1
00:00:03,104 --> 00:00:07,662
سَن دِسيدرا ، کاليفرنيا

2
00:00:16,817 --> 00:00:18,479
کدوم گوريه ، " استيس " ؟

3
00:00:19,182 --> 00:00:20,891
نگران نباشيد ، آقاي
. لينچ " . مطمئنم بزودي ميرسن "

4
00:00:20,892 --> 00:00:22,899
. آره ، خُب ، مسخره بازي شده

5
00:00:22,900 --> 00:00:25,252
. اون تا 5 دقيقه ديگه بايد سخنراني کنه

6
00:00:30,345 --> 00:00:31,560
. حل شد ، آقاي لينچ . اومدِش

7
00:00:31,561 --> 00:00:32,729
باشه ، آماده اَش کن که شروع کنه

8
00:00:32,532 --> 00:00:34,643
. و من به همه ميگم که داره مياد -
. باشه

9
00:00:38,653 --> 00:00:41,998
آقاي " براوا " ، متاسفانه
. بايد بگم که بايد عجله کنيم

10
00:00:42,462 --> 00:00:44,642
آقاي براوا ، هيچ کُپي از متنِ سخنرانيتون

11
00:00:44,643 --> 00:00:46,285
منتشر نشده .چرا اين همه مخفي کاري ؟

12
00:00:46,286 --> 00:00:47,527
، خُب ، بيايد ببنيد چي ميگم
. و بعدش اطلاع پيدا ميکنيد

13
00:00:47,528 --> 00:00:51,367
مي تونيد بگيد در موردِ
چي ميخوايد حرف بزنيد ؟

14
00:00:51,735 --> 00:00:54,171
. لُپِ کلامُ ميخوايد ؟ باشه

15
00:00:54,172 --> 00:00:57,390
انسانهايي که قاچاقِ انسان ميکنن مثلِ
. سوسک هايي هستن که تو تاريکي قايم شدن

16
00:00:57,685 --> 00:00:59,418
. بايد اونها رو در معرض نور قرار داد

17
00:00:59,419 --> 00:01:00,748
منظورتون از در معرض قرار دادن چيه ؟

18
00:01:00,749 --> 00:01:01,887
ميشه اسمشونُ بگيد ؟

19
00:01:01,914 --> 00:01:04,810
: نوشته موبايل
( " جلوي درِ ورودي خدمتکارا ميبينمت ، " کارمِن )

20
00:01:05,543 --> 00:01:07,051
. اينجا منتظر باشيد -
. آقاي براوا -

21
00:01:07,085 --> 00:01:08,786
. الان برميگردم -
! آقاي براوا -

22
00:01:09,404 --> 00:01:12,910
ايشون " هکتور براوا " سخنرانِ
. آغازينِ کنفرانسِ جهاني انساني بودن

23
00:01:38,758 --> 00:01:40,679
آقاي براوا ؟

24
00:01:41,578 --> 00:01:44,140
... ما واقعاً بايد

25
00:01:49,019 --> 00:01:51,771
! کمکم کنيد ! يه نفر ، خواهش ميکنم

26
00:01:54,742 --> 00:01:56,655
... " اندي بِرن سايد "
. کلانترِ شهرستانِ کين

27
00:01:56,656 --> 00:01:59,398
مامور ترسا ليسبون . ايشونم
. پاتريک جين ، مشاورمون هستن

28
00:01:59,399 --> 00:02:01,347
. سلام -
. سلام -

29
00:02:01,348 --> 00:02:04,052
. خُب ، اسمِ مقتول هکتور براوا هستش

30
00:02:04,053 --> 00:02:05,499
. اون يه فعالِ بين المللي بود

31
00:02:05,500 --> 00:02:08,956
رييس يه سازمان بنامِ
. بُنيادِ حاميانِ شفاف سازي " بود "

32
00:02:08,990 --> 00:02:10,891
. اونها عليهِ قاچاقِ انسان مبارزه ميکردن

33
00:02:10,925 --> 00:02:12,610
. اينجا يه کنفرانسه

34
00:02:12,611 --> 00:02:16,029
. قرار بود يه سخنراني داشته باشه

35
00:02:16,682 --> 00:02:18,147
پس اون واسطِ روحي تويي ، ها ؟

36
00:02:18,148 --> 00:02:21,115
. نه . چيزي بنامِ واسطِ روحي وجود نداره

37
00:02:24,873 --> 00:02:26,773
. باشه . ممنون

38
00:02:28,489 --> 00:02:31,570
بنظر مياد که علتِ مرگ ضربه
. با جسمِ سخت به پشتِ سر باشه

39
00:02:31,605 --> 00:02:34,893
بله ، يکي از افرادم يه کپسولِ
. آتش نشانيُ خوني اونجا پيدا کرد

40
00:02:35,019 --> 00:02:37,027
. اثرانگشتِ درست حسابي روش نبود

41
00:02:37,028 --> 00:02:40,753
، اگه قرار بود سخنراني کنه
اين پشت چيکار ميکرد ؟

42
00:02:40,754 --> 00:02:43,140
. اين

43
00:02:43,141 --> 00:02:44,887
. ه SMS يه

44
00:02:45,615 --> 00:02:48,349
. " جلوي درِ ورودي خدمتکارا ميبينمت ، " کارمِن

45
00:02:49,032 --> 00:02:50,345
. داريم فرستنده رو رَديابي ميکنيم

46
00:02:50,346 --> 00:02:52,217
چند نفر با اسمِ کارمِن تو هتل داريد ؟

47
00:02:52,514 --> 00:02:54,204
، دو تا کارمندِ هتل

48
00:02:54,205 --> 00:02:56,657
. يه دو نفرِ ديگه که تو کنفرانس شرکت کردن

49
00:02:56,658 --> 00:02:59,998
. همه شون شاهد دارن
. بايد به جستجو ادامه بديم

50
00:02:59,999 --> 00:03:02,134
کيفِ پولش همراهشه ، و
، همه کارت هاي اعتباريش

51
00:03:02,135 --> 00:03:04,060
يه مقدراِ پولِ زياد ، پس
. ميتونيد سرقتُ بزاريد کنار

52
00:03:04,061 --> 00:03:06,322
شايد . متنِ سخنراني کجاست ؟

53
00:03:07,393 --> 00:03:09,638
خُب ، شما گفتين که براوا داشت
. ميرفت که يه سخنراني ارائه کنه

54
00:03:09,639 --> 00:03:13,305
نبايد متن سخنراني يا حداقل
خلاصه سخنراني همراهش مي بود ؟

55
00:03:13,306 --> 00:03:16,164
چيزي پيدا کردين ؟ -
. نه -

56
00:03:17,907 --> 00:03:20,197
چو ، در مورد سخنراني
. هر چي ميتوني پيدا کن

57
00:03:20,198 --> 00:03:22,422
. باشه

58
00:03:25,420 --> 00:03:27,221
چيه ؟

59
00:03:27,891 --> 00:03:30,649
. اينجا يه تناقضي وجود داره

60
00:03:30,971 --> 00:03:33,789
... قتل بنظر بدون آمادگي قبلي انجام شده

61
00:03:33,790 --> 00:03:35,857
، قتل با کپسولِ آتش نشاني
. تو يه محلِ نيمه عمومي

62
00:03:35,858 --> 00:03:37,793
... ولي اون مقدمه چيني

63
00:03:37,827 --> 00:03:39,829
. برنامه ريزي از قبل بوده ، SMS يعني

64
00:03:39,830 --> 00:03:42,750
. دزدي در کار نبوده

65
00:03:42,751 --> 00:03:45,621
. هيچ حمله اي بجز ترکوندن کله نيست

66
00:03:45,622 --> 00:03:47,503
. بنظر يه قتل از روي عصبانيت نبوده

67
00:03:47,504 --> 00:03:50,736
. بيشتر شبيهِ قتل بعلتِ ناراحتيه

68
00:03:50,737 --> 00:03:54,327
قاتل ميخواسته براوا يه کاري
. رو انجام نده يا چيزي رو نگه

69
00:03:54,811 --> 00:03:57,836
. اين همون چيزيه که واسطِ روحي ما ميگه

70
00:03:57,837 --> 00:04:00,382
واسطِ روحي شما ؟ -
. " کريستينا فراي " -

71
00:04:00,416 --> 00:04:01,985
. شوخي ميکني

72
00:04:01,986 --> 00:04:03,343
چيه ، اسمشُ شنيدين ؟

73
00:04:03,795 --> 00:04:05,015
. آره

74
00:04:07,290 --> 00:04:08,771
. راحت باش

75
00:04:09,370 --> 00:04:10,925
. به حافظه اَت فشار نيار

76
00:04:10,926 --> 00:04:13,697
. خودش مياد ، و جزييات پديدار ميشه

77
00:04:13,698 --> 00:04:15,341
چقدر بهش پول ميدين ، کلانتر ؟

78
00:04:15,342 --> 00:04:16,771
. اين به شما ربطي نداره

79
00:04:16,772 --> 00:04:19,306
. انقدر زياد ؟ من بايد واسه شما کار کنم

80
00:04:19,340 --> 00:04:22,042
خانمِ فراي ، سلام . از
. ديدنِ دوباره تون خوشحالم

81
00:04:22,076 --> 00:04:24,511
. منم ، همينطور . ممنون . بعداً حرف ميزنيم

82
00:04:24,545 --> 00:04:26,646
. پس مُخِ کلانترُ زدي

83
00:04:26,647 --> 00:04:29,302
" کلانتر " بِرن سايد
. يه انسانِ روشن فکر هستن

84
00:04:29,303 --> 00:04:31,529
آره . ايشون در ضمن انساني هستن که دوست داره در حالي که

85
00:04:31,530 --> 00:04:33,712
يه گربه فرفري رو لباسش خوابيده و مادرش

86
00:04:33,713 --> 00:04:35,983
کنارش نشسته و داره بافندگي
. ميکنه ، تلويزيون نگاه کنه

87
00:04:35,984 --> 00:04:38,544
ولي کاملاً اطمينان دارم که
. دوست داره اون مسئله مخفي بمونه

88
00:04:40,295 --> 00:04:42,564
. خُب ، فکر کنم گفتي واسط روحي نيستي

89
00:04:42,565 --> 00:04:45,832
هست . فقط هنوز آماده نيست
. که اين مسئله رو قبول کنه

90
00:04:45,833 --> 00:04:48,390
، راستش ، يه موي گربه رو شلوارتون بود

91
00:04:48,391 --> 00:04:52,205
حلقه ازدواج نداري پس طبيعتاً
. بايد با مادرتون زندگي کنيد

92
00:04:52,240 --> 00:04:54,610
ولي اگر ميخواي باور کنم
که دايي هَري مُرده اَشون

93
00:04:54,611 --> 00:04:57,361
اومده پايين و چيزي داخل
. گوشم گفته ، بفرما بگو چي گفته

94
00:04:57,362 --> 00:04:59,174
اصلاً تا حالا شده دست
از بدبيني برداشته باشي ؟

95
00:04:59,175 --> 00:05:01,834
. مثلِ سگ خسته شدم

96
00:05:01,835 --> 00:05:03,886
بجاش چيکار کنم ؟

97
00:05:03,887 --> 00:05:07,041
چرا يکم وقت بهشون
نديم تا باهم حرف بزنن ؟

98
00:05:07,042 --> 00:05:08,795
. بابت اون قضيه مادرتون متاسفم

99
00:05:09,657 --> 00:05:12,706
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

100
00:05:11,748 --> 00:05:15,474
روان کاو
فصل دوم - قسمت بيست و دوم : نامهِ قرمز

101
00:05:16,073 --> 00:05:20,476
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

102
00:05:20,721 --> 00:05:22,264
. يه سوال دارم

103
00:05:22,265 --> 00:05:24,205
چرا با پليس ها داري کار ميکني ؟

104
00:05:24,206 --> 00:05:26,001
. فکر ميکردم يه روانکاوِ روحي هستي

105
00:05:26,002 --> 00:05:28,086
ديگه بيمار گيرت نمياد ؟

106
00:05:27,995 --> 00:05:31,228
. من هنوز بيمارهاي خودمُ دارم
چرا ميپرسي ، دنبالِ روانشناس ميگردي ؟

107
00:05:31,263 --> 00:05:33,331
. بزار در موردش فکر کنم

108
00:05:33,332 --> 00:05:38,080
نه . شنيدم روانکاو ها خودشون بيماراني
. هستن که مي خوان ديگرانُ درمان کنن

109
00:05:38,477 --> 00:05:41,100
ولي علاوه بر اون ، تو
. روح رو هم اضافه کردي

110
00:05:41,101 --> 00:05:44,220
استهزاءي انعکاسي ... نشانه
. يک باطنِ مشکل دار ، پاتريک

111
00:05:44,221 --> 00:05:46,325
حوصه اَت سر رفته بود ، نه ؟

112
00:05:46,627 --> 00:05:48,762
پولشونُ بالا کشيدن
خيلي ديگه راحت شده بود

113
00:05:48,796 --> 00:05:52,600
، نه . من فکر ميکنم استعدادِ ما
. مجبورمون ميکنه به بقيه کمک کنيم

114
00:05:52,601 --> 00:05:53,801
اين چيزيه که فکر ميکني ؟

115
00:05:53,802 --> 00:05:55,857
. استعدادِ ما مجبورمون ميکنه کمک کنيم

116
00:05:55,858 --> 00:05:57,320
. ازاين جمله خوشم اومد
. اَزش استفاده ميکنم

117
00:05:57,321 --> 00:06:01,059
ون پلت ميگه که تو رديابي اس.ام.اسي -
. که باراوا گرفته ، يه مشکلي پيش اومده
چي ؟ -

118
00:06:01,126 --> 00:06:04,052
خُب ، رَد اون پيغام به يه خارج از شبکه
. ميرسه . راهي نيست که از اونجا رَديابيش کنيم

119
00:06:04,145 --> 00:06:06,576
، ولي اون ميخواد بقيه گوشي هاشُ چک کنه
. اون تماس ها تا حد ممکن دنبال کنه

120
00:06:06,577 --> 00:06:07,839
متن سخنراني چي شد ؟

121
00:06:07,840 --> 00:06:09,852
. هنوز معلوم نيست باهاش بوده يا نه

122
00:06:09,853 --> 00:06:12,392
. ولي هنوز با زنش حرف نزديم . داخله

123
00:06:12,652 --> 00:06:15,120
من و هکتور ميدونستيم
. اين ممکنه اتفاق بيوفته

124
00:06:15,121 --> 00:06:17,832
هميشه ميگفت موضوع کارش انقدر بزرگ
. هست که بخاطر نگران بودن وقتُ تلف نکرد

125
00:06:17,833 --> 00:06:19,517
شما و همسرتون براي چي نگران بودين ؟

126
00:06:19,518 --> 00:06:21,404
... قاچاقچي هاي انسان

127
00:06:21,405 --> 00:06:23,831
. افرادي که از بَردگي بقيه سود ميکنن

128
00:06:23,832 --> 00:06:26,619
. هکتور هيچوقت از تعقيبشون خسته نميشد

129
00:06:26,620 --> 00:06:29,138
آيا کسي هست که فکر کنيد ممکنه
خواسته باشه که شوهرتون کشته بشه ؟

130
00:06:29,139 --> 00:06:32,536
سرکار ، همسرم کلي از اين تهديدها
. از کريسمس به بعد دريافت کرده

131
00:06:32,943 --> 00:06:37,238
اگه اسماشونُ ميخوايد ، خُب ، ما عادت
. نداشتيم که اون يادداشت ها رو نگه داريم

132
00:06:37,645 --> 00:06:40,368
همسرتون ميخواست امروز سخنراني
کنه . متنش همراهش بود ؟

133
00:06:40,369 --> 00:06:42,635
بله . چرا ؟

134
00:06:42,670 --> 00:06:44,720
. خُب ، يکم قضيه اَش مبهم بوده برامون

135
00:06:44,721 --> 00:06:46,907
شما ميدونستيد در موردِ
چي مي خواست حرف بزنه ؟

136
00:06:46,908 --> 00:06:49,542
. نه ، نميدونستم

137
00:06:52,761 --> 00:06:54,912
. اين غيرِطبيعي نبود

138
00:06:54,913 --> 00:06:57,183
. هکتور به ندرت جزيياتِ کاريشُ بمن ميگفت

139
00:06:57,217 --> 00:07:00,267
. اينطوري ميخواست از من محافظت کنه

140
00:07:01,021 --> 00:07:03,523
کسي که لازمه باهاش حرف
. بزنيد " راسل بيگِ لو " هستش

141
00:07:03,557 --> 00:07:05,944
. واسه هکتور جستجو ميکرد

142
00:07:05,945 --> 00:07:07,889
... ايلسا

143
00:07:10,181 --> 00:07:12,628
بهت گفتن که من کيَم و کارم چيه ؟

144
00:07:12,629 --> 00:07:14,453
. بله

145
00:07:15,077 --> 00:07:19,534
ارتباطِ من با اون دنيا مثلِ
. يه تلفن راه دور مشکل داره

146
00:07:19,688 --> 00:07:23,124
خُب اغلب اوقات پيغام هايي که
، دريافت ميکنم براي من بي معني هستن

147
00:07:23,125 --> 00:07:27,261
ولي نه براي اون کساني که
با طرف رابطه داشتن ، باشه ؟

148
00:07:27,296 --> 00:07:30,631
من راستش تو اين چيزهاي
. ماوراءطبيعه خيلي خوب نيستم

149
00:07:30,666 --> 00:07:32,433
. فقط شما اينطور نيستين

150
00:07:37,489 --> 00:07:42,951
شوهرتون از من مي خواد يه چيزي رو به يادتون
... بيارم ... چيزي که باعث ميشه لبخند بزني . اون

151
00:07:42,986 --> 00:07:47,277
يه تصوير دارم ميگيرم
از ... شکوفه هاي گيلاس ؟

152
00:07:48,350 --> 00:07:50,067
اين براتون معني داره ؟

153
00:07:50,068 --> 00:07:52,400
... بله

154
00:07:53,689 --> 00:07:56,676
. ما زير يه درختِ گيلاس ازدواج کرديم

155
00:07:57,426 --> 00:07:59,104
از کجا اينُ ميدونستيد ؟

156
00:07:59,105 --> 00:08:01,318
شوهرتون شاخ و برگ روزِ
، عروسيتونُ يادش مياد

157
00:08:01,319 --> 00:08:04,234
ولي نميتونه بهتون بگه کي کُشتتِش ؟

158
00:08:04,235 --> 00:08:06,891
. ارتباط بينِ دو دنيا ميتونه گيج کننده باشه

159
00:08:06,892 --> 00:08:08,904
. يه جوري شبيهِ بيدارشدن از بيهوشيه

160
00:08:08,905 --> 00:08:12,168
بعضي اوقات يکم طول
. ميکشه تاهمه چيز شفاف بشه

161
00:08:12,169 --> 00:08:15,450
. منطقي بنظر مياد

162
00:08:16,748 --> 00:08:19,201
اسمِ کارمِن براي شما معني داره ؟

163
00:08:19,202 --> 00:08:21,692
اسمِ يه اوپرا ست . چرا ؟

164
00:08:23,952 --> 00:08:26,376
. اون خوشکله . نوبتِ منه

165
00:08:26,377 --> 00:08:30,392
ايلسا ... آيا تا حالا
شوهرت بهت خيانت کرده ؟

166
00:08:30,393 --> 00:08:32,336
آيا تو بهش خيانت کردي ؟

167
00:08:32,337 --> 00:08:33,928
چرا اون سوالُ پرسيدي ؟

168
00:08:33,962 --> 00:08:36,030
. تو ... تو خيلي نجيب و ... و باوقاري

169
00:08:36,031 --> 00:08:37,936
. خيلي بي احساسي

170
00:08:38,000 --> 00:08:40,067
. يه بي خيال . يه چيزي هست

171
00:08:40,102 --> 00:08:41,496
. شايد اصلاً برات مهم نيست

172
00:08:41,497 --> 00:08:44,305
. شايد خوشحالي که مُرده

173
00:08:49,756 --> 00:08:51,565
. شايدم نه

174
00:08:52,830 --> 00:08:54,445
. ازتون ميخوام که همين الان بريد

175
00:08:54,446 --> 00:08:57,557
، نظرِ خوبيه . پاتريک
. خوشگذروني کافيه . بريم

176
00:08:57,558 --> 00:08:59,153
. آره

177
00:09:01,023 --> 00:09:03,691
. بابت چايتون خيلي ممنون
. خيلي خوش طعم بود

178
00:09:06,160 --> 00:09:07,794
. کارت عالي بود

179
00:09:07,795 --> 00:09:09,895
اون يه چيزي رو مخفي
. ميکرد . ميخواستم ببينم چيه

180
00:09:09,896 --> 00:09:11,322
و چي فهميدي ؟

181
00:09:11,323 --> 00:09:12,586
. خُب ، هنوز اولِ کاره

182
00:09:12,587 --> 00:09:15,794
. نشونه گيريش خوب بود -
. اينُ فهميدم -

183
00:09:15,795 --> 00:09:18,791
من ... من خيلي مطمئن نيستم که حرف
. زدن در موردِ اين مسئله نظرِ خوبي بلشه

184
00:09:18,993 --> 00:09:22,777
من ... من فقط يه -
... جستجوگرَم ، ميدونيد ؟ من
، گوش کنيد ، آقاي بيگِ لو -

185
00:09:22,811 --> 00:09:23,943
، درک ميکنيم که شما وحشت کردين

186
00:09:23,944 --> 00:09:25,840
ولي ما واقعاً نياز داريم که
. بفهميم تو اون سخنراني چي بوده

187
00:09:25,841 --> 00:09:30,418
شما درک نميکنيد . ببنيد ، قاچاقِ
. انسان بيليون ها دلار سود داره

188
00:09:30,452 --> 00:09:32,553
. يعني دولت ها پشتِ اين قضيه هستن

189
00:09:32,588 --> 00:09:33,949
انگاري اين افراد ميتونن
. هرکسي رو از بين ببرن

190
00:09:33,950 --> 00:09:35,566
. منظورم اينه که مرگِ هکتور اينُ ثابت کرده

191
00:09:35,567 --> 00:09:37,944
در اين صورت ما ميتونيم
. اَزت مراقبت کنيم ، راسل

192
00:09:37,945 --> 00:09:40,785
. ولي فقط اگر که بهمون بگي چي ميدوني

193
00:09:41,306 --> 00:09:46,763
اگه کمکمون نکني ، اونوقت تمامِ کارهايي که
. واسه متوقف کردن اين آدما کردي بيخود ميشه

194
00:09:48,470 --> 00:09:53,334
، قاچاقچي ها براي پولشويي پولهاشون در دنيا
. از تجارت هاي شبهِ قانوني استفاده ميکنن

195
00:09:53,709 --> 00:09:55,742
. من گردشِ ماليشونُ بررسي ميکردم

196
00:09:55,743 --> 00:09:58,545
. ما يه ارتباطي پيدا کرديم

197
00:09:58,546 --> 00:10:00,552
. اين اون چيزي بود که تو سخنراني هکتور بود

198
00:10:00,553 --> 00:10:02,351
چه ارتباطي ؟

199
00:10:03,501 --> 00:10:06,187
آيا تاحالا اسمِ ائتلافِ جهاني
مبارزه با قاچاقِ انسانُ شنيدين ؟

200
00:10:06,221 --> 00:10:07,892
يکي از حاميانِ کنفرانس ، درسته ؟

201
00:10:07,893 --> 00:10:10,101
. آره . يه موسسه خيريهِ بزرگ

202
00:10:10,102 --> 00:10:12,432
توسطِ فردي بنامِ
. کريستوفر لينچ " اداره ميشه "

203
00:10:12,433 --> 00:10:17,993
اونها در بستن چند تا شبکهِ قاچاق به ما کمک
. کردن ، ولي قاچاقِ انسان ادامه پيدا کرد

204
00:10:18,106 --> 00:10:20,434
. فقط پول رفت يه جاي ديگه

205
00:10:20,469 --> 00:10:26,264
خُب يکم طول کشيد تا رَدشُ بگيريم ، ولي
. فهميديم که ائتلاف يه پوششي براي قاچاقِ انسانه

206
00:10:26,475 --> 00:10:31,703
اونها از ما براي از بين بردن رقيبهاشون استفاده
. ميکردن ، واسه خودشون يه بازار انحصاري درست کردن

207
00:10:32,500 --> 00:10:33,681
. اينهاش

208
00:10:33,715 --> 00:10:36,884
متنِ سخنرانيه ؟ -
. کُپي منه -

209
00:10:36,912 --> 00:10:39,805
و چرا وقتي فهميدين چه
خبره به مقامات خبر ندادين ؟

210
00:10:40,083 --> 00:10:43,954
چون هکتور گفت که ميخواد خودش
. لينچُ در جلوي جمع متهم بکنه

211
00:10:44,390 --> 00:10:48,909
. گفتم که خيلي خطرناکه ، ولي اون گوش نميداد

212
00:10:49,157 --> 00:10:52,466
آيا براوا تا بحال اسمي از کسي
بنامِ کارمن رو جلوي تو برده بود ؟

213
00:10:52,501 --> 00:10:54,986
. نه . نه ، جلو من نه

214
00:10:54,987 --> 00:10:56,042
چرا ؟

215
00:10:56,043 --> 00:10:59,982
پس بيگِ لو ميگه افرادي که با قاچاقِ
. انسان مبارزه ميکنن خودشون قاچاقچي هستن

216
00:11:00,248 --> 00:11:00,710
. ظاهراً

217
00:11:00,711 --> 00:11:02,794
باشه . تو و چوو بريد با
. اين يارو لينچ حرف بزنيد

218
00:11:02,795 --> 00:11:06,147
. ببنيد چي داره در دفاع از خودش بزنه -
. باشه ، ميريم -

219
00:11:09,484 --> 00:11:11,285
شما ها داريد شوخي ميکنيد ؟

220
00:11:11,320 --> 00:11:13,560
. چون اصلاً شوخي بامزه اي نبود

221
00:11:13,561 --> 00:11:15,890
. هکتور يه همکارصميمي و يه دوستِ خوب بود

222
00:11:15,924 --> 00:11:20,301
که قصد داشت سخنراني بکنه که در اون ائتلافِ شما رو
. بعنوانِ پوششي بر قاچاقِ انسان اعلام کنه ، آقاي لينچ

223
00:11:20,737 --> 00:11:22,551
. اون مخصوصاً از شما نام برده بود

224
00:11:23,120 --> 00:11:25,833
ببينيد، يکي شما رو پيِ
. نخود سياه فرستاده ،آقايون

225
00:11:25,867 --> 00:11:28,187
باشه ، اين مسئله اساساً
. هيچ واقعيتي دَرِش نيست

226
00:11:28,188 --> 00:11:33,403
مطمئناً متوجه هستين قاچاقچي ها علاقه دارن
. که ما رو از هم جدا کنن و ما رو بهم بدگمان کنن

227
00:11:33,475 --> 00:11:35,159
بنظر مياد که براوا بدگماني
. به شمارو رَد کرده بود

228
00:11:35,160 --> 00:11:37,563
. بي خيال . هکتور همه چيزُ توطئه ميديد

229
00:11:37,564 --> 00:11:39,509
. ميدونيد ، اون داشت در مرکز توجه باشه

230
00:11:39,510 --> 00:11:41,567
ما سخنراني رو خونديم . ميشه يه
. پرونده تقريباً حسابي اَزش دَرآورد

231
00:11:41,568 --> 00:11:44,740
باشه ، ببنيد . ما بايد اين
. مسئله رو همين الان روشن کنيم

232
00:11:44,741 --> 00:11:47,532
به وکيل هام ميگم که به شما
، دسترسي به همه اسنادمونُ بدن

233
00:11:47,533 --> 00:11:50,289
و بعدش مي فهميد که ائتلاف
. چيزي براي مخفي کردن نداره

234
00:11:50,290 --> 00:11:52,598
اسمِ کارمِن براي شما معني داره ؟ -
. نه -

235
00:11:52,984 --> 00:11:54,836
به فکرتون کسي نمياد که
بخواد براوا رو بکشه ؟

236
00:11:54,837 --> 00:11:58,012
. آره ، شايد فقط يه چند صد تا آدم

237
00:11:58,013 --> 00:12:02,136
. من فقط ... ، يه لحظه صبر کنيد . يه چيزي

238
00:12:02,697 --> 00:12:04,665
، شبِ دومِ مجمع

239
00:12:04,699 --> 00:12:09,574
هکتورُ ديدم با مردي بنامِ " طريق
، شريف " بيرونِ بارِ هتل بگومگو ميکرد

240
00:12:09,963 --> 00:12:13,389
. و بنظرِ من ، بگومگو سرِ يه زن بود

241
00:12:13,390 --> 00:12:15,304
از کجا اينُ ميگيد ؟ -
، چون من اين آدما رو ميشناسم -

242
00:12:15,305 --> 00:12:18,206
و مطمئناً اونا در موردِ
. سياست هاي مهاجرتي بحث نميکردن

243
00:12:19,948 --> 00:12:21,408
صحبت تون با لينچ چطور پيش رفت ؟

244
00:12:21,409 --> 00:12:23,972
گفت که مردي بنامِ طريق
. شريف با براوا دعوا کرده

245
00:12:23,973 --> 00:12:25,733
. الان دارم هويتِ شريفُ بررسي ميکنم

246
00:12:25,734 --> 00:12:28,326
من به گزارش هايي که وکيلِ لينج
. ايميل کرده يه نگاهي انداختم

247
00:12:28,327 --> 00:12:30,777
تو نگاه اول ، نتونستم چيزي پيدا
. کنم که اتهاماتِ براوا رو تاييد کنه

248
00:12:31,250 --> 00:12:35,710
من پرينتِ خطِ لينچُ بررسي کردم . درست بعد از اينکه از
. پيشش اومديم يه تماس با يه خطِ ناشناس گرفته

249
00:12:35,752 --> 00:12:37,850
معلومه که اون خط مالِ کجا بوده ؟ -
... مسئله عجيب همينه -

250
00:12:37,851 --> 00:12:39,968
ردش به يه برجِ مخابراتي
. در وسطِ يه جاي پرت ميرسه

251
00:12:39,969 --> 00:12:41,209
. عجيبه

252
00:12:41,210 --> 00:12:42,449
درسته ؟ پس فکر کرديم که
. بريم اونجا ببينيم چه خبره

253
00:12:42,450 --> 00:12:44,038
. باشه

254
00:12:44,039 --> 00:12:46,699
. خودشه . پيداش کردم

255
00:12:46,700 --> 00:12:48,882
. اين طريق شريفه

256
00:12:52,900 --> 00:12:55,516
. برم ببينم کسي شريفُ ديده

257
00:12:57,050 --> 00:12:58,484
. ببخشيد

258
00:13:04,670 --> 00:13:07,230
. کنارِ استخره -
. باشه -

259
00:13:18,141 --> 00:13:20,743
داري چيکار ميکني ؟ -
. هيچي -

260
00:13:25,682 --> 00:13:27,115
آقاي شريف ؟

261
00:13:27,116 --> 00:13:28,276
بله ؟

262
00:13:28,277 --> 00:13:30,219
. اومديم CBI ما از

263
00:13:30,253 --> 00:13:33,282
. مامور ليسبون . آقاي جين

264
00:13:33,888 --> 00:13:35,458
نميخواين بشينين ؟

265
00:13:35,459 --> 00:13:38,254
. خُب ، اشکالي نداره که بشينيم

266
00:13:38,804 --> 00:13:42,495
داشتم الان به آقاي شريف
. ميگفتم که روحشونُ مشکل داره

267
00:13:42,530 --> 00:13:45,447
. يه اشکالي هست که بشدت ميخواد اصلاحش کنه

268
00:13:45,448 --> 00:13:46,833
. جالبه

269
00:13:46,868 --> 00:13:51,235
هکتور يه دوستِ قديمي بود . من وادارش
. کردم که بره تو کارِ قاچاقِ انسان

270
00:13:51,526 --> 00:13:54,676
. طبيعتاً ، احساس مسئوليت ميکنم

271
00:13:54,677 --> 00:13:56,053
. عينکِ عاليه

272
00:13:56,054 --> 00:13:57,344
. آره -
ميتونم ... ميتونم امتحانش کنم ؟ -

273
00:13:57,378 --> 00:13:59,509
. نه -
. باشه -

274
00:14:00,662 --> 00:14:03,748
آقاي شريف ، چرا عينک
آفتابي رو برنمي دارين ؟

275
00:14:05,084 --> 00:14:07,240
. الان

276
00:14:13,127 --> 00:14:15,962
. تو يه ... بادمجون داري

277
00:14:15,997 --> 00:14:19,891
. اون يه سوءتفاهم بود . مست بود

278
00:14:19,892 --> 00:14:22,537
از اتفاق ارتباطي با ايلسا نداشت ؟

279
00:14:22,538 --> 00:14:26,201
. اصلاً اونطوري نبود -
. دقيقاً اونطوري بود -

280
00:14:26,202 --> 00:14:29,242
شما يه ارتباطِ قوي با
. ايلسا دارين ... يه پيوند

281
00:14:29,277 --> 00:14:31,243
ديدي ؟

282
00:14:32,495 --> 00:14:35,182
. من و ايلسا خيلي با هم صميمي بوديم

283
00:14:38,219 --> 00:14:40,864
اتفاقي ما دو تا ، شبِ
. اول مجمع اينجا تنها بوديم

284
00:14:40,865 --> 00:14:44,591
. تحسينِ عميقِ خودمُ بهش بيان کردم

285
00:14:44,625 --> 00:14:48,361
به احساساتم جواب داد ولي ميترسيد
. که عملي براساسِشون انجام بده

286
00:14:48,396 --> 00:14:49,863
. هکتور فهميد

287
00:14:49,897 --> 00:14:52,332
. اون آدم دو رو بهم حمله کرد

288
00:14:52,366 --> 00:14:55,902
از کجا ميدونيد دو رويي بودش ؟ -
. چون هکتور به زنش وفادار نبود -

289
00:14:55,937 --> 00:14:58,042
. منم گفتم

290
00:14:58,258 --> 00:14:59,626
. همينطوره

291
00:14:59,627 --> 00:15:03,610
آقاي شريف ، گفتين که
آقاي براوا وفادار نبود ؟

292
00:15:03,644 --> 00:15:05,545
. من يه صلح جو هستم ، نه يه بُزدِل

293
00:15:05,579 --> 00:15:07,829
. زود قضاوت نکنين

294
00:15:07,830 --> 00:15:12,619
من شبِ قبل از مرگش رفتم
. سوييت اِش تا باهاش حرف بزنم

295
00:15:13,773 --> 00:15:16,467
. يه زن داشت از اونجا ميرفت

296
00:15:18,741 --> 00:15:20,980
. ايلسا نبود

297
00:15:22,440 --> 00:15:24,174
يکي از شرکت کننده هاي کنفرانس نبود ؟

298
00:15:24,175 --> 00:15:26,580
. از اونجور زنها نبود

299
00:15:26,581 --> 00:15:30,856
اون جوون و خوشکل بود . لباس هاي
. ارزان پوشيده بود . فکر کنم کاسب بود

300
00:15:31,441 --> 00:15:32,827
. کارمن

301
00:15:40,956 --> 00:15:45,725
تا اونجايي که ميتونم بگم اينجا تنها ساختمونيه که
. در 800 متري برج مخابراتيه که مکالمه لينج بهش ختم شده

302
00:15:46,002 --> 00:15:49,217
. خُب ، من هيچي نمي بينم -
. نُچ . پرنده هم پَر نميزنه -

303
00:16:10,038 --> 00:16:11,601
فکر ميکني سگ دارن ؟

304
00:16:11,602 --> 00:16:13,880
. احتمالاً

305
00:16:54,822 --> 00:16:56,423
. هي ، گوش کن

306
00:16:59,200 --> 00:17:00,750
. از اونطرفه

307
00:17:43,698 --> 00:17:45,799
. شما وضعيتُ بد تعبير کردين ، آقايون

308
00:17:45,834 --> 00:17:49,617
من تمامِ اتهاماتي رو
. که بمن ميزنيد رَد ميکنم

309
00:17:49,670 --> 00:17:50,560
. دارين دروغ ميگين

310
00:17:51,306 --> 00:17:53,304
. ما پرينت هاي خطِتونُ داريم

311
00:17:53,305 --> 00:17:56,134
شما به آدم کُشها تون زنگ زدين و بهشون گفتين که
. اون زن ها رو ببندن تا افرادتون بتونن فرار کنن

312
00:17:56,434 --> 00:18:00,129
ببخشيد .ادم کُشها ؟ چه آدم کُشهايي ؟
. تمام پرينت ها ميتونه جعلي باشه

313
00:18:00,130 --> 00:18:01,700
نه ، اون زنهاي داخلِ
. کاميون ... کارِ شما بود

314
00:18:01,701 --> 00:18:03,197
. هکتور براوا ... اونم کار شما بود

315
00:18:03,198 --> 00:18:05,293
. اشتباه ميکنيد

316
00:18:05,294 --> 00:18:07,421
من براي اون انسان هاي بيچاره
. اي که پيدا کردين عميقاً متاسفم

317
00:18:07,422 --> 00:18:10,810
، و همونطور که گفتم
. هکتور يه دوستِ عزيز بود

318
00:18:10,811 --> 00:18:12,225
کارمن چي ؟

319
00:18:12,226 --> 00:18:14,163
کارمن کيه ؟

320
00:18:15,268 --> 00:18:16,945
و وکيل هاي من کجان ؟

321
00:18:17,741 --> 00:18:18,949
. سَرسخته

322
00:18:18,950 --> 00:18:22,552
. جامعه ستيز . گرگِ ميانِ گوسفندهاست

323
00:18:22,553 --> 00:18:24,884
. الان يه گرگ دستگيرشده است

324
00:18:25,879 --> 00:18:30,522
تماس تلفني براي ارتباط دادنش به بيست
. جُرمِ قضايي کافيه ، بدون در نظر گرفتن قتل

325
00:18:30,782 --> 00:18:33,609
. براي يه مدتِ طولاني زنداني ميشه

326
00:18:40,750 --> 00:18:42,393
اون يکي از تو خوشش مياد ؟ -
کدوم يکي ؟ -

327
00:18:42,394 --> 00:18:43,681
. اون سفيده -
چي ؟ -

328
00:18:43,682 --> 00:18:45,277
. و تو هم اَزش خوشت مياد

329
00:18:45,278 --> 00:18:49,225
چي ... نميدونم منظورت چيه ؟

330
00:18:49,226 --> 00:18:50,981
. دقيقاً ميدوني منظورم چيه

331
00:18:50,982 --> 00:18:53,930
اصلاً به اين فکر کردي
دوباره با يکي باشي ؟

332
00:18:54,868 --> 00:18:57,312
فکر کردي ؟

333
00:18:57,313 --> 00:18:58,665
چطور اينقدر سريع به اينجا رسيديم ؟

334
00:18:58,666 --> 00:19:01,097
. فقط دارم ميگم اين چيزي خوبي ميشه

335
00:19:01,098 --> 00:19:02,270
چي ميشه ؟

336
00:19:02,271 --> 00:19:04,809
. متهم کردن لينچ به قتلِ براوا

337
00:19:04,810 --> 00:19:06,419
چقدر نزديک شديم ؟

338
00:19:06,420 --> 00:19:07,794
. يه اعتراف کمکمون ميکنه

339
00:19:07,795 --> 00:19:10,087
خُب ، چرا از يکي از روح هاش نميپرسين ؟

340
00:19:10,088 --> 00:19:12,923
. مطمئنم که مدارکُ لازمُ تهيه ميکنن

341
00:19:12,924 --> 00:19:14,228
داري کجا ميري ؟

342
00:19:14,229 --> 00:19:16,189
. اين پرونده بدونِ من خودش حل ميشه

343
00:19:16,190 --> 00:19:19,335
. يه سري پيغام ها دارم که برسونمشون

344
00:19:19,800 --> 00:19:21,234
. ليسبون

345
00:19:21,268 --> 00:19:23,436
. بله

346
00:19:28,109 --> 00:19:30,410
. کرستوفر لينچ براوا رو نکُشته

347
00:19:30,444 --> 00:19:34,648
نه . احساسي که لينچ سعي
. داشت مخفي کنه تحقير بود

348
00:19:34,682 --> 00:19:37,157
لينچ اونُ در حدّي نميدونست
. که ارزش کشتن داشته باشه

349
00:19:37,158 --> 00:19:40,919
يه مَردِ خيلي شيطان صفت ، ولي
. نه اوني که اين قتلُ انجام داده

350
00:19:53,327 --> 00:19:55,701
اگه نميگفتم " ارواح " چي ؟
اگه ميگفتم " غرايض " چي ؟

351
00:19:55,702 --> 00:19:57,033
اينُ ميتونستي قبول کني ؟

352
00:19:57,034 --> 00:19:59,204
. خُب ، شايد

353
00:19:59,205 --> 00:20:00,757
. چون اونها بهم ميگن باهات بيام

354
00:20:00,758 --> 00:20:01,986
اونا ميگن ؟ چرا ؟

355
00:20:01,987 --> 00:20:04,910
چون دفعهِ قبلي که با ايلسا اِنگلس حرف
. زدي ، يه فنچون چاي بطرف کله اَت پرت کرد

356
00:20:04,945 --> 00:20:06,017
. اون يه نعلبکي بود نه يه فنجون چاي

357
00:20:06,018 --> 00:20:07,559
و کي گفته من ميخوام برم
ايلسا اِنگلس رو ببينم ؟

358
00:20:07,560 --> 00:20:10,138
. خُب پس بهم بگو که نميخواي بري

359
00:20:11,178 --> 00:20:12,485
. اون نظرِ خوبي نسبت بمن داره

360
00:20:12,486 --> 00:20:14,787
. من ميتونم با شوهرش ارتباط برقرار کنم

361
00:20:14,995 --> 00:20:17,304
و اون فقط اگه من اونجا
. باشم باهات حرف ميزنه

362
00:20:17,305 --> 00:20:21,020
خُب ، پس فکر کنم انتخابي
. بجز بردنت با خودم ندارم

363
00:20:21,574 --> 00:20:23,809
فکر ميکني تو گولَم زدي
که باهات بيام ، نه ؟

364
00:20:23,810 --> 00:20:29,243
نه ، اينطور نيست . من فکر ميکنم تو گولَم
. زدي که فکر کنم من گولِت زدم که با من بياي

365
00:20:35,915 --> 00:20:38,151
باشه ، ميخوام مستقيماً برم
سر اصلِ مطلب ، و ميخوام بگم که

366
00:20:38,152 --> 00:20:41,889
و بابتِ اون اتهام خيانت کاري
، نابجا که قبلاً گفتم ، متاسفم

367
00:20:41,890 --> 00:20:45,266
. و از صميمِ قلب ازتون عذر ميخوام

368
00:20:47,242 --> 00:20:48,870
. ببخشيد

369
00:20:48,871 --> 00:20:53,028
اشکالي نداره برامون
يکم از طريق شريف بگين ؟

370
00:20:53,368 --> 00:20:56,190
، مست بود . چيزهايي گفت که نبايد ميگفت

371
00:20:56,191 --> 00:20:58,872
. و يه بهانه اي جور کردم که از پيشش برم

372
00:20:58,873 --> 00:21:00,798
. و بعدش شوهرتون با مُشت زَد تو صورتِش

373
00:21:00,799 --> 00:21:02,057
، من هکتور نگفتم که بزنَتِش

374
00:21:02,058 --> 00:21:04,132
. اگه منظورتون اينه

375
00:21:06,258 --> 00:21:10,144
تظاهر نميکنم از اينکه
. هکتور با مُشت زدَتِش ناراحتم

376
00:21:10,145 --> 00:21:13,331
... چيزهايي گفت که اون

377
00:21:13,769 --> 00:21:16,013
. مثل يه خوک و يه آشغال حرف زد

378
00:21:16,014 --> 00:21:19,218
. يه خوک و يه آشغال ؟ اون نميتونه خوب باشه

379
00:21:21,682 --> 00:21:26,490
ما بايد دوباره در موردِ شبِ قبل
. از مرگ هکتور اَزتون سوال کنيم

380
00:21:28,525 --> 00:21:30,747
... من

381
00:21:30,748 --> 00:21:31,905
. من يه جلسه سازماني داشتم

382
00:21:31,906 --> 00:21:35,266
. تو " برکلي " موندم
( برکلي : شهري در کاليفرنيا )

383
00:21:35,267 --> 00:21:40,359
و احتمال داره که يه زن اون
شب با هکتور ملاقات کرده باشه ؟

384
00:21:40,408 --> 00:21:43,140
. اگه طريق اونُ گفته ، دروغ گفته

385
00:21:43,174 --> 00:21:46,610
اگه هکتور هنوز زنده
. بود جرات نداشت اينُ بگه

386
00:21:46,644 --> 00:21:48,280
. مُنزجر کننده است

387
00:21:48,281 --> 00:21:50,314
. مُنزجر کننده

388
00:21:55,053 --> 00:21:58,356
. خُب ، من ... من فکر کنم بايد برم

389
00:21:58,357 --> 00:22:02,172
باشه . خُب ، من هنوز يه
... سري کارها اينجا دارم ، پس

390
00:22:02,867 --> 00:22:05,014
. باشه ، اونوَر يه تاکسي ميگيرم

391
00:22:05,015 --> 00:22:06,254
. باشه

392
00:22:06,471 --> 00:22:07,831
. باشه

393
00:22:09,901 --> 00:22:13,640
کارت تو اون شکوفه گيلاسِ بهرحال خوب بود ؟ -
چطوري ؟ -

394
00:22:13,935 --> 00:22:17,449
. عکسِ عروسي ... مارچِ 1997 ، واشنگتن

395
00:22:18,034 --> 00:22:22,666
بين مارچ تا آوريل  تو واشنگتن هر سال
. فستيوالِ ساليانهِ شکوفه گيلاس برگزار ميشه

396
00:22:23,549 --> 00:22:26,884
. پاتريک ، تو منُ زيادي زيرک در نظر گرفتي

397
00:22:26,918 --> 00:22:29,286
. خيلي کارت درسته . خيلي تاثيرگذاري

398
00:22:29,320 --> 00:22:31,054
. ممنون

399
00:22:33,430 --> 00:22:34,725
. بعداً ميبينمِت

400
00:22:34,759 --> 00:22:36,393
. خداحافظ

401
00:22:40,298 --> 00:22:42,132
. ليسبون

402
00:22:42,166 --> 00:22:44,601
. بيا تو بارِ هتل همديگه رو ببينيم

403
00:22:46,845 --> 00:22:49,573
. نوش . عزيزم ، اومدي . بما ملحق شو

404
00:22:49,607 --> 00:22:52,776
يه اتاقِ واسه خودمون
... گرفتم ، و اين دوستمون اينجا

405
00:22:52,844 --> 00:22:54,775
. " نووِلا "

406
00:22:54,776 --> 00:22:59,031
نووِلا . قراره کمکمون کنه
. يه سري کارهاي جديد بکنيم

407
00:22:59,032 --> 00:23:01,032
. نه ، اينطور نيست

408
00:23:02,053 --> 00:23:04,955
. با من راه بيا ، تِرِسا

409
00:23:12,160 --> 00:23:15,156
تو کاملاً ، خُب ، کاملاً
اهلِ ماجراجويي هستي ، درسته ؟

410
00:23:15,191 --> 00:23:16,184
، چون زنِ ... زنِ من

411
00:23:16,185 --> 00:23:19,126
. اون ... اون گهگاهي يه کم غيرعاديه

412
00:23:19,127 --> 00:23:20,854
. که تا حالا خوب بوده

413
00:23:20,855 --> 00:23:22,247
. بريم بالا و ببينيم

414
00:23:22,248 --> 00:23:25,060
. فقط بايد با هووي هماهنگ کنين

415
00:23:25,061 --> 00:23:28,386
! باشه . گارسون

416
00:23:28,387 --> 00:23:29,898
چه خدمتي از دستم ساخته است ؟

417
00:23:29,899 --> 00:23:31,247
يه بطري ديگه مشروبِ خوب ؟

418
00:23:31,248 --> 00:23:34,842
نه ، ممنون ... تو جاکشِ قضيه اي ؟

419
00:23:34,843 --> 00:23:36,999
. آهاي ! مودب باش

420
00:23:37,000 --> 00:23:39,254
. خُب ، پس بهت ميگم مديرِ اجرايي

421
00:23:39,255 --> 00:23:40,813
. يه دوستِ علاقه مند

422
00:23:40,814 --> 00:23:48,311
حالا هرچي . ما دوست داريم که اين شب نشيني کوچيکمون ببريم
طبقه بالا به يه جاي خلوت تر .نوولا گفت که با تو حرف بزنيم

423
00:23:49,920 --> 00:23:53,495
، اگه قراره هر دوتاتون باشين
. هزينه اَش بيشتر ميشه

424
00:23:57,214 --> 00:24:00,521
. قبوله . پولشُ اون ميده

425
00:24:01,596 --> 00:24:07,123
احتمالاً بايد بهتون ميگفتم که من
. مامورِ اداره تحقيقاتِ کاليفرنيا هستم

426
00:24:07,946 --> 00:24:09,986
. اون تفنگم داره . و دستبند

427
00:24:09,987 --> 00:24:11,784
صبر کنيد ، صبر کنيد . اين
. فريب کاريه . من يه وکيل ميخوام

428
00:24:11,785 --> 00:24:16,538
چيزي که تو ميخواي اينه که به اين عکس يه نگاهي
. بندازي و بگي که آيا اين مردُ ميشناسي يا نه

429
00:24:17,102 --> 00:24:19,576
. نُچ . تا حالا نديدمِش

430
00:24:21,358 --> 00:24:23,982
. ولي اون يارو ... اونُ ميشناسم

431
00:24:23,983 --> 00:24:27,222
چند شب پيش اينجا بود
. تا يه دختر اجاره کنه

432
00:24:27,257 --> 00:24:29,182
. نه . امکان نداره

433
00:24:29,183 --> 00:24:32,528
ببينيد ، من شايد آدمِ کاملي
. نباشم ، ولي بَد هم نيستم

434
00:24:32,562 --> 00:24:38,309
بعلاوه اينکه با حقوقي که من دارم -
. نميتونم سراغِ فاحشه ها برم ، باور کنيد
. واسه خودتون نه . براي رييستون ، براوا -

435
00:24:38,541 --> 00:24:42,753
... اين کارُ زياد براش ميکردين
جور کردن زن براشُ ميگم ؟

436
00:24:44,307 --> 00:24:47,457
. طرف مُرده

437
00:24:48,345 --> 00:24:51,578
آيا جداً ميخوايد آبروشُ ببريد ؟

438
00:24:51,579 --> 00:24:54,039
من نميخوام اعتبارِ
. کسي رو خراب کنم ، راسل

439
00:24:54,040 --> 00:24:57,044
. فقط بايد بدونم چي شده

440
00:24:57,754 --> 00:25:00,140
. ايلسا تو برکلي بود

441
00:25:00,955 --> 00:25:05,262
هکتور بهم زنگ زد و
. گفت که لطفي در حقش بکنم

442
00:25:06,328 --> 00:25:10,263
، خودش نميتونست بره تو بار
. چون ممکن بود يکي بشناسَتِش

443
00:25:10,298 --> 00:25:13,771
. ممکن بود يکي تو رو بشناسه -
. هيچکس نشناخت -

444
00:25:14,071 --> 00:25:15,799
. شانس آوردم

445
00:25:15,800 --> 00:25:18,073
. واسَت سخت بود

446
00:25:18,627 --> 00:25:19,963
. بله

447
00:25:20,692 --> 00:25:23,706
بله ، راحتتر بود اگه اون کلاً
... بيخيال اين قضيه ميشد ، ولي

448
00:25:24,864 --> 00:25:29,503
ببنيد ، تمومِ کاري که من ميتونستم
. بکنم اين بود که نزارم گير بيوفته

449
00:25:29,504 --> 00:25:32,013
چيزي هست که در موردِ دختره به ما بگي ؟

450
00:25:32,014 --> 00:25:37,159
. فکر کنم اسمش ... " کلرت " بود

451
00:25:37,193 --> 00:25:40,362
. کلرِت . فرانسويه

452
00:25:42,931 --> 00:25:46,438
براوا منظورش چي بود که
ميخواد اون منظم باشه ؟

453
00:25:46,439 --> 00:25:50,160
، خُب ، منظورم اينه که نه
، راستش منظم نشد ، چون مُرد

454
00:25:50,555 --> 00:25:53,885
ولي ميخواست هر پنج شنبه
. بعدازظهر همديگه رو ببينيم

455
00:25:53,886 --> 00:25:55,886
. يه خونه تو " اوکلند " داشت . خودش بهم گفت

456
00:25:55,887 --> 00:25:57,418
آدرسشُ دارين ؟

457
00:25:57,419 --> 00:26:00,251
. بله . و کليدشُ هم دارم

458
00:26:01,108 --> 00:26:03,822
. فکر کنم اين سمتِ چپيِ باشه -
. آره -

459
00:26:04,231 --> 00:26:08,061
خانهِ ديگر هکتور براوا در اوکلند

460
00:26:17,902 --> 00:26:20,436
... خُب تو تا حالا

461
00:26:20,471 --> 00:26:22,005
... ميدوني

462
00:26:22,039 --> 00:26:23,773
. پول واسه سکس دادم ؟ نه

463
00:26:23,808 --> 00:26:25,441
آره . عجيبه ، درسته ؟

464
00:26:25,778 --> 00:26:28,511
. عجيب ؟ نه . گرونه

465
00:26:32,544 --> 00:26:35,376
. اينُ ببين

466
00:26:35,682 --> 00:26:37,337
" . کارمِن "

467
00:26:38,189 --> 00:26:39,789
. خودشه

468
00:26:39,824 --> 00:26:41,491
چي پيدا کردين ؟

469
00:26:41,525 --> 00:26:43,019
خُب ، ما شماره تلفنِ
. کارمِنُ رَديابي کرديم

470
00:26:43,020 --> 00:26:45,311
مالِ يه آپارتمانه که با نامِ
. سالي آلوارز " اجاره شده "

471
00:26:45,312 --> 00:26:47,482
پس کارمِن اسمي بوده که واسه
کار اَزش استفاده ميکرده ؟

472
00:26:47,483 --> 00:26:50,397
آلوارز چند بار بخاطرِ تحريک به انجامِ جرم
. بازجويي شده ، يه بار هم بخاطرِ يدِّ تصرف

473
00:26:50,452 --> 00:26:52,222
، حدوِ يه ماه پيش از اون آپارتمان رفت

474
00:26:52,223 --> 00:26:55,126
ولي صندوقِ پستيش آدرسِ تا يه
. هفتهِ پيششُ در اختيارمون گذاشته

475
00:26:55,127 --> 00:26:56,942
. به برن سايد زنگ بزن
. بهش بگو ميام دنبالش

476
00:26:56,943 --> 00:27:02,437
رييس . يه " کارمِن رِيز " ي بوده که
. شبِ قبل از قتل ، دو بار به براوا زنگ زده

477
00:27:02,474 --> 00:27:04,367
. اسمشُ تو سيستم پيغام رساني هتل گذاشته

478
00:27:04,368 --> 00:27:08,086
گزارشي از تماسِ سالي آلوارز به هتل
. نيست ... چه از خونه اَش چه از موبايلش

479
00:27:08,240 --> 00:27:09,947
مبداء تماس کجا بوده ؟

480
00:27:09,948 --> 00:27:12,249
مُتلِ " سانسِت هوريزون
. " موتور " در " سَن دِسيدرا

481
00:27:12,284 --> 00:27:14,686
يه کارِمن رِيز دو روز پيش
. رفته اونجا . هنوز اونجاست

482
00:27:14,708 --> 00:27:16,886
باشه . پس دو تا آدرس داريم
. که اونجاها دنبالش بگرديم

483
00:27:16,887 --> 00:27:19,126
. يا دو تا کارمِن داريم

484
00:27:19,127 --> 00:27:20,269
دو تا کارمِن ؟

485
00:27:20,270 --> 00:27:23,294
. دو تا کارمِن -
يعني چي ، دو تا کارمِن ؟ -

486
00:27:23,328 --> 00:27:25,396
. خُب ، يعني که اوضاع داره جالب ميشه

487
00:27:25,430 --> 00:27:27,438
. خوبه ، بشرطي که براي تو جالب باشه

488
00:27:27,439 --> 00:27:29,800
. من با وَن پلت ميرم

489
00:27:32,938 --> 00:27:36,040
... اين هتل يه حالتِ خاصي داره

490
00:27:36,074 --> 00:27:40,277
مدلِ قديمي و نامشروع ، هر
. دو حالتُ در يک زمان داره

491
00:27:40,312 --> 00:27:42,146
اون يه دعوته ؟

492
00:27:42,180 --> 00:27:45,416
، وايسا . خوبه ، اينُ ببين
. عينه اَجلِ معلق پيداش شد

493
00:27:45,922 --> 00:27:48,180
. يه روح بهم گفت که اينجا هستي

494
00:27:48,181 --> 00:27:49,887
جدي ؟

495
00:27:49,921 --> 00:27:51,755
. نه . ليسبون بهم گفت

496
00:27:53,412 --> 00:27:55,693
. طبقهِ بالا . اتاقِ 204

497
00:27:55,727 --> 00:27:57,200
گريس ، کريستينا رو ميشناسي ؟ -
. آره -

498
00:27:57,210 --> 00:27:58,330
. سلام -
. سلام -

499
00:27:58,700 --> 00:28:00,709
قدرت هاي روحيت بهت گفت که بياي ؟

500
00:28:00,710 --> 00:28:03,370
يه حسي داشتم که شما تو اين
. پرونده به يه جايي ميرسيد

501
00:28:03,510 --> 00:28:06,662
فکر کنم تو فقط روزِ
. مامور ون پلتُ سختتر کردي

502
00:28:06,715 --> 00:28:08,506
. ما دنبال کارمن رِيز ميگرديم

503
00:28:08,507 --> 00:28:10,274
. راستش ، ما دو تا آدرس اَزش داريم

504
00:28:10,275 --> 00:28:13,021
. اينجا يکي از آدرس هاشه
. اسمِ واقعيش سالي آلوارزه

505
00:28:13,022 --> 00:28:16,079
. سالي آلوارز . اون اسمُ ميشناسم

506
00:28:16,080 --> 00:28:17,906
. همين يه مدت پيش با من ارتباط برقرار کرد

507
00:28:17,907 --> 00:28:20,004
. اون مُرده

508
00:28:21,755 --> 00:28:24,321
. مطمئنم که هنوز تو اتاقه

509
00:28:25,824 --> 00:28:27,560
سالي ؟

510
00:28:27,849 --> 00:28:28,935
سالي ؟

511
00:28:28,945 --> 00:28:30,345
. بازش کن

512
00:28:31,790 --> 00:28:33,864
. عقب بايستيد ، آقا

513
00:28:37,302 --> 00:28:39,136
. اونُ افتاده

514
00:28:43,875 --> 00:28:46,176
. سلام ، چوو -
. سالي آلوارزُ پيدا کرديم -

515
00:28:46,211 --> 00:28:47,625
. حدودِ 6 ساعته که مُرده

516
00:28:47,626 --> 00:28:48,995
. علتِ مرگ ضربه با جسمِ سخت به سَر بوده

517
00:28:48,996 --> 00:28:52,402
. مُرده ؟ خداي من . جالبه

518
00:28:52,403 --> 00:28:53,731
چرا ؟

519
00:28:53,732 --> 00:28:56,387
کريستينا فراي گفتش که اون
. مُرده . پيش بيني کرده بود

520
00:28:56,421 --> 00:28:57,694
جدي ؟ -
. آره -

521
00:28:57,695 --> 00:28:58,938
. ميشه بديش من ؟ ممنون

522
00:28:58,939 --> 00:29:01,671
چوو ، لطفاً اين حرفهاي
. بي معني رمزي رو باور نکن

523
00:29:01,672 --> 00:29:03,229
. گريسِ ساده سرنخُ داره خراب ميکنه

524
00:29:03,230 --> 00:29:04,899
. حق با من بود . دو تا کارمِن وجود داشت

525
00:29:04,900 --> 00:29:06,569
جدي ؟

526
00:29:06,570 --> 00:29:09,089
. درسته ، و کارمِنِ واقعي الان پيشِ ماست

527
00:29:09,090 --> 00:29:12,482
. کارمن رِيز

528
00:29:12,483 --> 00:29:15,339
. اداعا ميکنه که دخترِ هکتور براوا ست

529
00:29:18,795 --> 00:29:21,763
يه سال پيش ، تشخيص
. دادن که مادرم سرطان داره

530
00:29:21,764 --> 00:29:24,669
. بسرعت بيماري بدتر ميشد

531
00:29:24,670 --> 00:29:27,113
. تو کمتر از يه ماه مُرد

532
00:29:27,668 --> 00:29:30,963
قبلِ اينکه بميره ، بهم
. گفت که هکتور براوا پدرمه

533
00:29:30,964 --> 00:29:34,467
و بعد از خاکسپاريِ
. مادرم ، بهش نامه نوشتم

534
00:29:34,834 --> 00:29:36,906
. هيچوقت جوابِ نامه اَمُ نداد

535
00:29:36,907 --> 00:29:41,095
. فکر کردم که شايد مادرمُ فراموش کرده

536
00:29:41,096 --> 00:29:43,697
، بهش نامه زدم که چيزي اَزش نميخوام

537
00:29:43,698 --> 00:29:45,743
. فقط ميخوام کسي رو که پدرمه ببينم

538
00:29:45,744 --> 00:29:47,448
بازم جوابتُ نداد ؟

539
00:29:49,263 --> 00:29:52,245
. يه جايي ديدم که قراره اينجا سخنراني کنه

540
00:29:53,838 --> 00:29:56,206
فکر کردم که برم از
. رو به رو باهاش حرف بزنم

541
00:29:56,207 --> 00:29:57,907
. عصباني بودي

542
00:29:57,942 --> 00:29:59,222
. ميخواستم باهاش حرف بزنم

543
00:29:59,223 --> 00:30:00,849
حرف زدي ؟

544
00:30:01,947 --> 00:30:03,899
کي ؟

545
00:30:03,900 --> 00:30:05,770
صبحي که مُرد ؟

546
00:30:05,771 --> 00:30:08,195
. شبِ قبلش

547
00:30:08,196 --> 00:30:10,153
. رفتم سوييت اِش

548
00:30:10,187 --> 00:30:12,488
چه اتفاقي افتاد ؟

549
00:30:12,687 --> 00:30:14,818
. گذاشت برم داخل

550
00:30:15,260 --> 00:30:17,711
، دوستانه برخورد کرد

551
00:30:17,712 --> 00:30:21,009
. تا وقتي که بهش گفتم دخترشَم

552
00:30:21,010 --> 00:30:26,302
. خيلي ناراحت و عصباني شد

553
00:30:26,516 --> 00:30:28,972
. گفت که ممکن نيست من دخترش باشم

554
00:30:29,006 --> 00:30:30,895
، گفت ، قبلاً دخترشُ ديده

555
00:30:30,896 --> 00:30:34,408
. و من ميخوام کلاهبرداري بکنم

556
00:30:34,409 --> 00:30:38,275
. رنگش پريد و بشدت ناراحت شد

557
00:30:38,276 --> 00:30:44,036
منُ از اتاق انداخت بيرون و
. درُ قفل کرد ، خُب منم رفتم

558
00:30:48,041 --> 00:30:50,426
و اون آخرين باري بود که ديديش ؟

559
00:30:52,396 --> 00:30:55,231
. تو اخبار شنيدم چي شده

560
00:30:56,734 --> 00:30:58,635
. نميدونستم چيکار کنم

561
00:30:58,669 --> 00:31:00,703
چي ؟ SMS اون

562
00:31:00,738 --> 00:31:02,105
تو فرستاديش ؟

563
00:31:02,172 --> 00:31:05,196
. من موبايل ندارم

564
00:31:05,197 --> 00:31:07,428
خُب اون حقيقتُ ميگه ؟

565
00:31:07,429 --> 00:31:08,978
. مطمئن نيستم

566
00:31:09,013 --> 00:31:11,007
. روحِ براوا به شدت قاطي کرده

567
00:31:11,008 --> 00:31:14,961
. نميتونم بطور شفاف بفهمم چي ميگه -
از چه ارتباطي استفاده ميکني ، تلفني ؟ -

568
00:31:15,850 --> 00:31:18,282
، سوالِ من اينه که داره راستشُ ميگه

569
00:31:18,283 --> 00:31:21,522
چرا سالي آلوارز وانمود
کرده که کارمن ريز هستش ؟

570
00:31:21,523 --> 00:31:22,877
. با بيگِ لو حرف زدم

571
00:31:22,878 --> 00:31:27,233
اون ليستِ همه مراسلاتِ کاري رو نگه داشته ولي
. نامه هاي شخصي براوا رو کاري باهاشون نداشته

572
00:31:27,268 --> 00:31:29,294
راهي وجود نداره که
. بفهميم داستانش درسته يا نه

573
00:31:29,295 --> 00:31:31,327
. اگه براوا پدرش بوده ، انگيزه داشته

574
00:31:31,328 --> 00:31:33,611
. فقط اون نيست که انگيزه داشته

575
00:31:36,411 --> 00:31:39,013
. هيچوقت نتونستم بچه دار بشم

576
00:31:41,349 --> 00:31:42,961
واقعيت داره ؟

577
00:31:42,962 --> 00:31:45,201
اون واقعاً دختر هکتوره ؟

578
00:31:45,202 --> 00:31:46,654
. نميدونيم ، خانم

579
00:31:46,688 --> 00:31:48,846
. بده DNA قبول کرده که تستِ

580
00:31:48,847 --> 00:31:50,687
. فکر کنم ممکنه راست گفته باشه

581
00:31:50,688 --> 00:31:53,262
پس فکر ميکنيد اوني که ممکنه
هکتورُ کشته باشه اونه ؟

582
00:31:53,263 --> 00:31:55,805
خُب ، شايد ... و بعدش
. شايدَم شما بوده باشيد

583
00:31:55,806 --> 00:32:01,052
بايد بگم که ، خانم ، من ... سخته که آدم
. باور بکنه شما متوجه تغييرِ رفتارش نشده باشين

584
00:32:01,387 --> 00:32:07,235
بله ، ميدونستم . هکتور يه مردِ احساساتي و
. شجاع بود که خودشُ صرفِ کمک به ديگران ميکرد

585
00:32:07,372 --> 00:32:10,011
. عيب هاش هم بهمون اندازه بزرگتر بود

586
00:32:10,012 --> 00:32:12,719
و رفتارش براي شما موردي نداشت ؟

587
00:32:12,720 --> 00:32:14,847
. قبولش کرده بودم

588
00:32:14,848 --> 00:32:18,182
. خوبي هاش بيشتر از بدي هاش بود

589
00:32:18,787 --> 00:32:22,804
اگه بمن گفته بود ، شايد ميتونستم
. يه کاري بکنم که جلوشُ بگيرم

590
00:32:23,387 --> 00:32:25,769
شايد ميتونستم نجاتِش بدم ؟ -
واسه چي ؟ -

591
00:32:25,770 --> 00:32:31,423
چطور نميخواستين از دستِ بي بند و باري هاي جنسي ادامه
دارش و زندانِ زندگي زناشوئي بدونِ عشق راحت بشين ؟

592
00:32:31,446 --> 00:32:35,102
واقعيت نداره ! من همسرمُ دوست
! داشتم ، و اونم منُ دوست داشت

593
00:32:35,136 --> 00:32:37,666
خُب ، شايد الان بتونيم
. باهاش ارتباط برقرار کنيم

594
00:32:37,667 --> 00:32:39,377
تو ميتونستي اونکارُ بکني ، نه ؟

595
00:32:39,378 --> 00:32:42,260
. مطمئناً يه سري چيزها رو روشن ميکنه

596
00:32:43,662 --> 00:32:47,031
ميشه اونکارُ بکنيد ؟
ميشه با شوهرم حرف بزنيد ؟

597
00:32:47,032 --> 00:32:48,303
. بله ، ايلسا

598
00:32:48,304 --> 00:32:51,018
داري چيکار ميکني ؟ -
بنظر مياد دارم چيکار ميکنم ؟ -

599
00:32:52,620 --> 00:32:55,055
. باشه ، پس ون پلت کارمِنُ مياره

600
00:32:55,090 --> 00:32:57,091
. ريگسبي قراره ريچارد بيگِ لو رو بياره

601
00:32:57,125 --> 00:33:00,094
. چوو قراره طريق شريف و استيسي رو بياره

602
00:33:00,128 --> 00:33:01,628
. پس همه چيز آماده است

603
00:33:01,663 --> 00:33:02,955
واسه چي آماده است ؟

604
00:33:02,956 --> 00:33:07,051
واسه اينکه کريستينا فراي با روحِ
. هکتور براوا ارتباط برقرار کنه

605
00:33:07,086 --> 00:33:09,136
به همه کساني که در گذشته
. باهاش ارتباط داشتن نياز دارم

606
00:33:09,170 --> 00:33:12,812
... باشه . خُب ، فکر کنم

607
00:33:12,822 --> 00:33:15,097
حالا گوش کن ، فقط مطمئن شو
. که روحِ براوا تشنه انتقامه

608
00:33:15,143 --> 00:33:16,668
، ميخوايد قاتلُ طلسم کنه

609
00:33:16,669 --> 00:33:17,954
. ميدوني منظورم چيه که ؟ از اينجور چيزها

610
00:33:17,955 --> 00:33:20,949
. و از اونجا به بعدش با من -
. نميتونم اينکارُ بکنم -

611
00:33:21,217 --> 00:33:24,244
. معلومه که ميتوني . دروغِ مصلحتيه

612
00:33:24,245 --> 00:33:27,565
فقط ميتونم با روحِ هکتور براوا ارتباط
. برقرار کنم و اونچيزي رو که ميخواد بگم

613
00:33:27,566 --> 00:33:30,769
بغير از اين ميشه سوءاستفاده
. از استعدادي که دارم

614
00:33:36,196 --> 00:33:36,998
همه چيز رو به راهه ؟

615
00:33:36,999 --> 00:33:39,666
. آره . همه چي خوبه . عاليه

616
00:33:42,137 --> 00:33:43,965
حالا شروع ميکنيم ؟

617
00:33:43,966 --> 00:33:44,734
. تقريباً

618
00:33:44,735 --> 00:33:47,512
. من درُ باز ميکنم

619
00:33:47,513 --> 00:33:49,605
. خوش اومديد

620
00:33:49,606 --> 00:33:52,146
. بياين تو

621
00:33:52,355 --> 00:33:54,314
. ممنون که اومديد

622
00:33:55,749 --> 00:33:57,349
. اين درخواستِ شوهرتون بود

623
00:33:59,726 --> 00:34:02,272
. دخترِ شوهرتون

624
00:34:13,628 --> 00:34:15,592
. خُب ، ممنون از همه که اومدين

625
00:34:15,593 --> 00:34:17,794
. پاتريک منُ کمک ميکنه

626
00:34:17,795 --> 00:34:19,314
، خُب براي اينکه اينکارُ بکنيم

627
00:34:19,315 --> 00:34:22,513
. از همه ميخوام که آروم باشن و تمرکز کنن

628
00:34:22,514 --> 00:34:25,593
اَزتون ميخوام که به
. شمع وسطِ ميز نگاه کنين

629
00:34:25,594 --> 00:34:30,245
روي شعله زوم کنيد و
. روي هکتور تمرکز کنيد

630
00:34:45,890 --> 00:34:49,492
. حالا ... اون اينجاست

631
00:34:52,442 --> 00:34:54,228
. ميتونم احساسش کنم

632
00:34:55,766 --> 00:34:58,535
... هکتور

633
00:34:58,569 --> 00:35:02,739
مي خواي که با کي حرف بزنم ؟

634
00:35:06,430 --> 00:35:08,096
. قاتل اينجاست

635
00:35:12,496 --> 00:35:14,278
... حالا اين

636
00:35:14,279 --> 00:35:16,918
... هکتور براوا ميگه که

637
00:35:16,919 --> 00:35:19,854
. انتقامي گرفته خواهد شد

638
00:35:20,279 --> 00:35:24,192
خونت قبل از ... بالا
. آمدن خورشيد ريخته خواهد شد

639
00:35:25,196 --> 00:35:29,299
. حسش ميکنم

640
00:35:31,969 --> 00:35:34,103
. من ... من تقريباً يه تصوير ميبينم

641
00:35:34,138 --> 00:35:36,320
. من - من ... تيره و تاره

642
00:35:38,176 --> 00:35:41,064
... اون

643
00:35:41,821 --> 00:35:43,586
... اون مثلِ اينکه اون ميتونه فقط

644
00:35:43,587 --> 00:35:44,775
. هکتور . هکتور ، صبر کن

645
00:35:44,776 --> 00:35:46,949
. وايسا . نرو

646
00:35:46,950 --> 00:35:49,185
. قاتلُ نشونمون بده

647
00:35:49,617 --> 00:35:51,488
. اونجاست

648
00:35:51,791 --> 00:35:54,279
. يه دَر

649
00:35:54,280 --> 00:35:57,746
" . فقظ پرسنل "

650
00:35:57,747 --> 00:36:00,093
. و يه راهروي خالي

651
00:36:01,133 --> 00:36:05,044
... صداي قدم هاي پا ... نزديک ميشه

652
00:36:05,811 --> 00:36:07,279
... نزديک ميشه

653
00:36:10,107 --> 00:36:12,675
. من تو رو ميبينم

654
00:36:14,047 --> 00:36:15,144
. ببخشيد

655
00:36:15,179 --> 00:36:17,080
. رفيق ، منُ تا سَرحدِ مرگ ترسوندي

656
00:36:17,114 --> 00:36:18,675
. اشکالي نداره . ميتوني آروم باشي ،بيگِ لو

657
00:36:18,676 --> 00:36:22,386
. تموم شد . ميدونم کارِ تو بوده

658
00:36:22,387 --> 00:36:24,542
چي ، چون عصبي شدم و
از روي صندليم افتادم ؟

659
00:36:24,543 --> 00:36:26,580
، چون تو مراسلاتِ براوا رو اداره ميکردي

660
00:36:26,581 --> 00:36:28,973
تو اولين کسي بودي که
نامهِ کارمِنُ خوندي ، آره ؟

661
00:36:28,974 --> 00:36:32,247
تو برنامه ريختي که براوا و سالي با هم باشن
، و سالي رو وادار کردي که وانمود کنه کارمِنه

662
00:36:32,503 --> 00:36:36,656
و بعد به براوا گفتي که -
. با دخترِ خودش سکس داشته
. خداي من -

663
00:36:37,501 --> 00:36:40,403
، و بعدش کارمن واقعي پيداش شد

664
00:36:40,437 --> 00:36:46,147
و بعدش اون پيغام تقلبي رو فرستادي ،
. و وقتي که براوا اومد اونجا ، کُشتيش

665
00:36:46,192 --> 00:36:48,992
و سالي آلوارزِ بدبختُ
. کشتي تا رَدِ خودتُ مخفي کني

666
00:36:50,692 --> 00:36:53,816
. و حالا تاوانِ جنايتي رو که کردي پس ميدي

667
00:36:53,851 --> 00:36:56,601
خونت قبل از بالا آمدن
. خورشيد ريخته خواهد شد

668
00:36:56,602 --> 00:36:59,557
. اون قسمتشُ من مطمئن نيستم

669
00:37:06,603 --> 00:37:08,436
. نامه اومد

670
00:37:08,582 --> 00:37:11,682
... فقط غير منتظره . فقط يه

671
00:37:11,683 --> 00:37:15,531
نامه که نشون ميداد براوا
، بيست سال پيش يه رابطه داشته

672
00:37:15,916 --> 00:37:17,598
. اسمِ يه زن و مکانشُ گفته بود

673
00:37:17,599 --> 00:37:20,144
و اون از طرفِ کارمن ريز
. اومده بود . کارمن واقعي

674
00:37:21,616 --> 00:37:24,638
اون همه اطلاعاتي رو که ميخواستي بهت
داد ... اطلاعاتي در موردِ رابطه اي

675
00:37:24,639 --> 00:37:27,230
. که فقط براوا و مادرِ کارمن ميدونستن

676
00:37:27,231 --> 00:37:30,422
درسته ؟ -
. آره -

677
00:37:37,898 --> 00:37:40,396
خُب چرا اون کارُ کردي ؟

678
00:37:40,805 --> 00:37:43,280
چرا يه آدم اون همه عذاب دادي ؟

679
00:37:44,955 --> 00:37:46,063
بخاطرِ پول بود ؟

680
00:37:46,064 --> 00:37:49,833
يا فقط ميخواستي براوا رو
تحتِ سلطه خودت دَر بياري ؟

681
00:37:50,216 --> 00:37:52,809
ميدونيد که من کارهاي تحقيقاتي
براوا رو انجام مي دادم

682
00:37:52,843 --> 00:37:57,526
و قرارش با زنها ، براي مدت 5 سال ؟

683
00:37:57,527 --> 00:38:02,521
و فکر ميکنيد تا حالا يه
بار هم از من تشکر کرده ؟

684
00:38:02,976 --> 00:38:04,873
گفته باشه ، " ببخشيد " ؟

685
00:38:04,874 --> 00:38:09,564
گفته باشه ، " ميخوام يه روزي اينکارها
با انتخاب خودت باشه ، راسل " ؟

686
00:38:09,787 --> 00:38:14,767
من سالي رو از يه فاحشه خونه
. تو کاليفرنياي شمالي ميشناختم

687
00:38:14,969 --> 00:38:17,466
، بهش گفتم که اگه وانمود کنه کارمِن هستش

688
00:38:17,467 --> 00:38:20,041
ميتونيم از براوا اَخاذي
. کنيم و پولُ تقسيم کنيم

689
00:38:20,042 --> 00:38:25,083
نامه همه اون اطلاعاتي رو که واسه قبولوندن
. اين قضيه به براوا لازم داشتيم بهمون داد

690
00:38:25,287 --> 00:38:29,363
... و اون آدمي نبود که سوال پيچ کنه ، پس

691
00:38:31,924 --> 00:38:33,806
. بعدش کارمن واقعي پيداش شد

692
00:38:33,807 --> 00:38:35,151
. آره

693
00:38:35,152 --> 00:38:38,154
وقتي که کارمنِ اتاقِ هکتور
، ترک کرد فوراً بمن زنگ زد

694
00:38:38,188 --> 00:38:41,750
. قاطي کرده بود . پس خودم زدم به اون راه

695
00:38:41,751 --> 00:38:46,779
ولي صبحِ روزِ بعد بهم زنگ زد
" . و گفت که " بايد حرف بزنيم

696
00:38:46,814 --> 00:38:48,563
. کاملاً معلوم بود که فهميده بود

697
00:38:48,564 --> 00:38:52,683
SMS پس تو رفتي به هتل و بهش
. زدي که بياد تو راهروي خدمهِ هتل

698
00:39:13,615 --> 00:39:17,294
من فقط ... من فقط
. ميخواستم اونُ ساکت نگه دارم

699
00:39:17,295 --> 00:39:21,531
و سالي آلوارز ؟ بايد
اونم ساکت ميکردي ، درسته ؟

700
00:39:24,133 --> 00:39:27,466
. ميدونيد ، من واقعاً يه جستجوگر خوب بودم

701
00:39:27,467 --> 00:39:29,538
. مطمئنم

702
00:39:39,483 --> 00:39:41,885
مامور ون پلت ميخواستين ، منُ ببنيد ؟

703
00:39:41,919 --> 00:39:43,552
. آره . سلام ، کارمن

704
00:39:43,553 --> 00:39:45,867
فقط ميخواستن چند تا موردِ
. تو اظهارنامه اَت چِک کنم

705
00:39:45,868 --> 00:39:47,514
. بريم تو آشپزخونه

706
00:39:55,533 --> 00:39:57,133
... خُب

707
00:39:58,836 --> 00:40:00,870
. از کار کردن باهات خوشحال شدم

708
00:40:00,905 --> 00:40:02,839
. آره

709
00:40:02,873 --> 00:40:04,624
. آره ، کارت اونجا خيلي خوب بود

710
00:40:04,625 --> 00:40:05,816
داشتي تقريباً من با اون حرفت يکم سرکار

711
00:40:05,817 --> 00:40:09,599
مي زاشتي ، " نميتونم از استعدادم بخاطر ترس از
" . اونچيزي که ممکنه اتفاق بيوفته ، سوءاستفاده کنم

712
00:40:09,600 --> 00:40:11,359
. اونکاري رو که گفتم انجام دادم

713
00:40:11,360 --> 00:40:15,102
اونچيزي رو که ارواح بهم گفتن
. گفتم ، نه هيچ جيزِ ديگه اي

714
00:40:15,103 --> 00:40:16,849
جدي ؟

715
00:40:17,722 --> 00:40:20,045
تا حالا منُ نشناختي ؟

716
00:40:20,046 --> 00:40:23,233
نميدوني که در موردِ
چنين چيزهايي دروغ نميگم ؟

717
00:40:23,234 --> 00:40:25,674
. خانمِ فراي ، خيلي ازتون ممنونم

718
00:40:25,675 --> 00:40:27,770
اين پرونده رو بدونِ کمکِ
. شما نميتونستيم حل کنيم

719
00:40:27,771 --> 00:40:29,866
. خُب ، اين جاي بحث داره

720
00:40:29,976 --> 00:40:31,445
. قابلي نداشت

721
00:40:31,446 --> 00:40:34,782
با اين وجود ، بايد بگم که
. بنظر مياد که ارواح اشتباه گفتن

722
00:40:34,783 --> 00:40:37,350
فکر کنم مُردن هم باعثِ
. مصون شدن از خطا نميشه

723
00:40:37,351 --> 00:40:38,665
خُب ، منظورتون چيه ؟

724
00:40:38,666 --> 00:40:41,277
. قاتل دستگير شد ، و عدالت اجرا شد

725
00:40:41,312 --> 00:40:43,146
. آره . ولي خوني ريخته نشد

726
00:40:43,180 --> 00:40:45,796
. و ببنيد ، اون دقيقاً اونجاست

727
00:40:45,797 --> 00:40:49,171
! قاتل

728
00:40:57,959 --> 00:41:01,097
. بي خيال

729
00:41:03,768 --> 00:41:05,568
. اون بدشانسي بود

730
00:41:05,603 --> 00:41:06,836
. اعتراف کن

731
00:41:06,871 --> 00:41:08,045
. اگه تو بخواي

732
00:41:08,046 --> 00:41:10,089
. ميدونم

733
00:41:10,090 --> 00:41:13,186
. مُرده مُرده ديگه
. نميتوني باهاشون حرف بزني

734
00:41:13,187 --> 00:41:15,493
. ولي بازم من ميتونم

735
00:41:16,113 --> 00:41:18,586
... آره

736
00:41:19,450 --> 00:41:21,951
. تو خيلي کارت خوبه

737
00:41:22,304 --> 00:41:23,953
. من از اين طرف ميرم

738
00:41:23,988 --> 00:41:26,317
. باشه . خوشحال شدم که دوباره ديدمت

739
00:41:26,318 --> 00:41:28,136
. منم همينطور

740
00:41:28,425 --> 00:41:30,560
. خداحافظ

741
00:41:31,203 --> 00:41:33,639
کريستينا ؟ -
. بله -

742
00:41:34,131 --> 00:41:35,832
با " کاف " درسته ، آره ؟

743
00:41:35,866 --> 00:41:37,534
. بله

744
00:41:39,303 --> 00:41:41,841
مي خواي بريم يه قهوه بخوريم ؟

745
00:41:41,842 --> 00:41:45,176
خودم چاي ميخورم ، ولي تو
. هرچقدر دوست داري قهوه بخور

746
00:41:45,244 --> 00:41:47,076
. آره ، دوست دارم

747
00:41:47,077 --> 00:41:50,113
... ولي الان نميتونم . من
. من بايد يه جاي ديگه برم

748
00:41:50,147 --> 00:41:52,335
شايد يه وقتِ ديگه ؟

749
00:41:52,336 --> 00:41:53,837
. يه وقتِ ديگه

750
00:41:53,838 --> 00:41:56,315
. ببخشيد ، " شايد " نه . حتماً

751
00:41:56,316 --> 00:41:58,141
. بزودي

752
00:41:58,889 --> 00:42:00,990
. بهم زنگ بزن

753
00:42:15,092 --> 00:42:18,969
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]
