1
00:00:00,020 --> 00:00:10,020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:10,040 --> 00:00:20,040
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

3
00:00:27,370 --> 00:00:28,510
‫ماکاری!

4
00:00:28,900 --> 00:00:29,970
‫دیگو!

5
00:00:30,870 --> 00:00:32,370
‫ماکاری...!

6
00:00:37,130 --> 00:00:40,940
‫دیگو! خیلی وقته ندیدمت، حال و احوالت چطوره؟

7
00:00:40,940 --> 00:00:42,150
‫اوه، چی شد؟

8
00:00:42,650 --> 00:00:44,450
‫اوه، عذر می‌خوام!

9
00:00:44,450 --> 00:00:48,760
‫شما لولیتا سان هستید، نه؟
‫از تعریفی که دیگو می‌کرد هم زیباترید.

10
00:00:48,760 --> 00:00:50,250
‫عه‌وا...

11
00:00:51,060 --> 00:00:54,010
‫اسم بنده جانسکون ماکاری‌ـه.

12
00:00:55,360 --> 00:00:57,900
‫نه، راستش، من...

13
00:00:55,360 --> 00:00:57,390
‫واقعاً از آشنایی باهاتون خوشوقتم...

14
00:00:57,900 --> 00:00:59,750
‫دیگو، این یارو دیگه کیه؟

15
00:01:00,330 --> 00:01:05,710
‫و ـ وقتی توی اسپانیا درس می‌خوندم،
‫بهترین دوستم بود.

16
00:01:08,300 --> 00:01:15,560
‫آشکاری هویت زورو

17
00:01:30,740 --> 00:01:36,440
‫این شهر سانتاسکو خیلی قشنگه!
‫بالأخره تونستم ببینمش! یوهو!

18
00:01:36,440 --> 00:01:41,540
‫اصلاً تغییر نکردی ها.
‫انتظار نداشتم ازت نامه‌ای بگیرم، ماکاری.

19
00:01:42,220 --> 00:01:43,950
‫فقط نوشته بود «دارم میام به دیدنت.»

20
00:01:46,400 --> 00:01:50,100
‫شرمنده، شرمنده. تنها کسی بودی
‫ که می‌دونستم اینجا زندگی می‌کنه.

21
00:01:50,540 --> 00:01:54,470
‫اشکالی نداره. می‌شه گفت برای
‫ کمکت توی پاس‌کردن درس‌هام بهت مدیونم.

22
00:01:54,930 --> 00:01:58,430
‫در عوض، منم به‌خاطر دفاع ازم
‫جلوی قلدرها بهت مدیونم.

23
00:01:58,790 --> 00:02:02,390
‫شمشیرزن ماهری بودی...
‫هنوزم با شمشیر تمرین می‌کنی؟

24
00:02:02,390 --> 00:02:08,940
‫نـ ـ نه، ماکاری. می‌شه درمورد این قضیه
‫ به کسی چیزی نگی؟

25
00:02:08,940 --> 00:02:11,360
‫آخه نمی‌خوام کسی ازش بدونه.

26
00:02:11,990 --> 00:02:14,320
‫چرا؟ یعنی به لولیتا-سان هم نگم؟

27
00:02:14,320 --> 00:02:21,980
‫ر ـ راستش، تو راه برگشتم از اسپانیا یه تصادفی داشتم،
‫ پس الان از شمشیر دست‌گرفتن می‌ترسم.

28
00:02:21,980 --> 00:02:26,250
‫اگه به کسی بگی «این پسر یه زمانی
‫ خیلی قوی بوده»، فقط بهت می‌خندن.

29
00:02:26,250 --> 00:02:27,250
‫برای همین می‌گم...

30
00:02:35,130 --> 00:02:39,640
‫تعجب کردما.
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم از چیزی بترسی.

31
00:02:39,820 --> 00:02:42,930
‫خب، زمان آدما رو تغییر می‌ده...

32
00:02:42,930 --> 00:02:43,900
‫آره، شاید...

33
00:02:43,900 --> 00:02:47,610
‫خودت چطور؟ هنوزم دلت می‌خواد نویسنده بشی؟

34
00:02:47,930 --> 00:02:53,190
‫البته، برای همین اینجا اومدم
‫ تا درمورد رمان جدیدم تحقیق کنم.

35
00:02:53,590 --> 00:02:58,350
‫تحقیق؟ مگه تو همچین جایی
‫ داستان جالبی برای رمان هست؟

36
00:02:58,350 --> 00:02:59,440
‫درمورد زورو!

37
00:02:59,440 --> 00:03:00,620
‫زورو؟!

38
00:03:01,010 --> 00:03:08,580
‫آره، زورو! همه می‌خوان هویت واقعی‌شو بدونن!
‫آوازه‌ش حتی تا اسپانیا هم رسیده!

39
00:03:09,090 --> 00:03:12,280
‫درضمن، ارتش هم دنبال دستگیر کردنشه.

40
00:03:12,280 --> 00:03:15,300
‫و چون اینو دارم، اونا هم بهم کمک می‌کنن!

41
00:03:17,590 --> 00:03:21,720
‫یه معرفی‌نامه از طرف دولت اسپانیا.

42
00:03:22,170 --> 00:03:25,590
‫تو این نامه از ارتش خواستن
‫به هر روشی بهم کمک کنن.

43
00:03:25,590 --> 00:03:32,070
‫اینطوری می‌تونم هویت زورو رو کشف کنم
‫و باهاش داستان کتابمو بنویسم!

44
00:03:32,070 --> 00:03:37,790
‫و وقتی ارتش زورو رو دستگیر کنه،
‫محبوبیت کتابم سر به‌فلک می‌کشه!

45
00:03:39,240 --> 00:03:42,650
‫و بدون شک پرفروش‌ترین کتاب دنیا می‌شه!

46
00:03:45,930 --> 00:03:50,920
‫و به‌خاطر همین، دیگو،
‫ الان دارم می‌رم مقر ارتش.

47
00:03:50,920 --> 00:03:52,030
‫بـ ـ باشه...

48
00:03:52,030 --> 00:03:54,560
‫بعداً کمکتو لازم دارما. فعلاً.

49
00:03:54,560 --> 00:03:55,800
‫اوه! وایسا، ماکاری!

50
00:03:56,490 --> 00:03:59,010
‫امشب برای شام میام خونه‌تون.

51
00:04:03,330 --> 00:04:06,730
‫این خیلی تغییر کرده ها...

52
00:04:11,570 --> 00:04:14,750
‫شکی توش نیست،
‫ این یه معرفی‌نامه از دولت اسپانیاست.

53
00:04:14,750 --> 00:04:18,650
‫بسیار خب، تا جای ممکن
‫ اطلاعات‌مونو در اختیارت می‌ذاریم.

54
00:04:18,650 --> 00:04:20,710
‫واقعاً ازتون متشکرم!

55
00:04:20,710 --> 00:04:27,120
‫فقط یادت باشه مزاحم سربازها نشی
‫و هر خبری گیرت اومد بهمون اطلاع بدی.

56
00:04:27,320 --> 00:04:32,890
‫چشم! راستی، کاپیتان جیکیل،
‫چه زمانی اولین‌بار زورو رو دیدید؟

57
00:04:32,890 --> 00:04:36,380
‫کجا اتفاق افتاد؟
‫برداشت اولیه‌تون ازش چی بود؟

58
00:04:36,380 --> 00:04:39,850
‫اوه، و اینکه... اونجا داشت چیکار می‌کرد؟

59
00:04:39,850 --> 00:04:41,960
‫و بعد چه لباسی تنش بود...

60
00:04:44,850 --> 00:04:46,770
‫اولین‌باری که زورو رو دیدم؟

61
00:04:47,130 --> 00:04:51,340
‫اگه درست یادم باشه...
‫اون روز از جشن برگشتن دیگو برمی‌گشتم.

62
00:04:51,340 --> 00:04:52,230
‫برگشتن دیگو؟

63
00:04:52,480 --> 00:04:56,000
‫به‌خاطر اون، غذای زیادی از جشن گیرم نیومد.

64
00:04:56,000 --> 00:04:57,220
‫اوهوم...

65
00:04:57,220 --> 00:05:02,210
‫اولین‌باری که زورو ظاهر شد،
‫با روز برگشتن دیگو یکسانه.

66
00:05:02,210 --> 00:05:05,610
‫یعنی ممکنه دیگو و زورو
‫ توی یه کشتی اومده باشن؟

67
00:05:05,610 --> 00:05:07,160
‫بعداً ازش می‌پرسم.

68
00:05:07,160 --> 00:05:10,120
‫آهای پسر! داری غذاهای منو می‌خوری!

69
00:05:10,280 --> 00:05:13,800
‫چی؟ اوه، واقعاً شرمنده.

70
00:05:13,800 --> 00:05:15,590
‫گروهبان، شما هم بفرمایید!

71
00:05:15,860 --> 00:05:16,960
‫بفرمایید!

72
00:05:20,000 --> 00:05:21,430
‫گفتی ماکاری؟

73
00:05:21,500 --> 00:05:25,500
‫نه فقط از سربازها، داره از
‫ اهالی شهر هم پرس‌وجو می‌کنه.

74
00:05:25,500 --> 00:05:27,240
‫خیلی خطرناکه.

75
00:05:27,240 --> 00:05:28,140
‫چرا؟

76
00:05:28,140 --> 00:05:33,620
‫آخه اون تازه از اسپانیا اومده
‫ و نمی‌دونه قضیه‌ی اینجا چیه.

77
00:05:36,010 --> 00:05:38,750
‫عوضی! همدست ارتشی؟!

78
00:05:41,730 --> 00:05:46,490
‫همه فکر می‌کنن داره با ارتش همکاری می‌کنه،
‫ پس هیچ‌کس بهش اعتماد نداره.

79
00:05:48,380 --> 00:05:53,440
‫خب، دیر یا زود ماکاری هم
‫ می‌فهمه ارتش واقعاً چه‌جوریه.

80
00:05:54,200 --> 00:05:59,800
‫اون خیلی باهوشه. خدا می‌دونه
‫توی چندتا امتحان بهم کمکم کرده.

81
00:06:00,170 --> 00:06:02,760
‫انگار خیلی باهم صمیمی بودین.

82
00:06:02,930 --> 00:06:08,030
‫یادمه بعضی‌وقتا بچه‌ها رو جمع می‌کرد
‫و براشون قصه می‌گفت.

83
00:06:08,030 --> 00:06:12,380
‫داستان‌های قدیمی، افسانه‌ها،
‫و یا حتی چیزایی که خودش سرهم می‌کرد.

84
00:06:13,060 --> 00:06:15,690
‫وقتی بچه‌ها به حرفاش گوش می‌دادن،
‫واقعاً خوشحال می‌شد.

85
00:06:17,030 --> 00:06:21,050
‫از دور و نزدیک برای شنیدن قصه‌هاش میومدن،
‫و منم گوش می‌کردم.

86
00:06:23,560 --> 00:06:26,800
‫دیگو، من می‌خوام یه‌روزی نویسنده بشم!

87
00:06:26,800 --> 00:06:31,600
‫داستان‌هایی می‌نویسم که تمام آدما،
‫ از کوچیک گرفته تا بزرگ، همه ازشون لذت ببرن.

88
00:06:34,260 --> 00:06:39,090
‫ماکاری می‌گفت «می‌خوام همه رو خوشحال کنم.»

89
00:06:39,490 --> 00:06:42,780
‫الان ماکاری-سان یه‌ذره تغییر نکرده؟

90
00:06:42,780 --> 00:06:46,480
‫آره، ولی مطمئنم زود به حالت عادی برمی‌گرده.

91
00:06:52,080 --> 00:06:52,980
‫پیداش کردین؟

92
00:06:52,980 --> 00:06:53,930
‫نه، این‌طرف نبود!

93
00:06:53,930 --> 00:06:55,480
‫باید اون عوضی رو پیدا کنیم!

94
00:06:55,480 --> 00:06:56,810
‫معلوم نیست چرا همدست ارتش شده!

95
00:06:56,810 --> 00:06:57,470
‫پیداش کنین!

96
00:07:00,810 --> 00:07:03,190
‫اهالی این شهر چه مرگشون شده؟

97
00:07:03,190 --> 00:07:07,450
‫هربار که اسم ارتشو به‌زبون میارم،
‫عصبانی می‌شن و میفتن دنبالم.

98
00:07:08,000 --> 00:07:13,810
‫همه‌ش می‌شنوم زورو آدم خوب و محبوبیه،
‫شاید واقعاً یه قهرمان باشه...

99
00:07:23,740 --> 00:07:25,390
‫صبر کن ببینم، زورو!

100
00:07:26,300 --> 00:07:28,160
‫نمی‌ذارم به مردم صدمه بزنین!

101
00:07:28,160 --> 00:07:29,860
‫بگیر که اومد!

102
00:07:30,730 --> 00:07:31,490
‫بگیر!

103
00:07:33,790 --> 00:07:37,080
‫مثل اینکه اینجا ارتش آدم بده‌ست؟
‫ولی چطور ممکنه؟

104
00:07:37,080 --> 00:07:39,440
‫ببینین! زورو اومده!

105
00:07:50,000 --> 00:07:51,780
‫دخلشو بیار، زورو!

106
00:07:53,160 --> 00:07:54,580
‫یـ ـ یه‌لحظه منو ببخشید!

107
00:07:54,580 --> 00:07:55,580
‫چی؟

108
00:07:57,360 --> 00:07:59,840
‫اون زوروئه! بالأخره دیدمش.

109
00:07:59,840 --> 00:08:02,770
‫داداش، به چی نگاه می‌کنی؟

110
00:08:02,770 --> 00:08:06,510
‫آه، خودشه! همونی که
‫درمورد زورو پرس‌وجو می‌کنه!

111
00:08:06,920 --> 00:08:12,120
‫یه‌لحظه صبر کنین! من از اسپانیا اومدم
‫ و فقط اومدم درمورد زورو بیشتر بدونم!

112
00:08:12,120 --> 00:08:13,100
‫قضیه فقط همینه.

113
00:08:13,350 --> 00:08:16,310
‫دروغگو! فقط داری برای ارتش جاسوسی می‌کنی!

114
00:08:16,960 --> 00:08:22,240
‫چرا انقدر از ارتش متنفرید؟
‫مگه اینجا نیستن تا ازتون محافظت کنن؟

115
00:08:24,590 --> 00:08:30,240
‫جوون خام، اگه دلت نمی‌خواد سر خودتو به باد بدی،
‫بهتره درمورد این چیزا صداتو پایین بیاری!

116
00:08:30,980 --> 00:08:33,730
‫اون مادر و دخترو پشت زورو می‌بینی؟

117
00:08:38,110 --> 00:08:44,500
‫سه روز پیش سربازها شوهرشو کشتن
‫و هیچ‌کدوم نمی‌تونستن مقابل ارتش کاری کنن!

118
00:08:44,500 --> 00:08:45,670
‫غیرممکنه!

119
00:08:52,050 --> 00:08:53,670
‫حالا! عجله کنین!

120
00:08:56,790 --> 00:08:58,020
‫خیلی‌خب، برو!

121
00:09:05,310 --> 00:09:06,680
‫رنگ...؟

122
00:09:11,440 --> 00:09:13,880
‫تف توش! دوباره فرار کرد!

123
00:09:13,880 --> 00:09:18,340
‫هوی، عوضی!
‫هنوز نتونستی بفهمی زورو واقعاً کیه؟

124
00:09:18,340 --> 00:09:20,320
‫اوه، لطفاً تمومش کنید!

125
00:09:28,330 --> 00:09:31,800
‫نسبت به چیزی که توی اسپانیا شنیدم
‫ زمین تا آسمون فرق داره.

126
00:09:31,860 --> 00:09:33,420
‫انگار ارتش...

127
00:09:33,420 --> 00:09:35,190
‫ماکاری، شام آماده‌ست!

128
00:09:35,190 --> 00:09:38,770
‫باشه!
‫هرکاری دلشون می‌خواد می‌کنن...

129
00:09:39,360 --> 00:09:43,440
‫یعنی کار درستیه که اطلاعاتمو به ارتش بدم؟

130
00:09:45,390 --> 00:09:47,060
‫ماکاری، چیکار می‌کنی؟

131
00:09:47,060 --> 00:09:48,630
‫باشه، الان میام...!

132
00:09:48,630 --> 00:09:51,770
‫اوه؟ این چه قیافه‌ایه واسه خودت درست کردی؟

133
00:09:53,030 --> 00:09:55,450
‫داشتم طویله رو رنگ می‌کردنت.

134
00:09:55,690 --> 00:09:59,580
‫ببین، قبل از اینکه بیای دنبال من،
‫باید لباستو عوض کنی.

135
00:09:59,580 --> 00:10:01,410
‫خب، آخه خیلی گشنم بود.

136
00:10:01,700 --> 00:10:04,120
‫انگار اصلاً عوض نشدی ها...

137
00:10:04,390 --> 00:10:05,580
‫آره شاید...

138
00:10:07,350 --> 00:10:10,010
‫اگه عجله نکنی، سهم تو هم می‌خورما!

139
00:10:13,700 --> 00:10:15,340
‫ها؟ چی شده؟

140
00:10:15,380 --> 00:10:17,720
‫نه، چیزی نیست.

141
00:10:18,170 --> 00:10:19,140
‫سریع بیای ها!

142
00:10:19,140 --> 00:10:20,770
‫بـ ـ باشه...

143
00:10:42,810 --> 00:10:45,210
‫اصلاً باورم نمی‌شه که دیگو، زورو باشه.

144
00:10:45,790 --> 00:10:49,240
‫ولی بهتره خودم بررسیش کنم.

145
00:10:56,540 --> 00:10:57,590
‫برنارد...

146
00:10:59,680 --> 00:11:02,400
‫داری چیکار می‌کنی، ماکاری؟

147
00:11:02,400 --> 00:11:06,290
‫زهره‌ترکم کردی!
‫ فقط اومدم رنگ‌کاری‌هاتو ببینم.

148
00:11:06,290 --> 00:11:09,020
‫پس اینطوری که لازم نیست قایم بشی.

149
00:11:09,510 --> 00:11:15,940
‫نه، آخه الان دیدم برنارد یه‌چیزی رو برد اونجا.
‫می‌خواستم ببینم چیه.

150
00:11:15,940 --> 00:11:19,110
‫گفتی برنارد؟ ولی امروز صبح دیدم رفت شهر.

151
00:11:25,870 --> 00:11:28,670
‫دیدی؟ هیچ‌کس اینجا نیست.

152
00:11:30,160 --> 00:11:30,980
‫آها...

153
00:11:30,980 --> 00:11:34,460
‫تا وقتی رنگ خشک بشه، بهتره سمت اینجا نیای.

154
00:11:42,390 --> 00:11:45,100
‫نه، تحملشو ندارم!

155
00:11:45,710 --> 00:11:47,560
‫چه مرد عجیبی...

156
00:11:48,080 --> 00:11:52,270
‫یه‌عالمه مدرک دارم،
‫ولی هیچ‌کدوم به‌درد نمی‌خورن.

157
00:11:52,520 --> 00:11:57,240
‫دیگو؟ تا حالا کنار زورو ندیدمش،
‫آخه همیشه‌ی خدا فرار می‌کنه!

158
00:11:57,590 --> 00:12:03,200
‫یه‌بار به دیگو گفتم باهام منتظر زورو بمونه!
‫ولی وقتی زورو پیداش شد، یهو غیبش زد.

159
00:12:03,200 --> 00:12:08,420
‫اون زمان ارباب جوان رفته بود بیرون،
‫پس فکر نکنم زورو رو دیده باشه.

160
00:12:08,420 --> 00:12:14,150
‫دلیلی که دیگو دیگه شمشیرزنی نمی‌کنه؟
‫نه، تا حالا درموردش چیزی نشنیدم.

161
00:12:20,210 --> 00:12:22,050
‫پس حالا باید چه غلطی کنم؟!

162
00:12:37,570 --> 00:12:41,030
‫لطفاً صبر کنین!
‫آماده اومدن‌تون نبودم! نباید انقدر یهویی...

163
00:12:41,280 --> 00:12:46,250
‫دستگیریِ زورو بالاترین اولویتِ ماست!
‫فرقی نمی‌کنه آماده‌ای یا نه!

164
00:12:49,820 --> 00:12:52,860
‫نه، صبر کنین! هنوز تحقیقاتمو تموم نکردم!

165
00:12:58,010 --> 00:12:59,250
‫این چیه؟

166
00:12:59,250 --> 00:13:02,720
‫اوه! لطفاً پسش بدید! اون برای رمان‌مه!

167
00:13:02,970 --> 00:13:09,440
‫روی گردن زورو رنگی ریخت...
‫و دقیقاً شبیه رنگیه که روی گردن دیگو بود؟!

168
00:13:11,430 --> 00:13:13,520
‫لطفاً صبر کنید! سوءتفاهم شده!

169
00:13:15,670 --> 00:13:19,490
‫لطفاً دست نگه دارید!
‫گفتم که، اون فقط برای رمان‌مه!

170
00:13:19,700 --> 00:13:23,210
‫بعد از اینکه توی پاسگاه بازجوییش کردیم،
‫حقیقتو می‌فهمیم.

171
00:13:28,070 --> 00:13:29,120
‫ارباب جوان...

172
00:13:29,120 --> 00:13:32,830
‫نگران نباشین، مطمئنم زود برمی‌گردم.
‫حتماً اشتباهی شده.

173
00:13:34,250 --> 00:13:36,630
‫متأسفم، واقعاً متأسفم. همش تقصیر منه.

174
00:13:36,970 --> 00:13:42,090
‫حتماً گابریل برای اینکه ترفیع بگیره،
‫ هرکاری می‌کنه تا اونو به‌عنوان زورو جا بزنه!

175
00:13:42,710 --> 00:13:45,220
‫اونوقت بعدش دیگو اعدام می‌شه!

176
00:13:45,220 --> 00:13:46,560
‫اعدام؟!

177
00:13:48,970 --> 00:13:54,570
‫اشتباه می‌کنین! آخه کجای من شبیه زوروئه؟!
‫ آدم اشتباهی رو گرفتین!

178
00:13:54,570 --> 00:13:59,810
‫عمراً بتونم همچین کارای وحشتناکی بکنم!
‫لطفاً بذارید برم خونه‌مون!

179
00:14:06,680 --> 00:14:09,460
‫به‌نظر خیلی خسته شدی.

180
00:14:09,890 --> 00:14:11,870
‫امکان نداره اون پسره زورو باشه.

181
00:14:12,360 --> 00:14:18,460
‫اگه واقعاً زورو باشه، یا خیلی باهوشه،
‫یا من یه احمق تمام عیارم.

182
00:14:19,660 --> 00:14:23,010
‫بذار برگرده خونه،
‫ولی چند روز بهش نظارت داشته باش.

183
00:14:23,450 --> 00:14:26,720
‫اطاعت می‌شه. دیگه نمی‌تونم تحملش کنم.

184
00:14:27,310 --> 00:14:30,680
‫بگذریم، اون مادر و دختر که زورو فراری‌شون داد؛

185
00:14:31,270 --> 00:14:36,900
‫می‌خواستم طویله خونه‌ی دیگو رو بررسی کنم.
‫اگه اونجا قایم‌شده باشن، مدرک به‌دست میاد.

186
00:14:57,260 --> 00:15:00,500
‫دوباره تویی؟ این‌دفعه از جونم چی می‌خوای؟

187
00:15:00,940 --> 00:15:04,160
‫اومدین منم با خودتون ببرین، ها؟!

188
00:15:04,160 --> 00:15:07,470
‫فقط اومدم یه نگاهی
‫به طویله‌ی رنگ‌شده بندازم.

189
00:15:08,020 --> 00:15:09,300
‫چی گفتی؟

190
00:15:11,580 --> 00:15:14,200
‫دیدی؟ هیچ‌کس اینجا نیست.

191
00:15:17,550 --> 00:15:22,110
‫چی؟ اومدین طویله‌ی رنگ‌شده رو ببینین؟!

192
00:15:22,860 --> 00:15:29,030
‫خیلی بد شدا! دیگو بهم گفت تا وقتی رنگش خشک نشده نرم اونجا!

193
00:15:33,860 --> 00:15:38,700
‫همه‌جا رو گشتیم ولی هیچ اثری ازشون نیست.

194
00:15:38,700 --> 00:15:39,750
‫بسیار خب.

195
00:15:41,100 --> 00:15:45,670
‫پس زورو و دیگو، هیچ ربطی به همدیگه ندارن.

196
00:15:45,770 --> 00:15:47,950
‫برمی‌گردیم مقر فرماندهی!

197
00:15:47,950 --> 00:15:48,770
‫چشم!

198
00:15:57,420 --> 00:15:59,650
‫خطر رفع شد. دیگه رفتن.

199
00:15:59,650 --> 00:16:02,020
‫انگار حدسم درست بود.

200
00:16:02,610 --> 00:16:07,210
‫لازم نیست ازم بترسید.
‫پس می‌شه یه توضیح مفصل بهم بدین؟

201
00:16:07,210 --> 00:16:09,670
‫من می‌خوام بهتون کمک کنم.

202
00:16:33,950 --> 00:16:37,270
‫زودباش نقاب رو بذار!
‫اگه کسی ببینتت، دردسر می‌شه.

203
00:16:38,030 --> 00:16:43,230
‫باشه. پس داری می‌گی ارتش فکر می‌کنه
‫اون مادر و دختر خطرناکن؟

204
00:16:43,630 --> 00:16:47,120
‫درسته، ولی فقط پدرِ دختره گناهکاره.

205
00:16:47,120 --> 00:16:48,570
‫یعنی به‌خاطر اون می‌خوان بکشنشون؟

206
00:16:49,640 --> 00:16:54,280
‫درسته، اگه بگیرنشون، بدون شک اعدام می‌شن.

207
00:16:54,610 --> 00:16:59,540
‫پس می‌خوایم هرطور شده بفرستیمشون اسپانیا،
‫ولی اول باید ظن رو از روی دیگو برداریم.

208
00:17:17,080 --> 00:17:19,310
‫چی شده، گروهبان؟ این سروصداها چیه؟

209
00:17:19,310 --> 00:17:22,770
‫زوروی واقعی پیداش شده! توی سلولت بمون!

210
00:17:22,770 --> 00:17:25,530
‫آها، پس پیداش شد... چی؟!

211
00:17:31,570 --> 00:17:35,510
‫نگران نباش، فقط محکم تورنادو رو بگیر! برو!

212
00:17:39,670 --> 00:17:42,310
‫تا جایی که می‌تونی جلب توجه کن.

213
00:17:47,340 --> 00:17:48,920
‫- زورو!
‫- زوروئه!

214
00:18:13,550 --> 00:18:14,620
‫دیگو!

215
00:18:17,740 --> 00:18:19,040
‫ماکا-

216
00:18:20,730 --> 00:18:22,330
‫دیگو!

217
00:18:22,330 --> 00:18:24,630
‫پس حالت خوبه؟ خداروشکر!

218
00:18:24,930 --> 00:18:26,560
‫از جات تکون نخور، زورو!

219
00:18:26,560 --> 00:18:27,500
‫گابریل!

220
00:18:27,500 --> 00:18:32,070
‫این مرد بی‌گناه رو جای من دستگیر کردی
‫ تا با پاچه‌خواری برای خودت ترفیع بگیری!

221
00:18:32,070 --> 00:18:33,970
‫این کارت بخشودنی نیست!

222
00:18:34,090 --> 00:18:36,760
‫به کی می‌گی پاچه‌خوار؟!

223
00:18:36,760 --> 00:18:42,930
‫هر جفت‌تونو تیکه‌تیکه می‌کنم
‫ و به خورد گرگ‌ها می‌دم!

224
00:18:42,930 --> 00:18:44,980
‫عه؟ چه خشن.

225
00:18:44,980 --> 00:18:47,230
‫معلوم نیست چیکار کردی انقدر عصبی شده.

226
00:18:47,650 --> 00:18:49,610
‫زورو رو دستگیر کنین!

227
00:18:49,610 --> 00:18:50,940
‫بد شد که!

228
00:18:58,270 --> 00:18:59,910
‫زورو!

229
00:19:00,280 --> 00:19:02,350
‫حالا چی؟ دیگه راه فرار نداریم.

230
00:19:02,350 --> 00:19:04,440
‫زورو کوچولو، کار خودتو بکن.

231
00:19:04,440 --> 00:19:05,120
‫باشه!

232
00:19:16,160 --> 00:19:18,340
‫لعنتی! اون زورو کدوم گوری رفت؟

233
00:19:25,960 --> 00:19:30,070
‫کار امروزم تموم شد.
‫پس با اجازه رفع زحمت می‌کنم.

234
00:19:30,200 --> 00:19:31,630
‫و ـ وایسا!

235
00:19:31,630 --> 00:19:32,530
‫خدانگهدار!

236
00:19:32,530 --> 00:19:35,630
‫اگه دوباره کار خلافی ازت سر بزنه،
‫برمی‌گردمت پیشت!

237
00:19:35,630 --> 00:19:37,020
‫صبر کن، زورو!

238
00:19:42,550 --> 00:19:43,910
‫لعنتی...

239
00:19:43,910 --> 00:19:46,620
‫آه، انگار واقعاً دیر رسیدم!

240
00:19:48,070 --> 00:19:49,980
‫زورو اینجا بود، درسته؟

241
00:19:49,980 --> 00:19:54,920
‫تا جای ممکن سریع اومدم!
‫اوه، اون علامت معروفِ زوروئه؟!

242
00:19:54,920 --> 00:19:56,290
‫واقعاً فوق‌العاده‌ست!

243
00:19:56,360 --> 00:19:57,030
‫چی؟

244
00:20:04,850 --> 00:20:08,810
‫واقعاً زیباست. نظر شما چیه، ستوان؟

245
00:20:10,900 --> 00:20:13,280
‫برگرد همون اسپانیا که ازش اومدی!

246
00:20:18,690 --> 00:20:20,340
‫بابت همه‌چیز ممنونم.

247
00:20:20,340 --> 00:20:23,700
‫کاری نبود. ولی شرمنده که
‫انقدر برات دردسر درست کردم.

248
00:20:24,570 --> 00:20:29,670
‫می‌خواستم هرجوری که شده کتابم رو بنویسم.

249
00:20:30,010 --> 00:20:34,630
‫اولش فکر می‌کردم
‫می‌تونم هرچی بخوام بنویسم.

250
00:20:34,630 --> 00:20:40,590
‫ولی اشتباه می‌کردم،
‫از این به بعد، به هر دو طرف قضیه نگاه می‌کنم.

251
00:20:40,590 --> 00:20:44,970
‫مطمئنم به نویسنده‌ی خوبی
‫ تبدیل می‌شی. بهت اعتماد دارم.

252
00:20:45,380 --> 00:20:47,560
‫متشکرم، دیگو.

253
00:20:52,290 --> 00:20:55,130
‫ولی یه‌روزی بالأخره درمورد زورو می‌نویسم.

254
00:20:55,130 --> 00:20:56,450
‫چی؟

255
00:20:57,750 --> 00:20:59,990
‫منظورم الان نیست، شاید سال‌ها بعد.

256
00:20:59,990 --> 00:21:01,040
‫ماکاری-سان.

257
00:21:02,870 --> 00:21:05,140
‫اونی-چان، ممنون!

258
00:21:05,140 --> 00:21:07,450
‫به لطف شما، نجات پیدا کردیم.

259
00:21:08,000 --> 00:21:10,100
‫به‌جای من، باید از زورو تشکر کنید.

260
00:21:10,100 --> 00:21:14,850
‫ایده‌ی اون بود که توی
‫ چمدونم قایم شید و فرار کنید.

261
00:21:21,910 --> 00:21:26,340
‫حالا می‌دونم که این شهر
‫ تو دستای خوب کسی قرار داره.

262
00:21:32,770 --> 00:21:39,160
‫من محرم راز شما... و رازِ تو هستم، دیگو.

263
00:21:39,180 --> 00:21:49,180
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

264
00:21:49,210 --> 00:21:59,210
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
