1
00:00:00,520 --> 00:00:08,070
‫ماجراجویی زیر آب

2
00:00:08,090 --> 00:00:16,090
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

3
00:00:16,420 --> 00:00:17,940
‫برنارد!

4
00:00:20,540 --> 00:00:22,130
‫می‌گم، تو هم شنیدی؟

5
00:00:22,750 --> 00:00:23,750
‫چی رو؟

6
00:00:23,840 --> 00:00:25,670
‫درباره مخترع پیر!

7
00:00:25,670 --> 00:00:26,830
‫مخترع پیر؟

8
00:00:27,040 --> 00:00:31,300
‫آره، یه خانمه که چند روز پیش اومد
‫و توی حومه شهر زندگی می‌کنه.

9
00:00:31,420 --> 00:00:35,050
‫می‌گن یه‌عالمه چیزای جذاب با خودش داره!

10
00:00:35,270 --> 00:00:36,980
‫خیلی‌خب، بیا بریم نگاه کنیم!

11
00:00:36,980 --> 00:00:38,530
‫بـ ـ باشه.

12
00:00:42,650 --> 00:00:43,480
‫اینجاست؟

13
00:00:43,480 --> 00:00:46,110
‫حتماً اونجا داره اختراع می‌کنه.

14
00:00:55,830 --> 00:00:57,370
‫هیچ‌کس اینجا نیست.

15
00:00:59,300 --> 00:01:03,000
‫سلام، کسی اینجا نیست؟

16
00:01:03,000 --> 00:01:05,130
‫خیلی بی در و پیکره ها.

17
00:01:05,130 --> 00:01:08,840
‫آهای! اینجا چیزای باحالی هست!

18
00:01:09,470 --> 00:01:10,920
‫اونجا رو ببینین!

19
00:01:12,140 --> 00:01:13,390
‫چه کالسکه رنگارنگی!

20
00:01:13,390 --> 00:01:15,560
‫شبیه واگن سیرک می‌مونه.

21
00:01:17,040 --> 00:01:18,760
‫اینا چیه؟

22
00:01:18,760 --> 00:01:19,880
‫ساز موسیقی.

23
00:01:20,060 --> 00:01:21,350
‫چقدر عجیب.

24
00:01:22,020 --> 00:01:23,350
‫این برای چیه؟

25
00:01:38,580 --> 00:01:39,830
‫یهو چی شد؟

26
00:01:45,620 --> 00:01:47,790
‫وضع خرابه! فرار کنین!

27
00:02:03,810 --> 00:02:06,030
‫راه فراری ندارین، بچه‌های شیطون!

28
00:02:17,500 --> 00:02:19,280
‫بیا بریم! زود باش!

29
00:02:19,280 --> 00:02:20,110
‫ببین!

30
00:02:42,760 --> 00:02:45,560
‫غافلگیر شدین، نه، بچه‌ها؟

31
00:02:51,110 --> 00:02:55,570
‫خیلی‌خب، هرچقدر دلتون می‌خواد بخورید.
‫همم... چی شده؟

32
00:02:56,720 --> 00:03:01,630
‫اوه، از مکس می‌ترسین؟
‫نگران نباشین، ببینین.

33
00:03:04,900 --> 00:03:06,790
‫اون واقعاً آدم نبود؟

34
00:03:06,790 --> 00:03:08,500
‫مثل عروسک حرکت می‌کرد!

35
00:03:08,500 --> 00:03:10,300
‫محشره!

36
00:03:10,420 --> 00:03:14,150
‫خیلی باحاله، نه؟ آخه من یه مخترع نابغه‌ام.

37
00:03:19,710 --> 00:03:26,020
‫می‌گن یه زن به اسم کریس که تازه وارد شهر شده،
‫ یه زره مکانیکی پیش خودش داره.

38
00:03:26,020 --> 00:03:29,980
‫می‌گن با اینکه هیکل گنده‌ای داره،
‫خیلی سریع حرکت می‌کنه.

39
00:03:29,980 --> 00:03:35,320
‫می‌تونه یه تبر به این گندگی رو
‫بالای سرش بچرخونه، و حتی بدوئه یا برقصه.

40
00:03:35,650 --> 00:03:38,050
‫دلم می‌خواد از نزدیک ببینمش!

41
00:03:38,520 --> 00:03:40,150
‫منم می‌خوام ببینمش.

42
00:03:40,150 --> 00:03:42,990
‫همم؟ اوه، فرمانده ریموند!

43
00:03:42,990 --> 00:03:45,240
‫گروهبان، حرفای الانت واقعیت داره؟!

44
00:03:45,240 --> 00:03:52,130
‫بله! چندتا از بچه‌های همسایه شاهدش بودن،
‫پس فکر می‌کنم واقعیت داشته باشه.

45
00:03:53,360 --> 00:03:57,240
‫ستوان گابریل، می‌خوام این عروسک زرهی رو ببینم.

46
00:03:57,240 --> 00:03:59,630
‫ببین می‌تونی چیکارش کنی.

47
00:04:00,090 --> 00:04:01,280
‫اطاعت می‌شه.

48
00:04:06,990 --> 00:04:09,560
‫اوهو، عجب خوب می‌دوئه.

49
00:04:09,560 --> 00:04:13,070
‫اصلاً باورم نمی‌شه که دست‌سازه.

50
00:04:13,070 --> 00:04:16,030
‫گفتم که، خیلی چیز معرکه‌ایه!

51
00:04:16,250 --> 00:04:18,780
‫ولی کریس یه‌ذره عجیب‌غریبه ها.

52
00:04:18,780 --> 00:04:21,820
‫می‌گه مکس رو پسر خودش می‌دونه.

53
00:04:21,820 --> 00:04:24,770
‫اون که اصلاً انسان نیست. واقعاً عجیبه، نه؟

54
00:04:24,770 --> 00:04:27,110
‫اوه؟ پسرش؟

55
00:04:27,500 --> 00:04:30,960
‫خیلی‌خب، بچه‌ها!
‫کلوچه‌های خوشمزه براتون پختم.

56
00:04:31,750 --> 00:04:34,800
‫بفرمایید، دیگو-سان، لولیتا-سان.
‫شما هم نوش‌جان کنید.

57
00:04:35,170 --> 00:04:35,940
‫ممنون.

58
00:04:46,100 --> 00:04:52,510
‫سلام لولیتا-سان! عجب تصادفی،
‫شما هم برای دیدن عروسک مکانیکی اومدید؟

59
00:04:56,620 --> 00:04:58,570
‫اوه، پس همینه.

60
00:05:04,310 --> 00:05:05,500
‫ها؟ چیه؟

61
00:05:12,390 --> 00:05:16,040
‫احمق گستاخ! برگرد اینجا! چطور جرئت می‌کنی؟!

62
00:05:20,840 --> 00:05:22,430
‫به چی می‌خندین؟!

63
00:05:22,800 --> 00:05:25,510
‫آخه مکس فقط یه عروسکه.

64
00:05:25,600 --> 00:05:30,010
‫بهم نخند! دیگو، تو هم بهم خندیدی!

65
00:05:30,310 --> 00:05:32,310
‫من نخندیدم.

66
00:05:32,310 --> 00:05:35,080
‫ارتش اینجا چی می‌خواد؟

67
00:05:35,080 --> 00:05:37,780
‫صاحب اون عروسک دیوونه تویی؟!

68
00:05:37,780 --> 00:05:42,990
‫درسته! من مکس رو ساختم.
‫جنابعالی باهاش مشکلی داری؟

69
00:05:43,650 --> 00:05:49,070
‫فرمانده ریموند می‌خواد هرچه سریع‌تر
‫ تو و اختراعت رو ببینه! سریع آماده شو!

70
00:05:49,070 --> 00:05:50,070
‫نمی‌خوام!

71
00:05:50,070 --> 00:05:51,210
‫چی گفتی؟

72
00:05:51,830 --> 00:05:54,630
‫عوضی! می‌خوای از دستورات ارتش سرپیچی کنی؟

73
00:05:54,630 --> 00:05:58,550
‫پـ ـ پیرزن، لطفاً این‌بارو باهامون راه بیا دیگه.

74
00:05:58,550 --> 00:06:02,300
‫به کی می‌گی پیرزن؟
‫ من ابداً از ارتش خوشم نمیاد.

75
00:06:03,050 --> 00:06:05,010
‫زودتر از اینجا برین.

76
00:06:05,170 --> 00:06:07,470
‫مکس، بندازشون بیرون.

77
00:06:09,020 --> 00:06:10,080
‫چیکار می‌کنی؟

78
00:06:16,020 --> 00:06:20,480
‫به چی زل زدی؟
‫ اون زن یه شورشیه! دستگیرش کن!

79
00:06:20,480 --> 00:06:22,950
‫ا ـ اطاعت!

80
00:06:23,300 --> 00:06:26,280
‫وایسا! دیگو، یه‌کاری بکن!

81
00:06:26,280 --> 00:06:27,900
‫آخه چیکار کنم...

82
00:06:28,370 --> 00:06:31,760
‫گروهبان، اینجا بچه وایساده.
‫می‌شه یه‌مقدار مهربون‌تر باشی؟

83
00:06:31,760 --> 00:06:33,410
‫و ـ ولی آخه...

84
00:06:33,410 --> 00:06:38,630
‫کریس-سان! بهتره جلوی مکس رو بگیرید!
‫فقط داره اوضاع رو پیچیده‌تر می‌کنه.

85
00:06:39,010 --> 00:06:40,130
‫نمی‌خوام.

86
00:06:57,060 --> 00:06:58,810
‫تقاصشو می‌دی!

87
00:06:59,690 --> 00:07:03,260
‫پیرزن خرفت! به‌خاطر این کار به صلابه می‌کشمت!

88
00:07:03,940 --> 00:07:08,320
‫اگه یه انگشتت بهم بخوره،
‫خودتی که به صلابه کشیده می‌شی!

89
00:07:08,950 --> 00:07:11,860
‫اون... پادشاه اسپانیا...

90
00:07:12,410 --> 00:07:16,370
‫درسته، پادشاه اسپانیا شخصاً این مدال رو بهم داده.

91
00:07:16,370 --> 00:07:17,630
‫چی؟

92
00:07:17,630 --> 00:07:19,340
‫اینو چطوری گرفتی؟

93
00:07:19,360 --> 00:07:24,090
‫شوهر مرحومم یکبار جون پادشاه رو نجات داد،

94
00:07:24,300 --> 00:07:27,430
‫برای قدردانی از عمل قهرمانانه‌‌ش اینو دریافت کرد.

95
00:07:27,510 --> 00:07:30,460
‫اگه فکر می‌کنی دروغ می‌گم،
‫می‌تونی بری درموردش تحقیق کنی!

96
00:07:30,460 --> 00:07:34,320
‫تو جایگاهی نیستی که در برابرم بایستی!
‫پس دلیلی نداره ازت پیروی کنم!

97
00:07:44,820 --> 00:07:47,650
‫واقعاً اشکالی نداره؟ ستوان خیلی عصبانی بود.

98
00:07:47,650 --> 00:07:49,350
‫شاید یه‌مقدار زیاده‌روی کردید.

99
00:07:49,350 --> 00:07:54,040
‫عیبی نداره. آخه ارتش باعث
‫ مرگ تنها پسرم شده بود.

100
00:07:54,290 --> 00:07:55,590
‫چه اتفاقی افتاد؟

101
00:07:55,590 --> 00:08:01,860
‫پسرم در کنار ارتش تمرین می‌کرد،
‫ولی مکس شناگر خوبی نبود.

102
00:08:01,860 --> 00:08:04,790
‫ولی تو یه روز طوفانی
‫مجبورش کردن توی دریا شنا کنه.

103
00:08:05,010 --> 00:08:08,220
‫مکس؟ پس یعنی اون عروسک در واقع...

104
00:08:08,710 --> 00:08:09,700
‫درسته.

105
00:08:11,930 --> 00:08:14,970
‫برای یادبود پسرم ساختمش.

106
00:08:16,060 --> 00:08:18,850
‫یه‌ذره زیاد حرفای غمگین زدیم...

107
00:08:18,850 --> 00:08:22,700
‫بازم باید کلوچه درست کنیم و بخوریم، نه؟

108
00:08:22,700 --> 00:08:24,940
‫خیلی‌خب، بیاید کمکم کنین!

109
00:08:24,940 --> 00:08:26,070
‫باشه!

110
00:08:29,990 --> 00:08:36,570
‫واقعاً شوهر اون زن همچین مدال افتخاری
‫ از پادشاه اسپانیا دریافت کرده؟

111
00:08:36,570 --> 00:08:40,480
‫بله، زن دردسرسازیه،
‫ولی نمی‌تونیم باهاش درگیر بشیم.

112
00:08:40,480 --> 00:08:42,210
‫باید به حال خودش رهاش کنیم.

113
00:08:42,210 --> 00:08:43,420
‫ولی فرمانده...

114
00:08:43,420 --> 00:08:46,410
‫اون زن به ارتش توهین کرده
‫ و دستورات سرپیچی-

115
00:08:46,410 --> 00:08:47,210
‫فراموشش کن!

116
00:08:47,210 --> 00:08:48,170
‫فهمیدی؟

117
00:08:48,990 --> 00:08:50,240
‫متوجه شدم.

118
00:08:55,140 --> 00:08:58,590
‫خب، بعدی... صابون...

119
00:08:58,590 --> 00:08:59,710
‫دیگو!

120
00:09:00,060 --> 00:09:01,070
‫سلام!

121
00:09:01,070 --> 00:09:03,630
‫آفتاب از کدوم طرف در اومده که خرید می‌کنی؟

122
00:09:03,630 --> 00:09:05,340
‫ماریا ازم خواست بیام.

123
00:09:05,340 --> 00:09:10,730
‫و دست‌خطشم که اصلاً نمی‌شه خوند.
‫راستی، شما دارین کجا می‌رین؟

124
00:09:10,730 --> 00:09:13,030
‫داریم می‌ریم خونه‌ی کریس!

125
00:09:13,890 --> 00:09:18,830
‫انگار همه اونجا رو خیلی دوست دارین.
‫تو هم همینطور، لولیتا؟

126
00:09:19,000 --> 00:09:21,920
‫شنیدم داره اختراع جدیدی می‌کنه.

127
00:09:21,920 --> 00:09:24,200
‫آره! اسمش زیردریایی‌ـه، دیگو!

128
00:09:24,200 --> 00:09:25,480
‫زیردریایی؟

129
00:09:25,710 --> 00:09:28,410
‫یه کشتیه که زیر آب حرکت می‌کنه.

130
00:09:28,410 --> 00:09:30,120
‫زیر آب؟

131
00:09:30,120 --> 00:09:31,910
‫دیگو، بیا بریم ببینیمش!

132
00:09:31,910 --> 00:09:32,830
‫بیا، بیا!

133
00:09:32,830 --> 00:09:35,020
‫آخه من الان دارم خرید می‌کنم...

134
00:09:35,350 --> 00:09:41,070
‫عیبی نداره. مطمئنم ماریا ازت انتظار نداره
‫ که مستقیم برگردی خونه.

135
00:09:45,980 --> 00:09:49,130
‫مطمئنی می‌تونه زیر آب حرکت کنه؟

136
00:09:49,130 --> 00:09:54,070
‫کریس گفت ایده‌ی اصلی
‫ از یه هنرمند به اسم لئوناردو داوینچی میاد.

137
00:09:54,070 --> 00:09:55,090
‫همم...

138
00:09:56,530 --> 00:10:04,460
‫همینطوره! زیردریایی خودمو براساس
‫ ایده‌ی لئوناردو داوینچی نابغه درست کردم!

139
00:10:04,460 --> 00:10:05,960
‫که می‌تونید اینجا ببینید!

140
00:10:08,670 --> 00:10:09,910
‫معرکه‌ست!

141
00:10:09,910 --> 00:10:12,430
‫عــــه! می‌تونه بره زیر آب؟

142
00:10:12,590 --> 00:10:16,000
‫فقط محض اطلاع،
‫وقتی بره پایین، میاد بالا دیگه؟

143
00:10:16,000 --> 00:10:19,810
‫نگران نباش. طراحی‌م هیچ عیب و نقصی نداره.

144
00:10:19,810 --> 00:10:26,190
‫زیر دریا باید خیلی رمانتیک باشه!
‫دلم می‌خواد تمام اون ماهی‌های قشنگو ببینم!

145
00:10:26,190 --> 00:10:28,510
‫شاید پری دریایی هم اون پایین باشه!

146
00:10:28,510 --> 00:10:29,860
‫می‌خواید ببینین؟

147
00:10:29,860 --> 00:10:31,110
‫البته که می‌خوایم!

148
00:10:31,110 --> 00:10:32,280
‫آره! آره!

149
00:10:32,600 --> 00:10:36,070
‫به‌خاطر همین ازتون خواستم امروز بیاید.

150
00:10:36,070 --> 00:10:41,980
‫فردا می‌خوام برای آزمایش میدانی
‫ ببرمش دریا، و شما همه دعوتید.

151
00:10:41,980 --> 00:10:43,820
‫واقعاً می‌تونیم بیایم؟

152
00:10:43,820 --> 00:10:44,820
‫جدی؟

153
00:10:45,170 --> 00:10:46,710
‫هورا!

154
00:10:47,140 --> 00:10:49,730
‫ولی مطمئنی چیزی نمی‌شه؟

155
00:10:49,730 --> 00:10:51,950
‫دیگو، از دریا می‌ترسی؟

156
00:10:52,190 --> 00:10:56,540
‫نه، مسئله این نیست.
‫آخه پسرِ کریس-سان توی دریا...

157
00:10:56,640 --> 00:11:04,370
‫درسته، برای همین درستش کردم.
‫می‌خواستم بیشتر درمورد دریایی که پسرمو ازم گرفت بدونم.

158
00:11:09,320 --> 00:11:14,170
‫خب، هنوز باید چندتا قستشو تکمیل کنم.
‫کسی کمکم می‌کنه؟

159
00:11:14,170 --> 00:11:14,840
‫آره!

160
00:11:14,840 --> 00:11:16,530
‫باید چیکار کنیم؟

161
00:11:16,530 --> 00:11:19,500
‫برای کارت کمک می‌خواستی؟
‫برای همین دعوت‌مون کردی؟

162
00:11:19,500 --> 00:11:23,770
‫مگه نمی‌خوای فردا سوارش بشی؟
‫پس باید سریع‌تر تمومش کنیم.

163
00:11:23,770 --> 00:11:25,650
‫حالا دست بجنبونین. بجنبین.

164
00:11:25,650 --> 00:11:28,490
‫چه اشکالی داره. منم کمک می‌کنم.

165
00:11:29,620 --> 00:11:31,050
‫چه گرفتاری شدیم...

166
00:11:54,740 --> 00:11:56,410
‫بالأخره تموم شد!

167
00:11:56,410 --> 00:11:57,950
‫از کت و کول افتادم.

168
00:11:57,950 --> 00:12:02,910
‫از همه‌تون ممنونم.
‫حالا دیگه برای آزمایش فردا کاملاً آماده‌ست.

169
00:12:02,910 --> 00:12:07,450
‫لطفاً فردا صبح زود بیاید اینجا.
‫بلافاصله راهیِ دریا می‌شیم.

170
00:12:07,450 --> 00:12:08,420
‫هورا!

171
00:12:11,880 --> 00:12:14,340
‫خیلی‌خب، فردا منتظرتون هستم!

172
00:12:14,340 --> 00:12:16,800
‫خداحافظ!

173
00:12:22,090 --> 00:12:24,930
‫یادت رفت چیزایی که گفتمو بیاری؟

174
00:12:24,930 --> 00:12:28,140
‫آره، فکر کنم خونه‌ی کریس-سان جاشون گذاشتم...

175
00:12:28,390 --> 00:12:30,430
‫یعنی چی که جا گذاشتم، ارباب جوان؟

176
00:12:30,430 --> 00:12:35,600
‫از اول صبح رفتی برام خرید کنی و نصف شبی
‫ بدون وسایل برمی‌گردی. این کارا یعنی چی؟

177
00:12:35,600 --> 00:12:38,030
‫آخه... دارم بهت می‌گم که...

178
00:12:38,270 --> 00:12:41,240
‫بهونه‌گیری کافیه! فقط برو بیارشون.

179
00:12:41,500 --> 00:12:44,600
‫ولی چیزی نبود که فاسد بشه.
‫می‌تونم فردا برم...

180
00:12:44,620 --> 00:12:45,700
‫نمی‌شه!

181
00:12:46,250 --> 00:12:47,400
‫نمی‌شه!

182
00:12:47,540 --> 00:12:51,780
‫باشه... بعد شام می‌رم میارمشون.

183
00:12:58,010 --> 00:13:00,270
‫یعنی تا الان کریس خوابیده؟

184
00:13:00,270 --> 00:13:02,510
‫خب، بهتره الان خروس بی‌محل نشم.

185
00:13:09,980 --> 00:13:13,560
‫کریس، اینجایی؟

186
00:13:14,020 --> 00:13:17,370
‫عجیبه. فکر کردم صدای کسی رو شنیدم.

187
00:13:28,740 --> 00:13:30,410
‫ستوان، چیکار کنیم؟

188
00:13:30,770 --> 00:13:32,880
‫احمق، اینجا ستوان صدام نزن!

189
00:13:33,190 --> 00:13:35,000
‫معذرت می‌خوام، قربان!

190
00:14:02,780 --> 00:14:04,180
‫صبح به‌خیر!

191
00:14:04,740 --> 00:14:06,400
‫صبح به‌خیر، برنارد.

192
00:14:06,460 --> 00:14:07,730
‫صبح به‌خیر، برنارد.

193
00:14:07,730 --> 00:14:08,730
‫دیگو کجاست؟

194
00:14:08,730 --> 00:14:10,160
‫نتونستم پیداش کنم.

195
00:14:10,160 --> 00:14:11,330
‫نتونستی؟

196
00:14:11,330 --> 00:14:13,250
‫نکنه از ترس فرار کرده؟

197
00:14:13,250 --> 00:14:16,380
‫انگاری دیروز دلش نمی‌خواست سوار زیردریایی بشه.

198
00:14:16,380 --> 00:14:21,300
‫درسته، حتماً ترسیده! حتی منم اصلاً نترسیدم.

199
00:14:21,630 --> 00:14:23,340
‫اوه، دیگو...

200
00:14:23,710 --> 00:14:25,300
‫چه‌خبر شده؟

201
00:14:25,300 --> 00:14:28,840
‫دیگو می‌ترسیده سوار زیردریایی بشه،
‫برای همین قایم شده!

202
00:14:28,840 --> 00:14:32,510
‫ای بابا، پس یعنی انقدر می‌ترسید؟

203
00:14:32,560 --> 00:14:35,970
‫خب، برای همینه که بهش می‌گن دیگوی بزدل!

204
00:14:35,970 --> 00:14:37,960
‫و تازه تنبل هم هست!

205
00:14:40,180 --> 00:14:41,620
‫آره شاید...

206
00:14:42,530 --> 00:14:47,460
‫خب، مهم نیست.
‫بهتره خودمون راه بیفتیم!

207
00:14:47,460 --> 00:14:48,160
‫باشه!

208
00:14:48,400 --> 00:14:50,400
‫کاریش نمی‌شه کرد.

209
00:15:03,530 --> 00:15:05,390
‫لعنتی، دیر کردم!

210
00:15:09,820 --> 00:15:13,390
‫ستوان، چرا صبح به این زودی
‫ داریم می‌ریم سمت دریا؟

211
00:15:13,390 --> 00:15:16,420
‫چون عاشق نسیم‌های ساحلم.

212
00:15:16,630 --> 00:15:19,110
‫ضمناً، ممکنه چیز جالبی هم به چشممون بخوره.

213
00:15:19,510 --> 00:15:21,510
‫چیز جالب؟

214
00:15:27,030 --> 00:15:29,270
‫اون کشتی چرا اونجاست؟

215
00:15:31,130 --> 00:15:34,500
‫عجوزه، از تحقیر کردنم پشیمون می‌شی.

216
00:15:34,500 --> 00:15:35,560
‫چیزی گفتید؟

217
00:15:35,560 --> 00:15:37,810
‫هیچی، فقط با خودم حرف می‌زدم.

218
00:15:43,130 --> 00:15:45,090
‫مکس هم باهامون میاد؟

219
00:15:45,090 --> 00:15:48,590
‫مگه معلوم نیست؟ پسر عزیزمه دیگه.

220
00:15:48,900 --> 00:15:50,430
‫چه کشتی عجیبی.

221
00:15:50,430 --> 00:15:52,670
‫حس می‌کنم غرق می‌شه.

222
00:15:52,670 --> 00:15:54,060
‫بایدم غرق بشه.

223
00:15:56,020 --> 00:15:58,130
‫خب، وقت حرکته!

224
00:16:12,000 --> 00:16:13,150
‫لولیتا!

225
00:16:13,660 --> 00:16:17,620
‫جلوی اون کشتی رو بگیرین!
‫لولیتا، همین الان ازش پیاده شو!

226
00:16:19,540 --> 00:16:22,490
‫چی شده؟ ستوان داره داد و بیداد می‌کنه.

227
00:16:22,490 --> 00:16:23,860
‫یه‌چیزی داره می‌گه.

228
00:16:23,860 --> 00:16:27,380
‫بهش توجه نکنین.
‫حتماً اومده مثل همیشه مزاحممون بشه.

229
00:16:27,470 --> 00:16:31,040
‫عجب آدم فضولی! خب، بچه‌ها، برین داخل.

230
00:16:31,040 --> 00:16:33,560
‫دیگه وقتشه بریم زیر آب.

231
00:16:34,440 --> 00:16:36,550
‫بهم توجه نمی‌کنن! لعنتی!

232
00:16:36,550 --> 00:16:38,140
‫ستوان، مگه چی شده؟

233
00:16:38,140 --> 00:16:40,040
‫جلوی اون کشتی رو بگیر!

234
00:16:40,040 --> 00:16:41,610
‫هوی! یه کشتی بهم بدین!

235
00:16:42,490 --> 00:16:43,570
‫کشتی داره غرق می‌شه!

236
00:16:43,570 --> 00:16:44,680
‫چی؟

237
00:16:50,440 --> 00:16:51,940
‫عجب منظره قشنگی!

238
00:16:51,940 --> 00:16:53,480
‫یه‌عالمه ماهی اینجاست!

239
00:16:53,480 --> 00:16:55,080
‫مثل یه دنیای دیگه می‌مونه.

240
00:17:06,040 --> 00:17:10,570
‫مکس، دنیایی که الان توشی خیلی قشنگه.

241
00:17:13,140 --> 00:17:16,420
‫ای داد بیداد، نباید انقدر غمباد بگیرم.

242
00:17:16,420 --> 00:17:18,430
‫وقتشه برگردیم روی سطح.

243
00:17:18,590 --> 00:17:20,590
‫ها؟ به این زودی تموم شد؟

244
00:17:20,720 --> 00:17:23,900
‫اگه زیاد این پایین بمونیم، هوامون تموم می‌شه ها.

245
00:17:24,750 --> 00:17:27,240
‫اگه نتونیم نفس بکشیم، خطرناکه، مگه نه؟

246
00:17:29,120 --> 00:17:32,110
‫ها؟ چی شده؟ تکون نمی‌خوره!

247
00:17:39,020 --> 00:17:41,790
‫نمی‌خوام غرق بشم! می‌ترسم!

248
00:17:42,240 --> 00:17:45,000
‫چیزی نیست. لازم نیست نگران باشین!

249
00:17:46,240 --> 00:17:49,900
‫برای همچین مواقعی، خروجی اضطراری گذاشتم!

250
00:17:49,900 --> 00:17:52,070
‫ولی الان وسط دریاییم.

251
00:17:52,070 --> 00:17:54,970
‫اونقدرا پایین نیستیم، پس خیالت راحت!

252
00:17:55,440 --> 00:17:59,680
‫از اینجا برید و تا سطح شنا کنین!
‫خیلی‌خب، یکی یکی بیاید!

253
00:17:59,680 --> 00:18:01,510
‫من می‌ترسم!

254
00:18:01,510 --> 00:18:04,310
‫نگران نباش، نیکیتا! من اینجا پیشتم.

255
00:18:04,310 --> 00:18:05,650
‫اوضاع بده!

256
00:18:09,740 --> 00:18:11,100
‫کریس-سان...

257
00:18:11,850 --> 00:18:14,890
‫نگران نباشین، مکس فراری‌شون می‌ده.

258
00:18:24,020 --> 00:18:25,780
‫واقعاً چیزی‌مون نمی‌شه؟

259
00:18:25,780 --> 00:18:29,740
‫خیالت راحت، مکس از پسش برمیاد!

260
00:18:39,340 --> 00:18:42,710
‫روت حساب کردم، مکس، پسر عزیزم.

261
00:19:01,890 --> 00:19:03,320
‫مکس...

262
00:19:03,580 --> 00:19:05,610
‫دوباره پسرشو از دست داد...

263
00:19:05,610 --> 00:19:06,380
‫آره...

264
00:19:07,920 --> 00:19:11,170
‫حالا عجله کنین!
‫اگه نجنبین، زیردریایی بیشتر از این غرق می‌شه!

265
00:19:39,450 --> 00:19:42,120
‫بچه، لولیتا کجاست؟!

266
00:19:42,120 --> 00:19:43,620
‫زود میاد بالا!

267
00:19:43,900 --> 00:19:45,580
‫اوه! کوسه‌ها دارن میان!

268
00:19:45,580 --> 00:19:46,570
‫چی؟!

269
00:19:46,570 --> 00:19:47,540
‫بدبخت شدیم!

270
00:19:54,210 --> 00:19:55,170
‫مکس!

271
00:19:55,170 --> 00:19:57,500
‫ستوان، باید یه‌کاری کنیم!

272
00:19:57,500 --> 00:19:59,390
‫ابله! مگه کوسه رو نمی‌بینی؟!

273
00:20:07,460 --> 00:20:08,190
‫زورو!

274
00:20:18,860 --> 00:20:19,860
‫زورو...

275
00:20:58,950 --> 00:21:00,390
‫از پسش بر اومدی، زورو!

276
00:21:02,930 --> 00:21:04,440
‫زورو، ممنونم.

277
00:21:05,830 --> 00:21:07,080
‫ستوان گابریل...

278
00:21:08,040 --> 00:21:10,860
‫کسی که باعث خرابی زیردریایی شد،
‫تو بودی، مگه نه؟

279
00:21:10,860 --> 00:21:11,750
‫چـ ـ چی گفتی؟!

280
00:21:11,930 --> 00:21:14,990
‫کلاغه بهم خبر رسوند.

281
00:21:14,990 --> 00:21:19,470
‫به‌خاطر کینه‌ی بی‌اساس تو،
‫جون این زن و بچه‌ها به‌خطر افتاد.

282
00:21:19,490 --> 00:21:22,430
‫چـ ـ چی برای خودت می‌گی، شورشی کثیف؟!

283
00:21:22,430 --> 00:21:24,450
‫ستوان، تقاصشو پس می‌دی.

284
00:21:24,470 --> 00:21:36,470
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

285
00:21:38,240 --> 00:21:40,060
‫چقدر با شهامت.

286
00:21:40,060 --> 00:21:40,680
‫آره.

287
00:21:45,120 --> 00:21:49,080
‫تصمیمو گرفتم. این دفعه
‫ یه زوروی مکانیکی درست می‌کنم.

288
00:21:49,080 --> 00:21:50,900
‫کـ ـ کمکم کنین!

289
00:21:50,900 --> 00:21:53,780
‫من شنا بلد نیستم! کمک!

290
00:21:54,170 --> 00:21:58,570
‫کوسه... کوسه... کوســــــه...
