WEBVTT

00:00.020 --> 00:10.020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:16.490 --> 00:17.900
‫معرکه‌ست!

00:17.900 --> 00:19.870
‫کلی اثر هنری معروف اینجاست.

00:19.870 --> 00:22.420
‫واقعاً خیلی چیزای جالب جمع کردن!

00:24.030 --> 00:26.780
‫یه‌جورایی انگار رنگش بوی تازگی می‌ده.

00:27.090 --> 00:28.660
‫همچین چیزی امکان نداره.

00:28.660 --> 00:30.220
‫بالأخره یه نقاشی خیلی قدیمیه.

00:30.220 --> 00:31.830
‫شاید دماغت مشکل داره؟

00:32.440 --> 00:33.480
‫شاید؟

00:38.400 --> 00:39.600
‫اونجا چه‌خبره؟

00:44.800 --> 00:46.590
‫اون نقاشی مونالیزاست!

00:47.210 --> 00:54.430
‫اشک مونالیزا

00:54.450 --> 00:56.240
‫چرا این اینجاست؟

00:58.300 --> 01:04.030
‫ما در شرکت تجاری هند جنوبی
‫قادریم غیرممکن رو ممکن کنیم.

01:04.650 --> 01:05.580
‫شما کی هستی؟

01:05.580 --> 01:08.890
‫مدیرعاملِ شرکت هند جنوبی، پترو هستم.

01:09.200 --> 01:11.990
‫فقط هم شما نه خانم،
‫به همه‌تون این پیشنهاد رو می‌دم.

01:11.990 --> 01:15.520
‫برای تشکر از تاجران کالیفرنیا
‫به‌خاطر ترتیب‌دادن این رویداد تاریخی،

01:15.520 --> 01:22.100
‫ما در این گالری آثار چشم‌نواز رو
‫با قیمتی مناسب به فروش می‌ذاریم.

01:22.340 --> 01:27.300
‫دوستان،‌ اگه به این آثار علاقه‌مندین،
‫حتماً برای خرید به‌پیش خودم بیاید.

01:27.300 --> 01:31.540
‫با توجه به بودجه‌تون
‫می‌تونیم اثری زیبا براتون پیدا کنیم.

01:32.830 --> 01:35.550
‫من عاشق اون نقاشی شدم که الان دیدیم!

01:37.810 --> 01:39.620
‫چی می‌گی؟ به‌نظرت خوشگل نیست؟

01:39.620 --> 01:40.780
‫می‌خوای بخریش؟

01:40.780 --> 01:42.850
‫این چقدر هزینه‌ش می‌شه؟

01:42.850 --> 01:47.770
‫خب، اون قیمتش بالائه.
‫اثرِ یکی از معروفترین هنرمندان اسپانیاست.

01:47.770 --> 01:50.280
‫برای چنین اثری 100 سکه طلا درخواست می‌کردم،

01:50.280 --> 01:52.920
‫ولی برای شما تا 50 کافیه.

01:53.470 --> 01:54.780
‫پنجاه سکه طلا؟

01:59.570 --> 02:01.230
‫به من نگاه نکن، همچین پولی ندارم!

02:01.350 --> 02:05.690
‫این اثر خیلی معروفه و زیاد رو این قیمت نمی‌مونه.
‫الان بهترین فرصت خریده.

02:05.690 --> 02:09.510
‫دخترم، چرا درموردش با والدینت صحبت نمی‌کنی؟

02:09.510 --> 02:12.080
‫درست می‌گه، بیا ببینیم اونا چی می‌گن.

02:16.120 --> 02:16.760
‫بیارش!

02:27.480 --> 02:29.110
‫داری چیکار می‌کنی؟

02:29.110 --> 02:30.970
‫اینو نخواستم بیاری.

02:30.970 --> 02:33.220
‫آهای! یکی کمک کنه!

02:33.820 --> 02:35.760
‫کمکم کنین!

02:36.650 --> 02:37.570
‫چی؟

02:42.580 --> 02:44.380
‫کمک کنین!

02:50.780 --> 02:52.160
‫کمک!

02:52.750 --> 02:54.780
‫شنا بلد نیستم!

02:54.780 --> 02:56.240
‫چرا همچین می‌کنی؟

02:56.960 --> 02:58.460
‫ها؟ می‌تونستم وایسم؟

02:58.460 --> 03:00.200
‫خب باید زودتر می‌گفتی!

03:00.970 --> 03:03.040
‫پیرمرد، تو از کجا اومدی؟

03:03.040 --> 03:07.150
‫اونش مهم نیست،
‫فعلاً‌ منو باید یه‌جا قایم کنی!

03:08.200 --> 03:10.630
‫اوه، اومدن! زود باش یه‌جا قایمم کن!

03:17.950 --> 03:20.170
‫اون پیرمرد کجا غیبش زد؟

03:20.940 --> 03:22.680
‫این اطرافو بگردین!

03:22.680 --> 03:23.250
‫چشم!

03:42.370 --> 03:44.790
‫وایسا، چیکار می‌کنی؟
‫آروم بگیر!

03:50.720 --> 03:51.430
‫رفتن.

03:52.350 --> 03:53.860
‫چرا ازشون فرار می‌کنی؟

03:53.860 --> 03:56.610
‫الان خیلی گشنمه.
‫بعد غذا تعریف می‌کنم.

04:00.480 --> 04:01.550
‫سیلویا؟

04:01.550 --> 04:03.710
‫آره، دختر خیلی خوبیه.

04:03.710 --> 04:04.660
‫می‌شناسیش؟

04:04.660 --> 04:06.390
‫سیلویا... سیلویا...

04:07.870 --> 04:12.940
‫آره، اسم اون دختری که
‫ تازگیا اینجا نقل‌مکان کرد همین بود.

04:12.940 --> 04:14.530
‫پس واقعاً می‌شناسیش!

04:14.530 --> 04:16.660
‫پیرمرد، دنبال اون دختر می‌گردی؟

04:16.660 --> 04:18.300
‫به کی می‌گی پیرمرد؟

04:18.300 --> 04:20.170
‫من تازه اول جوونیمم!

04:20.170 --> 04:22.870
‫ببین، ببین، ببین...

04:24.120 --> 04:26.630
‫حالا نمی‌خواد سخت بگیری، پیرمرد.

04:27.110 --> 04:30.200
‫خفه، حالیت می‌شه باید به بزرگترت احترام بذاری؟

04:30.200 --> 04:34.070
‫چته تو؟ آخر نمی‌فهمم می‌خوای پیرمرد حسابت کنم یا نه!

04:34.420 --> 04:36.620
‫ساکت شو و یه‌کم دیگه بریز!

04:40.820 --> 04:42.560
‫اون پیری مشکلش چیه؟

04:42.560 --> 04:44.430
‫فکر کرده خدمتکارشم؟

04:47.280 --> 04:48.260
‫دیگو!

04:49.400 --> 04:51.870
‫دیگو، نمایشگاه چطور بود؟

04:51.870 --> 04:54.660
‫آره، کم و بیش چیز جالبی بود.

04:54.660 --> 04:56.730
‫تو هم کاش میومدی، برنارد.

04:56.730 --> 04:58.690
‫من از نقاشی و اینا چیزی سرم نمی‌شه.

04:58.690 --> 05:01.550
‫اون هیچی، به یه پیرمرد عجیب
‫کمک کردم و اینجا آوردمش.

05:01.550 --> 05:02.780
‫پیرمرد عجیب؟

05:05.340 --> 05:06.370
‫ها؟

05:06.970 --> 05:08.380
‫یهو کجا رفت؟

05:15.490 --> 05:17.960
‫ها؟ این همون پیرمرده!

05:18.310 --> 05:19.040
‫جدی؟

05:19.040 --> 05:19.970
‫شک ندارم!

05:21.070 --> 05:22.310
‫دیگو!

05:25.800 --> 05:27.020
‫اوه، اونه!

05:27.020 --> 05:28.880
‫همونیه که دنبال پیرمرد بود!

05:28.880 --> 05:29.430
‫چی؟

05:29.430 --> 05:30.890
‫از اینورا، دیگو!

05:30.890 --> 05:34.440
‫شما هم به گالریِ شرکت هند جنوبی رفتین؟

05:34.440 --> 05:35.020
‫آره!

05:35.020 --> 05:39.540
‫منم رفتم، ولی این نقاشی‌ها واقعاً بدجوری قیمت‌بالان!

05:39.540 --> 05:41.900
‫گروهبان، این آدم چیکار کرده؟

05:42.690 --> 05:44.550
‫رودوریکو، یه تبهکاره.

05:44.550 --> 05:48.460
‫یه‌سری اثر معروف از
‫شرکت هند جنوبی دزدیده و فرار کرده.

05:48.870 --> 05:50.460
‫این پیرمرد؟

05:50.460 --> 05:51.830
‫امکان نداره بابا!

05:51.830 --> 05:53.380
‫می‌شناسیش؟

05:53.500 --> 05:54.930
‫نـ ـ نه، نمی‌شناسم.

05:54.930 --> 05:59.140
‫اوه، ایشون سردسته محافظینِ
‫شرکت هند جنوبی، پونسه-سان هستن.

05:59.140 --> 06:02.970
‫توی این تحقیقات قراره بهم کمک کنن.

06:02.970 --> 06:09.020
‫بچه، اگه این پیرمرد رو پیدا کردی، سریع بهمون اطلاع بده.
‫جایزه روی سرش هم بهت می‌دم.

06:09.020 --> 06:11.710
‫گروهبان، وقت برای تلف‌کردن نداریم.

06:11.710 --> 06:12.670
‫بیا بریم.

06:12.670 --> 06:13.770
‫راست می‌گی...

06:15.280 --> 06:17.450
‫اون یارو فکر کرده کیه؟

06:17.450 --> 06:18.310
‫چه مغرور.

06:20.350 --> 06:21.210
‫برنارد.

06:21.210 --> 06:21.510
‫ها؟

06:21.510 --> 06:23.750
‫مطمئنی اون پیرمرد آدم بدی نیست؟

06:23.750 --> 06:27.830
‫شاید یه‌کم عجیب می‌زد،
‫ولی شبیه کسایی نبود که دزدی کنه.

06:28.520 --> 06:30.210
‫یه‌جای کار می‌لنگه.

06:30.790 --> 06:33.710
‫گفتی دنبال یه دختری به‌اسم سیلویا می‌گشت.

06:33.710 --> 06:34.050
‫آره.

06:34.050 --> 06:36.790
‫بیا بریم به دیدنش و مطمئن شیم.

06:42.660 --> 06:43.660
‫اینجاست؟

06:43.660 --> 06:47.100
‫آره، شنیدم تازگی‌ها از اسپانیا اومده.

06:51.440 --> 06:52.460
‫سلام!

06:52.730 --> 06:53.860
‫بله؟ شما کی باشین؟

06:54.910 --> 06:56.790
‫دون دیگو وگا هستم.

06:56.790 --> 06:58.210
‫منم برنارد.

06:58.210 --> 07:00.200
‫سلام. چیزی لازم داشتین؟

07:00.480 --> 07:02.050
‫شما کسی به‌اسم سیلویا می‌شناسین؟

07:02.050 --> 07:03.280
‫سیلویا؟

07:03.280 --> 07:03.900
‫بله.

07:03.900 --> 07:05.540
‫من اینجام.

07:05.990 --> 07:07.050
‫سیلویا!

07:07.340 --> 07:09.700
‫اوه، پس تو سیلویا-چانی!

07:09.700 --> 07:12.070
‫آره، اونی-چان، بیا اینو بگیر.

07:12.310 --> 07:13.310
‫همم؟

07:13.310 --> 07:14.720
‫دکمه شکمشو فشار شده.

07:15.680 --> 07:16.580
‫اینجا؟

07:21.810 --> 07:24.520
‫هی سیلویا! مهمون‌مونو اذیت نکن!

07:24.520 --> 07:25.450
‫چه دختر عجیبی.

07:25.450 --> 07:26.170
‫چیزی گفتی؟

07:26.170 --> 07:28.050
‫نه هیچی! راستی می‌گم...

07:28.050 --> 07:30.790
‫پیرمرد عجیبی ندیدی بیاد پیشت؟

07:33.740 --> 07:35.640
‫چی شده، سیلویا؟

07:35.640 --> 07:37.980
‫شماها برای چی اینجا اومدین؟

07:37.980 --> 07:41.940
‫گفتم که، فقط می‌خواستیم بدونیم
‫یه پیرمرد عجیب اینجا اومده یا نه.

07:41.940 --> 07:43.820
‫ما پیرمردی نمی‌شناسیم.

07:43.820 --> 07:46.150
‫رفتین جای دیگه‌ای رو بگردین؟

07:54.840 --> 07:56.380
‫گروهبان گونزالس!

07:56.790 --> 07:58.580
‫دیگو،‌ تو اینجا چیکار می‌کنی؟

07:58.580 --> 07:59.990
‫خودت چرا اینجایی،‌ گروهبان؟

08:06.300 --> 08:07.770
‫شماها ازمون چی می‌خواین؟

08:08.070 --> 08:09.770
‫رودوریکو اینجاست، نه؟

08:10.030 --> 08:12.050
‫رودوریکو؟ اون دیگه کیه؟

08:12.050 --> 08:13.350
‫مارو خر فرض نکن!

08:13.350 --> 08:15.010
‫می‌دونیم اینجا اومده!

08:15.010 --> 08:16.980
‫اون پیرمردو کجا قایم کردین؟

08:19.370 --> 08:20.230
‫بچه احمق!

08:21.770 --> 08:22.730
‫لطفاً‌ بس کنین!

08:22.730 --> 08:23.660
‫سیلویا!

08:25.300 --> 08:26.550
‫پس خودشه.

08:27.090 --> 08:29.210
‫شما دارین چیکار می‌کنین؟

08:29.210 --> 08:32.540
‫بهمون خبر رسیده که اون تبهکار
‫خودشو اینجا مخفی کرده.

08:32.540 --> 08:34.800
‫درسته، اومده که اون بچه رو ببینه.

08:38.160 --> 08:39.620
‫سیلویا، فرار کن!

08:39.820 --> 08:40.700
‫عجله کن!

08:48.140 --> 08:51.150
‫نه! نه! ولم کن!

08:49.990 --> 08:51.150
‫سیلویا!

08:51.720 --> 08:53.430
‫روی بچه دست‌بلند نکنین!

08:53.600 --> 08:55.940
‫اون دختر که بچه‌ی تو نیست، هست؟

08:56.500 --> 08:58.240
‫چرا انقدر می‌خوای ازش محافظت کنی؟

08:58.480 --> 09:01.250
‫می‌دونیم که اون دختر، نوه‌ی اون پیرمرده!

09:01.250 --> 09:02.560
‫بگو پیرمرد کجاست!

09:02.800 --> 09:05.260
‫گروهبان، شما با همچین رفتاری مشکلی ندارین؟

09:05.260 --> 09:08.400
‫پونسه-سان، نباید مقابل بچه‌ها از خشونت استفاده کنین.

09:08.400 --> 09:11.770
‫نگو که می‌خوای کاری کنی اون تبهکار فرار کنه؟

09:11.770 --> 09:14.780
‫نه، همچین منظوری ندارم...

09:14.780 --> 09:16.790
‫هی! اون دخترو ول کن!

09:16.940 --> 09:18.950
‫به تو ربطی نداره، جغله!

09:18.950 --> 09:22.810
‫ما دستور مستقیم از فرمانده ریموند داریم!

09:22.810 --> 09:24.150
‫من اینجام!

09:25.750 --> 09:27.480
‫بابابزرگ، نباید بیرون بیای!

09:29.780 --> 09:32.360
‫پس از اول اینجا قایم‌شده بودی، ها؟

09:32.720 --> 09:34.810
‫دیگه نه قایم می‌شم و نه فرار نمی‌کنم!

09:34.810 --> 09:36.750
‫ولی درعوض باید دستتونو ازش بکشین!

09:41.510 --> 09:42.850
‫پیرمرد...

09:45.060 --> 09:45.980
‫رودوریکو-سان!

09:49.190 --> 09:51.620
‫وایسا، می‌خوای با اون دختر چیکار کنی؟

09:51.620 --> 09:54.590
‫برای اینکه اون پیرمرد باز فرار نکنه،
‫با خودمون می‌بریمش.

09:54.590 --> 09:55.490
‫چی؟

09:55.490 --> 09:56.530
‫سیلویا...

09:56.820 --> 09:58.170
‫گروهبان!

09:58.700 --> 10:00.890
‫می‌خوای یه بچه رو قاتی این قضیه کنی؟

10:01.660 --> 10:04.630
‫آخه من تو مقامی نیستم که بتونم جلوشو بگیرم.

10:06.860 --> 10:07.490
‫سیلویا!

10:07.490 --> 10:08.470
‫بابابزرگ!

10:08.760 --> 10:11.000
‫بابابزرگ، منم باهات میام!

10:11.000 --> 10:12.330
‫لطفاً دیگه تنهام نذار!

10:14.250 --> 10:15.470
‫سیلویا!

10:23.970 --> 10:25.350
‫آنیتا!

10:25.350 --> 10:26.370
‫عزیزم!

10:26.370 --> 10:27.240
‫چی شده؟

10:27.240 --> 10:29.150
‫رودوریکو-سان و سیلویا...

10:29.530 --> 10:30.870
‫پس دیر رسیدم...

10:30.870 --> 10:33.050
‫باید زودتر میومدم خونه.

10:33.370 --> 10:35.740
‫دقیقاً چه اتفاقی افتاده؟

10:35.740 --> 10:38.380
‫اگه مشکلی ندارین، امکانش هست بهم بگین؟

10:38.680 --> 10:40.960
‫ها؟ تو کی هستی؟

10:40.960 --> 10:42.130
‫نقاش؟

10:42.130 --> 10:43.470
‫اون پیرمرد؟

10:44.000 --> 10:46.560
‫پس برای همین لباساش با رنگ کثیف بودن.

10:47.120 --> 10:51.960
‫ولی از وقتی پسرشو توی یه حادثه
‫ از دست داد، دیگه کار نکرد.

10:51.960 --> 10:54.950
‫برای همین به شرکت هند جنوبی بدهکار بود...

10:54.950 --> 11:00.570
‫آره، ولی اون شرکت مجبورش کرد
‫دوبرابر مبلغ بدهی رو برگردونه.

11:00.570 --> 11:03.030
‫برای همینم رودوریکو-سانو به‌زور به کالیفرنیا بردن،

11:03.510 --> 11:05.680
‫و برخلاف میلش ازش کار کشیدن.

11:05.680 --> 11:11.460
‫سیلویا دخترِ پسر مرحومشه،
‫ماهم تمام این مدت ازش مراقبت می‌کردیم.

11:11.850 --> 11:16.190
‫ولی خیلی نگران رودوریکو-سان بودیم،
‫برای همین از اسپانیا اومدیم تا دنبالش بگردیم.

11:17.060 --> 11:21.220
‫حتماً مجبورش کردن کارای خیلی سختی کنه
‫ که اونطوری پا به‌فرار گذاشت.

11:22.520 --> 11:26.610
‫اومده بودیم تا پیداش کنیم
‫و باهم به اسپانیا برگردیم.

11:26.610 --> 11:28.890
‫ولی حالا سیلویا هم از دست دادیم.

11:28.890 --> 11:31.370
‫چیزیش نمی‌شه، زورو هرطور شده برش می‌گردونه.

11:31.940 --> 11:36.110
‫زورو؟ منظورت همون زورو، متحد عدالته؟

11:36.110 --> 11:39.690
‫درسته، بیا از زورو بخوایم بهمون کمک کنه!

11:39.690 --> 11:40.970
‫ولی چطوری؟

11:40.970 --> 11:42.860
‫کسی نمی‌دونه از کجا می‌شه پیداش کرد.

11:42.860 --> 11:45.120
‫نه، مطمئنم زورو کمکتون می‌کنه.

11:45.120 --> 11:45.480
‫چی؟

11:45.970 --> 11:51.420
‫زورو به افراد نیازمند توجه می‌کنه.
‫شک ندارم دربارتون از جایی شنیده.

11:51.420 --> 11:52.780
‫آره، آره.

12:03.330 --> 12:05.750
‫که اینطور، پس دستگیرش کردین.

12:05.750 --> 12:11.450
‫بله، نوه‌ش هم گرفتیم تا فکر فرار به سرش نزنه.

12:11.880 --> 12:13.220
‫کارتون خوب بود.

12:13.220 --> 12:16.800
‫هنوز یه‌سری کارا هست که باید بهشون رسیدگی کنم.

12:17.190 --> 12:22.210
‫هیچ‌کس توی این شهر فرق بین نقاشی
‫واقعی رو با ساختگی تشخیص بده.

12:22.210 --> 12:24.620
‫خیالتون می‌تونه راحت باشه.

12:29.060 --> 12:31.570
‫دیگو، باید بریم زود پیداشون کنیم.

12:31.820 --> 12:33.760
‫الان وقت نقاشی نگاه کردن نداریم.

12:33.760 --> 12:35.300
‫اول یه‌چیزی هست که باید چک کنم.

12:35.300 --> 12:35.610
‫ها؟

12:36.410 --> 12:38.860
‫حقه‌های شرکت هند جنوبی رو فاش می‌کنم.

12:38.860 --> 12:39.760
‫حقه؟

12:40.280 --> 12:43.350
‫فکر می‌کنی برای چی به یه نقاش مثل
‫رودریکو-سان نیاز داشتن؟

12:44.220 --> 12:45.010
‫بوی رنگو حس نمی‌کنی؟

12:45.600 --> 12:46.940
‫بوی رنگ؟

12:51.100 --> 12:53.690
‫درسته، رنگ به‌نظر نمیاد خشک شده باشه.

12:53.690 --> 12:54.650
‫اینو ببین.

12:58.030 --> 13:00.810
‫حدس می‌زدم، هنوز خشک نشده.

13:00.810 --> 13:01.750
‫دارین چیکار می‌کنین؟

13:03.190 --> 13:06.070
‫شما داشتین نقاشی رو خراب می‌کردین؟!

13:06.600 --> 13:07.560
‫اشتباه می‌کنین.

13:07.560 --> 13:10.650
‫فقط خیلی نزدیک داشتم به نقاشی نگاه می‌کردم.

13:12.600 --> 13:13.390
‫چی؟

13:14.130 --> 13:19.740
‫از معامله باهاتون خوشحال شدیم،
‫اگه بازم نقاشی‌ای چشمتونو گرفت می‌تونیم باهم به توافق برسیم.

13:19.920 --> 13:21.000
‫لولیتا.

13:22.700 --> 13:23.490
‫لولیتا!

13:23.490 --> 13:25.760
‫عه؟ دیگو،‌ چطور شد اومدی اینجا؟

13:25.760 --> 13:27.090
‫اون نقاشی رو خریدی؟

13:27.090 --> 13:28.090
‫آره!

13:28.090 --> 13:29.980
‫بابام اینو برام خرید!

13:29.980 --> 13:34.210
‫خیلی متقاعد نشده بودم، ولی دخترم خیلی اصرار کرد.

13:34.210 --> 13:36.230
‫دیگه چاره‌ای برام نذاشت.

13:36.230 --> 13:37.650
‫می‌شه بهم نشونش بدی؟

13:38.240 --> 13:39.130
‫اینجا؟

13:40.260 --> 13:41.300
‫دیگو.

13:41.300 --> 13:41.840
‫ها؟

13:46.980 --> 13:48.060
‫بیاید بریم بیرون.

13:51.400 --> 13:53.920
‫هی، چرا اینطوری بازش می‌کنی؟

13:53.920 --> 13:55.470
‫خرابش نکنی ها.

13:55.470 --> 13:57.550
‫می‌دونی این نقاشی ارزشش چقدره؟

14:02.940 --> 14:04.030
‫دیگو! داری چیکار می‌کنی؟

14:08.800 --> 14:09.360
‫می‌دونستم.

14:09.360 --> 14:10.750
‫اون امضای پیرمرده.

14:10.750 --> 14:12.310
‫چیو می‌دونستی؟!

14:12.310 --> 14:13.520
‫اینو تازه خریده بودم!

14:13.520 --> 14:14.150
‫اینو ببین!

14:15.280 --> 14:16.520
‫رودوریکو؟

14:16.720 --> 14:17.630
‫امضای کیه؟

14:17.880 --> 14:19.840
‫این امضای کسیه که اینو کشیده.

14:19.840 --> 14:20.610
‫ها؟

14:20.610 --> 14:24.910
‫غیرممکنه! این یه نقاشی از نقاش معروف، گویاـه.

14:24.910 --> 14:26.810
‫برای همین جعلیه.

14:27.100 --> 14:28.280
‫چی گفتی؟

14:30.210 --> 14:31.900
‫معنی این‌کار چیه؟

14:31.900 --> 14:35.450
‫من اینو خریدم چون شنیده بودم، اثرِ گویا بوده.

14:35.450 --> 14:40.730
‫ولی الان این امضا می‌گه نقاشی به‌اسم رودوریکو اینو کشیده.
‫نکنه شما می‌خواین سرم کلاه بذارین؟

14:40.970 --> 14:44.030
‫کار شماها جعل‌کردن این‌چیزاست؟

14:44.530 --> 14:50.790
‫باورم نمی‌شه جعلی بوده. اصلاً‌ فکرشو نمی‌کردم
‫ چنین جنس تقلبی‌ای تو گالریِ ما پیدا بشه.

14:50.970 --> 14:53.850
‫اگه مبلغش رو می‌خواید،‌
‫با کمال میل تقدیمتون می‌کنم.

14:54.110 --> 14:55.240
‫معلومه که می‌خوام!

14:55.240 --> 14:58.430
‫شخصی به‌نام رودوریکو واقعاً اینجا کار می‌کنه؟

14:58.810 --> 14:59.980
‫درباره چی حرف می‌زنین؟

14:59.980 --> 15:02.970
‫شرکت ما نقاشی‌های شخصی
‫ به‌نام رودوریکو رو نمی‌فروشه.

15:02.970 --> 15:06.370
‫ولی تمام مجموعه رو دوباره به‌طور کامل بررسی می‌کنیم.

15:06.370 --> 15:06.810
‫هی.

15:06.810 --> 15:07.830
‫اطاعت می‌شه!

15:11.500 --> 15:15.130
‫دختر خانم، بابت گزارش این موضوع ازتون تشکر می‌کنم.

15:15.130 --> 15:20.160
‫بهتون آسودگی خاطر می‌دم که بنده
‫ از این نقاشی جعلی اطلاعی نداشتم

15:20.160 --> 15:23.170
‫و بابت عذرخواهی این هدیه رو تقدیمتون می‌کنم.

15:26.330 --> 15:29.030
‫اوه چه قشنگه!

15:29.280 --> 15:33.000
‫بله تازه از پایتخت به‌دستمون رسیده،
‫اثری تزئین‌شده در جواهرات.

15:33.720 --> 15:34.720
‫بابا!

15:34.950 --> 15:37.420
‫درعوضش، استدعا دارم این موضوعو مخفی نگه دارید.

15:37.420 --> 15:37.880
‫ها؟

15:37.880 --> 15:41.230
‫اعتبارِ شرکتم برای بنده خیلی مهمه.

15:41.230 --> 15:45.000
‫پس ازتون خواهش دارم
‫شایعاتی درمورد این قضیه جایی نشر ندید.

15:45.270 --> 15:48.040
‫دختر خانم، بذارید به توافق برسیم.

15:56.770 --> 15:58.060
‫دارن جابه‌جاش می‌کنن!

15:58.060 --> 15:58.840
‫بریم!

16:11.360 --> 16:13.670
‫اکهی، خارشم تمومی نداره.

16:14.230 --> 16:17.400
‫پیری! آه‌وناله‌تو بذار واسه بعداً!

16:17.850 --> 16:21.460
‫دست بجنبون! اون نقاشی رو باید امروز تحویل بدیم!

16:22.340 --> 16:23.880
‫دیگه نمی‌تونم چیزی بکشم!

16:23.880 --> 16:25.110
‫چی گفتی؟

16:25.110 --> 16:28.490
‫دیگه نمی‌خوام همچین نقاشی‌های جعلی‌ای بکشم!

16:28.490 --> 16:29.990
‫عوضی، شوخیت گرفته؟

16:29.990 --> 16:32.350
‫فکر کردی الان باهات شوخی دارم؟

16:32.860 --> 16:34.440
‫اگه بلدین، ‌خودتون بکشین!

16:34.910 --> 16:36.200
‫چی؟

16:41.340 --> 16:43.840
‫هرکی بابابزرگ در بیفته عاقبتش همینه.

16:45.390 --> 16:47.220
‫انتظار نداشتی از نوه‌م بخوری، ها؟

16:47.220 --> 16:48.420
‫حالشو ببر.

16:48.420 --> 16:49.490
‫ای لعنتی!

16:51.130 --> 16:52.520
‫نیاین جلو ها!

16:52.520 --> 16:53.470
‫چه‌خبر شده؟

16:53.470 --> 16:56.730
‫پیری می‌گه دیگه نمی‌خواد نقاشی بکشه!

16:56.730 --> 16:59.720
‫من برای کلاهبردارایی مثل شما نقاشی نمی‌کنم!

16:59.720 --> 17:02.460
‫ترجیح می‌دم بمیرم تا این کارو ادامه بدم!

17:03.070 --> 17:03.910
‫جدی؟

17:04.340 --> 17:05.920
‫پس بذار بکشمت.

17:06.620 --> 17:07.810
‫چـ ـ چی؟

17:09.630 --> 17:11.550
‫تا الان هرکار دلت خواست کردی.

17:11.550 --> 17:14.700
‫به‌خاطر این‌کارت اعتبارمون خدشه‌دار شد.

17:14.700 --> 17:16.910
‫دیگه نمی‌تونیم ازت استفاده کنیم!

17:16.910 --> 17:21.850
‫اشکالش چیه که نقاش امضاشو روی کارش جا بذاره؟

17:21.850 --> 17:23.910
‫نقاش به کی می‌گی؟

17:23.910 --> 17:28.180
‫خودت می‌دونی اگه کسی بو ببره،
‫ شرکت تو چه دردسری میفته!

17:29.080 --> 17:29.800
‫بگیر!

17:35.440 --> 17:37.320
‫آی، کمرم گرفت...

17:37.860 --> 17:40.810
‫من پیرمردم! دستتون بهم نخوره!

17:40.810 --> 17:44.540
‫الان دیگه برای التماس‌کردن خیلی دیره.

17:45.220 --> 17:47.980
‫وقتی رفتی اون دنیا از نقاشی‌هات لذت ببر!

17:52.590 --> 17:54.770
‫نزدیک بابابزرگم نشو!

17:57.900 --> 17:59.370
‫توی فسقلی!

18:08.480 --> 18:10.600
‫نباید روی دخترها دست بلند کنی.

18:10.990 --> 18:12.500
‫تو از کجا اومدی،‌ جغله؟

18:17.930 --> 18:20.300
‫برای منافع شخصی سعی کردی مردمو فریب بدی.

18:20.490 --> 18:25.410
‫علاوه بر این شرارت‌ها، حتی یه دختربچه هم دزدیدی.

18:29.220 --> 18:30.200
‫اون کیه؟

18:33.280 --> 18:36.760
‫می‌خوای با کشتنش جنایت‌هات رو مخفی کنی.

18:36.760 --> 18:39.240
‫حتی اگه خدا عفوت کنه، زورو ازت نمی‌گذره!

18:41.990 --> 18:43.650
‫اونی-چان، مراقب باش!

18:47.590 --> 18:50.010
‫شما نفله‌ها دارین چیکار می‌کنین؟

18:50.010 --> 18:52.200
‫فعلاً همه‌شون یه‌کم چرت زدن.

18:55.770 --> 18:56.680
‫لعنتی!

19:02.110 --> 19:06.770
‫اونی-چان، حرف نداری! برو! برو!

19:24.980 --> 19:26.310
‫لعنت بهش...

19:28.430 --> 19:29.360
‫سیلویا!

19:33.180 --> 19:34.440
‫شمشیرتو بنداز!

19:35.270 --> 19:38.290
‫چی شده؟ جون این بچه برات ارزش نداره؟

19:40.950 --> 19:42.500
‫وایسا!

19:45.390 --> 19:47.420
‫خوبه، همینطوری.

19:47.420 --> 19:49.580
‫بابابزرگ، کمکم کن!

19:49.580 --> 19:52.070
‫سیلویا!

20:03.490 --> 20:04.940
‫تسلیم شو!

20:06.080 --> 20:06.750
‫بابابزرگ!

20:06.750 --> 20:08.060
‫اوه، سیلویا!

20:08.690 --> 20:09.830
‫رودوریکو-سان!

20:09.830 --> 20:12.240
‫آنیتا-سان و بقیه توی بندر منتظرتون هستن.

20:12.240 --> 20:14.260
‫با همه به اسپانیا برگردین!

20:14.530 --> 20:18.820
‫امیدوارم از این درس گرفته باشی
‫ و در آینده از دردسر دوری کنی.

20:18.820 --> 20:19.880
‫متوجهم.

20:19.880 --> 20:23.990
‫ولی الان نمی‌تونم برگردم،
‫یه‌کاری هست که باید انجام بدم.

20:23.990 --> 20:24.840
‫ها؟

20:25.110 --> 20:27.300
‫نمی‌تونم شیادها رو همینطوری ببخشم!

20:27.300 --> 20:30.460
‫اوه،‌ درسته! زورو-سان، می‌شه یه لطفی در حقم کنی؟

20:35.100 --> 20:38.510
‫هی، خداحافظ!

20:38.510 --> 20:41.280
‫اونی-چان،‌ خیلی ممنون!

20:41.770 --> 20:43.480
‫خدانگهدار!

20:43.480 --> 20:45.060
‫مراقب باشین!

20:45.940 --> 20:50.700
‫هعی، دلم براش تنگ می‌شه،
‫ولی واقعاً پیرمرد مشکل‌سازی بودا.

20:54.860 --> 20:56.490
‫پترو-سان، خبر بد!

21:02.990 --> 21:04.390
‫این چیه؟

21:07.750 --> 21:08.910
‫پترو-سان!

21:08.910 --> 21:09.980
‫اوه، گروهبان!

21:09.980 --> 21:14.420
‫اینو ببینین! نمی‌دونم کی می‌تونه
‫همچین کار وحشتناکی بکنه!

21:14.420 --> 21:18.410
‫هرکس همچین کار شنیعی
‫ انجام داده باید عواقبش روبرو شه!

21:18.410 --> 21:20.500
‫لطفاً سریع جنایتکار رو دستگیر کنید.

21:20.500 --> 21:21.340
‫پترو-سان!

21:21.340 --> 21:22.560
‫شما بازداشت هستی!

21:22.560 --> 21:23.920
‫آره، بازداشتش کنین!

21:23.920 --> 21:25.370
‫چی گفتی؟

21:25.720 --> 21:28.330
‫این آدما زیردستای توئن، درسته؟

21:28.330 --> 21:30.850
‫به همه‌ی کارات اعتراف کردن!

21:30.850 --> 21:31.760
‫چی؟

21:31.760 --> 21:34.320
‫اشتباه می‌کنین، من چیزی در این‌باره نمی‌دونم!

21:34.320 --> 21:36.320
‫من ربطی به این موضوع ندارم!

21:36.320 --> 21:39.040
‫حقیقتو می‌گم، من واقعاً هیچ‌کاری نکردم!

21:39.040 --> 21:41.750
‫باشه،‌ باشه، توی پاسگاه مفصل باهم صحبت می‌کنیم.

21:41.750 --> 21:42.270
‫اشتباه می‌کنین!

21:42.270 --> 21:43.020
‫ببریدش اونجا!

21:43.020 --> 21:45.270
‫من مرتکب اشتباهی نشدم!

21:45.270 --> 21:46.050
‫حقیقتو می‌گم!

21:46.300 --> 21:49.060
‫گروهبان، دارم می‌گم من هیچ‌کاری نکردم!

21:49.080 --> 21:57.080
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
