WEBVTT

00:06.050 --> 00:06.583
‫[آنچه گذشت]

00:06.584 --> 00:08.876
‫- برج بسازی؟
‫- باید تا بهار تکمیل بشه.

00:09.293 --> 00:11.709
‫همکاری با افرادی
‫غیر از هم‌نژادهای خودمون رو...

00:11.793 --> 00:13.543
‫هم در نظر گرفتی؟

00:13.626 --> 00:15.126
‫پیشنهاد پادشاهتون رو بهم بگو...

00:15.209 --> 00:17.543
‫تا تصمیم بگیرم به اطلاع پدرم برسونم یا نه.

00:17.668 --> 00:19.751
‫اگه مسئله‌ای رو ازمون
‫مخفی کرده بود، حس می‌کردم.

00:19.793 --> 00:23.126
‫شاید خودش حس کرد که تو داری
‫مسئله‌ای رو ازشون مخفی می‌کنی.

00:23.793 --> 00:24.959
‫اینجا کجاست؟

00:25.043 --> 00:28.626
‫قلمرو جزیره نومنوره.

00:29.626 --> 00:31.168
‫تو فکرش بودم که شاید به تعویق بندازمش.

00:31.251 --> 00:33.668
‫کارآزمایی دریایی که آغاز بشه
‫و اون کشتی حرکت کنه،

00:33.709 --> 00:34.834
‫باید سوارش شده باشی.

00:35.084 --> 00:36.584
‫اصلا نمی‌خوام دردسر درست کنم.

00:41.376 --> 00:44.084
‫نقشه «سرزمین‌های جنوبی»ـه.

00:44.168 --> 00:46.418
‫صرفا مکانی رو تعیین نکرده،
‫برنامه‌ای رو تعیین کرده.

00:46.501 --> 00:48.168
‫می‌خوان سرزمین خودشون رو ایجاد کنن.

00:48.251 --> 00:50.209
‫پس «سرزمین‌های جنوبی»
‫به شدت به خطر افتادن.

00:50.293 --> 00:52.459
‫اگه سائورون واقعا برگشته باشه،

00:52.543 --> 00:54.293
‫به «سرزمین‌های جنوبی» بسنده نمی‌کنه.

00:55.126 --> 00:57.334
‫اگه هرکدومتون می‌خواین زنده بمونین،

00:58.543 --> 01:01.334
‫سپیده‌دم به سمت برج الف‌ها حرکت می‌کنیم.

01:05.168 --> 01:06.876
‫ببرش پیش آدار.

01:07.043 --> 01:07.918
‫آدار!

01:08.001 --> 01:10.584
‫می‌گن سائورون اون قدیم‌ها
‫اسامی متعددی داشته.

01:10.668 --> 01:12.376
‫شاید این هم از اسامی خودشه.

01:13.168 --> 01:17.334
‫مردمت پادشاهی ندارن،
‫آخه پادشاهشون خودتی.

01:17.418 --> 01:19.084
‫باهام بیا «سرزمین میانه».

01:19.168 --> 01:20.584
‫هنوز ارتش نداری.

01:20.668 --> 01:23.251
‫شرایطمون به زودی تغییر می‌کنه.

02:21.800 --> 02:28.800
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

02:37.600 --> 02:45.250
‫«ارباب حلقه‌ها: حلقه‌های قدرت»
‫«فصل یکم، قسمت چهارم»

03:00.043 --> 03:01.376
‫ما روزانه در این دربار...

03:01.459 --> 03:05.126
‫جمع می‌شیم که راجع به آینده جزیره‌مون
‫برنامه‌ریزی کنیم.

03:05.709 --> 03:08.459
‫ولی در روز «نعمت کودکان»،

03:09.251 --> 03:13.334
‫جمع می‌شیم تا به افرادی که در آینده‌مون
‫زندگی می‌کنن، خوش‌آمد بگیم.

03:16.793 --> 03:20.584
‫آینده‌مون چون سپیده‌دمی
‫بر دریایی مواج، نامحدوده.

03:26.126 --> 03:28.376
‫چه اسمی براش انتخاب کردی؟

03:28.959 --> 03:30.168
‫آلینل.

03:31.418 --> 03:32.626
‫آلینل.

03:33.293 --> 03:37.084
‫باشد که قدرت نومنور
‫در وجودت جلوه کند.

03:38.501 --> 03:41.126
‫حکمتش مسیرت را روشن کرده...

03:46.876 --> 03:49.543
‫جزیره‌مون هم گاهی باید عین خودت...

03:50.626 --> 03:51.876
‫خودش رو کش بیاره.

04:15.000 --> 04:30.000
‫مترجمان: «کیارش نعمت گرگانی و آیـــدا»

04:34.251 --> 04:37.501
‫امروز روزی بی‌نقصیه ملکه حاکم.

04:39.668 --> 04:42.001
‫اول از همه به چه کاری می‌رسین؟

04:44.709 --> 04:46.543
‫الفه رو به دربار احضار کرد.

04:46.918 --> 04:48.668
‫همین امروز صبح احضارش کرد.

04:49.251 --> 04:53.793
‫رفیق الفه به چهار عضو صنف حمله کرده،
‫اون‌وقت می‌ریل به صرف چای دعوتش می‌کنه؟

04:53.876 --> 04:56.043
‫احتمالا الفه رو احضار کرده
‫که مجازاتش کنه.

04:56.126 --> 04:58.376
‫یا ازش دستور بگیره.

04:59.626 --> 05:03.459
‫حالا که الفه داره حرف‌هاش رو
‫به خورد ملکه‌مون می‌ده،

05:03.543 --> 05:06.876
‫کی نماینده ماست؟

05:12.168 --> 05:14.293
‫صدراعظم! صدراعظم!

05:14.376 --> 05:17.418
‫سلامم رو بهش برسون، خب؟
‫صدات رو بلند نکن.

05:17.501 --> 05:19.876
‫میل ندارین قربان؟
‫بفرمایین قربان.

05:19.959 --> 05:22.668
‫متوجه نشده بودم مشغول کار مهمی هستین.

05:22.751 --> 05:23.626
‫صدراعظم!

05:23.709 --> 05:27.543
‫مملکت‌داری یعنی آدم باید هنرش رو داشته باشه
‫که موقع رسیدگی به مسائل جزئی...

05:27.626 --> 05:29.584
‫هم اندازه مسائل مهم دقت کنه.

05:30.209 --> 05:32.501
‫ترجیح می‌دم فرض کنم
‫تا الان این مسئله رو یاد گرفته باشی.

05:32.584 --> 05:34.334
‫صرفا داشتم سعی می‌کردم
‫حرف زیرکانه‌ای بزنم.

05:34.418 --> 05:38.168
‫زیرکی خصوصیت افرادیه
‫که زیاد بلندپرواز نیستن.

05:38.918 --> 05:41.959
‫ترجیح می‌دادم عاقل باشی پسرم.

05:43.793 --> 05:46.126
‫خب، چه مشکلی پیش اومده، هوم؟

05:46.626 --> 05:49.459
‫احتمالا داره همهمه‌ای رخ می‌ده.

05:49.543 --> 05:51.626
‫کشتی‌های الف‌ها به ساحلمون بیان؟

05:52.251 --> 05:55.418
‫کارگران الف تجارتمون رو ازمون بگیرن؟

05:57.001 --> 05:59.001
‫کارگرانشون نمی‌خوابن،

06:00.168 --> 06:03.168
‫خسته نمی‌شن، پیر نمی‌شن.

06:03.251 --> 06:04.876
‫نه‌خیر!

06:06.459 --> 06:10.209
‫به نظر من یا ملکه کور شده،

06:10.293 --> 06:12.126
‫یا عاشق الف‌هاست.

06:12.209 --> 06:14.418
‫پدرش هم همین‌طور بود.

06:14.501 --> 06:16.876
‫- عاشق الف‌هاست!
‫- عاشق الف‌هاست!

06:16.959 --> 06:18.751
‫عاشق الف‌هاست!

06:18.834 --> 06:20.626
‫عاشق الف‌هاست!
‫عاشق الف‌هاست!

06:20.709 --> 06:24.084
‫خب، اگه الفه الان اینجا بود،
‫شاهد چه صحنه‌ای می‌بود؟

06:24.751 --> 06:26.376
‫شاهد مردان نومنور بود...

06:27.668 --> 06:29.918
‫یا شاهد جمعی کودک که ناله می‌کنن؟

06:31.501 --> 06:34.251
‫ما فرزندان آدان‌هاییم.

06:31.575 --> 06:34.210
‫[آدان‌ها: انسان‌هایی که در عصر نخست
‫از شرق دور به بلریاند مهاجرت کردند]

06:35.334 --> 06:39.418
‫ما فرزندان الروس تارمینیاتوریم
‫که مورگوث رو شکست داده بود.

06:40.626 --> 06:44.251
‫ولی حالا یه الف که آواره شده
‫می‌خواد تهدیدمون کنه؟

06:45.293 --> 06:48.376
‫تک‌تکتون نگاهی به نشان صنفتون بندازین.

06:48.459 --> 06:50.751
‫نشان میراث افراد قدرتمندیه.

06:52.126 --> 06:54.501
‫نشان میراث انسان‌هاییه
‫که دیوار دریایی رو بنا کردن.

06:56.084 --> 06:58.126
‫که آرمنولوس رو...

06:58.209 --> 07:00.918
‫که افتخار تمدنمونه بنا کردن.

07:01.418 --> 07:05.043
‫ولی الان یه الف می‌خواد تهدیدمون کنه؟

07:17.876 --> 07:18.959
‫دوستان عزیزم...

07:21.209 --> 07:22.293
‫به من اعتماد داشته باشین.

07:23.959 --> 07:26.501
‫چرا که به پینه دست‌هام...

07:26.584 --> 07:30.876
‫سوگند می‌خورم که حکمرانی نومنور
‫هرگز به دست الف‌ها نیفته.

07:32.793 --> 07:37.126
‫مملکتمون عین همیشه
‫قلمرو انسان‌ها باقی می‌مونه.

07:44.459 --> 07:45.668
‫همگی مشروب مهمون منین!

07:59.126 --> 08:01.168
‫فارازون! فارازون!

08:15.501 --> 08:18.251
‫اصلا شهری هست
‫که اسمش رو بلد نباشه؟

08:18.334 --> 08:21.043
‫جمعیتی هست که نتونه قانعشون کنه
‫یا کسی هست که مدیونش نباشه؟

08:22.501 --> 08:23.751
‫خارق‌العاده است.

08:24.584 --> 08:26.584
‫من که می‌خواستم بگم «خشمگین‌کننده» است.

08:29.418 --> 08:31.626
‫محصول تاکستان‌های حوالی مینل‌تارماست.

08:31.709 --> 08:33.459
‫می‌گن آدم با خوردنش
‫کل مشکلاتش رو فراموش می‌کنه.

08:33.543 --> 08:34.918
‫نمی‌دونم راست می‌گن یا نه.

08:35.918 --> 08:37.709
‫من با کلی زحمت به مشکلاتم چیره شدم.

08:40.918 --> 08:42.501
‫حتما کارآموز جدیدی.

08:43.168 --> 08:45.459
‫من کمن هستم. اسم خودت...

08:45.543 --> 08:48.126
‫آهای، ایارین. زود باش نقشه‌ها رو بیار.

08:48.209 --> 08:49.209
‫آها.

09:01.126 --> 09:02.793
‫آزرده‌خاطرم می‌کنی الف.

09:03.501 --> 09:05.334
‫من مهمون محسوبت کردم
‫و بهت خوش‌آمد گفتم،

09:05.418 --> 09:09.168
‫ولی سرکار خانم رفتی نواحی روستایی
‫که طومارهای باستانی بدزدی،

09:09.251 --> 09:12.626
‫همراه اهل «سرزمین‌های جنوبی»ـت
‫هم که به شهروندانمون حمله کرده.

09:12.709 --> 09:16.126
‫زود خشمگین شدنش قابل درکه.
‫مردمش دارن جون می‌دن.

09:16.209 --> 09:17.751
‫«مردمش»؟

09:17.834 --> 09:21.418
‫من معتقدم مردی که تو سیاهچالتون حبس کردین
‫رعیت دعوایی عادی‌ای نیست،

09:21.501 --> 09:25.501
‫بلکه ولیعهد گم‌شده و تبعیدی
‫تاج و تخت «سرزمین‌های جنوبی»ـه.

09:26.001 --> 09:28.918
‫پس گمون کنم الندیل هم
‫امپراتور رودل باشه.

09:30.084 --> 09:31.918
‫راستش، از لردهای خردشون هستم.

09:33.709 --> 09:36.501
‫مردمش پخش و پلا شدن.
‫رهبری ندارن.

09:37.501 --> 09:41.584
‫ولی شاید اگه شما ازش حمایت کنین،
‫تحت فرمانش متحد بشن و مبارزه کنن.

09:41.668 --> 09:43.251
‫منظورت از «حمایت» چیه؟

09:43.334 --> 09:48.376
‫سائورون قبلا هم دشمن مردم شما بود،
‫هم دشمن مردم من.

09:49.334 --> 09:52.084
‫ازتون درخواست می‌کنم
‫کار نیمه‌تماممون رو تمام کنین.

09:52.168 --> 09:55.168
‫ازتون درخواست می‌کنم مجددا اتحاد
‫بین نومنور و الف‌ها رو برقرار کنین...

09:56.126 --> 09:59.501
‫و تا سائورون «سرزمین‌های جنوبی» رو
‫فتح نکرده،

09:59.584 --> 10:02.251
‫باهام مبارزه کنین تا انسان‌های
‫اون سرزمین رو نجات بدیم.

10:07.626 --> 10:10.126
‫ما تو این دربار پیشنهادات متعددی می‌گیریم.

10:10.209 --> 10:11.822
‫می‌تونم بگم چندین هفته بود
‫پیشنهادی نداشتیم...

10:11.846 --> 10:13.459
‫که این‌قدر غافلگیرکننده
‫و بلندپروازانه باشه.

10:16.793 --> 10:20.376
‫با این حال،
‫نومنور مسیر دیگه‌ای رو انتخاب کرده.

10:22.668 --> 10:24.168
‫کل مردم نومنور که انتخاب نکردن.

10:24.709 --> 10:28.334
‫اون اهل «سرزمین‌های جنوبی»
‫چه پادشاه باشه، چه نجار، محاکمه می‌شه.

10:28.418 --> 10:29.876
‫جلسه‌مون به اتمام رسید.

10:44.501 --> 10:47.584
‫پس چاره‌ای جز درخواست
‫جلسه دیگه‌ای ندارم.

10:47.668 --> 10:50.084
‫با حکمران حقیقی نومنور جلسه می‌ذارم.

10:50.168 --> 10:52.001
‫با پدرتون، پادشاه، جلسه می‌ذارم.

10:53.418 --> 10:55.918
‫بهتره مسائلی رو که درکش
‫از توانت خارجه به زبون نیاری...

10:56.001 --> 10:57.376
‫گالادریل، دختر فینارفین.

10:57.459 --> 10:58.834
‫شما هم بهتره کنار بکشین...

10:58.918 --> 11:02.209
‫که شاید به کسی که اختیاراتش
‫در حد اجابت درخواستم باشه، پیشنهاد بدم.

11:02.293 --> 11:03.626
‫بانو گالادریل، دیگه بسه.

11:03.709 --> 11:06.709
‫اون‌وقت منظورت کدوم اختیاراته؟

11:06.793 --> 11:08.293
‫اختیاراته مردم خودت رو می‌گی؟

11:08.834 --> 11:12.334
‫یا صرفا آواره‌ای هستی که می‌خوای
‫وسط طوفان دستت رو به جایی بند کنی؟

11:12.418 --> 11:14.418
‫درون خودم طوفانی در جریانه.

11:15.293 --> 11:18.293
‫بی‌جهت من رو به این جزیره نکشونده.

11:18.376 --> 11:21.709
‫شما هم نمی‌تونین سرکوبش کنین ملکه حاکم.

11:29.501 --> 11:30.501
‫بذار خودم حدس بزنم.

11:32.084 --> 11:33.334
‫تو میکده دعوا کردی؟

11:34.168 --> 11:35.334
‫به جرم فتنه بازداشت شدم.

11:44.876 --> 11:46.584
‫دیگه دارین موفق می‌شین!

11:47.293 --> 11:48.709
‫چند روز دیگه...

11:48.793 --> 11:53.043
‫افتخار همقطار خطاب کردنتون نصیبم می‌شه.

11:53.126 --> 11:57.584
‫حالا بکشین نظام‌آموزان! بکشین!

12:02.876 --> 12:05.668
‫ایسیلدور...

12:18.501 --> 12:21.001
‫بکشین نظام‌آموزان!

12:22.376 --> 12:23.209
‫بکشین!

12:30.918 --> 12:31.751
‫طناب در رفت!

12:36.959 --> 12:39.209
‫دلیل اشتباهتون رو توضیح بدین.

12:39.293 --> 12:40.918
‫قربان، نه، حتما اشتباهی صورت گرفته.

12:41.001 --> 12:42.876
‫تقصیر من بود دریاسالار.

12:43.709 --> 12:44.709
‫از دست من در رفت.

12:45.918 --> 12:48.959
‫من که شاهد بودم صد بار
‫اون طناب رو درست بستی.

12:49.918 --> 12:51.334
‫این کارت تعمدی بود.

12:53.251 --> 12:54.834
‫از گارد دریایی اخراجی!

12:55.876 --> 12:57.043
‫هر سه‌تاتون اخراجین!

13:00.709 --> 13:04.251
‫«غرب»؟ «نومنور راستین»؟

13:04.668 --> 13:07.168
‫باز هم همون مزخرفات برادرت رو تکرار می‌کنی!

13:09.418 --> 13:11.543
‫خیال می‌کردم دریاسالار
‫فقط خودم رو مرخص کنه.

13:13.293 --> 13:14.459
‫عذر می‌خوام.

13:14.959 --> 13:16.293
‫عذر می‌خوای؟

13:16.876 --> 13:20.126
‫عذر می‌خوای؟
‫کل زندگیمون رو به فنا دادی!

13:21.001 --> 13:23.626
‫شاش‌دان کجاست؟
‫گمون کنم الان بالا میارم.

13:23.709 --> 13:24.959
‫با پدرم صحبت می‌کنم.

13:25.043 --> 13:26.918
‫قانعش می‌کنم کاری کنه
‫جفتتون رو مجددا مستقر کنن.

13:27.001 --> 13:29.168
‫نه‌خیر. واقعا استاد اخراج شدن
‫از مقامی هستی...

13:29.251 --> 13:31.001
‫که از اولش هم لایقش نبودی.

13:31.084 --> 13:32.418
‫- والاندیل...
‫- نه.

13:33.709 --> 13:37.168
‫از وقتی به سن پارو به دست گرفتن رسیده بودم،
‫می‌خواستم عضو خدمه اون کشتی بشم.

13:38.376 --> 13:40.834
‫کل اعمال لازمه واسه رسیدن
‫به این جایگاه رو انجام دادم.

13:40.858 --> 13:41.918
‫اون‌وقت تو چیکار کردی؟

13:43.084 --> 13:46.584
‫به جز فکر کردن به مادر مرحومت
‫و چرت و پرت گفتن ازش چیکار کردی؟

13:46.668 --> 13:48.543
‫بس کنین! بس کنین! بسه!

13:51.918 --> 13:53.918
‫آره، ایسیل عین همیشه می‌ذاره و می‌ره.

13:54.001 --> 13:56.209
‫ایسیل! داری کجا می‌ری؟

13:56.293 --> 13:58.959
‫چه فرقی می‌کنه بره یا بمونه؟

13:59.043 --> 14:02.876
‫مشکل اصلیش خودشه
‫که اون هم اصلا حل نمی‌شه.

14:23.709 --> 14:25.084
‫ماگروت!

14:27.584 --> 14:28.834
‫آدار...

15:20.501 --> 15:22.334
‫آدار...

16:15.543 --> 16:17.918
‫نامپاک اوگلورشا.

16:27.751 --> 16:30.709
‫نامپاک اوگلورشا.

16:42.501 --> 16:45.584
‫زادگاهت کجاست...

16:48.168 --> 16:49.418
‫سرباز؟

16:52.918 --> 16:54.334
‫زادگاهم بلریانده.

16:56.293 --> 16:58.126
‫کنار دهانه رود به دنیا اومدی؟

17:01.543 --> 17:02.918
‫تو کی هستی؟

17:08.043 --> 17:10.084
‫یه بار وقتی جوان بودم...

17:12.293 --> 17:13.793
‫کنار اون رود قدم زده بودم.

17:17.959 --> 17:19.376
‫یادمه...

17:21.501 --> 17:24.001
‫کنار رودش مملو از غنچه‌های مریم‌گلی بود.

17:28.043 --> 17:29.501
‫چندین کیلومتر غنچه مریم‌گلی بود.

17:32.168 --> 17:34.376
‫چرا اورک‌ها پدر خطابت می‌کنن؟

17:51.209 --> 17:53.959
‫دروغ‌های زیادی به خوردتون دادن.

17:56.043 --> 17:57.959
‫برخی دروغ‌هاشون این‌قدر ریشه کرده...

17:59.126 --> 18:03.709
‫که حتی سنگ‌ها و ریشه‌ها هم باورشون دارن.

18:04.418 --> 18:06.251
‫واسه رها شدن از کل دروغ‌هاشون...

18:08.584 --> 18:11.834
‫باید حتما دنیای جدیدی ایجاد کرد.

18:14.918 --> 18:17.626
‫ولی چنین کاری فقط از دست خدایان ساخته است.

18:17.709 --> 18:21.543
‫من هم خدا نیستم.
‫حداقل...

18:26.293 --> 18:27.168
‫هنوز نیستم.

18:31.251 --> 18:32.876
‫تو چی هستی؟

18:36.376 --> 18:39.918
‫برو پیش انسان‌هایی
‫که تو برج دیدبانی قدیمی پناه گرفتن.

18:42.584 --> 18:44.126
‫پیغامی بهشون برسون.

18:50.709 --> 18:51.793
‫چه پیغامی برسونم؟

19:14.793 --> 19:18.626
‫سربازخونه همین الانش هم پر شده.
‫سعی کنین هرجایی می‌تونین مستقر بشین.

19:20.126 --> 19:22.501
‫- این‌ها از کجا اومدن؟
‫- از ایورباد.

19:23.251 --> 19:26.001
‫یعنی از کل روستاهای
‫اینجا تا اورادروین اومدن.

19:33.834 --> 19:34.918
‫بقیه‌اش کو؟

19:35.918 --> 19:37.418
‫بقیه‌اش همینه.

19:37.918 --> 19:39.543
‫باید باز هم جیره‌بندی رو کاهش بدیم.

19:39.626 --> 19:41.168
‫خب، جیره‌بندی من رو که کاهش نمی‌دین.

19:41.251 --> 19:43.709
‫اصلا کی گفته تو حق داری تصمیم بگیری؟

19:43.793 --> 19:46.626
‫کل افرادی که تصمیم گرفتن به این برج بیان
‫چنین حقی بهم دادن. از جمله خودت والدرگ.

19:46.709 --> 19:47.793
‫می‌خوایم چی بخوریم؟

19:48.584 --> 19:50.126
‫- راه‌حلی پیدا می‌کنیم.
‫- چطوری؟

19:50.209 --> 19:52.834
‫- نمی‌دونم.
‫- هه. ندونستنت که تابلوئه.

19:53.668 --> 19:55.959
‫انبار والدرگ چطوره؟

19:56.793 --> 19:58.751
‫گروه کوچکی رو می‌فرستیم شهر.

19:58.834 --> 20:02.959
‫روزانه که تعداد اورک‌ها کمتره می‌ریم،
‫آروم و بی‌سروصدا هرچی بتونیم برمی‌داریم.

20:03.043 --> 20:05.126
‫اصلا از حضورمون خبردار نمی‌شن.

20:05.209 --> 20:07.126
‫کدوم بدبختی رو می‌خوای بفرستی؟

20:07.959 --> 20:10.251
‫اگه کسی حاضر نباشه، خودم می‌ره.

20:10.334 --> 20:12.001
‫جناب‌عالی نمی‌ری اونجا.

20:12.793 --> 20:16.209
‫قبلش باز هم تپه‌ها رو می‌گردیم.
‫شکارچیانمون رو جمع کنین.

20:17.001 --> 20:19.418
‫خب، چی می‌خوان شکار کنن؟
‫چندتا خرگوش؟

20:19.501 --> 20:20.668
‫اون‌جوری یه روز سیر می‌شیم.

20:20.751 --> 20:23.501
‫یعنی یه روز دیگه دوام میاریم.
‫بهتره بابتش سپاس‌گزار باشیم.

20:23.584 --> 20:24.668
‫دیگه حالم از این وضع به هم می‌خوره...

20:24.751 --> 20:27.876
‫که همه‌چی داره نیست و نابود می‌شه،
‫ولی دست رو دست گذاشتیم.

20:27.959 --> 20:30.293
‫- داریم تمام تلاشمون رو می‌کنیم دیگه.
‫- خب، من که نمی‌کنم!

20:30.376 --> 20:31.793
‫تئو. تئو!

20:32.293 --> 20:34.793
‫یا می‌تونی کمکم کنی،
‫یا شرایط رو دشوارتر کنی.

20:55.459 --> 20:57.834
‫اصلا نباید می‌ذاشتم
‫قانعم کنی چنین کاری کنیم.

21:00.418 --> 21:01.668
‫من برمی‌گردم.

21:03.418 --> 21:05.376
‫این‌قدر بزدل نباش.

21:06.376 --> 21:07.459
‫بیا دیگه.

21:29.543 --> 21:31.459
‫رووان، بریم میکده.

21:31.543 --> 21:33.001
‫من که اونجا نمی‌رم.

21:33.376 --> 21:34.876
‫شاید باز هم غذا توش باشه.

21:34.959 --> 21:36.918
‫بیا دیگه، اینجا که متروکه است.

21:40.251 --> 21:41.668
‫خیلی‌خب. خودم می‌رم.

22:37.709 --> 22:38.793
‫رووان؟

23:15.626 --> 23:16.751
‫کم سن و سالی.

23:22.543 --> 23:23.626
‫اون رو از کجا آوردی؟

23:34.126 --> 23:35.293
‫بدش به من.

23:46.251 --> 23:48.043
‫آهای! پیداش کردم!

23:48.126 --> 23:52.001
‫پیداش کردم! یه پسر بچه است!
‫دسته شمشیر دستشه!

23:52.084 --> 23:53.751
‫پسر بچه است؟ کجاست؟

23:53.834 --> 23:56.293
‫همین‌جاها قایم شده.

23:56.376 --> 23:58.709
‫آهای! به پدر اعظم خبر بده.

23:59.876 --> 24:01.751
‫بقیه‌تون پخش بشین.

24:03.168 --> 24:05.626
‫تا پیداش نکردیم، کسی نمی‌خوابه.

24:29.543 --> 24:30.626
‫پیدات کردم!

24:51.251 --> 24:54.543
‫الف‌ها و دورف‌ها با هم همکاری می‌کنن.
‫خارق‌العاده است.

24:56.084 --> 24:58.334
‫پیش‌بینیت کاملا درست بود.

25:03.751 --> 25:04.584
‫چیه؟

25:05.043 --> 25:06.293
‫هیچی. صرفا...

25:06.376 --> 25:09.709
‫یه لحظه وقتی اونجا وایستاده بودی،
‫کاملا شبیه پدرت بودی.

25:12.126 --> 25:13.918
‫خبر نداشتم پدرم رو دیده بودی.

25:14.001 --> 25:15.709
‫معلومه، بارها دیده بودمش.

25:15.793 --> 25:19.043
‫معمولا آینده رو خوب پیش‌بینی می‌کرد.

25:20.209 --> 25:22.376
‫راستش، یادمه یه بار بهم گفته بود...

25:24.584 --> 25:29.793
‫روزی آینده‌ام به دست پسرش رقم می‌خوره.

25:32.459 --> 25:35.834
‫انگار حرف خیلی ساده‌ای بود
‫و مثلا داشت می‌گفت فردا بارون میاد.

25:36.834 --> 25:38.376
‫من هم... من هم...

25:38.459 --> 25:42.293
‫تا همین لحظه حرفش رو از یاد برده بودم.

25:44.459 --> 25:46.668
‫عجیب نیست؟

25:48.418 --> 25:51.001
‫ظاهرا امروز بی‌قراری جناب.

25:51.084 --> 25:53.126
‫چی ذهنت رو درگیر کرده؟

25:54.293 --> 25:57.293
‫نه، به خودم قول داده بودم حرفش رو نزنم.
‫دوست خودته.

25:57.376 --> 25:59.126
‫دورین رو می‌گی.

26:00.543 --> 26:05.043
‫یا داره ازم اجتناب می‌کنه،
‫یا مسئله‌ای رو ازمون مخفی کرده.

26:16.418 --> 26:18.459
‫از گروه‌های کارگرانش سوال نکردی؟

26:18.543 --> 26:22.418
‫از هر نوزده گروه سوال کردم.
‫مدام پسم می‌زنن.

26:22.501 --> 26:24.709
‫آدم با خودش می‌گه تا حدی مشکوکه.

26:26.084 --> 26:28.834
‫منظورت اینه که دورین
‫دوست‌دختر کوچکی اختیار کرده؟

26:28.918 --> 26:31.126
‫- کسی جز شما تو زندگیش نیست بانوی من.
‫- خودم می‌دونم.

26:31.251 --> 26:33.293
‫آخه کی حاضره باهاش باشه؟

26:35.418 --> 26:38.418
‫♪ ای عجوزه ثروتمند، سنگت رو ببوس،
‫طلا و جواهراتت رو برق بنداز. ♪

26:38.501 --> 26:39.959
‫آخ! بس کن!

26:40.084 --> 26:41.793
‫گردا، این‌قدر برادرت رو نزن!

26:41.876 --> 26:43.543
‫داریم بزن بزن بازی می‌کنیم.

26:43.626 --> 26:45.251
‫خب، بس کنین.

26:46.584 --> 26:49.293
‫«راه‌پله زرین» رو گشتی؟

26:49.376 --> 26:51.126
‫«نگهبانی سه‌در» رو چی؟

26:55.334 --> 26:56.626
‫یادم رفته بود.

26:56.709 --> 26:59.959
‫این کوچولوها دارن ذهنم رو خراب می‌کنن.

27:00.043 --> 27:02.918
‫امروز داشت می‌رفت معدن «شکاف کوارتز».

27:04.959 --> 27:08.876
‫دیسا، راستش، هیچ رازی به مخفی کردنش
‫با دوز و کلک نمی‌ارزه.

27:10.418 --> 27:13.376
‫دورف جماعت رو تو خونه خودش
‫دغل‌باز خطاب می‌کنی؟

27:14.126 --> 27:16.126
‫این‌جوری آبگوشت غلیظی به هم می‌زنی‌ها.

27:18.543 --> 27:20.126
‫اگه دورین رفته تو معدن کوارتز مشغول بشه،

27:20.209 --> 27:22.959
‫واسه چی تبر حفاریش رو جا گذاشته؟

27:23.043 --> 27:25.376
‫ضمنا، اگه به شکافی رفته
‫که پایین رفتن ازش...

27:25.459 --> 27:28.626
‫دو روز کامل طول می‌کشه،
‫واسه چی داری غذای محبوبش رو آماده می‌کنی؟

27:28.709 --> 27:31.751
‫♪ ای عجوزه ثروتمند، سنگت رو ببوس،
‫طلا و جواهراتت رو برق بنداز. ♪

27:31.834 --> 27:33.334
‫گردا، بهت هشدار می‌دم‌ها!

27:39.168 --> 27:40.959
‫دورین تبرش رو نبرد،

27:41.709 --> 27:45.376
‫چون کوارتز اون معدن
‫حفاری نمی‌خواد. دم دسته.

27:46.209 --> 27:47.751
‫من هم دارم آبگوشت دم موش کور درست می‌کردم،

27:47.834 --> 27:50.918
‫چون یه کم طول می‌کشه
‫تا قبل از رسیدنش جا بیفته.

27:51.668 --> 27:55.668
‫ضمنا، شاید واسه بیگانه‌ای چون خودت
‫چندین روز طول بکشه،

27:55.751 --> 27:57.709
‫ولی دورف‌های کوهنوردی چون شوهر من...

27:57.793 --> 28:01.126
‫می‌تونن چند ساعته
‫از «شکاف کوارتز» پایین برن.

28:02.501 --> 28:05.293
‫سوال دیگه‌ای نداشتی عزیزم؟

28:07.418 --> 28:08.584
‫نه.

28:09.751 --> 28:10.918
‫ممنون.

28:20.084 --> 28:23.709
‫«شکاف کوارتز». بدک نبود. بدک نبود.

28:23.793 --> 28:27.293
‫فقط امیدوارم حرفم رو باور کرده باشه.
‫اون الف راحت گول نمی‌خوره.

28:27.376 --> 28:28.793
‫قطعا همین‌طوره.

28:29.834 --> 28:34.084
‫شانس آوردم که ملکه آینده‌ام می‌تونه
‫موش آبی رو رنگ کنه و جای مینک بفروشه.

28:34.168 --> 28:36.627
‫باز هم دلیلی دارم
‫که بابت ازدواج با تو...

28:36.651 --> 28:39.543
‫و ازدواج نکردن
‫با مارگارید راست‌بورین شکر کنم.

28:39.626 --> 28:41.459
‫خب، دلایلی دیگه‌اش چی هستن؟

28:42.043 --> 28:43.584
‫بعدا بهت می‌گم.

28:43.668 --> 28:46.584
‫ساکت باش. بهتره صدامون رو بلند نکنیم.

28:46.668 --> 28:47.793
‫اوهوم.

28:49.126 --> 28:51.626
‫تو معدن قدیمی پیشرفت خوبی حاصل کردیم.

28:52.293 --> 28:54.918
‫اطمینان حاصل کردم ببرنش بیرون...

29:04.709 --> 29:08.126
‫معدن قدیمی زیر دریاچه میرورمیر.

29:10.043 --> 29:11.459
‫گم شدی الف؟

29:12.209 --> 29:13.168
‫هوم؟

29:14.126 --> 29:16.793
‫نه. دقیقا می‌دونم کجا برم.

29:19.126 --> 29:20.293
‫روزت به خیر.

30:16.001 --> 30:17.626
‫♪ ای عجوزه ثروتمند، سنگت رو ببوس، ♪

30:17.709 --> 30:19.334
‫♪ طلا و جواهراتت رو برق بنداز. ♪

31:02.126 --> 31:03.668
‫می‌دونستم!

31:04.168 --> 31:05.209
‫دورین؟

31:05.293 --> 31:07.584
‫- اومدی جاسوسیم رو بکنی الف؟
‫- خیلی کم.

31:07.668 --> 31:09.168
‫اینجا کجاست؟

31:09.251 --> 31:12.168
‫واقعا انتظار داری باور کنم
‫خودت خبر نداری؟

31:12.251 --> 31:16.084
‫انتظار داری باور کنم که از اولش
‫هم واسه همین نفرستاده بودت اینجا؟

31:17.251 --> 31:19.126
‫می‌خواین خودتون تصاحبش کنین.

31:19.209 --> 31:20.793
‫دورین، چی رو می‌خوایم؟

31:22.459 --> 31:25.709
‫من نمی‌دونم چی تو اون اتاقه
‫و اصلا برام مهم نیست.

31:25.793 --> 31:29.251
‫ولی تو و دوستیمون برام مهمه.

31:30.459 --> 31:32.168
‫ولی با مخفی‌کاری که نمی‌شه دوست موند.

31:35.168 --> 31:37.501
‫این کارها یعنی چی؟ هوم؟

31:41.376 --> 31:43.043
‫باید سوگند بخوری.

31:50.543 --> 31:52.126
‫به این کوه سوگند بخور...

31:52.209 --> 31:55.043
‫هیچ‌وقت ذره‌ای از حرفی رو
‫که می‌خوام بهت بزنم...

31:55.126 --> 31:58.334
‫با هیچ موجود زنده‌ای در میون نمی‌ذاری.

31:59.584 --> 32:02.168
‫خشم دورف‌ها حتی از حافظه
‫الف‌ها هم موندگارتره.

32:02.251 --> 32:03.834
‫اگه قولت رو زیر پا بذاری،

32:04.751 --> 32:08.501
‫قدرت این سنگ خودت و همنوعانت رو
‫تا آخرین روز زندگیتون...

32:08.584 --> 32:11.376
‫تو «سرزمین میانه» محکوم به غم می‌کنه.

32:13.041 --> 32:14.833
‫قسم می‌خوری، الروند؟

32:27.583 --> 32:31.333
‫به یاد و خاطره پدرم، ارندیل دریانورد،
‫قسم می‌خورم...

32:36.166 --> 32:39.125
‫هرآنچه که اینجا می‌گویی، هیچ‌جای
‫دیگر بازگو نخواهد شد.

32:45.625 --> 32:49.416
‫دیسا این رو موقع جست‌وجوی طلا پیدا کرده.

32:52.750 --> 32:54.500
‫یه نوعِ جدید از سنگ‌های معدنی.

32:57.291 --> 33:00.500
‫سبک‌تر از ابریشم، سخت‌تراز آهن

33:00.583 --> 33:03.750
‫به عنوان یک سلاح، می‌تونه برگ‌ برنده‌ای
‫برای ما باشه.

33:04.666 --> 33:09.666
‫و از نظر ارزش، شاید از طلا هم باارزش‌تر باشه.

33:10.708 --> 33:13.125
‫می‌بینی چطور نور رو به خودش
‫ربایش می‌کنه؟

33:13.958 --> 33:15.708
‫انگار از درون هم نور ایجاد می‌کنه.

33:15.791 --> 33:20.208
‫از نظر من، این سنگ می‌تونه آغازگر دوره‌ای
‫جدید برای مردم ما باشه.

33:21.000 --> 33:22.666
‫آورنده قدرت و سعادت.

33:22.750 --> 33:25.541
‫پس چرا اینقدر یواشکی؟

33:26.125 --> 33:27.541
‫نباید جشن بگیریم؟

33:30.333 --> 33:32.541
‫می‌گن این کارها برای من خطرناکه!

33:33.583 --> 33:37.208
‫پدرم به بهونه احتیاط، دخالت ما رو توی

33:38.000 --> 33:39.875
‫این امور ممنوع کرده.

33:42.541 --> 33:43.625
‫می‌شه ببینمش؟

33:51.333 --> 33:53.916
‫چه اسمی برای این سنگِ شگفت‌انگیز برگزیدی؟

33:55.291 --> 33:57.291
‫به زبان خودمون «تابانِ خاکستری»

33:57.375 --> 33:59.916
‫به زبان شما فکرکنم بشه «میت‌راد»

34:01.583 --> 34:03.333
‫نه، نه، می‌شه...

34:05.416 --> 34:06.541
‫«می‌تریل»

34:08.541 --> 34:12.500
‫پس واقعاً این همه راه رو برای ارگیون اومدی؟

34:13.250 --> 34:16.125
‫اومدم چون 20 سال دوری از یک دوست
‫واقعاً طاقت‌فرسا و طولانی بود.

34:19.000 --> 34:20.291
‫حتی برای یک الف.

34:27.666 --> 34:28.958
‫مال خودت.

34:31.541 --> 34:33.166
‫می‌تونه نشونه‌ای برای دوستی‌مون باشه.

34:37.250 --> 34:38.250
‫خیلی‌خب پس...

34:47.458 --> 34:48.333
‫نه!

34:48.458 --> 34:51.500
‫دورین، دورین، نــه!

34:51.958 --> 34:53.875
‫چهارتا دورف این پایین‌ان.

34:55.666 --> 34:56.750
‫دورین!

35:14.333 --> 35:16.833
‫ایارین! داری تمیزکاری می‌کنی؟

35:21.666 --> 35:22.791
‫واقعاً ببخشید.

35:22.875 --> 35:26.375
‫اشکال نداره، اشکال نداره
‫واقعاً می‌گم، اشکال نداره.

35:26.875 --> 35:29.333
‫فکر می‌کردم فقط توی نقاشی استعداد داری.

35:29.833 --> 35:32.083
‫تمیزکاری برای دست‌ورزی خیلی خوبه.

35:32.708 --> 35:34.375
‫کارفرما انجمن که اینطوری می‌گه.

35:35.750 --> 35:38.708
‫خب نظرت چیه اینکارو کنیم؟
‫من کِف زمین رو تمیز می‌کنم و تو جام‌ها رو

35:38.791 --> 35:40.666
‫هرکسی که دیرتر تموم شد، پولِ
‫شام رو حساب می‌کنه.

35:40.750 --> 35:42.809
‫من با آدم‌های غریبه بیرون نمی‌رم.

35:42.833 --> 35:45.750
‫اگه غریبه‌ای دیدم، درجا بهت می‌گم.

36:12.250 --> 36:15.916
‫همونقدر که اراده‌ات رو برای کنار زدن
‫هر مانعی که سر راهت باشه تحسین می‌کنم،

36:16.000 --> 36:18.291
‫مثل اسبی که با سرعت می‌تازه...

36:19.583 --> 36:23.833
‫اما به این فکرنکرده بودی که تو در اصل با
‫غول‌ها یا اورک‌ها نمی‌جنگی،

36:23.916 --> 36:24.916
‫بلکه با انسان‌ها می‌جنگی؟

36:25.375 --> 36:28.041
‫الان می‌خوای کلاس جنگ‌شناسی برام بذاری؟

36:28.125 --> 36:30.541
‫نه، نه من...

36:30.666 --> 36:33.875
‫جراتش رو ندارم، اما...

36:34.791 --> 36:39.416
‫دادگاهِ ملکه میدان جنگی نیست
‫ که درش تسلط داشته باشی، نه؟

36:42.083 --> 36:43.250
‫ادامه بده.

36:44.666 --> 36:47.666
‫در شرایطی مانند الان، از نظر من...

36:47.750 --> 36:52.166
‫با تشخیص بزرگ‌ترین ترس دشمن،
‫می‌شه به آسونی شکست‌ش داد.

36:52.750 --> 36:54.541
‫- با استفاده از ترس‌شون؟
‫- نه.

36:56.083 --> 36:58.666
‫به‌عنوان چیزی که بشه به‌شون غلبه کرد.

36:59.791 --> 37:02.375
‫تا کاملاً افسارشون رو در دست بگیری.

37:02.458 --> 37:04.583
‫پس داری می‌گی دلیلِ اینکه من زندانی شدم

37:04.666 --> 37:07.125
‫اینه که ملکه می‌ترسه تا نکنه بفهمم
‫بزرگ‌ترین ترسش چیه؟

37:07.208 --> 37:08.875
‫بسیار کوته‌نظرانه، بله.

37:08.958 --> 37:11.666
‫گیریم که همینطوره، توی اون چند دقیقه‌ای
‫که دیدیش به این نتیجه رسیدی؟

37:11.750 --> 37:16.500
‫تو درخواست یک کشتی کردی، به مردم‌ش
‫توهین و از دستوراتش سرپیچی کردی.

37:16.583 --> 37:18.291
‫هیچ‌کدوم از این کارها
‫عصبانی‌اش نکرد.

37:19.333 --> 37:22.166
‫بعدش خیلی یهویی، دستور می‌ده
‫زندانی‌ات کنن.

37:24.125 --> 37:25.125
‫چرا؟

37:25.333 --> 37:27.541
‫ازش خواستم وارد جنگ بشه.

37:27.625 --> 37:30.791
‫اما این دلیلِ برانگیختن عصبانیت‌ش نبوده،
‫اینطور نیست؟

37:33.333 --> 37:35.500
‫خواستم با پدرش صحبت کنم.

37:37.000 --> 37:41.000
‫پادشاه توی برج زندگی می‌کنه،
‫سال‌هاست کسی ندیدتش.

37:43.875 --> 37:48.458
‫پس چند دقیقه دست از تازیدن بردار
‫و مثل آدم به کاری که کردی فکرکن.

37:48.541 --> 37:50.166
‫دست از مقایسه من با یه اسب، بردار.

37:50.250 --> 37:53.125
‫تو هم دست از متقاعد کردن من برای
‫ترک اینجا بردار!

37:53.208 --> 37:54.625
‫قابل توجه الف.

37:54.708 --> 37:57.416
‫ملکه حاکم تصمیم خود را اعلام کردند.

37:58.375 --> 38:02.791
‫همین امشب تحتِ مراقبت ویژه
‫به سرزمین الف‌ها باز گردانیده خواهید شد.

38:16.583 --> 38:18.000
‫بیا جلو.

38:32.916 --> 38:35.276
‫- باهاش در نیوفت!
‫- نمی‌تونم که همینطوری بذارم بره!

38:35.333 --> 38:37.000
‫چرا می‌تونی.

38:37.083 --> 38:38.875
‫اگه می‌دونستی داره کجا میره!

39:00.833 --> 39:02.500
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

39:03.583 --> 39:05.000
‫با یکی قرار داشتم.

39:08.750 --> 39:10.000
‫کی هست حالا؟

39:10.458 --> 39:12.291
‫لباس نظام‌آموزیت کجاست؟

39:15.291 --> 39:17.500
‫نکنه استعفا دادی! نه؟

39:18.333 --> 39:19.750
‫نه، بدتر.

39:19.833 --> 39:21.333
‫اخراجت کردن؟

39:22.416 --> 39:23.750
‫کاری کردم همه اخراج بشن.

39:23.833 --> 39:25.083
‫ایزیل...

39:28.791 --> 39:32.458
‫خب، به خواسته‌ات رسیدی که.
‫حالا می‌تونی بری «سواحل غربی»

39:35.416 --> 39:37.375
‫زندگی دوستانم رو نابود کردم،

39:38.916 --> 39:40.500
‫آبرومون رو بردم.

39:42.291 --> 39:43.958
‫لیاقت اونجا رو ندارم.

39:47.666 --> 39:50.250
‫به‌علاوه، بابا دیگه اجازه نمیده بریک رو هم ببرم.

39:55.666 --> 39:57.750
‫اون الف! فرار کرده.

39:58.250 --> 39:59.541
‫همه‌جا رو زیر و رو کنید.

40:19.333 --> 40:22.500
‫ببخشید که سرزده اومدم اعلی‌حضرت...

40:22.583 --> 40:24.291
‫اون دیگه " اعلی‌حضرت " نیست.

40:32.041 --> 40:33.875
‫از کجا می‌دونستی می‌خوام بیام اینجا؟

40:33.958 --> 40:37.625
‫ سربازان بیرون اینجا برای همراهی‌ کردنت
‫تا کشتی منتظرن.

40:38.833 --> 40:40.916
‫اگه عقل تو کله‌ات باشه با پای خودت می‌ری.

40:41.791 --> 40:43.500
‫می‌ریل...

40:50.000 --> 40:51.208
‫می‌ریل...

41:00.750 --> 41:01.750
‫من، من...

41:01.833 --> 41:04.416
‫چیزی‌نیست پدر، من اینجام.

41:08.083 --> 41:09.333
‫من رو ببخش.

41:11.041 --> 41:12.375
‫از این اوضاع خبر نداشتم.

41:13.458 --> 41:15.875
‫کمتر کسی از وضعیت وخیم پادشاه باخبره.

41:18.125 --> 41:20.125
‫خواستارم جایی درز نکنه.

41:20.791 --> 41:23.208
‫پس زمانِ روشن‌سازی حقیقت فرا رسیده.

41:26.000 --> 41:28.666
‫پدرت با الف‌ها میونه خوبی داشت،

41:29.625 --> 41:31.041
‫چرا تو نداری؟

41:32.208 --> 41:33.541
‫بگو!

41:35.875 --> 41:37.125
‫لطفاً.

41:39.458 --> 41:42.166
‫پدرم همیشه اسیر اعتقاداتش بود.

41:43.250 --> 41:46.125
‫اما بعد از تاج‌گذاری‌اش، یه‌ جای کار می‌لنگید.

41:48.250 --> 41:50.375
‫به مردی بی‌پروا تبدیل شد،

41:50.458 --> 41:54.125
‫می‌گفت که اقدامات ما خشم والاها رو تشدید می‌کنه،

41:54.208 --> 41:57.875
‫اینکه باید توبه کنیم و دوباره به روش های
‫قدیمی رو بیاریم.

41:59.500 --> 42:01.125
‫دلهره و ناگهانی
‫همه رو فرا گرفته بود.

42:02.166 --> 42:05.875
‫و وقتی که اعلام کرد قراره با الف‌ها
‫پیمان دوستی ببنده...

42:05.958 --> 42:07.375
‫مردم شورش کردند.

42:10.125 --> 42:11.583
‫خیلی چیزها از دست رفت،

42:14.708 --> 42:17.041
‫تصمیم گرفته شد من به جاش حکومت کنم،

42:18.208 --> 42:20.250
‫وعده‌ دادم تا آشوب رو خاموش کنم.

42:21.708 --> 42:25.833
‫اولین شبِ حکومتم، زمانی
‫که همه در خواب بودند.

42:25.916 --> 42:27.583
‫من رو به اینجا آورد.

42:32.958 --> 42:34.208
‫«پلنتیر»

42:32.958 --> 42:35.358
‫[هفت گوی معروف که با استفاده از آن‌ها قادر به دیدن آینده بودند]

42:35.208 --> 42:37.666
‫«هفت سنگِ بینایی»

42:38.333 --> 42:40.916
‫شِش‌تای دیگه یا گم شدن یا پنهان.

42:41.916 --> 42:43.958
‫نسل‌ها دست به دست
‫شد و به پدرم رسید.

42:44.791 --> 42:46.666
‫و همچنان...یک‌ راز باقی مانده.

42:49.583 --> 42:51.208
‫دستت رو بذار روش.

42:54.583 --> 42:57.666
‫- باید بهت هشدار بدم...
‫- قبلاً بارها پلنتیری‌ها رو لمس کردم.

42:57.750 --> 42:59.750
‫اما این یکی فرق می‌کنه.

43:28.875 --> 43:30.708
‫این آینده نومنور بود که دیدی.

43:34.833 --> 43:36.833
‫پلنتیری پیش‌بینی‌های زیادی داره.

43:37.750 --> 43:39.750
‫بعضی‌هاشون هرگز رخ نمی‌دن.

43:39.833 --> 43:41.625
‫همین الانش شروع به رخ دادن کرده.

43:42.500 --> 43:44.666
‫اومدن تو آغازِ رخداد این آینده‌ست.

43:45.333 --> 43:48.333
‫یعنی فکرمی‌کنی من باعثِ سقوط نومنور می‌شم؟

43:48.416 --> 43:51.000
‫سقوط کردن نومنور فقط دست خودشه.

43:52.250 --> 43:55.083
‫این جزیره در روزی فضیلت‌وار از جانب والاها
‫به ما پیشکش شد.

43:55.166 --> 43:58.791
‫اگر گمراه بشیم، می‌تونن اون رو باز پس بگیرن.

43:58.875 --> 44:02.833
‫فضیلتی که ازش حرف می‌زنی به‌خاطر
‫وفاداری اجدادت به الف‌ها بود.

44:02.916 --> 44:04.916
‫پدرم با الف‌ها هم‌پیمان بود.

44:05.916 --> 44:07.916
‫و راه اون...ما رو به سمت نابودی کشوند.

44:09.500 --> 44:13.000
‫برای همین فردا به مردم اعلام می‌کنم
‫که تو رفتی.

44:13.791 --> 44:15.208
‫و این بحران به پایان می‌رسه.

44:18.208 --> 44:21.166
‫اگر در برابر اهریمنی که در «سرزمین میانه‌»‌
‫در حال قد علم کردن‌ـه، اقدامی صورت نگیره

44:21.250 --> 44:23.916
‫همه‌جا و همه‌چی رو نابود می‌کنه.

44:24.416 --> 44:27.708
‫اجتناب از شرکت در این جنگ، ممکنه همون
‫چیزی باشه که باعث سقوط اینجا می‌شه.

44:27.791 --> 44:31.083
‫من روی حرف خدایان حرف نمی‌زنم،
‫تصمیم نهایی‌ـه.

44:31.166 --> 44:32.958
‫تصمیمی از روی رعب و وحشت.

44:34.791 --> 44:38.333
‫می‌دونم تنها بودن چه حسی داری،

44:40.375 --> 44:42.208
‫تنها کسی که باخبره...

44:42.958 --> 44:44.791
‫تنها کسی که می‌دونه اوضاع از چه قراره.

44:46.041 --> 44:49.791
‫شاید دیگه مجبور نباشیم که این فشار
‫رو به تنهایی متحمل باشیم.

44:50.250 --> 44:54.583
‫التماس می‌کنم، می‌ریل
‫از راه ترس سر باز بزن،

44:54.666 --> 44:56.250
‫راه ایمان رو انتخاب کن.

44:56.875 --> 44:58.375
‫با من هم‌پیمان شو.

44:59.125 --> 45:02.083
‫بذار الف‌ها و نومنور یک‌بار دیگه
‫کنار هم بجنگند.

45:11.958 --> 45:15.375
‫اعتماد، اتحاد میاره گالادریل.

45:16.166 --> 45:19.500
‫اما نخی بسیار نازک آویخته به پادشاهی‌ـیه
‫که سرنوشت همه به اون بستگی داره.

45:22.250 --> 45:23.458
‫متاسفم.

45:30.166 --> 45:34.083
‫جنگل‌‌ها خشک شدند و همه حیوانات فرار کردند.

45:34.166 --> 45:36.916
‫به‌نظر می‌رسه پسرت از
‫همه‌ ما ها هوش بیشتری داره.

45:38.833 --> 45:40.642
‫یکی داره میاد!

45:45.500 --> 45:46.750
‫برید کنار.

45:46.833 --> 45:49.500
‫- از سر راه برید کنار، عقب وایستید.
‫- اجازه بدید رد بشه.

45:51.375 --> 45:53.125
‫به همه می‌رسه، آروم باشید.

45:53.208 --> 45:55.583
‫رووان، ثئو کجاست؟

45:57.083 --> 45:58.833
‫گفت پشت سرم میاد.

45:58.916 --> 46:00.517
‫- دارم از گشنگی می‌میرم!
‫- هل نده!

46:00.541 --> 46:01.750
‫اون هلم داد.

46:04.375 --> 46:06.875
‫همه جا رو، زیر و رو کردیم.

46:07.000 --> 46:08.250
‫اینجاها نیست.

46:08.333 --> 46:10.708
‫یالا.

46:14.708 --> 46:15.791
‫کجاست؟

46:18.458 --> 46:19.750
‫اینجا نیست.

46:23.541 --> 46:24.541
‫بیاین بریم.

46:27.291 --> 46:29.541
‫همه‌جا رو خوب بگردید.

46:32.708 --> 46:35.291
‫اگه پیداش نکنیم، رئیس زنده زنده
‫پوست‌مون رو می‌کنه.

46:35.375 --> 46:38.166
‫والا خود رئیس همون اول گمش کرد!

46:43.458 --> 46:44.750
‫یالا!

47:11.333 --> 47:12.416
‫پیداش کنید!

47:22.958 --> 47:24.250
‫اینجا که نیست.

47:35.916 --> 47:38.083
‫اونجا رو بگرد.

48:00.166 --> 48:02.125
‫کجا با این عجله وروجک؟

48:03.166 --> 48:04.250
‫کجاست؟

48:04.333 --> 48:05.333
‫نـه!

48:05.416 --> 48:07.750
‫از کجا پیداش کردی؟

48:08.666 --> 48:12.375
‫شاید وقتی بازوهات رو قطع کردم به حرف بیای!

48:24.041 --> 48:26.208
‫- زودباش رفیق.
‫- اونجاست! بگیریدش.

48:27.000 --> 48:28.333
‫دارن میان.

48:53.333 --> 48:54.333
‫ادامه بده.

49:20.791 --> 49:21.791
‫بدوو!

49:36.291 --> 49:37.458
‫مامان؟

49:38.958 --> 49:40.125
‫برونوین.

49:43.833 --> 49:45.708
‫فرار کنید! برید یه جای امن.

52:12.125 --> 52:14.333
‫چرا اینکارو کردید؟

52:14.875 --> 52:17.500
‫درخواستی از سنگ‌ها بود

52:17.583 --> 52:21.500
‫تا جسد معدنچیانی که هنوز امیدی
‫برای زنده بودنشون هست رو آزاد کنه.

52:23.000 --> 52:25.958
‫همه‌ش با خودم فکر می‌کنم اگه تو اون پایین نبودی،

52:27.125 --> 52:29.791
‫دورین اونجا گیر می‌افتاد و خدایی نکرده...

52:31.375 --> 52:32.458
‫ببخشید.

52:33.166 --> 52:34.666
‫ببخشید که بهت دروغ گفتم.

52:34.750 --> 52:36.208
‫تو سال‌ها هم‌دم و یاور دوست من بودی.

52:36.291 --> 52:38.531
‫تنها چیزی که مهمه همین مسئله‌ست.

52:40.541 --> 52:42.583
‫همین الان آخرین نفر رو بیرون کشیدن.

52:44.416 --> 52:47.375
‫زنده، همه‌شون زنده‌ان.

52:48.333 --> 52:50.250
‫حتماً دیگه خیالت پدرت راحت شده.

52:50.333 --> 52:51.750
‫معدن رو تعطیل کرد.

52:53.208 --> 52:56.125
‫کُل رگه قراره تعطیل بشه.

52:56.208 --> 52:58.125
‫- کل رگه؟
‫- همه‌ش.

52:59.041 --> 53:00.500
‫بعش یکم زمان بده.

53:01.500 --> 53:04.000
‫حتی داغ‌ترین زغال‌سنگ‌ها هم
‫زمانی خُنک می‌شن.

53:04.083 --> 53:06.500
‫اره اما بعضی وقت‌ها با خودم می‌گم
‫ای کاش که نمی‌شدن.

53:07.750 --> 53:11.375
‫ای کاش می‌تونستم حسی که واقعاً
‫بهش دارم رو به زبون بیارم

53:12.375 --> 53:16.958
‫تا دیگه هیچوقت با اون پیرمرد سر و کله نزنم.

53:41.250 --> 53:44.041
‫پدرم خودش تک و تنها به «ولینور» رفت،

53:45.250 --> 53:49.875
‫تا والاها رو متقاعد کنه به جنگ بپیوندن
‫و مرگوث رو سر به نیست کنن.

53:51.166 --> 53:53.208
‫اقدامش آن‌چنان به چشم اون‌ها درخشان اومد...

53:53.291 --> 53:56.375
‫که والاها اون رو به جایی فراتر از این دنیا بردند،

53:57.625 --> 54:00.333
‫که تا ابد زهره رو در آسمان‌های بی‌پایان حمل کنه.

54:03.666 --> 54:06.416
‫سال‌هاست که هر روز
‫به آسمان نگاه می‌کنم...

54:08.166 --> 54:13.208
‫و با خودم می‌گم اگه اینجا بود
‫چه فکری درمورد من می‌کرد؟

54:15.125 --> 54:18.125
‫آیا از اینکه این‌گونه میراثش رو هدایت کردم
‫به خودش می‌بالید؟

54:20.708 --> 54:26.291
‫یا از این نا اُمید می‌شد که به هزاران روش
‫می‌تونستم انتظاراتش رو برآورده کنم و نکردم؟

54:31.250 --> 54:34.041
‫اما یک شب به این فکر فرو رفتم...

54:34.125 --> 54:37.083
‫که حاضرم با خوشحالی هر نظری که
‫درموردم داره رو بشنوم.

54:37.166 --> 54:39.416
‫تا زمانی که این فرصت رو داشته باشم

54:39.500 --> 54:41.958
‫تا حتی یک‌بار دیگه بتونم صداش رو بشنوم.

54:43.833 --> 54:47.833
‫وقت باقیمانده‌ای که با پدرت داری رو
‫الکی هدر نده.

54:57.666 --> 55:01.875
‫الروند، کنجکاوم تا یه‌چیزی رو برام تعریف کنی.

55:02.666 --> 55:05.166
‫تو و همسرم چطوری با هم آشنا شدید؟

55:05.250 --> 55:07.833
‫بهت که گفتم،
‫من جون الروند رو از دست یه ترول‌کوهی نجات دادم.

55:07.916 --> 55:10.250
‫- دوتا
‫- بله می‌دونم دوتا.

55:11.791 --> 55:13.333
‫ولی از الروند پرسیدم.

55:13.750 --> 55:15.291
‫پس دیگه چاره ای ندارم تا

55:15.375 --> 55:17.750
‫حرفی که همسرتون زد رو تکذیب کنم.

55:17.833 --> 55:20.125
‫اولاً که سه تا ترول بودن و دوماً
‫من اون رو نجات دادم.

55:20.208 --> 55:24.083
‫تو یادت نمیاد ناهار چی خوردی، اونوقت...

55:24.166 --> 55:25.916
‫وقتی که توی جنگل بهش برخوردم...

55:26.000 --> 55:28.250
‫داشت ضربات پتک ترول‌ها رو جا خالی می‌داد.

55:28.333 --> 55:31.250
‫- فریاد می‌زد، جیغ می‌کشید و ناله می‌کرد
‫- فریاد مبارزه بود خب!

55:31.333 --> 55:34.125
‫جیغ‌ش اینقدر گوش‌خراش بود که فکرکردم صدای بچه‌ست.

55:34.208 --> 55:35.041
‫دست به کمان شدم...

55:35.125 --> 55:36.684
‫- شمشیر بودها!
‫- کمان دستم بود.

55:36.708 --> 55:38.188
‫- نه! شمشیر بود مرد حسابی
‫- بدون...

55:45.500 --> 55:46.750
‫من رو ببخش پدر.

55:47.541 --> 55:52.083
‫لج‌بازی و یک‌دندگی کردم و دراشتباه بودم.

55:57.666 --> 55:59.458
‫حتی نمی‌تونی تو صورتم نگاه کنی نه؟

56:11.208 --> 56:13.208
‫مردم ما باور دارن که....

56:14.708 --> 56:17.416
‫وقتی یک دورف به تاج و تخت می‌رسه...

56:18.666 --> 56:22.041
‫صدایِ تمام نیاکان‌ش در گوشش وَرانداز می‌شه.

56:24.416 --> 56:26.666
‫مشورت‌ها و علم‌شون رو در اختیار...

56:27.583 --> 56:29.000
‫پادشاه می‌ذارن.

56:30.750 --> 56:33.208
‫حتی اشتباهاتی که مرتکب شدن.

56:39.083 --> 56:40.500
‫اما تو...

56:42.583 --> 56:45.833
‫نیازی نیست منتظر اون روز بمونی تا
‫صدای من رو تو گوش‌ت بشنوی.

56:50.583 --> 56:55.166
‫چون من همیشه با تو هستم پسرم.

56:58.833 --> 57:00.083
‫حتی در خشم و عصبانیت.

57:01.875 --> 57:03.958
‫حتی بعضی‌وقت ها، بیشتر در زمان خشم.

57:08.458 --> 57:10.458
‫کاری نکردی که ببخشم.

57:26.500 --> 57:31.250
‫الروند از من دعوت کرده تا باهاش به لیندین برم.

57:36.291 --> 57:37.625
‫قبول کنم؟

57:39.541 --> 57:42.375
‫الروند با اقداماتش طِی این چند روزه...

57:42.458 --> 57:45.791
‫به تشدد ثابت کرده که گیل‌گلاد از
‫فرستادنش نیت‌ـی نداشته.

57:45.875 --> 57:49.166
‫همینطوره.

57:50.291 --> 57:52.541
‫حس درونی، احساسی بسیار قدرتمنده.

57:54.041 --> 57:55.541
‫حس درونی‌ات چی می‌گه؟

57:56.791 --> 57:58.833
‫که یه نقشه‌ای داره.

57:58.916 --> 58:00.000
‫خوبه پسرم.

58:01.041 --> 58:02.208
‫خوبه.

58:04.041 --> 58:05.375
‫به «لیندین» برو.

58:06.791 --> 58:08.125
‫ببین هدفش چیه.

58:24.916 --> 58:26.083
‫ممنون.

58:34.000 --> 58:36.416
‫چیه؟ چی شده؟

58:38.958 --> 58:43.291
‫پیامی از فرمانده دشمن‌مون به دستم رسیده.

58:46.083 --> 58:50.083
‫گفته در صورتی با مردم‌ت کاری نداره، که اون‌ها
‫ادعای مالکیت اینجا رو رها کنن

58:51.666 --> 58:53.083
‫و با اون بیعت کنن.

58:55.500 --> 58:56.916
‫اگه قبول نکنیم چی؟

58:58.416 --> 58:59.916
‫میاد و استیریت
‫رو با خاک یکسان می‌کنه.

59:39.041 --> 59:41.083
‫بیا.

59:45.875 --> 59:48.875
‫اگه نظر من رو می‌خوای، بعد کاری که کردی
‫حقته یکم مشروب بخوری.

59:50.500 --> 59:52.000
‫برش‌دار، بخور.

59:52.583 --> 59:56.666
‫همونطوری که اون دسته‌شمشیر رو از انبار برداشتی.

59:57.000 --> 59:58.458
‫نمی‌دونم درموردِ چی...

59:58.541 --> 01:00:00.041
‫بیخیال بابا رفیق.

01:00:00.750 --> 01:00:02.583
‫خوب می‌دونی از چی حرف می‌زنم.

01:00:14.083 --> 01:00:17.541
‫می‌دونی چیه؟ یه شمشیر عادی نیست.

01:00:18.166 --> 01:00:19.416
‫قدرتی بی‌همتاست.

01:00:20.291 --> 01:00:24.791
‫برای اجدادمان توسط خودِ ارباب ساخته شده.

01:00:25.291 --> 01:00:27.833
‫خادمی زیبارو.

01:00:27.916 --> 01:00:31.500
‫همان که نهان شده، اما بزودی برمی‌گرده.

01:00:33.041 --> 01:00:34.791
‫صداش رو نشنیدی؟

01:00:35.750 --> 01:00:37.250
‫صدای «سائورون» رو نشنیدی؟

01:00:41.916 --> 01:00:43.750
‫حتماً توی آسمان دیدیش!

01:00:44.875 --> 01:00:46.458
‫همین چند هفته پیش.

01:00:47.541 --> 01:00:48.791
‫همون شهاب‌سنگِ درحال سقوط.

01:00:48.875 --> 01:00:50.708
‫این یعنی...ظهورش نزدیکه!

01:00:51.833 --> 01:00:55.666
‫و وظیفه من و توئه که آماده باشیم.

01:00:55.750 --> 01:00:57.125
‫آماده‌ی چی؟

01:00:57.208 --> 01:00:59.500
‫آروم پسرجون.

01:01:00.416 --> 01:01:02.250
‫قدرتت رو تلنبار کن.

01:01:03.583 --> 01:01:05.000
‫بهش نیاز پیدا می‌کنی.

01:01:06.625 --> 01:01:08.041
‫برای اتفاقی که قراره بیوفته...

01:01:22.833 --> 01:01:24.416
‫پدر اعظم...

01:01:26.125 --> 01:01:27.625
‫پیداش کردیم.

01:01:29.375 --> 01:01:31.208
‫داخل برج‌ـه.

01:01:56.458 --> 01:01:58.250
‫سفر به سلامت.

01:02:41.791 --> 01:02:43.708
‫با رفتن اون خیال مردم‌تون راحت می‌شه.

01:02:44.541 --> 01:02:46.458
‫همه بزودی در دربار و میدان جمع خواهند شد

01:02:46.541 --> 01:02:48.708
‫تا اطلاعیه مهم شما رو بشنوند.

01:02:52.041 --> 01:02:54.041
‫پس نباید معطل‌شون کنیم.

01:04:05.791 --> 01:04:09.166
‫معتقدان بر این باورند که وقتی
‫برگ‌های درخت سفید شروع به ریزش می‌کنه،

01:04:09.250 --> 01:04:11.000
‫بی‌دلیل و نگهانی نیست...

01:04:11.083 --> 01:04:13.958
‫بلکه اشک والاهاست که می‌ریزد.

01:04:14.375 --> 01:04:19.250
‫یادآوران صاحب‌حیاتی که چشم و داوری
‫آن‌ها همواره برماست.

01:04:20.458 --> 01:04:23.875
‫زمانی سرنوشت‌ساز در سرنوشت هر بشر وجود داره.

01:04:24.541 --> 01:04:25.791
‫زمانِ قضاوت...

01:04:27.000 --> 01:04:31.166
‫که در آن همه، تک تک ما...

01:04:32.000 --> 01:04:35.250
‫باید تصمیم بگیریم درواقع
‫چه کسانی خواهیم بود.

01:04:36.208 --> 01:04:40.500
‫آیا قلب‌های ما به مجسمه‌هایی تبدیل شده اند
‫که صرفاً این جزیره را احاطه کرده اند؟

01:04:40.958 --> 01:04:44.833
‫یا قلب آنان همچنان با عشق برای تراش‌دهنده
‫آن‌ها می‌تپد؟

01:04:48.166 --> 01:04:51.375
‫آیا شجاعت ما نیز با پدرانمان به زیر خاک رفت...

01:04:53.500 --> 01:04:54.875
‫یا هنوز وجود دارد؟

01:04:56.791 --> 01:04:58.583
‫همین حالا میان ما،

01:05:06.000 --> 01:05:08.416
‫و صبر پیشه کرده، تا در زمان موعود قد علم کند

01:05:11.458 --> 01:05:16.750
‫من شما را به سمت هیچ خطری که خود با آن
‫روبه‌رو نشده‌ام، دعوت یا فرماندهی نمی‌کنم.

01:05:17.541 --> 01:05:22.166
‫برای همین تصمیم گرفتم، شخصاً آن الف را
‫تا «سرزمین میانه» همراهی کنم

01:05:29.625 --> 01:05:34.458
‫تا به برادران میرایمان که اکنون در سرزمین های جنوبی
‫گرفتار شده‌اند، یاری برسانم.

01:05:35.166 --> 01:05:37.208
‫ملکه شما قصد خود را اعلام داشت.

01:05:37.291 --> 01:05:39.500
‫کشتی‌های ما ده روز دیگر به آب انداخته خواهند شد.

01:05:40.708 --> 01:05:45.250
‫سپاهی عظیم از دختران و پسران دلیر...

01:05:45.333 --> 01:05:47.541
‫اقصی‌نقاط نمنور تشکیل خواهد شد.

01:05:48.375 --> 01:05:52.875
‫چه کسی حاضر است تا تعهد خود را
‫برای محافظت از ملکه حاکم ثابت کند؟

01:05:58.833 --> 01:06:01.666
‫به جلو بیاید و خود را معرفی کنید.

01:06:04.166 --> 01:06:05.458
‫من خدمت می‌کنم.

01:06:09.916 --> 01:06:11.208
‫من خدمت می‌کنم.

01:06:14.125 --> 01:06:15.541
‫من خدمت می‌کنم.

01:06:22.666 --> 01:06:23.666
‫من خدمت می‌کنم.

01:06:25.916 --> 01:06:26.916
‫من خدمت می‌کنم.

01:06:27.376 --> 01:06:28.376
«مترجمان: «کیارش نعمت گرگانی و آیـــدا»

01:06:35.210 --> 01:06:40.458
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
