1
00:00:03,540 --> 00:00:05,380
‫اون اصلاً در حد و اندازه‌اش نیست!

2
00:00:08,870 --> 00:00:13,130
‫میشه فقط برای داد زدن سر من
‫وارد خونه‌ام نشی؟

3
00:00:13,390 --> 00:00:18,280
‫برای خاندان خوبه که
‫ریا-ساما عروسش رو پیدا کرده.

4
00:00:18,280 --> 00:00:21,650
‫قدرت اهریمنی ریا-ساما از همیشه بیشتر شده
‫و ارزشش رو بالاتر برده.

5
00:00:22,190 --> 00:00:25,130
‫البته که همین حالا هم
‫در بالاترین جایگاه ممکن قرار داره.

6
00:00:25,130 --> 00:00:26,130
‫ولی خب...

7
00:00:26,130 --> 00:00:28,930
‫خب، کاریش نمیشه کرد.

8
00:00:28,930 --> 00:00:32,420
‫این‌طور نیست که بتونیم عروس‌هامون رو
‫خودمون انتخاب کنیم.

9
00:00:32,420 --> 00:00:34,570
‫این یه غریزه‌ست.

10
00:00:34,570 --> 00:00:38,740
‫اگه اون زنی در حد و اندازه ساکوراکو بود،
‫مشکلی نداشتم.

11
00:00:39,200 --> 00:00:42,710
‫حدس می‌زدم، امروز برای همین اومدی.

12
00:00:45,510 --> 00:00:47,710
‫هی، ساکوراکو.

13
00:00:53,440 --> 00:00:57,160
‫اوگا-اونی‌ساما، کاری داشتین؟

14
00:00:57,910 --> 00:01:00,270
‫وای، تاکامیچی-ساما.

15
00:01:00,270 --> 00:01:02,300
‫خوشحالم دوباره می‌بینمت، ساکوراکو.

16
00:01:02,300 --> 00:01:06,520
‫مدتیه که نیومدی.
‫دلم برات تنگ شده بود.

17
00:01:06,520 --> 00:01:12,760
‫ریا-ساما درگیر کارها بوده،
‫برای همین فرصتش پیش نیومد.

18
00:01:12,760 --> 00:01:13,780
‫ساکوراکو.

19
00:01:15,360 --> 00:01:19,290
‫ریا-ساما عروسش رو پیدا کرده.

20
00:01:19,290 --> 00:01:22,360
‫بنابراین، نامزدی تو
‫به هم خورده.

21
00:01:23,600 --> 00:01:25,230
‫اوه، خدای من.

22
00:01:27,370 --> 00:01:31,720
‫اگه عروسش رو پیدا کرده،
‫پس کاریش نمیشه کرد.

23
00:01:31,720 --> 00:01:35,130
‫خب، عروسش چجور آدمیه؟

24
00:01:35,740 --> 00:01:37,080
‫راستش...

25
00:01:38,270 --> 00:01:42,120
‫حرف اشتباهی زدم؟

26
00:01:42,120 --> 00:01:43,780
‫تو کار اشتباهی نکردی.

27
00:01:43,780 --> 00:01:46,970
‫من دیگه نمی‌تونم تحمل کنم!

28
00:01:47,380 --> 00:01:51,930
‫اون دختر معمولی لیاقت نداره
‫شریک زندگی ریا-سامای والا باشه!

29
00:01:51,930 --> 00:01:52,930
‫تازه...

30
00:01:53,340 --> 00:01:59,360
‫تازه!
‫همیشه هم کنارشه، ریا-ساما حتی بهش لبخندم می‌زنه!

31
00:01:59,600 --> 00:02:03,510
‫اون هیچ‌وقت این‌طوری به من لبخند نزده!

32
00:02:03,510 --> 00:02:06,820
‫بهتره نذاری ریا-ساما
‫از این موضوع بویی ببره.

33
00:02:06,820 --> 00:02:09,150
‫اگه اخراجت کنه، تقصیر خودته.

34
00:02:11,050 --> 00:02:13,490
‫من رو ببخشید. کنترلم رو از دست دادم.

35
00:02:14,200 --> 00:02:19,010
‫عروس اون یه دختر دبیرستانی
‫کاملاً معمولیه.

36
00:02:19,030 --> 00:02:29,030
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

37
00:02:29,520 --> 00:02:32,400
‫عروس اُنی

38
00:03:53,100 --> 00:03:57,060
‫قسمت ششم:
‫توکو و نیانکیچی

39
00:03:57,570 --> 00:04:00,390
‫امروز روز موعده.

40
00:04:00,980 --> 00:04:02,190
‫آره.

41
00:04:08,260 --> 00:04:09,810
‫از اون روز به بعد...

42
00:04:11,730 --> 00:04:14,270
‫می‌خوام یه جوری جبران کنم.

43
00:04:14,270 --> 00:04:17,200
‫می‌خوام برات هدیه بگیرم.

44
00:04:17,200 --> 00:04:19,330
‫می‌خوام تو هم خوشحال باشی.

45
00:04:19,920 --> 00:04:25,920
‫پول زیادی ندارم،
‫اما چیزی هست که بخوای؟

46
00:04:29,000 --> 00:04:31,640
‫در اون صورت، یه بوسه تشکر می‌خوام.

47
00:04:32,120 --> 00:04:33,200
‫چی؟

48
00:04:34,310 --> 00:04:37,160
‫روی لب، نه روی گونه.

49
00:04:37,620 --> 00:04:41,100
‫اون هر روز در ازای بوسه،
‫لطف‌هایی بهم می‌کنه.

50
00:04:42,730 --> 00:04:45,940
‫من سه بار در هفته
‫توی شرکت ریا کار می‌کنم.

51
00:04:46,240 --> 00:04:51,550
‫وقتی کار ندارم، مستقیم میام خونه
‫و منتظرش می‌مونم.

52
00:04:59,040 --> 00:05:01,440
‫دارین چیکار می‌کنین، یوزو-ساما؟!

53
00:05:03,740 --> 00:05:08,910
‫کاری نداشتم، گفتم شاید بتونم کمک کنم.

54
00:05:08,910 --> 00:05:11,140
‫نـ-نیازی نیست این کار رو بکنین.

55
00:05:11,140 --> 00:05:15,360
‫لطفاً برین توی اتاقتون و استراحت کنین.

56
00:05:22,300 --> 00:05:23,690
‫می‌تونم بیام تو؟

57
00:05:25,290 --> 00:05:26,570
‫چی شده؟

58
00:05:30,170 --> 00:05:33,910
‫شنیدم توی عمارت حوصله‌ات سر رفته،
‫واسه همین برات یه چیزایی آوردم.

59
00:05:36,960 --> 00:05:40,410
‫امروز لباس آوردم.
‫امیدوارم بهت بیاد.

60
00:05:42,840 --> 00:05:45,800
‫لباس زیاد داشتن که کسی رو نمی‌کُشه.

61
00:05:47,730 --> 00:05:49,680
‫توی راه برگشت، یه سر به گل‌فروشی زدم.

62
00:05:51,550 --> 00:05:53,190
‫امروز شکلات خریدم—

63
00:05:53,190 --> 00:05:55,050
‫صبر کن، صبر کن، صبر کن!

64
00:05:56,070 --> 00:05:59,920
‫واقعاً بابت همه‌ی هدیه‌ها ممنونم.

65
00:06:01,150 --> 00:06:05,610
‫اما لازم نیست هر روز بهم هدیه بدی.

66
00:06:05,980 --> 00:06:09,820
‫اما من می‌خوام برات کار انجام بدم.

67
00:06:10,440 --> 00:06:12,500
‫اگه بخوای، همه‌شون مال توئه.

68
00:06:16,930 --> 00:06:19,760
‫به علاوه من انتظار قدردانی دارم.

69
00:06:28,210 --> 00:06:32,590
‫اگه دوست داری، می‌تونی
‫بوسیدن لب‌هام رو شروع کنی.

70
00:06:33,320 --> 00:06:34,820
‫هنوز نه!

71
00:06:35,710 --> 00:06:41,530
‫اما می‌تونم بگم
‫کاملاً هم با این ایده مخالف نیستم.

72
00:06:45,250 --> 00:06:46,650
‫چه بد.

73
00:06:46,650 --> 00:06:49,680
‫پس بالاخره نامزدیش با ساکوراکو رو به هم زد.

74
00:06:50,770 --> 00:06:56,660
‫به عنوان شاخه اصلی، افتخار بزرگی بود
‫که عروس رئیس خاندان از خانواده‌ی ما باشه.

75
00:06:57,120 --> 00:06:58,820
‫اما کاریش نمیشه کرد.

76
00:07:06,330 --> 00:07:11,010
‫بالاخره رفتن.
‫جلسات خانوادگی خیلی عذاب‌آوره.

77
00:07:11,830 --> 00:07:15,510
‫راستش رو بخوای، من هم ناامید شدم.

78
00:07:15,840 --> 00:07:22,170
‫خیلی منتظر بودم که درخشش تو رو
‫کنار ریا-ساما ببینم.

79
00:07:25,140 --> 00:07:26,650
‫ولی ساکوراکو...

80
00:07:26,650 --> 00:07:27,910
‫اونی‌ساما.

81
00:07:29,300 --> 00:07:32,540
‫من از عروسش کینه‌ای ندارم.

82
00:07:33,080 --> 00:07:37,530
‫به عنوان دختر خاندان کیاما،
‫ازشون حمایت می‌کنم.

83
00:07:37,770 --> 00:07:39,640
‫ساکوراکو...

84
00:07:39,640 --> 00:07:42,210
‫خیلی بهت افتخار می‌کنم.

85
00:07:45,530 --> 00:07:47,850
‫خوب استراحت کن.

86
00:07:48,270 --> 00:07:51,540
‫حتماً. شب بخیر، اونی‌ساما.

87
00:07:53,720 --> 00:07:59,360
‫نقش عروس ریا-ساما، احیای خاندان کیریوینه.

88
00:08:07,530 --> 00:08:13,230
‫باید به این عروس معمولی یاد بدم که...

89
00:08:14,700 --> 00:08:16,810
‫جایگاهش کجاست.

90
00:08:22,990 --> 00:08:26,210
‫لباس‌های جدیدتون آماده‌ست، کوچولوها!

91
00:08:29,710 --> 00:08:31,670
‫خیلی نازن!

92
00:08:31,670 --> 00:08:33,580
‫بچرخید ببینیم!

93
00:08:36,410 --> 00:08:41,490
‫تحت تأثیر قرار گرفتم که رئیس باشگاه خیاطی
‫تونسته همچین لباس‌های کوچولویی بدوزه.

94
00:08:41,490 --> 00:08:44,090
‫اُنی‌های کوچیک هم خوشحال به نظر می‌رسن.

95
00:08:51,900 --> 00:08:54,730
‫کی بهشون یاد داده این کار رو بکنن؟

96
00:08:55,460 --> 00:08:59,640
‫نمی‌تونم بهش بگم که دارن
‫از من و ریا تقلید می‌کنن.

97
00:09:00,220 --> 00:09:04,030
‫اونا فکر می‌کنن بوسیدن راه تشکر کردنه.

98
00:09:09,410 --> 00:09:13,510
‫پرستاری از اُنی کوچولو هم
‫به فعالیت روزانه‌ی کلاس تبدیل شده.

99
00:09:21,550 --> 00:09:24,020
‫یوزو، اُنی‌های کوچولو کجان؟

100
00:09:24,870 --> 00:09:27,530
‫امروز خونه گذاشتمشون.

101
00:09:27,530 --> 00:09:30,290
‫اما من براشون لباس دوخته بودم.

102
00:09:35,700 --> 00:09:37,360
‫چی؟ چرا؟

103
00:09:39,100 --> 00:09:41,330
‫اوناهاشون!

104
00:09:43,890 --> 00:09:46,530
‫سنسه بفهمه برام دردسر میشه باز!

105
00:09:46,830 --> 00:09:50,550
‫یوزو، تروخدا هر روز بیارشون.

106
00:09:50,550 --> 00:09:54,380
‫آره. ما فقط توی مدرسه می‌تونیم
‫این نمایش‌های مد رو داشته باشیم.

107
00:09:54,380 --> 00:09:55,550
‫لطفاً.

108
00:09:56,010 --> 00:09:58,560
‫بـ-باشه...

109
00:10:03,140 --> 00:10:05,810
‫ولی کلاس داره شروع میشه.

110
00:10:07,100 --> 00:10:10,510
‫هی، تو و ارباب جوان
‫با هم خوب کنار میاین؟

111
00:10:11,100 --> 00:10:15,520
‫آره... فکر کنم.

112
00:10:15,520 --> 00:10:18,190
‫چرا مکث کردی؟

113
00:10:18,190 --> 00:10:24,030
‫بعضی وقتا اون‌قدر بهم محبت می‌کنه
‫که نمی‌دونم چطور جواب بدم.

114
00:10:24,560 --> 00:10:27,980
‫وقتی بزرگ می‌شدم، پدر و مادرم هیچ‌وقت
‫این‌قدر لوسم نکردن،

115
00:10:27,980 --> 00:10:32,640
‫واسه همین بعضی وقتا نمی‌دونم چطور
‫باید محبت ریا رو قبول کنم.

116
00:10:33,260 --> 00:10:36,890
‫اصلاً تا حالا حس کردی که عاشقش شدی؟

117
00:10:38,400 --> 00:10:40,070
‫ازش بدم نمیاد.

118
00:10:40,990 --> 00:10:43,430
‫فکر کنم دوستش دارم.

119
00:10:43,880 --> 00:10:48,320
‫ولی مطمئن نیستم اون‌طوری که
‫ریا می‌خواد دوستش داشته باشم.

120
00:10:49,240 --> 00:10:55,070
‫هنوز نمی‌دونم این حس رو دارم چون
‫اون نجاتم داده یا

121
00:10:55,070 --> 00:10:58,490
‫چون واقعاً عاشقشم.

122
00:10:58,900 --> 00:11:03,930
‫ولی وقتی فهمیدی نامزد داره،
‫به نظر ناراحت میومدی.

123
00:11:03,930 --> 00:11:07,150
‫شک دارم اگه برات مهم نبود،
‫اون‌طوری رفتار می‌کردی.

124
00:11:07,150 --> 00:11:09,620
‫شاید.

125
00:11:10,240 --> 00:11:15,730
‫ریا گفت هیچ‌وقت نمی‌ذاره برم،
‫اما واقعاً راسته؟

126
00:11:17,210 --> 00:11:22,570
‫من شجاعت یا اطمینان کافی برای
‫برداشتن قدم بعدی رو ندارم.

127
00:11:23,380 --> 00:11:25,170
‫می‌دونی...

128
00:11:25,770 --> 00:11:28,740
‫ظاهراً آیاکاشی‌ها می‌تونن
‫عروسشون رو با یه نگاه بشناسن.

129
00:11:29,560 --> 00:11:33,180
‫ولی ما آدما که نمی‌تونیم بفهمیم.

130
00:11:33,790 --> 00:11:38,580
‫داشتم تو شهر راه می‌رفتم که
‫یهو بازوم رو گرفت.

131
00:11:46,830 --> 00:11:49,250
‫تو عروس منی!

132
00:11:49,540 --> 00:11:52,490
‫یعنی مبلغ دینی یه فرقه‌ست؟
‫یا یه آدم منحرفه؟

133
00:11:58,720 --> 00:12:00,500
‫من دارم میرم.

134
00:12:05,010 --> 00:12:08,050
‫هی. ببخشید که اون روز ترسوندمت.

135
00:12:08,400 --> 00:12:09,830
‫اما میشه با من...

136
00:12:09,830 --> 00:12:11,060
‫نه، ممنون.

137
00:12:15,740 --> 00:12:18,110
‫گـ-گربه دوست داری؟

138
00:12:18,480 --> 00:12:20,210
‫من سگ‌ دوست دارم.

139
00:12:22,270 --> 00:12:24,770
‫چیزای شیرین دوست داری؟

140
00:12:24,770 --> 00:12:26,900
‫دیگه بسه!

141
00:12:27,160 --> 00:12:29,540
‫جواب من هیچ‌وقت عوض نمیشه!

142
00:12:29,910 --> 00:12:32,270
‫من حتی تو رو نمی‌شناسم!

143
00:12:33,380 --> 00:12:37,000
‫عروس‌ها برای آیاکاشی‌ها خاصن.

144
00:12:37,490 --> 00:12:40,920
‫داشتن عروس قدرت اهریمنی ما رو
‫بیشتر می‌کنه،

145
00:12:40,920 --> 00:12:44,290
‫و بچه‌هاشون هم با قدرت زیادی به دنیا میان.

146
00:12:44,740 --> 00:12:48,140
‫به عنوان یه اهریمن گربه‌ای ضعیف،

147
00:12:48,140 --> 00:12:53,470
‫هیچی بیشتر از یه عروس که منو
‫قوی‌تر کنه نمی‌خوام.

148
00:12:54,730 --> 00:12:58,290
‫داری چی میگی؟
‫من هنوز دانش‌آموز راهنمایی‌ام!

149
00:12:58,760 --> 00:13:03,530
‫چرا فکر کردی قراره ازت بچه دار بشم؟
‫برو بابا!

150
00:13:03,530 --> 00:13:09,100
‫ولی چرا؟ فکر می‌کردم آدما معمولاً
‫از انتخاب شدن خوشحال میشن.

151
00:13:09,960 --> 00:13:12,580
‫این چیزی نبود که بهم گفته بودن.

152
00:13:12,580 --> 00:13:15,710
‫نه، تو عروس منی!

153
00:13:16,320 --> 00:13:19,680
‫مجبورت می‌کنم عاشقم بشی!

154
00:13:21,030 --> 00:13:24,770
‫عملاً یه مزاحم بود.
‫ترسناک بود، نه؟

155
00:13:24,770 --> 00:13:25,930
‫هی.

156
00:13:26,410 --> 00:13:29,150
‫هیچ‌وقت نگفته بودی چطور آشنا شدین.

157
00:13:29,570 --> 00:13:34,650
‫توکو از گفتن اینکه عروسه طفره رفت
‫تا احساسات من جریحه‌دار نشه.

158
00:13:35,190 --> 00:13:38,300
‫چطور به اینجا رسیدین؟

159
00:13:38,300 --> 00:13:40,600
‫اولش ازش فرار می‌کردم،

160
00:13:41,230 --> 00:13:43,530
‫ولی کم‌کم بیشتر با هم حرف زدیم.

161
00:13:43,750 --> 00:13:44,930
‫عاشقتم!

162
00:13:44,930 --> 00:13:47,770
‫حاضرم به خاطر تو با یه اُنی بجنگم!

163
00:13:48,110 --> 00:13:51,250
‫البته احتمالاً همون لحظه می‌کُشتم.

164
00:13:52,300 --> 00:13:55,160
‫اعتماد به نفست رو از دست نده.

165
00:14:00,080 --> 00:14:03,140
‫اون یه لاپین
‫نسخه محدوده، مگه نه؟

166
00:14:03,800 --> 00:14:06,370
‫منم یکی دارم. می‌بینی؟

167
00:14:06,670 --> 00:14:10,850
‫واو، تو هم لاپین دوست داری؟
‫کمتر کسی می‌شناستشون.

168
00:14:11,300 --> 00:14:13,670
‫این اولین باره که لبخندش رو می‌بینم.

169
00:14:13,670 --> 00:14:15,350
‫این چه حسیه؟

170
00:14:15,350 --> 00:14:18,190
‫کنار توکو خیلی راحتم.

171
00:14:19,390 --> 00:14:21,520
‫به خاطر اینه که عروسمه؟

172
00:14:23,220 --> 00:14:28,850
‫فقط فکر کردن به اینکه توکو به یه
‫مرد دیگه لبخند بزنه عصبیم می‌کنه.

173
00:14:29,390 --> 00:14:33,000
‫امیدوارم زودتر عاشقم بشه.

174
00:14:36,650 --> 00:14:41,660
‫خلاصه، معلوم شد
‫شیرینی‌فروشی موردعلاقه جفتمون یکیه.

175
00:14:41,660 --> 00:14:45,660
‫به خاطر سلیقه‌های مشابهمون به هم نزدیک شدیم.

176
00:14:45,660 --> 00:14:47,040
‫خوبه.

177
00:14:47,930 --> 00:14:51,540
‫خب، بهت گفت دوستت داره؟

178
00:14:55,290 --> 00:14:56,820
‫هنوز نه.

179
00:14:59,040 --> 00:15:00,850
‫من دارم میرم.

180
00:15:01,540 --> 00:15:02,460
‫ها؟

181
00:15:04,090 --> 00:15:05,380
‫اینجا نیست.

182
00:15:41,010 --> 00:15:45,630
‫گفت مجبورم می‌کنه عاشقش بشم و هر روز میومد.

183
00:15:45,630 --> 00:15:46,750
‫فازش چیه؟

184
00:15:55,660 --> 00:15:58,310
‫که اینطور، پس قضیه اینه.

185
00:15:58,910 --> 00:16:02,060
‫نه اینکه... نه اینکه برام مهم باشه.

186
00:16:02,530 --> 00:16:06,380
‫فقط چون با هم کنار میومدیم
‫باهاش وقت می‌گذروندم.

187
00:16:11,380 --> 00:16:12,560
‫چرا؟

188
00:16:29,760 --> 00:16:33,810
‫فکر اینکه کسی بخواد نیانکیچی رو
‫ازم بگیره واقعاً ناراحتم کرد.

189
00:16:34,280 --> 00:16:39,150
‫اونجا بود که فهمیدم واقعاً عاشقشم.

190
00:16:39,910 --> 00:16:42,430
‫آره، ولی لازم نبود بزنی با مشت بری تو صورتم.

191
00:16:42,430 --> 00:16:45,500
‫این زبان عشق منه. همینه که هست.

192
00:16:45,890 --> 00:16:50,380
‫تازه، اون زنی که باهاش بود
‫مادرش بود.

193
00:16:50,740 --> 00:16:54,120
‫عاشق شدن هیچ منطقی پشتش نیست.

194
00:16:54,550 --> 00:16:56,980
‫حتی اگه الان مطمئن نیستی،

195
00:16:56,980 --> 00:17:02,030
‫یه روزی اون‌قدر عاشقش میشی که
‫نمی‌خوای هیچ‌وقت از دستش بدی.

196
00:17:02,830 --> 00:17:05,090
‫حتی اگه الان مطمئن نیستم...

197
00:17:05,670 --> 00:17:08,190
‫امیدوارم حق با تو باشه.

198
00:17:15,270 --> 00:17:18,110
‫یوزو، کبکت خروس می‌خونه‌ها.

199
00:17:18,110 --> 00:17:20,950
‫امشب میرم خونه پدربزرگ و مادربزرگم.

200
00:17:21,410 --> 00:17:24,430
‫تعجب کردم که ارباب جوان اجازه‌اش رو داده.

201
00:17:24,430 --> 00:17:28,390
‫ریا هم قراره یه چند شبی نباشه.

202
00:17:30,480 --> 00:17:35,760
‫آه، راستی. ریا، می‌تونم هفته بعد
‫برم خونه پدربزرگ و مادربزرگم؟

203
00:17:36,040 --> 00:17:37,790
‫خب...

204
00:17:37,790 --> 00:17:40,000
‫یوزو، راه درستِ درخواست کردن چیه؟

205
00:17:40,750 --> 00:17:42,230
‫درخواست؟

206
00:17:42,230 --> 00:17:43,970
‫آه، درسته!

207
00:17:44,480 --> 00:17:47,730
‫ولی تاکامیچی-سان اینجاست.

208
00:17:47,730 --> 00:17:49,050
‫نه، نیست.

209
00:17:49,050 --> 00:17:49,930
‫چی؟

210
00:17:51,410 --> 00:17:52,930
‫از کی؟

211
00:17:54,890 --> 00:18:01,330
‫قرار من و ریا اینه که
‫هر وقت چیزی ازش می‌خوام، باید ببوسمش.

212
00:18:03,700 --> 00:18:07,530
‫آره. یه گردهمایی آیاکاشی‌ها در راهه.

213
00:18:08,230 --> 00:18:11,650
‫خاندان کیریوین باید خیلی سرشون شلوغ باشه.

214
00:18:15,110 --> 00:18:16,840
‫چـ-چی شده؟

215
00:18:24,890 --> 00:18:26,100
‫چی؟!

216
00:18:27,200 --> 00:18:28,980
‫اونا رو ببین!

217
00:18:28,980 --> 00:18:30,730
‫خیلی جذابن!

218
00:18:32,560 --> 00:18:35,950
‫تاکامیچی، شاید نباید بذارم
‫یوزو شب بیرون بمونه.

219
00:18:35,950 --> 00:18:40,410
‫شما که قبلاً در ازای یه بوسه
‫بهش اجازه دادین.

220
00:18:44,600 --> 00:18:46,960
‫ریا، چه خبره؟

221
00:18:48,510 --> 00:18:51,200
‫یه کم وقت داشتم،
‫واسه همین اومدم دنبالت.

222
00:18:56,790 --> 00:18:59,220
‫بفرما، برای اینکه دور از خونه راحت باشی آوردمش.

223
00:19:00,570 --> 00:19:02,090
‫ممنونم.

224
00:19:02,880 --> 00:19:04,700
‫خودم برات آماده‌اش کردم.

225
00:19:11,390 --> 00:19:12,490
‫الان؟

226
00:19:13,100 --> 00:19:15,240
‫هنوز نه.

227
00:19:16,690 --> 00:19:23,410
‫می‌گم ریا، نیانکیچی-کون بهم گفت
‫یه گردهمایی برای آیاکاشی‌ها در راهه.

228
00:19:23,410 --> 00:19:24,980
‫اونجا چیکار می‌کنین؟

229
00:19:26,170 --> 00:19:28,890
‫یه ضیافته که توش
‫از حال هم باخبر میشیم.

230
00:19:29,270 --> 00:19:32,590
‫سالی یه بار، چند روز طول می‌کشه.

231
00:19:33,640 --> 00:19:36,140
‫چند روز پشت سر هم می‌نوشید؟

232
00:19:36,550 --> 00:19:39,370
‫کارای دیگه‌ای هم می‌کنیم.

233
00:19:39,870 --> 00:19:42,890
‫پس واسه همینه چند روز نیستی.

234
00:19:42,890 --> 00:19:45,240
‫متأسفم که مجبورم تنهات بذارم.

235
00:19:46,100 --> 00:19:48,490
‫حتی اگه الان مطمئن نیستی،

236
00:19:48,490 --> 00:19:53,610
‫یه روزی اون‌قدر عاشقش میشی که
‫نمی‌خوای هیچ‌وقت از دستش بدی.

237
00:19:55,230 --> 00:19:59,390
‫من مشکلی ندارم. موفق باشی.

238
00:20:00,940 --> 00:20:01,890
‫ممنون.

239
00:20:03,280 --> 00:20:09,270
‫کاش می‌تونستم خودمو کاملاً
‫به کسی بسپرم که دوستم داره

240
00:20:09,270 --> 00:20:11,960
‫و باهام خیلی خوب رفتار می‌کنه.

241
00:20:16,860 --> 00:20:18,910
‫شاید یه روزی.

242
00:20:21,630 --> 00:20:23,720
‫می‌تونی منو نزدیک اونجا پیاده کنی؟

243
00:20:24,880 --> 00:20:26,750
‫تا خودِ اونجا می‌رسونیمت.

244
00:20:27,330 --> 00:20:32,880
‫اگه همسایه‌ها یه ماشین لوکس
‫جلوی خونه ببینن، حرف درمیارن.

245
00:20:36,540 --> 00:20:39,740
‫همسایه‌های اینجا خیلی بهم نزدیک و صمیمی هستن.

246
00:20:40,220 --> 00:20:42,840
‫اُنی کوچولوها هم باهامن،
‫پس چیزیم نمیشه.

247
00:20:44,660 --> 00:20:46,380
‫ولی...

248
00:20:48,000 --> 00:20:51,230
‫براش محافظ گذاشتم. چیزیش نمیشه.

249
00:20:56,400 --> 00:20:59,030
‫ریا-ساما، مشکلی پیش اومده؟

250
00:20:59,900 --> 00:21:03,720
‫یه چیزی حس می‌کنم، ولی مهم نیست.

251
00:21:07,920 --> 00:21:09,530
‫این ماشین کیه؟

252
00:21:18,760 --> 00:21:20,990
‫من اومدم، پدربزرگ.

253
00:21:20,990 --> 00:21:24,960
‫یوزو، بالاخره اومدی.
‫منتظرت بودیم.

254
00:21:24,960 --> 00:21:26,690
‫یکی اومده که می‌خواد ببینتت.

255
00:21:27,170 --> 00:21:29,530
‫خوش اومدی، یوزو.

256
00:21:29,530 --> 00:21:33,510
‫خوشحالم اومدی. خیلی نگران بودیم.

257
00:21:33,510 --> 00:21:34,910
‫کی اومده؟

258
00:21:35,230 --> 00:21:37,700
‫یه خانم خیلی زیبا.

259
00:21:37,700 --> 00:21:40,620
‫فکر کنم اسمش کیاما ساکوراکو-سان بود.

260
00:21:41,190 --> 00:21:43,640
‫کیاما ساکوراکو...

261
00:21:44,240 --> 00:21:47,430
‫زیباییش زمینی نیست و به خاطر هوشش

262
00:21:47,430 --> 00:21:50,320
‫بین بقیه اُنی‌ها هم خیلی محبوبه.

263
00:21:51,490 --> 00:21:56,680
‫اون نامزد سابق ریائه!
‫اینجا چیکار می‌کنه؟

264
00:21:56,680 --> 00:21:58,910
‫اومده منو ببینه؟

265
00:22:00,090 --> 00:22:01,820
‫ببخشید.

266
00:22:16,240 --> 00:22:18,720
‫شما باید عروسش باشین.

267
00:22:21,060 --> 00:22:24,570
‫اسم من کیاما ساکوراکوئه.

268
00:22:24,590 --> 00:22:34,590
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

269
00:23:54,930 --> 00:24:00,010
‫قسمت بعد: معشوقه‌ی مخفی ریا
