1
00:00:00,020 --> 00:00:08,020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:08,900 --> 00:00:10,470
‫چه حس خوبی داره!

3
00:00:10,470 --> 00:00:12,610
‫دیدی؟ گفتم که بهت خوش می‌گذره.

4
00:00:12,610 --> 00:00:15,820
‫گهگاهی بد نیست آدم یه‌جای خلوت
‫ بشینه استراحت کنه.

5
00:00:16,700 --> 00:00:18,330
‫تو که همیشه همین‌کارو می‌کنی.

6
00:00:18,890 --> 00:00:21,560
‫توی اون جنگل صخره عجیبی هستا.

7
00:00:26,090 --> 00:00:28,440
‫بهتره نزدیک اون جنگل نشی.

8
00:00:28,440 --> 00:00:29,150
‫چرا؟

9
00:00:29,150 --> 00:00:32,490
‫نمی‌دونی؟ اون جنگل خون‌آشام‌هاست.

10
00:00:32,490 --> 00:00:33,930
‫اونجا؟

11
00:00:33,930 --> 00:00:34,780
‫درسته...

12
00:00:34,780 --> 00:00:39,790
‫می‌گن خون‌آشام‌ها برای هزاران ساله اونجا زندگی می‌کنن
‫ و اگه بری اونجا دیگه برنمی‌گردی.

13
00:00:39,790 --> 00:00:41,220
‫عجب، چه ترسناک.

14
00:00:41,220 --> 00:00:44,080
‫ولی خون‌آشام‌ها واقعاً وجود دارن؟

15
00:00:44,080 --> 00:00:45,210
‫چمیدونم.

16
00:00:45,210 --> 00:00:46,250
‫معلومه که وجود دارن!

17
00:00:46,250 --> 00:00:49,320
‫برای همینه که هیچ‌کس توی اون جنگل نمی‌ره!

18
00:00:49,820 --> 00:00:52,660
‫می‌گم، دیگو،
‫ بیا یه ماجراجویی هیجان‌انگیز بریم.

19
00:00:52,660 --> 00:00:53,710
‫ماجراجویی؟

20
00:00:53,710 --> 00:00:56,270
‫چی داری می‌گی؟! اونجا پر از خون‌آشامه.

21
00:00:56,540 --> 00:00:59,610
‫دقیقاً واسه همینه.
‫می‌خوام ببینم واقعی هستن یا نه.

22
00:01:00,000 --> 00:01:02,170
‫هی، دیگو. بیا بریم دیگه.

23
00:01:02,170 --> 00:01:05,710
‫بیخیالش شو. بهتره پا رو دُم شیر نذاریم.

24
00:01:08,260 --> 00:01:15,350
‫افسانه جنگل الهی

25
00:01:26,670 --> 00:01:28,360
‫آهای، چه‌خبرته؟!

26
00:01:30,970 --> 00:01:35,050
‫دیگو، انقدر اونجا لَم نده و بیا توی آب دیگه!

27
00:01:35,050 --> 00:01:36,700
‫خیلی حس خوبی داره ها.

28
00:01:36,920 --> 00:01:41,660
‫همینجا زیر نور خورشید برام بهترین چیزه!

29
00:01:41,660 --> 00:01:44,600
‫ای بابا، خیلی تنبلی.

30
00:01:44,600 --> 00:01:46,110
‫اوه؟ برنارد کجاست؟

31
00:01:46,110 --> 00:01:48,640
‫آره راستی... یه‌مدته ندیدمش.

32
00:01:50,590 --> 00:01:51,850
‫فیگاروـه.

33
00:01:53,040 --> 00:01:55,760
‫فیگارو، چی شده؟ مشکلی پیش اومده؟

34
00:01:59,760 --> 00:02:02,120
‫شاید اتفاقی برای برنارد افتاده.

35
00:02:14,940 --> 00:02:16,390
‫جنگل خون‌آشام‌ها...

36
00:02:16,390 --> 00:02:19,050
‫به برنارد گفته بودم نزدیک اونجا نشه.

37
00:02:22,410 --> 00:02:23,820
‫حالا چیکار کنیم؟

38
00:02:23,820 --> 00:02:25,770
‫چاره‌ای نداریم. باید بریم اونجا.

39
00:02:25,770 --> 00:02:26,520
‫ولی...

40
00:02:26,520 --> 00:02:28,500
‫می‌ترسی؟ پس می‌خوای همینجا بمون.

41
00:02:28,500 --> 00:02:30,200
‫نه، مشکلی نیست. میام!

42
00:02:40,860 --> 00:02:42,160
‫چه جو عجیبی...

43
00:02:42,160 --> 00:02:44,160
‫اون پسره واسه خودش کجا رفته؟

44
00:03:06,330 --> 00:03:09,270
‫چه قشنگ. به‌طرز باورنکردنی‌ای قشنگه.

45
00:03:09,270 --> 00:03:11,240
‫نمی‌دونستم همچین مکانی اینجا...

46
00:03:14,060 --> 00:03:16,030
‫دیگو! اینجا!

47
00:03:16,980 --> 00:03:18,210
‫چی شده؟

48
00:03:18,210 --> 00:03:20,260
‫لیز خوردم افتادم پایین.

49
00:03:20,260 --> 00:03:23,120
‫مگه نگفتم اومدن تو این جنگل خطرناکه؟

50
00:03:23,870 --> 00:03:25,290
‫شرمنده...

51
00:03:25,290 --> 00:03:29,020
‫حالا هرچی، بیاین قبل از اینکه
‫ خون‌آشام‌ها بیرون بیان بریم.

52
00:03:29,020 --> 00:03:31,580
‫چاره چیه؟ کولت می‌کنم.

53
00:03:33,000 --> 00:03:34,300
‫خون‌آشام‌ها...؟!

54
00:03:46,810 --> 00:03:49,520
‫نگران نباشید. بهتون حمله نمی‌کنم.

55
00:03:49,520 --> 00:03:50,660
‫تو کی هستی؟

56
00:03:50,660 --> 00:03:52,980
‫ولف، ساکن این جنگل.

57
00:03:52,980 --> 00:03:54,070
‫ساکن؟

58
00:03:54,170 --> 00:03:56,380
‫ها؟ پس خون‌آشام‌ها چی؟

59
00:04:00,200 --> 00:04:01,990
‫پسرک، قراره یه‌کم درد داشته باشه.

60
00:04:01,990 --> 00:04:02,960
‫آخ!

61
00:04:14,160 --> 00:04:17,750
‫دیگه نباید مشکلی باشه.
‫از فردا می‌تونی روی پاهات راه بری.

62
00:04:17,750 --> 00:04:21,490
‫ولف-سان، منظورتون چیه که ساکن اینجایید؟

63
00:04:21,490 --> 00:04:23,200
‫خون‌آشام‌ها توی این جنگل زندگی می‌کنن.

64
00:04:24,030 --> 00:04:25,110
‫درسته...

65
00:04:25,420 --> 00:04:27,830
‫ولی اینجا قلمرو الهی‌ـه.

66
00:04:27,830 --> 00:04:29,540
‫قلمرو الهی؟

67
00:04:29,600 --> 00:04:32,900
‫بله، اینجا برای ما قلمرو الهی‌ـه،

68
00:04:32,900 --> 00:04:35,220
‫و برای شما جنگل خون‌آشام‌ها محسوب می‌شه.

69
00:04:35,220 --> 00:04:36,520
‫منظورت چیه؟

70
00:04:36,520 --> 00:04:39,850
‫منظورم اینه که شما حق ورود به اینجا رو ندارید.

71
00:04:41,360 --> 00:04:42,900
‫پس نکنه تو...؟

72
00:04:44,710 --> 00:04:46,690
‫راه خروج از جنگل رو نشونتون می‌دم.

73
00:04:46,690 --> 00:04:48,660
‫نباید بیشتر از این اینجا بمونید.

74
00:04:57,390 --> 00:04:59,220
‫ازتون می‌خوام یه قول بهم بدید.

75
00:04:59,220 --> 00:05:02,500
‫به هیچ‌کس نگید که منو دیدید.

76
00:05:02,500 --> 00:05:04,070
‫وگرنه اتفاق‌های بدی میفته.

77
00:05:04,070 --> 00:05:06,300
‫متوجه شدیم. قول می‌دیم.

78
00:05:06,300 --> 00:05:08,340
‫ولی لطفاً بهمون بگید...

79
00:05:08,340 --> 00:05:12,740
‫شما از نوادگان کسایی هستید که
‫سال‌های دور اینجا زندگی می‌کردن؟

80
00:05:14,630 --> 00:05:18,360
‫از قوانین ماست که با افراد خارجی صحبت نکنیم.

81
00:05:18,360 --> 00:05:21,570
‫ولی من می‌خواستم این بچه رو نجات بدم.

82
00:05:21,570 --> 00:05:23,910
‫برای همین قانون رو شکستم.

83
00:05:23,910 --> 00:05:26,420
‫نذارید قوانین بیشتری رو بشکنم.

84
00:05:26,420 --> 00:05:29,880
‫ازتون می‌خوام هرچیزی
‫ در این جنگل دیدید رو فراموش کنید.

85
00:05:30,450 --> 00:05:34,640
‫وگرنه اگه دوباره باهم روبرو بشیم،
‫اتفاق‌های ناگواری رخ می‌ده.

86
00:05:36,980 --> 00:05:37,980
‫ولف-سان...؟

87
00:05:41,070 --> 00:05:42,840
‫دیگو، منظورت چی بود؟

88
00:05:42,840 --> 00:05:45,670
‫چه کسایی سال‌های دور اینجا زندگی می‌کردن؟

89
00:05:45,670 --> 00:05:49,840
‫قبل از اینکه اسپانیا اینجا رو کشف کنه،
‫ یه‌سری افراد اینجا زندگی می‌کردن.

90
00:05:49,840 --> 00:05:53,210
‫سال‌های خیلی دور،
‫ قبل از اینکه من و تو به‌دنیا بیایم،

91
00:05:53,210 --> 00:05:57,160
‫ارتش اسپانیا اون‌ها رو از این سرزمین طرد کرد.

92
00:05:57,160 --> 00:06:00,380
‫پس یعنی هنوزم توی این جنگل زندگی می‌کنن؟

93
00:06:00,670 --> 00:06:03,380
‫ولی چرا اسمشو جنگل خون‌آشام‌ها گذاشتن؟

94
00:06:03,420 --> 00:06:05,570
‫اون بهش گفت قلمرو الهی...

95
00:06:06,940 --> 00:06:12,360
‫شاید این افسانه رو ساختن
‫ تا کسی نتونه به جنگل نفوذ کنه.

96
00:06:12,360 --> 00:06:17,680
‫پس این داستان خون‌آشام‌ها رو درست کردن
‫ تا ما رو بترسونن و از جنگل دور کنن.

97
00:06:17,680 --> 00:06:20,320
‫به‌نظرم بهتره قول‌مون رو نگه داریم و ساکت بمونیم.

98
00:06:20,320 --> 00:06:21,360
‫راست می‌گی.

99
00:06:24,750 --> 00:06:28,200
‫چی؟! می‌خواید وارد جنگل خون‌آشام‌ها بشیم؟!

100
00:06:28,200 --> 00:06:29,090
‫درسته.

101
00:06:29,090 --> 00:06:34,680
‫فردا صبح، آقای اینیوشی از شرکت هند جنوبی
‫برای تحقیقات اون جنگل می‌ره.

102
00:06:34,680 --> 00:06:36,940
‫و تو سردسته نگهبان‌ها خواهی بود.

103
00:06:37,170 --> 00:06:39,030
‫ولی ستوان، اون جنگل...

104
00:06:39,030 --> 00:06:40,290
‫این یه دستوره!

105
00:06:40,290 --> 00:06:42,690
‫فقط به حرف‌های آقای اینیوشی گوش بده.

106
00:06:46,370 --> 00:06:49,030
‫گروهبان، هشت صبح راه میفتیم.

107
00:06:49,030 --> 00:06:51,550
‫مطمئن شو نگهبان‌ها برای اون زمان آماده باشن.

108
00:06:52,500 --> 00:06:54,580
‫یه سؤالی ازتون داشتم.

109
00:06:54,580 --> 00:06:56,830
‫برای چه‌جور تحقیقاتی به جنگل می‌رید؟

110
00:06:56,830 --> 00:07:01,260
‫قصد داریم تأسیسات توریستی
‫ توی اون جنگل ایجاد کنیم.

111
00:07:01,260 --> 00:07:05,150
‫نگران نباش. چیزی به اسم خون‌آشام وجود نداره.

112
00:07:05,150 --> 00:07:07,620
‫حتماً با خرس یا گرگ اشتباهش گرفتن.

113
00:07:08,180 --> 00:07:10,620
‫خرس یا گرگ؟

114
00:07:10,830 --> 00:07:11,600
‫درسته.

115
00:07:11,600 --> 00:07:16,290
‫وظیفه شما اینه که ازمون
‫ در مقابل حیوانات وحشی محافظت کنید.

116
00:07:16,290 --> 00:07:18,290
‫کاپیتان، روت حساب کردم!

117
00:07:20,380 --> 00:07:24,190
‫خوشحالم به مقام کاپیتان ترفیع گرفتم، ولی خب...

118
00:07:40,390 --> 00:07:43,640
‫برای اولین‌بار مقام کاپیتان رو گرفتم...

119
00:07:43,640 --> 00:07:45,370
‫ولی این مأموریت...

120
00:07:52,130 --> 00:07:56,560
‫واقعاً بهتره برگردیم! اینجا خیلی خطرناکه!

121
00:07:56,560 --> 00:08:00,270
‫چی داری می‌گی؟
‫ اینطوری می‌خوای ازم محافظت کنی؟

122
00:08:00,270 --> 00:08:04,200
‫ولی اینیوشی-سان، مطمئنم اینجا خون‌آشام داره.

123
00:08:04,200 --> 00:08:05,880
‫بازم شروع کردی؟

124
00:08:05,880 --> 00:08:10,490
‫چندبار باید بهت بگم که اون هیولاها وجود ندارن!

125
00:08:10,550 --> 00:08:13,260
‫شاید شما اینطوری فکر نکنید...

126
00:08:13,260 --> 00:08:16,280
‫ولی بقیه حس‌شون شبیه منه...

127
00:08:16,280 --> 00:08:17,590
‫آخه ببینیدشون.

128
00:08:20,520 --> 00:08:22,650
‫همه‌تون یه‌مشت کودن بی‌مصرفین!

129
00:08:23,100 --> 00:08:27,320
‫بی‌عرضه‌ها! اون شمشیرها رو چرا کنارتون دارین؟

130
00:08:27,320 --> 00:08:30,300
‫نمی‌تونیم برگردیم!
‫باید کامل این منطقه رو بررسی کنیم!

131
00:08:30,300 --> 00:08:32,100
‫همین الان برگردین سر پست‌هاتون!

132
00:08:40,670 --> 00:08:41,670
‫کی بود؟

133
00:08:41,970 --> 00:08:42,630
‫چی شده؟!

134
00:08:44,230 --> 00:08:46,170
‫همین الان از اینجا دور شید!

135
00:08:46,170 --> 00:08:49,570
‫وگرنه خون‌تون رو تا حد مرگ می‌مکیم!

136
00:08:50,250 --> 00:08:51,680
‫خون‌آشام‌ها!

137
00:09:02,770 --> 00:09:04,130
‫باید فرار کنیم!

138
00:09:04,130 --> 00:09:05,660
‫سرجات وایسا، گروهبان!

139
00:09:08,190 --> 00:09:10,600
‫اینیوشی-سان، اگه بیشتر وایسیم کشته می‌شیم!

140
00:09:30,720 --> 00:09:33,250
‫عه. پس همچین اتفاقی افتاد.

141
00:09:35,740 --> 00:09:37,620
‫واقعاً خیلی ترسناک بود...

142
00:09:37,620 --> 00:09:43,550
‫دسته خون‌آشام‌ها یهو بهمون تیراندازی کردن،
‫تعجب کردم که هیچ‌کدوم‌مون صدمه ندید.

143
00:09:43,650 --> 00:09:45,790
‫دسته خون‌آشام‌ها...؟

144
00:09:46,860 --> 00:09:52,030
‫حتی اگه دستور خود فرمانده هم باشه
‫ دیگه پامو تو اون جنگل نمی‌ذارم.

145
00:09:52,030 --> 00:09:54,250
‫شما هم باید مراقب باشین.

146
00:09:54,250 --> 00:09:56,420
‫اونجا واقعاً خون‌آشام هست...

147
00:09:56,420 --> 00:09:57,830
‫باشه، حواسمون هست!

148
00:09:59,130 --> 00:10:00,830
‫جدی می‌گما!

149
00:10:00,900 --> 00:10:04,460
‫انگار ولف-سان سربازها رو خوب گول زده.

150
00:10:04,460 --> 00:10:08,300
‫درسته، ولی به این سادگی‌ها هم نیست.

151
00:10:08,300 --> 00:10:09,350
‫چرا؟

152
00:10:09,350 --> 00:10:11,280
‫دیگه جرئت برگشتن به جنگل رو ندارن.

153
00:10:12,500 --> 00:10:15,690
‫گوش کن. مشکل اصلی شرکت هند جنوبی‌ـه.

154
00:10:16,180 --> 00:10:19,030
‫به این راحتی بیخیال جنگل نمی‌شن.

155
00:10:19,220 --> 00:10:23,200
‫معلومه که می‌شن.
‫ بالأخره دسته خون‌آشام رو اونجا دیدن.

156
00:10:42,590 --> 00:10:44,750
‫چی شده؟ جریان چیه؟

157
00:10:44,750 --> 00:10:47,200
‫دارن می‌رن با خون‌آشام‌ها بجنگن.

158
00:10:47,200 --> 00:10:48,730
‫با خون‌آشام‌ها بجنگن؟

159
00:10:48,730 --> 00:10:51,340
‫آره، توی جنگل خون‌آشام‌ها.

160
00:10:51,340 --> 00:10:53,380
‫واقعاً که ارتش عقلشو از دست داده.

161
00:10:58,850 --> 00:11:01,090
‫چی گفتی؟ خدایی؟

162
00:11:03,820 --> 00:11:05,670
‫باید زودتر بریم ولف-سان رو خبر کنیم!

163
00:11:06,570 --> 00:11:09,010
‫وایسا، لولیتا، برای تو خیلی خطرناکه.

164
00:11:09,010 --> 00:11:10,270
‫فقط من و برنارد می‌ریم.

165
00:11:10,270 --> 00:11:11,480
‫ولی...

166
00:11:11,480 --> 00:11:13,220
‫نگران نباش.

167
00:11:13,220 --> 00:11:15,340
‫خودمون بهشون خبر می‌دیم.

168
00:11:15,340 --> 00:11:17,070
‫برنارد، بیا بریم!

169
00:11:17,070 --> 00:11:17,570
‫باشه.

170
00:11:32,090 --> 00:11:34,550
‫حتی اگه پیداشون بشه،
‫چیزی برای ترسیدن نیست!

171
00:11:34,880 --> 00:11:38,310
‫فقط یه‌مشت انسان با سلاح‌های قدیمی‌ان.

172
00:11:41,820 --> 00:11:44,640
‫ابله‌هایی که هراسی ندارید،

173
00:11:44,640 --> 00:11:49,230
‫اگه از جنگل خارج نشید،
‫تا آخرین نفس خون‌تون رو خواهیم مکید!

174
00:11:49,230 --> 00:11:51,500
‫همین الان از اینجا برید!

175
00:11:51,500 --> 00:11:52,810
‫خون‌آشام‌ها؟

176
00:11:52,810 --> 00:11:53,700
‫احمق!

177
00:11:53,700 --> 00:11:54,690
‫اونجان!

178
00:11:56,960 --> 00:11:57,710
‫اونا...

179
00:11:58,180 --> 00:11:59,800
‫تفنگ‌دارها بیان جلو!

180
00:12:00,870 --> 00:12:02,370
‫شلیک کنین! شلیک!

181
00:12:07,530 --> 00:12:08,090
‫طاقت بیار!

182
00:12:09,750 --> 00:12:11,110
‫دارن فرار می‌کنن!

183
00:12:11,110 --> 00:12:12,400
‫هوی! برین دنبال‌شون!

184
00:12:18,180 --> 00:12:20,300
‫زورو کوچولو، پشت درّه هستن.

185
00:12:20,300 --> 00:12:21,130
‫هوم.

186
00:12:33,080 --> 00:12:34,550
‫پیداشون کردم! اونجان!

187
00:12:34,550 --> 00:12:35,630
‫به اون روستا حمله کنید!

188
00:12:40,500 --> 00:12:42,910
‫گروهبان، زودباش توپ‌ها رو بیار!

189
00:12:42,910 --> 00:12:45,940
‫راستش، مسیر رفت‌وآمد ناهمواره.

190
00:12:45,940 --> 00:12:47,770
‫همین الان بیارشون اینجا!

191
00:12:47,770 --> 00:12:48,480
‫اطاعت!

192
00:12:58,280 --> 00:13:00,300
‫صبر کنین، ما طرف شما هستیم!

193
00:13:00,660 --> 00:13:01,760
‫چی گفتی؟

194
00:13:01,760 --> 00:13:03,010
‫اسم من زوروـه.

195
00:13:03,010 --> 00:13:05,010
‫منم زورو کوچولو هستم!

196
00:13:05,110 --> 00:13:07,830
‫ما اینجا اومدیم تا کمک‌تون کنیم!

197
00:13:12,390 --> 00:13:13,780
‫نیازی به کمک نداریم.

198
00:13:13,780 --> 00:13:18,010
‫نمی‌دونیم شما کی هستین،
‫ ولی نیازی به کمک‌تون نداریم.

199
00:13:18,010 --> 00:13:19,650
‫فوراً از اینجا برید.

200
00:13:19,650 --> 00:13:20,750
‫چی گفتید؟

201
00:13:20,750 --> 00:13:24,370
‫پیرمرد، یعنی حرفمونو باور نمی‌کنی؟

202
00:13:24,720 --> 00:13:26,050
‫منظورم این نیست.

203
00:13:26,430 --> 00:13:29,970
‫از چشمان‌تون مشخصه که آدمای خوبی هستید.

204
00:13:29,970 --> 00:13:34,790
‫ولی وظیفه ماست که
‫ از این قلمرو الهی محافظت کنیم.

205
00:13:35,560 --> 00:13:38,090
‫و این مسئله به شما مربوط نمی‌شه.

206
00:13:38,090 --> 00:13:39,400
‫ولی...

207
00:13:56,180 --> 00:13:57,530
‫ولف!

208
00:13:57,530 --> 00:14:00,160
‫خوبه! حالا به جلو پیش برین!

209
00:14:14,520 --> 00:14:17,030
‫زورو! تو اینجا چیکار می‌کنی؟

210
00:14:26,300 --> 00:14:29,600
‫ستوان! دیگه نمی‌تونیم توپ شلیک کنیم!

211
00:14:29,600 --> 00:14:30,230
‫چی؟

212
00:14:34,240 --> 00:14:37,630
‫نه، عقب‌نشینی! عقب‌نشینی کنین!

213
00:14:47,410 --> 00:14:48,990
‫ولف-سان، حالت خوبه؟

214
00:14:50,710 --> 00:14:54,100
‫چطوری اسم منو می‌دونی؟

215
00:14:54,100 --> 00:14:57,580
‫که اینطور، پس همون آدما هستین...

216
00:14:57,580 --> 00:14:59,350
‫لطفاً دووم بیارید!

217
00:14:59,350 --> 00:15:00,580
‫عزیزم!

218
00:15:01,210 --> 00:15:02,580
‫ولف...

219
00:15:03,940 --> 00:15:06,870
‫عزیزم، گریه نکن.

220
00:15:06,870 --> 00:15:09,810
‫خداوند داره منو فرا می‌خونه.

221
00:15:09,840 --> 00:15:11,830
‫چی داری می‌گی، ولف-سان؟

222
00:15:11,830 --> 00:15:13,230
‫یه‌کم دیگه دووم بیار!

223
00:15:18,540 --> 00:15:20,790
‫ظاهراً اشتباه متوجه شدم.

224
00:15:20,790 --> 00:15:24,320
‫ممکنه شما جنگجویانی باشید
‫که از طرف خداوند فرستاده شدن.

225
00:15:25,250 --> 00:15:27,280
‫در کنار ما می‌جنگید؟

226
00:15:27,280 --> 00:15:30,030
‫بله، ولی اینجا امن نیست.

227
00:15:30,030 --> 00:15:34,670
‫فکر می‌کنم بهتره به مکان امن‌تری نقل‌مکان کنید.

228
00:15:36,520 --> 00:15:38,100
‫نمی‌تونیم.

229
00:15:38,100 --> 00:15:41,670
‫وظیفه ماست که از این جنگل
‫ مقابل تمام خطرات محافظت کنیم.

230
00:15:41,670 --> 00:15:42,890
‫چرا؟

231
00:15:42,890 --> 00:15:44,780
‫اونا به‌زودی برمی‌گردن!

232
00:15:44,780 --> 00:15:46,840
‫درسته، مقابل توپ‌ها که نمی‌شه جنگید!

233
00:15:49,200 --> 00:15:51,370
‫خداوند این جنگل رو ساخته.

234
00:15:51,370 --> 00:15:56,730
‫اگه این جنگل نابود بشه، سرنوشت ما هم نابودیه.

235
00:15:56,730 --> 00:15:59,620
‫این سرنوشت به زندگی بچه‌هاتون اولویت داره؟

236
00:16:05,670 --> 00:16:07,340
‫یه داستان قدیمی بهتون می‌گم...

237
00:16:07,700 --> 00:16:13,700
‫روزی روزگاری، دخترِ خداوند
‫ عاشق پسری از قبیله‌ی ما شد.

238
00:16:13,700 --> 00:16:16,300
‫وقتی بقیه ازش مطلع شدن،

239
00:16:16,300 --> 00:16:19,180
‫اینجا رو به سوی بیابون ترک کردن.

240
00:16:19,180 --> 00:16:22,010
‫با وجود مخالفت دیگران، عاشق همدیگه بودن.

241
00:16:22,460 --> 00:16:28,950
‫با وجود زندگی سختی که داشتن،
‫فرزندی به‌دنیا آوردن.

242
00:16:28,950 --> 00:16:32,910
‫هر آب و غذایی که داشتن رو به فرزندشون دادن.

243
00:16:32,910 --> 00:16:35,330
‫ولی چیزی برای خودشون نمونده بود.

244
00:16:35,330 --> 00:16:41,010
‫بعد از مدتی ضعیف شدن
‫و با مرگ‌شون، فرزند رو تنها گذاشتن.

245
00:16:46,720 --> 00:16:50,610
‫خداوند برای محافظت از اون بچه،

246
00:16:50,610 --> 00:16:55,370
‫این جنگل رو در میان بیابون ساخت.

247
00:16:57,010 --> 00:16:58,460
‫حالا متوجه شدین؟

248
00:16:58,460 --> 00:17:05,500
‫در بین این بیابون برهوت، این مکانی که
‫خداوند بهمون داده، تنها جاییه که قادر به زندگی هستیم.

249
00:17:05,880 --> 00:17:07,290
‫متوجه شدم...

250
00:17:07,290 --> 00:17:11,640
‫این جنگل تنها مکانیه که
‫ برای قبیله شما ارزش زندگی داره، درسته؟

251
00:17:11,640 --> 00:17:13,240
‫همینطوره.

252
00:17:13,240 --> 00:17:15,560
‫پس ازتون نمی‌خوام این جنگل رو ترک کنید.

253
00:17:15,560 --> 00:17:20,480
‫ولی توی جنگل جایی نیست که روستایی‌ها
‫بتونن تا پایان جنگ توش مخفی بشن؟

254
00:17:20,840 --> 00:17:22,070
‫بی‌فایده‌ست.

255
00:17:22,070 --> 00:17:28,180
‫اگه با فرار ما، این جنگل نابود بشه،
‫ما هم در کنارش می‌میریم.

256
00:17:29,000 --> 00:17:31,070
‫پس نمی‌تونیم بی‌دفاع بذاریمش.

257
00:17:31,070 --> 00:17:35,490
‫حتماً یه راهی هست.
‫باید هرطور شده از بچه‌ها محافظت کنیم.

258
00:17:35,490 --> 00:17:36,430
‫عزیزم!

259
00:17:42,560 --> 00:17:44,860
‫وقت زیادی برای من نمونده...

260
00:17:44,860 --> 00:17:50,900
‫اگه از این جنگل محافظت نکنیم،
‫قبیله‌مون نابود خواهد شد.

261
00:17:50,900 --> 00:17:56,140
‫از... از این جنگل محافظت کنید...

262
00:17:56,140 --> 00:17:57,430
‫عـ ـ عزیزم!

263
00:17:57,430 --> 00:17:58,340
‫ولف-سان!

264
00:18:00,520 --> 00:18:03,850
‫ای باد، روح ولف را با خود ببر!

265
00:18:04,200 --> 00:18:08,320
‫ای درختان، اراده‌ی ولف را به آسمان برسانید!

266
00:18:08,420 --> 00:18:12,200
‫ای آبشار، سرزمین‌مان را آباد کن!

267
00:18:12,200 --> 00:18:16,100
‫ای امواج، زندگی‌های جدیدی به ما ببخشید!

268
00:18:19,160 --> 00:18:20,530
‫کدخدا!

269
00:18:20,530 --> 00:18:23,330
‫اونا... اونا دارن میان!

270
00:18:24,010 --> 00:18:26,080
‫نباید قربانی دیگه‌ای به‌جا بذاریم!

271
00:18:26,080 --> 00:18:27,900
‫باید سریعتر برید یه جای امن!

272
00:18:27,900 --> 00:18:29,000
‫متوجه شدم...

273
00:18:29,000 --> 00:18:33,230
‫حق با توئه. زن و بچه‌ها
‫ توی غار الهی مخفی می‌شن.

274
00:18:33,230 --> 00:18:35,340
‫خوبه. حالا عجله کنید.

275
00:18:38,970 --> 00:18:41,640
‫اون زورو این‌بار دیگه نمی‌تونه دخالت کنه.

276
00:18:42,520 --> 00:18:43,810
‫شلیک کنید!

277
00:18:46,720 --> 00:18:48,250
‫توپ رو شلیک کنید!

278
00:18:55,710 --> 00:18:59,250
‫نمی‌بخشمتون! زورو هیچ‌وقت
‫ این اعمال پلیدتون رو نمی‌بخشه!

279
00:19:04,240 --> 00:19:05,250
‫زورو کوچولو!

280
00:19:05,250 --> 00:19:06,150
‫فهمیدم!

281
00:19:17,050 --> 00:19:18,910
‫از یه سوراخ دوبار گزیده نمی‌شم!

282
00:19:27,960 --> 00:19:31,170
‫ستوان گابریل، اینجا جنگل الهی‌ـه!

283
00:19:31,170 --> 00:19:33,740
‫اگه بهش اهانت کنید، تاوان سنگینی می‌دید!

284
00:19:34,260 --> 00:19:35,670
‫خنده‌م ننداز.

285
00:19:35,670 --> 00:19:38,420
‫پس این مجازات الهی رو نشونم بده ببینم!

286
00:19:41,900 --> 00:19:43,950
‫اونجان! اون بالا رو هدف بگیرین!

287
00:19:44,010 --> 00:19:44,890
‫بس کنین!

288
00:19:45,620 --> 00:19:47,670
‫اونا همه زن و بچه‌های بی‌گناهن.

289
00:19:48,040 --> 00:19:49,520
‫خودم روشنش می‌کنم!

290
00:19:52,990 --> 00:19:54,320
‫دست نگه دار!

291
00:20:06,300 --> 00:20:08,390
‫لعنتی، سریع دوباره پُرش کنین!

292
00:20:09,810 --> 00:20:11,870
‫ز ـ زمین‌لرزه!

293
00:20:58,460 --> 00:21:00,740
‫کدخدا، اون دو نفر...

294
00:21:04,340 --> 00:21:06,740
‫واقعاً توسط خداوند فرستاده شده بودن.

295
00:21:11,240 --> 00:21:13,990
‫واقعاً اون زمین‌لرزه کار خدا بوده؟

296
00:21:13,990 --> 00:21:16,690
‫شاید به دعاهای اون روستایی‌ها گوش داده.

297
00:21:16,690 --> 00:21:18,340
‫راست می‌گی. مطمئنم.

298
00:21:19,350 --> 00:21:23,890
‫خبر رو شنیدین؟ شرکت هند جنوبی
‫ بیخیال تصرف جنگل شده.

299
00:21:23,890 --> 00:21:26,140
‫واقعاً؟ خیلی خوبه پس.

300
00:21:26,140 --> 00:21:28,980
‫انگار اونا هم نمی‌تونن با خشم خدا بجنگن.

301
00:21:28,980 --> 00:21:31,850
‫وقتی اونجا بودین مبارزه‌ی زورو رو ندیدین؟

302
00:21:31,960 --> 00:21:34,310
‫درست قبل اومدنش برگشتیم.

303
00:21:34,310 --> 00:21:37,480
‫می‌دونستم، هیچ کمکی بهش نکردین.

304
00:21:37,480 --> 00:21:42,030
‫تا وقتی زورو برای محافظت ازمون باشه،
‫لازم نیست نگران هیچ چیزی باشیم.

305
00:21:42,820 --> 00:21:45,490
‫می‌گن زورو تا ابد از اون جنگل محافظت می‌کنه.

306
00:21:45,490 --> 00:21:47,580
‫واقعاً فوق‌العاده‌ست.

307
00:21:47,600 --> 00:21:57,600
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
