1
00:00:00,020 --> 00:00:10,020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:10,040 --> 00:00:20,040
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

3
00:00:36,710 --> 00:00:37,770
‫عالیه...

4
00:00:37,770 --> 00:00:41,540
‫دیروز خبرشون کردم و امروز رسیدن.

5
00:00:41,540 --> 00:00:42,450
‫اسمشون چیه؟

6
00:00:42,450 --> 00:00:42,770
‫بله.

7
00:00:43,020 --> 00:00:44,350
‫گارارا،

8
00:00:44,350 --> 00:00:45,690
‫و گیری.

9
00:00:45,690 --> 00:00:48,240
‫هردو جنگجوهای خطرناکی هستن.

10
00:00:48,590 --> 00:00:53,700
‫خوبه، با داشتن این دو نفر،
‫قطعاً می‌تونیم از شر زورو خلاص بشیم.

11
00:00:54,010 --> 00:00:57,940
‫اون زوروی لعنتی مدت زیادیه
‫ خاری توی چشم‌مون بوده.

12
00:00:57,940 --> 00:01:00,730
‫باید یکبار برای همیشه از سر راه برش داریم.

13
00:01:00,730 --> 00:01:04,080
‫با وجود اون دوتا،
‫می‌تونید زورو رو مرده فرض کنید.

14
00:01:11,180 --> 00:01:18,220
‫بانو زورو

15
00:01:20,160 --> 00:01:22,060
‫همه‌چیز نابود شده!

16
00:01:28,770 --> 00:01:33,070
‫وحشتناکه... آخه کدوم مردم‌آزاری همچین کاری می‌کنه؟

17
00:01:38,220 --> 00:01:39,500
‫ممنون بابت غذا!

18
00:01:39,940 --> 00:01:42,640
‫آخیش، خیلی خوشمزه بود!

19
00:01:42,640 --> 00:01:45,650
‫حس خوبی داره که بعضی‌وقتا
‫توی فضای باز غذا بخوریم.

20
00:01:45,650 --> 00:01:51,800
‫دیدی؟ درضمن، خودم بودم که
‫ تمام این ناهار خوشمزه رو درست کردم.

21
00:01:54,400 --> 00:01:55,520
‫چیه؟

22
00:01:55,770 --> 00:01:58,180
‫عا، نه، یعنی عالی بود.

23
00:01:58,180 --> 00:02:01,330
‫اوهوم، یعنی دسر قراره چی باشه؟

24
00:02:01,330 --> 00:02:03,770
‫شاید پرتقال یا انگور...؟

25
00:02:05,210 --> 00:02:06,730
‫میوه‌ای ندارم.

26
00:02:07,690 --> 00:02:10,190
‫نمی‌خوام بدجنس یا چیزی باشما.

27
00:02:10,620 --> 00:02:16,280
‫الان میوه و سبزیجات انقدر گرون شده
‫که اصلاً نمی‌تونستم بخرم.

28
00:02:16,280 --> 00:02:18,910
‫قشنگ قیمت‌شون دو برابر پارسال شده.

29
00:02:19,260 --> 00:02:25,380
‫امسال وضعیت هوا خیلی بد بوده،
‫ولی مشکل اصلی راهزن‌هان که کشاورزها رو اذیت می‌کنن.

30
00:02:25,380 --> 00:02:30,840
‫اوه، درسته! بابا هم به‌خاطر همین
‫ نگهبان‌های اضافی برای باغ انگور استخدام کرده.

31
00:02:31,240 --> 00:02:36,860
‫و تنها میوه و سبزیجاتی که توی بازارن،
‫همه متعلق به شرکت تجاری هند جنوبی ان.

32
00:02:36,860 --> 00:02:38,810
‫حتماً برای همین گرون‌قیمتن.

33
00:02:38,970 --> 00:02:44,120
‫پس بگو، می‌دونستم درست‌کردن
‫ هرچیزی جز میوه برات زیادی سخته، لولیتا.

34
00:02:45,280 --> 00:02:49,230
‫آها! پس یعنی دسر نمی‌خوری، نه؟

35
00:02:49,700 --> 00:02:50,510
‫چی؟

36
00:02:50,510 --> 00:02:55,450
‫درسته گفتم میوه نداریم،
‫ولی نگفتم خبری از دسر نیست.

37
00:02:59,540 --> 00:03:01,160
‫کیک شکلاتی؟!

38
00:03:01,970 --> 00:03:04,410
‫فقط شوخی کردم، لولیتا! یدونه بده!

39
00:03:04,410 --> 00:03:06,740
‫فقط داشتم شوخی می‌کردم!

40
00:03:04,410 --> 00:03:07,130
‫نه، خودت گفتی دلت نمی‌خواد که...

41
00:03:07,650 --> 00:03:11,590
‫ای بابا، واسه این بود که فکر نمی‌کردم
‫ بتونی همچین چیزی درست کنی.

42
00:03:11,790 --> 00:03:13,090
‫چی گفتی؟!

43
00:03:13,350 --> 00:03:14,810
‫احمق... برنارد!

44
00:03:15,360 --> 00:03:18,150
‫دوباره صداشونو انداختن رو سرشون.

45
00:03:18,830 --> 00:03:21,560
‫خب، از امروز روتون حساب می‌کنم.

46
00:03:21,840 --> 00:03:25,300
‫فقط حواستون باشه هیچ راهزنی
‫ نزدیک مزرعه و محصولاتم نشه.

47
00:03:25,300 --> 00:03:25,850
‫چشم!

48
00:03:34,090 --> 00:03:36,800
‫وای، حیف که انقدر گرونن.

49
00:03:36,800 --> 00:03:39,950
‫شرکت هند جنوبی همش قیمت‌ها رو بالا می‌بره.

50
00:03:40,840 --> 00:03:44,290
‫ها؟! می‌گم، میوه‌های اینجا ارزونن ها.

51
00:03:46,180 --> 00:03:49,430
‫اوه، راست می‌گی. چطوری؟

52
00:03:49,430 --> 00:03:52,460
‫چون مغازه‌م برای شرکت هند جنوبی نیست.

53
00:03:52,780 --> 00:03:54,360
‫اوه، پس بگو!

54
00:03:54,360 --> 00:03:56,880
‫آهای! فکر کردی داری چیکار می‌کنی؟!

55
00:03:56,880 --> 00:03:59,020
‫هوی، مجوز فروشت رو نشون بده.

56
00:03:59,020 --> 00:04:02,850
‫اجازه‌ی شماها رو نمی‌خوام!
‫الان 10 ساله اینجا مغازه دارم!

57
00:04:03,150 --> 00:04:08,560
‫مگه قانون جدید رو نمی‌دونی که همه میوه‌فروش‌ها
‫باید از شرکت هند جنوبی مجوز بگیرن؟

58
00:04:08,750 --> 00:04:10,360
‫این عادلانه نیست!

59
00:04:10,360 --> 00:04:13,020
‫آره، آره! عجیبه که
‫انحصار کل بازارو دست‌شون گرفتن!

60
00:04:13,310 --> 00:04:15,270
‫قیمت محصولات هم سر به‌فلک کشیده.

61
00:04:15,270 --> 00:04:16,610
‫درسته، خیلی عجبیه!

62
00:04:20,190 --> 00:04:24,110
‫ساکت شین! وگرنه برای مخالفت
‫ با دستورات ارتش دستگیر می‌شین!

63
00:04:33,740 --> 00:04:34,630
‫زوروئه!

64
00:04:34,630 --> 00:04:36,420
‫زورو...؟

65
00:04:41,420 --> 00:04:44,650
‫مجبور کردن اشخاص به فروش اجناس
‫ با قیمت سرسام‌آور اشتباهه.

66
00:04:44,650 --> 00:04:46,130
‫قابل بخشش نیست!

67
00:04:46,130 --> 00:04:47,370
‫چی گفتی؟!

68
00:05:05,380 --> 00:05:08,790
‫تا وقتی شرارت در این دنیا جریان داره،
‫من بی‌شک پدیدار خواهم شد.

69
00:05:09,390 --> 00:05:10,180
‫بدرود!

70
00:05:12,190 --> 00:05:13,200
‫محشره...

71
00:05:13,200 --> 00:05:15,200
‫ولی چطور ممکنه؟

72
00:05:16,080 --> 00:05:17,220
‫عجب مهارتی!

73
00:05:35,660 --> 00:05:39,030
‫لبه‌های شمشیر کند شده.
‫دیگه قابل استفاده نیست.

74
00:05:59,460 --> 00:06:00,600
‫هی، آلیسیا!

75
00:06:01,660 --> 00:06:04,710
‫آلیسیا، اینو تا فردا برام تیز کن.

76
00:06:05,370 --> 00:06:07,070
‫تا فردا نمی‌تونم.

77
00:06:07,070 --> 00:06:07,790
‫چی؟

78
00:06:08,320 --> 00:06:09,780
‫در اسرع وقت تموم می‌شه.

79
00:06:10,390 --> 00:06:13,850
‫اینطوری نگو دیگه،
‫ اگه تا فردا تموم کنی، پولشو می‌دم.

80
00:06:17,460 --> 00:06:18,860
‫پول لازم ندارم.

81
00:06:19,050 --> 00:06:24,240
‫اوضاعو سخت نکن دیگه.
‫با این وضع، مشتری‌هات کمتر از این می‌شه ها.

82
00:06:24,240 --> 00:06:25,820
‫بهتره مهربون‌تر باشی.

83
00:06:30,960 --> 00:06:34,790
‫پدر خدابیامرزتم لجباز بود،
‫ولی تو دیگه خیلی دیوونه‌ای.

84
00:06:35,350 --> 00:06:37,660
‫باشه بابا، فقط زودتر تمومش کن!

85
00:06:43,860 --> 00:06:45,360
‫بیچاره...

86
00:06:46,030 --> 00:06:50,030
‫دلت نمی‌خواد تو دستای اون مرد باشی، نه؟

87
00:07:16,270 --> 00:07:24,020
‫یه‌روزی بالأخره شمشیری
‫ به زیبایی و درخشانیِ ماه می‌سازم.

88
00:07:24,730 --> 00:07:26,070
‫ببخشید...

89
00:07:26,070 --> 00:07:26,710
‫کی اونجاست؟

90
00:07:27,330 --> 00:07:30,800
‫اوه، واقعاً ببخشید که این وقت شب مزاحم شدم.

91
00:07:30,800 --> 00:07:32,680
‫احیاناً اسم شما آلیسیاـست؟

92
00:07:33,130 --> 00:07:34,640
‫بله، کاری داشتید؟

93
00:07:34,640 --> 00:07:40,210
‫شنیدم مهارت خوبی در تعمیر شمشیر دارید.
‫پس می‌خواستم به این یه نگاهی بندازید.

94
00:07:40,210 --> 00:07:41,610
‫می‌تونید اینو تعمیر کنید؟

95
00:07:42,290 --> 00:07:43,480
‫شمشیر؟

96
00:07:45,750 --> 00:07:49,890
‫لطفاً یه نگاه کوچیک بندازید،
‫البته خیلی آسیب ندیده...

97
00:07:53,070 --> 00:07:56,790
‫چه شمشیر فوق‌العاده‌ای. این متعلق به کیه؟

98
00:07:58,040 --> 00:08:02,550
‫متعلق به فرد مهمیه،
‫اما متأسفانه نمی‌تونم بهتون بگم.

99
00:08:02,550 --> 00:08:05,940
‫فقط ازتون می‌خوام در صورت امکان تعمیرش کنید.

100
00:08:05,940 --> 00:08:07,800
‫باشه، الساعه روش کار می‌کنم.

101
00:08:08,030 --> 00:08:13,130
‫اوه، خداروشکر! شنیده بودم کم پیش میاد
‫ سفارش مشتری‌ها رو قبول کنید.

102
00:08:13,130 --> 00:08:13,760
‫چی؟

103
00:08:13,760 --> 00:08:17,740
‫شنیده بودم خیلی سختگیرانه سفارش می‌گیرید،

104
00:08:17,740 --> 00:08:22,440
‫و اگه شمشیر کیفیت مناسبی نداشته باشه،
‫مشتری رو دست به سر می‌کنید.

105
00:08:23,600 --> 00:08:26,440
‫درسته، آدما زیاد ازم خوششون نمیاد.

106
00:08:26,690 --> 00:08:29,380
‫نه، همچین منظوری نداشتم...

107
00:08:29,380 --> 00:08:32,240
‫اشکالی نداره. به‌هرحال حقیقت همینه.

108
00:08:32,240 --> 00:08:36,870
‫این شمشیر رو توی چند روز آینده تعمیر می‌کنم،
‫و می‌تونید بیاید تحویلش بگیرید.

109
00:08:37,280 --> 00:08:41,980
‫شرمنده که سریع‌تر نمی‌تونم انجامش بدم،
‫ولی عجله کنم ممکنه نقصی توی کار باشه.

110
00:08:41,980 --> 00:08:46,520
‫شمشیر بی‌نظیریه. ممنونم که گذاشتید تعمیرش کنم.

111
00:08:55,110 --> 00:08:58,830
‫اینو گفت و یه‌مدت به شمشیرم زل زد.

112
00:08:59,660 --> 00:09:01,880
‫عجب دختر عجیبی.

113
00:09:01,880 --> 00:09:05,310
‫برنارد، چطوری اون دختر رو می‌شناختی؟

114
00:09:05,310 --> 00:09:07,490
‫همه اهالی شهر درموردش می‌دونن.

115
00:09:07,690 --> 00:09:12,210
‫وقتی کوچیک بود مادرشو از دست داد،
‫و از اون موقع خیلی تنهاست.

116
00:09:12,210 --> 00:09:14,960
‫اصلاً هم با اهالی شهر حرف نمی‌زنه.

117
00:09:14,960 --> 00:09:19,690
‫بعد از اینکه پدرش شش ماه پیش فوت شد،
‫حتی کمتر از قبل با بقیه ارتباط داشت.

118
00:09:19,690 --> 00:09:21,660
‫مطمئنم خیلی روش تأثیر گذاشته.

119
00:09:22,210 --> 00:09:23,850
‫چیزای بدی بهش گفتم...

120
00:09:23,850 --> 00:09:28,770
‫فکر نکنم خیلی اهمیت بده،
‫اون فقط شمشیرها براش مهمن.

121
00:09:28,770 --> 00:09:29,830
‫شمشیر، ها؟

122
00:09:33,030 --> 00:09:35,000
‫عجب شمشیر زیبایی.

123
00:09:39,190 --> 00:09:42,930
‫یه‌جوری بهش نگاه می‌کرد،
‫انگار تا حالا شمشیر ندیده بود.

124
00:09:42,930 --> 00:09:47,240
‫چی شده، دیگو؟
‫انگار خودتم خیلی بهش فکر می‌کنی.

125
00:09:47,240 --> 00:09:49,750
‫به لولیتا می‌گما!

126
00:09:49,750 --> 00:09:51,400
‫اصلاً اونطوری نیست...

127
00:09:54,660 --> 00:09:59,920
‫اسمش آلیسیاست.
‫البته یه‌مقدار رفتارش غیردوستانه‌ست.

128
00:09:59,920 --> 00:10:01,290
‫شما مشکلی ندارید؟

129
00:10:01,290 --> 00:10:03,330
‫مهم نیست خوش‌اخلاقه یا نه.

130
00:10:03,330 --> 00:10:07,290
‫باید این شمشیرو تیز کنم.
‫اگه از پسش بر بیاد، کافیه.

131
00:10:13,110 --> 00:10:13,700
‫بله؟!

132
00:10:14,920 --> 00:10:19,330
‫یه شمشیری دارم که باید تیز شه.
‫من از طرف ارتش... اون؟!

133
00:10:19,330 --> 00:10:20,020
‫ها؟

134
00:10:20,200 --> 00:10:23,070
‫اون شمشیر چیه؟ از کجا پیداش کردی؟

135
00:10:24,500 --> 00:10:25,620
‫این...

136
00:10:26,660 --> 00:10:29,420
‫شکی توش نیست! شمشیرِ زوروئه.

137
00:10:29,420 --> 00:10:31,280
‫هوی! کی اینو آورده پیشت؟

138
00:10:31,990 --> 00:10:34,240
‫نمی‌دونم! یه پیرمرد آوردش!

139
00:10:34,670 --> 00:10:36,210
‫گفتی یه پیرمرد؟

140
00:10:36,210 --> 00:10:37,740
‫چه مشکلی پیش اومده؟

141
00:10:37,740 --> 00:10:39,740
‫ابله! این شمشیرِ زوروئه!

142
00:10:39,950 --> 00:10:42,430
‫گونزالس، از حالا به بعد حواست به این مغازه باشه!

143
00:10:42,430 --> 00:10:46,470
‫زورو، این‌بار حتماً گیرت میندازم!

144
00:10:52,190 --> 00:10:54,060
‫شمشیرِ زورو...؟

145
00:11:06,810 --> 00:11:11,610
‫مطمئنی شمشیری که
‫ توی شمشیرسازی بود، برای زوروئه؟

146
00:11:11,610 --> 00:11:17,700
‫شکی توش ندارم! بارها با اون شکل و ظاهر
‫در نبردهامون روبرو شدم!

147
00:11:17,920 --> 00:11:22,660
‫هه، درسته که بارها باهاش روبرو شدی،
‫ولی هیچ‌وقت نتونستی شکستش بدی!

148
00:11:23,620 --> 00:11:27,590
‫مهم نیست، راهزنایی که اجیر کردی
‫به‌زودی به مزرعه‌ها حمله می‌کنن،

149
00:11:27,630 --> 00:11:31,800
‫پس زورو به شمشیرش احتیاج داره
‫ و دوباره به اون مغازه سر می‌زنه.

150
00:11:31,800 --> 00:11:33,330
‫مطمئن شو اون‌موقع دستگیرش کنی!

151
00:11:33,330 --> 00:11:34,000
‫چشم!

152
00:11:38,050 --> 00:11:40,340
‫این شمشیرِ زوروئه؟

153
00:11:40,600 --> 00:11:42,230
‫حداقل اون سرباز اینو می‌گفت...

154
00:11:46,830 --> 00:11:49,360
‫به‌نظر اصلاً شوخی نمیاد.

155
00:11:53,520 --> 00:11:56,980
‫واقعاً شمشیر بی‌نظیریه.
‫بدون شک متعلق به زوروئه.

156
00:12:00,660 --> 00:12:02,300
‫دلم می‌خواد امتحانش کنم!

157
00:12:07,700 --> 00:12:11,720
‫چرا اومدن بین این‌همه جا،
‫مزرعه منو انتخاب کردن؟

158
00:12:11,720 --> 00:12:13,670
‫بابا، آروم باش!

159
00:12:13,670 --> 00:12:16,880
‫درسته، مگه به‌خاطر همین نگهبان اضافی نیاوردی؟

160
00:12:16,880 --> 00:12:21,200
‫درسته، ولی اگه یه‌مشت
‫ گردن‌کلفت پیداشون شه چی؟

161
00:12:21,200 --> 00:12:25,990
‫مهم نیست چقدر براش آماده باشم،
‫هنوز بدجوری دلشوره دارم.

162
00:12:26,250 --> 00:12:30,870
‫اصلاً نگران نباش،
‫مطمئنم زورو-ساما نجات‌مون می‌ده!

163
00:12:30,870 --> 00:12:34,070
‫مگه نه، دیگو؟ خودتم همین فکرو می‌کنی، نه؟

164
00:12:34,100 --> 00:12:39,660
‫عه؟ آره، زورو حتماً پیداش می‌شه.

165
00:12:41,640 --> 00:12:46,000
‫نمی‌دونم چه مرگشه! مزرعه‌ی خانواده نامزدش
‫ توی خطره و اون اصلاً خیالش نیست!

166
00:12:46,510 --> 00:12:49,180
‫با این وضع، فکر نکنم به‌درد لولیتا بخوره.

167
00:12:49,180 --> 00:12:52,160
‫پس شاید بهتره از زورو بخوام باهام ازدواج کنه؟

168
00:12:52,160 --> 00:12:52,990
‫نمی‌شه!

169
00:12:53,200 --> 00:12:55,460
‫زورو-ساما فقط می‌تونه مال من باشه!

170
00:12:55,460 --> 00:12:59,390
‫زورو-ساما، زودتر بیا نجات‌مون بده!

171
00:12:59,930 --> 00:13:03,470
‫چیکار کنیم، دیگو؟ بدون شمشیر که نمی‌تونی بجنگی.

172
00:13:03,470 --> 00:13:07,910
‫آره، فعلاً بیا بریم پیش آلیسیا.
‫بعدش ببینیم چی می‌شه.

173
00:13:21,700 --> 00:13:26,220
‫عا... چه‌خبر شده؟ سربازها مثل مور و ملخ ریختن.

174
00:13:28,510 --> 00:13:32,170
‫نمی‌دونم قضیه چیه، ولی باید یه راهی پیدا کنم.

175
00:13:32,570 --> 00:13:34,650
‫اگه شلوغش کنیم، برای آلیسیا بد می‌شه.

176
00:13:34,930 --> 00:13:36,640
‫باید موقع شب عمل کنیم.

177
00:13:36,640 --> 00:13:37,420
‫اوهوم.

178
00:13:53,690 --> 00:13:55,230
‫گروهبان، بفرمایید چایی!

179
00:13:55,230 --> 00:13:56,140
‫ممنون.

180
00:14:04,690 --> 00:14:06,710
‫چطوری بریم تو؟

181
00:14:06,710 --> 00:14:07,820
‫مسئله همینه.

182
00:14:13,690 --> 00:14:14,630
‫زوروئه!

183
00:14:19,500 --> 00:14:22,560
‫یعنی آلیسیا تظاهر می‌کنه زوروئه؟

184
00:14:22,880 --> 00:14:24,640
‫حالا چی؟ باید کمکش کنیم.

185
00:14:42,350 --> 00:14:44,780
‫اوهو؟ چه قوی...

186
00:14:46,800 --> 00:14:50,190
‫چقدر سریع و چابکه. مهارت شمشیرشم خوبه.

187
00:14:50,190 --> 00:14:53,080
‫وقت تعریف و تمجید نیست. باید بریم دنبالش.

188
00:14:53,080 --> 00:14:56,660
‫نگران نباش. می‌دونم دقیقاً داره کجا می‌ره.

189
00:15:09,890 --> 00:15:12,430
‫توی باغ انفجار راه انداختن!

190
00:15:21,740 --> 00:15:25,420
‫آه... چطور تونستن همچین کار وحشتناکی کنن؟

191
00:15:27,710 --> 00:15:29,020
‫بابا!

192
00:15:38,670 --> 00:15:39,460
‫زورو!

193
00:15:45,720 --> 00:15:47,220
‫راهزنایی که به مزرعه حمله کردن!

194
00:15:47,860 --> 00:15:51,180
‫نابود کردن میوه‌های پرورش داده‌شده
‫ توسط آدمای شرافتمند، کار نابخشودنی‌ایه!

195
00:15:51,180 --> 00:15:54,080
‫زورو شما رو به سزای اعمال‌تون می‌رسونه!

196
00:16:02,590 --> 00:16:03,970
‫به این زودی شروع شده؟!

197
00:16:21,590 --> 00:16:23,850
‫انگار نیازی به کمک‌مون نداره.

198
00:16:30,300 --> 00:16:31,150
‫زورو!

199
00:16:31,150 --> 00:16:32,050
‫زورو-ساما!

200
00:16:34,950 --> 00:16:38,540
‫پس بالأخره برامون نجات‌مون اومدی، زورو-ساما!

201
00:16:49,550 --> 00:16:52,660
‫شـ ـ شما رو برای نگهبانی از مزرعه‌م استخدام کردم...

202
00:16:52,870 --> 00:16:57,370
‫تقصیر خودته که به هرکسی اعتماد می‌کنی.

203
00:16:57,700 --> 00:17:00,860
‫پس شماها به این راهزنا کمک کردین!

204
00:17:00,860 --> 00:17:02,100
‫تازه دوزاری‌ت افتاد، ها؟

205
00:17:11,890 --> 00:17:14,630
‫پس زوروی پرآوازه همین بود؟

206
00:17:14,630 --> 00:17:17,340
‫این‌همه راه از اونور آب برای هیچ و پوچ اومدیم.

207
00:17:17,850 --> 00:17:18,720
‫زورو!

208
00:17:18,720 --> 00:17:20,200
‫زورو-ساما!

209
00:17:24,900 --> 00:17:27,390
‫بمیر... زورو!

210
00:17:40,850 --> 00:17:44,410
‫زورو-ساما... دوتا شد...

211
00:17:52,030 --> 00:17:54,200
‫انگار پات پیچ خورده...

212
00:17:54,200 --> 00:17:58,010
‫زورو کوچولو، برو بانداژ بیار
‫و نذار کسی متوجهت بشه.

213
00:17:58,010 --> 00:17:58,650
‫باشه!

214
00:17:58,650 --> 00:18:01,770
‫لازم نیست نگران من باشی!
‫خودم تنهایی برمی‌گردم خونه!

215
00:18:01,770 --> 00:18:05,230
‫احمق نباش. با اون پا نمی‌تونی برگردی خونه!

216
00:18:06,100 --> 00:18:09,180
‫مشکلی ندارم که برای کمک به مردم
‫ خودتو شبیه من کردی...

217
00:18:09,180 --> 00:18:13,540
‫ولی در هرحال فقط یه زنی.
‫نباید اینطوری خودتو به‌خطر بندازی.

218
00:18:13,800 --> 00:18:16,890
‫من به‌خاطر عدالت و این‌چیزا تبدیل به زورو نشدم.

219
00:18:17,980 --> 00:18:22,110
‫فقط می‌خواستم ببینم شمشیرهایی که ساختم،
‫چقدر توی مبارزه کاربرد دارن.

220
00:18:22,110 --> 00:18:23,620
‫فقط برای همین بود.

221
00:18:24,050 --> 00:18:28,880
‫ولی خیلی زود فهمیدم که در مقایسه با مال تو،
‫شمشیرم خیلی خاص نبود.

222
00:18:30,570 --> 00:18:34,640
‫هی، رازتو بهم بگو!
‫چطور شمشیری به خوبیِ اون ساختی؟

223
00:18:34,640 --> 00:18:39,310
‫یه‌لحظه وایسا...
‫مـ ـ من کسی نبودم که شمشیرو ساخته.

224
00:18:39,310 --> 00:18:45,390
‫شرمنده، نمی‌خواستم این‌شکلی حرف بزنم.
‫این چند وقته خیلی کج‌خلق شدم.

225
00:18:45,680 --> 00:18:49,730
‫ولی هروقت این نقاب رو می‌ذارم،
‫حس می‌کنم یه آدم دیگه‌ام.

226
00:18:51,300 --> 00:18:54,820
‫من که فکر می‌کنم اون نقاب بهت میاد.

227
00:18:54,820 --> 00:18:55,450
‫چی؟

228
00:18:55,450 --> 00:18:57,430
‫اوه، نه، منظورم اینه که...

229
00:18:59,660 --> 00:19:01,060
‫زورو! آماده مرگ شو!

230
00:19:17,460 --> 00:19:18,010
‫زورو!

231
00:19:19,090 --> 00:19:19,840
‫آلیسیا!

232
00:19:23,490 --> 00:19:24,390
‫زورو...

233
00:19:24,390 --> 00:19:27,800
‫این آخرین‌باریه که ماه رو می‌بینی.

234
00:19:27,800 --> 00:19:29,860
‫پس یه دل سیر بهش نگاه کن.

235
00:19:38,380 --> 00:19:39,030
‫زورو!

236
00:19:52,380 --> 00:19:53,460
‫بگیرش!

237
00:20:02,510 --> 00:20:06,640
‫درسته، ماه امشب واقعاً زیباست.

238
00:20:13,780 --> 00:20:17,210
‫آلیسیا، شمشیر من خیلی هم خاص نیست.

239
00:20:17,210 --> 00:20:19,240
‫فقط دارم ازش استفاده می‌کنم.

240
00:20:19,750 --> 00:20:23,570
‫لطفاً مثل یه شمشیر باارزش،
‫ از خودتم خوب مواظبت کن.

241
00:20:23,570 --> 00:20:25,570
‫باشه، دیگه متوجه شدم.

242
00:20:25,700 --> 00:20:30,040
‫مهم نیست چه شمشیری باشه،
‫همه‌شون بعد یه مدت کند می‌شن.

243
00:20:30,040 --> 00:20:33,580
‫ممنونم، زورو، از این به بعد
‫ بیشتر مواظب خودم هستم.

244
00:20:33,580 --> 00:20:37,280
‫و سعی می‌کنم رفتار بهتری
‫ با اهالی شهر داشته باشم.

245
00:20:37,960 --> 00:20:39,010
‫آلیسیا...

246
00:20:49,560 --> 00:20:50,720
‫فرمانده ریموند!

247
00:20:50,720 --> 00:20:52,430
‫کافیه! نمی‌خوام چیزی بشنوم.

248
00:20:52,480 --> 00:20:56,720
‫ولی هنوز راه‌های زیادی برای کشتنش وجود داره.

249
00:20:56,720 --> 00:20:59,450
‫دفعه بعد بدون شک از شر زورو خلاص می‌شم!

250
00:21:00,260 --> 00:21:01,840
‫زورو...

251
00:21:07,030 --> 00:21:08,120
‫صبح به‌خیر!

252
00:21:08,120 --> 00:21:10,060
‫اوه، صبح شما هم به‌خیر.

253
00:21:10,060 --> 00:21:12,750
‫صبح به‌خیر، آلیسیا. می‌شه یه کاری بهت بدم؟

254
00:21:12,750 --> 00:21:13,880
‫بله، چی شده؟

255
00:21:14,150 --> 00:21:18,110
‫می‌خواستم چاقوم رو تیز کنم،
‫شرمنده برات زحمت می‌شه.

256
00:21:18,110 --> 00:21:21,820
‫نه، مشکلی نداره! خیلی ازتون ممنونم!

257
00:21:21,820 --> 00:21:27,220
‫بعدش شرکت هند جنوبی انحصارشو از منطقه برداشت
‫ و الان قیمت میوه‌ها به حالت عادی برگشته.

258
00:21:27,220 --> 00:21:27,770
‫جدی؟

259
00:21:28,050 --> 00:21:29,220
‫صبح به‌خیر، لولیتا.

260
00:21:29,220 --> 00:21:31,640
‫صبح به‌خیر، آلیسیا. بعداً میام می‌بینمت.

261
00:21:32,230 --> 00:21:33,930
‫اون دخترو می‌شناسی؟

262
00:21:33,930 --> 00:21:35,230
‫اسمش آلیسیاست.

263
00:21:35,230 --> 00:21:39,940
‫مهارتش توی شمشیرسازی حرف نداره.
‫و تازگی‌ها خیلی خوشروتر هم شده.

264
00:21:39,940 --> 00:21:41,760
‫آها...

265
00:21:41,760 --> 00:21:44,910
‫آلیسیا-سان، می‌شه یه شمشیر برام درست کنی؟

266
00:21:45,400 --> 00:21:46,110
‫بله.

267
00:21:46,130 --> 00:21:58,130
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
