WEBVTT

00:06.041 --> 00:08.408
‫آنچه گذشت...

00:08.916 --> 00:10.500
‫کوهستان مثل آدمیزاد می‌مونه

00:10.541 --> 00:14.000
‫اگر ترانۀ زیبایی براش بخونی،
‫پژواک اون رو بهت برمی‌گردونه،

00:14.083 --> 00:16.250
‫و بهت نشون میده کجا رو حفر کنی،
‫کجاها تونل بزنی...

00:16.333 --> 00:18.375
‫و به کجای کوهستان دست‌درازی نکنی

00:21.000 --> 00:22.017
‫پدر...

00:22.041 --> 00:23.833
‫خیلی بیشتر از اونیـه که فکرشو می‌کردیم

00:23.916 --> 00:26.166
‫- شاه دورین، یک چیزی...
‫- بسه!

00:26.250 --> 00:27.416
‫اون اِلف رو دستگیر کنید

00:28.375 --> 00:30.916
‫الراند چنان مثل برادر خودم می‌مونه

00:31.000 --> 00:34.250
‫که انگار داخل رحم مادر خودم رشد کرده

00:34.291 --> 00:36.041
‫گستاخ!

00:36.125 --> 00:38.166
‫از خاطرۀ مادرت سوءاستفاده می‌کنی

00:38.250 --> 00:41.333
‫که از تصمیمت برای
‫خیانت به هم‌نوعانت دفاع کنی؟

00:41.416 --> 00:43.625
‫جناب‌عالی به هم‌نوع‌هامون خیانت کردی!

00:43.708 --> 00:46.041
‫تو حرمتِ تاجی که روی سرتـه رو حفظ نمی‌کنی!

00:49.875 --> 00:51.250
‫ولش کن

00:51.333 --> 00:52.750
‫دیگه مال تو نیست

00:55.125 --> 00:57.458
‫تو از سایه اومدی

00:57.541 --> 01:00.083
‫و فرمان میدم به همان سایه برگردی!

01:04.833 --> 01:07.625
‫دیشب باز همون خواب رو دیدی، نه؟

01:07.708 --> 01:10.000
‫توی خوابم، یه‌جور.. شاخه‌ای هست

01:10.083 --> 01:11.375
‫زیر ستاره‌ها

01:14.125 --> 01:15.500
‫ظاهراً دارن تعقیب‌مون می‌کنن

01:17.708 --> 01:19.583
‫داشتم یه نگاهی به
‫کتاب‌های قدیمی سادوک مینداختم

01:19.666 --> 01:21.541
‫فکر کنم یه‌جور نقشۀ راه باشه

01:21.625 --> 01:23.583
‫به سرزمین «رون» خوش‌اومدید

01:23.666 --> 01:25.500
‫چرا داری این‌جوری نگاهش می‌کنی؟

01:25.583 --> 01:27.041
‫انگار که اولین‌بارت نیست میای اینجا

01:27.125 --> 01:28.416
‫فقط توی خوابم

01:34.458 --> 01:35.625
‫اسمت رو بهم بگو

01:35.708 --> 01:38.208
‫من القاب زیادی داشتم

01:38.291 --> 01:39.541
‫«هالبرند» کجاست؟

01:39.625 --> 01:42.500
‫اون رفته و بعید می‌دونم دیگه برگرده

01:42.583 --> 01:45.583
‫و اگرم یک روزی برگشت،
‫ما دیگه کاری به کارش نداریم

01:45.666 --> 01:49.833
‫الراند الان بهم اطلاع داد که
‫همراه‌تون اون کسی که ادعا می‌کرده نبوده

01:49.916 --> 01:51.142
‫اون کسی که فکرشـو می‌کردم نبود

01:51.166 --> 01:52.666
‫اون سائورون‌ـه

01:52.750 --> 01:55.916
‫باید مستقیم برسه به دستِ ارباب کلبریمبور

01:56.500 --> 02:00.291
‫اون باید مطلع بشه که
‫هالبرند همون سائورونـه

02:00.375 --> 02:03.333
‫عذر می‌خوام، ارباب،
‫همین‌الان یک پیام‌رسان از راه رسید

02:03.833 --> 02:05.416
‫اجازۀ ورود داره؟

02:36.351 --> 02:40.757
‫[کازادوم]

02:42.781 --> 02:53.781
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:53.805 --> 03:00.805
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

03:20.291 --> 03:24.583
‫- خوراک دُم موش‌کور، خوراک دم موش‌کور...
‫- عه

03:24.666 --> 03:26.041
‫صبر کن

03:26.125 --> 03:27.750
‫- این گرونـه
‫- چی؟

03:28.625 --> 03:30.333
‫ما که گدا گشنه نیستیم

03:30.416 --> 03:33.291
‫خودت می‌گفتی بهتره که
‫بیشتر صرفه‌جویی کنیم

03:33.375 --> 03:36.375
‫یا نکنه اون حرفت شامل خودت نمی‌شه؟

03:37.166 --> 03:38.166
‫هوم؟

03:42.416 --> 03:44.041
‫تو با یه شاهزاده ازدواج کردی

03:45.583 --> 03:47.583
‫ولی حالا گیرِ یه تبعیدی افتادی

03:51.625 --> 03:54.625
‫من گیرِ دورفی افتادم که عاشقشم

03:56.791 --> 04:01.791
‫و حاضر نیستم عشقش رو با یه معدن
‫پُر از سنگ اوپال آتشین هم عوض کنم

04:08.708 --> 04:10.458
‫ولی اگه سنگ اوپال هم داشتیم بد نبود

04:10.541 --> 04:12.375
‫آره واقعاً

04:14.083 --> 04:16.083
‫هنوز با پدرت صحبت نکردی...

04:16.125 --> 04:19.500
‫دیسا، تو که می‌دونی
‫اون هیچ‌وقت حاضر نمی‌شه منو ببینه

04:19.583 --> 04:20.875
‫سؤال من این نبود

04:21.000 --> 04:23.666
‫من چرا باید واسه ملاقات
‫درخواست بدم؟

04:23.750 --> 04:25.541
‫اون منو عاق کرد!

04:25.625 --> 04:28.125
‫اون مثل سنگ، سفت و یه‌دنده‌ست

04:28.208 --> 04:30.528
‫احتمال اینکه بتونی یه آجر رو نرم کنی
‫خیلی بیشتره

04:31.291 --> 04:32.458
‫بهتره بری...

04:32.541 --> 04:33.541
‫دیسا؟

04:34.833 --> 04:35.833
‫پناه بگیر

04:38.666 --> 04:40.791
‫گفتم پناه بگیرید!

04:40.875 --> 04:42.000
‫دیسا!

05:25.541 --> 05:26.750
‫دورین

05:28.708 --> 05:29.708
‫نه

05:31.541 --> 05:32.666
‫نه نه نه نه

07:15.500 --> 07:19.125
‫روزی دوباره غنچه‌های زیبایی

07:19.208 --> 07:22.750
‫در این اراضی شکوفه خواهند زد

07:29.041 --> 07:30.500
‫برادر عزیزم

07:44.291 --> 07:45.541
‫ارباب کلبریمبور

07:47.416 --> 07:49.333
‫بهم نگفته بودن که شما تشریف آوردید

07:52.125 --> 07:53.333
‫چه خبری دارید؟

07:53.416 --> 07:55.625
‫یه مهمان ناخوانده برام اومده بود

07:58.666 --> 08:00.666
‫به همین زودی برگشت؟

08:04.291 --> 08:07.083
‫گالادریل؟ گالادریل؟ گالادریل؟

08:22.500 --> 08:25.083
‫این بذری نیست که خودت کاشته بودی؟

08:28.291 --> 08:33.125
‫سه حلقه برای پادشاهان اِلف زیر آسمان

08:33.916 --> 08:38.375
‫هفت حلقه برای ارباب‌های دورف
‫در تالارهای سنگی‌شان

08:38.458 --> 08:43.541
‫و نُه حلقه برای انسان‌های فانی محکوم به مرگ

08:56.583 --> 08:59.083
‫باید از شمال به «موردور» حمله کنیم

08:59.166 --> 09:02.000
‫از اینجا وارد می‌شیم،
‫بین «ارد لیتوی» و «افل آرنن»

09:02.458 --> 09:05.416
‫حمله از مشرق به آدار عاقلانه‌تره

09:06.666 --> 09:08.833
‫چیزی از محل استقرار سائورون می‌دونیم؟

09:08.916 --> 09:13.083
‫طبق گفتۀ جاسوس‌هامون
‫سائورون آخرین بار نزدیک به موردور دیده شده

09:13.916 --> 09:17.500
‫فکر می‌کنیم که اون می‌خواد
‫آدار رو کنار بزنه و ارتشش رو پس بگیره

09:17.583 --> 09:19.375
‫اگر بجنبیم،

09:19.458 --> 09:22.541
‫شاید بتونیم با یک تیر دو نشون بزنیم

09:22.625 --> 09:24.958
‫اون‌وقت نظر فرمانده ارتش‌های شمالی چیه؟

09:25.916 --> 09:27.125
‫گالادریل؟

09:30.458 --> 09:33.791
‫آم... باید کشتی‌هامون رو
‫بفرستیم سمت آندویین

09:34.625 --> 09:37.500
‫و از غرب به موردور حمله کنیم

09:42.416 --> 09:43.958
‫تمهیداتِ لازم رو به عمل بیارید

09:52.250 --> 09:54.375
‫چشم عقاب نمی‌خواد فهمیدنِ این که

09:54.458 --> 09:57.458
‫فکرت بسیار پریشونـه و اصلاً اینجا نیست

09:57.541 --> 09:59.500
‫چی فکرت رو درگیر کرده؟

10:01.375 --> 10:03.625
‫سائورون شاید به موردور سفر کرده باشه،

10:05.625 --> 10:07.791
‫اما نمی‌شه مطمئن بود که
‫قراره همون‌جا بمونه

10:09.875 --> 10:11.458
‫چی باعث میشه اینو بگی؟

10:12.041 --> 10:13.166
‫سائورون...

10:15.000 --> 10:17.791
‫خودش رو ارباب یه بیابان خشک نمی‌دونه،

10:18.958 --> 10:20.750
‫ارباب تمام سرزمین میانه می‌دونه

10:23.416 --> 10:26.000
‫اون نمی‌خواد فقط از طریق
‫جنگ و خون‌ریزی حاکم بشه،

10:26.500 --> 10:31.000
‫بلکه می‌خواد ذهن و ارادۀ
‫تمام مردم رو تسلیمِ خودش بکنه

10:31.583 --> 10:33.333
‫و اون برای این کار
‫به ارتش احتیاج نداره...

10:35.333 --> 10:36.583
‫به حلقه‌ها احتیاج داره

10:37.333 --> 10:40.583
‫و بدون کمک کلبریمبور نمی‌تونه حلقه بسازه

10:40.666 --> 10:45.666
‫سائورون تنهاست و هیچ ارتش یا متحدی نداره

10:46.208 --> 10:49.916
‫اِرگیون به‌وسیلۀ دو رودخونه محافظت میشه

10:50.000 --> 10:55.250
‫با یک دیوار مرزی سنگی ساختۀ دورف‌ها،
‫به طول چند کیلومتری و قطر سه متری

10:56.916 --> 11:01.625
‫جای هیچ نگرانی نیست،
‫کلبریمبور و اسرار فوت و فن‌اش

11:02.416 --> 11:03.416
‫در امان هستن.

11:22.208 --> 11:27.708
‫باید این هشدار رو بدم که
‫یک شرارتِ پنهان داره به کلبریمبور نزدیک میشه

11:28.708 --> 11:32.250
‫نقشۀ سائورون همین‌الان در حال اجراست

11:32.833 --> 11:33.958
‫اینو مطمئنم

11:35.666 --> 11:36.875
‫چطور مطمئنی؟

11:39.916 --> 11:42.500
‫از وقتی این حلقه رو انداختم، احساس می‌کنم...

11:44.166 --> 11:45.375
‫دارم صحنه‌هایی...

11:46.541 --> 11:48.750
‫از جهانِ نادیده می‌بینم...

11:50.916 --> 11:54.541
‫به‌عنوان رؤیاهای ناخواسته‌ای
‫که میان ذهن بیدار من رو مشغول می‌کنن

11:56.041 --> 11:58.458
‫یعنی فکر می‌کنی که
‫حلقه‌ها قدرتِ دیدن

11:58.541 --> 12:01.416
‫آنچه که هنوز رخ نداده رو بهت داده

12:04.291 --> 12:05.875
‫به شما هم این قدرت رو داده؟

12:10.375 --> 12:12.541
‫من فرو ریختن کوه‌ها رو دیدم

12:13.583 --> 12:18.375
‫و خشک شدن رودها. و ابرهایی سیاه
‫که بر روی برج‌های سفید سایه انداختن

12:18.458 --> 12:21.291
‫- پس من رو به ارگیون بفرستید
‫- گالادریل...

12:21.375 --> 12:24.625
‫- اگر سائورون اونجا بود، خبر می‌فرستم...
‫- تو نمی‌تونی دوباره با سائورون روبرو شی

12:26.875 --> 12:31.125
‫میگن زمانی که اون فریبکار
‫اعتماد یک نفر رو جلب می‌کنه،

12:31.208 --> 12:34.500
‫این توانایی رو به‌دست میاره که
‫به افکار طرف شکل بده

12:35.083 --> 12:39.208
‫بلکه به‌جز قلب و ذهن‌اش،
‫گوش و چشمش رو هم فریب میده

12:39.291 --> 12:41.708
‫می‌تونه واقعیتی که توش زندگی می‌کنن
‫رو دستکاری کنه

12:43.041 --> 12:45.250
‫تو یک‌بار قبلاً تحت نفوذش قرار گرفتی

12:48.250 --> 12:49.250
‫بله

12:50.791 --> 12:52.208
‫اون ذهن منو می‌شناسه

12:53.875 --> 12:55.333
‫و من هم ذهن اون رو.

12:56.416 --> 12:58.541
‫به همین خاطر من باید باهاش روبرو بشم

12:59.416 --> 13:01.708
‫و فقط من می‌تونم اون رو بُکشم

13:01.791 --> 13:04.208
‫تو زمانی اونو دوست خودت می‌دونستی

13:04.291 --> 13:06.458
‫- هالبرند هیچ‌وقت...
‫- سائورون!

13:07.875 --> 13:09.750
‫حق نداری تنهایی باهاش رو در رو بشی

13:12.125 --> 13:14.958
‫فرض کنید... تنها نباشم؟

13:21.758 --> 13:24.367
‫[ارگیون: سرزمین الف‌های آهنگر]

13:38.750 --> 13:43.166
‫ارباب کلبریمبور اعلام کردن که
‫با عرض تأسف نمی‌تونن شما رو قبول کنن

13:44.000 --> 13:46.708
‫نمی‌تونم شخصاً با خودشون حرف بزنم؟

13:46.791 --> 13:48.083
‫ارباب سرشون شلوغـه

13:48.166 --> 13:50.583
‫اما برای شما در سفرتون آرزوی سلامتی کردن

13:51.166 --> 13:52.833
‫یعنی ازم می‌خواید اینجا رو ترک کنم؟

13:55.125 --> 13:57.750
‫اربابِ ارگیون این رو ازتون می‌خوان

14:00.166 --> 14:02.375
‫ترجیح میدم همین‌جا منتظر بمونم

14:06.625 --> 14:08.375
‫شاید یه‌وقت نظرشون تغییر کرد

14:23.791 --> 14:24.625
‫رفتش؟

14:24.708 --> 14:27.208
‫نه. قبول نمی‌کنه بره، سرورم

14:30.625 --> 14:32.291
‫خب، می‌تونه هرچقدر دوست داره قبول نکنه

14:32.375 --> 14:36.458
‫من به بانو گالادریل قبل رفتن‌شون قول دادم
‫که دیگه با اون مرد معاشرت نکنم

14:40.708 --> 14:42.125
‫مورد دیگه‌ای هست؟

14:42.208 --> 14:44.375
‫فکر کنم ایشون زخمی شده، سرورم

14:45.708 --> 14:46.916
‫کاری نداشته باشید

14:48.583 --> 14:50.015
‫خودش به‌زودی پا میشه میره

14:50.541 --> 14:53.541
‫همین روزها پیام‌رسان‌ها از لیندان
‫با اخبار جدید می‌رسن

18:23.250 --> 18:25.708
‫چه خبر از بال سفیدها؟

18:26.291 --> 18:28.291
‫سایۀ سائورون داره عمیق‌تر میشه

18:29.041 --> 18:33.541
‫گفته میشه که اون برای فریب دشمنانش
‫شکل جدیدی به خودش گرفته

18:33.625 --> 18:34.625
‫«ایستار» چطور؟

18:35.583 --> 18:41.375
‫زمزمه‌هایی از سارقان نمک
‫و دزدان «موماکیل» به گوشم رسیده

18:42.375 --> 18:48.375
‫زمزمه‌هایی از یک مرد ژنده‌پوش
‫که به همراه دوتا هابیت داره به شرق میره

18:48.458 --> 18:50.375
‫اون گم شده. و آسیب‌پذیره

18:50.458 --> 18:52.666
‫اما این طولی نمی‌کشه

18:52.750 --> 18:55.916
‫ما باید قبل اینکه اون یاد بگیره
‫از قدرت‌هاش استفاده کنه گیرش بندازیم

18:56.833 --> 19:00.666
‫شاید، خونی که برای آوردنِ تو به اینجا حروم کردم

19:00.750 --> 19:05.416
‫رو باید صرف خدمتکاران مفیدتری می‌کردم

19:11.375 --> 19:12.916
‫ارباب

19:13.000 --> 19:15.750
‫یکی از جستجوگرهایی که فرستاده بودید برگشته

19:19.208 --> 19:20.541
‫پیداش کردی؟

19:20.625 --> 19:23.833
‫فقط جاش رو پیدا نکردم.
‫حتی می‌دونم چطوری گیرش بندازم

19:23.916 --> 19:29.541
‫این طلسم رو از روی ما بردارید،
‫تا ایستار رو غل‌وزنجیرشده تحویل‌تون بدم

19:30.125 --> 19:35.166
‫چی باعث شده فکر کنی
‫یک موجود فانی مثل تو

19:35.250 --> 19:37.458
‫می‌تونه یک ایستار رو شکست بده

19:37.541 --> 19:41.833
‫درحالی‌که قدرتمندترین
‫خدمتگزاران من موفق به این کار نشدن؟

19:42.583 --> 19:47.666
‫اون ایستا خودش رو تسلیمِ من می‌کنه،
‫چون اگه این کارو نکنه،

19:47.750 --> 19:51.666
‫اون هابیت‌هایی که دوست خودش می‌دونه
‫رو سلاخی می‌کنم

19:55.291 --> 19:58.041
‫«دادریک» چطوره؟

20:00.458 --> 20:01.750
‫دادریک...

20:01.833 --> 20:04.875
‫باشه باشه. اندوایز، چی؟

20:04.958 --> 20:08.791
‫اسم قشنگیه.
‫اما این نمی‌تونه اسم من باشه

20:10.166 --> 20:11.208
‫یافتم

20:12.125 --> 20:13.125
‫فرداگارد

20:15.750 --> 20:16.833
‫یعنی متوجه نیستین؟

20:17.958 --> 20:20.166
‫کسی نمی‌تونه همین‌جوری روت اسم بذاره

20:21.500 --> 20:22.833
‫آدم خودش یک اسم داره

20:24.333 --> 20:25.875
‫هویتش با اون تعریف می‌شه

20:27.916 --> 20:33.125
‫و زمانی که بشنویش،
‫توی قلبت حسش می‌کنی

20:34.291 --> 20:36.000
‫تو هم یه روز اسمت رو می‌شنوی

20:38.333 --> 20:39.375
‫مطمئنم

20:40.875 --> 20:42.291
‫بالأخره می‌فهمیم که کی هستی

20:44.916 --> 20:46.000
‫می‌دونستم!

20:46.083 --> 20:47.625
‫اینجا زده اگه راه‌مون رو
‫به سمت شمال شرقی کج کنیم،

20:47.708 --> 20:50.125
‫این تیکه از مسیرمون نصف می‌شه

20:51.083 --> 20:52.708
‫اون طرفـه. بیاین!

21:08.791 --> 21:10.767
‫من ترجیح میدم بی‌خیالِ این راهی بشیم که

21:10.791 --> 21:12.833
‫تو روز اولش آب‌مون تموم میشه

21:12.916 --> 21:15.125
‫و روز دوم از گرما می‌میریم.

21:16.583 --> 21:18.666
‫ولی شاید فقط من این‌طور فکر می‌کنم؟

21:23.041 --> 21:24.708
‫نظرت راجع‌به دادریک چیه؟

21:26.166 --> 21:27.791
‫دادریک رو که یه بار گفتی

21:30.208 --> 21:31.375
‫نه، نگفتم

21:31.458 --> 21:33.418
‫- چرا گفتی
‫- چرا گفتی

21:36.708 --> 21:39.375
‫خب، کاوشگرمون این‌بار چی نصیبش شد؟

21:40.291 --> 21:43.208
‫فقط یه عقرب و یه تیکه کاکتوس پیدا کردم

21:43.833 --> 21:47.208
‫عقربـه نیشم زد، خوردم زمین و خب...

21:47.291 --> 21:50.000
‫- اونجا بود که کاکتوس رو پیدا کردم
‫- اونجا کاکتوس رو پیدا کردی

21:51.375 --> 21:56.000
‫خب میگم نمی‌تونی، چمیدونم،
‫دوباره با جادو یه‌کم آب به‌وجود بیاری؟

21:58.500 --> 22:02.041
‫می‌ترسه باز کنترلش رو از دست بده
‫بدون عصا.

22:02.583 --> 22:05.000
‫خب می‌ریم یه عصا پیدا می‌کنیم.
‫چیزی که زیاده اینجا تیکه چوب

22:05.541 --> 22:07.041
‫فکر نکنم این‌جوری باشه، پاپ

22:07.541 --> 22:08.750
‫سکوت کنید

22:10.875 --> 22:11.875
‫چی شده؟

22:14.083 --> 22:16.916
‫صدای باد. شما هم می‌شنوید؟

22:18.541 --> 22:20.333
‫- صداش شبیه...
‫- سُم اسب

23:32.083 --> 23:34.958
‫همین‌طرفان. سوار شین!

23:45.541 --> 23:47.000
‫اونا کی بودن؟

23:48.791 --> 23:49.916
‫نمی‌دونم

23:51.083 --> 23:52.541
‫دارن ردّ ما رو می‌زنن

23:53.416 --> 23:55.583
‫و این یعنی بهتره که مسیرمون رو عوض کنیم

23:59.000 --> 24:00.333
‫الانشم این‌کارو کردیم.

24:08.375 --> 24:09.583
‫کسی از مسیر خارج نشه

24:10.541 --> 24:13.041
‫- کسی تنها جایی نره
‫- کسی تنها جایی نره

24:33.250 --> 24:35.892
‫بعد از زمین‌لرزه تمام باغ‌ها پژمرده شدن

24:35.916 --> 24:37.726
‫فقط هم باغ‌ها نیست

24:37.750 --> 24:42.041
‫شایعه شده که نشانه‌های سیاهی
‫سرتاسر سرزمین دورف‌ها رو فرا گرفته

24:43.166 --> 24:47.125
‫بعضی‌ها میگن زمانی که شاهزاده
‫اون اِلف رو راه داد اینجا، کوهستان طلسم شد

24:47.208 --> 24:49.875
‫ببینم شما دوتا که احیاناً
‫حرف مفت اینور اونور پخش نمی‌کنید؟

24:49.958 --> 24:51.416
‫- نه
‫- اصلا و ابدا

24:51.500 --> 24:54.083
‫خوبه. چون شایعه مثل مرغ نغمه‌سراست

24:54.166 --> 24:58.250
‫ممکنه از دور پُر و پیمون به‌نظر بیاد،
‫اما از نزدیک یه ضیافت توخالیـه

24:58.958 --> 25:00.291
‫پس حقیقت نداره؟

25:00.958 --> 25:03.083
‫که اتفاق وحشتناکی داره رخ میده؟

25:04.500 --> 25:07.041
‫قراره ثابت کنیم که چیزی نیست

25:18.833 --> 25:20.458
‫- شاه دورین
‫- شاه دورین

25:20.541 --> 25:21.833
‫دیسا

25:23.375 --> 25:24.916
‫ناروی، گزارش؟

25:25.791 --> 25:27.333
‫ارباب.

25:28.875 --> 25:31.958
‫چند ساعت قبل، یک کوه آتش‌فشان به کار افتاد

25:32.625 --> 25:36.833
‫و بااینکه از جنوب فاصلۀ زیادی با ما داره،

25:36.916 --> 25:39.625
‫زمین‌لرزه‌ای که ایجاد کرد

25:39.708 --> 25:44.208
‫به تمام زمین اطراف سرایت کرد
‫و تا به اینجا هم رسید،

25:44.291 --> 25:46.208
‫چاه‌های خورشیدی‌مون رو فرو ریخت،

25:47.125 --> 25:50.666
‫و این‌طوری توانایی پرورش غلات‌مون
‫رو از دست دادیم

25:54.208 --> 25:56.958
‫حالا، راه‌حل واضح

25:57.041 --> 25:59.708
‫اینه که تیم‌های حفاری رو بفرستیم
‫اون چاه‌ها رو تعمیر کنن

25:59.791 --> 26:02.250
‫و چاه‌های جدید حفر کنن.
‫البته...

26:02.333 --> 26:07.208
‫هیچ‌کدوم از آوازه‌خان‌های سنگی که آوردی
‫نتونستن یه مسیر حفاری امن پیدا کنن

26:07.291 --> 26:09.041
‫متأسفانه این حقیقت داره

26:11.791 --> 26:15.291
‫ارباب، ما با اجازۀ شما
‫نور رو پیدا خواهیم کرد

26:15.375 --> 26:16.625
‫اجازه داری

27:23.375 --> 27:25.166
‫نُه قرنـه که

27:27.000 --> 27:32.375
‫آوازه‌خان‌های سنگی ارتباط مقدس ما
‫با این صخره رو حفظ کردن

27:34.041 --> 27:38.791
‫و در طول تمام این سال‌ها،
‫حتی یک بار

27:38.875 --> 27:44.875
‫حتی یک بار هم نشده
‫که ما رو تأمین نکنن

27:48.541 --> 27:52.916
‫اما حالا، به هر دلیلی که هست،

27:55.708 --> 27:57.500
‫این ارتباط قطع شده

27:57.583 --> 28:01.583
‫تاریکی دستانش رو دور «کازادوم» گِره کرده

28:01.666 --> 28:03.541
‫با دقت حفاری رو انجام بدید، استاد.

28:18.875 --> 28:20.208
‫دیسا

28:22.125 --> 28:23.291
‫یه لحظه وقت داری؟

28:32.875 --> 28:34.791
‫یعنی می‌خوای مجبورم کنی خودم بپرسم؟

28:36.208 --> 28:39.041
‫نوه‌هاتون رو می‌گین؟
‫حالشون خوبه

28:39.125 --> 28:41.125
‫دل‌شون واسه بازی کردن
‫با ریش‌تون تنگ شده، ولی خب...

28:41.208 --> 28:44.416
‫نیازی نیست سخت‌ترش کنی

28:45.458 --> 28:48.125
‫خنده‌داره. همین رو مدام به اون میگم

28:49.958 --> 28:53.000
‫مطمئناً دورین خودش می‌دونه که
‫اون حرفا رو از روی عصبانیت گفتم!

28:53.083 --> 28:56.166
‫پادشاه، این اگر یک عذرخواهیـه،
‫لطفاً به خود همسرم بگیدش

28:56.250 --> 28:58.458
‫برای چی من باید عذرخواهی کنم؟

28:59.666 --> 29:01.500
‫اون به من اهانت کرد!

29:02.958 --> 29:04.125
‫اون پسر واقعاً...

29:04.208 --> 29:07.125
‫یک‌دنده و لج‌بازه؟

29:08.458 --> 29:11.041
‫یکی دیگه از وجه مشترک‌هاتون

29:12.250 --> 29:14.541
‫چیزی که تو بهش میگی «یک‌دندگی»

29:15.625 --> 29:18.291
‫بعضی دورف‌ها «قدرت» می‌دوننش

29:19.375 --> 29:24.875
‫بله فکر می‌کنم قدرت زیادی می‌طلبه که
‫به این شدت کینه به دل بگیری

29:26.375 --> 29:30.833
‫که قلب زخمیت رو انقدر سفت ببندی
‫که به سختی می‌تپه.

29:33.041 --> 29:34.291
‫آره همین‌طوره

29:38.000 --> 29:39.416
‫واقعاً هست

29:45.166 --> 29:47.875
‫تعجبی نداره که صدای کوهستان رو نمی‌شنویم

29:47.958 --> 29:50.875
‫آخه پادشاهش حتی صدای دل شکستۀ
‫پسر خودشو هم نمی‌شنوه

29:50.958 --> 29:52.375
‫تند نرو، دیسا!

29:52.458 --> 29:55.291
‫می‌خوای قدرتِ واقعیت رو نشون بدی؟

29:56.166 --> 29:58.041
‫پسرت رو فرا بخون

30:00.208 --> 30:01.541
‫اون جواب مثبت میده

30:03.166 --> 30:07.458
‫اما اگه بخوای بسپری به خودش،
‫برف‌های قلۀ زیراکزیگیل زودتر آب میشه

30:07.541 --> 30:09.375
‫تا این دشمنیِ شما!

30:16.083 --> 30:17.416
‫هنوزم خبری از نور آفتاب نیست

30:19.333 --> 30:20.625
‫بازم بن‌بست

30:21.458 --> 30:23.432
‫باید تا صبح کار کنیم

30:24.757 --> 30:26.064
‫وای، اینجا رو ببین

30:27.416 --> 30:31.583
‫می‌بینم که دست‌هات دارن تاول می‌زنن.
‫عیب نداره. حتی دست‌های منم تاول زدن.

30:32.375 --> 30:35.416
‫- اوه، واقعاً؟
‫- آره. وقتی پنج سالم بود

30:37.000 --> 30:38.541
‫آره، دست‌های کاخ‌نشین

30:38.625 --> 30:40.708
‫تمام عمرش جواهرات برق مینداخته

30:42.500 --> 30:45.291
‫غصه نخور، شاهزاده،
‫فقط 13 ساعت دیگه مونده.

30:45.375 --> 30:48.541
‫آره. تقصیرِ اونه که توی این دردسر افتادیم

30:48.625 --> 30:49.750
‫و پدرش

30:50.833 --> 30:51.833
‫نه؟

30:54.208 --> 30:57.958
‫اگه دوباره انگشتت بهم بخوره،
‫گازش می‌گیرم و قطعش می‌کنم.

31:05.891 --> 31:12.891
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

31:20.916 --> 31:22.083
‫معدن چطور بود؟

31:26.458 --> 31:27.458
‫تقریباً مثل قبل بود

31:30.625 --> 31:32.041
‫بچه‌ها کجان؟

31:32.125 --> 31:34.333
‫گفتن گرسنه نیستن. دوباره

31:34.791 --> 31:36.041
‫خب، تقصیری هم ندارن

31:36.833 --> 31:39.125
‫طعم این نونِ چاودار جوریه
‫که انگار از پارسال مونده

31:39.208 --> 31:40.791
‫واقعاً نونِ پارساله

31:42.416 --> 31:45.083
‫چرا از سطح زمین غلاتِ تازه نمی‌خریم؟

31:45.791 --> 31:47.416
‫فکرِ خیلی خوبیه!

31:47.500 --> 31:51.125
‫ولی کی رو توی دره‌ی دیمریل دیل پیدا کنیم
‫که پدرت رو قانع کنه؟

31:51.208 --> 31:53.708
‫- شروع نکن
‫- بذار فکر کنم...

31:53.791 --> 31:54.916
‫گفتم نه

31:55.000 --> 31:57.583
‫غرورت رو زیر پا بذار
‫و معذرت خواهی کن

31:57.666 --> 32:00.541
‫- داری باعث میشی رودل کنم
‫- خوبه! پس به حرفِ دلت گوش کن!

32:00.625 --> 32:01.875
‫دارم گوش می‌کنم!

32:02.583 --> 32:05.125
‫و دلم بهم میگه حق با من بود

32:05.208 --> 32:08.541
‫اگه اون الراند رو پرت نمی‌کرد بیرون بپوسه،

32:08.625 --> 32:10.708
‫واسه 500 سال غذای کافی داشتیم!

32:10.791 --> 32:12.875
‫فکر می‌کنی موضوع غذاست؟

32:15.958 --> 32:18.791
‫دیگه نمی‌تونیم صدای کوه‌ها رو بشنویم

32:25.000 --> 32:26.750
‫من می‌ترسم، دورین

32:29.541 --> 32:30.833
‫من می‌ترسم

32:31.750 --> 32:34.916
‫دیسا... بیا اینجا

32:42.000 --> 32:43.416
‫ما دورف‌ایم

32:44.541 --> 32:45.958
‫یه راهی پیدا می‌کنیم

32:48.458 --> 32:50.083
‫همیشه راهی پیدا کردیم

32:51.375 --> 32:52.541
‫چطوری؟

33:17.166 --> 33:21.333
‫تمام نامه‌هامون به کلبریمبور بی‌جواب موندن

33:21.416 --> 33:23.458
‫می‌ترسم سائورون توی ارگیون باشه

33:24.750 --> 33:27.750
پادشاه برین رضایت داده
‫من و یه گروه کوچیک رو به اونجا بفرسته

33:28.583 --> 33:30.791
‫تا امنیتِ کلبریمبور و شهرش رو تأمین کنیم

33:32.916 --> 33:34.708
‫ازت می‌خوام به ما ملحق شی

33:37.708 --> 33:40.250
‫همونطور که خودت خیلی علاقه داری
‫بهم یادآوری کنی، گالادریل،

33:42.125 --> 33:43.416
‫من صرفاً یه سیاستمدارم

33:43.500 --> 33:45.750
‫و به همین دلیل
از اعتماد پادشاه برین برخورداری

33:47.375 --> 33:48.833
‫به ثابت قدم بودنت ایمان داره

33:48.916 --> 33:52.416
‫سگ هم ثابت قدمه.
‫و سریع‌تر قلّاده رو دور گردنش می‌پذیره.

33:59.416 --> 34:01.250
‫قبول نمی‌کنه من رو بدونِ تو بفرسته

34:03.833 --> 34:05.000
‫و علتش چیه؟

34:05.750 --> 34:08.166
‫- خودت دلیلش رو می‌دونی
‫- سؤالم اینه که تو می‌دونی یا نه

34:10.166 --> 34:15.083
‫پادشاه برین معتقده که
‫اگه من تنها با دشمن روبرو شم،

34:16.291 --> 34:18.041
‫شاید در برابر حیله‌گریش آسیب‌پذیر باشم

34:18.583 --> 34:20.000
‫و چرا این فکرو می‌کنه؟

34:20.083 --> 34:21.083
‫بس کن، الراند

34:23.375 --> 34:25.351
‫تو قبلاً از دستوراتِ پادشاه برین سرپیچی کردی

34:25.375 --> 34:26.875
‫چرا الان این کارو نمی‌کنی؟

34:28.458 --> 34:29.791
‫چون حق داره

34:31.000 --> 34:32.375
‫سائورون ازم استفاده کرد

34:33.000 --> 34:37.041
‫و با فریب دادنم وادارم کرد مثل یه چنگ
‫نغمه‌ای رو بنوازم که انتخابِ خودم نبود

34:38.916 --> 34:40.916
‫کاملاً به انتخابِ خودت بود

34:43.083 --> 34:44.875
‫سائورون به درونت نگاه کرد،

34:44.958 --> 34:48.000
‫از نُت به نُت نغمه‌ی روحت سوءاستفاده کرد،

34:49.208 --> 34:51.434
‫و خودش رو دقیقاً همون چیزی
‫که بهش نیاز داشتی نشون داد

34:51.458 --> 34:53.458
‫پادشاه گُمشده‌ای که می‌تونست
‫تو رو به پیروزی برسونه

34:53.541 --> 34:56.250
‫تو هرچی که می‌خواست بهش دادی
‫و بعد به خاطرش ازش تشکر کردی

34:56.333 --> 34:58.250
‫و حالا همون کارو با گیل‌گالاد...

34:58.333 --> 34:59.791
‫و با تمام الف‌های لیندون کرده

35:00.958 --> 35:04.291
‫و برای همین به تو نیاز داریم. کمکمون کن
‫راهمون رو توی این هزارتو پیدا کنیم

35:04.375 --> 35:06.041
‫نمیشه راهی توش پیدا کرد

35:06.125 --> 35:08.041
‫هزارتو مالِ اونه

35:09.416 --> 35:11.958
‫مادامی که توش بمونی،
‫از قبل شکست خوردی.

35:13.333 --> 35:16.625
‫- حتی شاید خودش می‌خواد بری ارگیون
‫- خواهش می‌کنم، الراند

35:18.833 --> 35:20.791
‫نمی‌تونم بذارم دوباره من رو بازیچه کنه

35:22.500 --> 35:23.875
‫نمی‌تونم

35:46.041 --> 35:48.500
‫اون هرگز دست از سرت برنداشته، گالادریل

35:50.416 --> 35:52.750
‫با انتخابِ انداختن اون حلقه‌ها،

35:53.750 --> 35:56.583
‫همه‌تون تصمیم گرفتید باهاش همدست بشید

35:58.291 --> 36:00.083
‫من توی این قضیه دخالت نمی‌کنم

36:01.708 --> 36:03.208
‫تو یه بار بهم قول دادی،

36:04.875 --> 36:08.458
‫که حتی اگه فقط زمزمه‌ای از شایعه‌ی چیزی
‫که ازش می‌ترسیدم حقیقت از آب در بیاد،

36:09.666 --> 36:11.833
‫تا وقتی که اوضاع درست نشه آروم نمی‌گیری

36:14.583 --> 36:16.833
‫اگه دوستی‌مون برات ارزشی داشته،

36:19.708 --> 36:20.708
‫لطفاً برو

36:49.166 --> 36:50.875
‫نمی‌خوای توی زیبایی زندگی کنی؟

36:51.958 --> 36:54.791
‫استاد کیردان، من نمی‌تونم
‫به این حلقه‌ها اعتماد کنم

36:54.875 --> 36:57.583
‫زیبایی‌ای که بخشی ازش
‫از شر زاده شده چه ارزشی داره؟

36:58.125 --> 36:59.541
‫چیزی از زیباییش کم نمیشه

37:01.416 --> 37:02.583
‫برای من اینطور نیست

37:02.666 --> 37:05.416
‫تو شعرهای رومیل رو آتیش می‌زنی،

37:05.500 --> 37:07.166
‫چون شاعرشون دائم‌الخمر بوده؟

37:13.250 --> 37:14.625
‫رومیل دائم‌الخمر بود؟

37:16.916 --> 37:19.541
‫از دایرون که برات نگم

37:20.500 --> 37:21.791
‫غیر قابل تحمل بود

37:23.041 --> 37:24.791
‫ولی صداش،

37:24.875 --> 37:29.750
‫صدایی بود که می‌تونست خورشید رو وادار کنه
‫اشک‌های آتشین بریزه

37:32.875 --> 37:34.375
‫اثر رو قضاوت کن،

37:36.375 --> 37:41.833
‫و قضاوتِ کسانی رو که خلقش کردن
‫به قاضی‌ای بسپر که همه چی رو می‌بینه

37:41.916 --> 37:43.791
‫این غیرممکن به نظر میاد

37:45.958 --> 37:47.458
‫بهش میگن تواضع

37:47.541 --> 37:49.791
‫و برای خیلی‌ها سخته

37:49.875 --> 37:52.250
‫ولی حقیقی‌ترین شکلِ بینشه

38:03.458 --> 38:07.125
‫ای کاش می‌تونستم
‫آرامشِ خاطر شما رو داشته باشم

38:09.541 --> 38:10.791
‫می‌تونی

38:17.625 --> 38:20.958
‫ما هنوز نمی‌تونیم به طور کامل
‫این حلقه‌ها رو درک کنیم

38:21.041 --> 38:24.875
‫ولی به قدرتی که بر هر موجود زنده‌ای
‫اعمال می‌کنن نگاه کن

38:31.250 --> 38:35.833
‫در دستانِ سائورون، اونا می‌تونن
‫شرِ بی حد و حصری به بار بیارن،

38:35.916 --> 38:38.750
‫و بر ذهن و اراده‌ی همه چیره بشن

38:39.291 --> 38:43.166
‫برای همین اونا باید در دستانِ الف‌ها بمونن

38:45.666 --> 38:49.458
تو عاقلی که از این قدرت می‌ترسی، الراند

38:51.875 --> 38:56.875
‫ولی اجازه نده اون ترس نسبت به
‫کاربردهای خوبش کورت کنه

38:59.666 --> 39:02.000
‫چون کسایی که این حلقه‌ها رو
‫حمل می‌کنن دشمنت نیستن...

39:04.125 --> 39:08.083
‫بلکه مورد اعتمادترین دوستانت هستن

39:08.708 --> 39:12.708
‫اگه فکر می‌کنی گمراه شدن،
‫ترکشون نکن،

39:12.791 --> 39:17.875
‫بلکه به جاش چشم‌هات رو باز کن
‫و هدایتشون کن...

39:18.541 --> 39:22.208
‫قبل از این که تاریکی
‫در سراسر زمینِ میانه منتشر شه،

39:22.291 --> 39:24.625
‫و همه‌مون رو کور کنه

39:57.500 --> 39:58.916
‫باید استراحت کنی

40:00.541 --> 40:03.291
‫به هیچ وجه، من...

40:09.958 --> 40:11.166
‫بیدار شو!

40:14.833 --> 40:17.416
‫چیکار می‌کنی؟ برگرد اینجا!

40:17.500 --> 40:19.500
‫دیدمش. مطمئنم دیدمش. یالا

40:19.583 --> 40:21.291
‫پاپی، اون دیگه نفس نمی‌کشه!

40:23.666 --> 40:25.833
‫اوناهاش! آره! نوری، می‌بینمش!

40:26.541 --> 40:27.958
‫چی رو می‌بینی؟

40:28.041 --> 40:29.583
‫آب

40:31.458 --> 40:35.375
‫چطور کسی که این همه مدت غذا نخورده

40:35.458 --> 40:37.750
‫هنوزم انقدر سنگینه؟

40:41.000 --> 40:42.458
‫زود باش!

40:45.041 --> 40:46.416
‫خواهش می‌کنم!

40:47.166 --> 40:48.291
‫عجله کن، پاپی!

41:04.625 --> 41:05.708
‫یالا!

41:15.541 --> 41:16.583
‫گرفتمش

41:26.291 --> 41:27.541
‫یالا

41:31.166 --> 41:32.333
‫یالا

41:33.916 --> 41:35.416
‫تو خوب میشی

41:39.750 --> 41:42.083
‫خدا رو شکر، زنده‌ای

41:42.166 --> 41:44.916
‫یه لحظه فکر کردم از دستت دادیم

41:51.000 --> 41:53.583
‫هیچکدوم از ماها قرار نیست
‫همدیگه رو از دست بدیم

41:57.875 --> 42:00.208
‫اگه چشم‌هام خشک نبودن گریه می‌کردم

42:08.958 --> 42:09.875
‫اوه...

42:29.833 --> 42:30.875
‫اون چیه؟

42:32.625 --> 42:34.000
‫تو که فکر نمی‌کنی...

42:34.083 --> 42:39.041
‫بی‌شباهت به عصایی که
‫توی خواب دیدم نیست

42:39.125 --> 42:41.166
‫عه، نوری...

43:05.291 --> 43:07.708
‫اوه، ما فقط داشتیم یه جرعه آب می‌خوردیم

43:10.583 --> 43:11.851
‫پانگول نیگانویل!

43:23.583 --> 43:24.916
‫چیکار می‌کنی؟

43:25.000 --> 43:26.000
‫نوری، سرت رو بدزد!

44:18.541 --> 44:20.500
‫بسه! بسه! متوقفش کن!

44:26.458 --> 44:28.291
‫چرا متوقفش نمی‌کنه؟

44:28.916 --> 44:30.291
‫نمی‌تونه!

44:39.250 --> 44:40.416
‫کمک!

44:42.083 --> 44:43.500
‫نوری!

44:45.958 --> 44:47.708
‫دارم میام!

44:53.125 --> 44:57.458
‫سفت بچسبید! سفت بچسبید!

45:05.000 --> 45:06.208
‫نوری!

45:07.166 --> 45:08.750
‫نوری!

45:20.666 --> 45:22.083
‫ناپدید شده

45:24.833 --> 45:26.083
‫واقعاً؟

45:39.875 --> 45:41.750
‫اسمش رو گذاشتم ایتیلدین

45:41.833 --> 45:44.375
از آخرین بُراده‌های میتریل
که داشتیم ساخته شده

45:44.458 --> 45:48.208
وقتی زیرِ نور ماه نیست کاملاً نامرئیه

45:49.125 --> 45:50.125
‫آره

45:51.916 --> 45:53.125
‫کاملاً نامرئیه

45:59.750 --> 46:02.375
‫مهمونمون هنوز...

46:03.791 --> 46:05.958
‫شب سرده، سرورم

46:06.833 --> 46:09.000
‫یه شال براش ببرم؟

47:07.791 --> 47:10.875
‫به هر دلیلی که به اینجا اومدی،

47:12.875 --> 47:16.250
‫اگه به خواستِ خودت نری،
‫به زور از اینجا می‌برنت.

47:18.208 --> 47:19.833
‫دیگه نمی‌تونم باهات معاشرت داشته باشم

47:23.333 --> 47:24.750
‫اون گفت که این رو میگی

47:29.375 --> 47:32.583
‫گالادریل؟ تو باهاش حرف زدی؟

47:34.083 --> 47:35.125
‫خب، مگه تو باهاش حرف نزدی؟

47:35.666 --> 47:36.666
‫باهاش حرف نزدم

47:37.750 --> 47:39.500
‫نه از وقتی که عازمِ لیندون شده

47:40.416 --> 47:42.500
‫پس از اتفاقی که افتاده خبر نداری؟

47:43.875 --> 47:45.166
‫هیچی از حلقه‌ها نمی‌دونی؟

47:48.375 --> 47:49.750
‫مگه حلقه‌ها چی شدن؟

47:51.833 --> 47:52.833
‫اونا کار کردن؟

47:55.208 --> 47:56.750
‫بهتره از خودش بپرسی

47:57.250 --> 47:58.416
‫اون اینجا نیست

47:59.541 --> 48:00.416
‫تو اینجایی

48:00.500 --> 48:02.041
‫پادشاه چی؟

48:02.125 --> 48:04.916
‫قطعاً اون کوتاهی نمی‌کرد
‫و خبری می‌‎فرستاد...

48:06.958 --> 48:08.250
‫آهان، متوجه شدم

48:10.166 --> 48:13.375
‫این قدیمی‌ترین حکایتِ دنیاست، مگه نه؟

48:16.375 --> 48:19.666
‫خالقانِ واقعی انقدر زحمت می‌کشن
‫که از بند انگشت‌هاشون خون میاد

48:20.833 --> 48:22.417
‫و بعدش اونا از راه می‌رسن،

48:22.441 --> 48:24.750
‫چیزی رو که سود بیشتری
‫براشون داره برمی‌دارن،

48:25.708 --> 48:27.458
‫و ما رو کلاً فراموش می‌کنن

48:30.666 --> 48:32.416
‫صبرت رو تحسین می‌کنم

48:34.541 --> 48:36.083
‫کجا میری؟

48:36.166 --> 48:38.500
‫دلیلی نداره جایی بمونم
‫که من رو نمی‌خوان

48:40.791 --> 48:41.791
‫صبر کن

48:55.458 --> 48:57.583
‫هالبرند، لطفاً بهم بگو

48:58.916 --> 49:02.833
‫حلقه‌ها. اونا کار کردن؟

49:11.708 --> 49:13.291
‫اونا معجزه‌ها کردن

49:17.041 --> 49:18.625
‫پس، الف‌ها...

49:18.708 --> 49:19.708
‫آره

49:24.708 --> 49:26.916
‫و لیندون چی؟

49:27.000 --> 49:28.000
‫آره

49:35.041 --> 49:36.958
‫- داری گریه می‌کنی؟
‫- نه

49:42.583 --> 49:44.208
‫دارم اشکِ شوق می‌ریزم

49:46.125 --> 49:49.083
‫روحت هم خبر نداره...

49:51.791 --> 49:53.291
‫این چه احساسی داره

49:53.375 --> 49:55.708
‫بعد از این همه مدت،
‫بعد از چندین قرن،

49:55.791 --> 49:58.375
‫بالأخره تونستیم چیزی خلق کنیم

50:01.166 --> 50:02.875
‫یه بطری شرابِ عصر اول باز می‌کنم

50:05.166 --> 50:08.291
‫مدت‌هاست که نگهش داشتم

50:13.875 --> 50:15.125
‫کلبریمبور...

50:21.625 --> 50:22.958
‫تو دوستِ منی؟

50:24.916 --> 50:26.250
‫بله، البته

50:27.791 --> 50:28.833
‫چطور مگه؟

50:28.916 --> 50:30.791
‫چون حقیقتِ نصفه و نیمه...

50:30.875 --> 50:33.791
‫بین کسایی که به نزدیکی من و تو
‫باهم کار کردن جایگاهی نداره

50:34.791 --> 50:35.791
‫اوه...

50:37.208 --> 50:40.958
‫و با این حال چیزهای زیادی هست
‫که تو نمی‌دونی

50:42.500 --> 50:43.666
‫چیزهای زیادی که می‌خوام بهت بگم

50:45.458 --> 50:46.458
‫فقط...

50:49.291 --> 50:50.750
‫می‌ترسی

50:52.458 --> 50:55.333
‫می‌بینی؟ من هیچوقت نتونستم
‫چیزی رو ازت پنهان کنم

50:56.958 --> 50:58.125
‫خب...

51:02.750 --> 51:04.083
‫خیالت راحت باشه

51:07.333 --> 51:10.583
‫هرچی رو که می‌خوای بهم بگی،
‫با قلبی باز می‌پذیرم.

51:13.166 --> 51:15.375
‫من به اینجا نیومدم که
‫حلقه‌های الف‌ها رو جشن بگیریم

51:17.291 --> 51:21.041
‫بلکه اومدم ازت خواهش کنم
‫حلقه‌هایی برای انسان‌ها بسازی

51:22.500 --> 51:23.833
‫حلقه‌هایی برای انسان‌ها؟

51:24.791 --> 51:26.833
‫تو الف‌ها رو نجات دادی

51:28.166 --> 51:29.291
‫الف‌ها مثل انسان‌ها نیستن

51:30.916 --> 51:31.916
‫انسان‌ها حریص هستن

51:34.208 --> 51:36.958
‫خطرِ فساد توی انسان‌ها خیلی بیشتره

51:37.625 --> 51:39.291
‫حتی اگه بخوام حلقه‌های بیشتری بسازم،

51:39.375 --> 51:41.208
‫دورف‌ها هرگز میتریلِ لازم رو تأمین نمی‌کنن

51:41.291 --> 51:43.916
‫فکر کنم متوجه میشی دورف‌ها
‫خودشون سرِ یه دوراهی قرار دارن

51:44.000 --> 51:46.125
‫چه دوراهی‌ای؟ از چی حرف می‌زنی، هالبرند؟

51:48.625 --> 51:50.625
‫اسمِ من هالبرند نیست

51:52.375 --> 51:53.291
‫چی؟

51:53.375 --> 51:56.000
‫وقتی گالادریل حقیقت رو فهمید
من رو تبعید کرد

51:57.250 --> 51:59.416
‫و نمی‌خوام خطر کنم و بذارم
‫همون اتفاق با تو برام بیفته

52:03.250 --> 52:06.166
‫پس گمونم تو شاه نیستی

52:06.958 --> 52:09.500
‫نه. شاه نیستم

52:10.708 --> 52:12.500
‫اهل جنوب نیستم

52:13.166 --> 52:16.041
‫حتی فانی هم نیستم

52:20.000 --> 52:21.000
‫تو چی هستی؟

52:22.458 --> 52:28.083
‫توی این دنیا نیروهایی فراتر
‫از شر وجود دارن، کلبریمبور

52:28.708 --> 52:32.375
‫و اونا گاهی اوقات کمک می‌فرستن،

52:33.500 --> 52:34.791
در قالب یک سفیر

52:34.875 --> 52:40.541
‫یه پیامبر که فرستاده میشه
‫تا خردمندان رو هدایت کنه

52:42.041 --> 52:43.041
‫عه...

52:44.500 --> 52:46.708
‫چجور هدایتی؟

52:48.083 --> 52:50.333
‫قیامِ موردور صرفاً شروع بود

52:50.416 --> 52:53.750
‫همین الان تمام زمینِ میانه
‫در آستانه‌ی تباهی قرار داره

52:54.458 --> 52:56.791
‫به زودی، تمام قلمروها سقوط می‌کنن

52:58.208 --> 53:02.500
‫نه تنها الف‌ها، بلکه دورف‌ها و انسان‌ها

53:04.541 --> 53:06.291
‫تاریکی داره قوی‌تر میشه

53:07.333 --> 53:10.583
‫و حلقه‌های قدرت آخرین امید ما
‫برای برگردوندنِ نور هستن

53:13.791 --> 53:15.250
‫من و تو کلی کار داریم

53:21.625 --> 53:24.375
‫نمی‌تونی ازم انتظار داشته باشی باور کنم...

53:24.458 --> 53:28.500
‫که تو پیامبری از طرف والارها هستی
‫که فرستاده شده تا...

53:38.708 --> 53:39.916
‫هالبرند؟

53:42.250 --> 53:43.250
‫هالبرند!

54:01.750 --> 54:02.916
‫هالبرند!

54:31.208 --> 54:34.583
‫من در گرد و خاک و بیابان‌های
‫سرزمین‌های دوردست قدم زدم،

54:37.250 --> 54:43.041
‫در جستجوی هنرمندی که صاحبِ صنعتی
‫برای نجاتِ تمام زمین میانه باشد

54:45.541 --> 54:47.958
‫توفانی در راه است، کلبریمبور

54:50.250 --> 54:53.375
‫من می‌توانم دانشی در اختیارت قرار دهم
‫که هیچ‌کسِ دیگری صاحبش نیست

54:53.958 --> 54:57.166
‫می‌توانم بزرگ‌ترین استعدادهایت را شکوفا کنم

54:57.958 --> 55:00.125
‫و هنگامی که کارمان به پایان برسد،

55:00.208 --> 55:05.458
دیگر هرگز مردم دنیا تو را صرفاً به عنوان
نوه‌ی فینور نادیده نخواهند گرفت

55:06.041 --> 55:08.333
‫بلکه تا ابد تحسینت خواهند کرد...

55:14.291 --> 55:16.708
‫ارباب حلقه‌ها

55:41.958 --> 55:43.666
‫نیازی نیست بهم تعظیم کنی

55:44.416 --> 55:46.500
‫اما من شکلِ طبیعی‌ات رو دیدم

55:49.833 --> 55:51.000
‫بلند شو

55:53.708 --> 55:55.416
‫کارمون الان شروع میشه

55:56.666 --> 55:58.500
‫باید چی صدات کنم؟

55:58.583 --> 55:59.743
‫من شریکت هستم

56:02.125 --> 56:04.958
‫نه بیشتر، نه کمتر

56:07.000 --> 56:08.875
‫شریکِ موهبت‌ها

56:11.375 --> 56:12.916
‫آناتار

56:14.708 --> 56:16.166
‫آناتار

56:19.958 --> 56:21.666
‫ارباب موهبت‌ها

56:38.500 --> 56:39.583
‫احضارم کرده بودید

56:40.416 --> 56:42.125
‫دستوراتِ جدیدی داری، فرمانده

56:42.916 --> 56:47.541
‫سپیده‌دم با پنج نفر از شجاع‌ترین الف‌هامون
‫عازمِ ارگیون می‌شید

56:48.708 --> 56:49.708
‫من...

56:51.708 --> 56:54.541
‫ممنون که تجدید نظر فرمودید

56:54.625 --> 56:56.708
‫نیازی نیست از من تشکر کنی

56:59.833 --> 57:00.916
‫الراند

57:05.250 --> 57:08.458
‫خیلی ممنونم که تصمیم گرفتی
‫به گروهم ملحق شی

57:11.208 --> 57:13.708
‫متأسفانه اشتباه متوجه شدی، گالادریل

57:14.875 --> 57:17.791
الراند قرار نیست به گروهت ملحق شه

57:18.541 --> 57:20.208
‫بلکه قراره رهبریش کنه

57:58.458 --> 58:00.958
‫چیه؟ از طرف الرانده؟

58:01.916 --> 58:04.708
‫یه جور دعوتنامه‌ست...

58:06.250 --> 58:08.916
‫از طرفِ ارباب کلبریمبور

58:09.000 --> 58:12.041
‫می‌خواد دورف‌ها به ارگیون برن

58:14.065 --> 58:34.065
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
