WEBVTT

00:01.000 --> 00:11.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:11.660 --> 00:14.340
‫من عاشق اینم که خیلی زود بیام سر کار

00:14.340 --> 00:16.920
‫می‌تونم همه‌ی مطالب امروزِ
‫روزنامه رو یه مرور بکنم،

00:16.920 --> 00:18.580
‫به ایمیل‌ها جواب بدم

00:18.580 --> 00:20.770
‫اگه هم وقت داشته باشم

00:20.770 --> 00:22.580
‫یکی از کارهای موردعلاقه‌م اینـه که

00:22.580 --> 00:24.360
‫صبح بیام اینجا و

00:24.360 --> 00:25.680
‫بگردم دنبالِ...

00:25.680 --> 00:26.600
‫یعنی چی؟

00:26.600 --> 00:28.260
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟ یعنی چی؟

00:28.260 --> 00:30.820
‫من یکم زود رسیدم و با خودم گفتم که...

00:30.820 --> 00:32.920
‫پیژامه پوشیدی

00:35.080 --> 00:37.350
‫- تو اینجا می‌خوابی؟
‫- آره

00:38.860 --> 00:41.700
‫لوله‌های فاضلاب خونه‌م
دو روزه گرفتن و

00:41.700 --> 00:43.140
‫خیلی حال‌بهم‌زنـه

00:43.140 --> 00:44.880
‫خیلی‌خب. به صاحب‌خونه گفتی؟

00:44.880 --> 00:46.560
‫آره، آره. مال کل ساختمانـه

00:46.560 --> 00:48.360
‫خدایا، این دیگه چه بوییـه؟

00:50.680 --> 00:52.920
‫دارم همه‌ی تلاشم رو می‌کنم

00:53.680 --> 00:55.540
‫بوی بدی نیست

00:55.540 --> 00:58.750
‫اگه خواستی می‌تونی بری
‫خونه‌ی من دوش بگیری...

00:58.750 --> 01:00.600
‫- البته من اینجا می‌مونم
‫- می‌دونم

01:00.600 --> 01:03.680
‫- این‌طوری عجیب نیست؟
‫- نه بابا، کاری که نداره

01:03.680 --> 01:06.340
‫یه شامپوی خیلی خوبی دارم.
‫از اون استفاده نکن

01:06.340 --> 01:09.130
‫چندتا حوله هم هست که باید
‫بعد از استفاده آویزون‌شون کنی...

01:09.130 --> 01:10.550
‫یه لیست برات می‌نویسم

01:11.020 --> 01:13.040
‫باشه، آدرس و کلید رو بده تا برم

01:13.040 --> 01:15.860
‫- باشه، حتماً
‫- مرسی

01:15.860 --> 01:17.790
‫بیا اینجا ببینم

01:20.350 --> 01:23.220
‫- نفست رو حبس کردی؟
‫- نه

01:23.220 --> 01:24.960
‫بوی خوبیـه

01:33.000 --> 01:40.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:41.000 --> 01:44.000
‫مترجم: «محمدعلی sm »

01:53.071 --> 01:56.244
« روزنامه »
« فصل اول، قسمت هشتم »

01:56.920 --> 02:00.340
‫فشار آب خونه‌ی ند عالیـه

02:00.340 --> 02:02.960
‫مثل یه قلدر کوچولو توی حموم
‫این‌ور اون‌ورت می‌کنه

02:02.960 --> 02:06.340
‫یه گرفتی گُنده،
کل محله‌ی میر اینا رو درگیر کرده

02:06.340 --> 02:07.980
‫فقط خونه‌ی اون نیست

02:07.980 --> 02:10.100
‫ند هیجان زیادی واسه این ماجرا داره

02:10.100 --> 02:12.540
‫میگه این مثل «بحران آب فلینت» می‌مونه

02:12.540 --> 02:14.480
‫من هم موافقم، ماجرای جالبیـه

02:14.480 --> 02:16.220
‫این فاجعه‌ست

02:16.220 --> 02:17.920
‫دوست‌دخترم که تو این محله‌ست

02:17.920 --> 02:20.620
‫همیشه‌ی خدا یه پاش تو خونه‌ی منـه

02:20.620 --> 02:24.720
درستـه، مسئولین شهر
‫اصلاً برای رفع انسداد عجله ندارن

02:24.720 --> 02:27.540
‫ساکنین مجبورن از توالت‌های سیار استفاده کنن

02:27.540 --> 02:29.440
‫مگه توالت سیار هم داریم؟

02:29.440 --> 02:30.813
‫بیخیال راکسن

02:35.700 --> 02:37.700
‫یا خود خدا

02:37.700 --> 02:42.020
‫چرا همه‌جا مادر و بچه می‌بینم؟

02:42.020 --> 02:45.690
‫گروه دیر کرده‌ها دارن سوارِ
‫هواپیماهای ساوت‌وست میشن؟

02:46.580 --> 02:49.240
‫دارن تو اتاق کنفرانس،
‫واسه تبلیغ دست‌کش‌های بچگونه

02:49.240 --> 02:50.290
‫تست بازیگری می‌گیرن

02:50.290 --> 02:53.800
‫فروش دست‌کش‌های بزرگ‌سال‌‌‌مون
‫تا الان امیدوارکننده بوده

02:53.800 --> 02:56.480
‫تصمیم گرفتیم برند رو گسترش بدیم

02:56.480 --> 02:59.225
‫ایستگاه بعدی، دستکش‌های بچگونه‌‌ست که

02:59.249 --> 03:00.950
‫پائیز وارد بازار میشه

03:00.950 --> 03:05.020
‫آژانس تبلیغاتی‌مون داره مدارسِ راهنماییِ
‫منطقه‌ی میدوِست رو زیر و رو می‌کنه تا

03:05.020 --> 03:07.980
‫یه بازیگر مناسب برای نقشِ
‫«پیتی، پسرک دستمال به دست» پیدا کنه

03:07.980 --> 03:10.168
‫برای معرفی دستکش بچگونه، به یه چهره‌

03:10.193 --> 03:12.020
‫با پتانسیل مشهور شدن نیاز داریم

03:12.020 --> 03:15.590
‫چون دستکش‌های بزرگ‌سال‌‌‌ یکی از
‫ارزشمندترین محصولات‌مونـه

03:15.590 --> 03:19.260
‫یکی دو بار هم بحث بین من و ند
‫بالا گرفت سر این که

03:19.260 --> 03:21.020
‫چطوری به بهترین شکل اسم در کنیم

03:21.020 --> 03:22.160
‫یکیش همین دیروز بود

03:22.160 --> 03:24.060
‫اسمِ دستکش‌های کون‌پاک‌کن تو رو

03:24.060 --> 03:25.940
‫«پنی‌سیلین بهداشت فردی» نمی‌ذارم

03:25.940 --> 03:29.160
‫فقط چون خیلی اتفاقی مالکش،
‫مالک روزنامه هم هست؟

03:29.160 --> 03:30.940
‫آره! جدایی دین از حکومت

03:30.940 --> 03:34.400
‫اما یه سری مواقع هست که حکومت و دین
‫باید با هم همکاری کنن

03:34.400 --> 03:37.820
‫- مثل چی؟ تفتیش عقاید؟
‫- بیخیال رفیق. مطلب خوبی ازش در میاد

03:37.820 --> 03:41.200
‫اصلاً کلی مطلب خوب توی همین نوشته شده

03:41.200 --> 03:43.640
‫نه، جای ما سطل زباله نیست

03:43.640 --> 03:44.640
‫برو بیرون

03:45.520 --> 03:49.060
‫پسر من متئو، خیلی با استعداده

03:49.060 --> 03:52.440
‫عینهو تیموتی شالامیـه.
‫البته فیلم تلماسه‌ش، نه وانکا

03:52.440 --> 03:54.400
‫وسط امتحان ریاضی بودم

03:54.400 --> 03:55.420
‫خب که چی؟

03:55.420 --> 03:57.220
‫جمع، تفریق؟

03:57.220 --> 03:59.300
‫بزرگ که شدی می‌خوای چیکاره شی؟

03:59.300 --> 04:01.800
‫گل‌فروش؟

04:01.800 --> 04:04.420
‫به‌نظرت دلیل گرفتگی لوله‌ها چی بوده؟

04:05.260 --> 04:08.180
‫- ریشه‌ی درخت‌ها؟
‫- من حدس می‌زنم روغن رستورانی باشه

04:08.180 --> 04:10.860
‫تراویس هم باهام شرط بسته که
‫لاشه‌ی تمساحـه

04:10.860 --> 04:12.580
‫دخترخانم تشریف‌شون رو آوردن

04:12.580 --> 04:15.120
‫چرا گرفتگی فاضلاب باید مونث باشه؟

04:20.000 --> 04:21.720
‫به‌نظرت این شبیه چیه؟

04:21.720 --> 04:22.800
‫چی؟

04:25.540 --> 04:27.120
‫این...؟

04:27.120 --> 04:28.101
‫پشمام

04:28.126 --> 04:30.300
‫دستکش‌های بزرگ‌سالـه.
‫می‌بینی انگشت‌هاش بهم چسبیدن؟

04:30.300 --> 04:32.680
‫این واقعه‌ی «دست در دست هم» توی
‫گرفتگی‌های فاضلابـه

04:32.680 --> 04:34.670
‫برام هم مهم نیست که با این حرفم
‫سنم لو بره

04:34.670 --> 04:37.590
‫- اما دستکش بزرگ‌سال‌‌‌ که فلاش میشه
‫- جداً؟

04:37.590 --> 04:40.960
‫لوله‌کشه گفت یه ۴۵ متریش
‫تو لوله‌ها گیر کرده بود

04:40.960 --> 04:42.900
‫گفت مثل این می‌موند که طالبان

04:42.900 --> 04:44.900
‫صدتا میکی‌موس رو به جرم دزدی گرفته باشن

04:44.900 --> 04:46.920
‫همین الان پیش کِن قسم خوردم که هیچوقت

04:46.920 --> 04:48.980
‫چیزی درمورد شرکت مادر ننویسم

04:50.100 --> 04:53.500
‫وِللش. خبرنگار سرشناسم باید حموم کنه

04:53.500 --> 04:56.000
‫موندم اگه خبرش رو منتشر کنیم
‫مارو چیکار می‌کنه

04:56.000 --> 04:57.280
‫اگه منتشرش کنیم؟

04:57.280 --> 04:58.740
‫هروقت که منتشرش کنیم

04:58.740 --> 04:59.900
‫داری لبخند می‌زنی

04:59.900 --> 05:02.460
‫خودت هم همین‌طور روانی

05:04.040 --> 05:07.973
‫فکر کنم پیراشکیم رو تو دست‌شویی جا گذاشتم

05:09.500 --> 05:12.460
‫حواسم هست با کی در بیفتم

05:12.460 --> 05:15.500
‫و اون کسی نیست که اسمش روی
‫چک حقوقم باشه

05:15.500 --> 05:16.920
‫این هم از نیکول،

05:16.920 --> 05:19.120
‫از گوشه و کنار موضع شجاعانه‌ش رو گرفت

05:19.120 --> 05:22.960
‫باید مدرک جمع کنیم که چی می‌دونن و

05:22.960 --> 05:24.660
‫از کی فهمیدن

05:24.660 --> 05:26.820
‫به کی میشه اعتماد کرد؟

05:26.820 --> 05:29.020
‫اوه، من می‌دونم کی پیشم زبون باز می‌کنه

05:32.240 --> 05:35.240
‫هه، نام او بود کیمبو

05:35.240 --> 05:37.580
‫- حالت چطوره؟
‫- سلام

05:37.580 --> 05:39.640
‫میشه درمورد یه چیزی حرف بزنیم؟

05:39.640 --> 05:40.860
‫دختر با دختر؟

05:40.860 --> 05:42.160
‫حتماً، میر عزیز

05:42.160 --> 05:45.660
‫- دختر رو دختر
‫- چه جذاب... بافتت چه قشنگـه

05:45.660 --> 05:46.880
‫تولد کسیـه؟

05:46.880 --> 05:49.620
‫مگه هرچهارشنبه تولد یکی نیست؟

05:49.620 --> 05:51.600
‫تولد خودت کِیه، مو بلونده؟

05:52.000 --> 05:54.720
‫خب... دست‌کش‌های بزرگ‌سال‌‌‌

05:54.720 --> 05:57.820
‫این چندوقته خیلی از اون
‫دست‌کش‌های خفن رو فروختی، مگه نه؟

05:57.820 --> 05:58.800
‫آره

05:58.800 --> 06:00.300
‫خیلی‌خب، سوالم اینـه

06:00.300 --> 06:02.760
‫کسی پیش‌تون شکایتی کرده که

06:02.760 --> 06:04.980
‫اونا در واقع فلاش نمیشن؟

06:06.227 --> 06:08.387
‫از میزم دور شو

06:17.060 --> 06:19.860
‫«به لطف دستکش‌‌های بچگونه،
‫بیشتر می‌تونم این دستکش رو دستم کنم»

06:19.860 --> 06:21.360
‫یک دست‌کش بیس‌بال را بالا می‌آورد

06:21.360 --> 06:25.440
‫کجاش نوشته که کاراکتر قرص زاناکس خورده؟

06:25.440 --> 06:29.060
‫عزیزم، دارم به شام امشب‌ فکر می‌کنم

06:29.060 --> 06:32.020
‫راستش خیلی دلم می‌خواد
‫غذای موردعلاقت رو درست کنم،

06:32.020 --> 06:34.600
‫ماکارونی گوجه فرنگی با سیب‌زمینی سرخ‌کرده

06:34.600 --> 06:35.880
‫واست درست می‌کنم

06:35.880 --> 06:38.640
‫اما اگه یاد نگرفتی، شام رو فراموش کن

06:38.640 --> 06:41.020
‫تا دیالوگی حفظ نکنی،
از شام هم خبری نیست، خب؟

06:42.780 --> 06:45.000
‫بهترین ویژگیش اینـه که اونجام نمی‌خاره،

06:45.000 --> 06:47.320
‫چون می‌دونم چیزی از قلم نمی‌افته

06:47.320 --> 06:50.043
‫نیکول، دتریک، آدام، ادلولا

06:50.068 --> 06:52.207
‫میشه لطفاً بیاید دفترم؟

06:52.560 --> 06:53.850
‫میشه صورت من رو تار کنید؟

06:53.874 --> 06:54.840
« نه »

06:55.160 --> 06:56.860
‫من عاشق خونواده‌ی اِنرویتمم

06:56.860 --> 06:59.000
‫فقط چون ند مجبورم کرده، اومدم

06:59.000 --> 07:00.730
‫تو قهرمان منی، نیکول

07:00.730 --> 07:03.940
‫- اوه... تراویس
‫- بله؟

07:03.940 --> 07:06.820
‫شرمنده اما کاری که ما داریم می‌کنیم

07:06.820 --> 07:08.510
‫ممکنـه به ضرر سافتیز باشه

07:08.510 --> 07:11.460
‫مجبورم ازت بخوام که از این مقاله کنار بکشی

07:11.460 --> 07:12.520
‫گندش بزنن

07:12.520 --> 07:13.860
‫باشه

07:13.860 --> 07:15.460
‫متوجهم قربان

07:15.460 --> 07:17.460
‫به گمونم باید نشان مطبوعاتیم رو تحویل بدم

07:17.460 --> 07:19.800
‫لازم نیست... این رو از کجا آوردی؟

07:19.800 --> 07:21.000
‫خودم درستش کردم

07:21.000 --> 07:22.520
‫اوه. پس بهتره بگیرمش

07:22.520 --> 07:23.400
‫- ند، ند، ند
‫- نه

07:23.400 --> 07:24.400
‫- آره
‫- نه، نه، نه

07:24.400 --> 07:25.770
‫- آره، آره، آره
‫- بس کن

07:25.770 --> 07:28.640
‫به گوشم رسیده که یکی از خبرنگارهات

07:28.640 --> 07:31.390
‫مرز بین دین و حکومت رو زیرپا گذاشته و

07:31.390 --> 07:33.270
‫داره لاپورت دستکش‌های بزرگ‌سال‌‌‌ رو میده

07:33.270 --> 07:34.940
‫من هم گفتم «اصلاً امکان نداره»

07:34.940 --> 07:39.040
‫چون قبلش با کلی دبدبه و کبکبه گفتی که

07:39.040 --> 07:40.420
‫این کار رو نمی‌کنی

07:40.420 --> 07:42.440
‫پس باید این کارهات رو تمومش کنی

07:42.440 --> 07:44.650
‫این اولین و تنها هشداریـه که میدم

07:44.650 --> 07:46.280
‫تو اختیار همچین کاری رو نداری

07:46.280 --> 07:48.940
‫تمومش کن.
‫این دومین هشدار واقعی بود

07:48.940 --> 07:50.800
‫مارو رفته سفر و

07:50.800 --> 07:53.450
‫من اجازه ندارم باهاش تماس بگیرم

07:53.450 --> 07:55.900
‫نمی‌تونم کاری که ازم می‌خوای رو انجام بدم

07:55.900 --> 07:59.160
‫«فارغ از مقصد، جویای حقیقت باش»

07:59.160 --> 08:00.460
‫این رو از کجات در آوردی؟

08:00.460 --> 08:03.280
‫خودت مگه تو بخش فروش کار نمی‌کردی؟
‫برای سافتیز؟

08:03.280 --> 08:04.440
‫- اوهوم
‫- حدس می‌زدم که

08:04.440 --> 08:06.000
‫پشت اون پوست سفیدت

08:06.000 --> 08:09.080
‫خون بنفش داشته باشی

08:09.080 --> 08:11.720
‫باید فوراً از این کارت دست برداری ند

08:11.720 --> 08:14.540
‫و می‌تونی این رو آخرین هشدارت در نظر بگیری

08:14.540 --> 08:17.500
‫فکر نکن که این قضیه تموم میشه

08:17.500 --> 08:19.260
‫- کن؟
‫- بله

08:19.260 --> 08:22.020
‫- از اتاق خبری من برو بیرون
‫- مراقب باش

08:24.440 --> 08:27.630
‫ایول

08:27.630 --> 08:29.410
‫- کارت عالی بود
‫- حال داد

08:29.410 --> 08:31.130
‫خیلی ممنونم. خب دیگه

08:31.130 --> 08:33.260
‫ببخشید. بیا عقب

08:33.260 --> 08:35.300
‫بیا عقب

08:35.300 --> 08:37.360
‫دتریک، تو مگه تو بخش فروش کار نمی‌کنی؟

08:37.360 --> 08:38.580
‫بیا دنبالم

08:38.580 --> 08:41.260
‫باید تا این خبر پخش نشده

08:41.260 --> 08:44.220
‫کل انبار سافتیز رو خالی کنیم و
‫کار سختی در پیش داریم

08:44.220 --> 08:46.650
‫چون خریدارهامون،
‫سفارش این ماه‌شون رو ثبت کردن

08:46.650 --> 08:48.170
‫اما مطمئنم از پسش بر میای

08:48.170 --> 08:50.420
‫حسابدارها. حسابدارها کیان؟

08:50.420 --> 08:51.560
‫تو واسه دو طرف کار می‌کنی

08:51.560 --> 08:54.060
‫برای همین باید برگردی به سوئیس بی‌طرف

08:54.060 --> 08:55.220
‫خیلی ممنونم

08:55.220 --> 08:56.340
‫بری؟

08:56.340 --> 08:58.020
‫بری!

08:58.020 --> 09:00.420
‫- بله؟
‫- تو مقام ارشدی

09:00.420 --> 09:03.500
‫تو همه‌‌کاره‌ی روزنامه‌ای

09:04.840 --> 09:05.960
‫عالی شد

09:05.960 --> 09:08.980
‫به‌گمونم خودمون چهارنفر
باید ماجرا رو تعریف کنیم

09:08.980 --> 09:11.660
‫اول از هرچیزی، فیلم «فرشتگان چارلی»

09:11.660 --> 09:13.280
‫برای ساعات پربیننده زیادی جنسیـه؟

09:13.280 --> 09:16.080
‫تا ۱۵ دقیقه‌ی دیگه، جوانب مثبت و
‫منفیش باید رو میزم باشه

09:20.220 --> 09:22.560
‫خودمون سه نفر

09:25.820 --> 09:28.920
‫چه بچه‌ی بانمکی.
‫تبریک میگم

09:29.960 --> 09:34.220
‫راستش نگران کار آینده‌شم

09:34.220 --> 09:37.720
‫آخه می‌دونی چه بلایی سرِ
‫بازیگران کودک میاد دیگه؟

09:37.720 --> 09:41.280
‫خیلی زود هروئین رو شروع می‌کنن

09:41.640 --> 09:43.640
‫بعضی‌وقتا روت استفراغ می‌کنن

09:43.640 --> 09:46.280
‫بعدش هم تن‌فروشی می‌کنن، آره

09:46.280 --> 09:48.780
‫به قیافه‌ش نمی‌خوره اما این کار رو می‌کنه

09:48.780 --> 09:52.580
‫بعدش هم یه روز که خوابیدی رو تخت
‫یه چاقو بهت می‌زنن و تموم

09:52.580 --> 09:54.530
‫کلی خون و خون‌ریزی میشه

09:55.420 --> 09:57.370
‫- مامان
‫- یکی کم شد

09:57.394 --> 09:59.800
« مجموعه آزمایشگاه اِنرویت »

10:09.440 --> 10:12.260
‫و هر انگشت جدا جدا دوخته میشه

10:12.260 --> 10:13.150
‫چه جالب

10:13.150 --> 10:16.000
‫شاید فکر کنین الیافی به این ارزونی
‫متلاشی میشه اما

10:16.000 --> 10:17.800
‫می‌تونه یه توپ تنیس با

10:17.800 --> 10:20.120
‫سرعت ۱۵۰ کیلومتر رو تحمل کنه

10:20.120 --> 10:22.100
‫- خیلی خفنـه، مگه نه؟
‫- بله

10:22.100 --> 10:24.580
‫به‌نظر شما فلاش میشه؟

10:24.580 --> 10:26.190
‫چی باعث شده همچین چیزی بپرسید؟

10:26.190 --> 10:28.420
‫هی، شما دونفر از طرف روزنامه اومدید؟

10:28.420 --> 10:30.670
‫اوه. شاید

10:30.670 --> 10:33.040
‫پاتریک،‌ اونا گفتن از طرفدارهای علم الیافن

10:33.040 --> 10:35.070
‫گفتم یه نمایش براشون اجرا کنم

10:35.070 --> 10:36.010
‫گندش بزنن آلبرت

10:36.010 --> 10:37.620
‫خودت گفتی باید بیشتر اعتماد کنم

10:37.620 --> 10:39.120
‫- ممنون رفقا
‫- مرسی

10:39.120 --> 10:40.280
‫هیچوقت همچین حرفی نزدم

10:40.280 --> 10:42.160
‫مگه مشکل چیه...؟ کدوم روزنامه؟

10:42.160 --> 10:43.350
‫مگه مجوز نداشتن؟

10:43.350 --> 10:46.000
‫من از کجا باید می‌دونستم؟
‫هی، چیزی هست که من نمی‌دونم؟

10:46.000 --> 10:49.020
‫درحال‌حاضر تخفیف فوق‌العاده‌ای روی
‫دستکش‌های بزرگ‌سال هست

10:49.020 --> 10:51.080
‫که اگه خواستید، سفارش‌تون رو دوبرابر کنید

10:51.080 --> 10:53.620
‫حاضرم این دست‌کش‌ها رو تو
‫توالت خودم هم بندازم؟

10:53.620 --> 10:56.040
‫خانم، این سوال پیچیده‌ایـه

10:56.040 --> 10:58.040
‫بزرگ‌ترین ایرادم به‌عنوان فروشنده؟

10:58.040 --> 11:01.660
‫ایراد زیادی ندارم اما نمی‌تونم چیزی که

11:01.660 --> 11:03.200
‫خودم بهش باور ندارم رو بفروشم

11:03.200 --> 11:06.310
‫و باور ندارم که آدم برای دست‌شویی کردن
‫یه جفت دست‌کش خیس بخواد

11:06.310 --> 11:08.040
‫اینجا یه بازار رقابتیـه، خب؟

11:08.040 --> 11:09.640
‫مردم همه‌جور حرفی می‌زنن تا

11:09.640 --> 11:11.500
‫اعتبار پرفروش‌ترین دستمال رو خراب کنن

11:11.500 --> 11:13.360
‫می‌دونی من درمورد پدهای «فم» چی شنیدم؟

11:13.360 --> 11:15.000
‫چشم آدم رو کور می‌کنن

11:15.700 --> 11:16.740
‫الو؟

11:17.660 --> 11:19.640
‫گندش بزنن!

11:26.100 --> 11:29.930
‫آرزو دارم که توی شرکت
‫یه بله‌قربان‌گوی تمام‌عیار باشم

11:29.930 --> 11:33.460
‫هر ایمیلی که اسمم توش باشه رو امضا می‌کنم

11:33.460 --> 11:34.900
‫مهم نیست چی نوشته باشه

11:34.900 --> 11:38.040
‫مسئله‌ی مهم اینـه که اعتبار
‫هر تصمیمی که گرفته میشه

11:38.040 --> 11:39.980
‫پای من هم نوشته میشه

11:39.980 --> 11:42.460
‫تک‌تک ایمیل‌ها رو هم چاپ می‌کنم

11:42.460 --> 11:44.800
‫تا از مشارکتم مدرک داشته باشم،

11:44.800 --> 11:47.020
‫برای زمانی که نوبت تقسیم غنایم می‌رسه

11:47.020 --> 11:50.660
‫اما با این رژیم رسانه‌ای جدیدی که
‫ند راه انداخته

11:50.660 --> 11:54.440
‫این سوابق می‌تونن من رو به فنا بدن

11:55.460 --> 11:57.860
‫- سلام تراویس
‫- سلام کن

11:57.860 --> 12:01.140
‫می‌خواستم بدونم می‌تونم از خدمات ناگوارت
‫برای خلاص شدن از

12:01.140 --> 12:03.000
‫شر یه سری مدارک استفاده کنم؟

12:03.000 --> 12:04.140
‫خب، بستگی داره

12:04.140 --> 12:05.620
‫حاضری بدون این که سوالی بپرسی

12:05.620 --> 12:07.600
‫- تا یه مکان دومی، دنبالم بیای؟
‫- بله قربان

12:07.600 --> 12:09.500
‫و اگه لازم شد، یه مکان سومی؟

12:09.500 --> 12:11.480
‫ترجیح میدم از مکان سوم شروع کنیم تا

12:11.480 --> 12:13.400
‫این‌طوری شاید بریم سراغ یه مکان چهارم

12:13.400 --> 12:15.200
‫- پس قصد انگلیسی جدیـه
‫- بله

12:15.200 --> 12:17.440
‫پس بریم. ۱۰ دقیقه‌ی دیگه،
‫توی پارکینگ می‌بینمت

12:17.440 --> 12:19.960
‫- حتماً خودت رو برسون
‫- باشه، حتماً

12:21.020 --> 12:23.360
‫خب، معمولاً مردم به من اعتماد می‌کنن

12:23.360 --> 12:27.080
‫به‌خاطر ترکیب ریش و چشمای لطیفمـه

12:27.780 --> 12:30.270
‫مردم میگن شبیه جوونی‌های بابا نوئلم

12:30.270 --> 12:33.920
‫شما رو وارد حساب‌های قدیمی
ایمیل سافتیزم کردم

12:33.920 --> 12:35.940
‫عملاً اسمم رو همه‌جا ذکر کردن

12:35.940 --> 12:38.080
‫این‌طوری شاید چیز جالبی پیدا کردید

12:38.080 --> 12:40.490
‫می‌ذاری ایمیل‌هات رو بخونیم؟

12:40.490 --> 12:43.830
‫ترجیح میدم خودم رو آتیش بزنم تا این که
‫بذارم تو ایمیل‌هام رو نگاه کنی،

12:43.830 --> 12:45.080
‫مگه چی برای مخفی کردن دارم؟

12:45.080 --> 12:46.340
‫صبر کن ببینم، این چیه؟

12:46.340 --> 12:47.350
‫هی دانته، چه خبر؟

12:47.350 --> 12:49.000
‫هفته‌ی پیش چندتا فروش داشتی؟

12:49.000 --> 12:50.870
‫- نمی‌دونم، شاید ۲۰ تا
‫- ۲۰ تا؟

12:50.870 --> 12:53.040
‫من موقع هالووین شکلات بیشتری پخش می‌کنم،

12:53.040 --> 12:54.810
‫تازه خونه‌ی من تو بن‌بست هم هست

12:54.810 --> 12:57.180
‫معلومـه اصلاً دلت نمی‌خواد

12:57.180 --> 12:58.760
‫دانته اصلاً دلش نمی‌خواد

12:58.760 --> 13:00.960
‫- می‌تونی قطعش کنی
‫- این دیگه چیه؟

13:00.960 --> 13:02.081
‫این...

13:02.106 --> 13:04.880
‫قبلاً مجبورم می‌کردن برای فروش
‫ویدیوهای انگیزشی بگیرم اما

13:04.880 --> 13:06.280
‫بهتره قطعش کنی

13:06.280 --> 13:08.390
‫نه، میشه لطفاً یه دقیقه‌ش رو ببینیم؟

13:08.390 --> 13:09.780
‫باشه

13:09.780 --> 13:12.190
‫خودم می‌دونم احمقانه‌ست، پس...

13:12.214 --> 13:14.214
« نکاتی برای حداکثر بازدهی »
« قسمت دوم »

13:14.440 --> 13:16.440
‫می‌خواید بدونید چطوری مثل من بفروشید؟

13:16.440 --> 13:19.020
‫خب، یه خبر بد. نمی‌تونم بهتون بگم

13:19.020 --> 13:21.540
‫نمی‌تونم سوئیچ این پورش رو بهتون بدم

13:21.540 --> 13:24.500
‫فقط با اثر انگشت من استارت می‌خوره

13:24.500 --> 13:25.780
‫می‌دونی که ارزون نبود

13:25.780 --> 13:27.800
‫اما گوش‌تون رو بدید به من

13:27.800 --> 13:29.140
‫- گوش‌تون؟
‫- درون تک تک شماها

13:29.140 --> 13:32.540
‫یه ماشین لوکس نهفته شده

13:32.540 --> 13:36.090
‫فقط باید بفهمید،
چی موتورتون رو روشن می‌کنه

13:36.090 --> 13:37.920
‫صدای موتورهاتون رو نشونم بدید

13:38.720 --> 13:39.770
‫زود باشید!

13:40.540 --> 13:42.680
‫- سرعت بدید رفقا
‫- وای

13:44.400 --> 13:46.860
‫باشه، خیلی‌خب.
‫می‌دونم یکم خَزه

13:46.860 --> 13:50.820
‫قیافت عوض نشده،
فقط یه ۲۵ درصد چرب‌‌تری

13:50.820 --> 13:52.660
‫انگار قابل اشتعالی

13:53.060 --> 13:55.360
‫باشه، خب دیگه.
‫موهام یکم آره...

13:55.360 --> 13:57.270
‫اما ظاهر بخش مهمی از نمایشـه

13:57.270 --> 13:59.900
‫شبیه دراکو مالفویی که
معتاد کوکائینـه

14:01.840 --> 14:03.860
‫هی، شغل طاقت‌فرسایی بود و

14:03.860 --> 14:06.520
‫من هم کلی پول واسه شرکت در آورده بودم

14:06.520 --> 14:08.490
‫پس بهتره برگردیم سراغ ایمیل‌ها

14:08.490 --> 14:10.790
‫ببخشید. ببخشید.
‫احساساتت رو جریحه‌دار کردم

14:10.790 --> 14:13.000
‫نه، نه، اصلاً.
خودم خوشم میاد

14:13.000 --> 14:14.286
‫دوست دارم سر به سرم بذارید

14:14.311 --> 14:17.000
‫خودت الان مثل مکالی کالکین شدی

14:17.000 --> 14:18.460
‫تو هم شبیه عوضی‌ها شدی

14:18.460 --> 14:21.060
‫به‌نظرم خیلی مهمـه که همگی بتونیم
‫همدیگه رو مسخره کنیم

14:21.060 --> 14:22.920
‫به‌نظرم کار خیلی باحالیـه اما

14:22.920 --> 14:25.180
‫من دیگه اون آدم سابق نیستم، خب؟

14:25.180 --> 14:27.680
‫شاید بتونیم به زندگی‌مون برسیم و

14:27.680 --> 14:29.120
‫- برگردیم سر کارمون
‫- صد در صد

14:29.120 --> 14:32.080
‫اگه سرویس مشروب آدم بود،
‫مثل تو می‌شد

14:32.080 --> 14:34.720
‫ببخشید، من مسخره‌ت نکرده بودم

14:34.720 --> 14:37.080
‫«کل روز رو وقت ندارم که چک کنم
‫چیزی جا مونده یا نه

14:37.080 --> 14:39.680
‫به لطف دستکش‌های بچگونه،
‫وقت بیشتری برای بچگی کردن دارم»

14:39.680 --> 14:41.600
‫نظرت چیه که دیالوگ آخر رو

14:41.600 --> 14:45.130
‫با یکم شوق بیشتری بگی. باشه؟

14:45.520 --> 14:48.300
‫به لطف دستکش‌های بچگونه
‫وقت بیشتری برای بچگی‌ کردن دارم

14:48.300 --> 14:50.680
‫- خیلی‌خب، عالی بود
‫- نه، نه، نه. ببخشید، ببخشید

14:50.680 --> 14:52.120
‫نسخه‌ی بازنویسی‌شده‌ی من رو بگو

14:52.120 --> 14:54.900
‫راستش من روزنامه‌نگارم.
‫نوشتن رو دوست دارم

14:54.900 --> 14:57.580
‫پس بله، بگو. بگو

14:57.860 --> 15:02.733
‫- «من غرق در گناه به دنیا اومدم...»
‫- اون یکی نه. دومیش

15:04.050 --> 15:05.360
‫«فصل بیسبال شروع شده و

15:05.360 --> 15:07.000
‫تنها لکه‌ای که مادر مجردم باید

15:07.000 --> 15:09.050
‫از شلوارم پاک کنه، لکه‌‌ی چمنـه»

15:09.050 --> 15:10.280
‫- نه، خیلی‌خب...
‫- حالت خوبـه؟

15:10.310 --> 15:14.080
.ورقه‌ها رو بده به من
‫عزیزم، یه لحظه

15:14.080 --> 15:16.560
‫به‌نظرتون میشه یکم باهاش بازی کرد؟

15:16.560 --> 15:19.020
‫برای بچه، چون یکم استرس داره

15:19.320 --> 15:23.353
‫باشه، عالیـه.
‫خب، من همون پسربچه‌م،‌ خب؟

15:25.020 --> 15:27.006
‫«سلام عزیزم!‌

15:27.031 --> 15:29.488
‫امروز فوتبال چطور بود؟»

15:29.513 --> 15:31.649
‫چه توفان صاعقه‌ایـه!

15:37.360 --> 15:39.320
‫وای خدا!

15:39.320 --> 15:42.680
‫بدنم با مادرم عوض شد!

15:42.680 --> 15:44.706
‫اون الان صاحب بدن منـه و

15:44.731 --> 15:47.610
‫من اون زن خوشگلم!

15:47.610 --> 15:49.440
‫وای!

15:49.440 --> 15:52.624
‫وای، پس پوشیدن لباس زیر تمیز

15:52.648 --> 15:54.400
‫همچین حسی داره؟

15:54.400 --> 15:56.620
‫می‌خوام پول‌هاش رو برای

15:56.620 --> 16:00.020
‫خریدِ دستمال خرج کنم تا
‫خودم رو تمیز کنم»

16:00.020 --> 16:02.420
‫هه! البته این فقط یه دیدگاهـه

16:02.420 --> 16:04.380
‫کلی احتمال دیگه هست

16:04.380 --> 16:06.360
‫- چندین و چند میلیون
‫- وای

16:06.360 --> 16:10.000
‫گفتم نصف قیمت؟
‫منظورم دوبرابر نصف قیمت بود

16:10.000 --> 16:11.220
‫حاضرید که...

16:11.220 --> 16:13.080
‫نه، نه، نه. صبر کنید

16:14.480 --> 16:16.420
‫هیچ مشکلی پیش نمیاد کاپیتان

16:16.420 --> 16:18.300
‫باید یه نیم‌کیلومتر دیگه بریم

16:18.300 --> 16:20.400
‫دیگه بیشتر از این نمیریم.
‫از مقامم استفاده می‌کنم

16:20.400 --> 16:22.400
‫همین‌جا عالیـه

16:22.400 --> 16:23.850
‫سلام چنگر‌ها

16:23.850 --> 16:26.010
‫اونا اردک چنگرن.
‫از کجا می‌دونستی؟

16:26.010 --> 16:27.740
‫- اوه، من اردک‌هام رو می‌شناسم
‫- ایول

16:27.740 --> 16:29.420
‫- یکی دیگه؟
‫ - آره

16:29.420 --> 16:31.490
‫- خداحافظ
‫- صبر کن

16:31.490 --> 16:33.640
‫- تو هم شنیدی؟
‫- نه

16:33.640 --> 16:36.310
‫فکر کنم اینجا تنها نیستیم

16:36.920 --> 16:38.760
‫فکر کنم یکی زیرنظرمون داره

16:38.760 --> 16:40.960
‫دیگه کی اینجاست، تراویس؟

16:40.960 --> 16:43.070
‫اینجا دیگه کدوم گوری بود ما رو آوردی؟

16:44.800 --> 16:47.360
‫- آخ!
‫- ضایع شدی، خبرچین دهن‌لق؟

16:47.360 --> 16:50.160
‫هی، ما بی‌طرفیم. دست از سرمون بردارید

16:51.140 --> 16:54.360
‫خیلی بچه‌اید. اگه فقط رول دستمال رو
‫پرت کنید سمت بقیه که

16:54.360 --> 16:56.920
‫همه‌جا دستمالی نمیشه

16:56.920 --> 16:58.680
‫این کار همین‌طوری الکی که نیست

16:59.140 --> 17:01.080
‫دتریک!

17:02.080 --> 17:05.200
‫ممنون که به مخارج خونوادگیم کمک می‌کنید.
‫میشه بازم اذیت کنید؟

17:05.200 --> 17:08.780
‫چطوره جعبه دستمال کاغذی یا
‫پوشک هم پرت کنید؟

17:12.360 --> 17:14.253
‫« دتریک: دلم براتون تنگ شده.
‫فقط می‌خوام هم‌رنگ اونا باشم »

17:17.540 --> 17:19.320
‫تمومش کن

17:26.220 --> 17:27.840
‫تف بهش

17:27.840 --> 17:31.000
‫خب، خب، خب.
‫می‌بینم که همه اینجایید

17:31.000 --> 17:34.120
‫خیلی دوست دارم بدونم
‫اینجا چیکار دارید می‌کنید

17:34.120 --> 17:36.520
‫کن، وقت این کارها رو نداریم

17:36.520 --> 17:39.540
‫چون می‌دونم که اگه به‌شخصه
‫خودم منع‌تون کنم

17:39.540 --> 17:42.580
‫نمی‌تونید درمورد دستکش‌های بزرگسال

17:42.580 --> 17:45.160
‫مطالب افترا آمیز بنویسید

17:45.160 --> 17:47.220
‫نصف انبارمون هنوز پره

17:47.220 --> 17:49.800
‫عذاب‌وجدان با ارزش‌تون
‫برام گرون تموم میشه

17:49.800 --> 17:52.480
‫بنابراین با اختیاراتی که در غیاب مارو
‫به من محول شده،

17:52.480 --> 17:54.980
‫این مقاله رو کأن لَم یَکُن اعلام می‌کنم

17:54.980 --> 17:57.300
‫حکومت، دین رو ممنوع می‌کنه

17:57.300 --> 17:59.440
‫پس دین...

18:00.460 --> 18:03.160
‫تو رو به جهنم محکوم می‌کنه

18:03.580 --> 18:04.920
‫بی‌فایده‌ست

18:04.920 --> 18:06.960
‫دین هیچ‌کاره‌ست

18:10.960 --> 18:13.700
‫- پس استعفا میدم
‫- داش

18:13.700 --> 18:15.040
‫جداً؟

18:15.040 --> 18:16.240
‫آره

18:16.240 --> 18:17.320
‫جدی‌ام

18:17.320 --> 18:19.100
‫این مقاله رو کنسل کن تا
‫استعفا بدم

18:19.100 --> 18:20.780
‫خب از خدام هم هست

18:20.780 --> 18:23.140
‫اما اون‌قدری مرد هستی که این کار رو بکنی؟

18:23.140 --> 18:25.120
‫- اوه، معلومـه که هستم
‫- جداً؟

18:25.120 --> 18:28.550
‫می‌خوای مردونگیم رو ببینی؟
‫مردونگیم رو به همه نشون میدم

18:28.550 --> 18:31.140
‫معذرت می‌خوام دوستان.
‫میشه یه لحظه به من توجه کنید؟

18:31.140 --> 18:34.840
‫تموم کسایی که تاحالا واسه تروث‌تلر کار کردن

18:34.840 --> 18:36.560
‫الان کله‌ت داغـه

18:36.560 --> 18:39.310
‫بالاخره کله‌م داغـه یا چربـه؟
‫تصمیمت رو بگیر

18:39.310 --> 18:41.240
‫ای خدا. دلیل اصلی عصبانیتت اینـه؟

18:41.240 --> 18:42.720
‫بگیر بشین. ببخشید دوستان

18:42.720 --> 18:45.740
‫موضوع بسیار باشکوهی هست که باید بگم

18:45.740 --> 18:47.880
‫حواسا پیش منـه؟

18:47.880 --> 18:49.000
‫خوبـه. خیلی‌خب

18:49.000 --> 18:52.000
‫باید کار بسیار بسیار مهم و

18:52.000 --> 18:54.450
‫در عین حال، بسیار بسیار دشواری رو انجام بدم

18:54.450 --> 18:56.320
‫ما خودمون نمی‌خواستیم مطلبی

18:56.320 --> 18:59.260
‫درمورد فلاش شدن دستکش‌های
‫بزرگ‌سالانِ سافتیز بنویسیم

18:59.260 --> 19:01.786
‫این ماجرا برای خودمون اتفاق افتاد و

19:01.811 --> 19:04.120
‫لازم بود که گفته بشه

19:04.120 --> 19:08.160
‫و حالا باید کاری رو بکنم که
‫هر خبرنگاری ازش وحشت داره

19:08.160 --> 19:11.280
‫باید به‌خاطر این روزنامه و
‫این جامعه...

19:11.280 --> 19:13.160
‫خودم رو قربانی کنم...

19:15.860 --> 19:19.480
‫با استعفا از شغل ویراستاری ارشدِ
‫روزنامه‌ی تروث‌تلر تولیدو

19:22.640 --> 19:25.580
‫اگه اشک‌تون در اومده،
‫به‌خاطر من گریه نکنید

19:25.580 --> 19:26.960
‫به‌خاطر عدالت گریه کنید

19:26.960 --> 19:29.440
‫چون امروز عدالت اجرا نشد

19:29.440 --> 19:32.720
‫به‌عنوان آخرین اقدامم پیش از
‫این استعفای تاریخی،

19:32.720 --> 19:35.560
‫بدین‌وسیله میر پریتی رو

19:35.560 --> 19:39.090
‫به‌عنوان ویراستار موقت تروث‌تلر عزیزم
‫منصوب می‌کنم

19:39.460 --> 19:40.460
‫باشه

19:40.460 --> 19:42.980
‫این تاج سنگینیـه که به سر می‌ذاری

19:42.980 --> 19:45.220
‫- باشه. ند؟
‫- بله؟

19:45.480 --> 19:48.860
‫فقط بگو چک حقوقی آخرت رو کجا بفرستم؟

19:52.840 --> 19:56.740
‫ببخشید،‌ خانم انتخاب‌کننده‌ی بازیگر

19:56.740 --> 19:58.510
‫ای خدا

19:58.510 --> 20:01.510
‫موقع خوندن ورقه‌ها، اصلاً باورمون نمی‌شد

20:01.510 --> 20:05.100
‫متئو با گریه دوید سمت وان حموم و گفت

20:05.100 --> 20:09.513
‫«مامان‌، مامان! اونا داستان من رو نوشتن!
‫اون من بودم!»

20:09.900 --> 20:12.170
‫مامانت واقعاً اعجوبه‌ایـه برای خودش، نه؟

20:12.170 --> 20:13.780
‫آره

20:14.260 --> 20:17.840
‫هی، تاحالا «سنگ خاکستری شدن» رو امتحان کردی؟

20:17.840 --> 20:20.660
‫- نه
‫- ترفندی بود که روی مامانم انجام می‌دادم

20:20.660 --> 20:24.540
‫مامان من یه خودشیفته‌ی خیلی سمیـه.
‫عاشق شلوغ‌کاریـه

20:24.540 --> 20:27.880
‫برای همین هروقت از دنده‌ی چپش بلند می‌شه

20:27.880 --> 20:31.330
‫خودم رو تا جای ممکن،
‫یه آدم کسل‌کننده نشون میدم

20:31.330 --> 20:32.880
‫درست عین یه سنگ خاکستری کوچیک

20:33.220 --> 20:35.140
‫سنگ خاکستری پس؟

20:36.560 --> 20:38.070
‫مرسی

20:38.480 --> 20:40.760
‫شاید نباید خودم رو قاتی ماجرا می‌کردم اما

20:40.760 --> 20:43.560
‫من فقط می‌خواستم به این بچه
شانس مقابله بدم

20:43.560 --> 20:46.820
‫بهش گفتم منم عین تو بودم؟

20:46.820 --> 20:50.620
‫باور نکن. مادر من فرشته بود

20:50.620 --> 20:52.000
‫پیرمرده خیلی خودشیفته‌ست که

20:52.000 --> 20:54.740
‫فکر کرده به جای حرفای مامان خودم
‫به حرفای اون گوش میدم

20:54.740 --> 20:56.780
‫مگه اون واسه من از وندی غذا می‌خره؟

21:21.620 --> 21:24.420
‫کاسه‌ی یونانی جدیدمون رو امتحان کن

21:24.940 --> 21:27.080
‫تو آمریکا همیشه پای کاسه در میونـه، مگه نه؟

21:27.080 --> 21:29.280
‫شماها همه‌چی رو با کاسه می‌خورید

21:29.280 --> 21:30.730
‫اوه، سلام

21:30.730 --> 21:32.650
‫- میشه حرف بزنیم؟
‫- صدالبته

21:32.840 --> 21:36.160
‫توی تموم نمونه‌های اولیه‌ی دستکش بزرگسالان
‫یه اثری از تو هست

21:36.160 --> 21:39.260
‫«ازش حمایت می‌کنم. کن دیویس»

21:39.260 --> 21:41.880
‫«این همون نوآوری‌ایـه که لازم داریم.
‫کن دیویس»

21:42.980 --> 21:44.880
‫«عاشقشم! بازم می‌خوام!
‫یام، یام»

21:44.880 --> 21:46.100
‫- «کن دیویس»
‫- «کن دیویس»

21:46.100 --> 21:48.980
‫تو این چندسال به قدری زن‌ها
ازم اخاذی کردن که

21:48.980 --> 21:50.420
‫تشخیص میدم به‌خاطر هیجان‌شونـه یا

21:50.420 --> 21:52.710
‫واقعاً چیزی ازم می‌خوان.
‫ادامه بده

21:52.940 --> 21:56.321
‫باید بذاری این مطلب رو منتشر کنیم تا

21:56.346 --> 21:57.860
‫ند استعفاش رو پس بگیره،

21:57.860 --> 21:59.440
‫بدون این که عین ترسوها به‌نظر بیاد

21:59.440 --> 22:00.900
‫گوش کن چی میگم عزیزم

22:00.900 --> 22:02.980
‫اگه مارو برگرده و انبارمون

22:02.980 --> 22:05.200
‫پر از دستکش توالت‌های غیرقابل فروش باشه...

22:05.200 --> 22:08.240
‫- می‌دونم
‫ - به‌نظرم تروث‌تلر کمترین دغدغه‌ش خواهد بود

22:08.240 --> 22:11.580
‫ما جفت‌مون سوار یه قایقِ شکسته‌ایم، عزیزم

22:16.760 --> 22:18.460
‫یه راز کوچیکی رو بهت میگم

22:18.460 --> 22:19.321
‫جداً؟

22:19.346 --> 22:20.700
‫اتفاقاً یکی رو می‌شناسم که

22:20.700 --> 22:23.240
‫هیچی براش غیرقابل‌فروش نیست

22:23.240 --> 22:25.990
‫- روزنامه بهت نیاز داره
‫- باید بفروشیم ند

22:27.620 --> 22:29.910
‫روزنامه به من نیاز داره

22:29.910 --> 22:32.780
‫تو تنها کسی هستی که می‌تونه نجات‌مون بده

22:32.780 --> 22:35.640
‫کاش اون‌قدری مرد بودم که
‫می‌تونستم تنهایی از پسش بر بیام

22:37.180 --> 22:39.020
‫اما نیستم

22:39.020 --> 22:40.480
‫شرمنده

22:40.480 --> 22:43.020
‫فکر می‌کنم چاره‌ی دیگه‌ای نداریم

22:46.470 --> 22:50.220
‫یالا. برو موتور رو روشن کن سمپسون

22:52.260 --> 22:54.620
‫دلم می‌خواد بگم بهم نگاه نکنید

22:56.120 --> 22:58.620
‫اما آخرش همه نگاهم می‌کنن

22:58.980 --> 23:00.660
‫خیلی‌خب

23:01.080 --> 23:04.400
‫زود باشید بچه‌ها‌.
‫کلی دستکش هست که باید بفروشیم

23:04.400 --> 23:05.560
‫همه‌ی حواسا به من باشه

23:05.560 --> 23:08.440
‫این‌ دستمال‌ها دیگه واسه
پی‌پی کردن نیستن که

23:08.440 --> 23:10.040
‫بخوایم فلاش‌شون کنیم

23:10.040 --> 23:12.715
‫این‌ها دستکش‌های آشپزخونه‌ن که

23:12.740 --> 23:14.320
‫می‌اندازیم‌شون تو سطل آشغال

23:14.320 --> 23:16.720
‫خب؟ دستمال آشپزخونه‌ی همه‌منظوره،
‫برای همه‌ی سطوح،

23:16.720 --> 23:18.440
‫محکم و خوش‌دست

23:18.440 --> 23:20.000
‫حالیتـه؟ حالیتـه؟

23:20.000 --> 23:21.340
‫- آره
‫- آره. خوبـه

23:21.340 --> 23:24.840
‫بچسبونید و بفروشید بچه‌ها.
‫بچسبونید و بفروشید

23:24.840 --> 23:26.280
‫عالیـه ند

23:26.280 --> 23:29.060
‫بله، ببخشید با جف ارینگتون کار داشتم

23:29.060 --> 23:30.000
‫خیلی ممنونم

23:30.000 --> 23:31.700
‫سلام جف. من ند سمپسونم

23:31.700 --> 23:33.360
‫از شرکت سافتیز تماس می‌گیرم

23:33.360 --> 23:35.500
‫مطمئنم اسم‌ ما رو شنیدی.
‫من که اسم شما رو شنیدم

23:35.500 --> 23:37.900
‫چون پنج روز در هفته تو
باشگاه‌تون ورزش می‌کنم

23:37.900 --> 23:40.780
‫جف، تو زندگی من رو عوض کردی و
‫حالا هم من می‌خوام زندگی تو رو عوض کنم

23:40.780 --> 23:43.360
‫خوبـه؟ عالیـه

23:44.820 --> 23:47.120
‫می‌تونم کل شب رو فک بزنم اما
‫هیچ‌کدوم از حرفام به پای

23:47.120 --> 23:49.880
‫این نمی‌رسه که یکی از این
‫دستکش‌های معجزه‌آسا رو دستت کنی و

23:49.880 --> 23:51.120
‫توی این شهر کثیف راه بری

23:51.120 --> 23:53.220
‫هنوز مونده، اگه همین حالا
‫سفارش عمده بدی

23:53.220 --> 23:54.660
‫۳۰ درصد تخفیف بهت میدم

23:54.660 --> 23:56.660
‫خیلی‌خب، اولین بار کِی بوی فاضلاب رو

23:56.660 --> 23:58.640
‫توی آشپزخونه‌تون حس کردید؟

23:58.640 --> 24:00.860
‫نیکی، اصلاً همین که گفتی انبار غلات

24:00.860 --> 24:02.520
‫یاد شغل تابستونیم افتادم

24:02.520 --> 24:04.900
‫لی، اصلاً همین که گفتی سالن ناخن‌ داری،

24:04.900 --> 24:06.920
‫یاد شغل تابستونیم افتادم

24:07.780 --> 24:09.380
‫تو بازیکن حرفه‌ای فریزبی‌ای؟

24:09.380 --> 24:11.160
‫منم بازیکن حرفه‌ای فریزبی‌ام!

24:11.160 --> 24:12.760
‫تو دونده‌ای؟ من پاسورم!

24:12.760 --> 24:14.300
‫چه خفن!

24:18.320 --> 24:21.360
‫خیلی‌خب، مسئول تعمیر خط اصلی کیه؟

24:21.360 --> 24:23.680
‫- جالبـه
‫- این واسه تمیز کردن چوب غذاخوریـه، مِی

24:23.680 --> 24:27.780
‫البته که واسه تمیز کردن چوب غذاخوریـه،
‫اصلاً واسه همین درست شده

24:29.260 --> 24:31.620
‫خیلی‌خب. می‌تونی ماه بعد برگردی

24:31.620 --> 24:35.870
‫گفتید خونه‌تون واقعاً جهنم شده یا
‫مثل جهنم شده؟

24:35.870 --> 24:37.800
‫فقط می‌خوام اون دوتا کلمه رو بشنوم،
‫«من پایه‌م»

24:37.800 --> 24:39.900
‫بگو. بگو. بگو

24:39.900 --> 24:41.730
‫زیبا گفتی!

24:41.730 --> 24:43.560
‫جانمی! ایول!

24:43.560 --> 24:45.180
‫حالا بیاید وسط، حالا بیاید وسط

24:45.180 --> 24:50.520
‫حالا، حالا، حالا بیاید وسط

24:50.520 --> 24:52.400
‫چطوری کارمون به اینجا رسید؟

24:52.400 --> 24:53.660
‫خیلی ممنونم قربان

24:53.660 --> 24:55.300
‫همکاری با شما باعث افتخاره

24:55.300 --> 24:57.960
‫ایول! همینـه!

24:57.960 --> 25:00.260
‫همینـه عزیزم!

25:00.260 --> 25:02.860
‫گاهی‌اوقات، بهترین راه برای خدمت به روزنامه

25:02.860 --> 25:06.220
‫انتشار یه مطلب مهمـه

25:06.220 --> 25:09.160
‫گاهی اوقات هم، استعفا دادنـه

25:09.960 --> 25:13.520
‫گاهی اوقات هم با فروش یه خروار

25:13.520 --> 25:15.760
‫دستمال آشپزخونه‌‌ایـه که برندش عوض شده

25:15.760 --> 25:18.920
‫امروز، هرسه‌تاش بود

25:25.600 --> 25:28.040
‫پسر کو ندارد نشان از پدر...

25:28.040 --> 25:30.480
‫دستکش بچه‌گونه کار رو در میاره

25:30.860 --> 25:33.080
‫بعد از استفاده در سطل زباله بریزید،
نه توالت

25:33.080 --> 25:35.060
‫بچه‌هه مشکلی نداره

25:35.060 --> 25:36.220
‫اما مادرش؟

25:36.220 --> 25:39.020
‫خجالت‌آوره. مریضی چیزیـه؟

25:39.020 --> 25:41.080
‫گردنش خشک شده؟

25:43.060 --> 25:46.610
‫ببخشید، میشه فیلم تست بازیگریم رو بهم بدید؟

25:47.500 --> 26:07.500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
