WEBVTT

00:00.830 --> 00:07.620
‫ما باید یوزو رو برگردونیم خونه
‫بدون اینکه نامزدیشون رو به هم بزنیم.

00:07.620 --> 00:11.670
‫جداً؟ همه دارن در مورد خواهرم حرف می‌زنن.

00:13.080 --> 00:14.130
‫اما...

00:15.010 --> 00:18.130
‫شک دارم چیزی در مورد اون بدونه.

00:18.130 --> 00:22.020
‫خیلی دلم براش می‌سوزه.

00:22.040 --> 00:30.040
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:30.570 --> 00:33.400
‫عروس اُنی

01:56.850 --> 01:58.330
‫چی شده، کارین؟

01:58.330 --> 01:59.780
‫می‌خواستی چی شده باشه!

02:00.280 --> 02:05.040
‫قسمت هشتم:
‫مهمان افسونگر

02:00.370 --> 02:03.150
‫یالا برو خواهرم رو برگردون!

02:03.480 --> 02:09.040
‫نمی‌تونم تحمل کنم جایی که نمی‌بینمش
‫هر کاری دلش می‌خواد بکنه.

02:11.630 --> 02:13.610
‫تو می‌تونی این کار رو بکنی، مگه نه یوتا؟

02:16.090 --> 02:21.490
‫رؤسای قبیله‌های آیاکاشی‌ها الان با هم

02:22.770 --> 02:24.860
‫توی جلسه‌ی سالانه‌شون هستن.

02:25.480 --> 02:27.800
‫پس این فرصت ماست.

02:28.080 --> 02:32.020
‫این یعنی کیریوین ریا
‫از خواهرم دوره، درسته؟

02:32.380 --> 02:34.360
‫آره، اما...

02:37.240 --> 02:39.570
‫شنیدم که سوزوندیش.

02:40.700 --> 02:41.770
‫بله.

02:42.800 --> 02:46.820
‫اون عروس ارباب جوان کیریوین شده.

02:47.710 --> 02:51.580
‫اگه اون می‌خواست
‫تا الان سرت رو از دست داده بودی.

02:54.200 --> 03:00.730
‫اما اون تصمیم گرفت درگیری غیرضروری
‫بین قبیله‌هامون ایجاد نکنه.

03:02.220 --> 03:09.220
‫اون به عنوان رئیس بعدی قبیله، منطق رو
‫به غریزه‌ی محافظت از عروسش ترجیح داد.

03:09.220 --> 03:11.230
‫برخلاف تو.

03:13.280 --> 03:15.100
‫یادت نره.

03:15.730 --> 03:19.570
‫دفعه‌ی بعد نمی‌تونم ازت محافظت کنم.

03:20.680 --> 03:21.680
‫چشم.

03:22.730 --> 03:26.870
‫می‌دونم به عنوان یه آیاکاشی که عروس داره سخته،

03:27.400 --> 03:30.720
‫اما این سرنوشت توئه.

03:32.560 --> 03:36.530
‫اگه کیریوین‌ها رو عصبانی کنم، من...

03:36.530 --> 03:37.750
‫خواهش می‌کنم.

03:38.170 --> 03:41.720
‫تا وقتی اون مرد نیست،
‫خواهرم رو برگردون.

03:42.160 --> 03:44.180
‫زود باش، یوتا.

03:46.560 --> 03:47.570
‫باشه.

03:48.660 --> 03:51.240
‫خواسته‌ی کارین رو برآورده می‌کنم.

04:00.110 --> 04:03.700
‫ممنون بابت کمک، یوزو.

04:04.040 --> 04:08.070
‫اصلا حرفشم نزن. خوشحالم که می‌تونم
‫لباس‌ها رو بشورم و تمیزکاری کنم.

04:09.760 --> 04:13.200
‫خوشحالم که به نظر میاد حالت بهتره.

04:13.590 --> 04:18.060
‫منم همین‌طور. به لطف شما حالم بهتره.

04:19.050 --> 04:22.130
‫یه عشق زودگذر گونه‌هات رو گرم می‌کنه،

04:22.130 --> 04:26.940
‫اما عشق واقعی قفسه‌ی سینه‌ت رو داغ می‌کنه.

04:28.380 --> 04:31.580
‫الان می‌تونم به ریا اعتماد کنم.

04:32.430 --> 04:34.530
‫ممنون، مادربزرگ.

04:41.310 --> 04:42.340
‫هی.

05:04.030 --> 05:06.290
‫این قدرت یه آیاکاشی روباهه؟

05:07.990 --> 05:09.570
‫کارت خوب بود.

05:09.570 --> 05:12.480
‫حالا می‌تونی بری خواهرت رو ببینی.

05:12.480 --> 05:15.170
‫آره. ممنون، یوتا.

05:26.730 --> 05:28.310
‫من باز می‌کنم.

05:30.910 --> 05:32.650
‫اومدم.

05:50.920 --> 05:52.240
‫بابا.

05:54.250 --> 05:56.310
‫خیلی وقته ندیدیمت.

05:56.670 --> 05:59.320
‫نگرانت بودیم، یوزو.

05:59.920 --> 06:02.360
‫چـ-چرا اینجائین؟

06:04.480 --> 06:06.690
‫یوزو، کیه؟

06:10.390 --> 06:13.190
‫اینجا چیکار می‌کنین؟

06:13.550 --> 06:18.450
‫باهامون مثل آدم‌رباها رفتار نکنین.
‫من پسرتونم.

06:18.680 --> 06:22.900
‫هرچقدر زنگ زدیم نذاشتین یوزو رو
‫ببینیم، واسه همین خودمون اومدیم.

06:23.700 --> 06:25.960
‫چرا باید می‌ذاشتیم ببینیدش؟

06:26.500 --> 06:30.960
‫می‌خواستن منو ببینن؟ چرا الان؟

06:32.250 --> 06:34.520
‫یوزو دختر ماست.

06:35.610 --> 06:38.200
‫شما حق ندارین بین ما قرار بگیرین.

06:38.750 --> 06:41.640
‫شما دیگه پدر و مادرش نیستین!

06:41.640 --> 06:44.180
‫دقیقا از همون لحظه‌ای که
‫برگه‌های فرزندخوندگی رو امضا کردین!

06:44.470 --> 06:46.490
‫اون فقط یه تیکه کاغذه.

06:46.490 --> 06:49.270
‫ما عملاً مجبور شدیم امضاشون کنیم.

06:50.650 --> 06:54.640
‫یوزو، تو واقعاً با این قضیه مشکلی نداری؟

06:54.640 --> 06:58.410
‫واقعاً می‌خوای پدر و مادرت رو
‫به این راحتی ول کنی؟

06:58.690 --> 07:04.670
‫من و پدرت واقعاً بهت اهمیت می‌دیم.

07:05.280 --> 07:07.180
‫مجبور نیستی به حرفاشون گوش بدی.

07:07.430 --> 07:10.020
‫به من اهمیت می‌دن؟

07:12.860 --> 07:14.480
‫وقتی تو اون خونه زندگی می‌کردم،

07:15.870 --> 07:20.830
‫هر چقدر هم که دلم می‌خواست،
‫هیچ‌وقت حس نکردم برام اهمیتی قائل باشن.

07:28.970 --> 07:33.310
‫متأسفم که به کارین اینقدر توجه کردیم،

07:33.760 --> 07:36.470
‫اما تو خواهر بزرگترشی.

07:37.150 --> 07:40.800
‫می‌فهمم که داری دوران
‫سرکشیت رو می‌گذرونی،

07:40.800 --> 07:44.150
‫اما سعی کن زیاد خودخواه نباشی.

07:46.290 --> 07:48.830
‫اونا هنوزم هیچی نمی‌فهمن.

07:52.400 --> 07:53.740
‫یوزو.

07:56.480 --> 07:59.300
‫درسته. برگرد پیش ما، یوزو.

08:04.810 --> 08:08.130
‫من خیلی تنها بودم.

08:10.790 --> 08:13.060
‫شما تمام توجهتون رو به کارین می‌دادین.

08:13.740 --> 08:16.750
‫و من همیشه نادیده گرفته می‌شدم.

08:17.680 --> 08:21.120
‫شما هیچ‌وقت به رنجی که
‫می‌کشیدم فکر نکردین.

08:22.090 --> 08:24.700
‫یوزو، به حرفمون گوش کن.

08:24.930 --> 08:29.720
‫من هیچ‌وقت از شما عشقی حس نکردم!

08:32.320 --> 08:34.240
‫حتی یه بار تو کل زندگیم!

08:35.550 --> 08:37.230
‫حداقل نه از طرف شما.

08:43.820 --> 08:48.180
‫من الان ریا رو دارم. برنمی‌گردم.

08:49.780 --> 08:52.400
‫طفلکی اونه-چان.

08:57.980 --> 08:59.250
‫کارین.

09:00.460 --> 09:02.720
‫خیلی دلم برات می‌سوزه.

09:02.720 --> 09:06.740
‫فقط واسه اینکه عروس شدی
‫ذوق کردی، مگه نه؟

09:06.740 --> 09:08.880
‫حتی نمی‌فهمی که اون دوستت نداره.

09:09.310 --> 09:13.630
‫شنیدم کیریوین ریا یه معشوقه داره.

09:13.630 --> 09:16.630
‫همون منشی‌ای که همیشه باهاشه.

09:22.750 --> 09:25.390
‫ای بابا، پس خبر داری.

09:25.390 --> 09:28.820
‫پس چرا یه جوری رفتار می‌کنی
‫که انگار دوستت داره؟

09:29.180 --> 09:33.650
‫همه تو مدرسه می‌دونن
‫که اون با منشیش می‌خوابه.

09:34.380 --> 09:39.790
‫خانواده‌ی کیریوین فقط می‌خوان تو رو نگه دارن
‫چون تو عروسشی.

09:40.160 --> 09:43.570
‫پس برگرد خونه.

09:44.450 --> 09:49.420
‫درسته، یوزو. هیچ‌کس نیست که
‫بتونی بیشتر از خانواده بهش اعتماد کنی.

09:49.420 --> 09:51.580
‫آره. برگرد خونه.

09:51.880 --> 09:54.680
‫ما از کاری که کردی عصبانی نیستیم.

09:55.170 --> 09:56.090
‫نه!

09:56.820 --> 10:00.220
‫ریا همچین آدمی نیست که شما می‌گین!

10:00.460 --> 10:04.760
‫و مهم نیست ریا چه احساسی به من داره!

10:04.760 --> 10:08.380
‫من هیچ‌وقت به خونه‌ی شما برنمی‌گردم!

10:10.550 --> 10:13.850
‫همین الانش هم تصمیم گرفتم که با ریا بمونم!

10:14.660 --> 10:16.170
‫یوزو!

10:16.170 --> 10:18.230
‫اینقدر لجباز نباش!

10:21.870 --> 10:22.870
‫هی!

10:22.870 --> 10:24.000
‫بس کن!

10:24.420 --> 10:25.920
‫ولش کن!

10:25.920 --> 10:28.590
‫این یه مسئله‌ی خانوادگیه!

10:32.710 --> 10:33.910
‫مادربزرگ!

10:34.240 --> 10:36.630
‫حالت خوبه؟

10:40.260 --> 10:43.710
‫چطور جرئت می‌کنی این‌طوری
‫به پدرت نگاه کنی؟!

10:44.020 --> 10:47.730
‫تو به مادربزرگ آسیب زدی! تو بابای من نیستی!

10:47.730 --> 10:49.220
‫چی گفتی؟

10:49.800 --> 10:51.050
‫ما می‌ریم!

10:52.010 --> 10:53.230
‫نه!

10:54.870 --> 10:57.160
‫مادربزرگ، پدربزرگ.

10:57.980 --> 11:00.030
‫کمکم کن، ریا.

11:13.680 --> 11:15.000
‫اُنی‌های کوچولو!

11:15.610 --> 11:17.450
‫شماها کی هستین؟

11:18.790 --> 11:21.240
‫یالا یوزو! باید بریم!

11:32.970 --> 11:34.320
‫عزیزم!

11:34.910 --> 11:38.640
‫چطور تونستی بذاری اون
‫موجودات کوچیک شکستت بدن؟

11:39.520 --> 11:40.780
‫عوضیای کوچولو...!

11:56.450 --> 11:57.960
‫یوتا.

11:58.380 --> 12:00.840
‫کارین، ما باید بریم!

12:00.840 --> 12:01.770
‫چی؟

12:01.770 --> 12:03.970
‫اونا از خادمین کیریوین هستن!

12:03.970 --> 12:05.470
‫قوی‌تر از چیزی هستن که به نظر میان!

12:05.470 --> 12:09.640
‫و اگه خیلی سروصدا کنیم، طلسمی که
‫روی نگهبان‌ها گذاشتم باطل می‌شه!

12:19.240 --> 12:21.140
‫می‌تونی راه بری؟

12:21.140 --> 12:22.360
‫لعنتی.

12:23.200 --> 12:25.470
‫این قضیه تموم نشده!

12:32.780 --> 12:34.620
‫مادربزرگ، حالت خوبه؟

12:35.500 --> 12:38.530
‫آره. خیلی محکم زمین نخوردم.

12:39.290 --> 12:41.840
‫به خاطر نجات دادن من صدمه دیدی.

12:42.280 --> 12:43.780
‫متأسفم.

12:43.780 --> 12:45.630
‫اشکالی نداره، یوزو.

12:45.630 --> 12:50.920
‫ببخشید که پسر احمقمون
‫با تو اینقدر بی‌رحم بود.

12:50.920 --> 12:54.400
‫آره. ما فقط خوشحالیم که جات امنه.

12:56.400 --> 12:59.130
‫پدربزرگ، مادربزرگ.

13:00.150 --> 13:01.700
‫خوشحالم که حالتون خوبه.

13:05.600 --> 13:08.880
‫و کار شما هم خوب بود، اُنی‌های کوچولو.

13:08.880 --> 13:11.900
‫عجب قدرت خفنی بود.

13:18.420 --> 13:20.170
‫نگرانش نباشین.

13:37.310 --> 13:38.500
‫ریا-ساما.

13:41.030 --> 13:43.140
‫یادم رفت بگم...

13:43.800 --> 13:48.070
‫ساکوراکو رفت تا یوزو-ساما رو توی
‫خونه‌ی پدربزرگ و مادربزرگش ببینه.

13:48.650 --> 13:51.190
‫واقعاً؟ برای چی؟

13:51.430 --> 13:53.050
‫نمی‌دونم.

13:53.050 --> 13:56.550
‫اونا هم‌سن و سالن. شاید فقط
‫می‌خواسته خودش رو معرفی کنه.

13:57.620 --> 14:02.200
‫پس کسی که وقتی یوزو رو پیاده کردم
‫حس کردم ساکوراکو بود.

14:02.860 --> 14:06.470
‫مهم نیست.
‫ساکوراکو دردسری درست نمی‌کنه.

14:07.210 --> 14:08.320
‫بله.

14:11.430 --> 14:12.640
‫چی شده؟

14:13.350 --> 14:14.530
‫چی؟!

14:18.510 --> 14:22.060
‫ریا-ساما، یه مشکلی پیش اومده.

14:22.570 --> 14:26.480
‫خانواده‌ی قبلی یوزو-ساما رفتن دیدنش.

14:28.460 --> 14:29.520
‫یوزو حالش خوبه؟!

14:29.860 --> 14:33.780
‫ظـ-ظاهراً جاش امنه.
‫اُنی‌های کوچولو فراریشون دادن.

14:34.820 --> 14:36.510
‫متأسفم.

14:36.510 --> 14:39.330
‫همونطور که دستور دادین
‫امنیت رو هم بیشتر کردم.

14:41.170 --> 14:44.220
‫یه جورایی هیچکس متوجه نشده
‫تا اینکه همه‌چیز تموم شد.

14:45.020 --> 14:48.310
‫فکر کنم نگهبان‌ها طلسم شده بودن.

14:49.080 --> 14:51.840
‫طلسم شده بودن؟ که اینطور.

14:51.840 --> 14:54.890
‫من حتی با یه هشدار ولش کرده بودم.

14:57.220 --> 14:59.700
‫درخواست یه ملاقات با رئیس
‫قبیله‌ی آیاکاشی‌های روباه بده.

15:00.580 --> 15:01.480
‫چشم، قربان.

15:07.290 --> 15:11.050
‫تصمیم گرفتن با من دشمنی کنن؟

15:25.230 --> 15:28.800
‫باورم نمی‌شه.
‫تقاص این کارشونو پس می‌دن.

15:28.800 --> 15:29.960
‫کارین.

15:32.500 --> 15:34.590
‫این صدای رو اعصاب رو خفه کن!

15:36.030 --> 15:37.060
‫الو؟

15:38.670 --> 15:40.220
‫همین الان بیام؟

15:43.190 --> 15:45.340
‫بله، متوجه‌ام.

15:46.420 --> 15:48.130
‫چی شده؟

15:50.060 --> 15:53.480
‫عمارت اصلی منو احضار کرده.

15:54.350 --> 15:56.000
‫کیریوین‌ها...

15:56.640 --> 15:59.440
‫کیریوین‌ها به شدت عصبانین.

16:15.120 --> 16:18.600
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم ارباب جوان
‫از ما درخواست ملاقات داشته باشه.

16:21.380 --> 16:23.340
‫مفتخرم.

16:24.640 --> 16:28.550
‫کوگتسو نادشیکو،
‫رئیس قبیله‌ی آیاکاشی‌های روباه.

16:28.930 --> 16:31.310
‫اون یه آیاکاشی روباه نه‌دمه.

16:32.100 --> 16:34.950
‫قدرت آیاکاشیی اون فقط از ریا-ساما کمتره.

16:34.950 --> 16:37.740
‫باید در حضورش مراقب رفتارمون باشیم.

16:41.150 --> 16:44.620
‫به نظر نمیاد خبرهای خوبی آورده باشی.

16:46.370 --> 16:48.910
‫اگه خودتون احضارش کردین،

16:48.910 --> 16:53.000
‫پس فکر نکنم نیازی به توضیح باشه که
‫چرا اومدیم، اما به هرحال می‌پرسم.

16:54.130 --> 16:59.050
‫تو بودی که به اون مزاحم‌ها کمک کردی
‫به عروس من نزدیک بشن؟

17:01.760 --> 17:04.170
‫من بابتش خیلی متأسفم.

17:04.170 --> 17:09.680
‫همونطور که گفتی،
‫این احمق به درخواست عروسش

17:09.680 --> 17:12.770
‫نگهبان‌های شما رو طلسم کرد.

17:13.510 --> 17:16.460
‫یوتا، حرفی برای گفتن نداری؟

17:18.170 --> 17:23.280
‫من فقط می‌خواستم خواسته‌ی کارین رو برآورده کنم.

17:24.160 --> 17:26.930
‫پس بهش کمک کردی؟

17:26.930 --> 17:29.430
‫اون طلسم اونقدر قوی بود
‫که اُنی‌ها رو گول بزنه.

17:30.260 --> 17:33.150
‫تو به تنهایی اونقدر قوی نیستی
‫که این کار رو بکنی.

17:33.600 --> 17:35.670
‫از بقیه‌ی اعضای قبیله کمک گرفتی؟

17:36.940 --> 17:38.170
‫بله.

17:38.430 --> 17:45.420
‫من می‌دونم که خبر داری عروست و خانواده‌اش
‫چه رفتاری با عروس اون داشتن.

17:45.420 --> 17:46.590
‫من...

17:46.930 --> 17:49.830
‫من قبلاً بهش یه فرصت دوباره داده بودم.

17:49.830 --> 17:53.220
‫معمولاً همین کافی بود تا
‫هر کسی رو از سرپیچی دوباره از اُنی‌ها منصرف کنه.

17:54.670 --> 17:59.380
‫اما من غریزه‌ی یه آیاکاشی
‫که عروس داره رو دست‌کم گرفتم.

18:00.690 --> 18:02.370
‫من بی‌احتیاطی کردم.

18:02.830 --> 18:06.540
‫یوزو باید الان خیلی نگران و غمگین باشه.

18:07.440 --> 18:09.660
‫دیگه نمی‌ذارم درباره‌ی هیچ‌چیزی نگران باشه.

18:10.080 --> 18:11.930
‫همینجا قضیه رو فیصله می‌دم.

18:13.520 --> 18:17.100
‫کارین... اون ازم خواست این کارو بکنم.

18:17.600 --> 18:20.190
‫نمی‌تونستم رد کنم...

18:21.300 --> 18:24.780
‫حتی با اینکه می‌دونستم می‌تونه
‫باعث درگیری با اُنی‌ها بشه.

18:27.450 --> 18:32.510
‫آیاکاشی‌های که عروس می‌گیرن
‫با همچین سختی‌هایی روبه‌رو می‌شن.

18:33.160 --> 18:36.910
‫بعضی وقتا، عروس‌هاشون
‫اونا رو به بیراهه می‌کشونن.

18:37.270 --> 18:41.650
‫اگه از من بپرسی، عروس‌ها یه نفرینن.

18:42.290 --> 18:44.140
‫موافق نیستی؟

18:50.520 --> 18:54.870
‫اگه این احساس یه نفرینه،
‫پس من می‌پذیرمش.

18:57.960 --> 19:03.400
‫من فقط به عنوان رئیس بعدی
‫قبیله‌ی کیریوین وجود داشتم.

19:04.340 --> 19:08.300
‫همیشه یه خلأ توی قلبم حس می‌کردم.

19:09.720 --> 19:12.820
‫تا روزی که یوزو رو دیدم.

19:14.110 --> 19:20.310
‫وقتی برای اولین بار بغلش کردم،
‫یه احساس جدید تو وجودم شکل گرفت.

19:20.970 --> 19:24.050
‫عشق به یه نفر دیگه.

19:25.160 --> 19:30.840
‫یوزو خلأ قلبم رو پر کرد
‫و به زندگیم رنگ داد.

19:31.650 --> 19:35.390
‫این روزا، گاهی اوقات می‌بینم
‫دارم احمقانه رفتار می‌کنم.

19:38.620 --> 19:42.950
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

19:44.130 --> 19:46.930
‫کاش اون هم مثل تو عاقل بود.

19:48.980 --> 19:51.120
‫نفرین من یه نفرینه،

19:51.610 --> 19:56.370
‫اما من برعکس این مرد،
‫منطقم رو کنار نذاشتم.

19:58.270 --> 20:03.570
‫قبیله‌ی آیاکاشی‌های روباه سعی کرد به
‫عروسِ رئیس بعدی قبیله‌مون آسیب برسونه.

20:04.100 --> 20:06.610
‫این عمل، شورش علیه اُنی‌هاست.

20:11.670 --> 20:16.840
‫حق با توئه. حتی من هم باید
‫بابت چیزی که اتفاق افتاده عذرخواهی کنم.

20:21.340 --> 20:25.970
‫قبوله، اما واقعاً فکر می‌کنی همین کافیه؟

20:29.260 --> 20:30.480
‫یوتا.

20:31.000 --> 20:32.110
‫بله.

20:33.050 --> 20:37.240
‫تو، عروست و پدر و مادرش مجازات می‌شین.

20:39.280 --> 20:43.220
‫ما حمایت مالی از خانواده‌ی
‫عروست رو قطع می‌کنیم.

20:43.970 --> 20:48.560
‫اون از پدر و مادرش جدا می‌شه
‫و تو خونه‌ی کوگتسو تحت نظر قرار می‌گیره.

20:49.390 --> 20:51.190
‫و این همه‌ش نیست.

20:52.610 --> 20:56.800
‫اگه دوباره به عروس
‫ارباب جوان آسیبی برسونی،

20:57.190 --> 21:01.030
‫عروست و خانواده‌اش تبعید می‌شن،

21:01.780 --> 21:04.670
‫و تو دیگه هیچ‌وقت اونو نمی‌بینی.

21:05.070 --> 21:06.800
‫اما...

21:07.020 --> 21:11.430
‫اینکه اون عروست بمونه یا نه
‫بستگی به رفتار خودت داره.

21:12.470 --> 21:16.260
‫من هیچ‌وقت زیر حرفم نمی‌زنم.

21:21.690 --> 21:23.990
‫شما رو راضی می‌کنه، قربان؟

21:24.970 --> 21:28.670
‫با توجه به بلایی که
‫سر یوزو اومد، این کافی نیست.

21:29.550 --> 21:34.660
‫اما این مصالحه به رئیس قبیله‌شون
‫اجازه می‌ده که آبروشو حفظ کنه.

21:35.490 --> 21:36.830
‫بسیار خب.

21:37.370 --> 21:40.300
‫دیگه نذار اون دختره به یوزو نزدیک بشه.

21:40.990 --> 21:42.090
‫چشم.

21:46.660 --> 21:51.600
‫خب، خب. دوست دارم این عروسی رو
‫که تو رو اینطور نرم کرده، ببینم.

21:52.020 --> 21:55.470
‫روز آخر جشن، همراهت بیارش.

21:55.840 --> 21:57.840
‫از قبل برنامه‌اش رو داشتم.

21:58.730 --> 22:03.520
‫خوبه. می‌دونی، یوتا هر سال
‫عروسش رو میاره.

22:05.350 --> 22:06.860
‫نقشه‌ات چیه؟

22:07.720 --> 22:13.250
‫دوست دارم ببینم یوتا
‫می‌تونه عروسش رو کنترل کنه یا نه.

22:15.210 --> 22:18.390
‫من فقط عاشق سرگرمیم.

22:18.410 --> 22:33.410
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:54.970 --> 24:00.050
‫قسمت بعد: خودآگاهی
