WEBVTT

00:00.020 --> 00:10.020
« آوا مووی تقدیم میکند »
[ AvaMovie.in ]

00:13.530 --> 00:15.030
‫واقعاً خود زوروئه!

00:15.030 --> 00:17.210
‫واقعاً خودتون درستش کردین؟

00:17.210 --> 00:18.540
‫معلومه.

00:18.540 --> 00:21.860
‫هرچی بگم می‌سازم رو حتماً می‌سازم.

00:21.860 --> 00:24.170
‫نظرتون چیه؟ باحاله، مگه نه؟

00:24.170 --> 00:25.830
‫آره، حرف نداره!

00:25.830 --> 00:27.460
‫می‌تونه شمشیرشو بیرون بکشه؟

00:27.460 --> 00:29.880
‫البته که می‌تونه. خوب تماشا کنین!

00:40.070 --> 00:42.380
‫اوه، چه خفن!

00:42.380 --> 00:44.570
‫آره واقعاً! خیلی جالبه!

00:44.570 --> 00:48.190
‫کریس-سان، می‌خواید با این عروسک چیکار کنید؟

00:48.190 --> 00:51.740
‫معلومه که می‌خوام ببرمش
‫وسط شهر و به همه نشونش بدم.

00:51.740 --> 00:54.240
‫چون هرچی نباشه زورو قهرمان همه‌ست.

00:54.240 --> 00:55.490
‫عه؟

00:55.790 --> 00:58.770
‫کریس-سان، فکر کنم بهتره این‌کارو نکنید.

00:58.770 --> 00:59.960
‫چرا؟

00:59.960 --> 01:04.500
‫مهم نیست چه قهرمان بزرگی باشه،
‫ارتش هنوز اونو به چشم شورشی می‌بینه.

01:04.500 --> 01:09.170
‫فقط درست کردن عروسکش دردسره،
‫اگه به همه نشونش بدید که قطعاً دستگیر می‌شید!

01:09.170 --> 01:13.220
‫نظر منم همینه. اگه ارتش
‫ ازش خبردار بشه خیلی ناجور می‌شه.

01:15.900 --> 01:22.610
‫برام مهم نیست.
‫من بیوه‌ی قهرمان مدال‌دار اسپانیام.

01:22.610 --> 01:24.730
‫اونا مدال و این حرفا سرشون نمی‌شه!

01:24.730 --> 01:26.210
‫حتماً دستگیر می‌شین!

01:27.500 --> 01:29.380
‫شما هم همینطور فکر می‌کنین؟

01:32.020 --> 01:33.060
‫که اینطور.

01:34.080 --> 01:39.270
‫پس شرمنده. فقط می‌خواستم یه‌چیزی
‫ برای خوشحال‌کردن اهالی شهر بسازم.

01:39.290 --> 01:46.340
‫دکتر هیپنوتیزم‌کننده

02:00.860 --> 02:03.980
‫چی؟ دکتر جدید؟

02:04.400 --> 02:06.440
‫و تو اون دکتری؟

02:07.310 --> 02:10.900
‫بله، از طرف فرماندار اینجا فرستاده شدم.

02:11.310 --> 02:16.070
‫من که درموردش چیزی نشنیدم.
‫مارتینه، تو ازش خبر داشتی؟

02:16.070 --> 02:18.870
‫نه، منم اولین‌باره ازش می‌شنوم.

02:19.080 --> 02:22.830
‫دکتر، منظورتون اینه که بهم احتیاجی ندارید؟

02:22.860 --> 02:28.060
‫نه، منظور بدی ندارم.
‫ ولی خودمم خیلی سرم شلوغ نیست.

02:28.060 --> 02:32.800
‫فقط جواب اینو بهم بده: مهم‌ترین چیزی که
‫یه دکتر باید داشته باشه چیه؟

02:32.800 --> 02:34.800
‫داشتن قلبه.

02:34.800 --> 02:37.760
‫دلسوزی و درک بیمارها مهم‌ترین چیزه.

02:38.390 --> 02:39.900
‫دقیقاً!

02:39.900 --> 02:44.140
‫خوبه، خوشم اومد.
‫اجازه می‌دم اینجا کار کنی.

02:44.140 --> 02:47.030
‫اوه، بله. دکتر، یه هدیه براتون دارم.

02:47.030 --> 02:48.190
‫این چیه؟

02:49.430 --> 02:53.890
‫اوه، از اون خوباش هم هست.
‫کم‌کم داره ازت خوشم میاد، دختر!

02:54.420 --> 02:56.020
‫خیلی ازتون ممنونم.

02:59.790 --> 03:02.670
‫پس که اینطور.
‫ همه‌چیز طبق نقشه پیش می‌ره.

03:02.670 --> 03:03.580
‫آره...

03:05.770 --> 03:07.030
‫مگس مزاحم!

03:12.390 --> 03:14.560
‫یه حساب ناتموم باهاش دارم.

03:15.130 --> 03:17.080
‫کار زورو رو تموم می‌کنم.

03:38.440 --> 03:41.220
‫دکتر! دکتر! طعمه رو گرفتن!

03:46.430 --> 03:48.580
‫ای بابا، داری چیکار می‌کنی؟

03:50.740 --> 03:52.790
‫دکتر، دوباره مست کردی، نه؟

03:52.790 --> 03:53.440
‫بگی نگی...

03:53.500 --> 03:57.010
‫اشکالی نداره وسط روز اینجایی؟
‫پس مطب چی می‌شه؟

03:57.920 --> 04:03.180
‫اوه، نگرانش نباش!
‫آنیتا ترتیب تمام مریض‌ها رو می‌ده!

04:03.560 --> 04:05.400
‫دیگه هیچ‌کس واسه دیدن من نمیاد.

04:06.600 --> 04:08.870
‫منظورش از آنیتا همون دکتر جدیده‌ست؟

04:08.870 --> 04:11.630
‫آره، بدجوری هم خوشگله.

04:11.630 --> 04:13.240
‫دقیقاً!

04:13.240 --> 04:17.210
‫کل مردهای شهر خودشونو
‫ به مریضی می‌زنن تا بیان ببیننش.

04:17.210 --> 04:18.790
‫کل مردهای شهر؟

04:18.790 --> 04:21.870
‫آره، آخه نه تنها دختر خوش بر و رویی‌ـه،

04:21.870 --> 04:25.810
‫بلکه دکتر خوبی هم هست،
‫پس دیگه نگران هیچی نیستم.

04:25.810 --> 04:34.380
‫حالا به لطف اون، می‌تونم با خیال راحت جلوی
‫ آفتاب بشینم و هرچقدر دلم می‌خواد مست کنم، نه؟

04:38.310 --> 04:39.260
‫وایسید!

04:39.830 --> 04:41.630
‫بابا، واقعاً حالت خوبه؟

04:41.630 --> 04:44.850
‫خب، وقتی دکتر یه نگاهی بهم بندازه بهتر می‌شم.

04:52.870 --> 04:54.730
‫اینجا چه‌خبره؟

04:54.730 --> 04:56.750
‫بازم مریض جدید اومده؟

04:56.750 --> 04:59.480
‫کارلوس-سان، شما دقیقاً کجاتون درد می‌کنه؟

04:59.480 --> 05:02.210
‫آه، خب شکمم...

05:02.520 --> 05:06.490
‫نمی‌تونم دردشو تحمل کنم.
‫ باید سریعتر برم دکتر رو ببینم.

05:06.490 --> 05:09.790
‫مارتینه، می‌شه به‌عنوان مورد اورژانسی
‫ بین مریض بذاری برم تو؟

05:09.790 --> 05:11.620
‫کارلوس-سان، نمی‌شه.

05:11.890 --> 05:16.120
‫تمام کسایی که اینجان، مورد اورژانسی دارن.

05:16.120 --> 05:17.090
‫آره! آره!

05:17.310 --> 05:20.550
‫تو هم؟ ولی انگار صحیح و سالمی.

05:20.850 --> 05:24.010
‫من کمرم درد می‌کنه...

05:38.140 --> 05:41.190
‫لمس‌شدن با دستاش
‫ مثل خود بهشت می‌مونه!

05:41.190 --> 05:43.820
‫می‌تونم از خوشحالی بمیرم!

05:43.820 --> 05:45.290
‫لطفاً مریض بعدی بیاد داخل!

05:50.680 --> 05:52.030
‫نوبت منه!

05:53.830 --> 05:54.700
‫که اینطور.

05:56.090 --> 05:57.670
‫کمرتون درد می‌کنه؟

05:59.790 --> 06:02.980
‫پس لطفاً به چشمام نگاه کنید.

06:02.980 --> 06:03.470
‫چشم.

06:23.100 --> 06:26.240
‫تو داری به خواب می‌ری...

06:36.740 --> 06:38.310
‫یه سؤال ازت دارم.

06:38.310 --> 06:40.590
‫هویت زورو رو می‌دونی؟

06:40.590 --> 06:42.210
‫نه، نمی‌دونم.

06:50.060 --> 06:52.430
‫دکتر، صاف وایسا دیگه!

06:53.510 --> 06:55.900
‫حالت خوبه، برنارد؟

06:55.900 --> 06:57.960
‫درد می‌کنه...

06:57.960 --> 07:00.290
‫برای همین از آدمای مست و پاتیل بدم میاد!

07:00.290 --> 07:01.870
‫برنارد، خونریزی داری.

07:01.870 --> 07:02.850
‫ها؟

07:02.850 --> 07:05.380
‫چی شده؟ زخمی شدی؟

07:05.380 --> 07:08.150
‫چی داری می‌گی؟ تقصیر خودت بود!

07:09.280 --> 07:12.720
‫پس بهتره یه سری به مطب بزنی...

07:12.720 --> 07:15.050
‫دیگو، تو با من بیا.

07:15.050 --> 07:16.210
‫می‌خوای کجا بری؟

07:16.210 --> 07:19.000
‫معلومه که مِیخونه!

07:19.000 --> 07:23.070
‫بیا دوا و درمون رو بسپاریم به آنیتا و بریم یه صفایی کنیم!

07:23.070 --> 07:24.620
‫ولی من به سن قانونی نرسیدم...

07:24.620 --> 07:26.700
‫پس فقط آب خالی بخور!

07:27.450 --> 07:28.520
‫ای بابا...

07:34.150 --> 07:35.320
‫درد داره!

07:35.320 --> 07:37.350
‫بچه که نیستی. آروم باش.

07:37.350 --> 07:39.520
‫ولی واقعاً درد داره.

07:39.520 --> 07:41.950
‫پس با یه طلسم تسکینش می‌دم.

07:44.170 --> 07:46.320
‫بادقت به این ساعت نگاه کن.

07:58.090 --> 08:00.710
‫تو داری به خواب می‌ری...

08:03.580 --> 08:04.910
‫به خواب می‌ری...

08:11.920 --> 08:16.690
‫حالا با صداقت تمام به سؤالم جواب بده.

08:16.690 --> 08:17.260
‫باشه؟

08:17.260 --> 08:18.370
‫هوم.

08:18.370 --> 08:20.050
‫تو زورو رو می‌شناسی؟

08:20.050 --> 08:21.060
‫آره.

08:22.270 --> 08:25.110
‫هویت واقعیِ زورو رو می‌دونی؟

08:25.110 --> 08:26.150
‫می‌دونم.

08:43.300 --> 08:45.300
‫اون دیگو زوروئه.

08:45.300 --> 08:48.920
‫وقتی با انگشتم بشکن بزنم،
‫همه‌چیز رو فراموش می‌کنی.

08:48.920 --> 08:49.980
‫باشه؟

08:49.980 --> 08:50.510
‫هوم.

08:56.430 --> 08:59.910
‫من کجام؟ اصلاً چطوری اومدم اینجا؟

09:19.410 --> 09:21.910
‫دکتر آنیتا، ممنون بابت اون روزی.

09:21.910 --> 09:25.380
‫به لطف شما خیلی حالم بهتر شده!

09:27.000 --> 09:27.740
‫چی؟

09:30.620 --> 09:33.620
‫اون گل‌ها معنی خاصی دارن؟

09:45.260 --> 09:47.610
‫بهم بگو زورو واقعاً کیه.

09:48.140 --> 09:50.560
‫و اگه بهت بگم چیکار می‌کنی؟

09:53.580 --> 09:55.950
‫به تو هیچ ربطی نداره!

09:55.950 --> 09:57.990
‫حالا بهم بگو!

10:01.470 --> 10:03.200
‫زورو دیگوئه!

10:11.290 --> 10:12.190
‫یه خواب بود...

10:12.190 --> 10:15.400
‫آنیتا-سان که شیطان نیست.

10:15.400 --> 10:16.520
‫فقط یه خواب بد بود...

10:28.100 --> 10:30.360
‫بعدش یه‌کم ماهی می‌خوام.

10:46.700 --> 10:47.920
‫ارباب جوان!

10:47.920 --> 10:50.310
‫حالت خوبه؟ باید حواستو جمع کنی!

10:50.310 --> 10:52.800
‫یکی منو هل داد جلوی کالسکه!

10:52.800 --> 10:54.760
‫یکی هلت داد؟

10:54.760 --> 10:59.170
‫راست می‌گم. نمی‌دونم کی بود،
‫ ولی نزدیک بود به کشتنم بده.

10:59.820 --> 11:01.310
‫کار کی می‌تونه باشه؟

11:06.370 --> 11:08.110
‫دیگو، چی شده؟

11:08.110 --> 11:08.940
‫پدر!

11:08.940 --> 11:13.240
‫ارباب، یکی منو هل داد نزدیک بود به کشتنم بده!

11:13.240 --> 11:14.610
‫چی گفتی؟

11:14.610 --> 11:15.450
‫واقعاً؟

11:15.450 --> 11:20.910
‫بله، ولی ارباب جوان بهم کمک کرد سالم بمونم،
‫پس جای نگرانی نیست.

11:21.420 --> 11:24.580
‫ولی نمی‌دونستم همچین آدمایی هم پیدا می‌شن.

11:24.580 --> 11:25.310
‫آره...

11:25.310 --> 11:30.250
‫ولی حالا دیگه حالم خوبه!
‫راستی، ارباب، داشتید کجا می‌رفتید؟

11:30.340 --> 11:33.630
‫آره، داشتم یه‌سر می‌رفتم مطب دکتر.

11:33.890 --> 11:35.550
‫مطب؟

11:35.550 --> 11:39.400
‫دکتر تیموتی گفت می‌خواد منو ببینه.

11:39.400 --> 11:41.260
‫دوباره بحث مشروبه؟

11:41.260 --> 11:44.470
‫نگید که برای دید زدن
‫ خانم دکتر جدید هم می‌رید.

11:45.460 --> 11:47.360
‫همون خانم دکتر معروف؟

11:47.360 --> 11:51.140
‫بالأخره پدرت هم مَرده.
‫اگه بگم نه، دروغ گفتم.

11:51.140 --> 11:53.380
‫دیگو، تو هم می‌خوای بیای؟

11:53.380 --> 11:56.970
‫نه، الانشم به‌قدر کافی از
‫دکتر تیموتی و مشروب‌هاش کشیدم.

11:57.600 --> 12:01.820
‫زیادی مشروب نخوریا.
‫اگه از حال بری برامون دردسر می‌شه.

12:01.820 --> 12:03.210
‫آره، خودم می‌دونم.

12:03.790 --> 12:06.460
‫برنارد، تو داری کجا می‌ری؟

12:06.460 --> 12:10.410
‫دکتر آنیتا قراره باندپیچی‌هامو باز کنه.

12:10.410 --> 12:11.890
‫خیلی‌خب، بعداً می‌بینمتون.

12:14.880 --> 12:18.090
‫عجب. پس برنارد هم عاشق شده، ها؟

12:20.840 --> 12:22.010
‫سلام!

12:22.010 --> 12:23.540
‫کسی اینجا نیست؟

12:23.540 --> 12:25.050
‫دکتر تیموتی.

12:25.050 --> 12:26.230
‫مارتینه!

12:28.910 --> 12:31.020
‫اوه، سلام عرض شد.

12:31.020 --> 12:37.100
‫دکتر تیموتی و مارتینه برای خرید
‫ رفتن بیرون. ولی زود برمی‌گردن.

12:37.580 --> 12:41.640
‫که اینطور. دکتر بهم گفت منتظرمه.

12:41.640 --> 12:43.620
‫اگه اشتباه نکنم اسمت برنارد بود، درسته؟

12:43.690 --> 12:47.580
‫آره، می‌خواستم باندپیچی‌هامو باز کنید.

12:47.680 --> 12:50.040
‫باشه! پس باهام بیا.

13:06.060 --> 13:08.430
‫خبر بد! دیگو!

13:10.670 --> 13:12.050
‫چی شده؟

13:12.050 --> 13:13.860
‫پدرت توی شهر تیر خورده!

13:13.950 --> 13:15.290
‫چی گفتی؟!

13:16.540 --> 13:18.590
‫ارباب جوان، چه‌خبر شده؟

13:21.520 --> 13:22.730
‫برنارد، چه‌خبر شده؟

13:31.900 --> 13:35.140
‫لطفاً برید کنار! پدرم توی شهر تیر خورده.

13:35.140 --> 13:37.000
‫اوه، پس خیلی بد شد!

13:37.000 --> 13:39.340
‫خواهش می‌کنم! لطفاً برید کنار!

13:39.420 --> 13:42.670
‫ای کاش می‌تونستم، ولی مشکلی وجود داره.

13:42.670 --> 13:44.640
‫دیگو! تو تحت بازداشتی!

13:46.890 --> 13:50.610
‫برنارد، گوش کن چی می‌گم. چی شده؟

13:54.700 --> 13:56.820
‫خوش اومدی، بانو لولیتا.

13:56.820 --> 13:57.980
‫دیگو اینجاست؟

13:57.980 --> 14:01.650
‫قبل از اینکه بیای با عجله رفت.

14:02.300 --> 14:03.990
‫برنارد چش شده؟

14:03.990 --> 14:06.620
‫آره، خیلی عجیب رفتار می‌کنه.

14:07.050 --> 14:09.040
‫برنارد، چی شده؟

14:10.120 --> 14:13.820
‫دیگو! خبر بد! پدرت توی شهر تیر خورده!

14:13.820 --> 14:16.000
‫چی؟ جدی می‌گی؟

14:16.000 --> 14:18.000
‫حتماً ارباب جوان واسه همین با عجله رفت!

14:18.310 --> 14:20.470
‫حالا چه خاکی سرمون بریزیم؟

14:20.470 --> 14:25.380
‫یه‌لحظه وایسا، من الان از شهر اومدم
‫ و همچین چیزی نشنیدم.

14:25.380 --> 14:27.720
‫پس منظورش چیه؟

14:29.810 --> 14:33.920
‫عجیبه. یه‌جوریه انگار هیپنوتیزم شده.

14:33.920 --> 14:37.810
‫برنارد، بیدار شو!

14:37.810 --> 14:39.080
‫لولیتا؟

14:39.080 --> 14:41.190
‫برنارد، می‌دونی چه‌خبر شده؟

14:41.510 --> 14:44.550
‫من... من اینجا چیکار می‌کنم؟

14:44.550 --> 14:45.840
‫لولیتا، چه‌خبره؟

14:45.840 --> 14:47.810
‫اینو خودم می‌خوام بدونم.

14:47.810 --> 14:51.520
‫آخرین چیزی که یادمه اینه که
‫توی مطب با دکتر آنیتا بودم.

14:52.240 --> 14:53.370
‫مطب؟

15:03.600 --> 15:05.100
‫حواستون کجاست؟

15:05.100 --> 15:08.280
‫مگه کجای سانتاسکو می‌خواین برین
‫که انقدر عجله دارین؟

15:08.280 --> 15:10.640
‫باهامون بیا! یه اتفاق عجیبی افتاده!

15:10.710 --> 15:12.350
‫عجیب؟ یعنی چی؟

15:12.350 --> 15:14.060
‫فقط زودباش سوار شو!

15:17.470 --> 15:19.010
‫کسی اینجا نیست.

15:19.790 --> 15:20.980
‫آه، اون...

15:36.040 --> 15:37.960
‫اوه، حالم جا اومد!

15:37.960 --> 15:39.950
‫دکتر، چه‌خبر شده؟

15:39.950 --> 15:43.260
‫اون دکتر آنیتا توزرد از آب در اومد.

15:43.260 --> 15:45.470
‫در واقع یه مرد بوده!

15:45.560 --> 15:47.430
‫چی؟ مرد؟

15:47.630 --> 15:51.890
‫و گفت هدفش اینه که زورو رو بکشه.

15:51.890 --> 15:53.210
‫زورو رو بکشه؟

15:53.210 --> 15:56.580
‫گفت از زورو کینه داره چون
‫ قبلاً برادرش توسطش کشته شده.

15:58.800 --> 15:59.770
‫امکان نداره...

16:10.400 --> 16:13.830
‫نکنه برادر همون آدمکشه؟

16:14.090 --> 16:18.490
‫به هرحال، تظاهر کرد یه دکتره
‫تا مریض‌ها رو هیپنوتیزم کنه.

16:18.490 --> 16:22.080
‫می‌خواسته هویت واقعی زورو رو
‫ از زیر زبون مردهای شهر بیرون بکشه.

16:22.410 --> 16:25.630
‫اون لبخند دلربا برای یه مرد بود؟

16:25.630 --> 16:28.040
‫چطور تونستم انقدر احمق باشم؟

16:28.040 --> 16:30.040
‫ولی چرا دنبال دیگو بود؟

16:30.040 --> 16:30.980
‫درسته.

16:30.980 --> 16:33.150
‫چرا با استفاده از برنارد دیگو رو بیرون کشید؟

16:34.960 --> 16:35.890
‫برنارد کجاست؟

16:41.730 --> 16:45.500
‫همش تقصیر منه! وقتی هیپنوتیزم بودم
‫ درمورد زورو بهش گفتم!

16:45.500 --> 16:48.700
‫تاکل! فیگارو! بوی دیگو رو دنبال کنید!

16:54.820 --> 16:55.950
‫کیه؟

16:56.230 --> 16:58.910
‫کریس-سان، درخواستی ازتون دارم.

16:59.510 --> 17:02.550
‫می‌گین من زورو اَم؟ کی اینو بهتون گفته؟

17:02.550 --> 17:04.320
‫منم باورم نمی‌شه.

17:04.320 --> 17:05.770
‫پس چرا؟

17:05.880 --> 17:08.630
‫وقتی از اون تپه رد بشیم می‌فهمی.

17:08.630 --> 17:10.300
‫پدرت هم اونجاست.

17:10.300 --> 17:10.970
‫چی گفتی؟

17:21.130 --> 17:22.060
‫پدر!

17:22.430 --> 17:23.770
‫پس بالأخره اومدی، زورو!

17:23.980 --> 17:25.340
‫تو...؟

17:25.340 --> 17:27.530
‫اشتباه می‌کنی! من زورو نیستم!

17:27.530 --> 17:28.720
‫پدرمو ول کن!

17:30.320 --> 17:31.200
‫دیگو...

17:31.400 --> 17:33.660
‫پدر، حالت خوبه؟!

17:44.810 --> 17:49.210
‫اسم من سارون‌ـه! برادر کوچیکتر ساباتو
‫که به دست تو کشته شد.

17:49.460 --> 17:50.420
‫ساباتو؟

17:50.710 --> 17:52.620
‫نگو که فراموشش کردی!

17:52.620 --> 17:54.640
‫برادر من یه نوازنده‌ی گیتار بود.

17:55.190 --> 17:57.100
‫آدمکش گیتارزن؟

17:57.100 --> 17:58.430
‫اون یارو...

17:58.430 --> 17:59.350
‫ولی اشتباه می‌کنی!

17:59.890 --> 18:02.180
‫اون مرد توسط زورو کشته نشد!

18:02.180 --> 18:04.470
‫کسی که کشتتش فرمانده ریموند بود!

18:04.470 --> 18:07.050
‫حتی ستوان گابریل هم ازش خبر داره!

18:07.050 --> 18:09.070
‫مسئولیتش رو گردن بقیه ننداز، زورو!

18:09.240 --> 18:12.280
‫من زورو نیستم! چندبار باید بهت بگم؟

18:12.370 --> 18:15.770
‫مرخرف نگو! مهارت هیپنوتیزم من بی‌نقصه!

18:15.770 --> 18:18.150
‫دروغ گفتن به من غیرممکنه!

18:18.580 --> 18:22.710
‫زورو! درد از دست دادن عزیزانت رو بهت نشون می‌دم!

18:24.480 --> 18:27.050
‫این باتلاق شنی هرچیزی رو می‌بلعه!

18:27.050 --> 18:31.110
‫حالا مرگ آهسته‌ی پدرت رو نشونت می‌دم.

18:31.110 --> 18:31.800
‫صبر کن!

18:31.870 --> 18:34.130
‫مطمئنی دیگو واقعاً زوروئه؟

18:34.130 --> 18:36.540
‫من که باورم نمی‌شه!

18:36.540 --> 18:40.250
‫این بی‌عرضه حاضره
‫ برای نجات جون خودش به پات بیفته!

18:40.250 --> 18:42.020
‫باور نمی‌کنم همچین کسی زورو باشه!

18:42.240 --> 18:43.730
‫هنوز باور نمی‌کنی؟

18:44.020 --> 18:46.940
‫اگه بکشیش و آدم اشتباهی باشه،
‫تو بد دردسری میفتیم!

18:47.280 --> 18:50.740
‫هاه، اینجا وسط بیابونه!
‫غیر از ما دیگه کی اینجاست؟

18:50.740 --> 18:53.730
‫درضمن، شکی توش ندارم. ازش مطمئنم.

18:53.730 --> 18:58.410
‫در واقع همینطور که من تظاهر به زن بودن کردم،
‫اونم فقط تظاهر به بزدلی می‌کنه.

19:01.520 --> 19:02.630
‫ستوان، اینجا رو ببینید!

19:02.630 --> 19:03.330
‫اون؟

19:05.990 --> 19:06.750
‫زورو!

19:06.780 --> 19:07.760
‫چی؟

19:09.350 --> 19:10.670
‫برو کنار!

19:10.950 --> 19:12.380
‫امکان نداره...

19:19.750 --> 19:21.220
‫طاقت بیار.

19:30.980 --> 19:32.660
‫حالش خوبه؟

19:32.660 --> 19:35.610
‫نگران نباش. فقط بیهوش شده.

19:35.610 --> 19:38.230
‫پدرم به این راحتی‌ها نمی‌میره.

19:38.230 --> 19:40.240
‫راستی، زورو کوچولو، اون زورو کیه؟

19:40.380 --> 19:42.880
‫وقتی بادقت ببینیش می‌فهمی.

19:58.910 --> 20:02.460
‫موفق شدم! زورو رو کشتم!

20:07.300 --> 20:09.520
‫عوضی، تو باید مرده باشی!

20:10.980 --> 20:12.250
‫من نامیرام.

20:17.020 --> 20:20.160
‫ای بابا، کریس حتماً عصبانی می‌شه.

20:22.530 --> 20:25.330
‫نامیرا کجا بود؟
‫از چه سحر و جادویی استفاده کردی؟

20:30.040 --> 20:32.740
‫این‌بار مطمئن می‌شم سرتو از تنت جدا کنم!

20:32.740 --> 20:33.670
‫بمیر!

20:40.710 --> 20:47.290
‫با اینکه به‌خاطر مرگ برادرت دنبال
‫ انتقام از منی، من قصد کشتنت رو ندارم.

20:47.290 --> 20:52.140
‫به شهر برگرد و به همه بگو
‫ توسط ستوان گابریل اجیر شده بودی.

20:52.140 --> 20:53.650
‫همچین اتفاقی نمیفته، زورو!

20:53.950 --> 20:55.900
‫تو حالا و همینجا می‌میری!

21:12.280 --> 21:13.810
‫بگیرش!

21:14.700 --> 21:16.060
‫خفه شو!

21:16.060 --> 21:19.660
‫ترجیح می‌دم بمیرم تا اینکه از تو کمک بگیرم!

21:23.670 --> 21:24.600
‫احمق...

21:28.510 --> 21:31.170
‫چه غلطی می‌کنین؟ برین دنبالش!

21:31.170 --> 21:32.190
‫چشم!

21:34.150 --> 21:37.360
‫ستوان! فهمیدی من زورو نبودم؟!

21:41.440 --> 21:46.330
‫لعنتی! یه‌روزی تقاصشو پس می‌دی، زورو!

21:46.350 --> 21:58.350
« ارائه شده توسط وبسایت آوا مووی »
[ AvaMovie.in ]
