WEBVTT

00:01.000 --> 00:10.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:10.760 --> 00:11.720
‫۲۲ دقیقه

00:13.138 --> 00:15.056
‫این مدت زمانیه که کامپیوترت غیر فعال بوده

00:15.974 --> 00:17.517
‫اون تو چیکار می‌کردی؟

00:17.559 --> 00:18.852
‫یللی تللی؟

00:18.893 --> 00:21.980
‫آخرین قسمتِ «خب فکر می‌کنی می‌تونی
‫وقت تلف کنی» رو نگاه می‌کردی؟

00:22.022 --> 00:24.357
‫نمی‌تونی این رو ازم بپرسی

00:24.399 --> 00:26.818
‫پس به خودی خود انکارش نمی‌کنی

00:26.860 --> 00:30.405
‫به بچه‌های کسر از حقوق خبر میدم

00:34.909 --> 00:36.077
‫یه ذره سریع‌تر

00:37.078 --> 00:41.249
‫اونا فقط اجازه دارن روزی چند ساعت
‫روی روزنامه کار کنن

00:41.291 --> 00:45.337
‫حالا، این برنامه که اینجاست، بفرمایید،

00:45.378 --> 00:48.214
‫هر وقت که کامپیوترشون غیرفعال باشه
‫بهم خبر میده

00:48.256 --> 00:50.592
‫و بفرمایید!

00:50.633 --> 00:54.888
‫اسکار ۱۵ دقیقه‌ست که
‫به فایل اِکسلش دست نزده

00:54.929 --> 00:58.725
‫ای وای. داری از شرکت
‫کلاهبرداری می‌کنی، رفیق

00:58.767 --> 01:03.063
‫دیگه خسته شدم از بس به آدام گفتم
‫وقتی که دنبال گزارشم ماوسم رو تکون بده

01:03.104 --> 01:04.647
‫من باید نگرانِ ماوس خودم باشم

01:04.689 --> 01:06.399
‫می‌خواید یه چیز خفن ببینید؟

01:06.441 --> 01:08.610
‫اسمش رو گذاشتم ماوس‌جنبون

01:08.651 --> 01:09.861
‫اینجا رو ببینید

01:15.241 --> 01:16.326
‫- وای
‫- ای جان!

01:16.368 --> 01:17.494
‫خدای من، نگاه کنید!

01:18.787 --> 01:20.747
‫اوهوم. پس مهم نیست مِیر کجا بره،

01:20.789 --> 01:21.915
‫ماوسش به حرکت ادامه میده

01:21.956 --> 01:23.500
‫و کامپیوترش رو فعال نگه می‌داره

01:23.541 --> 01:26.211
‫مِیر می‌تونه به معنای کلمه ناپدید شه
‫و اصلاً مهم نیست

01:26.252 --> 01:28.922
‫خب، برای بعضی‌ها مهمه

01:28.963 --> 01:30.465
‫چطور انقدر سریع درستش کردی؟

01:30.507 --> 01:34.094
‫چیزیه که طراحی کردم که توی حلق
‫قورباغه‌ی مُرده فرو کنم تا تکونش بده

01:34.135 --> 01:35.637
‫که ماهی قزل‌آلا بخواد بخورتش

01:35.679 --> 01:38.723
‫و انقدر مطمئن بودم که حدود
‫۱۴۴ تا از اینا ساختم

01:38.765 --> 01:41.267
‫ولی مسئول‌های فروشگاه
‫لوازم ماهی‌گیری درکش نکردن

01:41.309 --> 01:42.936
‫واسه همه‌تون یکی بیارم؟

01:44.229 --> 01:48.191
‫«کن دیویس الان دعوتتون کرد
‫برگردید سرِ کارتون»

01:48.233 --> 01:49.734
‫- خدایا
‫- می‌دونی چیه، من یکی می‌خوام

01:49.776 --> 01:51.778
‫- آره. میشه دوتا برای من بیاری؟
‫- آره، منم همینطور

01:53.029 --> 01:54.781
‫همه مشغول کارن

01:54.823 --> 01:56.950
‫کوتوله‌های کوچولوم

01:56.974 --> 01:59.870
‫و من سفید برفی، رئیسِ اونام

02:00.328 --> 02:03.790
‫رئیسی سختگیر اما مُنصف‌تر از همه

02:09.838 --> 02:12.090
‫باید شش بار واردش کنی

02:12.132 --> 02:13.967
‫یک دو، سه، چهار، پنج...

02:16.094 --> 02:17.679
‫بیا، بابایی رو بیدار کردی!

02:17.721 --> 02:20.098
‫- ببخشید که ترسوندیمت!
‫- همه‌تون بابایی رو بیدار کردید!

02:36.000 --> 02:43.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

02:44.000 --> 02:47.000
« ترجمه از سینـا صداقت »

02:49.794 --> 02:53.173
‫مارو و تعدادی از اعضای تیمش
‫توی این طبقه کار می‌کنن

02:53.214 --> 02:54.841
‫وقتی که دفترهاش دارن رنگ میشن

02:54.883 --> 02:57.761
‫که یعنی اون می‌تونه
‫هر کاری رو که می‌کنیم ببینه

02:57.802 --> 03:00.347
‫ما از این جلسه لذت می‌بریم.
‫همه یه جورایی سر تکون میدن.

03:00.388 --> 03:01.973
‫- یه ذره سر تکون میدن
‫- خیلی خب

03:02.015 --> 03:03.266
‫- آره
‫- درسته

03:03.308 --> 03:04.726
‫آره، من فعالانه باهات موافقت می‌کنم

03:04.768 --> 03:06.770
‫حالا وانمود کن یه ایده‌ی خوب دیگه
‫به ذهنت رسیده...

03:06.811 --> 03:08.021
‫دستت رو بیار بالا. بیارش بالا

03:08.063 --> 03:10.482
‫- نمی‌دونم چی می‌خوای...
‫- آره! آره، آره!

03:10.523 --> 03:12.692
‫این ایده‌ی خیلی خوبیه.
‫یادداشتش می‌کنم.

03:12.734 --> 03:14.235
‫به نظر میاد دارم یادداشتش می‌کنم

03:14.277 --> 03:16.112
‫- آره. آره. آره؟
‫- خوبه. خوبه، خوبه

03:16.154 --> 03:18.823
‫این عجیبه. شاید بهتره یه جلسه‌ی واقعی
‫داشته باشیم

03:18.865 --> 03:21.368
‫حالا، ادلولا تو اشاره می‌کنی.
‫تو اشاره می‌کنی

03:21.409 --> 03:23.244
‫و همه سر تکون میدن
‫و من موافقت می‌کنم

03:23.286 --> 03:25.246
‫و بری تو بلند میشی، بلند شو

03:25.288 --> 03:28.458
‫فکر کنم حالا همه سر تکون میدن.
‫همه به بری سر تکون میدیم. آره.

03:28.500 --> 03:30.669
‫حالا دتریک، تو با شور و شوق
‫از صندلیت بیرون می‌پری

03:30.710 --> 03:34.464
‫با اسکار می‌زنید قدش!
‫یالا! آره، ایول!

03:34.506 --> 03:37.509
‫محشره. محشره و دست می‌زنیم

03:37.550 --> 03:39.552
‫دست می‌زنیم و لایک نشون می‌دیم

03:39.594 --> 03:41.763
‫لایک نشون می‌دیم و سر تکون می‌دیم

03:41.805 --> 03:43.973
‫انرژی رو احساس کنید و لبخند می‌زنیم

03:47.060 --> 03:49.688
‫اون باحال‌ترین جلسه‌ای بود
‫که تا حالا داشتیم!

03:49.729 --> 03:51.690
‫- آره؟
‫- خیلی خب، محشره

03:51.731 --> 03:53.733
‫- خیلی ممنون
‫- تحسین‌برانگیزه

03:53.775 --> 03:57.195
‫بس کنید، بس کنید. زیاده روی نکنید.
‫خوش اومدید، قربان!

03:57.237 --> 03:58.488
‫نمی‌دونستم شما اینجایید

03:58.530 --> 04:00.573
‫امیدوارم دود و دم این پایین زیاد بد نباشه

04:00.615 --> 04:03.576
‫می‌دونم این حواس‌پرتیه.
‫ولی ما مزاحم کارتون نمی‌شیم.

04:03.618 --> 04:04.869
‫اوه، نه. به هیچ وجه

04:04.911 --> 04:07.038
‫عالیه که شما اینجا حضور دارید

04:07.080 --> 04:09.416
‫و نمی‌دونم. چیزی لازم دارید یا...؟

04:09.457 --> 04:11.751
‫فکر کنم راه و چاه رو بلدم

04:13.044 --> 04:16.589
‫اوه، خیلی خوبه.
‫طبقه‌ی ما رو طبقه‌ی خودتون بدونید.

04:16.631 --> 04:19.092
‫معمولاً کفِ طبقه‌ی شما سقفِ طبقه‌ی منه

04:20.885 --> 04:22.512
‫بوم، معرکه‌ست

04:22.554 --> 04:26.850
‫بعضی‌ها در مواجهه با افراد برتر
‫تمام وقارشون رو از دست میدن

04:26.891 --> 04:30.228
‫خوشبختانه، معمولاً اونا رو
‫به هیچ جا نمی‌رسونه

04:30.270 --> 04:31.855
‫مردهای باکیفیت...

04:31.896 --> 04:34.566
‫مارو پاتنام‌های این دنیا

04:34.607 --> 04:36.568
‫اونا می‌تونن ذهنت رو بخونن

04:36.609 --> 04:40.613
‫آره...

04:40.655 --> 04:42.782
‫این عالیه، جناب رئیس!

04:42.824 --> 04:44.951
‫- خیلی خب. برگردیم سرِ کارمون!
‫- خوبه

04:44.993 --> 04:47.495
‫- خوشحالیم که اینجایید
‫- ما هم بریم سرِ کارمون

05:03.929 --> 05:06.556
‫[ببخشید گرایش جنسی‌ات رو اشتباه تشخیص دادم]
‫[ند]

05:18.360 --> 05:21.780
‫من مجبور نیستم با تمام همکارهام دوست باشم

05:21.821 --> 05:23.907
‫یعنی، من با کِن دوست نیستم

05:25.158 --> 05:26.826
‫و کِن هم هیچوقت...

05:26.868 --> 05:28.828
‫به قدری در موردم اشتباه فکر نکرده بود

05:28.870 --> 05:31.164
‫که تمام آخر هفته رو آرایش و لباس‌هام

05:31.206 --> 05:32.999
‫و حالات چهره‌ام رو توی آینه بررسی کردم
‫و سعی داشتم...

05:33.041 --> 05:36.252
‫ببخشید، شماها اصلاً سؤالی
‫در مورد روزنامه‌نگاری می‌پرسید؟

05:36.294 --> 05:37.879
‫هی مارو

05:37.921 --> 05:39.547
‫نوامبر ۱۹۸۴

05:39.589 --> 05:42.300
‫شرح حال یه تاجر محلی رو به رشد به خصوص

05:42.342 --> 05:43.677
‫که شاید بشناسیش

05:44.803 --> 05:46.096
‫وای

05:46.137 --> 05:49.557
‫این پسر رو ببین.
‫چی به سرِ همه‌ی موهام اومده؟

05:49.599 --> 05:50.850
‫هه. نمی‌دونم

05:50.892 --> 05:54.312
‫- و آگهی ترحیمت رو هم داریم
‫- چی؟

05:54.354 --> 05:55.522
‫به عنوان یه تولیدویی برجسته،

05:55.563 --> 05:57.941
‫به محض این که بمیری
‫برات آماده‌اش می‌کنیم

05:57.982 --> 05:59.776
‫شاید حتی یه ذره قبلش

05:59.818 --> 06:02.195
‫«ماروین پاتنام، پایان»

06:02.237 --> 06:03.196
‫- سلام!
‫- سلام

06:03.238 --> 06:06.449
‫داشتم به مارو زمان‌هایی رو که توی روزنامه بود
‫یا خواهد بود رو نشون می‌دادم

06:06.491 --> 06:08.368
‫مثل: «ماروین پاتنام، پایان»

06:08.410 --> 06:09.703
‫این حرف رو نزن

06:09.744 --> 06:11.371
‫«فارغ‌التحصیل دانشگاه دی‌پاو

06:11.413 --> 06:15.000
‫پاتنام قبل از پیوستن به همیلتون میلز
‫در سال ۱۹۸۲ در تنیس مهارت داشت

06:15.041 --> 06:20.046
‫در ۴۰ سالِ بی‌بار بعدش
‫به بخش مالی نظارت...

06:21.256 --> 06:22.674
‫عجب

06:22.716 --> 06:24.592
‫دقیقاً مثل سرگذشت وارن بافت نیست

06:25.802 --> 06:28.888
‫هی مارو، دتریک رو دیدی؟

06:28.930 --> 06:30.890
‫هی دتریک، این ماروه،
‫اونم توی کار فروشه

06:30.932 --> 06:33.101
‫- سلام، حالتون چطوره؟
‫- آخرهفته‌ات چطور بود، پسر جان؟

06:34.477 --> 06:36.855
‫نیمه‌ی دوم بازی رو دیدم.
‫زنده باد مادهنز؟

06:36.896 --> 06:38.898
‫همیشه وقتی یه مدیر ارشد کنارته،
‫شرایط سخت میشه.

06:38.940 --> 06:40.608
‫به یه دلیلی وقتی باهام حرف می‌زد،

06:40.650 --> 06:45.071
‫ناخودآگاه به طرز نگاه کردن بابام به بازی‌هام
‫توی لیگ کودکان فکر می‌کردم

06:45.113 --> 06:47.949
‫انگار یه نگاه پوچ توی چشم‌هاش بود

06:47.991 --> 06:49.743
‫و من مات و مبهوت از خودم می‌پرسیدم،

06:49.784 --> 06:52.203
‫مثلاً در اون لحظات
‫چی توی ذهنش می‌گذشت

06:53.621 --> 06:55.582
‫و بعدش متوجه شدم
‫مارو هنوز حرف می‌زنه،

06:55.623 --> 06:58.043
‫و من اصلاً نمی‌دونم چی داره میگه

06:58.084 --> 07:00.587
‫درسته، اونا آخرِ دور هشتم
‫سه امتیاز عقب بودن

07:02.297 --> 07:03.757
‫من با اسکیت سرِ کار میام

07:07.844 --> 07:09.971
‫- هی...
‫- اوه، تراویس هستم، قربان

07:10.013 --> 07:11.348
‫صحیح. روزت چطوره؟

07:11.389 --> 07:13.016
‫همه چی خوبه

07:13.058 --> 07:15.894
‫و من عاشق اینجا کار کردنم

07:15.935 --> 07:18.396
‫نمی‌تونم تحمل کنم وقتی کسی
‫اعتماد به نفسش رو از دست میده

07:18.438 --> 07:21.775
‫به محض این که یه آدمِ رده بالا توی اداره
‫بهشون توجه می‌کنه

07:21.816 --> 07:23.985
‫مثل هزینه‌ی پنهان سرمایه‌داریه

07:24.027 --> 07:27.197
‫انگار کار کردنت کافی نیست
‫و می‌خوان شأنت رو هم بگیرن

07:27.238 --> 07:28.948
‫من قاتیِ این بازی نمیشم

07:29.699 --> 07:31.117
‫- سلام
‫- سلام

07:34.537 --> 07:36.414
‫- سلام
‫- سلام

07:36.456 --> 07:38.124
‫مارو گفت اینا همه تأیید شدن

07:40.001 --> 07:43.171
‫اینا گزارش‌هایی هستن
‫که گفتم چاپ نمی‌کنیم

07:43.213 --> 07:46.508
‫می‌دونم. ولی مارو اینطور فکر نمی‌کرد

07:46.549 --> 07:48.176
‫میگه اونا گیرایی دارن

07:48.218 --> 07:51.096
‫نمی‌تونی بری سراغ بالادستی‌ام

07:51.137 --> 07:53.056
‫به من میگی قد کوتاه؟

07:53.080 --> 07:55.266
‫مستقیم میرم بخش منابع انسانی

08:02.148 --> 08:06.736
‫- وقتِ قبلی داری؟
‫- فقط می‌خوام یه سؤال بپرسم

08:06.778 --> 08:08.947
‫اسمت رو توی برنامه‌ی مارو ندیدم، رفیق

08:08.988 --> 08:10.115
‫گوش کن

08:10.156 --> 08:12.450
‫فقط چون رئیس توی طبقه‌ی توئه،

08:12.492 --> 08:14.828
‫به این معنا نیست که تو توی دنیا پیشرفت کردی

08:14.869 --> 08:18.623
‫تو مثل یه بچه‌ای که روی پای خلبان نشسته

08:18.665 --> 08:20.333
‫و فکر می‌کنه داره هواپیما رو هدایت می‌کنه

08:20.375 --> 08:21.793
‫خب، حدس بزن چیه؟
‫اون هدایتش نمی‌کنه.

08:21.835 --> 08:23.712
‫اونا برای این کار بیمه نشدن

08:25.255 --> 08:27.340
‫- مراقب باش
‫- سلام

08:27.382 --> 08:28.675
‫سلام، رفیق. حالت چطوره؟

08:28.717 --> 08:33.221
‫می‌دونی کیمبرلی تازه رولِ یک میلیونم
‫دستمال توالت‌هاش رو فروخته؟

08:34.556 --> 08:36.391
‫- می‌تونیم حرف بزنیم؟
‫- حتماً

08:36.433 --> 08:38.601
‫آره؟ مرسی

08:38.643 --> 08:40.061
‫نکن

08:46.609 --> 08:48.194
‫پسرِ طلایی

08:49.279 --> 08:50.572
‫داره زیرآبم رو می‌زنه

08:51.656 --> 08:53.324
‫می‌دونم داره زیرآبم رو می‌زنه

08:54.451 --> 08:55.660
‫فکرش رو بکن

08:55.702 --> 08:57.412
‫به خاطر ند سمپسونِ پاپتی
‫شغلت رو از دست بدی

08:57.454 --> 08:58.663
‫چقدر رقت‌انگیزه

08:59.581 --> 09:00.749
‫شرمنده

09:02.083 --> 09:04.044
‫چرا ند انقدر با مارو خوبه؟

09:04.085 --> 09:06.629
‫فکر می‌کنی دلیلش چیه؟

09:06.671 --> 09:08.340
‫- نمی‌دونم
‫- یک درصد

09:08.381 --> 09:11.593
‫اونا یه زبان سرّی و کلیدواژه‌های
‫مخصوص خودشون رو دارن

09:11.634 --> 09:13.887
‫مثل بلغاری

09:13.928 --> 09:16.598
‫اگه روزی چیزی به مارو گفتم
‫که به تو نمی‌گفتم،

09:16.639 --> 09:18.641
‫می‌خوام بهم چَک بزنی

09:18.683 --> 09:20.602
‫- مکتوبش کن
‫- حتماً

09:20.643 --> 09:25.190
‫خیلی عالیه که شما اینجا حضور داری.
‫واقعاً مایه‌ی دلگرمیه.

09:25.231 --> 09:27.942
‫- ممنون، پسر جان
‫- اگه بتونم روراست باشم،

09:27.984 --> 09:32.655
‫فکر کنم این که شما اینجایی
‫برای تیم خیلی هیجان‌انگیزه

09:32.697 --> 09:37.285
‫و شاید یکم بیشتر از ظرفیتشون باشه

09:37.327 --> 09:38.787
‫از حدم گذشتم

09:38.828 --> 09:41.456
‫- اوه، نه. به هیچ وجه
‫- دیگه مثل بابابزرگ‌های مهربون رفتار نمی‌کنم

09:41.498 --> 09:42.707
‫نه! نه، به هیچ وجه

09:42.749 --> 09:44.084
‫رئیس بزرگ کله‌گنده
با کراوات شیک میشم

09:44.125 --> 09:45.710
‫خیلی عالیه که شما اینجایی

09:45.752 --> 09:47.712
‫- عالیه. فقط...
‫- فهمیدم

09:48.672 --> 09:50.173
‫فهمیدم

09:51.508 --> 09:52.759
‫مرسی، مارو

09:52.801 --> 09:55.387
‫ند آب زیر کاه داره بازی می‌کنه

09:55.428 --> 09:57.013
‫نمی‌دونستم جربزه‌اش رو داره

09:58.098 --> 10:00.058
‫اونا باهم صمیمی شدن.
‫به نظرم خیلی قشنگه.

10:00.100 --> 10:02.018
‫نه، نه، نه

10:02.060 --> 10:05.271
‫التماس می‌کنه، پوزخند می‌زنه، توطئه می‌کنه

10:05.313 --> 10:06.898
‫دسیسه می‌چینه

10:06.940 --> 10:08.608
‫ماکیاولی موسرخ

10:08.650 --> 10:10.360
‫وای!

10:10.402 --> 10:13.363
‫به نظر میاد تعمیراتِ طبقه‌مون
‫تقریباً تموم شده

10:13.405 --> 10:16.241
‫مراقب خودت باش، پسر جان. دوستت دارم

10:19.077 --> 10:21.204
‫مردهایی به اون سن، به سنِ پدرم

10:21.246 --> 10:23.748
‫اغلب جمله‌ی «دوستت دارم» رو نمی‌شنون

10:23.790 --> 10:26.292
‫بیشتر چون به زبون نمیارنش

10:27.752 --> 10:28.878
‫ولی اون به زبون آوردش

10:29.838 --> 10:31.715
‫اون کاملاً به زبون آوردش

10:32.590 --> 10:33.717
‫مارو!

10:35.260 --> 10:36.177
‫دوستت دارم

10:41.641 --> 10:43.476
‫آره. منم دوستت دارم، رفیق

10:43.518 --> 10:44.811
‫اینجا رو دوست دارم

10:46.354 --> 10:47.397
‫باید حرف بزنیم

10:47.439 --> 10:49.733
‫با آسانسور خدماتی بیا زیرزمین

10:55.697 --> 10:57.323
‫هی، اسکار؟

10:57.365 --> 10:59.743
‫اون سفارش‌های خرید رو لازم دارم و...

11:00.493 --> 11:01.494
‫دوستت دارم

11:03.455 --> 11:04.914
‫- ارسال شد
‫- ممنون

11:04.956 --> 11:07.625
‫و من بیشتر از ماه و ستاره‌ها دوستت دارم

11:08.752 --> 11:12.881
‫هی، ابراز عشق علنی به یکی دیگه
‫توی محل کار هیچ شرمی نداره، باشه؟

11:12.922 --> 11:15.091
‫من و گارسیا همیشه می‌گیم
‫همدیگه رو دوست داریم

11:15.133 --> 11:18.803
‫- اینجا رو ببین. دوستت دارم، گارسیا!
‫- دوستت دارم، مرد

11:18.845 --> 11:20.847
‫هی، دتریک

11:20.889 --> 11:22.807
‫- دوستت دارم، داداش
‫- چی؟

11:22.849 --> 11:25.352
‫من فقط یه پسرم که
‫جلوی رئیسش وایساده...

11:25.393 --> 11:27.395
‫این چیزی نیست که بشه باهاش شوخی کرد

11:27.437 --> 11:28.813
‫در واقع عشق؟

11:28.855 --> 11:32.025
‫آره. در واقع دیالوگ فیلم ناتینگ هیل بود،
‫ولی حالا هرچی.

11:33.902 --> 11:35.695
‫هی، کازانووا؟

11:35.737 --> 11:37.364
‫بعدش میای سراغ کونِ من؟

11:38.615 --> 11:41.284
‫اوه، امیدوار بودم هیچکس متوجه نشده باشه

11:41.326 --> 11:43.995
‫من متوجه شدم. برای همین
‫این حرف رو زدم

11:44.037 --> 11:47.290
‫آره، به نظرم وقتی که احساست رو
‫به مردی که شرکت رو اداره می‌کنه

11:47.332 --> 11:49.000
‫اعلام کردی بچه‌ها متوجهش شدن

11:49.042 --> 11:50.627
‫فکر می‌کنی ازش حاشیه درست می‌کنن؟

11:50.651 --> 11:51.920
‫هی، ند

11:51.961 --> 11:55.215
‫فقط می‌خوام بهت بگم
‫تو من رو کامل می‌کنی

11:55.256 --> 11:57.258
‫فکر کنم ازش حاشیه درست می‌کنن

11:57.300 --> 11:59.511
‫فقط کنجکاوم، بابات و مارو

11:59.552 --> 12:01.096
به یه باشگاه قایق تفریحی میرن؟

12:01.137 --> 12:05.433
‫باشه. هاها! بابام قایق تفریحی نداره. باشه؟

12:05.475 --> 12:06.851
‫اون خلبانه

12:06.875 --> 12:08.728
‫یه هواپیمای دوموتوره‌ی پایپر کاب داره

12:08.752 --> 12:12.774
‫یه بار مجبور شد مثل هریسون فورد
‫توی یه مزرعه فرود بیاد

12:12.816 --> 12:13.983
‫پس...

12:17.570 --> 12:19.948
‫هی، حرفی که اونجا زدم
‫زیادی ناجور نبود، درسته؟

12:19.989 --> 12:22.492
‫هوم؟ ببخشید. سرم شلوغه

12:22.534 --> 12:26.204
‫اوه، حتماً. ولی شنیدی که مارو
‫اول گفت: «دوستت دارم»، درسته؟

12:26.246 --> 12:27.872
‫نه، واقعاً یادم نمیاد

12:27.914 --> 12:30.000
‫فقط واقعاً باید به کارم برسم

12:30.834 --> 12:33.003
‫حتماً. ببخشید که مزاحمت شدم

12:35.005 --> 12:37.007
‫ببینید، وظیفه‌ی من نیست
‫که در مورد ند حرف بزنم،

12:37.048 --> 12:39.134
‫یا این که باباش به مامانش خیانت کرد

12:39.175 --> 12:41.386
‫و دو هفته پیش جشن تولدش رو فراموش کرد

12:41.410 --> 12:43.013
‫و تازگی‌ها شروع به مصرف آسپرین کرده

12:43.054 --> 12:47.475
‫خیلی خب، بچه‌ها...
‫این اذیت کردن‌هاتون،

12:47.517 --> 12:50.562
‫خیلی باحاله، بخشی از صمیمیتِ دوستانه‌ست

12:50.603 --> 12:53.314
‫که ما ایجاد کردیم و دوطرفه‌ست

12:53.356 --> 12:57.485
‫هی بری، آخرین بار کِی کسی
‫گذاشته با نوه‌هات حرف بزنی؟

12:57.527 --> 12:59.863
‫- وای، ند. محض رضای خدا!
‫- یا خدا!

12:59.904 --> 13:03.658
‫- چی؟
‫- ولی فقط یادتون باشه، بچه‌ها

13:03.682 --> 13:08.038
‫که امروز تنها هدفمون خوشحال کردن مارو
‫و جلب رضایتشه

13:08.079 --> 13:10.206
‫ما باید مارو رو سربلند کنیم!

13:11.416 --> 13:15.003
‫به نظر میاد ند امروز داره
‫با یه چیزی کنار میاد،

13:15.045 --> 13:17.464
‫که قطعاً باید انجامش بده

13:19.049 --> 13:20.300
‫ولی شاید سرِ کار نه

13:24.637 --> 13:29.517
‫خب، من می‌دونستم ند بلندپروازه،
‫ولی آخه «دوستت دارم»؟ خدایا!

13:29.559 --> 13:32.270
‫حالا که پیرمرد رو اغوا کرده
‫چطور باید اخراجش کنم؟

13:32.312 --> 13:35.482
‫خب، هیچ راهی برای جدا کردن
‫لب‌های ند از کونِ مارو نیست، نه؟

13:35.523 --> 13:37.400
‫- باید از شرِ یکی خلاص شیم
‫- لب‌ها؟

13:37.442 --> 13:39.361
‫نه، کون از لب‌ها محافظت می‌کنه

13:39.402 --> 13:42.072
‫باید کون رو حذف کنیم.
‫باید از شر مارو خلاص شیم.

13:42.113 --> 13:43.656
‫واقعاً داریم در این مورد حرف می‌زنیم؟

13:43.698 --> 13:46.868
‫من با مردی به اسم جی. آتم رید
‫هم‌دانشگاهی بودم،

13:46.910 --> 13:49.079
‫که الان مدیر عملیات دی‌اس اسمیته

13:49.120 --> 13:51.247
‫اون درگیر یه پرونده‌ی طلاق خیلی ناجوره

13:51.289 --> 13:52.707
‫و دنبال تغییره

13:52.749 --> 13:56.586
‫اگه هیئت مدیره‌ی اِنرویت بو ببرن
‫که مارو داره دچار لغزش میشه،

13:56.628 --> 13:59.547
‫و جی. آتم رید منتظر فرصتی
‫برای ورود به صحنه‌ست،

13:59.589 --> 14:02.550
‫خب اونا مارو رو از شرکت پرت می‌کنن بیرون

14:02.592 --> 14:05.470
‫و یه رولکسِ نو میدن دستش
‫و میگن ممنون ولی شرمنده

14:05.512 --> 14:09.891
‫و من از قضا می‌دونم که جی. آتم رید

14:09.933 --> 14:12.227
‫مردیه که دوست‌هاش رو یادش می‌مونه

14:12.268 --> 14:15.814
‫جی. آتم رید دوست‌های دوستش رو
‫هم یادش می‌مونه؟

14:15.855 --> 14:17.232
‫خدایی آره

14:17.273 --> 14:19.401
‫کن

14:19.442 --> 14:22.028
‫باید بدونیم که به هم اعتماد داریم

14:22.070 --> 14:23.279
‫این رو نمی‌دونیم؟

14:23.321 --> 14:26.741
‫خب، اگه مارو از این باخبر شه

14:26.783 --> 14:28.785
‫قبل از این که عذرش رو بخوان،

14:28.827 --> 14:29.869
‫کارمون تمومه

14:29.911 --> 14:31.037
‫گوش کن، عزیزم

14:31.079 --> 14:33.581
‫ما توی یه قبیله‌ی دو نفره‌ایم،

14:33.623 --> 14:39.421
‫که سرنوشت‌مون با پیوندی نهفته
‫تا ابد بهم گره خورده

14:39.462 --> 14:42.507
‫- تا گور
‫- به نظر من که خطرناکه

14:43.717 --> 14:47.012
‫خب، اگه جی آتم رید و زنش
‫باهم آشتی کنن چی؟

14:51.725 --> 14:54.769
‫اوه، مارو، اون سبزیِ آروگولاست.
‫می‌بینم که بهش نگاه می‌کنی.

14:54.811 --> 14:56.187
‫یه علفِ تنده

14:57.522 --> 14:58.523
‫خب، من ازش خوشم میاد

14:59.858 --> 15:02.027
‫اوه، پس اینجایی!

15:02.068 --> 15:03.570
‫هی، فقط می‌خواستم بهت خبر بدم

15:03.611 --> 15:06.906
‫به زودی یه جلسه‌ی بررسی گزارش دارم،

15:06.948 --> 15:08.700
اگه دلت می‌خواد بیای من رو تماشا کنی

15:08.742 --> 15:09.909
‫- خوشحال میشم
‫- واقعاً؟

15:09.951 --> 15:11.369
‫- آره
‫- عالیه

15:12.537 --> 15:14.664
‫نباید انقدر روغن بخوری

15:14.706 --> 15:17.500
‫بیخیال. کلسترول داری

15:17.542 --> 15:20.295
‫- به زودی می‌بینمت
‫- آره

15:20.337 --> 15:21.880
‫دوست داشته شدن حس خوبیه

15:21.921 --> 15:25.675
‫خب، من ۲۵ ساله که بهت میگم
‫پیتزا سالم نیست

15:25.717 --> 15:28.845
‫فرقش اینه که اون میذاره بخورمش

15:28.887 --> 15:29.804
‫خب...

15:30.889 --> 15:36.144
‫می‌دونی، این گفتگو که شاید ناخواسته شنیدی؟

15:36.186 --> 15:39.481
‫یعنی، دقیقاً چقدرش رو شنیدی؟

15:39.522 --> 15:41.524
‫زیاد نشنیدم. آره

15:41.566 --> 15:43.693
‫فقط قسمتی که شماها می‌خواستید
‫کاری کنید مارو اخراج شه

15:43.735 --> 15:45.987
‫و بعد شرکت رو بین خودتون تقسیم کنید

15:46.029 --> 15:48.198
‫فقط این قسمت بود

15:48.239 --> 15:50.033
‫تو مرد خیلی جالبی هستی

15:50.075 --> 15:51.201
‫خیلی جالبی لعنتی

15:51.242 --> 15:53.286
‫- خدای من. آره
‫- ممنون

15:53.328 --> 15:58.333
‫یعنی، چرا ما همیشه نمیایم این پایین؟

15:58.375 --> 16:00.126
‫- خب، به خاطر کارتون
‫- آره

16:00.168 --> 16:02.003
‫- آره
‫- بخشی ازش به خاطر همینه، آره

16:02.045 --> 16:05.340
‫ولی این چیزیه که باید تغییر بدیم

16:05.382 --> 16:07.384
‫- باید تغییرش بدیم. اوهوم
‫- اینطور فکر نمی‌کنی؟

16:07.425 --> 16:09.386
‫آره. می‌دونید، من فقط یه نظافتچی نیستم

16:09.427 --> 16:10.720
‫می‌دونید، من دانشگاه رو ول کردم

16:10.762 --> 16:12.722
‫تا فروشنده‌ی تمام وقت تلفنی اسکایپ بشم

16:12.764 --> 16:14.391
‫و مجبورشون کردم دستمزدم رو با سهام بدن

16:14.432 --> 16:17.268
‫آره، این شرطیه که می‌خواستم روی خودم ببندم

16:17.310 --> 16:19.479
‫شرطیه که باختم. ولی گاهی کنجکاو میشم...

16:19.521 --> 16:23.733
‫خدایا، آره. خب، دیگه کنجکاو نباش

16:23.775 --> 16:26.444
‫این پایین بودنت چیزیه که قراره عوض شه

16:26.486 --> 16:27.487
‫آره

16:27.529 --> 16:32.784
‫عبارتِ «نیت ولز، مدیر بازاریابی» چطوره؟

16:32.826 --> 16:36.037
‫- اوه!
‫- اوه! مدیر بازاریابی؟

16:36.079 --> 16:37.664
‫- آره
‫- خدایی آره

16:37.706 --> 16:43.753
‫آره، مسئول تبلیغات و توزیع اجناس

16:43.795 --> 16:45.964
‫- خیلی مهمه
‫- فوق‌العاده

16:46.006 --> 16:47.841
‫حقوقش هم بالاست

16:47.882 --> 16:50.427
‫- وای. ترفیع رو هستم، ولی...
‫- آره

16:50.468 --> 16:52.429
‫- توزیع؟
‫- آره

16:52.470 --> 16:55.557
‫من نمی‌خوام کاری رو انجام بدم
‫مگر این که بدونم توش عالی میشم

16:55.598 --> 16:58.518
‫نیت، تو قراره بترکونی

16:58.560 --> 17:02.272
‫و در عوض تنها کاری که باید بکنی

17:02.313 --> 17:07.527
‫اینه که به هیچکس نگی چی شنیدی

17:07.569 --> 17:08.445
‫هرگز

17:08.486 --> 17:10.488
‫- هرگز هرگز؟
‫- هرگز هرگز!

17:15.285 --> 17:16.870
‫- من، می‌دونی...
‫- هی، به این فکر کن

17:16.911 --> 17:19.539
‫سلام! مارو! یه صندلی برات نگه داشتم

17:19.581 --> 17:23.209
‫خوش اومدی! خب، آره ما قطعی برق
‫و شیرهای آتش‌نشانی جدید رو داریم

17:23.251 --> 17:25.086
‫دیگه چی؟ یالا. چیزی که جنجالی باشه

17:25.128 --> 17:28.214
‫بلایای طبیعی که احتمال وقوعشون
‫توی تولیدو بیشتره چطوره؟

17:28.256 --> 17:29.883
‫این خوبه. من بودم می‌خوندمش

17:29.924 --> 17:32.260
‫اوه، محشره. خب، در واقع
‫این یکی از ایده‌های من بود

17:32.302 --> 17:34.346
‫- من اون رو ارائه کردم
‫- اوه، خوش به حالت

17:35.430 --> 17:36.556
‫خیلی ممنون

17:36.598 --> 17:39.809
‫خب، من قطعاً آدمِ تک‌پری‌ام،

17:39.851 --> 17:41.603
‫ولی...

17:41.644 --> 17:45.357
‫ولی آره، دلم می‌خواد یکی جوری که
‫ند به مارو نگاه می‌کنه بهم نگاه کنه

17:45.398 --> 17:48.234
‫خب، یکی دیگه که بهش فکر می‌کردم
‫اون جاده‌ی عوارض‌دار بود

17:48.276 --> 17:49.611
‫که هنوز خیلی دست‌انداز داره

17:49.652 --> 17:51.780
‫یعنی، واسه چی پول می‌دیم؟ درست نمیگم؟

17:51.821 --> 17:52.864
‫خب...

17:55.784 --> 17:56.868
‫هفته‌ی جیپ چطوره؟

17:56.910 --> 17:58.787
‫- آره
‫- به نظر میاد هر سال

17:58.828 --> 18:00.497
‫- خیلی محبوب میشه
‫- آره، خودشه

18:00.538 --> 18:02.332
‫به نظرم جاده‌ی عوارض‌دار هنوزم برنده‌ست

18:02.374 --> 18:04.376
‫و شاید بهتره روی اون تمرکز کنیم

18:08.088 --> 18:09.339
‫خیلی خب، من چه می‌دونم؟

18:09.381 --> 18:11.049
‫من فقط سردبیر روزنامه‌ام

18:11.091 --> 18:12.884
‫پارسال اصلاً نتونستیم
‫هفته‌ی جیپ رو پوشش بدیم،

18:12.926 --> 18:16.137
‫چون اِزمرالدا وقتی بهش
‫گرند چروکی ندادن جا زد

18:16.179 --> 18:18.348
‫خب، درخواستِ دوباره ضرری نداره

18:18.390 --> 18:19.933
‫- خوبه
‫- نظر تو چیه؟

18:19.974 --> 18:21.351
‫همینجا جلوتون رو می‌گیرم

18:21.393 --> 18:23.061
‫من صرفاً بر اساس مقامی که اینجا دارید

18:23.103 --> 18:26.022
‫و مناسباتِ قدرت جواب‌های موافق نمیدم

18:26.064 --> 18:27.816
‫با هویتم سازگار نیست

18:27.857 --> 18:29.951
‫دلگرم‌کننده‌ست. آفرین بهت

18:30.527 --> 18:32.237
‫لعنتی، ازش خوشم میاد!

18:32.987 --> 18:34.280
‫خوش گذشت، بچه‌ها!

18:35.824 --> 18:38.910
‫ممنون که در مورد جاده‌ی عوارض‌دار
‫ازم حمایت کردید. مچل شدم

18:38.952 --> 18:40.787
‫جلوی رئیس مچل شدم

18:40.829 --> 18:42.330
‫- تو مچل نشدی!
‫- ند

18:44.874 --> 18:46.793
‫اینجا عینِ خوکدونیه

18:49.587 --> 18:51.256
‫من جای همه چی رو می‌دونم

18:56.344 --> 18:58.555
‫- سلام
‫- روی چی کار می‌کنی؟

18:58.596 --> 19:00.140
‫گزارش هفته‌ی جیپه

19:00.181 --> 19:01.391
‫خوب پیش میره؟

19:02.142 --> 19:03.226
‫شاید

19:03.268 --> 19:04.853
‫بلند حرف بزن، ند. من‌من می‌کنی

19:04.894 --> 19:06.271
‫گفتم شاید!

19:10.734 --> 19:13.403
‫بیرون از اینجا چیکار می‌کنی؟

19:13.445 --> 19:14.821
‫با کسی رابطه داری؟

19:16.406 --> 19:17.782
‫نه

19:19.284 --> 19:21.578
‫یه مرد به همراهی زن نیاز داره

19:24.289 --> 19:27.250
‫اون دختره که بیرون دفترت نشسته چی؟

19:27.292 --> 19:30.587
‫- وای، بس کن
‫- باید بهش پیشنهاد بدی

19:30.628 --> 19:32.005
‫وقتی پسرِ اولت به دنیا اومد،

19:32.047 --> 19:34.424
‫- یه آرام‌پز بهم هدیه بده
‫- رفتارت عجیب و غریبه

19:34.466 --> 19:36.384
‫- اینجوری رفتار نکن
‫- این سنتِ اوهایوئه

19:36.426 --> 19:37.844
‫از دفترم میری بیرون یا نه؟

19:37.886 --> 19:39.471
‫- برو بیرون!
‫- اوه!

19:40.180 --> 19:42.182
‫یکی جوش آورده

19:42.223 --> 19:43.933
‫دیگه هیچکس نمیگه: «جوش آورده»

19:43.975 --> 19:46.644
‫هی! چیزی بهش نگو!

19:46.686 --> 19:47.604
‫سلام!

19:47.895 --> 19:49.355
‫بازاریابی سخته

19:49.397 --> 19:50.898
‫و من توش سابقه‌ی چندانی ندارم

19:50.940 --> 19:52.775
‫و یه مدته که متوجه شدم
‫که مسئولین اِنرویت...

19:52.817 --> 19:55.903
‫- اونطور که باید از روابط عمومی بهره نمی‌برن
‫- آقای ولز

19:55.945 --> 19:57.572
‫- بنابراین یه چیزهایی رو گوگل کردم...
‫- از دیدنت خوشحالم

19:57.614 --> 19:58.740
‫سلام، همکار

19:58.781 --> 20:00.325
‫- همکار؟
‫- آره، چطوری؟

20:00.366 --> 20:02.493
‫اوه، سلام! درود! سلام!

20:02.535 --> 20:04.412
‫وای، داری با گروه حرف می‌زنی

20:05.455 --> 20:06.664
‫در مورد تِی کشیدن؟

20:06.706 --> 20:08.249
‫نه، در مورد بازاریابی حرف می‌زنیم

20:08.291 --> 20:10.168
‫خب اون پیشنهادی که
‫بهم دادید رو یادتونه؟

20:10.209 --> 20:12.253
‫بهش فکر کردم و می‌دونید چیه،

20:12.295 --> 20:13.588
بیاید انجامش بدیم

20:13.630 --> 20:16.049
‫ولی از کدوم پیشنهاد حرف می‌زنی؟

20:16.090 --> 20:20.887
‫اوه، آره. در مورد تمیزکاری سریع‌تر یا بهتر؟

20:20.929 --> 20:22.805
‫اوه نه، لازم نیست نگرانِ اونا باشید

20:22.847 --> 20:25.099
‫اونا بودن که نقشه‌ی شیطانی‌تون رو بهم گفتن

20:25.141 --> 20:26.601
‫فکر می‌کردم قبلاً بهشون گفتید

20:28.269 --> 20:31.564
‫- ما داریم یه نمایش تمرین می‌کنیم
‫- خب، داریم یه نمایشنامه می‌نویسیم

20:31.606 --> 20:32.899
‫- آره
‫- حقیقتش اینه

20:32.941 --> 20:34.692
‫داریم اولین نمایشنامه‌مون رو باهم می‌نویسیم

20:34.734 --> 20:36.569
‫- اولین نمایشنامه‌مون
‫- و فقط... سلام!

20:36.611 --> 20:37.904
‫فقط سعی داشتیم ببینیم

20:37.946 --> 20:39.364
‫یکی از شخصیت‌ها توی یه سناریوی خاص

20:39.405 --> 20:43.660
‫- چیکار می‌کنه
‫- بله. توی یه سناریوی خاص،

20:43.701 --> 20:46.079
‫این شخصیت‌ها شرکت رو تصاحب می‌کنن

20:46.120 --> 20:48.289
‫که خط داستانی معمول نمایشنامه‌های زیادیه

20:48.331 --> 20:51.084
‫خب، در اصل یه شورش،
‫یعنی تا حد مرگ به کار برده شده.

20:51.125 --> 20:53.920
‫- آره. چرا که نه؟
‫- پس چرا دوباره انجامش ندیم؟

20:53.962 --> 20:56.130
‫ولی، ولی نه. ولی نه.
‫می‌تونیم هر کار دیگه‌ای بکنیم.

20:56.172 --> 20:57.715
‫- فهمیدم
‫- می‌تونیم یه فیلم بسازیم

20:57.757 --> 21:00.677
‫در مورد یه نمایش موزیکال.
‫در مورد فیلمی در مورد یه نمایش موزیکال.

21:00.718 --> 21:02.845
‫در مورد فیلمی در مورد نمایش موزیکال، درسته؟

21:02.887 --> 21:05.723
‫اون در واقع یه جور تستِ وفاداری بود

21:05.765 --> 21:07.934
‫- آره
‫- داشتیم وفاداریِ نیت رو تست می‌کردیم

21:07.976 --> 21:10.061
‫یه تستِ وفاداری بود

21:10.103 --> 21:13.690
‫چون نظافتچی‌ها بیشتر از هرکسی

21:13.731 --> 21:16.150
‫- باید وفادار باشن
‫- باید وفادار باشن

21:16.192 --> 21:19.821
‫به خاطر تمام چیزهایی که
‫توی آشغال‌ها پیدا می‌کنن

21:19.862 --> 21:21.030
‫یا توی توالت‌ها

21:21.990 --> 21:24.325
‫گزارش جیپت

21:27.161 --> 21:28.663
‫ازش خوشت میاد؟

21:28.705 --> 21:30.790
‫نه. چون ازش متنفرم تحویلش دادم

21:30.832 --> 21:33.001
‫خب پس بندازش دور. برام مهم نیست

21:33.042 --> 21:35.044
‫تو سردبیری. به شمّت اعتماد دارم

21:35.086 --> 21:38.131
‫باشه. این کارو می‌کنم.
‫میندازمش دور. آره؟

21:41.467 --> 21:42.844
‫دوباره

21:52.979 --> 21:54.480
‫اینجوری که انجامش نمیدی

21:54.522 --> 21:55.773
‫می‌دونی چیه؟

21:55.815 --> 21:58.151
‫ازت خوشم نمیاد. دوستت ندارم

21:58.192 --> 21:59.444
‫و داری مزاحم کارهامون میشی

21:59.485 --> 22:01.821
‫باشه؟ ما سعی داریم روزنامه منتشر کنیم

22:01.863 --> 22:04.949
‫واقعاً؟ خب، خیلی متأسفم

22:05.950 --> 22:07.201
‫دیگه مزاحمتون نمیشم

22:12.873 --> 22:16.044
‫این یه جورایی بدجنسانه بود.
‫تو بدجنسی.

22:16.085 --> 22:17.712
‫آره. مارو مثل مامانِ بامبی بود

22:17.754 --> 22:20.089
‫و تو مثل... تفنگ بودی

22:20.131 --> 22:22.717
‫اونقدر بد نبود، مگه نه؟

22:22.759 --> 22:24.385
‫ننه‌ام توی خانه‌ی سالمندان زندگی می‌کنه

22:24.409 --> 22:26.679
‫اگه می‌دیدم یه پرستار اونجوری سرش داد می‌زنه،

22:26.721 --> 22:28.014
‫اون ماه تخفیف می‌گرفتیم

22:28.056 --> 22:29.807
‫یعنی، گمونم من آدمِ افتضاحی نیستم، درسته؟

22:29.849 --> 22:31.225
‫چون گمونم حالا مارو ازم متنفره

22:31.267 --> 22:33.061
‫اون کل روزنامه رو تعطیل می‌کنه

22:33.102 --> 22:34.562
‫درسته، فقط برای عوضی بازی در آوردن

22:34.604 --> 22:37.523
‫- من این رو نگفتم
‫- همه چی درست میشه

22:37.565 --> 22:38.483
‫برگردید سرِ کارتون

22:39.943 --> 22:42.070
‫خب، آقای کوله‌پشتی زرد باید کوتاه بیاد

22:42.946 --> 22:44.238
‫اون کجاست؟

22:49.535 --> 22:50.870
‫خب، بعد از ظهر بخیر، اَن پاتـ...

22:50.912 --> 22:52.622
‫باشه، امروز برام شیرین‌زبونی نکن، ند

22:52.664 --> 22:53.998
‫شنیدم چیکار کردی

22:54.040 --> 22:56.042
‫اون مرد چراغ‌های بالای سرت رو
‫روشن نگه می‌داره،

22:56.084 --> 22:57.252
‫و اینجوری ازش تشکر می‌کنی؟

22:57.293 --> 22:59.503
‫با بیرون کردنش از اتاق خبر خودش؟

22:59.527 --> 23:00.922
‫و با اجازه دادن به اون احمق

23:00.964 --> 23:04.217
‫که یه آگهی ترحیم دو بندی نشونش بده
‫که حق رو در موردش ادا نمی‌کنه

23:04.259 --> 23:06.511
‫امروز چت شده، ند؟

23:06.552 --> 23:08.263
‫درستش کن!

23:10.640 --> 23:12.141
‫خدایا!

23:14.644 --> 23:16.312
‫ند، اون بی‌راه نمیگه

23:16.354 --> 23:18.940
‫مارو اگه دلش بخواد می‌تونه
‫تروث‌تلر رو تعطیل کنه

23:18.982 --> 23:21.651
‫فکر کنم احتمالاً فقط به خاطر
‫آگهی ترحیم ناراحته،

23:21.693 --> 23:25.989
‫پس با نوشتنِ یه آگهی ترحیم بهتر براش
درستش می‌کنیم

23:26.030 --> 23:27.824
‫یه حرکتِ خوب میشه، درسته؟

23:27.865 --> 23:29.075
‫چنان آگهی ترحیم شگفت انگیزی

23:29.117 --> 23:31.911
‫که آرزو می‌کنه مردم اون رو
‫توی روزنامه‌ی فردا می‌خوندن

23:32.495 --> 23:33.621
‫عه، من... این...

23:33.663 --> 23:35.790
‫این یه تهدید به نظر میاد، تهدید نیست

23:35.832 --> 23:38.293
‫چی شده؟ خیلی جدی به نظر میاید

23:38.334 --> 23:41.337
‫اوه، متأسفانه جدی هستیم، مارو

23:41.379 --> 23:43.881
‫دلمون نمی‌خواد این خبر رو بهت بدیم

23:43.923 --> 23:45.925
‫آره. از این کار متنفریم

23:46.759 --> 23:47.969
‫عه...

23:48.011 --> 23:51.222
‫- تو بگو
‫- نیت ولز مواد مصرف می‌کنه

23:52.849 --> 23:55.643
‫- نیت ولز؟
‫- نظافتچی

23:55.685 --> 23:58.980
‫- اوه، نیت، آره
‫- آره

23:59.022 --> 24:00.315
‫- وای
‫- وای

24:00.356 --> 24:01.983
‫- این تعجب‌آوره
‫- آره

24:02.025 --> 24:04.110
‫چجور موادی؟

24:04.152 --> 24:06.237
‫- خب، ماشرومِ مصنوعی...
‫- پاپرز، گاز خنده،

24:06.279 --> 24:07.989
‫- مواد مخدر و محرک
‫- که باعث توهم

24:08.031 --> 24:09.240
‫- و صدا شنیدن میشن
‫- مواد خاص

24:09.282 --> 24:10.783
‫یارو متوهّمه، مارو

24:10.825 --> 24:12.118
‫اون یه چیزهایی از خودش در میاره

24:12.160 --> 24:15.705
‫یعنی چیزهای جنون‌آمیز مثل تئوری توطئه

24:15.747 --> 24:17.832
‫سرنگونی، خیانت

24:17.874 --> 24:20.501
یه لحظه در مورد دولت‌ها
و بعدش در مورد شرکت‌ها

24:20.543 --> 24:21.585
یه بار در مورد مدرسه بود

24:21.609 --> 24:22.587
‫- آره
‫- آره

24:22.629 --> 24:25.298
‫کارهایی که قوّه‌ی تخیل
‫انجام میده حیرت‌انگیزه

24:25.340 --> 24:28.509
‫وقتی که مواد مخدر تحتِ تأثیر قرارش میدن

24:29.469 --> 24:31.220
‫خدای بزرگ. نیت

24:34.849 --> 24:37.602
‫- آره، نیتِ بیچاره
‫- نیتِ بدبخت بیچاره

24:38.853 --> 24:40.271
‫«او مرد تحول‌آفرین بود،

24:40.313 --> 24:42.523
‫دستمال توالت، پاکت، حوله کاغذی،

24:42.565 --> 24:44.025
‫همه چیز تولید می‌کرد.» آره

24:44.067 --> 24:46.986
‫«فقط به خاطر کفِ پای صافش به ویتنام نرفت

24:47.028 --> 24:50.615
‫اما در نهایت چهار سال قبل توانست
‫با کشتی کروز به آنجا برود»

24:50.657 --> 24:51.991
‫خوبه، درسته؟ عالیه

24:52.033 --> 24:54.827
‫خب اون بچه نداره. اینم بنویسیم؟

24:54.869 --> 24:57.538
‫یعنی: «از او هیچ فرزندی باقی نمانده»

24:57.580 --> 24:59.332
‫اون هیچ بچه‌ای نداره؟

24:59.374 --> 25:01.000
‫- مشکلی داره؟
‫- نه

25:01.042 --> 25:02.210
‫فکر کنم بهتره بهش اشاره نکنیم

25:02.252 --> 25:04.420
‫شرکتش مثل بچه‌هاشه

25:04.462 --> 25:06.089
‫این قشنگه

25:06.130 --> 25:08.132
‫- می‌خوای بنویسمش؟
‫- اره، بنویسش

25:08.174 --> 25:09.550
‫از او شرکتش باقی مانده

25:09.592 --> 25:11.594
‫نه. شرکتش مثلِ بچه‌هاشه

25:16.266 --> 25:18.601
‫خدای آسمانی

25:18.643 --> 25:23.856
‫لطفاً به برادرم نیت
‫در این دوره‌ی تاریک کمک کن

25:24.440 --> 25:27.086
‫و اون رو به سمتِ نور هدایت کن

25:27.110 --> 25:30.196
‫♪ پایین بیا ♪

25:30.238 --> 25:34.367
‫♪ ارابه‌ی آسمانی ♪

25:34.409 --> 25:39.497
‫♪ که می‌آیی مرا به خانه ببری ♪

25:40.331 --> 25:41.749
‫هی. یه لحظه وقت داری؟

25:43.167 --> 25:45.753
‫من امروز بعد از ظهر با بچه‌ها کار می‌کردم

25:45.795 --> 25:49.507
‫یه چیزی برات آماده کردیم
‫که امیدوارم ازش لذت ببری

25:50.800 --> 25:53.303
‫«مارو پاتنام مُرده

25:54.178 --> 25:56.472
‫او دیروز مُرد

25:56.514 --> 25:59.851
‫کسانی که دوستش داشتند
‫او را احاطه نکرده بودند

25:59.892 --> 26:05.523
‫کسانی که تحسینش می‌کردند
‫او را احاطه کرده بودند»

26:05.565 --> 26:07.900
‫- ند، این چیه؟
‫- لطفاً. اگه اجازه بدی،

26:07.942 --> 26:11.112
‫داریم به قسمتی می‌رسیم که واقعاً
‫فکر می‌کنم هوش از سرت بپرونه

26:11.154 --> 26:12.947
‫وقتی داشتیم می‌نوشتیمش اشکمون در اومد

26:12.989 --> 26:16.951
‫ند، یه اتفاقی افتاده و...

26:16.993 --> 26:20.121
‫نمی‌تونم بگم که منم احساسش نمی‌کنم

26:20.163 --> 26:21.873
‫ولی برام یه دنیا ارزش داره،

26:21.914 --> 26:24.167
‫اگه واقعاً در موردش حرف نزنیم

26:25.835 --> 26:27.128
‫من بابات نیستم

26:27.879 --> 26:29.087
‫این یه کسب و کاره

26:29.111 --> 26:30.714
‫و ما روزنامه رو تعطیل نمی‌کنیم

26:30.738 --> 26:33.092
‫چون یه آگهی ترحیم بد نوشتی

26:33.134 --> 26:34.928
‫یا ناجور رفتار کردی

26:34.969 --> 26:37.055
‫تعطیلش می‌کنیم

26:37.096 --> 26:38.723
‫چون هیچ پولی در نمیارید

26:39.933 --> 26:40.892
‫آره

26:40.934 --> 26:42.268
‫امروز فهمیدم

26:42.310 --> 26:45.229
‫که یه مرد خیلی نازنین
‫به مواد مخدر معتاده

26:46.105 --> 26:47.649
‫این واقعیه

26:47.690 --> 26:49.692
‫من انرژی‌ام رو صرفِ اون می‌کنم

26:59.369 --> 27:02.580
‫عشق حقیقی چیزی نیست
‫که با صدای بلند ابراز کنی

27:03.790 --> 27:05.083
‫بچه‌ها این رو نمی‌فهمن

27:05.124 --> 27:06.668
‫چون بر اساس تجربه‌ست

27:06.709 --> 27:08.836
‫تجربه‌ی طولانی مدت

27:08.878 --> 27:12.882
‫لازم نیست به کسایی که واقعاً دوست داری
‫بگی دوستت دارم

27:12.924 --> 27:14.133
‫اونا می‌دونن

27:15.218 --> 27:17.178
‫هی، مارو؟

27:17.220 --> 27:19.389
‫یادت نره قرص‌های ویتامین دی بخوری

27:19.430 --> 27:21.349
‫بهت نیاز داریم. سالم لازمت داریم

27:22.225 --> 27:23.601
‫فردا می‌بینمت، اَن

27:25.144 --> 27:26.980
‫۴۲ سال

27:27.021 --> 27:28.439
‫بدون اون نمی‌تونستم به اینجا برسم

27:29.983 --> 27:31.234
‫زنِ برادرم

27:43.870 --> 27:48.416
‫[مِیر پریتی: گزارش شرکت گاز]
‫[گزارشم برای فردا]

27:48.440 --> 27:50.711
‫[ممنون، مِیر]

27:54.280 --> 27:57.559
‫[راستی، مارو اول بهت گفت دوستت دارم]

27:57.583 --> 28:00.162
‫[دیدی گفتم؟]
‫[می‌دونستم]

28:00.186 --> 28:02.623
‫[مرسی که مثل بقیه بهم تیکه ننداختی]

28:02.647 --> 28:04.891
‫[تیکه‌هام رو نگه داشتم واسه بعد]

28:04.915 --> 28:08.228
‫[باشه]
‫[الان تیکه بنداز]

28:08.252 --> 28:10.772
‫[مارو بهت خرجی میده یا حقوق؟]

28:10.796 --> 28:12.733
‫[خخخ]

28:12.757 --> 28:15.360
‫[تو و مدیر عامل برنامه‌ی خاصی]
‫[برای روز ولنتاین دارید؟]

28:15.384 --> 28:16.870
‫[اوف]

28:16.894 --> 28:20.198
‫[ایمیل‌هات رو با اسم ند امضا می‌کنی]
‫[یا خانم مارو پاتنام؟]

28:20.222 --> 28:22.117
‫[اون برات میلفه؟]

28:22.141 --> 28:24.453
‫[فهمیدی؟]

28:24.560 --> 28:27.289
‫[می‌فهمم]

28:27.313 --> 28:32.127
‫[ماروی که دوست دارم بکنـ...]

28:33.000 --> 28:53.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
