WEBVTT

00:07.010 --> 00:09.310
‫این فقط یه امتحان کوچیک نیست.

00:09.310 --> 00:13.360
‫ممکن بود یوتا برای همیشه
‫عروسش رو از دست بده.

00:16.270 --> 00:18.650
‫با محافظای یوزو چی‌کار کردی؟

00:18.650 --> 00:21.220
‫فوراً عوضشون کردم.

00:22.250 --> 00:26.060
‫هرچند تشخیص دادن طلسم کار سختیه.

00:26.060 --> 00:28.610
‫راستش یکم دلم براشون می‌سوزه.

00:29.510 --> 00:32.110
‫اونا گذاشتن آفت‌ها به یوزو نزدیک بشن.

00:32.880 --> 00:36.550
‫اگه آسیبی بهش می‌رسید،
‫بلاهای بدتری سرشون می‌اومد.

00:37.360 --> 00:39.010
‫حال یوزو چطوره؟

00:39.560 --> 00:41.470
‫به نظر می‌رسه آروم شده.

00:42.570 --> 00:48.580
‫قدرت نبرد اُنی‌های رده‌پایین رو بالا
‫بردم تا بتونن از یوزو محافظت کنن،

00:48.580 --> 00:50.990
‫واسه همین توانایی ارتباط
‫برقرار کردنشون کم شده.

00:53.480 --> 00:56.230
‫باید توانایی تله‌پاتی هم بهشون می‌دادم.

00:56.720 --> 01:00.830
‫تاکامیچی، یه دستگاه شنود شبیه زیورآلات

01:00.830 --> 01:03.230
‫جور کن تا یوزو همیشه همراهش داشته باشه.

01:03.820 --> 01:07.140
‫راستش فکر نکنم...
‫بانو یوزو از این کار خوشش بیاد.

01:09.400 --> 01:16.260
‫در ضمن، درباره جابه‌جایی پدربزرگ و
‫مادربزرگ بانو یوزو به عمارت مجزا...

01:17.310 --> 01:18.860
‫پیشنهادمون رو رد کردن؟

01:19.360 --> 01:22.680
‫بله. اونا به خونه‌ای که سال‌ها
‫توش زندگی کردن دلبستگی دارن

01:22.680 --> 01:26.570
‫و نمی‌خوان جایی رو که با بانو
‫یوزو خاطره دارن ترک کنن.

01:26.570 --> 01:27.750
‫که این‌طور.

01:29.030 --> 01:32.510
‫حالا که اینو گفتن،
‫دیگه نمی‌تونم اصرار کنم.

01:33.340 --> 01:36.400
‫پس مجبوریم دور خونه‌شون حصار بکشیم.

01:37.480 --> 01:42.070
‫اگه از اول این کار رو کرده بودم،
‫می‌تونستم یوزو رو از ناامیدی نجات بدم.

01:42.840 --> 01:45.120
‫اما نتونستم اون قدم رو بردارم.

01:45.120 --> 01:48.590
‫فکر می‌کردم محافظاش
‫به‌خوبی ازش مراقبت می‌کنن.

01:49.980 --> 01:52.180
‫خودم حصار رو برپا می‌کنم.

01:52.180 --> 01:55.460
‫کارهای باقی‌مونده‌م که تموم شد،
‫برمی‌گردم عمارت.

01:55.990 --> 01:58.590
‫به یوزو هم بگو برگرده خونه.

01:58.590 --> 01:59.830
‫اطاعت امر میشه.

02:04.370 --> 02:05.590
‫جانم؟

02:06.800 --> 02:08.910
‫هی، ریا-کون!

02:13.370 --> 02:16.450
‫مامان، بابا، ولم کنین.

02:16.960 --> 02:20.680
‫امروز عروست همراهت نیست؟

02:20.680 --> 02:23.640
‫روز آخر میارمش.

02:24.700 --> 02:26.370
‫خیلی مشتاقم ببینمش

02:26.370 --> 02:30.990
‫دارم از فضولی اینکه وقتی پیشته
‫چطوری نازشو می‌کشی، می‌میرم ریا-کون.

02:30.990 --> 02:33.240
‫منم همین‌طور.

02:33.440 --> 02:36.820
‫عجله دارم. لطفاً ولم کنین.

02:36.820 --> 02:38.230
‫ای بابا، چی؟

02:38.460 --> 02:42.490
‫ریا-کون عجله داره زودتر برگرده پیش عروسش.

02:42.670 --> 02:45.490
‫واقعاً؟ آخ، یاد جوونیامون بخیر.

02:45.490 --> 02:47.190
‫منو یاد گذشته‌ی خودمون می‌ندازه.

02:47.190 --> 02:48.610
‫حتماً اُنیانه‌وار عاشق همن.

02:48.610 --> 02:50.990
‫بدجور عاشق همدیگه‌ان!

02:51.490 --> 02:54.750
‫چرا اینا همیشه این‌قدر پرانرژی‌ان؟

02:54.750 --> 03:01.500
‫اخلاقمون این‌قدر متفاوته که هنوز
‫برام سواله نکنه منو از سر راه آوردن.

03:02.590 --> 03:04.700
‫با اجازه‌تون...

03:05.140 --> 03:09.150
‫مواظب باش این دفعه
‫گول یه روباه رو نخوری.

03:10.530 --> 03:15.110
‫رئیس بعدی خاندان کیریوین باید
‫زرنگ‌تر از این حرفا باشه.

03:17.610 --> 03:21.930
‫با اینکه رفتارش مسخره‌ست،
‫اما هنوزم رئیس خاندان کیریوینه.

03:22.360 --> 03:28.220
‫سنیا کیریوین مصداق بارز اینه که
‫نباید کسی رو از روی ظاهرش قضاوت کرد.

03:31.400 --> 03:32.880
‫نیازی به گفتن نیست.

03:32.900 --> 03:42.400
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

03:42.550 --> 03:45.390
‫عروس اُنی

05:05.010 --> 05:08.970
‫قسمت نهم: خودآگاهی

05:05.920 --> 05:07.840
‫من دیگه می‌رم.

05:07.840 --> 05:09.940
‫بازم بهمون سر بزن.

05:09.940 --> 05:12.110
‫حواست باشه با کیریوین-سان خوب کنار بیای.

05:12.610 --> 05:13.540
‫حتماً.

05:39.780 --> 05:42.320
‫دارن همدیگه رو می‌بوسن!؟

05:45.460 --> 05:46.530
‫ریا!

05:47.120 --> 05:48.340
‫نه.

05:49.150 --> 05:50.320
‫یوزو.

05:51.090 --> 05:52.980
‫نه... نه.

05:53.930 --> 05:56.980
‫ریا گفت بین همه آدما عاشق منه.

05:57.610 --> 06:00.390
‫حرفاش منو نجات داد.

06:01.120 --> 06:04.920
‫گاهی سردرگم بودم و
‫ به اینکه اندازه‌ی کافی خوبم باور نداشتم.

06:06.680 --> 06:08.950
‫اما دیگه هیچ‌کدوم اینا مهم نیست.

06:09.570 --> 06:12.020
‫نمی‌خوام ریا رو به کس دیگه‌ای ببازم.

06:23.240 --> 06:24.710
‫دوستت دارم، ریا!

06:26.400 --> 06:29.340
‫یوزو چت شده؟

06:29.630 --> 06:31.460
‫عاشقتم، ریا.

06:31.460 --> 06:32.470
‫پس...

06:32.800 --> 06:36.790
‫پس منو دوست داشته باش، نه تاکامیچی-سان رو!

06:38.920 --> 06:41.350
‫چرا پای تاکامیچی رو وسط می‌کشی؟

06:41.660 --> 06:45.730
‫آخه... مگه شما دوتا با هم نیستین؟

06:45.730 --> 06:47.450
‫چرا این حرف رو می‌زنی؟

06:47.450 --> 06:49.390
‫کسی چیزی بهت گفته؟

06:49.850 --> 06:56.310
‫ساکوراکو-سان.
‫کارین هم گفت تو مدرسه همه اینو می‌دونن.

07:02.640 --> 07:04.790
‫همین الان به اوگا و ساکوراکو بگو بیان.

07:06.130 --> 07:08.120
‫چـ... چشم.

07:08.120 --> 07:12.250
‫الو، اوگا؟ همین الان با
‫ساکوراکو بیاین عمارت کیریوین!

07:34.830 --> 07:38.030
‫فکر کردی من و تاکامیچی قرار می‌ذاریم؟

07:38.330 --> 07:42.280
‫ساکوراکو-سان و کارین این‌طوری گفتن.

07:42.810 --> 07:45.440
‫بارها بهت گفتم.

07:45.710 --> 07:49.950
‫دوستت دارم و تمام تلاشم رو
‫کردم تا اینو بهت ثابت کنم.

07:50.460 --> 07:55.140
‫ولی تو حرفای ساکوراکو و خواهرت
‫رو به حرف من ترجیح دادی؟

07:55.140 --> 07:57.080
‫آخه... آخه...

07:57.080 --> 08:00.730
‫همین یه لحظه پیش داشتی
‫تاکامیچی-سان رو می‌بوسیدی.

08:00.730 --> 08:02.900
‫یه لحظه؟ کی؟

08:02.900 --> 08:05.740
‫از داخل ماشین دیدمتون.

08:07.320 --> 08:08.980
‫مطمئنی درست دیدی؟

08:09.340 --> 08:10.350
‫چی؟

08:10.600 --> 08:14.440
‫پشت تاکامیچی به تو بود.

08:14.440 --> 08:17.280
‫ولی این‌طوری به نظر می‌رسید.

08:17.710 --> 08:22.450
‫تاکامیچی فقط داشت لکه
‫روی کرواتم رو پاک می‌کرد.

08:23.260 --> 08:24.920
‫چی؟ ولی...

08:25.690 --> 08:27.750
‫عجولانه قضاوت کردی.

08:28.610 --> 08:32.830
‫حـ... حتی اگه درباره اون اشتباه کرده باشم،
‫مدرک دیگه‌ای هم هست.

08:34.560 --> 08:36.330
‫مـ... مثلاً این.

08:39.090 --> 08:40.590
‫مزخرفه.

08:41.100 --> 08:43.220
‫مزخرفه!؟

08:43.220 --> 08:45.470
‫این کجاش مدرکه؟

08:45.470 --> 08:47.750
‫این عکس‌ها طوری گرفته شده‌ن
‫که این‌طور به نظر برسه.

08:48.220 --> 08:52.230
‫رابطه من و تاکامیچی فقط
‫در حد ارباب و خدمتکاره.

08:52.570 --> 08:54.960
‫نه چیزی بیشتر، نه کمتر.

08:55.640 --> 08:56.950
‫واقعاً؟

08:56.950 --> 08:58.190
‫واقعاً.

08:59.720 --> 09:02.080
‫بهت دروغ نمی‌گم.

09:04.000 --> 09:07.160
‫به مردی که عاشقته اعتماد کن.

09:07.860 --> 09:11.260
‫این اولـین باری بود که گفتی دوستم داری.

09:11.920 --> 09:14.070
‫اون... اون فقط، خب...

09:14.070 --> 09:16.160
‫چیه؟ نکنه دروغ گفتی؟

09:16.590 --> 09:21.240
‫دروغ نبود.
‫فکر می‌کنم دوستت دارم ریا.

09:22.930 --> 09:24.880
‫اون "فکر می‌کنمش" اضافه بود.

09:34.480 --> 09:37.130
‫بالاخره تونستم حس واقعیت رو بشنوم.

09:38.480 --> 09:41.940
‫از این به بعد دیگه بی‌رحم می‌شم،
‫پس خودت رو آماده کن.

09:42.420 --> 09:45.900
‫دیگه هیچ دلیلی نداری
‫که به احساساتم شک کنی.

09:46.810 --> 09:50.500
‫لـ... لطفاً باهام مهربون باش.

09:51.940 --> 09:53.090
‫ریا...

09:56.080 --> 09:57.140
‫ریا...

09:57.670 --> 10:00.730
‫من عاشق ریام.

10:05.270 --> 10:09.510
‫بابت رفتار ناپسند خواهرم
‫ساکوراکو معذرت می‌خوام!

10:11.310 --> 10:15.400
‫اونی-ساما، من هیچ کار ناپسندی نکردم.

10:15.400 --> 10:19.660
‫احمق! جلوی عروسش حرفای نامربوط زدی!

10:19.660 --> 10:22.900
‫من فقط حقیقت رو بهش گفتم!

10:22.900 --> 10:27.290
‫ساکوراکو-سان، نمی‌دونم چی باعث
‫شده این‌قدر دچار سوءتفاهم بشی،

10:27.290 --> 10:30.610
‫اما من و ریا-ساما هیچ رابطه
‫عاشقونه‌ای با هم نداریم.

10:30.920 --> 10:35.370
‫اشکالی نداره تاکامیچی-ساما، درکتون می‌کنم.

10:35.370 --> 10:38.690
‫وقتی پای عشق وسط باشه،
‫جایگاه و جنسیت اهمیتی نداره.

10:39.260 --> 10:40.490
‫اوگا.

10:42.300 --> 10:45.390
‫دردم گرفت اونی-ساما، داری چی‌کار می‌کنی؟

10:46.470 --> 10:49.680
‫تو رو خدا فقط ساکت شو.

10:49.680 --> 10:51.850
‫داری آبروم رو می‌بری.

10:52.820 --> 10:55.730
‫فکر می‌کردم خواهر خوبی هستی.

10:55.730 --> 10:58.310
‫نمی‌دونستم این‌قدر خیالبافی.

10:58.310 --> 11:05.210
‫ساکوراکو-سان، چرا این‌قدر مطمئنی
‫که اونا رابطه عاشقونه دارن؟

11:05.850 --> 11:09.200
‫راست می‌گه، یکم به ریا-ساما احترام بذار.

11:09.200 --> 11:13.950
‫فکر نکنم همه‌اش تقصیر ساکوراکو باشه.

11:13.950 --> 11:17.590
‫شما دوتا هم مقصرین.

11:17.590 --> 11:20.000
‫ما چرا مقصریم؟

11:20.000 --> 11:20.960
‫خب...

11:20.960 --> 11:26.430
‫ریا-ساما به هر زن زیبایی که
‫سمتش میاد بی‌محلی می‌کنه.

11:26.430 --> 11:28.690
‫حتی با مردها هم سرد رفتار می‌کنه.

11:29.400 --> 11:32.670
‫اما فقط به تو اجازه می‌ده کنارش باشی.

11:32.670 --> 11:35.860
‫حتی باهات مهربونه‍‍،
‫واسه همین بقیه فکر می‌کنن...

11:35.860 --> 11:38.600
‫مـ... مردم این‌طوری فکر می‌کردن!؟

11:38.600 --> 11:42.430
‫بعضی از دخترا جدیش گرفتن.

11:42.780 --> 11:47.170
‫اینکه خواهرمم از همین دسته‌ست
‫عمیقا ناراحتم می‌کنه.

11:47.170 --> 11:49.590
‫من فقط «فکر» نمی‌کنم، این عین حقیقته.

11:49.590 --> 11:53.840
‫واسه همین تصمیم گرفتم مواظب رابطه‌شون باشم.

11:54.080 --> 11:58.300
‫رابطه من و ریا-ساما فقط ارباب و خدمتکاریه.

11:58.300 --> 12:04.250
‫ولی تاکامیچی همین شخص شخیص خودت
‫عصبانی بودی که عروس ریا-ساما لایقش نیست.

12:04.550 --> 12:06.810
‫این هیچ ربطی به موضوع نداره!

12:06.810 --> 12:09.430
‫رفتار واقعی سکوراکو و تاکامیچی همیشه این‌طوریه؟

12:09.840 --> 12:13.410
‫قضیه این نیست ریا-ساما، شما فقط خیلی به بقیه بی‌توجهین.

12:13.410 --> 12:16.150
‫وگرنه اونا همیشه همین‌طوری بودن.

12:16.150 --> 12:21.140
‫که این‌طور. فکر می‌کردم
‫ساکوراکو دختر آروم‌تری باشه.

12:21.890 --> 12:25.310
‫شنیده بودم اون به بقیه بی‌توجهه‌،

12:25.650 --> 12:29.560
‫اما انگار این مشکل واقعاً جدیه.

12:30.600 --> 12:35.600
‫تو مدرسه‌ی ساکوراکو در این‌باره شایعه شده.

12:35.600 --> 12:38.280
‫برای همین حتماً به گوش خواهرتونم رسیده.

12:38.280 --> 12:40.280
‫واقعاً عذر می‌خوام.

12:40.280 --> 12:43.790
‫سوءتفاهم برطرف شد، نگرانش نباشین.

12:43.790 --> 12:46.930
‫نه، کاری که ساکوراکو کرد درست نبود.

12:46.930 --> 12:49.930
‫حتی اینا رو هم همراهش داشت!

12:49.930 --> 12:53.190
‫اونی-ساما، اونا کلکسیون منن!

12:55.840 --> 12:56.850
‫اینا چی‌ان؟

13:01.450 --> 13:05.190
‫داده باشگاه مانگای مدرسه‌شون اینا رو بکشن.

13:05.460 --> 13:07.550
‫تازه اینا همه‌شم نیست.

13:10.700 --> 13:11.950
‫قراردادها و هزینه‌ها

13:15.190 --> 13:17.460
‫کلکسیون باارزشــــــــــــــم!

13:20.800 --> 13:26.840
‫ساکوراکو، تو هر فکری می‌خوای بکن،
‫تنها کسی که عاشقشم یوزوئه.

13:27.430 --> 13:31.500
‫تو اشتباه برداشت کردی و
‫باعث شدی یوزو ناراحت بشه.

13:31.500 --> 13:32.930
‫الان فقط نسبت بهت خشم دارم.

13:36.560 --> 13:40.020
‫یعنی واقعاً هیچ رابطه‌ای بین
‫شما و تاکامیچی-ساما نیست؟

13:45.270 --> 13:46.690
‫ریا-ساما.

13:47.350 --> 13:51.380
‫من به عنوان نامزد شما انتخاب شدم.

13:51.380 --> 13:53.470
‫اسم من کیاما ساکوراکوئه.

13:53.750 --> 13:54.830
‫که این‌طور.

13:59.180 --> 14:02.070
‫به عنوان نامزدش، وظیفه‌ام این بود

14:02.070 --> 14:08.010
‫همراه رئیس خاندان کیریوین
‫باشم و از ریا-ساما حمایت کنم.

14:09.770 --> 14:14.440
‫اون از زمان تولد بار آینده
‫خانواده‌هامون رو به دوش می‌کشید،

14:14.970 --> 14:17.850
‫و خیلی از آیاکاشی‌ها ستایشش می‌کردن.

14:22.990 --> 14:24.190
‫اما...

14:25.780 --> 14:30.130
‫گاهی اوقات یه جوری غمگین به نظر می‌رسید.

14:34.200 --> 14:37.140
‫که این‌طور... پس قضیه این بوده.

14:38.960 --> 14:40.270
‫دیگه تکرار نشه.

14:41.590 --> 14:42.590
‫چشم.

14:45.540 --> 14:49.730
‫بانوی من، واقعاً به خاطر حرفایی که به خاطر

14:49.730 --> 14:54.730
‫سوءتفاهمی که داشتم زدم و شما رو
‫ناراحت کردم، عذر می‌خوام.

14:57.360 --> 14:59.400
‫من عاشق ریام.

14:59.900 --> 15:06.560
‫عروس اون شدن یعنی وارد دنیایی
‫بشم که حتی نمی‌تونم تصورش کنم.

15:07.510 --> 15:10.740
‫یعنی آمادگیش رو دارم؟

15:12.570 --> 15:18.870
‫همه فقط به خاطر اینکه عروسشم
‫باهام این‌قدر مهربونن.

15:20.440 --> 15:25.730
‫به خاطر اینکه حست نسبت
‫به من این‌قدر پیچیده‌ست سرزنشت نمی‌کنم.

15:26.260 --> 15:29.000
‫ساکوراکو-سان، رفتار شما خیلی باوقاره.

15:29.480 --> 15:34.120
‫حتماً به عنوان نامزد ریا خیلی تمرین کردین.

15:34.790 --> 15:40.540
‫تاکامیچی-سان و اوگا-سان،
‫شما از بچگی از ریا حمایت کردین.

15:41.010 --> 15:45.520
‫همه با دلسوزی مواظب ریا که
‫در آینده به همه‌ی آیاکاشی‌ها فرمان می‌ده و

15:45.860 --> 15:49.480
‫رئیس آینده خاندان کیریوین می‌شه، بودین.

15:50.650 --> 15:55.060
‫در مقایسه با شما،
‫من یه انسان معمولی‌ام که هیچ نقطه قوتی نداره.

15:55.630 --> 15:59.520
‫صادقانه اصلاً نباید ربطی به چنین
‫خاندان باابهتی داشته باشم.

15:59.830 --> 16:04.440
‫واسه همین می‌خوام بیشتر ازتون یاد بگیرم.

16:05.580 --> 16:11.220
‫درباره این خاندان، رسوم آیاکاشی‌ها
‫و حتی درباره ریا.

16:11.920 --> 16:15.430
‫تمام تلاشم رو می‌کنم تا به
‫عنوان عروسش تأییدم کنین.

16:16.220 --> 16:19.470
‫ممنون میشم کمکم کنین.

16:22.040 --> 16:26.670
‫آه، اصلاً متوجه قضیه نیست.

16:27.590 --> 16:32.470
‫ریا-ساما به خاطر موقعیتش
‫همیشه زیر فشار شدید زندگی کرده.

16:32.980 --> 16:37.730
‫هیچ‌کدوم از ما نتونستیم به قلبش آرامش بدیم.

16:39.250 --> 16:43.220
‫اما وقتی ریا-ساما با اون آشنا شد، تغییر کرد.

16:44.100 --> 16:48.450
‫اون اصلاً یه انسان معمولی
‫بدون نقطه قوت نیست.

16:49.210 --> 16:50.720
‫یعنی چون عروسشه؟

16:51.620 --> 16:54.900
‫نه، حس می‌کنم موضوع فراتر از این حرفاست.

16:54.900 --> 16:56.950
‫شاید سرنوشته.

16:57.410 --> 17:00.350
‫هر دوشون حس و حال مشابهی دارن.

17:00.680 --> 17:03.120
‫بانو یوزو که پدر و مادرش
‫هیچ‌وقت بهش محبتی نکردن،

17:03.120 --> 17:05.730
‫و ریا-ساما که هیچ‌وقت
‫قلبشو به روی کسی باز نکرد.

17:06.620 --> 17:08.930
‫روح‌های تنهاشون

17:08.930 --> 17:13.700
‫گویی سرنوشت اونا رو به هم
‫جذب کرد و با هم هم‌نوا شدن.

17:19.160 --> 17:20.360
‫یوزو-ساما،

17:21.090 --> 17:26.120
‫لطفاً رفتارهای گستاخانه ما رو ببخشین.

17:26.120 --> 17:28.180
‫تاکامیچی-سان؟

17:29.480 --> 17:34.010
‫شما عروس ارزشمند خاندان کیریوین هستین.

17:38.280 --> 17:43.000
‫گرچه اعترافش برام سخته،
‫اما خوشحالم که تو عروسشی.

17:43.760 --> 17:49.930
‫من فقط حسودیم می‌شد چون ریا-ساما
‫با مهربونی بهت نگاه می‌کنه.

17:51.760 --> 17:55.940
‫ما از این به بعد با تمام
‫توانمون ازتون حمایت می‌کنیم.

17:58.780 --> 18:02.760
‫ریا-ساما بالاخره جایی رو پیدا
‫کرده که می‌تونه توش به آرامش برسه.

18:03.250 --> 18:06.590
‫و این همون کاریه که یه عروس انجام می‌ده.

18:13.340 --> 18:15.170
‫صبح به‌خیر.

18:15.370 --> 18:16.580
‫تاکامیچی-سان؟

18:16.580 --> 18:19.930
‫چـ... چیزی شده؟ حالتون خوب نیست؟

18:20.510 --> 18:24.230
‫نه، خوبم. نگران من نباشین.

18:25.540 --> 18:27.520
‫ریا، کمک کن! تاکامیچی-سان...

18:32.370 --> 18:33.390
‫ببخشید!

18:34.120 --> 18:36.100
‫تاکامیچی چش شده؟

18:36.100 --> 18:38.240
‫ریا، لباست رو بپوش.

18:39.140 --> 18:42.650
‫ما الان دیگه عاشق و معشوقیم.
‫نیازی نیست این‌قدر خجالت بکشی.

18:43.380 --> 18:45.280
‫آره، ولی آخه...

18:45.740 --> 18:50.850
‫راستی،
‫می‌خوام روز آخر ضیافت آیاکاشی‌ها همراه خودم ببرمت.

18:50.850 --> 18:52.720
‫چی؟ منو؟

18:53.460 --> 18:56.180
‫قراره بری مامان و بابام رو ببینی.

18:56.180 --> 18:58.580
‫مطمئنی مشکلی پیش نمیاد؟

18:58.580 --> 19:00.910
‫نگران نباش، من پیشتم.

19:01.720 --> 19:02.570
‫باشه.

19:03.100 --> 19:04.690
‫وای، راستی!

19:04.930 --> 19:06.700
‫حال تاکامیچی-سان اصلاً خوب نیست.

19:06.700 --> 19:08.490
‫رنگ به رو نداشت.

19:08.490 --> 19:09.730
‫من رفتم.

19:11.170 --> 19:13.260
‫ای بابا...

19:14.120 --> 19:17.170
‫تاکامیچی رو ریا-ساما مجازات کردن.

19:17.400 --> 19:18.910
‫مجازات؟

19:18.910 --> 19:24.650
‫یادتونه ساکوراکو لو داد که
‫اون پشت سرت بدگویی کرده بود؟

19:25.230 --> 19:28.060
‫فکر می‌کردم اون موضوع دیگه حل شده.

19:28.060 --> 19:32.170
‫شما شاید مهربون باشین و ببخشینش،
‫اما ریا-ساما این‌طور نیستن.

19:32.170 --> 19:36.420
‫تاکامیچی-سان چه‌جوری مجازات شده؟

19:36.810 --> 19:39.960
‫بعضی چیزا رو ندونین خیلی بهتره.

19:39.960 --> 19:41.040
‫چی؟

19:41.320 --> 19:45.600
‫هنوز ابعاد دیگه‌ای از ریا هست
‫که درباره‌شون چیزی نمی‌دونم.

19:47.910 --> 19:49.810
‫من دارم می‌رم خونه.

19:49.810 --> 19:51.070
‫کارین.

19:51.070 --> 19:52.810
‫دیگه کلافه شدم!

19:52.810 --> 19:56.580
‫اگه کل روز تو اتاق حبس بمونم دیوونه می‌شم!

19:56.580 --> 19:58.920
‫کارین، چند بار باید بهت بگم؟

19:58.920 --> 20:00.980
‫ما تحت حبس خانگی هستیم.

20:01.390 --> 20:05.500
‫یعنی داری می‌گی نادشیکو-ساما از من مهم‌تره؟

20:05.500 --> 20:07.570
‫یعنی اصلاً به من اهمیت نمی‌دی؟

20:07.850 --> 20:09.480
‫از این‌جا متنفرم!

20:09.480 --> 20:12.270
‫همه با تحقیر بهم نگاه می‌کنن!

20:12.270 --> 20:15.190
‫فکر می‌کردم قراره عروسا رو تحویل بگیرن!

20:16.590 --> 20:19.480
‫کارین، من دوستت دارم.

20:20.440 --> 20:23.190
‫کاش می‌تونستم تمام آرزوهات رو برآورد کنم،

20:23.530 --> 20:29.350
‫اما اگه جلو نادشیکو-ساما وایسیم،
‫دیگه نمی‌تونیم تو خاندان کوگتسو بمونیم.

20:29.350 --> 20:31.420
‫پس لطفاً فعلاً صبور باش.

20:34.430 --> 20:35.570
‫کارین!

20:38.990 --> 20:39.960
‫کارین.

20:40.870 --> 20:45.360
‫مامان، بابا...
‫چون نگرانم بودین اومدین دنبالم؟

20:45.360 --> 20:47.990
‫گوش کنین، این‌جا وضعش افتضاحه!

20:47.990 --> 20:51.610
‫خوبه که پیدات کردیم.
‫می‌شه از یوزو عذرخواهی کنی؟

20:51.990 --> 20:52.990
‫چی!؟

20:53.880 --> 20:56.290
‫خاندان کوگتسو ارتباطشو با ما قطع کرده.

20:56.730 --> 21:00.370
‫تازه بهمون گفتن باید بریم یه جای دور.

21:00.370 --> 21:05.380
‫مطمئنم یوزو ارباب کیریوین
‫رو راضی می‌کنه ببخشمون.

21:05.800 --> 21:07.050
‫عمراً!

21:07.050 --> 21:10.570
‫چرا من باید از اون عذرخواهی کنم؟

21:11.470 --> 21:14.500
‫تو همیشه خیلی خودخواهی!

21:14.500 --> 21:19.650
‫اگه درست رفتار کرده بودی،
‫کوگتسوها ولمون نمی‌کردن!

21:19.990 --> 21:21.840
‫در هر صورت، عزیزم اونو بده بهش.

21:21.840 --> 21:22.540
‫درسته.

21:23.780 --> 21:25.650
‫به یوزو

21:24.340 --> 21:25.660
‫این یه عذرخواهیِ کتبیه.

21:26.010 --> 21:28.390
‫اگه یوزو رو دیدی، حتماً اینو بده بهش.

21:28.910 --> 21:31.280
‫فهمیدی؟ فعلاً خداحافظ.

21:36.410 --> 21:37.400
‫کارین...

21:37.410 --> 21:39.920
‫به یوزو

21:43.680 --> 21:45.580
‫کارین، آروم باش!

21:45.580 --> 21:46.980
‫بره به درک!

21:46.980 --> 21:51.300
‫مامان و بابا یهویی فقط خواهرم رو تحویل می‌گیرن!

21:51.930 --> 21:57.560
‫اونا این‌همه هوامو داشتن
‫و پیش همه پزم رو می‌دادن!

21:57.560 --> 22:02.670
‫تو هم باهام مهربون بودی و هر
‫چی می‌خواستم انجام می‌دادی!

22:02.670 --> 22:05.660
‫اما حالا هیچ‌کاری برام نمی‌کنی!

22:07.020 --> 22:10.600
‫از وقتی خواهرم عروس شده،
‫همه چی به هم ریخت!

22:10.840 --> 22:12.570
‫اون یه دختر کاملاً معمولیه‌!

22:13.540 --> 22:16.250
‫مثل من خاص نیست!

22:18.140 --> 22:19.990
‫همه‌اش تقصیر اونه!

22:20.910 --> 22:23.670
‫همه‌اش تقصیر خواهرمه!

22:23.690 --> 22:33.690
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:54.970 --> 24:00.050
‫قسمت بعدی: ضیافت آیاکاشی‌ها
