WEBVTT

00:08.315 --> 00:30.837
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:39.614 --> 00:42.018
... من نميدونم ، اما اون زنگ زد و بهم گفت که

00:42.083 --> 00:43.876
اون واقعاً تمومش کرده

00:43.940 --> 00:47.662
دوستي ، آشنايي باهاش نيست ؟

00:47.717 --> 00:50.552
هر خبر ديگه‌اي که داشتيد ، ما رو در جريان بذاريد ، باشه ؟ -
ممنونم -

00:52.902 --> 00:55.279
اسم بچه کودي الکينز ، 16 سال داره

00:55.344 --> 00:57.108
چند روز قبل گزارش گُم شدنش رو دادند

00:57.172 --> 00:59.421
... وقتي که پليس محلي به ما زنگ زد

00:59.486 --> 01:01.561
و بدنش رو دو خيابون دورتر توي جوبِ آب پيدا کرد ، بحث جدي شد

01:01.617 --> 01:04.515
منتظر آزمايش دي.ان.اي هستيم . معلوم شده که آدم دزدي بوده

01:04.580 --> 01:08.511
قتل حرفه‌اي بوده ، که باعث شده پرونده رو بِدَن به سي.بي.اي -
اسم پدر و مادرش مايکل و جنيس هستند ، جفتشون سابقه‌اي ندارند -

01:08.568 --> 01:10.103
يه پسر ديگه هم دارند که چهارده سالشه و اسمشم براد هستش

01:10.136 --> 01:17.189
اونا يه گلفروشي دارند . چو الان باهاشونه -
بياييد بريم -

01:17.327 --> 01:19.853
فکر کنم من اين بيرون وايسم بهتره

01:19.920 --> 01:21.864
مشکلي نيست

01:57.359 --> 01:58.106
چي ؟

01:59.303 --> 02:01.994
سلام رفيق -
چرخ باحالي داري -

02:02.062 --> 02:05.851
چي کار داري ميکني ؟ -
... شما پسرا بايد حسابي مشتاق باشين تا براي ديدن -

02:05.909 --> 02:08.309
چيزي اين رو برونيد ، ها ؟ -
ها ؟ -

02:08.378 --> 02:10.351
... تو يه چرخ صورتي رو دور شهر رکاب نميزني

02:10.402 --> 02:12.974
تا بيايي به اين مغازه ، مگه نه ؟ چي شما رو به اينجا کِشونده ؟ -
هيچي -

02:13.034 --> 02:14.835
واقعاً ؟ -
بيا بريم کلايد -

02:14.895 --> 02:17.493
کودي الکينز کجاست ؟ -
من نميدونم -

02:17.554 --> 02:19.917
! من ميدونم که شما ها ميدونيد اون کجاست

02:19.993 --> 02:22.213
مجبور نيستيد با صداي بلند بگيد . فقط به اونجايي که هستش نگاه کنيد

02:22.291 --> 02:26.305
اون طرف ؟ -
چرا اون کار رو کردي ؟ -

02:26.370 --> 02:29.400
ممنونم . بفرماييد اينم چرخ‌ِتون

02:29.477 --> 02:31.916
مواظب خودتون باشيد

02:34.980 --> 02:38.404
چو ، الکينز ها رو ميبره خونه

02:45.373 --> 02:48.123
! من نظر خيلي خوبي دارم که الکينز کجاست

02:48.188 --> 02:50.140
مشورت هم چيز خوبيه

02:56.467 --> 02:57.876
چي باعث شده که فکر کني اون اينجاست ؟

02:57.927 --> 02:59.092
بخاطر اينکه بچه‌ها لوش دادند

02:59.157 --> 03:02.314
تازه اونا  بوي درخت اوکاليپتوس ميدادند -
اما اينجا پره از درخت اکاليپتوسِ -

03:02.390 --> 03:04.023
کلاغ‌ها -
خب که چي ؟ -

03:04.100 --> 03:07.809
کلاغ ها پرنده‌هاي لاشخورند ، اونا از چيزاي مُرده خوششون مياد

03:31.206 --> 03:32.796
يا عيسي مسيح

03:42.014 --> 03:44.400
بچه‌ي بيچاره

04:03.493 --> 04:04.035
معنيش چيه ؟

04:06.152 --> 04:07.174
جادوي سياه

04:08.270 --> 04:09.292
قرباني کردن

04:09.457 --> 04:11.166
اما چيزي به نام جادوي سياه وجود نداره

04:11.237 --> 04:14.336
خب ، مثلِ اينکه يه نفر باهات مخالفه

04:27.401 --> 04:34.081
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

04:39.112 --> 04:41.335
شماره‌ي اول ، ما دنبال سلاحِ قاتل ميگرديم

04:41.405 --> 04:43.968
هرچيزي رو که پيدا کردي ، بردار و بپيچش

04:44.028 --> 04:46.022
ممنونم ، آقايون

04:49.013 --> 04:50.978
يه لحظه صبر کن

04:59.483 --> 05:01.646
آخرين بار کِي کودي رو ديدي ؟

05:01.718 --> 05:03.988
شب جمعه ، بعد از بازي

05:04.058 --> 05:07.744
کودي براي تيم فوتبال مدرسه‌ش بازي ميکنه

05:07.805 --> 05:10.718
اون شب تيمش خوب بازي نکرد

05:10.788 --> 05:14.072
اما درکُل امسال ، تيم خوبي هستند

05:14.133 --> 05:17.588
توي رده بندي ملي قرار دارند -
جمعه ، آخرين بار کِي ديدينش ؟ -

05:17.649 --> 05:20.833
وقتي که رفت بخوابه

05:20.905 --> 05:23.716
فقط ما سه تا بوديم ، بعدش صبح زود

05:23.778 --> 05:27.394
وقتي عصر ما برگشتيم ، کودي نبود

05:27.464 --> 05:30.407
اون قرار بود اون روز صبح مربي‌شو ببينه

05:30.478 --> 05:33.219
واسه يه سري تمرين بيشتر و بعدش پيداش نشد

05:37.912 --> 05:38.685
براد

05:38.786 --> 05:41.096
و شب جمعه حال روحي روانيش چطوري بود

05:41.156 --> 05:43.567
اون خوب بود

05:43.638 --> 05:47.083
خوب بود -
البته يه کمي درباره‌ي بازي‌اش ناراحت بود -

05:47.154 --> 05:49.795
اون يه سري اشتباهات رو کرده بود

05:49.866 --> 05:53.311
مربيش حسابي حالش رو گرفته بود

05:53.382 --> 05:56.164
کودي يه ذَرّه توي بازي عقب رفته بود

05:56.225 --> 06:00.012
اونا با هم دعوا کردند ؟ -
ميشه گفت . ولي در کُل چيز مهمي نبود -

06:00.082 --> 06:03.829
از اين مسائل توي رختکن هست . يه ذره سرش داد کشيده بود

06:03.900 --> 06:06.271
کودي ميخواست بهتر بازي کنه

06:06.341 --> 06:08.279
اون چطوري مُرد ؟

06:08.350 --> 06:10.188
يه نشانه‌هايي دور جسد بود

06:10.259 --> 06:12.599
نشانه‌هايي از جادوي سياه و مراسم‌هاي مذهبي

06:12.670 --> 06:15.050
... اون دوستي ، آشنايي توي حيطه‌ي

06:15.110 --> 06:18.897
جادوي سياه و از اين جور چيزا نداشت ؟ -
اوه خداي من ، کار اون بوده -

06:18.968 --> 06:21.882
البته -
اين کيه ؟ -

06:21.942 --> 06:24.152
تامزين داو

06:24.222 --> 06:27.065
اون با اين چيزاي جادوي سياه و اين مزخرفات ، سر و کار داره

06:27.136 --> 06:29.757
اون ادعا ميکنه که ساحره‌س

06:29.827 --> 06:33.960
... ميگه که قدرت‌هايي داره

06:34.021 --> 06:36.613
و اون با کودي مشکلاتي داشت ؟

06:36.684 --> 06:39.940
... اوه ، حدود يه هفته پيش

06:40.010 --> 06:42.692
اون ادعا کرد که کودي گربه‌ش رو دزديده

06:42.763 --> 06:44.849
دزديده بود ؟

06:44.910 --> 06:46.462
البته که نه

06:46.523 --> 06:49.346
اما اون براي گرفتن انتقامش اون رو طلسم کرد

06:49.418 --> 06:52.674
طلسم ؟ چه نوع طلسمي ؟

06:52.745 --> 06:55.265
... من نميدونم اون يه چيزايي گفت و

06:55.336 --> 06:57.856
بعد گفت که طلسمش کرده -
نمي‌بايستي که شما يه کم نگران ميشديد ؟ -

06:57.917 --> 07:01.315
اون وقت‌ها ، کودي فکر ميکرد که خنده داره

07:01.385 --> 07:05.074
منظورم اينه که اون داره اَدا در مياره ، از اين جور چيزا ؟

07:05.146 --> 07:08.039
فکر ميکنم واسه اين بود که جدي نگرفتنيمِش

07:08.100 --> 07:10.963
تامزين داو رو کجا ميشه پيدا کرد ؟

07:11.024 --> 07:12.979
اوضاع داره هِي بدتر ميشه

07:13.040 --> 07:15.046
ما داريم ميريم تا يه ساحره رو ببينيم

07:15.056 --> 07:17.446
اوه ، مواظب باشيد -
آره ، آره -

07:17.517 --> 07:21.550
چيز بدرد بخوري پيدا کرديد ؟ -
نه هيچي ، نه آلت قتاله ، نه خون زيادي -

07:21.610 --> 07:23.596
بنظر ميرسه يه جاي ديگه کُشته شده

07:23.667 --> 07:25.643
آزمايش‌ها نشون ميده که اون صبح شنبه مُرده

07:25.714 --> 07:30.048
دليل مرگ ، زخم‌هايي بوده که به وسيله‌ي يه شيء سنگين ايجاد شده

07:30.119 --> 07:32.296
به نظر لوله يا دِيلم مياد

07:32.368 --> 07:33.738
... باشه ، من از شما دوتا ميخوام که بريد و با

07:33.788 --> 07:35.328
مربي فوتبالِ کودي صحبت کنيد

07:35.371 --> 07:37.930
اون و کودي شب جمعه با هم دعوا داشتند

07:38.002 --> 07:39.015
اونا قرار بوده که صبحِ شنبه همديگه رو ببنند

07:39.026 --> 07:41.862
گرفتم . ما ميريم دنبال مربي فوتباله -
باشه -

07:51.005 --> 07:52.745
نگاه کن ، يه بُز

07:52.817 --> 07:54.824
بُزها يه نشونه‌ي شيطان هستند

07:54.896 --> 07:57.425
پس ميخواسته که با اين حيووناي باغ وحش اين در رو مثلِ
ورودي جهنم بکنه ؟

07:57.487 --> 08:00.354
اينطوري به نظر ميرسه

08:00.425 --> 08:03.526
اوه ، نگاه کنيد . يه نشونه‌ي بد ديگه

08:05.238 --> 08:07.489
اااه

08:20.084 --> 08:25.101
بووو -
اوو ، وواه ! تو نبايد اين جور چيزا رو مسخره کني -

08:25.173 --> 08:27.865
به نظر ميرسه که کسي خونه نيست

08:27.937 --> 08:30.353
به نظر ميرسه که خونه‌ي خادم شيطان ، زياد امنيتش بالا نيست

08:30.426 --> 08:34.202
من ميتونم با اين اون قفل رو تو پنج ثانيه باز کنم

08:34.270 --> 08:37.592
ما منتظر ميمونيم -
حالا  نگاه نکنيد -

08:37.660 --> 08:42.173
اما ما ميتونيم يکي از اون بچه‌ها رو برداريم و
باهاشون حرف بزنيم

08:42.241 --> 08:45.118
لعنتي -
اينا همون بچه‌هايي هستند که جلوي مغازه‌ي الکينز‌ها بودند ؟ -

08:45.176 --> 08:48.052
آره

08:52.866 --> 08:56.217
بياييد يه کمي بيشتر زور بزنيد

08:56.285 --> 08:58.791
اين واقعاً يه تراژدي زندگي خوب در انتظارش بود

08:58.852 --> 09:01.226
تازه ، بچه‌ي خوبي هم بود

09:01.287 --> 09:03.317
برو ، برو ، برو ، برو

09:03.388 --> 09:08.025
وينسون تو يه گاو دريايي هستي ! اون کون بزرگت
رو بردار ببر پايين زمين

09:09.853 --> 09:13.059
بچه‌ي عالي بود ! ارزش‌هاي خوبي داشت . عادت‌هاي خوبي هم داشت

09:13.130 --> 09:15.636
شما قرار بود شنبه صبح اون رو ببينيد

09:15.637 --> 09:17.595
درسته ، سر ساعته 9 صبح

09:17.667 --> 09:19.625
تمرين جلوگيريِ از دست دادن توپ

09:19.696 --> 09:22.537
اون هيچوقت نيومد -
شما باهاش يه بحث جدي داشتيد ، شب جمعه رو ميگم  -

09:22.598 --> 09:25.409
درسته ، کودي بازي شرم آوري رو انجام داده بود

09:25.481 --> 09:28.913
نه گلي ، نه پاسِ گلي ! دو بار توپ رو از دست داده بود
پنج بار هم تو جاي خودش نبود

09:28.980 --> 09:31.370
و با خطا هم که يه ضربه آزاد ، توي  بيست و پنج متري به حريف داد

09:31.440 --> 09:33.549
اون گذاشت که خودش ببازه و با اين کارش  باعث شد تا تيمش هم ببازه

09:33.607 --> 09:36.522
اواخر بد بازي کرده بود . ميخواستم بيارمش روي فرم

09:36.591 --> 09:40.411
واسه همين بود که قرار شنبه صبح رو گذاشتيم -
شرم آور ! اين يه مقدار توهين آميز نيست ؟ -

09:40.479 --> 09:42.393
من اينجا با واقعيت‌ها کار دارم

09:42.452 --> 09:45.602
اگه ميخواييد مزخرف بشنويد . بريد به کلاس زبان انگليسيش

09:45.660 --> 09:49.392
تيلز ! من دارم ميبينمت
تيلز ! من دارم ميبينمت

09:49.450 --> 09:51.267
کودي چي جواب داد ؟

09:51.336 --> 09:53.669
بحثي که من با کودي داشتم ، به شماها مربوط نيست

09:53.727 --> 09:55.446
من به فکرهاي آشغالي مَردم کاري ندارم

09:55.516 --> 09:58.460
به شما ربطي نداره بين بازيکن و مربي چي ميگذره ؟ -
آره ، به ما ربط نداره -

09:58.529 --> 10:01.250
من شک دارم -
ما به سابقه‌ي شما نگاه کرديم ، آقاي ديتر -

10:01.309 --> 10:03.853
پنج سال پيش شما شغل مربيگري‌تون رو توي دبيرستان از دست داديد

10:03.923 --> 10:07.150
به دليل ارتباط نامناسب فيزيکي با دانش‌آموزان -
يه لحظه ، وايسا -

10:07.221 --> 10:09.498
تو يه جوري داري ميگي انگار که من بچه‌باز يا يه همچين‌چيزي هستم

10:09.568 --> 10:11.479
... من فقط يه چند تا

10:11.548 --> 10:13.459
بچه رو اَدَب کردم

10:13.529 --> 10:17.197
اون ننه باباهاي شلوار کوتاهشون قضيه رو بزرگ کردند -
پس يعني مشکلي نبوده ؟ -

10:17.261 --> 10:20.712
اين فوتباله -
در حقيقت اين آزارِ فيزيکي خردسالانه -

10:20.788 --> 10:23.269
هيچ اتهامي به من وارد نشد -
ولي مجبورت کردند که استعفا بدي -

10:23.346 --> 10:25.934
نه ، نه من خودم استعفا دادم -
و قول دادي که به کلاس‌هاي خشم درماني بِري -

10:26.000 --> 10:28.477
چهل و شش ساعت بود . که من همه‌ش رو رفتم

10:28.544 --> 10:30.440
يه ديوونه رو از من کِشيد بيرون

10:30.507 --> 10:33.038
هرچي ميخواييد بپرسيد

10:33.106 --> 10:35.800
من چيزي رو براي مخفي کردن ندارم -
خوبه ، ما بايد بگرديم -

10:35.859 --> 10:37.851
توي سالن ژيمناستيک و رخنکن‌ها -
هرکاري رو که لازمه بکنيد -

10:37.918 --> 10:38.399
فرانک

10:38.554 --> 10:42.097
فرانک ، تو بايد دورش بزني

10:42.266 --> 10:44.658
و به بالاي زمين برسي -
نه ، بهتره تکل‌زنِ سمت چپ اون کار رو بکنه -

10:44.702 --> 10:46.518
چونکه پاهاي تيزتري داره

10:46.562 --> 10:49.338
و مهاجم گوشه هم داره راهش رو ميگيره

10:53.869 --> 10:57.666
آهاي ، دست درست ، زود فکر کن

10:57.736 --> 11:00.016
من رو بزن ، من خاليم -
اه ، نه -

11:00.076 --> 11:01.984
تو ديگه چه جور مربي بچه‌اي هستي ؟

11:02.059 --> 11:05.572
بابات شرمنده ميشه -
باشه ، برو دورتر -

11:05.648 --> 11:08.094
اوه

11:08.160 --> 11:09.884
اووه ، خوب بود

11:15.887 --> 11:19.519
هِي ، اين رو نگاه کن -
جالبه -

11:23.432 --> 11:27.145
بايد اين رو به دادگاه ببريم

11:33.884 --> 11:34.750
باشه رئيس

11:34.810 --> 11:37.398
مينلي ميگه ما ميتونيم وارد بشيم . گروه پشتيباني تو راه هستش

11:37.467 --> 11:39.428
بياييد بريم تو

11:39.489 --> 11:41.479
... اما تو نميتوني اين کار رو توي پنج ثانيه

11:44.436 --> 11:46.198
فکرشم نکن

11:48.816 --> 11:51.603
مشکلي پيش اومده ؟ -
من اين بيرون منتظر ميمونم -

11:51.673 --> 11:52.997
چرا ؟

11:53.067 --> 11:55.386
باشه ، منم ميام تو  . ولي اول تو برو

12:05.710 --> 12:06.903
سلام

12:06.964 --> 12:08.994
اااه .. سلام

12:12.041 --> 12:15.295
خوش اومديد

12:15.366 --> 12:18.810
شما بايد از طرف سي.بي.اي باشد ... بفرماييد بشينيد

12:18.880 --> 12:21.170
ممنون -
چرا نذاشتيد ما بياييم تو ؟ -

12:21.240 --> 12:24.426
اگه ميزاشتم که الان من کنترل بحث ها رو
در دست نداشتم ؟ مگه نه ؟

12:24.493 --> 12:26.959
پس شما منتظر ما بودين -
البته -

12:27.026 --> 12:29.805
من شنيدم که چه بلايي سر کودي الکينز اومده

12:29.871 --> 12:32.242
اونا از يه طلسمِ پنج پر و شعله استفاده کردند

12:32.299 --> 12:35.021
کاري کردند که شبيه افسونگري به نظر برسه
ويـکا

12:35.089 --> 12:37.137
طبيعتاً ، شما سراغ من اومديد

12:38.883 --> 12:40.414
من تنها ساحره‌ي اين شهرم

12:48.517 --> 12:51.082
... اين جزئيات درباره‌ي قتل . نه ممنونم ... ستاره‌ي پنج پَر

12:51.155 --> 12:53.167
و شمع‌ها رسماً اعلام نشد

12:53.240 --> 12:55.711
شما چطوري درباره‌ش ميدونيد ؟ -
بله ، لطفاً -

12:55.774 --> 12:59.705
دوستان -
پس دوستان شما در قتلِ کودي دخيل بودند ؟ -

12:59.779 --> 13:02.515
نه -
... اين دوستان کوچيک شما مويِ بُلند نداشتند ؟ -

13:02.575 --> 13:04.337
و اسم بزرگ ترينشون کلايد نبود ؟

13:04.399 --> 13:07.883
که چرغ صورتي خواهرش رو برداشته بود ؟ -
بله ، خودشون هستند -

13:07.945 --> 13:10.416
پس شما با بچه‌هاي زيادي دوست هستيد

13:10.477 --> 13:12.746
بله ، بچه‌ها

13:12.808 --> 13:15.846
اونا از تاريکي و اسرار خوششون مياد

13:15.918 --> 13:19.971
و منم از بچه‌ها -
پدر و مادرشون درباره‌ي شما چي ميگن ؟ -

13:20.041 --> 13:22.098
بچه‌هايي که به اينجا ميان

13:22.170 --> 13:24.864
ميان بخاطر اينکه پدر و مادرشون بهشون بي‌توجه‌اند

13:24.935 --> 13:27.093
اما اونا با مرگ کودي هيچ ربطي ندارند

13:27.164 --> 13:28.917
نه ستاره‌ي پنج پَر و نه شمع‌ها

13:28.988 --> 13:30.983
پس اونا توي جنگل چي کار ميکردند ؟

13:31.044 --> 13:33.677
داشتند براي من گياهِ طبي جمع ميکردند -
گياهِ طبي ؟ -

13:33.750 --> 13:37.934
شنبليله ، رز وحشي ، گزنه

13:38.005 --> 13:39.929
... خواهش ميكنم

13:46.283 --> 13:49.183
من پودرهاي  شفا بخش ويکا رو درست ميکنم  و روي اينترنت
به فروش ميذارم

13:49.252 --> 13:51.825
بايد وب‌سايتم رو چک کنيد

13:51.885 --> 13:55.785
چرا به پليس نگفتيد که دوستاتون جسد رو پيدا کردند ؟

13:55.845 --> 13:58.755
... براي چي ؟ من ميدونم که زمين و بارون و حيوونات

13:58.814 --> 14:01.853
خودشون از کودي مراقبت ميکنند . من که نمي‌تونستم کمکش کنم

14:01.922 --> 14:04.822
... درسته . ما نميتونستيم . ولي ما ميتونستيم که

14:04.893 --> 14:07.991
کسايي رو که اون رو کُشتند پيدا کنيم و براي کاري که کردند مجازات کنيم

14:08.060 --> 14:11.880
نيازي به اين کار نيست . کودي حقش بود که بِميره . اون آدم بَدي بود

14:11.950 --> 14:15.810
اون گربه من رو دزديد و شکنجه‌ش داد و آخرش کُشتش

14:15.880 --> 14:17.790
من اون رو ديدم که برش داشت

14:17.860 --> 14:19.107
چرا بايد اين کار رو مي‌كرد ؟

14:19.176 --> 14:20.592
ترس ، حدس ميزنم

14:20.662 --> 14:22.908
اين فقط راهيه  كه كوني‌ها ميرن

14:22.968 --> 14:24.720
اونا توي تَرس زندگي ميكنن

14:25.938 --> 14:26.699
كوني ها ؟

14:26.769 --> 14:30.758
کسايي که ويکا رو باور ندارند
کسايي که به قدرت‌ها‌ ايمان ندارند

14:30.828 --> 14:33.040
شما دقيقاً درباره‌ي چه قدرت‌هايي داريد صحبت ميکنيد ؟

14:33.100 --> 14:37.063
سِحر ، به طور ساده مرحله‌ي نهايي ويکا هستش

14:37.124 --> 14:39.577
ما خداي تک و الهي‌هاي سه‌گانه رو عبادت ميکنيم

14:39.638 --> 14:43.932
در اصل ما شفا دهنده هستيم ، اما سِحر و جادو هم داريم

14:44.003 --> 14:45.813
وقتي که لازم باشه ... طلسم‌ها و به همين ترتيب

14:45.874 --> 14:49.092
شما روي کودي الکينز طلسم گذاشتيد ؟  -
بله -

14:49.162 --> 14:52.511
من يک طلسم کُشنده روش گذاشتم -
ممم -

14:52.582 --> 14:54.966
من اين طلسم رو چند بار قبلاً هم امتحان کرده بودم

14:55.027 --> 14:57.279
اما اين اولين باري بود که کار کرد

14:57.340 --> 14:59.894
چه چيزي رو بايد بگيد ؟

15:00.357 --> 15:01.892
شما دقيقاً چيکار ميکنيد ؟

15:06.113 --> 15:09.743
چرا من اينجام ؟ -
... تا شما به ما بگيد چرا آزمايشات نشون داده که -

15:09.803 --> 15:12.136
... خون شما ، سرتاسرِ تي‌شرتيِ

15:12.197 --> 15:14.760
که ما توي کمد کودي پيدا کرديم ، بوده ؟ -
من بهتون گفتم که ما با هم يه بحث داشتيم -

15:14.830 --> 15:17.941
اوه ، پس حالا هم داريد به ما ميگيد که
يه ذره مشت و لگد هم به اين بحث اضافه کنيم ؟

15:18.011 --> 15:20.923
شما زخميش کردين ؟ -
آره ، اما چيز مهمي نبود . فقط ميخواستم يکم تنبيه‌اش کنم -

15:20.993 --> 15:23.936
اون عصباني شده بود و يه کمي به من دهن‌کجي کرد

15:24.006 --> 15:27.161
يه بچه تو رو زد ؟ -
شانسي مشتش بهم خورد -

15:27.236 --> 15:29.573
پس شاگردات تو رو ميزنن و تو هم به هيچکس نميگي ؟

15:29.638 --> 15:31.437
ميگم که چيز مهمي نبود

15:31.512 --> 15:34.344
... يا شايد تو فهميده بودي که کارت با اون صبح روز بعدي

15:34.420 --> 15:38.653
بيخ پيدا ميکنه . پس گفتي بهتره ساکت بمونم ، ها ؟ -
نه ، نه ، من خيلي شرمنده بودم -

15:38.729 --> 15:41.705
مردم که نميدونن اين بچه هاي لعنتي چه قدر عوضي‌اند

15:41.763 --> 15:43.942
اگه چيزي رو ميگفتم ، خودم رو بَد ميکردم

15:44.009 --> 15:45.795
پس وانمود کردم که اتفاقي نَيوفتاده

15:45.862 --> 15:48.358
اون تو رو اول زد ... مربي خودش رو ؟

15:48.427 --> 15:50.500
بهت که گفتم ... عوضي بود

15:50.568 --> 15:52.421
خب ، اين چيزي نيست که ما شنيديم

15:52.488 --> 15:55.051
... باور نميکنيد ؟ از دانيل براون يکي از دوستاي کودي

15:55.110 --> 15:58.316
بپرسيد ، اون با کودي بخاطر کارت بازي دعواشون شده بود

15:58.374 --> 16:00.362
دنيل رو طوري زده بود که پسره بيهوش شده بود
مردم به زور از هم جداشون کردند

16:00.429 --> 16:02.310
من نفهميدم که چرا دنيل ازش شکايت نکرده

16:02.378 --> 16:05.271
دنيل براون ؟ -
آره -

16:11.387 --> 16:13.244
نفرين‌هاي کُشنده يه راز هستند

16:13.303 --> 16:15.687
اما اين يه نفرين عموميِ مشکل سازه

16:15.757 --> 16:18.170
من ميتونم نشونتون بدم . خيلي ساده‌ست

16:18.240 --> 16:20.553
اسم شما چيه ؟ -
به تو چه ؟ -

16:20.623 --> 16:21.745
کيمبل چو

16:21.815 --> 16:23.076
هِي

16:23.136 --> 16:25.986
... خدا و الهي بزرگ ، صداي مرا بشنويد

16:26.057 --> 16:29.533
... با نور تابناک ، شعله‌ي سوزناکِ خود ، نيرويتان را به اين روح فاني

16:29.593 --> 16:32.840
عطا بخشيد تا کيمبل چو را در خود گرفتار کند

16:32.909 --> 16:36.116
پس او به حقيقت گفته‌ام آگاه است . پس تو نيز او را از حقيقت آگاه کن

16:36.188 --> 16:39.167
سرور حيوانات ، شير درنده ، تو رو با زانو در مي‌آورد

16:39.226 --> 16:41.053
بيخيال بابا

16:47.213 --> 16:54.462
« به زبان لاتين »

16:58.366 --> 17:00.282
اين بود ؟ اين نفرين تو بود ؟

17:00.352 --> 17:03.828
نميخواي يه چيزي به خوردش بدي ؟ سَمّي چيزي بهش بدي ؟

17:03.898 --> 17:05.814
زيادم اونطور که شما مي‌خواستيد نبود ؟ نه ؟

17:05.885 --> 17:08.129
اما اين جادوي خيلي قدرتمنديه -
آره ، باشه -

17:08.199 --> 17:11.108
... متأسفانه به نظر ميرسه  که يکي از دوستاتون

17:11.178 --> 17:14.128
با يه شيء نوک پهن به نفرين شما کمک کرده

17:14.188 --> 17:16.969
... واسه اين ، شما از نظر غيرجادويي بيگناهيد

17:17.039 --> 17:18.926
و همينظور اونا -
... اگه هرکدوم از دوستام اين کار رو کرده باشند -

17:18.995 --> 17:21.408
... اونا به پليس درباره‌ي رابطه‌ي من با

17:21.478 --> 17:25.381
ستاره‌ي پنج پَر و شعله‌ها به شما نمي‌گفتند ... نه ، قتل کودي
صحنه سازي شده بود

17:25.452 --> 17:28.361
تا مثلِ ويکا . هر خَري توي شهر ، اين به ذهنش ميرسه

17:28.461 --> 17:31.907
اين يه نکته‌ي انحرافي ، تابلو هستش . آهاي ، يه ساحره توي شهره

17:31.967 --> 17:36.639
يه ساحره که نفرين مرگبار رو ميزاره روي يه پسره -
دقيقاً ، عاليه -

17:36.707 --> 17:40.263
از وقتتون ممنونم

17:40.332 --> 17:42.290
ممنونم

17:44.251 --> 17:47.708
چو ؟ کيمبل چو ، بيا بريم

17:59.924 --> 18:01.491
نميخواي که اون رو وارد اين جريان کني که ؟

18:01.550 --> 18:02.569
فکر نميکني که کار اون باشه ؟

18:02.628 --> 18:06.095
اون يه جورايي مرموزه ، داره يه چيزي يا يه کسي رو قايم ميکنه

18:06.154 --> 18:09.327
موافقم . من اون رو ميارم توي اين جريان . ولي به چه جرمي ؟

18:09.387 --> 18:12.365
اون کارش مسخره است ، از توجه جلب کردن لذت ميبره

18:12.424 --> 18:15.759
خيلي بهتر و تأثير گذارتره که ما فقط  بهش بي‌توجهي کنيم

18:15.853 --> 18:20.754
در اون صورت اون مياد به طرف ما -
نظريه‌ي روانشناسانه‌ي زيرکانه‌اي بود ، ليسبون . من متاثر شدم -

18:20.849 --> 18:23.176
هِي ، چرا اسم من رو به اون دادي ؟

18:23.226 --> 18:26.002
اون گفت که من جلوي سلطان جنگل زانو ميزنم

18:26.052 --> 18:28.130
اين اصلاً چه معني ميده ؟ -
... چي ؟ بابا بي‌خيال -

18:28.190 --> 18:30.460
تو داري ميگي که واقعاً باور داري که اون يه ساحره است ؟

18:30.521 --> 18:32.757
البته که نه ، منظورم اينه که
اگه نيروي‌هاي سياه واقعاً وجود داشته باشند

18:32.818 --> 18:34.975
... ميتونه دليل اين باشه که بعضي از مَردم

18:35.028 --> 18:37.797
ميتونند که واقعاً اون‌ها رو کنترل کنند -
ايني که تو ميگي همون سرمايه‌گذاري بانکيه -

18:37.858 --> 18:40.182
در ضمن بهت اطمينان ميدم که اونا اين دور ورا نيستن

18:40.244 --> 18:42.680
ساحره يا همچين چيزي اصلاً وجود نداره

18:42.744 --> 18:44.826
آره ، واسه تو راحته که بگي

18:44.892 --> 18:47.510
... اون ساحره‌ي لعنتي که امثال تو رو نسوزوند

18:47.575 --> 18:50.409
تا تو رو ببره توي نيروش

19:02.391 --> 19:03.308
اون گفت كيمبل

19:03.366 --> 19:05.942
اون گفت سرور حيوانات : شير درنده ، تو رو با زانو در مياورد -
ترسناکه نه ؟ -

19:06.001 --> 19:08.217
آره -
... آره ، البته اگه يه دختر بچه‌ي دوازده ساله بودي -

19:08.286 --> 19:11.145
اون هم توي کمپ جدايي -
بايد اونجا بودي تا مي‌فهميدي -

19:11.214 --> 19:13.556
ازش نترس مَرد  . اين دختر رو توي کالج ديدم

19:13.615 --> 19:15.957
اون ميگفت که ساحره است ، نه يه شيطان پرست

19:16.026 --> 19:18.397
فقط يه رَدا تنشونه و بس

19:18.466 --> 19:20.876
هِي ، اوناهاش

19:23.708 --> 19:27.446
دنيل براون -
ما درباره‌ي کودي الکينز سوالاتي داريم -

19:35.869 --> 19:38.894
نه ، بذاريد من برم ! بذاريد من برم

19:40.262 --> 19:42.937
دستات رو بذار پشت سرت ، زودباش ، اون کار رو بکن -
سلام آقا شيره -

19:43.023 --> 19:45.365
بذاريد من برم

19:45.440 --> 19:48.694
زود باش

19:48.770 --> 19:52.027
اون طلسم واقعيت داشت . ها ؟

20:00.115 --> 20:02.344
! درباره‌ي دعوات با کودي الکينز بگو

20:02.395 --> 20:04.058
کدوم دعوا ؟

20:04.119 --> 20:05.643
هيچ دعوايي در کار نبوده

20:05.713 --> 20:08.064
نه ؟ اون تو رو طوري زد که بيهوش شدي . مگه نه ؟

20:08.135 --> 20:10.896
تو رو انداخت توي بيمارستان . ما شاهدم داريم

20:10.956 --> 20:13.886
کي ؟ نه ، همچين هم بدم نبود

20:13.947 --> 20:17.734
تو رو انداخت توي بيمارستان ؟ -
. آره ، واسه چند ساعت . همش يه معاينه ساده بود -

20:17.804 --> 20:22.160
پس چرا تو ازش شکايت نکردي ؟

20:22.220 --> 20:24.383
. فقط يه سوء تفاهم پيش اومد

20:24.452 --> 20:26.375
تقصير کسي نبود

20:26.446 --> 20:29.097
آااه ، من ميخوام برم تو

20:29.167 --> 20:30.591
برو تو

20:30.662 --> 20:33.482
فقط ... من فقط

20:33.553 --> 20:36.473
شايد فکر کردي مستقيماً ازش انتقامت رو بگيري بهتره ؟

20:36.543 --> 20:39.304
نه

20:39.364 --> 20:41.097
چطوري با هم دعواتون شد ، دنيل ؟

20:41.158 --> 20:45.413
سر ميز بود . داشتيم کارت بازي ميکرديم  و مشروب مي‌خورديم

20:45.484 --> 20:47.776
مادر اون تو دوره‌ي ترک اعتياد بود

20:47.837 --> 20:50.099
پس اون مي‌بايست که اونجا رو اداره ميکرد

20:50.169 --> 20:52.621
من يه کمي کج دهني کردم و کودي عصباني شد

20:52.690 --> 20:56.079
و بعدش ما دعوامون شد و اون بُرد

20:56.149 --> 20:58.441
همش همين بود -
من ميرم تو -

20:58.501 --> 21:01.491
ريگزبي ، آاه ، مشکلي نيست که اگه من ... ؟

21:01.562 --> 21:03.285
نه ، کارت رو بکن ، رفيق

21:03.356 --> 21:05.418
ممنونم

21:07.473 --> 21:09.436
سلام ، من پاتريک هستم

21:09.506 --> 21:12.227
... تو بايد -
دانيل هستم -

21:12.297 --> 21:14.220
آره ، دنيل ، ميشه دستاتو نگه دارم ؟ -
البته -

21:14.290 --> 21:16.114
ممنونم ، کار عجيب غريبي نميکنم

21:16.184 --> 21:19.373
ازت ميخوام که نفسِ عميق بِکِشي

21:19.433 --> 21:20.928
و درست به اينجا نگاه کني

21:22.823 --> 21:25.425
تو چي گفتي که کودي عصباني شد ؟

21:25.486 --> 21:29.215
داشتيم کارت بازي ميکرديم ، من يه سري آشغال از دهنم اومد بيرون

21:29.277 --> 21:31.602
من داشتم با خانواده‌اش توهين ميکردم

21:31.674 --> 21:34.573
" مثلاً ميگفتم : "  مادرت ، قهبه‌اس . بابات حرومزاده است

21:34.645 --> 21:36.622
و از اين جور چيزا

21:36.695 --> 21:39.932
فقط آروم باش و اين بالا رو نگاه کن -
من دارم به شما نگاه ميکنم ، آقا -

21:40.004 --> 21:41.879
خوبه

21:41.950 --> 21:44.275
به هر حال ، کودي عصبي شد

21:44.337 --> 21:47.451
يهو يه بطري آبجو پرت کرد طرف صورتم

21:47.513 --> 21:49.500
بدون هيج هشداري

21:49.562 --> 21:52.092
منظورم اينه که بعدش زياد چيزي يادم نمياد

21:52.164 --> 21:54.991
بچه‌ها بهم گفتند ميخواست  واقعاً بدجوري من رو بزنه

21:55.064 --> 21:58.004
و اگه اونا ما رو از هم جدا نمي‌کردند ، ممکن بود من کُشته ميشدم

21:58.066 --> 22:01.546
چقدر الکينز‌ها بهت پول دادند تا ساکت بموني ؟

22:04.947 --> 22:06.854
هيچي

22:06.914 --> 22:08.879
ميخواي دوباره امتحان کنيم ؟

22:15.792 --> 22:17.917
هزار دلار

22:23.508 --> 22:26.236
بايد قبول کني که يه کم عجيب غريبه . سرور حيوانات ؟

22:26.292 --> 22:27.535
اتفاقي بود

22:27.591 --> 22:30.004
خواهش ميكنم . بس کن ، چه قدر شانسش بود ؟ -
يک به ميليون -

22:30.097 --> 22:32.231
حالا ديدي -
شانس گرفتن يه زندگي هم يک به ميليون هستش -

22:32.297 --> 22:34.245
دنيا همش يه اتفاقِ بزرگ بود

22:34.311 --> 22:36.195
يه مجموعه از اتفاقاتِ غير محتمل

22:36.256 --> 22:39.330
هميشه از اين اتفاقا ميوفته ، و ما متوجه‌ش نميشيم -
يا اينکه اون يه ساحره‌ست -

22:39.697 --> 22:43.834
يا اينکه اون ساحره‌ست

22:43.893 --> 22:46.639
اون رو بازداشت کرديد ... اون ساحره رو ؟

22:46.710 --> 22:48.921
نه قربان -
چرا نه ؟ -

22:48.992 --> 22:52.516
اون روي پسرتون يه طلسم گذاشته بود . شما درست مي‌گفتيد

22:52.584 --> 22:54.845
اما نميشه باهاش دادخواست جنايي نوشت

22:54.914 --> 22:58.439
اون ميتونه فقط يه تهديد به حساب بياد -
پس چرا شما هنوز اينجاييد ؟ -

22:58.507 --> 23:00.768
... به نظر ميرسه کودي يه سري  مسائل خشونت‌آميزي رو داشته

23:00.837 --> 23:04.293
که لازمه ما درباره‌ش باهاتون حرف بزنيم -
نه . اون پسرِ خوبي بود -

23:04.362 --> 23:06.565
اوه نه ، ما منظورمون اين نيست که اون پسر بدي بود ، خانم

23:06.624 --> 23:08.731
... اما مثلِ اينکه يه سري مشکلاتي رو با کنترل عصبانيتش داشت

23:08.798 --> 23:10.671
... که ميتونه مسئله‌اي رو که منجر به کُشته

23:10.740 --> 23:12.779
شدنش شده ، برامون روشن کنه -
مسئله ؟ چه حرف‌هاي مُفتي -

23:12.837 --> 23:17.303
شما سعي مي‌کنيد که پسرم رو براي مرگ خودش سرزنش کنيد ؟ -
من يه سؤال دارم که هميشه اذيتم ميکرد -

23:17.372 --> 23:19.245
چرا شما بهش ميگين فوتبال ؟ -

23:19.314 --> 23:22.266
بازيکن‌ها که زياد از پاشون استفاده نمي‌کنند ، مي‌کنند ؟

23:22.328 --> 23:25.353
شما داريد سعي مي‌کنيد شوخ طبع باشيد يا  ما رو مسخره کنيد ، يا که چي ؟

23:25.415 --> 23:28.233
ميشه من برم به دستشويي ، لطفاً ؟

23:28.296 --> 23:31.484
آخر هال ، سمت چپ -
ممنونم -

23:31.557 --> 23:33.716
اين ديگه چِشه ؟

23:33.789 --> 23:38.450
درباره‌ي اون متأسفم . شما پسري رو به اسم دنيل براون ميشناسيد ؟ -
نه -

23:38.522 --> 23:40.847
... مايکل

23:44.386 --> 23:46.340
باشه

23:46.402 --> 23:48.737
من ميبينم که اين داره به کجا ميکِشه

23:48.809 --> 23:51.751
دنيل و کودي با هم يه دعوايي داشتند

24:02.452 --> 24:04.993
حالا که فهميديد

24:05.065 --> 24:06.567
برو بيرون

24:06.639 --> 24:08.562
من نميتونم

24:08.625 --> 24:10.579
اي کاش ميتونستم

24:10.651 --> 24:13.562
اين کارِ منه که مثله سگ دنبال آدما بيوفتم ، تا آخرش حقيقت
رو ازشون بفهمم

24:13.635 --> 24:17.205
آره ، خب تو کارِت موفق باشي

24:20.394 --> 24:23.850
جاي قشنگي داري

24:24.129 --> 24:27.422
بايد سخت باشه که برادر کوچيکه کدي الکينز باشي

24:27.489 --> 24:30.367
نه

24:30.433 --> 24:33.943
خب ... بعضي وقتا

24:34.009 --> 24:35.768
اگه من بودم ؟ خب از اين که کوچيکتر باشم ، متنفرم

24:35.825 --> 24:38.121
اون همه‌ي توجه‌ها رو جلب ميکنه ، همه‌ي افتخار‌ها رو

24:38.178 --> 24:40.003
دخترا دورش جمع ميشند ... واسه چي ؟

24:40.061 --> 24:43.133
تا بيوفتند دنبالش ، بِپرند و آخرش توپ رو بگيرند ؟

24:43.194 --> 24:45.155
آره ، ميمون‌ها هم ميتونند اون کار رو بکنند -
آره -

24:45.216 --> 24:47.581
ميمون‌ها بهتر از ما اين کار رو ميکنند

24:47.642 --> 24:49.866
... آره ، ميدوني اگه ميمون‌ها هم فوتبال بازي مي‌کردند

24:49.937 --> 24:52.667
حسابي فکِّ هرچي فوتباليست بود رو مياوردند پايين

24:57.043 --> 24:59.005
باشه ، قبول ميکنم

24:59.066 --> 25:01.531
من به دنيل براون پول دادم

25:01.593 --> 25:03.755
تا ... تا ساکت نگهش دارم

25:03.816 --> 25:06.081
... کولي داشت

25:06.142 --> 25:09.477
کولي شانس خيلي زيادي براي بورسيه‌ي کالج داشت

25:09.549 --> 25:12.287
... و از اولين الکينزي بود که اين شانس رو پيدا ميکرد

25:12.349 --> 25:16.009
و ما خيلي بهش افتخار ميکرديم

25:16.081 --> 25:18.398
... اما شما بايد درک کنيد که

25:18.471 --> 25:21.649
اگه مربيش درباره‌ي اين خرابکاري‌ها چيزي مي‌شنيد

25:21.722 --> 25:23.701
... ممکن بود شانسِش رو براي

25:23.772 --> 25:27.218
يکي از اون مدرسه‌هاي دسته اول ، از دست بده -
تا حالا موارد ديگه‌اي از اين خرابکاري‌‌ها اتفاق افتاده بود ؟ -

25:27.290 --> 25:28.623
نه

25:28.695 --> 25:31.464
نه ، پسر ما مشکل خشونتيه ديگه‌اي نداشت

25:31.525 --> 25:33.412
اون اتفاق هم خيلي تصادفي بود

25:33.474 --> 25:36.550
همکارتون کجاست ؟

25:39.011 --> 25:40.548
نميدونم

25:40.622 --> 25:44.376
چطوري کودي گربه‌ي تامزين داو رو کُشت ؟

25:44.445 --> 25:47.705
من نميدونم که اون ... اون گربه رو کُشت يا نه ؟

25:47.765 --> 25:50.334
اون کودي رو در حالي که گربه رو برميداره ديده بود

25:50.404 --> 25:53.367
خب ، اون چيزي ديد که ميخواست ببينه ، باشه ؟

25:53.437 --> 25:56.066
باشه ؟ من ... من نميدونم

25:59.762 --> 26:03.250
... اممم ، اگه اون کار کودي باشه

26:03.319 --> 26:06.708
... ميدوني که ، کُشتن گربه

26:06.777 --> 26:09.345
به نظرت حقش بود که بِميره ؟

26:09.405 --> 26:11.549
تو چي فکر ميکني ؟

26:11.619 --> 26:15.275
من دارم از تو ميپرسم

26:15.334 --> 26:17.309
هِي -
هِي -

26:17.380 --> 26:21.302
تو بدون اجازه‌ي من نميتوني با پسرم صحبت کني

26:21.362 --> 26:24.030
... اوه ، باشه يه مشکل کوچيک بود . مگه نه ، اما باشه

26:24.099 --> 26:27.755
شما مشکلي داريد که من با پسرتون حرف بزنم ، آقاي الکينز ؟ -
بله ، من مشکل دارم -

26:27.825 --> 26:29.603
باشه ، پس من پرسيدم

26:29.663 --> 26:31.836
مي‌بينمت براد

26:44.850 --> 26:47.745
اوه ، خداي من ، غذاي من کجاست ؟

26:47.814 --> 26:49.326
اين چيه ؟

26:49.396 --> 26:51.668
اين يه اِسنَک سالم و مغذّي هستش

26:51.738 --> 26:53.645
تو آخرش من رو به کُشتن ميدي

26:53.714 --> 26:56.046
جدي ميگم ، من به هويج حساسيت دارم

26:56.115 --> 26:58.881
خب ، من از هواي گرفته‌ي توي ماشين و فست‌فود خسته شدم

26:58.951 --> 27:00.759
مثلِ اينه که با يه هزارپا کارکني

27:00.829 --> 27:03.922
من حتي نميتونم توي يه اتاق با هويج باشم

27:03.991 --> 27:07.647
وگرنه شوک عصبي بهم دست ميده

27:07.706 --> 27:09.820
با مزه بود

27:09.880 --> 27:12.912
بسه

27:12.983 --> 27:14.395
ريگزبي ، زودباش

27:14.465 --> 27:15.582
براد داره مياد بيرون

27:15.651 --> 27:18.319
نگاه کن ، نگاه کن ، نگاه کن ، نگاه کن

27:18.378 --> 27:22.073
اوناهاش ، داره ميره

27:22.133 --> 27:23.318
باشه

27:30.700 --> 27:33.101
آخ ! اين لعنتي لاگين « وارد » نميکنه ؟

27:44.040 --> 27:48.190
ليسبون - سلام ، منم -
اوه ، سلام ون پلت . ميگم تو چه طوري ميري -

27:48.260 --> 27:51.451
وايسا . ما همين الان داريم بچه رو تعقيب ميکنيم که رفته
توي خونه‌ي ساجره

27:52.212 --> 27:56.454
اون باهاشه ؟ -
اون همين الان داخل شد ، اونا همديگه رو بغل کردند -

27:57.217 --> 27:59.735
براد الکينز توي خونه‌ي تامزين داو هستش

27:59.784 --> 28:01.588
اونا همديگه رو بغل کردند و رفتند تو

28:01.647 --> 28:04.870
جالبه ، بهشون بگو ده دقيقه صبر کنند  . بعد وارد بشند

28:04.928 --> 28:06.265
چرا منتظر بمونند ؟

28:06.323 --> 28:08.045
تا بذارند نقشه‌هاشون رو عملي کنند . تا بذارند ميوه‌هاشون برسه

28:08.103 --> 28:12.274
تا برنج‌شون تخمير بشه و غيره -
اگه براد بخواد بهش صدمه بزنه چي ؟ -

28:12.336 --> 28:15.641
خب ، اگه قرار بود اون کار رو بکنه . تا حالا کرده بود

28:15.714 --> 28:19.468
ده دقيقه صبر کنيد ، بعد بريد تو

28:19.531 --> 28:21.064
باشه ، رئيس

28:21.137 --> 28:22.388
خب ؟

28:22.451 --> 28:24.890
ما ده دقيقه صبر ميکنيم ، بعد وارد ميشيم

28:24.953 --> 28:28.332
و شخصاً برام مهم نيست که کل شب رو هم مجبور باشيم منتظر بمونيم

28:28.394 --> 28:32.532
جادوگري حالم رو به هم ميزنه -
... زياد واسه‌ي من مهم نيست . ولي هر چي باشه -

28:32.606 --> 28:35.630
فقط يه چيزي بيشتر از يه رَدا است -
آااه ، اين فقط يه روش متفاوتِ احمقانه براي زندگيه -

28:35.693 --> 28:38.612
مثلِ سفر ستارگان يا يوگا -
من يوگا كار ميکنم -

28:40.802 --> 28:43.522
به وسيله‌ي خون ، آلوده شده

28:43.594 --> 28:46.521
به وسيله ي خون ، پاکيزه ميشود

28:46.595 --> 28:50.557
به وسيله‌ي خون ، آلوده شده

28:50.629 --> 28:52.729
به وسيله‌ي خون ، پاکيزه ميشود

28:53.010 --> 28:54.975
به وسيله‌ي خون ، آلوده شده

28:55.047 --> 28:58.357
به وسيله‌ي خون ، پاکيزه ميشود

28:58.420 --> 29:00.488
به وسيله‌ي خون ، الوده شده

29:00.562 --> 29:02.807
به وسيله‌ي خون ، پاکيزه ميشود

29:20.251 --> 29:22.671
به وسيله‌ي خون ، آلوده شده

29:22.733 --> 29:25.081
به وسيله‌ي خون ، پاکيزه ميشود

29:25.154 --> 29:28.051
به وسيله‌ي خون ، آلوده شده

29:28.112 --> 29:31.050
به وسيله‌ي خون ، پاکيزه ميشود

29:53.875 --> 29:55.336
ميشنوي ؟ -
اين ديگه چيه ؟ -

29:55.397 --> 29:58.038
به وسيله‌ي خون ، پاکيزه ميشود

29:58.109 --> 30:00.170
هرچيزي که هست يوگا نيست

30:00.241 --> 30:03.389
پليس ! هيچکس از جاش تکون نخوره . سر جاتون وايسيد

30:03.460 --> 30:05.552
از جايي که هستيد تکون نخوريد . هيچکس از جاش تکون نخوره

30:05.624 --> 30:07.076
خنجر رو بنداز ، خنجر رو بنداز

30:07.147 --> 30:09.685
براد ، ما از سي.بي.اي هستيم ! حالت خوبه ؟

30:09.757 --> 30:14.082
زودباش بيا برگرديم . زودباش -
چي ؟ نه ! چي ؟ شما اشتباهي گرفتيد ؟ ها ؟ -

30:14.155 --> 30:15.911
چرا من رو تنها نميذاريد ؟ -
زود باش براد -

30:15.982 --> 30:18.591
آروم باش براد . صبر داشته باش . فريب اين کافران رو نخور

30:18.653 --> 30:20.855
هيچکس از سر جاش تکون نخوره

30:35.104 --> 30:38.252
تامزين داو

30:38.323 --> 30:40.526
من ازش خوشم مياد

30:40.588 --> 30:44.656
اين فايل ها ميگه اسم اصلي تو سارا جونز هستش ، اهل نيوجرسي

30:44.719 --> 30:47.334
وقتي شونزده سالت بود ، مادرت خودکشي کرده

30:47.410 --> 30:49.454
تو نميدوني پدرت كيه

30:49.528 --> 30:51.286
تو رو از کالج انداختند بيرون

30:51.360 --> 30:54.357
يه تاريخچه‌ي معاينات پي‌در‌پي روانپزشکي هم داشتي

30:54.433 --> 30:58.351
و شيش ماه هم واسه دزدي از مغازه
آب خنک خوردي که مربوط به چند سال پيش ميشه

31:00.608 --> 31:03.440
سارا جونز مُرده

31:03.488 --> 31:05.760
من تامزين داو ، ساحره‌ي معبد ويکا هستم

31:05.808 --> 31:07.144
شما نميتونيد به من صدمه‌اي بزنيد

31:07.201 --> 31:08.769
باشه ، من نميخوام که صدمه‌اي بهت بزنم

31:08.825 --> 31:10.685
فکر کنم به اندازه‌ي کافي بهت سختي گذشته

31:10.748 --> 31:13.943
ميخوام که بهت کمک کنم . اين تحقيقات جناييه

31:14.006 --> 31:17.968
... پس دو تا راه پيش رو داري ، يا اينکه دنبال دردسر ميگردي

31:18.042 --> 31:20.035
خداوند از من محافظت ميکنه

31:22.128 --> 31:26.174
تامزين ، شايد خدا به تو اميد و آرامش بده

31:26.245 --> 31:28.208
و يا يه معني توي زندگيتِ

31:28.268 --> 31:31.796
ولي اون نميتونه تو رو از اون پليسايي كه اون بيرونند ، محافظت کنه

31:37.608 --> 31:39.531
براد کاراموز فرقه‌ي من بود

31:39.601 --> 31:41.564
از شب اعتدالِ پاييز

31:41.624 --> 31:45.611
هيچ جرمي نداره -
يه جورايي واسه ساحره شدن جوونه ، نه ؟ -

31:45.681 --> 31:47.604
ما همه‌مون ساحره به دنيا مياييم

31:47.675 --> 31:49.598
همه‌مون با جادو به دنيا مياييم

31:49.669 --> 31:52.459
ولي وقتي که بزرگ ميشيم از ما گرفته ميشه

31:52.529 --> 31:54.781
جالبه ، البته اگه درست باشه

31:54.852 --> 31:57.573
... پدر و مادر براد ، چه فکري درباره‌ي

31:57.643 --> 31:59.636
اين جهت‌گيريِ جديد اون ، تو زندگي دارن ؟

31:59.705 --> 32:01.628
پدر و مادر براد

32:01.700 --> 32:04.590
به خاطر يه دلايلي واقعاً از ساحره‌ها متنفرند

32:04.650 --> 32:07.909
منظورم اينه که ، واقعاً خيلي ازشون متنفرند

32:07.978 --> 32:11.068
... تقريباً يه ماه پيش مادرش تهديد کرد ، که اگه من يه بار ديگه

32:11.128 --> 32:13.760
باهاش حرف يزنم من رو ميکُشه -
اما تو باهاش حرف زدي -

32:13.820 --> 32:15.783
براد به خواسته‌ي خودش اومد پيشِ من

32:15.853 --> 32:18.703
اون توي ويکا غرق شده بود . من نتونستم اين رو
از فکرش بيرون بيارم

32:18.773 --> 32:22.261
اون چه حسي درباره‌ي طلسمي که روي برادرش گذاشتي داشت ؟

32:22.332 --> 32:24.255
اون باهاش در صلح بود

32:24.326 --> 32:27.016
بخاطر اين بود که اون به عنوان نماينده مراسم  تنظيف انتخاب شد

32:27.077 --> 32:29.608
... براد تفاوت‌هاي دنياي جادو

32:29.668 --> 32:31.631
و دنياي واقعي رو درک ميکرد

32:31.701 --> 32:35.120
اون ميدونست که من برادرش رو نَکُشتم

32:35.190 --> 32:37.911
شايد بخاطر اينکه در دنياي واقعي ، خودش اون رو کُشته بود

32:37.981 --> 32:41.598
چي فهميدي ؟ -
براد طي يک سال گذشته دوبار بستري شده -

32:41.669 --> 32:44.290
هر دو بار ، دليلِ حادثه

32:44.360 --> 32:45.984
شوخي‌هاي خَرَکي با برادرش اعلام شده

32:46.055 --> 32:47.978
شايد براد فکر کرده که ديگه بسشه ؟

32:48.049 --> 32:50.078
هرکسي يه حدي داره

32:55.679 --> 32:57.648
من بايد برم

33:00.908 --> 33:02.008
من ؟

33:02.079 --> 33:05.978
نه ! چرا من بخوام که برادر خودم رو بُکُشم ؟

33:06.048 --> 33:07.778
شايد بخاطر اينکه ديگه بهت صدمه نزنه

33:07.848 --> 33:10.008
آره ، اما اون هيچوقت به من صدمه نزد

33:10.078 --> 33:12.448
اون دوبار ، کارِ تو رو به بيمارستان کِشوند

33:12.509 --> 33:16.378
اونا حادثه بوند . همشون حادثه بودند ، که چي ؟

33:16.448 --> 33:19.448
پس وقتي که اون تو رو ميزد ، همش اتفاقي بود

33:19.509 --> 33:21.778
آره ، من ... منظورم اينه که ، نه

33:21.849 --> 33:23.909
آره

33:23.979 --> 33:27.379
اون از اينکه تو با تامزين دوستي بدش ميومد ، مگه نه ؟

33:27.449 --> 33:29.478
بله

33:31.249 --> 33:33.248
اما تو هيچوقت اون رو ول نکردي

33:36.849 --> 33:38.949
چرا ؟

33:39.009 --> 33:42.049
من اونجا احساس امنيت ميکردم

33:43.279 --> 33:45.608
متأسفم . ميشه يه دقيقه بياييد ؟

33:47.649 --> 33:50.149
الان  برميگرديم

33:55.879 --> 33:59.179
والدينش اينجان . ميخوايين معطل‌ِشون کنم ؟

33:59.249 --> 34:01.409
آره ، وايسا . نه

34:01.479 --> 34:03.508
بذار براد باهاشون بره

34:03.579 --> 34:05.949
تا وقتي که ما يه سري مدرک محکم بر عليه‌شون پيدا کنيم

34:06.210 --> 34:11.011
باشه ، اما بذاريد من اول باهاشون حرف بزنم

34:22.913 --> 34:28.122
لطفاً بشينيد -
... من نمي‌فهمم چرا شما بايد پاي پسرم  -

34:28.189 --> 34:30.572
رو به اين ماجرا بِکِشونيد -
ما در باره‌ي اين کدورت‌ها متأسفيم -

34:30.651 --> 34:32.583
... عجيبه که هيچکدوم از شما درباره‌ي

34:32.638 --> 34:35.924
رابطه‌تون با تامزين داو با ما حرفي نزديد

34:35.989 --> 34:38.961
ما گيج شده بوديم

34:39.026 --> 34:41.879
صادقانه بايد بگم ... ما درک نمي‌كرديم

34:41.934 --> 34:43.682
... روحيه‌ي افسونگري براد رو

34:43.748 --> 34:46.544
ما ميخواستيم درک کنيم و سعي ميکرديم

34:46.614 --> 34:49.041
اما اوضاع وخيم بود

34:49.111 --> 34:52.437
و مايه‌ي شرمندگي بود که واقعيت رو مي‌گفتيم

34:52.606 --> 34:55.801
ما با هم اين مسئله رو پشت سر ميزاريم ؟ باشه  ؟
ما از خيلي‌ها کمک ميخواييم

34:55.962 --> 34:58.258
اين روزا يه درمان هست

34:58.358 --> 35:00.225
واسه اين جور مسائل‌ها ، درسته ؟

35:00.555 --> 35:02.492
ما هممون اين مشکل رو حل ميکنيم

35:02.554 --> 35:05.090
شما اون زن رو دستگير کرديد ؟

35:05.250 --> 35:06.917
نه

35:06.988 --> 35:08.415
نه ؟

35:08.485 --> 35:11.541
منظورم اينه که هنوز واسه‌تون معلوم نشده که کار اون بوده

35:11.611 --> 35:14.107
اون يکي از دشمناش بود

35:14.178 --> 35:17.274
منظورم اينه که اون طي بازپرسي با ما همکاري کرد

35:17.334 --> 35:19.600
... اون قسم خورد که بيگناه هستش و ما ازش خواستيم که

35:19.671 --> 35:23.295
اون يه افسونِ آشکارسازي براي آلتِ قتاله بخونه

35:23.366 --> 35:25.223
طلسمِ آشکار‌سازي ؟

35:25.293 --> 35:28.119
ساحره ها قدرتي به نام تلکنيس دارند
« تلکنيسس : « جا به جايي اشيا به وسيله ذهن ، دورجنباني

35:28.189 --> 35:31.085
... اون ميگه که اون قدرتي داره که

35:31.156 --> 35:33.911
سلاح رو از هرجايي که مخفي شده باشه ، بيرون مياره

35:33.982 --> 35:36.807
و کاري ميکنه که خودش رو به ما نشون بده -
و شما اون شيطانِ عوضي رو باور ميکنيد ؟ -

35:36.878 --> 35:41.371
خب ، شما نمي‌تونيد توي کار ما دخالت کنيد -
شما‌ها ديوونه‌ايد -

35:41.442 --> 35:44.637
آخرين طلسم اون به نظر مياد که کارشو به خوبي انجام داده

35:44.697 --> 35:47.693
چطور ميتونيد اينقدر سنگدل باشيد ؟

35:47.764 --> 35:49.232
با تمرين

35:51.190 --> 35:54.355
من معذرت ميخوام . براد آزاده که بِره

35:54.414 --> 35:55.977
بيا بريم

35:56.045 --> 35:57.901
زودباش ، پسرم

35:57.971 --> 36:00.374
ميبنمت براد

36:06.570 --> 36:09.238
... خيلي‌خوب ، مراقب خودت باش ... و اگه من هم به جاي تو بودم

36:09.306 --> 36:12.042
يه مدتي از براد اَلکينز دور ميموندم

36:12.101 --> 36:15.198
همم ، من همون کاري رو که خداوند خواسته انجام ميدم

36:15.267 --> 36:18.492
... به هر حال ، گوش کن دفعه‌ي بعدي که با اون صحبت کردي

36:18.550 --> 36:21.257
ميشه يه کمي به نفعِ من صحبت کني ؟

36:21.326 --> 36:22.752
اين کار رو ميکنم

36:22.821 --> 36:25.390
ممنونم

36:25.459 --> 36:28.360
... هي ، من فکر ميکنم اون ميخواست يه طلسم اجرا کنه

36:28.420 --> 36:30.999
تا سلاح قتاله رو پيدا کنه ؟ -
اوه ، طلسم که اجرا شد و رفت پيِ کارش -

36:31.058 --> 36:34.058
کي اجراش کرد ؟ -
اون اجراش نکرد . من کردم -

36:34.126 --> 36:36.334
تو ميتوني طلسم کني ؟

36:36.403 --> 36:39.139
چو ، چيزي به اسم طلسم وجود نداره

36:39.207 --> 36:41.288
من ميدونم

36:41.357 --> 36:44.513
... اون واقعاً مغزش درباره‌ي

36:44.583 --> 36:46.595
جادوگري و از اين جور چيزا ، داغ کرده . اينطور نيست ؟

36:46.663 --> 36:48.618
آره

36:48.687 --> 36:50.377
ما بايد توي دوتا شيفت کار کنيم

36:50.446 --> 36:55.360
و اسکيتاوت رو تحت نظر بگيريم -
نميخواي حداقل به من بگي که چه خبره ؟ -

36:55.429 --> 36:57.832
بابا بيخيال . يعني داري ميگي تو نميدوني داريم چي کار ميکنيم ؟

36:57.999 --> 36:59.982
تو نميدوني کي اين کار رو کرده و چرا ؟

37:00.051 --> 37:03.699
نه ، ولي تو بهم ميگي

37:03.804 --> 37:06.998
نظرت چيه که نشونت بدم ؟

37:14.687 --> 37:16.254
ايناهاش

37:16.315 --> 37:19.579
بهتره به چو زنگ بزني

37:44.440 --> 37:46.866
تو هيچ جا نِميري

37:46.937 --> 37:48.933
بذارش زمين

37:50.562 --> 37:53.497
اين خداست که داره صحبت ميکنه

37:53.556 --> 37:57.649
تو منو خيلي عصباني کردي مايکل ، خيلي عصباني

37:57.720 --> 37:59.886
... و حالا تو بازداشت -
بسه ديگه -

38:00.945 --> 38:02.413
بازداشتي

38:07.974 --> 38:09.501
فوق‌العاده است ، مگه نه ؟

38:10.570 --> 38:12.167
سلاح قاتل معلوم شد

38:12.228 --> 38:15.393
طلسم تامزين به نظر ميرسه که کار کرد

38:15.462 --> 38:18.188
فکر کنم اون واقعاً يه ساحره‌ست

38:18.258 --> 38:20.853
من نميدونم داري راجع به چي حرف ميزني

38:20.914 --> 38:23.880
... من مطمئن هستم که آزمايشگاه خون و بافت پوست

38:23.949 --> 38:25.806
... خونِ پسرتون رو روي لبه‌ي آچار نشون ميده

38:25.876 --> 38:29.041
و شايدم اثر انگشتتون رو -
من هيچ اطلاعي از اين ندارم -

38:29.101 --> 38:31.037
پس چرا شما سعي داشتيد که مخفيش کنيد ؟

38:31.098 --> 38:33.693
با ما حرف بزن مايکل . شايد تو مجازاتت تخفيف بِدَن

38:33.764 --> 38:37.957
شايد تو مجبور بودي از خودت دفاع کني -
من مجبور نيستم که به شما چيزي بگم -

38:38.027 --> 38:40.952
نظرت درباره‌ي مسافرت‌هاي کوتاه مدت پسرات ، به اورژانس بيمارستان چيه ؟

38:41.023 --> 38:43.079
استخوان‌هاي شکسته‌شون

38:43.149 --> 38:47.113
شايد يه کم با گذشت زمان بي‌تربيت شده بودند

38:47.173 --> 38:49.938
خوب بود که تو اونا رو سرجاشون مي‌شوندي

38:50.009 --> 38:53.763
بعضي از مردم اصلاً درک نمي‌کنند که چه قدر خوش شانس هستن

38:53.833 --> 38:55.899
درسته

38:57.826 --> 38:59.793
... من فهميدم که منظور براد وقتي که گفت

38:59.854 --> 39:02.919
من توي خونه‌ي تامزين احساس امنيت ميکنم ، در اصل منظورش از تو بود

39:02.989 --> 39:05.614
... کي توي خونه يه ساحره احساس امنيت ميکنه

39:05.684 --> 39:07.681
تا خونه‌ي خودش ؟

39:10.976 --> 39:13.571
تو همسر و پسرات رو ميزدي و آزار ميدادي

39:13.632 --> 39:16.168
اونم براي سال‌ها ؟ -
نه -

39:16.228 --> 39:20.210
نظر من ؟ تو يه کمي بيشتر براد رو زمين مي‌کوبيدي

39:20.280 --> 39:22.569
کودي ميخواست که از برادرش حمايت کنه

39:22.640 --> 39:24.461
اينطور نبود ؟ -
نه -

39:24.532 --> 39:26.184
اونم گفت : نه

39:26.254 --> 39:28.842
زن و بچه‌‌ات پايين راهرو هستند

39:28.913 --> 39:32.028
و اونا هم گفتند ، نه

39:32.099 --> 39:35.214
اونا ميدونستند که ما تو رو با سلاحِ قتل دستگير کرديم

39:35.285 --> 39:38.431
ولي هنوز باور مي‌کنند که تو کودي رو نَکُشتي

39:38.500 --> 39:42.313
... تصور کن که چه قدر تو رو دوست دارند

39:42.383 --> 39:44.941
که اينجوري حاشا کني

39:45.001 --> 39:46.833
کودي جلوت وايساد ، اينطور نيست ؟

39:46.893 --> 39:50.078
اون نميتونست کاراي تو رو ديگه تحمل کنه

39:50.149 --> 39:51.611
تو حرومزاده‌اي

39:53.534 --> 39:56.222
زودباش

39:56.292 --> 39:58.581
اما تو بهش گوش ندادي

40:02.923 --> 40:05.451
! آااه

40:07.771 --> 40:10.061
اون من رو زد

40:10.132 --> 40:12.780
من داشتم از خودم محافظت ميکردم

40:17.598 --> 40:19.589
خداحافظ ، مايکل

41:04.124 --> 41:05.946
صبح بخير

41:06.016 --> 41:07.440
داري چي کار ميکني ؟

41:07.509 --> 41:10.425
دارم يه لطفي در حق چو ميکنم

41:33.695 --> 41:36.780
آااه ، تامزين بهم گفت که اين رو بهت بدم

41:37.578 --> 41:39.768
اون گفت توي يه جاي امن نگهش دار

41:43.551 --> 41:55.697
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]
