WEBVTT

00:06.000 --> 00:10.000
‫این داستان کاملاً تخیلیه و هرگونه شباهت به افراد واقعی
‫چه زنده و چه مرده، کاملاً تصادفی و اتفاقیه

00:11.000 --> 00:22.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:26.000 --> 00:33.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:33.784 --> 00:36.494
‫-خب، همه‌تون تموم کردین؟
‫-هوم

00:36.495 --> 00:41.041
‫خب، سؤال این بود که کی از همه‌مون فقیرتره؟

00:43.043 --> 00:44.502
‫یه رأی برای تام

00:44.503 --> 00:46.671
‫-ببخشید رفیق
‫-معلومه رابرت

00:46.672 --> 00:48.423
‫دو رأی برای تام

00:50.259 --> 00:51.551
‫آخی، سه رأی به تام

00:52.177 --> 00:55.179
‫-تام رسماً فقیرترینمونه
‫-نه، بابام ولمون کرد، باشه؟

00:55.180 --> 00:57.640
‫حتی یه مهلت نداد که بتونیم برای وضع مالی‌مون برنامه‌ریزی کنیم

00:57.641 --> 01:00.685
‫یه‌دفعه گورش رو گم کرد و بدون هیچ هشداری رفت، خیلی هم خوشحالم که این‌قدر بهتون خوش می‌گذره

01:00.686 --> 01:03.229
‫تام، ما همیشه همین کارو می‌کنیم.

01:03.230 --> 01:05.690
‫فقط خودمونیم، همیشه فقط خودمون بودیم.

01:05.691 --> 01:08.609
‫عمداً مسخره و احمقانه‌ست، فقط یه بازیه.

01:08.610 --> 01:10.570
‫آره، بازی‌ای که انگار همیشه توش برنده‌ای.

01:10.571 --> 01:12.947
‫کی از همه خوشگل‌تره؟ کی از همه باهوش‌تره؟

01:12.948 --> 01:15.908
‫کی بیشتر از همه احتمال داره موفق بشه، کی بیشتر از همه احتمال داره ملکه جشن بازگشت به مدرسه بشه؟

01:15.909 --> 01:17.994
‫سوزان، سوزان، سوزان، سوزان.

01:17.995 --> 01:20.621
‫در عوض، این یارو اینجا قشنگ همه رأی‌های «فقیرترین» رو درو می‌کنه

01:20.622 --> 01:23.040
‫دِبی هم مرتب رأی «کی بیشتر از همه باید ده کیلو کم کنه» رو می‌بره

01:23.041 --> 01:27.629
‫ببخشیدا، من اون یکی رو فقط یه بار بردم، اونم بعد از اینکه یه بسته دوریتوس خوردم.

01:28.839 --> 01:31.258
‫خدای من، برت، کجا بودی؟

01:32.050 --> 01:34.468
‫کل روز داشتم بهت زنگ می‌زدم، جواب ندادی.

01:34.469 --> 01:35.970
‫آره، برت، کجا بودی؟

01:35.971 --> 01:39.265
‫از همیشه خسته‌تر و رنگ‌پریده‌تری، که خودش حرف زیادیه.

01:39.266 --> 01:41.267
‫ولش کنین، الان اینجاست.

01:41.268 --> 01:43.478
‫برت، داریم رأی‌گیری مخفی می‌کنیم، تو سؤال رو بگو.

01:44.062 --> 01:45.146
‫ترولر کیه؟

01:45.147 --> 01:47.357
‫نه، به اندازه کافی جذاب نیست.

01:47.858 --> 01:52.695
‫من یه چیزی مثل «بهترین سینه‌ها» رو ترجیح میدم که خودم همه رأی‌هاشو می‌برم.

01:52.696 --> 01:54.990
‫ولی به‌عنوان نگهبان صندوق و شمارنده آرا، قبولش می‌کنم

01:55.866 --> 01:58.368
‫برت، وقت رأی دادنه، رأی بده.

02:00.412 --> 02:04.290
‫منم می‌برم، خوش‌قیافه‌ترین، کسی که بیشتر از همه احتمال داره بزرگ‌ترین آلت رو داشته باشه

02:04.291 --> 02:06.709
‫خوش‌بوترین نفس، سکسی‌ترین خط موی زیر شکم

02:06.710 --> 02:09.545
‫هی، اون یکی مال من بود، خیلی دوستش داشتم.

02:09.546 --> 02:11.297
‫بهترین باسن، بهترین لبخند.

02:11.298 --> 02:13.300
‫-باشه.
‫-می‌تونم همین‌طور ادامه بدم

02:17.220 --> 02:19.389
‫اوه اوه، یه رأی برای برت.

02:21.767 --> 02:23.809
‫دِبی، این که خط خودته

02:23.810 --> 02:26.521
‫چی بگم؟ این اواخر خیلی درگیر مرگ شدی

02:27.189 --> 02:30.901
‫یه رأی برای سوارکاران آخرت
‫اوه، این همون فرقه‌ست؟

02:31.735 --> 02:32.736
‫خمیازه.

02:33.320 --> 02:35.404
‫یه رأی برای روندا خانومِ واقعاً دوست‌داشتنی

02:35.405 --> 02:36.822
‫رأی خودمه، معلومه.

02:36.823 --> 02:39.992
‫قبلاً دوستش داشتم، همون‌طور که همه‌تون میدونین، ولی حالا میدونم دیوونه‌ست

02:39.993 --> 02:42.161
‫جلوی همه گفت من آدم‌ربام و مرتکب خشونت شدم

02:42.162 --> 02:44.455
‫اونم وقتی که با بزرگواری تاجمو پس داده بودم.

02:44.456 --> 02:45.915
‫عزیزم، الان دیگه یه افسانه‌ای.

02:45.916 --> 02:48.501
‫۴۵ دقیقه توی زندان بودی و بعد آزادت کردن

02:48.502 --> 02:50.753
‫با این حال، بابا و مامانم مجبور شدن بیان.

02:50.754 --> 02:52.631
‫مامانم دیوونه شد.

02:53.256 --> 02:55.591
‫این‌قدر گریه کرد که واقعاً از خجالت آب شدم، شما اونجا نبودین

02:55.592 --> 02:59.553
‫کی اهمیت میده؟ اون خانوم کوچولوی راهپیمایی دایمز فوراً حرفشو پس گرفت

02:59.554 --> 03:01.430
‫گفت گیج شده بوده.

03:01.431 --> 03:04.725
‫پدر و مادرش بردنش یه آسایشگاه روانی توی تنسی

03:04.726 --> 03:06.811
‫جایی که از اول هم باید می‌بود.

03:06.812 --> 03:10.314
‫محبوبیتت الان در بالاترین حدشه، سو سو
‫پس چرا این‌قدر تلخی؟

03:10.315 --> 03:11.565
‫حق با توئه.

03:11.566 --> 03:14.528
‫روندا مشکل داره.
‫خیلی چیزا از سر گذرونده.

03:16.363 --> 03:19.782
‫می‌خوام علناً رأی مخفی‌مو پس بگیرم و بعد هم رأی ندم.

03:19.783 --> 03:21.451
‫ببخشید، هنوز یه کم دست‌وپام می‌لرزه.

03:22.035 --> 03:25.246
‫خب، یه رأی برای رابرت.

03:25.247 --> 03:28.332
‫هی، دو رأی برای برت، برنده

03:28.333 --> 03:31.043
‫-مثل اینکه تو ترولری، برت
‫-ووهو!

03:31.044 --> 03:32.671
‫مثل اینکه همین‌طوره.

03:34.089 --> 03:35.673
‫هی، می‌خواین بدونین چرا توی ۱۸ ساعت گذشته

03:35.674 --> 03:38.050
‫ نتونستین باهام تماس بگیرین؟

03:38.051 --> 03:39.052
‫معلومه.

03:40.512 --> 03:44.098
‫تمام شب توی کلانتری بودم و شهادت می‌دادم.

03:44.099 --> 03:46.184
‫چی؟ چرا؟

03:49.354 --> 03:51.106
‫مت کلنر مرده.

03:55.068 --> 03:56.486
‫یا خدا.

03:58.071 --> 03:59.656
‫من سر بریده‌ اش رو پیدا کردم.

04:04.619 --> 04:06.496
‫یکی می‌خواسته من پیداش کنم.

04:10.400 --> 04:15.200
‫"شاردها"

04:17.299 --> 04:19.676
‫مرگ مت کلنر همه‌چیز رو عوض کرد.

04:24.890 --> 04:27.726
‫دیگه فقط من نبودم که نگران ماجرا بودم.

04:28.852 --> 04:31.395
‫هر کسی که تا اون موقع منو متهم کرده بود که پارانوئید شدم

04:31.396 --> 04:34.733
‫دیگه نمی‌تونست انکار کنه که یه قاتل بین خودمونه

04:37.277 --> 04:40.154
‫مدرسه برای یه هفته تعطیل شد و وقتی دوباره باز شد

04:40.155 --> 04:43.450
‫حضور پلیس یه‌دفعه خیلی پررنگ شد و تا آخر سال هم ادامه داشت.

04:47.120 --> 04:48.455
‫بازجویی‌ها شروع شد.

04:49.706 --> 04:51.541
‫یه‌دفعه همه مظنون شده بودن.

04:54.336 --> 04:56.212
‫اگه براتون سؤاله که ترولر چطور تونست شب جشن بازگشت به

04:56.213 --> 04:59.548
‫ مدرسه وارد محوطه دبیرستان بشه و قسر در بره

04:59.549 --> 05:02.760
‫باید یادتون باشه که اون موقع سال ۱۹۸۱ بود.

05:02.761 --> 05:05.387
‫نه موبایلی وجود داشت، نه دوربین مداربسته‌ای

05:05.388 --> 05:07.848
‫نه پرونده‌های دیجیتالی‌ای بود، نه دستگاه فلزیاب

05:07.849 --> 05:09.434
‫همه اینا بعد از یازده سپتامبر به وجود اومد

05:10.143 --> 05:14.523
‫اون موقع فقط آدم‌ها بودن
‫آدم‌هایی که دست‌وپا می‌زدن و خراب می‌کردن.

05:19.444 --> 05:22.071
‫تا جایی که می‌تونستیم برگشتیم سر زندگی عادی‌مون

05:22.072 --> 05:24.533
‫به این امید که کم‌کم حس عادی بودن هم برگرده.

05:26.409 --> 05:29.079
‫-لطف کردین بالاخره به ما ملحق شدین، آقای الیس
‫-ببخشید

05:35.210 --> 05:36.545
‫چرا روی صندلی من نشستی؟

05:37.587 --> 05:38.755
‫نمی‌دونم، همین‌جا نشستم.

05:41.675 --> 05:43.260
‫چرا همه روی صندلی‌های متفاوت نشستن؟

05:43.844 --> 05:46.178
‫این معمای یه روز دیگه‌ست، آقای الیس.

05:46.179 --> 05:47.472
‫هر جا راحتی بشین.

05:48.598 --> 05:52.017
‫یه آدم‌ربایی، یه قتل و یه تحقیقات فعال پلیس

05:52.018 --> 05:53.728
‫اونم در حالی که هنوز هالووین نرسیده.

05:54.229 --> 05:58.566
‫خیلی‌ها اگه جای من بودن احتمالاً برنامه درسی رو عوض می‌کردن

05:58.567 --> 05:59.568
‫با شماها خیلی نرم‌تر رفتار می‌کردن

06:00.360 --> 06:05.574
‫ولی من اینجا، توی کلاس سال آخری‌ها، این کارو نمی‌کنم
‫شکسپیر ۱۰۱

06:06.241 --> 06:09.869
‫«رومئو و ژولیت» نمایشنامه‌ایه درباره

06:09.870 --> 06:13.999
‫مرگ، وسواس، اضطراب و عشق.

06:14.583 --> 06:17.419
‫درباره اینه که نوجوون بودن چه حسی داره.

06:18.128 --> 06:23.173
‫پرده اول، صحنه سوم، ژولیت هنوز چهارده سالش هم نشده

06:23.174 --> 06:25.552
‫و رومئو هم احتمالاً یه کم بزرگ‌تره.

06:26.636 --> 06:29.514
‫یه دختر سیزده‌ساله و یه پسر پانزده‌ساله

06:30.098 --> 06:32.893
‫یه دانش‌آموز کلاس هشتم و یه دانش‌آموز سال دهم.

06:35.186 --> 06:37.188
‫خانم رینولدز، قیافت یه جوری شده

06:38.231 --> 06:40.649
‫بچه‌های کلاس هشتم عشق رو نمی‌فهمن.

06:40.650 --> 06:43.277
‫حتی اون‌قدر بزرگ نشدن که بتونن برای ناهار از مدرسه بیرون برن.

06:43.278 --> 06:45.738
‫حرفت منطقیه، پس سال دهمی‌ها چی؟

06:45.739 --> 06:47.323
‫رومئو تقریباً هم‌سن خودته.

06:47.324 --> 06:50.117
‫آره، نوجوون‌ها فکر می‌کنن عاشق شدن، ولی این حس از بین میره.

06:50.118 --> 06:52.161
‫اوایلش خیلی شدیده

06:52.162 --> 06:55.497
‫بعد کم‌کم فروکش می‌کنه یا یه‌شبه ناپدید میشه

06:55.498 --> 06:57.291
‫و آخرش فقط عادت می‌مونه.

06:57.292 --> 06:58.792
‫این مزخرفه.

06:58.793 --> 07:00.961
‫چه فرقی می‌کنه چند سالشون باشه؟

07:00.962 --> 07:03.797
‫مغزشون هنوز کامل رشد نکرده و پر از هورمونه.

07:03.798 --> 07:06.467
‫-تام درس رو خونده؟ حالش خوبه؟
‫-یعنی نمی‌تونن عاشق بشن؟

07:06.468 --> 07:08.677
‫عشق واقعی نباید کاری کنه که بخوای خودتو بکشی.

07:08.678 --> 07:11.305
‫تنها چیزی که رومئو و ژولیت کشتن، خودشون بودن.

07:11.306 --> 07:12.307
‫این به نظرم منطقیه.

07:13.141 --> 07:14.475
‫درباره‌ش توضیح بده.

07:14.476 --> 07:16.935
‫اگه عاشق باشی و خودتو بکشی، فقط یه بار می‌میری

07:16.936 --> 07:19.188
‫ولی اگه عاشق باشی و نتونی با کسی که دوستش داری باشی

07:19.189 --> 07:20.482
‫انگار هر روز داری می‌میری.

07:24.110 --> 07:25.819
‫یه بار مردن، هر روز مردن

07:25.820 --> 07:28.947
‫واقعاً همین‌طوره؟
‫واقعاً انگار هر روز مردنه؟

07:28.948 --> 07:32.451
‫یا شاید هر دوتاشون به محض اینکه با یه نفر دیگه آشنا می‌شدن، از سرشون می‌افتاد؟

07:32.452 --> 07:35.996
‫چند نفر رو می‌شناسین که از هم جدا می‌شن، طوری رفتار می‌کنن انگار دنیا به آخر رسیده

07:35.997 --> 07:39.041
‫و بعد تا زنگ هفتم یه کراش جدید پیدا می‌کنن که فکر می‌کنن قراره زندگی‌شون رو عوض کنه؟

07:39.042 --> 07:41.127
‫رومئو و ژولیت باید بی‌خیالش می‌شدن و می‌رفتن دنبال زندگی‌شون.

07:41.753 --> 07:45.924
‫این رمانتیک‌ترین برداشت ممکن نیست، خانم رینولدز، ولی خوشم اومد.

07:46.883 --> 07:50.094
‫توی کتاب‌خوانی معلم‌های مطلقه‌مون یه جا خالی داریم

07:50.095 --> 07:53.138
‫-اگه پایه‌ای
‫-اشتباه می‌کنی، اونا نیمه گمشده همدیگه‌ان

07:53.139 --> 07:56.975
‫ژولیت خاصه.
‫اون یه جنده کلاس هشتمی معمولی نیست.

07:56.976 --> 07:57.977
‫اون یه فرشته‌ست.

07:59.062 --> 08:02.649
‫فرشته‌ها جنده نیستن.

08:04.275 --> 08:08.904
‫این به نظر موضوع خیلی خوبی میاد که توی مقاله‌ت بررسیش کنی، آقای رایت.

08:35.432 --> 08:37.266
‫-چی؟
‫-هیچی

08:37.267 --> 08:38.393
‫داری زل می‌زنی بهم

08:38.893 --> 08:41.478
‫یعنی وقتی داریم تکالیفمون رو انجام می‌دیم، حق ندارم به دوست‌دخترم نگاه کنم؟

08:41.479 --> 08:43.481
‫هر جا می‌خوای نگاه کن.
‫برام مهم نیست.

08:45.025 --> 08:46.401
‫فقط فکر می‌کنم واقعاً غم‌انگیزه.

08:48.111 --> 08:49.862
‫چی واقعاً غم‌انگیزه، تام؟

08:49.863 --> 08:52.407
‫اینکه فکر نمی‌کنی رومئو و ژولیت برای هم ساخته شدن.

08:53.450 --> 08:55.617
‫نمایشنامه اسمش «رومئو و ژولیت»

08:55.618 --> 08:58.287
‫خب که چی؟
‫یه کارتون هم هست به اسم «تام و جری»

08:58.288 --> 09:00.165
‫فکر می‌کنی اونا هم برای هم ساخته شدن؟

09:01.833 --> 09:02.834
‫باشه تام.

09:03.877 --> 09:06.920
‫اونا برای همدیگه عالی‌ان و مجبوریم حرفتو باور کنیم

09:06.921 --> 09:10.341
‫چون هیچ‌وقت نمی‌فهمیم، چون رومئو و ژولیت خودشونو کشتن.

09:10.925 --> 09:14.428
‫دقیقاً، این ثابت می‌کنه چقدر همدیگه رو دوست داشتن.

09:14.429 --> 09:16.972
‫شاید قرار نبوده تا ابد با هم باشن.

09:16.973 --> 09:19.183
‫شاید فقط قرار بوده عشقشون مال ورونا باشه.

09:19.184 --> 09:20.434
‫عشقشون مال ورونا باشه؟

09:20.435 --> 09:22.352
‫آره، بعد وقتی از ورونا می‌رفتن...

09:22.353 --> 09:23.979
‫چرا باید از ورونا می‌رفتن؟

09:23.980 --> 09:26.107
‫-برای اینکه جاهای دیگه رو ببینن
‫-مثلاً کجا؟

09:27.984 --> 09:31.862
‫چون حتی همین الان، توی دنیای مدرن، اگه فکرشو بکنی فقط یه عالمه جای محدود توی دنیا هست

09:31.863 --> 09:33.822
‫شاید صد تا

09:33.823 --> 09:35.199
‫داری درباره چی حرف می‌زنی؟

09:35.200 --> 09:38.577
‫مثلاً خب، تولدو یه جاییه
‫ولی قرار نیست واقعاً بری اونجا.

09:38.578 --> 09:41.413
‫پس از هر نظر که حساب کنی، انگار اصلاً وجود نداره.

09:41.414 --> 09:44.209
‫تام، اصلاً کنجکاوی بدونی بیرون از این دنیا چه خبره؟

09:44.709 --> 09:47.211
‫هیچ چیز دیگه‌ای برات مهمه؟

09:47.212 --> 09:49.630
‫غیر از چیزایی که خودت هر روز تجربه می‌کنی؟

09:49.631 --> 09:51.299
‫نه، تو چی؟

09:51.883 --> 09:53.051
‫آره.

09:54.177 --> 09:56.762
‫پس چی، تولِدو برات مهمه؟

09:56.763 --> 09:59.723
‫آره، معلومه
‫رم و پاریس هم برام مهمن...

09:59.724 --> 10:02.227
‫تولدو برات مهم‌تر از منه؟

10:03.770 --> 10:07.315
‫سوزان، تولدو برات مهم‌تر از منه؟

10:08.358 --> 10:10.068
‫این دیگه دیوونه‌بازیه، من ادامه نمیدم.

10:11.277 --> 10:14.613
‫تازه مقاله‌تو هم تصحیح نمی‌کنم یا مثل همیشه برات نمی‌نویسمش.

10:14.614 --> 10:16.156
‫این تکلیف رو خودت تموم کن.

10:16.157 --> 10:18.909
‫دوستت دارم، سوزان.
‫بدون تو می‌میرم.

10:18.910 --> 10:20.619
‫تام، این خیلی فشار زیادیه.

10:20.620 --> 10:23.038
‫نمی‌خوام با کسی باشم که برای زنده موندن به من نیاز داره.

10:23.039 --> 10:25.082
‫تو مرکز دنیای منی.
‫تو زمین منی.

10:25.083 --> 10:28.752
‫اون خورشیده.
‫خورشید مرکز دنیاست.

10:28.753 --> 10:30.255
‫ژولیت خورشیده

10:31.798 --> 10:33.466
‫طلوع کن، ای خورشید زیبا

10:34.134 --> 10:36.094
‫و ماه حسود رو از بین ببر

10:36.761 --> 10:40.265
‫که همین حالا از غصه مریض و رنگ‌پریده شده

10:40.807 --> 10:44.561
‫چون تو، کنیز او، از خودش خیلی زیباتری.

10:46.104 --> 10:47.939
‫ماه رو قسم نده

10:48.606 --> 10:54.027
‫به این ماه بی‌ثبات
‫که هر ماه شکلش توی آسمون عوض میشه

10:54.028 --> 10:57.157
‫مبادا عشق تو هم
‫مثل اون تغییرپذیر از آب دربیاد

10:59.284 --> 11:00.451
‫تام

11:01.786 --> 11:03.246
‫من یه کم فاصله می‌خوام.

11:05.623 --> 11:08.835
‫یعنی چی؟

11:10.670 --> 11:12.546
‫فکر می‌کنم باید از هم جدا بشیم.

11:12.547 --> 11:14.047
‫رابرت وادارت کرده این کارو بکنی؟

11:14.048 --> 11:15.424
‫رابرت؟

11:15.425 --> 11:17.593
‫داره ازت سوءاستفاده میکنه. برت درست میگفت.

11:17.594 --> 11:20.345
‫از وقتی اون اومده، تو کاملاً یه آدم دیگه شدی.

11:20.346 --> 11:23.891
‫-این هیچ ربطی به رابرت نداره
‫-چرا، معلومه که داره

11:23.892 --> 11:28.729
‫خدای من، تام، همین الانش هم مشکل دقیقاً همینه.

11:28.730 --> 11:32.816
‫این منم که دارم باهات به هم می‌زنم
‫خودمم که دارم این کارو می‌کنم و متأسفم، ولی...

11:32.817 --> 11:35.861
‫فکر می‌کنی این رابطه واقعی نیست چون نوجوونیم.

11:35.862 --> 11:37.572
‫نه، نه، نه.

11:38.323 --> 11:41.367
‫فکر نمی‌کنم واقعی باشه چون واقعاً واقعی نیست.

11:42.744 --> 11:44.579
‫دیگه عاشقت نیستم.

11:48.583 --> 11:50.042
‫هی.

11:50.043 --> 11:52.336
‫ببخشید... میشه یه چاقوی استیک برام بیارید؟

11:52.337 --> 11:53.338
‫بله قربان.

12:02.597 --> 12:04.139
‫-نه، هی، هی، هی، نه، نه، بشین
‫-نه، نه

12:04.140 --> 12:05.432
‫-بشین
‫-نه، ولم کن

12:05.433 --> 12:06.434
‫بشین!

12:07.393 --> 12:08.394
‫بفرمایید قربان.

12:20.657 --> 12:22.659
‫همین یکی.

12:24.327 --> 12:26.079
‫می‌تونیم بریم دستشویی و این کارو بکنیم.

12:26.829 --> 12:29.623
‫هیچ‌کس متوجه نمیشه. دردی هم نداره.

12:29.624 --> 12:32.418
‫مثل اینه که توی یه حموم گرم آروم‌آروم خوابت ببره.

12:38.758 --> 12:39.926
‫این یکی؟

12:41.010 --> 12:42.302
‫همین‌جا؟

12:42.303 --> 12:44.597
‫می‌تونیم وقتی داریم میریم، همدیگه رو بغل کنیم.

12:45.640 --> 12:50.228
‫و وقتی رفتیم
‫می‌تونیم توی اتر دوباره همدیگه رو پیدا کنیم

12:57.652 --> 12:58.695
‫چاقو رو بده به من.

13:11.791 --> 13:15.544
‫به درک، تام.

13:15.545 --> 13:16.878
‫به درک.

13:16.879 --> 13:18.047
‫مشکلت چیه؟

13:18.589 --> 13:21.049
‫فکر کردی من جون خودمو می‌گیرم

13:21.050 --> 13:23.385
‫اونم روی کف لینولئومی کثیف و گه‌مالیده‌ی دستشویی
‫توی همبرگر هملت لعنتی

13:23.386 --> 13:27.597
‫فقط به خاطر یه پسری که اوج موفقیتش همون سال آخر دبیرستانشه؟

13:27.598 --> 13:30.225
‫این حرفو نزن... هیچ‌وقت اینو به من نگو.

13:30.226 --> 13:33.437
‫تو منظورت این نیست.
‫این... این فکر رابرته که توی سرته.

13:33.438 --> 13:37.482
‫من رابرتو نمی‌خوام. بهش احتیاجی ندارم.
‫نمی‌فهمی؟ من به هیچ‌کس احتیاج ندارم.

13:37.483 --> 13:39.651
‫من استعداد و آینده دارم.

13:39.652 --> 13:42.655
‫یه زندگی بزرگ در انتظارمه.

13:43.364 --> 13:44.782
‫رویا دارم.

13:47.326 --> 13:49.078
‫کارمون تمومه، تام.

13:53.499 --> 13:54.751
‫کارمون تمومه.

13:58.379 --> 14:00.172
‫-من دارم میرم
‫-نه، ما هنوز...

14:00.173 --> 14:02.674
‫-هنوز حرفمون تموم نشده
‫-آره، من دارم میرم

14:02.675 --> 14:04.718
‫-دارم میرم
‫-تو مریضی

14:04.719 --> 14:07.512
‫می‌دونم. می‌تونم عوض بشم
‫هرجوری که تو بخوای میشم

14:07.513 --> 14:10.933
‫فقط بگو می‌خوای چه‌جوری باشم.
‫همون میشم.عوض میشم.

14:12.727 --> 14:16.897
‫من... من نمی‌خوام عوض بشی.

14:16.898 --> 14:18.983
‫می‌خوام خودت باشی.

14:21.277 --> 14:24.530
‫-از خودم متنفرم
‫-نه، تو کاملی، باشه؟

14:26.949 --> 14:28.326
‫پس چرا هیچ‌کس نمی‌مونه؟

14:29.077 --> 14:31.536
‫اگه من این‌قدر کاملم، پس چرا همه ولم می‌کنن؟

14:31.537 --> 14:33.956
‫من ولت نمی‌کنم، تام.

14:34.916 --> 14:37.667
‫من تا مدت خیلی زیادی توی زندگیت می‌مونم.

14:37.668 --> 14:38.669
‫نه.

14:39.921 --> 14:41.172
‫نمی‌مونی.

14:42.548 --> 14:43.591
‫عاشق‌ها می‌میرن.

14:47.470 --> 14:48.763
‫داری تهدیدم می‌کنی؟

14:51.057 --> 14:53.309
‫فقط دارم یادت می‌ندازم آخر داستان چی میشه.

15:12.000 --> 15:19.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

15:37.979 --> 15:41.231
‫مکبث، پرده چهارم، صحنه سوم

15:41.232 --> 15:43.191
‫«بیایید از انتقام بزرگمون دارو بسازیم

15:43.192 --> 15:44.902
‫تا این غم مرگبار رو درمان کنیم»

15:45.862 --> 15:46.863
‫به نظرم منطقیه.

15:47.572 --> 15:50.532
‫تا وقتی حس کنی قدرتمندی

15:50.533 --> 15:53.410
‫یعنی داری یه چیزی غیر از غم رو حس می‌کنی.

15:53.411 --> 15:55.705
‫انتقام به‌عنوان درمان افسردگی

15:57.039 --> 16:00.167
‫ولی اگه انتقام یه دارو باشه، قطعاً عوارضی هم داره

16:00.168 --> 16:02.086
‫کی می‌تونه عوارض احتمالی‌شو بگه؟

16:02.753 --> 16:03.796
‫هرج‌ومرج.

16:04.422 --> 16:06.257
‫هرج‌ومرج، آره، حتماً

16:07.425 --> 16:09.468
‫ولی جدی، بهش فکر کنین

16:10.303 --> 16:13.430
‫اگه به آدمایی که بهتون آسیب زدن، آسیب بزنین چی میشه؟

16:13.431 --> 16:14.432
‫اونا هم تلافی می‌کنن.

16:15.892 --> 16:17.226
‫«خون، خون می‌طلبه»

16:19.729 --> 16:20.730
‫پرده سوم، صحنه چهارم.

16:21.397 --> 16:25.192
‫دقیقاً. انتقام یه چرخه بی‌پایان از حمله‌های متقابل

16:25.193 --> 16:29.112
‫و حمله‌های متقابلِ بعدی راه می‌ندازه
‫همون‌طور که مکبث خیلی خوب اینو ثابت می‌کنه

16:29.113 --> 16:33.074
‫خون، خون می‌طلبه
‫تا وقتی که خون همه تموم بشه

16:33.075 --> 16:35.285
‫پس یعنی مساوی میشن؟

16:35.286 --> 16:38.456
‫نه. آخرش همه می‌بازن

16:41.792 --> 16:43.085
‫همه می‌بازن.

16:49.759 --> 16:53.137
‫لیدی مکبث یکی از بزرگ‌ترین شخصیت‌های شرور ادبیاته

16:54.347 --> 16:58.643
‫ولی اصلاً می‌فهمه نقشه‌هاش چه دومینووار عواقبی به دنبال داره؟

17:00.102 --> 17:04.940
‫«با سوزش شست‌ها
‫یه چیز شوم داره از این طرف میاد»

17:04.941 --> 17:06.524
‫هوم.

17:06.525 --> 17:10.487
‫خیلی خوشگلی. خدای من.

17:11.948 --> 17:13.032
‫-سلام
‫-هوم

17:14.200 --> 17:17.327
‫خدا رو شکر داروسازم اومد.

17:17.328 --> 17:19.246
‫مامان دیگه داره داروهاش تموم میشه.

17:19.247 --> 17:22.207
‫با این ماجرای ترولر حسابی اعصابم به‌هم ریخته.

17:22.208 --> 17:23.291
‫اوه.

17:23.292 --> 17:26.336
‫تری میگه قراره یه سیستم امنیتی جدید نصب کنیم

17:26.337 --> 17:28.798
‫و من باید یه رمز چهار رقمی براش انتخاب کنم.

17:29.507 --> 17:31.968
‫ولی آخه من چطوری قراره همچین رمزی رو یادم بمونه؟

17:33.970 --> 17:36.680
‫فقط فکر اینکه یه هیولای وحشتناک اون بیرونه که

17:36.681 --> 17:39.975
‫بچه‌ها رو هدف گرفته
‫خواب و خوراکو ازم گرفته

17:39.976 --> 17:41.435
‫خب، میدونی

17:42.478 --> 17:45.064
‫هر هیولایی یه دلیلی داره که باعث شده تبدیل به هیولا بشه.

17:46.607 --> 17:48.676
‫خب، بریم سر اصل مطلب.

17:49.610 --> 17:54.948
‫دارم موجودی والتون و

17:54.949 --> 17:59.202
‫هالسیونت رو برات دوباره کامل می‌کنم.

17:59.203 --> 18:03.040
‫من از این شیشه‌های قرصی که داروخانه‌ها استفاده می‌کنن خوشم نمیاد.
‫پلاستیکی و زشتن

18:03.833 --> 18:06.210
‫تو یه زن باارزشی.

18:07.003 --> 18:09.380
‫واقعاً به همه‌چی فکر می‌کنی.

18:11.632 --> 18:13.342
‫یه خبر برات دارم.

18:14.176 --> 18:17.596
‫این اواخر کارکنای خونه رو زیر نظر داشتم

18:17.597 --> 18:19.222
‫و به نظر من

18:19.223 --> 18:23.394
‫اون احترامی که لیاقتش رو داری باهات رفتار نمی‌کنن.

18:24.854 --> 18:30.860
‫برای همین خودم دست‌به‌کار شدم

18:34.739 --> 18:38.325
‫و یه یادداشت برای خدمتکارها پخش کردم، از این به بعد
‫باید صداتون کنن خانم شافر

18:38.326 --> 18:40.702
‫نه خانمِ شافر.

18:40.703 --> 18:44.540
‫مردم باید ببینن که تری هویت و ارزش تو رو تعیین نمی‌کنه.

18:46.000 --> 18:48.960
‫این شهر روی دوش زن‌هایی مثل تو می‌چرخه.

18:50.379 --> 18:51.963
‫درسته.

18:51.964 --> 18:54.342
‫من از بین شیشه‌ها خزیدم، استیون.

18:54.925 --> 18:56.718
‫با یه لبخند روی صورتم

18:56.719 --> 18:59.930
‫و در حالی که نوار دوشیزه ایندیانا داشت خفه ا‌م می‌کرد

19:00.431 --> 19:03.225
‫اینکه بذارن آدم رو روی یه پایه بذارن، برام آرامش‌بخشه.

19:03.893 --> 19:05.644
‫حتی اگه اون پایه مال تو باشه.

19:05.645 --> 19:06.937
‫پس بابتش ممنونم.

19:09.940 --> 19:10.941
‫خب

19:12.777 --> 19:16.405
‫با اون آرامش لحظه‌ای خداحافظی کن، خانم شافر

19:17.114 --> 19:21.702
‫چون می‌خوام یه چیزی بهت بگم که ممکنه بهمت بریزه.

19:23.788 --> 19:24.789
‫جیغ نزن.

19:25.956 --> 19:27.083
‫شلوغش نکن.

19:28.334 --> 19:29.668
‫فقط گوش کن.

19:34.131 --> 19:36.300
‫من درباره اون فیلم پورنو می‌دونم.

19:39.095 --> 19:40.345
‫کدوم فیلم پورن؟

19:40.346 --> 19:46.310
‫اوه عزیزم، من دیدم چه کارایی می‌کنی که بدن آدم اصلاً نباید جرئت امتحان کردنشون رو داشته باشه

19:47.687 --> 19:48.854
‫چطور دیدیش؟

19:50.022 --> 19:53.108
‫بهم قول داده بودن فقط خارج از کشور اکرانش کنن.

19:53.109 --> 19:55.777
‫اگه دریاچه اکو پارک رو بشه دریا حساب کرد

19:55.778 --> 19:57.529
‫پس آره، به قولشون عمل کردن.

19:57.530 --> 19:58.531
‫چی؟

20:00.950 --> 20:02.367
‫اینجا توی شهر هم اکران میشه؟

20:02.368 --> 20:05.704
‫تو و رایان کوچولوی عزیزت روی پرده سینما

20:05.705 --> 20:08.416
‫که با هر بار نمایش، بیشتر و بیشتر از ریخت می‌افته.

20:09.834 --> 20:11.961
‫وای خدای من، من چه غلطی کردم؟

20:12.712 --> 20:13.795
‫تری ولم می‌کنه.

20:13.796 --> 20:16.923
‫دیگه پولی برام نمی‌مونه.
‫وای خدای من، دیگه پولی برام نمی‌مونه.

20:16.924 --> 20:19.176
‫یه هالسیون بخور عزیزم، حالت رو بهتر می‌کنه

20:22.930 --> 20:26.726
‫اگه حتی به ذهنت برسه که اینو به کسی بگی

20:28.227 --> 20:29.729
‫به خدا قسم

20:31.439 --> 20:33.606
‫نمی‌دونی من چه کارایی ازم برمیاد.

20:33.607 --> 20:34.816
‫بس کن.

20:34.817 --> 20:36.569
‫همین الان تمومش کن.

20:38.487 --> 20:41.824
‫معلومه که رازت پیش من محفوظ می‌مونه.

20:45.119 --> 20:47.788
‫فقط می‌خوام بدونم چرا این کارو کردی.

20:54.879 --> 20:56.213
‫نمی‌دونم.

20:58.591 --> 21:00.509
‫دیگه حتی نمی‌دونم کی هستم.

21:02.887 --> 21:04.597
‫یا اصلاً چرا کارایی رو که می‌کنم، انجام میدم.

21:07.683 --> 21:09.101
‫دیگه فقط یه شیء هستم.

21:13.189 --> 21:17.692
‫اون فیلم کثیف، حاصل انتقام‌جویی یه جام زنگ‌زده بود.

21:17.693 --> 21:20.154
‫-همین
‫-مطمئنی؟

21:22.448 --> 21:24.282
‫شاید دلم می‌خواست دوباره لمس بشم

21:24.283 --> 21:26.534
‫حتی اگه فقط توی یه صحنه‌ای بود که داشتیم بازیش می‌کردیم.

21:26.535 --> 21:29.829
‫اون نقش بازی کردنِ «روز ملخ» رو بذار کنار، لیز
‫من یکی که باورش نمی‌کنم.

21:29.830 --> 21:32.583
‫یه دور آخر هم لطفاً.
‫ممنون.

21:34.627 --> 21:39.548
‫فکر کنم اینجا چیزی زیر این سطح همیشه متلاطم داره قل‌قل می‌کنه.

21:40.174 --> 21:41.758
‫می‌تونم رؤیاپردازی‌هات رو ببینم.

21:41.759 --> 21:43.676
‫می‌دونم دلت می‌خواد بازیگر بشی

21:43.677 --> 21:46.262
‫و فکر می‌کنم این کار فقط یه تلاش منحرفانه بود

21:46.263 --> 21:48.264
‫برای اینکه یه قدم به اون رؤیا نزدیک‌تر بشی.

21:51.936 --> 21:54.063
‫«بیرون برو، ای لکه‌ی لعنتی، بیرون برو، میگم

21:55.773 --> 21:57.775
‫یک، دو.

21:58.818 --> 22:01.445
‫پس وقتشه انجامش بدیم.

22:02.655 --> 22:04.365
‫جهنم تاریک و تیره‌ست»

22:08.953 --> 22:13.082
‫«چهره‌ی دروغین باید چیزی رو پنهان کنه که قلب دروغین ازش خبر داره»

22:18.337 --> 22:21.840
‫می‌خوام بدونی که همه نگاتیوها رو خریدم

22:21.841 --> 22:25.426
‫پس دیگه لازم نیست نگران باشی که هیچ‌وقت سر از بیرون دربیارن

22:25.427 --> 22:28.596
‫و این کارو کردم که از دست شوهرت هم در امان بمونی.

22:28.597 --> 22:30.015
‫اوه، استیون.

22:31.141 --> 22:32.768
‫وای خدای من، ممنونم.

22:33.310 --> 22:36.814
‫ولی بازم خودم نگهشون می‌دارم عزیزم.

22:38.858 --> 22:41.986
‫چون باید حواسم به خودم هم باشه.

22:44.905 --> 22:47.700
‫-چی می‌خوای؟
‫-چیزی که حقمه

22:48.492 --> 22:51.160
‫تری منو رقیب جدی‌ای توی این صنعت نمی‌بینه

22:51.161 --> 22:55.791
‫پس برای به واقعیت تبدیل کردن یه رؤیای بزرگ، به کمکت نیاز دارم.

22:56.375 --> 23:01.005
‫یه فیلم به اسم «کمتر از صفر»
‫و می‌خوام همراه اون تهیه‌کننده‌ش بشم

23:01.922 --> 23:05.717
‫دوست‌پسر دبی، برت، یه طرح فیلمنامه نوشته که بر اساس رمانیـه که داره می‌نویسه.

23:05.718 --> 23:07.302
‫فوق‌العاده‌ست.

23:07.303 --> 23:10.346
‫منم یه نقد خیلی مثبت براش نوشتم، ولی تری حتی حاضر نشد اونو بخونه.

23:10.347 --> 23:12.515
‫لیز، اون اصلاً چیزی نمی‌خونه.

23:12.516 --> 23:14.934
‫فقط یه جلسه مسخره با آقای الیس گذاشته

23:14.935 --> 23:16.270
‫ولی قرار نیست بتونه حق اقتباسش رو بگیره.

23:17.438 --> 23:19.023
‫تو قراره کمکم کنی تا اون حق رو بگیریم.

23:19.899 --> 23:24.277
‫توی این پروژه یه نقش برای تو هست.
‫تو برای این نقش محشری.

23:24.278 --> 23:28.240
‫بالاخره یه ستاره بشو.

23:30.701 --> 23:33.578
‫-چی می‌خوای من انجام بدم؟
‫-هر شب وقتی تری خوابه

23:33.579 --> 23:35.788
‫می‌خوام یه جمله رو آروم توی گوشش زمزمه کنی

23:35.789 --> 23:37.666
‫حداقل صد بار

23:38.459 --> 23:42.087
‫دقیقاً مثل نَنسی که برای اینکه نقشه‌های کوچیکش رو توی سر رونالد ریگان بندازه، همین کارو باهاش می‌کرد.

23:43.255 --> 23:44.672
‫جمله چیه؟

23:44.673 --> 23:50.387
‫«کمتر از صفر تو رو صد میلیون دلار پولدار می‌کنه»

24:06.111 --> 24:08.321
‫درس بعدی‌مون درباره هملت بود

24:08.322 --> 24:11.532
‫و شباهت‌های اون با زندگی‌ای که روزبه‌روز بیشتر برام غریبه می‌شد، اون‌قدر واضح بود

24:11.533 --> 24:14.870
‫که نمی‌تونستم حس نکنم داره مسخره‌ ام می‌کنه

24:16.830 --> 24:18.414
‫هردومون شاهزاده بودیم.

24:18.415 --> 24:20.166
‫هردومون رازدار بودیم

24:20.167 --> 24:22.502
‫و هردومون می‌دونستیم یه چیز خیلی فاسد و گندیده

24:22.503 --> 24:25.213
‫توی قلمرو خودمون در جریانه.

24:25.214 --> 24:28.883
‫خب، می‌خوام برای جلسه بعد نمایشنامه رو از پرده اول تا سوم بخونید

24:31.387 --> 24:33.972
‫و یه نوشته پانصد کلمه‌ای می‌خوام درباره اینکه

24:33.973 --> 24:36.725
‫شکسپیر چطور به ارتباط بین مرگ‌پذیری و جنون پرداخته.

24:37.768 --> 24:38.894
‫ممنون.

24:44.733 --> 24:46.694
‫برت، یه لحظه وقت داری؟

24:47.277 --> 24:50.446
‫-باید باهات حرف بزنیم، خصوصی
‫-اشکالی نداره فقط

24:50.447 --> 24:53.242
‫چند دقیقه این کلاس رو در اختیارمون بذارید؟

24:54.535 --> 24:56.661
‫باشه، فقط قراره به‌زودی یه کلاس دیگه اینجا داشته باشم.

24:56.662 --> 24:57.663
‫نباید زیاد طول بکشه.

24:58.247 --> 24:59.540
‫حتماً.

25:03.585 --> 25:06.005
‫چند تا سؤال دیگه درباره مت کلنر داریم.

25:07.673 --> 25:09.007
‫چه جور سؤالایی؟

25:09.008 --> 25:11.427
‫درباره رابطه شخصی تو با مت

25:13.053 --> 25:15.139
‫رابطه شخصی من با مت؟

25:16.890 --> 25:18.934
‫ما فقط در حد آشنا بودیم.

25:19.518 --> 25:20.853
‫واقعاً حتی نزدیک هم نبودیم.

25:21.478 --> 25:24.022
‫اگه می‌خواید با کسی حرف بزنید که با مت صمیمی بوده

25:24.023 --> 25:25.773
‫پیشنهاد می‌کنم درباره‌ش با رابرت مالوری صحبت کنید.

25:25.774 --> 25:28.902
‫ما قبلاً با رابرت مالوری درباره‌ش حرف زدیم، اونم مفصل.

25:29.987 --> 25:33.114
‫بذار یه سؤال ازت بپرسم، برت

25:33.115 --> 25:34.616
‫روز ناپدید شدن مت رفتی خونه کلنرها؟

25:35.784 --> 25:37.369
‫این رو قبلاً به ما نگفته بودی

25:38.203 --> 25:40.080
‫فکر نمی‌کردم مهم باشه.

25:40.706 --> 25:44.042
‫داشتیم درباره تکلیف کلاس صحبت می‌کردیم
‫برای انجامش کمک می‌خواست.

25:44.043 --> 25:46.085
‫یه چیز دیگه هم هست که به ما نگفتی.

25:46.086 --> 25:49.130
‫بعد از ناپدید شدن مت، رفتی پیش پدرش.

25:50.632 --> 25:52.926
‫مـ...من فقط فکر نمی‌کردم ربطی داشته باشه

25:54.678 --> 25:55.845
‫پس چرا رفتی؟

25:55.846 --> 25:59.265
‫-به خاطر نگرانی برای دوستم
‫-فکر کردم گفتی دوست نبودید

25:59.266 --> 26:01.893
‫بالاخره کدومش درسته؟
‫دوستش بودی یا نبودی؟

26:01.894 --> 26:02.895
‫یا اینکه...

26:05.272 --> 26:08.317
‫یه چیز دیگه‌ای بینتون بود؟

26:08.901 --> 26:11.152
‫تناقض‌ها همیشه معنی خاصی ندارن

26:11.153 --> 26:15.032
‫ولی وقتی این تناقض‌ها مربوط به کسی باشن که جسد قربانی رو پیدا کرده...

26:17.409 --> 26:21.205
‫خب، اون‌وقت احساس می‌کنیم شاید بهتره یه کم عمیق‌تر بررسی کنیم.

26:23.582 --> 26:24.917
‫معلومه.

26:26.460 --> 26:28.503
‫همین بود، افسرها؟

26:28.504 --> 26:31.590
‫هوم، یه مورد دیگه هم هست.

26:32.132 --> 26:34.509
‫صدات رو روی صحنه فیلمبرداری «دنس آف!» شنیدن

26:34.510 --> 26:38.054
‫که داشتی در گوش دِبی شافر می‌گفتی حقش بوده برنده بشه

26:38.055 --> 26:40.766
‫چقدر دلت می‌خواست دوست‌دخترت برنده بشه، برت؟

26:42.184 --> 26:44.478
‫داری میگی من چاچا رو کشتم؟

26:46.897 --> 26:49.065
‫این حرفا از کجا میاد؟
‫من بازداشت شدم؟

26:49.066 --> 26:51.109
‫مگه نباید بشی؟

26:51.110 --> 26:54.071
‫افسرها، من همین الان کلاس‌مو لازم دارم.

26:54.947 --> 26:58.158
‫نگران نباشید خانم.
‫ما کارمون اینجا تموم شده بود.

27:01.870 --> 27:02.996
‫ممنون خانم.

27:06.458 --> 27:09.085
‫رازهایی که داشتم، داشتن یقه‌ ام رو می‌گرفتن.

27:09.086 --> 27:11.712
‫اضطرابی که از پنهون کردن گرایش جنسیم داشتم

27:11.713 --> 27:13.966
‫ناخواسته باعث شده بود مظنون بشم.

27:15.384 --> 27:16.635
‫هیچ مدرکی برای اثبات اینکه جای دیگه‌ای بودم نداشتم.

27:17.219 --> 27:18.220
‫بدجوری به فنا رفته بودم.

27:18.887 --> 27:21.389
‫یکی داشت تصویری که از من توی ذهن بقیه بود رو شکل می‌داد

27:21.390 --> 27:23.267
‫و دقیقاً می‌دونستم اون کیه.

29:09.748 --> 29:12.250
‫رابرت، می‌دونم خودتی.

30:17.065 --> 30:18.983
‫فکر می‌کردم هیچ‌چیز نمی‌تونه بیشتر از

30:18.984 --> 30:21.027
‫متهم شدن به قتل مت کلنر بترسوندم.

30:26.491 --> 30:29.243
‫عالی کار کردی، پروژه...

30:29.244 --> 30:31.788
‫ولی اشتباه می‌کردم.
‫این یکی یه جوری بدتر بود.

30:33.498 --> 30:35.166
‫اشتباه نمی‌کردم.
‫درست هم نمی‌گفتم.

30:35.167 --> 30:36.626
‫بیا تو بچه.

30:37.377 --> 30:38.378
‫آره.

30:40.255 --> 30:41.256
‫باب...

30:42.174 --> 30:43.175
‫باب...

30:44.092 --> 30:46.969
‫آره.

30:46.970 --> 30:48.471
‫مسخره‌ست.
‫نه، باب.

30:48.472 --> 30:49.681
‫مـ...من باید ولت کنم.

30:50.223 --> 30:52.642
‫آره، دارم با یه استعداد جلسه می‌ذارم.

30:56.855 --> 30:58.732
‫آره.

31:00.650 --> 31:02.568
‫آره، تو مریضی، می‌دونی که، باب؟

31:02.569 --> 31:04.362
‫بعداً باهات حرف می‌زنم، خداحافظ.

31:18.585 --> 31:19.753
‫چیزی می‌خوری؟

31:20.629 --> 31:21.630
‫نه، ممنون.

31:22.214 --> 31:23.757
‫مستقیم بریم سر اصل مطلب.

31:24.299 --> 31:26.509
‫خب گوش کن، یه نگاهی به طرحت انداختم

31:26.510 --> 31:29.513
‫و فکر کنم بخوام حق ساختش رو بگیرم.

31:31.807 --> 31:32.932
‫وای.

31:32.933 --> 31:36.352
‫چند نفر که گاهی نظرشون برام مهمه

31:36.353 --> 31:39.147
‫هی تو گوشم از نبوغ این کار می‌گفتن.

31:39.773 --> 31:41.108
‫من به نجواها گوش میدم.

31:43.777 --> 31:44.945
‫خوشحالم که اینو می‌شنوم.

31:45.737 --> 31:48.824
‫نوشته‌هات خیلی... پخته‌ست

31:50.075 --> 31:56.580
‫خیلی وقت‌ها داستان‌هایی که درباره جوون‌ها نوشته می‌شن، خودشون هم زیادی بچگانه و غیرواقعی‌ان.

31:56.581 --> 31:58.541
‫آره، دقیقاً.

31:58.542 --> 32:02.921
‫ولی تو، نوشته‌هات...
‫ازشون می‌فهمم که چیزای بزرگسالانه رو می‌فهمی.

32:03.964 --> 32:05.047
‫مگه نه، برت؟

32:07.467 --> 32:10.511
‫منظورم اینه که فکر می‌کنم می‌دونی کار دنیا چطوری می‌چرخه.

32:10.512 --> 32:12.514
‫فکر می‌کنم می‌فهمی...

32:14.474 --> 32:15.559
‫ریسک یعنی چی.

32:17.269 --> 32:20.354
‫فکر می‌کنم می‌فهمی که سرمایه‌گذاری روی یه فیلمنامه‌نویس تازه‌کار

32:20.355 --> 32:23.191
‫چه ریسک بزرگی برای من داره

32:24.067 --> 32:28.989
‫ولی در عین حال می‌دونی چیزای خوب چه‌جوری می‌تونن باشن.

32:31.074 --> 32:32.284
‫کارهایی که می‌تونیم...

32:33.827 --> 32:35.120
‫برای هم انجام بدیم.

32:37.289 --> 32:38.290
‫مگه نه؟

32:46.548 --> 32:47.799
‫آره.

32:50.218 --> 32:51.511
‫عالیه.

32:57.475 --> 32:59.227
‫مطمئنی اون نوشیدنی رو نمی‌خوای؟

33:02.731 --> 33:03.732
‫آره.

33:04.941 --> 33:05.942
‫باشه.

33:10.155 --> 33:11.698
‫من میرم یه دستی به سر و روم بکشم.

33:31.968 --> 33:33.345
‫تری اشتباه می‌کرد.

33:35.055 --> 33:37.140
‫من چیزای بزرگسالانه رو نمی‌فهمیدم.

33:39.851 --> 33:41.102
‫فقط فکر می‌کردم می‌فهمم.

33:46.483 --> 33:49.778
‫با گذشت زمان فهمیدم خیلی از جوون‌ها همین اشتباه رو می‌کنن.

33:52.364 --> 33:55.367
‫اون بعدازظهر توی هتل بورلی هیلز فکر می‌کردم همه‌چیز تحت کنترلمه.

33:59.788 --> 34:01.956
‫فکر می‌کردم این انتخاب خودمه که از حموم بیام بیرون

34:01.957 --> 34:03.792
‫این انتخاب خودمه که توی اون اتاق بمونم.

34:05.669 --> 34:07.545
‫این چیزیه که یادمه.

34:09.464 --> 34:11.258
‫دیدن بدن برهنه تری.

34:12.467 --> 34:14.593
‫جَوون‌تر از سن واقعیش به نظر می‌رسید.

34:14.594 --> 34:15.886
‫از نظر ظاهری جذاب بود

34:15.887 --> 34:19.557
‫ولی اون‌قدر از من بزرگ‌تر بود که حتی نمی‌تونستم بهش به‌عنوان یه شریک جنسی واقعی فکر کنم.

34:20.183 --> 34:23.144
‫با این حال، اونجا بودم و دقیقاً داشتم به همین فکر می‌کردم.

34:24.521 --> 34:27.565
‫تری منو کشید سمت خودش و با خشونت لب‌هامو بوسید.

34:28.108 --> 34:30.110
‫مزه دهنش مثل شامپاین و ماری‌جوانا بود.

34:30.652 --> 34:33.613
‫با شیطنت هُلم داد روی تخت و شلوارم رو درآورد.

34:34.114 --> 34:35.406
‫منم باهاش همراهی کردم

34:35.407 --> 34:38.535
‫پاهامو از روی زمین بلند کردم تا بتونه همه لباسامو از تنم دربیاره.

34:39.536 --> 34:41.328
‫با اینکه کاملاً تحریک شده بودم

34:41.329 --> 34:44.791
‫وقتی تری با دهنش مشغولم شد، هیچ هیجانی حس نمی‌کردم.

34:45.709 --> 34:48.419
‫وقتی اون رو به صورتش می‌زد، هیچ حسی نداشتم

34:48.420 --> 34:50.088
‫در حالی که با شدت ادامه می‌داد و نفس می‌کشید.

34:50.880 --> 34:54.842
‫این کار چند دقیقه ادامه پیدا کرد، تا اینکه تری لگنمو گرفت

34:54.843 --> 34:57.345
‫منو روی شکم چرخوند و باسنم رو بالا آورد.

35:01.099 --> 35:03.977
‫با خودم فکر کردم شاید این‌طوریه که مردای بزرگ‌تر این کارو می‌کنن.

35:05.186 --> 35:07.647
‫اون موقع فقط با مت و رایان بودم

35:09.232 --> 35:10.858
‫یادمه چقدر درد داشت

35:10.859 --> 35:13.194
‫و وقتی به پشت چرخیدم، چه‌قدر احساس آرامش کردم.

35:15.614 --> 35:18.782
‫یادمه همه‌جا کاملاً ساکت بود
‫جز نسیمی که

35:18.783 --> 35:20.577
‫ بیرون می‌وزید و با نخل‌ها بازی می‌کرد

35:21.369 --> 35:22.746
‫و بعد تموم شد.

35:23.413 --> 35:26.416
‫برگشتم حموم و خودمو توی آینه نگاه کردم.

35:27.626 --> 35:29.543
‫فکر می‌کردم خیلی خونسرد و مسلط به نظر می‌رسم.

35:29.544 --> 35:30.878
‫نه فقط خونسرد

35:30.879 --> 35:33.089
‫انگار واقعاً یه کاری رو به سرانجام رسونده بودم.

35:33.965 --> 35:36.009
‫خودم اینو انتخاب کرده بودم، مگه نه؟

35:36.718 --> 35:38.427
‫من چیزای بزرگسالانه رو می‌فهمیدم.

35:38.428 --> 35:40.347
‫می‌فهمیدم دنیا چطوری کار می‌کنه.

35:41.097 --> 35:43.141
‫این چیزی نبود که می‌خواستم
‫ولی اون‌قدرها هم بد نبود

35:45.101 --> 35:46.394
‫یا شاید بود.

35:47.562 --> 35:49.064
‫من چی می‌دونستم آخه؟

35:50.106 --> 35:51.690
‫من فقط یه بچه بودم.

35:53.652 --> 35:55.028
‫این تاریک‌ترین رازم بود

35:55.737 --> 35:57.238
‫و حالا حتی اونم دیگه راز نبود.

35:57.947 --> 35:59.574
‫اطلاعاتش بیرون پخش شده بود.

36:00.075 --> 36:01.534
‫اونم دیگه دست من نبود.

36:02.827 --> 36:06.039
‫یکی از ما فیلم گرفته بود، ولی کی و چرا؟

36:09.000 --> 36:16.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

36:19.010 --> 36:21.637
‫تنها چیزی که می‌دونستم این بود که سال ۱۹۸۱ بود

36:21.638 --> 36:23.848
‫و من هجده سالم بود و گرایش جنسیم رو از همه پنهون می‌کردم.

36:25.517 --> 36:28.394
‫ترجیح می‌دادن منو به‌عنوان یه قاتل زنجیره‌ای روانی لو بدن

36:28.395 --> 36:29.688
‫تا اینکه همجنس‌گرا بودنم رو فاش کنن.

36:36.695 --> 36:40.781
‫هملت گرفتار بدگمانی و تردید به خودش شده

36:40.782 --> 36:43.117
‫بین عمل کردن و دست روی دست گذاشتن گیر کرده

36:43.118 --> 36:45.786
‫بین میل به انتقام گرفتن از مرگ پدرش

36:45.787 --> 36:49.873
‫و اینکه بخواد صددرصد مطمئن بشه

36:49.874 --> 36:51.792
‫که عمویش گناهکاره.

36:51.793 --> 36:55.879
‫ولی اصلاً همچین اطمینانی وجود داره؟

36:55.880 --> 36:57.465
‫معلومه که وجود داره.

36:58.174 --> 36:59.883
‫از کجا این‌قدر مطمئنی؟

36:59.884 --> 37:01.927
‫خب، اگه دیده باشی یکی یه کاری رو انجام میده

37:01.928 --> 37:04.263
‫اون دیگه یه واقعیت عینیه.

37:04.264 --> 37:05.389
‫حقیقته.

37:05.390 --> 37:08.642
‫هملت یه روح دیده.
‫این به نظرت حقیقت میاد؟

37:11.896 --> 37:15.066
‫نه، این بیشتر یه جور توهم ناشی از غمه.

37:15.650 --> 37:17.151
‫شما مخالفید، آقای مالوری؟

37:17.152 --> 37:20.113
‫با اینکه هملت یه خل‌وضعه مخالفم؟
‫معلومه که نه.

37:20.905 --> 37:23.574
‫من با این مخالفم که چیزی به اسم حقیقت وجود داشته باشه.

37:23.575 --> 37:28.120
‫«هیچ چیزی خوب یا بد نیست، این فکر ماست که خوب یا بدش می‌کنه»
‫پرده دوم، صحنه دوم

37:28.121 --> 37:31.790
‫«به نظرم این خانم زیادی انکار می‌کنه»
‫پرده سوم، صحنه دوم.

37:31.791 --> 37:34.084
‫بذارید آقای مالوری ادامه بده.

37:36.379 --> 37:37.463
‫ببخشید خانم.

37:37.464 --> 37:41.049
‫افسرها، اینجا کلاس منه، نه دانشکده پلیس.

37:41.050 --> 37:42.427
‫فقط می‌خوایم چند کلمه‌ای با...

37:46.681 --> 37:47.682
‫یکی از دانش‌آموزاتون حرف بزنیم.

37:49.768 --> 37:50.894
‫آقای مالوری.

38:06.659 --> 38:08.453
‫«شب بخیر، شاهزاده عزیز»

38:12.457 --> 38:13.625
‫شما اول بفرمایید.

38:23.843 --> 38:26.178
‫اون بعدازظهر گرم اکتبر، با عجله خودمو به تلفن رسوندم

38:27.263 --> 38:30.225
‫انتظار داشتم دوباره صدای نفس‌های شهوانی و چندش‌آورِ تراولر رو بشنوم.

38:31.601 --> 38:33.727
‫الو، کیه؟

38:33.728 --> 38:34.895
‫اون نبود.

38:34.896 --> 38:38.482
‫♪ اون هیچ‌وقت نمی‌ذاره خودم برای خودم تصمیم بگیرم... ♪

38:38.483 --> 38:40.317
‫در عوض، باورکردنی نبود

38:40.318 --> 38:42.654
‫تماس‌گیرنده عمه ابیگیل رابرت مالوری بود

38:45.698 --> 38:48.408
‫اصرار داشت حضوری باهام حرف بزنه

38:48.409 --> 38:50.410
‫و رابرت هم نباید هیچ‌وقت از این قضیه باخبر می‌شد.

38:50.411 --> 38:52.038
‫نمی‌دونستم میای یا نه

38:52.747 --> 38:54.206
‫چیزی می‌خوری؟

38:54.207 --> 38:55.333
‫نه، ممنون.

38:57.043 --> 38:59.294
‫ببخشید اگه یه کم حواسم پرته.

38:59.295 --> 39:01.756
‫تازه از جلسه با وکیلم اومدم.

39:02.590 --> 39:05.717
‫من و شوهرم داریم یه طلاق خیلی طولانی و پر دردسر رو پشت سر می‌ذاریم

39:05.718 --> 39:09.222
‫و اونم حسابی داره کار رو سخت می‌کنه.

39:09.931 --> 39:12.392
‫البته فکر کنم خودش هم درباره من همینو میگه.

39:14.686 --> 39:16.771
‫احتمالاً باید این قرار رو عقب می‌انداختم.
‫ببخشید.

39:18.940 --> 39:20.066
‫آره، یکی دیگه.

39:30.535 --> 39:32.453
‫رابرت میگه زیاد ازش خوشت نمیاد.

39:33.913 --> 39:36.206
‫بذار فقط بگیم همیشه با هم شوخی می‌کنیم.

39:36.207 --> 39:38.208
‫رابرت فکر نمی‌کنه داری شوخی می‌کنی.

39:38.209 --> 39:39.919
‫اصلاً اینو باور نداره.

39:41.754 --> 39:43.297
‫پس چرا اینجاییم؟

39:43.298 --> 39:46.301
‫رابرت خیلی درباره ا‌ت تعریف کرده.
‫در واقع از همون روز اول مدرسه.

39:46.926 --> 39:49.595
‫می‌گفت وقتی این‌قدر مطمئن بودی که بیشتر از

39:49.596 --> 39:52.681
‫یه سال پیش توی سینما دیدیش، حسابی معذبش کردی.

39:52.682 --> 39:54.141
‫من می‌دونم که اونجا دیدمش.

39:54.142 --> 39:56.351
‫نمی‌فهمم چرا درباره‌ش دروغ میگه.

39:56.352 --> 40:00.773
‫خب، می‌تونیم همین‌جا بشینیم و تا شب از حرف زدن درباره هر چیزی که بینمونه طفره بریم.

40:02.191 --> 40:03.651
‫چرا اونجا بستری بود؟

40:05.612 --> 40:07.988
‫-چطور فهمیدی؟
‫-چیکار کرده بود؟

40:07.989 --> 40:11.618
‫رابرت چه کار کرده بود که کارش به بستری شدن توی بیمارستان روانی کشید؟

40:12.243 --> 40:16.371
‫به نظر میاد مرگ مادرش باعث شد رابرت یه کم از مسیر خارج بشه

40:16.372 --> 40:18.291
‫که البته قابل درکه، ولی...

40:21.461 --> 40:22.879
‫پدرش بستریش کرده بود

40:25.089 --> 40:26.716
‫مادرش چی شد؟

40:27.592 --> 40:29.010
‫ظاهراً یه حادثه بوده.

40:30.720 --> 40:34.014
‫از پاگرد طبقه بالای خونه‌شون افتاده بود

40:34.015 --> 40:35.098
‫پاش به نرده گیر کرده بود

40:35.099 --> 40:37.477
‫و جوری افتاده بود که همون‌جا جونش رو از دست داده بود.

40:41.314 --> 40:42.941
‫ولی...

40:44.233 --> 40:46.568
‫می‌دونی، همیشه یه سری سؤال وجود داشت.

40:46.569 --> 40:49.030
‫-چه سؤال‌هایی؟
‫-تناقض‌هایی

40:50.031 --> 40:52.950
‫همیشه از طرف پدر رابرت یه سری سؤال و ابهام وجود داشت.

40:52.951 --> 40:54.368
‫یه چیزایی با هم جور درنمی‌اومد.

40:54.369 --> 40:56.745
‫می‌گفت برای اینکه این اتفاق بیفته، باید دقیقاً یه جای خاص کنار نرده

40:56.746 --> 40:58.915
‫همون نرده‌های طبقه دوم، قرار گرفته باشه.

40:59.791 --> 41:00.792
‫رابرت خونه نبود.

41:02.126 --> 41:03.919
‫ولی خودش بود که پیداش کرد

41:03.920 --> 41:05.545
‫اون مدرکی برای بی‌گناهی داره؟

41:05.546 --> 41:08.340
‫مادرش رو ول کن.

41:08.341 --> 41:09.884
‫فقط به حرفم گوش کن.

41:11.719 --> 41:14.347
‫رابرت اومد لس‌آنجلس و پیش من موند.

41:15.390 --> 41:17.183
‫تابستون ۱۹۸۰.

41:19.727 --> 41:21.728
‫همون موقع بود که گفتی دیدیش، درسته؟

41:21.729 --> 41:23.188
‫آره، ماه می توی «درخشش»

41:23.189 --> 41:24.272
‫خب، درست می‌گفتی

41:24.273 --> 41:25.858
‫واقعاً دیدیش.

41:27.902 --> 41:29.112
‫رابرت توی سینما بود

41:30.446 --> 41:32.240
‫و با یه دختر اونجا بود.

41:33.032 --> 41:35.243
‫کاترین لچفورد.

41:36.202 --> 41:38.036
‫این همون اولین قربانی ترالر بود

41:38.037 --> 41:42.499
‫آره، اولین دختره بود و واسه همینه که گفت اصلاً اون فیلم رو ندیده

41:42.500 --> 41:45.044
‫چون نمی‌خواست کسی بین این دوتا ارتباطی پیدا کنه.

41:46.963 --> 41:50.257
‫نه، من خیلی رابرت، خواهرزاده‌م رو دوست دارم، ولی...

41:50.258 --> 41:51.384
‫ولی چی؟

41:53.136 --> 41:54.387
‫ولی کور نیستم.

41:55.013 --> 41:57.806
‫و فکر نمی‌کنم تو هم باید به خاطر اون چشماتو روی حقیقت ببندی.

42:17.535 --> 42:20.288
‫باورم نمیشد تهوع چقدر سریع بهم غلبه کرد.

42:21.164 --> 42:24.374
‫دلم می‌خواست برم خونه، علف بکشم و یه کوآلود دیگه بخورم

42:24.375 --> 42:26.960
‫تا اون‌قدر نشئه بشم که خودمو از پا دربیارم

42:26.961 --> 42:31.174
‫و برم زیر پتوهای تختم و یه خواب عمیق و بی‌رویا داشته باشم.

42:33.134 --> 42:35.470
‫حالا دیگه با اطمینان می‌دونستم ترالر کیه.

42:36.304 --> 42:37.430
‫حالا مدرک هم داشتم.

42:44.645 --> 42:46.606
‫نکنه پلیس دروغش رو فهمیده بود؟

42:47.690 --> 42:50.860
‫واسه همین بود که برای آخرین بازجویی بردنش؟

42:54.822 --> 42:57.699
‫حالا که به اون موقع فکر می‌کنم

42:57.700 --> 43:01.245
‫تنها چیزی که مطمئن بودم این بود
‫که یه جای کار تو ایالت کالیفرنیا حسابی می‌لنگید

43:08.169 --> 43:09.544
‫رابرت.

43:09.545 --> 43:11.130
‫از جونم چی می‌خوای، برت؟

43:13.716 --> 43:14.717
‫متأسفم.

43:17.428 --> 43:18.805
‫چطوری اومدی تو؟

43:19.430 --> 43:22.724
‫یه بار دیگه منو بردن، تهدیدم کردن که بازداشتم می‌کنن.

43:22.725 --> 43:26.436
‫ازم درباره چیزای وحشتناک پرسیدن، چیزای هولناک

43:26.437 --> 43:28.231
‫کارایی که من اصلاً قادر به انجامشون نیستم.

43:29.315 --> 43:31.567
‫ولی فکر می‌کنن به خاطر تو من دارم اون کارا رو می‌کنم.

43:33.277 --> 43:34.821
‫مادرم مرد، برت.

43:36.155 --> 43:37.657
‫مگه تا حالا به اندازه کافی عذاب نکشیدم؟

43:40.535 --> 43:42.411
‫من هیچ‌وقت به کسی آسیب نزدم.

43:43.454 --> 43:46.249
‫من همچین آدمی نیستم، چرا می‌خوای این‌طور باشم؟

43:50.294 --> 43:51.838
‫چرا این‌قدر ازم متنفری؟

43:58.636 --> 44:00.304
‫من ازت متنفر نیستم.

44:04.642 --> 44:06.352
‫پس چرا داری همه این کارا رو می‌کنی؟

44:09.021 --> 44:11.023
‫چرا مردم همیشه برام میشن دشمن؟

44:12.150 --> 44:14.026
‫دوستام و اعضای خانواده‌ ام.

44:16.112 --> 44:18.071
‫به خاطر اینه که این شکلی به نظر میام؟

44:18.072 --> 44:19.490
‫چون زیادی بی‌نقصم؟

44:20.408 --> 44:23.536
‫دیوونه‌م می‌کنه که اونا خود واقعی منو نمی‌بینن، همین منی که الان جلوی توئه.

44:25.496 --> 44:26.789
‫اون پسره با قلب شکسته.

44:34.005 --> 44:40.052
‫یه چیزایی در موردت هست که نمی‌تونم نادیده‌شون بگیرم.

44:43.222 --> 44:45.223
‫الان همه‌مون واقعاً ترسیدیم.

44:45.224 --> 44:47.602
‫باید قبول کنی که یه گذشته‌ای داری.

44:48.853 --> 44:51.314
‫درسته.
‫من سابقه بی‌ثباتی روانی دارم.

44:51.939 --> 44:55.943
‫افسردگی دارم، اضطراب دارم
‫ولی اینا منو آدم بدی نمی‌کنه

44:59.655 --> 45:01.115
‫من آدم بدم؟

45:01.991 --> 45:03.326
‫بهم بگو که نیستم، برت.

46:49.390 --> 46:52.934
‫«بودن یا نبودن، مسئله این است»

46:53.000 --> 47:23.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

47:40.066 --> 47:44.528
‫♪ اوه سوپرمن ♪

47:47.323 --> 47:50.951
‫♪ اوه قاضی ♪

47:53.746 --> 47:56.499
‫♪ اوه مامان و بابا ♪

47:59.001 --> 48:00.252
‫♪ اوه مامان و بابا ♪

48:13.140 --> 48:16.852
‫♪ اوه سوپرمن ♪

48:20.398 --> 48:24.235
‫♪ اوه قاضی ♪

48:28.447 --> 48:35.079
‫♪ توی آغوش خودکارت ♪

48:36.539 --> 48:40.375
‫♪ توی آغوش الکترونیکت ♪

48:40.376 --> 48:45.172
‫♪ توی آغوشت ♪

48:47.591 --> 48:52.762
‫♪ پس بغلم کن، مامان ♪

48:52.763 --> 48:56.100
‫♪ با آغوش بلند و کشیده‌ ات ♪

49:00.354 --> 49:06.610
‫♪ با آغوش پتروشیمیت ♪

49:07.194 --> 49:12.491
‫♪ با آغوش نظامیت ♪
