WEBVTT

00:06.297 --> 00:10.118
‫[ این داستان ساختگی است. هرگونه شباهت
‫با اشخاص واقعی، زنده یا درگذشته، کاملاً تصادفی است ]

00:12.502 --> 00:17.345
‫در اواخر ماه مه ۱۹۸۰، بطور دقیق ۲۳ام مه،
‫فیلم «درخشش» اکران شد

00:17.612 --> 00:19.850
‫و من می‌خواستم در اولین فرصت آن را ببینم

00:20.500 --> 00:31.500
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:32.108 --> 00:35.314
‫شیفته‌ی کتاب شاهکار
‫استیون کینگ شده بودم

00:35.315 --> 00:37.315
‫همچنان هم از اصلی‌ترین رمان‌هایی است

00:37.327 --> 00:39.122
‫که مرا به نویسندگی علاقمند کرد

00:42.028 --> 00:43.561
‫در واقع، به محض اینکه

00:43.573 --> 00:45.634
‫خواندنِ «درخشش» را برای بار سوم تمام کردم

00:45.635 --> 00:47.700
‫شروع به نوشتن رمان خودم کردم

00:47.712 --> 00:50.078
‫که در نهایت شد رمان «کمتر از صفر»

00:52.344 --> 00:54.038
‫اولین باری بود که بدون بچه‌ها

00:54.050 --> 00:55.883
‫برای دیدن یک فیلم تا وست‌وود می‌رفتم

00:55.884 --> 00:59.090
‫و بی‌نهایت احساس بالغ بودن می‌کردم
‫وقتی در آن صبحِ شنبه

00:59.290 --> 01:03.467
‫با مرسدس ۴۵۰ اس‌ال مشکی پدرم
‫در جاده مالهالند گاز می‌دادم

01:04.335 --> 01:08.709
‫یک تانک دو در که با خودروی اسپرتی
‫که در دوران نوجوانی می‌خواستم

01:08.710 --> 01:10.212
‫بسیار فاصله داشت

01:12.000 --> 01:19.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:21.535 --> 01:23.972
‫نمی‌دانم چرا، اما به یاد دارم

01:23.973 --> 01:27.113
‫که یک پیراهن مد روز
‫رالف لورن بر تن داشتم

01:27.381 --> 01:29.351
‫پیرهنی قهوه‌ای با چند خط سفیدخاکستری

01:29.451 --> 01:32.156
‫به همراه شلوار جین کلوین کلاین
‫و یک جفت کفش گوچی

01:36.866 --> 01:38.369
‫یه بلیت لطفاً

01:39.705 --> 01:40.840
‫سه دلار

01:43.841 --> 01:45.841
‫[ درخشش ]

01:48.022 --> 01:55.022
‫تــرجمه از « حسین رضایی »
‫  H o s s e i n T L

01:56.639 --> 01:57.741
‫ممنون

02:04.121 --> 02:07.928
‫در سکوتی آمیخته با احترام نشستم
‫و به پرده ۷۰ میلی‌متری زل زدم

02:08.830 --> 02:10.906
‫حال که این را می‌نویسم،
‫باورم نمی‌شود که

02:10.918 --> 02:13.005
‫۲۰ دقیقه تمام به حال خودم رها شده بودم

02:13.205 --> 02:14.908
‫بیکار نشسته بودم

02:14.909 --> 02:17.781
‫و به چیزهای مختلف فکر می‌کردم،
‫به دوستانم تام و سوزان

02:17.782 --> 02:20.286
‫منتظر بودم بدون آنکه بخواهم
‫چیزی باشد تا حواسم را پرت کند

02:20.420 --> 02:22.557
‫مثل گوشی‌های هوشمند
‫یا رسانه‌های اجتماعی

02:25.330 --> 02:27.910
‫چراغ‌های سینما به آرامی تاریک شدند

02:27.920 --> 02:30.240
‫و همان موقع بود که آن پسر را دیدم

02:30.673 --> 02:33.546
‫به همین دلیل است که هیچ‌گاه
‫تماشای «درخشش» را

02:33.746 --> 02:38.122
‫در ۲۴ام مه ۱۹۸۰، ساعت ۱۰ صبح
‫در سینمای وست‌وود فراموش نکرده‌ام

02:39.538 --> 02:43.046
‫در گوشه‌ای نزدیک راهرو بودم که او را دیدم

02:49.424 --> 02:53.466
‫پسری چنان خیره‌کننده و جذاب
‫که در ابتدا تصور کردم یا بازیگر سینماست

02:53.467 --> 02:55.570
‫یا مدل مجله جی‌کیو

02:57.240 --> 02:58.476
‫قدبلند بود

02:58.609 --> 03:01.282
‫بدون شک سرتاپایش برنزه بود

03:03.120 --> 03:07.661
‫این پسر غریزه‌ای را در وجودم بیدار کرد
‫که تا آن زمان حس نکرده بودم

03:09.631 --> 03:12.637
‫نیاز داشتم با او دوست شوم.
‫باید مال من می‌شد

03:17.615 --> 03:19.099
‫لوگوی وارنر برادرز بزرگ و بزرگ‌تر شد

03:19.111 --> 03:21.089
‫و تیتراژ آغازین فیلم شروع شد

03:21.222 --> 03:23.148
‫و چند نمای هوایی از فولکس‌واگنِ خانواده

03:23.160 --> 03:25.497
‫که به سمت هتل اوِرلوک می‌رفتند پخش شد

03:36.172 --> 03:39.813
‫حتماً از من بزرگ‌تر بود؛
‫شاید دانشجوی یوسی‌ال‌اِی بوده

03:52.906 --> 03:55.923
‫مسحور به تماشا نشستم
‫تا زمانی که این پسر

03:55.935 --> 03:59.552
‫این خدا، از زاویه دیدم ناپدید شد

04:00.121 --> 04:02.691
‫متوجه زل زدنم شد
‫و نگاهش را برگرداند

04:03.026 --> 04:05.330
‫اما پیش از آن، با نگاهی طولانی مرا برانداز کرد

04:05.331 --> 04:08.403
‫و من خیال‌پردازی کردم
‫که او هم به من علاقمند شده

04:17.054 --> 04:19.424
‫پس از پایان فیلم،
‫سرخورده شده بودم

04:19.425 --> 04:21.663
‫هیچ شباهتی به کتاب نداشت؛
‫حس کردم بهم خیانت شده

04:21.797 --> 04:23.636
‫وارد لابی شدم به این امید که

04:23.648 --> 04:25.771
‫آن پسر را پیدا کنم،
‫اما پیدایش نبود

04:27.875 --> 04:31.116
‫بیرون سینما منتظر ماندم،
‫اما آنجا هم نبود

04:31.650 --> 04:33.317
‫آن زمان نمی‌دانستم که

04:33.329 --> 04:35.156
‫دوباره این پسر را ملاقات خواهم کرد

04:35.256 --> 04:37.460
‫و نامش رابرت مالوری است

04:37.461 --> 04:39.002
‫و ورودش به دبیرستان ما

04:39.014 --> 04:41.069
‫و زندگی من، هم‌زمان می‌شود

04:41.235 --> 04:44.474
‫با آغاز فصلی از وحشت و کشتار
‫که همه‌مان را نابود می‌کرد

04:44.475 --> 04:45.743
‫پشت هم می‌گفت «ردرام»
‫(برعکس واژه "قتل" در انگلیسی)

04:45.755 --> 04:47.547
‫اون صحنه تا آخر عمر باهام می‌مونه

04:47.548 --> 04:49.786
‫«ردرام»؟ ولی...

05:01.342 --> 05:03.585
‫هنگام صحبت درباره آنچه در سال ۱۹۸۱

05:03.597 --> 05:05.851
‫بر ما گذشت، این به ذهنم خطور کرد

05:05.852 --> 05:11.362
‫که یک چیز کاملاً عیان است:
‫زندگی بچه‌های امروزه تا دسته آسان است

05:12.097 --> 05:15.269
‫قبول، این روزها نوجوان بودن
‫دشوار است چراکه باید با بلوغ،

05:15.270 --> 05:18.109
‫امیال جنسی و قلدری‌های اینترنتی
‫دست‌وپنجه نرم کنید

05:18.242 --> 05:20.156
‫اما برای نسل ما سخت‌تر بود

05:20.168 --> 05:22.717
‫ما با قاتلان زنجیره‌ای مواجه بودیم

05:22.718 --> 05:24.054
‫شدو

05:27.862 --> 05:28.931
‫شدو

05:34.008 --> 05:35.577
‫شدو؟

05:35.878 --> 05:38.717
‫اوایل دهه هشتاد،
‫دوران طلایی قاتلان زنجیره‌ای بود

05:39.185 --> 05:41.521
‫تمام اسطوره‌ها مشغول شکار بودند

05:41.522 --> 05:43.928
‫شکارچی شب،
‫خفه‌کننده‌ی هیل‌ساید

05:44.161 --> 05:45.696
‫شدو!

05:45.697 --> 05:47.600
‫در حالی که خودم را برای
‫ورود به سال آخر آماده می‌کردم...

05:47.601 --> 05:49.504
‫شدو

05:49.505 --> 05:51.609
‫هیچ نمی‌دانستم که من و دوستانم
‫هم قرار است شکار شویم

05:51.610 --> 05:54.983
‫آن هم توسطِ شاید
‫سادیستی‌ترینِ قاتلان زنجیره‌ای

06:12.852 --> 06:13.653
‫الو؟

06:18.864 --> 06:19.731
‫الو؟

06:22.704 --> 06:24.007
‫الو؟

06:47.454 --> 06:49.158
‫این داستان ماست

06:49.258 --> 06:51.362
‫برخی از ما از دبیرستان جان به در بردیم

06:51.363 --> 06:53.065
‫برخی جان باختیم

06:53.066 --> 06:55.370
‫اما هیچکداممان زنده بیرون نیامد

07:37.187 --> 07:39.625
‫عزیزم

07:49.011 --> 07:49.846
‫الو؟

07:57.627 --> 07:59.331
‫کی هستی؟

09:28.305 --> 09:31.575
‫[ گمشده ]
‫[ شَدو ]

10:33.306 --> 10:36.879
‫به یاد دارم بعدازظهر یکشنبه‌ی
‫پیش از روز کارگر بود

10:36.880 --> 10:40.287
‫و سال آخر ما قرار بود صبح سه‌شنبه

10:40.486 --> 10:42.191
‫هشتم سپتامبر ۱۹۸۱ آغاز شود

10:42.558 --> 10:44.695
‫و به یاد دارم که اصطبل وستریج

10:44.796 --> 10:47.233
‫روی صخره‌ای بالای ماليبو قرار داشت

10:47.234 --> 10:48.952
‫جایی که دوست‌دخترم، دبرا شیفر

10:48.964 --> 10:50.606
‫اسب جدیدش، اسپیریت،
‫را نگهداری می‌کرد

10:52.277 --> 10:55.216
‫من به تنهایی پشت سوزان رینولدز و تام رایت

10:55.383 --> 10:56.852
‫در بزرگراه ساحلی پاسیفیک رانندگی می‌کردم

11:03.248 --> 11:05.653
‫وقتی در ۱۶ سالگی در لس‌آنجلس
‫صاحب ماشین می‌شدی

11:05.914 --> 11:07.450
‫همه‌چیز سرعت می‌گرفت

11:07.551 --> 11:10.022
‫اکنون به گونه‌ای مستقل شده‌ای
‫که پیش از آن نبودی

11:10.222 --> 11:13.963
‫روی پای خودت ایستاده‌ای

11:14.163 --> 11:15.666
‫دیگر بالغ شده‌ای

11:19.875 --> 11:22.413
‫همین والدینمان را تشویق می‌کرد
‫که ساعت‌های بیشتری کار کنند

11:22.514 --> 11:24.484
‫یا با محدودیت‌های کمتری به مسافرت بروند

11:24.485 --> 11:27.455
‫و ما را در خانه‌های زیبا و خالیِ بل‌ایر

11:27.456 --> 11:30.529
‫بورلی‌هیلز یا بندیکت کنیون تنها بگذارند

11:30.530 --> 11:32.500
‫من و دوستانم نیز با این موضوع
‫مشکلی نداشتیم

11:32.501 --> 11:35.238
‫ما خانواده‌ی هم بودیم.
‫ما یکدیگر را بزرگ کردیم

11:37.511 --> 11:38.864
‫معمولاً روزمان را با قرار ناهار

11:38.876 --> 11:40.482
‫در رستوران همبرگر هملت شروع می‌کردیم

11:40.483 --> 11:42.921
‫جایی که پس از خرید بلیتِ
‫فیلم بعدی در سینما بروئین،

11:43.121 --> 11:46.193
‫در لژ‌های قرمز جمع می‌شدیم
‫تا پتی مِلت بخوریم

11:46.194 --> 11:48.398
‫شام را معمولاً در فودکورت می‌خوردیم

11:48.399 --> 11:51.271
‫هرازگاهی هم به آرکید می‌رفتیم
‫و اسپیس اینویدرز و پک‌من بازی می‌کردیم

11:53.208 --> 11:55.705
‫یا در فروشگاه تاور رکوردز دنبال
‫آهنگ‌های جدید می‌گشتیم

11:55.715 --> 12:00.322
‫یا در یکی از کتاب‌فروشی‌های بزرگ شهر،
‫کتاب‌ها را ورق می‌زدیم

12:00.990 --> 12:03.060
‫در سال ۱۹۸۱ پنج یا شش تا از آن‌ها وجود داشت

12:03.061 --> 12:04.097
‫خودشه

12:04.263 --> 12:05.999
‫حالا وجود ندارند

12:13.415 --> 12:16.955
‫در جاده پرپیچ‌وخمِ اصطبل،
‫پشت ماشین تام حرکت کردم

12:16.956 --> 12:20.630
‫و کنار بی‌ام‌و براق و نوی دبرا پارک کردیم

12:29.047 --> 12:32.285
‫دبی را در حالی یافتیم که داشت
‫اسپیریت را یورتمه می‌برد

12:32.286 --> 12:33.789
‫بترکون دبی!

12:33.790 --> 12:34.758
‫لباس سوارکاری‌اش را بر تن داشت

12:34.992 --> 12:35.727
‫اومدید بالاخره

12:43.441 --> 12:46.315
‫می‌دانستم که اسپیریت نمونه دیگری

12:46.414 --> 12:48.450
‫از بی‌مبالاتی و برخورداریِ دبی است

12:48.451 --> 12:51.891
‫هزینه نگهداری و اسکان
‫این حیوان نجومی بود

12:51.892 --> 12:53.830
‫اما فکر می‌کنم برایش ذره‌ای مهم نبود

12:54.932 --> 12:57.103
‫به نوعی، دبی یک آزمایش بود

12:57.303 --> 12:59.774
‫مصمم نبودم در سال آخر
‫دوست‌دختر داشته باشم

12:59.775 --> 13:01.880
‫مگر اینکه سوزان رینولدز باشد

13:02.079 --> 13:06.454
‫با این حال، دبی به طرز عجیبی
‫دقیقاً همان شده بود

13:23.288 --> 13:25.459
‫در مهمانیِ خانه آنتونی متیوز بودیم

13:25.460 --> 13:26.941
‫و او ناگهان روی صندلی آفتاب‌گیرِ

13:26.953 --> 13:28.832
‫کنار استخر شروع کرد با من عشق‌بازی کردن

13:28.833 --> 13:30.537
‫من با متاکوالون نشئه بودم

13:30.549 --> 13:32.707
‫او هم یک خط کوکائین کشیده بود.
‫نیمه‌شب بود

13:32.708 --> 13:36.114
‫- بکن توش. خیلی خیسم
‫- چی؟

13:36.214 --> 13:39.755
‫در آن زمان، هنوز تلاش می‌کردم
‫دخترها برایم جذاب باشند

13:40.022 --> 13:43.495
‫- آدم دور و برمون هست
‫- می‌خوام. می‌خوامت برِت

13:43.496 --> 13:45.733
‫در کمال شگفتی، همراهی‌اش کردم

13:47.303 --> 13:49.406
‫دبی همیشه قوانین را زیر پا می‌گذاشت

13:49.407 --> 13:50.849
‫تا سال آخر، موهایش به رنگِ

13:50.861 --> 13:52.847
‫پلاتینی الهام‌گرفته از بلاندی بود

13:53.014 --> 13:56.754
‫اگر در پایه یازدهم یا دوازدهم بودید،
‫آرایشِ حداقلی مجاز بود

13:56.755 --> 13:59.361
‫اما دبی آنقدر پولدار بود
‫که از قتل هم قسر درمی‌رفت

13:59.494 --> 14:01.030
‫و رژ لب صورتی پررنگ

14:01.031 --> 14:03.401
‫یا سرخِ خونی می‌زد؛
‫همواره سرکش بود

14:13.217 --> 14:15.391
‫اینجا رو دبی. مثل تو شدم

14:15.392 --> 14:17.530
‫بچه‌ها بس کنین. الان اسب‌ها رو رم می‌دید

14:17.531 --> 14:19.734
‫- سوزان، تو رو خدا بیا پایین
‫- باشه

14:19.735 --> 14:22.875
‫این یه اسب یک میلیون دلاری عربستانیه
‫و شما الان رمش می‌دید

14:23.108 --> 14:25.179
‫چون پنج دقیقه نمی‌تونی
‫از کول تام بیای پایین

14:25.345 --> 14:26.614
‫همه‌شون رو ترسوندی

14:26.615 --> 14:28.317
‫تام رایت و سوزان رینولدز

14:28.318 --> 14:30.222
‫از سال دوم دبیرستان با هم بودند

14:30.322 --> 14:32.258
‫و حالا محبوب‌ترین شده بودند

14:32.259 --> 14:35.299
‫نه تنها در کلاس ما،
‫بلکه میان تمام دانش‌آموزان

14:35.700 --> 14:37.337
‫دلیلش کاملاً واضح بود

14:37.436 --> 14:39.406
‫تام و سوزان بدون هیچ تلاشی زیبا بودند

14:39.407 --> 14:42.514
‫از آن آمریکایی‌های اصیل؛
‫و هر دو هم خانواده ثروتمندی داشتند

14:43.014 --> 14:44.784
‫حدود دو سال عاشق یکدیگر بودند

14:44.785 --> 14:48.225
‫تا پاییز ۱۹۸۱، زمانی که
‫یکی از آن‌ها دیگر عاشق نبود

14:49.360 --> 14:51.499
‫تام همیشه نمونه یک پسر نوجوان جذاب بود

14:51.665 --> 14:55.038
‫و این او را جذاب می‌کرد که گویی
‫این موضوع برایش اهمیت ندارد

14:55.205 --> 14:58.947
‫همیشه آرامش مرموزی داشت
‫که جذاب و آرامش‌بخش بود

14:59.113 --> 15:01.016
‫او نقطه مقابل سوزان بود

15:01.017 --> 15:04.123
‫نماینده کلاس، که بدون زحمت
‫دانش‌آموز ممتاز می‌شد

15:05.627 --> 15:08.899
‫تا حدی می‌دانست که
‫من مخفیانه عاشقش هستم

15:08.900 --> 15:11.038
‫من هم همه‌چیزِ او را می‌دانستم

15:11.539 --> 15:14.309
‫زمان پریودش، مشکلش با مادرش،

15:14.310 --> 15:16.324
‫هر بی‌مهری و محرومیتی

15:16.336 --> 15:18.051
‫که در خیالاتش داشت

15:18.284 --> 15:19.157
‫دوستت دارم

15:19.169 --> 15:21.825
‫کراش‌هایش روی هم‌کلاسی‌ها پیش از تام

15:28.004 --> 15:32.213
‫او برای من زیباترین دختر بود

15:33.248 --> 15:35.519
‫و تا همین امروز هم فکر می‌کنم

15:35.531 --> 15:37.758
‫در تمام عمرم هیچکس را
‫بیشتر از او دوست نداشته‌ام

15:37.891 --> 15:39.861
‫از پدر و مادرت خبر داری؟

15:40.963 --> 15:45.039
‫امروز صبح هنوز فرانسه بودن.
‫هفته دیگه میرن ونیز

15:45.640 --> 15:47.611
‫فعلاً تا زمان نامعلومی تو اروپا می‌مونن

15:48.144 --> 15:50.415
‫مامانم گفت هنوزم دلش می‌خواد ازش طلاق بگیره

15:50.616 --> 15:52.415
‫بابام گفت مسافرتشون

15:52.427 --> 15:54.289
‫خوب بوده و تا وقتی که

15:54.290 --> 15:57.362
‫رابطه‌شون دوباره خوب نشه
‫برنمی‌گردن خونه

15:57.363 --> 15:59.133
‫امیدوارم درست بشه

15:59.635 --> 16:01.706
‫طلاق پدر و مادر خیلی بده

16:02.106 --> 16:03.677
‫دلم واسه بابام خیلی تنگ شده

16:04.276 --> 16:06.848
‫وای خدا، من که آرزومه.
‫اون همه آزادی

16:06.849 --> 16:09.253
‫کی برات غذا درست می‌کنه؟
‫تو که آشپزی نمی‌کنی

16:19.440 --> 16:20.709
‫رُزا تمام غذاهایم را می‌پزد

16:20.710 --> 16:22.113
‫ممنون
‫(اسپانیایی)

16:22.747 --> 16:25.787
‫او که می‌رود خانه، من کل شب می‌نویسم
‫و هر کاری دلم می‌خواهد انجام می‌دهم

16:32.501 --> 16:34.604
‫امشب میای خونه دبی؟

16:34.605 --> 16:36.241
‫آخرین مهمونی تابستونه

16:36.475 --> 16:39.446
‫روز کارگر همیشه برام دلگیره.
‫پایان یه دورانه

16:39.447 --> 16:42.853
‫ولی امسال شروع سال آخر دبیرستانمونه

16:42.854 --> 16:44.824
‫میایم ولی خدا می‌دونه

16:44.836 --> 16:46.661
‫بابای دبی چقدر معذبم می‌کنه

16:46.662 --> 16:49.200
‫- بدجور گی‌ـه
‫- تام!

16:49.333 --> 16:51.505
‫ببخشید، هست دیگه.
‫آخرین باری که اونجا بودم

16:51.705 --> 16:55.144
‫بهم پیشنهاد داد باهاش برم تو جکوزیِ حمومش

16:55.145 --> 16:56.815
‫نه اونی که کنار استخره

16:57.349 --> 16:59.354
‫خودم رو زدم به مسمومیت و زدم بیرون

16:59.488 --> 17:01.691
‫آره، منم حس می‌کنم گی باشه

17:01.692 --> 17:04.397
‫شاید باورتون نشه، ولی
‫فکر کنم مامان دبی خبر نداره

17:04.631 --> 17:08.673
‫اون خونه، مسافرت‌ها، و هر سال
‫مراسم اسکار رفتن رو دوست داره

17:08.806 --> 17:11.744
‫چند تا داشت؟ چندتا اسکار؟

17:11.745 --> 17:12.713
‫دوتا

17:12.714 --> 17:14.449
‫یادتونه گفتم دارم کتاب می‌نویسم؟

17:14.450 --> 17:16.556
‫می‌خوام بخردش
‫و بذاره فیلمنامه‌ش رو بنویسم

17:16.688 --> 17:18.025
‫متنفرم از اینکه هر آخر هفته میام اینجا

17:18.037 --> 17:19.493
‫فقط واسه اینکه این
‫اسب مسخره رو نگاه کنم

17:19.494 --> 17:24.604
‫- چرا با خودمون این کارو می‌کنیم؟
‫- چون آدمای مهربونی هستیم

17:25.071 --> 17:27.409
‫و امسال، قراره مدرسه دست ما باشه

17:28.913 --> 17:30.683
‫- مگه الان دست ما نیست؟
‫- کمک

17:30.850 --> 17:32.453
‫هیچ کمکی در کار نیست

18:23.021 --> 18:24.390
‫نمی‌فهمم

18:24.858 --> 18:27.329
‫فقط میگم بهتره یه مدت بیخیال بشیم

18:27.497 --> 18:29.467
‫شاید اوضاع یکم از دستمون دررفته

18:31.672 --> 18:32.807
‫موافقم

18:34.845 --> 18:36.815
‫فقط یادت باشه،
‫ما دوستای خوبی هستیم

18:38.619 --> 18:39.888
‫همیشه خواهیم بود

19:35.131 --> 19:37.436
‫بگو ببینم، با رایان چی می‌گفتین؟

19:39.708 --> 19:41.209
‫هیچی

19:41.210 --> 19:43.413
‫داشتیم می‌گفتیم چقدر هیجان‌زده‌ایم
‫که قراره فارغ‌التحصیل بشیم

19:43.414 --> 19:45.686
‫و از لس‌آنجلس بزنیم بیرون

19:45.687 --> 19:47.591
‫و بالاخره زندگیمون رو شروع کنیم

19:47.790 --> 19:49.555
‫من که قطعاً می‌خوام تو ساحل شرقی

19:49.567 --> 19:51.732
‫برم دانشگاه. شکی توش نیست

19:57.977 --> 19:59.581
‫وای خدا

19:59.814 --> 20:01.985
‫سال آخر هنوز شروع نشده
‫من از پا دراومدم

20:02.085 --> 20:04.624
‫- کلی برنامه‌ریزی می‌خواد
‫- مثلاً چی؟

20:04.791 --> 20:06.794
‫خب، جشن بازگشت به مدرسه تو اکتبره

20:06.795 --> 20:09.365
‫منم چند تا ایده خفن
‫برای رژه کلاسی دارم

20:09.366 --> 20:11.231
‫و البته که سوزان و تام قراره

20:11.243 --> 20:13.073
‫پادشاه و ملکه جشن بازگشت بشن

20:13.074 --> 20:16.982
‫من نمی‌خوام ملکه بشم
‫و یه تاج مسخره بذارم سرم

20:18.686 --> 20:21.189
‫سوزان، من تو هتل بورلی‌هیلز
‫واست پارتی می‌گیرم

20:21.190 --> 20:23.260
‫و بعدش یه افترپارتی هم داریم

20:23.261 --> 20:25.533
‫روی کشتی تفریحی بابای دومینیک تامسون، باشه؟

20:25.666 --> 20:27.101
‫چقدر کوک زدی؟

20:27.102 --> 20:28.270
‫خیلی

20:28.271 --> 20:29.608
‫- تو هم می‌خوای؟
‫- معلومه

20:36.922 --> 20:39.327
‫اوه، در ضمن تامی توتون رو هم برای

20:39.527 --> 20:42.064
‫یه پارتی خودمونی تو بلو بایو
‫تو دیزنی‌لند رزرو کردم

20:42.065 --> 20:44.771
‫برای یه شب فارغ‌التحصیلی خفن

20:46.040 --> 20:47.611
‫همه‌مون خیلی زحمت کشیدیم

20:47.810 --> 20:49.614
‫حقمونه خوش بگذرونیم

20:49.615 --> 20:51.183
‫لایق چیزهای قشنگ هستیم

20:52.119 --> 20:53.621
‫بلو بایو،
‫همون رستورانه

20:53.622 --> 20:55.825
‫که توی رایدِ دزدان دریایی کارائیبه؟

20:55.826 --> 20:57.029
‫آره

20:57.697 --> 21:00.035
‫حرف نداره

21:08.117 --> 21:09.754
‫چهارتا ودکا سودا لطفاً

21:14.297 --> 21:17.168
‫راستی یادت نره پسر جدیده
‫رو هم به دیزنی دعوت کنی

21:17.169 --> 21:18.438
‫چی؟

21:18.572 --> 21:20.141
‫یه پسر جدید قراره سه‌شنبه بیاد

21:20.476 --> 21:22.144
‫عضو جدید کلاس سال آخرمون

21:22.145 --> 21:25.151
‫عجیبه. هیچوقت سال آخر
‫شاگرد جدید نمیاد

21:25.553 --> 21:28.659
‫- اسمش چیه‌؟
‫- عه، رابرت نمی‌دونم چی‌چی

21:29.260 --> 21:30.696
‫آهان، رابرت مالوری

21:31.898 --> 21:33.235
‫تو از کجا می‌دونی؟

21:33.535 --> 21:35.672
‫خب، با مدیر کرافت درباره وظایف امسالم

21:35.673 --> 21:37.414
‫بعنوان رئیس شورای دانش‌آموزی

21:37.426 --> 21:39.178
‫جلسه داشتم که بهم گفت

21:39.179 --> 21:42.787
‫تو سنچری سیتی با عمه‌ش
‫یا مادرخونده‌ای چیزی زندگی می‌کنه

21:43.321 --> 21:45.893
‫- عجیب شد که
‫- چیش عجیبه؟

21:45.993 --> 21:47.629
‫اگه سنچری سیتی زندگی می‌کنه

21:47.630 --> 21:50.134
‫می‌تونسته بره دبیرستان بورلی‌هیلز

21:50.135 --> 21:53.742
‫چرا مدرسه ما رو انتخاب کرده؟
‫چرا این همه راه تا مدرسه ما بیاد؟

21:54.109 --> 21:56.179
‫خب، امیدوارم خوشگل باشه

21:59.654 --> 22:00.856
‫مثل تو

22:01.992 --> 22:04.229
‫ده دقیقه دیگه تو اتاقم می‌بینمت؟

22:05.132 --> 22:06.601
‫خیلی حشری‌ام

22:12.179 --> 22:13.881
‫منظورت چی بود که گفتی

22:13.882 --> 22:15.419
‫نمی‌خوای پادشاه و ملکه جشن بازگشت بشیم؟

22:15.686 --> 22:18.024
‫- ای خدا، خیلی خزه تام
‫- آره، ولی سوزان

22:18.025 --> 22:20.696
‫چهار سال تمامه منتظر همینیم عزیزم

22:20.796 --> 22:23.034
‫مثل تاج‌گذاری می‌مونه.
‫همه اینو می‌خوان

22:26.173 --> 22:29.346
‫باشه. بخاطر تو بهش فکر می‌کنم

22:34.824 --> 22:36.294
‫آن شب از ماه سپتامبر

22:36.561 --> 22:39.433
‫یکی از آخرین شب‌هایی بود
‫که ترسی در دلمان نبود

23:06.004 --> 23:10.681
‫باید «پدرخوانده»، «محله چینی‌ها»
‫و «داستان اُ» رو ببینین

23:11.116 --> 23:13.887
‫- تا حالا اسم «داستان اُ» به گوشتون خورده؟
‫- آره...
‫(ژانر درام اروتیک)

23:14.255 --> 23:15.624
‫برت

23:16.259 --> 23:19.765
‫- اوه. سلام آقای شیفر
‫- تری صدام کن رفیق

23:19.766 --> 23:22.604
‫بشین. می‌خواستم درباره
‫یه چیزی باهات صحبت کنم

23:22.605 --> 23:25.578
‫شما برید، فیلماتون رو ببینید.
‫جزئیاتش رو بهم بگید

23:25.744 --> 23:27.248
‫می‌خوام بدونم کدومش رو دوست داشتین

23:27.515 --> 23:28.683
‫باشه

23:37.168 --> 23:42.278
‫خب... دبی بهم گفته نویسنده‌ای،
‫یا می‌خوای بشی؟

23:43.513 --> 23:46.050
‫آره. آره، دارم یه رمان می‌نویسم

23:46.051 --> 23:47.255
‫فوق‌العاده‌ست

23:48.590 --> 23:51.563
‫شاید بهتره سر یه قرار ناهاری چیزی
‫درباره‌ش صحبت کنیم

23:51.696 --> 23:54.168
‫من همیشه دنبال قلم‌های تازه و جوان هستم

23:54.368 --> 23:55.471
‫صنعت ما بهش نیاز داره

23:55.671 --> 23:57.441
‫سینما بهش نیاز داره

23:59.946 --> 24:01.749
‫همیشه حواسم بهت بوده برت

24:04.689 --> 24:05.824
‫استیون!

24:06.726 --> 24:09.632
‫استیون، چه... چه غلطی داری می‌کنی؟

24:09.633 --> 24:12.103
‫دبی ازم خواست از مهمون‌هاش عکس بگیرم

24:12.104 --> 24:14.442
‫می‌خواد یه آلبوم خاطرات درست کنه

24:15.311 --> 24:16.746
‫دبی رو که می‌شناسین

24:21.789 --> 24:25.063
‫من و برت قراره یه ناهاری بخوریم،
‫و درباره آینده‌ش صحبت کنیم

24:25.330 --> 24:27.935
‫بذارش تو برنامه، باشه؟
‫رستوران «لو دُم»

24:27.936 --> 24:29.172
‫حتماً

24:29.438 --> 24:31.543
‫بله، بله

24:32.611 --> 24:34.415
‫ممنون آقای شیفر

24:38.189 --> 24:39.492
‫تری

25:18.002 --> 25:19.739
‫شوهرم کجاست؟

25:21.243 --> 25:22.278
‫اوه

25:22.478 --> 25:23.780
‫سلام خانم شیفر

25:24.616 --> 25:26.286
‫ازت سوال پرسیدم

25:27.053 --> 25:29.659
‫شوهرم کجاست؟ دیدیش؟

25:29.792 --> 25:32.063
‫بله، اون پایین کنار استخره

25:33.133 --> 25:35.002
‫شوهرم پیش کی بود؟

25:37.775 --> 25:38.711
‫عه...

25:38.843 --> 25:40.914
‫- نمی‌دونم
‫- نمی‌دونی؟

25:42.384 --> 25:46.559
‫داشت پشت بوته‌ها
‫کیر یه پسر جوون رو می‌خورد؟

25:50.534 --> 25:52.205
‫یا به خودت پیشنهاد داده؟

25:52.938 --> 25:56.111
‫لیز، دوباره رفتی سراغ شراب‌ها

25:58.550 --> 26:01.489
‫خیلی خسته بنظر میای.
‫بیا ببرم بخوابونمت

26:02.277 --> 26:03.746
‫می‌تونی بری برت

26:04.414 --> 26:05.516
‫باشه

26:06.418 --> 26:07.886
‫شب بخیر خانم شیفر

26:07.887 --> 26:11.228
‫صبر کن. چرا؟
‫نمی‌مونی فیلم رو ببینیم؟

26:12.530 --> 26:14.068
‫قبلاً دیدمش

26:14.334 --> 26:16.940
‫پشتت رو به من نکن بچه‌لاشی

26:17.240 --> 26:19.644
‫کجا میری؟
‫بالا باهاش قرار داری؟

26:19.645 --> 26:21.581
‫من تو رو از وقتی ده سالت بود می‌شناسم

26:21.582 --> 26:23.918
‫- پشت نکن به من!
‫- لیز، کافیه

26:23.919 --> 26:27.261
‫الان می‌برمت رو تختت.
‫می‌تونی قرص شب‌بخیرت رو بخوری

26:40.000 --> 26:47.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

26:57.887 --> 26:59.257
‫الو؟

27:19.865 --> 27:21.167
‫مامانت روانیه

27:22.470 --> 27:24.407
‫بهش محل نده. من که نمیدم

27:26.646 --> 27:28.316
‫برای فیلم می‌مونی؟

27:28.783 --> 27:31.754
‫«شکاف قاره‌ای» رو قبلاً دیدم

27:31.755 --> 27:38.602
‫می‌خوام برم خونه، یکم بنویسم.
‫مگه اینکه تو برنامه دیگه‌ای داشته باشی

27:42.244 --> 27:44.347
‫چه خوب که گفتی

27:56.004 --> 27:57.907
‫اوف. عزیزم

28:00.012 --> 28:01.748
‫تابستون رفتی عضله ساختی

28:02.450 --> 28:05.889
‫آهان، خب شنا سوئدی میرم،
‫شنا می‌کنم

28:07.694 --> 28:09.531
‫استریپ‌تیز کامل هم داریم پس

28:09.532 --> 28:11.802
‫اوهوم

28:16.946 --> 28:18.515
‫دبی همیشه سریع ارضا می‌شد

28:18.516 --> 28:20.520
‫می‌توانست طی چند دقیقه
‫به ارگاسم برسد

28:20.720 --> 28:22.256
‫عشوه نیا

28:22.257 --> 28:23.591
‫ارضا کردنش تقریباً هیچ کاری نداشت

28:23.592 --> 28:24.828
‫و همین حالا داشت اتفاق می‌افتاد

28:27.200 --> 28:29.671
‫به خاطر داشته باشید که
‫سیالیت جنسیتی آن زمان

28:29.838 --> 28:31.541
‫مجاز و پسندیده نبود

28:31.542 --> 28:33.879
‫تنها راه این بود که با دو نفر باشی،
‫که طاقت‌فرسا بود

28:33.980 --> 28:35.916
‫و باید زندگی‌ات را تقسیم‌بندی می‌کردی

28:35.917 --> 28:38.355
‫رابطه‌ام با دبی، شخصیت عمومی‌ام بود

28:38.489 --> 28:42.697
‫و رابطه‌ام با مت کلنر،
‫شخصیت مخفی و ممنوعه‌ام

28:50.546 --> 28:54.354
‫شنیدی یه دانش‌آموز جدید اومده مدرسه‌مون؟
‫عجیب نیست؟

28:54.355 --> 28:57.694
‫کجاش عجیبه؟
‫به ما چه؟

28:57.995 --> 29:01.501
‫کلاً عجیبه که کسی سال آخر بیاد ثبت‌نام کنه

29:06.044 --> 29:07.113
‫بیخیال

29:12.190 --> 29:15.563
‫همیشه همینو میگی،
‫درباره همه‌چی

29:16.199 --> 29:17.600
‫«بیخیال»

29:18.970 --> 29:20.440
‫زیادی گل می‌کشی مت

29:20.706 --> 29:23.646
‫رسماً شدی چِت کلاس.
‫خبر داری؟

29:25.583 --> 29:27.053
‫بیخیال

29:29.658 --> 29:31.562
‫چرا با کسی معاشرت نمی‌کنی متی؟

29:32.463 --> 29:34.969
‫چرا امشب مهمونی دبی رو نمیای؟

29:35.569 --> 29:39.578
‫گفتم که.
‫فقط می‌خوام چیز کنم

29:40.012 --> 29:43.018
‫بمونم اینجا و آلبوم جدید
‫الویس کاستلو رو گوش کنم

29:43.819 --> 29:47.594
‫و چت کنی. چه کسل‌کننده

29:48.128 --> 29:50.900
‫خیلی باهوشی،
‫ولی کسی رو به زندگیت راه نمیدی

29:52.503 --> 29:55.242
‫خب، با تو که دوستم، نیستم؟

29:57.080 --> 30:00.152
‫فقط وقتی میام خونه‌ت
‫و دور از چشم همه با هم ور میریم

30:01.755 --> 30:04.694
‫داری پتانسیلت رو هدر میدی مت

30:05.630 --> 30:07.633
‫نگرانتم

30:13.112 --> 30:16.885
‫من واقعی‌ترین آدمِ اون مدرسه‌ام

30:18.489 --> 30:19.858
‫خودتم می‌دونی

30:28.742 --> 30:30.513
‫بنظرم باید تمومش کنیم

30:33.118 --> 30:34.721
‫چی رو؟

30:36.258 --> 30:37.593
‫این رو

30:39.731 --> 30:41.601
‫لازم نیست اینو بگی

30:45.176 --> 30:47.948
‫خب نمی‌خوام فکر کنی برام مهم نیست

30:49.184 --> 30:51.154
‫نه، من هیچ فکری نمی‌کنم

30:55.459 --> 30:56.898
‫هیچ فکری نمی‌کنم

31:06.284 --> 31:08.254
‫آکواریوم چی شده؟

31:08.255 --> 31:09.391
‫عه...

31:09.624 --> 31:10.961
‫نمی‌دونم

31:16.171 --> 31:18.509
‫نمی‌دونی چرا آکواریومت خالی شده؟

31:18.876 --> 31:22.850
‫نه، اون روز اومدم دیدم
‫ماهی‌ها نیستن

31:25.689 --> 31:27.927
‫- دنبال چی می‌گردی؟
‫- بونگم

31:28.963 --> 31:31.300
‫ایناهاش

31:31.301 --> 31:32.670
‫خیلی‌خب

31:35.709 --> 31:36.979
‫خب آبش کجا رفته؟

31:37.346 --> 31:40.252
‫نمی‌دونم. معمولاً مامانم کاراشو می‌کنه

31:44.194 --> 31:45.998
‫ممکنه گربه خورده باشدشون؟

31:46.131 --> 31:50.106
‫فکر می‌کنی الکس ماهی‌هام رو خورده؟

31:50.473 --> 31:51.875
‫نمی‌دونم

31:52.076 --> 31:54.013
‫شاید هیچوقت نفهمیم

31:54.615 --> 31:55.883
‫چرا؟

31:57.955 --> 32:01.094
‫چون گربهه هم گم شده

32:12.384 --> 32:14.020
‫- این دفعه نه
‫- هفته پیش چی؟

32:14.120 --> 32:15.722
‫هفته پیش... هفته پیش،
‫حالم خوب نبود

32:15.723 --> 32:17.894
‫باشه. همیشه یه بهونه جور می‌کنی حاجی

32:19.230 --> 32:21.067
‫- خیلی‌خب
‫- اونجا رو

32:50.763 --> 32:54.142
‫[ روز نخست سال پایانی ]

33:06.394 --> 33:07.530
‫ممنون

33:14.448 --> 33:17.149
‫هفته آینده هوا گرم خواهد بود؛
‫بنظرم دو درجه گرم‌تر میشه

33:17.248 --> 33:19.318
‫اینجا مشاهده می‌کنید که
‫بیشینه دما ۲۸ درجه‌ست

33:19.319 --> 33:21.082
‫و بادهای سانتا آنا

33:21.094 --> 33:23.326
‫دمای شب را تا حدود ۲۱ درجه
‫کاهش خواهند داد

33:23.327 --> 33:25.165
‫حالا با جسیکا و گزارش صبحگاهی همراه می‌شیم

33:25.399 --> 33:27.703
‫صبح امروز خبر نگران‌کننده‌ای
‫از ساتلند منتشر شد

33:27.704 --> 33:30.876
‫جسد یک دختر نوجوان
‫صبح دیروز در یکی از

33:31.176 --> 33:32.880
‫زمین‌های تنیس وودلند هیلز پیدا شده

33:33.347 --> 33:36.120
‫هویت این زن جوان هنوز اعلام نشده است

33:36.286 --> 33:38.018
‫و پلیس از اظهارنظر خودداری کرده است

33:38.030 --> 33:40.796
‫تا روند تحقیقات این قتل تکمیل شود

33:40.797 --> 33:42.866
‫بینندگان به خاطر دارند که تابستان سال گذشته

33:42.867 --> 33:45.438
‫جسد یک دختر گمشده
‫به نام کاترین لچفورد

33:45.439 --> 33:47.377
‫درون یک سطل زباله در ردلندز پیدا شده بود

33:47.777 --> 33:49.764
‫آن پرونده همچنان حل نشده

33:49.776 --> 33:52.419
‫و پلیس در حال حاضر از اظهار نظر درباره اینکه

33:52.420 --> 33:56.126
‫این آدم‌ربایی‌ها و قتل‌ها مرتبط هستند یا خیر،
‫خودداری می‌کند

34:44.958 --> 34:46.160
‫چی شده؟

34:46.828 --> 34:48.964
‫مجسمه مدرسه رو دیدی چیکار کردن؟

34:48.965 --> 34:51.003
‫آره، با مدیر حرف زدم

34:51.203 --> 34:53.707
‫یکی از بچه‌های هاروارد خواسته
‫مسخره‌بازی دربیاره

34:53.708 --> 34:54.710
‫کلونازپام؟

34:54.711 --> 34:55.846
‫چرا که نه

35:03.360 --> 35:04.963
‫- عزیزم، چی گرفتی؟
‫- کروسان و ژامبون

35:04.964 --> 35:07.370
‫فقط می‌خوام بوش کنم راستش

35:07.737 --> 35:09.205
‫یه دونه بخور خب

35:09.206 --> 35:11.176
‫این مادر احمق من چرا همیشه
‫ناهار برام پاته می‌ذاره؟

35:11.177 --> 35:12.746
‫من بهش میگم «پد تای»

35:12.747 --> 35:15.085
‫می‌دونه رژیم گرفتم.
‫می‌خواد کارم رو خراب کنه

35:16.053 --> 35:18.190
‫پاته تو رژیم بورلی هیلز نیست

35:18.391 --> 35:19.527
‫- می‌خوایش؟
‫- آره

35:19.660 --> 35:21.230
‫- بفرما
‫- تام، مطمئنم اینو نمی‌خوای

35:21.268 --> 35:23.099
‫- همین الان عالی هستی
‫- آدم همیشه به خواسته‌هاش نمی‌رسه

35:23.100 --> 35:27.675
‫تا شیش هفته دیگه
‫لب به چربی نمی‌زنم

35:27.676 --> 35:30.048
‫اگه چربی بخوری،
‫فقط گردتر میشی

35:30.214 --> 35:31.484
‫اینجوری از حال میری

35:31.485 --> 35:34.556
‫برای زاویه‌دارتر کردن نیم‌رخمه

35:34.557 --> 35:36.160
‫نیم‌رخِ ممه‌هات؟

35:36.326 --> 35:37.463
‫میشه یه چیپس بو کنم؟

35:37.663 --> 35:38.966
‫می‌تونی یه دونه برداری

35:39.400 --> 35:40.635
‫فقط می‌خوام بو کنم

35:40.636 --> 35:41.971
‫فکر می‌کنه بو کردن جواب میده

35:49.420 --> 35:50.923
‫متوجه شدین از وقتی
‫چربی رو قطع کردم

35:51.256 --> 35:53.293
‫ممه‌هام از بغل زاویه‌دارتر شدن؟

35:53.294 --> 35:54.564
‫- نگاه کن
‫- بله

35:55.031 --> 35:57.970
‫در واقع، قبل از دیدنش، بویش به مشامم خورد

35:58.505 --> 36:00.342
‫رایحه‌ی چوب سدر و صندل داشت

36:01.010 --> 36:03.515
‫گویی به تازگی از باغ مرکبات آمده

36:04.249 --> 36:06.554
‫از کالکشن طراح چیزی گرفتی؟

36:09.360 --> 36:14.269
‫- عه سلام. تو باید رابرت مالوری باشی
‫- تو هم باید سوزان باشی

36:15.906 --> 36:18.646
‫- آقای کرافت عکست رو نشونم داد
‫- اونی که رو میزشه...

36:18.845 --> 36:20.548
‫عکس توی سالنامه

36:20.549 --> 36:21.752
‫الان تو دفتر آقای کرافت بودم

36:21.885 --> 36:23.421
‫گفت بیام یه سلامی بکنم

36:23.422 --> 36:24.724
‫پس سلام

36:24.857 --> 36:28.399
‫با کت مدرسه، شلوار چرم
‫مشکی و تنگ پوشیده بود

36:28.832 --> 36:32.440
‫زبانم بند آمده بود.
‫باورم نمی‌شد. خودش بود

36:32.640 --> 36:36.582
‫پسر جادویی و مرموزی که یک سال قبل
‫در اکران فیلم درخشش دیده بودم

36:38.284 --> 36:40.288
‫سلام. برت هستم

36:41.290 --> 36:42.693
‫خوشوقتم برت

36:45.799 --> 36:47.202
‫- می‌خوای بهمون ملحق شی؟
‫- با کمال میل

36:47.227 --> 36:48.396
خوشحال میشم

36:50.442 --> 36:54.048
‫خب رابرت، بگو ببینیم از کجا میای

36:54.049 --> 36:56.254
‫- در اصل اهل شیکاگوام
‫- خب

36:56.521 --> 36:58.223
‫رابرت گذشته‌اش را جوری برایمان رو کرد

36:58.224 --> 37:00.595
‫که انگار مصاحبه کاری‌ست
‫و به امید استخدام آمده

37:00.596 --> 37:03.702
‫آخرین باری که مدتی طولانی
‫در لس‌آنجلس بوده

37:03.869 --> 37:05.676
‫ده ماه قبل بوده که برای تعطیلات آمده

37:05.688 --> 37:07.709
‫و در خانه عمه‌اش ساکن بوده

37:07.710 --> 37:09.414
‫وایسا. خب الان چرا پیش عمه‌ت می‌مونی؟

37:09.547 --> 37:11.316
‫جریانش خیلی بامزه‌ست

37:11.317 --> 37:13.555
‫ولی از مدرسه قبلیم اخراج شدم

37:13.556 --> 37:15.859
‫بامزه و بی‌اشکال

37:15.860 --> 37:17.197
‫والدینش جدا شده بودند

37:17.209 --> 37:19.233
‫سپس مادرش در یک حادثه غم‌انگیز
‫فوت شده بود

37:19.467 --> 37:21.870
‫پدرش قصد داشته او را به دانشگاه نظامی بفرستد

37:21.871 --> 37:24.088
‫اما عمه‌اش پادرمیانی کرده
‫و پیشنهاد داده

37:24.100 --> 37:26.380
‫که رابرت با خودش به لس‌آنجلس
‫نقل مکان کند

37:26.381 --> 37:27.939
‫او هم رابرت را برای سال آخرش

37:27.951 --> 37:29.520
‫در یک دبیرستان نام‌نویسی می‌کند

37:29.521 --> 37:34.397
‫ما همدیگه رو جایی ندیدیم؟
‫تو کلاب ویسکی یا ادیسه‌ای جایی؟

37:35.365 --> 37:36.934
‫من زیاد اهل کلاب رفتن نیستم

37:36.935 --> 37:38.136
‫من هیچوقت چهره‌ها رو یادم نمیره

37:39.907 --> 37:42.246
‫تو لس‌آنجلس زیاد کسی رو نمی‌شناسم.
‫زیاد بیرون نمیرم

37:42.780 --> 37:44.550
‫ناهار آوردی؟

37:49.727 --> 37:52.532
‫یادم رفت.
‫بخاطر استرس روز اول بوده لابد، نه؟

37:53.568 --> 37:55.606
‫نصف... نصف ناهار منو می‌خوای؟

37:55.772 --> 37:57.876
‫از یک منظر، رابرت آنقدر جالب
‫و مرموز بود که

37:57.877 --> 37:59.847
‫- شیردالِ پوشیده از خون را از یاد ببرم
‫- چرا که نه، ممنون

37:59.848 --> 38:02.452
‫یکی از گیراترین آدم‌هایی بود
‫که به عمرم دیده بودم

38:02.453 --> 38:03.811
‫نکته دیگری که دریافتم این بود

38:03.823 --> 38:05.760
‫که او یک دروغگوی تمام‌عیار است

38:05.926 --> 38:07.796
‫آهان، فهمیدم کجا دیدمت

38:07.797 --> 38:09.232
‫تابستون پارسال،
‫احیاناً فیلم درخشش

38:09.533 --> 38:12.406
‫رو همون روزای اول اکرانش
‫تو سالن ویلج ندیدی؟

38:13.442 --> 38:14.677
‫نه

38:15.880 --> 38:18.284
‫مطمئنی؟
‫مطمئنم اونجا دیدمت

38:18.485 --> 38:20.389
‫- واقعاً؟
‫- مطمئنم

38:23.528 --> 38:24.964
‫واقعاً؟ مطمئنی؟

38:25.966 --> 38:27.502
‫چرا باید منو یادت بمونه؟

38:27.503 --> 38:28.906
‫چیزی بهت گفتم یا...؟

38:29.039 --> 38:33.113
‫نه، نه، فقط چهره‌ت تو ذهنم موند

38:37.055 --> 38:38.525
‫من اون فیلم رو ندیدم

38:38.658 --> 38:40.629
‫خب، تقریباً مطمئنم که دیدمت

38:41.765 --> 38:44.603
‫تو سالن سینما. شنبه هم بود

38:47.241 --> 38:48.545
‫من نبودم

38:48.745 --> 38:50.949
‫عجیبه

38:51.784 --> 38:52.953
‫خیلی عجیبه

38:55.058 --> 38:58.640
‫- داستانی شد
‫- هوم، زنگ نجاتمون داد

38:58.665 --> 39:01.102
‫- خوشحال شدم
‫- خوشحال شدم دیدمتون

39:01.872 --> 39:02.873
‫اوه

39:03.842 --> 39:04.911
‫خدافظ عزیزم

39:05.244 --> 39:07.616
‫شما تعریف اون پارک آبیه رو شنیدین؟

39:14.798 --> 39:16.166
‫خوشحال شدم دیدمت برت

39:16.968 --> 39:18.070
‫همچنین

39:26.988 --> 39:30.594
‫- وقت بخیر
‫- وقت بخیر!

39:30.595 --> 39:32.331
‫اولین گردهمایی سال رو با خوشامدگویی

39:32.332 --> 39:36.105
‫به رئیس شورا،
‫سوزان رینولدز شروع می‌کنیم

39:36.106 --> 39:37.140
‫سوزان

39:43.555 --> 39:45.858
‫شرمنده نکنین. ممنون

39:45.859 --> 39:46.994
‫ووهو!

39:46.995 --> 39:49.933
‫درود بر شیردال‌ها!

39:49.934 --> 39:51.904
‫خیلی به این دختر افتخار می‌کنم

39:52.606 --> 39:56.346
‫و درود به کلاس سال آخر خودم

39:56.614 --> 40:00.220
‫قبل از هر چیز فقط می‌خوام
‫تشکر کنم از تمام کسانی

40:00.221 --> 40:03.428
‫که من رو بعنوان رئیس
‫شورای دانش‌آموزی انتخاب کردن

40:04.029 --> 40:07.068
‫سال بسیار هیجان‌انگیزی پیش رو داریم

40:07.168 --> 40:10.140
‫جشن گردآوری اعانه‌‌ی
‫عید شکرگزاری رو یادتون نره

40:10.141 --> 40:13.480
‫که بعد از آخرین بازی فوتبالِ
‫پیش از تعطیلات برگزار میشه

40:13.481 --> 40:15.384
‫بیاین تیم ورزشمون رو حمایت کنیم

40:52.593 --> 40:53.728
‫آره. می‌دونم

40:54.583 --> 40:57.155
‫پس از دومین رویارویی‌مان
‫برایم روشن شد

40:57.421 --> 40:59.792
‫که رابرت مالوری مثل ویروس است

41:00.361 --> 41:02.999
‫یک نوع عاملِ نفوذی و مخربِ جدید

41:03.300 --> 41:06.403
‫که آمده بود تا ساختار سلولیِ...

41:06.415 --> 41:09.679
‫دوستانم، مدرسه‌ام و من را نابود کند

41:11.950 --> 41:13.929
‫نقشه‌ای در سر داشت

41:13.929 --> 41:17.895
‫و فهمیدن این نقشه
‫به عهده من بود

43:42.083 --> 43:43.085
‫لعنتی

44:05.931 --> 44:07.201
‫لعنتی

44:28.510 --> 44:29.812
‫کیرم دهنت

44:35.624 --> 44:36.592
‫کیرم دهنت!

44:45.210 --> 44:49.285
‫کیرم دهنت! کیرم دهنت!
‫کیرم دهنت! کیرم دهنت!

46:22.513 --> 46:24.049
‫عه، سلام

46:24.817 --> 46:26.053
‫سلام

46:27.790 --> 46:30.529
‫تو بودی، درسته؟
‫منو تعقیب می‌کردی؟

46:31.597 --> 46:33.368
‫تو رو تعقیب نمی‌کردم

46:33.802 --> 46:35.510
‫داشتم میومدم گالریا

46:35.522 --> 46:37.242
‫و از قضا افتادم پشت تو انگار

46:37.610 --> 46:39.111
‫تو سوار پورشه بودی؟

46:39.112 --> 46:41.551
‫آره، من بودم.
‫داشتم سربه‌سرت می‌ذاشتم

46:42.218 --> 46:43.555
‫هوم

46:46.159 --> 46:47.829
‫خوشم نمیاد تعقیبم کنن

46:47.830 --> 46:49.599
‫آره؟
‫خوشت نمیاد تعقیبت کنن؟

46:49.600 --> 46:52.138
‫آره. اعصابم به هم می‌ریزه

46:53.375 --> 46:55.344
‫امروز اینجا تو مرکز خرید چیکار می‌کنی؟

46:55.345 --> 46:57.483
‫اومدم یکم لباس مدرسه بخرم

46:58.718 --> 47:01.555
‫خودت رو چی تو این بعدازظهر سه‌شنبه
‫به گالریا کشونده؟

47:01.656 --> 47:03.027
‫کلی دختر خوشگل اینجاست

47:04.363 --> 47:07.336
‫می‌خواستم یه فیلم ببینم،
‫ولی فهمیدم همه‌شون رو دیدم

47:08.137 --> 47:10.975
‫کدومش؟ درخشش؟

47:10.976 --> 47:13.381
‫مطمئنی اونجا نبودی؟
‫می‌دونم که دیدمت

47:13.481 --> 47:16.218
‫حاجی، رهاش کن.
‫من نبودم

47:16.219 --> 47:19.894
‫مطمئنم دیدمت... حاجی

47:21.230 --> 47:22.933
‫من اون فیلم رو ندیدم

47:37.596 --> 47:40.134
‫امروز با مت کلنر داشتی چی می‌گفتی؟

47:40.267 --> 47:43.441
‫عه؟ دیدی؟
‫با هم دوستین؟

47:44.510 --> 47:45.913
‫منظور خاصی داری؟

47:46.514 --> 47:48.283
‫پسر سردرگمی بنظر میاد

47:48.284 --> 47:50.789
‫می‌دونی، از اونایی که دوست نیاز دارن

47:51.424 --> 47:56.032
‫چی؟ اون فقط بیخیال و بی‌دغدغه‌ست.
‫گل می‌کشه

47:56.033 --> 47:57.437
‫جالبه

47:57.569 --> 47:59.640
‫تام دوست‌پسر سوزان رینولدزـه؟

48:00.375 --> 48:01.543
‫عه...

48:01.544 --> 48:03.381
‫آره

48:03.548 --> 48:05.250
‫چند وقته با همدیگه‌ان؟

48:05.251 --> 48:07.221
‫حدود دو سال

48:07.689 --> 48:11.430
‫- پس جدیه
‫- خیلی. چرا داری اینو ازم می‌پرسی؟

48:11.964 --> 48:15.104
‫چون جذابه. عسلیه واسه خودش، قبول داری؟

48:15.105 --> 48:16.642
‫آن‌جا دیگر نفسم بالا نمی‌آمد

48:16.908 --> 48:18.878
‫آن‌جا دیگر باید از او دور می‌شدم

48:19.112 --> 48:20.682
‫هی، برت

48:21.417 --> 48:22.587
‫بله؟

48:22.686 --> 48:24.590
‫الان یه چیزی رو در موردت فهمیدم

48:28.030 --> 48:29.701
‫چی رو در موردم فهمیدی؟

48:31.102 --> 48:34.142
‫وقتی باهام حرف می‌زنی،
‫در واقع با خودت حرف می‌زنی حاجی

48:38.418 --> 48:40.621
‫پس از تعقیب و گریز هولناکم

48:40.622 --> 48:42.323
‫با رابرت مالوری، در آن بعدازظهر

48:42.335 --> 48:43.829
‫گرم و سرنوشت‌سازِ ماه سپتامبر

48:44.062 --> 48:46.666
‫به یاد دارم که به خانه رفتم
‫و اخبار محلی را روشن کردم

48:46.667 --> 48:48.237
‫تحقیقات درباره یک دختر اهل ولی ویلج

48:48.338 --> 48:50.039
‫که امروز جسدش کشف شده بود
‫ادامه دارد

48:50.040 --> 48:53.013
‫چیزی که آن روز فهمیدم،
‫مو بر تنم سیخ کرد

48:53.882 --> 48:56.185
‫شهر از ترس فلج شده بود

48:56.186 --> 48:59.092
‫...ممکن است با قتل دست‌کم
‫دو زن جوان دیگر مرتبط باشد

48:59.093 --> 49:02.031
‫مأمورین در پاسخ به پرسش در خصوص
‫هویت مظنون...

49:02.032 --> 49:05.437
‫مارگو تایلر از ژوئن همان سال
‫ناپدید شده بود

49:05.438 --> 49:08.545
‫و جسدش در پشت یکی از
‫شعبه‌های محلی تاور رکوردز پیدا شد

49:09.112 --> 49:12.719
‫او سومین قربانی او بود
‫و قربانیان بی‌شمار دیگری در راه بودند

49:15.559 --> 49:18.062
‫قاتل سریالی‌ای که جوانان را شکار می‌کرد

49:18.063 --> 49:22.138
‫توسط افسران تحقیق
‫لقب «تورانداز» گرفته بود

49:22.439 --> 49:25.244
‫ناگهان، همه‌گیریِ ناپدید شدن
‫حیوانات خانگی توجیه شد

49:25.345 --> 49:27.649
‫از آن‌ها به شیوه‌ای شیطانی استفاده می‌کرد

49:27.749 --> 49:29.863
‫بی‌دردسر قربانیانش را صید می‌کرد

49:29.875 --> 49:32.058
‫همچون ماهیگیری که توری بزرگ
‫به دریا می‌اندازد

49:32.827 --> 49:34.495
‫لقب گیرایش برگرفته از همین است

49:34.496 --> 49:36.600
‫با رسیدن اطلاعات جدید،
‫آنها را به اطلاع شما می‌رسانیم

49:36.601 --> 49:39.138
‫ممنونم جف. در حال حاضر اوضاع همچنان...

50:03.288 --> 50:07.495
‫وای خدا. وای نه

50:07.496 --> 50:08.530
‫الو؟

50:09.734 --> 50:12.339
‫خدایا!

50:16.814 --> 50:17.816
‫الو؟

50:19.285 --> 50:20.487
‫کمکم کن

50:21.724 --> 50:24.796
‫کمکم کن. خواهش می‌کنم، کمک کن

50:24.797 --> 50:25.999
‫الو؟

50:26.166 --> 50:28.069
‫لطفاً کمکم کن!

50:28.070 --> 50:31.877
‫وای خدا. نه، نه!

50:32.044 --> 50:35.016
‫- الو؟
‫- کمک! کمک!

50:36.017 --> 50:56.017
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
