1
00:00:02,971 --> 00:00:29,993
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:31,614 --> 00:00:33,156
. ببخشيد

3
00:00:34,184 --> 00:00:36,154
اين چه نوع درختيه ؟

4
00:00:36,154 --> 00:00:38,959
. نميدونم

5
00:00:38,960 --> 00:00:41,162
. بويِ خوبي ميده

6
00:00:41,163 --> 00:00:42,866
پس بچه‌ي اينجا نيستيد ؟

7
00:00:42,866 --> 00:00:44,369
. هشت کيلومتري اينجا بدنيا اومدم

8
00:00:44,369 --> 00:00:48,109
. فقط در مورده درخت‌ها چيزي نميدونم

9
00:00:56,289 --> 00:00:59,094
. ممنون

10
00:01:01,366 --> 00:01:03,735
. اسمش " جاستين پرنتيس " هستش

11
00:01:03,736 --> 00:01:05,707
... دانش آموز يه مدرسه غيرانتفاعي در

12
00:01:05,707 --> 00:01:07,643
. چند کليومتري اينجا بوده

13
00:01:07,643 --> 00:01:10,046
، ساعت 6 امروز صبح متوجه گُم شدنش شدن

14
00:01:10,046 --> 00:01:12,083
... دستگاه ردياب الکترونيکي که روي قوزک

15
00:01:12,084 --> 00:01:14,587
پاش نصب بوده رو فعال کردن ، ساعت
. هشت اينجا پيداش کردن و بهمون زنگ زدن

16
00:01:14,588 --> 00:01:17,793
زمان تقريبي مرگش رو هنوز نداريم ؟ -
... پزشکيه قانوني زمان مرگش رو بين -

17
00:01:17,794 --> 00:01:19,630
. دَه تا يک ديشب اعلام کرده

18
00:01:19,630 --> 00:01:21,267
مي‌خواستم وقتي که کار تيم تجسس تموم شد

19
00:01:21,267 --> 00:01:24,138
، بيارمش پايين ، ولي بنابردرخواست شما

20
00:01:24,138 --> 00:01:26,742
. بهش دست نزديم -
. اوه ، ما زياد اينجا طولش نميديم -

21
00:01:26,743 --> 00:01:29,948
. بمحض اينکه کارمون تموم شد ، جسد رو در اختيارتون ميذاريم -
اين النگو دور قوزکش ، جريانش چيه ؟ -

22
00:01:29,949 --> 00:01:34,757
. سواله خوبيه
آقاي " مک لين " ؟

23
00:01:37,495 --> 00:01:40,265
اين مدير مدرسه
. " است ... " آشر مک لين

24
00:01:40,265 --> 00:01:43,105
. اين افراد از اداره سي.بي.آي هستن
... مي‌خوان بدونن چرا

25
00:01:43,106 --> 00:01:46,745
. دانش‌آموزتون يه وسيله ردياب الکترونيکي بهش وصل بوده

26
00:01:46,745 --> 00:01:50,250
، جاستين اخيراً از مدرسه فرار ميکرد
. به اين خاطر دستگاه رو بهش بستيم

27
00:01:50,250 --> 00:01:54,456
اين مدرسه دقيقاً چه نوع مدرسه‌ايِ ؟ -
. برايت آرچ " يک برنامه صحرايي " براي نوجوانان ناهنجار هستش -

28
00:01:54,457 --> 00:01:57,696
مثلِ کمپ‌هاي تابستاني ؟ -
. نه ، ما يه دبيرستان داراي مجوز هستيم -

29
00:01:57,697 --> 00:02:01,103
. دانش‌آموزها بطور متوسط براي يک سوال تو برايت آرچ مي مونن

30
00:02:01,103 --> 00:02:02,571
... ما در دانش‌آموزانمون ساختار و نظم رو

31
00:02:02,571 --> 00:02:04,909
با حضور در طبيعت بوجود مياريم

32
00:02:04,910 --> 00:02:08,516
البته در کنارش برنامه‌هاي دبيرستان‌هاي معمولي
رو هم دنبال مي‌کنيم

33
00:02:10,820 --> 00:02:14,459
. اه ، اون از تو خوشش نمياد و تو هم از اون خوشت نمياد

34
00:02:14,459 --> 00:02:16,629
چرا اينطوريه ؟

35
00:02:16,630 --> 00:02:19,000
. نظري ندارم

36
00:02:19,001 --> 00:02:21,638
کلانتر " برادي " ؟

37
00:02:21,639 --> 00:02:25,412
چرا اَزش خوشتون نمياد ؟ -
نمي‌دونم ، اين چه ارتباطي به موضوع داره ؟ -

38
00:02:25,412 --> 00:02:28,316
. فقط کنجکاوم -
. فکر کنم يه کم بايد احترام رو بيشتر رعايت کنيد -

39
00:02:28,317 --> 00:02:31,657
... احترام براي -
. اينجا يه بچه مُرده -

40
00:02:31,657 --> 00:02:33,459
. بله . بله ، مُرده

41
00:02:33,459 --> 00:02:36,397
. اون ديگه اهميتي نميده که من چطوري دارم با شما صحبت ميکنم

42
00:02:39,503 --> 00:02:41,073
. من قبلاً با سي.بي.آي كار نكرده بودم

43
00:02:41,073 --> 00:02:44,311
آيا همه واحدهاتون اينقدرلودِگي دَر ميارن ؟ -
. ما کارمون داره تموم ميشه -

44
00:02:44,312 --> 00:02:46,615
خوبه ، ولي همين الان تموم بشه ، بهتر نيست ؟

45
00:02:46,615 --> 00:02:50,221
تا بتونيم اين بچه رو از اينجا ببريم . اينطوري بهتر نيست ؟

46
00:02:50,222 --> 00:02:52,793
. آره . همين کارو مي‌کنيم

47
00:02:52,793 --> 00:02:55,598
. آره ، مي‌تونيد ببريدش
. مسايل اصلي رو پيدا کرديم

48
00:02:55,599 --> 00:02:58,269
اوه ، اين درسته ؟ اونقدر سريع ، ها ؟ -
. آااه ، آره -

49
00:02:58,270 --> 00:03:02,677
ميخوايد يادمون بدين چيکار کنيم ؟ -
... حدس ميزنم واحد تجسّس در اين مورد -

50
00:03:02,677 --> 00:03:04,780
. کلي چيز بهتون گفته باشه

51
00:03:04,781 --> 00:03:06,817
... قوزک و زانوهاش اينطور نشون ميده

52
00:03:06,818 --> 00:03:09,622
. که درگير يک مشاجره تن به تن شده

53
00:03:09,623 --> 00:03:12,193
. ضربه به سر ، باعث مرگش شده

54
00:03:12,194 --> 00:03:16,802
، ولي زمين اطرافش نسبتاً بهم نريخته

55
00:03:16,802 --> 00:03:18,838
... که نشون ميده دعوا

56
00:03:18,839 --> 00:03:23,045
يه جاي ديگه اتفاق افتاده ... احتمالاً تو سربالايي

57
00:03:23,046 --> 00:03:26,853
البته حيوانات زخمي سعي ميکنن  به‌ سمت سرپاييني
حرکت کنن

58
00:03:26,853 --> 00:03:28,956
شما اصلاً اطلاعاتِ دقيقي پيدا کردين ؟

59
00:03:28,957 --> 00:03:31,961
خُب ، يک واقعيت دقيق اينه که شما از آقاي مک لين
توي اينجا خوشتون نمياد

60
00:03:31,962 --> 00:03:34,867
چون اون يک عاشق درختان و يک ديوانه آزاديخواه هستش

61
00:03:34,868 --> 00:03:36,705
، شايد اون پيرو يه سري نظريات باشه

62
00:03:36,705 --> 00:03:38,773
، و از شما خوشش نمياد . چون شما کوتَه‌نظر

63
00:03:38,774 --> 00:03:41,479
. و يه دهاتي هستيد ... درحالي که لزوماً اينطوري نيستيد

64
00:03:41,479 --> 00:03:48,190
. اين چيزي که اون فکر مي‌کنه -
اين مسايل چه ربطي به اين پسر بيچاره داره ؟ -

65
00:03:48,592 --> 00:03:51,897
. ديشب ماه تو آسمون نبود ، پس شب خيلي تاريک بوده

66
00:03:51,897 --> 00:03:54,401
... جاستين با اين زخمي که داشته

67
00:03:54,402 --> 00:03:56,204
. نمي‌تونسته زياد دور شه

68
00:03:56,204 --> 00:03:58,608
... چِرک زيادي تو موهاش بود

69
00:03:58,609 --> 00:04:00,613
... و خيلي هم تو گوش‌هاش بود

70
00:04:00,613 --> 00:04:02,616
. و زير ناخن‌هاش هم بود

71
00:04:02,616 --> 00:04:04,620
، پس يه جاي نزديک بود

72
00:04:04,620 --> 00:04:06,990
، خيلي نزديک

73
00:04:06,991 --> 00:04:11,866
... يه نقطه‌اي بوده که يه نفر ، اااه

74
00:04:13,169 --> 00:04:15,505
. که يه نفر زنده بگورش کرده

75
00:04:15,505 --> 00:04:18,382
. اوه ، خداي من

76
00:04:19,478 --> 00:04:29,751
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

77
00:04:32,021 --> 00:04:33,871
! باشه ، باشه ، باشه

78
00:04:33,871 --> 00:04:36,353
. بشنيد ، بچه‌ها

79
00:04:36,354 --> 00:04:39,852
. بشينيد سرجاتون

80
00:04:39,852 --> 00:04:43,348
. بريم

81
00:04:47,370 --> 00:04:49,901
. مي‌دونم چند روزه گذشته ، روزاي سختي بوده

82
00:04:49,901 --> 00:04:52,401
. از دست دادن جاستين ، آزار دهنده‌ست

83
00:04:52,401 --> 00:04:55,998
... ولي مرگش نبايد باعث بوجود اومدن حالت

84
00:04:55,999 --> 00:04:58,331
. منفي در شما بشه

85
00:04:58,332 --> 00:05:04,097
. شما مي‌تونيد از اين تجربه درس عبرتي بگيريد

86
00:05:05,163 --> 00:05:06,695
. " برايان "

87
00:05:06,695 --> 00:05:09,562
... قربان ، هنوزم بايد روزِ جمعه مراسم آتشِ ترسناک

88
00:05:09,563 --> 00:05:13,360
رو انجام بديم ؟ -
. فکر کنم الام دلايلِ بيشتري براي انجامش داريم -

89
00:05:13,360 --> 00:05:16,492
. ما به يه درمانگر نياز داريم ، باشه ، گوش بدين ، بچه ها

90
00:05:16,493 --> 00:05:19,492
... غريبه‌هايي که اينجا مي‌بينيد کاراگاه‌هايي هستن

91
00:05:19,492 --> 00:05:23,656
. که پرونده جاستين رو دنبال مي‌کنن

92
00:05:23,656 --> 00:05:26,855
... اونا اينجا هستن تا بفهمن ، چه اتفاقي براش افتاده

93
00:05:26,856 --> 00:05:30,620
و از همتون مي‌خوام که به هر سوالي که اونا دارن

94
00:05:30,620 --> 00:05:32,753
. بخوبي جواب بدين

95
00:05:32,754 --> 00:05:34,785
بله ، بله ، بله ، بچه‌ها ؟

96
00:05:34,785 --> 00:05:37,851
! بله ، بله ، بله

97
00:05:37,852 --> 00:05:40,251
درسته که زنده به گورش کردن ؟

98
00:05:40,251 --> 00:05:43,649
. " آورين " -
. اوه ، آره ، درست شنيدي -

99
00:05:43,649 --> 00:05:46,714
کي اينکارو کرده ؟ -
. " کافيه ، " اليوت -

100
00:05:46,715 --> 00:05:49,748
. سريع همه بَرگردن سَره کلاس‌هاشون

101
00:05:49,748 --> 00:05:51,713
! داريم روشني روز رو از دست ميديم

102
00:05:51,714 --> 00:05:53,779
. شما بريد با مشاور صحبت کنيد

103
00:05:53,779 --> 00:05:55,079
. ما هم به مدير فشار مياريم ببينيم چي گيرمون مياد

104
00:05:55,080 --> 00:05:57,479
. با بچه‌ها آخره سَر صحبت مي‌کنيم -
. باشه -

105
00:05:57,480 --> 00:06:01,278
... آقاي مک لين ، مي خواستم -
. مامور ليسبون ، ببخشيد . آورين -

106
00:06:01,278 --> 00:06:06,109
ما فقط وقتي حرف مي زنيم که تشخيص
. بديم ارتباطي به بحث داشته باشه

107
00:06:07,109 --> 00:06:09,375
. باشه ؟ برو بيرون

108
00:06:09,375 --> 00:06:12,274
، از اون بابت متاسفم . خُب
. به " برايت آرچ " خوش اومدين

109
00:06:12,274 --> 00:06:14,704
ميشه ، اااه ، بريم دفتر من ؟

110
00:06:14,705 --> 00:06:16,539
. بله ، بله ، بله

111
00:06:16,539 --> 00:06:19,071
عزيزم ،  فقط سعي کن يه کم آروم باشي ، باشه ؟

112
00:06:19,072 --> 00:06:22,004
. همه چيزو مي‌فهميم . آروم باش -
تو يه حروم زاد‌ه‌اي . چه اتفاقي افتاد ؟ -

113
00:06:22,004 --> 00:06:25,768
چه اتفاقي افتاد ؟ چه غلطي کردي ؟ -
. آقاي پرنتس ... " ديويد " ، آروم باش -

114
00:06:25,768 --> 00:06:28,134
. بريد عقب ، آقا . حالا

115
00:06:28,135 --> 00:06:31,234
. اشکالي نداره

116
00:06:32,600 --> 00:06:35,694
. اين مَرد قرار بود حواسش به پسره من باشه

117
00:06:35,694 --> 00:06:37,622
. حفظ سلامتي دانش‌آموزها به عهده اونه

118
00:06:37,622 --> 00:06:40,548
. و اينکارو نکرد

119
00:06:40,549 --> 00:06:42,545
! اينکارو نکرد -
! ديويد -

120
00:06:42,545 --> 00:06:45,172
. آقاي پرنتيس ، بذاريد بريم با هم صحبت کنيم . از اينطرف

121
00:06:45,172 --> 00:06:48,964
. از اين طرف ، حالا

122
00:06:51,758 --> 00:06:54,185
چطوري با اين مدرسه آشنا شدين ؟

123
00:06:54,185 --> 00:06:56,712
... يکي از همکار‌هاي ديويد

124
00:06:56,713 --> 00:06:59,506
. که بچه اَش رو فرستاده بود اون مدرسه

125
00:06:59,506 --> 00:07:03,065
. و نتايج مثبتي از برنامه‌هاي اون مدرسه گرفته بودن

126
00:07:03,065 --> 00:07:04,628
جاستين بَد رفتاري داشت ؟

127
00:07:04,629 --> 00:07:07,291
. تو يک سالِ گذشته خيلي تغيير کرده بود

128
00:07:07,291 --> 00:07:10,384
... در اتاقُ رو خودش مي‌بست و غالباً لَجوج

129
00:07:10,384 --> 00:07:13,410
. کم حرف و تند مزاج ميشد

130
00:07:13,410 --> 00:07:15,272
. درمانش جواب نداد

131
00:07:15,273 --> 00:07:17,168
چه تند مزاجي‌هايي معمولاً انجام مي‌داد ؟

132
00:07:17,169 --> 00:07:20,660
. اغلب سَره من داد ميزد و پدرشو تهديد مي کرد

133
00:07:20,660 --> 00:07:22,123
فقط داد ميزد ؟

134
00:07:22,123 --> 00:07:24,518
بد رفتاري فيزيکي يا رفتار مجرمانه‌اي نداشت ؟

135
00:07:24,519 --> 00:07:27,147
. نه

136
00:07:30,206 --> 00:07:33,997
. خواهش مي‌کنم اوني که اينکارو باهاش کرده پيدا کنيد

137
00:07:33,997 --> 00:07:37,822
. خواهش مي‌کنم

138
00:07:38,854 --> 00:07:41,316
. بچه‌ها عاشق پَر و بال دادن به چنين چيزهايي هستن

139
00:07:41,316 --> 00:07:44,109
. اميدوارم هرچه زود تر حل بشه

140
00:07:45,374 --> 00:07:49,065
مي دونيد ، تو اين عکس شبيه " بِرت رينولدز " شدين ؟
« بِرت رينولدز : بازيگر مشهور آمريکايي »

141
00:07:52,391 --> 00:07:54,751
چند وقته که برايت آرچ تأسيس شده ؟

142
00:07:54,752 --> 00:07:56,148
. تقريباً دَه سالي ميشه

143
00:07:56,149 --> 00:07:58,078
و اون همه دانش‌آموزاتون بودن ؟

144
00:07:58,078 --> 00:08:00,605
. آره ، ما ميخوايم نسبت دانش‌آموز به مشاور رو پايين نگه داريم

145
00:08:00,606 --> 00:08:02,500
... اينطوري رو دانش‌آموزها بيشتر ميشه تمرکز کرد

146
00:08:02,500 --> 00:08:04,430
. و به توجه‌اي که نياز دارن ، ميرسن

147
00:08:04,431 --> 00:08:07,257
درسته . لِمِتون چيه ؟

148
00:08:08,225 --> 00:08:09,613
. متوجه نميشم

149
00:08:09,613 --> 00:08:11,209
. لِم ... راه تقلبتون ، راه گير انداختن مشتري

150
00:08:11,210 --> 00:08:14,418
چطوري والدين رو مُجاب ميکنين که بچه‌هاشون رو اينجا ثبت‌نام کنن ؟ -
. اوه ، در واقع نيازي به مجاب کردن نداريم -

151
00:08:14,419 --> 00:08:16,303
. اسمه مدرسه‌مون دهن به دهن مي‌گرده

152
00:08:16,415 --> 00:08:17,180
خيلي ساده است ، اينجا مثل يک انجمنِ طبيعت درماني مي‌مونه

153
00:08:17,181 --> 00:08:22,734
... که ، اه ، پسرها و دختراي مشکل دار

154
00:08:22,734 --> 00:08:24,163
... و داراي افت تحصيلي تشويق ميشن که با استعداد‌هاي دروني‌شون

155
00:08:24,163 --> 00:08:27,190
. ارتباط برقرار كنن -
چطوري تشويق ميشن ؟ -

156
00:08:27,191 --> 00:08:29,884
، بوسله قانون رقابت و نظم

157
00:08:29,885 --> 00:08:32,179
با ياد گرفتن مهارت‌هاي زندگي در صحرا و کارِ گروهي

158
00:08:32,180 --> 00:08:35,106
. در خلال زندگي در دامانِ طبيعت

159
00:08:35,107 --> 00:08:39,198
. حُقه خوبيه . برنامه خوبيه

160
00:08:41,161 --> 00:08:44,852
بله ، " کيسي " ؟ -
. اِم ، چاي‌تون رو آوردم -

161
00:08:44,852 --> 00:08:47,611
. اوه ، ممنون

162
00:08:56,194 --> 00:09:00,716
، اين دانش‌آموز يکي از ، اه . موفقيت هاي عالي ما بوده

163
00:09:00,717 --> 00:09:03,810
. حدود نُه ماه پيش در حالي که عصباني و بد رفتار بود ، اومد اينجا

164
00:09:03,810 --> 00:09:06,735
. بطرز جالبي متحول شد -
. در مورد جاستين بهم بگيد -

165
00:09:06,736 --> 00:09:09,696
چرا بهش دستگاه رَدياب بستين ؟

166
00:09:09,697 --> 00:09:13,288
. من اطراف رو نگاه کردم . کسِ ديگه اين وسيله بهش وصل نبود -
. جاستين فقط سه ماهه اومده اينجا -

167
00:09:13,289 --> 00:09:15,218
. هنوز تو فاز سرکشي بود

168
00:09:15,219 --> 00:09:17,979
... پريروز ، کمپ رو بدونِ اجازه واسه چند ساعت

169
00:09:17,979 --> 00:09:19,474
. تَرک کرده بود

170
00:09:19,475 --> 00:09:22,705
. قبول نکرد که بهمون بگه با کي و کجا رفته

171
00:09:22,705 --> 00:09:25,694
... جريمه‌اش هشت ساعت اتاق تنهايي

172
00:09:25,694 --> 00:09:29,738
. و بستن دستگاه ردياب براي ، آاااه ، دوهفته بود

173
00:09:29,739 --> 00:09:31,745
. بازداشت و قلاده سگ

174
00:09:31,746 --> 00:09:34,922
... آره ، اين‌کارتون واقعاً ، آاااه فکر کنم يه نوع تشويق براي کشفِ

175
00:09:34,922 --> 00:09:36,747
. استعداد‌هاي درو‌ني‌اش بوده

176
00:09:36,747 --> 00:09:42,810
ولي پدر و مادرشون خبر دارن که چنين کارهايي باهاشون مي‌کنيد ؟ -
. تو بروشور هست . صفحه سِه -

177
00:09:43,814 --> 00:09:47,124
پس بايد با مشکلات بچه‌گانه‌ي زيادي سَر و کله بزنيد

178
00:09:48,595 --> 00:09:49,798
... پس با بچه‌هايي که به هيچ عنوان

179
00:09:49,799 --> 00:09:52,473
حاضر نيستن که درست بشن ، چيکار مي‌کنيد ؟

180
00:09:52,474 --> 00:09:54,413
. اولاً ما مجبورشون نمي‌کنيم

181
00:09:54,413 --> 00:09:58,559
. ثانياً همه راه رو امتحان مي‌کنم -
پس وقتي که متوجه وقوع قتل شدين ، اسم فردِ خاصي به ذهنتون نرسيد ؟ -

182
00:09:58,559 --> 00:10:02,402
. نه -
اسم انجمن " زِد " به گوشتون نخورده ؟ -

183
00:10:02,403 --> 00:10:05,246
نه . چي هست ؟

184
00:10:06,483 --> 00:10:09,858
. مي‌خوام با دوستاي جاستين حرف بزنم

185
00:10:09,859 --> 00:10:12,893
. البته . تو کلاس درس " جِنکينس " بوده -
. عاليه -

186
00:10:12,893 --> 00:10:15,250
... فقط يادتون باشه که من يا يکي از معلم‌ها

187
00:10:15,251 --> 00:10:19,221
. بايد در حين گفتگو با دانش‌آموز ها حضور داشته باشيم

188
00:10:19,221 --> 00:10:21,415
اينکار درسته ؟ -
. قانونش اينه -

189
00:10:21,416 --> 00:10:23,514
جداً ؟

190
00:10:30,004 --> 00:10:36,886
اووه ، من از جنگل بدم مياد ؟ -
ترجيح مي‌دادي که با وَن پلت کاراي اداري رو انجام بدي ؟ -

191
00:10:36,886 --> 00:10:39,716
کي راضي ميشه بچه‌اش رو به چنين جايي بفرسته ؟

192
00:10:39,716 --> 00:10:41,601
. تازه ، اَرزون هم نيست

193
00:10:41,601 --> 00:10:43,715
... اِه ، يه کم محروميت و نظم ، براي

194
00:10:43,715 --> 00:10:46,610
انسان خوبه ؟ -
. آره ، امّا اينجا شبيه يه اردوگاه کارِ اجباريه -

195
00:10:46,611 --> 00:10:50,579
نه ، اينجا مثله گذروندن تعطيلاتِ بهاري
. تو " کانون " در مقايسه با زندان بچه‌هاست

196
00:10:50,579 --> 00:10:52,691
صبر کن . تو زندان بچه‌ها بودي ؟ جدي ميگي ؟

197
00:10:52,692 --> 00:10:55,424
آره . پرونده‌ي منو نخوندي ؟

198
00:10:55,425 --> 00:10:57,409
نه . چرا بخونم ، پرونده منو چي ؟

199
00:10:57,409 --> 00:10:59,587
. البته که خوندم

200
00:10:59,588 --> 00:11:00,987
اينجا چي داريم ؟

201
00:11:00,987 --> 00:11:03,523
. اينو نگاه کن

202
00:11:08,728 --> 00:11:12,663
جالبه ، ها ؟

203
00:11:12,664 --> 00:11:14,777
. شايد بشه گنج هم پيدا کرد

204
00:11:14,777 --> 00:11:16,273
. شايدم نه

205
00:11:16,273 --> 00:11:19,038
. نقشه رو دنبال کنيد . ببنيد چيه

206
00:11:22,161 --> 00:11:25,381
... خب بالا و پايين

207
00:11:25,381 --> 00:11:27,168
... بالا

208
00:11:27,169 --> 00:11:29,251
... و پايين

209
00:11:29,252 --> 00:11:31,007
. از داخل

210
00:11:31,007 --> 00:11:32,339
. ساده است . دوباره

211
00:11:32,340 --> 00:11:35,072
. بالا و پايين

212
00:11:35,073 --> 00:11:37,609
... و بالا

213
00:11:37,610 --> 00:11:39,691
. و پايين

214
00:11:39,691 --> 00:11:43,529
. کريس ! برو به اتاقِ تنهايي

215
00:11:44,472 --> 00:11:47,497
. يک ساعت

216
00:11:47,498 --> 00:11:50,458
. مارلي ، 25 تا بهم بده -
. ولي اون شروع کرد -

217
00:11:50,458 --> 00:11:54,067
. آره ، صداتو شنيدم ، و مهم نيست برام . 25 تا

218
00:11:54,067 --> 00:11:56,149
! هي ، خانم رييس

219
00:11:56,149 --> 00:12:00,995
با من هستين ؟ -
. آره ، با شما هستم . اين مهمه . منو نگاه کنيد -

220
00:12:00,995 --> 00:12:04,639
. سي.بي.آي . پليسه . هيچ گونه اهانتي در کار نيست

221
00:12:04,640 --> 00:12:07,090
. دقيقاً همون کاري رو که بهتون ميگم انجام بدين -
چي ؟ -

222
00:12:07,090 --> 00:12:10,985
. اينو نگه داريد

223
00:12:10,986 --> 00:12:13,202
... سي.بي.آي

224
00:12:13,203 --> 00:12:16,561
. اداره تحقيقات جنايي کاليفرنيا

225
00:12:16,561 --> 00:12:20,254
... خُب ، خانم ، ما دلايلي داريم که

226
00:12:26,971 --> 00:12:30,093
. دست‌هاي منو فوراً باز کنيد

227
00:12:30,094 --> 00:12:33,622
ببخشيد ، خانم . رئيس‌ِتون آقاي مک لين بهم گفتن اينکارو بکنم -
. نخير ، اون نگفته -

228
00:12:33,622 --> 00:12:35,254
... آره ، خودشون گفتن . الان تو دفترشون هستن

229
00:12:35,254 --> 00:12:39,633
. بريد و از خودشون بپرسيد

230
00:12:43,596 --> 00:12:46,450
... باشه ، بچه‌ها ، ما وقت کم با ارزشي تا برگشتن

231
00:12:46,450 --> 00:12:48,465
. رفيقمون داريم

232
00:12:48,466 --> 00:12:51,857
. مي‌خوام بدونم کي بيشتر از همه از مسايلِ اينجا خبر داره

233
00:12:51,857 --> 00:12:54,341
. اليوت تقريباً ، دوساله که اينجاست

234
00:12:54,342 --> 00:12:57,398
. پس از همه چي خبر داره -
واو ، مدت طولاني واسه زندگي تو جنگله ، ها ؟

235
00:12:57,399 --> 00:13:00,892
از اينجا خوشم مياد  -
آره ؟ خُب از جاستين چي مي دوني ؟ -

236
00:13:00,892 --> 00:13:04,618
که اَزش بَدش مي‌اومد ؟ -
. هيچکس ، آدمِ خوبي بود -

237
00:13:04,619 --> 00:13:09,624
. اوه ، يه جوري مي گي انگار که يکم مُنگول بوده -
. مُنگول کَمِشه -

238
00:13:09,624 --> 00:13:11,771
. منظورم اينه که اون کلاً بچه خوبي بود

239
00:13:11,772 --> 00:13:15,433
. فقط زيادي با همه دعوا مي‌کرد

240
00:13:15,434 --> 00:13:20,134
فکر مي‌کني تو جنگل چيکار مي‌کرد ؟

241
00:13:20,135 --> 00:13:22,489
کي مي‌دونه ؟

242
00:13:22,489 --> 00:13:24,723
. جنگل جاي بَديه -
آره ؟ چرا ؟ -

243
00:13:24,723 --> 00:13:29,793
يه مَرد تبردار بنام " زکريا " اونجا زندگي ميکنه

244
00:13:29,794 --> 00:13:31,507
زکريا کيه ؟

245
00:13:31,507 --> 00:13:33,890
. زکريايي در کار نيست

246
00:13:33,891 --> 00:13:35,704
. اون ... اون فقط يه افسانه است

247
00:13:35,705 --> 00:13:39,466
. آره ، شوخي کردم -
. نه ، شوخي نبود -

248
00:13:39,467 --> 00:13:40,339
. يالا ، بچه‌ها

249
00:13:40,339 --> 00:13:44,167
يکم واسه باور کردن چنين چيزهايي بزرگ نشدين ؟ -
... يک سالِ پيش -

250
00:13:44,167 --> 00:13:47,257
. يه پسر بچه مُرده رو اونجا پيدا کردن

251
00:13:47,258 --> 00:13:49,305
. با تبر ، تيکه تيکه شده بود

252
00:13:49,306 --> 00:13:51,624
... سَرش تو ارتفاع 6 متري يک درخت بود

253
00:13:51,624 --> 00:13:54,008
. با يه قيافه مسخره رو صورتش

254
00:13:54,008 --> 00:14:00,993
باشه . حالا مي‌دونيد که اين زکريا آيا با انجمن زِد
ارتباطي داره يا نه ؟

255
00:14:05,527 --> 00:14:07,172
جاستين عضو انجمن زِد بود ؟

256
00:14:07,172 --> 00:14:08,516
جين ؟

257
00:14:08,516 --> 00:14:10,967
جين ! داري اينجا چه غلطي مي‌کني ؟

258
00:14:10,968 --> 00:14:13,217
. نمي‌توني مَردم رو ببندي

259
00:14:13,217 --> 00:14:15,837
. آااه ، آره . متاسفم -
. بايد فکر کنم که واقعاً متاسف باشي -

260
00:14:15,837 --> 00:14:18,759
. عذرِ منو بپذيريد ، آقاي مک لين

261
00:14:18,759 --> 00:14:22,419
. اگه اشکالي نداشته باشه ، فردا صبح بر مي‌گرديم

262
00:14:22,420 --> 00:14:24,434
. فردا صبح مي‌بينمتون

263
00:14:24,434 --> 00:14:27,826
اميدوارم يه چيزه مفيدي پيدا کرده باشي که ارزشه اين همه
دردسري رو که درست کردي داشته باشه

264
00:14:27,827 --> 00:14:31,386
... آره ، پيدا کردم
... داستانه تبرزني بنام زکريا

265
00:14:31,386 --> 00:14:33,804
. که تو جنگلش زندگي مي کنه -
. " آه ، " زِد -

266
00:14:33,805 --> 00:14:35,987
آره ، " زِد " . مي تونستم ، چيزاي بيشتري هم پيدا کنم

267
00:14:35,988 --> 00:14:39,244
. امّا خيلي زود برگشتي -
بايد خدمتتون عرض کنم که ... من مأمور مسئولت هستم -

268
00:14:39,244 --> 00:14:42,233
. تور اِت نيستم

269
00:14:46,263 --> 00:14:48,748
خُب ، آااه ، چي نوشته بود توش ؟

270
00:14:48,749 --> 00:14:50,361
چي رو ؟

271
00:14:50,361 --> 00:14:52,543
. مي‌دوني ديگه ، پرونده‌اَم

272
00:14:52,544 --> 00:14:54,727
تو پرونده خودتو نخوندي ؟

273
00:14:54,728 --> 00:14:57,615
. نه ، برخلاف قوانينه -
. شوخي مي‌کني -

274
00:14:57,615 --> 00:15:00,906
چيه مگه ؟ من قوانينُ دوست دارم . چطوري مي‌توني پليس باشي
اگر از قوانين خوشت نياد ؟

275
00:15:00,906 --> 00:15:04,364
يالا . چي نوشته بود توش ؟ -
. مي‌دوني چي نوشته بود . زندگيته ديگه -

276
00:15:04,365 --> 00:15:06,380
... نمي‌دونستم به فرزندي قبولت کردن

277
00:15:06,381 --> 00:15:09,135
. ولي به غير اون ، بقيه رو مي‌دونستم -
به فرزندي قبولم کردن ؟ چي ؟ -

278
00:15:09,135 --> 00:15:11,014
. شوخي کردم

279
00:15:11,015 --> 00:15:13,365
. ها ، ها ، خيلي بامزه بود

280
00:15:13,366 --> 00:15:16,187
خُب ، حالا چرا تو زندان بچه‌ها بودي ؟

281
00:15:16,188 --> 00:15:19,110
. چي بگم . دلايلِ معمول

282
00:15:28,714 --> 00:15:31,165
. اينجا تو نقشه با علامت دزد دريايي مشخص شده

283
00:15:31,166 --> 00:15:34,188
خب ، دلايل معمول واسه تو زندان بچه ها بودن چيه ؟

284
00:15:34,188 --> 00:15:37,512
. يه وقتي همه چيزو در اون باره بهت ميگم

285
00:15:38,354 --> 00:15:41,229
. هي ، اينو ببين

286
00:15:46,884 --> 00:15:48,713
. به نظر کفشِ جاستين مياد

287
00:15:48,714 --> 00:15:49,956
. آره

288
00:15:49,956 --> 00:15:53,290
. به واحد تجسس زنگ مي زنم ، علامتش بزن -
. باشه -

289
00:15:59,926 --> 00:16:03,128
!  آهاي ؟ سي.بي.آي

290
00:16:03,128 --> 00:16:05,677
کسي خونه نيست ؟

291
00:16:05,678 --> 00:16:08,880
آهاي ؟

292
00:16:14,503 --> 00:16:17,575
! سي.بي.آي

293
00:16:18,817 --> 00:16:20,745
اونورُ چک کنيم ؟

294
00:16:20,746 --> 00:16:23,524
. آره

295
00:16:26,402 --> 00:16:29,180
، حر کت کنيد ، مُرديد

296
00:16:29,180 --> 00:16:35,034
! عوضي‌هاي حرومزاده

297
00:16:35,035 --> 00:16:37,369
! زانو بزنيد -
. هي ، ما پليسيم -

298
00:16:37,369 --> 00:16:38,795
! زانو بزنيد

299
00:16:40,429 --> 00:16:43,922
من ... ميزنم تو اون صورت مزخرفتون ، شنيدين ؟

300
00:16:43,923 --> 00:16:46,083
. اِه ، اِه ، اِه ! " وينستون " ! بي خيال

301
00:16:46,083 --> 00:16:50,140
. وينستون ، تو يه احمقي . اون تفنگو بزار پايين . بزار بِرن

302
00:16:54,133 --> 00:16:56,148
. ممنونم -
. خواهش مي کنم -

303
00:16:56,149 --> 00:17:01,949
آره ، ممنون . اينجا چيکار مي کنيد ؟ -
. وينستون به 911 زنگ زد . شانس آوردين نزديک بودم -

304
00:17:01,949 --> 00:17:05,640
ميشه بهم بگيد چرا هنوز اينجام ؟

305
00:17:05,641 --> 00:17:08,567
. من هيچ ارتباطي با اون بچه‌اي که کُشته شد ندارم . هيچ ارتباطي

306
00:17:08,568 --> 00:17:09,699
. شما اينجاييد چون به ما حمله کردين

307
00:17:09,699 --> 00:17:14,088
. امّا اگرکه درباره جاستين پرينتيس حرف بزنيد ، خيلي خوب ميشه -
از کجا بايد مي‌دونستم شما کي هستين ؟ -

308
00:17:14,089 --> 00:17:16,951
، شما در خونه منو مي زديد
" سي.بي.آي ، سي.بي.آي "

309
00:17:16,951 --> 00:17:19,112
انگار که بايد اون معني مي‌داد ؟

310
00:17:19,113 --> 00:17:21,174
... آره ، ما به يه علامت هشداري بهتر نياز داريم

311
00:17:21,174 --> 00:17:22,804
. ولي عکس العمل شما نامناسب بود

312
00:17:22,805 --> 00:17:25,764
. شما با اسلحه گرم ما رو تهديد کردين
بهمين خاطر اينجاييم

313
00:17:25,764 --> 00:17:29,222
. دزد‌گيرِ خونه‌ام خاموش شده

314
00:17:29,223 --> 00:17:31,784
. تحريک شدم و عکس‌العمل نشون دادم

315
00:17:31,784 --> 00:17:34,644
. همش همينه -
شما خيلي به امنيت‌ِتون اهميت ميدين . چرا ؟ -

316
00:17:34,645 --> 00:17:38,869
چرا نَدم ؟ آيا کسي هست که به امنيت داشتن اهميت نده ؟

317
00:17:38,869 --> 00:17:40,098
... چقدر با دانش‌آموزان مدرسه

318
00:17:40,099 --> 00:17:46,785
برايت آرچ تماس داشتين ؟ -
. هيچي . من هيچي تماسي نداشتم -

319
00:17:52,007 --> 00:17:55,432
، اون بچه‌اي که کُشته شد ، جاستين پرينتيس

320
00:17:55,433 --> 00:17:57,728
که نزديک خونه شما خاک شده رو مي‌شناسيد ؟

321
00:17:57,728 --> 00:18:00,123
... اون يه نقشه داشته که راه اومدن به خونه شما رو

322
00:18:00,123 --> 00:18:02,350
. با علامت دزدان دريايي نشون داده

323
00:18:02,351 --> 00:18:05,943
. نمي‌دونم اين چه معني ممکنه داشته باشه -
درباره زکريا چي ؟ اين اسم براتون معني نداره ؟ -

324
00:18:05,943 --> 00:18:07,805
. نه

325
00:18:09,070 --> 00:18:12,161
. گويا شبِ درازي در پيش داريم

326
00:18:12,162 --> 00:18:14,157
... من فقط مي‌خواستم تنها باشم

327
00:18:14,158 --> 00:18:17,285
! و اون بچه‌ها بذارن تنها بمونم

328
00:18:17,285 --> 00:18:19,580
. اونا وارد مِلک من ميشدن ، همه جا رو بهم مي ريختن

329
00:18:19,580 --> 00:18:22,672
پنجره ها رو مي شکستن . رنگ کردن دَر‌هاي خونه‌‌اَم

330
00:18:22,673 --> 00:18:25,600
و کِشيدن انواع و اقسام شکل‌ها روشون

331
00:18:25,601 --> 00:18:27,761
. کارِ هر روزشون شده بود

332
00:18:27,762 --> 00:18:29,824
باشه . خُب شما در عوضش چيکار کردين ؟

333
00:18:29,825 --> 00:18:33,583
. من هر کاري که ميتونستم كردم تا بدونِ خشونت جلوشون رو بگيرم

334
00:18:33,583 --> 00:18:35,578
. پرچين درست کردم

335
00:18:35,579 --> 00:18:38,239
. سُماق سمي کار گذاشتم

336
00:18:38,240 --> 00:18:39,870
. زنگِ هشدار نصب کردم

337
00:18:39,870 --> 00:18:42,563
. اونا ولي همشون رو ازبين بُردن . انگار که يه نوعه بازيه

338
00:18:42,563 --> 00:18:45,056
شب گذشته واردِ مِلکِتون شده بودن ؟ -
... شب قبلش -

339
00:18:45,057 --> 00:18:49,348
سه تا يا چهار نفرشون ، بادکنک‌هاي که رنگ قرمز
. توش بود ، پرت کردن

340
00:18:49,348 --> 00:18:52,341
. اگر که دوباره ببنيدشون مي‌تونيد

341
00:18:52,342 --> 00:18:56,566
بشناسين‌ِشون ؟ -
. اونا هميشه ماسک ميزنن -

342
00:19:11,766 --> 00:19:15,092
. مي‌خوام واسه سوءتفاهمي که ديروز پيش اومد معذرت‌خواهي کنم

343
00:19:15,092 --> 00:19:19,416
. آقاي جين ، امروز رفتارِ درستي خواهند داشت -
. بله ، همينطوره -

344
00:19:22,244 --> 00:19:24,414
زکريا کيه ؟

345
00:19:24,414 --> 00:19:26,585
کي ؟ -
. زکريا -

346
00:19:26,585 --> 00:19:29,590
تا حالا اسمشو نشنيدم . کي هست ؟ -
. دروغگو -

347
00:19:29,590 --> 00:19:31,625
دروغگو " ؟ " -
... دروغگو رو بُردن جهنم -

348
00:19:31,626 --> 00:19:34,096
. اونجا خيلي داغه -
. من مي‌خوام با شماها همکاري کنم -

349
00:19:34,096 --> 00:19:37,034
ولي اين مَرد داره سعي مي‌کنه که ... نمي‌دونم داره سعي مي‌کنه

350
00:19:37,035 --> 00:19:40,207
. چيکار کنه ، امّا کاراش داره منو اذيت مي‌کنه -
... بايد بدونيد که شما بيشتر از يه کم بد گمان به نظر ميايد -

351
00:19:40,207 --> 00:19:44,079
. وقتي که اينطوري حرف مي‌زنيد -
اين همون چيزي که دارم ميگم . اين پليس چرا اينطوريه ؟ -

352
00:19:44,080 --> 00:19:46,383
. اوه ، دارم باهاتون شوخي مي‌کنم . حوصله‌ام سر رفته بود

353
00:19:46,384 --> 00:19:48,180
. ببيند ، مسئله اينه که شما درموردِ زکريا مي‌دونيد

354
00:19:48,180 --> 00:19:51,326
، مي‌دونيد زاکريا کيه و شما اَزش مي‌ترسيد

355
00:19:51,327 --> 00:19:55,399
. و ما مي‌خوايم بدونيم چرا -
بذاريد اين حرف‌ِتون رو ثابت کنيم ، مي‌تونيد ؟ -

356
00:19:55,399 --> 00:19:58,070
... ما اطلاعاتي داريم که نشون ميده جاستين پرنتيس

357
00:19:58,071 --> 00:20:00,842
. اون شبي که گُم شده ، به خونه آقاي وينستون رفته

358
00:20:00,843 --> 00:20:03,479
... اون رفته بوده اونجا تا طبقِ معمول با يه گروه از بچه‌ها

359
00:20:03,479 --> 00:20:07,119
. آقاي وينستون رو اذيت کنن -
پس آقاي وينستون اينطور گفتن . مدرکي داره ؟ -

360
00:20:07,119 --> 00:20:10,859
چرا بايد دروغ بگه ؟ -
... چون ايشون يه پيرمرد ديوونه است -

361
00:20:10,859 --> 00:20:13,396
. که با اين مدرسه دشمني داره

362
00:20:13,397 --> 00:20:15,299
. شايد از روي ديوونگيش چنين کاري بکنه

363
00:20:15,300 --> 00:20:18,538
. چندين بار شکايت کرده . ولي هيچ وقت نتونست ثابت کنه

364
00:20:18,538 --> 00:20:20,208
. کلانتر برادي مخالفه اين حرفتونه

365
00:20:20,209 --> 00:20:22,679
اون فکر ميکنه که چند تا ، از دانش‌آموزانتون خرابکارن

366
00:20:22,679 --> 00:20:27,653
. و شما داريد اَزشون محافظت مي‌کنيد -
. کلانتر برادي پليس يه شهرِ کوچيکه . از اين حرفا زياد ميزنه -

367
00:20:27,654 --> 00:20:31,327
ببنيد ، واقعيت اينه که هيچ کس اين اطراف زياد
. از ما خوشش نمياد

368
00:20:31,327 --> 00:20:34,265
. اونا فکر مي‌کنن که بچه‌ها معتاد به مواد و مجرم هستن

369
00:20:34,266 --> 00:20:38,205
. اونا ترسيدن -
... براتون اشکالي نداره با بچه‌ها‌تون بشينيم -

370
00:20:38,205 --> 00:20:40,207
و درباره ادعاهاي آقاي وينستون ازشون سؤال کنيم ؟

371
00:20:40,208 --> 00:20:43,146
... اصلاً اشکالي نداره

372
00:20:43,146 --> 00:20:48,555
. تا زماني که شما ، از ضوابط قانوني پيروي کنيد

373
00:20:49,558 --> 00:20:52,195
. البته

374
00:20:52,396 --> 00:20:54,909
! هي ، هي ، هي

375
00:20:54,909 --> 00:20:57,185
. مامور ليسبون از سي.بي.آي

376
00:20:57,186 --> 00:20:59,332
. مي خواد چند لحظه باهاتون حرف بزنه

377
00:20:59,333 --> 00:21:04,926
پس همه‌تون محترمانه و بادقت گوش بدين ، باشه ؟

378
00:21:07,372 --> 00:21:11,828
. جين ، در اختيار تو هستن

379
00:21:13,705 --> 00:21:16,720
. سلام ، بچه ها -
. سلام -

380
00:21:16,720 --> 00:21:18,729
آااه ، کل انرژيتون اينه ؟

381
00:21:18,730 --> 00:21:19,936
. سلام ، بچه ها

382
00:21:19,936 --> 00:21:21,576
! سلام

383
00:21:21,577 --> 00:21:25,296
. آااه ، ممنونم . ممنونم

384
00:21:25,296 --> 00:21:28,278
آه . کي مي‌خواد چند تا شعبده بازي ببينه ؟

385
00:21:28,278 --> 00:21:31,628
. دست‌ها ؟ خوبه

386
00:21:31,629 --> 00:21:35,683
. با دقت نگاه کنيد

387
00:21:38,028 --> 00:21:41,781
. تمرکز کنيد

388
00:21:43,824 --> 00:21:47,107
. مواظب باشيد دزدکي کاري نکنم

389
00:21:47,108 --> 00:21:49,084
. بسته ديگه ، مسخره بازيه -
. ساکت -

390
00:21:49,085 --> 00:21:53,373
... دست‌ها‌مو نگاه کنيد

391
00:21:59,571 --> 00:22:03,257
. به يه داوطلب نياز دارم

392
00:22:03,257 --> 00:22:06,673
. تو

393
00:22:06,674 --> 00:22:09,957
. بلند شو . بيا اينجا

394
00:22:13,274 --> 00:22:15,216
اسم ؟

395
00:22:15,217 --> 00:22:16,417
. اُورين

396
00:22:16,418 --> 00:22:18,384
. خُب ، اُورين ، امروز روزه خوش شانسيِ توئه

397
00:22:18,384 --> 00:22:20,349
... مي‌خوام داخل سَرتو نگاه کنم

398
00:22:20,349 --> 00:22:23,148
. و مي خوام افکارتو بخونم

399
00:22:34,348 --> 00:22:37,946
داري فکر مي‌کنه که ، " خدايا ، اميدوارم نتونه فکر‌هامو بخونه

400
00:22:37,946 --> 00:22:40,380
... چون بعدش مي‌فهمه که من با جاستين شبِ

401
00:22:40,381 --> 00:22:42,946
... قبل از مرگش رفتم تو جنگل

402
00:22:42,947 --> 00:22:48,045
" و بمب رنگ به در خونه اون پيرمرد ديوونه پرت کرديم

403
00:22:51,012 --> 00:22:53,544
. اُورين ، اون کارِت اشتباه بود

404
00:22:53,545 --> 00:22:54,977
... بايد به يه چيزي فکر مي‌کردي که

405
00:22:54,977 --> 00:22:57,810
. يکم کمتر توش خلاف کرده بودي

406
00:22:59,077 --> 00:23:02,910
. قراره يه کم با هم حرف بزنيم

407
00:23:04,210 --> 00:23:06,342
. دنبالم بيا

408
00:23:06,343 --> 00:23:09,890
. بابت اون مسئله ببخشيد

409
00:23:20,440 --> 00:23:22,744
. در مورد زکريا بيشتر برام تعريف کن

410
00:23:22,744 --> 00:23:27,884
اُورين ، هر وقت خواستي مي‌توني درخواست وکيل بدي -
اونوقت پدر و مادرم متوجه ميشن ، درسته ؟ -

411
00:23:27,884 --> 00:23:29,285
. بله

412
00:23:29,286 --> 00:23:30,889
. پس بي‌خيالِ وکيل

413
00:23:30,889 --> 00:23:34,227
. زکريا و انجمن زِد

414
00:23:34,227 --> 00:23:37,466
چرا بايد بهتون بگم ؟ شما که مي‌تونيد فکرمو بخونيد

415
00:23:37,467 --> 00:23:40,571
آره . امّا مودبانه‌تر ميشه

416
00:23:40,572 --> 00:23:43,108
. اگر با صداي بلند براي سودشون خودت بگي

417
00:23:43,108 --> 00:23:47,314
شما نمي‌تونيد واقعاً فکر آدمو بخونيد ، درسته ؟

418
00:23:47,315 --> 00:23:49,551
. زرنگيِ . نه ، معلومه که نمي‌تونم

419
00:23:49,551 --> 00:23:52,222
، پس چطوري تونستيد اونکارو بکنيد ، بعدش ... تو اون همه
منو صدا بزنيد ؟

420
00:23:52,223 --> 00:23:54,191
تو داشتي جاي جوش‌هاي ناشي ، از سُماق سمي رو مي‌خاروندي

421
00:23:54,192 --> 00:23:56,362
... و همکارهام بهم گفتن که اين ماده فقط تو يه جا در

422
00:23:56,362 --> 00:23:59,967
اين اطراف پيدا ميشه ... خونه آقاي وينستون -
. زرشک -

423
00:23:59,968 --> 00:24:03,473
. آره . پس در موردِ زکريا بيشتر بهم بگو

424
00:24:03,473 --> 00:24:05,609
. نمي‌تونم

425
00:24:05,610 --> 00:24:06,945
جداً ؟

426
00:24:06,946 --> 00:24:08,816
... اُورين

427
00:24:08,816 --> 00:24:11,986
. ما مي‌تونيم يا خودموني حلش کنيم ، يا وارد مرحله بعد بشيم

428
00:24:11,986 --> 00:24:15,792
. که شامل درگير شدن پدر و مادر و وکيل بازي ميشه

429
00:24:19,565 --> 00:24:21,567
... زکريا يک هيزم‌شکن بود

430
00:24:21,568 --> 00:24:23,438
. مم ... همم . صد‌ها سال پيش

431
00:24:23,438 --> 00:24:26,742
، يک کُنده چوب وقتي تو رودخونه بود
. افتاد روش و دستش زيرش گير کرد

432
00:24:26,743 --> 00:24:30,148
، همراهاش سعي کردن دَرش بيارن
. ولي نتونستن دَرش بيارن

433
00:24:30,149 --> 00:24:32,651
. رودخونه طغيان کرد ، و کولاک شروع شد

434
00:24:32,651 --> 00:24:35,156
. اونا فکر کردن که بهر حال اون ميميره

435
00:24:35,157 --> 00:24:38,327
. پس اونجا وِلش کردن ... ولش کردن که بميره

436
00:24:38,327 --> 00:24:40,930
... زکريا از اينکه ولش کردن ، اونقدر عصباني شد

437
00:24:40,931 --> 00:24:43,169
... که دستشو قطع کرد تا خودشو آزاد کنه

438
00:24:43,169 --> 00:24:45,239
بعدش برگشت به کَمپ‌ِشون

439
00:24:45,239 --> 00:24:47,908
، و همه همکارهاشو تا سَر حَد مرگ زَد

440
00:24:47,909 --> 00:24:50,813
بعد تيکه تيکه‌شون کرد و
. سرهاشون رو داخل درخت‌ها گذاشت

441
00:24:50,813 --> 00:24:52,416
. باحاله

442
00:24:52,416 --> 00:24:54,852
... کمپي که اونا داخلش مُردن -
. مم ... همم -

443
00:24:54,853 --> 00:24:56,590
. همينه

444
00:24:56,590 --> 00:24:58,292
. همينجاست

445
00:24:58,293 --> 00:25:01,498
. اين مدرسه تو همون نقطه‌ست

446
00:25:02,699 --> 00:25:05,503
و انجمن زِد ؟ -
. شبيه يه کلوپ سِرّي‌ايه -

447
00:25:05,504 --> 00:25:07,973
. ما مي رفتيم داخل جنگل و مي‌چرخيديم

448
00:25:07,974 --> 00:25:11,313
. زکريا مثلِ رهبر ماست

449
00:25:11,313 --> 00:25:14,317
کي معاونِ رهبره ؟ -
. نمي‌دونم -

450
00:25:14,317 --> 00:25:16,486
نه ؟ -
. بي‌خيال -

451
00:25:16,487 --> 00:25:18,791
... ما ماسک مي‌زنيم . تنها کسي که مي‌شناسي

452
00:25:18,792 --> 00:25:24,066
. همونيه که به گروه دعوتت کرده -
اون کي بود ؟ -

453
00:25:25,067 --> 00:25:27,504
. برايان

454
00:25:29,742 --> 00:25:31,276
. ايناهاش

455
00:25:31,276 --> 00:25:35,014
. من اين يکي رو مي‌گيرم -
. نه ، خواهشاً . من مي‌گيرمش -

456
00:25:36,185 --> 00:25:39,456
. بفرماييد

457
00:25:48,403 --> 00:25:49,672
. قشنگ بود

458
00:25:49,673 --> 00:25:54,358
کي تو رو وارد انجمن زِد کرد ، برايان ؟ -
. کسي که ساله پيش ، پريد روم -

459
00:25:54,358 --> 00:25:56,185
کي انجمن زِد رو اداره مي‌کنه ؟ -
. نمي‌دونم -

460
00:25:56,185 --> 00:25:58,111
... برام سخته باور کنم که تو اون جمع صدايِ کسي رو

461
00:25:58,112 --> 00:26:00,937
. نشناخته باشي -
. تو عملياتِ انجمن زِد حرف نميزنن -

462
00:26:00,937 --> 00:26:03,361
. ما فقط با ايما و اشاره و يادداشت با هم ارتباط برقرار مي‌کنيم

463
00:26:03,362 --> 00:26:07,415
. کُله مزه‌اَش به همينه
... ببنيد ، انجمن زِد فقط براي

464
00:26:07,415 --> 00:26:09,409
. گَشتن تو جنگل و جنگجو‌بازيه

465
00:26:09,410 --> 00:26:10,971
. کسي کُشته نميشه

466
00:26:10,972 --> 00:26:13,995
انجمن زِد هيچ ارتباطي
. با قتل جاستين نداره

467
00:26:13,995 --> 00:26:15,124
تو چي ؟

468
00:26:15,125 --> 00:26:18,049
! نه

469
00:26:18,049 --> 00:26:20,874
مي‌دونيد حدسه من چيه ؟

470
00:26:20,874 --> 00:26:24,695
. حدس زدن تو اون جور مواقع مناسب نيست ، برايان

471
00:26:24,695 --> 00:26:28,416
. حدس زدن اِشکالي نداره

472
00:26:28,417 --> 00:26:30,875
. کيسي

473
00:26:30,875 --> 00:26:32,803
. اون يه جوري دَست داره

474
00:26:32,804 --> 00:26:34,265
چطوري ؟

475
00:26:34,265 --> 00:26:37,121
... جاستين

476
00:26:37,122 --> 00:26:39,548
. اون خيلي از کيسي خوشش مي‌اومد

477
00:26:39,548 --> 00:26:42,073
. کيسي قبول نکرد باهاش دوست بشه ، و جاستين هم خوشش نيومد

478
00:26:42,073 --> 00:26:44,365
... من چند روز پش ديدم که با هم جر و بحث

479
00:26:44,366 --> 00:26:46,559
. مي‌کنن ، هردوتاشون حسابي عصباني بودن

480
00:26:46,559 --> 00:26:49,815
. و حالا هم سَر مرگ جاستين ، قاطي کرده

481
00:26:49,816 --> 00:26:53,870
... خُب ، مي‌دونيد -
. خيلي از ما ناراحت شدن ، برايان -

482
00:26:53,870 --> 00:26:57,060
کيسي دوست پسر داره ؟ -
. نه -

483
00:26:57,061 --> 00:27:00,615
پس فکر مي‌کني چه اتفاقي افتاده ؟ کيسي کُشتتش ؟

484
00:27:00,615 --> 00:27:02,110
. مسخره‌ست

485
00:27:02,110 --> 00:27:04,304
. بذاريد جواب بده

486
00:27:04,304 --> 00:27:06,496
. هي ... از خودش بپرسيد

487
00:27:06,496 --> 00:27:09,653
. و دارم ميگم ... کاره من نبوده

488
00:27:09,654 --> 00:27:13,042
مي‌دونيد الان کجا ميتونيم کيسي رو پيدا کنيم ؟

489
00:27:13,043 --> 00:27:17,030
. من مطمئنم که اون هيچ ارتباطي به اين موضوع نداره

490
00:27:17,030 --> 00:27:22,212
. ولي يکي رو مي‌فرستم که بره و بيارتش براتون

491
00:27:25,470 --> 00:27:28,493
برات دردسر درست شد ، ها ؟ -
. نه -

492
00:27:28,494 --> 00:27:31,052
سلام ، بچه‌ها ؟

493
00:27:32,481 --> 00:27:34,441
چه اتفاقي براتون افتاده ؟ -
. پيري و هزار دَرد -

494
00:27:34,442 --> 00:27:36,236
. تو خفه شو

495
00:27:36,236 --> 00:27:39,358
تو اينجا چيکار مي‌کني ؟ -
. از خوش آمدگويي‌ات ممنونم -

496
00:27:39,359 --> 00:27:42,816
. نه ، منظورم اينه که ... مي دوني منظورم چيه -
... ليسبون نيروي بيشتري خواست -

497
00:27:42,816 --> 00:27:43,912
... اگرکه لازم باشه ما با همه‌ي دانش‌آموزا

498
00:27:43,912 --> 00:27:48,364
. و معلم‌ها صحبت کنيم -
جداً ؟ اين کاريه که مي‌خوان بکنن ؟ -

499
00:27:48,364 --> 00:27:50,823
. سلام ، وَن پلت -
. سلام ، رئيس -

500
00:27:50,824 --> 00:27:53,538
. يه دختر بنامِ " کيسي مينيور " گُم شده

501
00:27:53,538 --> 00:27:55,598
... برايان گفت که جاستين عاشقه کيسي بوده

502
00:27:55,598 --> 00:27:57,591
. و اخيراً ديده که باهم دعوا کردن

503
00:27:57,592 --> 00:28:00,247
. اوه ، کيسي . آره ، اون براي مک لين يه فنجون چاي آورد

504
00:28:00,247 --> 00:28:04,818
. آره . مي خواستيم اَزش سوال کنيم ، ولي اون گم شُده -
. همم . جالبه -

505
00:28:04,818 --> 00:28:07,540
فرده ديگه‌اي گُم نشده ؟ -
. نه ، فرده ديگه‌اي نيست -

506
00:28:07,540 --> 00:28:10,598
. پس بيشتر احتمال داره که فرار کرده باشه تا اينکه دزديه شده باشه -
. بله -

507
00:28:10,599 --> 00:28:14,093
خُب رئيس ، شما چي فکر مي‌کنيد ؟ -
... کلانتر برادي يک جستجوي همه جانبه ترتيب داده -

508
00:28:14,093 --> 00:28:16,345
... پس احتمالاً ما بايد از جنگل‌هاي اطرافِ مدرسه

509
00:28:16,345 --> 00:28:18,866
. شروع کنيم -
. اوه ، حسابي خسته‌کننده ميشه -

510
00:28:18,866 --> 00:28:20,814
. اگه بمن نياز داشتيد ، داد بزنيد

511
00:28:20,815 --> 00:28:23,503
. بفرماييد ، راحت باشيد . خوش بگذره

512
00:28:23,503 --> 00:28:27,300
خدا تو رو از هرکاري که خسته کننده
. باشه ، معاف کرده

513
00:28:30,527 --> 00:28:33,082
! کيسي ! کيسي

514
00:28:33,082 --> 00:28:36,106
! کيسي ! کيسي

515
00:28:36,106 --> 00:28:37,887
! کيسي

516
00:28:37,888 --> 00:28:40,980
! کيسي

517
00:28:41,854 --> 00:28:46,390
ميشه يه چيزي اَزت بپرسم ؟

518
00:28:46,390 --> 00:28:48,911
... تا ... تا حالا پرونده شخصي

519
00:28:48,911 --> 00:28:51,331
همکارت رو خوندي ؟

520
00:28:51,331 --> 00:28:54,389
آااه ... نه . چرا ؟

521
00:28:54,390 --> 00:28:57,246
. نه ، آااه ، خوبه . منم همينطور

522
00:28:57,246 --> 00:29:00,237
. خوبه

523
00:29:21,242 --> 00:29:24,602
. سلام

524
00:29:24,603 --> 00:29:28,030
. سلام

525
00:29:28,030 --> 00:29:30,281
کجا داريد ميريد ؟

526
00:29:30,281 --> 00:29:32,095
. داخلِ شهر

527
00:29:32,096 --> 00:29:35,792
. عاليه . دقيقاً همونجايي که من نياز دارم بِرم

528
00:29:35,793 --> 00:29:39,927
. باشه

529
00:29:44,128 --> 00:29:47,329
. ممنون . سپاسگذارم

530
00:29:59,264 --> 00:30:01,732
ميشه دروازه رو ببنديد ، لطفاً ؟

531
00:30:01,732 --> 00:30:04,432
. آااه ، نُچ -
چرا ؟ -

532
00:30:04,432 --> 00:30:06,831
... خُب ، چون به محض اينکه از ماشين پياده شَم

533
00:30:06,831 --> 00:30:09,765
. بدونه من ميذاريد و ميريد

534
00:30:09,766 --> 00:30:12,342
چرا بايد چنين کاري بکنم ؟

535
00:30:12,342 --> 00:30:14,102
... به سه علت

536
00:30:14,103 --> 00:30:15,701
. ترس ، شرم ، احساس‌ِگناه

537
00:30:15,701 --> 00:30:17,070
چي ؟

538
00:30:17,071 --> 00:30:19,550
... احساس اون چيزي رو مي‌خواد که دِل مي‌خواد

539
00:30:19,550 --> 00:30:22,679
. و اين اجتناب ناپذيره . اينکار باعث ميشه کارهاي بدي بکنيم

540
00:30:22,679 --> 00:30:26,202
داريد در موردِ چي حرف مي‌زنيد ؟

541
00:30:26,399 --> 00:30:30,213
. کيسي ، برات يه هديه دارم

542
00:30:33,248 --> 00:30:37,516
. کيسي ؟ لازم نيست خجالت بِکِشي

543
00:30:41,751 --> 00:30:43,648
. سلام

544
00:30:43,648 --> 00:30:45,918
. سلام

545
00:30:48,662 --> 00:30:51,609
. بيا

546
00:30:53,811 --> 00:30:56,791
. امتحانش کن

547
00:31:01,401 --> 00:31:04,722
. قشنگه

548
00:31:20,795 --> 00:31:22,724
. اَجي ، مَجي ، لاترجي

549
00:31:23,047 --> 00:31:24,999
جريان چيه ؟

550
00:31:24,999 --> 00:31:27,695
. آقاي مک لين داشت کمک مي‌کرد که کيسي فرار کنه

551
00:31:29,222 --> 00:31:32,973
چرا ؟ -
... نمي‌خواست که ما با کيسي حرف بزنيم ، چون -

552
00:31:32,973 --> 00:31:35,904
. چيزي براي گفتن ندارم -
. مزخرفه . شما خيلي چيزا واسه گفتن داريد -

553
00:31:35,905 --> 00:31:39,560
اون مي‌خواست که کيسي بره ، قبل از اينکه
... ما فرصت صحبت کردن باهاش رو داشته باشيم

554
00:31:39,560 --> 00:31:42,649
... و بفهميم که اون و کيسي با هم

555
00:31:42,650 --> 00:31:46,466
... چي صداش مي‌کرديد . آااه ، رابطه جنسي داشتن

556
00:31:46,466 --> 00:31:48,987
اين درسته ؟

557
00:31:48,987 --> 00:31:50,499
. من هيچي نميگم . من هيچي رو تأييد نمي‌کنم

558
00:31:50,500 --> 00:31:53,055
! من مي‌خوام با وکيلم حرف بزنم . کيسي

559
00:31:53,056 --> 00:31:57,269
. چيزي نگو -
. تو يه عوضيِ بدبختي -

560
00:31:57,269 --> 00:31:59,790
. کافيه ، کلانتر -
! اون به من حمله کرد -

561
00:31:59,790 --> 00:32:02,958
. من اينطور فکر نمي‌کنم . ما به " ساکرامانتو " برميگرديم

562
00:32:02,959 --> 00:32:05,695
... حالا يا مي‌تونيد به ميل خودتون بيايد

563
00:32:05,695 --> 00:32:09,261
يا اينکه دستگيرتون کنيم ... کدومش ؟

564
00:32:09,261 --> 00:32:11,637
. باشه

565
00:32:13,222 --> 00:32:16,215
. انتخابِ خوبي بود

566
00:32:20,855 --> 00:32:23,514
. نه . ما اينکارو نکرديم

567
00:32:23,514 --> 00:32:27,038
. ما ... ما اينکار نکرديم . نه

568
00:32:27,039 --> 00:32:28,966
... کيسي

569
00:32:28,966 --> 00:32:31,526
. منو نگاه کن . خيلي آسون ميشه تشخيص داد که داري دروغ ميگي

570
00:32:31,527 --> 00:32:34,451
. رو گردنت يه نبض هست که تند مي زنه ... اونجا

571
00:32:34,452 --> 00:32:35,647
. آره

572
00:32:35,647 --> 00:32:39,636
. هميشه بهتره که به مأمور ليسبون راستشو بگي

573
00:32:41,000 --> 00:32:44,657
آقاي مک لين باهات رابطه جنسي داشته ؟

574
00:32:48,115 --> 00:32:50,042
. راحت باش

575
00:32:50,042 --> 00:32:52,767
. آره ، رابطه داشت

576
00:32:52,768 --> 00:32:54,796
يه بار يا بيشتر ؟

577
00:32:54,796 --> 00:32:56,690
. بيشتر

578
00:32:56,690 --> 00:32:59,582
. تقريباً دو بار در هفته واسه مدت چند ماه

579
00:32:59,582 --> 00:33:02,573
... مي‌دوني که با داشتن رابطه جنسي با تو

580
00:33:02,574 --> 00:33:05,233
آقاي مک لين مرتکب جرم شده ، درسته ؟

581
00:33:05,234 --> 00:33:06,664
. فکر کنم

582
00:33:06,664 --> 00:33:09,024
از روي رضايت بود ؟

583
00:33:09,024 --> 00:33:10,319
. فکر کنم

584
00:33:10,320 --> 00:33:12,413
فکر مي‌کني ؟

585
00:33:12,414 --> 00:33:15,871
آااه ، تو مي‌خواستي که با آقاي مک لين سکس داشته باشي ؟

586
00:33:15,872 --> 00:33:17,734
. نه ، خانم

587
00:33:17,734 --> 00:33:19,228
. پس اون مجبورت کرده

588
00:33:19,229 --> 00:33:21,590
. نه ، خانم

589
00:33:21,590 --> 00:33:23,883
. من ... متوجه نميشم

590
00:33:23,884 --> 00:33:25,512
. من ترسيده بودم

591
00:33:25,512 --> 00:33:27,907
از کي ترسيده بودي ؟ آقاي مک لين ؟

592
00:33:27,907 --> 00:33:31,263
. نه ، اون فقط ... يه آدمِ پژمرده غمگين بود

593
00:33:31,264 --> 00:33:36,117
پس کي ؟

594
00:33:37,015 --> 00:33:39,574
. تو مي‌توني راحت حرف بزني ، کيسي . تو اينجا در اماني

595
00:33:39,575 --> 00:33:41,070
. هيج جايي اَمن نيست

596
00:33:41,070 --> 00:33:44,427
زکريا مجبورت کرد اينکارو بکني ؟

597
00:33:45,425 --> 00:33:48,583
. شيطان هيزم شکن جک مجبورت کرد که با مک لين بخوابي

598
00:33:48,583 --> 00:33:50,178
. اون بهم گفت  که مجبورم اينکارو بکنم

599
00:33:50,178 --> 00:33:54,433
کيسي ، تو مي‌دوني که زکريا وجود نداره ؟

600
00:33:54,434 --> 00:33:57,425
شما از اون قضيه که به بچه رو که
تيکه تيکه شده بود تو جنگل ، خبر داريد ؟

601
00:33:57,426 --> 00:34:00,085
. اونم فکر مي‌کرد که زکريا وجود نداره

602
00:34:00,085 --> 00:34:03,209
باشه ، چطوري ... چطوري زکريا خواسته‌هاش رو بهت گفت ؟

603
00:34:05,338 --> 00:34:07,367
از طريق يکي تو انجمن زِد ، شايد ؟

604
00:34:07,367 --> 00:34:08,862
. من همين الانشم زياد حرف زدم

605
00:34:08,862 --> 00:34:11,155
. ديگه ... ديگه بيشتر از اين نمي‌خوام حرف بزنم

606
00:34:11,156 --> 00:34:13,282
. لطفاً مجبورم نکنيد

607
00:34:13,283 --> 00:34:17,172
. الان برمي‌گردم

608
00:34:25,882 --> 00:34:29,140
. کيسي اعتراف کرد

609
00:34:29,140 --> 00:34:31,334
. آقاي مک لين رو به علت تجاوز به دختر نابالغ دستگير کنيد

610
00:34:31,335 --> 00:34:34,127
. اينکارو مي‌کنيم ، رئيس

611
00:34:37,784 --> 00:34:41,475
... سکس با فرد نابالغ . بذار بهت بگم چي

612
00:34:41,475 --> 00:34:45,994
. چه چيز الان برات خيلي بد بنظر مياد -
. من با يه دختر مشکل‌دار خوب و مهربون بودم -

613
00:34:45,994 --> 00:34:48,753
. همش ... همش همينه -
... آره ، همه‌شون تا جواب آزمايشگاه  ... -

614
00:34:48,753 --> 00:34:50,748
. مياد ، همينو ميگن

615
00:34:50,748 --> 00:34:52,841
... ببينيد ، اون چيزي که ما مي‌بينيم اينه که

616
00:34:52,842 --> 00:34:54,637
جاستين پرينتيس عاشق کيسي بوده

617
00:34:54,638 --> 00:34:56,632
. و متوجه شده که شما داريد اَزش سوءاستفاده مي‌کنيد -
. اوه ، خواهش مي‌کنم -

618
00:34:56,632 --> 00:34:59,657
. از کيسي سوء استفاده کردين ، و جاستين تهديد کرد که به مقامات ميگه

619
00:34:59,658 --> 00:35:02,682
. پس شما اونو تا سرحد مَرگ زدين و به اين فکر افتادين که خاکش کنيد -
! نه . نه -

620
00:35:02,683 --> 00:35:06,454
. نه ؟ خُب ، اين چيزيه که ما فکر مي‌کنيم

621
00:35:07,624 --> 00:35:10,255
کجاش رو داريم اشتباه مي‌کنيم ؟

622
00:35:10,256 --> 00:35:12,044
جاستين بهتون حمله مي‌کنه ؟

623
00:35:12,044 --> 00:35:14,027
شايد دفاع از خود بوده ؟

624
00:35:14,028 --> 00:35:19,700
. من وکيلمو مي‌خوام . من چيزِ بيشتري بهتون نميگم

625
00:35:19,700 --> 00:35:22,718
. ما چيزي نداريم که بتونيم ثابت کنيم اون شب با جاستين بوده

626
00:35:22,718 --> 00:35:23,954
. ما به اعتراف نياز داريم

627
00:35:23,955 --> 00:35:25,581
. نمي‌توني بگيري

628
00:35:25,581 --> 00:35:26,665
چرا يه اعتراف نگيريم ؟

629
00:35:26,666 --> 00:35:29,487
به اولين کسي که جواب بده ، جايزه ميدَم ؟

630
00:35:29,487 --> 00:35:31,347
فقط بگو تو کله‌اَت چي ميگذره ؟

631
00:35:31,347 --> 00:35:34,136
. تو راه برگشتن به برايت آرچ بهتون ميگم

632
00:35:34,136 --> 00:35:36,925
. بايد وقت مراسم آتشِ ترسناک اونجا باشيم

633
00:35:36,926 --> 00:35:40,269
. ريگزبي ، بيا من و تو ، سريع يه فنجون چايي بزنيم

634
00:35:40,269 --> 00:35:43,054
بعدش بريم ، ها ؟ -
. اول بگو . بعدش ميريم -

635
00:35:43,054 --> 00:35:45,358
آتشِ ترسناک ؟

636
00:35:45,358 --> 00:35:48,478
. سلام ، بچه ها

637
00:35:48,479 --> 00:35:51,592
. از اينکه دوباره مي‌بينمتون خوشحالم

638
00:35:51,592 --> 00:35:54,773
چند روزه گذشته خيلي دراماتيک بوده ، ها ؟

639
00:35:54,774 --> 00:35:58,389
... احتمالاً در مورده اتفاقاتي که چند روز اخير اُفتاده

640
00:35:58,389 --> 00:35:59,393
. خيلي چيزا شنيدين

641
00:35:59,394 --> 00:36:03,109
. خُب ...  در اون مورد نگران نباشيد

642
00:36:03,109 --> 00:36:06,123
. زندگي ادامه داره

643
00:36:06,325 --> 00:36:08,133
... معلماتون فکر کردن که بهتر اينه که مراسم

644
00:36:08,133 --> 00:36:10,174
. آتشِ ترسناک رو طبق معمول ادامه داد

645
00:36:10,175 --> 00:36:12,553
کسي با اين مسئله مشکلي نداره ؟

646
00:36:12,553 --> 00:36:14,929
. عاليه

647
00:36:14,930 --> 00:36:17,441
. فکر کردم که با يه داستانِ ارواحي شروع کنيم

648
00:36:17,442 --> 00:36:20,421
همه‌تون درباره زکريا مي‌دونيد ، آره ؟

649
00:36:20,421 --> 00:36:22,430
. بله

650
00:36:22,430 --> 00:36:25,543
. امّا ما درموردش حرف نمي‌زنيم -
. بدشانسي مياره -

651
00:36:25,544 --> 00:36:26,949
. هههه

652
00:36:26,950 --> 00:36:30,766
. زکريا منو نمي‌ترسونه

653
00:36:30,766 --> 00:36:33,278
... پس همتون در مورد اون عصري که زکريا

654
00:36:33,279 --> 00:36:36,693
دوستاشو تيکه تيکه کرد مي‌دونيد ، درسته ؟

655
00:36:36,694 --> 00:36:39,381
... اون چيزي که اکثرِ مردم نمي‌دونن

656
00:36:39,381 --> 00:36:43,154
. اينه که بعد از اون اتفاق وحشتناک چي شد

657
00:36:47,247 --> 00:36:48,751
... به عنوان تنبيه

658
00:36:48,752 --> 00:36:51,501
مردم شهر دور هم جمع شدن

659
00:36:51,502 --> 00:36:55,019
و يک آتش بزرگ درست کردن

660
00:36:55,019 --> 00:36:57,130
... همين جا

661
00:36:57,131 --> 00:36:58,899
. تو همين نقطه

662
00:36:58,899 --> 00:37:02,902
. و زکريا رو زنده سوزوندن

663
00:37:02,902 --> 00:37:06,939
... و با وجود اينکه شعله‌ها گوشتِ بدنش رو آب مي‌کردن

664
00:37:06,939 --> 00:37:09,808
. ولي زاکريا ساکت موند

665
00:37:09,809 --> 00:37:12,844
... اون فقط به اونهايي که نگاش مي‌کردن لبخند ميزد

666
00:37:12,845 --> 00:37:16,750
... و قول داد که اگر

667
00:37:16,750 --> 00:37:20,486
... يک زمان يک نفر کارِ ناشايستي در جنگل کرد

668
00:37:20,487 --> 00:37:24,157
... اگر که شما سه بار داد بزني زکريا

669
00:37:24,158 --> 00:37:26,159
... و رو زمين حرفِ زِد رو بِکِشيد

670
00:37:26,160 --> 00:37:31,398
. بعدش اون از قبر بلند شه و اونا رو بگيره -
. آره ، تو راست ميگي -

671
00:37:34,535 --> 00:37:37,304
... و اگر که گناهکار به گناهش اعتراف نکنه

672
00:37:37,304 --> 00:37:40,974
... اگر که توبه نکنه ، اونا رو با خودش به پليدي

673
00:37:40,975 --> 00:37:42,475
... ترسناک دروغگوها ببره

674
00:37:42,476 --> 00:37:46,480
... تا با اون در تيره‌گيِ سياه‌اي تا اَبد

675
00:37:46,480 --> 00:37:49,117
. زندگي کنه

676
00:37:49,318 --> 00:37:50,817
همين بود ؟

677
00:37:50,818 --> 00:37:51,939
. آره ، همين بود

678
00:37:51,939 --> 00:37:54,721
. بي‌معني بود ، رفيق

679
00:37:57,291 --> 00:38:01,262
. خُب ، فقط وقتي بي‌معني که طلسم کار نکنه

680
00:38:01,263 --> 00:38:06,533
. و همه‌مون مي‌دونيم که در اين جنگل‌ها پليدي انجام گرفته

681
00:38:06,534 --> 00:38:11,890
ولي اينجا کسي هست که بخواد اسمِ زکريا رو صدا بزنه ؟

682
00:38:14,065 --> 00:38:16,307
کسي هست ؟

683
00:38:18,886 --> 00:38:21,630
! زکريا

684
00:38:23,003 --> 00:38:25,613
! زکريا

685
00:38:25,614 --> 00:38:28,626
! زکريا

686
00:38:33,112 --> 00:38:36,124
. بهت گفتم . بي‌معنيه

687
00:38:36,124 --> 00:38:40,675
. قسمتِ مهمّش رو يادت رفت

688
00:38:43,520 --> 00:38:48,575
. بايد روزمين حرف " زِد " رو بنويسي

689
00:39:06,685 --> 00:39:09,865
. فکر کنم رفتِ تعطيلات

690
00:39:15,655 --> 00:39:18,166
اليوت ، کارِ تو بود ؟ -
! آه ! آه -

691
00:39:18,166 --> 00:39:20,675
تو جاستين رو کُشتي ؟

692
00:39:22,149 --> 00:39:23,687
. اليوت ، اين آخرين شانسته -
! آه -

693
00:39:23,687 --> 00:39:27,202
تو جاستين رو کُشتي ؟ -
! آره ! آره  ، من بودم -

694
00:39:29,245 --> 00:39:33,128
. نجات پيدا کردي . نزديک بود

695
00:39:37,245 --> 00:39:40,557
. اوه ، سلام ، ريگزبي -
. سلام -

696
00:39:43,103 --> 00:39:45,646
. من ... من ... من مي‌دونستم يه شوخي بود

697
00:39:45,646 --> 00:39:47,586
. من ... من شوخي کردم

698
00:39:47,587 --> 00:39:50,232
. نه ، تو يه دروغگو و يه قاتلي ، اليوت

699
00:39:50,233 --> 00:39:53,914
. همه مي‌تونن اينو بفهمن

700
00:39:53,914 --> 00:39:55,989
. آروم ، آروم ، آروم ، يکي کمک کنه اينجا

701
00:39:55,989 --> 00:40:00,107
. بي‌خيال شو ، بچه . يالا . تموم شد

702
00:40:02,416 --> 00:40:04,759
. جاستين يه کِرم بود

703
00:40:04,759 --> 00:40:06,567
. نبايد دخالت مي‌کرد

704
00:40:06,568 --> 00:40:09,211
. آره . تو يه سيستم کوچولو راه انداخته بودي

705
00:40:09,211 --> 00:40:12,524
... تو بچه‌ها رو با پيغام از طرف زکريا کنترل مي‌کردي

706
00:40:12,525 --> 00:40:15,302
. و مک لين رو با حق‌السکوت

707
00:40:15,302 --> 00:40:17,578
... از اليوت و قوانين انجمن زِد محافظت کن

708
00:40:17,579 --> 00:40:20,123
. يا بعنوان يک معتاد به تجاوز معرفي بشي

709
00:40:20,123 --> 00:40:23,169
. تو خيلي باهوشي ، مَرد جوان -
. آره ، هستم -

710
00:40:23,170 --> 00:40:27,509
بهمين خاطره که پدر و مادرَم
. منو به اين آشغال‌دوني تبعيد کردن

711
00:40:28,437 --> 00:40:30,524
. براشون خيلي باهوش بودم

712
00:40:30,525 --> 00:40:32,180
. و براي تو

713
00:40:32,180 --> 00:40:34,631
. تو واقعاً منو نتونستي گير بندازي

714
00:40:34,632 --> 00:40:37,150
. من يه نابالغم . حُکمِ سنگيني برام صادر نمي‌کنن

715
00:40:37,150 --> 00:40:39,734
پس چرا بهمون نميگي که چرا جاستين رو کُشتي ؟

716
00:40:39,735 --> 00:40:41,025
. واسه دَرج در گزارش

717
00:40:41,025 --> 00:40:43,743
. تو مي‌دوني چرا

718
00:40:43,743 --> 00:40:46,823
. جاستين هميشه با کيسي مهربون بود

719
00:40:46,823 --> 00:40:48,844
... وقتي فهميد که

720
00:40:48,844 --> 00:40:52,223
... اون با مک لين به خاطر دستورِ من چه رابطه‌اي داره

721
00:40:52,224 --> 00:40:55,205
. عصباني شد ، تهديد کرد که همه چيز رو خراب مي‌کنه

722
00:40:55,205 --> 00:40:59,479
... و سعي کردم اونو با يه پيغام از زکريا ساکت کنم

723
00:40:59,479 --> 00:41:01,632
. اون کوتاه نيومد

724
00:41:01,633 --> 00:41:04,580
. بهم خنديد

725
00:41:06,470 --> 00:41:09,848
. نبايد اون کارو مي‌کرد

726
00:41:11,373 --> 00:41:15,978
. دوست ندارم کسي بهم بخنده

727
00:41:17,502 --> 00:41:21,145
. خُب ... خداحافظ ، اليوت

728
00:41:21,146 --> 00:41:24,260
. ههه ... هي

729
00:41:25,486 --> 00:41:29,296
از کجا مي‌دونستي من بودم ؟

730
00:41:31,117 --> 00:41:33,702
وقتي که کيسي براي مک لين يه فنجون
، چاي آورد که علامت زِد روش بود

731
00:41:33,703 --> 00:41:35,889
... اين يه هشدار از طرف تو بود که دهنشو بسته نگه داره

732
00:41:35,890 --> 00:41:38,109
... تو اولين نفري بود که داستان زاکريا رو گفت

733
00:41:38,109 --> 00:41:40,395
...  و تو از همه تو اين مدرسه قديمي تر بودي

734
00:41:40,395 --> 00:41:42,084
. که تمايلي به ترک اينجا نداشت

735
00:41:42,084 --> 00:41:44,237
. مراسم آتشِ ترسناک شَکِ منو تأييد کرد

736
00:41:44,238 --> 00:41:47,318
بقيه از اينکه من دارم زکريا رو احضار مي‌کنم ترسيده بودن

737
00:41:47,318 --> 00:41:49,969
. امّا تو ... تو مغرور و غُرغُرو بودي

738
00:41:49,969 --> 00:41:53,812
... يه بازيگر واقعي که يه تقليدِ ضعيف رو نگاه مي‌کرد

739
00:41:53,813 --> 00:41:56,794
. تا ترس بهت غلبه کرد

740
00:41:56,794 --> 00:42:00,007
. ترس مي‌تونه اينکارو باهات بکنه

741
00:42:00,008 --> 00:42:02,194
. خداحافظ

742
00:42:03,752 --> 00:42:07,295
. بشين

743
00:42:07,295 --> 00:42:09,946
. من از همه کارهايي که کردين تشکر مي‌کنم

744
00:42:09,947 --> 00:42:12,664
. وظيفه‌مونه

745
00:42:12,664 --> 00:42:15,214
. بهرحال ممنون

746
00:42:16,141 --> 00:42:18,527
. اوه ، ايناهاش

747
00:42:18,527 --> 00:42:21,673
. اه ، من اينجام

748
00:42:22,536 --> 00:42:26,611
... من همين الان داشتم به آقا و خانم پرينتيس مي‌گفتم که

749
00:42:26,611 --> 00:42:28,962
. اين تو بودي که قاتل پسرشون رو پيدا کردي

750
00:42:28,963 --> 00:42:31,816
بله ، آااه ، بابت پسرِ از دست رفتِتون واقعاً تسليت ميگم

751
00:42:31,816 --> 00:42:33,775
. ممنونم

752
00:42:33,775 --> 00:42:35,353
. خيلي ممنون

753
00:42:35,354 --> 00:42:38,688
. خيلي متشکريم

754
00:42:38,688 --> 00:42:43,602
. اينکار حداقل يه کم آروممون ميکنه

755
00:42:47,314 --> 00:42:47,314
. فرزندتون با شجاعت مُرد

756
00:42:47,314 --> 00:42:50,150
. اون يه دخترِ جوان رو از مشکل نجات داد

757
00:42:50,150 --> 00:42:54,774
. بايد به داشتن چنين پسري افتخار کنيد

758
00:42:57,077 --> 00:43:25,130
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]
