WEBVTT

00:03.980 --> 00:07.790
‫آقایون و خانم‌ها، لطفاً با دقت تماشا کنید.

00:08.820 --> 00:09.660
‫بفرمایین!

00:20.420 --> 00:21.250
‫بفرمایین!

00:24.210 --> 00:28.980
‫هی، پسر جون،
‫از بین این کارت‌ها چهار تاشو انتخاب کن.

00:29.440 --> 00:31.410
‫این، این، این، و این‌یکی.

00:32.170 --> 00:34.300
‫پسر جون، واقعاً محشری!

00:34.580 --> 00:36.890
‫چهارتا کارتِ آس رو انتخاب کردی!

00:38.560 --> 00:41.860
‫معرکه‌ست! چطوری همچین شد؟

00:42.570 --> 00:44.140
‫واقعاً چطوری؟

00:44.740 --> 00:47.730
‫هی، تو! اینجا داری چیکار می‌کنی؟

00:47.730 --> 00:49.950
‫بدون اجازه نمی‌تونی کاروکاسبی راه بندازی ها.

00:50.230 --> 00:51.740
‫کسب‌وکار راه ننداختم.

00:52.040 --> 00:54.580
‫فقط داشتم برای این مردم شعبده‌بازی می‌کردم.

00:55.120 --> 00:57.540
‫شعبده‌بازی؟ چه‌جور شعبده‌‌ای؟

00:57.760 --> 00:58.810
‫شعبده‌ای مثل این.

01:00.000 --> 01:00.920
‫بفرما!

01:10.630 --> 01:12.240
‫ممنونم، ممنونم!

01:14.000 --> 01:15.290
‫واقعاً سرباز جذابی هستین!

01:16.250 --> 01:17.260
‫چی از جونم می‌خوای؟!

01:17.260 --> 01:18.810
‫ممنون که کمکم کردی!

01:26.090 --> 01:29.310
‫اولین‌باره که یه دختر... بوسم می‌کنه...

01:30.900 --> 01:38.120
‫آتش در آسمان

01:38.120 --> 01:48.120
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:48.120 --> 01:56.120
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:56.930 --> 01:58.810
‫اونجارو، معرکه‌ست!

01:59.050 --> 02:02.070
‫بردیم! عزیزم، برنده شدیم!

02:02.880 --> 02:05.630
‫شانسم امروز خیلی روی دور افتاده ها!

02:05.630 --> 02:07.650
‫ولی شاید بهتر باشه تا همینجا کنار بکشیم.

02:07.650 --> 02:08.980
‫بیخیال نشیم؟

02:09.390 --> 02:11.340
‫واقعاً که، یه‌قد جربزه نداری!

02:11.740 --> 02:14.200
‫اگه واقعاً مردی، باید تا تهشو بری!

02:14.200 --> 02:18.160
‫اگه می‌خوای مردونگیمو ثابت کنم، نشونت می‌دم!

02:18.160 --> 02:20.040
‫خیلی‌خب، یه‌بار دیگه می‌ریم.

02:24.390 --> 02:27.210
‫اوه، از این طرفا، گروهبان گونزالس!

02:27.550 --> 02:31.380
‫از اینکه از شهر محافظت می‌کنید متشکریم.
‫ها؟ این چیه اینجا؟

02:32.100 --> 02:34.620
‫به‌نظر می‌رسه بین بانوان طرفدار دارید.

02:34.620 --> 02:36.580
‫نه، خب، این چیزه...

02:36.580 --> 02:40.640
‫حالا به‌هرحال، انگار کاروکاسبی رو به رواله، نه؟

02:40.860 --> 02:43.120
‫بله، سایه شما بالاسرمونه.

02:43.120 --> 02:46.270
‫به‌لطف زحمات ارتش اسپانیا
‫و محافظتشون، همه‌چیز عالیه.

02:47.320 --> 02:50.820
‫خیلی‌خب، بیاید دم در بده. براتون شراب آماده دارم.

02:51.080 --> 02:51.850
‫بفرمایین!

02:51.850 --> 02:53.690
‫شرمنده،‌ ولی الان حین انجام وظیفه‌م.

02:53.970 --> 02:55.700
‫عجله برای چیه؟ یه‌کم استراحت کنید.

02:55.890 --> 02:58.890
‫کیک‌های لذیذ زیادی هم براتون پختما.

02:59.510 --> 03:00.740
‫کـ کیک؟

03:00.740 --> 03:03.430
‫و ـ ولی گفته باشما، فقط یه‌ذره می‌مونم...

03:03.430 --> 03:04.230
‫رئیس!

03:05.040 --> 03:06.350
‫یه‌لحظه!

03:06.880 --> 03:09.020
‫بنده یه‌لحظه برم و بیام!

03:09.020 --> 03:11.660
‫معذرت می‌خوام، شما از خودتون پذیرایی کنید.

03:11.660 --> 03:12.520
‫بـ ـ باشه.

03:16.830 --> 03:18.650
‫امروز بهترین روز عمرمه!

03:19.230 --> 03:21.510
‫گفتی افتاده؟ خوب نیست.

03:21.510 --> 03:23.680
‫ولی مطمئن شدیم زنده نمونه.

03:32.240 --> 03:37.910
‫تا وقتی بدنشو نبینم، خیالم راحت نمی‌شه که مرده.
‫اگه زنده باشه و رازمونو برملا کنه، بد می‌شه.

03:37.910 --> 03:38.620
‫پیداش کنید!

03:38.620 --> 03:39.240
‫اطاعت!

03:42.450 --> 03:45.380
‫بالأخره وظایف امروزمو تموم کردم.

03:47.610 --> 03:48.830
‫تو هنوز اینجایی؟

03:49.530 --> 03:51.520
‫اوه، همون سرباز اون‌موقعی!

03:52.350 --> 03:54.870
‫بابابزرگم گفت اینجا منتظرش باشم.

03:55.330 --> 03:58.300
‫ولی هنوز پیداش نشده.

03:58.630 --> 03:59.940
‫کجا رفته بود؟

03:59.940 --> 04:02.580
‫به کازینو، همون اون ساختمونه.

04:04.020 --> 04:07.970
‫عه، من الان همونجا بودم.
‫می‌رم ببینم چی معطلش کرده.

04:08.540 --> 04:10.450
‫جناب سرباز! چقدر شما مهربونی!

04:11.630 --> 04:13.370
‫بدبخت شدیــــــم!

04:14.130 --> 04:16.910
‫هرچی پول داشتیم همه رو باختیم!

04:17.260 --> 04:18.960
‫همون اولش باید کنار می‌کشیدیم...

04:19.470 --> 04:24.500
‫هی تو گوشم خوندی که همه دود شد رفت.
‫نباید به حرفت محل می‌دادم.

04:24.500 --> 04:26.090
‫الان چی گفتــــی؟

04:26.090 --> 04:30.630
‫خب دیگه، آروم باشین.
‫شرطبندی هیچ‌وقت عاقبت خوبی نداره.

04:30.830 --> 04:32.300
‫درسته،‌ بابا!

04:32.300 --> 04:37.380
‫اصلاً متوجه شدی؟ از همون روز اولی که
‫ اون کازینو باز شده، داری هرروز می‌ری.

04:37.610 --> 04:42.180
‫درسته. کارو که ول کرده
‫و همش داره با پولمون قمار می‌کنه.

04:42.180 --> 04:44.350
‫منم باید بیفتم دنبالش که همه رو به‌باد نده.

04:44.430 --> 04:47.750
‫با خودتم هستم، مامان!
‫پاتو اونجا می‌ذاری، از بابا هم بدتری!

04:48.280 --> 04:49.060
‫راست می‌گی.

04:49.060 --> 04:52.450
‫ولی انقدر به رولِت وابسته شدم که
‫ زمان از دستم در می‌ره.

04:52.450 --> 04:55.780
‫هربار می‌رم اونجا اینطوری‌ام که قراره همه‌چیو ببرم.

04:55.780 --> 05:00.100
‫افراد زیادی هستن که
‫ به‌خاطر همین شرطبندی به قرض‌وقوله افتادن.

05:00.100 --> 05:04.780
‫درسته، شرطبندی چیز خیلی مضریه
‫ اگه ندونی کِی بس کنی.

05:04.780 --> 05:09.720
‫ می‌دونم جذابیت داره، حتی خودمم ازش لذت می‌برم،
‫ولی اگه مراقب نباشی به خاک سیاه می‌شونتت.

05:14.510 --> 05:16.000
‫معذرت که بین صحبتتون می‌پرم!

05:16.310 --> 05:17.730
‫گروهبان گونزالس!

05:18.360 --> 05:20.300
‫یه درخواست کوچیک ازتون داشتم!

05:20.580 --> 05:24.410
‫می‌خواستم این دختر... امشب رو پیش شما بمونه.

05:26.360 --> 05:28.640
‫ها؟ همون دختر شعبده‌باز!

05:28.850 --> 05:30.500
‫اسمشون امیلیا-سانه.

05:30.500 --> 05:31.310
‫خوشوقتم.

05:31.940 --> 05:35.000
‫شعبده‌باز؟ خوشگل هم هست.

05:35.590 --> 05:39.720
‫این دختر به‌همراه پدربزرگش از اسپانیا اومده.

05:39.720 --> 05:43.320
‫توی کازینو به‌عنوان شعبده‌باز کار می‌کنه.

05:43.320 --> 05:46.990
‫چه عالی، کازینو اینطوری جذابتر هم می‌شه.

05:50.550 --> 05:56.460
‫مشکل اینجاست که وقتی پدربزرگش
‫ رفته به کازینو، دیگه کسی ندیدتش.

05:57.020 --> 05:59.060
‫فکر می‌کنی ممکنه گم شده باشه؟

05:59.500 --> 06:04.940
‫تو همین فکر بودم، وقتی رفتم به کازینو،
‫گفتن همچین کسی اونجا نیومده.

06:05.450 --> 06:07.110
‫برای همینم اینجا آوردمش.

06:07.700 --> 06:12.050
‫کسی رو توی شهر نداره،
‫برای همین گفتم امشبه رو اینجا بمونه.

06:12.770 --> 06:14.590
‫تصمیم درستی گرفتین.

06:14.750 --> 06:17.770
‫من هیچ مشکلی ندارم،
‫تا هروقت خواست می‌تونه بمونه.

06:18.140 --> 06:19.490
‫خیلی ازتون ممنونم!

06:19.860 --> 06:21.060
‫خوش به‌حالت شد، امیلیا.

06:21.510 --> 06:23.700
‫ممنونم، ‌گروهبان گونزالس!

06:32.710 --> 06:34.620
‫گروهبان گونزالــــس!

06:34.930 --> 06:36.510
‫شبت به‌خیر!

06:38.410 --> 06:40.130
‫مرسی! شب خودتم به‌خیر!

06:44.030 --> 06:47.720
‫اسب جونم، می‌دونی امشب چرا هوس قدم‌زنی کردم؟

06:47.960 --> 06:51.400
‫الان دارم روی آسمونا سیر می‌کنم.

06:55.060 --> 06:57.100
‫یعنی یه‌دل نه صد دل عاشقم شده؟

06:58.070 --> 06:59.050
‫اولین بارمه!

06:59.050 --> 07:03.630
‫اولین باره یه‌دختر دلش برای گروهبان گونزالس می‌ره!

07:05.330 --> 07:07.780
‫برویم! آه، برویم! آه، برویم!

07:07.780 --> 07:12.370
‫اگه ازم بخواد باهاش ازدواج کنم چی؟
‫خیلی اختلاف سنی داریم!

07:14.420 --> 07:16.540
‫به‌خدا که می‌گیرمــــــت!

07:17.330 --> 07:18.750
‫برویم! آه، برویم!

07:27.130 --> 07:29.250
‫امیلیا...

07:41.830 --> 07:44.130
‫ها؟ گروهبان گونزالس؟

07:46.430 --> 07:49.620
‫شرمنده صبح به این زودی اومدم،
‫ولی خبر مهمی داشتم.

07:50.880 --> 07:54.070
‫یه‌نفر از کازینو پول دزدید
‫و به سمت کوهستان فرار کرد.

07:54.360 --> 07:57.950
‫قطع به یقین اون فرد، پدربزرگِ امیلیا بوده.

07:57.950 --> 07:59.080
‫چی گفتی؟

07:59.080 --> 08:05.280
‫اول صبحی بود که کازینو به ارتش اطلاع داد،
‫ازمون خواستن تو سریعترین زمان ممکن دستگیرش کنیم.

08:06.130 --> 08:07.750
‫حالا بدتر از اون...

08:08.760 --> 08:09.700
‫چی شده؟

08:10.230 --> 08:12.840
‫بهشون گفتم امیلیا اینجاست.

08:12.840 --> 08:13.760
‫چی؟

08:14.390 --> 08:16.180
‫تقصیر امیلیا نیست،

08:16.180 --> 08:18.270
‫ولی قراره بیان و ببرنش!

08:18.270 --> 08:21.230
‫ازش استفاده می‌کنن تا پدربزرگشو بیرون بکشن.

08:21.230 --> 08:22.580
‫بد می‌شه که.

08:24.620 --> 08:26.030
‫بد شد، اومدن!

08:26.030 --> 08:27.880
‫هوی، دیگه! چه خاکی سرمون بریزیم؟!

08:27.880 --> 08:30.160
‫آروم باش،‌ گروهبان. بسپرش به خودم.

08:33.780 --> 08:36.780
‫گروهبان! نوه‌ی اون تبهکار کجاست؟

08:36.780 --> 08:39.170
‫عا، همین‌جا باید باشه!

08:39.170 --> 08:41.850
‫چند دفعه در زدم، ولی کسی نیومد باز کنه.

08:42.330 --> 08:44.030
‫هی، کسی اونجا نیست؟

08:46.590 --> 08:49.430
‫چیه، گروهبان؟ این‌وقت صبحی...

08:51.000 --> 08:52.090
‫و ـ وایسین!

08:52.090 --> 08:54.460
‫الان دیگه ازم کاری بر نمیاد.

08:58.810 --> 08:59.780
‫اینجاست!

09:03.070 --> 09:04.310
‫دارین چه غلطی می‌کنین؟!

09:04.530 --> 09:10.100
‫چطور جرئت می‌کنین پاتونو بذارین
‫ اتاق یه زن، بی‌نزاکتا؟! گمشین بیرون!

09:14.620 --> 09:17.700
‫دیگو، چرا داری برای پیدا کردن دزد کمکم می‌کنی؟

09:18.270 --> 09:20.230
‫می‌شه گفت حس بدی به این قضیه داشتم.

09:20.230 --> 09:21.300
‫منم همینطور!

09:22.290 --> 09:24.460
‫اون‌موقع من امیلیا رو فراری دادم...

09:27.180 --> 09:30.250
‫اشتباه می‌گن!
‫حرفشون درست نیست.

09:30.470 --> 09:33.050
‫بابابزرگ هیچ‌وقت دزدی نمی‌کنه!

09:33.050 --> 09:36.650
‫مطمئنم! مطمئنم یه‌جای کار می‌لنگه!

09:36.920 --> 09:38.990
‫منم می‌خوام همینو باور کنم!

09:39.300 --> 09:43.670
‫هعی، منو بگو فکر می‌کردم دختر رؤیاهامو پیدا کردم.

09:43.670 --> 09:44.060
‫ها؟

09:44.440 --> 09:45.110
‫ها؟

09:45.900 --> 09:48.670
‫عا؟ نه، نه، حرفمو نشیده بگیرین!

09:48.970 --> 09:52.390
‫گروهبان، تو عاشق اون دختره‌ای؟
‫به‌فکر ازدواج باهاشی؟

09:52.940 --> 09:54.530
‫درست می‌گی.

09:54.890 --> 09:57.540
‫احمق! بچه‌ها نباید تو این مسائل بزرگونه دخالت کنن!

10:03.170 --> 10:04.030
‫اون...!

10:04.690 --> 10:05.960
‫همون دزد کازینو!

10:06.160 --> 10:07.250
‫گروهبان،‌ صبر کن!

10:07.710 --> 10:08.690
‫چرا؟

10:08.690 --> 10:10.150
‫صدمه دیده.

10:12.710 --> 10:14.510
‫امیلیا...

10:17.850 --> 10:20.120
‫فهمیدین؟ تا پیداش کردین سریع می‌کشینش.

10:20.120 --> 10:20.550
‫چشم!

10:30.700 --> 10:31.420
‫خودشه!

10:31.720 --> 10:32.710
‫چیکار کنیم؟

10:32.960 --> 10:34.820
‫الان زمان خوبی نیست؛ گروهبان باهاشه.

10:35.080 --> 10:36.790
‫فعلاً باید صبر کنیم.

10:42.000 --> 10:45.710
‫آهای، پیرمرد! چرا از کازینو دزدی کردی؟

10:45.930 --> 10:47.220
‫من دزدی کردم؟

10:47.220 --> 10:50.240
‫شوخی نکن! من از احدی دزدی نکردم و نمی‌کنم!

10:50.870 --> 10:51.830
‫منظورت چیه؟

10:52.420 --> 10:55.090
‫من یه شعبده‌بازِ دوره‌گردم.

10:55.090 --> 10:58.380
‫به‌خاطر سفرهای طولانی دیگه بدنم کشش نداره.

10:58.380 --> 11:00.760
‫الان 65 سالم شده.

11:00.760 --> 11:04.600
‫ما همه پیر می‌شیم.
‫انتظار نداشته باش سرِ این واست دلمون بسوزه.

11:04.600 --> 11:07.940
‫گروهبان، حداقل تا آخر به داستانش گوش بده.

11:07.940 --> 11:09.090
‫باشه بابا.

11:09.880 --> 11:11.410
‫توی همین زمان...

11:11.730 --> 11:15.900
‫شرکت هند جنوبی بهم پیشنهاد همکاری داد.

11:15.900 --> 11:17.280
‫خیالم راحت شده بود.

11:17.280 --> 11:21.070
‫فکر می‌کردم بالأخره جایی رو پیدا کردم
‫که با نوه‌م بی‌دغدغه زندگی کنم.

11:21.070 --> 11:24.580
‫تمام پولمو برای سفر از اسپانیا به آمریکا خرج کردم.

11:24.580 --> 11:26.670
‫برای همینم رفتی پولشونو قاپیدی؟

11:26.670 --> 11:27.560
‫اشتباه می‌کنی!

11:27.560 --> 11:31.300
‫مدیر دالتون ازم خواست با استفاده از شعبده‌م
‫توی میزهای شرطبندی دست ببرم.

11:31.300 --> 11:34.210
‫و سرِ مشتری‌ها رو شیره بمالم.
‫فقط از دستورات پیروی می‌کردم!

11:34.210 --> 11:35.420
‫برای تقلب؟

11:37.050 --> 11:40.920
‫درسته. منم قبول نکردم،
‫چون قصد جونمو داشتن، پا به فرار گذاشتم.

11:40.920 --> 11:43.300
‫نمی‌خواستن رازِ این شرطبندیِ فاسدشونو برملا کنم.

11:43.970 --> 11:45.100
‫دروغ نگو!

11:45.100 --> 11:46.060
‫دارم حقیقتو می‌گم!

11:46.060 --> 11:47.220
‫دستگیرت می‌کنم!

11:47.220 --> 11:48.590
‫گروهبان، دندون رو جیگر بگیر!

11:48.590 --> 11:49.820
‫برو کنار، دیگو!

11:49.980 --> 11:51.290
‫این آدم مجروحه!

11:51.450 --> 11:52.510
‫نمی‌تونه فرار کنه!

11:52.680 --> 11:56.030
‫ممکنه حرف این مرد درست باشه
‫و مدیر دالتون فریبتون داده باشه.

11:56.350 --> 12:00.490
‫بهتر نیست قبل دستگیر کردنش سر از ماجرا در بیاریم؟

12:00.490 --> 12:02.460
‫خب، گمونم راست می‌گی...

12:03.310 --> 12:04.800
‫رئیس، چیکار کنیم؟

12:05.500 --> 12:07.200
‫تعقیبش می‌کنیم و از شرش خلاص می‌شیم.

12:07.200 --> 12:08.250
‫اطاعت!

12:27.060 --> 12:28.460
‫بابابزرگ!

12:29.270 --> 12:30.610
‫اوه، امیلیا!

12:33.020 --> 12:34.290
‫چه زخم‌های بدی داری...

12:34.860 --> 12:36.980
‫خوشبختانه گلوله تو بدنش نرفته.

12:37.510 --> 12:39.920
‫لولیتا، لطفاً به زخم‌هاش نگاه بنداز.

12:39.920 --> 12:42.220
‫باشه، پس اتاق خودت می‌برمش.

12:42.220 --> 12:43.610
‫برنارد، بیا کمکم.

12:43.610 --> 12:44.660
‫اوکی!

12:45.620 --> 12:46.650
‫گروهبان گونزالس!

12:46.930 --> 12:48.750
‫واقعاً از لطفت ممنونم.

12:48.750 --> 12:50.030
‫آه، نه...

12:50.500 --> 12:53.050
‫بهت اجازه ندادم جایی بری.

12:53.050 --> 12:54.440
‫بابابزرگ، چه‌خبر شده؟

12:54.980 --> 12:58.080
‫گروهبان به داستانم گوش داد.

12:58.080 --> 13:02.190
‫حتی با وجود سرباز بودنش گذاشت زخم‌هامو درمان کنم.

13:06.230 --> 13:07.460
‫گروهبان گونزالس،

13:07.740 --> 13:09.960
‫چطور می‌تونم ازتون تشکر کنم؟

13:10.360 --> 13:15.830
‫خب، اولش فقط و فقط برای درمان زخم‌ها اینجا آوردمش.

13:16.460 --> 13:22.110
‫اینطور نیست که فکر کنم بی‌گناه باشه،
‫ولی خب فوراً دستگیرش نمی‌کنم.

13:22.110 --> 13:26.110
‫سربازهای زیادی نیستن که بذارن
‫ تو همچین شرایطی زخم‌هاشو درمان کنه.

13:26.110 --> 13:29.370
‫چه بخواد گناهکار باشه، چه بی‌گناه،
‫شما می‌تونستین دستگیرش کنین.

13:30.310 --> 13:36.290
‫ولی شما... بدون هیچ چشم‌داشتی
‫ این لطفو در قبالش کردین. واقعاً ممنونم!

13:36.290 --> 13:38.050
‫امیلیا، اینطوری نکن...

13:38.210 --> 13:39.880
‫اگه می‌گفتم دوستت دارم چی؟

13:41.780 --> 13:42.700
‫نه، خب...

13:42.700 --> 13:45.930
‫بـ ـ برم به زخم‌های پدربزرگت برسم!
‫نگران شدم!

13:46.330 --> 13:48.480
‫وای! وای که چه نگرانم!

13:48.480 --> 13:49.720
‫چه نگرانی‌ام من!

13:53.450 --> 13:54.220
‫ای خدا.

13:54.510 --> 13:57.290
‫فکر کنم دیگه به‌اندازه کافی از این شهر کشیدم.

13:58.110 --> 13:59.950
‫امیلیا، بیا برگردیم به اسپانیا.

14:00.860 --> 14:03.170
‫الان من فقط نگران سلامتی شمائم، بابابزرگ.

14:03.470 --> 14:06.590
‫اگه می‌خواین برین اسپانیا مشکلی نیست.
‫منم باهاتون میام.

14:06.830 --> 14:07.900
‫نه، نمی‌شه!

14:10.090 --> 14:12.960
‫اگه الان اینجا رو ترک کنید
‫فرقی با فرار کردن نداره.

14:12.960 --> 14:16.710
‫اینطوری هم ثابت می‌کنه
‫ بنیتو-سان واقعاً پولو دزدیده بوده.

14:16.850 --> 14:18.760
‫بابابزرگم دزد نیست!

14:19.250 --> 14:21.660
‫گروهبان گونزالس، شما باورش می‌کنین؟

14:23.130 --> 14:29.640
‫می‌دونم درخواست زیادی ازتونه،
‫ولی بابابزرگم توی وضع خوبی نیست.

14:29.640 --> 14:31.520
‫گروهبان، خواهش می‌کنم!

14:34.270 --> 14:36.820
‫امیلیا، من تو رو...

14:39.030 --> 14:43.610
‫نه، خب، امروز چه گرم شده!

14:51.610 --> 14:53.730
‫امیلیا می‌خواد از اینجا بره!

15:00.000 --> 15:02.710
‫گروهبان وضعش واقعاً‌ خرابه ها، نه؟

15:03.030 --> 15:05.080
‫گروهبانو اینطوری می‌بینم دلم به‌حالش می‌سوزه.

15:05.080 --> 15:09.130
‫لولیتا، می‌تونی از امیلیا بپرسی
‫چه حسی راجع بهش داره؟

15:09.420 --> 15:12.380
‫نباید مستقیم بهش گفت،
‫ولی یه‌جوری ازش می‌پرسم.

15:12.780 --> 15:14.040
‫بهتره مراقب باشی ها.

15:14.350 --> 15:16.660
‫گروهبان تو فکر ازدواج باهاشه.

15:16.980 --> 15:18.300
‫ازدواج؟

15:18.600 --> 15:20.280
‫مشکل اصلی پدربزرگشه.

15:20.550 --> 15:24.500
‫درسته، باید اجازه‌شو از بنیتو-سان هم بگیریم.

15:24.500 --> 15:26.320
‫ولی این تصمیم با پدربزرگش نیست.

15:26.670 --> 15:29.100
‫نه، منظورم اون قضیه دزدی بود.

15:29.530 --> 15:30.440
‫چی؟

15:30.440 --> 15:34.090
‫اول باید ته‌توشو دربیارم که
‫ پدربزرگش واقعاً پولو دزدیده یا نه.

15:34.090 --> 15:35.670
‫منم باهات میام.

15:37.440 --> 15:39.180
‫دیگو، داریم کجا می‌ریم؟

15:39.180 --> 15:41.180
‫اول باید کازینو رو چک کنیم.

15:44.150 --> 15:47.700
‫به‌نظر لازم نیست زیاد دنبال سرنخ بگردیم.

15:47.700 --> 15:50.010
‫بیا تظاهر کنیم که داریم می‌ریم بیرون.

15:50.250 --> 15:51.670
‫عه؟ چرا؟

15:54.550 --> 15:56.580
‫اوهوم، فکر بکریه.

16:06.670 --> 16:09.200
‫لولیتا، می‌خواستی درباره چی باهام حرف بزنی؟

16:09.630 --> 16:13.320
‫خب، می‌دونم به من مربوط نمی‌شه، ولی...

16:13.790 --> 16:16.810
‫تو درباره گروهبان گونزالس چی فکر می‌کنی؟

16:17.130 --> 16:18.290
‫چی فکر می‌کنم؟

16:18.570 --> 16:23.090
‫تعجب نکنیا، ولی گروهبان قصد ازدواج باهاتو داره.

16:25.210 --> 16:26.050
‫جدی می‌گی؟

16:26.620 --> 16:28.080
‫راستشو می‌گم.

16:28.440 --> 16:30.990
‫برای همین می‌خواستم احساساتتو نسبت بهش بدونم.

16:30.990 --> 16:31.820
‫خب؟

16:31.820 --> 16:33.700
‫البته نمی‌خوام برای جواب‌دادن مجبورت کنم.

16:34.040 --> 16:36.120
‫گروهبان گونزالس مرد خوبیه.

16:36.440 --> 16:37.620
‫من دوستش دارم.

16:38.070 --> 16:42.610
‫ولی وقتی بحث ازدواج باهاش وسط باشه،
‫نمی‌تونم همچین چیزیو تصور کنم.

16:43.130 --> 16:44.050
‫چرا؟

16:44.460 --> 16:49.300
‫شاید آدم ساده‌ای باشه، ولی واقعاً مهربونه...

16:49.300 --> 16:50.070
‫اینطور نیست.

16:50.070 --> 16:55.420
‫من جاهای زیادی سفر کردم و مردای زیادی رو دیدم.
‫اولش واقعاً رفتارش باعث خوشحالیم شد.

16:55.630 --> 16:58.700
‫ولی همش دروغه. همه‌شون دروغ می‌گن.
‫فقط با احساساتم بازی می‌کنن.

16:59.090 --> 17:07.690
‫اونا احساسات موقتی دارن، من خوب می‌فهمم.
‫احساساتی که گروهبان گونزالس داره از ته قلبش نیست.

17:08.940 --> 17:10.680
‫گروهبان همچین آدمی نیست.

17:11.020 --> 17:13.600
‫اون واقعاً از ته قلب عاشقته.

17:13.600 --> 17:16.430
‫اون توی ارتش آینده درخشانی داره.

17:17.070 --> 17:20.810
‫یه دختر دوره‌گردی مثل من براش اصلاً مناسب نیست.

17:22.020 --> 17:23.490
‫شما عوضی‌ها کی هستین؟!

17:31.030 --> 17:31.660
‫وایسین!

17:35.580 --> 17:37.000
‫شـ ـ شما کی هستین؟

17:37.450 --> 17:40.250
‫زمانش رسیده که با زندگی خداحافظی کنی.

17:41.330 --> 17:42.420
‫دارید چیکار می‌کنید؟!

17:42.420 --> 17:44.090
‫نمی‌تونید همینطوری وارد خونه بقیه بشین!

17:50.050 --> 17:50.900
‫امیلیا!

18:03.240 --> 18:06.790
‫امیلـــیــــــا!

18:20.910 --> 18:22.460
‫تو کدوم خری هستی؟

18:22.460 --> 18:27.170
‫ای تبهکارهایی که سعی در ورود بی‌اجازه
‫ به خونه مردم و آسیب رسوندن بهشونو دارید!

18:27.170 --> 18:31.270
‫من، زورو، شما ارازل رو به سزای اعمالتون می‌رسونم.

18:40.460 --> 18:41.690
‫بمیـــر!

18:53.110 --> 18:54.660
‫دالتون!

18:57.320 --> 18:58.690
‫امیلیا!

19:01.420 --> 19:02.620
‫گروهبان!

19:02.750 --> 19:07.170
‫گروهبان گونزالس، دالتون با حمله به بنیتو
‫تأیید کرد که درمورد دزدی دروغ می‌گفته.

19:07.730 --> 19:09.750
‫یه‌سؤالی هست که می‌خوام ازت بپرسم.

19:10.750 --> 19:13.780
‫تو چه احساسی نسبت به امیلیا داری؟

19:15.280 --> 19:16.740
‫دوستش داری، یا ازش متنفری؟

19:17.380 --> 19:20.420
‫بدون هیچ دروغی، هرچی قلبت بهت می‌گه رو بیان کن.

19:21.240 --> 19:22.990
‫تو همچین زمانی...؟

19:25.390 --> 19:29.860
‫عاشقشم! انقدر عاشقشم که می‌خوام عروس ننه‌م شه!

19:30.460 --> 19:31.820
‫گروهبان گونزالس!

19:31.820 --> 19:33.310
‫امیلیا!

19:34.260 --> 19:37.390
‫من واقعاً جدی‌ام! بیا باهام ازدواج کن!

19:37.390 --> 19:38.820
‫حتماً شوخی می‌کنی...

19:50.420 --> 19:51.550
‫گروهبان.

19:51.800 --> 19:56.330
‫امیلیا وقتی بچه بود والدینشو از دست داد،
‫برای همین همیشه تنها بوده.

19:56.630 --> 19:58.550
‫لطفاً خوشبختش کنین.

19:59.250 --> 20:00.960
‫حتماً همین کارو می‌کنم.

20:05.340 --> 20:06.950
‫خدانگهدار!

20:07.230 --> 20:08.620
‫- سفر به سلامت!
‫- خداحافظ!

20:08.620 --> 20:10.600
‫هیچ نگرانی‌ای به دلتون راه ندین!

20:10.880 --> 20:11.980
‫بابابزرگ...

20:15.260 --> 20:16.530
‫بابابزرگ...

20:16.760 --> 20:18.540
‫خوشبخت بشین!

20:26.500 --> 20:27.990
‫یه‌لحظه وایسا، بابابزرگ!

20:28.150 --> 20:28.940
‫امیلیا!

20:31.130 --> 20:34.420
‫گونزالس-سان، من واقعاً می‌خوام با بابابزرگم برم!

20:35.750 --> 20:37.350
‫بابابزرگم الان سنی ازش گذشته.

20:37.780 --> 20:40.470
‫نمی‌تونم بذارم تنها زندگیشو بگذرونه.

20:40.700 --> 20:43.360
‫بدون اون نمی‌تونم خوشبخت باشم.

20:43.620 --> 20:47.930
‫گونزالس-سان، من واقعاً پیشتون خوشحال بودم.

20:47.930 --> 20:49.390
‫امیلیا!

21:04.890 --> 21:05.860
‫امیلیا...

21:28.330 --> 21:30.620
‫اون دختر واقعاً فوق‌العاده بود!

21:30.900 --> 21:34.760
‫ولی دیگه چاره‌ای نیست،
‫اگه اون پیرمردو تنها می‌ذاشت، دیگه دلش با من نبود.

21:35.230 --> 21:39.270
‫گمونم هیچ دختری نمی‌خواد با ازدواج
‫ خودشو گریبان‌گیرِ من کنه!

21:39.290 --> 21:47.290
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

21:47.320 --> 21:57.320
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
