WEBVTT

00:06.208 --> 00:08.583
‫داشتم کتاب‌های قدیمی سادوک رو می‌گشتم

00:08.666 --> 00:10.791
لابد هارفوت‌ها خیلی وقت پیش
این مسیر رو رفتن

00:12.083 --> 00:16.333
،اون ایستار خودش رو تسلیمِ من می‌کنه
‫چون اگه این کارو نکنه،

00:16.375 --> 00:20.125
اون نیم‌وجبی‌هایی که دوست خودش
می‌دونه ‫رو سلاخی می‌کنم

00:29.958 --> 00:31.541
!نوری

00:31.625 --> 00:33.101
‫داشتی می‌رفتی سمت قله؟

00:33.125 --> 00:35.416
‫اونجا چادر زدیم. بقیه افرادمون منتظرم هستن

00:35.541 --> 00:37.666
‫- پدرم هم اونجاست
فکر نکنم دیگه بهشون برسی -

00:37.791 --> 00:40.101
تو دنبال کی می‌گردی؟ -
نامزدم -

00:40.125 --> 00:42.333
حتی اگه نصفِ زور تو رو
‫هم داشته باشه زنده می‌مونه

00:42.416 --> 00:43.767
‫من اونقدرها هم که فکر می‌کنی قوی نیستم

00:44.875 --> 00:47.750
تا الان هر نسبتی که با هم
‫داشتیم دیگه برام هیچ ارزشی نداره

00:47.833 --> 00:51.000
‫برای همین، دیگه نمی‌خوام با هم هم‌کلام بشیم

00:54.000 --> 00:55.640
‫اسبت رو می‌خوای؟

00:55.666 --> 00:58.208
‫- تو می‌دونی کجاست؟
‫- نیمه‌شبِ امشب، همینجا منتظرتم

00:58.291 --> 01:00.625
‫این‌ وقت شب اینجا چیکار می‌کنی، پسرجون؟

01:03.083 --> 01:04.250
‫تله‌ست!

01:09.375 --> 01:12.375
تمهیدات تقریباً آماده شدن، پدر سالار

01:12.458 --> 01:14.375
لازمـه که دوباره به جنگ بریم؟

01:14.458 --> 01:16.583
،تا زمانی که مطمئن نشدیم سائورون مُرده

01:16.666 --> 01:19.541
همیشه خطرش تهدیدمون می‌کنه

01:19.625 --> 01:22.208
‫از وقتی این حلقه رو انداختم، احساس می‌کنم...

01:22.291 --> 01:24.208
دارم صحنه‌هایی ‫از جهانِ نادیده می‌بینم

01:25.833 --> 01:28.875
‫تمام نامه‌هامون به کلبریمبور بی‌جواب موندن

01:28.958 --> 01:31.000
‫می‌ترسم سائورون توی ارگیون باشه

01:31.083 --> 01:33.708
پادشاه برین رضایت داده
‫من و یه گروه کوچیک رو به اونجا بفرسته

01:33.791 --> 01:36.083
‫تا امنیتِ کلبریمبور و شهرش رو تأمین کنیم

01:36.875 --> 01:39.291
الراند قرار نیست به گروهت ملحق شه

01:39.375 --> 01:40.500
‫بلکه قراره رهبریش کنه

01:41.324 --> 01:52.324
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:52.348 --> 01:59.348
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

03:27.333 --> 03:29.625
هنوز خبری از کلبریمبور نشده

03:29.708 --> 03:33.791
،اگه از پل اکسا بریم
تا ارگیون 350 کیلومتر راه داریم

03:34.416 --> 03:38.375
.یه تیرانداز می‌خوایم و دوتا شمشیرزن
می‌تونم واسه انتخابشون بهت اعتماد کنم؟

03:38.458 --> 03:40.625
اعتماد؟ به من؟

03:40.708 --> 03:42.416
به نظرتون عاقلانه‌ست، فرمانده؟

03:43.458 --> 03:46.875
،طبق خواسته‌ی پادشاه برین
تو رو به عنوان معاون فرمانده انتخاب کردم

03:46.958 --> 03:49.791
ولی اگه فکر می‌کنی این جایگاه در حدِ
تو نیست، یکی دیگه رو انتخاب می‌کنم

03:50.458 --> 03:52.333
بله -
بله، چی؟ -

03:54.416 --> 03:58.416
می‌تونم یه تیرانداز و دوتا شمشیرزن رو انتخاب کنم

03:59.833 --> 04:02.833
دیگه کی رو با خودمون ببریم، فرمانده؟

04:56.041 --> 04:57.375
رعد و برق خورده؟

05:01.666 --> 05:03.541
هیچ نیروی زمینی‌ای
نمی‌تونه چنین کاری کنه

05:04.875 --> 05:07.083
کار سائورونـه

05:07.166 --> 05:10.166
کمنیر. از چه مسیر دیگه‌ای می‌تونیم بریم؟

05:13.708 --> 05:16.541
...برای حل مشکل یا می‌تونیم بریم سمت شمال

05:16.625 --> 05:18.083
که اونطوری دو هفته مسیرمون طولانی‌تر میشه

05:18.833 --> 05:19.833
یا اینکه؟

05:20.500 --> 05:24.000
میریم سمت جنوب و
از تپه‌های تیرین گورتاد رد میشیم

05:25.333 --> 05:28.750
اونطوری خیلی سریع‌تر می‌رسیم ارگیون

05:39.916 --> 05:41.875
اون تپه‌ها سرشار از پلیدی‌ان

05:44.916 --> 05:48.125
پلیدی‌ای باستانی و آکنده از نفرت

05:49.833 --> 05:53.750
.سائورون می‌خواد از اون راه بریم
.باید یه مسیر دیگه رو انتخاب کنیم

05:54.291 --> 05:56.791
مطمئناً دشمن هر دو مسیر رو زیر نظر داره

06:00.791 --> 06:04.916
خرابی این پل ایجاب می‌کنه که
در اسرع وقت برسیم به کلبریمبور

06:05.000 --> 06:08.208
،اگه بیفتیم توی تله
در اسرع وقت به هیچ‌جا نمی‌رسیم

06:15.000 --> 06:16.083
میریم جنوب

06:18.625 --> 06:19.875
فرمانده، با تصمیم‌تون مخالفم

06:19.958 --> 06:21.958
پیشنهادت درباره‌ی این مسئله رو شنیدم

06:22.041 --> 06:23.208
الراند

06:26.708 --> 06:28.250
شنیدم چی گفتی، معاون

06:31.250 --> 06:32.791
میریم جنوب

06:45.250 --> 06:50.958
،این جوخه گوش‌به‌فرمان اون حلقه نیست
تو هم نباید باشی

06:53.041 --> 06:56.875
،اگه نمی‌تونی این شروط رو قبول کنی
همین الان برگرد لیندون

06:58.083 --> 07:00.541
خیلی خوشحال میشم -
پس چرا نمیری؟ -

07:02.500 --> 07:05.208
چون نمی‌خوام مرگ هیچکدوم
از اعضای این جوخه رو ببینم

07:06.500 --> 07:07.833
من‌جمله خودت

07:11.750 --> 07:13.125
!نوری

07:41.791 --> 07:44.000
!نوری! پاپی

08:15.708 --> 08:16.708
...آه

08:18.916 --> 08:20.375
...آم

08:20.458 --> 08:24.583
عذر می‌خوام. دوتا نیم‌وجبی رو
ندیدید از اینجا رد بشن؟

08:32.416 --> 08:33.541
می‌بینم که بُزه رو پیدا کردی

08:36.416 --> 08:40.708
من...دقیقاً دنبال بزه نمی‌گشتم

08:41.791 --> 08:43.791
،خب، چیزی که آدم دنبالش می‌گرده

08:43.875 --> 08:46.083
زمین تا آسمون با چیزی که
پیدا می‌کنه فرق می‌کنه، مگه نه؟

08:47.166 --> 08:51.416
♪ هی وای، بومبادیل، زنگ رو در بیار به صدا ♪

08:51.500 --> 08:55.500
♪ شن‌مگس‌ها توی چمن‌هان و ♪
♪ زنبورها دور بید توی هوا ♪

08:56.458 --> 08:59.458
یه سری ستاره بالای تپه‌تون هست

09:00.958 --> 09:02.500
بالای اکثر تپه‌ها ستاره هست

09:02.583 --> 09:05.208
ولی من و دوست‌هام
دنبال همین ستاره‌ها بودیم

09:05.291 --> 09:08.000
...من امیدوار بودم که

09:08.083 --> 09:09.541
...وای

09:09.625 --> 09:11.666
...عذر می‌خوام. یه لحظه

09:11.750 --> 09:14.875
♪ از خورشید، ستاره‌ها و ماه و مِه ♪

09:16.916 --> 09:19.125
♪ بارون و هوای ابری ♪

09:39.875 --> 09:42.750
...همون شاخه...معلومـه

09:44.000 --> 09:45.000
آره

09:45.875 --> 09:46.958
حتماً خودشـه

10:58.750 --> 10:59.791
!پاپی

11:01.416 --> 11:02.666
!بلند شو

11:10.875 --> 11:13.333
ندیدیش؟ -
کیو؟ -

11:13.416 --> 11:17.666
خیال می‌کنی کیو میگم؟
دوست‌مون. غریبه‌ی لامصب

11:20.791 --> 11:23.250
اون رو ول کن. خودمون کجاییم؟

11:30.791 --> 11:32.375
!نوری! فرار کن

11:53.625 --> 11:56.166
فکر کنم گممون کردن

11:56.250 --> 11:57.875
شما از کجا پیداتون شد؟

12:00.750 --> 12:01.958
ما؟

12:04.708 --> 12:05.791
خودت از کجا اومدی؟

12:07.333 --> 12:09.666
آخ، سرم

12:10.125 --> 12:11.125
...آه

12:12.083 --> 12:13.833
اینجا زندگی می‌کنم -
اینجا هارفوت زندگی می‌کنه؟ -

12:13.916 --> 12:15.250
هارفوت چیـه دیگه؟

12:15.333 --> 12:16.625
...خب، تو خودت

12:18.500 --> 12:20.208
تو دقیقاً کی هستی؟

12:21.416 --> 12:22.708
هیچکسم

12:23.875 --> 12:25.791
خب، نمیشه که «هیچکس» باشی

12:25.875 --> 12:27.916
خب...همه هیچکس صدام می‌کنن

12:28.000 --> 12:30.791
،اگه همه هیچکس صدات می‌کنن
کسی نیست به یه اسمی صدات کنه؟

12:31.500 --> 12:33.708
خب، مامانم مریمک صدام می‌زنه

12:36.125 --> 12:37.333
من پاپی هستم

12:47.041 --> 12:48.291
من نوری‌ام

12:52.958 --> 12:54.375
اون آب رو از کجا آوردی؟

12:54.458 --> 12:56.559
صداتو بیار پایین -
دزدیدیش، مگه نه؟ -

12:56.583 --> 12:58.101
.از اون چاهـه دزدیدیش
.از آدم بزرگا

13:01.041 --> 13:02.684
ولی...کجا میری؟ -
هیچ‌جا -

13:02.708 --> 13:03.541
ما رو هم ببر

13:03.625 --> 13:06.000
ببخشید. ورود غریبه‌ها به دهکده ممنوعـه

13:06.083 --> 13:07.666
دهکده؟ چه دهکده‌ای؟

13:07.750 --> 13:09.750
دهکده نه! دهکده کجا بود؟

13:09.833 --> 13:11.375
گوش کن، هیچکس

13:13.000 --> 13:14.351
،یا ما هم باهات میایم

13:14.375 --> 13:17.541
یا همین الان خودم تحویلت میدم، آب‌دزد

13:23.916 --> 13:26.791
.وقتی رسیدیم با گوند آشنا میشید
.کدخدای دهکده‌مون

13:26.875 --> 13:30.833
،اگه می‌خواید اصلاً به راه دادن‌تون فکر کنه
باید چهارتا قانون رو رعایت کنید

13:30.916 --> 13:33.541
یک، اصلاً توی چشم‌هاش نگاه نکنید

13:33.625 --> 13:36.375
دو، همیشه سه قدم باهاش فاصله داشته باشید

13:36.458 --> 13:41.250
چهار، هیچوقتِ هیچوقتِ گوند صداش نکنید

13:42.750 --> 13:43.958
فهمیدم -
فهمیدم -

13:48.333 --> 13:50.125
سه‌تا گفت یا چهارتا؟

13:50.208 --> 13:51.848
نمی‌دونم والا. حواسم نبود

14:06.416 --> 14:08.416
برید. خوش بگذره

14:14.416 --> 14:16.216
یالا. اونجا

14:20.666 --> 14:23.346
چون زیر آفتاب بوده

14:28.875 --> 14:31.195
یه سریِ جدید که
آماده‌ی پوست کندن‌ان

14:42.416 --> 14:44.708
!یه کلاه گنده عین مال من -
!عین بابامـه -

14:48.708 --> 14:51.291
هارفوت‌های غارنشین؟

14:54.375 --> 14:55.625
نمی‌خوره طبیعی باشه

14:55.708 --> 14:57.468
چون ما هارفوت نیستیم

14:58.125 --> 14:59.333
استور هستیم

15:00.375 --> 15:02.166
استور؟

15:02.250 --> 15:04.351
چی خیال کردی که آوردی‌شون اینجا؟

15:04.375 --> 15:06.291
هیچکس انقدر کودن نیست

15:06.375 --> 15:07.708
یه مخفیگاه لازم داشتن

15:07.791 --> 15:10.833
وقتی نصف شیاطین صحرا دنبال‌شونن؟

15:10.916 --> 15:14.250
،پسر، اگه مغزت توی کله‌ی یه لاشخور باشه
پشت و رو پرواز می‌کنه

15:14.333 --> 15:15.666
انقدر باهاش بد حرف نزن

15:18.125 --> 15:19.958
داری واسم حاضر جوابی می‌کنی؟

15:20.041 --> 15:22.625
آها، قانون چهارم این بود

15:23.333 --> 15:26.250
یه دلیل خوب بیارید که چرا
نباید شما رو دودستی

15:26.333 --> 15:28.291
تقدیم اون گاودریم‌هایی کنم که
دنبال‌تون می‌گردن

15:31.916 --> 15:33.708
یالا، بگید ببینم

15:37.916 --> 15:42.083
من از رودها و کوه‌ها و

15:42.166 --> 15:45.416
صحراها رد شدم تا به دوستم
کمک کنم سرنوشتش رو پیدا کنه

15:45.500 --> 15:48.541
عاقبت کل دنیا و مِن‌جمله خودتون
ممکنـه به همین بستگی داشته باشه

15:48.625 --> 15:49.833
گفتم یه دلیل خوب بیار

15:51.000 --> 15:53.375
این دوستت که میگی کی هست؟

15:53.916 --> 15:55.416
یه غولـه -
غول؟ -

15:55.500 --> 15:57.791
چی؟ یعنی الفـه؟ -
بزرگتر از الف‌هاست -

15:57.875 --> 15:59.250
پس یه الفِ گنده‌مُنده‌ست

16:00.208 --> 16:01.208
اصلاً اِلف نیست

16:03.916 --> 16:05.125
جادوگره

16:08.875 --> 16:11.125
...خب، تنها جادوگر این سرزمین

16:13.250 --> 16:14.666
جادوگرِ سیاهـه

16:14.750 --> 16:17.666
ما هم اصلاً نمی‌خوایم
با رفقای اون دوست شیم

16:18.166 --> 16:19.166
ببندیدشون

16:19.541 --> 16:21.875
چی؟
چی؟ نه

16:22.583 --> 16:24.875
چی؟ ولش کنید. کدوم جادوگر سیاه؟

16:27.666 --> 16:31.875
انتظار نداشتیم ایستاره به این زودی
انقدر قوی شده باشه

16:33.500 --> 16:37.291
اون یهویی یه طوفان شنی به وجود آورد که
دوتا از افرادم رو کُشت

16:38.875 --> 16:41.125
الان داره به سمت شمال میره

16:41.208 --> 16:43.583
به سمت...زاهد

16:46.416 --> 16:48.416
هارفوت‌ها چی؟

16:49.625 --> 16:51.541
الان داریم کل صحرا رو می‌گردیم

16:52.375 --> 16:54.291
به زودی پیداشون می‌کنیم

16:55.000 --> 16:57.625
به جون خودم قسم می‌خورم

16:57.708 --> 17:01.625
،گاودریم، تو یا خیلی احمقی

17:02.958 --> 17:05.083
یا خیلی شجاع

17:07.375 --> 17:11.208
فقط روی هارفوت‌ها تمرکز کنید

17:11.291 --> 17:14.375
خودم ترتیب ایستاره رو میدم

17:25.291 --> 17:27.208
بذار بیاد بیرون دیگه

17:28.875 --> 17:31.375
نباید بیدار شی

17:32.125 --> 17:35.833
خاکت رو بخور. ریشه بدوون

17:36.791 --> 17:38.958
آب بخور، خب؟

17:40.333 --> 17:42.166
بگیر بخواب

17:50.083 --> 17:52.500
تو...تو کی هستی؟

17:55.291 --> 17:57.875
چند وقتی میشه کسی
،به اسم صدام نکرده

17:59.125 --> 18:02.625
،ولی اون زمان که ویتی‌ویندل بودم
ملت بومبادیل صدام می‌کردن

18:04.083 --> 18:05.291
تام بومبادیل

18:07.041 --> 18:12.041
♪ خورشید توی غرب می‌کنه غروب و ♪
♪ جستجوت می‌گیره سر ♪

18:12.958 --> 18:15.625
گلدبری، انقدر خجالتی نباش

18:15.708 --> 18:19.000
♪ ،وقتی سایه‌های شب سر برسن ♪

18:19.083 --> 18:21.708
♪ اونوقتـه که باز میشه در ♪

18:27.166 --> 18:30.125
تا جایی که می‌تونستم
لباس چِرکت رو تمیز کردم

18:33.583 --> 18:35.375
خب، دست و صورتت رو بشور دیگه

18:35.458 --> 18:37.125
بعدش بیا کنار آتیش پیشم

18:39.625 --> 18:43.000
اون...بیرون کس دیگه‌ای هست؟

18:44.250 --> 18:46.500
فکر کردم صدای آواز یه خانم رو شنیدم

18:46.583 --> 18:49.791
خانم؟ کدوم خانم؟

18:51.291 --> 18:53.333
شما اینجا تنهایید؟

18:55.583 --> 18:56.833
تو هستی دیگه

18:57.958 --> 18:59.583
البته فکر کنم. واقعاً اینجایی دیگه؟

19:01.916 --> 19:04.291
آه...آره؟

19:20.708 --> 19:26.583
حالا بگو ببینم، می‌خواستی زیر
اون ستاره‌هات چی پیدا کنی؟

19:27.291 --> 19:29.041
دنبال تامِ پیر که نبودی

19:31.541 --> 19:33.166
امیدوار بودم دوست‌هام رو پیدا کنم

19:35.875 --> 19:37.625
معلومـه ستاره‌ها هیچی بارشون نیست، نه؟

19:38.625 --> 19:40.625
همشون تازه‌کارن

19:40.708 --> 19:41.875
یه سال کلاً تاریکـه

19:41.958 --> 19:43.708
سال بعد بالا رو نگاه می‌کنی و

19:45.291 --> 19:49.500
می‌بینی یه عالمه چشم‌های کوچولو
دارن تماشات می‌کنن

19:51.708 --> 19:55.916
،خیال می‌کنن همه چی رو می‌دونن
ولی تازه‌کارن. درست میگم؟

19:57.166 --> 19:58.583
هنوز تازه‌کارن

20:00.500 --> 20:03.458
...چی

20:05.916 --> 20:07.333
تو چی هستی؟

20:08.458 --> 20:12.083
مگه اسمم رو نگفتم؟
تنها جوابی که دارم همونـه

20:14.083 --> 20:15.916
بگو ببینم، تو کی هستی؟

20:16.000 --> 20:18.750
تک و تنهایی و بی‌نام و نشون؟

20:19.583 --> 20:24.041
ولی تو جوونی و من پیرم

20:25.958 --> 20:28.333
البته من پیرترینم

20:30.833 --> 20:32.250
منظورت چیـه پیرترینی؟

20:34.500 --> 20:35.875
پیرترینم

20:37.500 --> 20:40.083
این رو آویزه‌ی گوشِت کن، دوست من

20:40.166 --> 20:43.375
تام قبل از رودها و درخت‌ها اینجا بوده

20:44.416 --> 20:47.625
تام ریختن اولین قطره‌ی بارون و
تولد اولین بلوط رو یادشـه

20:48.541 --> 20:52.291
با تاریکی زیر ستاره‌ها وقتی
همه جا رو گرفته بود، رفیق بود

20:55.083 --> 20:59.791
.اینجا قبلاً سرتاپا سبز بود
.الان کلاً شنیـه

21:02.333 --> 21:05.083
باید میومدم با چشم‌های خودم
می‌دیدمش تا باور کنم

21:06.750 --> 21:08.583
حتی آواز پرنده‌هاش هم عوض شده

21:09.083 --> 21:12.500
.حتی اون درختت که بیرونـه
.آیرون‌وودِ پیر

21:12.583 --> 21:14.166
...فکر می‌کردم اون -
...نه -

21:14.250 --> 21:18.958
یعنی ایشون...شاید بتونن
یکی از شاخه‌هاشون رو بدن بهم

21:19.041 --> 21:21.250
خب، پس باید اول ازش اجازه می‌گرفتی

21:28.625 --> 21:33.291
آروم باش، یارواین. چیزی نیست

21:35.125 --> 21:36.125
می‌دونم

21:37.416 --> 21:41.458
این...جادو. می‌تونی بهم یادش بدی؟

21:42.750 --> 21:47.333
یادت بدم؟ مگه توی این برهوت
چیزی واسه یاد گرفتن هست؟

21:50.708 --> 21:55.416
تو قدرت کنترل درخت‌ها و
باد و آتیش رو داری

21:55.500 --> 21:58.208
جوری که انگار مالک همشونی

21:58.291 --> 22:00.583
مالکیت هر چیزی با خودشـه

22:01.791 --> 22:04.208
همونطور که تو مالک خودتی

22:04.291 --> 22:09.708
پس میشه یادم بدی چطوری
از یه عصا استفاده کنم؟

22:10.833 --> 22:14.333
عصای جادوگری مثل اسم آدم می‌مونه

22:15.375 --> 22:20.375
،هر وقت بخوای می‌تونی ازش استفاده کنی
اگه ثابت کنی شایستگیش رو داری

22:21.625 --> 22:25.916
ولی امروز نشون دادی که
هنوز این شایستگی رو نداری

22:28.458 --> 22:33.458
،اینکه شایستگیش رو پیدا می‌کنی یا نه
به زودی معلوم میشه

22:38.750 --> 22:41.333
قرار نبود زیر این ستاره‌ها عصا پیدا کنم

22:43.750 --> 22:47.000
قرار بود تو رو پیدا کنم. مگه نه؟

22:54.708 --> 22:55.708
چی شده؟

22:56.875 --> 22:58.083
مهمون داریم

23:04.291 --> 23:05.541
اونا کی هستن؟

23:09.291 --> 23:11.500
چرا دنبال من و دوست‌هامن؟

23:14.708 --> 23:17.958
تو اولین ایستاری نیستی که
بغل شومینه‌ام عسل خورده

23:19.541 --> 23:22.208
سال‌ها پیش یه ایستار دیگه هم بود

23:22.750 --> 23:24.500
جادوگر سیاه

23:27.958 --> 23:29.125
چی شدش؟

23:31.625 --> 23:34.333
یه زمانی مثل تو می‌خواست جادو رو کنترل کنه

23:37.666 --> 23:39.791
الان اکثر «رون» تحت فرمانشـه

23:41.791 --> 23:43.458
ولی همچنان در بند طمعـه

23:44.833 --> 23:48.416
فکر می‌کنی شرارتش پخش میشه؟

23:49.625 --> 23:53.666
بدون یاری که خیلی
از خودش قوی‌تر باشه، نه

23:55.333 --> 23:56.666
سائورون

24:00.291 --> 24:02.750
،اگه این دو شعله با هم یکی بشن

24:04.250 --> 24:08.166
آتیشی دامن‌گیر سرزمین میانه میشه که
همشو خاکستر می‌کنه

24:12.458 --> 24:14.375
نمی‌تونی جلوشو بگیری؟

24:17.166 --> 24:19.583
تامِ پیر خانه‌به‌دوشـه. جنگجو که نیست

24:20.666 --> 24:23.750
کارهای بزرگ رو باید کسایی
بکنن که سرنوشت‌شونـه

24:26.750 --> 24:31.166
من هم باید گل‌های سوسن رو
تا پژمرده نشدن، جمع کنم

24:33.166 --> 24:34.583
...منظورت اینـه که

24:37.541 --> 24:38.750
سرنوشت منـه

24:48.833 --> 24:51.291
وظیفه‌ی منـه که
جلوی آتیش رو بگیرم؟

24:52.666 --> 24:55.125
وظیفه‌ی منـه که با سائورون روبرو شم؟

24:57.916 --> 25:02.625
وظیفه‌ات...اینـه که با جفتشون روبرو شی

25:31.500 --> 25:34.666
منتظرتم

25:43.541 --> 25:45.125
اینجا کجاست؟

25:48.000 --> 25:49.250
تیرین گورتاد

25:51.500 --> 25:53.208
«انسان‌ها به اینجا میگن «بارو داونز

25:54.916 --> 25:58.916
توی دوران باستان، شاه‌ها و ارباب‌هاشون رو
اینجا به خواب مرگ می‌سپردن

26:00.625 --> 26:02.625
حس می‌کنم چندان خواب نیستن

26:04.125 --> 26:06.375
انگار حتی درخت‌ها هم پریشونن

26:07.666 --> 26:08.583
نگران نباشید

26:08.666 --> 26:10.833
اجساد انسان‌ها خطری ندارن

26:13.333 --> 26:14.416
ادامه بدید

26:21.208 --> 26:25.041
♪ سرما بر دست و قلب و استخوان ♪

26:25.125 --> 26:29.000
♪ سرما بر خوابِ زیر سنگ ♪

26:50.750 --> 26:54.708
...یه لحظه فکر کردم یه صدایی

26:54.791 --> 26:56.083
صدا؟

26:57.875 --> 26:59.000
چی شنیدی؟

27:00.625 --> 27:02.166
انگار یه ترانه بود

27:06.000 --> 27:07.666
یا خاطره‌ی یه ترانه

27:18.041 --> 27:19.041
گالادریل

27:27.250 --> 27:29.083
زره اسب‌ها مال لیندونـه

27:31.833 --> 27:34.333
پادشاه یه پیام فرستاد تا
به کلبریمبور هشدار بده

27:36.166 --> 27:37.708
همین پیام؟

27:40.916 --> 27:42.708
باید از اینجا بریم

27:49.458 --> 27:51.750
!دایمور -
محکم بگیر -

27:51.833 --> 27:53.083
!ولم نکن

28:06.958 --> 28:09.875
♪ سرما بر دست و قلب و استخوان ♪

28:10.583 --> 28:13.875
♪ سرما بر خوابِ زیر سنگ ♪

28:14.500 --> 28:17.916
♪ خواب ابدی بر تخت‌های سنگ ♪

28:18.000 --> 28:21.791
♪ تا خاموشی خورشید و نابودی ماه ♪

28:27.125 --> 28:30.083
♪ و مرگِ ستاره‌ها در باد سیاه ♪

28:35.541 --> 28:37.125
‫آماده باشید

28:43.583 --> 28:44.666
‫اونا چی هستن؟

28:45.458 --> 28:46.708
‫«ارواح تپه»

28:59.708 --> 29:01.000
‫حمله!

29:25.666 --> 29:26.750
!کمانت رو بیار پایین

29:36.208 --> 29:38.328
‫سلاح‌های ما روشون کارساز نیست

29:42.625 --> 29:44.458
‫مقاومت کنید. دنبالم بیا

29:44.541 --> 29:45.750
‫کجا میری؟

29:45.833 --> 29:46.892
‫- کمکم کن بازش کنم
‫- چی؟

29:46.916 --> 29:48.500
‫زود باش!

29:55.875 --> 29:57.000
‫جناب معاون!

30:10.125 --> 30:11.125
‫بگیرش

30:26.625 --> 30:27.458
‫چطوری؟

30:27.541 --> 30:28.666
‫طبق افسانه‌ها،

30:28.750 --> 30:32.000
‫این موجودات فقط با
سلاح‌های خودشون از بین میرن

30:32.083 --> 30:35.458
‫ولی اونایی که اینجا دفن شدن،
‫هزار سالـه که زیر خاک بودن

30:35.541 --> 30:37.958
‫گمونم میشه با اطمینان گفت که
‫یه چیزی بیدارشون کرده

30:38.041 --> 30:39.458
‫نه

30:41.083 --> 30:42.500
‫یه کسی

30:43.625 --> 30:45.208
‫شرارتی تکون‌دهنده

30:46.333 --> 30:48.708
‫در سرتاسر سرزمین میانه

30:48.791 --> 30:52.666
‫تئو! تئو!

30:52.750 --> 30:54.809
‫- تئو!
‫- تئو!

30:54.833 --> 30:57.208
‫- تئو!
‫- تئو!

30:57.291 --> 30:59.125
‫- تئو!
‫- تئو!

31:01.000 --> 31:02.040
‫تئو!

31:03.083 --> 31:04.123
‫تئو!

31:08.041 --> 31:10.361
‫- تئو!
‫- تئو!

31:20.000 --> 31:21.625
‫همه‌ی اسلحه‌هاشون رو ول کردن

31:24.375 --> 31:27.333
‫واسه ددمنش‌ها، ارزش سر تبر
‫از طلا بیشتره

31:28.041 --> 31:30.250
‫عجیبـه که اینا با خودشون نبردن

31:31.791 --> 31:34.791
‫همگی بیاید.
‫به حرکت ادامه می‌دیم.

31:36.625 --> 31:38.458
‫از این طرف. بریم

31:42.416 --> 31:43.916
‫خودت رو عذاب نده، نومه‌نوری

31:45.625 --> 31:47.500
‫تئو از بدتر از اینا جون سالم به در برده

31:49.083 --> 31:50.375
‫از پسش بر میاد

31:50.458 --> 31:51.666
‫تئو!

31:55.750 --> 31:57.083
‫تئو!

32:06.416 --> 32:07.541
‫تئو!

32:09.708 --> 32:11.791
‫آهای تو! از این طرف

32:21.815 --> 32:28.815
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

32:43.125 --> 32:45.291
‫من که میگم به اردوگاه‌شون حمله کنیم

32:45.375 --> 32:47.000
‫اون‌وقت جنگ رو شروع می‌کنیم

32:47.083 --> 32:50.041
‫همین الانشم توی جنگیم، دریانشین

32:50.125 --> 32:54.375
چیزی که من دیدم، بعید می‌دونم
‫کار انسان‌های فانی باشه

32:54.458 --> 32:58.458
‫اونا انسان نیستن. حیوون هستن.
‫اگه مجبور بشن گوشتِ انسان هم می‌خورن.

32:58.541 --> 33:01.375
‫هر دقیقه وقتی که تلف می‌کنیم،
‫پیدا کردنِ تئو سخت‌تر میشه

33:01.458 --> 33:02.666
‫باید به جستجو ادامه بدیم

33:02.750 --> 33:06.916
‫می‌تونیم «ایست‌فیلد گلن» رو بگردیم.
‫میگن ددمنش‌ها اونجا اتراق می‌کنن.

33:07.000 --> 33:08.059
‫فکر خوبیـه

33:08.083 --> 33:09.708
‫بهتره شمال رو بگردید

33:12.208 --> 33:13.291
‫چرا شمال؟

33:15.458 --> 33:19.083
‫هفته‌ها توی این منطقه دنبال عزیزانم می‌گشتم

33:19.166 --> 33:21.000
‫اون قسمت از جنگل قدیمیـه

33:21.083 --> 33:23.375
‫بهتون قول میدم اونجا ددمنش‌ها و
‫حتی بدتر از اونا هم هستن

33:24.708 --> 33:26.059
‫شاید حق با تو باشه

33:26.083 --> 33:27.166
‫آروندیر

33:30.250 --> 33:33.625
‫بهتره روشنایی روز رو غنیمت بشماریم.
‫آب و آذوقه جمع کنید.

33:33.708 --> 33:35.268
‫حرکت کنیم

33:44.375 --> 33:45.375
‫اوه!

33:48.375 --> 33:49.375
‫بفرما

33:57.541 --> 33:58.750
‫یه جا رو یادت رفت تمیز کنی

34:06.833 --> 34:07.833
‫ممنون

34:09.750 --> 34:12.041
‫خوش به حالت که هیچ‌وقت توی
‫جزیره‌تون کمبود آب ندارید

34:13.166 --> 34:15.750
‫نه. توی نومه‌نور،
‫توی اکثر خونه‌هامون آب داریم

34:16.416 --> 34:17.916
‫دلم می‌خواد ببینمش

34:19.541 --> 34:21.208
‫شرط می‌بندم نامزدت هم دلش می‌خواد ببینتش

34:25.666 --> 34:27.208
‫باید به حرکت ادامه بدیم

34:27.291 --> 34:28.416
‫یه لحظه

34:28.500 --> 34:31.583
‫گفتی مدتی بین ددمنش‌ها بودی، استرید

34:32.458 --> 34:33.458
‫چقدر؟

34:34.625 --> 34:37.125
‫حالا بینِ بین‌شون هم نبودم. قایم شده بودم

34:38.541 --> 34:40.833
‫- بهت صدمه‌ای زدن؟
‫- آروندیر، چی...

34:40.916 --> 34:43.375
‫پرسیدم چون دیدم یه زخم روی گردنتـه

34:44.291 --> 34:45.291
‫انگار تازه‌ست

34:46.625 --> 34:50.833
‫نه. تقصیر خودم بود.
‫کنار آتیش...خوابم برد.

34:50.916 --> 34:52.916
‫باید خاموشش می‌کردم،
‫ولی شب سردی بود

34:53.000 --> 34:54.083
‫بی‌فکری از خودم بود

34:54.166 --> 34:56.958
‫از همه‌مون گاهی بی‌فکری سر می‌زنه

34:57.041 --> 34:59.750
‫علی‌الخصوص در مواقعی که به در بسته می‌خوریم

35:10.458 --> 35:12.291
‫استرید، این چیه؟

35:12.375 --> 35:13.916
‫خودش سوزونده

35:14.000 --> 35:16.583
‫ددمنش‌ها این کار رو می‌کنن
‫تا داغ آدار رو مخفی کنن

35:17.208 --> 35:20.208
‫اگه همراه تو نمیومد، همون
‫دم دروازه مچش رو می‌گرفتیم

35:20.291 --> 35:22.125
‫اون ددمنش‌ـه؟

35:22.208 --> 35:24.250
‫از اوناست

35:24.333 --> 35:26.583
‫و قراره ما رو ببره پیش بقیه‌شون

35:38.083 --> 35:39.243
‫نقشه‌ات چی بود؟

35:41.458 --> 35:43.958
‫بهم خنجر بزنی؟ اسبم رو بدزدی؟

35:44.916 --> 35:47.458
‫همین بود؟ نه؟

35:47.541 --> 35:51.208
‫بعدش فهمیدی اهل نومه‌نورم.
‫یه فکر بهتر به سرت زد، مگه نه؟

35:53.750 --> 35:55.291
‫تمام مدت داشتی ازم سوءاستفاده می‌کردی

35:55.958 --> 35:57.583
‫شرط می‌بندم حتی نامزد هم نداری

35:57.666 --> 36:00.208
‫- توی موردور می‌مُردم بهتر بود؟
‫- نمی‌دونم

36:00.916 --> 36:02.500
‫بذار فکر کنم

36:14.708 --> 36:15.875
‫چیه؟

36:25.416 --> 36:26.625
‫تکون نخورید

36:33.750 --> 36:34.750
‫سریع بیاید

36:35.416 --> 36:37.541
‫اصلاً انسان‌ها تئو رو نگرفتن

37:00.708 --> 37:01.708
‫نگاه

37:03.541 --> 37:04.791
‫خوش‌خوراک بیدار شد

37:13.375 --> 37:14.458
‫کمک!

37:19.875 --> 37:21.416
‫اون چیه؟

37:21.500 --> 37:25.000
‫هنوز نمی‌دونیم. ولی
‫هر چی که هستن، گنده‌ان

37:42.166 --> 37:43.206
‫مراقب باش پات رو کجا می‌ذاری

37:55.958 --> 37:58.958
‫اگه از دستام استفاده کنم،
‫شاید حفظ تعادل راحت‌تر باشه

37:59.041 --> 38:00.666
‫و فرار کردن هم راحت‌تره

38:01.958 --> 38:04.291
‫هیچکس نمی‌تونه توی این وضع فرار کنه

38:04.375 --> 38:05.583
‫یالا، بازم کن

38:12.541 --> 38:13.666
‫مشکلی نیست

38:15.708 --> 38:17.083
‫تکون نخور

38:17.166 --> 38:18.500
‫گفتم مشکلی نیست

38:23.875 --> 38:24.875
‫دستت رو بده من

38:24.916 --> 38:26.958
‫کمک!

38:34.541 --> 38:35.583
‫منو بکِش بالا

38:37.916 --> 38:39.250
‫دارم میرم پایین

39:53.541 --> 39:54.541
‫اون دیگه چی بود؟

39:54.625 --> 39:57.416
‫توی اعماق تاریک این دنیا،
‫موجودات بی‌نام و نشونِ زیادی هستن

40:00.583 --> 40:02.041
‫این یکی...

40:04.250 --> 40:06.125
‫اسمش رو می‌ذاریم «شام»

40:15.750 --> 40:18.166
‫آره، با ریش‌سفیدان دهکده مشورت کردم

40:18.750 --> 40:23.875
‫آفتاب که زد شما دوتا رو بیرون می‌کنیم.
‫شرمنده، ولی اولویت با استورهاست.

40:23.958 --> 40:26.958
‫حقیقت اینـه که اگه سادوک جای شما بود...

40:29.458 --> 40:31.791
اون هم به احتمال زیاد همین کار رو می‌کرد

40:32.291 --> 40:33.666
‫سادوک؟

40:33.750 --> 40:37.291
‫مسیریاب‌مون. اسمش سادوک باروز بود

40:38.541 --> 40:42.375
‫سادوک باروز اسم رهبرتون بود؟

40:46.875 --> 40:50.708
‫گفته باشم که حرفت رو باور نمی‌کنم

40:51.666 --> 40:54.958
‫فقط واسه اطمینان اینو نشونت میدم

40:55.666 --> 40:56.875
‫اطمینان از چی؟

41:01.125 --> 41:05.708
‫میگن توی دوران باستان، یه استور بوده

41:05.791 --> 41:07.791
‫با بقیه‌مون فرق داشته

41:07.875 --> 41:13.833
‫میگن یه شب توی خواب، جایی رو دید که
‫همیشه آب سرد از رودخونه‌هاش جاری بود و

41:13.916 --> 41:18.500
‫تپه‌هاش اونقدر صاف و نرم بودن که
‫یه خانواده می‌تونست کمتر از یه ماه

41:18.583 --> 41:20.625
‫چاله بکنه و برای خودش خونه بسازه

41:21.916 --> 41:24.708
‫اسمش رو گذاشت «سوزات»

41:26.625 --> 41:29.708
‫یه سال با کاروانی از پیروانش
‫رفت که پیداش کنه

41:29.791 --> 41:31.333
‫قول داد وقتی پیداش کرد،

41:31.416 --> 41:34.041
‫یکی رو بفرسته که
‫بقیه‌مون رو ببره اونجا

41:35.458 --> 41:40.500
‫ولی این آخرین باری بود که از
‫«روریماس باروز» خبری شنیدیم

41:48.791 --> 41:50.416
‫ترانه‌ی پیاده‌روی پاپی

41:51.791 --> 41:54.000
‫هارفوت‌ها قبلاً اینجا بودن

41:58.833 --> 42:01.291
‫زادگاه و خونه‌ی قوم شما،

42:01.375 --> 42:02.833
‫شبیه اینـه؟

42:04.541 --> 42:08.000
‫برگشتید اینجا تا راه سوزات رو
‫به ما نشون بدید؟

42:11.000 --> 42:12.291
‫گمونم...

42:14.500 --> 42:17.916
‫روریماس هیچ‌وقت سوزات رو پیدا نکرد

42:22.125 --> 42:24.041
‫و بعد از یه مدت...

42:26.666 --> 42:30.166
‫همینطور به کوچ‌نشینی ادامه دادیم

42:39.208 --> 42:41.041
‫ما خونه‌ای نداریم

42:55.291 --> 42:59.083
‫چندتا سوارکار دیده شدن.
‫دارن به این سمت میان.

43:09.791 --> 43:11.583
‫آفتاب از کدوم طرف در اومده که...

43:33.416 --> 43:37.458
‫هارفوت‌ها کجان؟

43:45.166 --> 43:50.208
‫تنها نیم‌وجنبی‌های توی این صحرا استورها هستن

43:52.583 --> 43:55.250
‫می‌دونی چرا ما این ماسک‌ها رو می‌زنیم؟

43:56.458 --> 44:00.500
،اگه از جادوگر سیاه سرپیچی کنید
‫وقتی با خودش برگشتیم،

44:00.583 --> 44:02.958
‫متوجه میشید

44:33.083 --> 44:36.000
‫می‌دونم فکر می‌کنی این حلقه داره منو فریب میده

44:36.583 --> 44:39.208
‫ولی من فکر می‌کنم راهنمایی‌ام می‌کنه و

44:40.125 --> 44:43.750
‫شاید دنبال کردنش، تنها
‫مسیری باشه که ما رو به پیروزی می‌رسونه

44:45.000 --> 44:48.375
‫هیچ محدودیتی برای هزینه و
‫بهای پیروزی قائل نیستی؟

44:51.041 --> 44:53.458
‫هنوز به اون حد نرسیدم

44:53.541 --> 44:55.041
‫چطور این باعث وحشتت نمیشه؟

44:55.125 --> 44:59.875
‫چون عذاب دنیایی که حاکمش سائورون باشه

44:59.958 --> 45:01.666
‫بیشتر باعث وحشتم میشه

45:04.708 --> 45:10.458
‫همیشه حسش کردم.
‫ولی با این حلقه، می‌تونم ببینمش.

45:11.458 --> 45:15.291
‫همه‌ی چیزهایی که اگه توی ‫مأموریت‌مون شکست بخوریم
به باد میرن، جلوی چشمم هستن

45:19.666 --> 45:23.416
‫پدرم پیش‌بینی کرد که یه روز

45:23.500 --> 45:25.791
مرگ یا زندگی کلبریمبور به من بستگی داره

45:27.833 --> 45:31.833
‫مسیری رو انتخاب می‌کنم که بیشترین شانس
‫محافظت از جونش رو داشته باشه

45:34.875 --> 45:38.166
‫محافظت از ضعیف‌ها و

45:40.000 --> 45:45.125
‫عزیزان‌مون، وظیفه‌ایـه که
‫به دوش اِلف‌ها گذاشته شده

45:50.750 --> 45:52.666
‫و هنوز به سرانجام نرسیده

45:55.208 --> 46:00.708
‫و بهت قول میدم فداکاری‌های
‫دردناک‌‌تری در پیشـه

46:07.708 --> 46:09.041
‫گالادریل؟

46:10.500 --> 46:12.166
‫بهم قول بده، الراند

46:13.958 --> 46:17.416
‫مقابله با سائورون اولویت اولت باشه

46:18.750 --> 46:19.958
‫حتی مهم‌تر از جونِ من

46:20.958 --> 46:24.375
‫من هیچ قولی نمیدم که خواسته‌اش
‫از اون حلقه نشأت گرفته باشه

46:29.708 --> 46:31.416
‫ولی قسم می‌خورم...

46:33.375 --> 46:35.625
‫شکست دادنِ سائورون بر همه چیز مُقدمـه

46:37.333 --> 46:38.958
‫حتی تو

46:41.583 --> 46:45.500
‫ببخشید، فرمانده، صدای طبل شنیدیم

47:26.666 --> 47:28.333
‫اون کلید دست‌بنده؟

47:29.625 --> 47:32.625
‫گمونم می‌خواست تو تصمیم بگیری که
‫ازش استفاده کنی یا نه

47:54.875 --> 47:55.875
‫شرمنده‌ام

47:59.125 --> 48:00.250
‫من هم همینطور

48:03.083 --> 48:05.916
‫نه. ایسیلدور، ببین...

48:10.666 --> 48:13.125
‫بخشش شامل امثال من نمیشه

48:14.750 --> 48:17.166
‫دیر یا زود، بیرونم می‌کنن،
‫خودت که می‌دونی

48:25.333 --> 48:26.625
‫نمی‌ذارم

48:29.250 --> 48:30.875
‫نمی‌ذارم بیرونت کنن

48:33.625 --> 48:35.166
‫شمشیر رو بذار کنار

48:49.791 --> 48:51.791
‫استرید، شمشیر رو بنداز

48:58.250 --> 48:59.583
‫استرید!

49:06.166 --> 49:07.375
‫وایسا!

49:12.083 --> 49:15.166
‫من آروندیر هستم، اهل گرین‌وود

49:18.041 --> 49:22.916
‫تابحال با تبر درختی رو بُریدی؟

49:25.333 --> 49:27.208
‫از صمیم قلب شرمنده‌ام، آره، ولی...

49:29.833 --> 49:31.541
!گوش کن چی میگم

49:52.208 --> 49:53.848
‫این واسه بُریدنِ درخت‌ها نیست

49:58.208 --> 50:00.625
‫پس چی می‌بُره؟

50:00.708 --> 50:02.125
‫اُرک‌ها رو

50:06.666 --> 50:07.875
‫عقب وایستید

50:09.166 --> 50:11.291
‫یه ارتش از اُرک‌ها...

50:13.166 --> 50:14.916
‫اینجا بودن

50:15.000 --> 50:19.083
‫همینطور پیشروی می‌کردن،
‫می‌کُشتن و آسیب می‌زدن

50:20.125 --> 50:21.583
‫دیدیم چیکار کردن

50:22.625 --> 50:26.208
‫واسه همین اینجایید؟
‫واسه همین انقدر عصبانی هستید؟

50:28.291 --> 50:34.291
‫شیره‌های جاری و شاخه‌های سوخته
‫از دور ما رو صدا زدن

50:35.833 --> 50:39.583
‫ولی... خیلی دیر رسیدیم

50:39.666 --> 50:42.666
‫یه ارتش؟ چند وقت پیش بود؟

50:42.750 --> 50:46.875
‫خیلی از اون درخت‌ها رو وینتربلوم
‫از دانه و جوانه پرورش داده بود

50:46.958 --> 50:49.833
‫داغ دلش رو تازه نکن

50:49.916 --> 50:51.716
!همشون سر و ته یه کرباسن

50:56.333 --> 51:01.125
!‫همشون یه مُشت تبرزنِ، ریشه‌بُرِ کُنده‌شکونن

51:07.416 --> 51:08.616
‫از شما...

51:16.000 --> 51:18.333
‫بابت صدماتی که زدیم...

51:26.041 --> 51:28.333
‫طلب بخشش...

51:36.500 --> 51:37.999
‫می‌کنیم

51:50.541 --> 51:53.583
‫بخشش یه عمر زمان می‌بره

52:01.166 --> 52:06.291
‫بارون، یادگار خاک رو می‌شوره و می‌بره

52:06.375 --> 52:10.875
‫پوسته‌ی جدید زخم‌های قدیمی رو می‌پوشونه

52:11.666 --> 52:15.458
‫و در تمام این مدت، قول میدم که

52:15.541 --> 52:19.916
‫حواس‌مون هست درخت‌های
‫این جنگل در صلح و آرامش باشن

52:38.208 --> 52:40.083
‫به نظرت می‌دونن صلح و آرامش چیـه؟

52:40.166 --> 52:44.000
‫همونیـه که بعد از توفان‌های شبانه میاد،

52:44.083 --> 52:47.958
‫وقتی پرنده‌ها توی سکوتِ سپیده‌دم بیدار میشن

52:48.708 --> 52:53.208
‫ما حافظان این جنگل بودیم...

52:53.291 --> 52:57.291
‫قبل از اینکه کوه‌ها سر بلند کنن و
‫به دو قسمت تقسیمش کنن

53:00.791 --> 53:06.625
‫وقتی تنها صدای اینجا،
‫صدای تابیدن نور روی خزه‌ها بود

53:11.250 --> 53:12.333
‫تئو؟

53:12.416 --> 53:15.833
‫و نفس کشیدنِ شاخه‌ها

53:19.583 --> 53:24.500
‫بله. ما با صلح و آرامش بیگانه نیستیم

53:24.583 --> 53:27.291
‫استرید؟ منم

53:36.875 --> 53:39.250
‫استرید؟ استرید

53:41.250 --> 53:42.250
‫هیگن؟

53:44.500 --> 53:46.791
‫- چی... فکر کردم تو...
‫- من هم همینطور

53:50.750 --> 53:53.875
‫باورم نمیشه اینجایی.
‫نگاهش کن.

54:20.625 --> 54:22.250
‫ممنون که اومدی دنبالم

54:26.625 --> 54:28.166
‫قول دادم

54:29.708 --> 54:31.125
‫ممنون که سر قولت موندی

54:35.708 --> 54:37.291
‫یه قولِ دیگه هم دادم

54:38.875 --> 54:43.541
‫اُرک‌ها در حرکتن.
‫باید ردشون رو دنبال کنم.

54:44.625 --> 54:47.083
‫شاید یه فرصت دیگه واسه
‫مواجهه با آدار گیرم اومد

54:50.708 --> 54:52.625
‫اگه بخوای می‌تونی باهام بیای

54:56.833 --> 54:58.666
‫من هم یه قول‌هایی دادم که باید پاشون بمونم

55:06.375 --> 55:10.250
‫پس به امید دیدار، ارباب پلارگیر

55:25.000 --> 55:27.000
‫« ارگیون »

55:48.375 --> 55:49.916
‫اُرک‌های پست‌فطرت

55:50.000 --> 55:51.416
‫اون مسیر

55:52.791 --> 55:54.041
‫گمونم می‌رسه به...

55:54.125 --> 55:56.166
‫ارگیون، سرورم

55:57.041 --> 56:01.333
‫ما اومده بودیم دنبال سائورون بگردیم.
‫ولی به جاش آدار رو پیدا کردیم؟

56:01.833 --> 56:03.791
‫ممکنه با همدیگه دست‌شون
‫توی یه کاسه باشه یا...

56:05.708 --> 56:06.916
‫شاید هم توی جنگ باشن

56:07.000 --> 56:09.375
‫یه سپاه از اُرک‌ها به داخل
‫سرزمین اِلف‌ها لشکرکشی کرده

56:10.375 --> 56:12.083
‫همه‌مون توی جنگ هستیم

56:14.875 --> 56:18.541
‫قبل اینکه ارتش‌مون به سمت موردور
‫حرکت کنه، باید پادشاه برین خبردار بشه

56:22.875 --> 56:23.916
‫اونجا!

56:28.416 --> 56:29.541
‫وایسا!

56:30.375 --> 56:32.392
‫ولی اون شام‌مونـه که داره فرار می‌کنه!

56:34.500 --> 56:35.666
‫یالا!

56:36.958 --> 56:38.458
‫به صف شید!

56:41.208 --> 56:44.083
‫کیه؟ چشم بچرخونید

56:56.291 --> 56:59.500
‫همین نزدیکی‌هان. بگردید

57:01.708 --> 57:04.000
‫کیه؟ کی بود؟

57:06.083 --> 57:07.416
‫صداش از اونجا بود

57:08.375 --> 57:10.541
‫بوی الف به مشامم خورده

57:36.458 --> 57:37.458
‫محشره

57:37.500 --> 57:39.750
‫زیر هر سنگی رو نگاه کنید. یالا!

57:39.833 --> 57:43.583
‫خودتون رو به لیندون برسونید.
‫من تا جایی که بتونم سرشون رو گرم می‌کنم.

57:47.375 --> 57:48.458
‫بگردید

57:49.208 --> 57:50.458
‫بگیرش

57:55.083 --> 57:56.625
‫بگیرش، الراند

57:59.166 --> 58:00.458
‫اونجا

58:07.500 --> 58:10.000
‫بقیه‌تون کجان؟

58:11.958 --> 58:13.125
‫من تنهام

58:14.375 --> 58:16.625
‫شستِ راستش رو قطع کنید

58:17.958 --> 58:21.875
‫اگه بهمون بگی بقیه کجان،
‫از خیر شستِ چپت می‌گذرم

59:11.291 --> 59:14.041
‫اون خودش رو فدا کرد تا ما رو نجات بده

59:19.041 --> 59:21.166
‫نه، اشتباه می‌کنی، کمنیر

59:23.708 --> 59:26.125
‫این کار رو برای نجات ما نکرد

59:28.208 --> 59:29.458
‫چی؟

59:29.541 --> 59:31.791
‫می‌خواست حلقه رو نجات بده

59:33.875 --> 59:34.875
‫عجله کنید

59:41.583 --> 59:43.291
‫این سرزمین الف‌هاست

59:47.375 --> 59:49.083
‫برگردید توی سایه‌ها

01:00:01.333 --> 01:00:04.583
‫به‌به، چه سعادتی...

01:00:04.666 --> 01:00:06.666
‫بانو گالادریل

01:00:09.000 --> 01:00:29.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
