WEBVTT

00:06.005 --> 00:07.208
‫[آنچه گذشت]

00:07.209 --> 00:08.918
‫خنجر کی بود گالادریل؟

00:09.001 --> 00:12.334
‫خنجر برادرم بود.
‫خادمین سائورون کشته بودنش.

00:13.376 --> 00:17.543
‫شخصی که سائورون خطابش می‌کنین،
‫بعد از شکست سائورون،

00:17.668 --> 00:22.709
‫خواست قدرتی ایجاد کنه که در حد بقیه نباشه
‫و همه مقابلش تسلیم بشن.

00:22.793 --> 00:25.459
‫من سائورون رو کشتم.

00:25.543 --> 00:26.584
‫حرفت رو باور نمی‌کنم.

00:26.668 --> 00:28.376
‫باطراوت شو!

00:29.626 --> 00:31.251
‫دیلی، بیا عقب!

00:32.209 --> 00:33.668
‫خیلی...

00:35.418 --> 00:39.543
‫ولی علی‌رغم تلاش روز افزونمون،
‫زوالمون تسریع یافته.

00:39.626 --> 00:42.168
‫تنها راه رستگاریمون همین میتریله.

00:42.251 --> 00:44.668
‫هیچی از نورش نمی‌کاهه.

00:45.084 --> 00:46.584
‫- پادشاه دورین...
‫- بسه!

00:47.584 --> 00:51.834
‫من جون دورف‌ها رو به خطر نمی‌اندازم
‫که به الف‌ها کمک کنم از مرگ سرباز بزنن.

00:52.959 --> 00:54.584
‫می‌رم «سرزمین میانه».

00:54.668 --> 00:58.293
‫اونجا چیزی جز تاریکی انتظارت رو نمی‌کشه.

00:59.376 --> 01:00.209
‫پناه بگیرین!

01:05.168 --> 01:06.543
‫پسرم کجاست؟

01:06.626 --> 01:08.668
‫آدار! آدار!

01:08.751 --> 01:11.418
‫بیا این سرزمین رو
‫با کشتی پشت سر بذاریم.

01:11.751 --> 01:15.501
‫- وقتی در رکابت مبارزه کردم، حس کردم...
‫- من هم حس کرده بودم.

01:17.418 --> 01:19.168
‫زخمت با داروی الف‌ها خوب می‌شه.

01:19.251 --> 01:20.834
‫پادشاه توانا باد!

01:25.418 --> 01:26.459
‫کجا می‌ری؟

01:26.543 --> 01:28.168
‫- می‌رم بهش هشدار بدم چه خبره.
‫- تنهایی می‌ری؟

01:28.251 --> 01:29.918
‫تنها نمی‌ره.

01:31.000 --> 01:38.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

01:48.000 --> 01:53.800
‫[ارین گالن
‫جنگل سرسبز]

02:03.000 --> 02:18.000
‫مترجمان: «کیارش نعمت گرگانی و آیدا نادری»

02:20.959 --> 02:22.584
‫تو مهلکه محسوب نمی‌شی.

02:25.334 --> 02:26.668
‫تو آدم خوبی هستی.

03:07.126 --> 03:08.126
‫نوری؟

03:46.543 --> 03:48.959
‫اومدیم بهتون خدمت کنیم...

03:49.876 --> 03:52.168
‫لرد سائورون.

05:18.100 --> 05:25.300
‫«ارباب حلقه‌ها: حلقه‌های قدرت»
‫«فصل یکم، قسمت هشتم»

05:55.793 --> 05:57.751
‫گیل‌کالاد فردا از راه می‌رسه...

05:57.834 --> 06:01.168
‫و انتظار داره ابزار نجات
‫کل قلمرو الف‌ها رو فراهم کرده باشیم.

06:02.126 --> 06:03.376
‫ولی ما چیزی فراهم نکردیم.

06:04.668 --> 06:06.793
‫کاش می‌شد به طریقی...

06:08.626 --> 06:12.626
‫با حداقل ابزار،
‫حداکثر بهره رو برد.

06:13.751 --> 06:18.751
‫خود خورشید هم اولش اندازه کف دست من بود.

06:18.834 --> 06:22.668
‫خب، چطوری می‌خوایم قدرتی در حد
‫ایجاد خورشید داشته باشیم؟

06:24.459 --> 06:26.584
‫فرصت نداریم کلبریمبور.

06:30.209 --> 06:32.709
‫باید به پادشاه اعظم بگیم شکست خوردیم.

06:34.168 --> 06:39.168
‫بعدش هم الف‌ها باید آماده بشن
‫که کلا این سواحل رو ترک کنن.

06:54.543 --> 06:55.626
‫گالادریل؟

06:56.834 --> 06:57.918
‫سلام الروند.

06:58.459 --> 06:59.834
‫چی شده؟

07:00.793 --> 07:04.043
‫دشمن شش روز پیش حمله کرد.

07:04.834 --> 07:06.084
‫بی‌وقفه سواری کردیم.

07:08.084 --> 07:09.501
‫می‌تونین کمکش کنین؟

07:11.001 --> 07:14.459
‫آ توله کووینا...

07:14.543 --> 07:16.793
‫پادشاه «سرزمین‌های جنوبی»ـه؟

07:16.876 --> 07:19.168
‫چی شد که باهاش هم‌مسیر شدی؟

07:19.918 --> 07:21.501
‫چی شد که اومدی اینجا؟

07:22.626 --> 07:24.126
‫چی شد که خودت اومدی اینجا؟

07:28.834 --> 07:31.251
‫بیا. باید کلی حرف بزنیم.

07:38.376 --> 07:40.793
‫اصلا نباید سوار اون کشتی می‌کردمت.

07:41.459 --> 07:45.459
‫باید بهت اعتماد می‌کردم.
‫دیگه مرتکب چنین اشتباهی نمی‌شم.

07:52.001 --> 07:53.834
‫من از اون کشتی پریدم بیرون...

07:56.209 --> 07:59.084
‫آخه قلبا باور داشتم
‫هنوز لایقش نیستم.

08:00.126 --> 08:04.126
‫به طریقی می‌دونستم هنوز
‫وظیفه‌ام رو اینجا تکمیل نکردم.

08:05.793 --> 08:09.001
‫وقتی هم اومدم رو سطح آب،
‫فقط می‌تونستم شنا کنم...

08:09.876 --> 08:12.084
‫و دعا کنم تصمیم عاقلانه‌ای گرفته باشم.

08:16.168 --> 08:18.376
‫من از اون اقیانوس تند و تیز عبور نکردم...

08:19.751 --> 08:21.334
‫که الان بخوام غرق بشم.

08:24.043 --> 08:25.626
‫نمی‌ذارم تو هم غرق بشی.

08:33.084 --> 08:34.918
‫دلم برات تنگ شده بود.

08:38.376 --> 08:39.793
‫می‌خوایم چیکار کنیم؟

08:42.793 --> 08:44.376
‫یه کار بیشتر از دستمون برنمیاد.

08:46.043 --> 08:47.459
‫شنا می‌کنیم.

08:57.001 --> 08:58.168
‫کی اونجاست؟

09:04.251 --> 09:06.251
‫کی اونجاست؟ خودت رو نشون بده.

09:07.251 --> 09:08.918
‫گالادریل اینجاست؟

09:15.668 --> 09:16.876
‫نه.

09:18.709 --> 09:21.209
‫بهتر نبود الان مشغول استراحت باشی؟

09:21.751 --> 09:23.251
‫اینجا کجاست؟

09:24.459 --> 09:28.334
‫اینجا کارگاه کلبریمبور بود.

09:28.959 --> 09:30.126
‫کلبریمبور مشهور؟

09:31.709 --> 09:33.709
‫خودش که اینجا نیست، مگه نه؟

09:33.793 --> 09:37.584
‫خب... راستش رو بخوای، هست.

09:50.626 --> 09:52.043
‫کلبریمبور...

09:53.209 --> 09:54.626
‫استادی که شاگردش بودم...

09:54.709 --> 09:57.209
‫خیلی از هنرت تعریف می‌کرد.

09:58.168 --> 10:01.793
‫به خوابم هم نمی‌دیدم که فرصت کنم
‫سازه‌هات رو از نزدیک ببینم.

10:01.876 --> 10:03.084
‫خودت آهنگری؟

10:03.793 --> 10:07.126
‫خب... اصلا در حد تو هنرمند نیستم.

10:09.501 --> 10:13.501
‫به عمرم نظیر این جواهرات رو ندیدم.

10:14.334 --> 10:17.501
‫قصد داری چیکارشون کنی؟

10:17.584 --> 10:23.584
‫جواهرسازان فینور تونسته بودن
‫گوهر والینور رو شکل بدن.

10:24.251 --> 10:26.293
‫من هم امیدوار بودم همین کار رو
‫در حق «سرزمین میانه» انجام بدم.

10:26.376 --> 10:28.334
‫این یکی خیلی جالبه.

10:29.626 --> 10:30.918
‫چی هست؟

10:33.793 --> 10:34.876
‫کافی نیست.

10:34.959 --> 10:36.168
‫واسه چی کافی نیست؟

10:40.418 --> 10:41.418
‫لطفا بدش به من.

10:41.501 --> 10:45.584
‫سعی کردی با سنگ‌های معدنی دیگه ترکیبش کنی
‫که گسترش پیدا کنه؟

10:45.668 --> 10:48.001
‫چنین کاری واسه این سنگ معدنی مناسب نیست.

10:48.084 --> 10:50.209
‫- چرا نیست؟
‫- آخه اگه بخوایم طبق حجم مورد نیازمون...

10:50.293 --> 10:53.168
‫ترکیبش کنیم، کلی از خواص
‫منحصر به فردش کاسته می‌شه.

10:53.751 --> 10:56.751
‫عذر می‌خوام، اِم، ممکنه احمق جلوه کنم،

10:56.834 --> 11:00.001
‫ولی احتمالش نیست که آلیاژ مناسبی
‫موجب تشدید خواصش بشه؟

11:01.751 --> 11:03.834
‫اِم... تشدید؟

11:03.918 --> 11:07.251
‫تو سرزمین ما فلزات ارزشمند
‫عین دندون مرغ کم‌یاب بودن.

11:07.334 --> 11:09.334
‫واسه همین یاد گرفتیم
‫ترکیبشون کنیم...

11:09.418 --> 11:11.918
‫تا نقاط قوتشون رو حفظ کرده
‫و نقاط ضعفشون رو پنهان کنیم.

11:12.001 --> 11:17.334
‫خودم شاهد ترکیب اندکی نیکل با آهن بودم
‫که موجب سبک‌تر و مستحکم‌تر شدن شمشیر می‌شد.

11:17.418 --> 11:22.418
‫احتمالش نیست که آلیاژی بتونه
‫خواص سنگ معدنی شما رو تشدید کنه؟

11:29.834 --> 11:31.584
‫خب، واقعا...

11:33.709 --> 11:35.793
‫پیشنهاد جالبی دادی.

11:37.876 --> 11:39.293
‫فرض کنین...

11:40.834 --> 11:42.293
‫هدیه من به شماست.

11:49.043 --> 11:51.209
‫به زودی عازم مسیری می‌شه...

11:51.293 --> 11:54.501
‫که به کار هر کسی خاتمه می‌بخشه.

11:55.334 --> 11:58.084
‫بندرگاهمون با پرچم‌های سیاه پوشیده می‌شه.

11:59.501 --> 12:02.668
‫ما موظفیم براش
‫آرامگاهی بسازیم...

12:04.834 --> 12:07.459
‫تا لای سنگ‌ها به ابدیتی دست پیدا کنه...

12:09.543 --> 12:10.918
‫که هیچ انسانی،

12:12.959 --> 12:16.376
‫حتی هیچ پادشاهی
‫نمی‌تونه در دوران حیاتش بهش برسه.

12:17.751 --> 12:23.126
‫طراحانی رو از سراسر نومنور احضار کردیم
‫که رخسار ایشون رو بکشن...

12:23.209 --> 12:25.209
‫تا طرحی ارائه بدن.

12:26.084 --> 12:27.918
‫از بین کل شاگردان،

12:29.084 --> 12:31.918
‫تو رو هم انتخاب کردیم
‫که طرحی ارائه بدی.

12:34.959 --> 12:36.084
‫طی روزهای آتی،

12:36.168 --> 12:39.334
‫هر کدومتون می‌تونین
‫یه ساعت نزد پادشاه باشین.

12:41.376 --> 12:42.584
‫نهایت بهره رو ببر.

13:07.251 --> 13:09.834
‫خودم می‌دونم تو تاریکی شب
‫که خیال می‌کنی...

13:09.918 --> 13:12.709
‫- همه خوابن، چه کارهایی می‌کنی.
‫- شرمنده‌ام.

13:12.793 --> 13:16.126
‫ندیمه‌تون الان برمی‌گرده جناب پادشاه.

13:16.209 --> 13:18.251
‫پس هنوز فرصت دارم.

13:23.918 --> 13:25.001
‫فرصت دارین که چیکار کنین؟

13:25.084 --> 13:27.584
‫که بهت هشدار بدم می‌ریل جوان.

13:27.668 --> 13:30.459
‫- اشتباه می‌کنین. من هنوز...
‫- ملکه نیستی؟ نه‌خیر.

13:30.543 --> 13:32.959
‫ولی می‌شی. پس بدون...

13:33.043 --> 13:36.209
‫اگه به زودی سنت قدیمی
‫مردممون از نو برقرار نشه،

13:36.293 --> 13:38.001
‫جزیره‌مون از هم می‌پاشه.

13:43.209 --> 13:44.418
‫کمک کنین!

13:45.001 --> 13:47.418
‫بیاین سراغ پادشاه! کمک کنین!

13:58.626 --> 14:00.084
‫بیا. باید بری بالا.

14:00.168 --> 14:03.959
‫ولی عین من عمل نکن.
‫من بیش از حد نگاه کردم.

14:04.043 --> 14:07.543
‫الان هم نمی‌تونم زمان حال رو
‫از گذشته و زمان گذشته رو...

14:07.626 --> 14:09.751
‫از آینده تمییز بدم.

14:46.376 --> 14:50.876
‫یه شیء واسه کل «سرزمین میانه».

14:50.959 --> 14:52.793
‫خودم می‌دونم عجیب جلوه می‌کنه پادشاه اعظم.

14:52.876 --> 14:56.043
‫ولی مسلما باید کل
‫راه‌حل‌های احتمالی رو بررسی کنیم.

14:56.543 --> 14:58.918
‫دقیقا چه نوع شی‌ای می‌شه؟

14:59.001 --> 15:01.959
‫کوچک‌تر از تصورات پیشینمون درمیاد.

15:02.043 --> 15:03.793
‫می‌شه حملش کرد...

15:03.876 --> 15:04.959
‫- مثلا می‌تونه عصای سلطنتی باشه.
‫- شمشیر چی؟

15:05.043 --> 15:07.751
‫یا می‌تونه... تاج باشه.

15:10.168 --> 15:11.168
‫واسه چی تاج باشه؟

15:11.251 --> 15:13.793
‫اگه شکلی مدور داشته باشه، خیلی خوب می‌شه.

15:13.876 --> 15:17.709
‫این‌طوری نور می‌تونه تو حلقه‌ای ثابت
‫به سمت خودش منعکس بشه...

15:17.793 --> 15:21.834
‫و قدرتی بی‌کران ایجاد کنه.

15:22.834 --> 15:26.834
‫اون‌وقت حاضرین اون همه قدرت رو
‫بر جبین یه شخص قرار بدین؟

15:26.918 --> 15:29.918
‫بر جبین هر کسی که قرار نمی‌دیم
‫پادشاه اعظم. بر جبین شما قرار می‌دیم.

15:33.543 --> 15:35.626
‫حرف‌هاتون خطرناکه...

15:35.709 --> 15:38.043
‫گاهی اوقات چاره‌ای جز کار خطرناک نداریم.

15:38.126 --> 15:40.084
‫در غیر این صورت خودم الان اینجا نبودم.

15:40.168 --> 15:42.251
‫تو که اصلا نمی‌بایست اینجا می‌بودی.

15:43.376 --> 15:45.501
‫پادشاه اعظم، صرفا خواستاریم فرصت بدین...

15:45.584 --> 15:48.418
‫الف‌های آهنگر رو جمع کرده
‫و فرضیه کلبریمبور رو آزمایش کنیم...

15:48.501 --> 15:49.834
‫فرصتمون خیلی کمه.

15:49.918 --> 15:52.126
‫- درسته، واسه همین...
‫- کمتر از اطلاعات شماست.

15:53.668 --> 15:58.168
‫برگان درخت کبیر بعد از فوران کوهستان آتشین
‫دائم در حال ریزشن.

15:58.668 --> 16:00.876
‫به زودی آخرین برگش هم می‌ریزه.

16:00.959 --> 16:05.376
‫تنها راهش اینه که همنوعانمون،
‫از جمله خودمون، از این سواحل بریم.

16:08.168 --> 16:12.168
‫هیچ الفی تو «سرزمین میانه»
‫به اندازه من خواهان راه‌حل نبود.

16:13.126 --> 16:18.793
‫ولی اگه قرار بود این شکلی رستگار بشیم،
‫متأسفانه باید زودتر بهش می‌رسیدیم.

16:18.876 --> 16:20.959
‫ولی چیزی نمونده بود
‫زودتر بهش برسم.

16:21.418 --> 16:23.959
‫تازه بعد از صحبت با جنوبیه متوجه شدم...

16:24.043 --> 16:26.459
‫همون انسان حقیر رو می‌گی؟
‫پیشنهاد اون بوده؟

16:26.543 --> 16:30.043
‫پیشنهادش حکم کلید
‫رسیدن به راه‌حل رو داشت.

16:30.126 --> 16:34.793
‫چیزی نمونده قدرت جدیدی ابداع کنیم.

16:34.876 --> 16:37.918
‫قدرت جسمانی نیست،
‫قدرت روحانیه.

16:38.001 --> 16:40.501
‫قدرتیه که در حد بقیه نیست
‫و همه مقابلش تسلیم می‌شن.

16:42.209 --> 16:43.959
‫پای...

16:44.043 --> 16:47.584
‫پای قدرت دنیای نادیده وسطه.

16:49.293 --> 16:52.543
‫واقعا شرمنده‌ام لرد کلبریمبور.

16:53.293 --> 16:56.668
‫بدین ترتیب بهتون دستور می‌دم
‫از این شهر برین...

16:56.751 --> 16:59.751
‫و سریعا برگردین لیندون.

17:00.501 --> 17:01.918
‫با همه‌تونم.

17:16.126 --> 17:19.876
‫عبارت «همه مقابلش تسلیم می‌شن»...

17:20.834 --> 17:22.251
‫رو کجا شنیده بودی؟

17:23.834 --> 17:25.126
‫اِم...

17:26.084 --> 17:29.793
‫داشتم با آهنگرانم بحث می‌کردم.
‫گمون کنم...

17:31.543 --> 17:34.709
‫- گمون کنم خودم گفته بودم.
‫- هل‌برند هم همراهت بود؟

17:36.709 --> 17:39.876
‫چه اهمیتی داره؟ تموم شد رفت.

17:43.668 --> 17:45.168
‫پادشاه اعظم، وایستین!

17:45.959 --> 17:47.959
‫- واقعا شرمنده‌ام...
‫- سه ماه بهم فرصت بدین.

17:48.501 --> 17:50.501
‫در این حد بهم مدیونین.

17:50.584 --> 17:53.709
‫من اصلا بهت مدیون نیستم.

17:54.459 --> 17:56.459
‫پس واسه جبران کاری قبول نکنین.

17:58.334 --> 17:59.918
‫چون خودم ازتون خواستم، قبول کنین.

18:01.334 --> 18:04.501
‫امیدت احمقانه است الروند.

18:04.584 --> 18:06.626
‫همینه و بس. به جایی نمی‌رسه.

18:06.709 --> 18:12.126
‫«امید، حتی اگه ناچیز باشه،
‫همیشه به جایی می‌رسه.»

18:13.084 --> 18:15.418
‫یا نکنه نصیحت خودتون رو از یاد بردین؟

19:09.209 --> 19:10.883
‫اطلاعات مربوط
‫به دودمان سلطنتی...

19:10.907 --> 19:13.793
‫و هر چی از «سرزمین‌های جنوبی»
‫دستگیرت شد رو لازم دارم.

19:13.876 --> 19:16.876
‫اسنادمون راجع به قلمرو موجودات فانی محدوده.

19:16.959 --> 19:19.709
‫باید تو گوردخمه‌ها
‫دنبال چنین اطلاعاتی بگردم.

19:19.793 --> 19:21.834
‫- بیا.
‫- سه هفته...

19:21.918 --> 19:25.168
‫سه هفته فرصت داریم کاری رو که ممکنه
‫سه قرن طول بکشه، عملی کنیم.

19:25.251 --> 19:28.251
‫محدودیت گاهی عامل اصلی اختراعاته.

19:29.418 --> 19:32.084
‫برو. به کسی چیزی نگو.

19:36.293 --> 19:37.959
‫نترس.

19:38.043 --> 19:41.126
‫کلبریمبور راه‌حلی پیدا می‌کنه.
‫از این بابت مطمئنم.

19:41.626 --> 19:44.626
‫ظاهرا یهو خیلی با هم آشنا شدین.

19:44.709 --> 19:47.376
‫من متواضعانه هر کمکی
‫از دستم بربیاد، دریغ نمی‌کنم.

19:49.834 --> 19:52.918
‫راستش رو بخوای،
‫هنوز هم درست و حسابی باورم نمی‌شه.

19:53.834 --> 19:56.793
‫کسی چون من اومده اینجا...

19:58.084 --> 20:00.668
‫و با الف‌های آهنگر ارگیون همکاری می‌کنه.

20:04.876 --> 20:06.293
‫ممنون گالادریل.

20:07.584 --> 20:09.001
‫که آوردمت اینجا؟

20:09.959 --> 20:11.376
‫که جونم رو نجات دادی.

20:11.459 --> 20:15.543
‫تو هم جون من رو نجات دادی.
‫حسابمون با هم صافه.

20:15.626 --> 20:16.959
‫نه.

20:17.043 --> 20:19.626
‫نه، تو خیلی بیشتر از این حرف‌ها
‫در حقم لطف کردی.

20:20.918 --> 20:22.668
‫من کلا تسلیم شده بودم.

20:22.751 --> 20:26.043
‫ولی تو بهم باور داشتی.

20:26.126 --> 20:28.001
‫تو قدرت درونم رو دیدی.

20:28.084 --> 20:31.168
‫کاری کردی به مراتبی دست پیدا کنم
‫که از دست کس دیگه‌ای برنمی‌اومد.

20:32.959 --> 20:34.543
‫اصلا فراموش نمی‌کنم.

20:38.626 --> 20:41.543
‫کاری می‌کنم بقیه هم فراموش نکنن.

21:01.626 --> 21:03.959
‫نترسین ارباب.

21:04.501 --> 21:10.251
‫پرده‌تون با افزایش قدرتتون
‫بیش از پیش کنار می‌ره.

21:11.001 --> 21:12.084
‫پرده‌ام؟

21:12.168 --> 21:17.084
‫پرده‌ای رو که اون‌هایی که سرنگونتون کردن
‫رو ذهنتون کشیدن، می‌گم.

21:17.168 --> 21:21.626
‫ولی ما اومدیم اینجا
‫بهتون خوش‌آمد بگیم.

21:22.293 --> 21:25.126
‫اومدیم به سرزمینمون ببریمتون.

21:26.043 --> 21:27.126
‫به سرزمینتون؟

21:27.209 --> 21:28.834
‫خودتون سرزمینمون رو بلدین.

21:35.418 --> 21:37.126
‫ستاره‌ها.

21:37.209 --> 21:40.376
‫اسمش کلاه زاهدانه.

21:41.626 --> 21:44.668
‫چنین شکلی فقط از یه جا معلومه.

21:45.751 --> 21:50.584
‫از شرقی‌ترین نقاط
‫که ستارگان غیرعادی می‌شن معلومه.

21:51.418 --> 21:54.876
‫از سرزمین رون معلومه.

21:56.001 --> 21:57.751
‫- رون...
‫- درسته.

21:58.834 --> 22:04.584
‫اونجا بالاخره با هویت حقیقیتون
‫شناخته می‌شین.

22:04.668 --> 22:09.334
‫شما از بین ستارگان به زمین افتادین،
‫ولی عظمتتون از ستارگان بیشتره.

22:09.418 --> 22:12.168
‫چرا که آتش گوش به فرمان شماست.

22:12.251 --> 22:17.084
‫شما به خاک افتادین،
‫ولی خاک ازتون می‌ترسه.

22:17.168 --> 22:19.584
‫چرا که وقتی خشمگین می‌شین،
‫به لرزه درمیاد.

22:19.668 --> 22:24.334
‫از باد و آب گرفته
‫تا گرما و سرما...

22:24.418 --> 22:28.126
‫فرمان دادن به همه‌شون رو
‫تو رون یاد می‌گیرین.

22:28.209 --> 22:34.209
‫تک‌تک موجوداتی که راه می‌رن
‫یا می‌خزن هم برده‌تون می‌شن.

22:35.168 --> 22:38.584
‫چرا که شما لرد سائورون هستین.

22:58.043 --> 22:59.209
‫بسه!

23:08.709 --> 23:11.668
‫به مرور زمان کنترل قدرتش رو یاد می‌گیره.

23:13.043 --> 23:14.876
‫فعلا ببندش.

23:22.168 --> 23:23.584
‫چی شده؟

23:37.126 --> 23:39.834
‫خب، با این که همیشه
‫افکار بدی به ذهنت خطور می‌کنه،

23:39.959 --> 23:41.626
‫این یکی از همه‌شون بدتره.

23:41.709 --> 23:43.501
‫خب، تو فکر بهتری داری؟

23:49.834 --> 23:51.001
‫سومیشون نیست.

23:51.126 --> 23:53.543
‫سومیه کجا رفت؟

23:53.626 --> 23:56.459
‫دوتا از سه‌تا بهتره.
‫الان فرصت مناسبیه.

24:52.959 --> 24:54.626
‫آهای!

24:55.168 --> 24:57.293
‫برندی‌فوت! فرار کن!

25:05.626 --> 25:06.834
‫سدوک!

25:56.876 --> 25:59.709
‫ارباب، خونسرد باشین.

26:01.751 --> 26:04.293
‫نوری، نوری، بیا بریم!

26:56.126 --> 26:57.543
‫بیا دیگه!

27:21.209 --> 27:22.334
‫چشمش رو باز کن.

28:33.543 --> 28:35.001
‫بگیرش.

28:35.751 --> 28:37.584
‫بهت نیاز داریم. خواهش می‌کنم بگیرش.

28:38.626 --> 28:41.918
‫از من دور شو. وگرنه بـ...

28:44.001 --> 28:46.709
‫باز هم بلایی سرت میارم.

28:46.793 --> 28:49.876
‫چی؟ چی به سرت آوردن؟

28:49.959 --> 28:53.376
‫هویت حقیقیم رو نشونم دادن.

28:55.959 --> 28:57.959
‫کسی جز خودت نمی‌تونه
‫هویت حقیقیت رو نشون بده.

28:59.126 --> 29:02.043
‫خودت با اعمالت تصمیم می‌گیری.

29:16.251 --> 29:17.668
‫تو اومدی کمکمون کنی.

29:19.709 --> 29:20.876
‫من مطمئنم.

29:38.959 --> 29:40.334
‫چشمتون رو ببندین.

29:40.418 --> 29:43.043
‫یه لحظه بیشتر دردتون نمیاد.

29:44.459 --> 29:45.334
‫نه!

30:12.001 --> 30:14.334
‫شما از سایه‌ها اومدین.

30:15.876 --> 30:18.084
‫من هم به سایه‌ها برمی‌گردونمتون!

30:18.168 --> 30:22.668
‫- این که سائورون نیست.
‫- اون یکیه است. همون ایستاره است. طرف...

30:22.751 --> 30:24.376
‫من آدم خوبی‌ام.

31:06.084 --> 31:06.959
‫نوری!

31:18.334 --> 31:19.501
‫سدوک؟

31:28.709 --> 31:32.209
‫تکون نخور.
‫یه‌جوری برمی‌گردونیمت.

31:32.834 --> 31:34.251
‫شرمنده خانم عزیز.

31:34.668 --> 31:38.418
‫متأسفانه باید مسیرم رو ازتون جدا کنم.

31:40.751 --> 31:42.126
‫آقای باروز...

31:42.209 --> 31:44.876
‫اشکالی نداره پراودفلو.

31:46.334 --> 31:47.959
‫خانمم منتظرمه.

31:49.668 --> 31:54.501
‫خب، اگه اشکالی نداشته باشه،
‫ترجیح می‌دم کمی اینجا بشینم...

31:55.834 --> 31:57.251
‫و طلوع آفتاب رو تماشا کنم.

33:12.501 --> 33:16.126
‫یک، دو، سه،

33:16.209 --> 33:20.251
‫چهار، پنج، شش،

33:20.334 --> 33:22.709
‫هفت، هشت...

33:25.209 --> 33:26.293
‫نه‌تاست...

33:27.751 --> 33:29.251
‫پاشنه کشتی نه پله داره.

33:38.043 --> 33:39.293
‫خوب پیش می‌رین.

33:39.376 --> 33:41.595
‫ناخدا، اگه باز هم این شکلی
‫آقامنشانه رفتار کنین،

33:41.619 --> 33:42.793
‫کشتیتون رو تصاحب می‌کنم.

33:44.918 --> 33:46.334
‫پس بیاین.

33:48.584 --> 33:49.418
‫در خدمتتون هستم.

33:55.668 --> 33:57.334
‫اون‌وقت کی در خدمت خودتونه؟

34:02.376 --> 34:03.876
‫با توجه به فقدانتون،

34:04.834 --> 34:09.584
‫اگه بخواین موقع برگشتمون
‫مرخصی بگیرین، درک می‌کنم.

34:13.959 --> 34:18.918
‫یه بار ازم پرسیده بودین
‫واسه چی گالادریل رو از دریا نجات دادم.

34:20.293 --> 34:22.418
‫من ادعا کرده بودم
‫چاره‌ای نداشتم.

34:23.918 --> 34:26.584
‫ولی حقیقت از این قراره
‫که می‌تونستم همون‌جا ولش کنم.

34:27.209 --> 34:29.959
‫می‌تونستم قبول نکنم
‫دنبالش بیام «سرزمین میانه».

34:31.626 --> 34:33.626
‫یا جلوی پسرم رو می‌گرفتم
‫که دنبالش نره.

34:35.793 --> 34:38.959
‫با این حال،
‫هر بار چنین تصمیماتی گرفتم، آخه...

34:40.418 --> 34:41.834
‫واسه چی الندیل؟

34:44.501 --> 34:48.459
‫چون «الندیل» صرفا به معنای
‫«عاشق ستارگان» نیست.

34:49.793 --> 34:52.209
‫ولی اصلا تصور نمی‌کردم
‫کارمون به اینجا بکشه.

35:04.126 --> 35:06.293
‫پدرم یه بار بهم گفته بود...

35:06.333 --> 35:09.083
‫که راه افرادِ با ایمان...

35:09.166 --> 35:11.166
با بها پرداختن هموار می شه.

35:12.916 --> 35:15.333
‫حتی اگه معلوم نباشه بَهای چه‌چیزی و چه‌کاری!

35:17.583 --> 35:20.583
‫و با اعتماد کردن به اینکه در آخر
ارزشش رو داره.

35:25.791 --> 35:28.791
‫گاهی‌اوقات بَهایی که باید بپردازی خیلی سنگینه!

35:33.000 --> 35:34.250
‫همینطوره.

35:36.750 --> 35:39.500
‫هیچ‌چاره‌ای جز تسلیم کردن خودمون
‫در برابرش نداریم.

35:42.250 --> 35:47.000
‫اما من..می‌دونم، کاری می‌کنیم بهایی که قراره بپردازیم
‫ارزشش رو داشته باشه!

35:48.791 --> 35:50.208
‫در برابر هر اتفاقی که بیوفته!

35:51.416 --> 35:52.833
‫در برابر هر اتفاقی که بیوفته.

36:03.500 --> 36:06.666
‫ناخدا، نومنور در دیدرَس‌ـه.

36:12.791 --> 36:14.208
‫ملکه‌ مـن.

36:42.041 --> 36:45.333
‫الندی، چیه؟ چی شده؟

36:50.958 --> 36:52.208
‫چی شده؟

36:53.708 --> 36:54.958
‫چی می‌بینی؟

37:46.291 --> 37:47.809
‫چه اتفاقی افتاده؟

37:49.583 --> 37:51.833
‫می‌تریل به شدت مغروره!

37:53.750 --> 37:57.750
‫با هیچ سنگ معدنی کم‌ارزش‌تر از خودش پیوند نمی‌خوره.

37:57.833 --> 38:00.500
‫ ظاهراً در ارتباط بودن با قدرت‌های جهانِ غیب و آشکار،

38:00.583 --> 38:03.166
‫مرزی پیوستگی دو دنیا رو تـار کرده.

38:03.250 --> 38:04.930
‫اصلاً منطقی نیست.

38:05.000 --> 38:07.375
‫با فشاری که برای در آمیختن‌ش صرف کردیم،
‫می‌شه آسمان و زمین رو بهم گره زد.

38:07.458 --> 38:10.708
‫- این‌بار دیگه باید جـواب بده.
‫- صبر داشته باش! مثل یه سفر طولانی می‌مونه

38:10.791 --> 38:13.666
‫قرار نیست هر قدمی که برمی‌داری،
‫روبه‌جلو باشه. زمان می‌بره.

38:13.750 --> 38:15.670
‫- زمان؟ دیگه زمانی برامون نمونده.
‫- اره زمان!

38:15.708 --> 38:18.000
‫فکرکنم برای امروز دیگه کافیه.

38:18.083 --> 38:21.041
‫خیلی به خودمون فشار آوردیم.

38:21.125 --> 38:23.291
‫«خیلی به خودمون فشار آوردیم»

38:28.291 --> 38:30.041
‫گمون کنم اصلاً مشکل همینه.

38:31.541 --> 38:34.291
‫شاید ما داشتیم الکی زور خودمون رو می‌زدیم.

38:34.375 --> 38:36.416
‫یعنی چی؟

38:36.500 --> 38:39.666
‫یعنی نباید می‌تریل‌ رو مجبور به
‫در آمیخته‌شدن کرد...

38:39.750 --> 38:43.550
‫بَلکه باید کاری کنیم تا خودش
‫تحریک و جذب به در آمیخته شدن داشته باشه.

38:43.633 --> 38:44.833
‫اگه این حرفم درست باشه،

38:44.916 --> 38:47.666
‫ این همه مدت روش
‫اشتباهی رو در پیش گرفته بودیم.

38:50.041 --> 38:53.166
‫زودباش اینجا رو جمع و جور کن،
‫باید از نو شروع کنیم.

38:59.000 --> 39:00.208
‫بانوی من.

39:27.625 --> 39:28.833
‫گالادریل.

39:30.958 --> 39:32.041
‫موفق شدیم.

39:32.708 --> 39:34.916
‫نمی‌دونم چرا تا الان به فکرمون نرسیده بود،

39:35.416 --> 39:37.500
‫یدونه‌شون نمی‌تونه تمامِ
‫قدرت رو متحمل بشه،

39:38.291 --> 39:39.625
‫به دوتا ازش نیاز داریم،

39:40.666 --> 39:41.875
‫و داریم دوتا می‌سازیم.

39:41.958 --> 39:44.250
‫- دوتا تاج؟
‫- نه دقیقاً.

39:44.625 --> 39:46.625
‫یه‌چیزی حدوداً...

39:47.666 --> 39:48.875
‫کوچیک‌تر از تاج.

39:49.541 --> 39:51.208
‫بیا خودت ببین.

39:51.750 --> 39:53.833
‫نه تا وقتی که بهم نگی کی هستی!

39:55.875 --> 39:57.458
‫می‌دونی که من کی‌ام.

39:57.541 --> 39:59.458
‫کسی که واقعاً هستی.

40:00.541 --> 40:02.708
‫گالادریل، می‌ترسم آخر...

40:04.875 --> 40:07.291
‫سرزمین‌های جنوبی
‫هیچ پادشاهی ندارن.

40:08.000 --> 40:09.583
‫نسل‌شون منقرض شده.

40:10.500 --> 40:14.166
‫آخرین مردی که باید تاج تو رو
‫بر سرمی می‌داشت، سال‌هاست که مُرده.

40:15.291 --> 40:16.875
‫هیچ وارثی نداشته.

40:32.000 --> 40:34.583
‫بهت که گفتم اون نشان رو از
‫روی جنازه یکی پیدا کردم.

40:34.666 --> 40:35.916
‫نه!

40:36.583 --> 40:38.583
‫نه، روی قایق...تو من رو نجات دادی.

40:38.666 --> 40:40.416
‫تو من رو نجات دادی.

40:40.500 --> 40:43.333
‫میریل رو متقاعد کردی تا برای نجاتِ
‫مردمان سرزمین میانه دست به کار بشه.

40:43.416 --> 40:46.458
‫تو متقاعدش کردی! من می‌خواستم
‫توی نومنور بمونم.

40:46.541 --> 40:48.666
‫در کنار من جنگیدی!

40:48.750 --> 40:51.916
‫در مقابل دشمنت! دشمنِ من.

40:56.708 --> 40:58.125
‫اسم واقعی‌ات چیه؟

41:00.875 --> 41:04.708
‫من از زمانِ به زبان آوردن
‫ اولین کلام خلقت زنده بودم.

41:05.583 --> 41:09.083
‫اون زمان...اسم‌های زیادی داشتم.

41:34.333 --> 41:36.333
‫دوباره کنترلت رو از دست دادی گالادریل؟

41:40.791 --> 41:42.958
‫چیزخاصی نیست، خوردی زمین.

41:57.000 --> 41:58.083
‫بلند شو.

41:58.166 --> 42:01.583
‫از ذهنم برو بیرون!

42:02.166 --> 42:03.833
‫خواهر بلندشو!

42:06.416 --> 42:07.791
‫به من نگاه کن.

42:09.208 --> 42:10.250
‫گالادریل.

42:22.416 --> 42:24.041
‫خنجرم!

42:25.625 --> 42:27.791
‫خوب حواست بهش بوده.

42:30.833 --> 42:32.833
‫شنیدم حسابی
‫از خودت شجاعت نشون دادی.

42:35.416 --> 42:39.416
‫به سختی مبارزه کردی، سال‌ها.

42:40.708 --> 42:42.958
‫تا وظیفه نیمه‌تمام من رو به اتمام برسونی.

42:45.375 --> 42:47.541
‫وطیفه تو از بین بردن سائورون بود.

42:49.208 --> 42:52.625
‫وظیفه من برقرار کردن آرامش بود.

42:54.916 --> 42:59.333
‫اما من فهمیدم که وظیفه سائورون هم دقیقاً همینه.

43:00.166 --> 43:01.375
‫نه.

43:03.875 --> 43:05.291
‫نه، تو مُردی.

43:06.166 --> 43:08.750
‫درکنار بی‌شمار موجود دیگه. به‌خاطر سائورون.

43:08.833 --> 43:10.958
‫نه، گالادریل.

43:12.750 --> 43:17.583
‫اون نمی‌خواد با قدرتی که دنبالشه،
‫سرزمین میانه رو نابود کنه،

43:19.000 --> 43:20.866
‫ می‌خواد جانی تازه بهش بده.

43:23.500 --> 43:27.625
‫دقیقاً مثل شرایط فعلی الف‌ها، که برای
‫ادامه حیات، به همچین قدرتی نیاز دارند.

43:29.416 --> 43:30.916
‫لازم نیست بهشون دروغ بگی.

43:33.375 --> 43:35.375
‫بذار کارشون رو تموم کنن.

43:40.666 --> 43:45.291
‫یادت میاد دقیقاً زیر همین درخت
‫در گوش‌ت چی گفتم؟

43:51.875 --> 43:53.875
‫«یه‌بار دیگه تاریکی رو لمس کن»

44:08.500 --> 44:12.500
‫برادر من مُرده.
‫به خاطر تو سائورون.

44:12.583 --> 44:16.416
‫گالادریل، چرا همچین حرفی می‌زنی؟

44:17.208 --> 44:19.208
‫چرا همچین حرفی می‌زنی آخه؟

44:20.250 --> 44:21.500
‫گالادریل.

44:23.291 --> 44:25.750
‫گالادریل برگرد!

44:25.833 --> 44:27.125
‫گالادریل.

44:27.833 --> 44:29.208
‫به من نگاه کن.

44:33.166 --> 44:35.000
‫گالادریل، به من نگاه کن.

44:39.875 --> 44:41.291
‫من رو که می‌شناسی!

44:43.625 --> 44:44.708
‫من دوستتم.

44:44.791 --> 44:47.208
‫تو دوستِ مورگوثی، نه من.

44:52.500 --> 44:54.333
‫وقتی که مورگوث شکست خورد،

44:56.625 --> 45:01.375
‫انگار که بختک دستان شوم‌بخش‌ش رو

45:02.791 --> 45:05.041
‫از روی گردنم برداشته بود.

45:06.041 --> 45:08.833
‫و در سکوتِ اولین طلوع خورشید هستی،

45:09.750 --> 45:14.166
‫پس از مدت‌ها شاهدِ نورِ واحد بودم.

45:16.625 --> 45:20.833
‫و می‌دونستم اگه روزی قراره باشه بخشیده بشم،

45:22.208 --> 45:25.708
‫باید تمام چیزهایی که نابود کردم رو
‫از نو بسازم و التیام ببخشم.

45:25.791 --> 45:28.458
‫با هیچ توبه‌ای از شَر گناهانی
‫که مرتکب شدی، خلاص نمی‌شی.

45:28.541 --> 45:31.750
‫- مطمئنم اینطور فکر نمی‌کنی!
‫- تو دیگه به من نگو من چی فکر می‌کنم.

45:31.833 --> 45:33.416
‫نه! خودت بهم گفتی.

45:33.500 --> 45:38.375
‫بعد از پیروزی‌مون، گفتی تمام کارهایی
‫که در گذشته کردم رو فراموش کنم.

45:38.458 --> 45:40.833
‫- من رو فریب دادی!
‫- حقیقت رو بهت گفتم.

45:40.916 --> 45:44.500
‫بهت گفتم کارهای شیطانی‌ای کردم،
‫و تو اهمیت ندادی.

45:44.583 --> 45:47.958
‫چون قبول داشتی گذشته‌ها گذشته.

45:48.041 --> 45:49.708
‫و باید به فکر آینده باشیم.

45:50.625 --> 45:52.625
‫آینده‌ای که ازش حرف می‌زنی وجود نداره.

45:53.916 --> 45:55.083
‫واقعاً؟

46:17.291 --> 46:19.291
‫هیچ‌کس خالصاً به تو اعتماد نداره.

46:21.875 --> 46:23.875
‫فقط منم که عظمت و شکوه‌ت رو می‌بینم.

46:28.458 --> 46:32.041
‫فقط منم که نور درونت رو می‌بینم.

46:33.500 --> 46:35.916
‫می‌خوای من رو به یه موجود
‫شرور و ظالم تبدیل کنی.

46:36.000 --> 46:37.625
‫می‌خوام ملکه‌ات کنم!

46:39.041 --> 46:41.041
‫منصف و پاک مثل دریا و خورشید.

46:41.875 --> 46:44.458
‫قوی‌تر از مبانیِ جهان هستی.

46:45.250 --> 46:47.833
‫و تو...پادشاه من!

46:49.708 --> 46:50.791
‫اربابِ تاریکی.

46:50.875 --> 46:53.875
‫نه! تاریکی نه...

46:54.958 --> 46:56.666
‫با وجود تو، تاریکی دیگه معنایی نداره.

46:57.958 --> 47:01.958
‫یادته گفتی ما به یه دلیلی
‫سر راه هم قرار گرفتیم؟

47:04.291 --> 47:05.625
‫الان وقتشه.

47:06.541 --> 47:10.375
‫تو من رو به نـور پیوند خواهی داد
‫و من هم تو رو به قدرت بی‌همتا.

47:12.625 --> 47:16.208
‫و با هم...سرزمین میانه رو نجات می‌دیم.

47:18.208 --> 47:19.291
‫نجات می‌دیم؟

47:21.041 --> 47:22.541
‫یا حکومت می‌کنیم؟

47:24.666 --> 47:26.333
‫فرقی نمی‌‌کنه.

47:29.458 --> 47:34.791
‫و دقیقاً برای همین...هرگز در کنار
‫تو نخواهم ایستاد.

47:39.583 --> 47:40.750
‫هیچ ‌چاره ای نداری.

47:41.208 --> 47:43.291
‫بدون من مردمانت از صفحه روزگار محو می‌شن.

47:43.375 --> 47:46.583
‫و سایه تاریکی سرتاسر جهان رو فرا می‌گیره.

47:46.666 --> 47:49.250
‫- به من نیاز داری!
‫- باید همونجا توی دریا قیدت رو می‌زدم.

47:49.333 --> 47:51.791
‫توی همون دریایی که الف‌ها تو رو
‫به درونش انداخته بودند؟

47:51.875 --> 47:56.291
‫به‌خاطر اینکه چهارتا سرباز ازشون خواستی،
‫تو رو از قلمروشون بیرون کردن!

47:56.375 --> 47:59.875
‫به‌نظرت وقتی بهشون بگی هم‌پیمان من بودی،
‫چیکار می‌کنن؟

47:59.958 --> 48:01.041
‫وقتی بهشون بگی...

48:01.125 --> 48:04.541
‫سائورون به خاطر تو زنده‌ست؟

48:04.625 --> 48:06.375
‫و به دست من هم کُشته می‌شی!

48:42.666 --> 48:44.166
‫گالادریل.

48:51.166 --> 48:52.166
‫دروغ‌گو!

48:53.041 --> 48:55.375
‫گالادریل بس‌کن! منم الروند! الروندم.

48:55.458 --> 48:56.500
‫ثابت کن.

48:58.750 --> 49:00.166
‫اولین بار کجا هم رو ملاقات کردیم؟

49:01.708 --> 49:03.791
‫لبِ ساحل! تازه مادر و پدرم
‫ رو از دست داده بودم.

49:04.791 --> 49:08.541
‫تنها بودم، یه پسر جوان و نیمه‌الف
‫بدون هیچ آشنا و دوستی.

49:11.625 --> 49:13.125
‫تو بهم آب دادی.

49:17.666 --> 49:18.916
‫الروند.

49:22.750 --> 49:25.166
‫«آروم باش گالادریل»

49:26.291 --> 49:29.208
‫کلبریمبور کجاست؟

49:29.291 --> 49:32.666
‫توی کارگاه. حتماً تا الان کارش تموم شده.

49:32.750 --> 49:34.000
‫نه!

49:34.083 --> 49:37.250
‫گالادریل! گالادریل!
‫چی شده؟

49:42.541 --> 49:43.625
‫گالادریل!

49:49.083 --> 49:50.708
‫تموم شد؟

49:50.791 --> 49:53.416
‫گالادریل، چرا مثل موش آب‌کشیده شدی؟

49:53.500 --> 49:54.583
‫چی شده؟

49:54.666 --> 49:57.583
‫چون از درون آب‌های گلاندوین بیرون کشیدمش.

49:57.666 --> 49:59.625
‫گلاندوین؟ چی شده؟

49:59.708 --> 50:00.958
‫گالادریل.

50:04.250 --> 50:05.750
‫هل‌برند کجاست؟

50:08.208 --> 50:11.625
‫رفته و بعید می‌دونم برگرده.

50:13.041 --> 50:16.083
‫اگر هم برگرده، فقط باید ازش دوری کنیم.

50:17.333 --> 50:19.416
‫کنار اون رودخونه چه اتفاقی افتاد؟

50:19.500 --> 50:21.500
‫قبلاً بهم درمورد اشتباهِ اعتماد کردن
‫ به آدم‌ها گفته بودی.

50:22.791 --> 50:24.750
‫گفتی که دیگه هرگز تکرارش نمی‌کنی.

50:26.125 --> 50:28.750
‫داری وفای به این عهد رو خیلی سخت می‌کنی!

50:28.833 --> 50:31.916
‫اگه آسون بود که نیازمند اعتماد نبود.

50:39.375 --> 50:41.291
‫خب، ادامه بدیم؟

50:41.375 --> 50:42.375
‫نه.

50:44.958 --> 50:46.958
‫باید سه‌ تا بسازیم.

50:47.041 --> 50:48.875
‫سه‌ تا؟ چرا؟

50:50.791 --> 50:54.625
‫اولین حلقه مخدوش‌کننده‌ست،
‫دومین حلقه مدرج‌کننده‌ست،

50:54.750 --> 50:57.583
‫اما با سومی، تعادل برقرار می‌شه.

51:03.375 --> 51:08.375
‫قدرتی که امروز خلق می‌کنیم،
‫ باید فقط در اختیار الف‌ها باشه.

51:09.416 --> 51:11.416
‫دور از دسترس بقیه موجودات بمونه.

51:12.666 --> 51:16.541
‫گالادریل، خلوصِ سنگ‌های کم‌ارزش

51:16.625 --> 51:19.708
‫در معین کردن آلیاژ اون‌ها تاثیر به‌سزایی داره.

51:22.250 --> 51:25.666
‫من نفیس‌ترین طلا و نقره‌های
‫موجود رو می‌خوام.

51:27.791 --> 51:29.958
‫طلا و نقره‌های والینور!

51:34.458 --> 51:38.875
‫خلقتِ حقیقی...مستلزم فداکاریه!

51:47.083 --> 51:49.166
‫چیز دیگه‌ای یادت نمیاد؟

51:50.291 --> 51:53.708
‫نه دقیقاً، یه‌سری برداشت های بی پایه.

51:55.333 --> 52:00.000
‫مطمئنم بیشتر از ایناست، برای اینکه بیشتر بدونم
‫باید برم جایی به نام «روون»

52:02.625 --> 52:04.791
‫اونا اسمت رو اشتباه می‌گفتن.

52:04.875 --> 52:08.375
‫اگه در این باره هم اشتباه کرده باشن چی؟ یا دروغ گفته...

52:08.458 --> 52:11.583
‫حرفایی که زدن چیزی
‫جز حقیقت نبودند و قاطیعتی

52:11.666 --> 52:13.958
‫نسبت بهش دارم که قابل‌وصف نیست.

52:17.291 --> 52:18.500
‫اونا...

52:19.333 --> 52:22.083
‫تو رو به یه اسمی صدا زدن، «ایــستـار؟»

52:23.083 --> 52:24.500
‫اسم نژادته؟

52:26.541 --> 52:27.791
‫«ایستار»

52:31.083 --> 52:33.333
‫به زبان شما می‌شه «جادویی»

52:34.416 --> 52:35.416
‫یا....

52:38.458 --> 52:39.791
‫«جادوگر»

52:51.416 --> 52:53.833
‫مطمئنی نمی‌خوای باهامون بیای؟

52:59.625 --> 53:04.083
‫گاهی‌اوقات، راهی‌ که پیش روی ماست
‫توسط قدرت‌هایی فراتر از توان ما، واقع شدند.

53:04.750 --> 53:07.625
‫اینطور مواقع، وظیفه ما اینه که بدون توجه
‫به خواسته قلبی‌مون،

53:07.708 --> 53:10.958
‫قدم برداریم و بریم.

53:11.041 --> 53:13.291
‫بدون توجه به خطراتی که توی راه
‫منتظر ما نشسته‌اند.

53:16.875 --> 53:19.500
‫مثل یه ماجراجویی پر پیچ و خم می‌مونه.

53:19.583 --> 53:21.250
‫وقتی تنهایی، یه سفر عادیه.

53:22.583 --> 53:26.000
‫ماجراجویی‌ها باید برای بقیه بازگو بشن.

53:32.708 --> 53:36.916
‫فکرکنم من بیشتر از هر هارفوت‌ دیگه‌ای
‫تو زندگیم ماجراجویی داشتم.

53:50.208 --> 53:53.083
‫با توجه به این، اگه از سمت شمال بریم

53:53.166 --> 53:56.666
‫سی‌روزِ روز طول می‌کشه
‫و مسیر کاملاً امنه.

53:56.791 --> 53:58.875
‫پر از دشت‌های سرسبز
‫و خالی از ترول‌ها.

54:00.916 --> 54:04.000
‫- همه‌ش سرپایینی‌ هست...
‫- نقشه رو برعکس گرفتی!

54:07.250 --> 54:09.416
‫متاسفم مالوا اما تا هفته‌ها هیچی جز...

54:09.500 --> 54:11.540
‫سراشیبی و بوته‌های خاردار سر راه‌مون نیست.

54:11.583 --> 54:15.000
‫خب اگه اینقدر باهوش و زرنگی چرا خودت
‫راهنمای راه نمی‌شی؟

54:19.083 --> 54:22.166
‫حواستون به توله‌هاتون و کسایی
‫که جا میمونن باشه.

54:22.250 --> 54:24.833
‫از مسیر خارج نشید.

54:24.916 --> 54:27.750
‫و اصلاً تنهایی جایی نرید.

54:27.833 --> 54:30.250
‫سدوک چقدر دل‌نشین می‌گفت،

54:34.125 --> 54:36.625
‫ای کاش اون پیرمرد خرفت هنوز باهامون بود.

54:36.708 --> 54:37.916
‫هست.

54:50.416 --> 54:51.416
‫برو.

54:55.625 --> 54:58.083
‫الان دیگه تو اتفاق مهم‌تری نقش داری.

55:00.208 --> 55:01.375
‫دوستت بهت نیاز داره.

55:02.583 --> 55:04.750
‫تو به دنیای اون بیرون تعلق داری.

55:19.416 --> 55:20.750
‫خدانگهدار نوری!

55:20.875 --> 55:22.351
‫- خدانگهدار
‫- مراقب باش.

55:26.625 --> 55:27.750
‫مراقب خودت باش.

55:37.958 --> 55:40.208
‫- فانوس‌ت رو برداشتی؟
‫- اره.

55:40.291 --> 55:41.375
‫خوبه.

55:42.416 --> 55:43.583
‫خب...

55:44.916 --> 55:46.250
‫خداحافظ.

55:49.250 --> 55:50.708
‫نوری.

55:53.458 --> 55:55.791
‫خب، اینم چندتا حلزون برای دختر شکموـمون!

55:55.875 --> 55:57.795
‫خودت که می‌دونی یهو چقدر گشنه‌ت می‌شه.

55:57.833 --> 56:01.333
‫اینم یه پتوی اضافی برای وقتی که
‫سردت شد.

56:02.750 --> 56:03.916
‫بذار ببینمت...

56:11.166 --> 56:12.333
‫من چه پدری بودم...

56:13.458 --> 56:17.125
‫داری پا به این دنیای بزرگ می‌ذاری
‫و من هیچ‌چیزی برای زندگی درش بهت یاد ندادم.

56:17.208 --> 56:20.458
‫چرا معلومه که یاد دادی!

56:23.250 --> 56:26.375
‫همیشه آتیش رو با آب و خاک خاموش کن.

56:26.458 --> 56:29.458
‫هیچوقت کنار رودخونه دستشویی نکن، شاید بعدا
‫ تشنه‌ات شد و خواستی از آبش بخوری.

56:29.583 --> 56:30.583
‫و...

56:30.625 --> 56:35.833
‫هارفوتی که توی زندگیش اخلاق نداشته باشه
‫به هیچ جایی نمی‌رسه.

56:35.916 --> 56:37.083
‫به هیچ‌جایی نمی‌رسه...

56:40.041 --> 56:42.541
‫حواسم به تمام حرف‌هات بود، بابا.

56:59.250 --> 57:03.750
‫از مسیر جریانِ آب حرکت کن.
‫همون سمتی که پرنده‌ها آواز می‌خوانن.

57:07.500 --> 57:08.875
‫باشه مامان.

57:09.625 --> 57:10.833
‫مراقبِ خودم هستم.

57:15.625 --> 57:16.791
‫نه.

57:22.250 --> 57:24.250
‫می‌دونم که چقدر بی‌باکی!

57:47.916 --> 57:50.416
‫برو دیگه، برو...

57:50.500 --> 57:53.000
‫برو. تا نظرت عوض نشده

57:55.250 --> 57:56.875
‫یا نظر ما...

58:08.250 --> 58:11.333
‫نوری صبرکن!

58:11.416 --> 58:12.583
‫پاپی.

58:24.458 --> 58:28.125
‫چرا همه کسایی که خیلی دوست‌شون دارم
‫از پیشم می‌رن؟

58:29.916 --> 58:33.958
‫چون اگه نریم، هیچ‌چیز جدیدی یاد نمی‌گیریم.

58:40.250 --> 58:42.833
‫برمی‌گردی دیگه؟ قـول؟

58:44.000 --> 58:47.500
‫- تو قول میدی حواست به بقیه باشه؟
‫- اره بابا اُسکل.

58:50.291 --> 58:54.166
‫توی این دنیای وحشی و بزرگ، بهترین دوستم تویی!

58:54.958 --> 58:56.375
‫به‌خاطرت هرکاری می‌کنم.

58:58.375 --> 59:01.583
‫دنیا اونقدرها هم بزرگ نیست، پاپی
‫ماییم خیلی کوچیک‌ایم.

59:08.458 --> 59:10.458
‫از کنار دوست قدبلندمون جـم نخور!

59:11.000 --> 59:13.000
‫تو سختی‌ها دوست خیلی خوبیه.

59:13.083 --> 59:14.500
‫نه به اندازه تو.

59:45.958 --> 59:48.208
‫- مطمئنی؟
‫- هیچوقت اینقدر مطمئن نبودم.

59:49.000 --> 59:51.000
‫دارن برات دست تکون می‌دن.

59:52.791 --> 59:56.041
‫اگه برگردم نگاهشون کنم، از
‫رفتن پشیمون می‌شم.

59:57.416 --> 01:00:01.416
‫خب، پس شاید بهتره تو جلو بیوفتی.

01:00:05.500 --> 01:00:09.208
‫حالا که واقعاً داریم می‌ریم،
‫پاهام به سنگینی آهن شده!

01:00:11.541 --> 01:00:14.833
‫و راستش من اصلاً نمی‌دونم باید از کدوم سمت برم.

01:00:27.000 --> 01:00:28.416
‫از این سمت.

01:00:29.916 --> 01:00:31.541
‫مطمئنی؟

01:00:32.208 --> 01:00:33.625
‫نه کاملاً.

01:00:34.541 --> 01:00:37.041
‫اما بوی دلنشینی از این سمت به مشام می‌رسه.

01:00:40.083 --> 01:00:43.208
‫النور برندی‌فوت، هرموقع دوبه‌شک شدی...

01:00:45.625 --> 01:00:47.333
‫همیشه از مشامت کمک بگیر.

01:00:48.585 --> 01:00:55.849
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:01:05.126 --> 01:01:12.502
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

01:07:12.001 --> 01:07:22.121
«پـایـان فـصـل اول»

01:07:23.125 --> 01:07:27.500
♪ سه‌حلقه برای پادشاهان الف ♪

01:07:27.583 --> 01:07:31.916
♪ در این سرزمین... ♪

01:07:32.000 --> 01:07:35.291
♪ هفت حلقه برای لُردهای دورف ♪

01:07:35.375 --> 01:07:40.583
♪ در تالار سنگ‌هایشان. ♪

01:07:40.666 --> 01:07:45.125
♪ نُه حلقه‌ برای انسان‌های انسان‌های فـانی ♪

01:07:45.208 --> 01:07:49.458
♪ محکـوم به مرگ، ♪

01:07:49.541 --> 01:07:52.791
♪ یک حلقه برای ارباب تاریکی. ♪

01:07:52.875 --> 01:07:57.083
♪ بر روی تخت سیاه‌واره‌اش، ♪

01:07:57.166 --> 01:08:03.041
♪ در سرزمین موردور... ♪

01:08:03.916 --> 01:08:09.916
♪ جایی که سایه‌ها خود نهانیده‌اند... ♪

01:08:12.541 --> 01:08:18.500
♪ جایی که سایه‌ها خود نهانیده‌اند... ♪

01:08:27.333 --> 01:08:32.000
♪ یک حلقه برای حکم‌رانی به تمام‌شان، ♪

01:08:32.083 --> 01:08:37.000
♪ یک حلقه برای آشکار کردنشان، ♪

01:08:37.083 --> 01:08:42.166
♪ یک حلقه‌ برای نمایان کردنشان، ♪

01:08:42.250 --> 01:08:47.916
♪ و در آمیختن آن‌ها... ♪

01:08:48.000 --> 01:08:51.166
♪ با تاریکی! ♪

01:08:52.250 --> 01:08:58.250
♪ در سرزمین موردور... ♪

01:09:01.416 --> 01:09:07.416
♪ جایی که سایه‌ها خود نهانیده‌اند... ♪

01:09:09.875 --> 01:09:15.875
♪ جایی که سایه‌ها خود نهانیده‌اند... ♪
