1
00:00:07,010 --> 00:00:09,310
‫این فقط یه امتحان کوچیک نیست.

2
00:00:09,310 --> 00:00:13,360
‫ممکن بود یوتا برای همیشه
‫عروسش رو از دست بده.

3
00:00:16,270 --> 00:00:18,650
‫با محافظای یوزو چی‌کار کردی؟

4
00:00:18,650 --> 00:00:21,220
‫فوراً عوضشون کردم.

5
00:00:22,250 --> 00:00:26,060
‫هرچند تشخیص دادن طلسم کار سختیه.

6
00:00:26,060 --> 00:00:28,610
‫راستش یکم دلم براشون می‌سوزه.

7
00:00:29,510 --> 00:00:32,110
‫اونا گذاشتن آفت‌ها به یوزو نزدیک بشن.

8
00:00:32,880 --> 00:00:36,550
‫اگه آسیبی بهش می‌رسید،
‫بلاهای بدتری سرشون می‌اومد.

9
00:00:37,360 --> 00:00:39,010
‫حال یوزو چطوره؟

10
00:00:39,560 --> 00:00:41,470
‫به نظر می‌رسه آروم شده.

11
00:00:42,570 --> 00:00:48,580
‫قدرت نبرد اُنی‌های رده‌پایین رو بالا
‫بردم تا بتونن از یوزو محافظت کنن،

12
00:00:48,580 --> 00:00:50,990
‫واسه همین توانایی ارتباط
‫برقرار کردنشون کم شده.

13
00:00:53,480 --> 00:00:56,230
‫باید توانایی تله‌پاتی هم بهشون می‌دادم.

14
00:00:56,720 --> 00:01:00,830
‫تاکامیچی، یه دستگاه شنود شبیه زیورآلات

15
00:01:00,830 --> 00:01:03,230
‫جور کن تا یوزو همیشه همراهش داشته باشه.

16
00:01:03,820 --> 00:01:07,140
‫راستش فکر نکنم...
‫بانو یوزو از این کار خوشش بیاد.

17
00:01:09,400 --> 00:01:16,260
‫در ضمن، درباره جابه‌جایی پدربزرگ و
‫مادربزرگ بانو یوزو به عمارت مجزا...

18
00:01:17,310 --> 00:01:18,860
‫پیشنهادمون رو رد کردن؟

19
00:01:19,360 --> 00:01:22,680
‫بله. اونا به خونه‌ای که سال‌ها
‫توش زندگی کردن دلبستگی دارن

20
00:01:22,680 --> 00:01:26,570
‫و نمی‌خوان جایی رو که با بانو
‫یوزو خاطره دارن ترک کنن.

21
00:01:26,570 --> 00:01:27,750
‫که این‌طور.

22
00:01:29,030 --> 00:01:32,510
‫حالا که اینو گفتن،
‫دیگه نمی‌تونم اصرار کنم.

23
00:01:33,340 --> 00:01:36,400
‫پس مجبوریم دور خونه‌شون حصار بکشیم.

24
00:01:37,480 --> 00:01:42,070
‫اگه از اول این کار رو کرده بودم،
‫می‌تونستم یوزو رو از ناامیدی نجات بدم.

25
00:01:42,840 --> 00:01:45,120
‫اما نتونستم اون قدم رو بردارم.

26
00:01:45,120 --> 00:01:48,590
‫فکر می‌کردم محافظاش
‫به‌خوبی ازش مراقبت می‌کنن.

27
00:01:49,980 --> 00:01:52,180
‫خودم حصار رو برپا می‌کنم.

28
00:01:52,180 --> 00:01:55,460
‫کارهای باقی‌مونده‌م که تموم شد،
‫برمی‌گردم عمارت.

29
00:01:55,990 --> 00:01:58,590
‫به یوزو هم بگو برگرده خونه.

30
00:01:58,590 --> 00:01:59,830
‫اطاعت امر میشه.

31
00:02:04,370 --> 00:02:05,590
‫جانم؟

32
00:02:06,800 --> 00:02:08,910
‫هی، ریا-کون!

33
00:02:13,370 --> 00:02:16,450
‫مامان، بابا، ولم کنین.

34
00:02:16,960 --> 00:02:20,680
‫امروز عروست همراهت نیست؟

35
00:02:20,680 --> 00:02:23,640
‫روز آخر میارمش.

36
00:02:24,700 --> 00:02:26,370
‫خیلی مشتاقم ببینمش

37
00:02:26,370 --> 00:02:30,990
‫دارم از فضولی اینکه وقتی پیشته
‫چطوری نازشو می‌کشی، می‌میرم ریا-کون.

38
00:02:30,990 --> 00:02:33,240
‫منم همین‌طور.

39
00:02:33,440 --> 00:02:36,820
‫عجله دارم. لطفاً ولم کنین.

40
00:02:36,820 --> 00:02:38,230
‫ای بابا، چی؟

41
00:02:38,460 --> 00:02:42,490
‫ریا-کون عجله داره زودتر برگرده پیش عروسش.

42
00:02:42,670 --> 00:02:45,490
‫واقعاً؟ آخ، یاد جوونیامون بخیر.

43
00:02:45,490 --> 00:02:47,190
‫منو یاد گذشته‌ی خودمون می‌ندازه.

44
00:02:47,190 --> 00:02:48,610
‫حتماً اُنیانه‌وار عاشق همن.

45
00:02:48,610 --> 00:02:50,990
‫بدجور عاشق همدیگه‌ان!

46
00:02:51,490 --> 00:02:54,750
‫چرا اینا همیشه این‌قدر پرانرژی‌ان؟

47
00:02:54,750 --> 00:03:01,500
‫اخلاقمون این‌قدر متفاوته که هنوز
‫برام سواله نکنه منو از سر راه آوردن.

48
00:03:02,590 --> 00:03:04,700
‫با اجازه‌تون...

49
00:03:05,140 --> 00:03:09,150
‫مواظب باش این دفعه
‫گول یه روباه رو نخوری.

50
00:03:10,530 --> 00:03:15,110
‫رئیس بعدی خاندان کیریوین باید
‫زرنگ‌تر از این حرفا باشه.

51
00:03:17,610 --> 00:03:21,930
‫با اینکه رفتارش مسخره‌ست،
‫اما هنوزم رئیس خاندان کیریوینه.

52
00:03:22,360 --> 00:03:28,220
‫سنیا کیریوین مصداق بارز اینه که
‫نباید کسی رو از روی ظاهرش قضاوت کرد.

53
00:03:31,400 --> 00:03:32,880
‫نیازی به گفتن نیست.

54
00:03:32,900 --> 00:03:42,400
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

55
00:03:42,550 --> 00:03:45,390
‫عروس اُنی

56
00:05:05,010 --> 00:05:08,970
‫قسمت نهم: خودآگاهی

57
00:05:05,920 --> 00:05:07,840
‫من دیگه می‌رم.

58
00:05:07,840 --> 00:05:09,940
‫بازم بهمون سر بزن.

59
00:05:09,940 --> 00:05:12,110
‫حواست باشه با کیریوین-سان خوب کنار بیای.

60
00:05:12,610 --> 00:05:13,540
‫حتماً.

61
00:05:39,780 --> 00:05:42,320
‫دارن همدیگه رو می‌بوسن!؟

62
00:05:45,460 --> 00:05:46,530
‫ریا!

63
00:05:47,120 --> 00:05:48,340
‫نه.

64
00:05:49,150 --> 00:05:50,320
‫یوزو.

65
00:05:51,090 --> 00:05:52,980
‫نه... نه.

66
00:05:53,930 --> 00:05:56,980
‫ریا گفت بین همه آدما عاشق منه.

67
00:05:57,610 --> 00:06:00,390
‫حرفاش منو نجات داد.

68
00:06:01,120 --> 00:06:04,920
‫گاهی سردرگم بودم و
‫ به اینکه اندازه‌ی کافی خوبم باور نداشتم.

69
00:06:06,680 --> 00:06:08,950
‫اما دیگه هیچ‌کدوم اینا مهم نیست.

70
00:06:09,570 --> 00:06:12,020
‫نمی‌خوام ریا رو به کس دیگه‌ای ببازم.

71
00:06:23,240 --> 00:06:24,710
‫دوستت دارم، ریا!

72
00:06:26,400 --> 00:06:29,340
‫یوزو چت شده؟

73
00:06:29,630 --> 00:06:31,460
‫عاشقتم، ریا.

74
00:06:31,460 --> 00:06:32,470
‫پس...

75
00:06:32,800 --> 00:06:36,790
‫پس منو دوست داشته باش، نه تاکامیچی-سان رو!

76
00:06:38,920 --> 00:06:41,350
‫چرا پای تاکامیچی رو وسط می‌کشی؟

77
00:06:41,660 --> 00:06:45,730
‫آخه... مگه شما دوتا با هم نیستین؟

78
00:06:45,730 --> 00:06:47,450
‫چرا این حرف رو می‌زنی؟

79
00:06:47,450 --> 00:06:49,390
‫کسی چیزی بهت گفته؟

80
00:06:49,850 --> 00:06:56,310
‫ساکوراکو-سان.
‫کارین هم گفت تو مدرسه همه اینو می‌دونن.

81
00:07:02,640 --> 00:07:04,790
‫همین الان به اوگا و ساکوراکو بگو بیان.

82
00:07:06,130 --> 00:07:08,120
‫چـ... چشم.

83
00:07:08,120 --> 00:07:12,250
‫الو، اوگا؟ همین الان با
‫ساکوراکو بیاین عمارت کیریوین!

84
00:07:34,830 --> 00:07:38,030
‫فکر کردی من و تاکامیچی قرار می‌ذاریم؟

85
00:07:38,330 --> 00:07:42,280
‫ساکوراکو-سان و کارین این‌طوری گفتن.

86
00:07:42,810 --> 00:07:45,440
‫بارها بهت گفتم.

87
00:07:45,710 --> 00:07:49,950
‫دوستت دارم و تمام تلاشم رو
‫کردم تا اینو بهت ثابت کنم.

88
00:07:50,460 --> 00:07:55,140
‫ولی تو حرفای ساکوراکو و خواهرت
‫رو به حرف من ترجیح دادی؟

89
00:07:55,140 --> 00:07:57,080
‫آخه... آخه...

90
00:07:57,080 --> 00:08:00,730
‫همین یه لحظه پیش داشتی
‫تاکامیچی-سان رو می‌بوسیدی.

91
00:08:00,730 --> 00:08:02,900
‫یه لحظه؟ کی؟

92
00:08:02,900 --> 00:08:05,740
‫از داخل ماشین دیدمتون.

93
00:08:07,320 --> 00:08:08,980
‫مطمئنی درست دیدی؟

94
00:08:09,340 --> 00:08:10,350
‫چی؟

95
00:08:10,600 --> 00:08:14,440
‫پشت تاکامیچی به تو بود.

96
00:08:14,440 --> 00:08:17,280
‫ولی این‌طوری به نظر می‌رسید.

97
00:08:17,710 --> 00:08:22,450
‫تاکامیچی فقط داشت لکه
‫روی کرواتم رو پاک می‌کرد.

98
00:08:23,260 --> 00:08:24,920
‫چی؟ ولی...

99
00:08:25,690 --> 00:08:27,750
‫عجولانه قضاوت کردی.

100
00:08:28,610 --> 00:08:32,830
‫حـ... حتی اگه درباره اون اشتباه کرده باشم،
‫مدرک دیگه‌ای هم هست.

101
00:08:34,560 --> 00:08:36,330
‫مـ... مثلاً این.

102
00:08:39,090 --> 00:08:40,590
‫مزخرفه.

103
00:08:41,100 --> 00:08:43,220
‫مزخرفه!؟

104
00:08:43,220 --> 00:08:45,470
‫این کجاش مدرکه؟

105
00:08:45,470 --> 00:08:47,750
‫این عکس‌ها طوری گرفته شده‌ن
‫که این‌طور به نظر برسه.

106
00:08:48,220 --> 00:08:52,230
‫رابطه من و تاکامیچی فقط
‫در حد ارباب و خدمتکاره.

107
00:08:52,570 --> 00:08:54,960
‫نه چیزی بیشتر، نه کمتر.

108
00:08:55,640 --> 00:08:56,950
‫واقعاً؟

109
00:08:56,950 --> 00:08:58,190
‫واقعاً.

110
00:08:59,720 --> 00:09:02,080
‫بهت دروغ نمی‌گم.

111
00:09:04,000 --> 00:09:07,160
‫به مردی که عاشقته اعتماد کن.

112
00:09:07,860 --> 00:09:11,260
‫این اولـین باری بود که گفتی دوستم داری.

113
00:09:11,920 --> 00:09:14,070
‫اون... اون فقط، خب...

114
00:09:14,070 --> 00:09:16,160
‫چیه؟ نکنه دروغ گفتی؟

115
00:09:16,590 --> 00:09:21,240
‫دروغ نبود.
‫فکر می‌کنم دوستت دارم ریا.

116
00:09:22,930 --> 00:09:24,880
‫اون "فکر می‌کنمش" اضافه بود.

117
00:09:34,480 --> 00:09:37,130
‫بالاخره تونستم حس واقعیت رو بشنوم.

118
00:09:38,480 --> 00:09:41,940
‫از این به بعد دیگه بی‌رحم می‌شم،
‫پس خودت رو آماده کن.

119
00:09:42,420 --> 00:09:45,900
‫دیگه هیچ دلیلی نداری
‫که به احساساتم شک کنی.

120
00:09:46,810 --> 00:09:50,500
‫لـ... لطفاً باهام مهربون باش.

121
00:09:51,940 --> 00:09:53,090
‫ریا...

122
00:09:56,080 --> 00:09:57,140
‫ریا...

123
00:09:57,670 --> 00:10:00,730
‫من عاشق ریام.

124
00:10:05,270 --> 00:10:09,510
‫بابت رفتار ناپسند خواهرم
‫ساکوراکو معذرت می‌خوام!

125
00:10:11,310 --> 00:10:15,400
‫اونی-ساما، من هیچ کار ناپسندی نکردم.

126
00:10:15,400 --> 00:10:19,660
‫احمق! جلوی عروسش حرفای نامربوط زدی!

127
00:10:19,660 --> 00:10:22,900
‫من فقط حقیقت رو بهش گفتم!

128
00:10:22,900 --> 00:10:27,290
‫ساکوراکو-سان، نمی‌دونم چی باعث
‫شده این‌قدر دچار سوءتفاهم بشی،

129
00:10:27,290 --> 00:10:30,610
‫اما من و ریا-ساما هیچ رابطه
‫عاشقونه‌ای با هم نداریم.

130
00:10:30,920 --> 00:10:35,370
‫اشکالی نداره تاکامیچی-ساما، درکتون می‌کنم.

131
00:10:35,370 --> 00:10:38,690
‫وقتی پای عشق وسط باشه،
‫جایگاه و جنسیت اهمیتی نداره.

132
00:10:39,260 --> 00:10:40,490
‫اوگا.

133
00:10:42,300 --> 00:10:45,390
‫دردم گرفت اونی-ساما، داری چی‌کار می‌کنی؟

134
00:10:46,470 --> 00:10:49,680
‫تو رو خدا فقط ساکت شو.

135
00:10:49,680 --> 00:10:51,850
‫داری آبروم رو می‌بری.

136
00:10:52,820 --> 00:10:55,730
‫فکر می‌کردم خواهر خوبی هستی.

137
00:10:55,730 --> 00:10:58,310
‫نمی‌دونستم این‌قدر خیالبافی.

138
00:10:58,310 --> 00:11:05,210
‫ساکوراکو-سان، چرا این‌قدر مطمئنی
‫که اونا رابطه عاشقونه دارن؟

139
00:11:05,850 --> 00:11:09,200
‫راست می‌گه، یکم به ریا-ساما احترام بذار.

140
00:11:09,200 --> 00:11:13,950
‫فکر نکنم همه‌اش تقصیر ساکوراکو باشه.

141
00:11:13,950 --> 00:11:17,590
‫شما دوتا هم مقصرین.

142
00:11:17,590 --> 00:11:20,000
‫ما چرا مقصریم؟

143
00:11:20,000 --> 00:11:20,960
‫خب...

144
00:11:20,960 --> 00:11:26,430
‫ریا-ساما به هر زن زیبایی که
‫سمتش میاد بی‌محلی می‌کنه.

145
00:11:26,430 --> 00:11:28,690
‫حتی با مردها هم سرد رفتار می‌کنه.

146
00:11:29,400 --> 00:11:32,670
‫اما فقط به تو اجازه می‌ده کنارش باشی.

147
00:11:32,670 --> 00:11:35,860
‫حتی باهات مهربونه‍‍،
‫واسه همین بقیه فکر می‌کنن...

148
00:11:35,860 --> 00:11:38,600
‫مـ... مردم این‌طوری فکر می‌کردن!؟

149
00:11:38,600 --> 00:11:42,430
‫بعضی از دخترا جدیش گرفتن.

150
00:11:42,780 --> 00:11:47,170
‫اینکه خواهرمم از همین دسته‌ست
‫عمیقا ناراحتم می‌کنه.

151
00:11:47,170 --> 00:11:49,590
‫من فقط «فکر» نمی‌کنم، این عین حقیقته.

152
00:11:49,590 --> 00:11:53,840
‫واسه همین تصمیم گرفتم مواظب رابطه‌شون باشم.

153
00:11:54,080 --> 00:11:58,300
‫رابطه من و ریا-ساما فقط ارباب و خدمتکاریه.

154
00:11:58,300 --> 00:12:04,250
‫ولی تاکامیچی همین شخص شخیص خودت
‫عصبانی بودی که عروس ریا-ساما لایقش نیست.

155
00:12:04,550 --> 00:12:06,810
‫این هیچ ربطی به موضوع نداره!

156
00:12:06,810 --> 00:12:09,430
‫رفتار واقعی سکوراکو و تاکامیچی همیشه این‌طوریه؟

157
00:12:09,840 --> 00:12:13,410
‫قضیه این نیست ریا-ساما، شما فقط خیلی به بقیه بی‌توجهین.

158
00:12:13,410 --> 00:12:16,150
‫وگرنه اونا همیشه همین‌طوری بودن.

159
00:12:16,150 --> 00:12:21,140
‫که این‌طور. فکر می‌کردم
‫ساکوراکو دختر آروم‌تری باشه.

160
00:12:21,890 --> 00:12:25,310
‫شنیده بودم اون به بقیه بی‌توجهه‌،

161
00:12:25,650 --> 00:12:29,560
‫اما انگار این مشکل واقعاً جدیه.

162
00:12:30,600 --> 00:12:35,600
‫تو مدرسه‌ی ساکوراکو در این‌باره شایعه شده.

163
00:12:35,600 --> 00:12:38,280
‫برای همین حتماً به گوش خواهرتونم رسیده.

164
00:12:38,280 --> 00:12:40,280
‫واقعاً عذر می‌خوام.

165
00:12:40,280 --> 00:12:43,790
‫سوءتفاهم برطرف شد، نگرانش نباشین.

166
00:12:43,790 --> 00:12:46,930
‫نه، کاری که ساکوراکو کرد درست نبود.

167
00:12:46,930 --> 00:12:49,930
‫حتی اینا رو هم همراهش داشت!

168
00:12:49,930 --> 00:12:53,190
‫اونی-ساما، اونا کلکسیون منن!

169
00:12:55,840 --> 00:12:56,850
‫اینا چی‌ان؟

170
00:13:01,450 --> 00:13:05,190
‫داده باشگاه مانگای مدرسه‌شون اینا رو بکشن.

171
00:13:05,460 --> 00:13:07,550
‫تازه اینا همه‌شم نیست.

172
00:13:10,700 --> 00:13:11,950
‫قراردادها و هزینه‌ها

173
00:13:15,190 --> 00:13:17,460
‫کلکسیون باارزشــــــــــــــم!

174
00:13:20,800 --> 00:13:26,840
‫ساکوراکو، تو هر فکری می‌خوای بکن،
‫تنها کسی که عاشقشم یوزوئه.

175
00:13:27,430 --> 00:13:31,500
‫تو اشتباه برداشت کردی و
‫باعث شدی یوزو ناراحت بشه.

176
00:13:31,500 --> 00:13:32,930
‫الان فقط نسبت بهت خشم دارم.

177
00:13:36,560 --> 00:13:40,020
‫یعنی واقعاً هیچ رابطه‌ای بین
‫شما و تاکامیچی-ساما نیست؟

178
00:13:45,270 --> 00:13:46,690
‫ریا-ساما.

179
00:13:47,350 --> 00:13:51,380
‫من به عنوان نامزد شما انتخاب شدم.

180
00:13:51,380 --> 00:13:53,470
‫اسم من کیاما ساکوراکوئه.

181
00:13:53,750 --> 00:13:54,830
‫که این‌طور.

182
00:13:59,180 --> 00:14:02,070
‫به عنوان نامزدش، وظیفه‌ام این بود

183
00:14:02,070 --> 00:14:08,010
‫همراه رئیس خاندان کیریوین
‫باشم و از ریا-ساما حمایت کنم.

184
00:14:09,770 --> 00:14:14,440
‫اون از زمان تولد بار آینده
‫خانواده‌هامون رو به دوش می‌کشید،

185
00:14:14,970 --> 00:14:17,850
‫و خیلی از آیاکاشی‌ها ستایشش می‌کردن.

186
00:14:22,990 --> 00:14:24,190
‫اما...

187
00:14:25,780 --> 00:14:30,130
‫گاهی اوقات یه جوری غمگین به نظر می‌رسید.

188
00:14:34,200 --> 00:14:37,140
‫که این‌طور... پس قضیه این بوده.

189
00:14:38,960 --> 00:14:40,270
‫دیگه تکرار نشه.

190
00:14:41,590 --> 00:14:42,590
‫چشم.

191
00:14:45,540 --> 00:14:49,730
‫بانوی من، واقعاً به خاطر حرفایی که به خاطر

192
00:14:49,730 --> 00:14:54,730
‫سوءتفاهمی که داشتم زدم و شما رو
‫ناراحت کردم، عذر می‌خوام.

193
00:14:57,360 --> 00:14:59,400
‫من عاشق ریام.

194
00:14:59,900 --> 00:15:06,560
‫عروس اون شدن یعنی وارد دنیایی
‫بشم که حتی نمی‌تونم تصورش کنم.

195
00:15:07,510 --> 00:15:10,740
‫یعنی آمادگیش رو دارم؟

196
00:15:12,570 --> 00:15:18,870
‫همه فقط به خاطر اینکه عروسشم
‫باهام این‌قدر مهربونن.

197
00:15:20,440 --> 00:15:25,730
‫به خاطر اینکه حست نسبت
‫به من این‌قدر پیچیده‌ست سرزنشت نمی‌کنم.

198
00:15:26,260 --> 00:15:29,000
‫ساکوراکو-سان، رفتار شما خیلی باوقاره.

199
00:15:29,480 --> 00:15:34,120
‫حتماً به عنوان نامزد ریا خیلی تمرین کردین.

200
00:15:34,790 --> 00:15:40,540
‫تاکامیچی-سان و اوگا-سان،
‫شما از بچگی از ریا حمایت کردین.

201
00:15:41,010 --> 00:15:45,520
‫همه با دلسوزی مواظب ریا که
‫در آینده به همه‌ی آیاکاشی‌ها فرمان می‌ده و

202
00:15:45,860 --> 00:15:49,480
‫رئیس آینده خاندان کیریوین می‌شه، بودین.

203
00:15:50,650 --> 00:15:55,060
‫در مقایسه با شما،
‫من یه انسان معمولی‌ام که هیچ نقطه قوتی نداره.

204
00:15:55,630 --> 00:15:59,520
‫صادقانه اصلاً نباید ربطی به چنین
‫خاندان باابهتی داشته باشم.

205
00:15:59,830 --> 00:16:04,440
‫واسه همین می‌خوام بیشتر ازتون یاد بگیرم.

206
00:16:05,580 --> 00:16:11,220
‫درباره این خاندان، رسوم آیاکاشی‌ها
‫و حتی درباره ریا.

207
00:16:11,920 --> 00:16:15,430
‫تمام تلاشم رو می‌کنم تا به
‫عنوان عروسش تأییدم کنین.

208
00:16:16,220 --> 00:16:19,470
‫ممنون میشم کمکم کنین.

209
00:16:22,040 --> 00:16:26,670
‫آه، اصلاً متوجه قضیه نیست.

210
00:16:27,590 --> 00:16:32,470
‫ریا-ساما به خاطر موقعیتش
‫همیشه زیر فشار شدید زندگی کرده.

211
00:16:32,980 --> 00:16:37,730
‫هیچ‌کدوم از ما نتونستیم به قلبش آرامش بدیم.

212
00:16:39,250 --> 00:16:43,220
‫اما وقتی ریا-ساما با اون آشنا شد، تغییر کرد.

213
00:16:44,100 --> 00:16:48,450
‫اون اصلاً یه انسان معمولی
‫بدون نقطه قوت نیست.

214
00:16:49,210 --> 00:16:50,720
‫یعنی چون عروسشه؟

215
00:16:51,620 --> 00:16:54,900
‫نه، حس می‌کنم موضوع فراتر از این حرفاست.

216
00:16:54,900 --> 00:16:56,950
‫شاید سرنوشته.

217
00:16:57,410 --> 00:17:00,350
‫هر دوشون حس و حال مشابهی دارن.

218
00:17:00,680 --> 00:17:03,120
‫بانو یوزو که پدر و مادرش
‫هیچ‌وقت بهش محبتی نکردن،

219
00:17:03,120 --> 00:17:05,730
‫و ریا-ساما که هیچ‌وقت
‫قلبشو به روی کسی باز نکرد.

220
00:17:06,620 --> 00:17:08,930
‫روح‌های تنهاشون

221
00:17:08,930 --> 00:17:13,700
‫گویی سرنوشت اونا رو به هم
‫جذب کرد و با هم هم‌نوا شدن.

222
00:17:19,160 --> 00:17:20,360
‫یوزو-ساما،

223
00:17:21,090 --> 00:17:26,120
‫لطفاً رفتارهای گستاخانه ما رو ببخشین.

224
00:17:26,120 --> 00:17:28,180
‫تاکامیچی-سان؟

225
00:17:29,480 --> 00:17:34,010
‫شما عروس ارزشمند خاندان کیریوین هستین.

226
00:17:38,280 --> 00:17:43,000
‫گرچه اعترافش برام سخته،
‫اما خوشحالم که تو عروسشی.

227
00:17:43,760 --> 00:17:49,930
‫من فقط حسودیم می‌شد چون ریا-ساما
‫با مهربونی بهت نگاه می‌کنه.

228
00:17:51,760 --> 00:17:55,940
‫ما از این به بعد با تمام
‫توانمون ازتون حمایت می‌کنیم.

229
00:17:58,780 --> 00:18:02,760
‫ریا-ساما بالاخره جایی رو پیدا
‫کرده که می‌تونه توش به آرامش برسه.

230
00:18:03,250 --> 00:18:06,590
‫و این همون کاریه که یه عروس انجام می‌ده.

231
00:18:13,340 --> 00:18:15,170
‫صبح به‌خیر.

232
00:18:15,370 --> 00:18:16,580
‫تاکامیچی-سان؟

233
00:18:16,580 --> 00:18:19,930
‫چـ... چیزی شده؟ حالتون خوب نیست؟

234
00:18:20,510 --> 00:18:24,230
‫نه، خوبم. نگران من نباشین.

235
00:18:25,540 --> 00:18:27,520
‫ریا، کمک کن! تاکامیچی-سان...

236
00:18:32,370 --> 00:18:33,390
‫ببخشید!

237
00:18:34,120 --> 00:18:36,100
‫تاکامیچی چش شده؟

238
00:18:36,100 --> 00:18:38,240
‫ریا، لباست رو بپوش.

239
00:18:39,140 --> 00:18:42,650
‫ما الان دیگه عاشق و معشوقیم.
‫نیازی نیست این‌قدر خجالت بکشی.

240
00:18:43,380 --> 00:18:45,280
‫آره، ولی آخه...

241
00:18:45,740 --> 00:18:50,850
‫راستی،
‫می‌خوام روز آخر ضیافت آیاکاشی‌ها همراه خودم ببرمت.

242
00:18:50,850 --> 00:18:52,720
‫چی؟ منو؟

243
00:18:53,460 --> 00:18:56,180
‫قراره بری مامان و بابام رو ببینی.

244
00:18:56,180 --> 00:18:58,580
‫مطمئنی مشکلی پیش نمیاد؟

245
00:18:58,580 --> 00:19:00,910
‫نگران نباش، من پیشتم.

246
00:19:01,720 --> 00:19:02,570
‫باشه.

247
00:19:03,100 --> 00:19:04,690
‫وای، راستی!

248
00:19:04,930 --> 00:19:06,700
‫حال تاکامیچی-سان اصلاً خوب نیست.

249
00:19:06,700 --> 00:19:08,490
‫رنگ به رو نداشت.

250
00:19:08,490 --> 00:19:09,730
‫من رفتم.

251
00:19:11,170 --> 00:19:13,260
‫ای بابا...

252
00:19:14,120 --> 00:19:17,170
‫تاکامیچی رو ریا-ساما مجازات کردن.

253
00:19:17,400 --> 00:19:18,910
‫مجازات؟

254
00:19:18,910 --> 00:19:24,650
‫یادتونه ساکوراکو لو داد که
‫اون پشت سرت بدگویی کرده بود؟

255
00:19:25,230 --> 00:19:28,060
‫فکر می‌کردم اون موضوع دیگه حل شده.

256
00:19:28,060 --> 00:19:32,170
‫شما شاید مهربون باشین و ببخشینش،
‫اما ریا-ساما این‌طور نیستن.

257
00:19:32,170 --> 00:19:36,420
‫تاکامیچی-سان چه‌جوری مجازات شده؟

258
00:19:36,810 --> 00:19:39,960
‫بعضی چیزا رو ندونین خیلی بهتره.

259
00:19:39,960 --> 00:19:41,040
‫چی؟

260
00:19:41,320 --> 00:19:45,600
‫هنوز ابعاد دیگه‌ای از ریا هست
‫که درباره‌شون چیزی نمی‌دونم.

261
00:19:47,910 --> 00:19:49,810
‫من دارم می‌رم خونه.

262
00:19:49,810 --> 00:19:51,070
‫کارین.

263
00:19:51,070 --> 00:19:52,810
‫دیگه کلافه شدم!

264
00:19:52,810 --> 00:19:56,580
‫اگه کل روز تو اتاق حبس بمونم دیوونه می‌شم!

265
00:19:56,580 --> 00:19:58,920
‫کارین، چند بار باید بهت بگم؟

266
00:19:58,920 --> 00:20:00,980
‫ما تحت حبس خانگی هستیم.

267
00:20:01,390 --> 00:20:05,500
‫یعنی داری می‌گی نادشیکو-ساما از من مهم‌تره؟

268
00:20:05,500 --> 00:20:07,570
‫یعنی اصلاً به من اهمیت نمی‌دی؟

269
00:20:07,850 --> 00:20:09,480
‫از این‌جا متنفرم!

270
00:20:09,480 --> 00:20:12,270
‫همه با تحقیر بهم نگاه می‌کنن!

271
00:20:12,270 --> 00:20:15,190
‫فکر می‌کردم قراره عروسا رو تحویل بگیرن!

272
00:20:16,590 --> 00:20:19,480
‫کارین، من دوستت دارم.

273
00:20:20,440 --> 00:20:23,190
‫کاش می‌تونستم تمام آرزوهات رو برآورد کنم،

274
00:20:23,530 --> 00:20:29,350
‫اما اگه جلو نادشیکو-ساما وایسیم،
‫دیگه نمی‌تونیم تو خاندان کوگتسو بمونیم.

275
00:20:29,350 --> 00:20:31,420
‫پس لطفاً فعلاً صبور باش.

276
00:20:34,430 --> 00:20:35,570
‫کارین!

277
00:20:38,990 --> 00:20:39,960
‫کارین.

278
00:20:40,870 --> 00:20:45,360
‫مامان، بابا...
‫چون نگرانم بودین اومدین دنبالم؟

279
00:20:45,360 --> 00:20:47,990
‫گوش کنین، این‌جا وضعش افتضاحه!

280
00:20:47,990 --> 00:20:51,610
‫خوبه که پیدات کردیم.
‫می‌شه از یوزو عذرخواهی کنی؟

281
00:20:51,990 --> 00:20:52,990
‫چی!؟

282
00:20:53,880 --> 00:20:56,290
‫خاندان کوگتسو ارتباطشو با ما قطع کرده.

283
00:20:56,730 --> 00:21:00,370
‫تازه بهمون گفتن باید بریم یه جای دور.

284
00:21:00,370 --> 00:21:05,380
‫مطمئنم یوزو ارباب کیریوین
‫رو راضی می‌کنه ببخشمون.

285
00:21:05,800 --> 00:21:07,050
‫عمراً!

286
00:21:07,050 --> 00:21:10,570
‫چرا من باید از اون عذرخواهی کنم؟

287
00:21:11,470 --> 00:21:14,500
‫تو همیشه خیلی خودخواهی!

288
00:21:14,500 --> 00:21:19,650
‫اگه درست رفتار کرده بودی،
‫کوگتسوها ولمون نمی‌کردن!

289
00:21:19,990 --> 00:21:21,840
‫در هر صورت، عزیزم اونو بده بهش.

290
00:21:21,840 --> 00:21:22,540
‫درسته.

291
00:21:23,780 --> 00:21:25,650
‫به یوزو

292
00:21:24,340 --> 00:21:25,660
‫این یه عذرخواهیِ کتبیه.

293
00:21:26,010 --> 00:21:28,390
‫اگه یوزو رو دیدی، حتماً اینو بده بهش.

294
00:21:28,910 --> 00:21:31,280
‫فهمیدی؟ فعلاً خداحافظ.

295
00:21:36,410 --> 00:21:37,400
‫کارین...

296
00:21:37,410 --> 00:21:39,920
‫به یوزو

297
00:21:43,680 --> 00:21:45,580
‫کارین، آروم باش!

298
00:21:45,580 --> 00:21:46,980
‫بره به درک!

299
00:21:46,980 --> 00:21:51,300
‫مامان و بابا یهویی فقط خواهرم رو تحویل می‌گیرن!

300
00:21:51,930 --> 00:21:57,560
‫اونا این‌همه هوامو داشتن
‫و پیش همه پزم رو می‌دادن!

301
00:21:57,560 --> 00:22:02,670
‫تو هم باهام مهربون بودی و هر
‫چی می‌خواستم انجام می‌دادی!

302
00:22:02,670 --> 00:22:05,660
‫اما حالا هیچ‌کاری برام نمی‌کنی!

303
00:22:07,020 --> 00:22:10,600
‫از وقتی خواهرم عروس شده،
‫همه چی به هم ریخت!

304
00:22:10,840 --> 00:22:12,570
‫اون یه دختر کاملاً معمولیه‌!

305
00:22:13,540 --> 00:22:16,250
‫مثل من خاص نیست!

306
00:22:18,140 --> 00:22:19,990
‫همه‌اش تقصیر اونه!

307
00:22:20,910 --> 00:22:23,670
‫همه‌اش تقصیر خواهرمه!

308
00:22:23,690 --> 00:22:33,690
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

309
00:23:54,970 --> 00:24:00,050
‫قسمت بعدی: ضیافت آیاکاشی‌ها
