WEBVTT

00:00.020 --> 00:10.020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:10.750 --> 00:13.670
‫خیلی استرس دارم.

00:14.200 --> 00:15.850
‫معلومه که داری.

00:15.850 --> 00:20.050
‫آخه اولین باره که با پدر و
‫مادر ریا-ساما روبه‌رو می‌شین.

00:20.410 --> 00:25.320
‫یوکینو-سان، شما پدر و مادر
‫ریا رو دیدین، مگه نه؟

00:25.320 --> 00:28.570
‫بله، قبلاً توی عمارت اصلی کار می‌کردم.

00:28.900 --> 00:30.660
‫چه‌جور آدمایی هستن؟

00:31.220 --> 00:33.170
‫خیلی نگرانم.

00:33.980 --> 00:39.760
‫اگه ازم خوششون نیاد چی؟
‫یا اگه منو به عنوان عروسشون نخوان؟

00:40.740 --> 00:42.350
‫اصلاً نگران نباشین.

00:42.350 --> 00:46.580
‫برعکس، انقدر عاشقتون می‌شن
‫که دست از سرتون برنمی‌دارن.

00:46.580 --> 00:49.070
‫وا... واقعاً این‌طور فکر می‌کنین؟

00:58.920 --> 01:02.340
‫اصلاً خودمو نمی‌شناسم.

01:02.600 --> 01:06.190
‫خیلی ماه شدین، حسابی بهتون میاد.

01:06.570 --> 01:09.350
‫مـ... ممنونم.

01:09.910 --> 01:10.980
‫یوزو.

01:19.340 --> 01:21.490
‫می‌بینم که حاضر شدی.

01:22.200 --> 01:23.420
‫ریا.

01:23.740 --> 01:28.970
‫راستی، بابت کیمونوی قشنگی که بهم داری ممنونم.

01:29.880 --> 01:32.640
‫تا حالا همچین چیزی نپوشیده بودم.

01:33.480 --> 01:34.640
‫به نظرت چطوره؟

01:38.390 --> 01:39.720
‫زیبا شدی.

01:40.970 --> 01:45.050
‫دلم می‌خواد یه جا حبست کنم تا
‫هیچ‌کس دیگه‌ای این‌طوری نبینتت.

01:47.110 --> 01:51.600
‫حالا دیگه راحت می‌تونم حرفای
‫شیرین ریا رو باور کنم،

01:51.910 --> 01:57.970
‫چون حسمو بهش گفتم و
‫قبول کردم که ریا دوست دارم.

02:07.540 --> 02:10.420
‫عروس اُنی

03:30.080 --> 03:34.040
‫قسمت دهم: ضیافت آیاکاشی‌ها

03:39.550 --> 03:42.490
‫هوا چقدر تمیز و سبکه.

03:43.020 --> 03:46.690
‫احتمالاً چون کلاً از دنیای بیرون جدا شدیم.

03:47.110 --> 03:52.070
‫بزرگان خاندان‌های مختلف
‫دور این منطقه حصار کشیدن.

03:52.070 --> 03:53.760
‫که این‌طور.

03:53.760 --> 03:57.740
‫فقط کسایی که دعوت‌نامه دارن
‫می‌تونن به عمارت برسن.

03:57.740 --> 04:03.930
‫هرکی بدون دعوت وارد بشه،
‫تا ابد تو این جنگل سرگردون می‌مونه.

04:05.280 --> 04:08.240
‫اصلاً می‌دونه این حرفش چقدر ترسناکه؟

04:30.860 --> 04:33.460
‫پدر و مادر ریا اینجان.

04:34.290 --> 04:38.140
‫یعنی منو قبول می‌کنن؟

04:41.110 --> 04:42.040
‫بریم داخل.

04:57.020 --> 04:58.270
‫از این طرف.

05:10.050 --> 05:11.600
‫چقدر شلوغ‌پلوغه.

05:14.320 --> 05:15.220
‫چی؟

05:16.710 --> 05:21.240
‫ولی من که صدایی نمی‌شنوم،
‫اینجا که کسی نیست.

05:21.500 --> 05:23.980
‫آدما متوجه حضورشون نمی‌شن،

05:24.290 --> 05:27.690
‫اما توی تالار بزرگ ته طبقه اول،
‫کلی آدم جمع شدن.

05:28.160 --> 05:30.110
‫انگار حسابی داره بهشون خوش می‌گذره.

05:30.730 --> 05:32.360
‫کلی آدم!؟

05:32.360 --> 05:36.000
‫چیزی نیست. مشکل بزرگ‌تر اینه که...

05:39.240 --> 05:41.260
‫بی‌خیال، ولش کن.

05:42.680 --> 05:47.260
‫حالا که بحثش رو کردی باید کامل بگی،
‫داری نگرانم می‌کنی.

05:48.000 --> 05:52.060
‫کنار من بمون،
‫لازم نیست نگران هیچی باشی.

05:52.740 --> 05:54.000
‫باشه.

06:00.140 --> 06:03.480
‫پدر و مادر ریا اینجان.

06:03.890 --> 06:05.750
‫یعنی چه‌جور آدمایی هستن؟

06:06.760 --> 06:08.810
‫لازم نیست استرس داشته باشی.

06:08.810 --> 06:11.570
‫راستش، این استرست زیاد طول نمی‌کشه.

06:11.570 --> 06:13.790
‫منظورت چیه؟

06:23.310 --> 06:26.290
‫از... از دیدنتون خوشبختم، من—

06:29.400 --> 06:30.040
‫هاه؟

06:30.040 --> 06:32.050
‫تو باید همون یوزو-چان باشی!

06:32.050 --> 06:36.080
‫مُردیم از بس چشم‌به‌راهت بودیم!

06:36.080 --> 06:37.690
‫چـ... چیزه...

06:38.680 --> 06:41.280
‫سارا-چان، منم همین‌طور!

06:41.280 --> 06:42.310
‫چـ... چی!؟

06:44.810 --> 06:48.780
‫پدر، مادر، دارین یوزو رو می‌ترسونین.

06:48.780 --> 06:50.320
‫ای وای!

06:50.650 --> 06:53.330
‫مادر؟ پدر؟

06:53.330 --> 06:55.330
‫بی‌خیال، بذار یه ذره دیگه بغلش کنم.

06:55.330 --> 06:57.830
‫من که هنوز اصلاً بغلش نکردم!

06:58.180 --> 07:01.990
‫صبر کن، اینا واقعاً پدر و مادر ریان!؟

07:02.840 --> 07:05.750
‫فکر می‌کردم خیلی جدی‌تر از این حرفا باشن.

07:06.940 --> 07:12.040
‫می‌گم، اینا واقعاً پدر و مادرتن؟

07:12.040 --> 07:15.950
‫متأسفانه بله،
‫در کمال تعجب پدر و مادر واقعیم هستن.

07:15.950 --> 07:17.350
‫«متأسفانه»!؟

07:17.350 --> 07:18.360
‫خیلی بی‌انصافی!

07:18.700 --> 07:21.820
‫من سن‌یا هستم، پدری ریا-کون.

07:21.820 --> 07:23.850
‫منم سارا هستم، مادرش.

07:24.160 --> 07:25.840
‫مـ... منم یوزو هستم.

07:25.840 --> 07:28.790
‫دیدی؟ دیگه استرس نداری، مگه نه؟

07:28.790 --> 07:30.640
‫آره، واقعاً ندارم.

07:31.110 --> 07:34.540
‫ریا-سان خیلی هوامو داشته.

07:34.540 --> 07:36.980
‫از آشنایی با هر دوتون خیلی خوشحالم.

07:36.980 --> 07:38.670
‫مشتاقم بیشتر باهاتون آشنا بشم.

07:46.500 --> 07:48.650
‫ما هم از دیدنت خیلی خوشحالیم!

07:48.650 --> 07:50.620
‫خوش اومدی، یوزو-چان.

07:51.120 --> 07:52.230
‫خیلی ممنونم.

07:54.760 --> 07:58.960
‫شنیدیم داری میای،
‫برای همین کلی شیرینی خریدیم!

07:59.320 --> 08:02.200
‫شیرینی غربی بیشتر دوست داری یا ژاپنی؟

08:04.420 --> 08:05.550
‫چیزی شده؟

08:06.920 --> 08:11.260
‫یادم رفت برای مادر و پدرت کادو بیارم.

08:11.260 --> 08:12.530
‫حالا چیکار کنم؟

08:12.530 --> 08:16.270
‫وای، اصلاً فکرشم نکن عزیزم!

08:16.270 --> 08:19.530
‫آره، دور هم همینا رو می‌خوریم دیگه.

08:19.840 --> 08:23.330
‫طوری نیست یوزو، غصه‌شو نخور.

08:30.110 --> 08:31.500
‫چیزی شده؟

08:31.790 --> 08:35.710
‫ببخشید، آخه یه‌کم جا خوردیم.

08:35.710 --> 08:39.780
‫آره، نمی‌دونستیم بلدی
‫این‌قدر مهربون نگاش کنی.

08:43.510 --> 08:46.560
‫ریا-کون باهات مهربونه؟

08:46.560 --> 08:48.290
‫بـ... بله.

08:48.290 --> 08:49.810
‫واقعاً!؟

08:49.810 --> 08:52.380
‫پیش تو زیاد لبخند می‌زنه، یوزو-چان؟

08:52.680 --> 08:53.940
‫بله.

08:53.940 --> 08:55.580
‫جدی!؟

08:55.580 --> 08:58.570
‫بیشتر از خودتون دوتا برامون بگو!

08:58.570 --> 09:00.040
‫چـ... چیزه...

09:00.040 --> 09:03.190
‫پدر، مادر، یه‌کم آروم باشین.

09:13.440 --> 09:14.220
‫لعنتی!

09:14.600 --> 09:16.360
‫پس کجان؟

09:17.580 --> 09:22.720
‫حس می‌کنم داریم دور خودمون می‌چرخیم.

09:23.190 --> 09:25.160
‫همین دور و برا باید باشه.

09:26.120 --> 09:28.820
‫همین که عمارت رو پیدا
‫کنیم و از یوزو بخوایم،

09:28.820 --> 09:31.760
‫مطمئنم خاندان کیریوین بهمون
‫کمک مالی می‌کنن.

09:31.760 --> 09:35.740
‫آره، یوزو که مثل کارین نیست.

09:36.020 --> 09:39.550
‫هیچ‌وقت رو حرفمون «نه» نمیاره.

09:43.120 --> 09:46.710
‫بهتره زودتر بریم تا بقیه شاکی نشدن.

09:47.090 --> 09:49.310
‫مهمونی امسال داره تموم می‌شه.

09:50.010 --> 09:52.990
‫پایه‌ای تو رو به همه معرفی کنیم یوزو-چان؟

10:04.180 --> 10:05.330
‫سن‌یا-ساما.

10:07.430 --> 10:08.760
‫اوه، واقعاً؟

10:09.660 --> 10:14.070
‫انگار پدر و مادرت ماجرای مهمونی
‫رو از عروس آیاکاشی روباه شنیدن

10:14.070 --> 10:17.030
‫و سر خود وارد این محدوده شدن.

10:17.370 --> 10:18.410
‫چی؟

10:20.640 --> 10:22.970
‫پدر و مادرم؟

10:23.940 --> 10:28.040
‫یعنی اومدن منو ببینن؟ اما...

10:28.560 --> 10:34.560
‫ریا، مگه نگفتی هرکی بدون اجازه
‫بیاد تا ابد توی جنگل سرگردون می‌مونه؟

10:35.380 --> 10:37.530
‫چیزی نیست، یوزو چان.

10:37.530 --> 10:40.310
‫بالاخره یه نفرو می‌فرستیم بیارتشون.

10:42.150 --> 10:46.820
‫ولی شاید محض تنبیه بذاریم تا
‫آخر مهمونی همون‌جا معطل بمونن.

10:46.820 --> 10:51.430
‫احتمالاً دست به دامن تو شدن تا
‫برای آخرین بار کمکی ازت بگیرن.

10:51.850 --> 10:54.410
‫آیاکاشی‌های روباه‌ طردشون کردن.

10:54.410 --> 10:56.150
‫چی؟ واقعاً؟

10:56.150 --> 10:58.580
‫با اینکه کارین عروسشونه؟

10:59.340 --> 11:01.810
‫تصمیم رئیس خاندانشون بوده.

11:02.380 --> 11:07.370
‫به‌خاطر این تنبیه شدن که از قدرت روباه
‫برای نزدیک شدن به تو سوءاستفاده کردن.

11:08.660 --> 11:13.310
‫به‌زودی پدر و مادرت رو هم
‫مجبور می‌کنن برن یه جای دور.

11:13.670 --> 11:15.670
‫دیگه هیچ‌وقت نمی‌بیننت.

11:16.240 --> 11:19.030
‫اصلاً فکر نمی‌کردم ماجرا
‫انقدر بیخ پیدا کنه.

11:19.800 --> 11:25.940
‫آسیب زدن به تو یعنی
‫درافتادن با خاندان کیریوین.

11:26.690 --> 11:32.570
‫امیدوارم تا آخر مهمونی،
‫خواهرت هنوز عروسشون مونده باشه.

11:36.410 --> 11:37.830
‫یعنی چی؟

11:38.940 --> 11:39.820
‫بریم.

11:53.090 --> 11:55.020
‫بیا جامونو عوض کنیم.

11:56.390 --> 11:58.170
‫یالا دیگه.

11:59.480 --> 12:01.970
‫بریم!

12:02.800 --> 12:06.450
‫ارباب، خیلی خوش اومدین!

12:12.740 --> 12:16.260
‫واقعاً در رأس جامعه آیاکاشی‌ها قرار دارن.

12:20.750 --> 12:23.640
‫قربان، ایشون همونن؟

12:23.640 --> 12:26.790
‫آره، این عروس آینده‌مه.

12:26.790 --> 12:30.730
‫چی؟ ارباب جوان عروسش رو پیدا کرده؟

12:50.180 --> 12:51.490
‫خسته شدی؟

12:52.490 --> 12:54.450
‫مـ... من خوبم.

12:57.380 --> 12:58.770
‫ممنونم.

13:02.800 --> 13:06.770
‫ولی چرا همراه تو نیومدم تو؟

13:07.010 --> 13:09.860
‫اینکه پدرم به‌عنوان رئیس فعلی خاندان

13:09.860 --> 13:14.550
‫تو رو معرفی کنه، نشون می‌ده خاندان
‫کیریوین رسماً تو رو به‌عنوان عروس پذیرفته.

13:14.990 --> 13:17.540
‫این‌طوری می‌تونیم ازت محافظت کنیم.

13:17.540 --> 13:19.800
‫پس واسه این بود.

13:28.770 --> 13:30.380
‫اون اینجا چیکار می‌کنه؟

13:31.760 --> 13:34.850
‫خاندان کوگتسو رتبه بالایی بین آیاکاشی‌ها دارن.

13:35.280 --> 13:39.530
‫طبیعیه که همراه با عروساشون
‫تو مهمونی شرکت کنن.

13:40.710 --> 13:42.160
‫که این‌طور.

13:42.790 --> 13:44.170
‫چیزی میل داری بخوری؟

13:45.630 --> 13:46.640
‫آره.

13:58.510 --> 14:01.830
‫کارین دیگه خواهر کوچیک‌تر من نیست.

14:02.510 --> 14:05.880
‫دیگه هیچ‌وقت توی یه مسیر با هم قرار نمی‌گیریم.

14:21.530 --> 14:23.080
‫چه خبر شده؟

14:29.720 --> 14:31.540
‫رئیس قبیله روباه‌هاست.

14:35.740 --> 14:37.050
‫چقدر خوشگله.

14:37.370 --> 14:42.540
‫کوستسو نادشیکو.
‫روباه نُه‌دمیه که سنش از پدرمم بیشتره.

14:43.380 --> 14:45.170
‫چی؟ واقعاً؟

14:50.370 --> 14:52.910
‫داره میاد این طرف؟

14:53.380 --> 14:54.870
‫ظاهراً.

15:05.810 --> 15:09.340
‫عجب عروس بانمکی داری، ارباب‌ جوان.

15:09.340 --> 15:12.490
‫می‌دونم، نیازی به گفتن نیست.

15:14.240 --> 15:15.970
‫حسابی دلباخته‌اش شدی.

15:17.340 --> 15:18.720
‫من نادشیکو هستم.

15:19.820 --> 15:23.100
‫من شینونومه یوزو هستم.
‫از دیدنتون خوشحالم.

15:27.130 --> 15:31.590
‫یکی از اعضای خاندانم
‫بهت بی‌احترامی کرده بود.

15:31.590 --> 15:33.200
‫می‌خوام که خطاش رو ببخشی.

15:38.230 --> 15:41.100
‫نه، طوری نیست. چیز مهمی نبود.

15:41.100 --> 15:42.640
‫اصلاً نگرانش نباشین.

15:47.070 --> 15:49.360
‫دختر مهربونی هستی.

15:50.570 --> 15:55.990
‫کاش عروس اونم همین‌قدر دل‌رحم بود.

16:02.000 --> 16:06.090
‫بگذریم، خوشحال شدم دیدمت.

16:07.860 --> 16:08.980
‫با اجازه‌تون.

16:13.510 --> 16:15.970
‫قلـ...قلبم اومد تو دهنم.

16:16.980 --> 16:22.790
‫طبیعیه، بین آیاکاشی‌ها
‫نفوذش فقط از پدرم کمتره.

16:22.790 --> 16:24.850
‫این‌قدر قدرتمنده؟

16:25.270 --> 16:27.600
‫انگار ازت خوشش اومده یوزو.

16:27.920 --> 16:30.220
‫واقعاً این‌طور فکر می‌کنی؟

16:30.220 --> 16:32.860
‫دیگه به دلت بد راه نده و خوش بگذرون.

16:35.180 --> 16:38.040
‫من یه لحظه برم دستشویی.

16:38.870 --> 16:40.160
‫می‌خوای باهات بیام؟

16:40.580 --> 16:42.990
‫خـ... خودم تنها برم بهتره.

16:56.630 --> 16:58.290
‫باید زود برگردم.

17:14.630 --> 17:15.890
‫کارین...

17:18.450 --> 17:24.230
‫وقتی کارین به دنیا اومد،
‫انقدر کوچیک بودم که یادم نمیاد.

17:25.920 --> 17:27.590
‫چقدر کوچولوئه.

17:37.200 --> 17:42.450
‫تا جایی که یادمه،
‫کل خانواده دور کارین می‌چرخید.

17:43.180 --> 17:45.960
‫دلم می‌خواست پدر و مادرم
‫بیشتر بهم محبت کنن،

17:46.390 --> 17:49.550
‫برای همین همیشه به خواهر
‫کوچیک‌ترم حسودیم می‌شد.

17:50.550 --> 17:57.560
‫ولی تاتی‌تاتی کردناش دنبالم خیلی بامزه بود.

18:21.180 --> 18:22.370
‫کاری داری؟

18:23.340 --> 18:24.940
‫شوخی می‌کنی؟

18:24.940 --> 18:28.590
‫به‌خاطر تو طردمون کردن،
‫حالا من باید تاوان پس بدم؟

18:29.000 --> 18:32.570
‫اصلاً برات مهم نیست؟ عذاب وجدان نداری؟

18:32.570 --> 18:35.490
‫من که کاری نکردم.

18:36.040 --> 18:39.440
‫تقصیر توئه که هنوز برنگشتی خونه!

18:39.440 --> 18:42.470
‫کیریوین ریا از قبل دلباخته یکی دیگه بوده.

18:42.470 --> 18:44.540
‫عمراً رنگ خوشبختی رو ببینی!

18:44.990 --> 18:49.160
‫ریا گفت همه‌ش شایعه‌ست.

18:49.160 --> 18:52.830
‫اینطور نیست! داره گولت می‌زنه!

18:52.830 --> 18:54.160
‫برگرد خونه!

18:56.080 --> 18:57.250
‫چرا؟

18:57.660 --> 19:02.630
‫چون تو بی‌عرضه‌تر از اونی
‫هستی که عروس یه اُنی بشی!

19:09.290 --> 19:15.050
‫چرا انقدر زور می‌زنی که
‫بگی من عروسش نیستم؟

19:15.340 --> 19:19.600
‫مـ... من فقط نگران خودتم.

19:20.640 --> 19:23.210
‫نکنه چون خودت داری عذاب می‌کشی؟

19:23.740 --> 19:27.240
‫برای همین چشم دیدنش رو نداری؟

19:28.020 --> 19:29.760
‫عذاب می‌کشم؟

19:30.780 --> 19:32.060
‫کی، من؟

19:33.690 --> 19:37.890
‫کارین، تو همیشه خودخواهی.

19:37.890 --> 19:41.950
‫ما به پولشون نیاز داریم، از یوزو عذرخواهی کن.

19:43.560 --> 19:48.970
‫کارین، اگه با نادشیکو-ساما
‫دربیفتیم دیگه جامون تو قبیله نیست.

19:48.970 --> 19:50.930
‫برای همین فعلاً یه کم دندون رو جیگر بذار.

19:53.710 --> 19:55.230
‫پیش خودت چه فکری کردی؟

19:55.600 --> 19:59.550
‫مادر و پدر حتی چشم دیدنت رو ندارن.

19:59.550 --> 20:01.630
‫تو فقط یه دختربچه مفلوکی.

20:02.400 --> 20:06.910
‫واقعاً باور کردی
‫کیریوین ریا عاشقت شده؟

20:06.910 --> 20:12.620
‫غیرممکنه! تو به درد هیشکی نمی‌خوری!

20:12.620 --> 20:15.360
‫حتی خانواده‌ات هم ازت بیزارن!

20:17.090 --> 20:18.700
‫با اینکه اینا رو از قبل می‌دونستم...

20:19.290 --> 20:22.230
‫ولی وقتی این‌طوری می‌کوبتش تو صورتم،
‫دلم آتیش می‌گیره.

20:22.230 --> 20:26.300
‫معلومه که هوای کارین رو داریم،
‫اون یه عروسه.

20:26.300 --> 20:28.380
‫باید بسوزی و بسازی، یوزو.

20:30.580 --> 20:33.310
‫با این همه، بازم دلم پَر می‌زد
‫که پدر و مادرم دوستم داشته باشن.

20:33.740 --> 20:36.460
‫همین امید واهی بود که
‫داشت ذره‌ذره آبم می‌کرد.

20:37.620 --> 20:40.900
‫چیه؟ لال‌مونی گرفتی، نه؟

20:40.900 --> 20:44.600
‫چون خودتم خوب می‌دونی راسته
‫که هیشکی تو رو نمی‌خواد.

20:45.310 --> 20:48.370
‫حق با توئه. راست می‌گی.

20:49.410 --> 20:51.240
‫مگه نه؟

20:51.240 --> 20:56.120
‫ولی این دیگه برام پشیزی ارزش نداره.

20:57.250 --> 20:58.630
‫اهمیتی نداره؟

20:59.550 --> 21:00.760
‫اون روز...

21:04.400 --> 21:09.690
‫بغضی که سال‌ها با خون‌دل قورت داده بودم،
‫بالاخره ترکید.

21:13.510 --> 21:16.740
‫اما بعدش با ریا آشنا شدم.

21:18.380 --> 21:22.130
‫و بالاخره ازش گذشتم.

21:22.780 --> 21:26.310
‫می‌خوام بذارمت کنار و فراموشت کنم.

21:28.180 --> 21:33.820
‫من دیگه تو زندگی و آینده‌ام،
‫نه به تو نیاز دارم، نه به مادر و پدر.

21:35.270 --> 21:38.830
‫چون الان واقعاً خوشبختم.

21:45.400 --> 21:46.590
‫کارین!

21:51.090 --> 21:55.580
‫همه‌اش تقصیر توئه! تقصیر تو!

21:55.580 --> 21:56.540
‫بس کن!

21:58.970 --> 22:00.260
‫آروم باش!

22:21.260 --> 22:22.650
‫چی؟

22:22.670 --> 22:32.670
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:54.930 --> 24:00.030
‫قسمت بعد: خواهران عروس
