1
00:00:11,386 --> 00:00:13,764
‫ببخشید، می تونم یه سوال بپرسم، لطفاً؟

2
00:00:19,155 --> 00:00:22,273
‫بله، خانم، همون عقب وایسید.

3
00:00:26,327 --> 00:00:27,783
‫لطفاً، برید عقب.

4
00:00:27,795 --> 00:00:29,957
‫- کاپیتان.
‫- مامور لیس بُن.

5
00:00:30,282 --> 00:00:32,034
‫فکر نکنم به شماها نیازی داشته باشیم.

6
00:00:32,040 --> 00:00:34,099
‫ما از بچه همسایه که جسد
‫رو پیدا کرده خوش مون میاد.

7
00:00:34,107 --> 00:00:35,609
‫اون اعتراف کرد؟

8
00:00:35,625 --> 00:00:37,207
‫آه، اون یه کم عجیبه.

9
00:00:37,214 --> 00:00:39,649
‫تو اونو کشتی؟

10
00:00:45,783 --> 00:00:49,367
‫پدرِ " مرسی " می خواد یه.
‫چند جمله کوتاه صحبت کنه

11
00:00:49,368 --> 00:00:54,465
‫می خوام فقط چند لحظه وقتتون رو بگیرم و از
‫همهِ پرسنلِ فرمانداری و همه داوطلبینی

12
00:00:54,762 --> 00:00:58,369
‫که در جستجوی دخترمون
‫کمک کردن، قدردانی کنم.

13
00:00:59,736 --> 00:01:04,594
‫این مسئله که که این همدلی و همدردی در
‫کلِ این اجتماع برای حمایتِ از من بوجود اومد

14
00:01:04,920 --> 00:01:09,812
‫و در این دوره سخت ما رو حمایت
‫کردن، باعثِ تسلی خاطرِ ما بود.

15
00:01:12,501 --> 00:01:15,857
‫و حالا فقط ازتون تقاضا دارم که...

16
00:01:15,867 --> 00:01:21,044
‫که ما رو تنها بزارید تا در غم ـه از دست
‫دادنِ دخترمون سوگواری کنیم.

17
00:01:21,050 --> 00:01:22,916
‫ممنون.

18
00:01:27,608 --> 00:01:31,146
‫روان کاو
‫فصل اول - قسمت اول : آغاز

19
00:01:34,931 --> 00:01:42,931
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

20
00:02:40,493 --> 00:02:42,723
‫سلام، خانم تولیوور.

21
00:02:43,014 --> 00:02:44,687
‫شما کی هستید؟

22
00:02:44,704 --> 00:02:47,207
‫اسمِ من پاتریک جینه.

23
00:02:47,216 --> 00:02:49,765
‫من اینجام که بهتون کمک کنم.

24
00:02:50,237 --> 00:02:52,968
‫یه فنجون چای میل دارید؟

25
00:02:54,549 --> 00:02:57,314
‫بله، می خوام، ممنون.

26
00:02:59,911 --> 00:03:02,312
‫باید خسته باشید.

27
00:03:02,323 --> 00:03:05,042
‫چرا نمی شینید؟

28
00:03:06,485 --> 00:03:09,204
‫اینجا خیلی دلپذیر و ساکته، مگه نه؟

29
00:03:09,216 --> 00:03:12,083
‫ساکت، آرام، دلنشین.

30
00:03:14,719 --> 00:03:16,869
‫آرامش.

31
00:03:23,383 --> 00:03:25,192
‫من داشتم شما و شوهرتون رو نگاه می کردم،

32
00:03:25,204 --> 00:03:29,380
‫و میخوام بدونید که من درک میکنم
‫در حال حاضر چه احساسی دارید.

33
00:03:31,797 --> 00:03:35,142
‫اصلاً نمی تونی منُ درک کنی.

34
00:03:35,799 --> 00:03:38,928
‫- باور کن.
‫- میدونم.

35
00:03:38,940 --> 00:03:41,022
‫می دونم.

36
00:03:41,031 --> 00:03:42,624
‫می دونم و می خوام کُمکتون کنم.

37
00:03:42,631 --> 00:03:47,171
‫تو نمی تونی به من کمک
‫کنی... تو چی میدونی؟

38
00:03:47,644 --> 00:03:50,250
‫همه جور چیزی می دونم.

39
00:03:50,966 --> 00:03:53,856
‫تو فقط داری وانمود می کنی که از
‫اسکی کردن خوشت میاد، درست می گم؟

40
00:03:54,387 --> 00:03:55,183
‫بله، امّا -

41
00:03:55,198 --> 00:03:57,997
‫شما از اینکه بهترین دوست تون
‫اخیراً وزن اضافه کرده، خوشحالید --

42
00:03:58,009 --> 00:03:59,454
‫حدودِ دَه پوند.

43
00:03:59,469 --> 00:04:02,166
‫شما دوست داشتید وقتی جوانتر بودید،
‫کمی بیشتر ماجراجویی کرده بودید.

44
00:04:02,181 --> 00:04:04,229
‫عاشق هند هستید، ولی هیچوقت اونجا نرفتید.

45
00:04:04,241 --> 00:04:05,766
‫خوب نمی تونید بخوابید.

46
00:04:05,783 --> 00:04:08,639
‫رنگِ موردِ علاقهِ شما...

47
00:04:09,224 --> 00:04:11,750
‫آبیه.

48
00:04:11,765 --> 00:04:15,303
‫من نمی فهمم. شما...

49
00:04:15,697 --> 00:04:18,007
‫- شما یه واسطید؟
‫- نه.

50
00:04:19,309 --> 00:04:21,755
‫فقط خوب توجه می کنم.

51
00:04:21,770 --> 00:04:25,695
‫من قبلاً با تمارض به اینکه می تونم با ارواح
‫ارتباط داشته باشم، پولِ خوبی در می آوردم.

52
00:04:26,062 --> 00:04:32,115
‫من اینو به شما میگم چون می خوام بفهمید
‫که هیچ نکته ای از دیدِ من، مخفی نمی مونه.

53
00:04:34,456 --> 00:04:36,629
‫مخفی کردن... چی؟

54
00:04:36,637 --> 00:04:39,868
‫می دونید وقتی به همسرتون
‫نگاه میکنم، چی می بینم؟

55
00:04:40,169 --> 00:04:44,208
‫یه مردِ خونگرم، دوست داشتنی و سخاوتمند.

56
00:04:44,220 --> 00:04:49,135
‫شاید، یه کم مغرور. خودخواه... ولی مردِ نجیبیه.

57
00:04:49,153 --> 00:04:51,110
‫بله.

58
00:04:53,835 --> 00:04:57,226
‫پس چرا بهش شک کردین که
‫دخترتون رو به قتل رسونده؟

59
00:05:00,817 --> 00:05:03,195
‫شک نکردم.

60
00:05:04,298 --> 00:05:06,778
‫- کارـه پسرـه " مک کلاسکی " بود.
‫- بله.

61
00:05:06,789 --> 00:05:09,053
‫این، چیزیه که پلیس میگه.

62
00:05:09,059 --> 00:05:12,370
‫ولی شما فکر می کنید اشتباه میگن، چرا؟

63
00:05:12,730 --> 00:05:16,075
‫من نمی دونم. من - من - من نمی دونم.
‫من...

64
00:05:16,882 --> 00:05:19,158
‫بهم بگید.

65
00:05:19,352 --> 00:05:23,994
‫پارسال، اونا -- اونا با هم دیگه
‫مثل ـه غریبه ها برخورد می کردن.

66
00:05:24,003 --> 00:05:28,076
‫هیچ کدومشون هم بروی خودش نمی آورد،
‫که مشکلی هست، و من فکر کردم که...

67
00:05:30,164 --> 00:05:34,067
‫فکر کنم یه بار دخترم سعی کرد
‫بهم بگه، و من - - من...

68
00:05:36,757 --> 00:05:40,011
‫خدایا. وای خدا.

69
00:05:40,328 --> 00:05:43,184
‫ازش پرسیدید که آیا اونو کشته؟

70
00:05:43,908 --> 00:05:45,307
‫خب اون چی میگه؟

71
00:05:45,319 --> 00:05:48,675
‫بیشتر زن ها وقتی شوهرشون
‫دروغ میگه، متوجه میشن.

72
00:05:50,350 --> 00:05:53,411
‫بله. بله.

73
00:05:53,842 --> 00:05:57,528
‫من... من چای نمیخوام. من - -
‫کار اون پسره بود. من...

74
00:05:57,542 --> 00:05:59,317
‫شاید.

75
00:06:04,235 --> 00:06:07,250
‫تو هم فکر میکنی کار اون بوده؟

76
00:06:07,265 --> 00:06:10,360
‫من به غریضه مادی اعتماد دارم.

77
00:06:11,647 --> 00:06:14,082
‫ژوئن؟

78
00:06:14,967 --> 00:06:16,856
‫اینجا هستی.

79
00:06:17,608 --> 00:06:19,724
‫تو کی هستی؟

80
00:06:20,439 --> 00:06:23,659
‫من پلیس هستم.
‫شما دخترتون رو کشتید؟

81
00:06:28,391 --> 00:06:29,904
‫چه طور جرات میکنی؟

82
00:06:29,911 --> 00:06:33,779
‫ازتون یه سوال ساده پرسیدم قربان،
‫شما دخترتون رو کشتید؟

83
00:06:34,673 --> 00:06:38,439
‫نه. من دخترم رو نکشتم!

84
00:06:38,454 --> 00:06:41,480
‫حالا گورِتُ از این خونه گم کن!

85
00:06:42,645 --> 00:06:44,522
‫ژوئن؟

86
00:06:44,876 --> 00:06:47,208
‫ژوئن، تو چت شده؟

87
00:06:49,317 --> 00:06:50,603
‫کاری میکنم که معلق بشی.

88
00:06:50,607 --> 00:06:53,417
‫یه مردِ بی گناه حالا
‫می خواد حالِ منُ بگیره.

89
00:06:53,428 --> 00:06:55,908
‫کاری می کنم زندگی برات جهنم بشه.

90
00:06:55,919 --> 00:07:00,516
‫میای توی خونه،  مزاحمِ همسرم
‫میشی، باعث بوجود اومدن مشکل در --

91
00:07:01,440 --> 00:07:03,420
‫ژوئن.

92
00:07:04,171 --> 00:07:06,447
‫ژوئن، عزیزم، خواهش می کنم.

93
00:07:08,892 --> 00:07:10,735
‫زود باشید! زود باشید!

94
00:07:15,594 --> 00:07:18,325
‫اگه راستشُ بگم، اون - اونطورم
‫که به نظر میاد، بد نیست.

95
00:07:21,476 --> 00:07:25,754
‫خانم تولیوِر؟ خانم تالیوِر!
‫خواهش می کنم صبر کنید.

96
00:07:25,987 --> 00:07:27,762
‫این اتاق، اَمنه!

97
00:07:28,609 --> 00:07:36,609
‫روان کاو
‫فصل اول - قسمت اول : آغاز

98
00:07:37,010 --> 00:07:41,652
‫پالمز استرینگ، کالیفرنیا
‫دو هفته بعد

99
00:07:50,052 --> 00:07:52,396
‫اون حروم زاده دوتا ضربهِ هفده تایی زد.

100
00:07:52,403 --> 00:07:53,996
‫منُ داری دست می اندازی؟

101
00:07:54,005 --> 00:07:55,325
‫توی اون زمین؟

102
00:07:55,335 --> 00:07:57,235
‫پرتاب دو ضربه ای؟

103
00:07:57,246 --> 00:07:59,465
‫اون زمین اصلا برای تو خوب نبود، پرایس.

104
00:07:59,478 --> 00:08:01,151
‫توی اورلاندو بهتر بازی می کنی.

105
00:08:01,158 --> 00:08:02,296
‫اونجا جای بهتری هم داریم

106
00:08:02,310 --> 00:08:03,755
‫خب، بهت میگم چی میشه.

107
00:08:03,770 --> 00:08:07,126
‫به جهنم.

108
00:08:18,229 --> 00:08:21,062
‫آلیسون؟ آلیسون!

109
00:08:25,804 --> 00:08:28,614
‫پالمز استرینگ
‫فرودگاه بین الملی

110
00:08:33,990 --> 00:08:39,633
‫پروازِ شماره 233 از ساکرامنتو،  می تونید
‫کیف هاتون رو از گیت شماره تحویل بگیرید.

111
00:08:39,644 --> 00:08:41,988
‫پرواز شماره 233 از ساکرامنتو...

112
00:08:41,996 --> 00:08:44,351
‫اوه، ببخشید.

113
00:08:44,358 --> 00:08:45,473
‫تو بارت رو دادی چک؟

114
00:08:45,480 --> 00:08:46,686
‫مگه توی سفرِ تفریحاتی هستی؟

115
00:08:46,701 --> 00:08:48,317
‫نه، قربان. دیگه تکرار نمیشه.

116
00:08:48,323 --> 00:08:49,518
‫وقتی که لباس های عروسیت رسید،

117
00:08:49,535 --> 00:08:52,505
‫یه ماشین بگیر و مستقیم برو به دفتر کلانتر،

118
00:08:52,517 --> 00:08:55,430
‫یه چند تایی اتاق و خطِ تلفن
‫و میز و صندلی جور کن.

119
00:08:55,440 --> 00:08:57,044
‫بله، قربان.

120
00:08:57,052 --> 00:08:59,271
‫یالا، بزنید بریم.

121
00:09:07,974 --> 00:09:10,022
‫صبح همگی بخیر.

122
00:09:10,035 --> 00:09:11,355
‫پروازتون چطور بود؟

123
00:09:11,368 --> 00:09:13,621
‫گُم شو. تو از کار مُعلق شدی.

124
00:09:14,101 --> 00:09:16,115
‫ممنون.

125
00:09:16,473 --> 00:09:17,929
‫مرخصی اجباری.

126
00:09:17,944 --> 00:09:18,775
‫هفتهِ بعد تموم میشه.

127
00:09:18,786 --> 00:09:20,402
‫پس هفته بعد برگرد.

128
00:09:20,408 --> 00:09:21,523
‫به اندازه کافی بهتون خوش می گذره؟

129
00:09:21,539 --> 00:09:23,974
‫کدوم یکی از شما کله خرها بهش گفتین؟

130
00:09:23,991 --> 00:09:24,992
‫تو گفتی، مگه نه، چو؟

131
00:09:25,003 --> 00:09:25,652
‫بله، من گفتم.

132
00:09:25,663 --> 00:09:26,744
‫البته اون بهم زنگ زد.

133
00:09:26,754 --> 00:09:29,052
‫کارِ جان قرمزیه. تو نمی تونی
‫منُ از این پرونده دور نگه داری.

134
00:09:29,066 --> 00:09:30,329
‫چرا باید بخوای این کارُ بکنی؟

135
00:09:30,338 --> 00:09:32,409
‫تو یه مرد رو به کشتن دادی.
‫این کارِت، نتیجه اَش اینه.

136
00:09:32,420 --> 00:09:35,913
‫اوه، یه مرد که دخترش رو به قتل رسوند چون دختره
‫دیگه نمیخواست باهاش رابطه جنسی داشته باشه؟

137
00:09:35,924 --> 00:09:37,813
‫تو اینُ نمیدونستی.
‫تو نمیتونستی اینو بدونی.

138
00:09:37,826 --> 00:09:40,079
‫اگه دخترش یه دخترچه خاطرات نداشت
‫که در واقع داشت

139
00:09:40,088 --> 00:09:42,193
‫منطقی باش. این پرونده ی منه.

140
00:09:42,211 --> 00:09:43,417
‫پرونده توئه؟

141
00:09:43,433 --> 00:09:44,787
‫جان قرمزی مالِ منه.

142
00:09:44,794 --> 00:09:47,161
‫جان قرمزی مال هیچکسی نیست.

143
00:09:49,739 --> 00:09:52,299
‫اون مالِ منه.

144
00:09:52,311 --> 00:09:54,302
‫این تصمیمِ من نیست. قانون، قانونه.

145
00:09:54,314 --> 00:09:56,544
‫هفتهِ بعد برگرد.

146
00:09:57,718 --> 00:10:00,278
‫نذارید این مرد بیاد تو.

147
00:10:06,617 --> 00:10:08,142
‫رییس؟

148
00:10:08,158 --> 00:10:12,527
‫اسمش گرگوری تننه - -
‫سفید پوست، مَرده، سن 43، مجرد.

149
00:10:12,543 --> 00:10:14,477
‫هنوز کالبد شکافی نکردیم،
‫ولی نشانهایِ سوختگی...

150
00:10:14,485 --> 00:10:16,499
‫معذرت می خوام رو اعصابت زیاد راه رفتم.

151
00:10:16,508 --> 00:10:18,704
‫از خجالتت در میام، قول می دم.

152
00:10:18,719 --> 00:10:20,244
‫میخوای از خجالتم در بیای؟ ساکت باش.

153
00:10:20,262 --> 00:10:22,617
‫باشه. می تونم یاد بگیرم اینکار و بکنم.

154
00:10:24,917 --> 00:10:27,375
‫ببخشید.

155
00:10:28,481 --> 00:10:32,623
‫نشانهایِ سوختگی اینجا، اینُ نشون میدن
‫که مقتول توسط شوکِ برقی بی حس شده --

156
00:10:32,635 --> 00:10:35,104
‫از نوع استانداردی که همه دارن.

157
00:10:35,118 --> 00:10:38,713
‫به نظر می رسه دلیلِ مرگ توسطِ
‫چندین ضربه به پشت جمجمه بوده.

158
00:10:38,721 --> 00:10:41,600
‫با یک چوب گلف که در محل پیدا شده.

159
00:10:41,614 --> 00:10:46,780
‫زن هم آلیسون راندوولفه - -
‫بیست و هفت ساله متاهل بدون فرزندی.

160
00:10:46,790 --> 00:10:48,736
‫هر دوتاشون در محل
‫اقامتِ خودشون پیدا شدن.

161
00:10:48,752 --> 00:10:50,937
‫به نظر می رسه که زمانِ
‫مرگ حوالی عصرـه روزـه شنبه بوده.

162
00:10:50,955 --> 00:10:52,730
‫روی الیسون هم همون نشانه هایِ
‫ناشی از دستگاهِ شوکِ برقی رو بهمراهِ،

163
00:10:52,746 --> 00:10:55,795
‫کبودی های ناشی از بسته شدن
‫توسط یه نوار پلاستیکی مشکی رو داره،

164
00:10:55,830 --> 00:11:00,097
‫بریدگی های عمیق و حمله با چاقو به نیم تنه
‫بالا و بیرون ریختن ـه متعاقبِ دل و روده.

165
00:11:00,114 --> 00:11:01,240
‫درست مثل ـه جان قرمزی.

166
00:11:01,265 --> 00:11:01,982
‫کی جسد رو پیدا کرده؟

167
00:11:01,997 --> 00:11:05,228
‫شوهر مقتوله صبحِ یکشنبه همراهِ
‫برادرش از فرودگاه برگشتن خونه.

168
00:11:05,240 --> 00:11:06,753
‫- یه گلف باز حرفه ایه.
‫- اوه، جدی؟

169
00:11:06,762 --> 00:11:08,389
‫اسمش پرایس رَندلُفه.

170
00:11:08,403 --> 00:11:10,292
‫اون چه رابطه ای با این مرد داره؟
‫می دونیم؟

171
00:11:10,306 --> 00:11:12,263
‫آه، بر اساسِ پرونده هاش، دکترِ زنه است.

172
00:11:12,277 --> 00:11:14,097
‫- مریض بوده، زنگ زده به دکتر؟
‫- عاشق و معشوق بودن؟

173
00:11:14,110 --> 00:11:16,340
‫نه، مرده همجنس بازه.

174
00:11:18,725 --> 00:11:21,490
‫دکتر وگنر ممکنه بدونه رابطه شون چی بوده.

175
00:11:21,498 --> 00:11:23,853
‫واسه تشخیص هویت اینجاست؟

176
00:11:25,152 --> 00:11:26,995
‫باشه.

177
00:11:27,314 --> 00:11:29,396
‫دکتر وَگنِر.

178
00:11:30,648 --> 00:11:34,414
‫من مامور ترسا لیس بُن هستم،
‫از کمیتهِ تَجسسِ کالیفرنیا.

179
00:11:34,425 --> 00:11:36,052
‫ارتباط شما با مقتول چیه؟

180
00:11:36,066 --> 00:11:37,739
‫من با گرِ گوری کار می کنم...

181
00:11:37,744 --> 00:11:42,204
‫دکتر تِنن و -- و خانوادهِ راندولف
‫مشتری های دراز مدتِ کارـه ما بودن.

182
00:11:42,212 --> 00:11:44,283
‫و ویزیت خونگی هم توی کار شما معموله؟

183
00:11:44,292 --> 00:11:47,375
‫نه، گِرگوری و آلیسون دوست هایِ صمیمی بودن.

184
00:11:47,380 --> 00:11:49,064
‫- عاشق و معشوق بودن؟
‫- نه.

185
00:11:49,070 --> 00:11:50,549
‫تنن همجنس باز بود.

186
00:11:50,569 --> 00:11:53,368
‫نه اونا فقط... دوست بودن.

187
00:11:53,377 --> 00:11:55,482
‫بخاطرـه خدا هم که شده بگید
‫چه اتفاقی براشون افتاد؟

188
00:11:55,537 --> 00:11:58,313
‫به نظر میرسه کارـه جان قرمزی باشه.

189
00:11:58,325 --> 00:12:00,066
‫جان قرمزی دیگه کیه؟

190
00:12:00,075 --> 00:12:02,180
‫ما نمی دونیم این کار کی بوده.

191
00:12:02,184 --> 00:12:05,415
‫باهاتون احتمالاً تماس خواهیم گرفت. ممنون.

192
00:12:13,989 --> 00:12:16,139
‫جان قرمزی از اینجا وارد می شه.

193
00:12:16,158 --> 00:12:18,513
‫ببخشید. متاسفم.

194
00:12:18,528 --> 00:12:20,758
‫اون میاد اینجا.

195
00:12:21,126 --> 00:12:25,381
‫منتظر زنه است و انتظار داره که تنها بیاد.

196
00:12:25,394 --> 00:12:31,072
‫فقط مشکل اینه که دوستش تانن شبِ خوبی رو
‫برای اومدن اینجا و خوردنِ بستنی انتخاب نکرده.

197
00:12:32,192 --> 00:12:37,301
‫پس جان قرمزی با دستگاهِ برقی، به هر
‫جفتشون شوکِ برقی وارد می کنه، و...

198
00:12:37,309 --> 00:12:38,822
‫ببخشید.

199
00:12:38,849 --> 00:12:43,400
‫یه میله از ساکِ اینجا بر می داره و.. شَتَرَق!

200
00:12:46,327 --> 00:12:48,568
‫جمجمهِ تنن می ترکونه.

201
00:12:48,575 --> 00:12:52,580
‫بعدش وقت شیرینش رو با کار کردن روی
‫آلیسون، به هر نحوی که دوست داره میذاره.

202
00:12:52,583 --> 00:12:56,224
‫اون دختر کاملاً قویه، پس فقط
‫اگر که قاتل کاملاً قوی باشه،

203
00:12:56,231 --> 00:12:59,257
‫حدس میزنم اونو با بازو می گیره و...

204
00:13:37,995 --> 00:13:42,296
‫میگه برای تمام ـه دردهایی که باعث شده
‫تو مادرت متحمل بشید، متاسفه.

205
00:13:42,783 --> 00:13:46,845
‫-- پنج سال قبل --
‫عمیقاً متاسفه.

206
00:13:46,841 --> 00:13:49,185
‫ازت میخواد که اونو ببخشی.

207
00:13:49,190 --> 00:13:52,125
‫می تونی این کارو بکنی، جنی؟

208
00:13:53,008 --> 00:13:54,180
‫نیاز داره که بشنوه که بخشیدیش.

209
00:13:54,188 --> 00:13:55,428
‫می بخشمت، بابایی.

210
00:13:55,437 --> 00:13:57,929
‫- اوه، بله.
‫- بابایی، می بخشمت.

211
00:13:58,286 --> 00:14:00,766
‫الان داره لبخند می زنه.

212
00:14:00,775 --> 00:14:03,506
‫اونا اشک های شوقه.

213
00:14:04,443 --> 00:14:07,743
‫پدرت می گه، " خدا خیرت بده و حفظت کنه "

214
00:14:12,859 --> 00:14:14,736
‫اون رفت.

215
00:14:25,585 --> 00:14:28,156
‫حیرت انگیزه. حیرت انگیزه. حیرت انگیزه.

216
00:14:28,163 --> 00:14:30,484
‫اون... تحت تاثیر قرار گرفته.

217
00:14:32,062 --> 00:14:32,995
‫پاتریک...

218
00:14:33,001 --> 00:14:34,844
‫- یه ثانیه.
‫- یه کم بهش وقت بده.

219
00:14:34,851 --> 00:14:37,240
‫حَت - حتماً -- برگرد پیش مون.

220
00:14:37,249 --> 00:14:39,547
‫- برگشتم. ممنون.
‫- برگشت.

221
00:14:39,558 --> 00:14:45,804
‫خب، پاتریک، من فهمیدم که تو یه جورایی
‫یه کاراگاه خیلی خارق العاده هم هستی.

222
00:14:45,817 --> 00:14:47,160
‫این درسته؟

223
00:14:47,166 --> 00:14:49,510
‫من سعی می کنم که تا جایی
‫که بتونم به پلیس کمک کنم.

224
00:14:49,515 --> 00:14:53,816
‫و داری بهشون کمک می کنید که این قاتل زنجیری
‫خطرناک رو بگیری

225
00:14:53,823 --> 00:14:56,076
‫- اسمش -- اسمش چی بود؟ جان - جان قرمزی؟
‫- جان قرمزی.

226
00:14:56,081 --> 00:15:00,871
‫اینم از شکلک مشهورـه جان قرمزی.

227
00:15:00,880 --> 00:15:06,626
‫کشیده شده توسط خونِ مقتون، در جهتِ
‫عقربه ساعت با انگشت های دست راست،

228
00:15:07,268 --> 00:15:10,101
‫با استفاده از دستکشِ
‫لاستیکی اشپزخونه.

229
00:15:10,107 --> 00:15:12,610
‫خیلی خوشحالم که یه دونه از اینا
‫رو با چشای خودم بالاخره دیدم.

230
00:15:12,614 --> 00:15:14,673
‫این کار جان قرمزی نیست.

231
00:15:15,094 --> 00:15:17,119
‫باشه.

232
00:15:17,124 --> 00:15:20,059
‫جان قرمزی خودش رو یه
‫شومَن می دونه، یه هنرمند.

233
00:15:20,059 --> 00:15:21,936
‫اون علاقه زیادی به تئاتری بودن داره.

234
00:15:21,948 --> 00:15:22,870
‫در تمامی قتل های قبلی،

235
00:15:22,876 --> 00:15:27,950
‫همیشه مطمئن می شد که اولین چیزی
‫دیده میشه صورتِ روی دیواره.

236
00:15:27,950 --> 00:15:30,464
‫اول چهره رو می بینی و می دونی -

237
00:15:30,477 --> 00:15:32,832
‫می دونی چه اتفاقی افتاده، وحشت
‫سراسرِ وجودِت رو می گیره.

238
00:15:32,833 --> 00:15:36,019
‫بعدش و فقط بعدش جسدِ
‫مقتول رو می بینی --

239
00:15:36,040 --> 00:15:37,576
‫همیشه به این ترتیبه.

240
00:15:37,598 --> 00:15:39,248
‫اینجا دقیقاً مخالفشه.

241
00:15:39,256 --> 00:15:45,946
‫اولین چیزی که می بینی جسده، بعدش باید
‫برگردی و بچرخی تا چهرهِ روی دیوار رو ببینی.

242
00:15:45,948 --> 00:15:48,189
‫اینجا این قانون صدق نمی کنه، می کنه؟

243
00:15:48,195 --> 00:15:50,243
‫فکر کنم به سلیقهَ ت بستگی داره.

244
00:15:50,251 --> 00:15:53,494
‫نه، بس کن. قاتل می تونست چهره
‫رو روی دیوار درست اونجا بکشه،

245
00:15:53,498 --> 00:15:57,685
‫ولی اینکارو نکرد، چون بهتر از این
‫نمی دونست، چون جان قرمزی نیست.

246
00:15:58,872 --> 00:16:01,227
‫جالبه.

247
00:16:03,165 --> 00:16:05,805
‫می دونی مشکل تو چیه، دوست من؟

248
00:16:05,813 --> 00:16:07,463
‫تو یه کم زیادی جَو گیر میشی.

249
00:16:07,471 --> 00:16:09,735
‫تو یه غولی.

250
00:16:10,327 --> 00:16:13,274
‫اگه وقتِ خوندن " فَنگوریا " حَشری
‫نمی شی، باید بگم که من بریتنی اسپیررَم.

251
00:16:13,283 --> 00:16:14,796
‫من - من از این حرفِت بدم اومد.

252
00:16:14,801 --> 00:16:16,986
‫اینطوری می خوای جبران کنی، آره؟

253
00:16:16,989 --> 00:16:19,174
‫ببخشید.

254
00:16:19,366 --> 00:16:21,551
‫این پسره حالِ منُ بهم می زنه.

255
00:16:21,563 --> 00:16:23,816
‫حال بهم زنه.

256
00:16:24,733 --> 00:16:27,077
‫شما اینجا به من احتیاجی ندارید.

257
00:16:41,625 --> 00:16:44,253
‫پس، آره، این یکی با قتل های دیگه یه جور نیستن.

258
00:16:44,268 --> 00:16:45,827
‫پس جین راست می گفت، یه کُپی کار داریم.

259
00:16:45,842 --> 00:16:49,927
‫یا شایدم جان قرمزی چیزای جدیدی رو
‫امتحان می کنه، یا جان قرمزی اشتباه کرده.

260
00:16:49,949 --> 00:16:50,802
‫هنوز نمی دونیم.

261
00:16:50,820 --> 00:16:53,494
‫تا وقتی که بفهمیم روی مدارک کار می کنیم.

262
00:16:53,504 --> 00:16:54,926
‫برو با شوهره صحبت کن.

263
00:16:54,937 --> 00:16:57,269
‫باشه، رییس.

264
00:17:01,429 --> 00:17:03,500
‫منتظر چی هستی؟

265
00:17:25,109 --> 00:17:29,819
‫خب ممکنه توی این پرونده حق با تو
‫باشه. ممکنه. ممنون بخاطرِ توجه اِت.

266
00:17:30,759 --> 00:17:33,057
‫نه. همچین چیزی گفتم؟

267
00:17:33,073 --> 00:17:36,509
‫من فقط دارم اینو می گم که
‫شاید حق با تو باشه، همین.

268
00:17:36,529 --> 00:17:40,295
‫منظورم اینه که، اگه بخوای برگردی،
‫من نمی تونم مانِعت بشم.

269
00:17:41,227 --> 00:17:44,606
‫آره، باشه. دارم ازت میخوام که برگردی.

270
00:17:46,406 --> 00:17:48,192
‫چون.

271
00:17:48,209 --> 00:17:51,156
‫چون تو برای تیم ما مفیدی.

272
00:17:51,875 --> 00:17:55,175
‫نه. نه. نمی گم " خواهش
‫می کنم ". برو خودتو مسخره کن.

273
00:17:55,532 --> 00:17:57,398
‫کله خر.

274
00:18:06,862 --> 00:18:09,524
‫- صبح بخیر.
‫- می تونم کمکتون کنم؟

275
00:18:11,229 --> 00:18:15,006
‫شما باید " وَن پالِت " باشین.
‫خوشحالم. پاتریک جین هستم.

276
00:18:15,026 --> 00:18:16,755
‫اوه، سلام. از آشنایی با شما خوشوقتم.

277
00:18:16,768 --> 00:18:18,304
‫مامور چو گفت شما شهر رو ترک کردید.

278
00:18:18,322 --> 00:18:20,347
‫نه. جایی برای رفتن ندارم.

279
00:18:21,346 --> 00:18:22,859
‫باشه.

280
00:18:22,870 --> 00:18:25,965
‫میزـه اونجا رو می خوایید یا این یکی رو؟

281
00:18:25,974 --> 00:18:27,647
‫فکر کنم که اون یکی نورگیرِش بهتره.

282
00:18:27,668 --> 00:18:30,433
‫اون یکی. نورگیرش بهتره.

283
00:18:32,236 --> 00:18:35,217
‫عضو جدید خیلی خوبی برای
‫خانواده جدی جنایی انتخاب کردی.

284
00:18:35,912 --> 00:18:38,040
‫اوه، تو کی رسیدی؟

285
00:18:38,500 --> 00:18:40,093
‫بَسه دیگه. تسلیمم.

286
00:18:41,079 --> 00:18:43,241
‫- بسه. خواهش می کنم، بسه.
‫- اهای، تَگ؟

287
00:18:43,265 --> 00:18:43,811
‫دوربینُ خاموش کن.

288
00:18:43,829 --> 00:18:46,867
‫- زود باش، یالا، یالا، کافیه دیگه.
‫- باشه، تموم شد، تموم شد کارمون.

289
00:18:47,949 --> 00:18:51,055
‫- خیلی بی مزه ای ا
‫- باشه. برو، برو، برو.

290
00:18:51,092 --> 00:18:54,551
‫بَسه. خواهش می کنم، بَسه!

291
00:18:58,606 --> 00:19:01,701
‫من یه فرشته زیبا و ارزشمند رو از دست دادم.

292
00:19:03,400 --> 00:19:06,745
‫بله، قربان. زنِ خوش قیافه ای بود.

293
00:19:10,179 --> 00:19:12,193
‫امیدوارم نارحت نشی که راست
‫می رم سر اصل ـه مطلب، پرایس.

294
00:19:12,213 --> 00:19:14,420
‫شما مسابقه جمعه
‫رو برنده نشدید، درسته؟

295
00:19:14,450 --> 00:19:15,872
‫ولی تا یکشنبه برنگشتید خونه.

296
00:19:15,890 --> 00:19:18,268
‫این همه وقت توی " فِرِنسو " چی کار می کردین؟

297
00:19:18,297 --> 00:19:20,402
‫دو زاریم افتاد. شما... شماها
‫نمی تونین قاتل ـه واقعی رو بگیرین،

298
00:19:20,433 --> 00:19:22,356
‫پس میخواین قتلُ بندازین گردنِ من؟

299
00:19:22,377 --> 00:19:24,732
‫نخیر، قربان. اگه مدرکی دالّه بر حضورِ شما
‫در همون جایی که ادعا می کنید، داشته باشیم،

300
00:19:24,754 --> 00:19:28,076
‫ ما می تونیم اسمِ شما رو
‫از لیستِ مضنونین حذف کنیم.

301
00:19:37,476 --> 00:19:40,309
‫من پیش ـه یه متخصص ـه ماساژ بودم.

302
00:19:40,337 --> 00:19:42,180
‫اسمش؟

303
00:19:43,650 --> 00:19:47,450
‫یه " لیدی " تو اسمِش داشت.

304
00:19:47,499 --> 00:19:49,354
‫باید توی فاکتورـه کارتِ اعتباری باشه.

305
00:19:49,382 --> 00:19:50,998
‫بیا.

306
00:19:51,013 --> 00:19:53,311
‫از آشنایی با شما خوشوقت شدم، پسرا.

307
00:19:54,985 --> 00:19:58,478
‫ما یه مجموعهِ کامل ـه درمانی ـه خصوصی هستیم.

308
00:19:58,493 --> 00:20:02,555
‫ما دارای بخش های مختلف در ارتباط با
‫مراقبت های ویژه، آه، جراحیِ زیبایی

309
00:20:02,571 --> 00:20:05,370
‫روان درمانی، مراقبت های ورزشی -- هر
‫چیزی که اسمشو ببرید، هستیم.

310
00:20:05,387 --> 00:20:07,492
‫این ارتباطِ آفریقایی جریانش چیه؟

311
00:20:07,502 --> 00:20:09,209
‫تمام این مجتمع به خاطرـه همونه.

312
00:20:09,226 --> 00:20:14,790
‫نصفِ درآمدهایِ ما صَرفِ ساختن و تجهیزِ کلینیک های
‫درمانی در جامعه های نیازمند آفریقایی می شه.

313
00:20:15,530 --> 00:20:17,464
‫آه، اینم از این.

314
00:20:19,388 --> 00:20:21,743
‫پرونده کوچیکیه.

315
00:20:21,753 --> 00:20:24,541
‫آلیسون یه خانم ـه جوانِ سالم بود.

316
00:20:24,559 --> 00:20:26,266
‫سابقه روانی؟

317
00:20:26,283 --> 00:20:27,978
‫اصلاً سابقه ای نداشته.

318
00:20:27,997 --> 00:20:31,661
‫بیماری های مقاربتی؟ زخم های غیر عادی؟

319
00:20:31,666 --> 00:20:33,327
‫اسم ـه کتاب : شخصیت و انحراف

320
00:20:33,078 --> 00:20:37,128
‫به جز چند تا معاینه عمومی که من انجام دادم، بقیه معاینه هاش
‫همش توسطِ دکتر تنن انجام گرفته -- همشم مربوط به زیبایی بوده.

321
00:20:33,329 --> 00:20:37,147
‫نه.

322
00:20:37,147 --> 00:20:38,911
‫تَنن دفترـه خاطرات هم داشت؟

323
00:20:38,931 --> 00:20:42,731
‫پرونده قبلی ما چون قربانی دفترچهِ
‫خاطرات داشت، حل شد.

324
00:20:42,760 --> 00:20:44,728
‫دفتر چه خاطرات؟ فکر نکنم.

325
00:20:44,744 --> 00:20:47,566
‫برگردیم سرـه قضیهِ آلیسون رندولف...

326
00:20:47,580 --> 00:20:50,094
‫فکر می کنید ازدواجش چطور بود؟

327
00:20:50,116 --> 00:20:52,608
‫خوشحال؟ ناراضی؟

328
00:20:52,621 --> 00:20:56,967
‫حدودِ شش ماه پیش، دکتر
‫تنن مشاوره من خواست.

329
00:20:57,923 --> 00:21:01,780
‫بخاطر اینکه آلیسون تقاضای قرصِ جلوگیری
‫از حاملگی بدونِ نسخه رو کرده بود،

330
00:21:01,801 --> 00:21:04,987
‫که از نظر قانون پزشکی، خلافه.

331
00:21:05,008 --> 00:21:07,830
‫من گفتم مشکلی نیست.

332
00:21:07,854 --> 00:21:12,451
‫منظورم اینه که بهتره خودمون اینکارو بکنیم
‫تا یه داروخونه " تیجوانا " یی.

333
00:21:12,474 --> 00:21:14,670
‫چرا اینطور مخفیانه؟

334
00:21:14,690 --> 00:21:18,433
‫پرایس راندولف در تاریخِ دوم آپریل وازکتومی کرده.
‫وازکتومی: یک عمل جراحیِ مردانه
‫برای جلوگیری از حاملگی

335
00:21:19,722 --> 00:21:22,123
‫اگه کار دیگه ای هست که بتونم بکنم...

336
00:21:22,143 --> 00:21:24,362
‫ممنونم.

337
00:21:25,315 --> 00:21:27,488
‫در واقع یه کاری هست که بتونید بکنید.

338
00:21:27,497 --> 00:21:29,773
‫من قرص ـه خوابم تموم شده.

339
00:21:29,788 --> 00:21:31,096
‫می تونید راهم بندازید؟

340
00:21:31,109 --> 00:21:32,599
‫هر چیز قوی ای کافیه.

341
00:21:32,609 --> 00:21:34,623
‫حتماً. آه، برای یه مشاوره بیاین.

342
00:21:34,630 --> 00:21:36,337
‫امروز بعد از ظهر براتون وقت می ذارم.

343
00:21:36,351 --> 00:21:38,945
‫اوه، نه. من - من امیدوار بودم
‫همین الان برام ردیفِش کنید.

344
00:21:38,953 --> 00:21:41,650
‫بدون چونه زنی با دکتر.

345
00:21:41,924 --> 00:21:42,982
‫متاسفم.

346
00:21:42,996 --> 00:21:47,820
‫ولی من بدون یه جور " چونه زنی " با دکتر
‫برای تجویز نسخه احساس راحتی نمی کنم.

347
00:21:47,828 --> 00:21:49,626
‫می فهمم. آه، مشکلی نیست.

348
00:21:50,539 --> 00:21:53,224
‫بهتون زنگ می زنم... شاید.

349
00:21:56,132 --> 00:21:57,463
‫من فکر کنم شوهره قاتل باشه.

350
00:21:57,473 --> 00:21:59,794
‫یه جِنده رو که می شناسه استخدام کرده که
‫برای نبودن تو محلِ جرم براش شهادت بده،

351
00:21:59,814 --> 00:22:01,839
‫زنشُ می کشه، بعدش
‫دوباره با هواپیما برمی گرده.

352
00:22:01,866 --> 00:22:05,245
‫با حساب و کتاب بود ولی در کل احمقانه.

353
00:22:05,257 --> 00:22:07,271
‫به رکورد بازیش در تورنمنت نگاه کردی؟

354
00:22:07,288 --> 00:22:09,143
‫بد نیست. شش میلی تونسته بزنه.

355
00:22:09,149 --> 00:22:11,425
‫مم - هم، برای دوم و سوم شدن.

356
00:22:11,440 --> 00:22:13,966
‫اگه با یه حرفه ای بذاریش روی منطقه هیجدهم،

357
00:22:13,992 --> 00:22:16,165
‫مثل ـه روز روشنه که گند می زنه.

358
00:22:16,174 --> 00:22:17,642
‫این کاره نیست.

359
00:22:17,654 --> 00:22:20,055
‫اون عرضه کشتن زنش
‫رو نداره. کار اون نبوده.

360
00:22:20,896 --> 00:22:24,742
‫داری می گی که یه مظنون اصلی رو از لیست
‫حذف کنیم، چون هیچ وقت نفر اول نشده؟

361
00:22:24,748 --> 00:22:27,513
‫اوه، نه، نه، نه. من فقط می خواستم
‫لال از دنیا نرفته باشم.

362
00:22:29,631 --> 00:22:31,645
‫چطوری اینکارو کردی؟

363
00:22:32,292 --> 00:22:34,238
‫تله کنیسس.
‫تله کنیسس : حرکت اجسام با ذهن

364
00:22:34,253 --> 00:22:36,255
‫روش فوت کرد

365
00:22:37,175 --> 00:22:39,883
‫اینم یه راه دیگشه.

366
00:22:41,007 --> 00:22:45,456
‫آقای جین، یه سوال داشتم
‫راجع به حرفه قبلی تون.

367
00:22:45,470 --> 00:22:46,983
‫بپرس.

368
00:22:46,991 --> 00:22:50,052
‫وقتی که با کسایی دیگه که با دنیای مرده ها
‫ارتباط دارن صحبت می کنید -- واقعی هاشون --

369
00:22:50,073 --> 00:22:52,701
‫اونا می تونن تشخیص بدن که وانمود می کنید؟

370
00:22:52,713 --> 00:22:54,886
‫همچنین کسانی با چنین قابلینهایی وجود ندارن.

371
00:22:54,895 --> 00:22:56,090
‫با کمال احترام، مخالفم.

372
00:22:56,096 --> 00:22:57,905
‫دخترعموی من " یولادا " قدرت ارتباط با ارواح رو داره.

373
00:22:57,917 --> 00:23:00,864
‫پسرعموی شما یا دروغ می گه یا
‫گولِ تون می زنه، یا هر دوش.

374
00:23:00,878 --> 00:23:01,948
‫آروم.

375
00:23:01,958 --> 00:23:04,564
‫نه، نه، اون نظر خودش رو گفت.

376
00:23:04,580 --> 00:23:06,036
‫ولی فکر کنم اشتباه می کنه.

377
00:23:06,051 --> 00:23:07,803
‫- اون قدرت ذهنی داره.
‫- ممنون.

378
00:23:07,812 --> 00:23:09,917
‫اون می تونه با دنیای دیگه ارتباط برقرار کنه.

379
00:23:09,933 --> 00:23:11,401
‫من خودم دیدم اینکارو می کنه.

380
00:23:11,414 --> 00:23:13,587
‫گذاشت با یه نفر که مرده صحبت کنی.

381
00:23:13,595 --> 00:23:14,460
‫بله.

382
00:23:14,466 --> 00:23:17,572
‫یه نفر که خیلی دوست داشتید و
‫هنوزم دلتون براش تنگ میشه.

383
00:23:17,587 --> 00:23:18,873
‫بله.

384
00:23:18,888 --> 00:23:22,188
‫تو می خواستی که قدرتش واقعی
‫باشه، پس برات واقعی به نظر اومد.

385
00:23:22,470 --> 00:23:23,505
‫نه.

386
00:23:23,520 --> 00:23:25,340
‫خیلی مطمئنی که حق با توئه.

387
00:23:25,351 --> 00:23:26,443
‫عِلم همه چیزُ توضیح نمی ده.

388
00:23:26,453 --> 00:23:28,911
‫پانصد سال پیش رادیو مثل یه شعبده بازی بود.

389
00:23:28,924 --> 00:23:29,948
‫دقیقاً.

390
00:23:29,954 --> 00:23:33,242
‫در پانصد سال اینده، ارتباط با دنیایِ
‫دیگه، ممکنه کاملاً عادی باشه.

391
00:23:33,256 --> 00:23:35,406
‫" دنیای دیگه "

392
00:23:38,409 --> 00:23:41,037
‫پدرت مربی فوتبال بود، نه؟

393
00:23:41,500 --> 00:23:42,820
‫اینُ از کجا فهمیدی؟

394
00:23:42,831 --> 00:23:44,606
‫از طرزـه رفتارت مشخصه.

395
00:23:44,622 --> 00:23:48,855
‫منظورم اینه که بابات همیشه نمی گفت
‫زندگی مثل یه بازی فوتباله؟

396
00:23:48,864 --> 00:23:52,619
‫وقتی که سوت بازی زده شد،
‫بازی تمومه. همه چی پایان یافته.

397
00:23:52,637 --> 00:23:55,481
‫چیز دیگه ای وجود نداره.
‫" دنیایِ دیگه " ای وجود نداره.

398
00:23:55,498 --> 00:23:59,366
‫همینه... خرچنگ با نون و غذای دریایی.

399
00:23:59,380 --> 00:24:01,860
‫و بعدش... هیچی.

400
00:24:02,412 --> 00:24:04,437
‫مردِ بدبختِ بیچاره ای هستی.

401
00:24:04,443 --> 00:24:07,617
‫قلمرو خداوند یه مکانِ واقعیه.

402
00:24:07,915 --> 00:24:12,477
‫باشه، امشب وقتی که " ریگسبی "
‫ازت خواست بری به اتاقش توی هتل...

403
00:24:16,300 --> 00:24:17,927
‫جواب مثبت بده.

404
00:24:17,941 --> 00:24:18,817
‫ببخشید؟

405
00:24:18,832 --> 00:24:21,802
‫می دونم. می خواستی برای امشب
‫به طور اجمالی بهش جواب منفی بدی.

406
00:24:21,805 --> 00:24:23,807
‫تو اولین هفته کاریت می خواستی
‫برای خودت یه کم کلاس بزاری.

407
00:24:23,811 --> 00:24:25,779
‫به من ربطی نداره. ولی چرا که نه؟

408
00:24:26,067 --> 00:24:28,752
‫ریگسبی عاشق خیلی خوبیه، مطمئنم.

409
00:24:29,062 --> 00:24:31,724
‫درشت هیکل ولی منصف. درسته؟

410
00:24:32,266 --> 00:24:34,268
‫درسته.

411
00:24:39,003 --> 00:24:44,567
‫قلمروی خداوند یه مکان حقیقیه، آقایِ
‫جین، و شما یه روح فناناپذیر دارید.

412
00:24:45,591 --> 00:24:48,435
‫اوه، واقعاً امیدوارم اشتباه کنی.

413
00:24:54,135 --> 00:24:54,897
‫شب بخیر.

414
00:24:54,903 --> 00:24:56,905
‫- شب بخیر.
‫- می بینمت، رفیق.

415
00:25:04,395 --> 00:25:06,671
‫این یکی... طبقه منه.

416
00:25:10,634 --> 00:25:13,148
‫به واحد ما خوش اومدید، مامور ون پلت.

417
00:25:13,160 --> 00:25:15,845
‫ممنون، مامور ریگسبی.

418
00:26:19,160 --> 00:26:20,537
‫سلام، دوست قدیمی.

419
00:26:20,551 --> 00:26:21,985
‫یه مُدتیه اَزت خبر ندارم.

420
00:26:22,002 --> 00:26:23,458
‫امیدوارم هنوز حالت خوب باشه.

421
00:26:23,484 --> 00:26:25,225
‫من پیشرفتِ خوبی داشتم و خوشحالم.

422
00:26:25,236 --> 00:26:29,013
‫من تا حالا دوازده تا زنِ متاهل رو کُشتم و
‫به زودی سیزدهمین رو هم می کُشم.

423
00:26:29,500 --> 00:26:31,309
‫چرا نمیتونی منُ بگیری؟

424
00:26:31,322 --> 00:26:34,883
‫باید حسابی حس ـه ضعیفی، احمقی
‫و ناراحتی بهت دست داده باشه.

425
00:26:34,896 --> 00:26:39,311
‫اوه، خب، با بهترین آرزوها، جان قرمزی.

426
00:26:40,282 --> 00:26:42,307
‫از نظرـه من که نامه جعلی نیست.

427
00:26:42,323 --> 00:26:43,540
‫گویا کارِ جان قرمزیه. ولی اینطور نیست.

428
00:26:43,555 --> 00:26:46,115
‫جان قرمزی برای مَتلک پرونی به
‫من خودشُ به خطر نمی ندازه.

429
00:26:46,128 --> 00:26:48,574
‫پس قاتلِ واقعی می خواد
‫ما رو از مسیر منحرف کنه؟

430
00:26:48,590 --> 00:26:51,560
‫چو، ببین پرایس راندولف
‫نیم ساعتِ پیش کجا بود.

431
00:26:51,594 --> 00:26:54,017
‫ریگسبی می خوام دوربین های
‫امنیتیِ هتل رو چک کنی.

432
00:26:54,026 --> 00:26:56,188
‫اونا رو ببرشون پزشکی قانونی.

433
00:27:01,614 --> 00:27:02,786
‫حالت خوبه؟

434
00:27:02,795 --> 00:27:04,923
‫کاملاً.

435
00:27:04,938 --> 00:27:06,906
‫یه کم بخواب.

436
00:27:44,789 --> 00:27:46,780
‫- سلام؟
‫- صبح بخیر.

437
00:27:46,792 --> 00:27:48,783
‫تو نخوابیدی. درسته؟

438
00:27:53,328 --> 00:27:57,117
‫من - من می خوام برای مشاوره با دکتر
‫وَگنر یه وقت بگیرم، لطفاً. اورژانسیه.

439
00:27:57,132 --> 00:28:00,625
‫جین. پاتریک جین. بله، منتظر می مونم.

440
00:28:01,456 --> 00:28:03,231
‫پزشکی قانونی یه سرنخ پیدا کرده.

441
00:28:03,238 --> 00:28:05,889
‫خونِ داخل ـه پاکت متعلق ـه به آلیسون راندولُفه.

442
00:28:05,921 --> 00:28:10,483
‫ولی اونجا یه مو پیدا کردن که
‫نه مالِ آلیسونه، نه مالِ تنن.

443
00:28:10,496 --> 00:28:13,215
‫حدس بزنین مالِ کی بوده.

444
00:28:13,229 --> 00:28:16,142
‫مال توئه. حیرت انگیزه، نه؟

445
00:28:19,976 --> 00:28:22,126
‫عِلم.

446
00:28:26,363 --> 00:28:28,218
‫این احمقانه است.

447
00:28:28,265 --> 00:28:30,779
‫من... من آلیسون رو نکشتم.

448
00:28:30,797 --> 00:28:32,959
‫پس بودن موی تویِ پاکتُ
‫چطوری توضیح می دی؟

449
00:28:32,969 --> 00:28:37,167
‫یا یه اشتباه بوده یا -- یا برام پاپوش ساختن.

450
00:28:37,194 --> 00:28:38,434
‫کی می خواد برای شما
‫پاپوش درست کنه؟

451
00:28:38,455 --> 00:28:40,435
‫ما نمی خوایم، اگه این طوری فکر می کنید.

452
00:28:40,447 --> 00:28:42,677
‫اون و آلیسون عاشق هم بودن.

453
00:28:42,699 --> 00:28:45,350
‫کی می خواد برای تو
‫پاپوش بسازه، تگ؟

454
00:28:46,134 --> 00:28:47,499
‫برادرم.

455
00:28:47,505 --> 00:28:49,803
‫چرا باید بخواد همچین کاری بکنه؟

456
00:28:51,479 --> 00:28:54,494
‫من و آلیسون عاشق هم بودیم.

457
00:28:54,837 --> 00:28:58,046
‫من فکر می کنم تو واقعاً می تونی ذهنِ آدما
‫رو بخونی فقط می ترسی که اعتراف کنی.

458
00:29:00,741 --> 00:29:03,187
‫خب...

459
00:29:06,018 --> 00:29:08,191
‫خب...

460
00:29:10,574 --> 00:29:12,303
‫چرا نمی تونید بخوابید؟

461
00:29:12,313 --> 00:29:15,533
‫چون نمی تونم بدون صحبت کردن
‫با یه دکتر قرص خواب بگیرم.

462
00:29:17,079 --> 00:29:18,797
‫و دوست نداری با دکترا صحبت کنی.

463
00:29:18,808 --> 00:29:22,438
‫می دونید اونا همیشه می خوان
‫باهوشترین فردِ تویِ اتاق باشن، مگه نه؟

464
00:29:22,835 --> 00:29:25,930
‫درحالی که مشخصاً من باهوش تَرم.

465
00:29:29,270 --> 00:29:33,275
‫تو از ذات و وجود اصلی خودت
‫به شدت محافظت می کنی.

466
00:29:34,106 --> 00:29:36,768
‫فکر می کنی دلیلش چیه؟

467
00:29:38,742 --> 00:29:42,144
‫می دونی این دقیقاً همونطوریه
‫که تصورشُ می کردم.

468
00:29:42,839 --> 00:29:45,046
‫حالا می خوای راجع به
‫مادرم ازم سوال کنی؟

469
00:29:45,058 --> 00:29:46,685
‫می خوای راجع به
‫مادرت ازت سوال کنم؟

470
00:29:46,696 --> 00:29:49,347
‫من فقط می خوام بخوابم.

471
00:29:49,833 --> 00:29:53,133
‫همین باعث می شه
‫شب ها بیدار بمونی؟

472
00:29:53,861 --> 00:29:55,909
‫اسمش چی بود؟ جان قرمزی؟

473
00:29:55,920 --> 00:29:57,115
‫درسته. جان قرمزی.

474
00:29:57,128 --> 00:30:01,440
‫اه، اون -- اون در حال حاضر حداقل هشت
‫زن رو که ما ازش اطلاع داریم، به قتل رسونده.

475
00:30:01,445 --> 00:30:04,062
‫اه، پلیس اَزم خواسته که
‫با روحش ارتباط برقرار کنم،

476
00:30:04,073 --> 00:30:06,075
‫که ببینم آیا می تونم بفهمم این کیه.

477
00:30:06,082 --> 00:30:10,804
‫اه، دقیقاً چطور این کارو میکنی، که با
‫نیرویِ ذهنی کسی رو شناسایی کنی؟

478
00:30:10,808 --> 00:30:14,358
‫خب، دیویس، شیطانِ واقعی
‫مثل آتیش می سوزه.

479
00:30:14,375 --> 00:30:18,300
‫همراه با شعله ای سرد و تاریک می سوزه.

480
00:30:18,322 --> 00:30:24,000
‫من به خودم مجبور می کنم که به درونِ
‫شعله نگاه کنم، و چهره ای از شیطان ببینم.

481
00:30:24,028 --> 00:30:26,907
‫در این مورد، جان قرمزی.

482
00:30:26,915 --> 00:30:29,543
‫اون یک مردِ کوچیکِ شکنجه دیده و بدبخته.

483
00:30:29,553 --> 00:30:31,442
‫یک فردِ تنها.

484
00:30:31,472 --> 00:30:35,090
‫غمگین. خیلی غمگین.

485
00:30:55,333 --> 00:30:58,735
‫" جنابِ اقای جین عزیز،  من دوست
‫ندارم در رسانه ها بهم تهمت بزنن. "

486
00:30:58,750 --> 00:31:01,105
‫" مخصوصاً توسط یه فرد پول دوستِ عوضی. "

487
00:31:01,129 --> 00:31:04,724
‫" اگه واقعاً به جای یه کِرمِ
‫دروغگو، یه واسطِ واقعی بودی، "

488
00:31:04,747 --> 00:31:09,765
‫" لازم نبود که در رو باز کنی تا ببینی چه بلایی
‫سر همسر و بچه دوست داشتنیت آورده ام. "

489
00:31:18,676 --> 00:31:22,283
‫آقای جین؟ آقای جین؟

490
00:31:23,831 --> 00:31:26,789
‫چی باعث می شه شب ها بیدار بمونی؟

491
00:31:34,903 --> 00:31:38,328
‫می دونید وقتی بچه بودم، یه مزرعه داشتیم.

492
00:31:38,331 --> 00:31:41,187
‫خیلی کار واسه انجام بود.

493
00:31:42,467 --> 00:31:45,493
‫- من یه جورایی تنبل بودم.
‫- خب؟

494
00:31:50,232 --> 00:31:54,476
‫و همیشه سعی می کردم برادر کوچیکم
‫جیمی رو مجبور کنم که کارهام رو انجام بده.

495
00:31:56,647 --> 00:32:01,301
‫یه روز، بهش قول دادم اگه هیزم ها
‫ببُره، بهش یه دلار می دم.

496
00:32:01,902 --> 00:32:03,984
‫خب...

497
00:32:04,400 --> 00:32:08,439
‫اون با اره اشتباهی یکی از سُرخرگهاشُ
‫پاره کرد و از خون ریزی مُرد.

498
00:32:11,045 --> 00:32:13,480
‫بخاطره...

499
00:32:14,502 --> 00:32:17,244
‫انجام دادنِ کارهایِ من مُرد.

500
00:32:22,357 --> 00:32:24,519
‫می دونی...

501
00:32:24,525 --> 00:32:29,417
‫این تقریباً همون چیزی بود
‫که برای جانی کَش اتفاق افتاد.
‫جانی کَش : موزیسینِ معروفِ آمریکایی

502
00:32:29,781 --> 00:32:32,227
‫واقعاً؟

503
00:32:36,222 --> 00:32:38,577
‫وَهم آوره.

504
00:32:43,127 --> 00:32:45,038
‫- آقای رندولف.
‫- خب -- حرف مُفت نزن دیگه.

505
00:32:45,040 --> 00:32:46,379
‫برادر من هیچی کاری نکرده.

506
00:32:46,380 --> 00:32:47,940
‫شما آشغالها هم هنوز نتونستین چیزی بر علیهِ
‫من پیدا کنید، پس گیر دادین به خونوادهِ من.

507
00:32:47,953 --> 00:32:50,513
‫- به این می گن آزار و اذیت.
‫- پرایس، رو چی به توافق رسیدیم؟

508
00:32:50,528 --> 00:32:53,099
‫آقای رندولف مطمئن باشید ما الکی
‫قصدِ آزار و اذیتِ شما رو نداریم.

509
00:32:53,112 --> 00:32:54,443
‫ما آشغالا برادرتون رو دستگیر کرده ایم چون

510
00:32:54,465 --> 00:32:57,730
‫مدرک فیزیکی داریم که اون رو با
‫جنایت و انگیزه برای انجامش ربط می ده.

511
00:32:57,740 --> 00:33:01,938
‫اون شهادت داده که وقتی شما خونه
‫نبودین، با همسرتون کلی حال می فرمودن.

512
00:33:02,978 --> 00:33:05,322
‫تَگ و آلیسون؟

513
00:33:08,146 --> 00:33:10,524
‫این چیزیه که اون می گه و همچنین گفته
‫که این شما بوده اید، که اون رو کشته اید،

514
00:33:10,541 --> 00:33:13,044
‫- و حالا بخاطرِ انتقام دارید سعی می کنید براش پاپوش بسازید.
‫- چی گفتی؟

515
00:33:13,055 --> 00:33:16,434
‫چی -- آشغال ا
‫تو - -

516
00:33:18,343 --> 00:33:20,539
‫- حروم زاده!
‫- تو مثل آشغال باهاش رفتار می کردی!

517
00:33:20,557 --> 00:33:21,649
‫چه انتظاری داشتی؟

518
00:33:21,659 --> 00:33:23,332
‫من انتظار نداشتم که برادر
‫کوچکم با زنم رابطه داشته باشه!

519
00:33:23,341 --> 00:33:25,799
‫تو یه عوضی ضعیفی!

520
00:33:34,890 --> 00:33:38,565
‫همه چیزایی که بهم گفتین
‫دروغ بود، مگه نه؟

521
00:33:39,578 --> 00:33:41,444
‫بله.

522
00:33:41,461 --> 00:33:43,407
‫چرا؟

523
00:33:43,424 --> 00:33:44,858
‫من می تونم تشخیص بدم
‫که دردِ بزرگی داری.

524
00:33:44,867 --> 00:33:47,575
‫چرا حقیقتُ نمی گی؟

525
00:33:47,932 --> 00:33:50,299
‫حقیقت پیشِ خودم محفوظه.

526
00:33:53,441 --> 00:33:56,001
‫- می فهمم.
‫- ممنون.

527
00:34:03,988 --> 00:34:05,843
‫بله.

528
00:34:06,642 --> 00:34:09,202
‫یادتون هست اون روز صبح راجع به اینکه تنن
‫دفترِ خاطرات داشت یا نه صحبت می کردیم،

529
00:34:09,216 --> 00:34:11,412
‫و من پرسیدم که اون دفتر خاطرات داشت
‫یا نه و شما گفتید که آره، داشت؟

530
00:34:11,440 --> 00:34:13,932
‫- خب، دفتر خاطراتی توی وسایلش پیدا نکردیم.
‫- نه.

531
00:34:13,944 --> 00:34:15,594
‫ببخشید، نه؟

532
00:34:15,607 --> 00:34:19,373
‫نه، اشتباه می کنید. من - من فکر نمی کردم
‫که اون دفترِ خاطراتی داشته باشه.

533
00:34:19,393 --> 00:34:21,248
‫عجیبه.

534
00:34:21,637 --> 00:34:24,493
‫پس یا باید یه نفر دیگه به من گفته باشه.

535
00:34:24,511 --> 00:34:27,253
‫یا اینکه یا من دیوونه شدم.

536
00:34:27,887 --> 00:34:32,188
‫ولی صد در صد مطمئنم شنیدم
‫که تنن یه دفتر خاطرات داشته.

537
00:34:32,204 --> 00:34:35,834
‫خب،  این عجیبه، ولی چرا باید مهم
‫باشه که اون دفترِ خاطرات داشته یا نه؟

538
00:34:35,850 --> 00:34:37,045
‫راست می گی. مهم نیست.

539
00:34:37,053 --> 00:34:41,854
‫فقط من با خودم فکر می کردم چرا شعبده بازها
‫دستیارهایِ دختر خوشکل دارن؟

540
00:34:42,642 --> 00:34:43,518
‫چرا؟

541
00:34:43,533 --> 00:34:46,309
‫چون دخترها خوب می تونن
‫حواسِ تماشاچی ها رو پرت کنن.

542
00:34:46,348 --> 00:34:48,544
‫تماشاچی ها برای مدتِ طولانی
‫به دختر خوشکله نگاه می کنن

543
00:34:48,571 --> 00:34:53,395
‫به جای اینکه به جایی توجه کنن، که باید
‫توجه کنن تا متوجه حقهِ شعبده باز بشن.

544
00:34:55,392 --> 00:35:00,046
‫به هر حال من فردا چند نفر از تیم تَجسُس
‫می فرستم تا اون دخترچه رو پیدا کنن.

545
00:35:00,070 --> 00:35:02,960
‫مم، مگه دفترِ کارشُ رو قبلاً نگشتن؟

546
00:35:02,975 --> 00:35:05,285
‫اوه، اولین بار هیچوقت
‫کارشون درست انجام نمی دَن.

547
00:35:05,298 --> 00:35:08,836
‫یه بار دیگه امتحان کنن شاید شانس
‫بیارن، نه؟ باید یه جایی اون دور و ور باشه.

548
00:35:08,854 --> 00:35:10,754
‫برای همه چی ممنون، دُکی.

549
00:35:11,017 --> 00:35:13,315
‫- شب بخیر.
‫- شب بخیر.

550
00:35:50,462 --> 00:35:52,351
‫چیزی رو گم کردید؟

551
00:35:53,817 --> 00:35:54,943
‫شما چطور اومدید تو؟

552
00:35:54,960 --> 00:35:56,041
‫در باز بود.

553
00:35:56,051 --> 00:35:58,201
‫فکر کنم تلفنم رو توی دفترتون جا گذاشتم.

554
00:35:58,235 --> 00:35:59,680
‫در باز نبود.

555
00:35:59,687 --> 00:36:02,213
‫باید باز بوده باشه. پس
‫چه جوری اومدم تو.

556
00:36:07,330 --> 00:36:09,469
‫داری چی کار میکنی؟

557
00:36:12,128 --> 00:36:17,544
‫اعتراف می کنم که جَوِ
‫کاراگاه بازی منُ گرفت،  من...

558
00:36:18,404 --> 00:36:21,112
‫من دنبالِ دفترِ خاطرات بودم.

559
00:36:23,020 --> 00:36:24,636
‫یه کم جَوگیر شدم.

560
00:36:24,639 --> 00:36:26,744
‫شوخی نکن!

561
00:36:26,748 --> 00:36:28,762
‫دفتر خاطراتی نیست؟

562
00:36:29,126 --> 00:36:31,185
‫نه نیست.

563
00:36:32,324 --> 00:36:34,019
‫شاید بهتر باشه من یکم بگردم.

564
00:36:34,023 --> 00:36:36,344
‫من توی پیدا کردن وسایل ماهرم.

565
00:36:36,351 --> 00:36:38,752
‫مهمون من باش.

566
00:37:41,536 --> 00:37:43,675
‫پیداش کردم.

567
00:37:47,972 --> 00:37:51,169
‫دکتر وَگنر، ممنون برای کمک تون.

568
00:37:59,744 --> 00:38:01,439
‫آقای جین.

569
00:38:01,442 --> 00:38:04,434
‫آه، تلفن تون.

570
00:38:04,750 --> 00:38:07,242
‫راست می گی.

571
00:38:08,297 --> 00:38:10,288
‫ممنون.

572
00:38:17,021 --> 00:38:19,262
‫اه، آره، پیداش کردم.

573
00:38:19,270 --> 00:38:20,806
‫خنگ بازی در آوردم.

574
00:38:20,818 --> 00:38:22,855
‫- خب، دوباره خداحافظ.
‫- وایسا.

575
00:38:26,335 --> 00:38:28,963
‫اون دفتر خاطرات رو بده من.

576
00:38:50,898 --> 00:38:52,332
‫خیلی سرگرم کننده است.

577
00:38:52,347 --> 00:38:54,167
‫سعی خودمُ کردم.

578
00:38:58,303 --> 00:38:59,270
‫می دونستم.

579
00:38:59,282 --> 00:39:02,104
‫می دونستم ممکنه حقه باشه، امّا من...

580
00:39:03,739 --> 00:39:05,218
‫من باید مطمئن می شدم.

581
00:39:05,228 --> 00:39:08,698
‫بله. حُقه همینطوری عمل می کنه.

582
00:39:09,285 --> 00:39:11,492
‫چی باعث شد به من شک کنی؟

583
00:39:11,504 --> 00:39:14,542
‫منظورم از این سوالم این نیست
‫که کارِ من بوده، فقط کنجکاوم

584
00:39:14,842 --> 00:39:17,504
‫وقتی اول بار با هم آشنا شدیم
‫گفتی نمیدونی جان قرمزی کیه،

585
00:39:17,510 --> 00:39:21,526
‫ولی راجع به جرم شناسی
‫کتابهایی داری -- اونجا --

586
00:39:21,537 --> 00:39:23,744
‫راجع به جان قرمزی یه چیزهایی توش هست.

587
00:39:23,766 --> 00:39:28,431
‫تو دکترِ خانوادگیِ راندولف ها هستی، پس
‫به اسونی می تونی یه مو از تگ ور داری،

588
00:39:28,443 --> 00:39:35,713
‫و، از اون جهت که یه دکتری به راحتی
‫می تونستی مغز یه انسان رو خُرد کنی.

589
00:39:36,936 --> 00:39:39,667
‫کاملاً مشخص بود که کار توئه.

590
00:39:40,324 --> 00:39:42,713
‫همین؟

591
00:39:42,723 --> 00:39:44,999
‫هیچ مدرکی که نداری.

592
00:39:45,001 --> 00:39:46,332
‫اونا همه اش حدسه.

593
00:39:46,340 --> 00:39:48,092
‫اوه، می دونم.

594
00:39:48,099 --> 00:39:51,273
‫فقط می خواستم مطمئن
‫بشم که جوابِ درست رو دارم.

595
00:39:52,686 --> 00:39:55,144
‫باید اعتراف کنم که سوپرایز شدم.

596
00:39:55,154 --> 00:39:58,294
‫تو به نظر یه مرد شیطان صفت نمیای.

597
00:39:59,411 --> 00:40:01,413
‫ولی هستی.

598
00:40:03,678 --> 00:40:06,750
‫تو راجع به نامه عصبانی هستی.

599
00:40:07,446 --> 00:40:10,780
‫آره، یه کم منظور دار نوشته شده بود.

600
00:40:12,023 --> 00:40:15,254
‫در این مورد واقعاً برایِ
‫خانواده ات متاسفم.

601
00:40:15,260 --> 00:40:17,331
‫فقط می تونم دردتُ تصور کنم.

602
00:40:17,338 --> 00:40:20,785
‫من یه... مرد شیطان صفت نیستم.

603
00:40:21,436 --> 00:40:23,268
‫وِجدان من راحته.

604
00:40:23,274 --> 00:40:24,708
‫واقعا؟

605
00:40:24,713 --> 00:40:29,184
‫در حال حاضر توی افریقا سه
‫هزار بچه خوشکل زنده هستن

606
00:40:29,190 --> 00:40:32,888
‫که اگه بخاطر من نبود، مُرده بودن.

607
00:40:33,737 --> 00:40:39,403
‫تنن می خواست من رو خراب کنه
‫و همه یِ زحمات رو نابود کنه...

608
00:40:41,912 --> 00:40:44,836
‫به خاطر هیچی. پول.

609
00:40:44,839 --> 00:40:48,048
‫اسمش رو دزدی گذاشت.

610
00:40:48,057 --> 00:40:49,604
‫اختلاس.

611
00:40:49,617 --> 00:40:52,461
‫احمقِ خودخواه.

612
00:40:53,374 --> 00:40:54,876
‫یه دو دو تا چهار تای ساده است.

613
00:40:54,893 --> 00:40:59,899
‫اگه من برم زندان هزاران بچه می میرن.

614
00:41:00,359 --> 00:41:05,013
‫پس یه تصمیمِ منطقی و اخلاقی
‫گرفتم که تنن رو بُکشم...

615
00:41:05,016 --> 00:41:06,586
‫برای یه هدف بزرگتر.

616
00:41:06,595 --> 00:41:10,236
‫و آلیسون؟ اون چه کار اشتباهی انجام داد؟

617
00:41:12,011 --> 00:41:16,073
‫همونطوری که گفتی اون دستیار شعبده باز
‫بود، فقط یه انحراف از موضوع اصلی.

618
00:41:17,321 --> 00:41:21,098
‫اگه فقط تنن مرده بود پلیس الان همه جایِ
‫این مجتمع رو تخته کرده بود، مگه نه؟

619
00:41:21,451 --> 00:41:26,878
‫دو نفر کشتن از یه نفر کشتن بدتره، مخصوصاً
‫وقتی که این همه زندگی در خطره؟

620
00:41:26,891 --> 00:41:29,041
‫فکر نکنم.

621
00:41:29,051 --> 00:41:32,316
‫مرد بیچاره. تو بازداشتی.

622
00:41:32,332 --> 00:41:35,131
‫- بیا بریم.
‫- اسلحه دست منه.

623
00:41:35,142 --> 00:41:39,784
‫واقعاً فکر می کنی این همه نمایش برات
‫اجرا می کنم و می ذارم اسلحه ات پر باشه؟

624
00:41:40,682 --> 00:41:43,845
‫گلوله ها رو قبلاً برداشتم.

625
00:41:57,122 --> 00:41:58,066
‫- دیر کردی.
‫- چی؟

626
00:41:58,072 --> 00:41:59,892
‫اسلحه ات رو بیار بیرون.

627
00:42:00,612 --> 00:42:02,296
‫اسلحه رو بنداز!

628
00:42:02,302 --> 00:42:04,077
‫دستاتُ بزار رو سرت.

629
00:42:04,092 --> 00:42:06,754
‫زود باش، زانو بزن.

630
00:42:23,212 --> 00:42:25,658
‫شیرینیِ بسته شدن پرونده است.

631
00:42:35,453 --> 00:42:37,308
‫من فقط رفته بودم قرصِ خواب
‫بگیرم، بخدا قسم می خورم.

632
00:42:37,323 --> 00:42:39,030
‫من - من اصلاً نمی خواستم برم.

633
00:42:39,043 --> 00:42:41,171
‫- می دونی که نمی خواستم برم.
‫- اره.

634
00:42:42,283 --> 00:42:44,797
‫آره، تو برای وگنر تله نذاشتی...

635
00:42:45,383 --> 00:42:47,659
‫از چند روز قبل نمی دونستی کار اونه.

636
00:42:47,673 --> 00:42:51,837
‫تو حتی به ما اطلاع ندادی تا رابطه بین اون دو تا برادر رو خراب نکنیم،
‫فقط به خاطر اینکه میلِ بچه گانه اتُ برای ماجراجویی ارضاء کنی.

637
00:42:51,853 --> 00:42:53,651
‫مِه، اون خانواده در هر صورت گند خورده بود.

638
00:42:53,664 --> 00:42:56,258
‫خودتونُ سرزنش نکنید، بچه ها.

639
00:43:14,554 --> 00:43:16,147
‫اصلاً شروع نکن.

640
00:43:16,164 --> 00:43:18,155
‫هنوز عصبانیم.

641
00:43:18,164 --> 00:43:20,587
‫- متاسفم.
‫- نه، نیستی.

642
00:43:27,605 --> 00:43:41,792
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]
