1
00:00:00,020 --> 00:00:10,020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:10,750 --> 00:00:13,670
‫خیلی استرس دارم.

3
00:00:14,200 --> 00:00:15,850
‫معلومه که داری.

4
00:00:15,850 --> 00:00:20,050
‫آخه اولین باره که با پدر و
‫مادر ریا-ساما روبه‌رو می‌شین.

5
00:00:20,410 --> 00:00:25,320
‫یوکینو-سان، شما پدر و مادر
‫ریا رو دیدین، مگه نه؟

6
00:00:25,320 --> 00:00:28,570
‫بله، قبلاً توی عمارت اصلی کار می‌کردم.

7
00:00:28,900 --> 00:00:30,660
‫چه‌جور آدمایی هستن؟

8
00:00:31,220 --> 00:00:33,170
‫خیلی نگرانم.

9
00:00:33,980 --> 00:00:39,760
‫اگه ازم خوششون نیاد چی؟
‫یا اگه منو به عنوان عروسشون نخوان؟

10
00:00:40,740 --> 00:00:42,350
‫اصلاً نگران نباشین.

11
00:00:42,350 --> 00:00:46,580
‫برعکس، انقدر عاشقتون می‌شن
‫که دست از سرتون برنمی‌دارن.

12
00:00:46,580 --> 00:00:49,070
‫وا... واقعاً این‌طور فکر می‌کنین؟

13
00:00:58,920 --> 00:01:02,340
‫اصلاً خودمو نمی‌شناسم.

14
00:01:02,600 --> 00:01:06,190
‫خیلی ماه شدین، حسابی بهتون میاد.

15
00:01:06,570 --> 00:01:09,350
‫مـ... ممنونم.

16
00:01:09,910 --> 00:01:10,980
‫یوزو.

17
00:01:19,340 --> 00:01:21,490
‫می‌بینم که حاضر شدی.

18
00:01:22,200 --> 00:01:23,420
‫ریا.

19
00:01:23,740 --> 00:01:28,970
‫راستی، بابت کیمونوی قشنگی که بهم داری ممنونم.

20
00:01:29,880 --> 00:01:32,640
‫تا حالا همچین چیزی نپوشیده بودم.

21
00:01:33,480 --> 00:01:34,640
‫به نظرت چطوره؟

22
00:01:38,390 --> 00:01:39,720
‫زیبا شدی.

23
00:01:40,970 --> 00:01:45,050
‫دلم می‌خواد یه جا حبست کنم تا
‫هیچ‌کس دیگه‌ای این‌طوری نبینتت.

24
00:01:47,110 --> 00:01:51,600
‫حالا دیگه راحت می‌تونم حرفای
‫شیرین ریا رو باور کنم،

25
00:01:51,910 --> 00:01:57,970
‫چون حسمو بهش گفتم و
‫قبول کردم که ریا دوست دارم.

26
00:02:07,540 --> 00:02:10,420
‫عروس اُنی

27
00:03:30,080 --> 00:03:34,040
‫قسمت دهم: ضیافت آیاکاشی‌ها

28
00:03:39,550 --> 00:03:42,490
‫هوا چقدر تمیز و سبکه.

29
00:03:43,020 --> 00:03:46,690
‫احتمالاً چون کلاً از دنیای بیرون جدا شدیم.

30
00:03:47,110 --> 00:03:52,070
‫بزرگان خاندان‌های مختلف
‫دور این منطقه حصار کشیدن.

31
00:03:52,070 --> 00:03:53,760
‫که این‌طور.

32
00:03:53,760 --> 00:03:57,740
‫فقط کسایی که دعوت‌نامه دارن
‫می‌تونن به عمارت برسن.

33
00:03:57,740 --> 00:04:03,930
‫هرکی بدون دعوت وارد بشه،
‫تا ابد تو این جنگل سرگردون می‌مونه.

34
00:04:05,280 --> 00:04:08,240
‫اصلاً می‌دونه این حرفش چقدر ترسناکه؟

35
00:04:30,860 --> 00:04:33,460
‫پدر و مادر ریا اینجان.

36
00:04:34,290 --> 00:04:38,140
‫یعنی منو قبول می‌کنن؟

37
00:04:41,110 --> 00:04:42,040
‫بریم داخل.

38
00:04:57,020 --> 00:04:58,270
‫از این طرف.

39
00:05:10,050 --> 00:05:11,600
‫چقدر شلوغ‌پلوغه.

40
00:05:14,320 --> 00:05:15,220
‫چی؟

41
00:05:16,710 --> 00:05:21,240
‫ولی من که صدایی نمی‌شنوم،
‫اینجا که کسی نیست.

42
00:05:21,500 --> 00:05:23,980
‫آدما متوجه حضورشون نمی‌شن،

43
00:05:24,290 --> 00:05:27,690
‫اما توی تالار بزرگ ته طبقه اول،
‫کلی آدم جمع شدن.

44
00:05:28,160 --> 00:05:30,110
‫انگار حسابی داره بهشون خوش می‌گذره.

45
00:05:30,730 --> 00:05:32,360
‫کلی آدم!؟

46
00:05:32,360 --> 00:05:36,000
‫چیزی نیست. مشکل بزرگ‌تر اینه که...

47
00:05:39,240 --> 00:05:41,260
‫بی‌خیال، ولش کن.

48
00:05:42,680 --> 00:05:47,260
‫حالا که بحثش رو کردی باید کامل بگی،
‫داری نگرانم می‌کنی.

49
00:05:48,000 --> 00:05:52,060
‫کنار من بمون،
‫لازم نیست نگران هیچی باشی.

50
00:05:52,740 --> 00:05:54,000
‫باشه.

51
00:06:00,140 --> 00:06:03,480
‫پدر و مادر ریا اینجان.

52
00:06:03,890 --> 00:06:05,750
‫یعنی چه‌جور آدمایی هستن؟

53
00:06:06,760 --> 00:06:08,810
‫لازم نیست استرس داشته باشی.

54
00:06:08,810 --> 00:06:11,570
‫راستش، این استرست زیاد طول نمی‌کشه.

55
00:06:11,570 --> 00:06:13,790
‫منظورت چیه؟

56
00:06:23,310 --> 00:06:26,290
‫از... از دیدنتون خوشبختم، من—

57
00:06:29,400 --> 00:06:30,040
‫هاه؟

58
00:06:30,040 --> 00:06:32,050
‫تو باید همون یوزو-چان باشی!

59
00:06:32,050 --> 00:06:36,080
‫مُردیم از بس چشم‌به‌راهت بودیم!

60
00:06:36,080 --> 00:06:37,690
‫چـ... چیزه...

61
00:06:38,680 --> 00:06:41,280
‫سارا-چان، منم همین‌طور!

62
00:06:41,280 --> 00:06:42,310
‫چـ... چی!؟

63
00:06:44,810 --> 00:06:48,780
‫پدر، مادر، دارین یوزو رو می‌ترسونین.

64
00:06:48,780 --> 00:06:50,320
‫ای وای!

65
00:06:50,650 --> 00:06:53,330
‫مادر؟ پدر؟

66
00:06:53,330 --> 00:06:55,330
‫بی‌خیال، بذار یه ذره دیگه بغلش کنم.

67
00:06:55,330 --> 00:06:57,830
‫من که هنوز اصلاً بغلش نکردم!

68
00:06:58,180 --> 00:07:01,990
‫صبر کن، اینا واقعاً پدر و مادر ریان!؟

69
00:07:02,840 --> 00:07:05,750
‫فکر می‌کردم خیلی جدی‌تر از این حرفا باشن.

70
00:07:06,940 --> 00:07:12,040
‫می‌گم، اینا واقعاً پدر و مادرتن؟

71
00:07:12,040 --> 00:07:15,950
‫متأسفانه بله،
‫در کمال تعجب پدر و مادر واقعیم هستن.

72
00:07:15,950 --> 00:07:17,350
‫«متأسفانه»!؟

73
00:07:17,350 --> 00:07:18,360
‫خیلی بی‌انصافی!

74
00:07:18,700 --> 00:07:21,820
‫من سن‌یا هستم، پدری ریا-کون.

75
00:07:21,820 --> 00:07:23,850
‫منم سارا هستم، مادرش.

76
00:07:24,160 --> 00:07:25,840
‫مـ... منم یوزو هستم.

77
00:07:25,840 --> 00:07:28,790
‫دیدی؟ دیگه استرس نداری، مگه نه؟

78
00:07:28,790 --> 00:07:30,640
‫آره، واقعاً ندارم.

79
00:07:31,110 --> 00:07:34,540
‫ریا-سان خیلی هوامو داشته.

80
00:07:34,540 --> 00:07:36,980
‫از آشنایی با هر دوتون خیلی خوشحالم.

81
00:07:36,980 --> 00:07:38,670
‫مشتاقم بیشتر باهاتون آشنا بشم.

82
00:07:46,500 --> 00:07:48,650
‫ما هم از دیدنت خیلی خوشحالیم!

83
00:07:48,650 --> 00:07:50,620
‫خوش اومدی، یوزو-چان.

84
00:07:51,120 --> 00:07:52,230
‫خیلی ممنونم.

85
00:07:54,760 --> 00:07:58,960
‫شنیدیم داری میای،
‫برای همین کلی شیرینی خریدیم!

86
00:07:59,320 --> 00:08:02,200
‫شیرینی غربی بیشتر دوست داری یا ژاپنی؟

87
00:08:04,420 --> 00:08:05,550
‫چیزی شده؟

88
00:08:06,920 --> 00:08:11,260
‫یادم رفت برای مادر و پدرت کادو بیارم.

89
00:08:11,260 --> 00:08:12,530
‫حالا چیکار کنم؟

90
00:08:12,530 --> 00:08:16,270
‫وای، اصلاً فکرشم نکن عزیزم!

91
00:08:16,270 --> 00:08:19,530
‫آره، دور هم همینا رو می‌خوریم دیگه.

92
00:08:19,840 --> 00:08:23,330
‫طوری نیست یوزو، غصه‌شو نخور.

93
00:08:30,110 --> 00:08:31,500
‫چیزی شده؟

94
00:08:31,790 --> 00:08:35,710
‫ببخشید، آخه یه‌کم جا خوردیم.

95
00:08:35,710 --> 00:08:39,780
‫آره، نمی‌دونستیم بلدی
‫این‌قدر مهربون نگاش کنی.

96
00:08:43,510 --> 00:08:46,560
‫ریا-کون باهات مهربونه؟

97
00:08:46,560 --> 00:08:48,290
‫بـ... بله.

98
00:08:48,290 --> 00:08:49,810
‫واقعاً!؟

99
00:08:49,810 --> 00:08:52,380
‫پیش تو زیاد لبخند می‌زنه، یوزو-چان؟

100
00:08:52,680 --> 00:08:53,940
‫بله.

101
00:08:53,940 --> 00:08:55,580
‫جدی!؟

102
00:08:55,580 --> 00:08:58,570
‫بیشتر از خودتون دوتا برامون بگو!

103
00:08:58,570 --> 00:09:00,040
‫چـ... چیزه...

104
00:09:00,040 --> 00:09:03,190
‫پدر، مادر، یه‌کم آروم باشین.

105
00:09:13,440 --> 00:09:14,220
‫لعنتی!

106
00:09:14,600 --> 00:09:16,360
‫پس کجان؟

107
00:09:17,580 --> 00:09:22,720
‫حس می‌کنم داریم دور خودمون می‌چرخیم.

108
00:09:23,190 --> 00:09:25,160
‫همین دور و برا باید باشه.

109
00:09:26,120 --> 00:09:28,820
‫همین که عمارت رو پیدا
‫کنیم و از یوزو بخوایم،

110
00:09:28,820 --> 00:09:31,760
‫مطمئنم خاندان کیریوین بهمون
‫کمک مالی می‌کنن.

111
00:09:31,760 --> 00:09:35,740
‫آره، یوزو که مثل کارین نیست.

112
00:09:36,020 --> 00:09:39,550
‫هیچ‌وقت رو حرفمون «نه» نمیاره.

113
00:09:43,120 --> 00:09:46,710
‫بهتره زودتر بریم تا بقیه شاکی نشدن.

114
00:09:47,090 --> 00:09:49,310
‫مهمونی امسال داره تموم می‌شه.

115
00:09:50,010 --> 00:09:52,990
‫پایه‌ای تو رو به همه معرفی کنیم یوزو-چان؟

116
00:10:04,180 --> 00:10:05,330
‫سن‌یا-ساما.

117
00:10:07,430 --> 00:10:08,760
‫اوه، واقعاً؟

118
00:10:09,660 --> 00:10:14,070
‫انگار پدر و مادرت ماجرای مهمونی
‫رو از عروس آیاکاشی روباه شنیدن

119
00:10:14,070 --> 00:10:17,030
‫و سر خود وارد این محدوده شدن.

120
00:10:17,370 --> 00:10:18,410
‫چی؟

121
00:10:20,640 --> 00:10:22,970
‫پدر و مادرم؟

122
00:10:23,940 --> 00:10:28,040
‫یعنی اومدن منو ببینن؟ اما...

123
00:10:28,560 --> 00:10:34,560
‫ریا، مگه نگفتی هرکی بدون اجازه
‫بیاد تا ابد توی جنگل سرگردون می‌مونه؟

124
00:10:35,380 --> 00:10:37,530
‫چیزی نیست، یوزو چان.

125
00:10:37,530 --> 00:10:40,310
‫بالاخره یه نفرو می‌فرستیم بیارتشون.

126
00:10:42,150 --> 00:10:46,820
‫ولی شاید محض تنبیه بذاریم تا
‫آخر مهمونی همون‌جا معطل بمونن.

127
00:10:46,820 --> 00:10:51,430
‫احتمالاً دست به دامن تو شدن تا
‫برای آخرین بار کمکی ازت بگیرن.

128
00:10:51,850 --> 00:10:54,410
‫آیاکاشی‌های روباه‌ طردشون کردن.

129
00:10:54,410 --> 00:10:56,150
‫چی؟ واقعاً؟

130
00:10:56,150 --> 00:10:58,580
‫با اینکه کارین عروسشونه؟

131
00:10:59,340 --> 00:11:01,810
‫تصمیم رئیس خاندانشون بوده.

132
00:11:02,380 --> 00:11:07,370
‫به‌خاطر این تنبیه شدن که از قدرت روباه
‫برای نزدیک شدن به تو سوءاستفاده کردن.

133
00:11:08,660 --> 00:11:13,310
‫به‌زودی پدر و مادرت رو هم
‫مجبور می‌کنن برن یه جای دور.

134
00:11:13,670 --> 00:11:15,670
‫دیگه هیچ‌وقت نمی‌بیننت.

135
00:11:16,240 --> 00:11:19,030
‫اصلاً فکر نمی‌کردم ماجرا
‫انقدر بیخ پیدا کنه.

136
00:11:19,800 --> 00:11:25,940
‫آسیب زدن به تو یعنی
‫درافتادن با خاندان کیریوین.

137
00:11:26,690 --> 00:11:32,570
‫امیدوارم تا آخر مهمونی،
‫خواهرت هنوز عروسشون مونده باشه.

138
00:11:36,410 --> 00:11:37,830
‫یعنی چی؟

139
00:11:38,940 --> 00:11:39,820
‫بریم.

140
00:11:53,090 --> 00:11:55,020
‫بیا جامونو عوض کنیم.

141
00:11:56,390 --> 00:11:58,170
‫یالا دیگه.

142
00:11:59,480 --> 00:12:01,970
‫بریم!

143
00:12:02,800 --> 00:12:06,450
‫ارباب، خیلی خوش اومدین!

144
00:12:12,740 --> 00:12:16,260
‫واقعاً در رأس جامعه آیاکاشی‌ها قرار دارن.

145
00:12:20,750 --> 00:12:23,640
‫قربان، ایشون همونن؟

146
00:12:23,640 --> 00:12:26,790
‫آره، این عروس آینده‌مه.

147
00:12:26,790 --> 00:12:30,730
‫چی؟ ارباب جوان عروسش رو پیدا کرده؟

148
00:12:50,180 --> 00:12:51,490
‫خسته شدی؟

149
00:12:52,490 --> 00:12:54,450
‫مـ... من خوبم.

150
00:12:57,380 --> 00:12:58,770
‫ممنونم.

151
00:13:02,800 --> 00:13:06,770
‫ولی چرا همراه تو نیومدم تو؟

152
00:13:07,010 --> 00:13:09,860
‫اینکه پدرم به‌عنوان رئیس فعلی خاندان

153
00:13:09,860 --> 00:13:14,550
‫تو رو معرفی کنه، نشون می‌ده خاندان
‫کیریوین رسماً تو رو به‌عنوان عروس پذیرفته.

154
00:13:14,990 --> 00:13:17,540
‫این‌طوری می‌تونیم ازت محافظت کنیم.

155
00:13:17,540 --> 00:13:19,800
‫پس واسه این بود.

156
00:13:28,770 --> 00:13:30,380
‫اون اینجا چیکار می‌کنه؟

157
00:13:31,760 --> 00:13:34,850
‫خاندان کوگتسو رتبه بالایی بین آیاکاشی‌ها دارن.

158
00:13:35,280 --> 00:13:39,530
‫طبیعیه که همراه با عروساشون
‫تو مهمونی شرکت کنن.

159
00:13:40,710 --> 00:13:42,160
‫که این‌طور.

160
00:13:42,790 --> 00:13:44,170
‫چیزی میل داری بخوری؟

161
00:13:45,630 --> 00:13:46,640
‫آره.

162
00:13:58,510 --> 00:14:01,830
‫کارین دیگه خواهر کوچیک‌تر من نیست.

163
00:14:02,510 --> 00:14:05,880
‫دیگه هیچ‌وقت توی یه مسیر با هم قرار نمی‌گیریم.

164
00:14:21,530 --> 00:14:23,080
‫چه خبر شده؟

165
00:14:29,720 --> 00:14:31,540
‫رئیس قبیله روباه‌هاست.

166
00:14:35,740 --> 00:14:37,050
‫چقدر خوشگله.

167
00:14:37,370 --> 00:14:42,540
‫کوستسو نادشیکو.
‫روباه نُه‌دمیه که سنش از پدرمم بیشتره.

168
00:14:43,380 --> 00:14:45,170
‫چی؟ واقعاً؟

169
00:14:50,370 --> 00:14:52,910
‫داره میاد این طرف؟

170
00:14:53,380 --> 00:14:54,870
‫ظاهراً.

171
00:15:05,810 --> 00:15:09,340
‫عجب عروس بانمکی داری، ارباب‌ جوان.

172
00:15:09,340 --> 00:15:12,490
‫می‌دونم، نیازی به گفتن نیست.

173
00:15:14,240 --> 00:15:15,970
‫حسابی دلباخته‌اش شدی.

174
00:15:17,340 --> 00:15:18,720
‫من نادشیکو هستم.

175
00:15:19,820 --> 00:15:23,100
‫من شینونومه یوزو هستم.
‫از دیدنتون خوشحالم.

176
00:15:27,130 --> 00:15:31,590
‫یکی از اعضای خاندانم
‫بهت بی‌احترامی کرده بود.

177
00:15:31,590 --> 00:15:33,200
‫می‌خوام که خطاش رو ببخشی.

178
00:15:38,230 --> 00:15:41,100
‫نه، طوری نیست. چیز مهمی نبود.

179
00:15:41,100 --> 00:15:42,640
‫اصلاً نگرانش نباشین.

180
00:15:47,070 --> 00:15:49,360
‫دختر مهربونی هستی.

181
00:15:50,570 --> 00:15:55,990
‫کاش عروس اونم همین‌قدر دل‌رحم بود.

182
00:16:02,000 --> 00:16:06,090
‫بگذریم، خوشحال شدم دیدمت.

183
00:16:07,860 --> 00:16:08,980
‫با اجازه‌تون.

184
00:16:13,510 --> 00:16:15,970
‫قلـ...قلبم اومد تو دهنم.

185
00:16:16,980 --> 00:16:22,790
‫طبیعیه، بین آیاکاشی‌ها
‫نفوذش فقط از پدرم کمتره.

186
00:16:22,790 --> 00:16:24,850
‫این‌قدر قدرتمنده؟

187
00:16:25,270 --> 00:16:27,600
‫انگار ازت خوشش اومده یوزو.

188
00:16:27,920 --> 00:16:30,220
‫واقعاً این‌طور فکر می‌کنی؟

189
00:16:30,220 --> 00:16:32,860
‫دیگه به دلت بد راه نده و خوش بگذرون.

190
00:16:35,180 --> 00:16:38,040
‫من یه لحظه برم دستشویی.

191
00:16:38,870 --> 00:16:40,160
‫می‌خوای باهات بیام؟

192
00:16:40,580 --> 00:16:42,990
‫خـ... خودم تنها برم بهتره.

193
00:16:56,630 --> 00:16:58,290
‫باید زود برگردم.

194
00:17:14,630 --> 00:17:15,890
‫کارین...

195
00:17:18,450 --> 00:17:24,230
‫وقتی کارین به دنیا اومد،
‫انقدر کوچیک بودم که یادم نمیاد.

196
00:17:25,920 --> 00:17:27,590
‫چقدر کوچولوئه.

197
00:17:37,200 --> 00:17:42,450
‫تا جایی که یادمه،
‫کل خانواده دور کارین می‌چرخید.

198
00:17:43,180 --> 00:17:45,960
‫دلم می‌خواست پدر و مادرم
‫بیشتر بهم محبت کنن،

199
00:17:46,390 --> 00:17:49,550
‫برای همین همیشه به خواهر
‫کوچیک‌ترم حسودیم می‌شد.

200
00:17:50,550 --> 00:17:57,560
‫ولی تاتی‌تاتی کردناش دنبالم خیلی بامزه بود.

201
00:18:21,180 --> 00:18:22,370
‫کاری داری؟

202
00:18:23,340 --> 00:18:24,940
‫شوخی می‌کنی؟

203
00:18:24,940 --> 00:18:28,590
‫به‌خاطر تو طردمون کردن،
‫حالا من باید تاوان پس بدم؟

204
00:18:29,000 --> 00:18:32,570
‫اصلاً برات مهم نیست؟ عذاب وجدان نداری؟

205
00:18:32,570 --> 00:18:35,490
‫من که کاری نکردم.

206
00:18:36,040 --> 00:18:39,440
‫تقصیر توئه که هنوز برنگشتی خونه!

207
00:18:39,440 --> 00:18:42,470
‫کیریوین ریا از قبل دلباخته یکی دیگه بوده.

208
00:18:42,470 --> 00:18:44,540
‫عمراً رنگ خوشبختی رو ببینی!

209
00:18:44,990 --> 00:18:49,160
‫ریا گفت همه‌ش شایعه‌ست.

210
00:18:49,160 --> 00:18:52,830
‫اینطور نیست! داره گولت می‌زنه!

211
00:18:52,830 --> 00:18:54,160
‫برگرد خونه!

212
00:18:56,080 --> 00:18:57,250
‫چرا؟

213
00:18:57,660 --> 00:19:02,630
‫چون تو بی‌عرضه‌تر از اونی
‫هستی که عروس یه اُنی بشی!

214
00:19:09,290 --> 00:19:15,050
‫چرا انقدر زور می‌زنی که
‫بگی من عروسش نیستم؟

215
00:19:15,340 --> 00:19:19,600
‫مـ... من فقط نگران خودتم.

216
00:19:20,640 --> 00:19:23,210
‫نکنه چون خودت داری عذاب می‌کشی؟

217
00:19:23,740 --> 00:19:27,240
‫برای همین چشم دیدنش رو نداری؟

218
00:19:28,020 --> 00:19:29,760
‫عذاب می‌کشم؟

219
00:19:30,780 --> 00:19:32,060
‫کی، من؟

220
00:19:33,690 --> 00:19:37,890
‫کارین، تو همیشه خودخواهی.

221
00:19:37,890 --> 00:19:41,950
‫ما به پولشون نیاز داریم، از یوزو عذرخواهی کن.

222
00:19:43,560 --> 00:19:48,970
‫کارین، اگه با نادشیکو-ساما
‫دربیفتیم دیگه جامون تو قبیله نیست.

223
00:19:48,970 --> 00:19:50,930
‫برای همین فعلاً یه کم دندون رو جیگر بذار.

224
00:19:53,710 --> 00:19:55,230
‫پیش خودت چه فکری کردی؟

225
00:19:55,600 --> 00:19:59,550
‫مادر و پدر حتی چشم دیدنت رو ندارن.

226
00:19:59,550 --> 00:20:01,630
‫تو فقط یه دختربچه مفلوکی.

227
00:20:02,400 --> 00:20:06,910
‫واقعاً باور کردی
‫کیریوین ریا عاشقت شده؟

228
00:20:06,910 --> 00:20:12,620
‫غیرممکنه! تو به درد هیشکی نمی‌خوری!

229
00:20:12,620 --> 00:20:15,360
‫حتی خانواده‌ات هم ازت بیزارن!

230
00:20:17,090 --> 00:20:18,700
‫با اینکه اینا رو از قبل می‌دونستم...

231
00:20:19,290 --> 00:20:22,230
‫ولی وقتی این‌طوری می‌کوبتش تو صورتم،
‫دلم آتیش می‌گیره.

232
00:20:22,230 --> 00:20:26,300
‫معلومه که هوای کارین رو داریم،
‫اون یه عروسه.

233
00:20:26,300 --> 00:20:28,380
‫باید بسوزی و بسازی، یوزو.

234
00:20:30,580 --> 00:20:33,310
‫با این همه، بازم دلم پَر می‌زد
‫که پدر و مادرم دوستم داشته باشن.

235
00:20:33,740 --> 00:20:36,460
‫همین امید واهی بود که
‫داشت ذره‌ذره آبم می‌کرد.

236
00:20:37,620 --> 00:20:40,900
‫چیه؟ لال‌مونی گرفتی، نه؟

237
00:20:40,900 --> 00:20:44,600
‫چون خودتم خوب می‌دونی راسته
‫که هیشکی تو رو نمی‌خواد.

238
00:20:45,310 --> 00:20:48,370
‫حق با توئه. راست می‌گی.

239
00:20:49,410 --> 00:20:51,240
‫مگه نه؟

240
00:20:51,240 --> 00:20:56,120
‫ولی این دیگه برام پشیزی ارزش نداره.

241
00:20:57,250 --> 00:20:58,630
‫اهمیتی نداره؟

242
00:20:59,550 --> 00:21:00,760
‫اون روز...

243
00:21:04,400 --> 00:21:09,690
‫بغضی که سال‌ها با خون‌دل قورت داده بودم،
‫بالاخره ترکید.

244
00:21:13,510 --> 00:21:16,740
‫اما بعدش با ریا آشنا شدم.

245
00:21:18,380 --> 00:21:22,130
‫و بالاخره ازش گذشتم.

246
00:21:22,780 --> 00:21:26,310
‫می‌خوام بذارمت کنار و فراموشت کنم.

247
00:21:28,180 --> 00:21:33,820
‫من دیگه تو زندگی و آینده‌ام،
‫نه به تو نیاز دارم، نه به مادر و پدر.

248
00:21:35,270 --> 00:21:38,830
‫چون الان واقعاً خوشبختم.

249
00:21:45,400 --> 00:21:46,590
‫کارین!

250
00:21:51,090 --> 00:21:55,580
‫همه‌اش تقصیر توئه! تقصیر تو!

251
00:21:55,580 --> 00:21:56,540
‫بس کن!

252
00:21:58,970 --> 00:22:00,260
‫آروم باش!

253
00:22:21,260 --> 00:22:22,650
‫چی؟

254
00:22:22,670 --> 00:22:32,670
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

255
00:23:54,930 --> 00:24:00,030
‫قسمت بعد: خواهران عروس
