1
00:00:08,315 --> 00:00:30,837
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:39,614 --> 00:00:42,018
... من نميدونم ، اما اون زنگ زد و بهم گفت که

3
00:00:42,083 --> 00:00:43,876
اون واقعاً تمومش کرده

4
00:00:43,940 --> 00:00:47,662
دوستي ، آشنايي باهاش نيست ؟

5
00:00:47,717 --> 00:00:50,552
هر خبر ديگه‌اي که داشتيد ، ما رو در جريان بذاريد ، باشه ؟ -
ممنونم -

6
00:00:52,902 --> 00:00:55,279
اسم بچه کودي الکينز ، 16 سال داره

7
00:00:55,344 --> 00:00:57,108
چند روز قبل گزارش گُم شدنش رو دادند

8
00:00:57,172 --> 00:00:59,421
... وقتي که پليس محلي به ما زنگ زد

9
00:00:59,486 --> 00:01:01,561
و بدنش رو دو خيابون دورتر توي جوبِ آب پيدا کرد ، بحث جدي شد

10
00:01:01,617 --> 00:01:04,515
منتظر آزمايش دي.ان.اي هستيم . معلوم شده که آدم دزدي بوده

11
00:01:04,580 --> 00:01:08,511
قتل حرفه‌اي بوده ، که باعث شده پرونده رو بِدَن به سي.بي.اي -
اسم پدر و مادرش مايکل و جنيس هستند ، جفتشون سابقه‌اي ندارند -

12
00:01:08,568 --> 00:01:10,103
يه پسر ديگه هم دارند که چهارده سالشه و اسمشم براد هستش

13
00:01:10,136 --> 00:01:17,189
اونا يه گلفروشي دارند . چو الان باهاشونه -
بياييد بريم -

14
00:01:17,327 --> 00:01:19,853
فکر کنم من اين بيرون وايسم بهتره

15
00:01:19,920 --> 00:01:21,864
مشکلي نيست

16
00:01:57,359 --> 00:01:58,106
چي ؟

17
00:01:59,303 --> 00:02:01,994
سلام رفيق -
چرخ باحالي داري -

18
00:02:02,062 --> 00:02:05,851
چي کار داري ميکني ؟ -
... شما پسرا بايد حسابي مشتاق باشين تا براي ديدن -

19
00:02:05,909 --> 00:02:08,309
چيزي اين رو برونيد ، ها ؟ -
ها ؟ -

20
00:02:08,378 --> 00:02:10,351
... تو يه چرخ صورتي رو دور شهر رکاب نميزني

21
00:02:10,402 --> 00:02:12,974
تا بيايي به اين مغازه ، مگه نه ؟ چي شما رو به اينجا کِشونده ؟ -
هيچي -

22
00:02:13,034 --> 00:02:14,835
واقعاً ؟ -
بيا بريم کلايد -

23
00:02:14,895 --> 00:02:17,493
کودي الکينز کجاست ؟ -
من نميدونم -

24
00:02:17,554 --> 00:02:19,917
! من ميدونم که شما ها ميدونيد اون کجاست

25
00:02:19,993 --> 00:02:22,213
مجبور نيستيد با صداي بلند بگيد . فقط به اونجايي که هستش نگاه کنيد

26
00:02:22,291 --> 00:02:26,305
اون طرف ؟ -
چرا اون کار رو کردي ؟ -

27
00:02:26,370 --> 00:02:29,400
ممنونم . بفرماييد اينم چرخ‌ِتون

28
00:02:29,477 --> 00:02:31,916
مواظب خودتون باشيد

29
00:02:34,980 --> 00:02:38,404
چو ، الکينز ها رو ميبره خونه

30
00:02:45,373 --> 00:02:48,123
! من نظر خيلي خوبي دارم که الکينز کجاست

31
00:02:48,188 --> 00:02:50,140
مشورت هم چيز خوبيه

32
00:02:56,467 --> 00:02:57,876
چي باعث شده که فکر کني اون اينجاست ؟

33
00:02:57,927 --> 00:02:59,092
بخاطر اينکه بچه‌ها لوش دادند

34
00:02:59,157 --> 00:03:02,314
تازه اونا  بوي درخت اوکاليپتوس ميدادند -
اما اينجا پره از درخت اکاليپتوسِ -

35
00:03:02,390 --> 00:03:04,023
کلاغ‌ها -
خب که چي ؟ -

36
00:03:04,100 --> 00:03:07,809
کلاغ ها پرنده‌هاي لاشخورند ، اونا از چيزاي مُرده خوششون مياد

37
00:03:31,206 --> 00:03:32,796
يا عيسي مسيح

38
00:03:42,014 --> 00:03:44,400
بچه‌ي بيچاره

39
00:04:03,493 --> 00:04:04,035
معنيش چيه ؟

40
00:04:06,152 --> 00:04:07,174
جادوي سياه

41
00:04:08,270 --> 00:04:09,292
قرباني کردن

42
00:04:09,457 --> 00:04:11,166
اما چيزي به نام جادوي سياه وجود نداره

43
00:04:11,237 --> 00:04:14,336
خب ، مثلِ اينکه يه نفر باهات مخالفه

44
00:04:27,401 --> 00:04:34,081
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

45
00:04:39,112 --> 00:04:41,335
شماره‌ي اول ، ما دنبال سلاحِ قاتل ميگرديم

46
00:04:41,405 --> 00:04:43,968
هرچيزي رو که پيدا کردي ، بردار و بپيچش

47
00:04:44,028 --> 00:04:46,022
ممنونم ، آقايون

48
00:04:49,013 --> 00:04:50,978
يه لحظه صبر کن

49
00:04:59,483 --> 00:05:01,646
آخرين بار کِي کودي رو ديدي ؟

50
00:05:01,718 --> 00:05:03,988
شب جمعه ، بعد از بازي

51
00:05:04,058 --> 00:05:07,744
کودي براي تيم فوتبال مدرسه‌ش بازي ميکنه

52
00:05:07,805 --> 00:05:10,718
اون شب تيمش خوب بازي نکرد

53
00:05:10,788 --> 00:05:14,072
اما درکُل امسال ، تيم خوبي هستند

54
00:05:14,133 --> 00:05:17,588
توي رده بندي ملي قرار دارند -
جمعه ، آخرين بار کِي ديدينش ؟ -

55
00:05:17,649 --> 00:05:20,833
وقتي که رفت بخوابه

56
00:05:20,905 --> 00:05:23,716
فقط ما سه تا بوديم ، بعدش صبح زود

57
00:05:23,778 --> 00:05:27,394
وقتي عصر ما برگشتيم ، کودي نبود

58
00:05:27,464 --> 00:05:30,407
اون قرار بود اون روز صبح مربي‌شو ببينه

59
00:05:30,478 --> 00:05:33,219
واسه يه سري تمرين بيشتر و بعدش پيداش نشد

60
00:05:37,912 --> 00:05:38,685
براد

61
00:05:38,786 --> 00:05:41,096
و شب جمعه حال روحي روانيش چطوري بود

62
00:05:41,156 --> 00:05:43,567
اون خوب بود

63
00:05:43,638 --> 00:05:47,083
خوب بود -
البته يه کمي درباره‌ي بازي‌اش ناراحت بود -

64
00:05:47,154 --> 00:05:49,795
اون يه سري اشتباهات رو کرده بود

65
00:05:49,866 --> 00:05:53,311
مربيش حسابي حالش رو گرفته بود

66
00:05:53,382 --> 00:05:56,164
کودي يه ذَرّه توي بازي عقب رفته بود

67
00:05:56,225 --> 00:06:00,012
اونا با هم دعوا کردند ؟ -
ميشه گفت . ولي در کُل چيز مهمي نبود -

68
00:06:00,082 --> 00:06:03,829
از اين مسائل توي رختکن هست . يه ذره سرش داد کشيده بود

69
00:06:03,900 --> 00:06:06,271
کودي ميخواست بهتر بازي کنه

70
00:06:06,341 --> 00:06:08,279
اون چطوري مُرد ؟

71
00:06:08,350 --> 00:06:10,188
يه نشانه‌هايي دور جسد بود

72
00:06:10,259 --> 00:06:12,599
نشانه‌هايي از جادوي سياه و مراسم‌هاي مذهبي

73
00:06:12,670 --> 00:06:15,050
... اون دوستي ، آشنايي توي حيطه‌ي

74
00:06:15,110 --> 00:06:18,897
جادوي سياه و از اين جور چيزا نداشت ؟ -
اوه خداي من ، کار اون بوده -

75
00:06:18,968 --> 00:06:21,882
البته -
اين کيه ؟ -

76
00:06:21,942 --> 00:06:24,152
تامزين داو

77
00:06:24,222 --> 00:06:27,065
اون با اين چيزاي جادوي سياه و اين مزخرفات ، سر و کار داره

78
00:06:27,136 --> 00:06:29,757
اون ادعا ميکنه که ساحره‌س

79
00:06:29,827 --> 00:06:33,960
... ميگه که قدرت‌هايي داره

80
00:06:34,021 --> 00:06:36,613
و اون با کودي مشکلاتي داشت ؟

81
00:06:36,684 --> 00:06:39,940
... اوه ، حدود يه هفته پيش

82
00:06:40,010 --> 00:06:42,692
اون ادعا کرد که کودي گربه‌ش رو دزديده

83
00:06:42,763 --> 00:06:44,849
دزديده بود ؟

84
00:06:44,910 --> 00:06:46,462
البته که نه

85
00:06:46,523 --> 00:06:49,346
اما اون براي گرفتن انتقامش اون رو طلسم کرد

86
00:06:49,418 --> 00:06:52,674
طلسم ؟ چه نوع طلسمي ؟

87
00:06:52,745 --> 00:06:55,265
... من نميدونم اون يه چيزايي گفت و

88
00:06:55,336 --> 00:06:57,856
بعد گفت که طلسمش کرده -
نمي‌بايستي که شما يه کم نگران ميشديد ؟ -

89
00:06:57,917 --> 00:07:01,315
اون وقت‌ها ، کودي فکر ميکرد که خنده داره

90
00:07:01,385 --> 00:07:05,074
منظورم اينه که اون داره اَدا در مياره ، از اين جور چيزا ؟

91
00:07:05,146 --> 00:07:08,039
فکر ميکنم واسه اين بود که جدي نگرفتنيمِش

92
00:07:08,100 --> 00:07:10,963
تامزين داو رو کجا ميشه پيدا کرد ؟

93
00:07:11,024 --> 00:07:12,979
اوضاع داره هِي بدتر ميشه

94
00:07:13,040 --> 00:07:15,046
ما داريم ميريم تا يه ساحره رو ببينيم

95
00:07:15,056 --> 00:07:17,446
اوه ، مواظب باشيد -
آره ، آره -

96
00:07:17,517 --> 00:07:21,550
چيز بدرد بخوري پيدا کرديد ؟ -
نه هيچي ، نه آلت قتاله ، نه خون زيادي -

97
00:07:21,610 --> 00:07:23,596
بنظر ميرسه يه جاي ديگه کُشته شده

98
00:07:23,667 --> 00:07:25,643
آزمايش‌ها نشون ميده که اون صبح شنبه مُرده

99
00:07:25,714 --> 00:07:30,048
دليل مرگ ، زخم‌هايي بوده که به وسيله‌ي يه شيء سنگين ايجاد شده

100
00:07:30,119 --> 00:07:32,296
به نظر لوله يا دِيلم مياد

101
00:07:32,368 --> 00:07:33,738
... باشه ، من از شما دوتا ميخوام که بريد و با

102
00:07:33,788 --> 00:07:35,328
مربي فوتبالِ کودي صحبت کنيد

103
00:07:35,371 --> 00:07:37,930
اون و کودي شب جمعه با هم دعوا داشتند

104
00:07:38,002 --> 00:07:39,015
اونا قرار بوده که صبحِ شنبه همديگه رو ببنند

105
00:07:39,026 --> 00:07:41,862
گرفتم . ما ميريم دنبال مربي فوتباله -
باشه -

106
00:07:51,005 --> 00:07:52,745
نگاه کن ، يه بُز

107
00:07:52,817 --> 00:07:54,824
بُزها يه نشونه‌ي شيطان هستند

108
00:07:54,896 --> 00:07:57,425
پس ميخواسته که با اين حيووناي باغ وحش اين در رو مثلِ
ورودي جهنم بکنه ؟

109
00:07:57,487 --> 00:08:00,354
اينطوري به نظر ميرسه

110
00:08:00,425 --> 00:08:03,526
اوه ، نگاه کنيد . يه نشونه‌ي بد ديگه

111
00:08:05,238 --> 00:08:07,489
اااه

112
00:08:20,084 --> 00:08:25,101
بووو -
اوو ، وواه ! تو نبايد اين جور چيزا رو مسخره کني -

113
00:08:25,173 --> 00:08:27,865
به نظر ميرسه که کسي خونه نيست

114
00:08:27,937 --> 00:08:30,353
به نظر ميرسه که خونه‌ي خادم شيطان ، زياد امنيتش بالا نيست

115
00:08:30,426 --> 00:08:34,202
من ميتونم با اين اون قفل رو تو پنج ثانيه باز کنم

116
00:08:34,270 --> 00:08:37,592
ما منتظر ميمونيم -
حالا  نگاه نکنيد -

117
00:08:37,660 --> 00:08:42,173
اما ما ميتونيم يکي از اون بچه‌ها رو برداريم و
باهاشون حرف بزنيم

118
00:08:42,241 --> 00:08:45,118
لعنتي -
اينا همون بچه‌هايي هستند که جلوي مغازه‌ي الکينز‌ها بودند ؟ -

119
00:08:45,176 --> 00:08:48,052
آره

120
00:08:52,866 --> 00:08:56,217
بياييد يه کمي بيشتر زور بزنيد

121
00:08:56,285 --> 00:08:58,791
اين واقعاً يه تراژدي زندگي خوب در انتظارش بود

122
00:08:58,852 --> 00:09:01,226
تازه ، بچه‌ي خوبي هم بود

123
00:09:01,287 --> 00:09:03,317
برو ، برو ، برو ، برو

124
00:09:03,388 --> 00:09:08,025
وينسون تو يه گاو دريايي هستي ! اون کون بزرگت
رو بردار ببر پايين زمين

125
00:09:09,853 --> 00:09:13,059
بچه‌ي عالي بود ! ارزش‌هاي خوبي داشت . عادت‌هاي خوبي هم داشت

126
00:09:13,130 --> 00:09:15,636
شما قرار بود شنبه صبح اون رو ببينيد

127
00:09:15,637 --> 00:09:17,595
درسته ، سر ساعته 9 صبح

128
00:09:17,667 --> 00:09:19,625
تمرين جلوگيريِ از دست دادن توپ

129
00:09:19,696 --> 00:09:22,537
اون هيچوقت نيومد -
شما باهاش يه بحث جدي داشتيد ، شب جمعه رو ميگم  -

130
00:09:22,598 --> 00:09:25,409
درسته ، کودي بازي شرم آوري رو انجام داده بود

131
00:09:25,481 --> 00:09:28,913
نه گلي ، نه پاسِ گلي ! دو بار توپ رو از دست داده بود
پنج بار هم تو جاي خودش نبود

132
00:09:28,980 --> 00:09:31,370
و با خطا هم که يه ضربه آزاد ، توي  بيست و پنج متري به حريف داد

133
00:09:31,440 --> 00:09:33,549
اون گذاشت که خودش ببازه و با اين کارش  باعث شد تا تيمش هم ببازه

134
00:09:33,607 --> 00:09:36,522
اواخر بد بازي کرده بود . ميخواستم بيارمش روي فرم

135
00:09:36,591 --> 00:09:40,411
واسه همين بود که قرار شنبه صبح رو گذاشتيم -
شرم آور ! اين يه مقدار توهين آميز نيست ؟ -

136
00:09:40,479 --> 00:09:42,393
من اينجا با واقعيت‌ها کار دارم

137
00:09:42,452 --> 00:09:45,602
اگه ميخواييد مزخرف بشنويد . بريد به کلاس زبان انگليسيش

138
00:09:45,660 --> 00:09:49,392
تيلز ! من دارم ميبينمت
تيلز ! من دارم ميبينمت

139
00:09:49,450 --> 00:09:51,267
کودي چي جواب داد ؟

140
00:09:51,336 --> 00:09:53,669
بحثي که من با کودي داشتم ، به شماها مربوط نيست

141
00:09:53,727 --> 00:09:55,446
من به فکرهاي آشغالي مَردم کاري ندارم

142
00:09:55,516 --> 00:09:58,460
به شما ربطي نداره بين بازيکن و مربي چي ميگذره ؟ -
آره ، به ما ربط نداره -

143
00:09:58,529 --> 00:10:01,250
من شک دارم -
ما به سابقه‌ي شما نگاه کرديم ، آقاي ديتر -

144
00:10:01,309 --> 00:10:03,853
پنج سال پيش شما شغل مربيگري‌تون رو توي دبيرستان از دست داديد

145
00:10:03,923 --> 00:10:07,150
به دليل ارتباط نامناسب فيزيکي با دانش‌آموزان -
يه لحظه ، وايسا -

146
00:10:07,221 --> 00:10:09,498
تو يه جوري داري ميگي انگار که من بچه‌باز يا يه همچين‌چيزي هستم

147
00:10:09,568 --> 00:10:11,479
... من فقط يه چند تا

148
00:10:11,548 --> 00:10:13,459
بچه رو اَدَب کردم

149
00:10:13,529 --> 00:10:17,197
اون ننه باباهاي شلوار کوتاهشون قضيه رو بزرگ کردند -
پس يعني مشکلي نبوده ؟ -

150
00:10:17,261 --> 00:10:20,712
اين فوتباله -
در حقيقت اين آزارِ فيزيکي خردسالانه -

151
00:10:20,788 --> 00:10:23,269
هيچ اتهامي به من وارد نشد -
ولي مجبورت کردند که استعفا بدي -

152
00:10:23,346 --> 00:10:25,934
نه ، نه من خودم استعفا دادم -
و قول دادي که به کلاس‌هاي خشم درماني بِري -

153
00:10:26,000 --> 00:10:28,477
چهل و شش ساعت بود . که من همه‌ش رو رفتم

154
00:10:28,544 --> 00:10:30,440
يه ديوونه رو از من کِشيد بيرون

155
00:10:30,507 --> 00:10:33,038
هرچي ميخواييد بپرسيد

156
00:10:33,106 --> 00:10:35,800
من چيزي رو براي مخفي کردن ندارم -
خوبه ، ما بايد بگرديم -

157
00:10:35,859 --> 00:10:37,851
توي سالن ژيمناستيک و رخنکن‌ها -
هرکاري رو که لازمه بکنيد -

158
00:10:37,918 --> 00:10:38,399
فرانک

159
00:10:38,554 --> 00:10:42,097
فرانک ، تو بايد دورش بزني

160
00:10:42,266 --> 00:10:44,658
و به بالاي زمين برسي -
نه ، بهتره تکل‌زنِ سمت چپ اون کار رو بکنه -

161
00:10:44,702 --> 00:10:46,518
چونکه پاهاي تيزتري داره

162
00:10:46,562 --> 00:10:49,338
و مهاجم گوشه هم داره راهش رو ميگيره

163
00:10:53,869 --> 00:10:57,666
آهاي ، دست درست ، زود فکر کن

164
00:10:57,736 --> 00:11:00,016
من رو بزن ، من خاليم -
اه ، نه -

165
00:11:00,076 --> 00:11:01,984
تو ديگه چه جور مربي بچه‌اي هستي ؟

166
00:11:02,059 --> 00:11:05,572
بابات شرمنده ميشه -
باشه ، برو دورتر -

167
00:11:05,648 --> 00:11:08,094
اوه

168
00:11:08,160 --> 00:11:09,884
اووه ، خوب بود

169
00:11:15,887 --> 00:11:19,519
هِي ، اين رو نگاه کن -
جالبه -

170
00:11:23,432 --> 00:11:27,145
بايد اين رو به دادگاه ببريم

171
00:11:33,884 --> 00:11:34,750
باشه رئيس

172
00:11:34,810 --> 00:11:37,398
مينلي ميگه ما ميتونيم وارد بشيم . گروه پشتيباني تو راه هستش

173
00:11:37,467 --> 00:11:39,428
بياييد بريم تو

174
00:11:39,489 --> 00:11:41,479
... اما تو نميتوني اين کار رو توي پنج ثانيه

175
00:11:44,436 --> 00:11:46,198
فکرشم نکن

176
00:11:48,816 --> 00:11:51,603
مشکلي پيش اومده ؟ -
من اين بيرون منتظر ميمونم -

177
00:11:51,673 --> 00:11:52,997
چرا ؟

178
00:11:53,067 --> 00:11:55,386
باشه ، منم ميام تو  . ولي اول تو برو

179
00:12:05,710 --> 00:12:06,903
سلام

180
00:12:06,964 --> 00:12:08,994
اااه .. سلام

181
00:12:12,041 --> 00:12:15,295
خوش اومديد

182
00:12:15,366 --> 00:12:18,810
شما بايد از طرف سي.بي.اي باشد ... بفرماييد بشينيد

183
00:12:18,880 --> 00:12:21,170
ممنون -
چرا نذاشتيد ما بياييم تو ؟ -

184
00:12:21,240 --> 00:12:24,426
اگه ميزاشتم که الان من کنترل بحث ها رو
در دست نداشتم ؟ مگه نه ؟

185
00:12:24,493 --> 00:12:26,959
پس شما منتظر ما بودين -
البته -

186
00:12:27,026 --> 00:12:29,805
من شنيدم که چه بلايي سر کودي الکينز اومده

187
00:12:29,871 --> 00:12:32,242
اونا از يه طلسمِ پنج پر و شعله استفاده کردند

188
00:12:32,299 --> 00:12:35,021
کاري کردند که شبيه افسونگري به نظر برسه
ويـکا

189
00:12:35,089 --> 00:12:37,137
طبيعتاً ، شما سراغ من اومديد

190
00:12:38,883 --> 00:12:40,414
من تنها ساحره‌ي اين شهرم

191
00:12:48,517 --> 00:12:51,082
... اين جزئيات درباره‌ي قتل . نه ممنونم ... ستاره‌ي پنج پَر

192
00:12:51,155 --> 00:12:53,167
و شمع‌ها رسماً اعلام نشد

193
00:12:53,240 --> 00:12:55,711
شما چطوري درباره‌ش ميدونيد ؟ -
بله ، لطفاً -

194
00:12:55,774 --> 00:12:59,705
دوستان -
پس دوستان شما در قتلِ کودي دخيل بودند ؟ -

195
00:12:59,779 --> 00:13:02,515
نه -
... اين دوستان کوچيک شما مويِ بُلند نداشتند ؟ -

196
00:13:02,575 --> 00:13:04,337
و اسم بزرگ ترينشون کلايد نبود ؟

197
00:13:04,399 --> 00:13:07,883
که چرغ صورتي خواهرش رو برداشته بود ؟ -
بله ، خودشون هستند -

198
00:13:07,945 --> 00:13:10,416
پس شما با بچه‌هاي زيادي دوست هستيد

199
00:13:10,477 --> 00:13:12,746
بله ، بچه‌ها

200
00:13:12,808 --> 00:13:15,846
اونا از تاريکي و اسرار خوششون مياد

201
00:13:15,918 --> 00:13:19,971
و منم از بچه‌ها -
پدر و مادرشون درباره‌ي شما چي ميگن ؟ -

202
00:13:20,041 --> 00:13:22,098
بچه‌هايي که به اينجا ميان

203
00:13:22,170 --> 00:13:24,864
ميان بخاطر اينکه پدر و مادرشون بهشون بي‌توجه‌اند

204
00:13:24,935 --> 00:13:27,093
اما اونا با مرگ کودي هيچ ربطي ندارند

205
00:13:27,164 --> 00:13:28,917
نه ستاره‌ي پنج پَر و نه شمع‌ها

206
00:13:28,988 --> 00:13:30,983
پس اونا توي جنگل چي کار ميکردند ؟

207
00:13:31,044 --> 00:13:33,677
داشتند براي من گياهِ طبي جمع ميکردند -
گياهِ طبي ؟ -

208
00:13:33,750 --> 00:13:37,934
شنبليله ، رز وحشي ، گزنه

209
00:13:38,005 --> 00:13:39,929
... خواهش ميكنم

210
00:13:46,283 --> 00:13:49,183
من پودرهاي  شفا بخش ويکا رو درست ميکنم  و روي اينترنت
به فروش ميذارم

211
00:13:49,252 --> 00:13:51,825
بايد وب‌سايتم رو چک کنيد

212
00:13:51,885 --> 00:13:55,785
چرا به پليس نگفتيد که دوستاتون جسد رو پيدا کردند ؟

213
00:13:55,845 --> 00:13:58,755
... براي چي ؟ من ميدونم که زمين و بارون و حيوونات

214
00:13:58,814 --> 00:14:01,853
خودشون از کودي مراقبت ميکنند . من که نمي‌تونستم کمکش کنم

215
00:14:01,922 --> 00:14:04,822
... درسته . ما نميتونستيم . ولي ما ميتونستيم که

216
00:14:04,893 --> 00:14:07,991
کسايي رو که اون رو کُشتند پيدا کنيم و براي کاري که کردند مجازات کنيم

217
00:14:08,060 --> 00:14:11,880
نيازي به اين کار نيست . کودي حقش بود که بِميره . اون آدم بَدي بود

218
00:14:11,950 --> 00:14:15,810
اون گربه من رو دزديد و شکنجه‌ش داد و آخرش کُشتش

219
00:14:15,880 --> 00:14:17,790
من اون رو ديدم که برش داشت

220
00:14:17,860 --> 00:14:19,107
چرا بايد اين کار رو مي‌كرد ؟

221
00:14:19,176 --> 00:14:20,592
ترس ، حدس ميزنم

222
00:14:20,662 --> 00:14:22,908
اين فقط راهيه  كه كوني‌ها ميرن

223
00:14:22,968 --> 00:14:24,720
اونا توي تَرس زندگي ميكنن

224
00:14:25,938 --> 00:14:26,699
كوني ها ؟

225
00:14:26,769 --> 00:14:30,758
کسايي که ويکا رو باور ندارند
کسايي که به قدرت‌ها‌ ايمان ندارند

226
00:14:30,828 --> 00:14:33,040
شما دقيقاً درباره‌ي چه قدرت‌هايي داريد صحبت ميکنيد ؟

227
00:14:33,100 --> 00:14:37,063
سِحر ، به طور ساده مرحله‌ي نهايي ويکا هستش

228
00:14:37,124 --> 00:14:39,577
ما خداي تک و الهي‌هاي سه‌گانه رو عبادت ميکنيم

229
00:14:39,638 --> 00:14:43,932
در اصل ما شفا دهنده هستيم ، اما سِحر و جادو هم داريم

230
00:14:44,003 --> 00:14:45,813
وقتي که لازم باشه ... طلسم‌ها و به همين ترتيب

231
00:14:45,874 --> 00:14:49,092
شما روي کودي الکينز طلسم گذاشتيد ؟  -
بله -

232
00:14:49,162 --> 00:14:52,511
من يک طلسم کُشنده روش گذاشتم -
ممم -

233
00:14:52,582 --> 00:14:54,966
من اين طلسم رو چند بار قبلاً هم امتحان کرده بودم

234
00:14:55,027 --> 00:14:57,279
اما اين اولين باري بود که کار کرد

235
00:14:57,340 --> 00:14:59,894
چه چيزي رو بايد بگيد ؟

236
00:15:00,357 --> 00:15:01,892
شما دقيقاً چيکار ميکنيد ؟

237
00:15:06,113 --> 00:15:09,743
چرا من اينجام ؟ -
... تا شما به ما بگيد چرا آزمايشات نشون داده که -

238
00:15:09,803 --> 00:15:12,136
... خون شما ، سرتاسرِ تي‌شرتيِ

239
00:15:12,197 --> 00:15:14,760
که ما توي کمد کودي پيدا کرديم ، بوده ؟ -
من بهتون گفتم که ما با هم يه بحث داشتيم -

240
00:15:14,830 --> 00:15:17,941
اوه ، پس حالا هم داريد به ما ميگيد که
يه ذره مشت و لگد هم به اين بحث اضافه کنيم ؟

241
00:15:18,011 --> 00:15:20,923
شما زخميش کردين ؟ -
آره ، اما چيز مهمي نبود . فقط ميخواستم يکم تنبيه‌اش کنم -

242
00:15:20,993 --> 00:15:23,936
اون عصباني شده بود و يه کمي به من دهن‌کجي کرد

243
00:15:24,006 --> 00:15:27,161
يه بچه تو رو زد ؟ -
شانسي مشتش بهم خورد -

244
00:15:27,236 --> 00:15:29,573
پس شاگردات تو رو ميزنن و تو هم به هيچکس نميگي ؟

245
00:15:29,638 --> 00:15:31,437
ميگم که چيز مهمي نبود

246
00:15:31,512 --> 00:15:34,344
... يا شايد تو فهميده بودي که کارت با اون صبح روز بعدي

247
00:15:34,420 --> 00:15:38,653
بيخ پيدا ميکنه . پس گفتي بهتره ساکت بمونم ، ها ؟ -
نه ، نه ، من خيلي شرمنده بودم -

248
00:15:38,729 --> 00:15:41,705
مردم که نميدونن اين بچه هاي لعنتي چه قدر عوضي‌اند

249
00:15:41,763 --> 00:15:43,942
اگه چيزي رو ميگفتم ، خودم رو بَد ميکردم

250
00:15:44,009 --> 00:15:45,795
پس وانمود کردم که اتفاقي نَيوفتاده

251
00:15:45,862 --> 00:15:48,358
اون تو رو اول زد ... مربي خودش رو ؟

252
00:15:48,427 --> 00:15:50,500
بهت که گفتم ... عوضي بود

253
00:15:50,568 --> 00:15:52,421
خب ، اين چيزي نيست که ما شنيديم

254
00:15:52,488 --> 00:15:55,051
... باور نميکنيد ؟ از دانيل براون يکي از دوستاي کودي

255
00:15:55,110 --> 00:15:58,316
بپرسيد ، اون با کودي بخاطر کارت بازي دعواشون شده بود

256
00:15:58,374 --> 00:16:00,362
دنيل رو طوري زده بود که پسره بيهوش شده بود
مردم به زور از هم جداشون کردند

257
00:16:00,429 --> 00:16:02,310
من نفهميدم که چرا دنيل ازش شکايت نکرده

258
00:16:02,378 --> 00:16:05,271
دنيل براون ؟ -
آره -

259
00:16:11,387 --> 00:16:13,244
نفرين‌هاي کُشنده يه راز هستند

260
00:16:13,303 --> 00:16:15,687
اما اين يه نفرين عموميِ مشکل سازه

261
00:16:15,757 --> 00:16:18,170
من ميتونم نشونتون بدم . خيلي ساده‌ست

262
00:16:18,240 --> 00:16:20,553
اسم شما چيه ؟ -
به تو چه ؟ -

263
00:16:20,623 --> 00:16:21,745
کيمبل چو

264
00:16:21,815 --> 00:16:23,076
هِي

265
00:16:23,136 --> 00:16:25,986
... خدا و الهي بزرگ ، صداي مرا بشنويد

266
00:16:26,057 --> 00:16:29,533
... با نور تابناک ، شعله‌ي سوزناکِ خود ، نيرويتان را به اين روح فاني

267
00:16:29,593 --> 00:16:32,840
عطا بخشيد تا کيمبل چو را در خود گرفتار کند

268
00:16:32,909 --> 00:16:36,116
پس او به حقيقت گفته‌ام آگاه است . پس تو نيز او را از حقيقت آگاه کن

269
00:16:36,188 --> 00:16:39,167
سرور حيوانات ، شير درنده ، تو رو با زانو در مي‌آورد

270
00:16:39,226 --> 00:16:41,053
بيخيال بابا

271
00:16:47,213 --> 00:16:54,462
« به زبان لاتين »

272
00:16:58,366 --> 00:17:00,282
اين بود ؟ اين نفرين تو بود ؟

273
00:17:00,352 --> 00:17:03,828
نميخواي يه چيزي به خوردش بدي ؟ سَمّي چيزي بهش بدي ؟

274
00:17:03,898 --> 00:17:05,814
زيادم اونطور که شما مي‌خواستيد نبود ؟ نه ؟

275
00:17:05,885 --> 00:17:08,129
اما اين جادوي خيلي قدرتمنديه -
آره ، باشه -

276
00:17:08,199 --> 00:17:11,108
... متأسفانه به نظر ميرسه  که يکي از دوستاتون

277
00:17:11,178 --> 00:17:14,128
با يه شيء نوک پهن به نفرين شما کمک کرده

278
00:17:14,188 --> 00:17:16,969
... واسه اين ، شما از نظر غيرجادويي بيگناهيد

279
00:17:17,039 --> 00:17:18,926
و همينظور اونا -
... اگه هرکدوم از دوستام اين کار رو کرده باشند -

280
00:17:18,995 --> 00:17:21,408
... اونا به پليس درباره‌ي رابطه‌ي من با

281
00:17:21,478 --> 00:17:25,381
ستاره‌ي پنج پَر و شعله‌ها به شما نمي‌گفتند ... نه ، قتل کودي
صحنه سازي شده بود

282
00:17:25,452 --> 00:17:28,361
تا مثلِ ويکا . هر خَري توي شهر ، اين به ذهنش ميرسه

283
00:17:28,461 --> 00:17:31,907
اين يه نکته‌ي انحرافي ، تابلو هستش . آهاي ، يه ساحره توي شهره

284
00:17:31,967 --> 00:17:36,639
يه ساحره که نفرين مرگبار رو ميزاره روي يه پسره -
دقيقاً ، عاليه -

285
00:17:36,707 --> 00:17:40,263
از وقتتون ممنونم

286
00:17:40,332 --> 00:17:42,290
ممنونم

287
00:17:44,251 --> 00:17:47,708
چو ؟ کيمبل چو ، بيا بريم

288
00:17:59,924 --> 00:18:01,491
نميخواي که اون رو وارد اين جريان کني که ؟

289
00:18:01,550 --> 00:18:02,569
فکر نميکني که کار اون باشه ؟

290
00:18:02,628 --> 00:18:06,095
اون يه جورايي مرموزه ، داره يه چيزي يا يه کسي رو قايم ميکنه

291
00:18:06,154 --> 00:18:09,327
موافقم . من اون رو ميارم توي اين جريان . ولي به چه جرمي ؟

292
00:18:09,387 --> 00:18:12,365
اون کارش مسخره است ، از توجه جلب کردن لذت ميبره

293
00:18:12,424 --> 00:18:15,759
خيلي بهتر و تأثير گذارتره که ما فقط  بهش بي‌توجهي کنيم

294
00:18:15,853 --> 00:18:20,754
در اون صورت اون مياد به طرف ما -
نظريه‌ي روانشناسانه‌ي زيرکانه‌اي بود ، ليسبون . من متاثر شدم -

295
00:18:20,849 --> 00:18:23,176
هِي ، چرا اسم من رو به اون دادي ؟

296
00:18:23,226 --> 00:18:26,002
اون گفت که من جلوي سلطان جنگل زانو ميزنم

297
00:18:26,052 --> 00:18:28,130
اين اصلاً چه معني ميده ؟ -
... چي ؟ بابا بي‌خيال -

298
00:18:28,190 --> 00:18:30,460
تو داري ميگي که واقعاً باور داري که اون يه ساحره است ؟

299
00:18:30,521 --> 00:18:32,757
البته که نه ، منظورم اينه که
اگه نيروي‌هاي سياه واقعاً وجود داشته باشند

300
00:18:32,818 --> 00:18:34,975
... ميتونه دليل اين باشه که بعضي از مَردم

301
00:18:35,028 --> 00:18:37,797
ميتونند که واقعاً اون‌ها رو کنترل کنند -
ايني که تو ميگي همون سرمايه‌گذاري بانکيه -

302
00:18:37,858 --> 00:18:40,182
در ضمن بهت اطمينان ميدم که اونا اين دور ورا نيستن

303
00:18:40,244 --> 00:18:42,680
ساحره يا همچين چيزي اصلاً وجود نداره

304
00:18:42,744 --> 00:18:44,826
آره ، واسه تو راحته که بگي

305
00:18:44,892 --> 00:18:47,510
... اون ساحره‌ي لعنتي که امثال تو رو نسوزوند

306
00:18:47,575 --> 00:18:50,409
تا تو رو ببره توي نيروش

307
00:19:02,391 --> 00:19:03,308
اون گفت كيمبل

308
00:19:03,366 --> 00:19:05,942
اون گفت سرور حيوانات : شير درنده ، تو رو با زانو در مياورد -
ترسناکه نه ؟ -

309
00:19:06,001 --> 00:19:08,217
آره -
... آره ، البته اگه يه دختر بچه‌ي دوازده ساله بودي -

310
00:19:08,286 --> 00:19:11,145
اون هم توي کمپ جدايي -
بايد اونجا بودي تا مي‌فهميدي -

311
00:19:11,214 --> 00:19:13,556
ازش نترس مَرد  . اين دختر رو توي کالج ديدم

312
00:19:13,615 --> 00:19:15,957
اون ميگفت که ساحره است ، نه يه شيطان پرست

313
00:19:16,026 --> 00:19:18,397
فقط يه رَدا تنشونه و بس

314
00:19:18,466 --> 00:19:20,876
هِي ، اوناهاش

315
00:19:23,708 --> 00:19:27,446
دنيل براون -
ما درباره‌ي کودي الکينز سوالاتي داريم -

316
00:19:35,869 --> 00:19:38,894
نه ، بذاريد من برم ! بذاريد من برم

317
00:19:40,262 --> 00:19:42,937
دستات رو بذار پشت سرت ، زودباش ، اون کار رو بکن -
سلام آقا شيره -

318
00:19:43,023 --> 00:19:45,365
بذاريد من برم

319
00:19:45,440 --> 00:19:48,694
زود باش

320
00:19:48,770 --> 00:19:52,027
اون طلسم واقعيت داشت . ها ؟

321
00:20:00,115 --> 00:20:02,344
! درباره‌ي دعوات با کودي الکينز بگو

322
00:20:02,395 --> 00:20:04,058
کدوم دعوا ؟

323
00:20:04,119 --> 00:20:05,643
هيچ دعوايي در کار نبوده

324
00:20:05,713 --> 00:20:08,064
نه ؟ اون تو رو طوري زد که بيهوش شدي . مگه نه ؟

325
00:20:08,135 --> 00:20:10,896
تو رو انداخت توي بيمارستان . ما شاهدم داريم

326
00:20:10,956 --> 00:20:13,886
کي ؟ نه ، همچين هم بدم نبود

327
00:20:13,947 --> 00:20:17,734
تو رو انداخت توي بيمارستان ؟ -
. آره ، واسه چند ساعت . همش يه معاينه ساده بود -

328
00:20:17,804 --> 00:20:22,160
پس چرا تو ازش شکايت نکردي ؟

329
00:20:22,220 --> 00:20:24,383
. فقط يه سوء تفاهم پيش اومد

330
00:20:24,452 --> 00:20:26,375
تقصير کسي نبود

331
00:20:26,446 --> 00:20:29,097
آااه ، من ميخوام برم تو

332
00:20:29,167 --> 00:20:30,591
برو تو

333
00:20:30,662 --> 00:20:33,482
فقط ... من فقط

334
00:20:33,553 --> 00:20:36,473
شايد فکر کردي مستقيماً ازش انتقامت رو بگيري بهتره ؟

335
00:20:36,543 --> 00:20:39,304
نه

336
00:20:39,364 --> 00:20:41,097
چطوري با هم دعواتون شد ، دنيل ؟

337
00:20:41,158 --> 00:20:45,413
سر ميز بود . داشتيم کارت بازي ميکرديم  و مشروب مي‌خورديم

338
00:20:45,484 --> 00:20:47,776
مادر اون تو دوره‌ي ترک اعتياد بود

339
00:20:47,837 --> 00:20:50,099
پس اون مي‌بايست که اونجا رو اداره ميکرد

340
00:20:50,169 --> 00:20:52,621
من يه کمي کج دهني کردم و کودي عصباني شد

341
00:20:52,690 --> 00:20:56,079
و بعدش ما دعوامون شد و اون بُرد

342
00:20:56,149 --> 00:20:58,441
همش همين بود -
من ميرم تو -

343
00:20:58,501 --> 00:21:01,491
ريگزبي ، آاه ، مشکلي نيست که اگه من ... ؟

344
00:21:01,562 --> 00:21:03,285
نه ، کارت رو بکن ، رفيق

345
00:21:03,356 --> 00:21:05,418
ممنونم

346
00:21:07,473 --> 00:21:09,436
سلام ، من پاتريک هستم

347
00:21:09,506 --> 00:21:12,227
... تو بايد -
دانيل هستم -

348
00:21:12,297 --> 00:21:14,220
آره ، دنيل ، ميشه دستاتو نگه دارم ؟ -
البته -

349
00:21:14,290 --> 00:21:16,114
ممنونم ، کار عجيب غريبي نميکنم

350
00:21:16,184 --> 00:21:19,373
ازت ميخوام که نفسِ عميق بِکِشي

351
00:21:19,433 --> 00:21:20,928
و درست به اينجا نگاه کني

352
00:21:22,823 --> 00:21:25,425
تو چي گفتي که کودي عصباني شد ؟

353
00:21:25,486 --> 00:21:29,215
داشتيم کارت بازي ميکرديم ، من يه سري آشغال از دهنم اومد بيرون

354
00:21:29,277 --> 00:21:31,602
من داشتم با خانواده‌اش توهين ميکردم

355
00:21:31,674 --> 00:21:34,573
" مثلاً ميگفتم : "  مادرت ، قهبه‌اس . بابات حرومزاده است

356
00:21:34,645 --> 00:21:36,622
و از اين جور چيزا

357
00:21:36,695 --> 00:21:39,932
فقط آروم باش و اين بالا رو نگاه کن -
من دارم به شما نگاه ميکنم ، آقا -

358
00:21:40,004 --> 00:21:41,879
خوبه

359
00:21:41,950 --> 00:21:44,275
به هر حال ، کودي عصبي شد

360
00:21:44,337 --> 00:21:47,451
يهو يه بطري آبجو پرت کرد طرف صورتم

361
00:21:47,513 --> 00:21:49,500
بدون هيج هشداري

362
00:21:49,562 --> 00:21:52,092
منظورم اينه که بعدش زياد چيزي يادم نمياد

363
00:21:52,164 --> 00:21:54,991
بچه‌ها بهم گفتند ميخواست  واقعاً بدجوري من رو بزنه

364
00:21:55,064 --> 00:21:58,004
و اگه اونا ما رو از هم جدا نمي‌کردند ، ممکن بود من کُشته ميشدم

365
00:21:58,066 --> 00:22:01,546
چقدر الکينز‌ها بهت پول دادند تا ساکت بموني ؟

366
00:22:04,947 --> 00:22:06,854
هيچي

367
00:22:06,914 --> 00:22:08,879
ميخواي دوباره امتحان کنيم ؟

368
00:22:15,792 --> 00:22:17,917
هزار دلار

369
00:22:23,508 --> 00:22:26,236
بايد قبول کني که يه کم عجيب غريبه . سرور حيوانات ؟

370
00:22:26,292 --> 00:22:27,535
اتفاقي بود

371
00:22:27,591 --> 00:22:30,004
خواهش ميكنم . بس کن ، چه قدر شانسش بود ؟ -
يک به ميليون -

372
00:22:30,097 --> 00:22:32,231
حالا ديدي -
شانس گرفتن يه زندگي هم يک به ميليون هستش -

373
00:22:32,297 --> 00:22:34,245
دنيا همش يه اتفاقِ بزرگ بود

374
00:22:34,311 --> 00:22:36,195
يه مجموعه از اتفاقاتِ غير محتمل

375
00:22:36,256 --> 00:22:39,330
هميشه از اين اتفاقا ميوفته ، و ما متوجه‌ش نميشيم -
يا اينکه اون يه ساحره‌ست -

376
00:22:39,697 --> 00:22:43,834
يا اينکه اون ساحره‌ست

377
00:22:43,893 --> 00:22:46,639
اون رو بازداشت کرديد ... اون ساحره رو ؟

378
00:22:46,710 --> 00:22:48,921
نه قربان -
چرا نه ؟ -

379
00:22:48,992 --> 00:22:52,516
اون روي پسرتون يه طلسم گذاشته بود . شما درست مي‌گفتيد

380
00:22:52,584 --> 00:22:54,845
اما نميشه باهاش دادخواست جنايي نوشت

381
00:22:54,914 --> 00:22:58,439
اون ميتونه فقط يه تهديد به حساب بياد -
پس چرا شما هنوز اينجاييد ؟ -

382
00:22:58,507 --> 00:23:00,768
... به نظر ميرسه کودي يه سري  مسائل خشونت‌آميزي رو داشته

383
00:23:00,837 --> 00:23:04,293
که لازمه ما درباره‌ش باهاتون حرف بزنيم -
نه . اون پسرِ خوبي بود -

384
00:23:04,362 --> 00:23:06,565
اوه نه ، ما منظورمون اين نيست که اون پسر بدي بود ، خانم

385
00:23:06,624 --> 00:23:08,731
... اما مثلِ اينکه يه سري مشکلاتي رو با کنترل عصبانيتش داشت

386
00:23:08,798 --> 00:23:10,671
... که ميتونه مسئله‌اي رو که منجر به کُشته

387
00:23:10,740 --> 00:23:12,779
شدنش شده ، برامون روشن کنه -
مسئله ؟ چه حرف‌هاي مُفتي -

388
00:23:12,837 --> 00:23:17,303
شما سعي مي‌کنيد که پسرم رو براي مرگ خودش سرزنش کنيد ؟ -
من يه سؤال دارم که هميشه اذيتم ميکرد -

389
00:23:17,372 --> 00:23:19,245
چرا شما بهش ميگين فوتبال ؟ -

390
00:23:19,314 --> 00:23:22,266
بازيکن‌ها که زياد از پاشون استفاده نمي‌کنند ، مي‌کنند ؟

391
00:23:22,328 --> 00:23:25,353
شما داريد سعي مي‌کنيد شوخ طبع باشيد يا  ما رو مسخره کنيد ، يا که چي ؟

392
00:23:25,415 --> 00:23:28,233
ميشه من برم به دستشويي ، لطفاً ؟

393
00:23:28,296 --> 00:23:31,484
آخر هال ، سمت چپ -
ممنونم -

394
00:23:31,557 --> 00:23:33,716
اين ديگه چِشه ؟

395
00:23:33,789 --> 00:23:38,450
درباره‌ي اون متأسفم . شما پسري رو به اسم دنيل براون ميشناسيد ؟ -
نه -

396
00:23:38,522 --> 00:23:40,847
... مايکل

397
00:23:44,386 --> 00:23:46,340
باشه

398
00:23:46,402 --> 00:23:48,737
من ميبينم که اين داره به کجا ميکِشه

399
00:23:48,809 --> 00:23:51,751
دنيل و کودي با هم يه دعوايي داشتند

400
00:24:02,452 --> 00:24:04,993
حالا که فهميديد

401
00:24:05,065 --> 00:24:06,567
برو بيرون

402
00:24:06,639 --> 00:24:08,562
من نميتونم

403
00:24:08,625 --> 00:24:10,579
اي کاش ميتونستم

404
00:24:10,651 --> 00:24:13,562
اين کارِ منه که مثله سگ دنبال آدما بيوفتم ، تا آخرش حقيقت
رو ازشون بفهمم

405
00:24:13,635 --> 00:24:17,205
آره ، خب تو کارِت موفق باشي

406
00:24:20,394 --> 00:24:23,850
جاي قشنگي داري

407
00:24:24,129 --> 00:24:27,422
بايد سخت باشه که برادر کوچيکه کدي الکينز باشي

408
00:24:27,489 --> 00:24:30,367
نه

409
00:24:30,433 --> 00:24:33,943
خب ... بعضي وقتا

410
00:24:34,009 --> 00:24:35,768
اگه من بودم ؟ خب از اين که کوچيکتر باشم ، متنفرم

411
00:24:35,825 --> 00:24:38,121
اون همه‌ي توجه‌ها رو جلب ميکنه ، همه‌ي افتخار‌ها رو

412
00:24:38,178 --> 00:24:40,003
دخترا دورش جمع ميشند ... واسه چي ؟

413
00:24:40,061 --> 00:24:43,133
تا بيوفتند دنبالش ، بِپرند و آخرش توپ رو بگيرند ؟

414
00:24:43,194 --> 00:24:45,155
آره ، ميمون‌ها هم ميتونند اون کار رو بکنند -
آره -

415
00:24:45,216 --> 00:24:47,581
ميمون‌ها بهتر از ما اين کار رو ميکنند

416
00:24:47,642 --> 00:24:49,866
... آره ، ميدوني اگه ميمون‌ها هم فوتبال بازي مي‌کردند

417
00:24:49,937 --> 00:24:52,667
حسابي فکِّ هرچي فوتباليست بود رو مياوردند پايين

418
00:24:57,043 --> 00:24:59,005
باشه ، قبول ميکنم

419
00:24:59,066 --> 00:25:01,531
من به دنيل براون پول دادم

420
00:25:01,593 --> 00:25:03,755
تا ... تا ساکت نگهش دارم

421
00:25:03,816 --> 00:25:06,081
... کولي داشت

422
00:25:06,142 --> 00:25:09,477
کولي شانس خيلي زيادي براي بورسيه‌ي کالج داشت

423
00:25:09,549 --> 00:25:12,287
... و از اولين الکينزي بود که اين شانس رو پيدا ميکرد

424
00:25:12,349 --> 00:25:16,009
و ما خيلي بهش افتخار ميکرديم

425
00:25:16,081 --> 00:25:18,398
... اما شما بايد درک کنيد که

426
00:25:18,471 --> 00:25:21,649
اگه مربيش درباره‌ي اين خرابکاري‌ها چيزي مي‌شنيد

427
00:25:21,722 --> 00:25:23,701
... ممکن بود شانسِش رو براي

428
00:25:23,772 --> 00:25:27,218
يکي از اون مدرسه‌هاي دسته اول ، از دست بده -
تا حالا موارد ديگه‌اي از اين خرابکاري‌‌ها اتفاق افتاده بود ؟ -

429
00:25:27,290 --> 00:25:28,623
نه

430
00:25:28,695 --> 00:25:31,464
نه ، پسر ما مشکل خشونتيه ديگه‌اي نداشت

431
00:25:31,525 --> 00:25:33,412
اون اتفاق هم خيلي تصادفي بود

432
00:25:33,474 --> 00:25:36,550
همکارتون کجاست ؟

433
00:25:39,011 --> 00:25:40,548
نميدونم

434
00:25:40,622 --> 00:25:44,376
چطوري کودي گربه‌ي تامزين داو رو کُشت ؟

435
00:25:44,445 --> 00:25:47,705
من نميدونم که اون ... اون گربه رو کُشت يا نه ؟

436
00:25:47,765 --> 00:25:50,334
اون کودي رو در حالي که گربه رو برميداره ديده بود

437
00:25:50,404 --> 00:25:53,367
خب ، اون چيزي ديد که ميخواست ببينه ، باشه ؟

438
00:25:53,437 --> 00:25:56,066
باشه ؟ من ... من نميدونم

439
00:25:59,762 --> 00:26:03,250
... اممم ، اگه اون کار کودي باشه

440
00:26:03,319 --> 00:26:06,708
... ميدوني که ، کُشتن گربه

441
00:26:06,777 --> 00:26:09,345
به نظرت حقش بود که بِميره ؟

442
00:26:09,405 --> 00:26:11,549
تو چي فکر ميکني ؟

443
00:26:11,619 --> 00:26:15,275
من دارم از تو ميپرسم

444
00:26:15,334 --> 00:26:17,309
هِي -
هِي -

445
00:26:17,380 --> 00:26:21,302
تو بدون اجازه‌ي من نميتوني با پسرم صحبت کني

446
00:26:21,362 --> 00:26:24,030
... اوه ، باشه يه مشکل کوچيک بود . مگه نه ، اما باشه

447
00:26:24,099 --> 00:26:27,755
شما مشکلي داريد که من با پسرتون حرف بزنم ، آقاي الکينز ؟ -
بله ، من مشکل دارم -

448
00:26:27,825 --> 00:26:29,603
باشه ، پس من پرسيدم

449
00:26:29,663 --> 00:26:31,836
مي‌بينمت براد

450
00:26:44,850 --> 00:26:47,745
اوه ، خداي من ، غذاي من کجاست ؟

451
00:26:47,814 --> 00:26:49,326
اين چيه ؟

452
00:26:49,396 --> 00:26:51,668
اين يه اِسنَک سالم و مغذّي هستش

453
00:26:51,738 --> 00:26:53,645
تو آخرش من رو به کُشتن ميدي

454
00:26:53,714 --> 00:26:56,046
جدي ميگم ، من به هويج حساسيت دارم

455
00:26:56,115 --> 00:26:58,881
خب ، من از هواي گرفته‌ي توي ماشين و فست‌فود خسته شدم

456
00:26:58,951 --> 00:27:00,759
مثلِ اينه که با يه هزارپا کارکني

457
00:27:00,829 --> 00:27:03,922
من حتي نميتونم توي يه اتاق با هويج باشم

458
00:27:03,991 --> 00:27:07,647
وگرنه شوک عصبي بهم دست ميده

459
00:27:07,706 --> 00:27:09,820
با مزه بود

460
00:27:09,880 --> 00:27:12,912
بسه

461
00:27:12,983 --> 00:27:14,395
ريگزبي ، زودباش

462
00:27:14,465 --> 00:27:15,582
براد داره مياد بيرون

463
00:27:15,651 --> 00:27:18,319
نگاه کن ، نگاه کن ، نگاه کن ، نگاه کن

464
00:27:18,378 --> 00:27:22,073
اوناهاش ، داره ميره

465
00:27:22,133 --> 00:27:23,318
باشه

466
00:27:30,700 --> 00:27:33,101
آخ ! اين لعنتي لاگين « وارد » نميکنه ؟

467
00:27:44,040 --> 00:27:48,190
ليسبون - سلام ، منم -
اوه ، سلام ون پلت . ميگم تو چه طوري ميري -

468
00:27:48,260 --> 00:27:51,451
وايسا . ما همين الان داريم بچه رو تعقيب ميکنيم که رفته
توي خونه‌ي ساجره

469
00:27:52,212 --> 00:27:56,454
اون باهاشه ؟ -
اون همين الان داخل شد ، اونا همديگه رو بغل کردند -

470
00:27:57,217 --> 00:27:59,735
براد الکينز توي خونه‌ي تامزين داو هستش

471
00:27:59,784 --> 00:28:01,588
اونا همديگه رو بغل کردند و رفتند تو

472
00:28:01,647 --> 00:28:04,870
جالبه ، بهشون بگو ده دقيقه صبر کنند  . بعد وارد بشند

473
00:28:04,928 --> 00:28:06,265
چرا منتظر بمونند ؟

474
00:28:06,323 --> 00:28:08,045
تا بذارند نقشه‌هاشون رو عملي کنند . تا بذارند ميوه‌هاشون برسه

475
00:28:08,103 --> 00:28:12,274
تا برنج‌شون تخمير بشه و غيره -
اگه براد بخواد بهش صدمه بزنه چي ؟ -

476
00:28:12,336 --> 00:28:15,641
خب ، اگه قرار بود اون کار رو بکنه . تا حالا کرده بود

477
00:28:15,714 --> 00:28:19,468
ده دقيقه صبر کنيد ، بعد بريد تو

478
00:28:19,531 --> 00:28:21,064
باشه ، رئيس

479
00:28:21,137 --> 00:28:22,388
خب ؟

480
00:28:22,451 --> 00:28:24,890
ما ده دقيقه صبر ميکنيم ، بعد وارد ميشيم

481
00:28:24,953 --> 00:28:28,332
و شخصاً برام مهم نيست که کل شب رو هم مجبور باشيم منتظر بمونيم

482
00:28:28,394 --> 00:28:32,532
جادوگري حالم رو به هم ميزنه -
... زياد واسه‌ي من مهم نيست . ولي هر چي باشه -

483
00:28:32,606 --> 00:28:35,630
فقط يه چيزي بيشتر از يه رَدا است -
آااه ، اين فقط يه روش متفاوتِ احمقانه براي زندگيه -

484
00:28:35,693 --> 00:28:38,612
مثلِ سفر ستارگان يا يوگا -
من يوگا كار ميکنم -

485
00:28:40,802 --> 00:28:43,522
به وسيله‌ي خون ، آلوده شده

486
00:28:43,594 --> 00:28:46,521
به وسيله ي خون ، پاکيزه ميشود

487
00:28:46,595 --> 00:28:50,557
به وسيله‌ي خون ، آلوده شده

488
00:28:50,629 --> 00:28:52,729
به وسيله‌ي خون ، پاکيزه ميشود

489
00:28:53,010 --> 00:28:54,975
به وسيله‌ي خون ، آلوده شده

490
00:28:55,047 --> 00:28:58,357
به وسيله‌ي خون ، پاکيزه ميشود

491
00:28:58,420 --> 00:29:00,488
به وسيله‌ي خون ، الوده شده

492
00:29:00,562 --> 00:29:02,807
به وسيله‌ي خون ، پاکيزه ميشود

493
00:29:20,251 --> 00:29:22,671
به وسيله‌ي خون ، آلوده شده

494
00:29:22,733 --> 00:29:25,081
به وسيله‌ي خون ، پاکيزه ميشود

495
00:29:25,154 --> 00:29:28,051
به وسيله‌ي خون ، آلوده شده

496
00:29:28,112 --> 00:29:31,050
به وسيله‌ي خون ، پاکيزه ميشود

497
00:29:53,875 --> 00:29:55,336
ميشنوي ؟ -
اين ديگه چيه ؟ -

498
00:29:55,397 --> 00:29:58,038
به وسيله‌ي خون ، پاکيزه ميشود

499
00:29:58,109 --> 00:30:00,170
هرچيزي که هست يوگا نيست

500
00:30:00,241 --> 00:30:03,389
پليس ! هيچکس از جاش تکون نخوره . سر جاتون وايسيد

501
00:30:03,460 --> 00:30:05,552
از جايي که هستيد تکون نخوريد . هيچکس از جاش تکون نخوره

502
00:30:05,624 --> 00:30:07,076
خنجر رو بنداز ، خنجر رو بنداز

503
00:30:07,147 --> 00:30:09,685
براد ، ما از سي.بي.اي هستيم ! حالت خوبه ؟

504
00:30:09,757 --> 00:30:14,082
زودباش بيا برگرديم . زودباش -
چي ؟ نه ! چي ؟ شما اشتباهي گرفتيد ؟ ها ؟ -

505
00:30:14,155 --> 00:30:15,911
چرا من رو تنها نميذاريد ؟ -
زود باش براد -

506
00:30:15,982 --> 00:30:18,591
آروم باش براد . صبر داشته باش . فريب اين کافران رو نخور

507
00:30:18,653 --> 00:30:20,855
هيچکس از سر جاش تکون نخوره

508
00:30:35,104 --> 00:30:38,252
تامزين داو

509
00:30:38,323 --> 00:30:40,526
من ازش خوشم مياد

510
00:30:40,588 --> 00:30:44,656
اين فايل ها ميگه اسم اصلي تو سارا جونز هستش ، اهل نيوجرسي

511
00:30:44,719 --> 00:30:47,334
وقتي شونزده سالت بود ، مادرت خودکشي کرده

512
00:30:47,410 --> 00:30:49,454
تو نميدوني پدرت كيه

513
00:30:49,528 --> 00:30:51,286
تو رو از کالج انداختند بيرون

514
00:30:51,360 --> 00:30:54,357
يه تاريخچه‌ي معاينات پي‌در‌پي روانپزشکي هم داشتي

515
00:30:54,433 --> 00:30:58,351
و شيش ماه هم واسه دزدي از مغازه
آب خنک خوردي که مربوط به چند سال پيش ميشه

516
00:31:00,608 --> 00:31:03,440
سارا جونز مُرده

517
00:31:03,488 --> 00:31:05,760
من تامزين داو ، ساحره‌ي معبد ويکا هستم

518
00:31:05,808 --> 00:31:07,144
شما نميتونيد به من صدمه‌اي بزنيد

519
00:31:07,201 --> 00:31:08,769
باشه ، من نميخوام که صدمه‌اي بهت بزنم

520
00:31:08,825 --> 00:31:10,685
فکر کنم به اندازه‌ي کافي بهت سختي گذشته

521
00:31:10,748 --> 00:31:13,943
ميخوام که بهت کمک کنم . اين تحقيقات جناييه

522
00:31:14,006 --> 00:31:17,968
... پس دو تا راه پيش رو داري ، يا اينکه دنبال دردسر ميگردي

523
00:31:18,042 --> 00:31:20,035
خداوند از من محافظت ميکنه

524
00:31:22,128 --> 00:31:26,174
تامزين ، شايد خدا به تو اميد و آرامش بده

525
00:31:26,245 --> 00:31:28,208
و يا يه معني توي زندگيتِ

526
00:31:28,268 --> 00:31:31,796
ولي اون نميتونه تو رو از اون پليسايي كه اون بيرونند ، محافظت کنه

527
00:31:37,608 --> 00:31:39,531
براد کاراموز فرقه‌ي من بود

528
00:31:39,601 --> 00:31:41,564
از شب اعتدالِ پاييز

529
00:31:41,624 --> 00:31:45,611
هيچ جرمي نداره -
يه جورايي واسه ساحره شدن جوونه ، نه ؟ -

530
00:31:45,681 --> 00:31:47,604
ما همه‌مون ساحره به دنيا مياييم

531
00:31:47,675 --> 00:31:49,598
همه‌مون با جادو به دنيا مياييم

532
00:31:49,669 --> 00:31:52,459
ولي وقتي که بزرگ ميشيم از ما گرفته ميشه

533
00:31:52,529 --> 00:31:54,781
جالبه ، البته اگه درست باشه

534
00:31:54,852 --> 00:31:57,573
... پدر و مادر براد ، چه فکري درباره‌ي

535
00:31:57,643 --> 00:31:59,636
اين جهت‌گيريِ جديد اون ، تو زندگي دارن ؟

536
00:31:59,705 --> 00:32:01,628
پدر و مادر براد

537
00:32:01,700 --> 00:32:04,590
به خاطر يه دلايلي واقعاً از ساحره‌ها متنفرند

538
00:32:04,650 --> 00:32:07,909
منظورم اينه که ، واقعاً خيلي ازشون متنفرند

539
00:32:07,978 --> 00:32:11,068
... تقريباً يه ماه پيش مادرش تهديد کرد ، که اگه من يه بار ديگه

540
00:32:11,128 --> 00:32:13,760
باهاش حرف يزنم من رو ميکُشه -
اما تو باهاش حرف زدي -

541
00:32:13,820 --> 00:32:15,783
براد به خواسته‌ي خودش اومد پيشِ من

542
00:32:15,853 --> 00:32:18,703
اون توي ويکا غرق شده بود . من نتونستم اين رو
از فکرش بيرون بيارم

543
00:32:18,773 --> 00:32:22,261
اون چه حسي درباره‌ي طلسمي که روي برادرش گذاشتي داشت ؟

544
00:32:22,332 --> 00:32:24,255
اون باهاش در صلح بود

545
00:32:24,326 --> 00:32:27,016
بخاطر اين بود که اون به عنوان نماينده مراسم  تنظيف انتخاب شد

546
00:32:27,077 --> 00:32:29,608
... براد تفاوت‌هاي دنياي جادو

547
00:32:29,668 --> 00:32:31,631
و دنياي واقعي رو درک ميکرد

548
00:32:31,701 --> 00:32:35,120
اون ميدونست که من برادرش رو نَکُشتم

549
00:32:35,190 --> 00:32:37,911
شايد بخاطر اينکه در دنياي واقعي ، خودش اون رو کُشته بود

550
00:32:37,981 --> 00:32:41,598
چي فهميدي ؟ -
براد طي يک سال گذشته دوبار بستري شده -

551
00:32:41,669 --> 00:32:44,290
هر دو بار ، دليلِ حادثه

552
00:32:44,360 --> 00:32:45,984
شوخي‌هاي خَرَکي با برادرش اعلام شده

553
00:32:46,055 --> 00:32:47,978
شايد براد فکر کرده که ديگه بسشه ؟

554
00:32:48,049 --> 00:32:50,078
هرکسي يه حدي داره

555
00:32:55,679 --> 00:32:57,648
من بايد برم

556
00:33:00,908 --> 00:33:02,008
من ؟

557
00:33:02,079 --> 00:33:05,978
نه ! چرا من بخوام که برادر خودم رو بُکُشم ؟

558
00:33:06,048 --> 00:33:07,778
شايد بخاطر اينکه ديگه بهت صدمه نزنه

559
00:33:07,848 --> 00:33:10,008
آره ، اما اون هيچوقت به من صدمه نزد

560
00:33:10,078 --> 00:33:12,448
اون دوبار ، کارِ تو رو به بيمارستان کِشوند

561
00:33:12,509 --> 00:33:16,378
اونا حادثه بوند . همشون حادثه بودند ، که چي ؟

562
00:33:16,448 --> 00:33:19,448
پس وقتي که اون تو رو ميزد ، همش اتفاقي بود

563
00:33:19,509 --> 00:33:21,778
آره ، من ... منظورم اينه که ، نه

564
00:33:21,849 --> 00:33:23,909
آره

565
00:33:23,979 --> 00:33:27,379
اون از اينکه تو با تامزين دوستي بدش ميومد ، مگه نه ؟

566
00:33:27,449 --> 00:33:29,478
بله

567
00:33:31,249 --> 00:33:33,248
اما تو هيچوقت اون رو ول نکردي

568
00:33:36,849 --> 00:33:38,949
چرا ؟

569
00:33:39,009 --> 00:33:42,049
من اونجا احساس امنيت ميکردم

570
00:33:43,279 --> 00:33:45,608
متأسفم . ميشه يه دقيقه بياييد ؟

571
00:33:47,649 --> 00:33:50,149
الان  برميگرديم

572
00:33:55,879 --> 00:33:59,179
والدينش اينجان . ميخوايين معطل‌ِشون کنم ؟

573
00:33:59,249 --> 00:34:01,409
آره ، وايسا . نه

574
00:34:01,479 --> 00:34:03,508
بذار براد باهاشون بره

575
00:34:03,579 --> 00:34:05,949
تا وقتي که ما يه سري مدرک محکم بر عليه‌شون پيدا کنيم

576
00:34:06,210 --> 00:34:11,011
باشه ، اما بذاريد من اول باهاشون حرف بزنم

577
00:34:22,913 --> 00:34:28,122
لطفاً بشينيد -
... من نمي‌فهمم چرا شما بايد پاي پسرم  -

578
00:34:28,189 --> 00:34:30,572
رو به اين ماجرا بِکِشونيد -
ما در باره‌ي اين کدورت‌ها متأسفيم -

579
00:34:30,651 --> 00:34:32,583
... عجيبه که هيچکدوم از شما درباره‌ي

580
00:34:32,638 --> 00:34:35,924
رابطه‌تون با تامزين داو با ما حرفي نزديد

581
00:34:35,989 --> 00:34:38,961
ما گيج شده بوديم

582
00:34:39,026 --> 00:34:41,879
صادقانه بايد بگم ... ما درک نمي‌كرديم

583
00:34:41,934 --> 00:34:43,682
... روحيه‌ي افسونگري براد رو

584
00:34:43,748 --> 00:34:46,544
ما ميخواستيم درک کنيم و سعي ميکرديم

585
00:34:46,614 --> 00:34:49,041
اما اوضاع وخيم بود

586
00:34:49,111 --> 00:34:52,437
و مايه‌ي شرمندگي بود که واقعيت رو مي‌گفتيم

587
00:34:52,606 --> 00:34:55,801
ما با هم اين مسئله رو پشت سر ميزاريم ؟ باشه  ؟
ما از خيلي‌ها کمک ميخواييم

588
00:34:55,962 --> 00:34:58,258
اين روزا يه درمان هست

589
00:34:58,358 --> 00:35:00,225
واسه اين جور مسائل‌ها ، درسته ؟

590
00:35:00,555 --> 00:35:02,492
ما هممون اين مشکل رو حل ميکنيم

591
00:35:02,554 --> 00:35:05,090
شما اون زن رو دستگير کرديد ؟

592
00:35:05,250 --> 00:35:06,917
نه

593
00:35:06,988 --> 00:35:08,415
نه ؟

594
00:35:08,485 --> 00:35:11,541
منظورم اينه که هنوز واسه‌تون معلوم نشده که کار اون بوده

595
00:35:11,611 --> 00:35:14,107
اون يکي از دشمناش بود

596
00:35:14,178 --> 00:35:17,274
منظورم اينه که اون طي بازپرسي با ما همکاري کرد

597
00:35:17,334 --> 00:35:19,600
... اون قسم خورد که بيگناه هستش و ما ازش خواستيم که

598
00:35:19,671 --> 00:35:23,295
اون يه افسونِ آشکارسازي براي آلتِ قتاله بخونه

599
00:35:23,366 --> 00:35:25,223
طلسمِ آشکار‌سازي ؟

600
00:35:25,293 --> 00:35:28,119
ساحره ها قدرتي به نام تلکنيس دارند
« تلکنيسس : « جا به جايي اشيا به وسيله ذهن ، دورجنباني

601
00:35:28,189 --> 00:35:31,085
... اون ميگه که اون قدرتي داره که

602
00:35:31,156 --> 00:35:33,911
سلاح رو از هرجايي که مخفي شده باشه ، بيرون مياره

603
00:35:33,982 --> 00:35:36,807
و کاري ميکنه که خودش رو به ما نشون بده -
و شما اون شيطانِ عوضي رو باور ميکنيد ؟ -

604
00:35:36,878 --> 00:35:41,371
خب ، شما نمي‌تونيد توي کار ما دخالت کنيد -
شما‌ها ديوونه‌ايد -

605
00:35:41,442 --> 00:35:44,637
آخرين طلسم اون به نظر مياد که کارشو به خوبي انجام داده

606
00:35:44,697 --> 00:35:47,693
چطور ميتونيد اينقدر سنگدل باشيد ؟

607
00:35:47,764 --> 00:35:49,232
با تمرين

608
00:35:51,190 --> 00:35:54,355
من معذرت ميخوام . براد آزاده که بِره

609
00:35:54,414 --> 00:35:55,977
بيا بريم

610
00:35:56,045 --> 00:35:57,901
زودباش ، پسرم

611
00:35:57,971 --> 00:36:00,374
ميبنمت براد

612
00:36:06,570 --> 00:36:09,238
... خيلي‌خوب ، مراقب خودت باش ... و اگه من هم به جاي تو بودم

613
00:36:09,306 --> 00:36:12,042
يه مدتي از براد اَلکينز دور ميموندم

614
00:36:12,101 --> 00:36:15,198
همم ، من همون کاري رو که خداوند خواسته انجام ميدم

615
00:36:15,267 --> 00:36:18,492
... به هر حال ، گوش کن دفعه‌ي بعدي که با اون صحبت کردي

616
00:36:18,550 --> 00:36:21,257
ميشه يه کمي به نفعِ من صحبت کني ؟

617
00:36:21,326 --> 00:36:22,752
اين کار رو ميکنم

618
00:36:22,821 --> 00:36:25,390
ممنونم

619
00:36:25,459 --> 00:36:28,360
... هي ، من فکر ميکنم اون ميخواست يه طلسم اجرا کنه

620
00:36:28,420 --> 00:36:30,999
تا سلاح قتاله رو پيدا کنه ؟ -
اوه ، طلسم که اجرا شد و رفت پيِ کارش -

621
00:36:31,058 --> 00:36:34,058
کي اجراش کرد ؟ -
اون اجراش نکرد . من کردم -

622
00:36:34,126 --> 00:36:36,334
تو ميتوني طلسم کني ؟

623
00:36:36,403 --> 00:36:39,139
چو ، چيزي به اسم طلسم وجود نداره

624
00:36:39,207 --> 00:36:41,288
من ميدونم

625
00:36:41,357 --> 00:36:44,513
... اون واقعاً مغزش درباره‌ي

626
00:36:44,583 --> 00:36:46,595
جادوگري و از اين جور چيزا ، داغ کرده . اينطور نيست ؟

627
00:36:46,663 --> 00:36:48,618
آره

628
00:36:48,687 --> 00:36:50,377
ما بايد توي دوتا شيفت کار کنيم

629
00:36:50,446 --> 00:36:55,360
و اسکيتاوت رو تحت نظر بگيريم -
نميخواي حداقل به من بگي که چه خبره ؟ -

630
00:36:55,429 --> 00:36:57,832
بابا بيخيال . يعني داري ميگي تو نميدوني داريم چي کار ميکنيم ؟

631
00:36:57,999 --> 00:36:59,982
تو نميدوني کي اين کار رو کرده و چرا ؟

632
00:37:00,051 --> 00:37:03,699
نه ، ولي تو بهم ميگي

633
00:37:03,804 --> 00:37:06,998
نظرت چيه که نشونت بدم ؟

634
00:37:14,687 --> 00:37:16,254
ايناهاش

635
00:37:16,315 --> 00:37:19,579
بهتره به چو زنگ بزني

636
00:37:44,440 --> 00:37:46,866
تو هيچ جا نِميري

637
00:37:46,937 --> 00:37:48,933
بذارش زمين

638
00:37:50,562 --> 00:37:53,497
اين خداست که داره صحبت ميکنه

639
00:37:53,556 --> 00:37:57,649
تو منو خيلي عصباني کردي مايکل ، خيلي عصباني

640
00:37:57,720 --> 00:37:59,886
... و حالا تو بازداشت -
بسه ديگه -

641
00:38:00,945 --> 00:38:02,413
بازداشتي

642
00:38:07,974 --> 00:38:09,501
فوق‌العاده است ، مگه نه ؟

643
00:38:10,570 --> 00:38:12,167
سلاح قاتل معلوم شد

644
00:38:12,228 --> 00:38:15,393
طلسم تامزين به نظر ميرسه که کار کرد

645
00:38:15,462 --> 00:38:18,188
فکر کنم اون واقعاً يه ساحره‌ست

646
00:38:18,258 --> 00:38:20,853
من نميدونم داري راجع به چي حرف ميزني

647
00:38:20,914 --> 00:38:23,880
... من مطمئن هستم که آزمايشگاه خون و بافت پوست

648
00:38:23,949 --> 00:38:25,806
... خونِ پسرتون رو روي لبه‌ي آچار نشون ميده

649
00:38:25,876 --> 00:38:29,041
و شايدم اثر انگشتتون رو -
من هيچ اطلاعي از اين ندارم -

650
00:38:29,101 --> 00:38:31,037
پس چرا شما سعي داشتيد که مخفيش کنيد ؟

651
00:38:31,098 --> 00:38:33,693
با ما حرف بزن مايکل . شايد تو مجازاتت تخفيف بِدَن

652
00:38:33,764 --> 00:38:37,957
شايد تو مجبور بودي از خودت دفاع کني -
من مجبور نيستم که به شما چيزي بگم -

653
00:38:38,027 --> 00:38:40,952
نظرت درباره‌ي مسافرت‌هاي کوتاه مدت پسرات ، به اورژانس بيمارستان چيه ؟

654
00:38:41,023 --> 00:38:43,079
استخوان‌هاي شکسته‌شون

655
00:38:43,149 --> 00:38:47,113
شايد يه کم با گذشت زمان بي‌تربيت شده بودند

656
00:38:47,173 --> 00:38:49,938
خوب بود که تو اونا رو سرجاشون مي‌شوندي

657
00:38:50,009 --> 00:38:53,763
بعضي از مردم اصلاً درک نمي‌کنند که چه قدر خوش شانس هستن

658
00:38:53,833 --> 00:38:55,899
درسته

659
00:38:57,826 --> 00:38:59,793
... من فهميدم که منظور براد وقتي که گفت

660
00:38:59,854 --> 00:39:02,919
من توي خونه‌ي تامزين احساس امنيت ميکنم ، در اصل منظورش از تو بود

661
00:39:02,989 --> 00:39:05,614
... کي توي خونه يه ساحره احساس امنيت ميکنه

662
00:39:05,684 --> 00:39:07,681
تا خونه‌ي خودش ؟

663
00:39:10,976 --> 00:39:13,571
تو همسر و پسرات رو ميزدي و آزار ميدادي

664
00:39:13,632 --> 00:39:16,168
اونم براي سال‌ها ؟ -
نه -

665
00:39:16,228 --> 00:39:20,210
نظر من ؟ تو يه کمي بيشتر براد رو زمين مي‌کوبيدي

666
00:39:20,280 --> 00:39:22,569
کودي ميخواست که از برادرش حمايت کنه

667
00:39:22,640 --> 00:39:24,461
اينطور نبود ؟ -
نه -

668
00:39:24,532 --> 00:39:26,184
اونم گفت : نه

669
00:39:26,254 --> 00:39:28,842
زن و بچه‌‌ات پايين راهرو هستند

670
00:39:28,913 --> 00:39:32,028
و اونا هم گفتند ، نه

671
00:39:32,099 --> 00:39:35,214
اونا ميدونستند که ما تو رو با سلاحِ قتل دستگير کرديم

672
00:39:35,285 --> 00:39:38,431
ولي هنوز باور مي‌کنند که تو کودي رو نَکُشتي

673
00:39:38,500 --> 00:39:42,313
... تصور کن که چه قدر تو رو دوست دارند

674
00:39:42,383 --> 00:39:44,941
که اينجوري حاشا کني

675
00:39:45,001 --> 00:39:46,833
کودي جلوت وايساد ، اينطور نيست ؟

676
00:39:46,893 --> 00:39:50,078
اون نميتونست کاراي تو رو ديگه تحمل کنه

677
00:39:50,149 --> 00:39:51,611
تو حرومزاده‌اي

678
00:39:53,534 --> 00:39:56,222
زودباش

679
00:39:56,292 --> 00:39:58,581
اما تو بهش گوش ندادي

680
00:40:02,923 --> 00:40:05,451
! آااه

681
00:40:07,771 --> 00:40:10,061
اون من رو زد

682
00:40:10,132 --> 00:40:12,780
من داشتم از خودم محافظت ميکردم

683
00:40:17,598 --> 00:40:19,589
خداحافظ ، مايکل

684
00:41:04,124 --> 00:41:05,946
صبح بخير

685
00:41:06,016 --> 00:41:07,440
داري چي کار ميکني ؟

686
00:41:07,509 --> 00:41:10,425
دارم يه لطفي در حق چو ميکنم

687
00:41:33,695 --> 00:41:36,780
آااه ، تامزين بهم گفت که اين رو بهت بدم

688
00:41:37,578 --> 00:41:39,768
اون گفت توي يه جاي امن نگهش دار

689
00:41:43,551 --> 00:41:55,697
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]
