WEBVTT

00:06.090 --> 00:07.790
‫ببخشید.

00:16.720 --> 00:19.280
‫شما باید عروسش باشی.

00:22.850 --> 00:26.310
‫اسم من کیاما ساکوراکوئه.

00:27.640 --> 00:31.070
‫خیلی خوشگله، عین یه عروسکه.

00:34.640 --> 00:37.830
‫بابت این ملاقات یهویی عذر می‌خوام.

00:38.810 --> 00:40.900
‫نه اصلاً مشکلی نیست.

00:45.270 --> 00:46.080
‫بفرمایید.

00:46.410 --> 00:48.180
‫ممنونم.

00:49.370 --> 00:52.330
‫می‌دونی من کی هستم؟

00:52.330 --> 00:57.620
‫اوه، ام...
‫فقط در این حد می‌دونم که نامزد ریا بودین.

00:57.970 --> 00:59.590
‫متأسفم.

00:59.590 --> 01:05.440
‫اصلاً اشکالی نداره.
‫هر چی نباشه، همین اواخر عروسش شدی.

01:06.630 --> 01:12.530
‫بعید می‌دونم کسی بهتر از اون
‫برازنده‌ی ریا باشه.

01:14.900 --> 01:20.350
‫خانواده‌ی من، یعنی کیاماها، اولین شاخه از
‫خاندان فرعی کیریوین‌ها هستن.

01:21.000 --> 01:26.060
‫کیریوین‌ها در گذشته
‫با خاندان ما وصلت کردن،

01:26.060 --> 01:28.660
‫و هیچ خانواده‌ای به اندازه‌ی ما
‫بهشون نزدیک نیست.

01:29.690 --> 01:31.630
‫که این‌طور.

01:32.140 --> 01:37.270
‫مثل خاندان تاکامیچی-ساما،
‫ما هم نسل‌هاست به کیریوین‌ها خدمت می‌کنیم.

01:38.520 --> 01:41.440
‫پدرم دست‌راست رئیس فعلی خاندانه،

01:41.990 --> 01:47.140
‫و برادرم هم به‌عنوان نایب‌رئیس گروه،
‫از ریا-ساما حمایت می‌کنه.

01:47.590 --> 01:49.610
‫نایب‌رئیس؟

01:49.950 --> 01:54.160
‫اسمم اوگائه.
‫ممنون که هوای رئیس رو داری.

01:54.780 --> 01:58.200
‫متوجه نشدم چون
‫خودش رو اوگا معرفی کرد،

01:58.730 --> 02:02.980
‫اما حالا که بهش اشاره کرد،
‫به‌نظر می‌رسه که شبیه همن.

02:03.780 --> 02:08.800
‫وقتی افراد خاندان من رو انتخاب کردن تا

02:08.800 --> 02:11.750
‫نامزد ریا-ساما بشم، خیلی افتخار کردم.

02:15.500 --> 02:19.370
‫برداشت بد نکن.

02:19.370 --> 02:24.390
‫چون نامزدیمون به‌هم خورده،
‫از شما کینه‌ای به دل ندارم.

02:24.770 --> 02:28.170
‫کینه به دل نداره؟ واقعاً؟

02:28.720 --> 02:32.700
‫اما هیچ دشمنی‌ای ازش حس نمی‌کنم.

02:32.700 --> 02:33.770
‫با این حال...

02:35.590 --> 02:42.120
‫یه چیزایی هست که باید بدونین،
‫واسه همین امروز اومدم اینجا.

02:43.290 --> 02:45.260
‫مثلاً چی؟

02:46.250 --> 02:49.790
‫موقعیت و جایگاهت.

02:50.420 --> 02:52.500
‫اول از همه، تو عروس اون هستی.

02:53.220 --> 02:55.540
‫تو وجود داری تا
‫خاندان کیریوین رو احیا کنی.

02:56.160 --> 03:00.770
‫تو صرفاً یه ظرف برای به‌دنیا آوردن
‫نسل قدرتمند بعدی هستی.

03:02.070 --> 03:03.120
‫چی؟

03:04.560 --> 03:08.630
‫تحت هیچ شرایطی نباید به خودت جرئت بدی
‫و امید داشته باشی

03:08.630 --> 03:12.440
‫ریا-ساما عاشقت بشه.

03:13.140 --> 03:15.780
‫اومدم تا این هشدار رو بهت بدم.

03:17.200 --> 03:19.450
‫ساکوراکو-سان...

03:20.700 --> 03:25.970
‫ریا-ساما از قبل یه معشوقه داره.

03:29.490 --> 03:30.530
‫چی؟

03:30.550 --> 03:39.050
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

03:39.500 --> 03:42.380
‫عروس اُنی

05:01.960 --> 05:06.720
‫قسمت هفتم: ‫معشوقه‌ی پنهاُنی ریا

05:04.700 --> 05:06.650
‫ریا...

05:08.410 --> 05:09.860
‫یه معشوقه داره؟

05:11.350 --> 05:15.120
‫تعجبی نداره که متوجه نشدی.

05:16.010 --> 05:21.980
‫اونا خیلی مراقبتن که مخفیانه
‫و بدون اطلاع کسی همدیگه رو ببینن.

05:22.740 --> 05:25.130
‫معشوقه‌اش کی می‌تونه باشه؟

05:27.280 --> 05:29.900
‫معشوقه‌اش تاکامیچی-ساماست.

05:31.310 --> 05:33.080
‫ها؟ چی؟

05:33.950 --> 05:35.710
‫تاکامیچی-سان؟

05:38.200 --> 05:42.810
‫اونا هیچ‌وقت نمی‌تونن با هم باشن.

05:42.810 --> 05:45.400
‫فکر کردن بهش هم باعث میشه احساس تاسف کنم.

05:45.830 --> 05:51.610
‫حتی ریا-سامای سرد و بی‌احساس
‫هم فقط و فقط با اون درد و دل می‌کنه.

05:52.720 --> 05:59.270
‫اونا خیلی بهم میان.
‫حیف شد که نمی‌تونن با هم باشن.

05:59.620 --> 06:04.470
‫برای همین تصمیم گرفتم که فقط برای حفظ ظاهر
‫شریک ریا-ساما بشم،

06:05.220 --> 06:08.280
‫در حالی که مخفیانه
‫حواسم به رابطه‌شون هست.

06:09.140 --> 06:14.880
‫اما الان که سر و کله‌ی عروسش پیدا شده،
‫چاره‌ی دیگه‌ای ندارم.

06:15.490 --> 06:18.820
‫من به‌عنوان شریک ریا-ساما
‫ازت حمایت می‌کنم...

06:20.370 --> 06:25.870
‫اما تو هیچ‌وقت نباید
‫تو رابطه‌شون دخالت کنی.

06:40.090 --> 06:44.120
‫ساکوراکو-سان یه چیزی جا گذاشت.

06:56.630 --> 06:59.380
‫داشت شوخی می‌کرد، مگه نه؟

07:00.870 --> 07:03.910
‫اما حالا که بهش فکر می‌کنم...

07:05.440 --> 07:11.960
‫ریا اعتماد فوق‌العاده
‫زیادی به تاکامیچی-سان داره.

07:14.010 --> 07:18.320
‫آه، درسته. حتی فکر می‌کردم که اونا

07:18.320 --> 07:22.040
‫شبیه یه زن و شوهر پیرن.

07:23.530 --> 07:26.560
‫فکر می‌کردم دلیلش اینه که اون منشیشه.

07:27.700 --> 07:29.930
‫نکنه واقعاً چون عاشق همن این‌طورین؟

07:35.730 --> 07:39.120
‫اصلاً نمی‌تونم اون دو تا رو با هم تصور کنم...

07:40.890 --> 07:46.160
‫ریا-ساما از قبل یه معشوقه داره.

07:47.910 --> 07:52.560
‫اما به‌نظر نمی‌رسید ساکوراکو-سان دروغ بگه.

07:59.780 --> 08:02.030
‫چیه، کوچولوها؟

08:05.920 --> 08:07.520
‫نمی‌فهمم.

08:11.030 --> 08:15.940
‫یعنی ریا و تاکامیچی-سان واقعاً عاشق همن؟

08:24.250 --> 08:28.690
‫این لیست رؤسای خاندان‌هاست
‫که امسال تو جلسه شرکت می‌کنن.

08:31.320 --> 08:33.360
‫یه استراحتی بکنیم؟

08:33.750 --> 08:34.950
‫نه.

08:39.520 --> 08:41.540
‫همین الانشم خیلی دیر شده.

08:43.010 --> 08:45.430
‫کاش می‌تونستم صداش رو بشنوم.

08:46.270 --> 08:49.760
‫یوزو دیگه باید خوابیده باشه.

08:50.660 --> 08:51.870
‫به کارم ادامه می‌دم.

08:51.870 --> 08:52.740
‫بله، قربان.

09:04.530 --> 09:06.550
‫صبح بخیر، مادر‌بزرگ.

09:08.600 --> 09:10.850
‫یوزو، چی شده؟

09:10.850 --> 09:12.790
‫دیشب نتونستی بخوابی؟

09:15.280 --> 09:17.800
‫تقریباً اصلاً نخوابیدم.

09:17.800 --> 09:20.460
‫از دیروز تاحالا رفتارت عجیب شده.

09:20.950 --> 09:24.040
‫اون ساکوراکو-سان چیزی بهت گفته؟

09:24.040 --> 09:25.560
‫نه، من خوبم.

09:25.560 --> 09:27.340
‫چیزی نیست.

09:27.750 --> 09:30.950
‫پدربزرگ و مادربزرگم اگه بفهمن نگران می‌شن.

09:31.430 --> 09:33.490
‫باید خودم اینو حلش کنم.

09:34.250 --> 09:35.870
‫اینو می‌برم سر میز.

09:39.680 --> 09:44.190
‫بیا یوزو. اینو دوست داری، نه؟

09:45.330 --> 09:46.950
‫یکم بیشتر بخور.

09:47.200 --> 09:49.610
‫و این. این یکی هم همینطور.

09:49.610 --> 09:53.470
‫بابابزرگ، اول صبحی نمی‌تونم
‫این همه غذا بخورم.

09:53.960 --> 09:58.970
‫به خاطر اینه که از بودنت اینجا خوشحاله
‫دستِ خودش نیست.

10:01.340 --> 10:05.290
‫به لطف ریاست که می‌تونم
‫از این لحظات آروم لذت ببرم

10:05.290 --> 10:08.740
‫و واقعاً احساس آرامش کنم، اما...

10:09.500 --> 10:11.170
‫من فقط و فقط به تو عشق می‌ورزم،

10:12.650 --> 10:13.950
‫عروس من.

10:15.530 --> 10:22.460
‫اون حرفا و چشمای مهربون دروغ بودن؟

10:22.860 --> 10:25.660
‫ریا الان داره چیکار می‌کنه؟

10:25.970 --> 10:32.030
‫فکر می‌کردم همش بهم زنگ می‌زنه،
‫اما حتی یه بارم زنگ نزده.

10:32.030 --> 10:35.030
‫اگه بهش زنگ بزنم مزاحمش می‌شم.

10:35.620 --> 10:37.380
‫دلم براش تنگ شده.

10:37.380 --> 10:39.050
‫کاش می‌تونستم ببینمش.

10:40.750 --> 10:45.150
‫از همین الان دلت واسه کیریوین‌-سان تنگ شده؟

10:45.540 --> 10:47.800
‫نـ-نه، من...

10:48.660 --> 10:52.510
‫نگران بودم که چطوری می‌خوای
‫با کیریوین-سان کنار بیای،

10:52.510 --> 10:54.880
‫اما انگار نیازی نبود.

10:54.880 --> 10:56.440
‫ظاهراً نه.

10:56.440 --> 11:00.910
‫حتی بعد از اینکه مسائل مربوط به
‫پدر و مادرت رو حل و فصل کرد،

11:00.910 --> 11:06.720
‫کیریوین-سان مرتباً آدمایی رو
‫می‌فرستاد تا بهمون سر بزنن.

11:06.720 --> 11:08.210
‫واقعاً؟

11:08.210 --> 11:12.970
‫اون واقعاً باملاحظه‌ست و بهت اهمیت میده.

11:12.970 --> 11:16.970
‫برای همینه که خیلی حواسش به ما هم هست.

11:17.550 --> 11:23.060
‫ریا از هر چیزی که برام مهمه محافظت می‌کنه.

11:24.190 --> 11:30.060
‫می‌خوام باور کنم که
‫ساکوراکو-سان اونا رو از خودش درآورده.

11:30.850 --> 11:33.890
‫می‌خوام ریا رو باور کنم.

11:36.050 --> 11:37.600
‫هی، یوزو.

11:37.930 --> 11:41.250
‫نظرت چیه امروز بعدازظهر
‫بریم یه دوری بزنیم؟

11:41.690 --> 11:44.200
‫اُنی‌های کوچولو هم می‌تونن باهامون بیان.

11:45.250 --> 11:46.150
‫باشه.

11:50.510 --> 11:54.330
‫کارین، شنیدم خواهرت عروس یه اُنی شده.

11:54.330 --> 11:57.790
‫خیلی معرکه‌ست. بذار ما هم ببینیمش.

11:56.070 --> 11:57.370
‫مگه نه؟

11:57.800 --> 11:58.820
‫چه‌جوریه؟

11:58.820 --> 12:00.360
‫منم می‌خوام ببینمش.

12:00.360 --> 12:04.800
‫مگه اُنی‌ها آیاکاشی‌های سطح‌بالا نیستن؟

12:04.800 --> 12:08.170
‫چی؟ یعنی اون مهم‌تر از...

12:10.890 --> 12:12.690
‫من میرم.

12:23.720 --> 12:24.480
‫لعنتی.

12:25.030 --> 12:27.110
‫بابا تلفن رو جواب نمیده.

12:27.110 --> 12:29.610
‫چرا؟

12:29.610 --> 12:33.580
‫از من نپرس.
‫همه‌شون خیلی خودخواهن.

12:33.580 --> 12:35.890
‫باید زودتر یه کاری بکنیم.

12:35.890 --> 12:39.000
‫انگار واقعاً قرار نیست برگرده خونه.

12:39.000 --> 12:40.600
‫مثلاً چی کار؟

12:44.590 --> 12:50.140
‫این‌طوری هم نیست که بتونیم جلوی
‫کیریوین ریا-ساما دربیایم.

12:50.140 --> 12:53.850
‫چی داری میگی؟ این که معلومه.

12:53.850 --> 13:00.740
‫باید بدون اینکه نامزدیشون رو بهم بزنیم،
‫یوزو رو برگردونیم خونه.

13:01.800 --> 13:04.860
‫آره، حق با توئه.

13:05.150 --> 13:10.970
‫آره. هیچی بهتر از این نیست که
‫دخترت عروس یه اُنی بشه.

13:10.970 --> 13:15.020
‫این پاداش ما واسه
‫بزرگ کردن یوزو تا الانه.

13:15.600 --> 13:16.570
‫آره.

13:20.620 --> 13:24.310
‫جداً؟ همه دارن راجع ‌به خواهرم حرف می‌زنن.

13:26.470 --> 13:27.600
‫اما...

13:28.270 --> 13:31.530
‫بعید می‌دونم درمورد اون بدونه.

13:31.530 --> 13:35.640
‫خیلی دلم براش می‌سوزه.

13:45.020 --> 13:47.770
‫وایسین. اگه اینجوری بدویین...

13:51.660 --> 13:53.040
‫آه خدای من.

13:59.880 --> 14:01.410
‫حالتون خوبه؟

14:04.610 --> 14:06.150
‫سرسختین، مگه نه؟

14:28.020 --> 14:31.540
‫هوا چقدر عالیه.

14:40.910 --> 14:42.950
‫چقدر قشنگه.

14:43.950 --> 14:47.090
‫قبلاً اینجا نیومدی بودی، یوزو؟

14:47.090 --> 14:48.380
‫نه.

14:48.700 --> 14:51.330
‫دلم می‌خواد اینو به ریا هم نشون بدم.

14:54.280 --> 14:57.630
‫واقعاً باهات خوب رفتار می‌کنه، مگه نه یوزو؟

14:58.570 --> 15:00.420
‫آره...

15:02.720 --> 15:03.940
‫یوزو.

15:06.520 --> 15:12.830
‫همیشه تو فکر این بودیم که کاری هست
‫بتونیم برات انجام بدیم یا نه.

15:12.830 --> 15:19.410
‫واسه همین دیگه لازم نیست سعی کنی
‫همه‌چی رو تنهایی حل کنی.

15:19.410 --> 15:23.380
‫بذار ما نگرانت باشیم.

15:26.270 --> 15:27.680
‫مادربزرگ.

15:28.620 --> 15:32.420
‫حالا بهم میگی تو ذهنت چی می‌گذره؟

15:34.540 --> 15:37.180
‫راستش، می‌دونی...

15:42.020 --> 15:46.300
‫می‌خوام به ریا اعتماد کنم، اما نمی‌تونم.

15:46.600 --> 15:51.890
‫ریا منو انتخاب کرده، اما شاید
‫همه‌اش فقط یه خواب و خیال بوده.

15:52.580 --> 15:57.080
‫نگرانم نکنه ریا واقعاً دوستم نداشته باشه.

15:57.780 --> 16:03.890
‫هرچی بیشتر بهش فکر می‌کنم، کمتر می‌فهمم
‫کدومش حقیقته. خیلی مضطربم.

16:04.600 --> 16:08.680
‫عزیزم. تو دقیقاً مثل منی.

16:08.680 --> 16:09.590
‫چی؟

16:10.300 --> 16:14.710
‫خیلی، خیلی وقت پیش،

16:15.150 --> 16:18.770
‫وقتی برای اولین بار پدربزرگت رو دیدم
‫و عاشقش شدم،

16:19.450 --> 16:24.510
‫خیلی اضطراب داشتم. می‌خواستم
‫بهش اعتماد کنم اما نمی‌تونستم.

16:24.510 --> 16:26.970
‫هر روز احساس بی‌قراری می‌کردم.

16:27.470 --> 16:34.210
‫فکر کنم دوست داشتن یکی همیشه
‫بهمون اضطراب میده. این طبیعیه.

16:35.070 --> 16:36.980
‫که اینطور.

16:37.680 --> 16:44.130
‫اما وقتایی هم هست که اون‌قدر خوشحالی
‫که همه‌ی اینا رو یادت میره.

16:46.900 --> 16:49.790
‫مطمئنم واسه تو هم پیش اومده.

16:58.500 --> 16:59.450
‫آره.

17:01.470 --> 17:03.840
‫اشکالی نداره، یوزو.

17:03.840 --> 17:07.280
‫تو واقعاً کیریوین-سان رو دوست داری.

17:07.620 --> 17:08.590
‫چی؟

17:09.670 --> 17:12.900
‫عشق زودگذر باعث میشه گونه‌هات داغ بشه،

17:13.160 --> 17:17.770
‫اما عشق واقعی باعث میشه سینه‌ات داغ بشه.

17:20.140 --> 17:23.790
‫یعنی این عشقه؟

17:49.440 --> 17:53.440
‫این جلسه‌ی آیاکاشی‌ها سالی یه بار برگزار میشه.

17:53.900 --> 17:56.940
‫در طول چند روز،

17:56.940 --> 18:02.510
‫رؤسای خاندان و بقیه‌ی
‫آیاکاشی‌های بانفوذ توش شرکت می‌کنن.

18:03.560 --> 18:07.410
‫روز اول، رؤسای خاندان دور هم
‫جمع میشن تا گزارش‌هاشون رو بدن.

18:07.410 --> 18:09.870
‫روزهای باقی‌مونده به جشن گرفتن می‌گذره.

18:11.340 --> 18:17.410
‫طبیعیه که بعضی از شرکت‌کننده‌ها از
‫این مکالمات تکراری خسته بشن.

18:17.410 --> 18:20.400
‫اما تو جلسه‌ی امسال...

18:22.730 --> 18:24.630
‫اون رسید.

18:43.110 --> 18:49.410
‫همه مجذوب ریا-ساما شده بودن،
‫کسی که بیشتر از همیشه ابهت داشت.

18:50.830 --> 18:54.990
‫قدرت اهریمنی ریا-ساما افزایش پیدا کرده.

18:55.840 --> 18:59.820
‫پس اون شایعه درمورد پیدا کردن
‫عروسش حقیقت داشت.

19:40.160 --> 19:42.580
‫برام سؤاله یوزو الان چیکار می‌کنه.

19:43.420 --> 19:47.910
‫از وقتی با هم آشنا شدیم، اینقدر
‫از هم دور نبودیم.

19:49.300 --> 19:51.090
‫شاید بتونم بهش زنگ بزنم.

19:51.680 --> 19:52.940
‫ریا-ساما.

19:53.690 --> 19:56.690
‫رئیس خاندان نوئه درخواست ملاقات کرده.

19:56.690 --> 19:59.320
‫تو راهه تا بیاد اینجا.

20:02.250 --> 20:03.890
‫فهمیدم.

20:04.570 --> 20:07.120
‫عـ-عذر می‌خوام.

20:07.800 --> 20:09.830
‫انگار یکم عصبانیه.

20:10.580 --> 20:12.300
‫از این طرف، قربان.

20:20.930 --> 20:26.840
‫چون دور عمارت مانع کشیدم،
‫می‌دونم اونجا چه خبره،

20:27.220 --> 20:30.730
‫اما نمی‌تونم بگم حال یوزو
‫تو خونه‌ی پدربزرگش چطوره.

20:31.340 --> 20:33.040
‫یوزو یه انسانه.

20:33.040 --> 20:37.100
‫یه موجود ضعیف بدون هیچ
‫وسیله‌ای برای محافظت از خودش.

20:41.990 --> 20:46.110
‫نباید بهش اجازه می‌دادم شب رو بیرون بمونه.

20:47.340 --> 20:51.160
‫عروس‌ها برای ایاکاشی‌ها، خاص هستن.

20:51.590 --> 20:56.550
‫میگن ما عمیقاً عاشقشون میشیم،
‫انگار که قلبمون رو تسخیر کردن.

20:57.410 --> 21:00.060
‫حق با اوناست.

21:00.920 --> 21:06.100
‫از وقتی یوزو رو دیدم، جسم
‫و قلبم متعلق به اون بوده.

21:33.250 --> 21:34.300
‫هی.

22:04.700 --> 22:07.010
‫این قدرت یه ایاکاشی روباهه؟

22:08.290 --> 22:09.910
‫کارت خوب بود.

22:09.910 --> 22:12.780
‫حالا می‌تونی بری خواهرت رو ببینی.

22:12.780 --> 22:15.380
‫آره. ممنون، یوتا.

22:15.400 --> 22:23.400
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

22:23.430 --> 22:33.430
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:55.010 --> 24:00.090
‫قسمت بعد:
ملاقات‌کننده‌ی مسحورکننده
