WEBVTT

00:00.020 --> 00:10.020
« آوا مووی تقدیم میکند »
[ AvaMovie.in ]

00:15.840 --> 00:19.300
‫مراسم رقص امشب باشکوه بود، مگه نه؟

00:19.300 --> 00:23.210
‫ولی واقعاً نگران نیستی که
‫ اون‌همه جواهر گرون‌قیمت انداختی؟

00:23.420 --> 00:24.670
‫نگران؟

00:24.670 --> 00:29.070
‫تازگی‌ها شایعاتی از یه شبح دزد
‫اطراف شهر دهن‌به‌دهن می‌چرخه.

00:29.070 --> 00:32.200
‫بهتره انقدر توجه‌ها رو به خودت جلب نکنی.

00:34.230 --> 00:37.730
‫رفتن به این مراسم‌ها
‫بدون این‌چیزا که معنی نداره.

00:37.960 --> 00:38.770
‫ای داد بیداد.

01:04.530 --> 01:05.530
‫حالت خوبه؟

01:05.530 --> 01:06.000
‫آره.

01:15.350 --> 01:19.180
‫کجایی؟! خودتو نشون بده!
‫بیا مرد و مردونه بجنگیم!

01:21.020 --> 01:23.130
‫اگه بتونی تکون بخوری، باهات می‌جنگم.

01:23.530 --> 01:25.130
‫چـ ـ چی؟

01:28.630 --> 01:31.890
‫نمی‌تونین تکون بخورین! سایه‌هاتونو گیر انداختم!

01:33.040 --> 01:35.120
‫چاقوهای توی سایه‌مون...

01:35.340 --> 01:37.370
‫غـ ـ غیرممکنه...

01:45.810 --> 01:47.540
‫چطور همچین چیزی ممکنه؟!

02:02.810 --> 02:09.400
‫گرفتار در جادوی نینجایی

02:10.810 --> 02:12.820
‫شبح دزد دوباره پیداش شد؟

02:14.920 --> 02:17.280
‫آره. این چهارمین حادثه بود.

02:18.740 --> 02:21.750
‫چیه؟ دیگو، برات مهم نیست؟

02:21.750 --> 02:25.620
‫احمقانه‌ست که با اون‌همه
‫ جواهرات گرون‌قیمت برن مراسم رقص.

02:25.620 --> 02:28.460
‫اگه نمی‌خواستن جلب توجه کنن،
‫نباید این‌شکلی بیرون میومدن.

02:28.460 --> 02:30.740
‫خب، همچین بد نمی‌گی...

02:30.740 --> 02:33.150
‫تقصیر زن‌هاست که می‌خوان خودنمایی کنن.

02:34.650 --> 02:36.150
‫مـ ـ ماریا...

02:36.150 --> 02:37.390
‫امان از دست شماها...

02:38.850 --> 02:43.020
‫انگار اصلاً هیچی درمورد قلب زن‌ها نمی‌فهمین...

02:44.710 --> 02:46.060
‫هان؟

02:46.060 --> 02:47.870
‫قلب زن‌ها؟

02:47.870 --> 02:52.590
‫زن‌ها همیشه می‌خوان زیباترین آدم اتاق باشن.

03:00.370 --> 03:02.660
‫یعنی ماریا قلب زنونه داره؟

03:02.660 --> 03:04.780
‫خیلی شوکه شدم!

03:04.780 --> 03:08.320
‫آره واقعاً. خیلی عجیب بود که
‫ اون حرفا رو از دهنش بشنوم.

03:10.970 --> 03:13.810
‫حرف از چیزای عجیب شد...
‫درمورد این دزده...

03:13.810 --> 03:14.170
‫هوم...

03:14.450 --> 03:16.170
‫انگار از یه‌جور جادو استفاده می‌کنه.

03:17.550 --> 03:20.330
‫جادو؟ منظورت چیه؟

03:20.390 --> 03:25.600
‫همه قربانی‌ها می‌گفتن موقع حادثه نمی‌تونستن
‫ از جاشون تکون بخورن، انگار جادو شده بودن.

03:26.890 --> 03:28.340
‫جادو، ها؟

03:38.970 --> 03:41.870
‫که اینطور. پس هنوز پیداش نشده؟

03:42.170 --> 03:43.450
‫بله!

03:43.780 --> 03:47.300
‫زورو دیر یا زود پیداش می‌شه،
‫همون‌موقع گیرش بنداز!

03:47.300 --> 03:48.880
‫ادامه بده!

03:48.880 --> 03:49.990
‫چشم!

03:52.680 --> 03:55.260
‫خودتو آماده کن، زورو.

04:04.910 --> 04:06.040
‫دیگو!

04:14.040 --> 04:15.730
‫داری چیکار می‌کنی؟

04:16.000 --> 04:17.450
‫مطالعه...

04:19.380 --> 04:21.900
‫حقه‌های جادویی...

04:21.900 --> 04:24.620
‫پس یعنی می‌خوای این دزد رو بگیری؟

04:25.490 --> 04:28.720
‫هیس، هنوز تصمیممو نگرفتم.

04:28.720 --> 04:31.580
‫فقط یه‌مقدار کنجکاو بودم...

04:31.580 --> 04:33.790
‫اگه رفتی، منم ببرا!

04:33.970 --> 04:38.400
‫نخیر نمی‌شه. دشمن این‌دفعه‌مون
‫ معلوم نیست چه‌جور آدمیه.

04:38.400 --> 04:39.660
‫نمی‌تونم بچه با خودم ببرم.

04:39.660 --> 04:43.970
‫انقدر بچه بچه نکن! من کارمو خیلی بهتر از تو-

04:43.970 --> 04:46.010
‫شرمنده مزاحم بحث‌تون می‌شم.

04:48.630 --> 04:49.490
‫لولیتا.

04:51.070 --> 04:53.230
‫انگار وقعاً یادت رفته بود.

04:53.230 --> 04:54.130
‫ها؟

04:54.130 --> 04:55.640
‫البته انتظاری هم نداشتم.

04:56.800 --> 04:58.700
‫د ـ درباره چی حرف می‌زنی؟

04:59.940 --> 05:02.540
‫قرار بود منو ببری مراسم رقص.

05:09.250 --> 05:10.980
‫یه حس بدی دارم...

05:10.980 --> 05:12.710
‫معلومه دیگه.

05:12.710 --> 05:15.640
‫اون شبح دزد همین اطراف می‌چرخه، مگه نه؟

05:16.970 --> 05:18.690
‫دیگو، ترسیدی؟

05:18.690 --> 05:23.970
‫خودت نمی‌ترسی؟ مخصوصاً وقتی
‫ اومدیم همچین جای خطرناکی.

05:24.460 --> 05:27.030
‫تازشم، این‌همه جواهرات انداختی.

05:27.870 --> 05:30.970
‫آخه دزد که هرروز پیداش نمی‌شه.

05:30.970 --> 05:34.150
‫درضمن، رفتن به مراسم رقص به‌نظرت رؤیایی نیست.

05:34.150 --> 05:35.280
‫من که نمی‌تونم صبر کنم.

05:36.680 --> 05:39.660
‫اصلاً نمی‌تونم قلب زن‌ها رو درک کنم.

05:39.660 --> 05:42.570
‫اگه 100 سال هم عمر کنم،
‫نمی‌تونم چیزی ازشون بفهمم.

05:47.440 --> 05:48.710
‫پیداش شد!

05:50.310 --> 05:52.020
‫لولیتا، بجنب! باید فرار کنیم!

05:52.020 --> 05:53.160
‫و ـ وایسا!

05:54.980 --> 05:57.870
‫احمق! نمی‌دونی این لباس چقدر گرون بود؟!

05:57.870 --> 05:59.350
‫اوه، شرمنده...

06:01.570 --> 06:02.560
‫مراقب باش!

06:02.560 --> 06:03.510
‫بهم دست نزن!

06:06.140 --> 06:07.090
‫دیگو!

06:10.960 --> 06:12.430
‫امکان نداره.

06:19.260 --> 06:21.890
‫تو رو از طریق سایه‌ت گیر انداختم.

06:24.290 --> 06:28.190
‫دیگو! دیگو! دیگــــــــو!

06:30.200 --> 06:33.770
‫اون دیگو چرا همیشه وقتای مهم غیبش می‌زنه؟!

06:34.940 --> 06:38.750
‫حتماً فرار کرده. واقعاً مرد رقت‌انگیزیه.

07:00.990 --> 07:01.650
‫زورو!

07:01.650 --> 07:02.230
‫چی؟

07:06.450 --> 07:09.080
‫پس اون زوروئه! منتظرت بودم!

07:12.510 --> 07:14.480
‫باید بمیری، زورو!

07:28.050 --> 07:30.010
‫همین انتظارو ازت داشتم، زورو!

07:36.720 --> 07:38.150
‫ممنونم، زورو!

07:38.150 --> 07:38.940
‫آسیب ندیدی؟

07:39.260 --> 07:41.150
‫نه، خوبم.

07:42.110 --> 07:43.110
‫خداروشکر.

07:44.790 --> 07:46.410
‫خودتو آماده کن، زورو!

07:46.410 --> 07:50.030
‫اونجاست! پیداش کردم!

07:50.210 --> 07:53.560
‫آهای، عوضی! از جات تکون نخور!

07:53.560 --> 07:55.040
‫ها؟! زورو هم اونجاست!

07:55.490 --> 07:58.000
‫لعنتی، بهترین فرصتم بود...

07:58.000 --> 07:59.400
‫ناپدید شد!

07:59.400 --> 08:02.710
‫پس شایعه درست بود که
‫می‌تونه از جادو استفاده کنه.

08:03.730 --> 08:06.470
‫مطمئن نیستم از جادو استفاده می‌کنه یا نه،

08:06.890 --> 08:09.930
‫ولی شکی توش نیست که شما زیباتر از همیشه‌اید.

08:11.680 --> 08:14.720
‫به زورو شلیک کنین!

08:18.910 --> 08:19.560
‫زورو.

08:19.560 --> 08:21.450
‫عجب قهرمانی.

08:21.450 --> 08:25.030
‫واقعاً از بیخ گوشِت گذشتا، لولیتا.
‫بقیه‌شو بسپار به من.

08:25.030 --> 08:27.480
‫چی داری می‌گی؟ سرباز بی‌مصرف!

08:27.480 --> 08:29.480
‫حداقل زورو بهمون کمک می‌کنه!

08:34.950 --> 08:37.680
‫اون زن... می‌تونم ازش استفاده کنم.

08:43.090 --> 08:48.740
‫دیگو، خیلی بدجنسی!
‫دیگه باهات هیچ‌جا نمیام!

08:48.740 --> 08:53.220
‫چطور جرئت می‌کنه؟
‫لباسمو پاره کرد و اینجا تک و تنها ولم کرد.

08:53.220 --> 08:56.830
‫زورو با این قهرمانی که ازش ساختن خیلی فرق داره.

08:56.830 --> 08:58.540
‫لولیتا خیلی عصبانیه ها.

08:58.540 --> 09:00.210
‫می‌خوای چیکار کنی، دیگو؟

09:00.210 --> 09:01.160
‫پیداش کردم!

09:05.780 --> 09:07.030
‫همینه.

09:07.650 --> 09:08.830
‫نظرت چیه؟

09:08.830 --> 09:10.450
‫نظرم که...

09:10.450 --> 09:13.620
‫این دقیقاً شبیه عکس تو کتابه...

09:14.100 --> 09:17.830
‫این چاقوییه که دیشب دزد جا گذاشته.

09:17.830 --> 09:20.040
‫عه؟ پس یعنی...

09:20.040 --> 09:23.650
‫به گفته‌ی این کتاب،
‫ اسم این نوع چاقو، شوریکن‌ـه.

09:23.650 --> 09:27.280
‫و هویت اون دزد... یه نینجاست.

09:33.260 --> 09:37.180
‫پس منظورت اینه که
‫ یه نینجا تو این شهر مخفی شده؟

09:37.340 --> 09:41.800
‫آره، می‌تونه خودشو نامرئی کنه،
‫و با میخکوب‌کردن سایه‌ی مردم، بی‌حرکت‌شون کنه.

09:41.800 --> 09:43.650
‫اینا توانایی‌های نینجاهاست.

09:43.650 --> 09:45.250
‫بهش می‌گن جادوی نینجایی.

09:46.540 --> 09:50.430
‫ولی مگه نینجاها توی ژاپن زندگی نمی‌کنن؟

09:50.430 --> 09:52.690
‫پس چرا یکی‌شون اومده آمریکا؟

09:52.690 --> 09:54.470
‫نمی‌دونم.

10:01.290 --> 10:05.370
‫دیگو، نینجای دیشبی فرار کرد، مگه نه؟

10:05.370 --> 10:06.960
‫حتماً دیگه خودشو نشون نمی‌ده.

10:07.590 --> 10:09.400
‫اینطوری بشه که خوبه...

10:14.280 --> 10:16.460
‫باید بمیری، زورو!

10:27.270 --> 10:29.130
‫لعنتی، بهترین فرصتم بود...

10:31.400 --> 10:34.010
‫مثل این بود که دنبال منه.

10:34.010 --> 10:37.560
‫شاید تظاهر کرد یه دزده تا منو بیرون بکشه.

10:46.680 --> 10:48.420
‫لولیتا...!

10:48.420 --> 10:52.650
‫دیگو، ترسوی بزدل!
‫دیشب داشتی چه غلطی می‌کردی؟!

10:52.800 --> 10:56.370
‫نه، خب، چیزه... می‌تونم کامل توضیحش بدم.

10:56.370 --> 10:57.600
‫یه توضیح خوب براش دارم...

10:59.010 --> 11:00.610
‫وایسا ببینم!

11:00.610 --> 11:01.720
‫دیگو!

11:01.970 --> 11:03.930
‫یه‌لحظه گوش کن، لولیتا! آروم باش!

11:03.930 --> 11:05.390
‫چرا فرار می‌کنی؟!

11:08.490 --> 11:11.480
‫یه‌لحظه... برنارد، کمکم کن!

11:11.440 --> 11:13.980
‫بهت گفتم که...

11:11.480 --> 11:13.980
‫وایسا ببینم!

11:20.910 --> 11:22.930
‫لطفاً اصلاً تکون نخورید.

11:24.330 --> 11:28.610
‫شرمنده، دیگو. نمی‌دونستم
‫ می‌خوای لباس جدید برام بخری.

11:28.610 --> 11:30.330
‫قابل شما رو نداره...

11:30.330 --> 11:31.590
‫قیافه رو.

11:31.610 --> 11:35.430
‫خب، دیگه تموم شد.
‫می‌تونید لباستونو عوض کنید.

11:35.430 --> 11:36.020
‫باشه.

11:37.360 --> 11:38.660
‫یه‌لحظه منتظر باش.

11:46.070 --> 11:47.660
‫عذر می‌خوام.

11:47.690 --> 11:50.340
‫اوه، هاجیسکا. غافلگیرم کردی.

11:50.340 --> 11:53.830
‫لباسی که صبح برام آوردید، آماده‌ست.

11:53.830 --> 11:56.150
‫اوه، به این زودی تموم کردید؟

11:56.150 --> 11:59.970
‫هاجیسکا کارش خیلی سریع و با دقته.

11:59.970 --> 12:04.120
‫درسته که برای ارتش هم کار می‌کنه،
‫ولی برای منم کمک‌دست خیلی خوبیه.

12:04.220 --> 12:06.970
‫هاجیسکا واقعاً اسم غیرمعمولیه.

12:07.080 --> 12:10.900
‫من اهل ژاپنم، پس طبیعیه براتون غیرمعمول باشه.

12:12.210 --> 12:13.250
‫دیگو.

12:13.250 --> 12:14.290
‫اوهوم.

12:23.430 --> 12:25.890
‫حتماً خودشه. شک ندارم.

12:25.890 --> 12:29.600
‫ولی مدرکی نداریم، فقط می‌دونیم اهل ژاپنه.

12:29.600 --> 12:32.670
‫پس دنبالش می‌کنم تا مطمئن بشم.

12:33.000 --> 12:34.710
‫حواستو جمع کن، برنارد.

12:35.940 --> 12:37.000
‫خودم می‌دونم.

12:51.830 --> 12:53.360
‫غـ ـ غیبش زد...

12:56.770 --> 12:59.950
‫یهو کجا رفت؟ امکان نداره.

13:00.920 --> 13:03.280
‫که اینطور. پس زورو بالأخره پیداش شد!

13:04.550 --> 13:10.100
‫منتظر خبرهای خوب هستم، هاجیسکا.
‫باید هرطور شده زورو رو شکست بدی.

13:10.100 --> 13:11.060
‫بعد از اون...

13:11.640 --> 13:14.180
‫منو می‌فرستید ژاپن، درسته؟

13:14.360 --> 13:19.070
‫آره، اصلاً نگرانش نباش. حتماً برت می‌گردونم.

13:19.240 --> 13:22.150
‫هرچی نباشه، خانواده‌ت تو ژاپن منتظرتن.

13:23.840 --> 13:25.750
‫واقعاً عجیبه...

13:27.950 --> 13:29.230
‫کالسکه‌ی ریموند.

13:41.830 --> 13:46.630
‫واقعاً باید خداتو شکر کنی که
‫ شش‌سال پیش از دریا جون سالم به‌درد بردی.

13:46.840 --> 13:50.800
‫واقعاً مرد خوش‌شانسی هستی، هاجیسکا.

14:23.730 --> 14:28.080
‫قدردان‌تون هستم.
‫فرمانده ریموند، شما ناجی جونم هستید.

14:29.490 --> 14:35.670
‫و حالا فرصت برگشتن به ژاپن رو بهت می‌دم.
‫پس کارتو بی‌نقص انجام بده.

14:35.670 --> 14:40.100
‫لطفاً بسپردیش به من.
‫ امشب زورو رو با دستای خودم می‌کشم.

14:40.400 --> 14:42.880
‫خوب نیست. اوضاع بده، دیگو.

14:48.280 --> 14:50.600
‫الان وقت فکر کردن نیست!

14:50.600 --> 14:53.650
‫دیگو، اگه معطل کنی، هاجیسکا میاد می‌کشتتا!

15:00.620 --> 15:03.910
‫برنارد، می‌دونی ژاپن کجاست؟

15:09.020 --> 15:13.530
‫اینجا کالیفرنیاست که توش هستیم،
‫و اینجا ژاپنه.

15:14.600 --> 15:18.350
‫عه؟ از اون سمت جهان اومده...

15:18.350 --> 15:18.960
‫آره.

15:19.310 --> 15:21.280
‫ولی چرا باید بیاد اینجا؟

15:21.790 --> 15:24.220
‫خانواده‌ی هاجیسکا توی ژاپنه.

15:24.220 --> 15:26.540
‫مطمئنم منتظر برگشتنش هستن.

15:26.780 --> 15:29.320
‫و با پیشنهاد ریموند برای برگردوندنش،

15:29.320 --> 15:33.700
‫هاجیسکا چاره‌ی دیگه‌ای
‫ جز قبول‌کردن مأموریت نداشت.

15:33.700 --> 15:36.080
‫یعنی می‌گی آدم بدی نیست؟

15:36.080 --> 15:37.880
‫نه، منظورم این نیست.

15:37.880 --> 15:42.480
‫ولی هاجیسکا فقط داره
‫از دستورات ریموند پیروی می‌کنه.

15:42.480 --> 15:44.370
‫چاره‌ای جز انجام این‌کارها براش نمونده.

15:46.500 --> 15:50.140
‫ولی داره میاد سراغ زورو! می‌خوای چیکار کنی؟

15:50.820 --> 15:52.640
‫داشتم به همون فکر می‌کردم...

15:53.960 --> 15:55.600
‫دیگو!

15:55.650 --> 15:58.040
‫بیخیال، نمی‌خواد انقدر عصبانی باشی!

15:58.040 --> 16:04.570
‫هاجیسکا هنوز هویت زورو رو نمی‌دونه.
‫پس تا وقتی دوباره پیداش نشه، نمی‌تونه بکشتش.

16:05.320 --> 16:06.230
‫ای بابا...

16:16.600 --> 16:19.870
‫خدایا، خودم تنهایی اون نینجا رو می‌گیرم!

16:59.460 --> 17:00.410
‫پس پیدات شد!

17:02.400 --> 17:03.710
‫چه زوروی بانمکی!

17:03.710 --> 17:04.540
‫چی گفتی؟!

17:09.680 --> 17:10.830
‫لـ ـ لولیتا.

17:10.970 --> 17:14.170
‫اوه، پس تو هم این دخترو می‌شناسی؟

17:14.170 --> 17:17.240
‫خوبه، به زوروی واقعی اینو بگو.

17:17.240 --> 17:20.350
‫بگو اگه جون این دختر براش مهمه،
‫امشب بیاد توی جنگل.

17:24.600 --> 17:25.970
‫وایســــا!

17:37.590 --> 17:39.410
‫سایه‌تو گیر انداختم!

17:39.410 --> 17:40.970
‫دیگه نمی‌تونی از جات تکون بخوری!

17:45.070 --> 17:48.380
‫نمی‌تونی حرکت کنی. این جادوی نینجایی منه!

17:48.380 --> 17:49.560
‫لعنتی...

18:01.600 --> 18:03.120
‫فرار کن، زورو کوچولو!

18:06.980 --> 18:07.700
‫زورو!

18:08.100 --> 18:10.810
‫احمقانه بود که تنهایی بیای اینجا.

18:11.260 --> 18:12.450
‫شرمنده...

18:12.450 --> 18:14.110
‫بالأخره خودتو نشون دادی، زورو!

18:15.400 --> 18:17.810
‫زورو، نباید بذاری سایه‌تو گیر بندازه!

18:17.810 --> 18:22.780
‫نگران نباش. به چشماش نگاه نکن.
‫فقط حواست به شوریکن‌ها باشه.

18:22.830 --> 18:25.740
‫عه؟ باشه، فهمیدم.

18:31.940 --> 18:35.730
‫زورو! سایه‌ت... سایه‌ت زمین‌گیر شده!

19:02.870 --> 19:05.830
‫اون دخترو ول کن، هاجیسکا-سان!

19:06.580 --> 19:08.500
‫چطوری اسم منو می‌دونی؟

19:24.070 --> 19:27.180
‫چرا؟ چرا منو نمی‌کشی؟

19:27.590 --> 19:30.190
‫من قصد جونتو کرده بودم!

19:32.350 --> 19:35.070
‫چون هیچ‌کس رو نکشته بودی.

19:35.070 --> 19:35.950
‫برای همین.

19:36.910 --> 19:40.980
‫برای بیرون‌کشیدن من،
‫ می‌تونستی دست به هرکاری بزنی.

19:40.980 --> 19:43.700
‫و تو فقط مردمو هیپنوتیزم کردی.

19:44.280 --> 19:45.830
‫اینو از کجا می‌دونی؟

19:46.650 --> 19:50.520
‫چون درمورد هنرهای نینجایی مطالعه می‌کردم.

19:50.520 --> 19:53.420
‫جادوی سایه، در واقع فقط هیپنوتیزمه.

19:53.590 --> 19:54.700
‫هیپنوتیزم؟

19:56.320 --> 19:59.570
‫به‌نظر می‌رسید با
‫شوریکن‌هاش سایه‌تو بی‌حرکت کرده،

20:00.010 --> 20:04.180
‫ولی در واقع از طریق چشماش داشت
‫ هیپنوتیزمت می‌کرد و جلوی حرکتتو می‌گرفت.

20:05.980 --> 20:08.820
‫برای همین سعی کردم به چشمات نگاه نکنم.

20:09.200 --> 20:13.200
‫و گوش‌هامو هم بسته بودم،
‫ تا نتونم صدات رو بشنوم.

20:14.440 --> 20:16.640
‫واقعاً هوشمندانه بود. شکستم دادی.

20:17.750 --> 20:22.370
‫هاجیسکا-سان. تو دلت نمی‌خواد مردمو بکشی، درسته؟

20:22.770 --> 20:28.200
‫ادای دِین برای مردم ژاپن خیلی اهمیت داره.

20:28.200 --> 20:31.020
‫برای همین به دستورات ریموند گوش می‌کردی، نه؟

20:32.910 --> 20:34.000
‫زورو...

20:37.870 --> 20:41.540
‫زورو، حالا می‌خوای باهام چیکار کنی؟

20:41.540 --> 20:43.930
‫ازت می‌خوام کارتو تموم کنی.

20:45.470 --> 20:48.100
‫اگه اون لباس رو درست نکنی، برام دردسر می‌شه.

20:49.060 --> 20:49.890
‫زورو...

20:50.710 --> 20:53.020
‫اون دختر کوتاه‌بیا نیست.

21:00.040 --> 21:01.950
‫واقعاً به تن‌تون نشسته.

21:06.660 --> 21:11.330
‫پوشیدن همچین لباس قشنگی،
‫باعث می‌شه یادم بره چه شب افتضاحی داشتم.

21:11.540 --> 21:13.440
‫از شنیدنش واقعاً خوشحالم، بانو.

21:13.440 --> 21:17.260
‫هاجیسکا خیلی سریع درستش کرد
‫ و بعد یهو استعفاء داد.

21:17.260 --> 21:20.110
‫ها؟! همونی که ازش تعریف می‌کردید؟

21:20.220 --> 21:23.180
‫واقعاً که. اون برای مغازه‌مون خیلی ارزشمند بود.

21:23.180 --> 21:24.600
‫چیزی که نمی‌شه؟

21:24.600 --> 21:26.700
‫گفتم که ادای دِین برای ژاپنی‌ها مهمه.

21:26.700 --> 21:30.230
‫به‌خاطر همین قبل از رفتن، اون لباس رو تموم کرد.

21:30.230 --> 21:32.400
‫هی، دیگو، نظرت چیه؟

21:32.870 --> 21:34.520
‫فکر کنم درست اندازه‌ته.

21:34.520 --> 21:36.860
‫ای بابا، چیز دیگه‌ای واسه گفتن نداری؟

21:36.860 --> 21:38.670
‫خب، رنگشم قشنگه...

21:39.060 --> 21:44.030
‫منظورم این نبود! چیز مهم‌تری برای گفتن نداری؟

21:44.030 --> 21:45.640
‫خب، چیزه...

21:45.640 --> 21:47.740
‫فقط ازش تعریف کن.

21:47.740 --> 21:52.600
‫باشه، دیگو، کاری می‌کنم خیلی خوب بهش فکر کنی!

21:52.620 --> 21:56.620
« ارائه شده توسط وبسایت آوا مووی »
[ AvaMovie.in ]
