WEBVTT

00:01.910 --> 00:04.150
‫تو عروس منی.

00:04.150 --> 00:06.930
‫باقی عمرت مال منه.

00:07.360 --> 00:08.500
‫ریا...

00:10.140 --> 00:12.920
‫می‌تونم حس کنم چقدر
‫نسبت به من احساسات شدیدی داره.

00:15.190 --> 00:18.240
‫اون می‌خواد تمام وجودم رو مال خودش کنه.

00:21.440 --> 00:26.440
‫چشم‌های قرمزش که از اشتیاق می‌درخشن،
‫من رو اسیر کردن و رها نمی‌کنن.

00:26.760 --> 00:31.070
‫می‌دونم چون تازه همدیگه رو دیدیم،
‫نمی‌تونی کاملاً بهم اعتماد کنی،

00:31.070 --> 00:33.950
‫اما من تو رو رها نمی‌کنم.

00:34.680 --> 00:37.950
‫حتی اگه بهم شک داری، کنارم بمون.

00:39.270 --> 00:44.450
‫اما اگه مثل یاماتو نظرت عوض بشه چی؟

00:45.050 --> 00:47.580
‫بهت قول می‌دم، نمی‌شه.

00:47.580 --> 00:50.460
‫من مثل پدر و مادرت یا اون پسری
‫ که تو رو دور انداخت، نیستم.

00:50.780 --> 00:53.860
‫همین که قبلاً با کسی بودی هم
‫به اندازه کافی آزاردهنده‌ست.

00:53.860 --> 00:56.650
‫مقایسه شدن با اون آدم پست، توهینه.

00:56.960 --> 01:00.900
‫به نظر عصبانی نمیاد.
‫بیشتر شبیه اینه که قهر کرده.

01:00.900 --> 01:03.980
‫اگه هر وقت احساس نگرانی کردی، بهم بگو.

01:06.470 --> 01:12.480
‫اون‌قدر نگرانی‌هات رو برطرف می‌کنم
‫تا بالاخره بهم اعتماد کنی.

01:12.910 --> 01:14.070
‫ریا...

01:14.480 --> 01:18.140
‫اگه دنبال کاری، توی کارهای من کمکم کن.

01:18.140 --> 01:19.350
‫کارهای تو؟

01:19.350 --> 01:20.100
‫آره.

01:20.460 --> 01:24.990
‫اگه هزینه‌های مدرسه‌ات رو خودت بدی،
‫حس بهتری پیدا نمی‌کنی؟

01:25.380 --> 01:28.360
‫اون داره به احساساتم توجه می‌کنه.

01:29.090 --> 01:31.000
‫آره. ممنونم، ریا.

01:34.010 --> 01:37.910
‫یعنی یه روزی می‌تونم بی‌قید و شرط بهش
‫اعتماد کنم؟

01:37.910 --> 01:44.500
‫می‌تونم کاملاً اعتماد کنم و
‫غرق در عشقی بشم که بهم هدیه می‌ده؟

01:45.310 --> 01:47.620
‫امیدوارم یه روزی بتونم.

01:47.640 --> 01:56.640
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:57.490 --> 02:00.410
‫عروس اُنی

03:20.110 --> 03:25.490
‫قسمت پنجم:
‫رقیب من یه منشی کاربلده

03:23.830 --> 03:25.850
‫یوزو-ساما، مراقب خودتون باشین.

03:25.850 --> 03:26.780
‫حتماً.

03:27.140 --> 03:28.280
‫یوزو.

03:29.140 --> 03:30.300
‫ریا.

03:30.980 --> 03:33.290
‫بعد از مدرسه می‌گم یکی بیاد دنبالت.

03:33.290 --> 03:34.300
‫باشه.

03:36.070 --> 03:39.970
‫لازمه که برای مدرسه رفتن هم با ماشین برم؟

03:39.970 --> 03:41.370
‫معلومه که آره.

03:42.750 --> 03:45.700
‫ریا-ساما، وقتش رسیده.

03:45.700 --> 03:47.130
‫شما هم همین‌طور، بانو.

03:47.430 --> 03:48.840
‫بـ-باشه.

03:51.230 --> 03:56.500
‫یعنی تاکامیچی-سان از من خوشش نمیاد؟

04:02.410 --> 04:05.090
‫نمی‌تونم به اینکه همه جا با ماشین
‫من رو ببرن عادت کنم،

04:05.090 --> 04:09.920
‫اما نیانکیچی-کون در مورد خطرات
‫عروس بودن بهم هشدار داده بود.

04:09.920 --> 04:12.420
‫به هر حال، خیلی عالی بود.

04:12.780 --> 04:14.300
‫اوه، اون یوزوئه.

04:14.300 --> 04:16.210
‫سلام، یوزو.

04:16.450 --> 04:18.980
‫چند روزی بود سر کلاس نیومده بودم.

04:18.980 --> 04:23.310
‫همه چیز همونطوریه که بود،
‫اما دلم خیلی برای اینجا تنگ شده بود.

04:25.010 --> 04:27.100
‫درگیر یه سری مسائل خانوادگی بودم.

04:27.720 --> 04:29.520
‫عه، این‌طوریاست؟

04:29.520 --> 04:33.300
‫تنها چیزی که به شدت تغییر کرده، خودمم.

04:34.610 --> 04:35.720
‫صبح بخیر.

04:36.820 --> 04:39.920
‫صبح بخیر، توکو و نیانکیچی-کون.

04:39.920 --> 04:40.730
‫سلام.

04:45.270 --> 04:51.620
‫همکلاسی‌هامون جلوی اونا کوتاه میان،
‫اما نه به شکل بدی.

04:52.190 --> 04:55.180
‫همه به نیانکیچی-کون آیاکاشی باوقار
‫و توکو، عروسی که غرقِ

04:55.180 --> 04:59.440
‫در عشقشه، احترام می‌ذارن.

04:59.440 --> 05:01.700
‫نمی‌تونن راحت باهاشون حرف بزنن.

05:02.220 --> 05:06.310
‫حالا که اومدی مدرسه، یعنی
‫مشکلاتتون حل شد؟

05:06.310 --> 05:10.720
‫آره. قراره برای ریا کار کنم.

05:10.720 --> 05:14.700
‫ظاهراً خودش بوده که زنگ زده
‫و از طرف من استعفا داده.

05:14.700 --> 05:15.720
‫اوه خدای من.

05:16.090 --> 05:19.310
‫خب، آیاکاشی‌ها می‌تونن حسود باشن. مگه نه؟

05:20.510 --> 05:24.240
‫از اینکه اجازه می‌ده کار کنم، ممنونم.

05:24.240 --> 05:30.120
‫تعجب کردم ریا-ساما اجازه داده
‫عروسش کار کنه.

05:30.120 --> 05:32.730
‫احتمالاً می‌خواد زمان بیشتری
‫با یوزو بگذرونه.

05:32.730 --> 05:37.750
‫هی، چیزه...
‫گفتی عروسی؟

05:37.750 --> 05:39.240
‫چیز، در واقع...

05:39.240 --> 05:43.000
‫یوزو انتخاب شده تا عروس یه اُنی بشه.

05:43.000 --> 05:45.510
‫توکو! چرا اینو گفتی؟

05:45.510 --> 05:46.870
‫نباید می‌گفتم؟

05:47.160 --> 05:49.130
‫راسته، یوزو؟

05:49.510 --> 05:51.770
‫امکان نداره! یه اُنی؟

05:51.770 --> 05:53.660
‫خوش‌تیپه؟ آره؟

05:52.360 --> 05:54.630
‫عالیه! خوش به حالت!

05:54.630 --> 05:57.480
‫خب؟ عکسی ازش داری؟

05:57.480 --> 05:58.650
‫نـ-نه هنوز.

05:58.850 --> 06:00.650
‫من دارم.

06:00.650 --> 06:02.200
‫چطور انقدر خوش‌تیپه؟

06:02.200 --> 06:03.890
‫اصلاً واقعیه؟

06:03.890 --> 06:04.940
‫خیلی جذابه!

06:04.940 --> 06:06.650
‫چطور عروسش شدی؟

06:06.970 --> 06:09.520
‫چرا اون رو داری؟

06:09.520 --> 06:11.920
‫دیروز وقتی داشت می‌رفت، ازش گرفتم.

06:11.920 --> 06:15.730
‫اون با کمال میل در ازای یه عکس از یوزو،
‫اجازه داد ازش عکس بگیرم.

06:15.730 --> 06:18.160
‫کی این معامله رو کردی؟

06:18.560 --> 06:22.030
‫کلاس شروع شد! بشینین سر جاهاتون!

06:27.640 --> 06:29.670
‫محافظ‌های کوچولو؟ کی اومدین اینجا؟

06:33.630 --> 06:35.400
‫اونا چی هستن؟

06:36.170 --> 06:37.640
‫خیلی نازن!

06:37.990 --> 06:40.240
‫فکر کردم تو خونه گذاشتمتون.

06:40.240 --> 06:41.390
‫هــــوی!

06:41.660 --> 06:43.740
‫آوردن حیوون خونگی به مدرسه ممنوعه!

06:43.740 --> 06:46.080
‫ام... اونا حیوون خونگی نیستن.

06:52.180 --> 06:55.960
‫خب، حالا که اومدن، کار زیادی
‫از دستمون برنمیاد.

06:55.960 --> 06:57.480
‫فقط سعی کنین آروم باشین.

06:58.280 --> 06:59.240
‫چی؟

06:59.790 --> 07:01.370
‫بریم سراغ درس.

07:01.910 --> 07:07.250
‫حتی معلممون هم در برابر
‫ناز بودنشون بی‌دفاعه.

07:08.400 --> 07:10.580
‫خـ-خیلی خسته‌ام.

07:10.580 --> 07:15.010
‫بازجویی شدن تو هر زنگ تفریح
‫باید سخت بوده باشه.

07:15.010 --> 07:17.090
‫و این داستان دقیقاً تقصیر کیه؟

07:17.090 --> 07:21.390
‫خیلی خب، بیا با خوردن ناهار انرژی بگیریم.

07:21.390 --> 07:22.090
‫باشه.

07:23.600 --> 07:26.300
‫چه ناهار مجللی.

07:26.300 --> 07:29.610
‫سرآشپز اختصاصی عمارت
‫برام درستش کرده.

07:33.310 --> 07:34.810
‫خیلی خوشمزه‌ست!

07:35.430 --> 07:38.370
‫خاندان کیریوین باهات خوب رفتار می‌کنن؟

07:38.370 --> 07:41.200
‫آره، همه باهام مهربونن.

07:41.200 --> 07:43.480
‫خوشحالم که می‌شنوم.

07:43.480 --> 07:48.130
‫نگران بودم چون... می‌دونی،
‫ارباب جوان از قبل نامزد داره.

07:48.130 --> 07:48.620
‫چی؟

07:49.280 --> 07:52.320
‫زیباییش ماوراییه و
‫علاوه بر اون، خیلی هم باهوشه.

07:52.320 --> 07:56.720
‫کیاما ساکوراکو بین اُنی‌های دیگه هم
‫خیلی محبوبه.

07:56.720 --> 07:58.140
‫اون دختره نامزد شده؟

07:59.140 --> 08:00.560
‫با ریا؟

08:00.560 --> 08:03.720
‫آره. صبر کن، نمی‌دونستی؟

08:06.000 --> 08:08.100
‫ریا نامزد داره؟

08:08.100 --> 08:12.220
‫هیچ‌کس چیزی بهم نگفته بود.
‫پس من این وسط چی‌ام؟

08:13.020 --> 08:15.180
‫مدام بهم می‌گن عروسش،

08:15.180 --> 08:18.440
‫اما اگه اون از قبل نامزد داره،
‫پس چرا منو می‌خواد؟

08:20.590 --> 08:25.350
‫توکو، داری با این حرفت
‫تصور اشتباهی بهش می‌دی.

08:25.350 --> 08:26.370
‫ببخشید.

08:26.370 --> 08:27.850
‫چه تصور اشتباهی؟

08:29.040 --> 08:32.890
‫اول اینکه، آیاکاشی‌ها معمولاً
‫فقط با آیاکاشی‌های دیگه ازدواج می‌کنن.

08:32.890 --> 08:34.040
‫این رو که می‌دونی، مگه نه؟

08:34.040 --> 08:35.080
‫آره.

08:35.340 --> 08:40.090
‫شریک زندگی رئیس بعدی خاندان
‫توسط یه کمیته انتخاب می‌شه.

08:40.580 --> 08:45.890
‫خانواده ریا-ساما، کیاما ساکوراکو-ساما رو
‫به عنوان نامزدش انتخاب کردن.

08:46.460 --> 08:51.110
‫اونا انتخابش کردن چون از بزرگ‌ترین
‫خاندان فرعیه،

08:51.110 --> 08:54.710
‫و قدرت اهریمنیش بین دخترای هم‌سنش
‫از همه قوی‌تره.

08:55.430 --> 08:59.880
‫اما وقتی یه عروس پیدا بشه،
‫اون اولویت پیدا می‌کنه.

08:59.880 --> 09:00.710
‫واقعاً؟

09:00.960 --> 09:03.600
‫منم قبلاً نامزد داشتم،

09:03.600 --> 09:07.260
‫اما وقتی توکو پیدا شد،
‫نامزدیمون بهم خورد.

09:07.960 --> 09:12.450
‫من دارم جای کسی مثل اون رو
‫می‌گیرم تا نامزدش بشم؟

09:13.300 --> 09:15.710
‫ریا هیچی بهم نمی‌گه.

09:15.710 --> 09:18.600
‫دیروز دوباره به خاندان اصلی
‫احضار شده بود.

09:18.600 --> 09:22.080
‫فقط منم که نمی‌فهمم عروس بودن یعنی چی.

09:22.930 --> 09:27.170
‫نیانکیچی-کون، عروس‌ها فقط زن هستن؟

09:27.170 --> 09:29.930
‫مردهای انسانی هم انتخاب می‌شن؟

09:29.930 --> 09:32.070
‫درستش اینه که...

09:32.070 --> 09:36.450
‫آیاکاشی‌های زن استانداردهای سخت‌گیرانه‌تری
‫نسبت به مردها دارن.

09:36.450 --> 09:39.070
‫اونا به قدرت اهریمنی و ثروت اهمیت می‌دن.

09:39.070 --> 09:42.070
‫مردهای انسانی بدون قدرت اهریمنی،
‫اصلاً به چشمشون نمیان.

09:42.070 --> 09:43.810
‫خیلی سخت‌گیرن.

09:43.810 --> 09:47.330
‫هنوز خیلی چیزا هست که درباره عروس‌ها نمی‌دونیم.

09:47.560 --> 09:49.050
‫چطور می‌تونن وقتی خودشون هیچ
‫قدرت اهریمنی ندارن

09:49.060 --> 09:51.090
‫آیاکاشی‌های قدرتمند به دنیا بیارن؟

09:51.090 --> 09:54.280
‫چطور قدرت اهریمنی شریکشون رو
‫افزایش می‌دن؟

09:54.280 --> 09:58.530
‫آیاکاشی‌ها چطور با یه نگاه می‌فهمن
‫عروسشون کیه؟

09:59.630 --> 10:04.870
‫اگه خود آیاکاشی‌ها هم نمی‌دونن،
‫من چطور باید بدونم؟

10:05.330 --> 10:09.070
‫ما فقط می‌دونیم که عروس‌ها این‌طورین.

10:09.390 --> 10:11.150
‫هیچ‌کس واقعاً دلیلش رو نمی‌دونه.

10:15.370 --> 10:17.910
‫کاش می‌دونستم.

10:18.130 --> 10:21.390
‫اون‌وقت دیگه این‌قدر نگران نبودم.

10:21.390 --> 10:25.660
‫اون‌وقت شاید می‌تونستم با اعتماد به نفس
‫به خودم بگم «عروس ریا».

10:26.590 --> 10:31.170
‫راستش رو بخوای، من حتی عشق و
‫عاشقی رو هم درست نمی‌فهمم.

10:31.540 --> 10:36.290
‫فقط با یاماتو دوست شدم چون
‫خوشحال بودم کسی ازم خوشش اومده

10:36.290 --> 10:38.540
‫و از اینکه بهم پیشنهاد داد هیجان‌زده بودم.

10:39.510 --> 10:43.260
‫وقتی این‌طوری بهش فکر می‌کنم،
‫منم خیلی صادق نبودم.

10:43.880 --> 10:50.310
‫همیشه آرزو داشتم کسی دوستم داشته باشه،
‫بعد ریا رو دیدم.

10:50.950 --> 10:54.050
‫باید خودم رو به عشق ریا بسپارم.

10:54.050 --> 10:56.170
‫بخشی از وجودم این رو بهم می‌گه.

10:57.140 --> 11:01.150
‫اما در حالت ایده‌آل، دلم می‌خواد منم عاشقش باشم.

11:06.970 --> 11:07.910
‫ممنونم.

11:08.540 --> 11:11.220
‫خب، اینم از این.

11:11.800 --> 11:13.290
‫باید سخت تلاش کنم.

11:13.290 --> 11:16.480
‫دارم برای وقتی که
‫وارد دنیای کار بشم، تمرین می‌کنم.

11:23.900 --> 11:28.800
‫ریا به عنوان رئیس گروه بزرگ کیریوین،
‫خیلی سرش شلوغه.

11:28.800 --> 11:33.560
‫اون همیشه با من مهربونه، اما با
‫کارمنداش سرد و سخت‌گیرانه رفتار می‌کنه.

11:33.810 --> 11:38.280
‫ریا-ساما، برای شام با یکی از
‫مقامات عالی‌رتبه دعوت شدین.

11:38.280 --> 11:39.560
‫ردش کن.

11:40.270 --> 11:43.100
‫این اصلاً خوب نیست.

11:46.070 --> 11:47.690
‫مهم‌تر از اون، تاکامیچی...

11:47.690 --> 11:48.900
‫دنبال این می‌گردین؟

11:51.880 --> 11:54.710
‫ریا، چرا یه کم استراحت نمی‌کنی؟

11:54.710 --> 11:56.200
‫حتماً.

12:06.230 --> 12:07.590
‫یوزو-ساما.

12:08.050 --> 12:10.590
‫یه لحظه وقت دارین؟
‫می‌خوام درباره یه موضوعی باهاتون حرف بزنم.

12:10.590 --> 12:11.430
‫چی؟

12:11.430 --> 12:13.610
‫نکنه جایی سوتی دادم؟

12:13.860 --> 12:17.540
‫یه کاری براتون دارم.

12:17.540 --> 12:19.160
‫چه کاری؟

12:19.160 --> 12:22.110
‫می‌خوام وقتی ریا-ساما استراحت می‌کنه،
‫شما هم کنارش باشین.

12:22.110 --> 12:23.360
‫چی؟

12:23.360 --> 12:27.760
‫ریا-ساما اگه به حال خودش رها بشه،
‫هیچ‌وقت دست از کار نمی‌کشه.

12:27.760 --> 12:32.160
‫بارها ازش خواستم مراقب خودش باشه،

12:32.160 --> 12:34.740
‫اما گوش نمی‌ده.

12:35.190 --> 12:39.940
‫اما به نظر می‌رسه با حرف شما استراحت می‌کنه.

12:41.220 --> 12:44.840
‫برای همینه که زیر نظرم داشت؟

12:45.320 --> 12:47.360
‫متوجه شدم.

12:51.320 --> 12:55.260
‫سه ساعته که حتی یه لحظه هم
‫استراحت نکرده. وقتشه.

12:56.470 --> 12:58.690
‫ریا، برات چای بیارم؟

12:58.690 --> 12:59.530
‫باشه.

13:01.060 --> 13:02.160
‫بفرمایید.

13:02.400 --> 13:05.040
‫چه به موقع، تاکامیچی-سان.

13:05.040 --> 13:07.140
‫از لطفتون ممنونم.

13:08.860 --> 13:13.410
‫تاکامیچی-سان قبل از اینکه من
‫بخوام چای درست کنم، میاره.

13:14.320 --> 13:17.060
‫آینده رو پیش‌بینی می‌کنه؟

13:23.500 --> 13:27.520
‫ناهارش رو به خاطر طولانی شدن
‫جلسه‌اش از دست داد.

13:27.520 --> 13:28.670
‫باید برم چیزی براش بخرم.

13:29.920 --> 13:31.310
‫ببخشید.

13:31.670 --> 13:34.070
‫بفرمایید، یوزو-ساما.

13:34.070 --> 13:35.750
‫ممنونم.

13:35.750 --> 13:38.940
‫ریا، باید یه چیزی بخوری.

13:40.870 --> 13:43.430
‫یه چیزی آوردم که بتونی
‫با یه دست بخوری.

13:43.750 --> 13:45.920
‫اون موضوع به کجا رسید؟

13:45.920 --> 13:48.450
‫منظورتون برند جدید در حال توسعه‌ست؟

13:48.820 --> 13:50.200
‫درباره اون...

13:52.450 --> 13:53.840
‫تاکامیچی.

13:53.840 --> 13:55.110
‫در خدمتم.

13:56.220 --> 13:59.700
‫وقتی ریا «اون» رو می‌خواد،
‫تاکامیچی-سان همون رو بهش می‌ده.

13:59.700 --> 14:02.700
‫وقتی می‌گه «تاکامیچی»،
‫اون می‌فهمه چی می‌خواد و انجامش می‌ده.

14:03.220 --> 14:07.480
‫انگار یه زوج پیرن.

14:07.960 --> 14:11.720
‫من اصلاً نمی‌تونم این کار رو بکنم.

14:11.720 --> 14:15.260
‫ریا معمولاً نسبت به بقیه بی‌تفاوته،

14:15.260 --> 14:17.680
‫اما رفتارش با تاکامیچی-سان یه کم فرق داره.

14:17.980 --> 14:21.130
‫اونا چیزی فراتر از رئیس و منشی‌ان.

14:21.130 --> 14:25.080
‫اعتمادشون خیلی عمیق‌تر از این حرفاست.

14:26.570 --> 14:30.480
‫دلم می‌خواد برای ریا،
‫به اندازه تاکامیچی-سان مفید باشم.

14:32.540 --> 14:34.670
‫به کار عادت کردین؟

14:34.670 --> 14:39.550
‫بله. هم شما و هم ریا
‫معلم‌های فوق‌العاده‌ای بودین.

14:39.550 --> 14:40.740
‫از شنیدنش خوشحالم.

14:41.430 --> 14:46.260
‫جو اینجا همیشه خوبه،
‫و هر دوشون هوام رو دارن.

14:46.550 --> 14:51.110
‫ریا-ساما بالاخره به لطف شما استراحت می‌کنه.

14:51.110 --> 14:55.170
‫و همه تو شرکت می‌گن که
‫رفتارش هم ملایم‌تر شده.

14:55.630 --> 15:01.480
‫من کاری نکردم.
‫فقط باهاش استراحت می‌کنم.

15:04.080 --> 15:05.030
‫می‌گم...

15:07.260 --> 15:10.780
‫برای یه عروس بده که کار کنه؟

15:12.360 --> 15:15.020
‫بله. من باهاش مخالفم.

15:16.100 --> 15:20.820
‫معمولاً از عروس‌ها مراقبت می‌شه
‫و اجازه کار ندارن.

15:21.330 --> 15:27.000
‫خاندان‌های دیگه ممکنه مسخره‌مون کنن
‫که توانایی مراقبت از عروسمون رو نداریم.

15:28.800 --> 15:30.800
‫بهتره حواست باشه چی از دهنت درمیاد.

15:31.230 --> 15:32.820
‫عذر می‌خوام.

15:33.320 --> 15:35.040
‫ریا...

15:35.040 --> 15:39.120
‫مردم می‌گن من مجبورت کردم پیشم بمونی.

15:39.120 --> 15:41.820
‫برات دردسر درست نکردم؟

15:41.820 --> 15:45.260
‫تا وقتی پیش منی مشکلی نیست.

15:45.930 --> 15:48.020
‫لازم نیست نگرانش باشی.

15:48.020 --> 15:51.560
‫خیلی لوسم می‌کنی، ریا.

15:51.560 --> 15:54.530
‫این امتیازیه که بهم داده شده.

15:54.990 --> 15:56.660
‫نمی‌ذارم کس دیگه‌ای این کار رو بکنه.

16:00.690 --> 16:05.730
‫نگرانی‌های زیادی دارم،
‫اما فعلاً به ریا اعتماد می‌کنم.

16:06.860 --> 16:11.460
‫اه، راستی. ریا، می‌تونم هفته بعد
‫برم پیش پدربزرگ و مادربزرگم؟

16:11.460 --> 16:12.890
‫خب...

16:12.890 --> 16:15.030
‫یوزو، راه درست درخواست کردن چیه؟

16:15.430 --> 16:16.210
‫درخواست؟

16:16.500 --> 16:18.110
‫اه، درسته!

16:18.510 --> 16:20.910
‫اما تاکامیچی-سان اینجاست.

16:20.910 --> 16:21.950
‫نه، نیست.

16:22.210 --> 16:23.170
‫چی؟

16:23.720 --> 16:25.230
‫از کی؟

16:25.490 --> 16:30.230
‫قرار من و ریا اینه که
‫هر وقت چیزی بخوام، باید ببوسمش.

16:30.230 --> 16:33.660
‫طبیعتاً، این کاملاً ایده‌ی خودش بود.

16:38.720 --> 16:40.500
‫مـ-من نمی‌تونم.

16:48.050 --> 16:53.680
‫از روزی که کیریوین ریا-ساما رو دیدم،
‫زندگیم عوض شد.

16:59.030 --> 17:01.010
‫کیریوین ریا؟

17:01.470 --> 17:06.050
‫چرا باید به پسری خدمت کنم
‫که تازه مدرسه رو شروع کرده؟

17:06.050 --> 17:07.920
‫خودت هم هنوز بچه‌ای.

17:08.810 --> 17:12.510
‫تازه، خدمت به رئیس آینده خاندان یه افتخاره.

17:13.130 --> 17:16.540
‫چند باری رئیس خاندان کیریوین رو دیدم.

17:17.310 --> 17:22.280
‫راستش، انتظار زیادی از پسر
‫اون مرد ضعیف ندارم.

17:37.850 --> 17:39.040
‫تاکامیچی؟

17:43.280 --> 17:45.350
‫من کیریوین ریا هستم.

17:46.360 --> 17:50.350
‫چشم‌های سرخ‌رنگش زیباست.

17:51.220 --> 17:53.920
‫حضورش حس سنگینی می‌ده و بالغ به نظر میاد.

17:53.920 --> 17:56.830
‫تمام بدنش توی هاله‌ای از
‫انرژی اهریمنی قدرتمند غرق شده.

17:56.830 --> 17:59.360
‫اون ابهت یه پادشاه رو داره.

17:59.820 --> 18:01.950
‫از دیدنت خوشبختم.

18:06.800 --> 18:10.510
‫این اربابیه که بهش خدمت می‌کنم!

18:11.810 --> 18:15.110
‫من آراکی تاکامیچی هستم، ریا-ساما.

18:39.180 --> 18:40.950
‫خیلی دیر شده.

18:45.850 --> 18:47.920
‫خوش اومدی، ریا.

18:50.240 --> 18:52.170
‫من اومدم خونه‌، یوزو.

18:57.590 --> 19:02.190
‫اینا برای توئه یوزو. واسه همین دیر کردم.

19:02.190 --> 19:04.250
‫چه زیاد...

19:04.950 --> 19:06.690
‫با این یکی شروع کن.

19:07.850 --> 19:09.270
‫چه بامزه‌ست.

19:11.380 --> 19:12.790
‫یه نامه؟

19:15.010 --> 19:18.350
‫یوزو، اولین تولدت مبارک.

19:18.350 --> 19:22.570
‫خیلی خوشحالم که به دنیا اومدی.

19:22.570 --> 19:23.540
‫از طرف، ریا.

19:24.650 --> 19:26.020
‫این چیه؟

19:30.040 --> 19:31.810
‫یوزوی دو ساله عزیز.

19:31.810 --> 19:34.430
‫شرط می‌بندم الان دیگه خوب حرف می‌زنی.

19:37.190 --> 19:39.050
‫یوزوی سه ساله عزیز.

19:39.050 --> 19:40.960
‫هنوز هم لجبازی می‌کنی؟

19:42.050 --> 19:43.670
‫یوزوی شش ساله عزیز.

19:43.670 --> 19:45.510
‫بالاخره داری مدرسه رو شروع می‌کنی.

19:45.510 --> 19:49.520
‫می‌دونم چون مهربونی،
‫خیلی زود دوستای زیادی پیدا می‌کنی.

19:50.090 --> 19:51.850
‫یوزوی ده ساله عزیز.

19:51.850 --> 19:54.080
‫داری کم‌کم بزرگ می‌شی؟

19:54.530 --> 19:56.270
‫یوزوی سیزده ساله عزیز.

19:56.630 --> 19:58.610
‫حالا دیگه راهنمایی هستی.

19:58.610 --> 20:01.350
‫باید با یونیفرمت خیلی بامزه شده باشی.

20:02.590 --> 20:04.530
‫یوزوی شانزده ساله عزیز.

20:04.530 --> 20:06.300
‫ورودت به دبیرستان مبارک.

20:06.730 --> 20:09.790
‫امیدوارم تا فارغ‌التحصیلی همیشه سلامت باشی.

20:10.540 --> 20:12.270
‫یوزوی هفده ساله عزیز.

20:12.840 --> 20:15.800
‫یه عطر مخصوص برات درست کردم.

20:15.800 --> 20:17.280
‫به‌زودی می‌بینمت.

20:17.280 --> 20:21.100
‫اینا هدیه‌های هفده سال تولدم هستن؟

20:21.100 --> 20:27.260
‫ریا همه‌شون رو برام خریده؟

20:28.800 --> 20:32.950
‫خانواده‌ام هیچ‌وقت تولدم رو جشن نگرفتن.

20:33.410 --> 20:36.050
‫برای همین، همیشه احساس تنهایی می‌کردم.

20:37.750 --> 20:40.410
‫اینم برای تو، حالا که هجده ساله شدی.

20:42.040 --> 20:45.480
‫متاسفم که زودتر پیدات نکردم.

20:49.460 --> 20:52.670
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

20:53.750 --> 20:56.280
‫می‌خوام یه جوری جبران کنم.

20:56.280 --> 20:59.210
‫می‌خوام برات هدیه بگیرم.

20:59.210 --> 21:01.540
‫می‌خوام تو هم خوشحال باشی.

21:02.030 --> 21:08.550
‫چیز زیادی ندارم،
‫اما چیزی هست که بخوای؟

21:10.370 --> 21:13.050
‫در اون صورت، یه بوسه تشکر می‌خوام.

21:14.050 --> 21:15.060
‫چی؟

21:15.360 --> 21:17.810
‫روی لب، نه روی گونه.

21:18.300 --> 21:21.320
‫ا-اما من آماده نیستم.

21:21.920 --> 21:23.520
‫ببخشید که تحت فشار قرارت دادم.

21:23.520 --> 21:25.850
‫همین که خوشحالی کافیه، و دیگه هیچی نمی‌خوام.

21:28.360 --> 21:29.560
‫دوباره.

21:30.730 --> 21:37.710
‫ریا باهام خیلی خوب رفتار می‌کنه،
‫اما من فقط دارم بهش زحمت می‌دم.

21:38.440 --> 21:42.270
‫منم می‌خوام یه کاری برات انجام بدم.

21:46.310 --> 21:48.930
‫ممنونم، ریا.

21:52.730 --> 21:55.880
‫لب‌هات می‌تونن یه ذره بیشتر صبر کنن.

21:56.600 --> 21:58.130
‫بی‌صبرانه منتظرشم.

21:58.790 --> 22:03.990
‫هنوز باورم نمی‌شه که
‫بتونم کسی رو خوشحال کنم،

22:03.990 --> 22:10.060
‫مخصوصاً ریا که تازه باهاش آشنا شدم.

22:11.040 --> 22:13.530
‫و نمی‌دونم چرا،

22:14.030 --> 22:19.130
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

22:20.090 --> 22:22.790
‫اسم این حس چیه؟

22:22.810 --> 22:32.810
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:55.010 --> 24:00.090
‫قسمت بعد: توکو و نیانکیچی
