WEBVTT

00:03.540 --> 00:05.380
‫اون اصلاً در حد و اندازه‌اش نیست!

00:08.870 --> 00:13.130
‫میشه فقط برای داد زدن سر من
‫وارد خونه‌ام نشی؟

00:13.390 --> 00:18.280
‫برای خاندان خوبه که
‫ریا-ساما عروسش رو پیدا کرده.

00:18.280 --> 00:21.650
‫قدرت اهریمنی ریا-ساما از همیشه بیشتر شده
‫و ارزشش رو بالاتر برده.

00:22.190 --> 00:25.130
‫البته که همین حالا هم
‫در بالاترین جایگاه ممکن قرار داره.

00:25.130 --> 00:26.130
‫ولی خب...

00:26.130 --> 00:28.930
‫خب، کاریش نمیشه کرد.

00:28.930 --> 00:32.420
‫این‌طور نیست که بتونیم عروس‌هامون رو
‫خودمون انتخاب کنیم.

00:32.420 --> 00:34.570
‫این یه غریزه‌ست.

00:34.570 --> 00:38.740
‫اگه اون زنی در حد و اندازه ساکوراکو بود،
‫مشکلی نداشتم.

00:39.200 --> 00:42.710
‫حدس می‌زدم، امروز برای همین اومدی.

00:45.510 --> 00:47.710
‫هی، ساکوراکو.

00:53.440 --> 00:57.160
‫اوگا-اونی‌ساما، کاری داشتین؟

00:57.910 --> 01:00.270
‫وای، تاکامیچی-ساما.

01:00.270 --> 01:02.300
‫خوشحالم دوباره می‌بینمت، ساکوراکو.

01:02.300 --> 01:06.520
‫مدتیه که نیومدی.
‫دلم برات تنگ شده بود.

01:06.520 --> 01:12.760
‫ریا-ساما درگیر کارها بوده،
‫برای همین فرصتش پیش نیومد.

01:12.760 --> 01:13.780
‫ساکوراکو.

01:15.360 --> 01:19.290
‫ریا-ساما عروسش رو پیدا کرده.

01:19.290 --> 01:22.360
‫بنابراین، نامزدی تو
‫به هم خورده.

01:23.600 --> 01:25.230
‫اوه، خدای من.

01:27.370 --> 01:31.720
‫اگه عروسش رو پیدا کرده،
‫پس کاریش نمیشه کرد.

01:31.720 --> 01:35.130
‫خب، عروسش چجور آدمیه؟

01:35.740 --> 01:37.080
‫راستش...

01:38.270 --> 01:42.120
‫حرف اشتباهی زدم؟

01:42.120 --> 01:43.780
‫تو کار اشتباهی نکردی.

01:43.780 --> 01:46.970
‫من دیگه نمی‌تونم تحمل کنم!

01:47.380 --> 01:51.930
‫اون دختر معمولی لیاقت نداره
‫شریک زندگی ریا-سامای والا باشه!

01:51.930 --> 01:52.930
‫تازه...

01:53.340 --> 01:59.360
‫تازه!
‫همیشه هم کنارشه، ریا-ساما حتی بهش لبخندم می‌زنه!

01:59.600 --> 02:03.510
‫اون هیچ‌وقت این‌طوری به من لبخند نزده!

02:03.510 --> 02:06.820
‫بهتره نذاری ریا-ساما
‫از این موضوع بویی ببره.

02:06.820 --> 02:09.150
‫اگه اخراجت کنه، تقصیر خودته.

02:11.050 --> 02:13.490
‫من رو ببخشید. کنترلم رو از دست دادم.

02:14.200 --> 02:19.010
‫عروس اون یه دختر دبیرستانی
‫کاملاً معمولیه.

02:19.030 --> 02:29.030
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:29.520 --> 02:32.400
‫عروس اُنی

03:53.100 --> 03:57.060
‫قسمت ششم:
‫توکو و نیانکیچی

03:57.570 --> 04:00.390
‫امروز روز موعده.

04:00.980 --> 04:02.190
‫آره.

04:08.260 --> 04:09.810
‫از اون روز به بعد...

04:11.730 --> 04:14.270
‫می‌خوام یه جوری جبران کنم.

04:14.270 --> 04:17.200
‫می‌خوام برات هدیه بگیرم.

04:17.200 --> 04:19.330
‫می‌خوام تو هم خوشحال باشی.

04:19.920 --> 04:25.920
‫پول زیادی ندارم،
‫اما چیزی هست که بخوای؟

04:29.000 --> 04:31.640
‫در اون صورت، یه بوسه تشکر می‌خوام.

04:32.120 --> 04:33.200
‫چی؟

04:34.310 --> 04:37.160
‫روی لب، نه روی گونه.

04:37.620 --> 04:41.100
‫اون هر روز در ازای بوسه،
‫لطف‌هایی بهم می‌کنه.

04:42.730 --> 04:45.940
‫من سه بار در هفته
‫توی شرکت ریا کار می‌کنم.

04:46.240 --> 04:51.550
‫وقتی کار ندارم، مستقیم میام خونه
‫و منتظرش می‌مونم.

04:59.040 --> 05:01.440
‫دارین چیکار می‌کنین، یوزو-ساما؟!

05:03.740 --> 05:08.910
‫کاری نداشتم، گفتم شاید بتونم کمک کنم.

05:08.910 --> 05:11.140
‫نـ-نیازی نیست این کار رو بکنین.

05:11.140 --> 05:15.360
‫لطفاً برین توی اتاقتون و استراحت کنین.

05:22.300 --> 05:23.690
‫می‌تونم بیام تو؟

05:25.290 --> 05:26.570
‫چی شده؟

05:30.170 --> 05:33.910
‫شنیدم توی عمارت حوصله‌ات سر رفته،
‫واسه همین برات یه چیزایی آوردم.

05:36.960 --> 05:40.410
‫امروز لباس آوردم.
‫امیدوارم بهت بیاد.

05:42.840 --> 05:45.800
‫لباس زیاد داشتن که کسی رو نمی‌کُشه.

05:47.730 --> 05:49.680
‫توی راه برگشت، یه سر به گل‌فروشی زدم.

05:51.550 --> 05:53.190
‫امروز شکلات خریدم—

05:53.190 --> 05:55.050
‫صبر کن، صبر کن، صبر کن!

05:56.070 --> 05:59.920
‫واقعاً بابت همه‌ی هدیه‌ها ممنونم.

06:01.150 --> 06:05.610
‫اما لازم نیست هر روز بهم هدیه بدی.

06:05.980 --> 06:09.820
‫اما من می‌خوام برات کار انجام بدم.

06:10.440 --> 06:12.500
‫اگه بخوای، همه‌شون مال توئه.

06:16.930 --> 06:19.760
‫به علاوه من انتظار قدردانی دارم.

06:28.210 --> 06:32.590
‫اگه دوست داری، می‌تونی
‫بوسیدن لب‌هام رو شروع کنی.

06:33.320 --> 06:34.820
‫هنوز نه!

06:35.710 --> 06:41.530
‫اما می‌تونم بگم
‫کاملاً هم با این ایده مخالف نیستم.

06:45.250 --> 06:46.650
‫چه بد.

06:46.650 --> 06:49.680
‫پس بالاخره نامزدیش با ساکوراکو رو به هم زد.

06:50.770 --> 06:56.660
‫به عنوان شاخه اصلی، افتخار بزرگی بود
‫که عروس رئیس خاندان از خانواده‌ی ما باشه.

06:57.120 --> 06:58.820
‫اما کاریش نمیشه کرد.

07:06.330 --> 07:11.010
‫بالاخره رفتن.
‫جلسات خانوادگی خیلی عذاب‌آوره.

07:11.830 --> 07:15.510
‫راستش رو بخوای، من هم ناامید شدم.

07:15.840 --> 07:22.170
‫خیلی منتظر بودم که درخشش تو رو
‫کنار ریا-ساما ببینم.

07:25.140 --> 07:26.650
‫ولی ساکوراکو...

07:26.650 --> 07:27.910
‫اونی‌ساما.

07:29.300 --> 07:32.540
‫من از عروسش کینه‌ای ندارم.

07:33.080 --> 07:37.530
‫به عنوان دختر خاندان کیاما،
‫ازشون حمایت می‌کنم.

07:37.770 --> 07:39.640
‫ساکوراکو...

07:39.640 --> 07:42.210
‫خیلی بهت افتخار می‌کنم.

07:45.530 --> 07:47.850
‫خوب استراحت کن.

07:48.270 --> 07:51.540
‫حتماً. شب بخیر، اونی‌ساما.

07:53.720 --> 07:59.360
‫نقش عروس ریا-ساما، احیای خاندان کیریوینه.

08:07.530 --> 08:13.230
‫باید به این عروس معمولی یاد بدم که...

08:14.700 --> 08:16.810
‫جایگاهش کجاست.

08:22.990 --> 08:26.210
‫لباس‌های جدیدتون آماده‌ست، کوچولوها!

08:29.710 --> 08:31.670
‫خیلی نازن!

08:31.670 --> 08:33.580
‫بچرخید ببینیم!

08:36.410 --> 08:41.490
‫تحت تأثیر قرار گرفتم که رئیس باشگاه خیاطی
‫تونسته همچین لباس‌های کوچولویی بدوزه.

08:41.490 --> 08:44.090
‫اُنی‌های کوچیک هم خوشحال به نظر می‌رسن.

08:51.900 --> 08:54.730
‫کی بهشون یاد داده این کار رو بکنن؟

08:55.460 --> 08:59.640
‫نمی‌تونم بهش بگم که دارن
‫از من و ریا تقلید می‌کنن.

09:00.220 --> 09:04.030
‫اونا فکر می‌کنن بوسیدن راه تشکر کردنه.

09:09.410 --> 09:13.510
‫پرستاری از اُنی کوچولو هم
‫به فعالیت روزانه‌ی کلاس تبدیل شده.

09:21.550 --> 09:24.020
‫یوزو، اُنی‌های کوچولو کجان؟

09:24.870 --> 09:27.530
‫امروز خونه گذاشتمشون.

09:27.530 --> 09:30.290
‫اما من براشون لباس دوخته بودم.

09:35.700 --> 09:37.360
‫چی؟ چرا؟

09:39.100 --> 09:41.330
‫اوناهاشون!

09:43.890 --> 09:46.530
‫سنسه بفهمه برام دردسر میشه باز!

09:46.830 --> 09:50.550
‫یوزو، تروخدا هر روز بیارشون.

09:50.550 --> 09:54.380
‫آره. ما فقط توی مدرسه می‌تونیم
‫این نمایش‌های مد رو داشته باشیم.

09:54.380 --> 09:55.550
‫لطفاً.

09:56.010 --> 09:58.560
‫بـ-باشه...

10:03.140 --> 10:05.810
‫ولی کلاس داره شروع میشه.

10:07.100 --> 10:10.510
‫هی، تو و ارباب جوان
‫با هم خوب کنار میاین؟

10:11.100 --> 10:15.520
‫آره... فکر کنم.

10:15.520 --> 10:18.190
‫چرا مکث کردی؟

10:18.190 --> 10:24.030
‫بعضی وقتا اون‌قدر بهم محبت می‌کنه
‫که نمی‌دونم چطور جواب بدم.

10:24.560 --> 10:27.980
‫وقتی بزرگ می‌شدم، پدر و مادرم هیچ‌وقت
‫این‌قدر لوسم نکردن،

10:27.980 --> 10:32.640
‫واسه همین بعضی وقتا نمی‌دونم چطور
‫باید محبت ریا رو قبول کنم.

10:33.260 --> 10:36.890
‫اصلاً تا حالا حس کردی که عاشقش شدی؟

10:38.400 --> 10:40.070
‫ازش بدم نمیاد.

10:40.990 --> 10:43.430
‫فکر کنم دوستش دارم.

10:43.880 --> 10:48.320
‫ولی مطمئن نیستم اون‌طوری که
‫ریا می‌خواد دوستش داشته باشم.

10:49.240 --> 10:55.070
‫هنوز نمی‌دونم این حس رو دارم چون
‫اون نجاتم داده یا

10:55.070 --> 10:58.490
‫چون واقعاً عاشقشم.

10:58.900 --> 11:03.930
‫ولی وقتی فهمیدی نامزد داره،
‫به نظر ناراحت میومدی.

11:03.930 --> 11:07.150
‫شک دارم اگه برات مهم نبود،
‫اون‌طوری رفتار می‌کردی.

11:07.150 --> 11:09.620
‫شاید.

11:10.240 --> 11:15.730
‫ریا گفت هیچ‌وقت نمی‌ذاره برم،
‫اما واقعاً راسته؟

11:17.210 --> 11:22.570
‫من شجاعت یا اطمینان کافی برای
‫برداشتن قدم بعدی رو ندارم.

11:23.380 --> 11:25.170
‫می‌دونی...

11:25.770 --> 11:28.740
‫ظاهراً آیاکاشی‌ها می‌تونن
‫عروسشون رو با یه نگاه بشناسن.

11:29.560 --> 11:33.180
‫ولی ما آدما که نمی‌تونیم بفهمیم.

11:33.790 --> 11:38.580
‫داشتم تو شهر راه می‌رفتم که
‫یهو بازوم رو گرفت.

11:46.830 --> 11:49.250
‫تو عروس منی!

11:49.540 --> 11:52.490
‫یعنی مبلغ دینی یه فرقه‌ست؟
‫یا یه آدم منحرفه؟

11:58.720 --> 12:00.500
‫من دارم میرم.

12:05.010 --> 12:08.050
‫هی. ببخشید که اون روز ترسوندمت.

12:08.400 --> 12:09.830
‫اما میشه با من...

12:09.830 --> 12:11.060
‫نه، ممنون.

12:15.740 --> 12:18.110
‫گـ-گربه دوست داری؟

12:18.480 --> 12:20.210
‫من سگ‌ دوست دارم.

12:22.270 --> 12:24.770
‫چیزای شیرین دوست داری؟

12:24.770 --> 12:26.900
‫دیگه بسه!

12:27.160 --> 12:29.540
‫جواب من هیچ‌وقت عوض نمیشه!

12:29.910 --> 12:32.270
‫من حتی تو رو نمی‌شناسم!

12:33.380 --> 12:37.000
‫عروس‌ها برای آیاکاشی‌ها خاصن.

12:37.490 --> 12:40.920
‫داشتن عروس قدرت اهریمنی ما رو
‫بیشتر می‌کنه،

12:40.920 --> 12:44.290
‫و بچه‌هاشون هم با قدرت زیادی به دنیا میان.

12:44.740 --> 12:48.140
‫به عنوان یه اهریمن گربه‌ای ضعیف،

12:48.140 --> 12:53.470
‫هیچی بیشتر از یه عروس که منو
‫قوی‌تر کنه نمی‌خوام.

12:54.730 --> 12:58.290
‫داری چی میگی؟
‫من هنوز دانش‌آموز راهنمایی‌ام!

12:58.760 --> 13:03.530
‫چرا فکر کردی قراره ازت بچه دار بشم؟
‫برو بابا!

13:03.530 --> 13:09.100
‫ولی چرا؟ فکر می‌کردم آدما معمولاً
‫از انتخاب شدن خوشحال میشن.

13:09.960 --> 13:12.580
‫این چیزی نبود که بهم گفته بودن.

13:12.580 --> 13:15.710
‫نه، تو عروس منی!

13:16.320 --> 13:19.680
‫مجبورت می‌کنم عاشقم بشی!

13:21.030 --> 13:24.770
‫عملاً یه مزاحم بود.
‫ترسناک بود، نه؟

13:24.770 --> 13:25.930
‫هی.

13:26.410 --> 13:29.150
‫هیچ‌وقت نگفته بودی چطور آشنا شدین.

13:29.570 --> 13:34.650
‫توکو از گفتن اینکه عروسه طفره رفت
‫تا احساسات من جریحه‌دار نشه.

13:35.190 --> 13:38.300
‫چطور به اینجا رسیدین؟

13:38.300 --> 13:40.600
‫اولش ازش فرار می‌کردم،

13:41.230 --> 13:43.530
‫ولی کم‌کم بیشتر با هم حرف زدیم.

13:43.750 --> 13:44.930
‫عاشقتم!

13:44.930 --> 13:47.770
‫حاضرم به خاطر تو با یه اُنی بجنگم!

13:48.110 --> 13:51.250
‫البته احتمالاً همون لحظه می‌کُشتم.

13:52.300 --> 13:55.160
‫اعتماد به نفست رو از دست نده.

14:00.080 --> 14:03.140
‫اون یه لاپین
‫نسخه محدوده، مگه نه؟

14:03.800 --> 14:06.370
‫منم یکی دارم. می‌بینی؟

14:06.670 --> 14:10.850
‫واو، تو هم لاپین دوست داری؟
‫کمتر کسی می‌شناستشون.

14:11.300 --> 14:13.670
‫این اولین باره که لبخندش رو می‌بینم.

14:13.670 --> 14:15.350
‫این چه حسیه؟

14:15.350 --> 14:18.190
‫کنار توکو خیلی راحتم.

14:19.390 --> 14:21.520
‫به خاطر اینه که عروسمه؟

14:23.220 --> 14:28.850
‫فقط فکر کردن به اینکه توکو به یه
‫مرد دیگه لبخند بزنه عصبیم می‌کنه.

14:29.390 --> 14:33.000
‫امیدوارم زودتر عاشقم بشه.

14:36.650 --> 14:41.660
‫خلاصه، معلوم شد
‫شیرینی‌فروشی موردعلاقه جفتمون یکیه.

14:41.660 --> 14:45.660
‫به خاطر سلیقه‌های مشابهمون به هم نزدیک شدیم.

14:45.660 --> 14:47.040
‫خوبه.

14:47.930 --> 14:51.540
‫خب، بهت گفت دوستت داره؟

14:55.290 --> 14:56.820
‫هنوز نه.

14:59.040 --> 15:00.850
‫من دارم میرم.

15:01.540 --> 15:02.460
‫ها؟

15:04.090 --> 15:05.380
‫اینجا نیست.

15:41.010 --> 15:45.630
‫گفت مجبورم می‌کنه عاشقش بشم و هر روز میومد.

15:45.630 --> 15:46.750
‫فازش چیه؟

15:55.660 --> 15:58.310
‫که اینطور، پس قضیه اینه.

15:58.910 --> 16:02.060
‫نه اینکه... نه اینکه برام مهم باشه.

16:02.530 --> 16:06.380
‫فقط چون با هم کنار میومدیم
‫باهاش وقت می‌گذروندم.

16:11.380 --> 16:12.560
‫چرا؟

16:29.760 --> 16:33.810
‫فکر اینکه کسی بخواد نیانکیچی رو
‫ازم بگیره واقعاً ناراحتم کرد.

16:34.280 --> 16:39.150
‫اونجا بود که فهمیدم واقعاً عاشقشم.

16:39.910 --> 16:42.430
‫آره، ولی لازم نبود بزنی با مشت بری تو صورتم.

16:42.430 --> 16:45.500
‫این زبان عشق منه. همینه که هست.

16:45.890 --> 16:50.380
‫تازه، اون زنی که باهاش بود
‫مادرش بود.

16:50.740 --> 16:54.120
‫عاشق شدن هیچ منطقی پشتش نیست.

16:54.550 --> 16:56.980
‫حتی اگه الان مطمئن نیستی،

16:56.980 --> 17:02.030
‫یه روزی اون‌قدر عاشقش میشی که
‫نمی‌خوای هیچ‌وقت از دستش بدی.

17:02.830 --> 17:05.090
‫حتی اگه الان مطمئن نیستم...

17:05.670 --> 17:08.190
‫امیدوارم حق با تو باشه.

17:15.270 --> 17:18.110
‫یوزو، کبکت خروس می‌خونه‌ها.

17:18.110 --> 17:20.950
‫امشب میرم خونه پدربزرگ و مادربزرگم.

17:21.410 --> 17:24.430
‫تعجب کردم که ارباب جوان اجازه‌اش رو داده.

17:24.430 --> 17:28.390
‫ریا هم قراره یه چند شبی نباشه.

17:30.480 --> 17:35.760
‫آه، راستی. ریا، می‌تونم هفته بعد
‫برم خونه پدربزرگ و مادربزرگم؟

17:36.040 --> 17:37.790
‫خب...

17:37.790 --> 17:40.000
‫یوزو، راه درستِ درخواست کردن چیه؟

17:40.750 --> 17:42.230
‫درخواست؟

17:42.230 --> 17:43.970
‫آه، درسته!

17:44.480 --> 17:47.730
‫ولی تاکامیچی-سان اینجاست.

17:47.730 --> 17:49.050
‫نه، نیست.

17:49.050 --> 17:49.930
‫چی؟

17:51.410 --> 17:52.930
‫از کی؟

17:54.890 --> 18:01.330
‫قرار من و ریا اینه که
‫هر وقت چیزی ازش می‌خوام، باید ببوسمش.

18:03.700 --> 18:07.530
‫آره. یه گردهمایی آیاکاشی‌ها در راهه.

18:08.230 --> 18:11.650
‫خاندان کیریوین باید خیلی سرشون شلوغ باشه.

18:15.110 --> 18:16.840
‫چـ-چی شده؟

18:24.890 --> 18:26.100
‫چی؟!

18:27.200 --> 18:28.980
‫اونا رو ببین!

18:28.980 --> 18:30.730
‫خیلی جذابن!

18:32.560 --> 18:35.950
‫تاکامیچی، شاید نباید بذارم
‫یوزو شب بیرون بمونه.

18:35.950 --> 18:40.410
‫شما که قبلاً در ازای یه بوسه
‫بهش اجازه دادین.

18:44.600 --> 18:46.960
‫ریا، چه خبره؟

18:48.510 --> 18:51.200
‫یه کم وقت داشتم،
‫واسه همین اومدم دنبالت.

18:56.790 --> 18:59.220
‫بفرما، برای اینکه دور از خونه راحت باشی آوردمش.

19:00.570 --> 19:02.090
‫ممنونم.

19:02.880 --> 19:04.700
‫خودم برات آماده‌اش کردم.

19:11.390 --> 19:12.490
‫الان؟

19:13.100 --> 19:15.240
‫هنوز نه.

19:16.690 --> 19:23.410
‫می‌گم ریا، نیانکیچی-کون بهم گفت
‫یه گردهمایی برای آیاکاشی‌ها در راهه.

19:23.410 --> 19:24.980
‫اونجا چیکار می‌کنین؟

19:26.170 --> 19:28.890
‫یه ضیافته که توش
‫از حال هم باخبر میشیم.

19:29.270 --> 19:32.590
‫سالی یه بار، چند روز طول می‌کشه.

19:33.640 --> 19:36.140
‫چند روز پشت سر هم می‌نوشید؟

19:36.550 --> 19:39.370
‫کارای دیگه‌ای هم می‌کنیم.

19:39.870 --> 19:42.890
‫پس واسه همینه چند روز نیستی.

19:42.890 --> 19:45.240
‫متأسفم که مجبورم تنهات بذارم.

19:46.100 --> 19:48.490
‫حتی اگه الان مطمئن نیستی،

19:48.490 --> 19:53.610
‫یه روزی اون‌قدر عاشقش میشی که
‫نمی‌خوای هیچ‌وقت از دستش بدی.

19:55.230 --> 19:59.390
‫من مشکلی ندارم. موفق باشی.

20:00.940 --> 20:01.890
‫ممنون.

20:03.280 --> 20:09.270
‫کاش می‌تونستم خودمو کاملاً
‫به کسی بسپرم که دوستم داره

20:09.270 --> 20:11.960
‫و باهام خیلی خوب رفتار می‌کنه.

20:16.860 --> 20:18.910
‫شاید یه روزی.

20:21.630 --> 20:23.720
‫می‌تونی منو نزدیک اونجا پیاده کنی؟

20:24.880 --> 20:26.750
‫تا خودِ اونجا می‌رسونیمت.

20:27.330 --> 20:32.880
‫اگه همسایه‌ها یه ماشین لوکس
‫جلوی خونه ببینن، حرف درمیارن.

20:36.540 --> 20:39.740
‫همسایه‌های اینجا خیلی بهم نزدیک و صمیمی هستن.

20:40.220 --> 20:42.840
‫اُنی کوچولوها هم باهامن،
‫پس چیزیم نمیشه.

20:44.660 --> 20:46.380
‫ولی...

20:48.000 --> 20:51.230
‫براش محافظ گذاشتم. چیزیش نمیشه.

20:56.400 --> 20:59.030
‫ریا-ساما، مشکلی پیش اومده؟

20:59.900 --> 21:03.720
‫یه چیزی حس می‌کنم، ولی مهم نیست.

21:07.920 --> 21:09.530
‫این ماشین کیه؟

21:18.760 --> 21:20.990
‫من اومدم، پدربزرگ.

21:20.990 --> 21:24.960
‫یوزو، بالاخره اومدی.
‫منتظرت بودیم.

21:24.960 --> 21:26.690
‫یکی اومده که می‌خواد ببینتت.

21:27.170 --> 21:29.530
‫خوش اومدی، یوزو.

21:29.530 --> 21:33.510
‫خوشحالم اومدی. خیلی نگران بودیم.

21:33.510 --> 21:34.910
‫کی اومده؟

21:35.230 --> 21:37.700
‫یه خانم خیلی زیبا.

21:37.700 --> 21:40.620
‫فکر کنم اسمش کیاما ساکوراکو-سان بود.

21:41.190 --> 21:43.640
‫کیاما ساکوراکو...

21:44.240 --> 21:47.430
‫زیباییش زمینی نیست و به خاطر هوشش

21:47.430 --> 21:50.320
‫بین بقیه اُنی‌ها هم خیلی محبوبه.

21:51.490 --> 21:56.680
‫اون نامزد سابق ریائه!
‫اینجا چیکار می‌کنه؟

21:56.680 --> 21:58.910
‫اومده منو ببینه؟

22:00.090 --> 22:01.820
‫ببخشید.

22:16.240 --> 22:18.720
‫شما باید عروسش باشین.

22:21.060 --> 22:24.570
‫اسم من کیاما ساکوراکوئه.

22:24.590 --> 22:34.590
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:54.930 --> 24:00.010
‫قسمت بعد: معشوقه‌ی مخفی ریا
