1
00:00:00,020 --> 00:00:10,020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:15,010 --> 00:00:16,990
‫اینجان! سریع ببریدشون بیرون!

3
00:00:29,070 --> 00:00:30,040
‫ستوان!

4
00:00:30,910 --> 00:00:34,140
‫کل انبار گندم رو غارت کردن!

5
00:00:34,670 --> 00:00:37,210
‫زورو کم بود، این راهزن‌ها هم اضافه شدن.

6
00:00:38,500 --> 00:00:41,080
‫لعنتی، دیگه تحملشو ندارم!

7
00:00:46,990 --> 00:00:53,990
‫شورش گابریل

8
00:01:11,530 --> 00:01:14,450
‫گندم‌هامون... برگشته.

9
00:01:15,220 --> 00:01:16,660
‫عالیه!

10
00:01:16,660 --> 00:01:18,700
‫دیگه از گشنگی نمی‌میریم!

11
00:01:33,480 --> 00:01:35,870
‫آهای! کاساس!

12
00:01:37,260 --> 00:01:38,660
‫سلام، برنارد.

13
00:01:38,660 --> 00:01:40,020
‫بذارین منم باهاتون بیام.

14
00:01:40,020 --> 00:01:40,660
‫باشه.

15
00:01:41,370 --> 00:01:43,460
‫راستی، این قیافه...

16
00:01:43,940 --> 00:01:45,660
‫آره، شبیه راهزن‌ها شدید!

17
00:01:46,440 --> 00:01:50,920
‫برنارد، یعنی درمورد شایعات
‫ببرهای طلایی چیزی نشنیدی؟

18
00:01:50,920 --> 00:01:52,760
‫ببرهای طلایی؟

19
00:01:52,760 --> 00:01:58,100
‫درسته، اونا راهزن‌هایی هستن که
‫ گندم‌های مردم رو از ارتش پس گرفتن.

20
00:02:04,720 --> 00:02:08,990
‫با اینکه کسی نمی‌دونه دقیقاً کی هستن...

21
00:02:08,990 --> 00:02:12,330
‫ولی با ارتش مبارزه می‌کنن و مردم رو نجات می‌دن.

22
00:02:14,340 --> 00:02:16,490
‫عـــه! درست مثل زورو.

23
00:02:16,760 --> 00:02:18,580
‫دیگه زمان زورو گذشته.

24
00:02:18,580 --> 00:02:20,770
‫الان عصر ببرهای طلایی‌ـه.

25
00:02:20,770 --> 00:02:24,190
‫چی می‌گی؟ مگه خودت طرفدار زورو نبودی؟

26
00:02:24,190 --> 00:02:27,040
‫زورو که تنهایی جلوی یه دسته راهزن عددی نیست.

27
00:02:27,040 --> 00:02:27,960
‫چی گفتی؟

28
00:02:28,080 --> 00:02:28,980
‫دعوا داری؟

29
00:02:59,020 --> 00:03:02,030
‫برنارد، بهتره سریعتر عذرخواهی کنی.

30
00:03:03,540 --> 00:03:05,120
‫می‌گم، ببخشید.

31
00:03:05,600 --> 00:03:07,840
‫منظوری نداشتم. راست می‌گم.

32
00:03:08,400 --> 00:03:11,900
‫هه. بازی بچه‌ها سر شکستنک داره.

33
00:03:13,090 --> 00:03:16,550
‫اتفاقاً زمان خوبی بود!
‫یه آبنبات ویژه پیش خودم داشتم.

34
00:03:17,370 --> 00:03:19,510
‫می‌تونید باهمدیگه تقسیمش کنید.

35
00:03:19,640 --> 00:03:20,840
‫باشه...

36
00:03:20,840 --> 00:03:21,430
‫بیا.

37
00:03:24,510 --> 00:03:27,300
‫موقع بازی، مراقب خودتون باشید.

38
00:03:32,610 --> 00:03:34,230
‫بخوریمش؟

39
00:03:34,230 --> 00:03:36,570
‫حس بدی بهش دارم.

40
00:03:37,750 --> 00:03:41,030
‫عه؟! اصلاً باورم نمی‌شه.

41
00:03:41,080 --> 00:03:43,490
‫تو هم بهش شک داری، نه؟

42
00:03:43,490 --> 00:03:46,540
‫گابریل یهویی مهربون شد و بهم آبنبات داد.

43
00:03:47,020 --> 00:03:49,060
‫ولی فقط این نبود...

44
00:03:49,060 --> 00:03:50,690
‫ها؟ دیگه چیه؟

45
00:03:52,010 --> 00:03:54,210
‫هرکسی که آزار می‌دید رو نجات می‌داد،

46
00:03:55,260 --> 00:03:58,560
‫و به آدمای نیازمند پول قرض می‌داد.

47
00:03:59,390 --> 00:04:02,150
‫و کمک کرد خانمی که زمین افتاده بود بلند شه.

48
00:04:02,150 --> 00:04:03,840
‫این‌کارو که همیشه می‌کنه، نه؟

49
00:04:04,060 --> 00:04:06,670
‫حتی به یه پیرزن هشتاد ساله؟

50
00:04:06,670 --> 00:04:09,360
‫خب این... عجیبه...

51
00:04:09,360 --> 00:04:12,710
‫گفتم که! مطمئنم یه جای کار می‌لنگه!

52
00:04:12,710 --> 00:04:15,490
‫مگه می‌شه اون گابریل یه‌شبه مهربون بشه؟

53
00:04:28,150 --> 00:04:29,770
‫راهزن‌ها!

54
00:04:33,670 --> 00:04:35,340
‫دیر کردی، دیگو.

55
00:04:38,670 --> 00:04:43,010
‫ای کاش از قبل خبر می‌دادی که
‫ می‌خوای حمله کنی، ریکو.

56
00:04:51,210 --> 00:04:54,020
‫عه؟ پس شما راهزنید؟

57
00:04:54,260 --> 00:04:56,150
‫اسم شورشی‌ها رو ترجیح می‌دیم.

58
00:04:56,150 --> 00:04:58,690
‫از مردم مقابل ظلمت ارتش محافظت می‌کنیم.

59
00:04:58,690 --> 00:05:02,070
‫مگه درمورد ببرهای طلایی نشنیدی؟

60
00:05:02,070 --> 00:05:06,600
‫آره، آره. پس کسایی که تازگی‌ها
‫به انبار ارتش حمله می‌کنن...

61
00:05:06,600 --> 00:05:08,330
‫درسته، خودمونیم!

62
00:05:09,320 --> 00:05:11,960
‫محشره!

63
00:05:11,960 --> 00:05:14,760
‫آها. پس دوست‌های دیگو هستین.

64
00:05:15,880 --> 00:05:21,280
‫دستت درد نکنه.
‫ بدون کمک تو از پسش برنمیومدیم.

65
00:05:21,280 --> 00:05:25,510
‫نه بابا. ایده‌ی بابام بود که گندم‌ها رو بهتون بدیم.

66
00:05:25,510 --> 00:05:28,860
‫آخه بابام از حس عدالت‌خواهی‌ای که دارید خوشش میاد.

67
00:05:28,860 --> 00:05:31,640
‫به‌نظر من عدالت‌خواهی تو از همه بیشتره.

68
00:05:32,280 --> 00:05:34,490
‫داری اغراق می‌کنی.

69
00:05:34,490 --> 00:05:37,480
‫راستی، ریکو، بعد از این می‌خواین چیکار کنین؟

70
00:05:39,410 --> 00:05:41,950
‫می‌خوام از شر ریموند خلاص بشم.

71
00:05:42,780 --> 00:05:43,660
‫خطرناکه.

72
00:05:43,730 --> 00:05:48,110
‫نگران نباش. ما همیشه
‫درحال حرکتیم و یکجا نمی‌مونیم.

73
00:05:48,110 --> 00:05:49,530
‫راحت پیدامون نمی‌کنه.

74
00:05:49,530 --> 00:05:52,760
‫از اون گذشته، شایعات رو درمورد گابریل شنیدی؟

75
00:05:52,760 --> 00:05:56,090
‫سعی می‌کنیم از طریق اون
‫ یه‌سری اطلاعات گیر بیاریم.

76
00:05:56,500 --> 00:05:58,510
‫اون شایعات بی‌اساس رو باور کردی؟

77
00:05:58,510 --> 00:05:59,550
‫نباید روش حساب کنی!

78
00:05:59,970 --> 00:06:01,540
‫اینطوری نیست که باور کنم.

79
00:06:01,540 --> 00:06:06,950
‫فقط می‌خوایم با استفاده از اون،
‫درمورد ارتش اطلاعات بگیریم.

80
00:06:06,950 --> 00:06:08,130
‫دیوونگیه!

81
00:06:08,130 --> 00:06:11,020
‫اون اصلاً آدم قابل اعتمادی نیست!

82
00:06:11,460 --> 00:06:13,870
‫بدون ریسک، راهی به جایی نمی‌بریم.

83
00:06:13,870 --> 00:06:16,480
‫فقط از این راه می‌تونیم ارتش رو سرنگون کنیم.

84
00:06:16,480 --> 00:06:17,990
‫عجول نباش، ریکو!

85
00:06:17,990 --> 00:06:20,440
‫جای به‌جون خریدن خطرش،
‫بهتره منتظر فرصت مناسب بمونین.

86
00:06:20,730 --> 00:06:24,780
‫یعنی بهتره مثل تو یه گوشه بشینیم
‫ و دست رو دست بذاریم؟!

87
00:06:25,550 --> 00:06:26,350
‫ریکو...

88
00:06:29,900 --> 00:06:32,710
‫ریکو، انتقال گندم‌ها رو تموم کردیم.

89
00:06:32,910 --> 00:06:34,770
‫خیلی‌خب، حرکت می‌کنیم!

90
00:06:34,770 --> 00:06:37,650
‫دیگو، ممنون برای آوردن تدارکات.

91
00:06:37,650 --> 00:06:38,420
‫ریکو!

92
00:06:39,460 --> 00:06:41,820
‫از طرف من از پدرت تشکر کن!

93
00:06:44,650 --> 00:06:45,930
‫ریکو!

94
00:06:47,880 --> 00:06:49,530
‫دیگو! دیگو!

95
00:06:49,530 --> 00:06:51,390
‫همه باهم کجا رفتن؟

96
00:07:25,720 --> 00:07:27,030
‫متشکرم.

97
00:07:27,030 --> 00:07:31,390
‫این چای هر خستگی‌ای رو از تنم بیرون می‌بره، لولیتا.

98
00:07:31,580 --> 00:07:33,540
‫اینجا چی می‌خوای؟

99
00:07:33,540 --> 00:07:36,790
‫خیلی سرم شلوغه. می‌شه بری سر اصل مطلب؟

100
00:07:36,790 --> 00:07:37,350
‫راستش...

101
00:07:39,030 --> 00:07:43,170
‫نه، اگه بهت بگم، ممکنه بهم بخندی.

102
00:07:44,230 --> 00:07:48,530
‫نه اصلاً. امکان نداره به یه سرباز ارتش بخندم.

103
00:07:48,940 --> 00:07:52,820
‫اخیراً از کارهای ارتش متنفر شدم.

104
00:07:52,820 --> 00:07:56,130
‫آزار رسوندن به مردم... جمع‌آوری مالیات سنگین...

105
00:07:56,130 --> 00:08:00,270
‫حتی اگه برای اسپانیا باشه،
‫این کارهای وحشتناک قابل قبول نیست.

106
00:08:01,660 --> 00:08:04,160
‫درست همونطوره که اهالی شهر می‌گفتن.

107
00:08:04,160 --> 00:08:06,470
‫ولی به این راحتی‌ها گولشو نمی‌خورم.

108
00:08:06,740 --> 00:08:08,910
‫نگران نباش، ستوان.

109
00:08:08,910 --> 00:08:12,050
‫اگه طرز رفتارت رو عوض کنی،
‫مردم درک می‌کنن.

110
00:08:12,050 --> 00:08:13,230
‫واقعاً؟

111
00:08:13,230 --> 00:08:14,430
‫آره.

112
00:08:14,600 --> 00:08:17,210
‫مـ ـ ممنونم، لولیتا.

113
00:08:23,600 --> 00:08:25,440
‫به لطف تو، حالم خیلی بهتر شد.

114
00:08:25,440 --> 00:08:26,850
‫قابلی نداشت.

115
00:08:26,850 --> 00:08:28,780
‫هروقت بخوای بازم می‌تونی بیای اینجا.

116
00:08:28,780 --> 00:08:30,010
‫پس دوباره می‌بینمت.

117
00:08:30,010 --> 00:08:30,620
‫باشه.

118
00:08:39,310 --> 00:08:41,580
‫مراقب باش! حواست کجاست؟!

119
00:08:58,230 --> 00:09:00,020
‫ببخشید!

120
00:09:00,260 --> 00:09:01,380
‫ببخشید.

121
00:09:01,380 --> 00:09:02,260
‫حالتون خوبه؟

122
00:09:16,150 --> 00:09:18,750
‫سرباز بودن واقعاً کار سختیه.

123
00:09:22,540 --> 00:09:26,160
‫بسیار خب، لولیتا.
‫معذرت می‌خوام که مزاحم شدم.

124
00:09:26,160 --> 00:09:27,000
‫نـ ـ نه...

125
00:09:27,390 --> 00:09:31,210
‫ارتش هرجا که می‌ره، فقط دردسر با خودش میاره.

126
00:09:32,340 --> 00:09:32,970
‫بچه‌ها!

127
00:09:34,890 --> 00:09:38,240
‫این خرابکاری رو جمع کنید،
‫ و سعی کنید دیگه تکرار نشه.

128
00:09:41,790 --> 00:09:43,430
‫اون چه مرگشه؟

129
00:09:43,430 --> 00:09:45,000
‫نمی‌دونم.

130
00:09:45,000 --> 00:09:47,130
‫سرمو ناز کرد.

131
00:09:47,130 --> 00:09:48,610
‫برنارد!

132
00:09:48,870 --> 00:09:51,880
‫اون واسه چی بود؟ ستوان بیچاره.

133
00:09:51,880 --> 00:09:54,220
‫ولی آخه باورم نمی‌شد!

134
00:09:54,220 --> 00:09:55,930
‫حتی اگه باورت هم نشه...

135
00:09:59,820 --> 00:10:03,000
‫نکنه ستوان گابریل واقعاً...

136
00:10:03,620 --> 00:10:05,820
‫شاید واقعاً مهربون شده باشه...

137
00:10:24,870 --> 00:10:26,100
‫واقعاً؟

138
00:10:26,150 --> 00:10:27,950
‫آره، شکی توش ندارم.

139
00:10:27,950 --> 00:10:32,110
‫قشنگ معلوم بود از دست ارتش
‫ و کثافت‌کاری‌هاشون خسته شده.

140
00:10:32,140 --> 00:10:36,320
‫ولی صرفاً چون از کارش خسته شده،
‫دلیل نمی‌شه طرف ما رو بگیره.

141
00:10:36,320 --> 00:10:40,290
‫آره، ولی بدون ریسک‌کردن،
‫این شهر تغییر نمی‌کنه.

142
00:10:40,290 --> 00:10:44,520
‫اگه مطمئن شدیم گابریل قابل اعتماده،
‫سریع نقشه رو عملی می‌کنیم.

143
00:10:44,520 --> 00:10:45,160
‫قبوله؟

144
00:10:45,160 --> 00:10:45,740
‫باشه!

145
00:10:49,730 --> 00:10:52,670
‫همونطور که دستور دادید،
‫تظاهر کردم علیه ارتش هستم...

146
00:10:52,670 --> 00:10:55,720
‫ولی اون راهزن‌ها هنوز سروکله‌شون پیدا نشده.

147
00:10:55,880 --> 00:10:57,870
‫بهتر نیست نقشه‌مونو عوض کنیم، قربان؟

148
00:10:59,830 --> 00:11:04,530
‫اگه آدمکش‌هایی که اجیر کردی
‫ یه‌کم به‌درد بخور بودن همه‌چی حل می‌شد،

149
00:11:04,690 --> 00:11:09,550
‫ولی به‌خاطر حماقت تو،
‫ باید دست به دامن این نقشه بشیم.

150
00:11:09,550 --> 00:11:10,650
‫گابریل...

151
00:11:10,690 --> 00:11:13,610
‫خب، واقعاً معذرت می‌خوام، قربان!

152
00:11:13,720 --> 00:11:17,240
‫این راهزن‌ها خیلی محتاط‌تر از انتظارمون هستن.

153
00:11:17,240 --> 00:11:20,050
‫برای همین تا الان ردی از خودشون به‌جا نذاشتن.

154
00:11:20,050 --> 00:11:25,580
‫اونا برامون تهدید بزرگی محسوب می‌شن و
‫ می‌تونن آسیب زیادی به اعتبارمون وارد کنن.

155
00:11:25,580 --> 00:11:28,170
‫یه‌مدت به همین شکل ادامه بده.

156
00:11:28,170 --> 00:11:30,330
‫بالأخره اعتمادشون جلب می‌شه.

157
00:11:30,330 --> 00:11:32,450
‫وقتی بهت نزدیک شدن،
‫مطمئن شو مخفیگاه‌شونو پیدا کنی!

158
00:11:32,450 --> 00:11:33,080
‫چشم!

159
00:11:37,430 --> 00:11:40,470
‫امروز هوا خیلی سرده، ستوان.

160
00:11:40,470 --> 00:11:41,220
‫آره.

161
00:11:41,220 --> 00:11:44,310
‫اوه، ستوان گابریل‌ـه!

162
00:11:44,810 --> 00:11:48,150
‫ستوان گابریل، تو این هوای سرد کجا می‌رید؟

163
00:11:48,150 --> 00:11:50,980
‫بهتره بیاید با ما یه غذایی صرف کنید.

164
00:11:50,980 --> 00:11:53,280
‫نظرتون چیه؟ باهامون بیاید، ستوان!

165
00:11:54,400 --> 00:11:58,550
‫خب، متأسفم، ولی الان درحال انجام وظیفه‌م.

166
00:11:58,550 --> 00:12:01,830
‫نه! نمی‌شه که، ستوان!

167
00:11:58,550 --> 00:12:01,830
‫ستوان گابریل، باهامون بیا دیگه!

168
00:12:03,620 --> 00:12:06,070
‫آه، لطفاً بس کنید...

169
00:12:09,350 --> 00:12:13,040
‫تازگی خیلی پرطرفدار شدیدا، ستوان.

170
00:12:13,040 --> 00:12:15,090
‫ها؟ خب، درسته.

171
00:12:15,160 --> 00:12:18,380
‫به هر حال، دیگه بهش عادت کردم.

172
00:12:18,380 --> 00:12:21,550
‫آره، حرفای زیادی درموردتون می‌شنوم.

173
00:12:21,660 --> 00:12:25,720
‫می‌گن «خیلی بانمکه.»
‫یا «می‌خوام باهاش ازدواج کنم.»

174
00:12:27,350 --> 00:12:30,100
‫یا می‌گن «اگه اون فرمانده بشه بهتره.»

175
00:12:30,100 --> 00:12:30,980
‫چی؟

176
00:12:31,240 --> 00:12:34,390
‫منظورشون اینه که
‫جای فرمانده ریموند رو بگیرم؟

177
00:12:34,390 --> 00:12:36,940
‫نمی‌دونم... ولی احتمالاً...

178
00:12:52,440 --> 00:12:55,340
‫هوی! گندم‌هایی که اینجا بود چی شده؟!

179
00:12:55,340 --> 00:12:57,940
‫راستش، راهزن‌ها غارتش کردن!

180
00:12:57,940 --> 00:13:00,680
‫بعد از بردن همه‌شون، انبار رو به آتیش کشیدن.

181
00:13:04,010 --> 00:13:05,420
‫دوباره...

182
00:13:09,580 --> 00:13:10,860
‫فرمانده ریموند!

183
00:13:14,120 --> 00:13:15,250
‫ستوان!

184
00:13:15,250 --> 00:13:18,440
‫حتی از یه انبار گندم هم
‫ نتونستی محافظت کنی، ابله کودن؟!

185
00:13:18,820 --> 00:13:22,560
‫تا اطلاع ثانوی از هرگونه مأموریتی مرخصی!
‫منتظر دستورات بعدی بمون!

186
00:13:29,190 --> 00:13:31,710
‫تف بهش. ریموند عوضی...

187
00:13:34,000 --> 00:13:37,420
‫اون ریموند عوضی منو مضحکه‌ی خاص و عام کرد!

188
00:13:43,870 --> 00:13:45,250
‫ستوان گابریل!

189
00:13:46,390 --> 00:13:48,180
‫لطفاً برنگرد.

190
00:13:48,180 --> 00:13:52,060
‫ما به قدری بهت اعتماد نداشتیم
‫ که خودمونو نشون بدیم.

191
00:13:52,410 --> 00:13:55,690
‫شایعاتی شنیدم که قصد داری از ارتش خارج بشی.

192
00:13:55,690 --> 00:13:57,020
‫این حقیقت داره؟

193
00:13:57,020 --> 00:14:00,190
‫من بخوام از ارتش خارج بشم؟

194
00:14:00,190 --> 00:14:01,990
‫تو کی هستی؟

195
00:14:01,990 --> 00:14:05,800
‫فرض بگیر یکی از راهزن‌هایی هستم
‫که برای ارتش دردسر درست کرده.

196
00:14:05,800 --> 00:14:07,950
‫فقط به سؤال‌هام جواب بده!

197
00:14:08,250 --> 00:14:12,000
‫من فقط می‌خوام در آرامش
‫ کنار مردم این شهر زندگی کنم.

198
00:14:12,000 --> 00:14:13,920
‫نمی‌خوام عضو گروه شما بشم.

199
00:14:13,920 --> 00:14:16,640
‫ولی ما می‌تونیم به‌هم کمک کنیم.

200
00:14:16,640 --> 00:14:20,030
‫فقط کافیه بگی چه زمانی
‫ فرمانده از شهر خارج می‌شه.

201
00:14:21,130 --> 00:14:21,840
‫چی؟

202
00:14:23,250 --> 00:14:27,250
‫شما عوضی‌ها فرمانده ریموند رو هدف گرفتین؟

203
00:14:27,250 --> 00:14:28,720
‫جای هیچ آدم بدذاتی توی این شهر نیست.

204
00:14:28,750 --> 00:14:34,150
‫نظرت چیه؟ اگه فرمانده رو سرنگون کنیم
‫ به نفع خودتم می‌شه.

205
00:14:34,150 --> 00:14:39,620
‫اگه تو فرمانده بشی،
‫می‌تونی شهر بهتری برای زندگی بسازی.

206
00:14:45,110 --> 00:14:47,070
‫ریموند...

207
00:14:47,170 --> 00:14:49,030
‫انباری که توسط شما نابود شد...

208
00:14:49,100 --> 00:14:52,870
‫قراره فردا صبح، از پایگاه به سمت اونجا راهی بشه.

209
00:15:02,350 --> 00:15:05,260
‫خوبه. حالا می‌تونیم براش کمین کنیم.

210
00:15:25,120 --> 00:15:26,120
‫عذر می‌خوام!

211
00:15:35,330 --> 00:15:38,350
‫متوجه شدم. می‌سپارمش به خودت.

212
00:15:38,350 --> 00:15:39,040
‫چشم!

213
00:15:41,660 --> 00:15:44,720
‫گابریل، دیشب واقعاً حادثه ناخوشایندی بود.

214
00:15:44,770 --> 00:15:46,240
‫بله، قربان!

215
00:15:46,240 --> 00:15:50,180
‫فکر می‌کنم باهات یه‌مقدار خشن برخورد کردم.

216
00:15:50,180 --> 00:15:54,770
‫بهت اجازه می‌دم کل روز رو مرخصی بگیری.

217
00:15:54,770 --> 00:15:56,140
‫ولی این...

218
00:15:56,140 --> 00:15:57,800
‫آه، خیالت راحت باشه.

219
00:15:57,800 --> 00:16:00,150
‫سروکله زدن با راهزن‌ها خیلی سخته.

220
00:16:00,150 --> 00:16:00,800
‫بله.

221
00:16:00,800 --> 00:16:03,730
‫بهتره یه‌کم خستگی در کنی.

222
00:16:03,890 --> 00:16:08,130
‫راستی، گابریل، گروه راهزن‌ها
‫هنوز باهات ارتباط برقرار نکردن؟

223
00:16:09,500 --> 00:16:12,910
‫نه، ولی هنوز دارم اعتماد بقیه رو جلب می‌کنم...

224
00:16:13,320 --> 00:16:15,260
‫بالأخره میان...

225
00:16:15,260 --> 00:16:16,110
‫که اینطور.

226
00:16:23,360 --> 00:16:25,450
‫همه رفتن.

227
00:16:26,640 --> 00:16:29,810
‫اشکالی نداره ما اینجا بمونیم؟

228
00:16:29,810 --> 00:16:33,180
‫خب، گفت استراحت کنیم،
‫پس بهتره به حرفش گوش بدیم.

229
00:16:50,500 --> 00:16:52,090
‫گونزالس، بیا بریم!

230
00:16:52,090 --> 00:16:56,680
‫ها؟ بریم؟
‫کجا می‌خوایم بریم، ستوان؟!

231
00:17:05,660 --> 00:17:07,670
‫خیلی‌خب، حمله!

232
00:17:15,760 --> 00:17:16,780
‫ریموند!

233
00:17:16,780 --> 00:17:20,100
‫عوضی، دیگه وقتشه تاوان گناهانت رو بدی!

234
00:17:20,140 --> 00:17:21,990
‫یا با زبون خوش باهامون میای،

235
00:17:21,990 --> 00:17:24,860
‫یا همینجا می‌میری! یکی رو انتخاب کن!

236
00:17:25,820 --> 00:17:28,020
‫یه جای کار می‌لنگه، ریکو. عجیب رفتار می‌کنه.

237
00:17:28,020 --> 00:17:28,860
‫آره.

238
00:17:39,930 --> 00:17:41,990
‫لعنتی، محاصره‌مون کردن!

239
00:17:44,150 --> 00:17:48,760
‫از جیکیل خواستم بیست‌وچهار ساعته
‫ حواسش بهتون باشه.

240
00:17:49,010 --> 00:17:51,970
‫می‌دونستم نقشه گابریل کاری به جایی نمی‌بره،

241
00:17:51,970 --> 00:17:55,290
‫پس نقشه دومی ترتیب دادم.

242
00:17:56,130 --> 00:17:57,680
‫جیکیل، دستور شلیک بده!

243
00:17:57,730 --> 00:17:58,730
‫چشم. شلیک کنین!

244
00:18:02,560 --> 00:18:03,460
‫کی اونجاست؟

245
00:18:06,510 --> 00:18:09,390
‫کسانی که به دنبال گرفتن آزادی دیگرانید...

246
00:18:09,390 --> 00:18:12,810
‫بهتون اجازه نمی‌دم روی
‫ اهالی این شهر دست بلند کنید!

247
00:18:14,210 --> 00:18:15,210
‫زورو!

248
00:18:15,210 --> 00:18:17,130
‫بی‌هوا دوباره پیداش شد!

249
00:18:17,130 --> 00:18:17,840
‫بکشیدش!

250
00:18:24,940 --> 00:18:25,710
‫سریع فرار کنید!

251
00:18:25,710 --> 00:18:26,420
‫شرمنده!

252
00:18:45,740 --> 00:18:49,220
‫زوروئه! فرمانده ریموند داره با زورو می‌جنگه!

253
00:18:49,220 --> 00:18:51,030
‫بیاید سریع بریم کمکش کنیم!

254
00:18:58,310 --> 00:19:00,010
‫گونزالس، بیا برگردیم.

255
00:19:00,240 --> 00:19:02,160
‫چی؟! ولی فرمانده...

256
00:19:02,160 --> 00:19:03,550
‫فرمانده چیزیش نمی‌شه.

257
00:19:03,550 --> 00:19:04,530
‫شکست نمی‌خوره.

258
00:19:06,180 --> 00:19:11,520
‫اگه زورو هم بکشتش، به من مربوط نمی‌شه.

259
00:19:20,840 --> 00:19:22,730
‫از فرمانده پشتیبانی کنید!

260
00:19:26,860 --> 00:19:29,310
‫تو جلوی من عددی نیستین.

261
00:19:29,310 --> 00:19:32,140
‫فقط من از این مبارزه زنده بیرون می‌رم!

262
00:19:49,460 --> 00:19:51,940
‫بجنبین، نذارین زورو رو بکشه!

263
00:20:15,060 --> 00:20:16,670
‫واقعاً باید برید؟

264
00:20:16,860 --> 00:20:21,920
‫آره، فهمیدم حالا حالاها مونده
‫ تا بتونیم ارتش رو سرنگون کنیم.

265
00:20:21,920 --> 00:20:25,800
‫همونطور که گفتی،
‫تعدادمون برای مقابله باهاشون کافی نبود.

266
00:20:25,800 --> 00:20:27,830
‫فقط شجاعت برای پیروزی کافی نیست.

267
00:20:28,260 --> 00:20:32,100
‫نزدیک بود به‌خاطرش
‫دوستامون یا زورو رو از دست بدم.

268
00:20:32,100 --> 00:20:34,450
‫نگران ما نباش.

269
00:20:34,450 --> 00:20:36,500
‫از همون اول آماده خطرهاش بودیم.

270
00:20:36,500 --> 00:20:39,120
‫آره، مطمئنم زورو هم باهاش مشکلی نداره.

271
00:20:40,240 --> 00:20:41,150
‫ریکو!

272
00:20:41,840 --> 00:20:45,670
‫وقتی برگشتی، می‌خوام منم دوشادوشت بجنگم.

273
00:20:45,670 --> 00:20:46,850
‫قبوله؟

274
00:20:46,930 --> 00:20:52,310
‫البته! مطمئنم تا اون موقع
‫فرصت خوبی برامون پیش میاد.

275
00:20:59,830 --> 00:21:01,530
‫سلام، گابریل!

276
00:21:01,530 --> 00:21:05,100
‫خوشحال شدم که انقدر
‫ به مهارت شمشیر‌زنی‌م اعتماد داری.

277
00:21:06,430 --> 00:21:07,790
‫فرمانده...

278
00:21:07,820 --> 00:21:10,010
‫مرخصی خوش گذشت؟

279
00:21:10,010 --> 00:21:13,950
‫امیدوارم استراحت کرده باشی
‫ و آماده انجام وظیفه باشی.

280
00:21:13,950 --> 00:21:18,480
‫با اختلاف مورد اعتمادترین سرباز من...

281
00:21:18,480 --> 00:21:21,400
‫تو هستی، درست نمی‌گم؟

282
00:21:21,430 --> 00:21:22,260
‫بله، قربان!

283
00:21:26,440 --> 00:21:30,420
‫ولی گابریل خوب سرمونو شیره مالیدا.

284
00:21:30,420 --> 00:21:32,150
‫آره.

285
00:21:32,360 --> 00:21:33,190
‫دیگو...

286
00:21:33,190 --> 00:21:34,030
‫چیه؟

287
00:21:34,030 --> 00:21:37,510
‫به‌نظرت هیچ‌وقت می‌تونیم
‫از دست ارتش خلاص شیم؟

288
00:21:37,510 --> 00:21:38,950
‫معلومه که می‌تونیم!

289
00:21:38,950 --> 00:21:44,500
‫و با داشتن ریکو و هم‌گروهی‌هاش،
‫این یه آرزوی محال نیست.

290
00:21:44,520 --> 00:21:59,520
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
