1
00:00:02,000 --> 00:00:13,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:13,381 --> 00:00:14,861
‫♪ وقتی شب ♪

3
00:00:16,501 --> 00:00:17,981
‫♪ فرا می‌رسه ♪

4
00:00:18,621 --> 00:00:22,141
‫بیشتر مردم اصلا نمی‌دونن
‫چرا به این دنیا اومدن.

5
00:00:23,941 --> 00:00:24,941
‫اما من می‌دونم.

6
00:00:26,861 --> 00:00:31,061
‫من به دنیا اومدم تا یک هدف
‫ژنتیکی خیلی خاص رو محقق کنم.

7
00:00:31,621 --> 00:00:36,461
‫اسم من گرتا آلوارزـه و
‫برای نجات خواهرم به این دنیا اومدم.

8
00:00:38,821 --> 00:00:41,501
‫وقتی لوسی یک سال و نیمش بود،
‫سرطان خون گرفت.

9
00:00:41,581 --> 00:00:42,621
‫بوم!

10
00:00:43,701 --> 00:00:44,941
‫دکترها گفتن اون می‌تونه درمان بشه،

11
00:00:45,021 --> 00:00:48,261
‫اونم با پیوند سلول‌های بنیادی
‫یک خواهر یا برادر خونی.

12
00:00:49,861 --> 00:00:51,661
‫اینجا بود که من وارد بازی شدم.

13
00:00:51,741 --> 00:00:52,821
‫آخی.

14
00:00:54,061 --> 00:00:55,301
‫آخی.

15
00:00:56,821 --> 00:00:59,301
‫بعضی‌ها بهم میگن بچه‌ی معجزه‌زا،

16
00:00:59,381 --> 00:01:02,181
‫بچه‌ی دارویی یا خواهر نجات‌بخش.

17
00:01:05,021 --> 00:01:07,861
‫واقعیت اینه که من برای نجات خواهرم،
‫هر کاری که از دستم برمی‌اومد انجام دادم.

18
00:01:07,941 --> 00:01:08,941
‫مرسی.

19
00:01:12,021 --> 00:01:15,781
‫اولش پیوند جواب داد،
‫و من و لوسی فرصت کردیم با هم بزرگ بشیم.

20
00:01:15,861 --> 00:01:17,301
‫با شریک شدن سلول‌های من.

21
00:01:18,141 --> 00:01:22,741
‫♪ اگه آسمونی که بهش نگاه می‌کنیم ♪

22
00:01:24,221 --> 00:01:26,821
‫اما سیستم ایمنی بدنش
‫شروع کرد به پس‌زدن اون‌ها.

23
00:01:29,341 --> 00:01:31,421
‫و زندگیش برای همیشه عوض شد،

24
00:01:31,501 --> 00:01:34,341
‫چون بدنش به‌شدت در برابر
‫ورود یک عامل خارجی مقاومت کرد.

25
00:01:35,901 --> 00:01:39,621
‫دقیق‌تر بگم، در برابر ورود
‫تکه‌هایی از وجود من مقاومت کرد.

26
00:01:40,101 --> 00:01:42,621
‫♪ گریه نمی‌کنم ♪

27
00:01:42,701 --> 00:01:45,861
‫♪ گریه نمی‌کنم ♪

28
00:01:46,661 --> 00:01:49,581
‫بهش میگن بیماری
‫پس‌زدن پیوند علیه میزبان.

29
00:01:50,981 --> 00:01:53,821
‫و برای درمانش، سیستم دفاعی بدنش،
‫یعنی سیستم ایمنیش،

30
00:01:53,901 --> 00:01:55,541
‫باید چنان سرکوب می‌شد،

31
00:01:55,621 --> 00:01:59,021
‫که لوسی مدام دچار عفونت
‫و عوارض جانبی می‌شد.

32
00:02:05,861 --> 00:02:08,341
‫شاید اگه یک خواهر دیگه داشت،
‫وضعیتش بهتر می‌بود

33
00:02:11,381 --> 00:02:12,901
‫ولی خب، هیچوقت این رو نمی‌فهمیم.

34
00:02:17,701 --> 00:02:21,981
‫چه اتفاقی می‌افته وقتی دلیل وجودت،
‫آخرش توی یک کوزه‌ی خاکستر خلاصه میشه؟

35
00:02:27,701 --> 00:02:29,181
‫تنهایی خیلی عمیقیه.

36
00:02:29,261 --> 00:02:30,581
‫لوسی دوستت دارم

37
00:02:30,661 --> 00:02:32,101
‫احساس می‌کنی یک متقلب تمام‌عیاری

38
00:02:32,181 --> 00:02:35,421
‫و نمی‌تونی به چیزهایی که قبلا برات مهم بودن،
‫حتی یک ذره هم اهمیت بدی.

39
00:02:37,000 --> 00:02:44,000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

40
00:02:46,501 --> 00:02:49,061
‫♪ کنارم بمون ♪

41
00:02:51,021 --> 00:02:55,021
‫♪ کنارم بمون ♪

42
00:02:58,781 --> 00:03:00,221
‫امروز تولدشـه.

43
00:03:01,541 --> 00:03:03,261
‫۲۶ سالش می‌شد.

44
00:03:04,341 --> 00:03:06,261
‫همه‌مون باید همینجا کنارش می‌بودیم.

45
00:03:06,341 --> 00:03:08,661
‫توی همبرگر‌فروشی
‫موردعلاقه‌اش جشن می‌گرفتیم.

46
00:03:09,621 --> 00:03:11,581
‫مشخصـه که این اتفاق نمی‌افته.

47
00:03:19,861 --> 00:03:21,181
‫ولی باید بگم،

48
00:03:21,261 --> 00:03:24,701
‫بعضی وقت‌ها هنوز حضورش رو حس می‌کنم.
‫انگار همینجا کنارمـه.

49
00:03:48,181 --> 00:03:49,421
‫تو گرتا آلوارز هستی؟

50
00:03:50,781 --> 00:03:51,781
‫آره.

51
00:03:52,141 --> 00:03:53,461
‫من گرتا آلوارز هستم.

52
00:03:53,541 --> 00:03:55,341
‫اسمم ویلـه. این رو برای تو آوردم.

53
00:03:57,381 --> 00:04:00,021
‫می‌تونم بگیرمش؟ یا...

54
00:04:00,101 --> 00:04:01,461
‫آره، حتما.

55
00:04:02,341 --> 00:04:05,341
‫ببخشید،
‫اصلا تو رو این‌جوری تصور نمی‌کردم.

56
00:04:06,421 --> 00:04:08,461
‫خب، چه‌جوری تصورم می‌کردی؟

57
00:04:09,901 --> 00:04:11,461
‫فکر کنم یک‌چیزی شبیه به خودش.

58
00:04:12,901 --> 00:04:15,141
‫اون می‌خواست که این رو امروز بهت بدم.

59
00:04:15,221 --> 00:04:16,941
‫بهم گفت کجا می‌تونم پیدات کنم.

60
00:04:17,461 --> 00:04:20,221
‫خواهرت ازم خواست این کار رو بکنم. لوسی.

61
00:04:26,501 --> 00:04:28,461
‫حتما این رو قبل از...

62
00:04:28,541 --> 00:04:30,141
‫ولی من همین‌الان به دستم رسید.

63
00:04:34,301 --> 00:04:37,061
‫باید همین‌الان بازش کنی. جلوی من.

64
00:04:58,501 --> 00:05:03,901
‫« نقشه‌ی دلتنگی »

65
00:05:30,981 --> 00:05:31,981
‫گرتای عزیزم،

66
00:05:32,781 --> 00:05:33,821
‫هیچ...

67
00:05:52,581 --> 00:05:54,901
‫شماره‌ات رو بهم بده.
‫لوسی گفته ببرمت یک جایی.

68
00:05:54,981 --> 00:05:57,621
‫آره، نه.
‫نه، یادداشت رو بده به من. توش چی نوشته؟

69
00:05:57,701 --> 00:05:59,421
‫نمی‌تونم بهت نشون بدم.
‫فقط وقتی انجام بشه می‌تونم.

70
00:05:59,501 --> 00:06:01,861
‫این رو هم خودم باید نگه دارم.

71
00:06:01,941 --> 00:06:05,141
‫بیخیال. ببخشید، ولی اینجا چه خبره؟
‫روش خیلی مزخرفیه برای مخ زدن.

72
00:06:05,221 --> 00:06:08,061
‫نه، این فقط یه بازی
‫با یک‌سری چالش برای ماست.

73
00:06:08,141 --> 00:06:09,461
‫- برای تو هم هست؟
‫- آره.

74
00:06:09,541 --> 00:06:11,821
‫عجب. ویل؟

75
00:06:11,901 --> 00:06:13,661
‫این اصلا شوخی جالبی نیست.

76
00:06:13,741 --> 00:06:15,701
‫من تو رو نمی‌شناسم،
‫حتی اسمت رو هم نشنیده بودم،

77
00:06:15,781 --> 00:06:17,981
‫و حالا یهو تو داری تعیین تکلیف می‌کنی؟

78
00:06:18,061 --> 00:06:20,381
‫قصدم این نبود.
‫منم تازه متوجه شدم.

79
00:06:20,901 --> 00:06:23,101
‫ولی خب، من اینجام
‫چون لوسی می‌خواست که اینجا باشم.

80
00:06:23,861 --> 00:06:24,981
‫چون برات مهم بود؟

81
00:06:25,061 --> 00:06:26,341
‫آره، واقعا برام مهم بود.

82
00:06:26,421 --> 00:06:28,461
‫اصلا خواهر من رو از کجا می‌شناختی؟

83
00:06:28,541 --> 00:06:30,421
‫یا این رو هم ازت خواسته که بهم نگی؟

84
00:06:30,501 --> 00:06:32,581
‫نه، چیزی در این مورد نگفته.

85
00:06:32,661 --> 00:06:33,741
‫ولی نمی‌خوام بهت بگم.

86
00:06:33,781 --> 00:06:36,821
‫خیلی‌خب، پس فقط بگو
‫ازمون می‌خواد چیکار کنیم.

87
00:06:37,581 --> 00:06:39,941
‫حتما. اگه جای تو بودم،
‫به خواسته‌اش عمل می‌کردم.

88
00:06:40,021 --> 00:06:42,941
‫- در نهایت، تصمیم با خودته.
‫- هیچوقت تصمیم با من نیست.

89
00:06:44,181 --> 00:06:45,581
‫ما مدام در حال تصمیم‌گیری هستیم.

90
00:06:45,661 --> 00:06:47,741
‫- آره؟ این‌طور فکر می‌کنی؟
‫- بله.

91
00:06:47,821 --> 00:06:50,501
‫خیلی‌خب پس، من نیستم.
‫الان اعصابم اصلا سرجاش نیست.

92
00:06:50,581 --> 00:06:54,181
‫حوصله ندارم به یک غریبه که ادعا می‌کنه
‫خواهرم رو می‌شناخته، اعتماد کنم.

93
00:06:54,981 --> 00:06:56,381
‫ولی لوسی از من خواست بیام اینجا.

94
00:06:57,941 --> 00:06:59,381
‫از طرف لوسی حرف نزن.

95
00:07:01,541 --> 00:07:04,341
‫باشه، ولی قبول داری که این تصمیم خودته؟

96
00:07:07,741 --> 00:07:08,821
‫به‌زودی می‌بینمت، میا.

97
00:07:09,341 --> 00:07:10,661
‫با این چیکار کنم؟

98
00:07:11,581 --> 00:07:13,141
‫هر غلطی می‌خوای بکن.

99
00:07:31,341 --> 00:07:34,461
‫« نقشه‌ی دلتنگی »

100
00:07:43,661 --> 00:07:45,661
‫بابابزرگ، منم!

101
00:07:56,941 --> 00:07:57,981
‫سلام؟

102
00:08:01,341 --> 00:08:02,341
‫بابابزرگ؟

103
00:08:07,981 --> 00:08:09,141
‫بابابزرگ!

104
00:08:13,861 --> 00:08:14,701
‫لعنتی.

105
00:08:14,781 --> 00:08:15,621
‫« من خونه‌ی شمام »

106
00:08:15,701 --> 00:08:18,221
‫بابابزرگم تنها کسیـه که همیشه پشتم بوده.

107
00:08:18,301 --> 00:08:20,821
‫اون بهم دوچرخه‌سواری یاد داد
‫و من رو برد مدرسه.

108
00:08:20,901 --> 00:08:24,461
‫حتی شب‌هایی که تا دیروقت بیرون بودم،
‫می‌اومد دنبالم و من رو می‌رسوند خونه.

109
00:08:26,221 --> 00:08:28,941
‫پدر و مادرم مشغول
‫رسیدگی به اون‌یکی دخترشون بودن.

110
00:08:29,461 --> 00:08:31,181
‫همونی که مشکلات واقعی داشت.

111
00:08:32,661 --> 00:08:35,021
‫واسه همینـه که اون،
‫مرد موردعلاقه‌ی من توی کل دنیاست.

112
00:08:40,981 --> 00:08:42,301
‫« موردعلاقه‌ها »

113
00:08:43,701 --> 00:08:44,821
‫اولیویا هم هست.

114
00:08:46,021 --> 00:08:47,661
‫اونم همیشه پیشم بود.

115
00:08:49,461 --> 00:08:51,501
‫البته تا وقتی که دیگه باهام حرف نزد.

116
00:08:53,141 --> 00:08:55,421
‫اگه راستش رو بخواین، کاملا حق داشت.

117
00:09:20,421 --> 00:09:21,421
‫پشمام.

118
00:09:24,661 --> 00:09:25,661
‫لعنتی.

119
00:09:33,181 --> 00:09:34,341
‫عاشق پاهاتم.

120
00:09:37,461 --> 00:09:39,181
‫این خیلی حرفـه. هیچوقت پا من رو تحریک نمی‌کنه.

121
00:09:39,741 --> 00:09:41,341
‫بهش میگن پودوفیلیا.

122
00:09:42,581 --> 00:09:44,781
‫خب، من پودوفیلیای پاهای تو رو گرفتم، دختر.

123
00:09:46,661 --> 00:09:48,061
‫عاشق این انگشتتم

124
00:09:49,301 --> 00:09:50,821
‫و اینجای پات.

125
00:09:51,541 --> 00:09:54,061
‫چقدر دوستشون داری؟
‫به اندازه‌ی دوچرخه‌ات؟

126
00:09:54,141 --> 00:09:55,821
‫نه، معلومـه که نه.

127
00:09:56,421 --> 00:09:59,941
‫به اندازه‌ی پیتزا، ولی از اون باکلاس‌هاش
‫که ۱۵ یورو قیمت دارن.

128
00:10:01,221 --> 00:10:02,221
‫لطف داری.

129
00:10:05,541 --> 00:10:08,621
‫- من دیگه میرم.
‫- هنوز نرو. لطفا، بمون.

130
00:10:08,701 --> 00:10:10,261
‫می‌تونیم شام سفارش بدیم و با هم باشیم.

131
00:10:10,341 --> 00:10:11,861
‫آره، پیتزا بگیر.

132
00:10:12,381 --> 00:10:13,661
‫هی، چی شده؟

133
00:10:13,741 --> 00:10:14,861
‫شورت من رو دیدی؟

134
00:10:14,941 --> 00:10:17,181
‫- بیخیال. بمون.
‫- ندیدی؟

135
00:10:39,341 --> 00:10:42,941
‫اسم دهکده اورزولا‌ست.
‫توی شمالی‌ترین نقطه‌ی جزیره.

136
00:10:43,021 --> 00:10:45,941
‫لوییس میگه اصلا شبیه جنوب نیست.
‫کل جزیره...

137
00:10:46,021 --> 00:10:49,901
‫اون کیف کمری کوچیک رو ندیدی که
‫توش پول و مدارک می‌ذاشتیم؟

138
00:10:49,981 --> 00:10:52,621
‫همونی که موقع سفر ازش
‫استفاده می‌کنیم. اسمش چی بود؟

139
00:10:52,701 --> 00:10:54,621
‫- کیف کمری؟
‫- آره. کیف کمری.

140
00:10:54,701 --> 00:10:56,941
‫صبر کن. مامان،
‫چرا دنبال کیف کمری می‌گردی؟

141
00:10:57,021 --> 00:11:00,621
‫چیزی نیست. رزی، نگران نباش.
‫واقعا نیازی نیست ازش استفاده کنم.

142
00:11:00,701 --> 00:11:01,941
‫- سلام، بابابزرگ.
‫- عزیزم.

143
00:11:02,021 --> 00:11:03,341
‫- اومدم خونه‌ات نبودی.
‫- اوهوم.

144
00:11:03,421 --> 00:11:04,701
‫می‌خوای امشب اینجا بخوابی؟

145
00:11:04,781 --> 00:11:06,901
‫- شاید، آره. هنوز نمی‌دونم.
‫- خیلی‌خب.

146
00:11:06,981 --> 00:11:07,981
‫رزی، ولش کن.

147
00:11:08,061 --> 00:11:09,981
‫لطفا، خودت رو به زحمت
‫ننداز. بهش نیاز ندارم.

148
00:11:10,061 --> 00:11:11,461
‫آره؟ می‌خوای ازت دزدی بشه؟

149
00:11:11,541 --> 00:11:12,621
‫- می‌خواستیش؟
‫- آره.

150
00:11:12,701 --> 00:11:13,781
‫بابابزرگ داره میره.

151
00:11:13,861 --> 00:11:16,341
‫پس تو هم نمی‌دونستی؟
‫همین‌الان بهمون گفت.

152
00:11:16,421 --> 00:11:19,221
‫- فقط اومدم ببینم حالتـون چطوره.
‫- و اینکه بهمون بگی داری میری.

153
00:11:19,261 --> 00:11:20,781
‫حالا کجا داری میری؟

154
00:11:23,141 --> 00:11:24,141
‫به لانزاروته.

155
00:11:25,141 --> 00:11:27,861
‫عالیـه. شنیدم جزایر قناری خیلی خوبن.

156
00:11:27,941 --> 00:11:30,141
‫آره، واسه همینـه که می‌خوام
‫یه مدتی رو اونجا بگذرونم.

157
00:11:30,901 --> 00:11:33,021
‫صبر کن ببینم. منظورت چیه؟ چه مدتی؟

158
00:11:33,101 --> 00:11:36,621
‫دوستم لوییس خیلی وقت بود که می‌گفت
‫برم پیشش و الان وقتشـه.

159
00:11:36,701 --> 00:11:39,341
‫چون، خب، شما دیگه اینجا
‫به من نیازی ندارین.

160
00:11:39,421 --> 00:11:42,141
‫مگر اینکه یکی از شماها
‫نظر دیگه‌ای داشته باشه.

161
00:11:43,581 --> 00:11:46,021
‫مشکلی نیست. هر کاری که راحتی بکن. لایقشی.

162
00:11:46,101 --> 00:11:49,061
‫ولی تکلیف گل و گیاه‌هات
‫و تمدید داروهات چی میشه؟

163
00:11:49,141 --> 00:11:51,181
‫رزی، آروم باش. همه‌چیز تحت کنترلـه.

164
00:11:51,261 --> 00:11:52,981
‫نگران نباش. درست میشه.

165
00:11:53,061 --> 00:11:55,021
‫تازه، هر وقت خواستین می‌تونین بیاین پیشم.

166
00:11:55,101 --> 00:11:57,061
‫ما، مسافرت؟ آره حتماً.

167
00:11:57,141 --> 00:11:58,381
‫خب، کی راه می‌افتی؟

168
00:11:58,461 --> 00:12:00,301
‫تا چند روز دیگه، عزیزم.

169
00:12:01,421 --> 00:12:04,781
‫یک پرواز خیلی ارزون پیدا کردم.
‫نمی‌شد ازش گذشت.

170
00:12:04,861 --> 00:12:09,221
‫بیخیال. آدم که فقط چون بلیط ارزون پیدا کرده،
‫پا نمیشه جمع کنه بره یک جای دیگه.

171
00:12:09,301 --> 00:12:11,221
‫- می‌خوای ماهی‌گیری هم بکنی؟
‫- شک نکن.

172
00:12:11,301 --> 00:12:13,901
‫- قلاب ماهی‌گیری هم با خودت می‌بری؟
‫- در واقع هر دوتاش رو با خودم می‌برم.

173
00:12:13,981 --> 00:12:17,261
‫- خیلی‌خب. من میرم توی اتاقم. فعلا.
‫- صبر کن، گرتا.

174
00:12:17,341 --> 00:12:18,861
‫قراره بهت خیلی خوش بگذره.

175
00:12:18,941 --> 00:12:19,941
‫خیلی عالیـه.

176
00:12:20,541 --> 00:12:22,341
‫برو و نگران نباش، چون حال من خوبـه.

177
00:13:12,421 --> 00:13:13,461
‫گرتای عزیزم،

178
00:13:14,261 --> 00:13:16,781
‫واقعا هیچ راه درستی
‫برای شروع این نامه نیست.

179
00:13:19,101 --> 00:13:20,181
‫همه جوره‌اش رو امتحان کردم.

180
00:13:20,261 --> 00:13:21,541
‫حتی جملات خیلی کلیشه‌ای مثل این،

181
00:13:21,621 --> 00:13:24,101
‫اگه داری این رو می‌خونی، حتماً من مردم.

182
00:13:25,261 --> 00:13:27,821
‫سعی کردم بامزه باشم یا عمیق به نظر بیام،

183
00:13:28,501 --> 00:13:30,101
‫ولی همه‌اش مصنوعی به نظر می‌رسید.

184
00:13:41,501 --> 00:13:42,581
‫بدش به من.

185
00:13:46,341 --> 00:13:49,941
‫حقیقت اینه که تو همیشه پیش‌قدم بودی.
‫همیشه هوای من رو داشتی.

186
00:13:51,581 --> 00:13:53,301
‫- البته نه توی بازی‌های فکری.
‫- هی!

187
00:13:53,381 --> 00:13:54,461
‫هی!

188
00:13:57,301 --> 00:14:00,461
‫واسه همین می‌خواستم
‫قبل از اینکه برم، یک کاری برات انجام بدم.

189
00:14:01,181 --> 00:14:03,141
‫چون پایان نزدیکـه، خواهری.

190
00:14:05,061 --> 00:14:06,461
‫می‌دونم که زمان زیادی برام نمونده.

191
00:14:07,941 --> 00:14:09,141
‫ولی اشکالی نداره.

192
00:14:10,021 --> 00:14:11,141
‫می‌فهمی چی میگم؟

193
00:14:12,501 --> 00:14:13,861
‫من دیگه بریدم.

194
00:14:14,661 --> 00:14:16,701
‫خیلی دوست داشتم یه مدت دیگه
‫اینجا می‌موندم

195
00:14:16,781 --> 00:14:19,021
‫تا در کنار تو بزرگ بشم،
‫ولی خب، زندگی همینه دیگه.

196
00:14:20,981 --> 00:14:22,501
‫و بابت همه‌چیز شکرگزارم.

197
00:14:25,461 --> 00:14:27,701
‫واسه همین نقشه‌ی دلتنگی
‫رو برات درست کردم.

198
00:14:27,781 --> 00:14:30,541
‫یه‌جور ماجراجویی
‫با چالش‌هایی که باید انجامشون بدی.

199
00:14:30,621 --> 00:14:32,821
‫آماده باش، کلی نقشه چیدم.

200
00:14:35,061 --> 00:14:37,981
‫و از اونجایی که می‌شناسمت،
‫مطمئنم که می‌خوای تقلب کنی.

201
00:14:38,061 --> 00:14:39,701
‫واسه همین ویل هم همراهیت می‌کنه.

202
00:14:40,221 --> 00:14:42,341
‫دوستم، ویل تاکر. خب؟

203
00:14:42,421 --> 00:14:43,541
‫ویل تاکر؟

204
00:14:43,621 --> 00:14:44,501
‫اوهوم.

205
00:14:44,581 --> 00:14:47,421
‫ولی این مرتیکه دیگه کدوم گوریـه؟
‫آره. اینجا توضیحش دادی؟

206
00:14:47,501 --> 00:14:48,941
‫چیزی نگفتم ولی خودت می‌فهمی.

207
00:14:49,021 --> 00:14:51,061
‫فقط نوشتم کجا می‌تونی پیداش کنی.

208
00:14:52,141 --> 00:14:54,021
‫باید بهم اعتماد کنی، باشه؟

209
00:14:55,421 --> 00:14:57,461
‫خیلی نامردیه که آرزوی
‫یک دختر در حال مرگ رو برآورده نکنی.

210
00:14:57,501 --> 00:14:58,621
‫دیگه بسه!

211
00:14:59,381 --> 00:15:00,861
‫حق نداری بهم عذاب‌وجدان بدی.

212
00:15:01,381 --> 00:15:03,901
‫تو حق نداری، چون تو رفتی و من داغون شدم.

213
00:15:04,421 --> 00:15:07,261
‫همین که هر روز از تخت بیام بیرون،
‫خودش یک چالش کوفتیـه.

214
00:15:21,421 --> 00:15:25,101
‫مامان، چرا توی تاریکی نشستی؟
‫چشم‌هات ضعیف میشه.

215
00:15:30,301 --> 00:15:33,261
‫- بابا برای ناهار میاد خونه؟
‫- چی؟

216
00:15:33,341 --> 00:15:35,181
‫نه نه. نمی‌دونم.

217
00:15:36,421 --> 00:15:38,101
‫حالت خوبـه؟
‫می‌خوای برات چیزی درست کنم؟

218
00:15:38,141 --> 00:15:39,781
‫نه نه. گرسنه‌ام نیست.

219
00:15:52,621 --> 00:15:53,821
‫- سلام؟
‫- سلام.

220
00:16:01,701 --> 00:16:04,381
‫- خوبی؟
‫- آره، معلومـه که خوبم.

221
00:16:04,461 --> 00:16:05,501
‫عالیـه.

222
00:16:15,000 --> 00:16:22,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

223
00:17:44,581 --> 00:17:48,421
‫سلام. دنبال ویل می‌گردم.
‫نمی‌دونی کجاست؟

224
00:17:48,501 --> 00:17:49,821
‫چی می‌خوای؟

225
00:17:49,901 --> 00:17:51,901
‫اینکه چیزی که مال منه رو
‫ازش پس بگیرم.

226
00:17:51,981 --> 00:17:55,741
‫تا الان باید می‌اومد ولی
‫ویل هر وقت دلش بخواد پیداش میشه.

227
00:17:56,301 --> 00:17:57,301
‫تعجبی نداره.

228
00:17:57,821 --> 00:17:59,221
‫پس منتظرش می‌مونم.

229
00:18:00,181 --> 00:18:02,181
‫باشه، چیزی می‌خوری یا نه؟

230
00:18:02,261 --> 00:18:03,981
‫- نه، خوبم.
‫- باشه.

231
00:18:05,901 --> 00:18:07,021
‫مال شازده کوچولوئه؟

232
00:18:07,541 --> 00:18:08,381
‫چی؟

233
00:18:08,461 --> 00:18:11,901
‫اون تتو رو میگم. همون ماریـه که توی
‫شازده کوچولو، فیل رو می‌خوره.

234
00:18:11,981 --> 00:18:13,861
‫به هیچ عنوان. یک کلاه فدورا‌ست.

235
00:18:13,941 --> 00:18:15,781
‫مثل همونی که ایندیانا جونز سرش می‌کرد.

236
00:18:15,861 --> 00:18:18,701
‫عمرا! نه بابا.
‫اینجا قشنگ چشم مار معلومـه.

237
00:18:18,781 --> 00:18:20,101
‫سرت کلاه گذاشتن، داداش.

238
00:18:20,181 --> 00:18:21,621
‫پسر، باز دیر کردی.

239
00:18:21,701 --> 00:18:23,901
‫این خانم رو اینجا منتظر گذاشتی.
‫اسمت چی بود؟

240
00:18:23,981 --> 00:18:27,541
‫گرتا. اون خودش اسمم رو می‌دونه.
‫مگه نه، ویل؟

241
00:18:28,781 --> 00:18:29,821
‫فکر کردی اینجا چه خبره؟

242
00:18:30,301 --> 00:18:32,261
‫بازی رو کجا گذاشتی؟

243
00:18:32,341 --> 00:18:33,901
‫مار شازده کوچولو.

244
00:18:36,101 --> 00:18:37,181
‫دیدی؟

245
00:18:37,261 --> 00:18:41,421
‫به نظرم باید یکم بهش جزئیات اضافه کنی.
‫مثلا یک روبان یا حتی یک کلاه.

246
00:18:43,781 --> 00:18:44,781
‫گذاشتیش اینجا؟

247
00:18:44,861 --> 00:18:46,421
‫مگه بی‌خانمانی چیزی هستی؟

248
00:18:46,501 --> 00:18:48,021
‫هیچکس نمی‌دونه ویل کجا زندگی می‌کنه.

249
00:18:48,101 --> 00:18:49,861
‫به نظرم تحت حفاظت پلیسـه.

250
00:18:49,901 --> 00:18:52,421
‫آه، پس واسه همینه که اسمش اینـه.

251
00:18:52,501 --> 00:18:53,741
‫اگه کاری داشتی، سوت بزن.

252
00:18:57,941 --> 00:18:59,061
‫خب، حالا پایه‌ای؟

253
00:18:59,581 --> 00:19:01,981
‫- نه. می‌خوام ببرمش خونه.
‫- امکان نداره

254
00:19:02,061 --> 00:19:03,061
‫چرا، داره. حالا ببین.

255
00:19:03,141 --> 00:19:05,181
‫اگه می‌خوای عصبی باش، باش،
‫ولی من به لوسی قول دادم.

256
00:19:05,261 --> 00:19:06,421
‫بهش مدیونم.

257
00:19:06,901 --> 00:19:07,901
‫واقعا؟ چرا؟

258
00:19:08,421 --> 00:19:10,221
‫نمی‌خوام بهت بگم.

259
00:19:11,141 --> 00:19:12,141
‫مزخرف نگو، پسر.

260
00:19:12,181 --> 00:19:15,341
‫من نمی‌دونم تو کی هستی،
‫چی می‌خوای یا حتی اهل کجایی.

261
00:19:15,421 --> 00:19:17,501
‫- عمرا بتونم بهت اعتماد کنم.
‫- حق داری.

262
00:19:17,581 --> 00:19:19,221
‫و نمی‌خوام بازیم پیش تو باشه.

263
00:19:19,301 --> 00:19:22,781
‫اون همه‌اش رو برای من درست کرده.
‫مال منه. تو حق نداری نگهش داری.

264
00:19:22,861 --> 00:19:24,101
‫قصد کنجکاوی نداشتم.

265
00:19:24,621 --> 00:19:26,261
‫تو هنوز اعتماد من رو جلب نکردی.

266
00:19:27,061 --> 00:19:30,021
‫ببین، اگه نمی‌تونم داشته باشمش، بندازش دور.

267
00:19:33,901 --> 00:19:35,821
‫- باشه.
‫- جدی میگم، بندازش.

268
00:19:35,901 --> 00:19:38,101
‫- باشه. یعنی واقعا از شرش خلاص شم؟
‫- آره.

269
00:19:38,661 --> 00:19:39,501
‫حتما، چرا که نه.

270
00:19:39,581 --> 00:19:40,581
‫عالیـه.

271
00:19:50,541 --> 00:19:51,621
‫داره می‌اندازتش دور.

272
00:20:00,141 --> 00:20:01,181
‫هی!

273
00:20:02,341 --> 00:20:03,701
‫هی!

274
00:20:03,781 --> 00:20:04,821
‫صبر کن!

275
00:20:05,341 --> 00:20:06,341
‫داری چیکار می‌کنی؟

276
00:20:06,821 --> 00:20:08,901
‫میشه لطفا تمومش کنی؟ یک لحظه صبر کن!

277
00:20:09,501 --> 00:20:11,101
‫نه! نندازش دور!

278
00:20:12,261 --> 00:20:13,261
‫جدی میگی؟

279
00:20:15,621 --> 00:20:17,941
‫تمومش کن. لعنتی.

280
00:20:22,021 --> 00:20:23,581
‫لعنتی، دستم بهش نمی‌رسه.

281
00:20:24,501 --> 00:20:25,701
‫یه کمکی بهم بکن!

282
00:20:26,301 --> 00:20:27,781
‫می‌تونی مودبانه درخواست کنی؟

283
00:20:29,501 --> 00:20:31,341
‫میشه لطفا کمکم کنی بیارمش بیرون؟

284
00:20:33,941 --> 00:20:34,941
‫آماده‌ای؟

285
00:20:34,981 --> 00:20:36,061
‫آره، بیارم بالا.

286
00:20:36,141 --> 00:20:36,981
‫- آره؟
‫- خب چطوری؟

287
00:20:37,061 --> 00:20:37,941
‫نمی‌دونم.

288
00:20:38,021 --> 00:20:39,221
‫- قشنگ بلندم کن.
‫- حله.

289
00:20:40,021 --> 00:20:41,381
‫- دارم میرم تو، باشه؟
‫- باشه.

290
00:20:41,461 --> 00:20:42,581
‫ای بابا.

291
00:20:42,661 --> 00:20:43,981
‫یکم بیشتز.

292
00:20:44,061 --> 00:20:46,501
‫- آره، نه. خیلی زیاد شد! خیلی زیاده!
‫- ببخشید، ببخشید.

293
00:20:46,581 --> 00:20:48,741
‫- باشه، گرفتمش. من رو بیار بیرون.
‫- آره؟ گرفتیش؟

294
00:20:48,821 --> 00:20:51,261
‫آره، مراقب باش. گندش بزنن.

295
00:20:56,501 --> 00:20:59,981
‫- تو بردی، ویل تاکر.
‫- من چیزی نبردم. تو متوجه نیستی.

296
00:21:00,061 --> 00:21:02,421
‫- غرورت داره بهت غلبه می‌کنه.
‫- چی؟

297
00:21:02,501 --> 00:21:04,397
‫اون می‌خواست تو این رو داشته باشی.
‫اون کلی براش زحمت کشیده.

298
00:21:04,421 --> 00:21:05,621
‫هدیه‌اش یک مشت مزخرفه!

299
00:21:05,701 --> 00:21:09,221
‫می‌فهمم. ولی واقعا نمی‌خوای
‫چیزهایی که برات چیده رو تجربه کنی؟

300
00:21:09,301 --> 00:21:11,821
‫مطمئن نیستم که بخوام.
‫بگو چیه، زود باش.

301
00:21:11,901 --> 00:21:14,237
‫- اولین جعبه چی میگه؟
‫- تو همیشه همین‌قدر رو اعصابی،

302
00:21:14,261 --> 00:21:16,381
‫- یا فقط وقتی مستی این‌جوری میشی؟
‫- من مست نیستم!

303
00:21:16,461 --> 00:21:18,741
‫باید برگردم تو
‫وگرنه پابلو اخراجم می‌کنه.

304
00:21:18,821 --> 00:21:20,901
‫نه نه نه، وایسا.
‫لطفا، فقط یک لحظه صبر کن، باشه؟

305
00:21:20,981 --> 00:21:23,221
‫می‌خوام به خودم یه فرصت بدم.

306
00:21:23,301 --> 00:21:26,461
‫یکیش رو امتحان می‌کنم! بیا یکیش رو انجام بدیم! خب؟
‫بیا یک چالش رو امتحان کنیم، باشه؟

307
00:21:26,541 --> 00:21:29,861
‫- تو توی وضعیتی نیستی که بتونی شطرنج بازی کنی.
‫- پس بیا دوز بازی کنیم.

308
00:21:29,941 --> 00:21:31,461
‫یا هرکسی که اول خندید، بازنده است.

309
00:21:33,021 --> 00:21:34,581
‫- می‌دونم که من می‌برم.
‫- نه، من می‌برم.

310
00:21:34,661 --> 00:21:37,661
‫- دو سالـه که یک بار هم نخندیدم.
‫- هوم. نخندیدن نصف عمرت رو امتحان کن.

311
00:21:38,541 --> 00:21:41,301
‫اگه تو اول خندیدی،
‫بدون غر زدن بازی می‌کنی، شنیدی؟

312
00:21:41,381 --> 00:21:43,461
‫- باشه. باشه.
‫- همون‌طور که لوسی گفت. بدون اینکه رو اعصاب باشی.

313
00:21:43,501 --> 00:21:44,501
‫خیلی‌خب!

314
00:21:50,621 --> 00:21:52,901
‫باشه. من حاضرم.

315
00:21:55,181 --> 00:21:56,181
‫بزن بریم.

316
00:22:03,141 --> 00:22:04,181
‫یک لحظه صبر کن.

317
00:22:04,701 --> 00:22:05,941
‫فقط یک لحظه، هوم؟

318
00:22:06,021 --> 00:22:08,741
‫انگار واقعا یک‌ذره مستم.

319
00:22:08,821 --> 00:22:11,741
‫چطوره یک لحظه همینجا بشینم؟

320
00:22:14,981 --> 00:22:16,261
‫پس تسلیم شدی؟

321
00:22:16,341 --> 00:22:17,781
‫نه نه.

322
00:22:19,221 --> 00:22:21,021
‫فقط یکم استراحت، بعدش حاضرم.

323
00:22:23,141 --> 00:22:24,181
‫من می‌برم.

324
00:22:25,101 --> 00:22:27,181
‫حالا ببین، می‌بازی.

325
00:22:29,941 --> 00:22:31,941
‫جدی می‌خوای همونجا بمونی؟

326
00:22:54,221 --> 00:22:59,101
‫♪ جفتمون می‌دونیم ♪
‫♪ که ته ذهنت داری بهش فکر می‌کنی ♪

327
00:23:00,621 --> 00:23:03,221
‫♪ فقط بحث زمانـه ♪

328
00:23:04,181 --> 00:23:06,861
‫♪ تا همه‌چیز غم‌انگیز بشه ♪

329
00:23:07,981 --> 00:23:10,581
‫♪ بغضی که توی گلومـه ♪

330
00:23:11,701 --> 00:23:14,061
‫♪ حفره‌ای که توی سینه‌امـه ♪

331
00:23:15,181 --> 00:23:17,661
‫♪ این بازی‌ایه که ما انجامش دادیم ♪

332
00:23:18,341 --> 00:23:21,021
‫♪ و حالا به پایان رسیده ♪

333
00:23:21,861 --> 00:23:27,341
‫♪ کلمه‌ای برای گفتن نمونده ♪
‫♪ چرا امشب رو پیشم نمی‌مونی؟ ♪

334
00:23:27,421 --> 00:23:29,781
‫نمی‌خوام دروغ بگم،
‫وقتی خوابی بیشتر ازت خوشم میاد.

335
00:23:29,861 --> 00:23:31,141
‫فقط جهت اطلاعت گفتم.

336
00:23:32,981 --> 00:23:34,621
‫تو چرا هنوز اینجایی؟

337
00:23:34,701 --> 00:23:36,181
‫زود تعطیل کردیم.

338
00:23:38,021 --> 00:23:39,581
‫این رو بخور.

339
00:23:40,381 --> 00:23:42,581
‫الان دیگه سرد شده
‫ولی قهوه، قهوه‌ست دیگه.

340
00:23:47,701 --> 00:23:48,741
‫ممنون.

341
00:23:52,861 --> 00:23:53,941
‫خیلی‌خب.

342
00:23:54,021 --> 00:23:55,781
‫آماده‌ای شکست بخوری؟

343
00:24:00,421 --> 00:24:01,741
‫آره، تو خواب ببینی.

344
00:24:04,421 --> 00:24:05,461
‫خیلی‌خب.

345
00:24:08,261 --> 00:24:09,581
‫یک.

346
00:24:10,301 --> 00:24:11,341
‫دو.

347
00:24:12,061 --> 00:24:13,421
‫و سه.

348
00:24:13,941 --> 00:24:17,021
‫♪ سردتر و سردتر ♪

349
00:24:17,101 --> 00:24:19,941
‫♪ ما پیرتر شدیم ♪

350
00:24:26,981 --> 00:24:30,461
‫♪ سردتر و سردتر ♪

351
00:24:30,541 --> 00:24:33,581
‫♪ ما پیرتر شدیم ♪

352
00:24:41,501 --> 00:24:43,381
‫وای خدا، چه قیافه‌ی عجیبی گرفتی.

353
00:24:43,461 --> 00:24:45,341
‫مگه از سنگ ساخته شدی؟

354
00:24:45,421 --> 00:24:46,581
‫بهت گفتم که من می‌برم.

355
00:24:46,661 --> 00:24:49,861
‫حالا شماره‌ت رو بده.
‫پنجشنبه ساعت ۵:۰۰ میام دنبالت.

356
00:24:50,461 --> 00:24:51,461
‫اون موقع وقتت آزاده؟

357
00:24:54,101 --> 00:24:57,341
‫♪ سردتر و سردتر ♪

358
00:24:57,421 --> 00:25:00,781
‫♪ پیرتر شدیم ♪

359
00:25:04,381 --> 00:25:07,221
‫انگار تو مسئول این کاری،
‫ویل تاکر.

360
00:25:07,301 --> 00:25:10,221
‫♪ سردتر و سردتر ♪

361
00:25:10,821 --> 00:25:13,941
‫♪ پیرتر شدیم ♪

362
00:25:27,261 --> 00:25:29,901
‫- به به، چه عجب!
‫- چی؟

363
00:25:29,981 --> 00:25:32,461
‫- خب، ببینیم اینجا چی داریم؟
‫- چی؟

364
00:25:32,541 --> 00:25:34,061
‫وای، چقدر به‌روز شدی.

365
00:25:34,661 --> 00:25:35,941
‫چی؟ از چه لحاظ؟

366
00:25:36,461 --> 00:25:38,301
‫شبیه این راکرهای پانک شدی.

367
00:25:39,061 --> 00:25:41,821
‫آره، یه پیرمرد راکر ۸۰ ساله.

368
00:25:41,901 --> 00:25:45,181
‫- مسخره‌ست! من همیشه همین‌جوری لباس می‌پوشم.
‫- این‌جوریـه؟ بزن بریم خواهر. دمت گرم.

369
00:25:47,621 --> 00:25:49,661
‫- دیگه وقتش بود!
‫- آره، درسته. خوش بگذره!

370
00:25:49,741 --> 00:25:52,541
‫راستش، احتمالا از این خوشت نمیاد.

371
00:25:52,621 --> 00:25:54,021
‫لطفا عصبانی نشو، باشه؟

372
00:25:54,101 --> 00:25:56,061
‫چرا باید این حرف رو بزنی؟

373
00:25:56,141 --> 00:25:57,221
‫هوم.

374
00:25:57,301 --> 00:25:58,901
‫گرتا، زود سوار شو.

375
00:25:59,581 --> 00:26:00,581
‫بیا بریم.

376
00:26:01,941 --> 00:26:04,317
‫- دیرمون شده.
‫- ۲۰ دقیقه منتظر نشسته بودم اینجا.

377
00:26:04,341 --> 00:26:06,381
‫آره خب،
‫ماشین روشن نمی‌شد.

378
00:26:07,141 --> 00:26:10,181
‫ماشینت خیلی کثیفـه.
‫تعجبی نداره که روشن نمیشه.

379
00:26:10,261 --> 00:26:11,421
‫آره.

380
00:26:12,061 --> 00:26:14,221
‫پس حدس می‌زنم
‫نمی‌خوای بگی کجا داریم میریم؟

381
00:26:14,661 --> 00:26:16,341
‫درست حدس زدی.

382
00:26:17,221 --> 00:26:18,781
‫کمربندت رو هم ببند.

383
00:26:18,861 --> 00:26:19,981
‫حتما.

384
00:26:32,461 --> 00:26:35,181
‫هی، داریم رادیو گوش میدیم؟
‫یا آهنگ‌های خودتـه؟

385
00:26:35,261 --> 00:26:38,261
‫رادیو دیگه چیه؟
‫مگه از سال ۲۰۰۴  یا همچین‌ چیزی اومدی؟

386
00:26:41,701 --> 00:26:43,821
‫پاتریشیا ای داره زنگ می‌زنـه.
‫جواب بدم؟

387
00:26:43,901 --> 00:26:46,421
‫نه، ولش کن. به گوشی منم نگاه نکن.

388
00:26:46,941 --> 00:26:47,941
‫پاتریشیا.

389
00:26:50,021 --> 00:26:52,341
‫پاتریشیا اسم قشنگیـه.
‫یه جورایی خفنـه، نه؟

390
00:26:52,421 --> 00:26:54,381
‫یه جورایی... انگار عمیق و این‌جور چیزهاست.

391
00:26:54,981 --> 00:26:57,741
‫ولی اسم خودتم خیلی باجذبه‌ست.
‫ابهت داره.

392
00:26:57,821 --> 00:26:58,861
‫ویل تاکر.

393
00:26:59,541 --> 00:27:01,221
‫نمی‌خوای بگی این اسم از کجا اومده؟

394
00:27:01,301 --> 00:27:04,061
‫یا واقعا تحت برنامه‌ی
‫محافظت از شاهدی؟

395
00:27:04,141 --> 00:27:05,581
‫نه، شاهد نیستم. تمومش کن.

396
00:27:05,661 --> 00:27:07,661
‫سخته باور کنم این اسمت واقعیـه.

397
00:27:07,741 --> 00:27:09,221
‫خب، هست. اسم واقعیـمه.

398
00:27:09,301 --> 00:27:10,301
‫پس چرا؟

399
00:27:10,381 --> 00:27:13,901
‫پدرم بریتانیاییـه،
‫و من توی ولز به دنیا اومدم.

400
00:27:13,981 --> 00:27:15,381
‫جدی، توی ولز؟

401
00:27:15,461 --> 00:27:16,621
‫ولز. آره، درسته.

402
00:27:16,701 --> 00:27:18,741
‫درسته. انگار
‫از اون آدم‌هایی نیستی که چیزی از خودش بگه.

403
00:27:19,781 --> 00:27:21,101
‫حالا داری می‌فهمی.

404
00:27:21,181 --> 00:27:22,221
‫هوم.

405
00:27:30,621 --> 00:27:31,901
‫خب، چرا اومدیم اینجا؟

406
00:27:33,381 --> 00:27:34,221
‫نمی‌دونم.

407
00:27:34,301 --> 00:27:37,741
‫لوسی گفت بهت بگم بری داخل و
‫من ۴۵ دقیقه‌ی دیگه همینجا بیرون می‌بینمت.

408
00:27:38,781 --> 00:27:40,301
‫من نمیرم اونجا، ویل.

409
00:27:50,461 --> 00:27:51,781
‫زمان از همین‌الان شروع شد.

410
00:28:08,661 --> 00:28:11,141
‫- نه نه، من نمی‌تونم، باشه؟ می‌فهمی؟
‫- ویل...

411
00:28:11,221 --> 00:28:13,941
‫البته، اونا حق دارن
‫ولی واقعا باید دوطرفه باشـه.

412
00:28:16,621 --> 00:28:18,741
‫نه، خیلی‌خب. مشکلی نیست.

413
00:28:20,661 --> 00:28:22,781
‫صندلی‌هایی با رنگ‌های مختلف چیدم،

414
00:28:22,861 --> 00:28:26,501
‫تا بتونین رنگی رو انتخاب کنین که با
‫حال‌وهوای سوگواری امروزتون جور درمیاد.

415
00:28:26,581 --> 00:28:30,221
‫فقط هر حسی که دارین رو لمس کنین.
‫امروز تو چه حال‌وهوایی هستین؟

416
00:28:30,301 --> 00:28:32,861
‫خیلی خاطره‌نویسی کردیم،
‫ولی الان نمی‌خوام این کار رو بکنین.

417
00:28:32,901 --> 00:28:34,861
‫فقط باهاش رها بشین، ببینین چی پیش میاد.

418
00:28:34,941 --> 00:28:36,541
‫چی، یعنی مثلا رو هر رنگی؟

419
00:28:36,621 --> 00:28:38,781
‫ما داریم روی
‫مراحل پذیرش کار می‌کنیم.

420
00:28:38,861 --> 00:28:40,541
‫- این کار باعث تخلیه روانی میشه.
‫- چرا، چی شده؟

421
00:28:41,141 --> 00:28:42,141
‫سلام.

422
00:28:44,341 --> 00:28:45,661
‫برای جلسه اومدی؟

423
00:28:45,741 --> 00:28:48,341
‫خب، این یه جورایی
‫مثل الکلی‌های گمنامـه یا چی؟

424
00:28:48,421 --> 00:28:50,141
‫خب، یه جورایی آره ولی... هوم.

425
00:28:50,221 --> 00:28:52,381
‫برای بیوه‌ها و یتیم‌ها و این‌جور آدم‌هاست.

426
00:28:53,181 --> 00:28:56,421
‫بیا داخل عزیزم.
‫می‌خوایم یه بازی بکنیم، تو هم ملحق شو.

427
00:28:56,501 --> 00:28:57,741
‫بیا، بیا.

428
00:28:57,821 --> 00:29:00,141
‫من میرم اون‌ورتر
‫که مجبور نباشم به حرف‌هات گوش بدم.

429
00:29:00,661 --> 00:29:02,661
‫آره، خوشحال میشیم بهمون
‫ملحق بشی، رایگانـه.

430
00:29:02,741 --> 00:29:04,581
‫اسم من لوردسـه. بیا پیش ما.

431
00:29:06,621 --> 00:29:08,101
‫تو باید گرتا باشی.

432
00:29:08,661 --> 00:29:10,781
‫خواهرت پارسال چند باری اومد اینجا.

433
00:29:10,861 --> 00:29:12,901
‫می‌خواست جلسات ما رو امتحان کنـه

434
00:29:12,981 --> 00:29:16,181
‫تا ببینه برای تو و بقیه‌ی اعضای خانواده‌ات
‫مفید هست یا نه.

435
00:29:16,261 --> 00:29:18,541
‫تا بعد از رفتنش، حمایت بشین.

436
00:29:19,981 --> 00:29:22,021
‫اون خیلی دوست‌داشتنی بود، واقعاً شیرین بود.

437
00:29:22,101 --> 00:29:23,981
‫آره، خیلی آتیش‌پاره بود.

438
00:29:25,901 --> 00:29:28,317
‫خیلی خوبه که اینجایی.
‫بیاین شروع کنیم. همه‌تون آماده‌این؟

439
00:29:28,341 --> 00:29:29,941
‫- اوهوم.
‫- آدری.

440
00:29:30,821 --> 00:29:34,061
‫درسته. اون روز که بیدار شدم،
‫حالم خیلی خوب بود.

441
00:29:34,141 --> 00:29:36,661
‫با خودم می‌گفتم،
‫برو تو کارش آدری، تو می‌تونی.

442
00:29:37,181 --> 00:29:38,581
‫و توستر رو آوردم بیرون.

443
00:29:39,541 --> 00:29:41,181
‫حتی یه تکه نون هم گذاشتم توش.

444
00:29:44,941 --> 00:29:47,141
‫ولی به محض اینکه صدای تیک رو شنیدم،

445
00:29:49,661 --> 00:29:53,221
‫یهو پهن زمین شدم.
‫یه جوری که انگار همین‌الان ضربه‌فنی شده باشم.

446
00:29:54,261 --> 00:29:57,021
‫شب قبل از اون تصادفی
‫که زنش رو ازش گرفت،

447
00:29:57,541 --> 00:29:58,981
‫یه شام فوری و ساده خورده بودن.

448
00:29:59,061 --> 00:30:01,021
‫ساندویچ تست‌شده.

449
00:30:01,101 --> 00:30:02,221
‫آدریان.

450
00:30:02,301 --> 00:30:04,421
‫مثل همون چیزیـه که
‫بارها درباره‌ش حرف زدیم.

451
00:30:04,501 --> 00:30:06,221
‫محرک‌های ما سیگنال‌های واضحی نمی‌فرستن.

452
00:30:09,981 --> 00:30:12,461
‫آره، باید دوره‌ش طی بشـه.

453
00:30:21,821 --> 00:30:22,821
‫گرتا...

454
00:30:23,341 --> 00:30:25,701
‫فکر نمی‌کنی اینجا برای تو مناسب باشـه، نه؟

455
00:30:26,581 --> 00:30:28,741
‫راستش، متأسفم که ناامیدت می‌کنم ولی...

456
00:30:29,701 --> 00:30:32,781
‫نمی‌فهمم چرا لوسی فکر می‌کرد
‫این‌جور چیزها به دردم می‌خورن.

457
00:30:32,861 --> 00:30:36,381
‫فکر کنم چون لوسی اومد اینجا
‫و تونست درباره‌ی دردهاش حرف بزنه.

458
00:30:36,461 --> 00:30:38,981
‫اینکه نمیشه از درد فرار کرد.
‫باید ازش عبور کنی.

459
00:30:39,061 --> 00:30:42,501
‫یه جورایی مثل گیر کردن توی ترافیک.
‫مثال دیگه‌ای به ذهنت می‌رسـه؟

460
00:30:42,581 --> 00:30:45,301
‫فکر نکنم. من رانندگی نمی‌کنم.

461
00:30:45,381 --> 00:30:47,421
‫آره، منطقیـه.

462
00:30:48,061 --> 00:30:54,941
‫تنها کاری که واقعا می‌تونی بکنی اینه که... آرامش داشته باشی،
‫یه آهنگ بذاری و به مسیرت ادامه بدی.

463
00:30:55,821 --> 00:30:57,861
‫خب، یه جورایی فکر کنم خود ما اون آهنگیم.

464
00:31:06,021 --> 00:31:07,101
‫جدی میگی؟

465
00:31:07,621 --> 00:31:09,301
‫عالیه، واقعا بهش نیاز داشتم.

466
00:31:38,341 --> 00:31:39,541
‫نمی‌دونستم اونجایی.

467
00:31:40,821 --> 00:31:43,101
‫- باشه، چند دقیقه‌ی دیگه تمومـه.
‫- مطمئنی؟

468
00:31:43,701 --> 00:31:45,261
‫کثیف‌تر از قبل به نظر می‌رسـه.

469
00:31:47,701 --> 00:31:48,701
‫این‌جوری فکر می‌کنی؟

470
00:31:50,941 --> 00:31:52,581
‫این اولین باریـه که ماشین می‌شوری؟

471
00:31:53,461 --> 00:31:54,661
‫اولین بار کل عمرم.

472
00:31:55,621 --> 00:31:58,061
‫نمی‌خوای بپرسی
‫چرا قبلا هیچوقت ماشینم رو نشسته بودم؟

473
00:31:58,581 --> 00:32:01,021
‫یا باز هر اراجیف دیگه‌ای که
‫به ذهنت می‌رسـه رو میگی.

474
00:32:02,781 --> 00:32:03,781
‫نه.

475
00:32:04,301 --> 00:32:07,221
‫نمی‌پرسم چون می‌دونم چه حسی داری.
‫فقط می‌خوای خفه شم.

476
00:32:11,221 --> 00:32:12,221
‫و؟

477
00:32:12,741 --> 00:32:14,021
‫اون تو چقدر سخت بود؟

478
00:32:18,261 --> 00:32:19,261
‫خب...

479
00:32:24,261 --> 00:32:25,381
‫نظرت چیه یه قهوه بخوریم؟

480
00:32:32,901 --> 00:32:33,901
‫برای تو.

481
00:32:34,621 --> 00:32:36,061
‫اولین چالش رو رد کردی.

482
00:32:39,141 --> 00:32:40,141
‫خوبه.

483
00:32:40,621 --> 00:32:41,901
‫ولی من دیگه برنمی‌گردم اونجا.

484
00:32:44,661 --> 00:32:46,181
‫چرا یه شانس بهش نمیدی؟

485
00:32:48,141 --> 00:32:51,221
‫چون مدل تفریح من این نیست که

486
00:32:51,301 --> 00:32:55,941
‫توی یه جور بساط، می‌دونی،
‫خوددلسوزی شرکت کنم.

487
00:32:56,021 --> 00:32:57,781
‫اصلا نمی‌خوای اون رو بخوری؟

488
00:32:58,741 --> 00:32:59,941
‫نه، تو بخور.

489
00:33:00,021 --> 00:33:01,301
‫عالیه، مرسی.

490
00:33:04,821 --> 00:33:07,141
‫خب چرا اینقدر از عزاداری بیزاری؟

491
00:33:08,301 --> 00:33:09,981
‫چون خوددلسوزی آدم رو از پا درمیاره.

492
00:33:11,221 --> 00:33:12,821
‫این نشون میده که آدم مرفه و بی‌دردی هستی.

493
00:33:13,781 --> 00:33:14,781
‫چی گفتی؟

494
00:33:14,861 --> 00:33:15,981
‫اوهوم.

495
00:33:16,061 --> 00:33:16,941
‫چرا این‌جوری فکر می‌کنی؟

496
00:33:17,021 --> 00:33:18,141
‫تابلوئه.

497
00:33:18,821 --> 00:33:20,301
‫از رفتارت مشخصـه.

498
00:33:20,381 --> 00:33:23,781
‫چون فقط یه بچه‌پولدار لوس
‫یه کیک ۶ یورویی رو دست‌نخورده رها می‌کنـه.

499
00:33:23,861 --> 00:33:25,061
‫۳.۴۰ یورو.

500
00:33:25,141 --> 00:33:26,541
‫- هوم.
‫- توی لادوره که نیستیم.

501
00:33:27,141 --> 00:33:29,021
‫- لادو چی؟
‫- لادوره.

502
00:33:29,101 --> 00:33:30,501
‫- لادوره؟
‫- لادوره.

503
00:33:31,901 --> 00:33:33,741
‫معروف‌ترین قنادی پاریسـه.

504
00:33:34,261 --> 00:33:37,141
‫دیدی؟ ویل، حرفم همینه.
‫باید این رو ازت بپرسم.

505
00:33:37,661 --> 00:33:39,861
‫چرا یه گارسون پاره‌وقت که آه در بساط نداره،

506
00:33:39,941 --> 00:33:41,621
‫باید معروف‌ترین قنادی پاریس رو بشناسـه؟

507
00:33:41,661 --> 00:33:43,341
‫چون یه زمانی خیلی پولدار بودم.

508
00:33:43,421 --> 00:33:46,021
‫- زدی تو خال! می‌دونستم.
‫- ولی از خانواده‌ی پولداری نیومدم.

509
00:33:46,101 --> 00:33:47,181
‫الانم هیچی ندارم.

510
00:33:47,701 --> 00:33:49,261
‫مثل قبل که هیچی نداشتم.

511
00:33:49,341 --> 00:33:50,341
‫قبل چی؟

512
00:33:52,741 --> 00:33:53,781
‫فهمیدم.

513
00:33:54,821 --> 00:33:56,741
‫به خاطر همون از ولز اومدی بیرون؟

514
00:33:56,821 --> 00:33:58,661
‫چون اونجا همه‌چیزت رو از دست دادی؟

515
00:34:01,621 --> 00:34:03,501
‫ویل، تو سابقه‌ی کیفری داری؟

516
00:34:04,341 --> 00:34:06,381
‫لابد اون زخم و تتوها هم مال همونـه؟

517
00:34:06,421 --> 00:34:07,421
‫ها؟ نه نه. گوش کن.

518
00:34:07,461 --> 00:34:09,701
‫فازت چیه؟ چرا باید برات مهم باشـه
‫که سابقه دارم یا نه؟

519
00:34:09,741 --> 00:34:11,061
‫نه پسر. برام مهمه. خیلی هم مهمه.

520
00:34:11,141 --> 00:34:13,821
‫گرتا، باید سنگ‌هامون رو با هم وا بکنیم.
‫من به خاطر لوسی اینجام.

521
00:34:13,901 --> 00:34:15,661
‫حرف زدن درباره‌ی من خط قرمزه.

522
00:34:18,501 --> 00:34:19,501
‫باشه.

523
00:34:19,941 --> 00:34:21,101
‫خیلی‌خب.

524
00:34:21,181 --> 00:34:22,501
‫- آره.
‫- باهات موافقم.

525
00:34:22,581 --> 00:34:23,741
‫دیگه درباره‌ات سوال نمی‌پرسم.

526
00:34:23,821 --> 00:34:25,421
‫هرکسی داستان‌های خودش رو داره، مگه نه؟

527
00:34:25,501 --> 00:34:26,741
‫- لطف می‌کنی.
‫- هوم.

528
00:34:27,341 --> 00:34:29,477
‫تموم شد. دیگه حتی اگه التماسم
‫هم بکنی چیزی نمی‌پرسم.

529
00:34:29,501 --> 00:34:32,317
‫آره، نه. عمرا. اصلا قصدم این نیست
‫که برای چیزی به التماس بندازمت.

530
00:34:32,341 --> 00:34:33,381
‫ژاکت رو برمی‌دارم.

531
00:34:33,461 --> 00:34:35,421
‫- چون کاملا جدی‌ام، ویل.
‫- آره، منم همین‌طور.

532
00:34:35,501 --> 00:34:37,981
‫- فکر کنم معلوم میشه.
‫- باید این لحظه رو یادت بمونه، باشه؟

533
00:34:38,061 --> 00:34:40,941
‫چون یه روزی میای و همه‌چیز رو بهم میگی.
‫با میل خودت.

534
00:34:41,621 --> 00:34:42,941
‫فکر نکنم.

535
00:34:43,021 --> 00:34:46,581
‫- من که این‌طور فکر می‌کنم. فقط صبر کن و ببین.
‫- آره، حتما. منم دقیقا همین فکر رو می‌کنم.

536
00:34:46,661 --> 00:34:48,941
‫باید ببینیم تا چند روز دیگه
‫چه اتفاقی می‌افته.

537
00:34:49,021 --> 00:34:50,541
‫به هیچ وجه راه نداره.

538
00:34:51,461 --> 00:34:52,541
‫لعنتی.

539
00:34:52,621 --> 00:34:54,341
‫- بذار ببینم. امتحان کن.
‫- لعنتی.

540
00:34:54,421 --> 00:34:56,541
‫اصلا تکون نمی‌خوره.

541
00:34:57,461 --> 00:34:59,141
‫- موفق شدی. خوبه.
‫- اوه!

542
00:35:02,221 --> 00:35:04,421
‫- بلدی چطوری به گل و گیاه‌ها برسی؟
‫- بله.

543
00:35:04,501 --> 00:35:07,061
‫کدوم‌ها آب بیشتری می‌خوان
‫و کدوم‌ها زیاد آب نمی‌خورن؟

544
00:35:07,141 --> 00:35:08,477
‫- حواسم هست، بابابزرگ.
‫- خیلی‌خب.

545
00:35:08,501 --> 00:35:10,541
‫تازه اگه چیزی رو ندونم
‫تو اپلیکیشن چک می‌کنم.

546
00:35:10,621 --> 00:35:12,581
‫نه، اون اپلیکیشن کاملا وقت تلف کردنه.

547
00:35:12,661 --> 00:35:14,941
‫- فقط همیشه اول خاک رو چک کن.
‫- فهمیدم.

548
00:35:15,021 --> 00:35:17,021
‫آره. باید چک‌شون کنی. حواست رو جمع کن.

549
00:35:17,101 --> 00:35:19,221
‫ببین اصلا آفت دارن یا نه،
‫به برگ‌ها نگاه کن.

550
00:35:19,301 --> 00:35:20,981
‫اگه هم شکی داشتی،
‫یه زنگی بهم بزن.

551
00:35:21,021 --> 00:35:23,021
‫تو هم باید بهم زنگ بزنی.
‫چندتا عکس هم برام بفرست.

552
00:35:23,101 --> 00:35:24,637
‫- می‌فرستم.
‫- یادت هست چطوری باید بفرستی؟

553
00:35:24,661 --> 00:35:26,757
‫- آره، کم‌وبیش.
‫- نشونت میدم. گوشیت رو بده به من.

554
00:35:26,781 --> 00:35:28,261
‫خیلی‌خب. بیا.

555
00:35:28,341 --> 00:35:29,501
‫آره.

556
00:35:29,581 --> 00:35:31,061
‫- روی این کلیک کن.
‫- اون دکمه‌ی اونجا؟

557
00:35:31,141 --> 00:35:33,077
‫- تاکسی هنوز نیومده.
‫- اون رو یادمه. معلومه که بلدم.

558
00:35:33,101 --> 00:35:34,581
‫من داخل منتظرت می‌مونم، باشه؟

559
00:35:37,541 --> 00:35:39,181
‫هنوزم براش سخته که از خونه بیاد بیرون؟

560
00:35:39,701 --> 00:35:42,101
‫تمام روز رو چسبیده به تلویزیون.

561
00:35:42,181 --> 00:35:45,101
‫فقط به‌خاطر تو اینجاست.
‫وگرنه، تو خونه می‌موند.

562
00:35:45,181 --> 00:35:46,221
‫و پدرت چی؟

563
00:35:46,941 --> 00:35:48,581
‫پدرم آدم خیلی مشغولیـه.

564
00:35:48,661 --> 00:35:50,501
‫چیز جدیدی نیست.
‫همیشه همین‌طوری بوده.

565
00:35:50,581 --> 00:35:51,581
‫درسته.

566
00:35:52,181 --> 00:35:53,261
‫یه چیزی برات درست کردم.

567
00:35:58,181 --> 00:36:00,541
‫وای. خیلی ممنون.

568
00:36:00,621 --> 00:36:02,061
‫ولی این خیلی دقیق به نظر نمی‌رسه.

569
00:36:02,141 --> 00:36:04,821
‫درسته. چیزی به اسم
‫قطب‌نمای قابل‌اطمینان وجود نداره.

570
00:36:04,901 --> 00:36:06,141
‫این رو یادت نره.

571
00:36:07,701 --> 00:36:08,941
‫یه چیزی هست که می‌خوام بپرسم.

572
00:36:09,021 --> 00:36:13,261
‫اصلا شنیدی لوسی برای من
‫چه کاری باقی گذاشته که انجام بدم؟

573
00:36:13,341 --> 00:36:15,621
‫ازم خواست یه جعبه‌ی چوبی براش بسازم ولی...

574
00:36:15,701 --> 00:36:18,941
‫ولی ازم خواست
‫کلمه‌ای در موردش بهت نگم.

575
00:36:19,021 --> 00:36:20,421
‫درسته.

576
00:36:20,501 --> 00:36:23,661
‫- ماشینم رسید. دیگه باید برم.
‫- می‌دونم. مامان، بابابزرگ داره میره.

577
00:36:23,741 --> 00:36:24,981
‫- بیا اینجا.
‫- به‌زودی با هم حرف می‌زنیم.

578
00:36:25,061 --> 00:36:27,101
‫- حتما همین‌کار رو می‌کنیم.
‫- قراره کلی بهت خوش بگذره.

579
00:36:27,181 --> 00:36:29,277
‫- قول میدم عکس بفرستم.
‫- رو حرفت حساب می‌کنم‌ها.

580
00:36:29,301 --> 00:36:30,341
‫باشه عزیزم.

581
00:36:30,861 --> 00:36:31,941
‫- بریم.
‫- آره.

582
00:36:33,061 --> 00:36:34,837
‫- مراقب خودت باش.
‫- آره، حواسم هست. سفر بی‌خطر.

583
00:36:34,861 --> 00:36:37,581
‫دیگه برای بستن کیف کمری اصرار نمی‌کنم

584
00:36:37,661 --> 00:36:40,237
‫- ولی یه وقت جیبت رو نزنن.
‫- کیف کمری اصلا لازم نیست.

585
00:36:40,261 --> 00:36:41,541
‫- مراقب باش.
‫- معلومه که هستم.

586
00:36:41,621 --> 00:36:43,341
‫- قرص‌هات رو برداشتی؟
‫- همه‌چیز رو برداشتم.

587
00:36:43,421 --> 00:36:45,981
‫و گوش کن، اگه مشکلی داشتی
‫یا مسئله‌ی پزشکی پیش اومد، بهم زنگ بزن.

588
00:36:46,061 --> 00:36:48,541
‫- باشه. حتما بهت زنگ می‌زنم. باشه؟
‫- باشه.

589
00:36:48,621 --> 00:36:49,701
‫می‌بینمت.

590
00:36:49,781 --> 00:36:50,861
‫خداحافظ.

591
00:36:51,381 --> 00:36:52,621
‫در تماس باش.

592
00:36:55,000 --> 00:37:02,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

593
00:37:04,181 --> 00:37:05,941
‫یه پیرسینگ دیگه روی گوشت زدی؟

594
00:37:07,341 --> 00:37:08,781
‫- دو ماهه که زدم، مامان.
‫- آره.

595
00:37:20,821 --> 00:37:23,901
‫- سلام.
‫- سلام. اومدم آنا رو ببینم، بابت اون آگهی.

596
00:37:23,981 --> 00:37:25,341
‫آره، حتما، بیا تو.

597
00:37:26,861 --> 00:37:27,901
‫بیا داخل.

598
00:37:28,861 --> 00:37:31,621
‫- سلام.
‫- سلام! قهوه می‌خوری؟

599
00:37:31,701 --> 00:37:33,821
‫نه نه، مرسی.

600
00:37:33,901 --> 00:37:35,461
‫مارول! هی! هیس!

601
00:37:37,581 --> 00:37:38,581
‫عاشق قهوه‌ست.

602
00:37:38,661 --> 00:37:40,261
‫بدون کافئینـه.

603
00:37:41,821 --> 00:37:43,101
‫بذار باهاش آشنات کنم.

604
00:37:45,821 --> 00:37:47,821
‫مارول. بیا اینجا، عزیزم.

605
00:37:47,901 --> 00:37:49,941
‫بیا نگاه کن، عزیزم.
‫بیا ببین کی اینجاست.

606
00:37:51,221 --> 00:37:53,381
‫می‌بینی؟ واقعا دوستش داره.

607
00:37:55,861 --> 00:37:58,781
‫- گفتی اسمت چی بود؟
‫- گرتا. گرتا آلوارز.

608
00:37:59,701 --> 00:38:01,181
‫دختر رزی هستی؟

609
00:38:01,261 --> 00:38:02,261
‫آره.

610
00:38:02,661 --> 00:38:06,261
‫من و مادرت قبلا با هم کار می‌کردیم
‫ولی خیلی وقت پیش بود.

611
00:38:06,781 --> 00:38:07,861
‫و حالش چطوره؟

612
00:38:09,061 --> 00:38:11,021
‫خب، نه. می‌تونم تصور کنم،
‫سوال احمقانه‌ای بود.

613
00:38:11,621 --> 00:38:12,541
‫طفلک.

614
00:38:12,621 --> 00:38:14,141
‫بهت تسلیت میگم.

615
00:38:15,821 --> 00:38:17,021
‫بگذریم،

616
00:38:17,541 --> 00:38:19,021
‫سگ‌ها رو دوست داری، نه؟

617
00:38:19,101 --> 00:38:20,941
‫البته که دوست دارم، آره...

618
00:38:21,501 --> 00:38:24,501
‫فقط مسئله اینـه که هیچوقت سگ نداشتم.
‫ولی خیلی دوست داشتم داشته باشم.

619
00:38:24,581 --> 00:38:27,541
‫اما، خب، تجربه‌ات
‫با حیوون‌ها در چه حده؟

620
00:38:27,621 --> 00:38:28,741
‫اوم.

621
00:38:29,261 --> 00:38:30,341
‫خب...

622
00:38:30,861 --> 00:38:32,541
‫پسرهای تو کف هم حساب میشن؟

623
00:38:33,981 --> 00:38:35,981
‫می‌دونی چیه، به نظرم کاملاً کافیه.

624
00:38:36,061 --> 00:38:37,541
‫عالیه.

625
00:38:39,221 --> 00:38:40,221
‫بیا!

626
00:38:55,861 --> 00:38:57,461
‫مارول، اون رو می‌بینی؟

627
00:38:57,981 --> 00:39:00,261
‫اون خونه، دومین خونه‌ی
‫موردعلاقه‌ی من تو کل دنیاست.

628
00:39:00,781 --> 00:39:02,221
‫بعد از خونه‌ی بابابزرگم.

629
00:39:02,301 --> 00:39:03,821
‫خیلی وقته اونجا نرفتم.

630
00:39:05,421 --> 00:39:08,861
‫آخرین باری که دم در خونه ظاهر شدم،
‫اوضاع خیلی عجیب‌وغریب شد.

631
00:39:11,021 --> 00:39:12,541
‫خیلی‌خب. بیا، مارول.

632
00:39:52,901 --> 00:39:56,581
‫بریم سراغ جعبه‌ی بعدی. فردا ساعت ۵ صبح
‫میام دنبالت. دیر نکنی.

633
00:39:57,421 --> 00:39:58,461
‫لعنتی.

634
00:40:09,141 --> 00:40:12,421
‫بابت این چالش هم نمی‌خوای بهم بگی
‫کجا داری من رو می‌بری؟

635
00:40:12,501 --> 00:40:14,301
‫فقط سر جات بشین. خودت می‌بینی.

636
00:40:14,981 --> 00:40:17,181
‫همه‌ی این‌ها به نظر تو
‫عجیب نیست؟

637
00:40:17,261 --> 00:40:21,861
‫آره، اینکه خواهرم بعد از مرگش ما رو
‫می‌فرسته دنبال یه ماموریت خاص،

638
00:40:21,941 --> 00:40:23,141
‫بدون اینکه همدیگه رو بشناسیم.

639
00:40:23,221 --> 00:40:27,301
‫خب، اگه سایز کفشم رو بگم یا چیزهای دیگه،
‫از عجیب بودنش کم میشه؟

640
00:40:27,381 --> 00:40:28,461
‫شاید.

641
00:40:28,541 --> 00:40:30,501
‫سایز پام ۴۴ و نیمـه و حقوق خوندم.

642
00:40:30,581 --> 00:40:32,021
‫هرچند عاشق نجوم بودم.

643
00:40:32,541 --> 00:40:33,581
‫و الان نیستی؟

644
00:40:34,261 --> 00:40:35,261
‫نمی‌دونم.

645
00:40:35,781 --> 00:40:37,861
‫خیلی وقته که از تلسکوپ
‫به چیزی نگاه نکردم.

646
00:40:40,781 --> 00:40:42,461
‫- کیر توش! نه. لعنتی.
‫- چی شده؟

647
00:40:42,541 --> 00:40:44,341
‫بپیچ و همینجا نگه دار.
‫همینجا وایسا.

648
00:40:44,421 --> 00:40:45,421
‫خیلی‌خب. دارم میرم.

649
00:40:49,701 --> 00:40:50,861
‫خب حالا چیکار کنیم؟

650
00:40:51,741 --> 00:40:53,341
‫می‌خوای یه چالش جدید رو چک کنیم؟

651
00:40:53,421 --> 00:40:54,421
‫ها؟

652
00:40:54,861 --> 00:40:56,141
‫یه پاکت توی ماشین دارم.

653
00:40:56,221 --> 00:40:58,701
‫بده‌اش من. ویل، این جزء
‫شرایط اضطراری حساب میشه.

654
00:41:01,501 --> 00:41:04,541
‫باشه. ولی خود چالش رو
‫یه روز دیگه انجام میدیم.

655
00:41:04,621 --> 00:41:05,861
‫آره، حتما.

656
00:41:18,381 --> 00:41:21,261
‫گفته لیستی از همه‌ی چیزهایی که
‫بیشتر از همه دوست دارم رو بنویسم.

657
00:41:21,341 --> 00:41:23,261
‫عالیه. باید خیلی راحت باشه.

658
00:41:23,341 --> 00:41:25,421
‫خیلی مطمئن نیستم.

659
00:41:25,501 --> 00:41:27,901
‫چیزهایی که قبلا دوست داشتم رو می‌دونم
‫ولی این روزها،

660
00:41:27,981 --> 00:41:31,461
‫ممکنه روی یه چیزی قفلی بزنم
‫و بعدش ازش خسته بشم و ولش کنم.

661
00:41:33,261 --> 00:41:34,621
‫این قفلی‌زدن‌ها روی چیه؟

662
00:41:34,701 --> 00:41:36,661
‫اسکیت‌سواری، ادبیات روسیه.

663
00:41:37,661 --> 00:41:40,421
‫اوم... عاشق زن‌های نقاشم.

664
00:41:40,501 --> 00:41:43,981
‫حتی قلم‌مو و وسایل نقاشی هم خریدم
‫ولی کار من نبود.

665
00:41:44,501 --> 00:41:45,701
‫و کلمیت.

666
00:41:45,781 --> 00:41:47,701
‫کلمیت حرف نداره. همیشه عاشق هنرشم.

667
00:41:47,781 --> 00:41:49,541
‫- خب، این میشه مورد اول.
‫- نه.

668
00:41:49,581 --> 00:41:52,261
‫قرار نیست در حالی که تو نت برمی‌داری،
‫من همه‌چیز رو درباره‌ی خودم بهت بگم.

669
00:41:52,341 --> 00:41:53,741
‫خیلی‌خب، پس خودت بنویسش.

670
00:41:53,821 --> 00:41:56,197
‫- واقعا برام مهم نیست که بدونم.
‫- ولی تو هیچی درباره‌ی من نمی‌دونی.

671
00:41:56,221 --> 00:41:57,901
‫اصلا کنجکاو نیستی؟

672
00:41:57,981 --> 00:41:59,461
‫مثلا اینکه من...

673
00:41:59,541 --> 00:42:00,621
‫بیشتر اهل کوهستانم؟

674
00:42:01,221 --> 00:42:03,941
‫کوه دوست داری؟ می‌نویسمش.

675
00:42:04,501 --> 00:42:06,501
‫چه نوع سریال یا فیلمی دوست دارم؟

676
00:42:06,581 --> 00:42:09,501
‫فیلم. مستقل.
‫مطمئنم از این فیلم‌های خاص هنریـه.

677
00:42:10,101 --> 00:42:13,941
‫هوم. بیشتر تیپ زمستونی هستی تا تابستونی.

678
00:42:14,021 --> 00:42:16,461
‫- خب، این یه حدس خیلی شانسی بود.
‫- نه.

679
00:42:18,661 --> 00:42:20,741
‫عاشق مطالعه‌ای.

680
00:42:20,821 --> 00:42:23,181
‫- زیر جمله‌ها خط می‌کشی.
‫- تو از کجا می‌دونی؟

681
00:42:23,261 --> 00:42:25,501
‫و یه تیری هم تو تاریکی می‌اندازم،
‫رنگ موردعلاقه‌ات...

682
00:42:25,581 --> 00:42:27,501
‫هی! منم دست تو رو تقریبا خوندم، ویل.

683
00:42:29,901 --> 00:42:31,021
‫ولی یه ذره کمتر.

684
00:42:32,901 --> 00:42:34,301
‫- یدک‌کش اومد.
‫- اوم.

685
00:42:48,421 --> 00:42:49,741
‫هی، پاکو، اوضاع چطوره؟

686
00:42:54,021 --> 00:42:55,341
‫- اینجا عالیـه.
‫- اینجا؟

687
00:42:55,421 --> 00:42:56,261
‫آره. مرسی.

688
00:42:56,341 --> 00:42:57,621
‫- دمت گرم.
‫- مرسی، پاکو.

689
00:42:57,701 --> 00:42:58,941
‫خواهش می‌کنم.

690
00:42:59,021 --> 00:43:01,501
‫- از طرف من به همسرت سلام برسون، باشه؟
‫- حتما.

691
00:43:08,741 --> 00:43:12,501
‫می‌دونی چیه؟ خیلی خوشحالم که شما دوتا دارین این
‫چالش رو انجام میدین. داشت ناراحت‌کننده می‌شد.

692
00:43:12,581 --> 00:43:14,301
‫الان دارین چیکار می‌کـنین؟

693
00:43:14,381 --> 00:43:16,981
‫خب، الان داریم یه لیست از تمام
‫چیزهایی که دوست داریم تهیه می‌کـنیم.

694
00:43:17,061 --> 00:43:19,701
‫نه نه نه نه.
‫اون داره لیست رو می‌نویسه.

695
00:43:19,781 --> 00:43:22,501
‫این یکی خوبه. پنیر رو بنویس. عاشقـشه.

696
00:43:22,581 --> 00:43:25,741
‫هی! تمومش کن. باشه؟

697
00:43:25,821 --> 00:43:27,181
‫پنیر، جالبه.

698
00:43:29,621 --> 00:43:30,621
‫- چیه؟
‫- چیه؟

699
00:43:30,701 --> 00:43:31,701
‫ادامه بدم؟

700
00:43:31,781 --> 00:43:36,061
‫- شانست رو امتحان کن.
‫- میگم که قطعا عاشق راک هستی.

701
00:43:36,141 --> 00:43:37,821
‫شرط می‌بندم این تنها
‫چیزیـه که به ذهنت می‌رسه.

702
00:43:37,861 --> 00:43:39,541
‫- نه نه.
‫- همینه. دقیقا همینه.

703
00:43:39,621 --> 00:43:41,261
‫معلومه که نمی‌تونم! چون دهنت...

704
00:43:41,341 --> 00:43:43,261
‫مثل یه ظرف در‌بسته، مهروموم شده، ویل تاکر.

705
00:43:43,341 --> 00:43:45,541
‫هی، باید بیای توی بازی.
‫لطفا دیگه بازی کن.

706
00:43:45,621 --> 00:43:47,461
‫خب، من یکی میگم، بعد نوبت توئه.

707
00:43:48,581 --> 00:43:50,261
‫باشه. ولی اول تو شروع کن.

708
00:43:50,341 --> 00:43:51,701
‫- عالیه.
‫- خیلی‌خب.

709
00:43:53,981 --> 00:43:57,781
‫خب. من طرفدار...

710
00:43:59,221 --> 00:44:00,781
‫طرفدار ادکلنتم.

711
00:44:03,261 --> 00:44:05,741
‫وای. شروع خیلی پرقدرتی بود.

712
00:44:05,821 --> 00:44:06,821
‫اوم.

713
00:44:07,421 --> 00:44:11,541
‫باشه. خب من از... کفش‌هات خوشم میاد.

714
00:44:12,581 --> 00:44:13,621
‫اوم.

715
00:44:14,661 --> 00:44:15,781
‫خیلی‌خب.

716
00:44:17,181 --> 00:44:19,621
‫از کلاه‌گیس‌های خیلی رنگارنگ هم خوشم میاد.

717
00:44:19,701 --> 00:44:21,341
‫و منم خیلی...

718
00:44:23,341 --> 00:44:26,221
‫عاشق چیزهای زرق‌وبرق‌دارم.
‫ولی نباید به کسی بگی.

719
00:44:27,501 --> 00:44:30,501
‫از روزهای بارونی دنج خیلی خوشم میاد.

720
00:44:30,581 --> 00:44:31,821
‫من عاشق وقتی‌ام که هوا آفتابیه.

721
00:44:31,901 --> 00:44:32,901
‫قابل پیش‌بینی بود.

722
00:44:32,941 --> 00:44:36,181
‫- راستش از موسیقی راک هم خوشم میاد.
‫- این یعنی سلیقه‌ات خوبه.

723
00:44:36,261 --> 00:44:38,941
‫بازسازی مکالمه‌هایی که توی ذهنمه...

724
00:44:39,021 --> 00:44:41,261
‫همونجایی که دقیقا هرچی
‫می‌خواستم بگم رو میریزم بیرون.

725
00:44:41,341 --> 00:44:43,661
‫چرا، مگه معمولا چیزی که می‌خوای رو نمیگی؟

726
00:44:44,381 --> 00:44:46,381
‫اصلا. هیچکس دلش نمی‌خواد
‫اون‌ها رو بشنوه.

727
00:44:47,301 --> 00:44:49,661
‫آره خب، ولی من دوست دارم
‫هرچی توی ذهنته رو بشنوم.

728
00:44:54,061 --> 00:44:56,061
‫وای!

729
00:44:56,141 --> 00:44:58,341
‫یه تابستون خالص. دقیقا باب میلته، نه؟

730
00:44:58,421 --> 00:45:03,101
‫باشه، حتما. حس می‌کنم دوست داری
‫خودت رو یه آدم یاغی نشون بدی...

731
00:45:03,181 --> 00:45:04,941
‫ولی هیچوقت نمی‌رقصی.

732
00:45:05,021 --> 00:45:06,781
‫احتمالا اونی که هیچوقت نمی‌رقصه تویی.

733
00:45:06,861 --> 00:45:09,781
‫- وسط پیست رقص، من پادشاهم.
‫- برو بابا، خیلی خالی‌بندی.

734
00:45:09,861 --> 00:45:10,861
‫پیست در اختیارته!

735
00:45:10,901 --> 00:45:12,221
‫- انجامش بده! حرکاتت رو بهم نشون بده.
‫- نه!

736
00:45:12,941 --> 00:45:15,541
‫- دیدی؟ بهت گفتم بهترین حرکات رو دارم!
‫- ای وای، این که خیلی افتضاحه.

737
00:45:15,621 --> 00:45:17,261
‫دارم می‌بینم.

738
00:45:17,341 --> 00:45:19,101
‫چی؟

739
00:45:19,181 --> 00:45:21,221
‫الان تنها کاری که باید بکنی
‫اینه که دست‌هات رو یکم تکون بدی.

740
00:45:21,301 --> 00:45:22,981
‫یا شاید نه. بستگی داره به...

741
00:45:24,621 --> 00:45:28,501
‫واسه کسی که نصف عمرش رو نخندیده،
‫خیلی سریع داری جبران می‌کنی.

742
00:45:34,981 --> 00:45:36,501
‫برو دیگه. باهاش برقص.

743
00:45:47,581 --> 00:45:48,581
‫حالت خوبه؟

744
00:45:51,101 --> 00:45:53,581
‫آره، لوسی همیشه عاشق این آهنگ بود. همین.

745
00:45:55,621 --> 00:45:57,341
‫کل متنش رو حفظ بود.

746
00:45:57,421 --> 00:45:58,621
‫- عوضش کنم؟
‫- نه.

747
00:46:00,981 --> 00:46:02,461
‫نه، به نظرم قشنگه.

748
00:46:03,861 --> 00:46:04,861
‫حق با توئه.

749
00:46:05,501 --> 00:46:08,941
‫♪ دوباره برگشته ♪

750
00:46:16,741 --> 00:46:18,101
‫خیلی به فکرشی؟

751
00:46:19,741 --> 00:46:21,181
‫هیچوقت از فکرم بیرون نمیره.

752
00:46:21,901 --> 00:46:23,781
‫♪ مثل یه جنگجوی خوب ♪

753
00:46:24,621 --> 00:46:26,741
‫♪ می‌تونم از پس موقعیت بربیام ♪

754
00:46:26,821 --> 00:46:29,061
‫اون همیشه همینجاست. همیشه.

755
00:46:33,421 --> 00:46:35,301
‫♪ توی هر نبرد ♪

756
00:46:36,221 --> 00:46:38,341
‫♪ و من هرگز تسلیم نشدم ♪

757
00:46:39,221 --> 00:46:41,141
‫♪ چون اگه از دستش بدم ♪

758
00:46:41,261 --> 00:46:44,381
‫♪ دیگه چرا بخوام زندگی کنم؟ ♪

759
00:46:44,600 --> 00:46:54,600
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

760
00:46:54,861 --> 00:46:56,421
‫♪ می‌تونم ♪

761
00:46:56,501 --> 00:46:58,981
‫♪ به المپ برسم ♪

762
00:46:59,581 --> 00:47:01,901
‫♪ و آتیش رو بدزدم ♪
