WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:17.518 --> 00:20.687
‏‫یادت میاد کجا بودی، روندا؟‬

00:24.483 --> 00:26.735
‏‫یادت میاد چطور سر از استودیوی تلویزیون درآوردی؟‬

00:28.070 --> 00:32.532
‏‫اون شخص یا اشخاصی که تو رو بردن، شناختی؟‬

00:33.575 --> 00:36.411
‏‫چیزی بهت گفتن؟ اصلاً هیچی؟‬

00:38.830 --> 00:39.873
‏‫نه.‬

00:41.124 --> 00:44.753
‏‫به خاطر اینه که یادت نمیاد یا نمی‌خوای یادت بیاد؟‬

00:48.549 --> 00:49.675
‏‫آره.‬

00:52.886 --> 00:54.513
‏‫هیچی یادت نمیاد؟‬

00:58.767 --> 01:00.310
‏‫هیچ جزئیاتی اونقدرها هم بی‌اهمیت نیست.‬

01:08.819 --> 01:10.028
‏‫بوی دخترونه.‬

01:14.658 --> 01:15.742
‏‫چی گفتی؟‬

01:17.869 --> 01:21.039
‏‫بوی دخترونه. این خیلی خوبه.‬

01:21.623 --> 01:22.874
‏‫واقعاً عالیه، روندا.‬

01:23.750 --> 01:26.002
‏‫– اون بوی دخترونه... چی بود؟‬
‏‫– بوی دخترونه.‬

01:26.003 --> 01:29.964
‏‫بوی دخترونه. بوی دخترونه. بوی دخترونه.‬

01:29.965 --> 01:32.592
‏‫– بوی دخترونه. بوی دخترونه.‬
‏‫– هر چی که داره میگه‬

01:32.593 --> 01:34.343
‏‫– داره اذیتش می‌کنه.‬
‏‫– بوی دخترونه.‬

01:34.344 --> 01:36.637
‏‫– بوی دخترونه. بوی دخترونه.‬
‏‫– برای امروز کافیه.‬

01:36.638 --> 01:38.932
‏‫بوی دخترونه. بوی دخترونه.‬

01:49.234 --> 01:52.945
‏‫با اینکه به مدرسه برگشت، روندا دیگه اون آدم سابق نشد.‬

01:52.946 --> 01:55.573
‏‫هیچ‌کس نمی‌تونست آرومش کنه،‬

01:55.574 --> 01:57.117
‏‫و هیچ‌کس نمی‌تونست ازش محافظت کنه.‬

01:58.118 --> 02:00.120
‏‫هر چی حس می‌کرد، تنهایی حس می‌کرد.‬

02:01.079 --> 02:03.707
‏‫دنیا براش غریبه شده بود و اون هم برای دنیا.‬

02:05.000 --> 02:07.794
‏‫وقتی به گذشته نگاه می‌کنم، با اینکه اون موقع نمی‌دونستم،‬

02:08.628 --> 02:10.589
‏‫عمیقاً با این حس همذات‌پنداری می‌کردم.‬

02:20.390 --> 02:22.767
‏‫به سه چیز ایمان داشتم.‬

02:22.768 --> 02:26.479
‏‫اول اینکه، ربوده شدن روندا به ناپدید شدن مت ربط داشت.‬

02:26.480 --> 02:30.859
‏‫دوم اینکه، رابرت مالوری مسئول هر دوی این کارهای شوم بود.‬

02:31.526 --> 02:35.446
‏‫و سوم اینکه، من تنها کسی بودم که این رو می‌دیدم،‬

02:35.447 --> 02:38.659
‏‫و در نتیجه تنها کسی بودم که می‌تونست متوقفش کنه.‬

02:39.743 --> 02:42.621
‏‫با اینکه می‌ترسیدم، باید دست به کار می‌شدم.‬

02:43.330 --> 02:45.081
‏‫کس دیگه‌ای این کار رو نمی‌کرد.‬

02:45.082 --> 02:46.916
‏‫من این حس رو عمیقاً درک می‌کردم...‬

02:46.917 --> 02:49.294
‏‫همون‌طور که خیلی از جوون‌ها درکش می‌کنن.‬

02:49.920 --> 02:51.380
‏‫تنها بودن در اون حس.‬

02:55.092 --> 02:56.093
‏‫آقای کلنر؟‬

02:57.052 --> 02:59.428
‏‫بله. شما کی هستید؟‬

02:59.429 --> 03:02.307
‏‫من برت هستم. دوست پسر شما.‬

03:03.684 --> 03:05.352
‏‫می‌تونیم صحبت کنیم؟ خیلی فوریه.‬

03:06.000 --> 03:13.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

03:16.029 --> 03:20.659
‏‫پس تو... با مت صمیمی بودی؟‬

03:22.577 --> 03:23.662
‏‫نه.‬

03:25.038 --> 03:27.707
‏‫نه، نه اونقدر صمیمی. یعنی...‬

03:28.834 --> 03:29.960
‏‫ولی خب، صمیمی بودیم.‬

03:32.712 --> 03:35.507
‏‫آره، اصلاً واقعاً می‌شناختمش؟ من...‬

03:37.342 --> 03:39.469
‏‫یعنی، چیزی که می‌خوام بگم اینه که...‬

03:40.637 --> 03:42.680
‏‫یه وقت صمیمیت داریم، یه وقت هم فقط هم‌نشینی.‬

03:42.681 --> 03:44.140
‏‫چرا اومدی اینجا، برت؟‬

03:44.141 --> 03:46.350
‏‫می‌خواستم در مورد مت باهاتون حرف بزنم.‬

03:46.351 --> 03:48.144
‏‫مطمئنم که ناپدید شدنش ربط داره به...‬

03:48.145 --> 03:51.064
‏‫ببین... مطمئنم نیتت خیره، پسرم.‬

03:52.232 --> 03:53.858
‏‫ولی من قبلاً با پلیس حرف زدم،‬

03:53.859 --> 03:56.903
‏‫و اونا معتقدن که هر اتفاقی که برای...‬

04:00.365 --> 04:03.285
‏‫هر اتفاقی که برای مت افتاده، کار خودش بوده.‬

04:04.619 --> 04:06.704
‏‫می‌دونی، مثلاً فرار کرده یا خودش به خودش آسیب زده.‬

04:06.705 --> 04:08.039
‏‫اون هیچ‌وقت همچین کاری نمی‌کرد.‬

04:09.249 --> 04:13.170
‏‫اون ناراحت نبود، آقا. خیلی هم خوشحال بود.‬

04:15.046 --> 04:16.339
‏‫هر کسی که می‌شناختش.‬

04:17.048 --> 04:20.385
‏‫منظورم اینه که، هر کی واقعاً می‌شناختش، اینو می‌دونه.‬

04:26.516 --> 04:28.602
‏‫می‌دونی، این تنها خونه‌ای بود که توش زندگی کرده بود.‬

04:31.438 --> 04:32.731
‏‫وقتی که، ام...‬

04:34.357 --> 04:36.443
‏‫وقتی به سن نوجوونی رسید، اون، اه...‬

04:37.569 --> 04:40.864
‏‫یهو ازمون فاصله گرفت.‬

04:42.199 --> 04:45.702
‏‫یهو ساکت شد، یهو مرموز شد.‬

04:47.412 --> 04:48.830
‏‫و بعد یه جایی،‬

04:49.915 --> 04:52.625
‏‫شبیه مستأجری شد که فقط یه اتاق اینجا اجاره کرده.‬

04:52.626 --> 04:55.253
‏‫غریبه‌ای که گهگاهی سر سفره کنارمون می‌نشست.‬

04:56.838 --> 05:02.302
‏‫من اون رو به اندازه هر پدر و مادری که بچه‌اش رو می‌شناسه، می‌شناختم.‬

05:05.555 --> 05:10.018
‏‫می‌دونی، من جای تک‌تک کک‌ومک‌های پشتش رو از حفظ بودم.‬

05:19.069 --> 05:20.570
‏‫ولی واقعاً نمی‌شناختمش.‬

05:21.238 --> 05:25.200
‏‫نمی‌دونستم چی باعث می‌شد شب‌ها خوابش نبره.‬

05:26.535 --> 05:28.703
‏‫نمی‌دونستم آرزوهاش چی بودن.‬

05:30.330 --> 05:31.623
‏‫کی رو دوست داشت.‬

05:33.708 --> 05:37.379
‏‫مت تا حالا درباره پسری به اسم رابرت مالوری باهات حرف زده؟‬

05:38.088 --> 05:39.089
‏‫نه.‬

05:39.840 --> 05:40.965
‏‫نه، ولی من دیدمش.‬

05:40.966 --> 05:42.675
‏‫تو رابرت رو دیدی؟‬

05:42.676 --> 05:43.801
‏‫آره. کِی؟‬

05:43.802 --> 05:46.762
‏‫مت چند هفته پیش دعوتش کرد برای شام.‬

05:46.763 --> 05:48.390
‏‫همسرم...‬

05:48.974 --> 05:51.725
‏‫اسپاگتی و صدف درست کرده بود، فکر کنم خوشش اومده بود‬

05:51.726 --> 05:54.770
‏‫چون دستور پختش رو خواست. گفت می‌خواد به مادرش بگه درست کنه.‬

05:54.771 --> 05:56.189
‏‫«مادر خودش؟»‬

05:56.815 --> 05:58.566
‏‫آره، خیلی پسر شیرین و مهربونی بود.‬

05:58.567 --> 06:00.943
‏‫اصلاً فکرش رو هم نمی‌کردم که همچین بچه مشکل‌داری باشه.‬

06:00.944 --> 06:02.069
‏‫منظورت چیه؟‬

06:02.070 --> 06:05.656
‏‫وقتی مت ناپدید شد، یه کارآگاه خصوصی استخدام کردم.‬

06:05.657 --> 06:08.243
‏‫به خاطر همینه که از مشکلات رابرت خبر دارم.‬

06:08.743 --> 06:12.454
‏‫کارآگاهم خیلی زود فهمید که رابرت تو تیمارستان بستری بوده،‬

06:12.455 --> 06:16.834
‏‫ولی گزارش روان‌پزشکی اون موقعش گم شده.‬

06:16.835 --> 06:17.836
‏‫گم شده؟‬

06:18.837 --> 06:20.337
‏‫از کجا گم شده؟‬

06:20.338 --> 06:25.718
‏‫ببین، خانواده رابرت خیلی قدرتمندن، می‌فهمی؟‬

06:25.719 --> 06:28.012
‏‫خیلی با نفوذ و ثروتمندن.‬

06:28.013 --> 06:30.682
‏‫اگه بخوان یه پرونده گم بشه، گم می‌شه.‬

06:32.517 --> 06:34.936
‏‫باشه. خب...‬

06:38.732 --> 06:40.191
‏‫این...‬

06:41.401 --> 06:43.028
‏‫این خیلی مدرک سنگینیه.‬

06:44.487 --> 06:47.114
‏‫کارآگاهت چی؟ نمی‌تونه تمرکزش رو بذاره رو پیدا کردن اون پرونده؟‬

06:47.115 --> 06:49.700
‏‫ترجیح می‌دم تمرکزش رو بذاره رو پیدا کردن پسرم.‬

06:49.701 --> 06:52.494
‏‫قربان، من قویاً شک دارم‬
‏‫که رابرت بیشتر از این حرف‌ها می‌دونه‬

06:52.495 --> 06:54.413
‏‫در مورد ناپدید شدن پسرتون،‬
‏‫ولی داره پنهون‌کاری می‌کنه.‬

06:54.414 --> 06:56.498
‏‫اگه اون رو پیدا کنیم، خودش رو هم پیدا می‌کنیم.‬

06:56.499 --> 06:58.001
‏‫نمی‌دونم چی بگم.‬

07:00.003 --> 07:02.546
‏‫شاید مدرسه یه کپی از‬
‏‫گزارش روان‌شناسی‌ش رو داشته باشه،‬

07:02.547 --> 07:04.299
‏‫می‌دونی، توی پرونده‌ش، ولی...‬

07:10.263 --> 07:14.142
‏‫بیا، این رو ببین.‬
‏‫کارآگاه خصوصی‌ام این رو زیر تشک مت پیدا کرد.‬

07:21.066 --> 07:22.483
‏‫این یه فرقه‌ست.‬

07:22.484 --> 07:25.654
‏‫مت عضو یه فرقه بود،‬
‏‫و یه بخش از وجودم امیدوارم هنوزم باشه.‬

07:26.237 --> 07:29.449
‏‫یه جایی توی یه مزرعه هیپی‌ها،‬
‏‫و خدا می‌دونه چی می‌کشن.‬

07:34.913 --> 07:36.206
‏‫دوستش داشتم.‬

07:40.335 --> 07:41.711
‏‫منظورم این بود که، ام...‬

07:44.172 --> 07:45.340
‏‫اون دوست من بود.‬

07:46.675 --> 07:47.717
‏‫دوستش داشتم. اوه...‬

07:48.927 --> 07:50.010
‏‫دوستش دارم.‬

07:53.306 --> 07:54.307
‏‫منم همین‌طور.‬

07:56.893 --> 07:58.228
‏‫فقط امیدوارم خودش بدونه.‬

08:22.502 --> 08:23.503
‏‫بگید بیان تو.‬

08:39.853 --> 08:41.563
‏‫سیگار نکشید، خانم شفر.‬

08:43.982 --> 08:45.984
‏‫نه، خانم شفر، شما مشکلی ندارید.‬

08:47.027 --> 08:48.361
‏‫خانم شفر.‬

08:54.743 --> 08:59.329
‏‫آقای شفر، خانم شفر، دخترتون‬
‏‫توی وضعیت خیلی متزلزلی قرار داره،‬

08:59.330 --> 09:02.541
‏‫از نظر تحصیلی، رفتاری و اجتماعی.‬

09:02.542 --> 09:05.586
‏‫رفتارش باعث شده هم‌کلاسی‌هاش‬
‏‫و کادر آموزشی ازش فاصله بگیرن.‬

09:05.587 --> 09:06.754
‏‫حالا، اگه اجازه بدید رک حرف بزنم--‬

09:06.755 --> 09:10.175
‏‫قبل از اینکه بریم سر اصل مطلب،‬
‏‫می‌شه یه نوشابه «تب» برام بیارید؟‬

09:11.217 --> 09:12.594
‏‫- نوشابه تب؟‬
‏‫- هوم.‬

09:15.013 --> 09:18.141
‏‫لیدیا، می‌شه لطفاً برامون یه نوشابه تب بیاری؟‬

09:21.061 --> 09:23.687
‏‫- چی می‌گفتید؟‬
‏‫- یه چیزی درباره دبی.‬

09:23.688 --> 09:26.482
‏‫همون‌طور که می‌دونید، هفته جشن فارغ‌التحصیل‌هاست،‬

09:26.483 --> 09:28.901
‏‫و دختری مثل دبی باید‬
‏‫خیلی راحت جزو کاندیداهای جشن باشه،‬

09:28.902 --> 09:30.319
‏‫ولی نیست.‬

09:30.320 --> 09:32.529
‏‫در عوض، نصف مدرسه رو از خودش دور کرده.‬

09:32.530 --> 09:37.035
‏‫اون بی‌توجه و بی‌مسئولیته،‬
‏‫و اغلب بی‌رحمه،‬

09:37.702 --> 09:40.162
‏‫و عملاً هیچ کمکی‬
‏‫به جامعه مدرسه نکرده.‬

09:40.163 --> 09:44.458
‏‫حالا، اجازه بدید یادآوری کنم که این مدرسه،‬
‏‫یه موسسه به‌شدت رقابتیه.‬

09:44.459 --> 09:47.086
‏‫اون الگوهایی از رفتار مخرب‬
‏‫از خودش نشون داده، و ما--‬

09:47.087 --> 09:51.590
‏‫شوخی می‌کنید؟ رفتار مخرب؟‬
‏‫خیلی خب، واو. واو.‬

09:51.591 --> 09:55.177
‏‫یه بار رو نام ببر که من کسی رو اذیت کردم.‬
‏‫فقط یه بار.‬

09:55.178 --> 09:56.471
‏‫همین الان.‬

09:59.057 --> 10:02.976
‏‫حالا، اگه اجازه بدید ادامه بدم.‬

10:02.977 --> 10:05.229
‏‫اون جلسه درخواست پذیرش‬
‏‫دانشگاهش رو پیچوند.‬

10:05.230 --> 10:06.688
‏‫جدی، دبی؟‬

10:06.689 --> 10:08.233
‏‫یه کار مهم‌تر داشتم.‬

10:09.442 --> 10:10.652
‏‫توی اصطبل بودم.‬

10:13.780 --> 10:15.782
‏‫تو تنها کسی هستی که من رو می‌فهمی.‬

10:18.076 --> 10:19.869
‏‫اسپیریت بهترین دوست منه،‬

10:20.370 --> 10:21.579
‏‫و دکتر کرافت...‬

10:23.581 --> 10:26.041
‏‫اسب‌سواری یه فعالیت فوق‌برنامه‌ست.‬

10:26.042 --> 10:27.918
‏‫نه، نیست. این فقط یه سرگرمیه.‬

10:27.919 --> 10:31.797
‏‫یه کوفتی که کلی خرج برمی‌داره. اسپریت فقط دردسره و پول‌هدرکن.‬

10:31.798 --> 10:34.133
‏‫و اگه می‌تونستم به یه لات پول بدم که استخوناشو پودر کنه‬

10:34.134 --> 10:36.176
‏‫- بدون اینکه دبی بفهمه، حتماً این کارو می‌کردم. - بابا.‬

10:36.177 --> 10:37.928
‏‫تموم شد؟ حس می‌کنم دیگه زیادی طولانی شده.‬

10:37.929 --> 10:40.472
‏‫با پولاک تو پولو لانژ قرار دارم. سیدنی.‬

10:40.473 --> 10:44.102
‏‫نه، تموم نشده. هنوز باید در مورد اون... حرف بزنیم.‬

10:46.062 --> 10:47.146
‏‫کوکائین.‬

10:47.147 --> 10:48.148
‏‫کوکائین؟‬

10:49.149 --> 10:52.401
‏‫منظورت کوکائینه؟ یعنی مواد مخدر؟‬

10:52.402 --> 10:54.778
‏‫آره، مواد.‬

10:54.779 --> 10:59.408
‏‫آقای شفر، خانم شفر، در این مقطع، من باید به... خب...‬

10:59.409 --> 11:00.868
‏‫وضعیت تربیت در خونه بپردازم...‬

11:00.869 --> 11:02.411
‏‫- هی، مرد. - ...که مشخصاً جوابگوی نیازهای--‬

11:02.412 --> 11:05.706
‏‫- منظورت چیه؟ - من منظور خاصی ندارم. من...‬

11:05.707 --> 11:07.541
‏‫چون اگه دنبال یه مصرف‌کننده مواد می‌گردی،‬

11:07.542 --> 11:11.044
‏‫پیشنهاد می‌کنم یه نگاه دقیق و طولانی به هر سطحِ‬

11:11.045 --> 11:12.046
‏‫براق و صافی بندازی که از روش مواد می‌کشی.‬

11:16.134 --> 11:20.138
‏‫خانم شفر، خانم شفر، من هیچ‌وقت، اصلاً...‬

11:24.392 --> 11:25.851
‏‫اوه.‬

11:25.852 --> 11:28.104
‏‫کوک خیابونی. تعجبی هم نداره.‬

11:29.105 --> 11:32.482
‏‫من... من حاضر نیستم با تکذیب کردن، به این اتهامات اعتبار بدم.‬

11:32.483 --> 11:35.069
‏‫و منم حاضر نیستم کار تو رو برات انجام بدم.‬

11:35.778 --> 11:39.156
‏‫ببین، من و شوهرم ده‌ها هزار دلار به این مدرسه پول می‌دیم‬

11:39.157 --> 11:42.284
‏‫که بین ساعت ۷ صبح تا ۳ بعدازظهر،‬

11:42.285 --> 11:44.120
‏‫دخترمون مسئولیتش با شما باشه.‬

11:44.787 --> 11:47.332
‏‫یا اون می‌ره دانشگاه، یا تو می‌ری زندان.‬

11:56.382 --> 11:58.676
‏‫تو پیش دکتر کرافت ازم حمایت کردی.‬

11:59.761 --> 12:01.094
‏‫تو ازم دفاع کردی.‬

12:01.095 --> 12:02.972
‏‫معلومه که کردم. تو دختر منی.‬

12:05.433 --> 12:07.101
‏‫اون مادر خوبیه، مادرت.‬

12:09.103 --> 12:11.022
‏‫دبی، یه لطفی در حقم بکن.‬

12:12.357 --> 12:15.192
‏‫یه کاری پیدا کن که برای دانشگاه رفتن خوب به نظر بیاد.‬

12:15.193 --> 12:18.071
‏‫بلوف زدن و رشوه دادن فقط تا یه جایی جواب می‌ده.‬

12:22.492 --> 12:24.369
‏‫یه ایده فوق‌العاده به ذهنم رسید.‬

12:24.953 --> 12:25.954
‏‫باید برم.‬

12:26.788 --> 12:28.248
‏‫ممنون بابت تربیت کردنت.‬

12:35.129 --> 12:36.505
‏‫اون برای چی بود؟‬

12:36.506 --> 12:39.509
‏‫تو اون تو معرکه بودی، لیزی.‬

12:42.720 --> 12:44.055
‏‫عطر زدی؟‬

12:45.014 --> 12:48.601
‏‫یونیسکسه، از جورجیو. خیلی گرونه.‬

12:49.269 --> 12:51.896
‏‫- برت. - ببخشید، جلسه دارم با کرافت. نمی‌تونم حرف بزنم.‬

13:00.989 --> 13:04.658
‏‫برت، هر چی هست باید صبر کنه. من وسط جلسات اولیا و مربیانم--‬

13:04.659 --> 13:06.785
‏‫خواهش می‌کنم دکتر کرافت. دو دقیقه از وقتتون رو می‌خوام.‬

13:06.786 --> 13:08.704
‏‫چه کاری از دستم برمیاد؟‬

13:08.705 --> 13:12.040
‏‫امنیت من و همه دانش‌آموزای این مدرسه رو تأمین کنید،‬

13:12.041 --> 13:13.584
‏‫مخصوصاً تو هفته جشن فارغ‌التحصیلی.‬

13:14.836 --> 13:18.505
‏‫رابرت مالوری مدتی رو تو تیمارستان گذرونده.‬

13:18.506 --> 13:19.756
‏‫اون داروهای ضدروان‌پریشی مصرف می‌کنه.‬

13:19.757 --> 13:22.718
‏‫فکر می‌کنم ممکنه پشت ناپدید شدن مت کلنر باشه،‬

13:22.719 --> 13:23.927
‏‫و همین‌طور ربوده شدن روندا.‬

13:23.928 --> 13:25.929
‏‫اون مادر خودش رو کشت.‬

13:25.930 --> 13:27.681
‏‫رابرت مالوری مادرش رو کشت؟‬

13:29.767 --> 13:32.312
‏‫- مدرکی داری؟‬
‏‫- یه ارزیابی روان‌پزشکی هست.‬

13:32.812 --> 13:34.564
‏‫فکر کنم توی پرونده‌اش باشه.‬

13:35.815 --> 13:37.191
‏‫باید ببینمش.‬

13:39.152 --> 13:40.610
‏‫توش نیست، هست؟‬

13:40.611 --> 13:45.073
‏‫ببین برت... تو پسر باهوشی هستی.‬
‏‫خلاق و البته بی‌حوصله.‬

13:45.074 --> 13:48.076
‏‫پیشنهاد می‌کنم این انرژی رو‬
‏‫صرف قبولی توی یه دانشگاه خوب کنی.‬

13:48.077 --> 13:49.161
‏‫حالا، اگه اجازه بدی...‬

13:49.162 --> 13:52.414
‏‫محتویات اون پرونده مربوط به امنیت دانشگاهه.‬
‏‫باید ببینمش.‬

13:52.415 --> 13:55.042
‏‫چیزی که تو لازم داری، آقای الیس،‬
‏‫اینه که گوش بدی.‬

13:55.043 --> 13:58.795
‏‫اولاً، اگه من چیزی درباره‬
‏‫سلامت روان یه دانش‌آموز می‌دونستم،‬

13:58.796 --> 14:01.965
‏‫آخرین کسی که باهاش در میون می‌ذاشتم‬
‏‫یکی از هم‌کلاسی‌هاش بود.‬

14:01.966 --> 14:04.551
‏‫اینکه من دانش‌آموزم‬
‏‫نباید فرقی داشته باشه.‬

14:04.552 --> 14:05.927
‏‫- واقعیتِ ماجرا اینه که...‬
‏‫- برت،‬

14:05.928 --> 14:09.473
‏‫واقعیت اینه که رابرت مالوری‬
‏‫یه پسر خوب از یه خانواده خوبه.‬

14:09.474 --> 14:13.477
‏‫فقط اون الان سر کلاسه،‬
‏‫و تو ۶۰ ثانیه تا حبس فاصله داری.‬

14:13.478 --> 14:17.648
‏‫پنجاه و نه، پنجاه و هشت، پنجاه و هفت.‬

14:27.700 --> 14:31.913
‏‫تمِ شناورِ جشن فارغ‌التحصیلیِ‬
‏‫سال آخری‌ها اینه:‬

14:33.081 --> 14:38.211
‏‫خویشتن‌داریِ فاسد‬
‏‫در گفتگو با لایه‌ها.‬

14:39.837 --> 14:41.464
‏‫خیلی جذابه.‬

14:42.882 --> 14:44.092
‏‫اشباع‌شده.‬

14:44.842 --> 14:50.056
‏‫اسمش رو گذاشتم تابلویِ خوش‌گذران.‬

14:50.848 --> 14:51.849
‏‫چی؟‬

14:52.642 --> 14:55.060
‏‫ببخشید، دارم به چی نگاه می‌کنم؟‬

14:55.061 --> 14:57.062
‏‫فردیناندو اسکارفیوتی.‬

14:57.063 --> 14:59.190
‏‫طراح صحنه.‬

15:00.149 --> 15:03.194
‏‫- ژیگولوی آمریکایی.‬
‏‫- آره، آره، ولی خب...‬

15:04.445 --> 15:06.196
‏‫ما کجای اینیم؟‬

15:06.197 --> 15:07.405
‏‫یعنی، جایگاه ما کجاست؟‬

15:07.406 --> 15:09.741
‏‫نمی‌دونم سوزان، جایگاه تو کجاست؟‬

15:09.742 --> 15:12.202
‏‫نظر تو درباره ارزش، نه،‬

15:12.203 --> 15:16.039
‏‫ضرورت اخلاقیِ بیان هنری چیه؟‬

15:16.040 --> 15:19.376
‏‫استیون، می‌تونم بفهمم چقدر‬
‏‫بهش فکر کردی.‬

15:19.377 --> 15:20.920
‏‫- چی؟‬
‏‫- خیلی مفهومی‌ایه.‬

15:21.754 --> 15:23.004
‏‫خیلی هوشمندانه‌ست.‬

15:23.005 --> 15:24.382
‏‫- ممنون.‬
‏‫- نه، نیست.‬

15:25.007 --> 15:27.050
‏‫عاشقشم. واقعاً. فقط، خب...‬

15:27.051 --> 15:28.135
‏‫بگو دیگه.‬

15:28.136 --> 15:30.054
‏‫تقریباً زیادی...‬

15:32.974 --> 15:37.561
‏‫خیلی... خیلی... کامله.‬

15:37.562 --> 15:39.396
‏‫اوه.‬

15:39.397 --> 15:43.817
‏‫آره، مثل من توی این لباس بی‌نقصم،‬

15:43.818 --> 15:48.697
‏‫با موهایی که بعد از ساعت‌ها شکنجه‬
‏‫با بابلیس، عالی درست شدن،‬

15:48.698 --> 15:54.036
‏‫که دارم بی‌نقص روی این‬
‏‫شناورِ طراحی‌شده دست تکون می‌دم.‬

15:55.079 --> 15:57.748
‏‫برای من خیلی سنگینه.‬

15:58.749 --> 16:01.169
‏‫خیلی سخته که مدام حفظش کنی.‬

16:05.381 --> 16:07.592
‏‫می‌دونی، گاهی با خودم فکر می‌کنم،‬

16:08.968 --> 16:10.178
‏‫«سوزان،‬

16:12.054 --> 16:14.098
‏‫فقط یه کار بد بکن.»‬

16:15.683 --> 16:20.188
‏‫یه کار غیرمنتظره بکن.‬

16:23.274 --> 16:24.942
‏‫یه کاری کن...‬

16:26.944 --> 16:28.196
‏‫خطرناک.‬

16:29.030 --> 16:30.780
‏‫دیگه خسته شدم‬

16:30.781 --> 16:35.911
‏‫از اینکه همیشه دختر خوبه و‬
‏‫ملکه همه‌چیز باشم‬

16:35.912 --> 16:37.205
‏‫همیشه، می‌فهمی؟‬

16:37.997 --> 16:39.874
‏‫خب چی می‌خوای؟‬

16:41.125 --> 16:42.793
‏‫در مورد اون ارابه.‬

16:45.671 --> 16:46.797
‏‫نمی‌دونم.‬

16:53.387 --> 16:54.889
‏‫شاید یه چیزی...‬

16:57.558 --> 16:59.018
‏‫که عمداً...‬

17:00.811 --> 17:01.812
‏‫افتضاح باشه.‬

17:03.773 --> 17:05.024
‏‫نه، ببین، خب.‬

17:05.691 --> 17:10.029
‏‫من، اون بالا وایسم، می‌دونی،‬

17:11.322 --> 17:14.366
‏‫و... و خیلی بد باشه، مثلاً...‬

17:14.367 --> 17:17.578
‏‫در حد یه کار آماتورِ سال اولی.‬

17:18.579 --> 17:22.291
‏‫همه شوکه می‌شن.‬
‏‫همه از تعجب شاخ درمیارن.‬

17:23.251 --> 17:26.295
‏‫و این یعنی‬
‏‫من یه اشتباهی کردم،‬

17:27.088 --> 17:28.965
‏‫برای اولین بار تو عمرم.‬

17:30.174 --> 17:35.638
‏‫نمی‌تونی تصور کنی که برای من چقدر رهایی‌بخش‬
‏‫می‌شه که بالاخره یه بار شکست بخورم.‬

17:38.683 --> 17:42.979
‏‫من فقط باید همیشه خوشحال‬
‏‫و قدردان باشم.‬

17:45.565 --> 17:46.607
‏‫همون‌طور که گفتم...‬

17:48.985 --> 17:50.111
‏‫خیلی سخته.‬

17:54.949 --> 17:58.034
‏‫باشه عزیزم. می‌فهمم.‬

17:58.035 --> 18:01.830
‏‫اینکه همیشه باید عالی باشی و هیچ اشتباهی نکنی،‬
‏‫فشار خیلی زیادیه.‬

18:01.831 --> 18:04.082
‏‫باور کن. می‌دونم.‬

18:04.083 --> 18:05.208
‏‫خیلی خب، استیون...‬

18:05.209 --> 18:10.630
‏‫ولی رئیسِ به‌شدت سخت‌گیر من،‬
‏‫آقای تری شفر،‬

18:10.631 --> 18:15.136
‏‫به من دستور داده‬
‏‫که از تمام استعدادم استفاده کنم.‬

18:15.928 --> 18:19.055
‏‫چون اون می‌خواد دخترِ خودخواه و‬
‏‫ناسپاسش، دبی،‬

18:19.056 --> 18:20.724
‏‫که یهو و به‌طور شوکه‌کننده‌ای‬

18:20.725 --> 18:23.226
‏‫عضو کمیته ارابه جشن فارغ‌التحصیلی شده،...‬

18:23.227 --> 18:26.229
‏‫- برای سابقه تحصیلیم لازمه، گفتم که...‬
‏‫- آقای شفر می‌خواد کلاس آخری‌ها‬

18:26.230 --> 18:28.732
‏‫برنده بهترین ارابه بشن،‬

18:28.733 --> 18:34.446
‏‫پس این ارابه باید یه ادای احترام به فردیناندو اسکارفیوتی باشه.‬

18:34.447 --> 18:36.364
‏‫من حرفم رو زدم.‬

18:36.365 --> 18:41.244
‏‫استیون، این نمایش‌بازی‌ها رو تموم کن،‬
‏‫خواهش می‌کنم. انگار هزار سالته.‬

18:41.245 --> 18:44.998
‏‫تو هیچ ایده‌ای نداری که دخترهایی مثل من و سوزان‬
‏‫چه فشارهایی رو تحمل می‌کنیم.‬

18:44.999 --> 18:48.044
‏‫بذار این رو بهت بگم:‬

18:50.129 --> 18:54.592
‏‫من بیشتر از یه دستیارم و خیلی بیشتر از‬
‏‫قاطرِ موادِ لعنتیِ تو، خانم دبی.‬

18:55.217 --> 18:59.180
‏‫من یه هنرمندم. من یه حرفه‌ای‌ام.‬

19:00.264 --> 19:04.018
‏‫من چیزی برای ارائه دارم‬
‏‫و حرفی برای گفتن.‬

19:06.646 --> 19:08.688
‏‫و یه روز، یه روز خیلی نزدیک،‬

19:08.689 --> 19:11.734
‏‫مردم مجبور می‌شن‬
‏‫که به حرف‌های من گوش بدن.‬

19:12.985 --> 19:14.862
‏‫چه بخوان، چه نخوان.‬

19:16.989 --> 19:20.034
‏‫عطر زدی؟‬

19:20.951 --> 19:22.035
‏‫جورجیو.‬

19:22.036 --> 19:26.456
‏‫بوی پیرزنی رو می‌دی که می‌خواد‬
‏‫شبیه دختربچه‌ها باشه.‬

19:26.457 --> 19:29.793
‏‫خیلی خب، یه لطفی کن عزیزم.‬
‏‫کمتر حسادت کن.‬

19:29.794 --> 19:33.672
‏‫و بیشتر روی اون چربی‌های دور شکمت کار کن.‬

19:33.673 --> 19:35.508
‏‫اوه، این خیلی بی‌رحمانه‌ست.‬

19:38.511 --> 19:41.263
‏‫– حقم بود.‬
‏‫– آره، واقعاً حقت بود، دبی کوچولو.‬

19:46.143 --> 19:48.103
‏‫ببین، در مورد اون ارابه...‬

19:48.104 --> 19:49.105
‏‫عزیزم، می‌فهمم.‬

19:50.272 --> 19:54.151
‏‫درک می‌کنم که برنده شدن چقدر برات سخته‬
‏‫و چقدر بقیه به‌خاطرش ازت متنفرن.‬

19:54.777 --> 19:55.778
‏‫مردم از من متنفرن؟‬

19:56.862 --> 19:57.863
‏‫من...‬

19:59.156 --> 20:01.741
‏‫می‌دونم که تو هم نمی‌خوای‬
‏‫ملکه جشن فارغ‌التحصیلی بشی.‬

20:01.742 --> 20:02.743
‏‫واقعاً نمی‌خوام.‬

20:04.745 --> 20:05.746
‏‫عالیه.‬

20:06.664 --> 20:08.873
‏‫یه ایده فوق‌العاده دارم.‬

20:08.874 --> 20:10.291
‏‫فکر کنم حسابی ازش خوشت بیاد،‬

20:10.292 --> 20:15.004
‏‫و با توجه به فروپاشی روانی‌ت،‬
‏‫زمان‌بندی‌م حرف نداره.‬

20:15.005 --> 20:17.924
‏‫– خب، دنبالم بیا.‬
‏‫– چی؟ صبر کن، کجا داریم می‌ریم؟‬

20:17.925 --> 20:19.926
‏‫به سمت رستگاریِ از پیش تعیین‌شده‌ت.‬

20:19.927 --> 20:21.929
‏‫– بیا دیگه.‬
‏‫– باشه.‬

20:25.057 --> 20:26.641
‏‫اوه، سلام روندا.‬

20:26.642 --> 20:29.519
‏‫– داریم می‌ریم پیش روندا. امیدوارم مشکلی نباشه.‬
‏‫– معلومه که نه.‬

20:29.520 --> 20:31.730
‏‫– سلام روندا.‬
‏‫– خب، خبرهای خوب دارم.‬

20:31.731 --> 20:34.108
‏‫تصمیم گرفتم، و سوزان هم موافقه،‬

20:34.775 --> 20:36.276
‏‫که تو رو ملکه جشن کنیم.‬

20:36.277 --> 20:37.485
‏‫– چی؟‬
‏‫– چی؟‬

20:37.486 --> 20:39.487
‏‫آره، سوزان نفر اوله، مگه نه؟‬

20:39.488 --> 20:42.866
‏‫ولی چون اون هم با من موافقه‬
‏‫که واقعاً حق توئه،‬

20:42.867 --> 20:45.410
‏‫قراره به همه طرفداراش بگه‬
‏‫که به تو رأی بدن.‬

20:45.411 --> 20:47.245
‏‫و این‌طوری، شب جشن،‬

20:47.246 --> 20:50.915
‏‫تو اون بالا روی سکوی برنده‌ها‬
‏‫با تاج روی سرت می‌ایستی.‬

20:50.916 --> 20:53.251
‏‫دبی، این واقعاً ایده عالی‌ایه.‬

20:53.252 --> 20:56.296
‏‫بعداً در مورد کلمه «واقعاً» صحبت می‌کنیم.‬

20:56.297 --> 20:57.881
‏‫روندا، تو واقعاً لیاقتش رو داری.‬

20:57.882 --> 21:00.925
‏‫افتخار می‌کنم که بهت رأی بدم،‬
‏‫شرط می‌بندم بقیه هم همین‌طورن.‬

21:00.926 --> 21:02.719
‏‫دقیقاً.‬

21:02.720 --> 21:06.014
‏‫و اگه هر دوتون بخواید به همه بگید،‬

21:06.015 --> 21:07.474
‏‫از جمله مدیر کرافت،‬

21:07.475 --> 21:12.228
‏‫که این کار خیرخواهانه‬
‏‫کاملاً ایده من بوده،‬

21:12.229 --> 21:15.191
‏‫و در واقع داره تبدیل به‬
‏‫یه کمیته رسمی مدرسه می‌شه،‬

21:15.941 --> 21:17.026
‏‫همه برنده می‌شن.‬

21:17.610 --> 21:19.445
‏‫البته به جز سوزان.‬

21:22.448 --> 21:24.532
‏‫ولی من که زیبا نیستم.‬

21:24.533 --> 21:25.742
‏‫– مهم نیست.‬
‏‫– معلومه که هستی.‬

21:25.743 --> 21:26.744
‏‫دبی.‬

21:32.500 --> 21:33.834
‏‫نمی‌دونم چی بگم.‬

21:38.839 --> 21:40.549
‏‫«ممنونم، دبی شفر.»‬

21:43.219 --> 21:44.220
‏‫آره.‬

21:55.000 --> 22:02.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

22:35.938 --> 22:37.189
‏‫یا خدا.‬

22:38.774 --> 22:40.775
‏‫هنوز فکر می‌کنی‬
‏‫کار «نایت استاکر»ـه؟‬

22:40.776 --> 22:42.278
‏‫غیرممکن هم نیست.‬

22:43.696 --> 22:46.072
‏‫مثله کردن‌ها، سادیسم جنسی.‬

22:46.073 --> 22:49.200
‏‫جیم، بی‌خیال،‬
‏‫امکان نداره کار نایت استاکر باشه.‬

22:49.201 --> 22:52.705
‏‫این همون کسی نیست که پیرزن‌ها رو‬
‏‫توی تخت‌خوابشون می‌کشت.‬

22:54.665 --> 22:56.082
‏‫این کارِ «ترالر»ه.‬

22:56.083 --> 22:59.879
‏‫اگه بریم تلویزیون و تایید کنیم که‬
‏‫چند تا قاتل زنجیره‌ای ول گشتن...‬

23:01.046 --> 23:04.717
‏‫لس‌آنجلس به آشوب کشیده می‌شه‬
‏‫و ما هم اخراج می‌شیم.‬

23:06.969 --> 23:10.346
‏‫قربانی جوان، ست تریسی،‬
‏‫فقط ۱۸ سالش بود،‬

23:10.347 --> 23:14.100
‏‫شاگرد ممتاز مدرسه کراس‌رودز‬
‏‫که پاییز آینده می‌رفت پرینستون.‬

23:14.101 --> 23:16.978
‏‫پلیس به شدت مشکوکه که‬
‏‫این کارِ‬

23:16.979 --> 23:19.273
‏‫قاتل زنجیره‌ای معروف به‬
‏‫«نایت استاکر» باشه.‬

23:19.857 --> 23:24.027
‏‫با این حال، یه منبع داخل اداره‬
‏‫تئوری دیگه‌ای رو به ما گفت.‬

23:24.028 --> 23:28.072
‏‫این قتل وحشیانه ممکنه کارِ‬
‏‫یه فردِ به شدت خطرناک باشه‬

23:28.073 --> 23:29.657
‏‫که پلیس بهش می‌گه «ترالر»،‬

23:29.658 --> 23:34.704
‏‫اشاره‌ای به الگوی آزاردهنده‬
‏‫تکه تکه کردن با استفاده از ماهی.‬

23:34.705 --> 23:36.873
‏‫فاصله بین قتل‌ها‬
‏‫داشت کمتر می‌شد.‬

23:36.874 --> 23:40.793
‏‫انگار قاتل داشت اعتماد به نفس‬
‏‫و قدرت بیشتری پیدا می‌کرد.‬

23:40.794 --> 23:43.756
‏‫من هم جسارت تازه‌ای پیدا کرده بودم.‬
‏‫باید جلوش رو می‌گرفتم.‬

23:44.506 --> 23:48.344
‏‫این بار دیگه سراغ کرافت نرفتم.‬
‏‫مستقیم رفتم پیش پلیس.‬

23:53.933 --> 23:56.225
‏‫برت الیس، خبرنگار جنایی، لس‌آنجلس تایمز.‬

23:56.226 --> 23:58.269
‏‫اطلاعاتی درباره پرونده‬
‏‫«ترالر» دارم.‬

23:58.270 --> 23:59.855
‏‫می‌خوام پرونده‌ها رو ببینم.‬

24:00.981 --> 24:02.399
‏‫قانون آزادی اطلاعات.‬

24:03.817 --> 24:08.405
‏‫طرفِ کارت شناسایی جعلیِ دبی گرون بود.‬
‏‫ولی ارزش تک‌تک پنی‌هاش رو داشت.‬

24:09.949 --> 24:12.534
‏‫همین‌جا منتظر بمون.‬
‏‫کارآگاه‌ها میان سراغت.‬

24:13.452 --> 24:15.245
‏‫امیدوارم کمکشون کنی اون عوضی رو بگیرن.‬

25:21.395 --> 25:22.396
‏‫باشه.‬

25:23.522 --> 25:24.523
‏‫تو دیگه کدوم خری هستی؟‬

25:26.066 --> 25:28.317
‏‫باید به خاطر ورود غیرمجاز‬
‏‫بندازمت زندان.‬

25:28.318 --> 25:30.195
‏‫باشه، ولی اول بذار حرفم رو بزنم.‬

25:34.324 --> 25:36.869
‏‫شماها در مورد «نایت استاکر»‬
‏‫کاملاً اشتباه می‌کنید.‬

25:37.953 --> 25:39.579
‏‫این کارِ «ترالر»ه، خودتون هم می‌دونید،‬

25:39.580 --> 25:42.707
‏‫و «ترالر» هر کی که هست،‬
‏‫عضو همین جامعه‌ست.‬

25:42.708 --> 25:45.501
‏‫اوه، خب این خیلی قضیه رو محدود کرد.‬

25:45.502 --> 25:47.670
‏‫بهش فکر کنید. چرا یه قاتل زنجیره‌ای‬

25:47.671 --> 25:50.924
‏‫که آدما رو تو خونه‌شون خفه می‌کنه،‬
‏‫باید نماد مدرسه‌مون رو خراب کنه؟‬

25:52.968 --> 25:54.636
‏‫و تو اطلاعاتی در این مورد داری.‬

25:56.597 --> 25:57.639
‏‫نه.‬

25:59.933 --> 26:00.934
‏‫آره.‬

26:01.560 --> 26:03.312
‏‫من اونجا بودم. دیدم که اتفاق افتاد. اون...‬

26:04.396 --> 26:06.273
‏‫یه اتفاق تصادفی بود، فهمیدی؟‬

26:11.153 --> 26:13.321
‏‫در مورد «چا چا رودریگز» چی؟‬

26:13.322 --> 26:16.824
‏‫دختر نوجوونی که وسط ضبط زنده تلویزیونی‬
‏‫توی دستشویی سلاخی شد.‬

26:16.825 --> 26:19.452
‏‫واقعاً به نظرت این کارِ‬
‏‫«نایت استاکر»ه؟‬

26:19.453 --> 26:21.412
‏‫یواشکی رفتن به استودیو‬
‏‫وسط روز روشن؟‬

26:21.413 --> 26:24.082
‏‫اون... نه، نه، ما کسی رو داریم‬
‏‫که به اون قضیه می‌خوره.‬

26:24.083 --> 26:25.167
‏‫یه دعوای عاشقانه.‬

26:31.340 --> 26:32.591
‏‫داری شوخی می‌کنی؟‬

26:34.134 --> 26:35.219
‏‫این کارِ یه بچه دیگه است.‬

26:36.095 --> 26:38.013
‏‫کسی که تشنه توجهه.‬

26:38.514 --> 26:41.599
‏‫اون داره جنازه‌ها رو تو زمین تنیس،‬
‏‫زمین بازی، پیست رقص ول می‌کنه،‬

26:41.600 --> 26:43.476
‏‫جاهایی که بچه‌پولدارا بازی می‌کنن‬

26:43.477 --> 26:46.063
‏‫چون این برای اون هم یه بازیه،‬
‏‫و داره می‌بره.‬

26:47.231 --> 26:50.275
‏‫اینا قتل‌های فتیشی و‬
‏‫کاملاً شخصی‌سازی شده‌ان.‬

26:51.360 --> 26:54.238
‏‫داره هم‌کلاسی‌هاشو تیکه پاره می‌کنه‬
‏‫چون ما باعث شدیم حس کنه...‬

26:55.155 --> 26:56.156
‏‫یه آدم عجیب و غریبه.‬

26:57.199 --> 26:58.282
‏‫به منسون فکر کن.‬

26:58.283 --> 27:02.078
‏‫قربانی‌هاش آدم‌هایی بودن‬
‏‫یا از اون دست آدم‌هایی که باعث می‌شدن حس کنه...‬

27:04.373 --> 27:06.041
‏‫از نظر اجتماعی طرد شده.‬

27:06.959 --> 27:08.836
‏‫منظورم اینه که دیدیون همه‌ این‌ها رو پوشش داده.‬

27:12.881 --> 27:14.507
‏‫توی کتابش، آلبوم سفید؟‬

27:14.508 --> 27:16.718
‏‫خیلی کمک کرد.‬
‏‫ممنون که اومدی.‬

27:19.805 --> 27:20.806
‏‫ببین.‬

27:22.432 --> 27:26.060
‏‫مظنونی که باید دنبالش باشی‬
‏‫یه پسریه به اسم رابرت مالوری.‬

27:26.061 --> 27:28.729
‏‫یه روانیِ خطرناکه‬
‏‫که مدرسه‌اش رو تو شیکاگو ترک کرد‬

27:28.730 --> 27:30.482
‏‫چون بستریش کرده بودن.‬

27:31.149 --> 27:33.234
‏‫و قطعاً مادرش رو کشته.‬

27:33.235 --> 27:34.862
‏‫و احتمالاً مت کلنر رو هم.‬

27:41.785 --> 27:43.078
‏‫خیلی عجیبه.‬

27:44.580 --> 27:47.666
‏‫نمی‌تونم بفهمم خیلی بیشتر از چیزی که نشون میده می‌دونه‬
‏‫یا خیلی کمتر.‬

27:48.834 --> 27:51.086
‏‫بچه‌پولدارها دیگه.‬

27:52.129 --> 27:53.130
‏‫بیا تعقیبش کنیم.‬

28:20.032 --> 28:21.617
‏‫دنبال چی می‌گردیم، تام؟‬

28:22.743 --> 28:23.744
‏‫حس عجیبی دارم.‬

28:24.953 --> 28:26.038
‏‫ممکنه ببیننمون.‬

28:28.040 --> 28:30.042
‏‫باید بعداً این کار رو کنیم، نه تو مدرسه.‬

28:32.169 --> 28:33.879
‏‫هنوز برات مهمه بقیه چی فکر می‌کنن.‬

28:35.005 --> 28:36.006
‏‫مگه نه؟‬

28:37.633 --> 28:42.721
‏‫دوست‌هات هیچ اهمیتی‬
‏‫توی مسیر روشنگری تو ندارن.‬

28:44.222 --> 28:45.223
‏‫سوزان...‬

28:45.766 --> 28:48.977
‏‫- سوزان هیچی نیست.‬
‏‫- سوزان عشق زندگی منه.‬

28:50.729 --> 28:55.816
‏‫حضورش نه چیزی بهت اضافه می‌کنه‬
‏‫و نه چیزی ازت کم می‌کنه.‬

28:55.817 --> 28:56.818
‏‫من فقط...‬

28:59.196 --> 29:02.240
‏‫نمی‌دونم، حس می‌کنم همه‌چیز‬
‏‫توی زندگیم داره از هم می‌پاشه.‬

29:03.033 --> 29:05.035
‏‫دقیقاً همون‌جایی هستی که می‌خوام باشی.‬

29:07.663 --> 29:12.458
‏‫توی همین از دست دادنِ هویته‬
‏‫که به هدف معنوی واقعی می‌رسیم.‬

29:12.459 --> 29:13.961
‏‫خیلی گم‌گشته‌ام.‬

29:17.047 --> 29:18.548
‏‫قبلاً همه‌چیز برام معنی داشت.‬

29:22.010 --> 29:23.679
‏‫- دلم برای بابام تنگ شده.‬
‏‫- هوم.‬

29:25.263 --> 29:27.473
‏‫اون‌جوری که وقتی بچه بودم بود.‬

29:27.474 --> 29:29.058
‏‫ساعت‌ها رو می‌شمردم تا بیاد خونه‬

29:29.059 --> 29:33.313
‏‫تا ازش بخوام بپیچدم لای پتو‬
‏‫و توی حیاط بچرخوندم.‬

29:38.402 --> 29:39.987
‏‫و یه روز اومد خونه و...‬

29:42.406 --> 29:43.448
‏‫دیگه نمی‌خندید.‬

29:47.244 --> 29:48.537
‏‫بعد همه‌چیز عوض شد.‬

29:50.914 --> 29:54.835
‏‫و شروع کرد به گفتن اینکه‬
‏‫من دقیقاً مثل مادرم هستم.‬

30:00.007 --> 30:02.009
‏‫و آخرش هم با یه...‬

30:04.094 --> 30:09.016
‏‫فاحشه‌یِ گارسونِ کوفتی فرار کرد.‬

30:15.856 --> 30:16.857
‏‫خیلی داغونم.‬

30:18.567 --> 30:20.110
‏‫فقط بابام رو می‌خوام.‬

30:23.572 --> 30:24.781
‏‫به من نگاه کن، تام.‬

30:27.117 --> 30:29.453
‏‫اون مردی که یه زمانی پدرت بود،‬

30:30.454 --> 30:33.290
‏‫چراغِ راهت رو برداشت و رفت.‬

30:34.249 --> 30:35.958
‏‫تو هنوز تشنه‌یِ راهنمایی هستی.‬

30:35.959 --> 30:37.377
‏‫تو به پدرت نیازی نداری.‬

30:37.961 --> 30:39.588
‏‫تو به سوزان نیازی نداری.‬

30:40.213 --> 30:42.674
‏‫من فانوس تو رو دارم. راهنمای تو می‌شم.‬

30:43.592 --> 30:45.093
‏‫تام، نیازهای تو قابل برآورده شدنه.‬

30:46.219 --> 30:47.220
‏‫هستن.‬

30:47.763 --> 30:48.972
‏‫اما فقط از طریق مرگ.‬

30:51.224 --> 30:52.726
‏‫آدما باید بمیرن.‬

30:55.270 --> 30:59.357
‏‫تو باید بمیری.‬

31:02.527 --> 31:07.699
‏‫روزی که به خودمون اجازه می‌دیم بمیریم،‬
‏‫همون روزیه که بالاخره متولد می‌شیم.‬

31:10.368 --> 31:11.912
‏‫پس با من تکرار کن.‬

31:12.954 --> 31:16.708
‏‫«بذار بمیرم.»‬

31:20.003 --> 31:25.634
‏‫- بذار بمیرم.‬
‏‫- بذار بمیرم.‬

31:28.553 --> 31:33.517
‏‫«باید فداکاری کرد.»‬

31:34.851 --> 31:40.273
‏‫- باید فداکاری کرد.‬
‏‫- باید فداکاری کرد.‬

31:54.412 --> 31:57.248
‏‫ما تابستونا رو تو همپتونز می‌گذروندیم‬
‏‫و زمستونا رو تو هاربر آیلند.‬

31:57.249 --> 31:59.834
‏‫- اوه، چه عالی.‬
‏‫- آره، آره، آره.‬

31:59.835 --> 32:02.503
‏‫- منظورت چیه؟‬
‏‫- نمی‌خوام مهمونی رو بهم بزنم،‬

32:02.504 --> 32:04.964
‏‫ولی دیشب بهت زنگ زدم‬
‏‫و جواب ندادی.‬

32:04.965 --> 32:07.008
‏‫- کجا بودی پس؟‬
‏‫- تو مگه باباشی؟‬

32:08.510 --> 32:10.886
‏‫- سیب‌زمینی می‌خوای؟‬
‏‫- می‌شه یه لحظه خفه شی؟‬

32:10.887 --> 32:12.596
‏‫- خفه شم قبل از اینکه بزنم تو دهنت؟‬
‏‫- آره؟‬

32:12.597 --> 32:15.349
‏‫آره، تو «دنس آف» این کارو کردم‬
‏‫و بازم می‌کنم.‬

32:15.350 --> 32:17.184
‏‫یادمه اون کسی که دخلت رو آورد‬
‏‫من بودم.‬

32:17.185 --> 32:20.689
‏‫باشه. باشه تام.‬
‏‫تام عزیزم. هی، بشین، لطفاً.‬

32:21.273 --> 32:22.274
‏‫لطفاً عزیزم.‬

32:28.905 --> 32:29.990
‏‫داشتی چیکار می‌کردی؟‬

32:30.824 --> 32:33.325
‏‫- داشتم پوسترهای جشن فارغ‌التحصیلی درست می‌کردم.‬
‏‫- آره، ولی نه برای ما.‬

32:33.326 --> 32:35.286
‏‫پوسترهایی که داشتی درست می‌کردی‬
‏‫برای ما نبود.‬

32:35.287 --> 32:37.496
‏‫تام، رفیق، آروم باش.‬

32:37.497 --> 32:38.581
‏‫خیلی ناراحت به نظر می‌رسی.‬

32:38.582 --> 32:41.250
‏‫ناراحتم، برت. به‌شدت ناراحتم.‬

32:41.251 --> 32:43.752
‏‫چیزهایی که شنیدم‬
‏‫و دیدم خیلی ناراحتم کرده.‬

32:43.753 --> 32:46.131
‏‫راسته؟ واقعاً می‌خوای این کارو کنی؟‬

32:47.591 --> 32:49.426
‏‫واقعاً می‌خوای تاج رو بدی به روندا؟‬

32:50.468 --> 32:52.511
‏‫چون پوسترهایی که برای روندا درست کردی،‬

32:52.512 --> 32:54.096
‏‫با دست‌خط خودت نوشته شده، سوزان.‬

32:54.097 --> 32:55.390
‏‫- انکارش نکن.‬
‏‫- می‌دونم.‬

32:57.684 --> 32:58.685
‏‫تام...‬

33:00.395 --> 33:03.231
‏‫توی زندگی چیزهای مهم‌تری‬
‏‫از جشن فارغ‌التحصیلی هست.‬

33:04.399 --> 33:06.150
‏‫کی به تاج اهمیت می‌ده؟‬

33:06.151 --> 33:08.152
‏‫هیچ‌کدوم از اینا‬
‏‫جای بحث نداره چون‬

33:08.153 --> 33:11.739
‏‫من همه‌چیز رو هماهنگ کردم،‬
‏‫و مدیر کرافت هم تأییدش کرده.‬

33:11.740 --> 33:15.159
‏‫پس بیاید تحسین کنیم که دارم‬
‏‫یه کار خوب برای دنیا می‌کنم، خب؟‬

33:15.160 --> 33:17.411
‏‫فقط فکر می‌کنم عجیب می‌شه‬
‏‫وقتی روندا ملکه بشه،‬

33:17.412 --> 33:20.247
‏‫- و من پادشاه بشم.‬
‏‫- خیلی هم به خودت مطمئن نباش.‬

33:20.248 --> 33:22.708
‏‫- بی‌خیال، تام که برنده‌ست.‬
‏‫- اگه تاج رو به من ندن،‬

33:22.709 --> 33:24.168
‏‫دیگه کی هست؟‬

33:24.169 --> 33:26.545
‏‫چیه، فکر کردی شانس بردن‬
‏‫تاج رو داری، تازه‌وارد؟‬

33:26.546 --> 33:28.422
‏‫فکر می‌کنم دانش‌آموزها لایق اینن که،‬

33:28.423 --> 33:31.176
‏‫می‌دونی، یه آدم باسواد و‬
‏‫جهان‌دیده نماینده‌شون باشه.‬

33:33.553 --> 33:36.597
‏‫موفق باشی رابرت. بهش نیاز پیدا می‌کنی.‬

33:36.598 --> 33:38.808
‏‫من همیشه آدم خیلی خوش‌شانسی بودم.‬

33:45.565 --> 33:47.942
‏‫تام! تام، باید در مورد این قضیه حرف بزنیم.‬

33:47.943 --> 33:49.778
‏‫خیلی دلم می‌خواد اون دوتا به هم برسن.‬

33:52.656 --> 33:54.658
‏‫متاسفم. واقعاً هستم.‬

33:56.368 --> 33:59.913
‏‫بدم میاد با عجله برم، ولی باید پوسترهای «راندا برای ملکه» رو درست کنم.‬

34:02.374 --> 34:03.708
‏‫- بعداً می‌بینمت. - می‌بینمت.‬

34:15.345 --> 34:17.180
‏‫برای مراسم تدفین چی می‌خوای بپوشی؟‬

34:19.182 --> 34:20.183
‏‫کدوم مراسم تدفین؟‬

34:21.935 --> 34:23.353
‏‫مراسم قربانی‌های اخیرت.‬

34:25.563 --> 34:27.773
‏‫یا اصلاً زشته که قاتل تو مراسم شرکت کنه؟‬

34:27.774 --> 34:31.027
‏‫نمی‌دونم «راهنمای آداب معاشرت» برای این مورد چی پیشنهاد میده.‬

34:33.905 --> 34:37.534
‏‫واقعاً فکر می‌کنی به یه جاهایی رسیدی، نه نانسی درو؟‬

34:40.203 --> 34:42.998
‏‫می‌دونی در مورد آدم‌های فضول چی می‌گن، مگه نه؟‬

34:44.124 --> 34:45.292
‏‫دماغشون رو از دست میدن.‬

34:49.546 --> 34:51.797
‏‫اگه ندیدیش، حتماً یه نگاهی بهش بنداز.‬

34:51.798 --> 34:53.758
‏‫نیکلسون تو فیلم «محله چینی‌ها».‬

34:55.385 --> 34:56.636
‏‫عاشق بازی‌اش تو اون فیلمم.‬

34:57.762 --> 34:59.306
‏‫حتی بیشتر از «درخشش».‬

35:19.326 --> 35:21.619
‏‫هی، آقای هالیوود، چقدر شاعرانه‌ست‬

35:21.620 --> 35:24.747
‏‫که چطور به حرفم گوش نمیدی‬

35:24.748 --> 35:27.666
‏‫پس، آقای هالیوود، من رقت‌انگیز میشم‬

35:27.667 --> 35:30.419
‏‫من می‌تونم خیلی راحت رقت‌انگیز باشم‬

35:30.420 --> 35:33.464
‏‫اگه این کار از بین این همه هیاهو رد بشه، شاید‬

35:33.465 --> 35:36.759
‏‫باعث بشه بهم توجه کنی‬

35:36.760 --> 35:39.887
‏‫اگه بتونه نگاه همه رو تو اتاق بدزده‬

35:39.888 --> 35:43.016
‏‫اگه مثل گیلاس روی کیکِ قبرم باشه‬

35:43.767 --> 35:46.435
‏‫هر کاری، هر کاری از دستم بربیاد می‌کنم‬

35:46.436 --> 35:48.020
‏‫هر کاری‬

35:48.021 --> 35:49.813
‏‫هر کاری می‌کنم، هر کاری‬

35:49.814 --> 35:56.570
‏‫چون هیچ‌کس منو جدی نمی‌گیره‬

35:56.571 --> 36:02.826
‏‫دیگه هیچ راهی برام نمونده عزیزم‬

36:02.827 --> 36:04.411
‏‫هیچ‌کس، هیچ‌کس‬

36:04.412 --> 36:06.121
‏‫منو جدی نمی‌گیره، منو جدی نمی‌گیره‬

36:06.122 --> 36:09.249
‏‫جدی، جدی‬

36:09.250 --> 36:10.751
‏‫هیچ‌کس، هیچ‌کس‬

36:10.752 --> 36:12.294
‏‫منو جدی نمی‌گیره، منو جدی نمی‌گیره‬

36:12.295 --> 36:16.006
‏‫جدی، جدی‬

36:16.007 --> 36:18.217
‏‫هر کاری، هر کاری از دستم بربیاد می‌کنم‬

36:18.218 --> 36:21.388
‏‫هر کاری، هر کاری از دستم بربیاد می‌کنم‬

36:22.305 --> 36:25.641
‏‫هی، آقای صنعت، ممنون بابت متن ترانه‌ها‬

36:25.642 --> 36:27.560
‏‫وگرنه نمی‌دونستم چی بخونم‬

36:28.770 --> 36:31.605
‏‫اوه، آقای صنعت، منتقدها رو بیار‬

36:31.606 --> 36:34.483
‏‫استقلالم رو برای همیشه امضا کن‬

36:34.484 --> 36:37.361
‏‫اگه این کار از بین این همه هیاهو رد بشه، شاید‬

36:37.362 --> 36:40.240
‏‫باعث بشه بهم توجه کنی‬

36:40.740 --> 36:43.909
‏‫اگه بتونه نگاه همه رو تو اتاق بدزده‬

36:43.910 --> 36:47.413
‏‫اگه مثل گیلاس روی کیکِ قبرم باشه‬

36:47.414 --> 36:54.253
‏‫چون هیچ‌کس منو جدی نمی‌گیره‬

36:54.254 --> 37:00.551
‏‫دیگه هیچ راهی برام نمونده عزیزم‬

37:00.552 --> 37:01.969
‏‫♪ هیچ‌کس‬
‏‫هیچ‌کس ♪‬

37:01.970 --> 37:03.595
‏‫♪ منو جدی‬
‏‫نمی‌گیره ♪‬

37:03.596 --> 37:06.849
‏‫♪ جدی‬
‏‫جدی ♪‬

37:06.850 --> 37:08.350
‏‫♪ هیچ‌کس‬
‏‫هیچ‌کس ♪‬

37:08.351 --> 37:10.102
‏‫♪ منو جدی‬
‏‫نمی‌گیره ♪‬

37:10.103 --> 37:13.355
‏‫♪ جدی‬
‏‫جدی ♪‬

37:13.356 --> 37:14.481
‏‫♪ هر کاری ♪‬

37:14.482 --> 37:16.275
‏‫♪ هر کاری می‌کنم‬
‏‫هر کاری ♪‬

37:17.000 --> 37:37.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
