديگه چاقو کشي و ... نداشتيم
اينا تقصير اين خونس

05:49.533 --> 05:51.967
مامان! بابا ! نيگاه

05:53.973 --> 05:58.603
اين قبرستون باستاني سرخ پوستهاست-
پسر ، اين خونه همه چي داره-

05:58.853 --> 06:01.162
چيه باستاني سرخپوستي؟

06:04.773 --> 06:07.207
آقاي پلوت؟ هومر سيمپسون هستم

06:07.653 --> 06:11.441
وقتي اين خونه رو ميفروختي
يه چيزي رو نگفتي

06:11.893 --> 06:16.887
اين که اين خونه رو گورستان باستاني سرخپوستاست

06:17.133 --> 06:19.966
نه ، نگفتي

06:20.413 --> 06:22.608
خوب من که يادم نمياد-

06:23.053 --> 06:26.409
آره؟ باشه.. خداحافظ

06:27.373 --> 06:30.171
گفت که بهم پنج شيش بار هم گفته-
بريم بچه ها-

06:30.413 --> 06:31.562
اه، مارج-
!هومر-

06:31.973 --> 06:34.282
همتون خواهيد مرد

06:34.733 --> 06:36.371
به آرامي خواهيد مرد

06:36.773 --> 06:42.166
.معده هاتون ورم خواهد کرد
روده هاتون پيچ خواهد خورد و به جوش خواهد آمد

06:42.613 --> 06:46.322
چشم هاتون منفجر خواهد شد
...و يه سري چيزاي ترسناکه ديگه

06:46.773 --> 06:51.972
شايد هم مغزاتون از دماغ تون بيرون بزنه...

06:52.413 --> 06:56.668
هيس ! خفه شو-
اين قدر مارو تهديد نکن

06:56.893 --> 07:01.762
اين قدر چيزاي وحشتناک نگو
!يکم ادب از خودت نشون بده

07:06.573 --> 07:10.424
نيگاه! دستام دارن ميلرزن..
تا حالا انقدر عصباني نشده بودم

07:10.613 --> 07:12.432
دستت بلرزه بهتر از ترکيدن چشمه

07:12.457 --> 07:13.936
بازم بکن-
چي کار؟-

07:14.182 --> 07:15.979
ديوار هارو خوني کن-
نه-

07:16.413 --> 07:18.483
هي ما تورو خريديم
يکم خون راه بنداز

07:18.733 --> 07:22.612
مجبور نيستم شمارو سرگرم کنم-
بدو، خون راه بنداز-

07:22.853 --> 07:25.393
يالا ، بدو بدو بدو-

07:25.573 --> 07:29.009
براي چي مارو ميترسوني؟
ميخواي ازين که بهت نزديک شيم جلوگيري کني؟

07:29.813 --> 07:32.725
شايد جلوگيري از اين که دوستت داشته باشيم؟
ولم کن-

07:32.750 --> 07:34.024
اونجوري با دخترم حرف نزن

07:34.124 --> 07:36.843
هي خانم، گوش کن-
منو خانم صدا نکن-

07:37.264 --> 07:41.668
من مارج سيمپسون هستم و
ما از اين خونه جم نميخوريم

07:41.893 --> 07:47.092
هممون قراره با هم زندگي کنيم پس بهتره
تو هم به اين وضع عادت کني. لطفاً

07:48.253 --> 07:51.962
ميشه يه دقيقه تنهايي فکر کنم؟-
حتماً-

07:57.533 --> 07:59.763
زندگي با سيمپسون ها

08:00.253 --> 08:02.164
ديگه چه انتخابايي دارم؟

08:08.733 --> 08:09.802
وو-
ايول-

08:10.453 --> 08:13.604
نابود کردن خودش رو به زندگي
با ما ترجيح داد

08:13.973 --> 08:16.726
يکم احساس پذيرفته نشدن به ادم دست ميده

08:21.653 --> 08:24.596
اين اصلاً ترسناک نبود بارت-
ا، آره؟-

08:25.031 --> 08:28.660
پس نظرت راجع به اين انگشت قطع شده چيه؟

08:31.413 --> 08:33.244
اه! آب دهن بچه

08:33.733 --> 08:38.682
خوب اون داستان فقط برا گرم کردن بود واسه
اين داستان

08:41.253 --> 08:43.562
گرسنگان ملعون

08:46.013 --> 08:48.686
هومر، چقدر مگس-
نگران نباش-

08:49.036 --> 08:51.869
فقط کافيه مگش کش عزيز رو روشن کنم-

08:54.533 --> 08:56.922
اوه ، يه مگس گنده بود

09:12.653 --> 09:14.086
خوب فکر کنم کافي باشه

09:14.333 --> 09:19.361
هيچي تو زندگي بهتر از يه همبرگر
که کامل پخته باشه نيست

09:20.653 --> 09:22.325
ايول، مرد

09:35.813 --> 09:39.772
ساندويچا داره يخ ميکنه بچه ها
..خدايا

09:49.933 --> 09:50.968
هان؟

10:15.173 --> 10:19.769
سلام زميني ها
من کنگ هستم ، وحشت نکنيد

10:19.973 --> 10:22.168
ما صدمه اي به شما نميزنيم-

10:22.613 --> 10:25.764
تو انگليسي حرف ميزني؟-
در واقع من به زبان رايجلي حرف ميزنم-

10:26.173 --> 10:29.802
که تصادفاً اين دو زبان شبيه به هم هستند

10:30.053 --> 10:34.285
ميخواين با ما چي کار کنين؟-
کودوس و من ميخوايم شما رو به رايجل 4 ببريم-

10:34.733 --> 10:38.282
جهاني با لذت بينهايت
تا با محروم کردن شما از اون ها

10:38.773 --> 10:41.082
محدوديت هاي خرد تون رو  به چالش بکشيم

10:41.533 --> 10:45.367
ببين، من ميدونم از نظر شما ما سيمپسون ها
مرتبه ي پاييني از زندگي داريم

10:45.613 --> 10:50.084
در واقعا ما با اين تفکر هر روز برخورد ميکنيم
اما تو سياره خودمون شاد هستيم

10:50.613 --> 10:53.605
به ما رحم کنين
لطفاً مارو برگردونين-

10:54.053 --> 10:56.328
وقت شامه-
اينهمه غذارو ببين-

10:56.573 --> 11:00.202
بفرماييد. هرچقدر ميخواين بردارين
و هر قدر برداشتين بخورين

11:00.653 --> 11:02.132
ممنون، آقاي
simpsons dot it

11:02.573 --> 11:07.408
اگه بخواي درست تلفظ کني
بايد زبونت رو بکنم

11:11.013 --> 11:13.083
ميگوي سرخ شده-
استيک-

11:13.333 --> 11:16.530
گوشت خوک-
ببين ، دورچين ترب-

11:17.397 --> 11:20.164
درست کردنشون خيلي سخته
اين افراد از نژاد پيشرفته اي هستن

11:20.193 --> 11:24.186
بفرماييد زميني ها بخوريد-
بخوريد تا چاق شيد

11:27.973 --> 11:29.964
فکر کنم يه مشکلي وجود داشته باشه

11:30.173 --> 11:34.769
دختره راست ميگه! برام سس بيارين

11:36.213 --> 11:40.092
به چي خيره شدي؟-
خانم خوبي داري-

11:40.533 --> 11:42.569
ممنون

11:43.653 --> 11:49.489
افتخار ماست که براتون در اين سفر
اسباب سرگرمي تهيه کنيم

11:50.133 --> 11:54.649
ما حدود يک ميليون کانال از نقاط دور کهکشان رو داريم

11:54.893 --> 11:57.123
ها رو هم دارين؟HBO -
نه، اونا گرونه-

11:57.533 --> 12:00.570
و اينجا هم آخرين دستاوردمون
در فناوري هاي سرگرم کننده

12:00.813 --> 12:03.611
نسخه کامپيوتري بازي پينگ پونگ شما

12:04.053 --> 12:07.788
...راکت هاتون رو با-
اين که بازيه پونگه-

12:07.813 --> 12:12.334
يکم به روز تر باش بابا-
ما اينو قبل از ازدواجمون بازي کرديم-

12:12.489 --> 12:14.445
ببينيد اين سفينه رو هم ما طراحي کرديم ها

12:14.720 --> 12:19.475
اصلاً هر کي استاده سفرهاي بين کهکشان هاست
دستش رو بياره بالا

12:25.093 --> 12:30.167
بسيار خوب-
ببخشيد ، بازي تون خيلي قشنگه-

12:32.253 --> 12:36.028
وقت شامه-
چطوريه که شما هيچ وقت چيزي نميخوريد-

12:36.053 --> 12:40.763
اوه، هيچي فقط نميخوايم اشتهامون
براي غذاي مراسم بزرگ کور شه

12:40.973 --> 12:43.806
مراسم بعد از فرود در رايجل چهار

12:44.253 --> 12:46.767
اوه مراسم؟-
ما هم دعوت داريم؟-

12:47.173 --> 12:49.607
شما هم در مراسم خواهيد بود-

12:49.853 --> 12:53.971
فکر ميکنم مهمون هاي افتخاري مراسم هم باشيد

12:56.253 --> 12:59.211
بيشتر برامون بگو-
نه، نه، فعلاً غذا بخوريد-

12:59.453 --> 13:07.449
وقتي رسيديم زمان زيادي براي (جويدن چاقه) داريم
توضيح اين اصطلاح در واقع به معني گپ زدن دوستانه است

13:12.253 --> 13:14.562
خيلي خوبه، پسر زميني

13:19.253 --> 13:22.609
عاليه جناب سيمپسون عاليه

13:33.573 --> 13:37.532
اين ادويه براي انسان بهترين طعم رو داره

13:50.853 --> 13:53.367
واي سين، متوجه نيستين چه اتفاقي داره ميوفته؟

13:53.613 --> 13:56.332
دارن مارو چاق ميکنن
که بعداً بخورنمون

13:56.533 --> 13:58.125
ليزا-
اه، بيخيال ليزا-

13:58.533 --> 14:01.889
اگر باور نميکنين، اين کتاب رو ببينين

14:03.693 --> 14:06.605
راست ميگه-
انسانها چرا خوردن را متوقف کرديد-

14:06.853 --> 14:09.413
گوش کن، موجود فضايي بزرگ ابله

14:09.853 --> 14:13.402
هيچکس ، هيچکس سيمپسون هارو نميخوره

14:13.653 --> 14:16.804
ببخشيد؟-
ما کتابتون رو پيدا کرديم-

14:17.253 --> 14:18.606
منظورتون اينه؟

14:18.853 --> 14:25.766
اين يه کتاب آشپزي بي ضرره
يکم هم خاک گرفته
پختن انسان ----> پختن براي انسان

14:28.853 --> 14:33.571
صبر کن بينم
پختن براي انسان----> پختن چهل انسان

14:35.333 --> 14:41.008
وايسيد، بازم گرد و خاک رو اين هست
پختن چهل انسان---->پختن براي چهل انسان

14:41.861 --> 14:45.820
بذار قضيه رو روشن کنم، شما فکر کرديد-
فکر کردن ما ميخوايم بخوريمشون-

14:46.421 --> 14:51.788
خدايا، اين يه جور شوخيه؟-
نه ، جدي بودن-

14:52.060 --> 14:54.628
پس چرا اين همه غذا به خوردمون دادين؟

14:54.653 --> 14:57.804
به خوردتون داديم؟
ما يه مقدار غذاي ناچيز جلوتون گذاشتيم

14:58.253 --> 15:00.608
شما مثل خوک به خوردن افتادين

15:00.853 --> 15:05.722
من مثل برده روزها تو آشپزخونه
جون کندم

15:06.293 --> 15:10.788
خوب، اگر ميخواستين سراک.. رو به گريه بندازين
موفق شدين

15:10.813 --> 15:15.250
شما تنها موجودات داراي احساس نيستين
اينو ميدونستين؟

15:22.253 --> 15:24.209
ما به شما بهشت رو پيشنهاد کرديم

15:24.733 --> 15:29.124
اونجا احساساتي صد مرتبه بهتر از عشق
و هزار مرتبه بهتر از

15:29.733 --> 15:32.088
تفريح رو تجربه ميکرديد

15:32.333 --> 15:36.884
با شما مثل خدا رفتار ميشد و زندگي جاويد ميداشتيد

15:37.533 --> 15:42.482
اما الان به خاطر اين بي اعتمادي برگرفته از طبعتون
چنين نخواهد شد

15:42.733 --> 15:46.169
به عنوان يه نژاد برتر، خيلي برتريشون رو
به رخ ميکشند

15:49.733 --> 15:53.362
هيولاها سوار اون سفينه بودند
هيولا ها ما بوديم نه اونها

15:53.773 --> 15:57.083
ليزا حالا ديدي چرا ميگيم خيلي
باهوش بودنت بهت ضرر ميزنه

15:57.333 --> 16:00.370
آفرين ، ليزا-
آره ، واقعاً ممنون ليزا-

16:06.533 --> 16:09.570
الو، يه اتفاق ترسناک در جريانه وقوعه

16:13.053 --> 16:16.090
هي، الان هالوينه ، کتاب رو بنداز اونور

16:16.533 --> 16:22.051
براي اطلاعت بايد بگم که دارم يک داستان
ترسناک اثر ادگار آلن پو رو ميخونم

16:22.493 --> 16:27.203
صبر کن، اون يه کتاب درسيه-
نترس، قرار نيست چيزي ياد بگيري-

16:27.853 --> 16:30.606
اسمش هست ، کلاغ

16:30.853 --> 16:33.208
نيمه شبي دلگير

16:33.453 --> 16:36.286
که من خراب و خسته، غرق مطالعه

16:36.733 --> 16:40.567
مجلدي عجيب بودم از دانش از ياد رفته

16:40.973 --> 16:44.966
در ميان سرتکان دادن ها و گاه به خواب رفتن ها
ناگهان انگشتي به در خورد

16:45.173 --> 16:48.483
گويي تق تقي بود، با صدايي
نرم که کسي بر در اطاقم مي زد

16:48.973 --> 16:50.804
زير لب گفتم
ميهماني آمده است-

16:51.253 --> 16:54.086
و بر در اطاقم ميزند

16:54.333 --> 16:56.289
همين و نه چيزي ديگر

16:56.933 --> 17:01.006
الان بايد بترسيم؟-
بارت، فعلاً داره فضاسازي ميکنه-

17:01.253 --> 17:05.292
آه، خوب به ياد دارم که شبي زمستاني و حزن انگيز بود

17:05.733 --> 17:08.964
و هر تکه ذغال رو به مرگ شبح
خود را بر کف اطاق مي تنيد

17:09.213 --> 17:11.010
مشتاقانه آرزومند روز بودم

17:11.453 --> 17:16.163
و به عبث تلاش کرده بودم تا از کتابهايم
درماني وام کنم براي درد و غمم

17:17.413 --> 17:19.369
غم از دست دادن لنور

17:19.773 --> 17:21.206
اووه ، لنور-

17:21.653 --> 17:25.487
دوشيزه اي بي مثال و تابنده که
فرشتگانش لنور نام داده اند

17:25.933 --> 17:28.049
و اينجا نامي از او نمانده ديگر

17:30.733 --> 17:35.249
و خش خش محزون و ابريشمين هر پرده عنابي
دلم را به تپش مي انداخت

17:35.693 --> 17:39.163
وجودم را از هراسهايي وهم آلود مي آکند
هراسهايي که پيش ازين هرگز نداشتم

17:39.413 --> 17:42.007
چنانکه اکنون براي آرام کردن دل
ايستادم و بر خود تکرار کردم

17:42.253 --> 17:45.404
ميهماني است سرزده که بر در اطاقم اذن دخول مي طلبد
همين و نه چيزي ديگر

17:46.053 --> 17:49.568
حال، قوت قلب داشتم، ديگر ترديد نکردم

17:50.013 --> 17:51.412
گفتم
حضرت آقا-

17:51.653 --> 17:55.407
يا سرکار خانم، من براستي پوزش مي طلبم

17:55.853 --> 18:00.973
حقيقت آنست که خواب مرا در گرفته بود
و شما چنان آهسته بر در زديد

18:01.173 --> 18:04.370
و چنان آهسته انگشت به در زديد که
مطمئن نيستم آن را شنيده باشم

18:04.773 --> 18:06.764
در اينجا در را کامل باز کردم

18:07.013 --> 18:09.129
بهتره که چيز وحشتناکي پشت در باشه

18:09.973 --> 18:13.170
ظلمت بود آنجا و نه چيز ديگر

18:13.933 --> 18:15.571
ميدوني چي ميتونست ترسناکترش کنه؟-

18:15.813 --> 18:17.212
چي؟-
هر چيزي-

18:17.773 --> 18:21.163
با روحي آشفته به اطاق بازگشتم

18:21.573 --> 18:25.361
اما اندکي بعد دو باره صدائي
بلندتر از بار نخستين شنيدم

18:26.653 --> 18:27.688
با خود گفتم

18:28.133 --> 18:30.203
يقيناً کسي پشت پنجره اطاق ايستاده است

18:30.653 --> 18:33.884
ببينيم کيست و اين راز را آشکار کنيم

18:34.133 --> 18:37.170
پنجره را گشودم، ناگهان ديدم

18:37.413 --> 18:40.166
کلاغي که گوئي از کلاغان ايام مقدس کهن بود

18:40.613 --> 18:43.571
بالهاي خود را بر هم سائد و وارد اطاق شد

18:43.773 --> 18:46.890
اما با وقاري نظير وقار آقاها و
خانمهاي اشرافي بالاي در اطاق من

18:47.333 --> 18:50.211
روي مجسمه «پالاس» که درست
بالاي در نهاده شده بود نشست

18:50.653 --> 18:53.565
نشست و جاي خود را مرتب
کرد و هيچ کاري غير از اين نکرد

18:54.853 --> 18:57.572
بدو گفتم «با آنکه موئي بر سر و تاجي بر آن نداري
«يقيناً حيله گر نيستي

18:58.013 --> 19:03.804
اي کلاغ شوم که از دنياي کهن آمده اي تا
در کرانه هاي مرمور شب سرگردان شوي

19:04.053 --> 19:09.730
بگو نام اشرافي تو در ديار افلاطوني شب چيست؟
کلاغ  گفت-

19:10.373 --> 19:13.206
برو بينيم بابا-
بس کن بارت کلاغ گفت هرگز-

19:13.853 --> 19:17.243
و اين تنها کلمه ايه که ميگه-
باشه، باشه-

19:21.053 --> 19:23.567
آن وقت ناگهان به نظرم رسيد که ارواحي ناپيدا

19:23.813 --> 19:27.089
آهسته روي فرش ضخيم اطاق
من راه مي روند و مجمرهائي نامرئي
مجمر لعنتي-

19:27.533 --> 19:31.003
بر دست دارند که از آنها دودي عطر آگين
بر مي خيزد و هواي اطاق را غليظ مي کند

19:31.453 --> 19:32.488
به خود گفتم
اي تيره روز-

19:32.933 --> 19:35.163
خداي تو با دست فرشتگان خويش براي تو

19:35.413 --> 19:38.166
آرامش روح فرستاده. داروي
فراموشي خاطرات لنور را فرستاده

19:38.573 --> 19:43.727
تا آنرا بياشامي و خاطره لنور
از دست رفته ات را از ياد ببري

19:44.173 --> 19:45.811
اما کلاغ باز فرياد زد
-هرگز

19:46.053 --> 19:50.888
خشمگين از جاي جستم و فرياد زدم
خواه پرنده باشي و خواه شيطان، اين گفته تو فرمان جدائي ما بود-

19:51.333 --> 19:55.372
زود به ميان طوفان باز گرد، به
ساحل افلاطوني شب باز گرد

19:55.773 --> 20:00.289
و در اطاق من هيچ پر سياهي بياد
دروغي که گفتي بر جاي مگذار

20:00.733 --> 20:04.772
از  روي اين مجسمه که بالاي در اطاق من است
بر خيز و تنهائي مرا بر هم مزن

20:05.133 --> 20:10.571
نوک خود را از قلبم بيرون آور
و از اين در بيرون برو

20:11.213 --> 20:13.249
کلاغ گفت
هرگز-

20:13.653 --> 20:18.363
نوک خود را از قلبم بيرون آور
و از اين در بيرون برو

20:19.013 --> 20:20.082
کلاغ گفت

20:20.293 --> 20:22.284
هرگز-
چرا تو موجود-

20:25.533 --> 20:27.763
بيا اينجا کلاغ کوچک-

20:38.893 --> 20:42.772
هرگز، هرگز-
هرگز

20:52.573 --> 20:56.805
هنوز کلاغ، بي حرکت و آرام، همچنان

20:57.253 --> 21:00.404
روي مجسمه پريده رنگ پالاس
در بالاي در اطاق من نشسته است

21:00.853 --> 21:04.289
چشمان او درست حالت چشمان
شيطاني را دارد که به رؤيا فرو رفته باشد

21:04.733 --> 21:08.203
و نور چراغي که بدو مي تابد، سايه...
او را بر کف اطاق مي گستراند

21:08.453 --> 21:12.765
و من حس مي کنم که ازين پس ديگر روح من ازين
سايه که در کف اطاق مي لرزد جدا نخواهد شد

21:12.973 --> 21:16.363
هرگز ازين حد بالاتر نخواهد رفت!
هرگز بالاتر نخواهد رفت

21:19.653 --> 21:22.770
ليزا،  اصلاً ترسناک نبود
نه حتي واسه يه شعر

21:23.013 --> 21:26.972
خوب اين مال سال 1845 هستش
شايد ميشد مردم اون موقع رو آسون تر ترسوند

21:27.213 --> 21:32.082
آره، مثلاً همين فيلم جمعه سيزدم ،قسمت اول
نسبت به استانداردهاي امروزي اصلاً ترسناک نيست

21:32.333 --> 21:34.563
بچه ها ، وقت خوابه-

21:35.173 --> 21:38.961
فکر کنم امشب واسه خوابيدن هيچ
مشکل و ترسي نداشته باشم

21:56.373 --> 21:58.728
اوه ، نه مارج ، خواهش ميکنم

21:58.973 --> 22:01.692
من نميتونم با چراغ روشن بخوابم

22:01.933 --> 22:05.482
اينا فقط داستاناي بچه هاس
نميتونه صدمه اي بهت بزنه

22:12.853 --> 22:16.482
اوه ، از هالوين متنفرم

22:16.483 --> 22:36.483
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
