1
00:00:03,980 --> 00:00:07,790
‫آقایون و خانم‌ها، لطفاً با دقت تماشا کنید.

2
00:00:08,820 --> 00:00:09,660
‫بفرمایین!

3
00:00:20,420 --> 00:00:21,250
‫بفرمایین!

4
00:00:24,210 --> 00:00:28,980
‫هی، پسر جون،
‫از بین این کارت‌ها چهار تاشو انتخاب کن.

5
00:00:29,440 --> 00:00:31,410
‫این، این، این، و این‌یکی.

6
00:00:32,170 --> 00:00:34,300
‫پسر جون، واقعاً محشری!

7
00:00:34,580 --> 00:00:36,890
‫چهارتا کارتِ آس رو انتخاب کردی!

8
00:00:38,560 --> 00:00:41,860
‫معرکه‌ست! چطوری همچین شد؟

9
00:00:42,570 --> 00:00:44,140
‫واقعاً چطوری؟

10
00:00:44,740 --> 00:00:47,730
‫هی، تو! اینجا داری چیکار می‌کنی؟

11
00:00:47,730 --> 00:00:49,950
‫بدون اجازه نمی‌تونی کاروکاسبی راه بندازی ها.

12
00:00:50,230 --> 00:00:51,740
‫کسب‌وکار راه ننداختم.

13
00:00:52,040 --> 00:00:54,580
‫فقط داشتم برای این مردم شعبده‌بازی می‌کردم.

14
00:00:55,120 --> 00:00:57,540
‫شعبده‌بازی؟ چه‌جور شعبده‌‌ای؟

15
00:00:57,760 --> 00:00:58,810
‫شعبده‌ای مثل این.

16
00:01:00,000 --> 00:01:00,920
‫بفرما!

17
00:01:10,630 --> 00:01:12,240
‫ممنونم، ممنونم!

18
00:01:14,000 --> 00:01:15,290
‫واقعاً سرباز جذابی هستین!

19
00:01:16,250 --> 00:01:17,260
‫چی از جونم می‌خوای؟!

20
00:01:17,260 --> 00:01:18,810
‫ممنون که کمکم کردی!

21
00:01:26,090 --> 00:01:29,310
‫اولین‌باره که یه دختر... بوسم می‌کنه...

22
00:01:30,900 --> 00:01:38,120
‫آتش در آسمان

23
00:01:38,120 --> 00:01:48,120
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

24
00:01:48,120 --> 00:01:56,120
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

25
00:01:56,930 --> 00:01:58,810
‫اونجارو، معرکه‌ست!

26
00:01:59,050 --> 00:02:02,070
‫بردیم! عزیزم، برنده شدیم!

27
00:02:02,880 --> 00:02:05,630
‫شانسم امروز خیلی روی دور افتاده ها!

28
00:02:05,630 --> 00:02:07,650
‫ولی شاید بهتر باشه تا همینجا کنار بکشیم.

29
00:02:07,650 --> 00:02:08,980
‫بیخیال نشیم؟

30
00:02:09,390 --> 00:02:11,340
‫واقعاً که، یه‌قد جربزه نداری!

31
00:02:11,740 --> 00:02:14,200
‫اگه واقعاً مردی، باید تا تهشو بری!

32
00:02:14,200 --> 00:02:18,160
‫اگه می‌خوای مردونگیمو ثابت کنم، نشونت می‌دم!

33
00:02:18,160 --> 00:02:20,040
‫خیلی‌خب، یه‌بار دیگه می‌ریم.

34
00:02:24,390 --> 00:02:27,210
‫اوه، از این طرفا، گروهبان گونزالس!

35
00:02:27,550 --> 00:02:31,380
‫از اینکه از شهر محافظت می‌کنید متشکریم.
‫ها؟ این چیه اینجا؟

36
00:02:32,100 --> 00:02:34,620
‫به‌نظر می‌رسه بین بانوان طرفدار دارید.

37
00:02:34,620 --> 00:02:36,580
‫نه، خب، این چیزه...

38
00:02:36,580 --> 00:02:40,640
‫حالا به‌هرحال، انگار کاروکاسبی رو به رواله، نه؟

39
00:02:40,860 --> 00:02:43,120
‫بله، سایه شما بالاسرمونه.

40
00:02:43,120 --> 00:02:46,270
‫به‌لطف زحمات ارتش اسپانیا
‫و محافظتشون، همه‌چیز عالیه.

41
00:02:47,320 --> 00:02:50,820
‫خیلی‌خب، بیاید دم در بده. براتون شراب آماده دارم.

42
00:02:51,080 --> 00:02:51,850
‫بفرمایین!

43
00:02:51,850 --> 00:02:53,690
‫شرمنده،‌ ولی الان حین انجام وظیفه‌م.

44
00:02:53,970 --> 00:02:55,700
‫عجله برای چیه؟ یه‌کم استراحت کنید.

45
00:02:55,890 --> 00:02:58,890
‫کیک‌های لذیذ زیادی هم براتون پختما.

46
00:02:59,510 --> 00:03:00,740
‫کـ کیک؟

47
00:03:00,740 --> 00:03:03,430
‫و ـ ولی گفته باشما، فقط یه‌ذره می‌مونم...

48
00:03:03,430 --> 00:03:04,230
‫رئیس!

49
00:03:05,040 --> 00:03:06,350
‫یه‌لحظه!

50
00:03:06,880 --> 00:03:09,020
‫بنده یه‌لحظه برم و بیام!

51
00:03:09,020 --> 00:03:11,660
‫معذرت می‌خوام، شما از خودتون پذیرایی کنید.

52
00:03:11,660 --> 00:03:12,520
‫بـ ـ باشه.

53
00:03:16,830 --> 00:03:18,650
‫امروز بهترین روز عمرمه!

54
00:03:19,230 --> 00:03:21,510
‫گفتی افتاده؟ خوب نیست.

55
00:03:21,510 --> 00:03:23,680
‫ولی مطمئن شدیم زنده نمونه.

56
00:03:32,240 --> 00:03:37,910
‫تا وقتی بدنشو نبینم، خیالم راحت نمی‌شه که مرده.
‫اگه زنده باشه و رازمونو برملا کنه، بد می‌شه.

57
00:03:37,910 --> 00:03:38,620
‫پیداش کنید!

58
00:03:38,620 --> 00:03:39,240
‫اطاعت!

59
00:03:42,450 --> 00:03:45,380
‫بالأخره وظایف امروزمو تموم کردم.

60
00:03:47,610 --> 00:03:48,830
‫تو هنوز اینجایی؟

61
00:03:49,530 --> 00:03:51,520
‫اوه، همون سرباز اون‌موقعی!

62
00:03:52,350 --> 00:03:54,870
‫بابابزرگم گفت اینجا منتظرش باشم.

63
00:03:55,330 --> 00:03:58,300
‫ولی هنوز پیداش نشده.

64
00:03:58,630 --> 00:03:59,940
‫کجا رفته بود؟

65
00:03:59,940 --> 00:04:02,580
‫به کازینو، همون اون ساختمونه.

66
00:04:04,020 --> 00:04:07,970
‫عه، من الان همونجا بودم.
‫می‌رم ببینم چی معطلش کرده.

67
00:04:08,540 --> 00:04:10,450
‫جناب سرباز! چقدر شما مهربونی!

68
00:04:11,630 --> 00:04:13,370
‫بدبخت شدیــــــم!

69
00:04:14,130 --> 00:04:16,910
‫هرچی پول داشتیم همه رو باختیم!

70
00:04:17,260 --> 00:04:18,960
‫همون اولش باید کنار می‌کشیدیم...

71
00:04:19,470 --> 00:04:24,500
‫هی تو گوشم خوندی که همه دود شد رفت.
‫نباید به حرفت محل می‌دادم.

72
00:04:24,500 --> 00:04:26,090
‫الان چی گفتــــی؟

73
00:04:26,090 --> 00:04:30,630
‫خب دیگه، آروم باشین.
‫شرطبندی هیچ‌وقت عاقبت خوبی نداره.

74
00:04:30,830 --> 00:04:32,300
‫درسته،‌ بابا!

75
00:04:32,300 --> 00:04:37,380
‫اصلاً متوجه شدی؟ از همون روز اولی که
‫ اون کازینو باز شده، داری هرروز می‌ری.

76
00:04:37,610 --> 00:04:42,180
‫درسته. کارو که ول کرده
‫و همش داره با پولمون قمار می‌کنه.

77
00:04:42,180 --> 00:04:44,350
‫منم باید بیفتم دنبالش که همه رو به‌باد نده.

78
00:04:44,430 --> 00:04:47,750
‫با خودتم هستم، مامان!
‫پاتو اونجا می‌ذاری، از بابا هم بدتری!

79
00:04:48,280 --> 00:04:49,060
‫راست می‌گی.

80
00:04:49,060 --> 00:04:52,450
‫ولی انقدر به رولِت وابسته شدم که
‫ زمان از دستم در می‌ره.

81
00:04:52,450 --> 00:04:55,780
‫هربار می‌رم اونجا اینطوری‌ام که قراره همه‌چیو ببرم.

82
00:04:55,780 --> 00:05:00,100
‫افراد زیادی هستن که
‫ به‌خاطر همین شرطبندی به قرض‌وقوله افتادن.

83
00:05:00,100 --> 00:05:04,780
‫درسته، شرطبندی چیز خیلی مضریه
‫ اگه ندونی کِی بس کنی.

84
00:05:04,780 --> 00:05:09,720
‫ می‌دونم جذابیت داره، حتی خودمم ازش لذت می‌برم،
‫ولی اگه مراقب نباشی به خاک سیاه می‌شونتت.

85
00:05:14,510 --> 00:05:16,000
‫معذرت که بین صحبتتون می‌پرم!

86
00:05:16,310 --> 00:05:17,730
‫گروهبان گونزالس!

87
00:05:18,360 --> 00:05:20,300
‫یه درخواست کوچیک ازتون داشتم!

88
00:05:20,580 --> 00:05:24,410
‫می‌خواستم این دختر... امشب رو پیش شما بمونه.

89
00:05:26,360 --> 00:05:28,640
‫ها؟ همون دختر شعبده‌باز!

90
00:05:28,850 --> 00:05:30,500
‫اسمشون امیلیا-سانه.

91
00:05:30,500 --> 00:05:31,310
‫خوشوقتم.

92
00:05:31,940 --> 00:05:35,000
‫شعبده‌باز؟ خوشگل هم هست.

93
00:05:35,590 --> 00:05:39,720
‫این دختر به‌همراه پدربزرگش از اسپانیا اومده.

94
00:05:39,720 --> 00:05:43,320
‫توی کازینو به‌عنوان شعبده‌باز کار می‌کنه.

95
00:05:43,320 --> 00:05:46,990
‫چه عالی، کازینو اینطوری جذابتر هم می‌شه.

96
00:05:50,550 --> 00:05:56,460
‫مشکل اینجاست که وقتی پدربزرگش
‫ رفته به کازینو، دیگه کسی ندیدتش.

97
00:05:57,020 --> 00:05:59,060
‫فکر می‌کنی ممکنه گم شده باشه؟

98
00:05:59,500 --> 00:06:04,940
‫تو همین فکر بودم، وقتی رفتم به کازینو،
‫گفتن همچین کسی اونجا نیومده.

99
00:06:05,450 --> 00:06:07,110
‫برای همینم اینجا آوردمش.

100
00:06:07,700 --> 00:06:12,050
‫کسی رو توی شهر نداره،
‫برای همین گفتم امشبه رو اینجا بمونه.

101
00:06:12,770 --> 00:06:14,590
‫تصمیم درستی گرفتین.

102
00:06:14,750 --> 00:06:17,770
‫من هیچ مشکلی ندارم،
‫تا هروقت خواست می‌تونه بمونه.

103
00:06:18,140 --> 00:06:19,490
‫خیلی ازتون ممنونم!

104
00:06:19,860 --> 00:06:21,060
‫خوش به‌حالت شد، امیلیا.

105
00:06:21,510 --> 00:06:23,700
‫ممنونم، ‌گروهبان گونزالس!

106
00:06:32,710 --> 00:06:34,620
‫گروهبان گونزالــــس!

107
00:06:34,930 --> 00:06:36,510
‫شبت به‌خیر!

108
00:06:38,410 --> 00:06:40,130
‫مرسی! شب خودتم به‌خیر!

109
00:06:44,030 --> 00:06:47,720
‫اسب جونم، می‌دونی امشب چرا هوس قدم‌زنی کردم؟

110
00:06:47,960 --> 00:06:51,400
‫الان دارم روی آسمونا سیر می‌کنم.

111
00:06:55,060 --> 00:06:57,100
‫یعنی یه‌دل نه صد دل عاشقم شده؟

112
00:06:58,070 --> 00:06:59,050
‫اولین بارمه!

113
00:06:59,050 --> 00:07:03,630
‫اولین باره یه‌دختر دلش برای گروهبان گونزالس می‌ره!

114
00:07:05,330 --> 00:07:07,780
‫برویم! آه، برویم! آه، برویم!

115
00:07:07,780 --> 00:07:12,370
‫اگه ازم بخواد باهاش ازدواج کنم چی؟
‫خیلی اختلاف سنی داریم!

116
00:07:14,420 --> 00:07:16,540
‫به‌خدا که می‌گیرمــــــت!

117
00:07:17,330 --> 00:07:18,750
‫برویم! آه، برویم!

118
00:07:27,130 --> 00:07:29,250
‫امیلیا...

119
00:07:41,830 --> 00:07:44,130
‫ها؟ گروهبان گونزالس؟

120
00:07:46,430 --> 00:07:49,620
‫شرمنده صبح به این زودی اومدم،
‫ولی خبر مهمی داشتم.

121
00:07:50,880 --> 00:07:54,070
‫یه‌نفر از کازینو پول دزدید
‫و به سمت کوهستان فرار کرد.

122
00:07:54,360 --> 00:07:57,950
‫قطع به یقین اون فرد، پدربزرگِ امیلیا بوده.

123
00:07:57,950 --> 00:07:59,080
‫چی گفتی؟

124
00:07:59,080 --> 00:08:05,280
‫اول صبحی بود که کازینو به ارتش اطلاع داد،
‫ازمون خواستن تو سریعترین زمان ممکن دستگیرش کنیم.

125
00:08:06,130 --> 00:08:07,750
‫حالا بدتر از اون...

126
00:08:08,760 --> 00:08:09,700
‫چی شده؟

127
00:08:10,230 --> 00:08:12,840
‫بهشون گفتم امیلیا اینجاست.

128
00:08:12,840 --> 00:08:13,760
‫چی؟

129
00:08:14,390 --> 00:08:16,180
‫تقصیر امیلیا نیست،

130
00:08:16,180 --> 00:08:18,270
‫ولی قراره بیان و ببرنش!

131
00:08:18,270 --> 00:08:21,230
‫ازش استفاده می‌کنن تا پدربزرگشو بیرون بکشن.

132
00:08:21,230 --> 00:08:22,580
‫بد می‌شه که.

133
00:08:24,620 --> 00:08:26,030
‫بد شد، اومدن!

134
00:08:26,030 --> 00:08:27,880
‫هوی، دیگه! چه خاکی سرمون بریزیم؟!

135
00:08:27,880 --> 00:08:30,160
‫آروم باش،‌ گروهبان. بسپرش به خودم.

136
00:08:33,780 --> 00:08:36,780
‫گروهبان! نوه‌ی اون تبهکار کجاست؟

137
00:08:36,780 --> 00:08:39,170
‫عا، همین‌جا باید باشه!

138
00:08:39,170 --> 00:08:41,850
‫چند دفعه در زدم، ولی کسی نیومد باز کنه.

139
00:08:42,330 --> 00:08:44,030
‫هی، کسی اونجا نیست؟

140
00:08:46,590 --> 00:08:49,430
‫چیه، گروهبان؟ این‌وقت صبحی...

141
00:08:51,000 --> 00:08:52,090
‫و ـ وایسین!

142
00:08:52,090 --> 00:08:54,460
‫الان دیگه ازم کاری بر نمیاد.

143
00:08:58,810 --> 00:08:59,780
‫اینجاست!

144
00:09:03,070 --> 00:09:04,310
‫دارین چه غلطی می‌کنین؟!

145
00:09:04,530 --> 00:09:10,100
‫چطور جرئت می‌کنین پاتونو بذارین
‫ اتاق یه زن، بی‌نزاکتا؟! گمشین بیرون!

146
00:09:14,620 --> 00:09:17,700
‫دیگو، چرا داری برای پیدا کردن دزد کمکم می‌کنی؟

147
00:09:18,270 --> 00:09:20,230
‫می‌شه گفت حس بدی به این قضیه داشتم.

148
00:09:20,230 --> 00:09:21,300
‫منم همینطور!

149
00:09:22,290 --> 00:09:24,460
‫اون‌موقع من امیلیا رو فراری دادم...

150
00:09:27,180 --> 00:09:30,250
‫اشتباه می‌گن!
‫حرفشون درست نیست.

151
00:09:30,470 --> 00:09:33,050
‫بابابزرگ هیچ‌وقت دزدی نمی‌کنه!

152
00:09:33,050 --> 00:09:36,650
‫مطمئنم! مطمئنم یه‌جای کار می‌لنگه!

153
00:09:36,920 --> 00:09:38,990
‫منم می‌خوام همینو باور کنم!

154
00:09:39,300 --> 00:09:43,670
‫هعی، منو بگو فکر می‌کردم دختر رؤیاهامو پیدا کردم.

155
00:09:43,670 --> 00:09:44,060
‫ها؟

156
00:09:44,440 --> 00:09:45,110
‫ها؟

157
00:09:45,900 --> 00:09:48,670
‫عا؟ نه، نه، حرفمو نشیده بگیرین!

158
00:09:48,970 --> 00:09:52,390
‫گروهبان، تو عاشق اون دختره‌ای؟
‫به‌فکر ازدواج باهاشی؟

159
00:09:52,940 --> 00:09:54,530
‫درست می‌گی.

160
00:09:54,890 --> 00:09:57,540
‫احمق! بچه‌ها نباید تو این مسائل بزرگونه دخالت کنن!

161
00:10:03,170 --> 00:10:04,030
‫اون...!

162
00:10:04,690 --> 00:10:05,960
‫همون دزد کازینو!

163
00:10:06,160 --> 00:10:07,250
‫گروهبان،‌ صبر کن!

164
00:10:07,710 --> 00:10:08,690
‫چرا؟

165
00:10:08,690 --> 00:10:10,150
‫صدمه دیده.

166
00:10:12,710 --> 00:10:14,510
‫امیلیا...

167
00:10:17,850 --> 00:10:20,120
‫فهمیدین؟ تا پیداش کردین سریع می‌کشینش.

168
00:10:20,120 --> 00:10:20,550
‫چشم!

169
00:10:30,700 --> 00:10:31,420
‫خودشه!

170
00:10:31,720 --> 00:10:32,710
‫چیکار کنیم؟

171
00:10:32,960 --> 00:10:34,820
‫الان زمان خوبی نیست؛ گروهبان باهاشه.

172
00:10:35,080 --> 00:10:36,790
‫فعلاً باید صبر کنیم.

173
00:10:42,000 --> 00:10:45,710
‫آهای، پیرمرد! چرا از کازینو دزدی کردی؟

174
00:10:45,930 --> 00:10:47,220
‫من دزدی کردم؟

175
00:10:47,220 --> 00:10:50,240
‫شوخی نکن! من از احدی دزدی نکردم و نمی‌کنم!

176
00:10:50,870 --> 00:10:51,830
‫منظورت چیه؟

177
00:10:52,420 --> 00:10:55,090
‫من یه شعبده‌بازِ دوره‌گردم.

178
00:10:55,090 --> 00:10:58,380
‫به‌خاطر سفرهای طولانی دیگه بدنم کشش نداره.

179
00:10:58,380 --> 00:11:00,760
‫الان 65 سالم شده.

180
00:11:00,760 --> 00:11:04,600
‫ما همه پیر می‌شیم.
‫انتظار نداشته باش سرِ این واست دلمون بسوزه.

181
00:11:04,600 --> 00:11:07,940
‫گروهبان، حداقل تا آخر به داستانش گوش بده.

182
00:11:07,940 --> 00:11:09,090
‫باشه بابا.

183
00:11:09,880 --> 00:11:11,410
‫توی همین زمان...

184
00:11:11,730 --> 00:11:15,900
‫شرکت هند جنوبی بهم پیشنهاد همکاری داد.

185
00:11:15,900 --> 00:11:17,280
‫خیالم راحت شده بود.

186
00:11:17,280 --> 00:11:21,070
‫فکر می‌کردم بالأخره جایی رو پیدا کردم
‫که با نوه‌م بی‌دغدغه زندگی کنم.

187
00:11:21,070 --> 00:11:24,580
‫تمام پولمو برای سفر از اسپانیا به آمریکا خرج کردم.

188
00:11:24,580 --> 00:11:26,670
‫برای همینم رفتی پولشونو قاپیدی؟

189
00:11:26,670 --> 00:11:27,560
‫اشتباه می‌کنی!

190
00:11:27,560 --> 00:11:31,300
‫مدیر دالتون ازم خواست با استفاده از شعبده‌م
‫توی میزهای شرطبندی دست ببرم.

191
00:11:31,300 --> 00:11:34,210
‫و سرِ مشتری‌ها رو شیره بمالم.
‫فقط از دستورات پیروی می‌کردم!

192
00:11:34,210 --> 00:11:35,420
‫برای تقلب؟

193
00:11:37,050 --> 00:11:40,920
‫درسته. منم قبول نکردم،
‫چون قصد جونمو داشتن، پا به فرار گذاشتم.

194
00:11:40,920 --> 00:11:43,300
‫نمی‌خواستن رازِ این شرطبندیِ فاسدشونو برملا کنم.

195
00:11:43,970 --> 00:11:45,100
‫دروغ نگو!

196
00:11:45,100 --> 00:11:46,060
‫دارم حقیقتو می‌گم!

197
00:11:46,060 --> 00:11:47,220
‫دستگیرت می‌کنم!

198
00:11:47,220 --> 00:11:48,590
‫گروهبان، دندون رو جیگر بگیر!

199
00:11:48,590 --> 00:11:49,820
‫برو کنار، دیگو!

200
00:11:49,980 --> 00:11:51,290
‫این آدم مجروحه!

201
00:11:51,450 --> 00:11:52,510
‫نمی‌تونه فرار کنه!

202
00:11:52,680 --> 00:11:56,030
‫ممکنه حرف این مرد درست باشه
‫و مدیر دالتون فریبتون داده باشه.

203
00:11:56,350 --> 00:12:00,490
‫بهتر نیست قبل دستگیر کردنش سر از ماجرا در بیاریم؟

204
00:12:00,490 --> 00:12:02,460
‫خب، گمونم راست می‌گی...

205
00:12:03,310 --> 00:12:04,800
‫رئیس، چیکار کنیم؟

206
00:12:05,500 --> 00:12:07,200
‫تعقیبش می‌کنیم و از شرش خلاص می‌شیم.

207
00:12:07,200 --> 00:12:08,250
‫اطاعت!

208
00:12:27,060 --> 00:12:28,460
‫بابابزرگ!

209
00:12:29,270 --> 00:12:30,610
‫اوه، امیلیا!

210
00:12:33,020 --> 00:12:34,290
‫چه زخم‌های بدی داری...

211
00:12:34,860 --> 00:12:36,980
‫خوشبختانه گلوله تو بدنش نرفته.

212
00:12:37,510 --> 00:12:39,920
‫لولیتا، لطفاً به زخم‌هاش نگاه بنداز.

213
00:12:39,920 --> 00:12:42,220
‫باشه، پس اتاق خودت می‌برمش.

214
00:12:42,220 --> 00:12:43,610
‫برنارد، بیا کمکم.

215
00:12:43,610 --> 00:12:44,660
‫اوکی!

216
00:12:45,620 --> 00:12:46,650
‫گروهبان گونزالس!

217
00:12:46,930 --> 00:12:48,750
‫واقعاً از لطفت ممنونم.

218
00:12:48,750 --> 00:12:50,030
‫آه، نه...

219
00:12:50,500 --> 00:12:53,050
‫بهت اجازه ندادم جایی بری.

220
00:12:53,050 --> 00:12:54,440
‫بابابزرگ، چه‌خبر شده؟

221
00:12:54,980 --> 00:12:58,080
‫گروهبان به داستانم گوش داد.

222
00:12:58,080 --> 00:13:02,190
‫حتی با وجود سرباز بودنش گذاشت زخم‌هامو درمان کنم.

223
00:13:06,230 --> 00:13:07,460
‫گروهبان گونزالس،

224
00:13:07,740 --> 00:13:09,960
‫چطور می‌تونم ازتون تشکر کنم؟

225
00:13:10,360 --> 00:13:15,830
‫خب، اولش فقط و فقط برای درمان زخم‌ها اینجا آوردمش.

226
00:13:16,460 --> 00:13:22,110
‫اینطور نیست که فکر کنم بی‌گناه باشه،
‫ولی خب فوراً دستگیرش نمی‌کنم.

227
00:13:22,110 --> 00:13:26,110
‫سربازهای زیادی نیستن که بذارن
‫ تو همچین شرایطی زخم‌هاشو درمان کنه.

228
00:13:26,110 --> 00:13:29,370
‫چه بخواد گناهکار باشه، چه بی‌گناه،
‫شما می‌تونستین دستگیرش کنین.

229
00:13:30,310 --> 00:13:36,290
‫ولی شما... بدون هیچ چشم‌داشتی
‫ این لطفو در قبالش کردین. واقعاً ممنونم!

230
00:13:36,290 --> 00:13:38,050
‫امیلیا، اینطوری نکن...

231
00:13:38,210 --> 00:13:39,880
‫اگه می‌گفتم دوستت دارم چی؟

232
00:13:41,780 --> 00:13:42,700
‫نه، خب...

233
00:13:42,700 --> 00:13:45,930
‫بـ ـ برم به زخم‌های پدربزرگت برسم!
‫نگران شدم!

234
00:13:46,330 --> 00:13:48,480
‫وای! وای که چه نگرانم!

235
00:13:48,480 --> 00:13:49,720
‫چه نگرانی‌ام من!

236
00:13:53,450 --> 00:13:54,220
‫ای خدا.

237
00:13:54,510 --> 00:13:57,290
‫فکر کنم دیگه به‌اندازه کافی از این شهر کشیدم.

238
00:13:58,110 --> 00:13:59,950
‫امیلیا، بیا برگردیم به اسپانیا.

239
00:14:00,860 --> 00:14:03,170
‫الان من فقط نگران سلامتی شمائم، بابابزرگ.

240
00:14:03,470 --> 00:14:06,590
‫اگه می‌خواین برین اسپانیا مشکلی نیست.
‫منم باهاتون میام.

241
00:14:06,830 --> 00:14:07,900
‫نه، نمی‌شه!

242
00:14:10,090 --> 00:14:12,960
‫اگه الان اینجا رو ترک کنید
‫فرقی با فرار کردن نداره.

243
00:14:12,960 --> 00:14:16,710
‫اینطوری هم ثابت می‌کنه
‫ بنیتو-سان واقعاً پولو دزدیده بوده.

244
00:14:16,850 --> 00:14:18,760
‫بابابزرگم دزد نیست!

245
00:14:19,250 --> 00:14:21,660
‫گروهبان گونزالس، شما باورش می‌کنین؟

246
00:14:23,130 --> 00:14:29,640
‫می‌دونم درخواست زیادی ازتونه،
‫ولی بابابزرگم توی وضع خوبی نیست.

247
00:14:29,640 --> 00:14:31,520
‫گروهبان، خواهش می‌کنم!

248
00:14:34,270 --> 00:14:36,820
‫امیلیا، من تو رو...

249
00:14:39,030 --> 00:14:43,610
‫نه، خب، امروز چه گرم شده!

250
00:14:51,610 --> 00:14:53,730
‫امیلیا می‌خواد از اینجا بره!

251
00:15:00,000 --> 00:15:02,710
‫گروهبان وضعش واقعاً‌ خرابه ها، نه؟

252
00:15:03,030 --> 00:15:05,080
‫گروهبانو اینطوری می‌بینم دلم به‌حالش می‌سوزه.

253
00:15:05,080 --> 00:15:09,130
‫لولیتا، می‌تونی از امیلیا بپرسی
‫چه حسی راجع بهش داره؟

254
00:15:09,420 --> 00:15:12,380
‫نباید مستقیم بهش گفت،
‫ولی یه‌جوری ازش می‌پرسم.

255
00:15:12,780 --> 00:15:14,040
‫بهتره مراقب باشی ها.

256
00:15:14,350 --> 00:15:16,660
‫گروهبان تو فکر ازدواج باهاشه.

257
00:15:16,980 --> 00:15:18,300
‫ازدواج؟

258
00:15:18,600 --> 00:15:20,280
‫مشکل اصلی پدربزرگشه.

259
00:15:20,550 --> 00:15:24,500
‫درسته، باید اجازه‌شو از بنیتو-سان هم بگیریم.

260
00:15:24,500 --> 00:15:26,320
‫ولی این تصمیم با پدربزرگش نیست.

261
00:15:26,670 --> 00:15:29,100
‫نه، منظورم اون قضیه دزدی بود.

262
00:15:29,530 --> 00:15:30,440
‫چی؟

263
00:15:30,440 --> 00:15:34,090
‫اول باید ته‌توشو دربیارم که
‫ پدربزرگش واقعاً پولو دزدیده یا نه.

264
00:15:34,090 --> 00:15:35,670
‫منم باهات میام.

265
00:15:37,440 --> 00:15:39,180
‫دیگو، داریم کجا می‌ریم؟

266
00:15:39,180 --> 00:15:41,180
‫اول باید کازینو رو چک کنیم.

267
00:15:44,150 --> 00:15:47,700
‫به‌نظر لازم نیست زیاد دنبال سرنخ بگردیم.

268
00:15:47,700 --> 00:15:50,010
‫بیا تظاهر کنیم که داریم می‌ریم بیرون.

269
00:15:50,250 --> 00:15:51,670
‫عه؟ چرا؟

270
00:15:54,550 --> 00:15:56,580
‫اوهوم، فکر بکریه.

271
00:16:06,670 --> 00:16:09,200
‫لولیتا، می‌خواستی درباره چی باهام حرف بزنی؟

272
00:16:09,630 --> 00:16:13,320
‫خب، می‌دونم به من مربوط نمی‌شه، ولی...

273
00:16:13,790 --> 00:16:16,810
‫تو درباره گروهبان گونزالس چی فکر می‌کنی؟

274
00:16:17,130 --> 00:16:18,290
‫چی فکر می‌کنم؟

275
00:16:18,570 --> 00:16:23,090
‫تعجب نکنیا، ولی گروهبان قصد ازدواج باهاتو داره.

276
00:16:25,210 --> 00:16:26,050
‫جدی می‌گی؟

277
00:16:26,620 --> 00:16:28,080
‫راستشو می‌گم.

278
00:16:28,440 --> 00:16:30,990
‫برای همین می‌خواستم احساساتتو نسبت بهش بدونم.

279
00:16:30,990 --> 00:16:31,820
‫خب؟

280
00:16:31,820 --> 00:16:33,700
‫البته نمی‌خوام برای جواب‌دادن مجبورت کنم.

281
00:16:34,040 --> 00:16:36,120
‫گروهبان گونزالس مرد خوبیه.

282
00:16:36,440 --> 00:16:37,620
‫من دوستش دارم.

283
00:16:38,070 --> 00:16:42,610
‫ولی وقتی بحث ازدواج باهاش وسط باشه،
‫نمی‌تونم همچین چیزیو تصور کنم.

284
00:16:43,130 --> 00:16:44,050
‫چرا؟

285
00:16:44,460 --> 00:16:49,300
‫شاید آدم ساده‌ای باشه، ولی واقعاً مهربونه...

286
00:16:49,300 --> 00:16:50,070
‫اینطور نیست.

287
00:16:50,070 --> 00:16:55,420
‫من جاهای زیادی سفر کردم و مردای زیادی رو دیدم.
‫اولش واقعاً رفتارش باعث خوشحالیم شد.

288
00:16:55,630 --> 00:16:58,700
‫ولی همش دروغه. همه‌شون دروغ می‌گن.
‫فقط با احساساتم بازی می‌کنن.

289
00:16:59,090 --> 00:17:07,690
‫اونا احساسات موقتی دارن، من خوب می‌فهمم.
‫احساساتی که گروهبان گونزالس داره از ته قلبش نیست.

290
00:17:08,940 --> 00:17:10,680
‫گروهبان همچین آدمی نیست.

291
00:17:11,020 --> 00:17:13,600
‫اون واقعاً از ته قلب عاشقته.

292
00:17:13,600 --> 00:17:16,430
‫اون توی ارتش آینده درخشانی داره.

293
00:17:17,070 --> 00:17:20,810
‫یه دختر دوره‌گردی مثل من براش اصلاً مناسب نیست.

294
00:17:22,020 --> 00:17:23,490
‫شما عوضی‌ها کی هستین؟!

295
00:17:31,030 --> 00:17:31,660
‫وایسین!

296
00:17:35,580 --> 00:17:37,000
‫شـ ـ شما کی هستین؟

297
00:17:37,450 --> 00:17:40,250
‫زمانش رسیده که با زندگی خداحافظی کنی.

298
00:17:41,330 --> 00:17:42,420
‫دارید چیکار می‌کنید؟!

299
00:17:42,420 --> 00:17:44,090
‫نمی‌تونید همینطوری وارد خونه بقیه بشین!

300
00:17:50,050 --> 00:17:50,900
‫امیلیا!

301
00:18:03,240 --> 00:18:06,790
‫امیلـــیــــــا!

302
00:18:20,910 --> 00:18:22,460
‫تو کدوم خری هستی؟

303
00:18:22,460 --> 00:18:27,170
‫ای تبهکارهایی که سعی در ورود بی‌اجازه
‫ به خونه مردم و آسیب رسوندن بهشونو دارید!

304
00:18:27,170 --> 00:18:31,270
‫من، زورو، شما ارازل رو به سزای اعمالتون می‌رسونم.

305
00:18:40,460 --> 00:18:41,690
‫بمیـــر!

306
00:18:53,110 --> 00:18:54,660
‫دالتون!

307
00:18:57,320 --> 00:18:58,690
‫امیلیا!

308
00:19:01,420 --> 00:19:02,620
‫گروهبان!

309
00:19:02,750 --> 00:19:07,170
‫گروهبان گونزالس، دالتون با حمله به بنیتو
‫تأیید کرد که درمورد دزدی دروغ می‌گفته.

310
00:19:07,730 --> 00:19:09,750
‫یه‌سؤالی هست که می‌خوام ازت بپرسم.

311
00:19:10,750 --> 00:19:13,780
‫تو چه احساسی نسبت به امیلیا داری؟

312
00:19:15,280 --> 00:19:16,740
‫دوستش داری، یا ازش متنفری؟

313
00:19:17,380 --> 00:19:20,420
‫بدون هیچ دروغی، هرچی قلبت بهت می‌گه رو بیان کن.

314
00:19:21,240 --> 00:19:22,990
‫تو همچین زمانی...؟

315
00:19:25,390 --> 00:19:29,860
‫عاشقشم! انقدر عاشقشم که می‌خوام عروس ننه‌م شه!

316
00:19:30,460 --> 00:19:31,820
‫گروهبان گونزالس!

317
00:19:31,820 --> 00:19:33,310
‫امیلیا!

318
00:19:34,260 --> 00:19:37,390
‫من واقعاً جدی‌ام! بیا باهام ازدواج کن!

319
00:19:37,390 --> 00:19:38,820
‫حتماً شوخی می‌کنی...

320
00:19:50,420 --> 00:19:51,550
‫گروهبان.

321
00:19:51,800 --> 00:19:56,330
‫امیلیا وقتی بچه بود والدینشو از دست داد،
‫برای همین همیشه تنها بوده.

322
00:19:56,630 --> 00:19:58,550
‫لطفاً خوشبختش کنین.

323
00:19:59,250 --> 00:20:00,960
‫حتماً همین کارو می‌کنم.

324
00:20:05,340 --> 00:20:06,950
‫خدانگهدار!

325
00:20:07,230 --> 00:20:08,620
‫- سفر به سلامت!
‫- خداحافظ!

326
00:20:08,620 --> 00:20:10,600
‫هیچ نگرانی‌ای به دلتون راه ندین!

327
00:20:10,880 --> 00:20:11,980
‫بابابزرگ...

328
00:20:15,260 --> 00:20:16,530
‫بابابزرگ...

329
00:20:16,760 --> 00:20:18,540
‫خوشبخت بشین!

330
00:20:26,500 --> 00:20:27,990
‫یه‌لحظه وایسا، بابابزرگ!

331
00:20:28,150 --> 00:20:28,940
‫امیلیا!

332
00:20:31,130 --> 00:20:34,420
‫گونزالس-سان، من واقعاً می‌خوام با بابابزرگم برم!

333
00:20:35,750 --> 00:20:37,350
‫بابابزرگم الان سنی ازش گذشته.

334
00:20:37,780 --> 00:20:40,470
‫نمی‌تونم بذارم تنها زندگیشو بگذرونه.

335
00:20:40,700 --> 00:20:43,360
‫بدون اون نمی‌تونم خوشبخت باشم.

336
00:20:43,620 --> 00:20:47,930
‫گونزالس-سان، من واقعاً پیشتون خوشحال بودم.

337
00:20:47,930 --> 00:20:49,390
‫امیلیا!

338
00:21:04,890 --> 00:21:05,860
‫امیلیا...

339
00:21:28,330 --> 00:21:30,620
‫اون دختر واقعاً فوق‌العاده بود!

340
00:21:30,900 --> 00:21:34,760
‫ولی دیگه چاره‌ای نیست،
‫اگه اون پیرمردو تنها می‌ذاشت، دیگه دلش با من نبود.

341
00:21:35,230 --> 00:21:39,270
‫گمونم هیچ دختری نمی‌خواد با ازدواج
‫ خودشو گریبان‌گیرِ من کنه!

342
00:21:39,290 --> 00:21:47,290
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

343
00:21:47,320 --> 00:21:57,320
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
