WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:18.435 --> 00:21.312
‏‫نمیشه چند تا شمع روشن کنیم؟‬
‏‫می‌دونی چی میگم؟‬

00:21.313 --> 00:24.565
‏‫یکم رمانتیک‌ترش کنیم.‬
‏‫حالا که قرار دوتایی‌مون اینجوریه؟‬

00:24.566 --> 00:27.026
‏‫- اوه، فکر خوبیه.‬
‏‫- ممنون.‬

00:27.027 --> 00:28.986
‏‫من ترجیح میدم چراغ‌ها روشن بمونه.‬

00:28.987 --> 00:33.032
‏‫و شاید بهتر باشه، می‌دونی،‬
‏‫بریم داخل خونه.‬

00:33.033 --> 00:34.534
‏‫چرا؟‬

00:34.535 --> 00:37.537
‏‫بخاطر اون دزدی‌ها از خونه‌ها.‬
‏‫یکشنبه شب هم یکی دیگه اتفاق افتاد.‬

00:37.538 --> 00:41.040
‏‫و وقتی اون دزدی‌ها اتفاق افتاد،‬
‏‫خونه‌ها تاریک بودن؟‬

00:41.041 --> 00:42.625
‏‫منظورم اینه که واسه همین زدن به خونه‌ها؟‬

00:42.626 --> 00:46.379
‏‫نمیدونم، ولی فکر کنم‬
‏‫روشن بودن چراغ‌ها بازدارنده باشه.‬

00:46.380 --> 00:47.381
‏‫بازدارنده.‬

00:48.423 --> 00:50.299
‏‫- بازدارنده.‬
‏‫- هر کی که این کار رو می‌کنه‬

00:50.300 --> 00:54.262
‏‫حیوونای خونگی مردم رو هم می‌دزده،‬
‏‫گربه‌هاشون، سگ‌هاشون.‬

00:54.263 --> 00:55.805
‏‫ازشون تو مراسم‌های آیینی استفاده می‌کنه.‬

00:55.806 --> 00:57.390
‏‫یادت میاد سوزان،‬

00:57.391 --> 00:59.684
‏‫اون نماد مدرسه رو‬
‏‫روز اول مدرسه؟‬

00:59.685 --> 01:02.270
‏‫- فرقه.‬
‏‫- یه دختر دیگه هم گم شده.‬

01:02.271 --> 01:04.606
‏‫- کی؟‬
‏‫- جولی سلوین از مریمونت.‬

01:05.274 --> 01:07.400
‏‫تقریباً هشت هفته گذشته‬
‏‫که ناپدید شده.‬

01:07.401 --> 01:08.734
‏‫شاید فقط فرار کرده باشه.‬

01:08.735 --> 01:12.530
‏‫خیلی خب بچه‌ها،‬
‏‫بیاید انقدر خودمون رو نترسونیم.‬

01:12.531 --> 01:14.241
‏‫می‌خوام در مورد مهمونی حرف بزنم.‬

01:16.618 --> 01:18.328
‏‫- مهمونی؟‬
‏‫- آره.‬

01:19.329 --> 01:21.373
‏‫می‌خوام برای رابرت مالوری‬
‏‫یه مهمونی بگیرم.‬

01:22.249 --> 01:23.583
‏‫قراره خونه ما باشه،‬

01:23.584 --> 01:27.003
‏‫و فکر کنم باید همگی با هم بگیریمش،‬
‏‫چهار نفری، تا بهش خوش‌آمد بگیم.‬

01:27.004 --> 01:29.130
‏‫و همه بچه‌های سال آخری رو هم‬
‏‫دعوت می‌کنیم.‬

01:29.131 --> 01:32.718
‏‫- فوق‌العاده‌ست.‬
‏‫- عالیه. باحاله. عاشقشم.‬

01:33.427 --> 01:34.511
‏‫صبر کن، چرا؟‬

01:35.262 --> 01:37.138
‏‫چرا براش مهمونی بگیریم؟‬

01:37.139 --> 01:39.223
‏‫فکر کنم باید کاری کنیم احساس راحتی کنه.‬

01:39.224 --> 01:42.978
‏‫فکر کنم روزگار سختی داشته،‬
‏‫و باید حس کنه که اینجا جاش امنه.‬

01:44.646 --> 01:45.897
‏‫روزگار سخت؟‬

01:47.399 --> 01:49.067
‏‫چه روزگار سختی؟‬

01:54.197 --> 01:56.866
‏‫دیروز دفتر مدیر کرافت بودم...‬

01:56.867 --> 01:59.952
‏‫یه مدتی رو توی یه مرکز توانبخشی‬
‏‫صرف کار روی...‬

01:59.953 --> 02:02.997
‏‫دکتر کرافت ازم خواست این مهمونی رو بگیرم.‬

02:02.998 --> 02:04.749
‏‫گفت نگران رابرت هست‬

02:04.750 --> 02:07.543
‏‫و اینکه وظیفه من به عنوان‬
‏‫رئیس شورای دانش‌آموزی اینه که‬

02:07.544 --> 02:10.379
‏‫کاری کنم که همه تا جای ممکن‬
‏‫احساس راحتی کنن.‬

02:10.380 --> 02:11.590
‏‫من کاملاً موافقم.‬

02:12.215 --> 02:14.383
‏‫- انگار که...‬
‏‫- چی؟‬

02:14.384 --> 02:17.386
‏‫رابرت رو بستری کرده بودن.‬

02:17.387 --> 02:19.639
‏‫تیمارستان؟ داری شوخی می‌کنی.‬

02:19.640 --> 02:22.600
‏‫کرافت گفت بیشتر شبیه‬
‏‫مرکز توانبخشی بوده.‬

02:22.601 --> 02:25.019
‏‫برای افسردگی و یه سری مشکلات دیگه‬
‏‫تحت درمان بوده.‬

02:25.020 --> 02:27.563
‏‫عالیه. پس یارو رو قایم کرده بودن‬
‏‫توی دیوونه‌خونه.‬

02:27.564 --> 02:30.524
‏‫یکم داری اغراق می‌کنی برت.‬
‏‫تو همیشه همه چیز رو بزرگ می‌کنی.‬

02:30.525 --> 02:33.319
‏‫- من نویسنده‌ام، کارمه.‬
‏‫- ببین، مسئله مهمی نیست.‬

02:33.320 --> 02:35.071
‏‫طرف روزگار سختی رو گذرونده.‬

02:35.072 --> 02:39.158
‏‫طلاق پدر و مادرش و این حرفا،‬
‏‫فوت مادرش.‬

02:39.159 --> 02:40.327
‏‫دلم براش می‌سوزه.‬

02:42.329 --> 02:45.956
‏‫رابرت مالوری به یه دوست نیاز داره‬
‏‫و من می‌خوام اون دوست باشم.‬

02:45.957 --> 02:47.333
‏‫- منم همین‌طور.‬
‏‫- منم همین‌طور.‬

02:47.334 --> 02:48.542
‏‫می‌خوای یه دودی بگیری، تامی؟‬

02:48.543 --> 02:51.379
‏‫نه ممنون، دبز.‬
‏‫باید فردا صبح زود بیدار شم تمرین کنم.‬

02:51.380 --> 02:53.798
‏‫- پس این‌طوری بدنت رو رو فرم نگه می‌داری؟‬
‏‫- من همین الانشم رو فرمم.‬

02:53.799 --> 02:56.509
‏‫- دارم رو فرم نگهش می‌دارم.‬
‏‫- می‌دونی چیه؟ هوس یه کم شراب قرمز کردم.‬

02:56.510 --> 02:58.678
‏‫- کسی شراب کابرنه می‌خواد؟‬
‏‫- لطفاً.‬

02:58.679 --> 03:00.971
‏‫بچه‌ها، این آدم دروغگوئه.‬

03:00.972 --> 03:02.765
‏‫دروغ گفت که من رو‬
‏‫توی سینما دیده‬

03:02.766 --> 03:06.435
‏‫تابستون پارسال موقع فیلم «درخشش».‬
‏‫من بهش اعتماد ندارم، شما هم نباید داشته باشید.‬

03:06.436 --> 03:09.563
‏‫برت، این فقط یه مهمونیه.‬

03:09.564 --> 03:11.440
‏‫نه سوزان، این یه جور تاییدیه.‬

03:11.441 --> 03:14.360
‏‫هی بچه‌ها،‬
‏‫فضا داره یه کم متشنج می‌شه.‬

03:14.361 --> 03:18.280
‏‫- شاید بهتره بریم تو جکوزی.‬
‏‫- آره بریم تو جکوزی. بیاید.‬

03:18.281 --> 03:20.199
‏‫بریم سمت جکوزی. باشه؟ بیاید.‬

03:20.200 --> 03:21.201
‏‫بیاید.‬

03:29.668 --> 03:33.088
‏‫خدایا‬

03:34.881 --> 03:37.091
‏‫یه روز دیگه هم گذشت‬

03:41.000 --> 03:48.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

03:51.523 --> 03:56.360
‏‫ببین،‬
‏‫ما توی مرکز خرید بودیم. یادت نیست؟‬

03:56.361 --> 03:57.737
‏‫نه.‬

04:04.453 --> 04:05.454
‏‫اوه، نه.‬

04:06.037 --> 04:07.663
‏‫اون چیه؟ قاتله؟‬

04:10.834 --> 04:13.086
‏‫برت، لطفاً یه دائم‌الخمر شو.‬

04:13.670 --> 04:16.630
‏‫وقتی مستی‬
‏‫خیلی باحال‌تری.‬

04:16.631 --> 04:19.425
‏‫خیلی خب، پس می‌ذاریمش برای شنبه.‬

04:19.426 --> 04:21.635
‏‫خونه من. مهمونی رابرت.‬

04:21.636 --> 04:24.013
‏‫- حله. حله.‬
‏‫- حله.‬

04:24.014 --> 04:25.765
‏‫- چی؟‬
‏‫- برنامه‌ریزی شد.‬

04:25.766 --> 04:27.975
‏‫بچه‌ها، فقط برای اینکه حقایق رو بگم.‬

04:27.976 --> 04:29.727
‏‫اون تا مرکز خرید دنبالم اومد.‬

04:29.728 --> 04:34.524
‏‫عجیبه، چون اون به من گفت‬
‏‫که تو بودی که داشتی دنبالش می‌اومدی.‬

04:36.568 --> 04:38.779
‏‫از کجا می‌دونی؟ باهاش حرف زدی؟‬

04:44.284 --> 04:46.702
‏‫وای خدای من!‬

04:46.703 --> 04:50.081
‏‫عاشق این آهنگم.‬

04:55.504 --> 04:56.838
‏‫صداش رو زیاد کن!‬

04:58.423 --> 05:01.218
‏‫ووو. دمت گرم سوزان.‬

05:03.678 --> 05:07.097
‏‫قراره نمایش اجرا کنی؟ ووو.‬

05:07.098 --> 05:09.809
‏‫آره! سوزان.‬

05:09.810 --> 05:11.936
‏‫اوه، تام.‬
‏‫کارت تمومه. کارت تمومه.‬

05:11.937 --> 05:13.522
‏‫- آماده باش.‬
‏‫- اون پشت سرمه؟‬

05:15.273 --> 05:17.859
‏‫اوه.‬

05:18.777 --> 05:22.863
‏‫حالا پنج سال گذشته‬
‏‫و دنیا زیر پاته‬

05:22.864 --> 05:26.116
‏‫موفقیت برات خیلی آسون بوده‬

05:26.117 --> 05:27.118
‏‫بیا.‬

05:28.286 --> 05:30.205
‏‫بیا دیگه، یه رقص برامون طراحی کن.‬

05:35.335 --> 05:38.630
‏‫نمی‌خوای، نمی‌خوای منو؟‬

05:39.339 --> 05:43.592
‏‫می‌دونی نمی‌تونم باور کنم‬
‏‫وقتی می‌شنوم که نمی‌خوای منو ببینی‬

05:43.593 --> 05:46.888
‏‫نمی‌خوای، نمی‌خوای منو؟‬

05:47.514 --> 05:51.809
‏‫♪ می‌دونم که باورم نداری‬
‏‫وقتی می‌گی که دیگه منو نمی‌خوای ♪‬

05:51.810 --> 05:55.729
‏‫♪ خیلی دیره واسه اینکه بفهمی‬
‏‫فکر می‌کنی نظرت عوض شده ♪‬

05:55.730 --> 06:00.067
‏‫♪ بهتره نظرتو برگردونی‬
‏‫وگرنه جفتمون پشیمون می‌شیم ♪‬

06:00.068 --> 06:03.154
‏‫♪ منو نمی‌خوای عزیزم؟ ♪‬

06:04.364 --> 06:07.992
‏‫♪ منو نمی‌خوای؟ اوه ♪‬

06:07.993 --> 06:11.371
‏‫♪ منو نمی‌خوای عزیزم؟ ♪‬

06:12.581 --> 06:14.790
‏‫♪ منو نمی‌خوای؟ اوه ♪‬

06:14.791 --> 06:20.213
‏‫اوه، برت،‬
‏‫لطفاً هر شب مست کن.‬

06:35.145 --> 06:36.354
‏‫سلام، جذاب.‬

06:37.606 --> 06:39.357
‏‫دیشب فوق‌العاده بودی.‬

06:40.275 --> 06:42.068
‏‫بودم، مگه نه؟‬

06:43.236 --> 06:44.446
‏‫مت زنگ زد.‬

06:46.531 --> 06:47.991
‏‫- کی؟‬
‏‫- مت.‬

06:48.700 --> 06:49.784
‏‫همون که هم‌مدرسه‌ای بود؟‬

06:51.453 --> 06:52.578
‏‫چی می‌خواست؟‬

06:52.579 --> 06:55.248
‏‫اوه، انقدر بیهوش خوابیده بودی،‬
‏‫نخواستم بیدارت کنم.‬

06:56.625 --> 06:58.793
‏‫گفت دیگه زنگ نزنی.‬

07:00.670 --> 07:02.546
‏‫یعنی چی؟‬

07:02.547 --> 07:04.090
‏‫نمی‌دونم.‬

07:06.676 --> 07:08.011
‏‫امشب می‌بینمت.‬

07:21.983 --> 07:24.610
‏‫یکی از ویژگی‌های بارز‬
‏‫اوایل دهه ۸۰ میلادی‬

07:24.611 --> 07:26.446
‏‫برای یه جوون توی لس‌آنجلس‬

07:27.030 --> 07:30.158
‏‫این بود که باید از چیزهایی جون سالم در می‌بردی‬
‏‫تا بزرگسال بشی.‬

07:32.160 --> 07:35.913
‏‫لولوخورخوره‌های واقعی‬
‏‫یعنی قاتل‌های سریالی، یه تهدید بودن.‬

07:37.082 --> 07:38.625
‏‫و همین‌طور فرقه‌ها.‬

07:43.213 --> 07:46.507
‏‫فرقه‌ای که لس‌آنجلس رو‬
‏‫در سال ۱۹۸۱ به وحشت انداخت،‬

07:46.508 --> 07:48.509
‏‫زمانی که سال آخر دبیرستان بودم،‬

07:48.510 --> 07:54.014
‏‫خون‌خوار و وحشتناک بود‬
‏‫و عادت‌هایی شبیه به «ترالر» داشت.‬

07:55.225 --> 07:56.392
‏‫در واقع،‬

07:56.393 --> 08:00.146
‏‫پلیس شک داشت که این فرقه‬
‏‫توی قتل‌های «ترالر» دست داشته‬

08:00.980 --> 08:04.483
‏‫و اون قتل‌های آیینی وحشیانه‌ای که‬
‏‫شهر رو گرفتار کرده بود‬

08:04.484 --> 08:07.945
‏‫کارِ یه نفر نبود،‬
‏‫بلکه کارِ چند نفر بود.‬

08:22.919 --> 08:25.129
‏‫شهر هیچ‌وقت واقعاً از شوک‬

08:25.130 --> 08:27.465
‏‫قتل‌های منسون در دهه‌ی قبلش بیرون نیومده بود.‬

08:28.174 --> 08:30.300
‏‫و درست مثل چارلی و دخترهای منسون،‬

08:30.301 --> 08:33.846
‏‫«سوارانِ پس از مرگ»،‬
‏‫همون‌طور که خودشون رو صدا می‌کردن،‬

08:33.847 --> 08:36.056
‏‫از اوهای تا دره‌ی سن‌فرناندو‬
‏‫حکمرانی می‌کردن.‬

08:39.102 --> 08:40.602
‏‫این گروه از جوون‌های‬

08:40.603 --> 08:44.314
‏‫هیپیِ بی‌سروپا که توی موهاوی شکل گرفته بودن،‬

08:44.315 --> 08:47.568
‏‫مریدِ رهبری بودن که فقط‬
‏‫«بروس» صداش می‌کردن،‬

08:47.569 --> 08:51.030
‏‫کسی که معلوم شد یه معلم زبان انگلیسی‬
‏‫دبیرستان از لنکستر بوده،‬

08:51.031 --> 08:54.743
‏‫که به‌خاطر روابط نامشروع با دانش‌آموزهای دخترش‬
‏‫اخراج شده بود.‬

08:58.913 --> 09:02.458
‏‫این فرقه مواد مصرف می‌کردن،‬
‏‫اسید، آرام‌بخش‬

09:02.459 --> 09:05.502
‏‫و فعالیت‌هاشون اون سال‬
‏‫خیلی سریع شدت گرفت‬

09:05.503 --> 09:08.422
‏‫چون بروس بیشتر معتاد‬
‏‫و دچار توهمِ ناجی‌گری شد.‬

09:11.718 --> 09:12.801
‏‫آره.‬

09:12.802 --> 09:16.764
‏‫خب، شاید باید دستور پختشو بپرسم‬
‏‫که بتونم برات درستش کنم.‬

09:16.765 --> 09:18.098
‏‫عزیزم؟‬

09:22.812 --> 09:23.938
‏‫اوه خدای من.‬

09:24.731 --> 09:25.940
‏‫این خونه؟‬

09:27.734 --> 09:29.486
‏‫برو تو و به پلیس زنگ بزن.‬

09:31.112 --> 09:33.740
‏‫بعدش نوبت سرقت‌ها رسید‬
‏‫به هنکاک پارک و سیلور لیک.‬

09:34.407 --> 09:36.493
‏‫می‌خواستن با ترس، همه رو متحد کنن.‬

09:37.494 --> 09:39.661
‏‫و بعد اوضاع بدتر شد.‬

09:39.662 --> 09:42.372
‏‫حمله به خونه‌ها به خشونت کشیده شد.‬

09:42.373 --> 09:44.374
‏‫قربانی‌هایی که از اون‬
‏‫حملات اولیه جون سالم به در بردن‬

09:44.375 --> 09:48.671
‏‫می‌گفتن مهاجم یه ماسک اسکی سیاه‬
‏‫با شلوار جین و یقه اسکی همرنگش پوشیده بود.‬

09:50.799 --> 09:52.842
‏‫اون یه موجود ترسناک و تغییرشکل‌دهنده بود.‬

09:58.932 --> 10:01.392
‏‫و بعد اولین قتل اتفاق افتاد.‬

10:09.734 --> 10:12.486
‏‫در حالی که مقامات همچنان‬
‏‫دنبال «ترالر» می‌گردن،‬

10:12.487 --> 10:16.281
‏‫قاتل سریالی که جوون‌ها رو‬
‏‫توی سراسر لس‌آنجلس هدف قرار می‌ده.‬

10:16.282 --> 10:19.201
‏‫پلیس می‌ترسه که ترالر دوباره دست به کار بشه.‬

10:19.202 --> 10:23.539
‏‫پلیس به ساکنین سراسر لس‌آنجلس‬
‏‫هشدار می‌ده که هوشیار باشن.‬

10:23.540 --> 10:27.835
‏‫کشف هولناکی امشب در برنت‌وود‬
‏‫بعد از اینکه یه حمله به خونه به قتل ختم شد.‬

10:27.836 --> 10:31.255
‏‫بین گزارش‌های خبری شبانه‬
‏‫از قتل‌های ترالر،‬

10:31.256 --> 10:33.757
‏‫دو تا جوون دیگه هم حالا گم شده بودن،‬

10:33.758 --> 10:36.927
‏‫و بعد گزارش‌هایی از‬
‏‫حملات «سواران زندگی پس از مرگ».‬

10:36.928 --> 10:39.639
‏‫شهر ملتهب بود و من هم همین‌طور.‬

10:43.977 --> 10:47.313
‏‫هر شب، مدام فکر می‌کردم‬
‏‫که صدای کسی رو توی خونه می‌شنوم.‬

10:48.106 --> 10:50.066
‏‫پشت میزم بودم و داشتم روی رمانم کار می‌کردم،‬

10:50.650 --> 10:52.901
‏‫و هر وقت تایپ کردن رو متوقف می‌کردم‬
‏‫حس می‌کردم یه نفر اونجاست‬

10:52.902 --> 10:55.238
‏‫یا بیرون خونه پرسه می‌زنه‬

10:55.738 --> 10:57.322
‏‫یا یه جایی داخلش.‬

11:14.716 --> 11:16.925
‏‫چندین بار‬
‏‫فکر کردم صدای زنگ در رو شنیدم‬

11:16.926 --> 11:19.846
‏‫یا صدای بوقی که‬
‏‫باز شدن درهای گاراژ رو خبر می‌داد.‬

11:21.014 --> 11:24.100
‏‫هفته‌ها توی خونه می‌خزیدم‬
‏‫و یه سلاح دستم بود.‬

12:01.429 --> 12:02.722
‏‫اما کسی اونجا نبود.‬

12:04.265 --> 12:05.350
‏‫هنوز نه.‬

12:08.478 --> 12:10.312
‏‫ولی می‌تونستم حس کنم که دارن میان.‬

12:53.189 --> 12:55.566
‏‫لعنتی، لیز.‬

12:56.359 --> 12:58.610
‏‫مامان!‬

13:00.113 --> 13:01.155
‏‫مامان!‬

13:02.365 --> 13:04.784
‏‫♪ خیلی وقت پیش ♪‬

13:07.412 --> 13:09.872
‏‫♪ چطور ممکنه؟ ♪‬

13:12.041 --> 13:13.583
‏‫اون لانکومِ منه.‬

13:13.584 --> 13:15.836
‏‫تو اجازه نداری‬
‏‫توی مدرسه سایه چشم بزنی.‬

13:15.837 --> 13:17.170
‏‫دارم می‌رم بیرون.‬

13:17.171 --> 13:18.630
‏‫الان تمومش می‌کنم.‬

13:20.008 --> 13:23.386
‏‫دارم با جونی کارسون و جکی کالینز‬
‏‫می‌رم لا اسکالا.‬

13:25.596 --> 13:28.098
‏‫امشبم دوباره می‌خوای با برت بری بیرون؟‬

13:28.099 --> 13:29.684
‏‫آره مامان، ما عاشق همیم.‬

13:30.310 --> 13:34.187
‏‫اینکه هر وقت می‌تونی پیش هم باشین‬
‏‫معنی عاشق بودنه. یادت رفته؟‬

13:34.188 --> 13:37.149
‏‫می‌خوای برای مردت قشنگ به نظر بیای.‬
‏‫می‌فهمم.‬

13:37.150 --> 13:39.986
‏‫آه عزیزم.‬

13:40.737 --> 13:42.071
‏‫مردها.‬

13:43.072 --> 13:46.199
‏‫تمام اون لاس زدن‌های بی‌معنی که فکر می‌کنی‬
‏‫به یه جایی می‌رسونتت‬

13:46.200 --> 13:48.243
‏‫- و خوشبختت می‌کنه.‬
‏‫- فقط اون پنکیک رو بده به من‬

13:48.244 --> 13:49.620
‏‫و یه شراب دیگه بخور، مامان.‬

13:52.915 --> 13:54.708
‏‫خیلی چیزها هست که‬
‏‫درباره‌شون نمی‌دونی.‬

13:54.709 --> 13:56.418
‏‫خیلی چیزها هست که نمی‌دونی.‬

13:56.419 --> 13:58.920
‏‫می‌دونم خیلی باهوشی و زرنگی‬

13:58.921 --> 14:02.382
‏‫ولی تو خیلی چیزا ساده‌لوحی.‬

14:02.383 --> 14:04.635
‏‫- خیلی حسودی. - حسود؟‬

14:06.012 --> 14:08.431
‏‫حسادت به مربی اصطبل؟‬

14:09.223 --> 14:12.768
‏‫همون احمقی که بابات تو اون فیلم مسخره‌ی اسکیت‌سواری بازی داد؟‬

14:12.769 --> 14:14.187
‏‫حالا هم که نوبت برته؟‬

14:15.646 --> 14:18.357
‏‫- برت چه مشکلی داره؟ - خیلی بی‌تفاوت و سرده.‬

14:19.317 --> 14:21.485
‏‫انگار بیشتر از اینکه بخواد بیاد مهمونی دوست‌دخترش‬

14:21.486 --> 14:22.944
‏‫مشغول نوشتن اون کتابش بود‬

14:22.945 --> 14:24.613
‏‫و مثل یه جنتلمن تا آخر فیلم بمونه.‬

14:24.614 --> 14:26.616
‏‫خب، اومد که، مگه نه؟‬

14:27.909 --> 14:29.744
‏‫قبل از اینکه بره با هم بودیم.‬

14:32.538 --> 14:33.623
‏‫چطور بود؟‬

14:34.540 --> 14:35.541
‏‫تنوعی بود؟‬

14:36.417 --> 14:38.585
‏‫فقط حواست رو بده که بابات رو راضی کنی دوباره بهت توجه کنه.‬

14:39.837 --> 14:43.757
‏‫اگه همین‌طوری ادامه بدی، عاقبت خوشی نداری.‬

14:43.758 --> 14:46.219
‏‫چون قراره عاقبتم مثل تو بشه؟‬

14:48.012 --> 14:49.013
‏‫توی آینه نگاه کن.‬

14:52.975 --> 14:54.352
‏‫تو خودِ منی.‬

14:55.269 --> 14:57.230
‏‫♪ مدام به یادتم ♪‬

14:58.314 --> 15:00.525
‏‫♪ دژاوو ♪‬

15:08.241 --> 15:10.158
‏‫ما اصلاً چطوری داریم می‌ریم تو این کلاب؟‬

15:10.159 --> 15:12.702
‏‫شب افتتاحیه‌ست. لیست وی‌آی‌پی باید خیلی شلوغ باشه.‬

15:12.703 --> 15:14.705
‏‫بابام صاحبش رو می‌شناسه. معلومه دیگه.‬

15:15.498 --> 15:17.708
‏‫- خیلی هیجان‌زده‌ام. - منم همین‌طور.‬

15:19.710 --> 15:23.296
‏‫موزیک‌ویدئوها قراره بشن یه هنر جدید و عالی.‬

15:23.297 --> 15:25.715
‏‫توی کمتر از پنج دقیقه یه داستان رو تعریف می‌کنن‬

15:25.716 --> 15:28.176
‏‫و تو رو می‌برن به دنیای ذهن اون موزیسین.‬

15:28.177 --> 15:32.013
‏‫باعث می‌شن بفهمی که بعضی وقتا‬

15:32.014 --> 15:33.932
‏‫- لایه‌های زیرین آهنگ چیه. - اوه، برت.‬

15:33.933 --> 15:36.393
‏‫تو چقدر در مورد هنر می‌فهمی.‬

15:36.394 --> 15:38.271
‏‫اشتیاق عجیبی بهش داری،‬

15:39.230 --> 15:41.815
‏‫برخلاف بابام که فقط می‌خواد پولدار باشه.‬

15:41.816 --> 15:42.899
‏‫هوم.‬

15:42.900 --> 15:44.651
‏‫♪ بچه‌هات رو دیدم ♪‬

15:44.652 --> 15:46.153
‏‫♪ اوه-وا، اوه-آه ♪‬

15:46.154 --> 15:47.946
‏‫♪ بهشون چی گفتی؟ ♪‬

15:47.947 --> 15:55.203
‏‫♪ ویدئو ستاره‌ی رادیو رو کشت ♪‬

15:55.204 --> 15:56.872
‏‫♪ تصاویر اومدن... ♪‬

15:56.873 --> 15:58.456
‏‫اوه. من برم یه نوشیدنی بگیرم.‬

15:58.457 --> 16:01.502
‏‫- چیزی می‌خوری؟ - هر چی خودت می‌خوری.‬

16:02.003 --> 16:04.881
‏‫به حساب تو.‬

16:05.756 --> 16:08.009
‏‫سلام، دو تا ودکا سودا لطفاً.‬

16:10.052 --> 16:13.513
‏‫♪ و یادت میاد ♪ ♪ اون آهنگ‌های تبلیغاتی رو ♪‬

16:13.514 --> 16:14.891
‏‫♪ اوه-وا، اوه-آه ♪‬

16:15.600 --> 16:17.142
‏‫♪ تو اولین نفر بودی ♪‬

16:17.143 --> 16:18.894
‏‫♪ اوه-وا، اوه-آه ♪‬

16:18.895 --> 16:20.812
‏‫♪ تو آخرین نفر بودی ♪‬

16:20.813 --> 16:28.111
‏‫♪ ویدئو ستاره‌ی رادیو رو کشت ♪‬

16:28.112 --> 16:31.615
‏‫♪ تو ذهنم و تو ماشینم ♪‬

16:31.616 --> 16:35.660
‏‫♪ دیگه نمیشه برگشت، خیلی دور شدیم ♪‬

16:35.661 --> 16:37.955
‏‫♪ اوه، آهاها، اوه ♪‬

16:39.999 --> 16:42.167
‏‫- یالا، بریم.‬
‏‫- کجا؟‬

16:42.168 --> 16:44.753
‏‫بریم به صاحب اینجا سلام کنیم، دوست بابامه،‬
‏‫مایک یا یه همچین چیزی.‬

16:44.754 --> 16:46.255
‏‫مـ... من می‌خوام اون ویدیو رو ببینم.‬

16:46.756 --> 16:50.092
‏‫پنج دقیقه دیگه همین‌جا باش. ‬
‏‫همه چیز خیلی باحاله، نه؟‬

16:51.719 --> 16:52.720
‏‫خیلی.‬

16:53.638 --> 16:57.474
‏‫♪ دیگه نمیشه برگشت، خیلی دور شدیم ♪‬

16:57.475 --> 17:00.769
‏‫♪ تقصیر رو بنداز گردن وی‌تی‌آر ♪‬

17:18.621 --> 17:23.917
‏‫♪ چرا ازش نمی‌پرسی‬
‏‫که می‌مونه یا نه؟ ♪‬

17:23.918 --> 17:29.006
‏‫♪ چرا ازش نمی‌پرسی‬
‏‫که داره میره یا نه؟ ♪‬

17:31.842 --> 17:32.843
‏‫هی.‬

17:34.971 --> 17:36.806
‏‫شرط می‌بندم فکر کردی دنبالت اومدم اینجا، مگه نه؟‬

17:37.890 --> 17:39.599
‏‫- اومدی؟‬
‏‫- نه، نیومدم.‬

17:39.600 --> 17:41.893
‏‫- دعوتم کردن.‬
‏‫- کی؟‬

17:41.894 --> 17:44.146
‏‫دبی. همون دوست‌دخترت دیگه.‬

17:45.523 --> 17:46.606
‏‫تام هم داره میاد.‬

17:46.607 --> 17:48.942
‏‫فکر کنم کل گروه می‌خوان قبل از مهمونی‌ای که‬
‏‫به افتخار من می‌گیری، بیشتر باهام آشنا بشن.‬

17:48.943 --> 17:50.819
‏‫قبل از مهمونی‌ای که‬
‏‫به افتخار من می‌گیری.‬

17:50.820 --> 17:52.947
‏‫اوه، باشه، عالیه.‬

17:56.242 --> 17:59.453
‏‫راستی، متاسفم که شنیدم چه اتفاقی‬
‏‫بین تو و مت افتاده. بهم گفت.‬

18:01.122 --> 18:04.207
‏‫- چی بهت گفت؟‬
‏‫- گفت که با هم به مشکل خوردین.‬

18:04.208 --> 18:05.459
‏‫اون اینو گفت؟‬

18:06.127 --> 18:07.128
‏‫آره.‬

18:08.921 --> 18:11.089
‏‫خیلی با همه حرف می‌زنی، مگه نه رابرت؟‬

18:11.090 --> 18:13.467
‏‫هر کسی نیاز داره با یکی دردودل کنه.‬

18:15.886 --> 18:18.848
‏‫خب، بد متوجه شدی،‬

18:20.266 --> 18:22.684
‏‫در مورد من و مت.‬
‏‫ما به مشکل نخوردیم.‬

18:22.685 --> 18:26.146
‏‫الان فقط دوست‌دختر دارم،‬
‏‫دیگه مثل قبل همو زیاد نمی‌بینیم.‬

18:26.147 --> 18:27.523
‏‫شاید زیادی بهش می‌چسبیدی.‬

18:28.816 --> 18:31.485
‏‫- زده تو ذوقش یا یه همچین چیزی.‬
‏‫- شاید بهتره بری گم‌شی.‬

18:32.570 --> 18:35.615
‏‫اوناش. اینم رفیق ما.‬

18:37.700 --> 18:40.453
‏‫- سوزان هم میاد؟‬
‏‫- نه، باید درس بخونه یا یه همچین چیزی.‬

18:41.245 --> 18:42.580
‏‫ولی کاش می‌اومد.‬

18:44.248 --> 18:45.708
‏‫شماها تا حالا با هم بودین؟‬

18:46.751 --> 18:47.752
‏‫نه.‬

18:48.628 --> 18:49.629
‏‫چرا؟‬

18:50.129 --> 18:54.300
‏‫چون از وقتی بچه بودیم، همیشه فقط بهترین دوست هم بودیم.‬

18:56.969 --> 18:58.804
‏‫هیچ‌وقت نخواستی باهاش بخوابی؟‬

19:00.806 --> 19:01.807
‏‫نه.‬

19:03.267 --> 19:04.268
‏‫من چرا.‬

19:05.311 --> 19:06.687
‏‫خیلی دلم می‌خواد باهاش بخوابم.‬

19:07.938 --> 19:09.273
‏‫اون کسِ شیرین و کوچولوشو بچشم.‬

19:10.274 --> 19:11.775
‏‫از پشت بکنمش.‬

19:11.776 --> 19:14.111
‏‫کاری کنم جیغ بزنه، کاری کنم التماس کنه.‬

19:26.582 --> 19:28.416
‏‫یادمه بعدش فکر کردم‬

19:28.417 --> 19:30.877
‏‫که باید تو اتاق پیش رابرت می‌موندم‬

19:30.878 --> 19:33.838
‏‫و باهاش حرف می‌زدم تا بفهمم‬

19:33.839 --> 19:37.092
‏‫برنامه‌اش برای سوزان رینولدز‬

19:37.093 --> 19:39.220
‏‫واقعاً چی بوده، چون می‌دونستم قراره عملی‌اش کنه.‬

19:39.970 --> 19:44.057
‏‫می‌دونستم که می‌خواد براش مهمونی بگیره‬
‏‫و نمی‌تونستم جلوش رو بگیرم.‬

19:44.058 --> 19:45.726
‏‫اون خیلی مجذوبش شده بود.‬

19:46.435 --> 19:49.771
‏‫می‌خواست خودش رو‬
‏‫غرقِ دیوونگیِ اون کنه‬

19:49.772 --> 19:51.565
‏‫و همه چیز خراب می‌شد.‬

19:54.610 --> 19:55.777
‏‫♪ عاج ♪‬

20:30.020 --> 20:31.689
‏‫♪ می‌خونن ♪‬

20:34.900 --> 20:37.361
‏‫♪ نگاهشون کن که عشق‌بازی می‌کنن ♪‬

20:38.112 --> 20:40.447
‏‫♪ روی یه... ♪‬

20:56.005 --> 20:57.213
‏‫چرا هی به من زنگ می‌زنی؟‬

20:57.214 --> 21:00.425
‏‫- چی داری می‌گی؟‬
‏‫- چرا هی به من زنگ می‌زنی؟‬

21:00.426 --> 21:01.885
‏‫من به تو زنگ نمی‌زنم.‬

21:01.886 --> 21:04.596
‏‫پس می‌خوای بگی تو نیستی که زنگ می‌زنی‬
‏‫و توی گوشی فوت می‌کنی؟‬

21:04.597 --> 21:06.473
‏‫- مت...‬
‏‫- خیلی پیگیر بودی، برت.‬

21:06.474 --> 21:10.185
‏‫اون من نیستم.‬
‏‫هر عوضی‌ای که این کارو می‌کنه، من نیستم.‬

21:10.186 --> 21:13.354
‏‫رفیق، کل هفته همین بساط بوده.‬
‏‫می‌دونم کار توئه.‬

21:13.355 --> 21:16.566
‏‫قسم می‌خورم،‬
‏‫موقع زنگ زدنِ تو، پیش دبی بودم.‬

21:16.567 --> 21:18.526
‏‫فقط زنگ زدم که بگم دست از این کار برداری،‬

21:18.527 --> 21:22.489
‏‫و بگم این کارایی که اینجا کردی،‬
‏‫اصلاً خنده‌دار نیست.‬

21:22.490 --> 21:25.617
‏‫- چیکار کردم؟‬
‏‫- وقتی نبودم اومدی خونه‌م‬

21:25.618 --> 21:27.285
‏‫و آکواریومم رو خالی کردی‬

21:27.286 --> 21:30.455
‏‫و اون علامتِ عجیب رو‬
‏‫چسبوندی روی پوسترِ «فورینر».‬

21:34.376 --> 21:36.587
‏‫- من این کارو نکردم.‬
‏‫- کار خودت بود، رفیق.‬

21:37.338 --> 21:40.424
‏‫از مادرت یا خدمتکارت پرسیدی؟‬

21:47.890 --> 21:51.851
‏‫مت، رابرت مالوری اون روز تو پارکینگ‬
‏‫راجع به چی باهات حرف زد؟‬

21:51.852 --> 21:53.604
‏‫خودش رو بهم معرفی کرد.‬

21:54.355 --> 21:56.105
‏‫گفت بابام عمه‌ش رو می‌شناخته.‬

21:56.106 --> 21:59.777
‏‫- راجع به ما چی بهش گفتی؟‬
‏‫- هیچی بهش نگفتم.‬

22:03.823 --> 22:05.574
‏‫تو همیشه نشئه‌ای.‬

22:06.242 --> 22:08.368
‏‫اصلاً نمی‌دونی چی به چیه.‬

22:08.369 --> 22:10.663
‏‫ماهی‌ها، تماس‌ها.‬

22:11.580 --> 22:14.165
‏‫توی خونه مهمان زندگی می‌کنی.‬
‏‫هیچ‌وقت هم پدر و مادرت رو نمی‌بینی.‬

22:14.166 --> 22:16.627
‏‫آیا رابرت مالوری‬
‏‫چیزی درباره ما می‌دونه؟‬

22:18.671 --> 22:21.339
‏‫چون چند تا سوالِ جالب‬
‏‫راجع به تو ازم پرسید.‬

22:21.340 --> 22:22.841
‏‫مثلاً چی؟‬

22:22.842 --> 22:24.844
‏‫من جواب اون سوال‌ها رو نمی‌دونستم.‬

22:27.555 --> 22:29.390
‏‫فکر کنم داری همه‌ش رو از خودت درمیاری.‬

22:30.558 --> 22:35.270
‏‫فکر کنم اون آکواریوم رو خالی کردی چون خیلی نشئه بودی،‬

22:35.271 --> 22:37.313
‏‫و اون پنتاگرام رو هم خودت کشیدی.‬

22:37.314 --> 22:40.608
‏‫و چیزایی به رابرت مالوری‬
‏‫راجع به من گفتی‬

22:40.609 --> 22:43.319
‏‫که حتی یادت هم نمیاد‬

22:43.320 --> 22:45.990
‏‫چون همیشه تا خرخره نشئه‌ای.‬

22:51.245 --> 22:53.455
‏‫فکر کنم باید از رابرت دوری کنی.‬

22:55.291 --> 22:57.793
‏‫به نظرم یه جای کارش‬
‏‫خیلی می‌لنگه.‬

23:00.880 --> 23:02.172
‏‫چرا نمی‌خوای بهم بگی‬

23:03.465 --> 23:05.050
‏‫راجع به من چی ازت پرسید؟‬

23:06.427 --> 23:07.428
‏‫راجع به ما.‬

23:08.387 --> 23:10.222
‏‫دیگه نیا اینجا.‬

23:13.726 --> 23:15.603
‏‫نکن. دیگه هیچ‌وقت این کارو نکن.‬

23:18.939 --> 23:20.900
‏‫- چی؟‬
‏‫- سعی کنی منو ببوسی.‬

23:23.110 --> 23:25.404
‏‫این قضیه هیچ‌وقت جدی نبود.‬

23:26.989 --> 23:29.532
‏‫چرا الان داری این کارو می‌کنی؟‬

23:29.533 --> 23:30.534
‏‫حالم گرفته‌ست.‬

23:31.952 --> 23:33.245
‏‫نمی‌خواستم تنها باشم.‬

23:36.206 --> 23:37.583
‏‫واسه همین کوبیدم اومدم اینجا...‬

23:39.168 --> 23:41.336
‏‫که ببینمت، مت.‬

23:41.337 --> 23:42.338
‏‫می‌دونی...‬

23:43.881 --> 23:46.050
‏‫اصلاً نمی‌فهمم چرا هی زنگ می‌زنی.‬

23:47.718 --> 23:49.345
‏‫یا هی پا می‌شی میای اینجا.‬

23:51.347 --> 23:52.348
‏‫چی؟‬

23:53.223 --> 23:55.726
‏‫فکر کردی قراره با هم دوست‌‌پسر باشیم یا چی؟‬

23:56.352 --> 23:57.435
‏‫ها؟‬

23:57.436 --> 23:59.188
‏‫تو دیوونه‌ای؟‬

24:01.273 --> 24:03.442
‏‫ها؟ این یه سوال منطقیه.‬

24:05.235 --> 24:06.946
‏‫از دور و برم گمشو.‬

24:07.821 --> 24:08.989
‏‫برو.‬

24:10.074 --> 24:11.075
‏‫همین الان!‬

24:23.000 --> 24:30.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

24:43.357 --> 24:46.735
‏‫با احتیاط رانندگی کردم و برگشتم خونه،‬
‏‫چون همه‌ش داشتم زار می‌زدم.‬

24:47.569 --> 24:50.989
‏‫مت هیچ‌وقت اون‌طوری که من‬
‏‫بهش حس داشتم، منو دوست نداشت،‬

24:50.990 --> 24:54.118
‏‫چیزی که قرار بود تا آخر عمرم‬
‏‫مدام تو زندگی برام تکرار بشه.‬

24:58.539 --> 25:00.623
‏‫اما خب، من اینو نمی‌دونستم‬

25:00.624 --> 25:06.255
‏‫اون شب گرم سپتامبر ۱۹۸۱ که ۱۸ سالم بود‬
‏‫و هنوز با امید جلو می‌رفتم.‬

25:20.769 --> 25:21.979
‏‫- ممنون.‬
‏‫- نوش جان.‬

25:31.280 --> 25:34.699
‏‫کارت‌های شناسایی جعلی که دبی برامون‬
‏‫گرفته بود همیشه به کار می‌اومد.‬

25:34.700 --> 25:36.452
‏‫یه ودکا گریپ‌فروت هم الان آماده می‌شه.‬

25:42.374 --> 25:43.458
‏‫هی، برت.‬

25:43.459 --> 25:47.463
‏‫تری اون طرف تو مورتونز‬
‏‫داره یه معامله رو تموم می‌کنه.‬

25:48.130 --> 25:50.215
‏‫عاشق فیلم‌های زندگی‌نامه‌ایِ غم‌انگیزه.‬

25:51.216 --> 25:52.426
‏‫تا چند دقیقه دیگه میاد اینجا.‬

25:53.052 --> 25:56.095
‏‫اوه، باشه. ممنون استیون.‬

25:56.096 --> 25:59.850
‏‫همون‌طور که گفتم،‬
‏‫لباس مدرسه‌ت رو پوشیدی.‬

26:00.976 --> 26:02.061
‏‫خیلی عالیه.‬

26:02.853 --> 26:04.897
‏‫تری از این بابت خوشحال می‌شه.‬

26:08.442 --> 26:10.944
‏‫تری واقعاً قدردان این کاره.‬

26:12.029 --> 26:16.699
‏‫و اینکه چقدر باهاش مهربون بودی وقتی زنش‬
‏‫اون داد و بیدادِ مستیِ مسخره‌ش رو راه انداخت‬

26:16.700 --> 26:18.285
‏‫توی مهمونی دبی، اون شب.‬

26:19.411 --> 26:21.914
‏‫اون زنیکه یه روانیه.‬

26:22.915 --> 26:25.166
‏‫لیز رو می‌گم، نه دبی.‬

26:25.167 --> 26:26.667
‏‫متوجه‌ام.‬

26:26.668 --> 26:28.962
‏‫لیز مشکل داره و نیاز به کمک داره.‬

26:30.547 --> 26:32.591
‏‫فقط می‌خواستم باهاش مهربون باشم، همین.‬

26:33.258 --> 26:34.259
‏‫باشه.‬

26:35.135 --> 26:37.262
‏‫خب، دیگه تنهات می‌ذارم.‬

26:39.014 --> 26:40.766
‏‫فقط یه چیز دیگه.‬

26:42.684 --> 26:43.852
‏‫من جای تو بودم...‬

26:45.145 --> 26:46.647
‏‫مراقب می‌بودم، برت.‬

26:49.274 --> 26:50.358
‏‫ببخشید؟‬

26:50.359 --> 26:54.904
‏‫همه یه نقشه‌ای دارن،‬
‏‫و گاهی این نقشه‌ها جور درنمیاد‬

26:54.905 --> 26:59.076
‏‫با اون چیزی که واقعاً می‌خوایم‬
‏‫یا اون چیزی که قراره بهش برسیم.‬

27:02.746 --> 27:03.956
‏‫و اینم از ایشون.‬

27:04.998 --> 27:06.082
‏‫دقیقاً سر بزنگاه.‬

27:09.753 --> 27:14.132
‏‫یادمه تری شفر یه لباس ابریشمی‬
‏‫تک‌دوزی شده تنش بود‬

27:14.133 --> 27:16.968
‏‫با یه کمربند تمساح‬
‏‫طلایی و نقره‌ای‬

27:16.969 --> 27:18.636
‏‫هی، چطوری برت؟‬

27:18.637 --> 27:22.098
‏‫خوش‌تیپ شدی.‬
‏‫ولی هجده سالته، تو هجده سالگی همیشه آدم خوش‌تیپه.‬

27:22.099 --> 27:23.100
‏‫میزمون آماده‌ست.‬

27:24.059 --> 27:27.895
‏‫بوی ادکلن ریو گوشِ‬
‏‫ایو سن لوران می‌داد.‬

27:27.896 --> 27:31.482
‏‫هر حرکتش‬
‏‫دقیق و بی‌نقص بود.‬

27:31.483 --> 27:37.113
‏‫یه آدم حرفه‌ای و بزرگسال بود،‬
‏‫کسی که می‌شد الگوی خودش قرار داد.‬

27:37.114 --> 27:38.990
‏‫اون کسی بود که دلم می‌خواست باشم.‬

27:38.991 --> 27:43.369
‏‫هی برونو. ما تارتار سالمون‬
‏‫با دو تا شراب سفید می‌خوایم.‬

27:43.370 --> 27:44.371
‏‫حتماً.‬

27:45.831 --> 27:48.124
‏‫این رستوران تنها جاییه‬
‏‫توی کل ساحل غربی‬

27:48.125 --> 27:50.877
‏‫که تارتار سالمون سرو می‌کنه.‬
‏‫گفتم شاید دوست داشته باشی امتحانش کنی.‬

27:50.878 --> 27:53.297
‏‫آره، حتماً. عالی به نظر میاد.‬

28:32.753 --> 28:35.504
‏‫خب، تازگیا فیلمی دیدی‬
‏‫که ازش خوشت بیاد؟‬

28:35.505 --> 28:37.341
‏‫دبی بهم گفت که خیلی فیلم‌بازی.‬

28:37.883 --> 28:40.134
‏‫امم، آره، عاشق «استرایپس» بودم.‬

28:40.135 --> 28:43.763
‏‫منم همین‌طور. طرفدار پر و پا قرص بیل موری‌ام.‬
‏‫هفته دیگه باهاش جلسه دارم.‬

28:45.307 --> 28:48.059
‏‫- آلن.‬
‏‫- تری.‬

28:48.060 --> 28:52.104
‏‫نمی‌خوام مزاحم بشم، فقط خواستم سلام کنم،‬
‏‫و بابت اون برنزه بودنت ازت متنفرم.‬

28:52.105 --> 28:54.815
‏‫- از کجا برنزه کردی؟‬
‏‫- از خورشید، آلن.‬

28:54.816 --> 28:55.901
‏‫از خورشید.‬

28:57.110 --> 28:59.029
‏‫برت، ایشون آلن کار هستن،‬
‏‫یه دوست خیلی خیلی عزیز.‬

28:59.613 --> 29:01.739
‏‫خیلی از دیدنتون خوشبختم، آقای کار.‬

29:01.740 --> 29:03.617
‏‫- سلام.‬
‏‫- آلن تهیه‌کننده «گریس» بوده.‬

29:04.117 --> 29:06.410
‏‫اوه، و «تب شب یکشنبه»،‬
‏‫لعنتی.‬

29:06.411 --> 29:08.037
‏‫و قراره «گریس ۲» رو شروع کنی،‬

29:08.038 --> 29:09.121
‏‫- درسته؟‬
‏‫- اوهوم.‬

29:09.122 --> 29:11.207
‏‫- نقش اول کیه؟‬
‏‫- لورنا لافت.‬

29:11.208 --> 29:14.211
‏‫وای خدای من، تری.‬
‏‫خیلی... خیلی هیجان‌زده‌ام.‬

29:15.170 --> 29:16.838
‏‫خیلی هیجان‌زده‌ام.‬

29:17.673 --> 29:23.345
‏‫به هر حال، شما پسرا از ناهارتون لذت ببرید،‬
‏‫باشه؟‬

29:27.641 --> 29:29.643
‏‫یا خدا. هیکلش به اندازه یه خونه‌ست.‬

29:30.227 --> 29:32.687
‏‫و اهلِ پسرای تن‌فروش‬
‏‫و کوکائین صورتیه.‬

29:32.688 --> 29:35.732
‏‫ازش دوری کن برت.‬
‏‫سعی می‌کنه ازت سوءاستفاده کنه.‬

29:37.025 --> 29:38.651
‏‫ما سوربه لیمو می‌خوایم، با دو تا قاشق.‬

29:38.652 --> 29:39.819
‏‫حتماً.‬

29:39.820 --> 29:43.239
‏‫خب، از این کتابت برام بگو.‬

29:43.240 --> 29:44.366
‏‫فیلم خوبی ازش درمیاد؟‬

29:45.492 --> 29:46.493
‏‫بله.‬

29:47.452 --> 29:48.912
‏‫بله، فکر کنم بشه.‬

29:49.538 --> 29:51.455
‏‫درباره یه گروه از جووناست که...‬

29:51.456 --> 29:52.541
‏‫صحنه‌های سکس هم داره؟‬

29:53.083 --> 29:55.418
‏‫چون فیلما این روزا برای‬
‏‫محبوب شدن به اون نیاز دارن.‬

29:55.419 --> 29:56.794
‏‫همه چیز حول محور سکس می‌چرخه.‬

29:56.795 --> 29:58.838
‏‫همه عاشق داستان‌های بلوغ و بزرگ شدنن.‬

29:58.839 --> 30:00.340
‏‫بله، اونم هست.‬

30:00.882 --> 30:03.176
‏‫همم. زندگینامه‌ست؟‬

30:03.969 --> 30:07.222
‏‫نمی‌دونم. یه کم پیچیده‌ست.‬

30:07.806 --> 30:10.684
‏‫داستان من، یه جورایی...‬

30:13.437 --> 30:16.564
‏‫خب، یه جورایی از کارای جون دیدیون الهام گرفته.‬

30:16.565 --> 30:18.149
‏‫این اواخر خیلی از جون دیدیون می‌خونم.‬

30:18.150 --> 30:20.776
‏‫من جون و جان رو خیلی خوب می‌شناسم.‬

30:20.777 --> 30:24.322
‏‫وقتی نوشتن این کتاب تموم شد،‬
‏‫فکر کنم بخوام حق اقتباسش رو بگیرم.‬

30:26.033 --> 30:27.200
‏‫- صبر کن، جدی؟‬
‏‫- جدی.‬

30:28.118 --> 30:29.910
‏‫پس وقتی پیش‌نویسش آماده شد‬
‏‫خبرم کن که بخونمش.‬

30:29.911 --> 30:32.121
‏‫واو. حتماً.‬

30:32.122 --> 30:33.790
‏‫واو، عالیه. باشه.‬

30:36.877 --> 30:39.421
‏‫خب، تو و دبی چطورید، برت؟‬

30:40.255 --> 30:41.631
‏‫رابطه‌تون با هم جدیه؟‬

30:43.759 --> 30:45.010
‏‫- جدی؟‬
‏‫- هوم.‬

30:46.887 --> 30:49.597
‏‫- آره، فکر کنم خیلی جدی باشیم.‬
‏‫- فقط کنجکاو بودم.‬

30:49.598 --> 30:52.851
‏‫دلیلی نداره که بخوای‬
‏‫نگران یا مضطرب باشی.‬

30:54.853 --> 31:00.399
‏‫فقط می‌خوام مطمئن شم‬
‏‫که اون خوشحاله.‬

31:00.400 --> 31:01.484
‏‫می‌فهمم.‬

31:01.485 --> 31:02.986
‏‫منم می‌خوام اون خوشحال باشه.‬

31:05.697 --> 31:07.407
‏‫تو از پسرا هم خوشت میاد؟‬

31:08.075 --> 31:09.076
‏‫ببخشید، چی؟‬

31:10.035 --> 31:11.203
‏‫خب، فکر کنم شنیدی چی گفتم.‬

31:12.204 --> 31:13.914
‏‫دو‌جنسه‌گرایی؟‬

31:15.957 --> 31:16.958
‏‫خب، من نه...‬

31:20.587 --> 31:21.588
‏‫محدود نیستم.‬

31:23.298 --> 31:24.423
‏‫یعنی، بستگی داره.‬

31:24.424 --> 31:25.550
‏‫تام رایت چطور؟‬

31:26.885 --> 31:27.886
‏‫به نظرت جذابه؟‬

31:28.595 --> 31:31.722
‏‫راستش به اون همه وقتی که باهاش می‌گذرونی حسودیم میشه.‬

31:31.723 --> 31:33.349
‏‫خیلی دلرباست.‬

31:33.350 --> 31:36.728
‏‫هرچند، مطمئنم سلیقه‌ی اون‬
‏‫از تو محدودتره.‬

31:37.687 --> 31:40.565
‏‫منظورت چیه که سلیقه‌ی اون‬
‏‫از من محدودتره؟‬

31:41.149 --> 31:42.150
‏‫می‌تونی بهم بگی.‬

31:42.901 --> 31:44.820
‏‫تا حالا با تام چیزی بینتون بوده؟‬

31:45.570 --> 31:47.988
‏‫می‌دونی، یه کم مست کنی،‬
‏‫یه کم نشئه کنی،‬

31:47.989 --> 31:50.116
‏‫بمونی پیشش، تحریک بشی، بخوای که...‬

31:50.117 --> 31:51.826
‏‫نه، هیچ‌وقت همچین اتفاقی نیفتاده.‬

31:51.827 --> 31:53.744
‏‫نه با رایان، نه با هیچ‌کدومشون؟‬

31:53.745 --> 31:55.955
‏‫یعنی، شماها با هم‬
‏‫می‌رید حموم.‬

31:55.956 --> 31:58.041
‏‫- اونا در دسترسن، نه؟‬
‏‫- اونا در دسترس نیستن.‬

31:58.625 --> 32:00.668
‏‫باشه. هر چی تو بگی.‬

32:00.669 --> 32:02.921
‏‫تری، زنت درباره‌ی...‬

32:05.006 --> 32:06.841
‏‫این‌جور صحبت‌ها چی فکر می‌کنه؟‬

32:06.842 --> 32:09.301
‏‫اینکه داری با دوست‌پسرِ‬
‏‫دخترت ناهار می‌خوری،‬

32:09.302 --> 32:10.470
‏‫لیز خبر داره؟‬

32:14.307 --> 32:16.893
‏‫خب، تو باهوش‌تر از این حرفایی، برت.‬

32:17.686 --> 32:20.437
‏‫من این‌طور برداشت می‌کنم‬
‏‫که ما یه تفاهمی داریم.‬

32:20.438 --> 32:23.066
‏‫یه جور توافق.‬

32:25.569 --> 32:26.820
‏‫دبی چطور؟‬

32:27.320 --> 32:29.656
‏‫اون از علایق خاص تو خبر داره؟‬

32:30.782 --> 32:32.242
‏‫فکر کنم دیگه باید برم.‬

32:33.368 --> 32:34.369
‏‫تقریباً هیچی نخوردی.‬

32:35.245 --> 32:38.707
‏‫هرچند شنیدم قبل از اینکه من برسم،‬
‏‫یه کوکتل تو بار زدی.‬

32:39.499 --> 32:40.876
‏‫پس احتمالا اشتهات کور شده.‬

32:42.043 --> 32:44.128
‏‫گوش کن، لطفاً چیزی به دبی نگو‬

32:44.129 --> 32:46.131
‏‫در مورد هیچ‌کدوم از چیزهایی که‬
‏‫امروز اینجا با هم حرف زدیم.‬

32:46.798 --> 32:48.132
‏‫این یه کم عجیب نیست؟‬

32:48.133 --> 32:49.509
‏‫مگه همه چی عجیب نیست؟‬

32:50.343 --> 32:53.680
‏‫چیزی نگو. فکر نمی‌کنم بگی.‬

32:55.265 --> 32:56.974
‏‫ممنون بابت ناهار، آقای شفر.‬

32:56.975 --> 32:58.726
‏‫می‌گم استیون زنگ بزنه و یه جلسه هماهنگ کنه‬

32:58.727 --> 33:01.062
‏‫تا بتونیم درباره اون فیلمنامه‌ای که‬
‏‫می‌خوام برام بنویسی حرف بزنیم.‬

33:01.688 --> 33:03.772
‏‫می‌خوام همین الان‬
‏‫همکاری‌مون رو شروع کنیم.‬

33:03.773 --> 33:04.774
‏‫باشه.‬

33:06.026 --> 33:07.569
‏‫باشه، خیلی هم عالی.‬

33:38.850 --> 33:41.268
‏‫شنیدید که رینا کالینا...‬

33:41.269 --> 33:45.105
‏‫...توی وسطی‌بازی، با صورت خورد زمین.‬

33:45.106 --> 33:47.817
‏‫- هی، برت.‬
‏‫- اوه، سلام.‬

33:49.569 --> 33:53.072
‏‫می‌دونی برت، اگه تو عضو کمیته‌ای‬
‏‫که قراره برام جشن خوش‌آمدگویی بگیره،‬

33:53.073 --> 33:55.366
‏‫باید واقعاً یه ذره‬
‏‫تلاش کنی‬

33:55.367 --> 33:57.451
‏‫که با من دوست بشی و بهم خوش‌آمد بگی.‬

33:58.662 --> 34:00.913
‏‫- وگرنه چی، رابرت؟‬
‏‫- برت.‬

34:00.914 --> 34:02.206
‏‫برت، بیخیال، آروم باش.‬

34:02.207 --> 34:05.209
‏‫وگرنه سال آخر خیلی طولانی‬
‏‫و ناخوشایندی خواهیم داشت.‬

34:05.210 --> 34:06.293
‏‫فکر نمی‌کنم کسی اینو بخواد.‬

34:10.924 --> 34:12.092
‏‫حالت خوبه؟‬

34:15.720 --> 34:17.806
‏‫مت کلنر گم شده.‬

34:18.598 --> 34:19.848
‏‫کی؟‬

34:19.849 --> 34:22.851
‏‫همون که همیشه نئشه‌ست؟‬
‏‫صبر کن، یعنی چی گم شده؟‬

34:22.852 --> 34:25.062
‏‫خب، همین الان توی‬
‏‫دفتر مدیر کرافت بودم،‬

34:25.063 --> 34:27.231
‏‫و بهم گفت‬
‏‫که امروز توی مراسم صبحگاه،‬

34:27.232 --> 34:30.402
‏‫باید این درخواست رو برای دانش‌آموزها‬
‏‫در مورد مت کلنر بخونم.‬

34:31.361 --> 34:32.862
‏‫مگه تو باهاش دوست نیستی، برت؟‬

34:34.155 --> 34:35.239
‏‫دوست؟‬

34:35.240 --> 34:38.285
‏‫نه، فکر کنم چند باری بهم گل فروخته بود.‬

34:41.037 --> 34:42.871
‏‫- ک-کجا رفته؟‬
‏‫- نمی‌دونم.‬

34:42.872 --> 34:44.499
‏‫پدر و مادرش هم نمی‌دونن.‬

34:45.250 --> 34:47.794
‏‫رسماً پنج روزه که‬
‏‫گم شده.‬

34:50.171 --> 34:52.381
‏‫ظاهراً توی خونه‌ی استخرِ پشتی زندگی می‌کرده،‬

34:52.382 --> 34:56.094
‏‫یه جای خیلی شیک،‬
‏‫مثل یه خونه مجردی باحال.‬

35:00.098 --> 35:02.099
‏‫جان و شیلا، یعنی پدر و مادرش،‬

35:02.100 --> 35:05.019
‏‫به پلیس گفتن که برنامه مت توی اون هفته‬
‏‫دقیقاً مثل همیشه بوده‬

35:05.020 --> 35:07.855
‏‫از وقتی که کلاس دهم‬
‏‫اومده بود توی خونه استخر زندگی کنه،‬

35:07.856 --> 35:10.442
‏‫که همزمان بود با‬
‏‫وقتی که گواهینامه‌اش رو گرفت.‬

35:11.359 --> 35:14.028
‏‫صبح زود بیدار می‌شد و شنا می‌کرد.‬

35:14.029 --> 35:16.614
‏‫گاهی اوقات صدای موسیقی رگی‬
‏‫از خونه استخر می‌شنیدن‬

35:16.615 --> 35:19.074
‏‫اون ساعتی که‬
‏‫داشت برای مدرسه آماده می‌شد.‬

35:19.075 --> 35:22.411
‏‫نمی‌رفت توی خونه اصلی برای صبحانه یا چیزی، یه چیزی بخوره؟‬

35:22.412 --> 35:23.495
‏‫فکر نکنم.‬

35:23.496 --> 35:25.539
‏‫همیشه توی مک‌دونالدِ‬
‏‫شرمن اوکس غذا می‌خورد.‬

35:25.540 --> 35:27.626
‏‫اه، چندش.‬

35:28.335 --> 35:31.503
‏‫مت اهل ورزش یا‬
‏‫هیچ فعالیت فوق‌برنامه‌ای نبود،‬

35:31.504 --> 35:33.798
‏‫واسه همین معمولاً‬
‏‫حداکثر تا ساعت ۴ برمی‌گشت استخر.‬

35:45.602 --> 35:49.063
‏‫بعضی شبا، شیلا کلنر از پنجره اتاق خوابش‬

35:49.064 --> 35:50.481
‏‫طبقه دوم، به خونه مهمان نگاه می‌کرد‬

35:50.482 --> 35:53.108
‏‫و تنها نوری که دیده می‌شد، نور آکواریوم بود‬

35:53.109 --> 35:55.903
‏‫یا شمع‌هایی که مت دور تا دور استخر چیده بود‬

35:55.904 --> 35:58.365
‏‫ظاهراً عادت داشت قبل از خواب شنا کنه‬

36:01.743 --> 36:06.038
‏‫این ماجرا... دلیل اصلی ساخت اون تبلیغات تلویزیونی ترسناکه‬

36:06.039 --> 36:09.875
‏‫«والدین، ساعت ده شبه. می‌دونید بچه‌هاتون کجا هستن؟»‬

36:09.876 --> 36:11.043
‏‫خب بچه‌ها‬

36:11.044 --> 36:14.672
‏‫دیروز جان کلنر ماشین ۲۸۰ زد مت رو برد برای سرویس‬

36:14.673 --> 36:15.757
‏‫و وقتی رفت تا به مت خبر بده‬

36:17.300 --> 36:20.136
‏‫مت توی خونه استخر نبود و هیچ یادداشتی هم نذاشته بود‬

36:26.184 --> 36:27.393
‏‫برای همین به مدرسه زنگ زدن‬

36:27.394 --> 36:30.688
‏‫و مدیر کرافت گفت که مت سه روزه مدرسه نیومده‬

36:30.689 --> 36:32.898
‏‫اونا از جمعه قبل، نه چراغی توی خونه استخر دیدن‬

36:32.899 --> 36:35.025
‏‫و نه صدای موسیقی رگی شنیدن‬

36:35.026 --> 36:38.071
‏‫و نکته عجیب اینه که ماشینش رو هم خونه گذاشته بود‬

36:38.780 --> 36:42.242
‏‫آره، پنج روزه که خبری ازش نیست‬

36:43.702 --> 36:46.913
‏‫عجیب نیست که پدر و مادرش انقدر کم براش وقت می‌ذارن؟‬

36:47.872 --> 36:48.956
‏‫هست؟‬

36:48.957 --> 36:50.874
‏‫منظورم اینه که من خودم شش ماهه پدرم رو ندیدم‬

36:50.875 --> 36:52.209
‏‫اوه‬

36:52.210 --> 36:54.045
‏‫برت، مگه پدر و مادرت هنوز اروپا نیستن؟‬

36:54.754 --> 36:56.172
‏‫آره، هستن‬

36:57.507 --> 36:59.175
‏‫توی مراسم صبحگاه چی باید بگی؟‬

37:00.552 --> 37:05.013
‏‫پس لطفاً اگه کسی از مت کلنر خبری داره یا دیده‬

37:05.014 --> 37:09.644
‏‫به من، مدیر کرافت یا هر کدوم از معلم‌ها اطلاع بده‬

37:10.395 --> 37:11.855
‏‫- ممنونم. - هوووو!‬

37:17.444 --> 37:20.822
‏‫ممنون سوزان، مثل همیشه عالی بودی‬

37:31.166 --> 37:32.167
‏‫سلام‬

37:32.667 --> 37:33.668
‏‫سلام‬

37:34.586 --> 37:37.255
‏‫- چطوری؟ - وحشت‌زده‌ام. مت هنوز پیدا نشده‬

37:39.048 --> 37:40.299
‏‫می‌شناختیش؟‬

37:40.300 --> 37:41.593
‏‫ازش جنس می‌خریدم‬

37:42.719 --> 37:43.845
‏‫فکر کنم...‬

37:44.429 --> 37:45.512
‏‫فکر کنی چی؟‬

37:45.513 --> 37:51.269
‏‫فکر کنم ترسناکه که جوونای این شهر همین‌طوری غیبشون می‌زنه‬

37:52.896 --> 37:54.481
‏‫فکر می‌کنی کار اون فرقه‌ست؟‬

37:55.982 --> 37:56.983
‏‫اینم یه احتماله‬

37:59.152 --> 38:00.736
‏‫به نظرم می‌تونه یه چیز دیگه باشه‬

38:00.737 --> 38:01.820
‏‫چی؟ اینکه مت گفته باشه «بی‌خیال»‬

38:01.821 --> 38:04.616
‏‫«می‌رم بیگ‌سور و اونجا کار و کاسبی خودم رو راه می‌ندازم»‬

38:06.451 --> 38:07.702
‏‫فکر کنم کار «ترالر» باشه‬

38:09.788 --> 38:10.996
‏‫کی؟‬

38:10.997 --> 38:12.372
‏‫همون قاتل زنجیره‌ای؟‬

38:12.373 --> 38:14.166
‏‫همون قاتل زنجیره‌ای که تو این منطقه شکار می‌کنه‬

38:14.167 --> 38:16.043
‏‫مگه اون فقط دخترا رو هدف نمی‌گیره؟‬

38:16.044 --> 38:18.837
‏‫تا الان که این‌طور بوده، ولی کی می‌دونه‬

38:18.838 --> 38:23.133
‏‫وحشتناکه، نصف شب بدزدنت و شکنجه‌ت کنن‬

38:23.134 --> 38:25.010
‏‫از کجا می‌دونی شکنجه شده؟‬

38:25.011 --> 38:26.471
‏‫هنوز که حتی پیداش هم نکردن‬

38:27.514 --> 38:28.764
‏‫من نه.‬

38:28.765 --> 38:30.266
‏‫دارم درباره اون دخترا حرف می‌زنم.‬

38:30.809 --> 38:32.519
‏‫همون دخترایی که ترالر سلاخی‌شون کرد.‬

38:38.149 --> 38:39.567
‏‫خوشحالم که داریم با هم حرف می‌زنیم.‬

38:41.110 --> 38:42.362
‏‫دلم برای حرف زدن تنگ شده بود.‬

38:44.447 --> 38:46.991
‏‫یه چیزی پیدا کردن. همین الان از مدیر کرافت شنیدم.‬

38:47.826 --> 38:50.244
‏‫- جسدش؟ - کوله‌پشتی‌اش.‬

38:52.747 --> 38:56.291
‏‫یه محیط‌بان توی پارکینگ پارک ایالتی کریستال کوو پیداش کرده.‬

38:56.292 --> 38:57.709
‏‫تمامش خونی بود.‬

38:57.710 --> 39:00.462
‏‫و یه تگ شناسایی کوچیک روش بود که اسم و آدرس داشت‬

39:00.463 --> 39:01.798
‏‫که ثابت می‌کرد مال مته.‬

39:05.426 --> 39:07.553
‏‫کسی می‌دونه مت با کسی بوده یا نه؟‬

39:07.554 --> 39:09.556
‏‫این برق لب منو چاق نشون می‌ده؟‬

40:14.871 --> 40:16.456
‏‫بخورش.‬

40:17.999 --> 40:19.292
‏‫چـ-چی؟‬

40:20.460 --> 40:23.379
‏‫بخورش.‬

40:34.182 --> 40:35.349
‏‫ولی اونا زنده‌ان.‬

40:35.350 --> 40:36.476
‏‫بخورش!‬

40:38.227 --> 40:40.271
‏‫می‌ترسم.‬

40:40.980 --> 40:44.359
‏‫- یکی بخور.‬

40:45.735 --> 40:47.527
‏‫بخور!‬

40:47.528 --> 40:50.197
‏‫یکی بخور.‬

40:50.198 --> 40:51.282
‏‫نمی‌تونم.‬

40:56.788 --> 40:58.038
‏‫مـ-متأسفم.‬

40:58.039 --> 41:00.750
‏‫- بخورش.‬

41:05.588 --> 41:08.549
‏‫- همه‌شون رو می‌خوری. - اوه.‬

41:14.305 --> 41:16.724
‏‫- خواهش می‌کنم. - اون آهنگ رو بخون.‬

41:17.475 --> 41:19.726
‏‫خواهش می‌کنم.‬

41:19.727 --> 41:23.147
‏‫از ساک زدن لذت بردی؟‬

41:23.731 --> 41:25.233
‏‫خواهش می‌کنم.‬

41:26.693 --> 41:28.111
‏‫خواهش می‌کنم.‬

41:57.015 --> 41:58.391
‏‫خدایا.‬

41:59.600 --> 42:00.809
‏‫درسته.‬

42:06.774 --> 42:07.900
‏‫درسته.‬

42:08.818 --> 42:12.779
‏‫♪ تو جمعیت قدم می‌زنی مثل پیتر لوری ♪‬

42:15.408 --> 42:18.369
‏‫همه‌شون رو بخور!‬

42:34.052 --> 42:37.472
‏‫♪ اون بهت فرصت سوال پرسیدن نمی‌ده ♪‬

42:38.056 --> 42:41.392
‏‫♪ وقتی دستش رو دور بازوت حلقه می‌کنه ♪‬

42:42.060 --> 42:45.980
‏‫♪ و تو دنبالش می‌ری تا جایی که حست از جهت ♪‬

42:46.564 --> 42:48.649
‏‫♪ کاملاً از بین می‌ره ♪‬

42:50.526 --> 42:54.446
‏‫♪ کنار دیوارهای آبی نزدیک غرفه‌های بازار ♪‬

42:54.447 --> 42:57.992
‏‫♪ یه در مخفی هست که تو رو به اونجا می‌بره ♪‬

42:59.118 --> 43:04.957
‏‫♪ اون می‌گه این روزا حس می‌کنم زندگیم مثل رودی در جریانه ♪‬

43:06.084 --> 43:08.002
‏‫♪ سال گربه ♪‬

43:23.142 --> 43:26.604
‏‫♪ اون خیلی خونسرد بهت نگاه می‌کنه ♪‬

43:27.188 --> 43:31.024
‏‫♪ و چشماش مثل ماه توی دریا می‌درخشه ♪‬

43:31.025 --> 43:34.821
‏‫♪ اون با عطر بخور و پاچولی می‌آد ♪‬

43:35.321 --> 43:41.035
‏‫♪ پس تو باهاش می‌ری تا ببینی چی اون تو منتظرته ♪‬

43:42.829 --> 43:45.039
‏‫♪ سال گربه ♪‬

43:58.636 --> 44:01.097
‏‫♪ در سال گربه ♪‬

44:02.000 --> 44:22.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
