1
00:00:01,910 --> 00:00:04,150
‫تو عروس منی.

2
00:00:04,150 --> 00:00:06,930
‫باقی عمرت مال منه.

3
00:00:07,360 --> 00:00:08,500
‫ریا...

4
00:00:10,140 --> 00:00:12,920
‫می‌تونم حس کنم چقدر
‫نسبت به من احساسات شدیدی داره.

5
00:00:15,190 --> 00:00:18,240
‫اون می‌خواد تمام وجودم رو مال خودش کنه.

6
00:00:21,440 --> 00:00:26,440
‫چشم‌های قرمزش که از اشتیاق می‌درخشن،
‫من رو اسیر کردن و رها نمی‌کنن.

7
00:00:26,760 --> 00:00:31,070
‫می‌دونم چون تازه همدیگه رو دیدیم،
‫نمی‌تونی کاملاً بهم اعتماد کنی،

8
00:00:31,070 --> 00:00:33,950
‫اما من تو رو رها نمی‌کنم.

9
00:00:34,680 --> 00:00:37,950
‫حتی اگه بهم شک داری، کنارم بمون.

10
00:00:39,270 --> 00:00:44,450
‫اما اگه مثل یاماتو نظرت عوض بشه چی؟

11
00:00:45,050 --> 00:00:47,580
‫بهت قول می‌دم، نمی‌شه.

12
00:00:47,580 --> 00:00:50,460
‫من مثل پدر و مادرت یا اون پسری
‫ که تو رو دور انداخت، نیستم.

13
00:00:50,780 --> 00:00:53,860
‫همین که قبلاً با کسی بودی هم
‫به اندازه کافی آزاردهنده‌ست.

14
00:00:53,860 --> 00:00:56,650
‫مقایسه شدن با اون آدم پست، توهینه.

15
00:00:56,960 --> 00:01:00,900
‫به نظر عصبانی نمیاد.
‫بیشتر شبیه اینه که قهر کرده.

16
00:01:00,900 --> 00:01:03,980
‫اگه هر وقت احساس نگرانی کردی، بهم بگو.

17
00:01:06,470 --> 00:01:12,480
‫اون‌قدر نگرانی‌هات رو برطرف می‌کنم
‫تا بالاخره بهم اعتماد کنی.

18
00:01:12,910 --> 00:01:14,070
‫ریا...

19
00:01:14,480 --> 00:01:18,140
‫اگه دنبال کاری، توی کارهای من کمکم کن.

20
00:01:18,140 --> 00:01:19,350
‫کارهای تو؟

21
00:01:19,350 --> 00:01:20,100
‫آره.

22
00:01:20,460 --> 00:01:24,990
‫اگه هزینه‌های مدرسه‌ات رو خودت بدی،
‫حس بهتری پیدا نمی‌کنی؟

23
00:01:25,380 --> 00:01:28,360
‫اون داره به احساساتم توجه می‌کنه.

24
00:01:29,090 --> 00:01:31,000
‫آره. ممنونم، ریا.

25
00:01:34,010 --> 00:01:37,910
‫یعنی یه روزی می‌تونم بی‌قید و شرط بهش
‫اعتماد کنم؟

26
00:01:37,910 --> 00:01:44,500
‫می‌تونم کاملاً اعتماد کنم و
‫غرق در عشقی بشم که بهم هدیه می‌ده؟

27
00:01:45,310 --> 00:01:47,620
‫امیدوارم یه روزی بتونم.

28
00:01:47,640 --> 00:01:56,640
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

29
00:01:57,490 --> 00:02:00,410
‫عروس اُنی

30
00:03:20,110 --> 00:03:25,490
‫قسمت پنجم:
‫رقیب من یه منشی کاربلده

31
00:03:23,830 --> 00:03:25,850
‫یوزو-ساما، مراقب خودتون باشین.

32
00:03:25,850 --> 00:03:26,780
‫حتماً.

33
00:03:27,140 --> 00:03:28,280
‫یوزو.

34
00:03:29,140 --> 00:03:30,300
‫ریا.

35
00:03:30,980 --> 00:03:33,290
‫بعد از مدرسه می‌گم یکی بیاد دنبالت.

36
00:03:33,290 --> 00:03:34,300
‫باشه.

37
00:03:36,070 --> 00:03:39,970
‫لازمه که برای مدرسه رفتن هم با ماشین برم؟

38
00:03:39,970 --> 00:03:41,370
‫معلومه که آره.

39
00:03:42,750 --> 00:03:45,700
‫ریا-ساما، وقتش رسیده.

40
00:03:45,700 --> 00:03:47,130
‫شما هم همین‌طور، بانو.

41
00:03:47,430 --> 00:03:48,840
‫بـ-باشه.

42
00:03:51,230 --> 00:03:56,500
‫یعنی تاکامیچی-سان از من خوشش نمیاد؟

43
00:04:02,410 --> 00:04:05,090
‫نمی‌تونم به اینکه همه جا با ماشین
‫من رو ببرن عادت کنم،

44
00:04:05,090 --> 00:04:09,920
‫اما نیانکیچی-کون در مورد خطرات
‫عروس بودن بهم هشدار داده بود.

45
00:04:09,920 --> 00:04:12,420
‫به هر حال، خیلی عالی بود.

46
00:04:12,780 --> 00:04:14,300
‫اوه، اون یوزوئه.

47
00:04:14,300 --> 00:04:16,210
‫سلام، یوزو.

48
00:04:16,450 --> 00:04:18,980
‫چند روزی بود سر کلاس نیومده بودم.

49
00:04:18,980 --> 00:04:23,310
‫همه چیز همونطوریه که بود،
‫اما دلم خیلی برای اینجا تنگ شده بود.

50
00:04:25,010 --> 00:04:27,100
‫درگیر یه سری مسائل خانوادگی بودم.

51
00:04:27,720 --> 00:04:29,520
‫عه، این‌طوریاست؟

52
00:04:29,520 --> 00:04:33,300
‫تنها چیزی که به شدت تغییر کرده، خودمم.

53
00:04:34,610 --> 00:04:35,720
‫صبح بخیر.

54
00:04:36,820 --> 00:04:39,920
‫صبح بخیر، توکو و نیانکیچی-کون.

55
00:04:39,920 --> 00:04:40,730
‫سلام.

56
00:04:45,270 --> 00:04:51,620
‫همکلاسی‌هامون جلوی اونا کوتاه میان،
‫اما نه به شکل بدی.

57
00:04:52,190 --> 00:04:55,180
‫همه به نیانکیچی-کون آیاکاشی باوقار
‫و توکو، عروسی که غرقِ

58
00:04:55,180 --> 00:04:59,440
‫در عشقشه، احترام می‌ذارن.

59
00:04:59,440 --> 00:05:01,700
‫نمی‌تونن راحت باهاشون حرف بزنن.

60
00:05:02,220 --> 00:05:06,310
‫حالا که اومدی مدرسه، یعنی
‫مشکلاتتون حل شد؟

61
00:05:06,310 --> 00:05:10,720
‫آره. قراره برای ریا کار کنم.

62
00:05:10,720 --> 00:05:14,700
‫ظاهراً خودش بوده که زنگ زده
‫و از طرف من استعفا داده.

63
00:05:14,700 --> 00:05:15,720
‫اوه خدای من.

64
00:05:16,090 --> 00:05:19,310
‫خب، آیاکاشی‌ها می‌تونن حسود باشن. مگه نه؟

65
00:05:20,510 --> 00:05:24,240
‫از اینکه اجازه می‌ده کار کنم، ممنونم.

66
00:05:24,240 --> 00:05:30,120
‫تعجب کردم ریا-ساما اجازه داده
‫عروسش کار کنه.

67
00:05:30,120 --> 00:05:32,730
‫احتمالاً می‌خواد زمان بیشتری
‫با یوزو بگذرونه.

68
00:05:32,730 --> 00:05:37,750
‫هی، چیزه...
‫گفتی عروسی؟

69
00:05:37,750 --> 00:05:39,240
‫چیز، در واقع...

70
00:05:39,240 --> 00:05:43,000
‫یوزو انتخاب شده تا عروس یه اُنی بشه.

71
00:05:43,000 --> 00:05:45,510
‫توکو! چرا اینو گفتی؟

72
00:05:45,510 --> 00:05:46,870
‫نباید می‌گفتم؟

73
00:05:47,160 --> 00:05:49,130
‫راسته، یوزو؟

74
00:05:49,510 --> 00:05:51,770
‫امکان نداره! یه اُنی؟

75
00:05:51,770 --> 00:05:53,660
‫خوش‌تیپه؟ آره؟

76
00:05:52,360 --> 00:05:54,630
‫عالیه! خوش به حالت!

77
00:05:54,630 --> 00:05:57,480
‫خب؟ عکسی ازش داری؟

78
00:05:57,480 --> 00:05:58,650
‫نـ-نه هنوز.

79
00:05:58,850 --> 00:06:00,650
‫من دارم.

80
00:06:00,650 --> 00:06:02,200
‫چطور انقدر خوش‌تیپه؟

81
00:06:02,200 --> 00:06:03,890
‫اصلاً واقعیه؟

82
00:06:03,890 --> 00:06:04,940
‫خیلی جذابه!

83
00:06:04,940 --> 00:06:06,650
‫چطور عروسش شدی؟

84
00:06:06,970 --> 00:06:09,520
‫چرا اون رو داری؟

85
00:06:09,520 --> 00:06:11,920
‫دیروز وقتی داشت می‌رفت، ازش گرفتم.

86
00:06:11,920 --> 00:06:15,730
‫اون با کمال میل در ازای یه عکس از یوزو،
‫اجازه داد ازش عکس بگیرم.

87
00:06:15,730 --> 00:06:18,160
‫کی این معامله رو کردی؟

88
00:06:18,560 --> 00:06:22,030
‫کلاس شروع شد! بشینین سر جاهاتون!

89
00:06:27,640 --> 00:06:29,670
‫محافظ‌های کوچولو؟ کی اومدین اینجا؟

90
00:06:33,630 --> 00:06:35,400
‫اونا چی هستن؟

91
00:06:36,170 --> 00:06:37,640
‫خیلی نازن!

92
00:06:37,990 --> 00:06:40,240
‫فکر کردم تو خونه گذاشتمتون.

93
00:06:40,240 --> 00:06:41,390
‫هــــوی!

94
00:06:41,660 --> 00:06:43,740
‫آوردن حیوون خونگی به مدرسه ممنوعه!

95
00:06:43,740 --> 00:06:46,080
‫ام... اونا حیوون خونگی نیستن.

96
00:06:52,180 --> 00:06:55,960
‫خب، حالا که اومدن، کار زیادی
‫از دستمون برنمیاد.

97
00:06:55,960 --> 00:06:57,480
‫فقط سعی کنین آروم باشین.

98
00:06:58,280 --> 00:06:59,240
‫چی؟

99
00:06:59,790 --> 00:07:01,370
‫بریم سراغ درس.

100
00:07:01,910 --> 00:07:07,250
‫حتی معلممون هم در برابر
‫ناز بودنشون بی‌دفاعه.

101
00:07:08,400 --> 00:07:10,580
‫خـ-خیلی خسته‌ام.

102
00:07:10,580 --> 00:07:15,010
‫بازجویی شدن تو هر زنگ تفریح
‫باید سخت بوده باشه.

103
00:07:15,010 --> 00:07:17,090
‫و این داستان دقیقاً تقصیر کیه؟

104
00:07:17,090 --> 00:07:21,390
‫خیلی خب، بیا با خوردن ناهار انرژی بگیریم.

105
00:07:21,390 --> 00:07:22,090
‫باشه.

106
00:07:23,600 --> 00:07:26,300
‫چه ناهار مجللی.

107
00:07:26,300 --> 00:07:29,610
‫سرآشپز اختصاصی عمارت
‫برام درستش کرده.

108
00:07:33,310 --> 00:07:34,810
‫خیلی خوشمزه‌ست!

109
00:07:35,430 --> 00:07:38,370
‫خاندان کیریوین باهات خوب رفتار می‌کنن؟

110
00:07:38,370 --> 00:07:41,200
‫آره، همه باهام مهربونن.

111
00:07:41,200 --> 00:07:43,480
‫خوشحالم که می‌شنوم.

112
00:07:43,480 --> 00:07:48,130
‫نگران بودم چون... می‌دونی،
‫ارباب جوان از قبل نامزد داره.

113
00:07:48,130 --> 00:07:48,620
‫چی؟

114
00:07:49,280 --> 00:07:52,320
‫زیباییش ماوراییه و
‫علاوه بر اون، خیلی هم باهوشه.

115
00:07:52,320 --> 00:07:56,720
‫کیاما ساکوراکو بین اُنی‌های دیگه هم
‫خیلی محبوبه.

116
00:07:56,720 --> 00:07:58,140
‫اون دختره نامزد شده؟

117
00:07:59,140 --> 00:08:00,560
‫با ریا؟

118
00:08:00,560 --> 00:08:03,720
‫آره. صبر کن، نمی‌دونستی؟

119
00:08:06,000 --> 00:08:08,100
‫ریا نامزد داره؟

120
00:08:08,100 --> 00:08:12,220
‫هیچ‌کس چیزی بهم نگفته بود.
‫پس من این وسط چی‌ام؟

121
00:08:13,020 --> 00:08:15,180
‫مدام بهم می‌گن عروسش،

122
00:08:15,180 --> 00:08:18,440
‫اما اگه اون از قبل نامزد داره،
‫پس چرا منو می‌خواد؟

123
00:08:20,590 --> 00:08:25,350
‫توکو، داری با این حرفت
‫تصور اشتباهی بهش می‌دی.

124
00:08:25,350 --> 00:08:26,370
‫ببخشید.

125
00:08:26,370 --> 00:08:27,850
‫چه تصور اشتباهی؟

126
00:08:29,040 --> 00:08:32,890
‫اول اینکه، آیاکاشی‌ها معمولاً
‫فقط با آیاکاشی‌های دیگه ازدواج می‌کنن.

127
00:08:32,890 --> 00:08:34,040
‫این رو که می‌دونی، مگه نه؟

128
00:08:34,040 --> 00:08:35,080
‫آره.

129
00:08:35,340 --> 00:08:40,090
‫شریک زندگی رئیس بعدی خاندان
‫توسط یه کمیته انتخاب می‌شه.

130
00:08:40,580 --> 00:08:45,890
‫خانواده ریا-ساما، کیاما ساکوراکو-ساما رو
‫به عنوان نامزدش انتخاب کردن.

131
00:08:46,460 --> 00:08:51,110
‫اونا انتخابش کردن چون از بزرگ‌ترین
‫خاندان فرعیه،

132
00:08:51,110 --> 00:08:54,710
‫و قدرت اهریمنیش بین دخترای هم‌سنش
‫از همه قوی‌تره.

133
00:08:55,430 --> 00:08:59,880
‫اما وقتی یه عروس پیدا بشه،
‫اون اولویت پیدا می‌کنه.

134
00:08:59,880 --> 00:09:00,710
‫واقعاً؟

135
00:09:00,960 --> 00:09:03,600
‫منم قبلاً نامزد داشتم،

136
00:09:03,600 --> 00:09:07,260
‫اما وقتی توکو پیدا شد،
‫نامزدیمون بهم خورد.

137
00:09:07,960 --> 00:09:12,450
‫من دارم جای کسی مثل اون رو
‫می‌گیرم تا نامزدش بشم؟

138
00:09:13,300 --> 00:09:15,710
‫ریا هیچی بهم نمی‌گه.

139
00:09:15,710 --> 00:09:18,600
‫دیروز دوباره به خاندان اصلی
‫احضار شده بود.

140
00:09:18,600 --> 00:09:22,080
‫فقط منم که نمی‌فهمم عروس بودن یعنی چی.

141
00:09:22,930 --> 00:09:27,170
‫نیانکیچی-کون، عروس‌ها فقط زن هستن؟

142
00:09:27,170 --> 00:09:29,930
‫مردهای انسانی هم انتخاب می‌شن؟

143
00:09:29,930 --> 00:09:32,070
‫درستش اینه که...

144
00:09:32,070 --> 00:09:36,450
‫آیاکاشی‌های زن استانداردهای سخت‌گیرانه‌تری
‫نسبت به مردها دارن.

145
00:09:36,450 --> 00:09:39,070
‫اونا به قدرت اهریمنی و ثروت اهمیت می‌دن.

146
00:09:39,070 --> 00:09:42,070
‫مردهای انسانی بدون قدرت اهریمنی،
‫اصلاً به چشمشون نمیان.

147
00:09:42,070 --> 00:09:43,810
‫خیلی سخت‌گیرن.

148
00:09:43,810 --> 00:09:47,330
‫هنوز خیلی چیزا هست که درباره عروس‌ها نمی‌دونیم.

149
00:09:47,560 --> 00:09:49,050
‫چطور می‌تونن وقتی خودشون هیچ
‫قدرت اهریمنی ندارن

150
00:09:49,060 --> 00:09:51,090
‫آیاکاشی‌های قدرتمند به دنیا بیارن؟

151
00:09:51,090 --> 00:09:54,280
‫چطور قدرت اهریمنی شریکشون رو
‫افزایش می‌دن؟

152
00:09:54,280 --> 00:09:58,530
‫آیاکاشی‌ها چطور با یه نگاه می‌فهمن
‫عروسشون کیه؟

153
00:09:59,630 --> 00:10:04,870
‫اگه خود آیاکاشی‌ها هم نمی‌دونن،
‫من چطور باید بدونم؟

154
00:10:05,330 --> 00:10:09,070
‫ما فقط می‌دونیم که عروس‌ها این‌طورین.

155
00:10:09,390 --> 00:10:11,150
‫هیچ‌کس واقعاً دلیلش رو نمی‌دونه.

156
00:10:15,370 --> 00:10:17,910
‫کاش می‌دونستم.

157
00:10:18,130 --> 00:10:21,390
‫اون‌وقت دیگه این‌قدر نگران نبودم.

158
00:10:21,390 --> 00:10:25,660
‫اون‌وقت شاید می‌تونستم با اعتماد به نفس
‫به خودم بگم «عروس ریا».

159
00:10:26,590 --> 00:10:31,170
‫راستش رو بخوای، من حتی عشق و
‫عاشقی رو هم درست نمی‌فهمم.

160
00:10:31,540 --> 00:10:36,290
‫فقط با یاماتو دوست شدم چون
‫خوشحال بودم کسی ازم خوشش اومده

161
00:10:36,290 --> 00:10:38,540
‫و از اینکه بهم پیشنهاد داد هیجان‌زده بودم.

162
00:10:39,510 --> 00:10:43,260
‫وقتی این‌طوری بهش فکر می‌کنم،
‫منم خیلی صادق نبودم.

163
00:10:43,880 --> 00:10:50,310
‫همیشه آرزو داشتم کسی دوستم داشته باشه،
‫بعد ریا رو دیدم.

164
00:10:50,950 --> 00:10:54,050
‫باید خودم رو به عشق ریا بسپارم.

165
00:10:54,050 --> 00:10:56,170
‫بخشی از وجودم این رو بهم می‌گه.

166
00:10:57,140 --> 00:11:01,150
‫اما در حالت ایده‌آل، دلم می‌خواد منم عاشقش باشم.

167
00:11:06,970 --> 00:11:07,910
‫ممنونم.

168
00:11:08,540 --> 00:11:11,220
‫خب، اینم از این.

169
00:11:11,800 --> 00:11:13,290
‫باید سخت تلاش کنم.

170
00:11:13,290 --> 00:11:16,480
‫دارم برای وقتی که
‫وارد دنیای کار بشم، تمرین می‌کنم.

171
00:11:23,900 --> 00:11:28,800
‫ریا به عنوان رئیس گروه بزرگ کیریوین،
‫خیلی سرش شلوغه.

172
00:11:28,800 --> 00:11:33,560
‫اون همیشه با من مهربونه، اما با
‫کارمنداش سرد و سخت‌گیرانه رفتار می‌کنه.

173
00:11:33,810 --> 00:11:38,280
‫ریا-ساما، برای شام با یکی از
‫مقامات عالی‌رتبه دعوت شدین.

174
00:11:38,280 --> 00:11:39,560
‫ردش کن.

175
00:11:40,270 --> 00:11:43,100
‫این اصلاً خوب نیست.

176
00:11:46,070 --> 00:11:47,690
‫مهم‌تر از اون، تاکامیچی...

177
00:11:47,690 --> 00:11:48,900
‫دنبال این می‌گردین؟

178
00:11:51,880 --> 00:11:54,710
‫ریا، چرا یه کم استراحت نمی‌کنی؟

179
00:11:54,710 --> 00:11:56,200
‫حتماً.

180
00:12:06,230 --> 00:12:07,590
‫یوزو-ساما.

181
00:12:08,050 --> 00:12:10,590
‫یه لحظه وقت دارین؟
‫می‌خوام درباره یه موضوعی باهاتون حرف بزنم.

182
00:12:10,590 --> 00:12:11,430
‫چی؟

183
00:12:11,430 --> 00:12:13,610
‫نکنه جایی سوتی دادم؟

184
00:12:13,860 --> 00:12:17,540
‫یه کاری براتون دارم.

185
00:12:17,540 --> 00:12:19,160
‫چه کاری؟

186
00:12:19,160 --> 00:12:22,110
‫می‌خوام وقتی ریا-ساما استراحت می‌کنه،
‫شما هم کنارش باشین.

187
00:12:22,110 --> 00:12:23,360
‫چی؟

188
00:12:23,360 --> 00:12:27,760
‫ریا-ساما اگه به حال خودش رها بشه،
‫هیچ‌وقت دست از کار نمی‌کشه.

189
00:12:27,760 --> 00:12:32,160
‫بارها ازش خواستم مراقب خودش باشه،

190
00:12:32,160 --> 00:12:34,740
‫اما گوش نمی‌ده.

191
00:12:35,190 --> 00:12:39,940
‫اما به نظر می‌رسه با حرف شما استراحت می‌کنه.

192
00:12:41,220 --> 00:12:44,840
‫برای همینه که زیر نظرم داشت؟

193
00:12:45,320 --> 00:12:47,360
‫متوجه شدم.

194
00:12:51,320 --> 00:12:55,260
‫سه ساعته که حتی یه لحظه هم
‫استراحت نکرده. وقتشه.

195
00:12:56,470 --> 00:12:58,690
‫ریا، برات چای بیارم؟

196
00:12:58,690 --> 00:12:59,530
‫باشه.

197
00:13:01,060 --> 00:13:02,160
‫بفرمایید.

198
00:13:02,400 --> 00:13:05,040
‫چه به موقع، تاکامیچی-سان.

199
00:13:05,040 --> 00:13:07,140
‫از لطفتون ممنونم.

200
00:13:08,860 --> 00:13:13,410
‫تاکامیچی-سان قبل از اینکه من
‫بخوام چای درست کنم، میاره.

201
00:13:14,320 --> 00:13:17,060
‫آینده رو پیش‌بینی می‌کنه؟

202
00:13:23,500 --> 00:13:27,520
‫ناهارش رو به خاطر طولانی شدن
‫جلسه‌اش از دست داد.

203
00:13:27,520 --> 00:13:28,670
‫باید برم چیزی براش بخرم.

204
00:13:29,920 --> 00:13:31,310
‫ببخشید.

205
00:13:31,670 --> 00:13:34,070
‫بفرمایید، یوزو-ساما.

206
00:13:34,070 --> 00:13:35,750
‫ممنونم.

207
00:13:35,750 --> 00:13:38,940
‫ریا، باید یه چیزی بخوری.

208
00:13:40,870 --> 00:13:43,430
‫یه چیزی آوردم که بتونی
‫با یه دست بخوری.

209
00:13:43,750 --> 00:13:45,920
‫اون موضوع به کجا رسید؟

210
00:13:45,920 --> 00:13:48,450
‫منظورتون برند جدید در حال توسعه‌ست؟

211
00:13:48,820 --> 00:13:50,200
‫درباره اون...

212
00:13:52,450 --> 00:13:53,840
‫تاکامیچی.

213
00:13:53,840 --> 00:13:55,110
‫در خدمتم.

214
00:13:56,220 --> 00:13:59,700
‫وقتی ریا «اون» رو می‌خواد،
‫تاکامیچی-سان همون رو بهش می‌ده.

215
00:13:59,700 --> 00:14:02,700
‫وقتی می‌گه «تاکامیچی»،
‫اون می‌فهمه چی می‌خواد و انجامش می‌ده.

216
00:14:03,220 --> 00:14:07,480
‫انگار یه زوج پیرن.

217
00:14:07,960 --> 00:14:11,720
‫من اصلاً نمی‌تونم این کار رو بکنم.

218
00:14:11,720 --> 00:14:15,260
‫ریا معمولاً نسبت به بقیه بی‌تفاوته،

219
00:14:15,260 --> 00:14:17,680
‫اما رفتارش با تاکامیچی-سان یه کم فرق داره.

220
00:14:17,980 --> 00:14:21,130
‫اونا چیزی فراتر از رئیس و منشی‌ان.

221
00:14:21,130 --> 00:14:25,080
‫اعتمادشون خیلی عمیق‌تر از این حرفاست.

222
00:14:26,570 --> 00:14:30,480
‫دلم می‌خواد برای ریا،
‫به اندازه تاکامیچی-سان مفید باشم.

223
00:14:32,540 --> 00:14:34,670
‫به کار عادت کردین؟

224
00:14:34,670 --> 00:14:39,550
‫بله. هم شما و هم ریا
‫معلم‌های فوق‌العاده‌ای بودین.

225
00:14:39,550 --> 00:14:40,740
‫از شنیدنش خوشحالم.

226
00:14:41,430 --> 00:14:46,260
‫جو اینجا همیشه خوبه،
‫و هر دوشون هوام رو دارن.

227
00:14:46,550 --> 00:14:51,110
‫ریا-ساما بالاخره به لطف شما استراحت می‌کنه.

228
00:14:51,110 --> 00:14:55,170
‫و همه تو شرکت می‌گن که
‫رفتارش هم ملایم‌تر شده.

229
00:14:55,630 --> 00:15:01,480
‫من کاری نکردم.
‫فقط باهاش استراحت می‌کنم.

230
00:15:04,080 --> 00:15:05,030
‫می‌گم...

231
00:15:07,260 --> 00:15:10,780
‫برای یه عروس بده که کار کنه؟

232
00:15:12,360 --> 00:15:15,020
‫بله. من باهاش مخالفم.

233
00:15:16,100 --> 00:15:20,820
‫معمولاً از عروس‌ها مراقبت می‌شه
‫و اجازه کار ندارن.

234
00:15:21,330 --> 00:15:27,000
‫خاندان‌های دیگه ممکنه مسخره‌مون کنن
‫که توانایی مراقبت از عروسمون رو نداریم.

235
00:15:28,800 --> 00:15:30,800
‫بهتره حواست باشه چی از دهنت درمیاد.

236
00:15:31,230 --> 00:15:32,820
‫عذر می‌خوام.

237
00:15:33,320 --> 00:15:35,040
‫ریا...

238
00:15:35,040 --> 00:15:39,120
‫مردم می‌گن من مجبورت کردم پیشم بمونی.

239
00:15:39,120 --> 00:15:41,820
‫برات دردسر درست نکردم؟

240
00:15:41,820 --> 00:15:45,260
‫تا وقتی پیش منی مشکلی نیست.

241
00:15:45,930 --> 00:15:48,020
‫لازم نیست نگرانش باشی.

242
00:15:48,020 --> 00:15:51,560
‫خیلی لوسم می‌کنی، ریا.

243
00:15:51,560 --> 00:15:54,530
‫این امتیازیه که بهم داده شده.

244
00:15:54,990 --> 00:15:56,660
‫نمی‌ذارم کس دیگه‌ای این کار رو بکنه.

245
00:16:00,690 --> 00:16:05,730
‫نگرانی‌های زیادی دارم،
‫اما فعلاً به ریا اعتماد می‌کنم.

246
00:16:06,860 --> 00:16:11,460
‫اه، راستی. ریا، می‌تونم هفته بعد
‫برم پیش پدربزرگ و مادربزرگم؟

247
00:16:11,460 --> 00:16:12,890
‫خب...

248
00:16:12,890 --> 00:16:15,030
‫یوزو، راه درست درخواست کردن چیه؟

249
00:16:15,430 --> 00:16:16,210
‫درخواست؟

250
00:16:16,500 --> 00:16:18,110
‫اه، درسته!

251
00:16:18,510 --> 00:16:20,910
‫اما تاکامیچی-سان اینجاست.

252
00:16:20,910 --> 00:16:21,950
‫نه، نیست.

253
00:16:22,210 --> 00:16:23,170
‫چی؟

254
00:16:23,720 --> 00:16:25,230
‫از کی؟

255
00:16:25,490 --> 00:16:30,230
‫قرار من و ریا اینه که
‫هر وقت چیزی بخوام، باید ببوسمش.

256
00:16:30,230 --> 00:16:33,660
‫طبیعتاً، این کاملاً ایده‌ی خودش بود.

257
00:16:38,720 --> 00:16:40,500
‫مـ-من نمی‌تونم.

258
00:16:48,050 --> 00:16:53,680
‫از روزی که کیریوین ریا-ساما رو دیدم،
‫زندگیم عوض شد.

259
00:16:59,030 --> 00:17:01,010
‫کیریوین ریا؟

260
00:17:01,470 --> 00:17:06,050
‫چرا باید به پسری خدمت کنم
‫که تازه مدرسه رو شروع کرده؟

261
00:17:06,050 --> 00:17:07,920
‫خودت هم هنوز بچه‌ای.

262
00:17:08,810 --> 00:17:12,510
‫تازه، خدمت به رئیس آینده خاندان یه افتخاره.

263
00:17:13,130 --> 00:17:16,540
‫چند باری رئیس خاندان کیریوین رو دیدم.

264
00:17:17,310 --> 00:17:22,280
‫راستش، انتظار زیادی از پسر
‫اون مرد ضعیف ندارم.

265
00:17:37,850 --> 00:17:39,040
‫تاکامیچی؟

266
00:17:43,280 --> 00:17:45,350
‫من کیریوین ریا هستم.

267
00:17:46,360 --> 00:17:50,350
‫چشم‌های سرخ‌رنگش زیباست.

268
00:17:51,220 --> 00:17:53,920
‫حضورش حس سنگینی می‌ده و بالغ به نظر میاد.

269
00:17:53,920 --> 00:17:56,830
‫تمام بدنش توی هاله‌ای از
‫انرژی اهریمنی قدرتمند غرق شده.

270
00:17:56,830 --> 00:17:59,360
‫اون ابهت یه پادشاه رو داره.

271
00:17:59,820 --> 00:18:01,950
‫از دیدنت خوشبختم.

272
00:18:06,800 --> 00:18:10,510
‫این اربابیه که بهش خدمت می‌کنم!

273
00:18:11,810 --> 00:18:15,110
‫من آراکی تاکامیچی هستم، ریا-ساما.

274
00:18:39,180 --> 00:18:40,950
‫خیلی دیر شده.

275
00:18:45,850 --> 00:18:47,920
‫خوش اومدی، ریا.

276
00:18:50,240 --> 00:18:52,170
‫من اومدم خونه‌، یوزو.

277
00:18:57,590 --> 00:19:02,190
‫اینا برای توئه یوزو. واسه همین دیر کردم.

278
00:19:02,190 --> 00:19:04,250
‫چه زیاد...

279
00:19:04,950 --> 00:19:06,690
‫با این یکی شروع کن.

280
00:19:07,850 --> 00:19:09,270
‫چه بامزه‌ست.

281
00:19:11,380 --> 00:19:12,790
‫یه نامه؟

282
00:19:15,010 --> 00:19:18,350
‫یوزو، اولین تولدت مبارک.

283
00:19:18,350 --> 00:19:22,570
‫خیلی خوشحالم که به دنیا اومدی.

284
00:19:22,570 --> 00:19:23,540
‫از طرف، ریا.

285
00:19:24,650 --> 00:19:26,020
‫این چیه؟

286
00:19:30,040 --> 00:19:31,810
‫یوزوی دو ساله عزیز.

287
00:19:31,810 --> 00:19:34,430
‫شرط می‌بندم الان دیگه خوب حرف می‌زنی.

288
00:19:37,190 --> 00:19:39,050
‫یوزوی سه ساله عزیز.

289
00:19:39,050 --> 00:19:40,960
‫هنوز هم لجبازی می‌کنی؟

290
00:19:42,050 --> 00:19:43,670
‫یوزوی شش ساله عزیز.

291
00:19:43,670 --> 00:19:45,510
‫بالاخره داری مدرسه رو شروع می‌کنی.

292
00:19:45,510 --> 00:19:49,520
‫می‌دونم چون مهربونی،
‫خیلی زود دوستای زیادی پیدا می‌کنی.

293
00:19:50,090 --> 00:19:51,850
‫یوزوی ده ساله عزیز.

294
00:19:51,850 --> 00:19:54,080
‫داری کم‌کم بزرگ می‌شی؟

295
00:19:54,530 --> 00:19:56,270
‫یوزوی سیزده ساله عزیز.

296
00:19:56,630 --> 00:19:58,610
‫حالا دیگه راهنمایی هستی.

297
00:19:58,610 --> 00:20:01,350
‫باید با یونیفرمت خیلی بامزه شده باشی.

298
00:20:02,590 --> 00:20:04,530
‫یوزوی شانزده ساله عزیز.

299
00:20:04,530 --> 00:20:06,300
‫ورودت به دبیرستان مبارک.

300
00:20:06,730 --> 00:20:09,790
‫امیدوارم تا فارغ‌التحصیلی همیشه سلامت باشی.

301
00:20:10,540 --> 00:20:12,270
‫یوزوی هفده ساله عزیز.

302
00:20:12,840 --> 00:20:15,800
‫یه عطر مخصوص برات درست کردم.

303
00:20:15,800 --> 00:20:17,280
‫به‌زودی می‌بینمت.

304
00:20:17,280 --> 00:20:21,100
‫اینا هدیه‌های هفده سال تولدم هستن؟

305
00:20:21,100 --> 00:20:27,260
‫ریا همه‌شون رو برام خریده؟

306
00:20:28,800 --> 00:20:32,950
‫خانواده‌ام هیچ‌وقت تولدم رو جشن نگرفتن.

307
00:20:33,410 --> 00:20:36,050
‫برای همین، همیشه احساس تنهایی می‌کردم.

308
00:20:37,750 --> 00:20:40,410
‫اینم برای تو، حالا که هجده ساله شدی.

309
00:20:42,040 --> 00:20:45,480
‫متاسفم که زودتر پیدات نکردم.

310
00:20:49,460 --> 00:20:52,670
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

311
00:20:53,750 --> 00:20:56,280
‫می‌خوام یه جوری جبران کنم.

312
00:20:56,280 --> 00:20:59,210
‫می‌خوام برات هدیه بگیرم.

313
00:20:59,210 --> 00:21:01,540
‫می‌خوام تو هم خوشحال باشی.

314
00:21:02,030 --> 00:21:08,550
‫چیز زیادی ندارم،
‫اما چیزی هست که بخوای؟

315
00:21:10,370 --> 00:21:13,050
‫در اون صورت، یه بوسه تشکر می‌خوام.

316
00:21:14,050 --> 00:21:15,060
‫چی؟

317
00:21:15,360 --> 00:21:17,810
‫روی لب، نه روی گونه.

318
00:21:18,300 --> 00:21:21,320
‫ا-اما من آماده نیستم.

319
00:21:21,920 --> 00:21:23,520
‫ببخشید که تحت فشار قرارت دادم.

320
00:21:23,520 --> 00:21:25,850
‫همین که خوشحالی کافیه، و دیگه هیچی نمی‌خوام.

321
00:21:28,360 --> 00:21:29,560
‫دوباره.

322
00:21:30,730 --> 00:21:37,710
‫ریا باهام خیلی خوب رفتار می‌کنه،
‫اما من فقط دارم بهش زحمت می‌دم.

323
00:21:38,440 --> 00:21:42,270
‫منم می‌خوام یه کاری برات انجام بدم.

324
00:21:46,310 --> 00:21:48,930
‫ممنونم، ریا.

325
00:21:52,730 --> 00:21:55,880
‫لب‌هات می‌تونن یه ذره بیشتر صبر کنن.

326
00:21:56,600 --> 00:21:58,130
‫بی‌صبرانه منتظرشم.

327
00:21:58,790 --> 00:22:03,990
‫هنوز باورم نمی‌شه که
‫بتونم کسی رو خوشحال کنم،

328
00:22:03,990 --> 00:22:10,060
‫مخصوصاً ریا که تازه باهاش آشنا شدم.

329
00:22:11,040 --> 00:22:13,530
‫و نمی‌دونم چرا،

330
00:22:14,030 --> 00:22:19,130
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

331
00:22:20,090 --> 00:22:22,790
‫اسم این حس چیه؟

332
00:22:22,810 --> 00:22:32,810
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

333
00:23:55,010 --> 00:24:00,090
‫قسمت بعد: توکو و نیانکیچی
