1
00:00:00,020 --> 00:00:10,020
« آوا مووی تقدیم میکند »
[ AvaMovie.in ]

2
00:00:13,530 --> 00:00:15,030
‫واقعاً خود زوروئه!

3
00:00:15,030 --> 00:00:17,210
‫واقعاً خودتون درستش کردین؟

4
00:00:17,210 --> 00:00:18,540
‫معلومه.

5
00:00:18,540 --> 00:00:21,860
‫هرچی بگم می‌سازم رو حتماً می‌سازم.

6
00:00:21,860 --> 00:00:24,170
‫نظرتون چیه؟ باحاله، مگه نه؟

7
00:00:24,170 --> 00:00:25,830
‫آره، حرف نداره!

8
00:00:25,830 --> 00:00:27,460
‫می‌تونه شمشیرشو بیرون بکشه؟

9
00:00:27,460 --> 00:00:29,880
‫البته که می‌تونه. خوب تماشا کنین!

10
00:00:40,070 --> 00:00:42,380
‫اوه، چه خفن!

11
00:00:42,380 --> 00:00:44,570
‫آره واقعاً! خیلی جالبه!

12
00:00:44,570 --> 00:00:48,190
‫کریس-سان، می‌خواید با این عروسک چیکار کنید؟

13
00:00:48,190 --> 00:00:51,740
‫معلومه که می‌خوام ببرمش
‫وسط شهر و به همه نشونش بدم.

14
00:00:51,740 --> 00:00:54,240
‫چون هرچی نباشه زورو قهرمان همه‌ست.

15
00:00:54,240 --> 00:00:55,490
‫عه؟

16
00:00:55,790 --> 00:00:58,770
‫کریس-سان، فکر کنم بهتره این‌کارو نکنید.

17
00:00:58,770 --> 00:00:59,960
‫چرا؟

18
00:00:59,960 --> 00:01:04,500
‫مهم نیست چه قهرمان بزرگی باشه،
‫ارتش هنوز اونو به چشم شورشی می‌بینه.

19
00:01:04,500 --> 00:01:09,170
‫فقط درست کردن عروسکش دردسره،
‫اگه به همه نشونش بدید که قطعاً دستگیر می‌شید!

20
00:01:09,170 --> 00:01:13,220
‫نظر منم همینه. اگه ارتش
‫ ازش خبردار بشه خیلی ناجور می‌شه.

21
00:01:15,900 --> 00:01:22,610
‫برام مهم نیست.
‫من بیوه‌ی قهرمان مدال‌دار اسپانیام.

22
00:01:22,610 --> 00:01:24,730
‫اونا مدال و این حرفا سرشون نمی‌شه!

23
00:01:24,730 --> 00:01:26,210
‫حتماً دستگیر می‌شین!

24
00:01:27,500 --> 00:01:29,380
‫شما هم همینطور فکر می‌کنین؟

25
00:01:32,020 --> 00:01:33,060
‫که اینطور.

26
00:01:34,080 --> 00:01:39,270
‫پس شرمنده. فقط می‌خواستم یه‌چیزی
‫ برای خوشحال‌کردن اهالی شهر بسازم.

27
00:01:39,290 --> 00:01:46,340
‫دکتر هیپنوتیزم‌کننده

28
00:02:00,860 --> 00:02:03,980
‫چی؟ دکتر جدید؟

29
00:02:04,400 --> 00:02:06,440
‫و تو اون دکتری؟

30
00:02:07,310 --> 00:02:10,900
‫بله، از طرف فرماندار اینجا فرستاده شدم.

31
00:02:11,310 --> 00:02:16,070
‫من که درموردش چیزی نشنیدم.
‫مارتینه، تو ازش خبر داشتی؟

32
00:02:16,070 --> 00:02:18,870
‫نه، منم اولین‌باره ازش می‌شنوم.

33
00:02:19,080 --> 00:02:22,830
‫دکتر، منظورتون اینه که بهم احتیاجی ندارید؟

34
00:02:22,860 --> 00:02:28,060
‫نه، منظور بدی ندارم.
‫ ولی خودمم خیلی سرم شلوغ نیست.

35
00:02:28,060 --> 00:02:32,800
‫فقط جواب اینو بهم بده: مهم‌ترین چیزی که
‫یه دکتر باید داشته باشه چیه؟

36
00:02:32,800 --> 00:02:34,800
‫داشتن قلبه.

37
00:02:34,800 --> 00:02:37,760
‫دلسوزی و درک بیمارها مهم‌ترین چیزه.

38
00:02:38,390 --> 00:02:39,900
‫دقیقاً!

39
00:02:39,900 --> 00:02:44,140
‫خوبه، خوشم اومد.
‫اجازه می‌دم اینجا کار کنی.

40
00:02:44,140 --> 00:02:47,030
‫اوه، بله. دکتر، یه هدیه براتون دارم.

41
00:02:47,030 --> 00:02:48,190
‫این چیه؟

42
00:02:49,430 --> 00:02:53,890
‫اوه، از اون خوباش هم هست.
‫کم‌کم داره ازت خوشم میاد، دختر!

43
00:02:54,420 --> 00:02:56,020
‫خیلی ازتون ممنونم.

44
00:02:59,790 --> 00:03:02,670
‫پس که اینطور.
‫ همه‌چیز طبق نقشه پیش می‌ره.

45
00:03:02,670 --> 00:03:03,580
‫آره...

46
00:03:05,770 --> 00:03:07,030
‫مگس مزاحم!

47
00:03:12,390 --> 00:03:14,560
‫یه حساب ناتموم باهاش دارم.

48
00:03:15,130 --> 00:03:17,080
‫کار زورو رو تموم می‌کنم.

49
00:03:38,440 --> 00:03:41,220
‫دکتر! دکتر! طعمه رو گرفتن!

50
00:03:46,430 --> 00:03:48,580
‫ای بابا، داری چیکار می‌کنی؟

51
00:03:50,740 --> 00:03:52,790
‫دکتر، دوباره مست کردی، نه؟

52
00:03:52,790 --> 00:03:53,440
‫بگی نگی...

53
00:03:53,500 --> 00:03:57,010
‫اشکالی نداره وسط روز اینجایی؟
‫پس مطب چی می‌شه؟

54
00:03:57,920 --> 00:04:03,180
‫اوه، نگرانش نباش!
‫آنیتا ترتیب تمام مریض‌ها رو می‌ده!

55
00:04:03,560 --> 00:04:05,400
‫دیگه هیچ‌کس واسه دیدن من نمیاد.

56
00:04:06,600 --> 00:04:08,870
‫منظورش از آنیتا همون دکتر جدیده‌ست؟

57
00:04:08,870 --> 00:04:11,630
‫آره، بدجوری هم خوشگله.

58
00:04:11,630 --> 00:04:13,240
‫دقیقاً!

59
00:04:13,240 --> 00:04:17,210
‫کل مردهای شهر خودشونو
‫ به مریضی می‌زنن تا بیان ببیننش.

60
00:04:17,210 --> 00:04:18,790
‫کل مردهای شهر؟

61
00:04:18,790 --> 00:04:21,870
‫آره، آخه نه تنها دختر خوش بر و رویی‌ـه،

62
00:04:21,870 --> 00:04:25,810
‫بلکه دکتر خوبی هم هست،
‫پس دیگه نگران هیچی نیستم.

63
00:04:25,810 --> 00:04:34,380
‫حالا به لطف اون، می‌تونم با خیال راحت جلوی
‫ آفتاب بشینم و هرچقدر دلم می‌خواد مست کنم، نه؟

64
00:04:38,310 --> 00:04:39,260
‫وایسید!

65
00:04:39,830 --> 00:04:41,630
‫بابا، واقعاً حالت خوبه؟

66
00:04:41,630 --> 00:04:44,850
‫خب، وقتی دکتر یه نگاهی بهم بندازه بهتر می‌شم.

67
00:04:52,870 --> 00:04:54,730
‫اینجا چه‌خبره؟

68
00:04:54,730 --> 00:04:56,750
‫بازم مریض جدید اومده؟

69
00:04:56,750 --> 00:04:59,480
‫کارلوس-سان، شما دقیقاً کجاتون درد می‌کنه؟

70
00:04:59,480 --> 00:05:02,210
‫آه، خب شکمم...

71
00:05:02,520 --> 00:05:06,490
‫نمی‌تونم دردشو تحمل کنم.
‫ باید سریعتر برم دکتر رو ببینم.

72
00:05:06,490 --> 00:05:09,790
‫مارتینه، می‌شه به‌عنوان مورد اورژانسی
‫ بین مریض بذاری برم تو؟

73
00:05:09,790 --> 00:05:11,620
‫کارلوس-سان، نمی‌شه.

74
00:05:11,890 --> 00:05:16,120
‫تمام کسایی که اینجان، مورد اورژانسی دارن.

75
00:05:16,120 --> 00:05:17,090
‫آره! آره!

76
00:05:17,310 --> 00:05:20,550
‫تو هم؟ ولی انگار صحیح و سالمی.

77
00:05:20,850 --> 00:05:24,010
‫من کمرم درد می‌کنه...

78
00:05:38,140 --> 00:05:41,190
‫لمس‌شدن با دستاش
‫ مثل خود بهشت می‌مونه!

79
00:05:41,190 --> 00:05:43,820
‫می‌تونم از خوشحالی بمیرم!

80
00:05:43,820 --> 00:05:45,290
‫لطفاً مریض بعدی بیاد داخل!

81
00:05:50,680 --> 00:05:52,030
‫نوبت منه!

82
00:05:53,830 --> 00:05:54,700
‫که اینطور.

83
00:05:56,090 --> 00:05:57,670
‫کمرتون درد می‌کنه؟

84
00:05:59,790 --> 00:06:02,980
‫پس لطفاً به چشمام نگاه کنید.

85
00:06:02,980 --> 00:06:03,470
‫چشم.

86
00:06:23,100 --> 00:06:26,240
‫تو داری به خواب می‌ری...

87
00:06:36,740 --> 00:06:38,310
‫یه سؤال ازت دارم.

88
00:06:38,310 --> 00:06:40,590
‫هویت زورو رو می‌دونی؟

89
00:06:40,590 --> 00:06:42,210
‫نه، نمی‌دونم.

90
00:06:50,060 --> 00:06:52,430
‫دکتر، صاف وایسا دیگه!

91
00:06:53,510 --> 00:06:55,900
‫حالت خوبه، برنارد؟

92
00:06:55,900 --> 00:06:57,960
‫درد می‌کنه...

93
00:06:57,960 --> 00:07:00,290
‫برای همین از آدمای مست و پاتیل بدم میاد!

94
00:07:00,290 --> 00:07:01,870
‫برنارد، خونریزی داری.

95
00:07:01,870 --> 00:07:02,850
‫ها؟

96
00:07:02,850 --> 00:07:05,380
‫چی شده؟ زخمی شدی؟

97
00:07:05,380 --> 00:07:08,150
‫چی داری می‌گی؟ تقصیر خودت بود!

98
00:07:09,280 --> 00:07:12,720
‫پس بهتره یه سری به مطب بزنی...

99
00:07:12,720 --> 00:07:15,050
‫دیگو، تو با من بیا.

100
00:07:15,050 --> 00:07:16,210
‫می‌خوای کجا بری؟

101
00:07:16,210 --> 00:07:19,000
‫معلومه که مِیخونه!

102
00:07:19,000 --> 00:07:23,070
‫بیا دوا و درمون رو بسپاریم به آنیتا و بریم یه صفایی کنیم!

103
00:07:23,070 --> 00:07:24,620
‫ولی من به سن قانونی نرسیدم...

104
00:07:24,620 --> 00:07:26,700
‫پس فقط آب خالی بخور!

105
00:07:27,450 --> 00:07:28,520
‫ای بابا...

106
00:07:34,150 --> 00:07:35,320
‫درد داره!

107
00:07:35,320 --> 00:07:37,350
‫بچه که نیستی. آروم باش.

108
00:07:37,350 --> 00:07:39,520
‫ولی واقعاً درد داره.

109
00:07:39,520 --> 00:07:41,950
‫پس با یه طلسم تسکینش می‌دم.

110
00:07:44,170 --> 00:07:46,320
‫بادقت به این ساعت نگاه کن.

111
00:07:58,090 --> 00:08:00,710
‫تو داری به خواب می‌ری...

112
00:08:03,580 --> 00:08:04,910
‫به خواب می‌ری...

113
00:08:11,920 --> 00:08:16,690
‫حالا با صداقت تمام به سؤالم جواب بده.

114
00:08:16,690 --> 00:08:17,260
‫باشه؟

115
00:08:17,260 --> 00:08:18,370
‫هوم.

116
00:08:18,370 --> 00:08:20,050
‫تو زورو رو می‌شناسی؟

117
00:08:20,050 --> 00:08:21,060
‫آره.

118
00:08:22,270 --> 00:08:25,110
‫هویت واقعیِ زورو رو می‌دونی؟

119
00:08:25,110 --> 00:08:26,150
‫می‌دونم.

120
00:08:43,300 --> 00:08:45,300
‫اون دیگو زوروئه.

121
00:08:45,300 --> 00:08:48,920
‫وقتی با انگشتم بشکن بزنم،
‫همه‌چیز رو فراموش می‌کنی.

122
00:08:48,920 --> 00:08:49,980
‫باشه؟

123
00:08:49,980 --> 00:08:50,510
‫هوم.

124
00:08:56,430 --> 00:08:59,910
‫من کجام؟ اصلاً چطوری اومدم اینجا؟

125
00:09:19,410 --> 00:09:21,910
‫دکتر آنیتا، ممنون بابت اون روزی.

126
00:09:21,910 --> 00:09:25,380
‫به لطف شما خیلی حالم بهتر شده!

127
00:09:27,000 --> 00:09:27,740
‫چی؟

128
00:09:30,620 --> 00:09:33,620
‫اون گل‌ها معنی خاصی دارن؟

129
00:09:45,260 --> 00:09:47,610
‫بهم بگو زورو واقعاً کیه.

130
00:09:48,140 --> 00:09:50,560
‫و اگه بهت بگم چیکار می‌کنی؟

131
00:09:53,580 --> 00:09:55,950
‫به تو هیچ ربطی نداره!

132
00:09:55,950 --> 00:09:57,990
‫حالا بهم بگو!

133
00:10:01,470 --> 00:10:03,200
‫زورو دیگوئه!

134
00:10:11,290 --> 00:10:12,190
‫یه خواب بود...

135
00:10:12,190 --> 00:10:15,400
‫آنیتا-سان که شیطان نیست.

136
00:10:15,400 --> 00:10:16,520
‫فقط یه خواب بد بود...

137
00:10:28,100 --> 00:10:30,360
‫بعدش یه‌کم ماهی می‌خوام.

138
00:10:46,700 --> 00:10:47,920
‫ارباب جوان!

139
00:10:47,920 --> 00:10:50,310
‫حالت خوبه؟ باید حواستو جمع کنی!

140
00:10:50,310 --> 00:10:52,800
‫یکی منو هل داد جلوی کالسکه!

141
00:10:52,800 --> 00:10:54,760
‫یکی هلت داد؟

142
00:10:54,760 --> 00:10:59,170
‫راست می‌گم. نمی‌دونم کی بود،
‫ ولی نزدیک بود به کشتنم بده.

143
00:10:59,820 --> 00:11:01,310
‫کار کی می‌تونه باشه؟

144
00:11:06,370 --> 00:11:08,110
‫دیگو، چی شده؟

145
00:11:08,110 --> 00:11:08,940
‫پدر!

146
00:11:08,940 --> 00:11:13,240
‫ارباب، یکی منو هل داد نزدیک بود به کشتنم بده!

147
00:11:13,240 --> 00:11:14,610
‫چی گفتی؟

148
00:11:14,610 --> 00:11:15,450
‫واقعاً؟

149
00:11:15,450 --> 00:11:20,910
‫بله، ولی ارباب جوان بهم کمک کرد سالم بمونم،
‫پس جای نگرانی نیست.

150
00:11:21,420 --> 00:11:24,580
‫ولی نمی‌دونستم همچین آدمایی هم پیدا می‌شن.

151
00:11:24,580 --> 00:11:25,310
‫آره...

152
00:11:25,310 --> 00:11:30,250
‫ولی حالا دیگه حالم خوبه!
‫راستی، ارباب، داشتید کجا می‌رفتید؟

153
00:11:30,340 --> 00:11:33,630
‫آره، داشتم یه‌سر می‌رفتم مطب دکتر.

154
00:11:33,890 --> 00:11:35,550
‫مطب؟

155
00:11:35,550 --> 00:11:39,400
‫دکتر تیموتی گفت می‌خواد منو ببینه.

156
00:11:39,400 --> 00:11:41,260
‫دوباره بحث مشروبه؟

157
00:11:41,260 --> 00:11:44,470
‫نگید که برای دید زدن
‫ خانم دکتر جدید هم می‌رید.

158
00:11:45,460 --> 00:11:47,360
‫همون خانم دکتر معروف؟

159
00:11:47,360 --> 00:11:51,140
‫بالأخره پدرت هم مَرده.
‫اگه بگم نه، دروغ گفتم.

160
00:11:51,140 --> 00:11:53,380
‫دیگو، تو هم می‌خوای بیای؟

161
00:11:53,380 --> 00:11:56,970
‫نه، الانشم به‌قدر کافی از
‫دکتر تیموتی و مشروب‌هاش کشیدم.

162
00:11:57,600 --> 00:12:01,820
‫زیادی مشروب نخوریا.
‫اگه از حال بری برامون دردسر می‌شه.

163
00:12:01,820 --> 00:12:03,210
‫آره، خودم می‌دونم.

164
00:12:03,790 --> 00:12:06,460
‫برنارد، تو داری کجا می‌ری؟

165
00:12:06,460 --> 00:12:10,410
‫دکتر آنیتا قراره باندپیچی‌هامو باز کنه.

166
00:12:10,410 --> 00:12:11,890
‫خیلی‌خب، بعداً می‌بینمتون.

167
00:12:14,880 --> 00:12:18,090
‫عجب. پس برنارد هم عاشق شده، ها؟

168
00:12:20,840 --> 00:12:22,010
‫سلام!

169
00:12:22,010 --> 00:12:23,540
‫کسی اینجا نیست؟

170
00:12:23,540 --> 00:12:25,050
‫دکتر تیموتی.

171
00:12:25,050 --> 00:12:26,230
‫مارتینه!

172
00:12:28,910 --> 00:12:31,020
‫اوه، سلام عرض شد.

173
00:12:31,020 --> 00:12:37,100
‫دکتر تیموتی و مارتینه برای خرید
‫ رفتن بیرون. ولی زود برمی‌گردن.

174
00:12:37,580 --> 00:12:41,640
‫که اینطور. دکتر بهم گفت منتظرمه.

175
00:12:41,640 --> 00:12:43,620
‫اگه اشتباه نکنم اسمت برنارد بود، درسته؟

176
00:12:43,690 --> 00:12:47,580
‫آره، می‌خواستم باندپیچی‌هامو باز کنید.

177
00:12:47,680 --> 00:12:50,040
‫باشه! پس باهام بیا.

178
00:13:06,060 --> 00:13:08,430
‫خبر بد! دیگو!

179
00:13:10,670 --> 00:13:12,050
‫چی شده؟

180
00:13:12,050 --> 00:13:13,860
‫پدرت توی شهر تیر خورده!

181
00:13:13,950 --> 00:13:15,290
‫چی گفتی؟!

182
00:13:16,540 --> 00:13:18,590
‫ارباب جوان، چه‌خبر شده؟

183
00:13:21,520 --> 00:13:22,730
‫برنارد، چه‌خبر شده؟

184
00:13:31,900 --> 00:13:35,140
‫لطفاً برید کنار! پدرم توی شهر تیر خورده.

185
00:13:35,140 --> 00:13:37,000
‫اوه، پس خیلی بد شد!

186
00:13:37,000 --> 00:13:39,340
‫خواهش می‌کنم! لطفاً برید کنار!

187
00:13:39,420 --> 00:13:42,670
‫ای کاش می‌تونستم، ولی مشکلی وجود داره.

188
00:13:42,670 --> 00:13:44,640
‫دیگو! تو تحت بازداشتی!

189
00:13:46,890 --> 00:13:50,610
‫برنارد، گوش کن چی می‌گم. چی شده؟

190
00:13:54,700 --> 00:13:56,820
‫خوش اومدی، بانو لولیتا.

191
00:13:56,820 --> 00:13:57,980
‫دیگو اینجاست؟

192
00:13:57,980 --> 00:14:01,650
‫قبل از اینکه بیای با عجله رفت.

193
00:14:02,300 --> 00:14:03,990
‫برنارد چش شده؟

194
00:14:03,990 --> 00:14:06,620
‫آره، خیلی عجیب رفتار می‌کنه.

195
00:14:07,050 --> 00:14:09,040
‫برنارد، چی شده؟

196
00:14:10,120 --> 00:14:13,820
‫دیگو! خبر بد! پدرت توی شهر تیر خورده!

197
00:14:13,820 --> 00:14:16,000
‫چی؟ جدی می‌گی؟

198
00:14:16,000 --> 00:14:18,000
‫حتماً ارباب جوان واسه همین با عجله رفت!

199
00:14:18,310 --> 00:14:20,470
‫حالا چه خاکی سرمون بریزیم؟

200
00:14:20,470 --> 00:14:25,380
‫یه‌لحظه وایسا، من الان از شهر اومدم
‫ و همچین چیزی نشنیدم.

201
00:14:25,380 --> 00:14:27,720
‫پس منظورش چیه؟

202
00:14:29,810 --> 00:14:33,920
‫عجیبه. یه‌جوریه انگار هیپنوتیزم شده.

203
00:14:33,920 --> 00:14:37,810
‫برنارد، بیدار شو!

204
00:14:37,810 --> 00:14:39,080
‫لولیتا؟

205
00:14:39,080 --> 00:14:41,190
‫برنارد، می‌دونی چه‌خبر شده؟

206
00:14:41,510 --> 00:14:44,550
‫من... من اینجا چیکار می‌کنم؟

207
00:14:44,550 --> 00:14:45,840
‫لولیتا، چه‌خبره؟

208
00:14:45,840 --> 00:14:47,810
‫اینو خودم می‌خوام بدونم.

209
00:14:47,810 --> 00:14:51,520
‫آخرین چیزی که یادمه اینه که
‫توی مطب با دکتر آنیتا بودم.

210
00:14:52,240 --> 00:14:53,370
‫مطب؟

211
00:15:03,600 --> 00:15:05,100
‫حواستون کجاست؟

212
00:15:05,100 --> 00:15:08,280
‫مگه کجای سانتاسکو می‌خواین برین
‫که انقدر عجله دارین؟

213
00:15:08,280 --> 00:15:10,640
‫باهامون بیا! یه اتفاق عجیبی افتاده!

214
00:15:10,710 --> 00:15:12,350
‫عجیب؟ یعنی چی؟

215
00:15:12,350 --> 00:15:14,060
‫فقط زودباش سوار شو!

216
00:15:17,470 --> 00:15:19,010
‫کسی اینجا نیست.

217
00:15:19,790 --> 00:15:20,980
‫آه، اون...

218
00:15:36,040 --> 00:15:37,960
‫اوه، حالم جا اومد!

219
00:15:37,960 --> 00:15:39,950
‫دکتر، چه‌خبر شده؟

220
00:15:39,950 --> 00:15:43,260
‫اون دکتر آنیتا توزرد از آب در اومد.

221
00:15:43,260 --> 00:15:45,470
‫در واقع یه مرد بوده!

222
00:15:45,560 --> 00:15:47,430
‫چی؟ مرد؟

223
00:15:47,630 --> 00:15:51,890
‫و گفت هدفش اینه که زورو رو بکشه.

224
00:15:51,890 --> 00:15:53,210
‫زورو رو بکشه؟

225
00:15:53,210 --> 00:15:56,580
‫گفت از زورو کینه داره چون
‫ قبلاً برادرش توسطش کشته شده.

226
00:15:58,800 --> 00:15:59,770
‫امکان نداره...

227
00:16:10,400 --> 00:16:13,830
‫نکنه برادر همون آدمکشه؟

228
00:16:14,090 --> 00:16:18,490
‫به هرحال، تظاهر کرد یه دکتره
‫تا مریض‌ها رو هیپنوتیزم کنه.

229
00:16:18,490 --> 00:16:22,080
‫می‌خواسته هویت واقعی زورو رو
‫ از زیر زبون مردهای شهر بیرون بکشه.

230
00:16:22,410 --> 00:16:25,630
‫اون لبخند دلربا برای یه مرد بود؟

231
00:16:25,630 --> 00:16:28,040
‫چطور تونستم انقدر احمق باشم؟

232
00:16:28,040 --> 00:16:30,040
‫ولی چرا دنبال دیگو بود؟

233
00:16:30,040 --> 00:16:30,980
‫درسته.

234
00:16:30,980 --> 00:16:33,150
‫چرا با استفاده از برنارد دیگو رو بیرون کشید؟

235
00:16:34,960 --> 00:16:35,890
‫برنارد کجاست؟

236
00:16:41,730 --> 00:16:45,500
‫همش تقصیر منه! وقتی هیپنوتیزم بودم
‫ درمورد زورو بهش گفتم!

237
00:16:45,500 --> 00:16:48,700
‫تاکل! فیگارو! بوی دیگو رو دنبال کنید!

238
00:16:54,820 --> 00:16:55,950
‫کیه؟

239
00:16:56,230 --> 00:16:58,910
‫کریس-سان، درخواستی ازتون دارم.

240
00:16:59,510 --> 00:17:02,550
‫می‌گین من زورو اَم؟ کی اینو بهتون گفته؟

241
00:17:02,550 --> 00:17:04,320
‫منم باورم نمی‌شه.

242
00:17:04,320 --> 00:17:05,770
‫پس چرا؟

243
00:17:05,880 --> 00:17:08,630
‫وقتی از اون تپه رد بشیم می‌فهمی.

244
00:17:08,630 --> 00:17:10,300
‫پدرت هم اونجاست.

245
00:17:10,300 --> 00:17:10,970
‫چی گفتی؟

246
00:17:21,130 --> 00:17:22,060
‫پدر!

247
00:17:22,430 --> 00:17:23,770
‫پس بالأخره اومدی، زورو!

248
00:17:23,980 --> 00:17:25,340
‫تو...؟

249
00:17:25,340 --> 00:17:27,530
‫اشتباه می‌کنی! من زورو نیستم!

250
00:17:27,530 --> 00:17:28,720
‫پدرمو ول کن!

251
00:17:30,320 --> 00:17:31,200
‫دیگو...

252
00:17:31,400 --> 00:17:33,660
‫پدر، حالت خوبه؟!

253
00:17:44,810 --> 00:17:49,210
‫اسم من سارون‌ـه! برادر کوچیکتر ساباتو
‫که به دست تو کشته شد.

254
00:17:49,460 --> 00:17:50,420
‫ساباتو؟

255
00:17:50,710 --> 00:17:52,620
‫نگو که فراموشش کردی!

256
00:17:52,620 --> 00:17:54,640
‫برادر من یه نوازنده‌ی گیتار بود.

257
00:17:55,190 --> 00:17:57,100
‫آدمکش گیتارزن؟

258
00:17:57,100 --> 00:17:58,430
‫اون یارو...

259
00:17:58,430 --> 00:17:59,350
‫ولی اشتباه می‌کنی!

260
00:17:59,890 --> 00:18:02,180
‫اون مرد توسط زورو کشته نشد!

261
00:18:02,180 --> 00:18:04,470
‫کسی که کشتتش فرمانده ریموند بود!

262
00:18:04,470 --> 00:18:07,050
‫حتی ستوان گابریل هم ازش خبر داره!

263
00:18:07,050 --> 00:18:09,070
‫مسئولیتش رو گردن بقیه ننداز، زورو!

264
00:18:09,240 --> 00:18:12,280
‫من زورو نیستم! چندبار باید بهت بگم؟

265
00:18:12,370 --> 00:18:15,770
‫مرخرف نگو! مهارت هیپنوتیزم من بی‌نقصه!

266
00:18:15,770 --> 00:18:18,150
‫دروغ گفتن به من غیرممکنه!

267
00:18:18,580 --> 00:18:22,710
‫زورو! درد از دست دادن عزیزانت رو بهت نشون می‌دم!

268
00:18:24,480 --> 00:18:27,050
‫این باتلاق شنی هرچیزی رو می‌بلعه!

269
00:18:27,050 --> 00:18:31,110
‫حالا مرگ آهسته‌ی پدرت رو نشونت می‌دم.

270
00:18:31,110 --> 00:18:31,800
‫صبر کن!

271
00:18:31,870 --> 00:18:34,130
‫مطمئنی دیگو واقعاً زوروئه؟

272
00:18:34,130 --> 00:18:36,540
‫من که باورم نمی‌شه!

273
00:18:36,540 --> 00:18:40,250
‫این بی‌عرضه حاضره
‫ برای نجات جون خودش به پات بیفته!

274
00:18:40,250 --> 00:18:42,020
‫باور نمی‌کنم همچین کسی زورو باشه!

275
00:18:42,240 --> 00:18:43,730
‫هنوز باور نمی‌کنی؟

276
00:18:44,020 --> 00:18:46,940
‫اگه بکشیش و آدم اشتباهی باشه،
‫تو بد دردسری میفتیم!

277
00:18:47,280 --> 00:18:50,740
‫هاه، اینجا وسط بیابونه!
‫غیر از ما دیگه کی اینجاست؟

278
00:18:50,740 --> 00:18:53,730
‫درضمن، شکی توش ندارم. ازش مطمئنم.

279
00:18:53,730 --> 00:18:58,410
‫در واقع همینطور که من تظاهر به زن بودن کردم،
‫اونم فقط تظاهر به بزدلی می‌کنه.

280
00:19:01,520 --> 00:19:02,630
‫ستوان، اینجا رو ببینید!

281
00:19:02,630 --> 00:19:03,330
‫اون؟

282
00:19:05,990 --> 00:19:06,750
‫زورو!

283
00:19:06,780 --> 00:19:07,760
‫چی؟

284
00:19:09,350 --> 00:19:10,670
‫برو کنار!

285
00:19:10,950 --> 00:19:12,380
‫امکان نداره...

286
00:19:19,750 --> 00:19:21,220
‫طاقت بیار.

287
00:19:30,980 --> 00:19:32,660
‫حالش خوبه؟

288
00:19:32,660 --> 00:19:35,610
‫نگران نباش. فقط بیهوش شده.

289
00:19:35,610 --> 00:19:38,230
‫پدرم به این راحتی‌ها نمی‌میره.

290
00:19:38,230 --> 00:19:40,240
‫راستی، زورو کوچولو، اون زورو کیه؟

291
00:19:40,380 --> 00:19:42,880
‫وقتی بادقت ببینیش می‌فهمی.

292
00:19:58,910 --> 00:20:02,460
‫موفق شدم! زورو رو کشتم!

293
00:20:07,300 --> 00:20:09,520
‫عوضی، تو باید مرده باشی!

294
00:20:10,980 --> 00:20:12,250
‫من نامیرام.

295
00:20:17,020 --> 00:20:20,160
‫ای بابا، کریس حتماً عصبانی می‌شه.

296
00:20:22,530 --> 00:20:25,330
‫نامیرا کجا بود؟
‫از چه سحر و جادویی استفاده کردی؟

297
00:20:30,040 --> 00:20:32,740
‫این‌بار مطمئن می‌شم سرتو از تنت جدا کنم!

298
00:20:32,740 --> 00:20:33,670
‫بمیر!

299
00:20:40,710 --> 00:20:47,290
‫با اینکه به‌خاطر مرگ برادرت دنبال
‫ انتقام از منی، من قصد کشتنت رو ندارم.

300
00:20:47,290 --> 00:20:52,140
‫به شهر برگرد و به همه بگو
‫ توسط ستوان گابریل اجیر شده بودی.

301
00:20:52,140 --> 00:20:53,650
‫همچین اتفاقی نمیفته، زورو!

302
00:20:53,950 --> 00:20:55,900
‫تو حالا و همینجا می‌میری!

303
00:21:12,280 --> 00:21:13,810
‫بگیرش!

304
00:21:14,700 --> 00:21:16,060
‫خفه شو!

305
00:21:16,060 --> 00:21:19,660
‫ترجیح می‌دم بمیرم تا اینکه از تو کمک بگیرم!

306
00:21:23,670 --> 00:21:24,600
‫احمق...

307
00:21:28,510 --> 00:21:31,170
‫چه غلطی می‌کنین؟ برین دنبالش!

308
00:21:31,170 --> 00:21:32,190
‫چشم!

309
00:21:34,150 --> 00:21:37,360
‫ستوان! فهمیدی من زورو نبودم؟!

310
00:21:41,440 --> 00:21:46,330
‫لعنتی! یه‌روزی تقاصشو پس می‌دی، زورو!

311
00:21:46,350 --> 00:21:58,350
« ارائه شده توسط وبسایت آوا مووی »
[ AvaMovie.in ]
