1
00:00:00,020 --> 00:00:10,020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:10,040 --> 00:00:20,040
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

3
00:00:28,970 --> 00:00:36,270
‫خرابه‌های تسخیرشده

4
00:00:37,690 --> 00:00:39,770
‫وایسا ما هم بیایم! فیگارو!

5
00:00:39,770 --> 00:00:40,770
‫وایسا!

6
00:00:41,100 --> 00:00:43,170
‫خـ ـ خسته شدم...

7
00:00:43,170 --> 00:00:45,720
‫برنارد و نیکیتا خیلی سریع هستنا.

8
00:00:45,730 --> 00:00:47,160
‫فیگارو!

9
00:00:47,350 --> 00:00:49,010
‫یهو کجا غیبش زد؟

10
00:00:49,010 --> 00:00:50,670
‫فیگارو!

11
00:00:52,750 --> 00:00:55,370
‫اون بالا نمی‌ترسی؟! بیا پایین!

12
00:00:56,630 --> 00:00:59,230
‫از این بالا داری به چی نگاه می‌کنی؟

13
00:00:59,230 --> 00:01:00,450
‫از اونجا چی معلومه؟

14
00:01:00,450 --> 00:01:02,080
‫منم می‌خوام ببینم!

15
00:01:10,970 --> 00:01:13,190
‫ها؟ یه دختر اونجاست...

16
00:01:14,510 --> 00:01:16,270
‫وایسادن رو این دیوار خطر نداره؟

17
00:01:31,820 --> 00:01:34,540
‫ما همه بحر رقصش شده بودیم!

18
00:01:34,540 --> 00:01:36,080
‫مثل یه خواب بود!

19
00:01:36,790 --> 00:01:38,670
‫وقتی اونجا بودیم نیکیتا گفت...

20
00:01:38,670 --> 00:01:41,180
‫اون حتماً ملکه‌ی اهرامه.

21
00:01:41,550 --> 00:01:46,690
‫شما دوتا درمورد افسانه‌ی
‫ خرابه‌های اهرام می‌دونین؟

22
00:01:46,900 --> 00:01:48,320
‫افسانه؟

23
00:01:48,320 --> 00:01:49,730
‫اون دیگه چیه؟

24
00:01:49,730 --> 00:01:51,210
‫تا حالا ازش نشنیدم.

25
00:01:51,690 --> 00:01:53,980
‫داستانِ پرنسس استرلیاـست.

26
00:01:54,220 --> 00:01:55,320
‫استرلیا؟

27
00:01:55,710 --> 00:02:00,070
‫سال‌ها پیش، شهری پر از طلا وجود داشت.

28
00:02:00,180 --> 00:02:04,600
‫انقدری توش طلا بود که
‫کسی مقدار دقیقشو نمی‌دونست.

29
00:02:04,900 --> 00:02:06,980
‫و پرنسس زیبایی اونجا زندگی می‌کرد،

30
00:02:06,980 --> 00:02:08,720
‫که اسمش استرلیا بود.

31
00:02:09,550 --> 00:02:12,280
‫دلش می‌خواست با یه مرد معمولی ازدواج کنه...

32
00:02:12,530 --> 00:02:14,950
‫ولی پادشاه اجازه ازدواج‌شونو نداد،

33
00:02:14,950 --> 00:02:18,760
‫و استرلیای بیچاره
‫ درحالی که ناراحت و غمگین بود،

34
00:02:18,760 --> 00:02:21,370
‫خودشو توی یه چشمه الهی انداخت.

35
00:02:21,410 --> 00:02:24,870
‫بعد از اون اتفاق،
‫ پادشاهیِ طلا به‌طور کلی نابود شد.

36
00:02:25,390 --> 00:02:29,310
‫ولی تا امروز کسی نمی‌دونه
‫چه بلایی سر اون طلاها اومد.

37
00:02:30,510 --> 00:02:33,270
‫پس یعنی اینجا پر از طلا بوده؟

38
00:02:33,270 --> 00:02:34,920
‫واقعاً داستان خفنیه.

39
00:02:34,920 --> 00:02:37,210
‫ولی فقط یه افسانه‌ست.

40
00:02:39,980 --> 00:02:41,050
‫چی؟

41
00:02:42,680 --> 00:02:45,860
‫زود باشین... دست بجنبونین...

42
00:02:46,030 --> 00:02:49,230
‫هی، اون درختو قطع کنین! سر راهه!

43
00:02:49,230 --> 00:02:50,350
‫کارلوس-سان!

44
00:02:50,480 --> 00:02:51,560
‫اوه، دیگو.

45
00:02:51,890 --> 00:02:53,770
‫اینجا چه‌خبر شده؟

46
00:02:53,770 --> 00:02:56,130
‫این زمین بزرگو ببین!

47
00:02:56,130 --> 00:02:58,680
‫همه‌ش قرار زمین کشاورزی من بشه!

48
00:02:59,060 --> 00:03:01,870
‫درضمن، با قیمت خیلی پایینی هم خریدمش.

49
00:03:01,950 --> 00:03:04,490
‫می‌خواید اینجا رو با خاک یکسان کنید؟

50
00:03:04,490 --> 00:03:06,300
‫ولی یه‌زمان پادشاهی طلا بوده ها.

51
00:03:07,470 --> 00:03:09,810
‫اون داستان خیالیو باور می‌کنید؟

52
00:03:09,810 --> 00:03:12,320
‫ولی اگه اینجا واقعاً طلایی باشه،

53
00:03:12,320 --> 00:03:14,670
‫ممکنه وسط حفاری بهشون بربخوریم.

54
00:03:14,670 --> 00:03:16,290
‫شاید بهتره دنبال‌شون بگردیم.

55
00:03:18,040 --> 00:03:20,370
‫ارباب! ارباب کارلوس!

56
00:03:21,720 --> 00:03:24,010
‫یه‌چیز عجیب اینجا پیدا کردیم!

57
00:03:24,010 --> 00:03:25,640
‫هی! بهش دست نزنین!

58
00:03:25,640 --> 00:03:28,420
‫هرچیزی اینجا پیدا کنین، مال منه!

59
00:03:28,590 --> 00:03:30,230
‫فقط یه تخته سنگه

60
00:03:30,230 --> 00:03:33,430
‫ولی یه‌سری نمادهای عجیب روشه.

61
00:03:34,400 --> 00:03:35,530
‫این دیگه چیه؟

62
00:03:35,530 --> 00:03:39,000
‫حتی بچه‌ها هم از این بهتر نقاشی می‌کنن.

63
00:03:39,230 --> 00:03:40,950
‫کارلوس-سان، نکنه اون...

64
00:03:41,250 --> 00:03:42,060
‫ها؟

65
00:03:42,240 --> 00:03:45,550
‫فکر نمی‌کنید توسط ساکنینِ
‫ اون شهر باستانی ساخته‌شده باشه؟

66
00:03:45,550 --> 00:03:47,780
‫منظورتون پادشاهی ماساـه؟

67
00:03:47,780 --> 00:03:48,540
‫آره.

68
00:03:49,610 --> 00:03:51,880
‫دیگو، خوب اینجا رو نگاه کن.

69
00:03:51,880 --> 00:03:54,050
‫اگه این واقعاً ارزشش بالا باشه،

70
00:03:54,270 --> 00:03:55,740
‫دیگه مال منه...

71
00:03:58,250 --> 00:03:59,570
‫باید همین الان از اینجا برین!

72
00:03:59,800 --> 00:04:00,970
‫همون دختره!

73
00:04:00,970 --> 00:04:01,660
‫ها؟

74
00:04:02,060 --> 00:04:03,640
‫تـ ـ تو کی هستی؟

75
00:04:03,640 --> 00:04:05,220
‫این منطقه خاک منه!

76
00:04:05,460 --> 00:04:07,280
‫این خاک مال منه!

77
00:04:07,280 --> 00:04:09,060
‫نمی‌ذارم هیچ احدی بهش دست‌درازی کنه!

78
00:04:09,470 --> 00:04:11,000
‫همین الان از اینجا برین!

79
00:04:11,610 --> 00:04:13,190
‫چـ ـ چی گفتی؟

80
00:04:13,190 --> 00:04:15,990
‫ارباب، خیلی عصبانی نشید.

81
00:04:15,990 --> 00:04:17,330
‫اون فقط یه بچه‌ست.

82
00:04:17,870 --> 00:04:18,830
‫راست می‌گی.

83
00:04:18,970 --> 00:04:22,780
‫دختر کوچولو، بهتره اون تفنگو بذاری کنار.

84
00:04:22,780 --> 00:04:24,490
‫ممکنه خودتو زخمی کنی.

85
00:04:29,810 --> 00:04:31,630
‫یکی کمک کنه...

86
00:04:31,630 --> 00:04:33,130
‫یه‌لحظه وایسا... دختر!

87
00:04:33,130 --> 00:04:35,280
‫تمومش کن، استرلیا.

88
00:04:35,770 --> 00:04:36,770
‫استرلیا...؟

89
00:04:38,590 --> 00:04:41,560
‫این خاک دیگه متعلق به ما نیست.

90
00:04:42,860 --> 00:04:44,120
‫ا ـ ارباب!

91
00:04:44,130 --> 00:04:45,400
‫ارباب کارلوس!

92
00:04:53,040 --> 00:04:55,040
‫اینجا واقعاً چه‌خبر شده؟

93
00:04:55,040 --> 00:04:57,290
‫زهره‌ترکم کردین.

94
00:04:57,320 --> 00:05:00,390
‫واقعاً ازتون معذرت می‌خوام، قربان.

95
00:05:00,740 --> 00:05:04,530
‫شاید باور حرفام یه‌مقدار سخت باشه،

96
00:05:04,530 --> 00:05:11,260
‫ولی اسم این دختر استرلیاـست و از نوادگان پادشاهی ماسا
‫هستش که سال‌ها پیش در اینجا زندگی می‌کردن.

97
00:05:11,260 --> 00:05:12,510
‫پادشاهی ماسا؟

98
00:05:14,110 --> 00:05:17,700
‫پیرمرد، امکان نداره بتونیم همچین چیزیو باور کنیم!

99
00:05:17,700 --> 00:05:19,820
‫آخه از نوادگان اون پادشاهی؟

100
00:05:22,410 --> 00:05:24,160
‫اون می‌تونه این نمادها رو بخونه.

101
00:05:24,690 --> 00:05:26,470
‫ها؟ الان چی گفتی؟

102
00:05:26,680 --> 00:05:29,550
‫فقط این دختر معنی اون نمادها رو می‌دونه.

103
00:05:29,600 --> 00:05:31,490
‫واقعاً؟ می‌تونی بخونی‌شون؟

104
00:05:31,490 --> 00:05:32,830
‫پس عالی شد.

105
00:05:32,830 --> 00:05:35,130
‫لطفاً نوشته‌های حک‌شده روی اون سنگو بخون.

106
00:05:35,130 --> 00:05:38,440
‫شاید به سمت گنجی چیزی راهنمایی‌مون کنن.

107
00:05:45,600 --> 00:05:47,830
‫در غرب چشمه الهی...

108
00:05:48,060 --> 00:05:50,650
‫درست زیر مجسمه‌ی یک جنگجو

109
00:05:51,590 --> 00:05:53,870
‫یک نقاب و النگوی طلایی وجود دارد.

110
00:05:58,810 --> 00:06:01,720
‫بقیه نوشته پاک شده،
‫پس نمی‌تونم خوب بخونمشون.

111
00:06:01,820 --> 00:06:03,730
‫نه، برای همینم ممنونم.

112
00:06:03,730 --> 00:06:06,040
‫من آدم طماعی نیستم.

113
00:06:06,040 --> 00:06:09,810
‫پس فقط یه نقاب و النگویی طلایی راضیم می‌کنه.

114
00:06:15,190 --> 00:06:18,600
‫آهای، یکی می‌تونه
‫این تخته سنگو بیاره خونه‌م؟

115
00:06:18,600 --> 00:06:20,990
‫می‌خوام به خانومم نشونش بدم.

116
00:06:23,400 --> 00:06:28,410
‫اون دختره استرلیا...
‫ ممکنه یه پرنسس واقعی باشه.

117
00:06:29,990 --> 00:06:31,990
‫به‌نظرت داره دروغ می‌گه، دیگو؟

118
00:06:32,200 --> 00:06:34,850
‫حتی اگه دروغ باشه، رؤیای شگفت‌انگیزیه.

119
00:06:34,860 --> 00:06:40,320
‫حتی منم ممکنه یه پرنسس
‫ از یه خاندان اشرافی از گذشته‌های دور باشم.

120
00:06:42,420 --> 00:06:44,580
‫شیر زیادی داغ بود؟

121
00:06:49,460 --> 00:06:52,340
‫خب، این سنگ کثیف چیه آوردی؟

122
00:06:52,600 --> 00:06:56,430
‫می‌گم که، یه دختر و پیرمرد دیدیم
‫که می‌تونستن این نمادها رو بخونن.

123
00:06:56,430 --> 00:07:00,670
‫و گفتن روی اون تخته سنگ،
‫ جای یه نقاب و النگوی طلایی نوشته‌شده.

124
00:07:03,590 --> 00:07:06,010
‫عزیزم، منو احمق فرض کردی؟

125
00:07:06,140 --> 00:07:08,410
‫هی، حالا ناراحت نشو.

126
00:07:08,410 --> 00:07:10,240
‫فقط یه‌ذره شوخی می‌کردم.

127
00:07:10,340 --> 00:07:12,030
‫نباید برای همچین چیزایی شوخی کنی.

128
00:07:12,030 --> 00:07:16,160
‫تمام ثروتی که پدرم برام به جا گذاشته رو
‫داری به باد هوا می‌دی!

129
00:07:17,280 --> 00:07:19,130
‫از اولم نباید باهات ازدواج می‌کردم!

130
00:07:19,130 --> 00:07:20,990
‫نه... ببین، شرمنده...

131
00:07:20,990 --> 00:07:22,170
‫بابا!

132
00:07:22,370 --> 00:07:24,890
‫دکتر پرون اینجاست تا اون تخته سنگ رو ببینه.

133
00:07:25,930 --> 00:07:29,350
‫کارلوس-سان، من مدتیه دارم
‫روی اون خرابه‌ها تحقیق می‌کنم.

134
00:07:29,350 --> 00:07:31,480
‫ممکنه اون سنگ رو بهم نشون بدید؟

135
00:07:32,790 --> 00:07:34,340
‫نه، دکتر پرون.

136
00:07:34,340 --> 00:07:37,280
‫راستش، تمام مدت داشتم شوخی می‌کردم.

137
00:07:37,280 --> 00:07:40,090
‫فکر نمی‌کنم ارزش تحقیقات علمی داشته باشه.

138
00:07:40,310 --> 00:07:41,910
‫لطفاً درمورد این به مردم شهر نگید.

139
00:07:41,910 --> 00:07:43,740
‫وگرنه مضحکه‌ی عام و خاص می‌شیم!

140
00:07:43,740 --> 00:07:45,680
‫کاتاریا، یه‌کم آروم باش.

141
00:07:47,120 --> 00:07:48,250
‫فوق‌العاده‌ست.

142
00:07:48,250 --> 00:07:49,220
‫این واقعیه.

143
00:07:50,430 --> 00:07:52,370
‫منظورتون چیه؟

144
00:07:52,600 --> 00:07:54,620
‫این تخته سنگ واقعاً باستانیه،

145
00:07:54,620 --> 00:07:56,170
‫کارلوس-سان.

146
00:07:57,060 --> 00:08:00,590
‫ولی متأسفانه، نمی‌تونم نوشته‌هاشو بخونم.

147
00:08:01,240 --> 00:08:03,880
‫هیچ‌کس زنده نیست که
‫ بتونه این زبون باستانی رو بخونه.

148
00:08:04,310 --> 00:08:05,900
‫واقعی...

149
00:08:06,790 --> 00:08:08,920
‫در غرب چشمه الهی...

150
00:08:08,920 --> 00:08:11,290
‫درست زیر مجسمه‌ی یک جنگجو

151
00:08:11,870 --> 00:08:14,690
‫در غرب چشمه الهی...

152
00:08:15,560 --> 00:08:18,380
‫درست زیر مجسمه‌ی یک جنگجو...

153
00:08:19,050 --> 00:08:20,920
‫یه نقاب و النگوی طلایی وجود داره.

154
00:08:21,380 --> 00:08:23,320
‫هوی! مراقب باشین!

155
00:08:23,320 --> 00:08:25,350
‫ممکنه به گنج صدمه بزنین.

156
00:08:25,350 --> 00:08:25,880
‫چی؟

157
00:08:25,880 --> 00:08:26,710
‫چی شده؟

158
00:08:32,870 --> 00:08:35,270
‫واقعاً... پیداش کردم!

159
00:08:39,010 --> 00:08:41,490
‫هوی، خبرها رو درمورد کارلوس شنیدی؟

160
00:08:41,490 --> 00:08:42,810
‫آره، شنیدم.

161
00:08:42,810 --> 00:08:44,890
‫چی شده؟ بگو ما هم بشنویم.

162
00:08:44,960 --> 00:08:47,470
‫می‌گن یه نقاب و النگوی طلایی پیدا کرده.

163
00:08:47,470 --> 00:08:50,930
‫انگار می‌خواست حقیقتو قایم کنه،
‫ولی خبرش پخش شده.

164
00:08:50,930 --> 00:08:53,050
‫اگه بتونیم سنگ‌های دیگه‌ای پیدا کنیم،

165
00:08:53,050 --> 00:08:57,110
‫فکر کنم بتونیم از روشون
‫ جای بقیه گنج‌ها رو پیدا کنیم.

166
00:08:57,110 --> 00:09:00,490
‫اگه ببریمشون پیش اون دختره،
‫می‌تونیم بخونیمشون؟

167
00:09:01,130 --> 00:09:03,100
‫به امید پیدا کردن گنج!

168
00:09:13,200 --> 00:09:16,450
‫خیلی وقت بود همچین
‫ صبحونه مفصلی نخورده بودم.

169
00:09:16,890 --> 00:09:20,650
‫خیلی‌خب، عزیزم،
‫باید خوب بخوری و انرژی بگیری.

170
00:09:20,650 --> 00:09:23,530
‫می‌دونم، می‌دونم، دیگه جا ندارم، کاتارینا.

171
00:09:23,530 --> 00:09:25,850
‫درضمن، الان باید برم سر زمینم.

172
00:09:25,850 --> 00:09:28,070
‫آخه باید بازم گنج پیدا کنم.

173
00:09:28,330 --> 00:09:31,260
‫عزیزم، الحق که مایه افتخار خاندان پریدوکس‌ـی!

174
00:09:31,790 --> 00:09:36,260
‫مهم نیست اون زن چی بگه،
‫به محض نشون دادن پول مهربون می‌شه.

175
00:09:37,100 --> 00:09:38,690
‫واقعاً اخلاق ترسناکی داره.

176
00:09:38,990 --> 00:09:40,730
‫ارباب کارلوس!

177
00:09:41,230 --> 00:09:42,850
‫خبر بد!

178
00:09:43,380 --> 00:09:45,420
‫چی شده انقدر سروصدا می‌کنی؟

179
00:09:47,680 --> 00:09:48,970
‫این چیه؟ اینجا چه‌خبره؟

180
00:09:51,390 --> 00:09:54,030
‫تو زمین من دارین چه غلطی می‌کنین؟!

181
00:09:54,410 --> 00:09:55,810
‫گفتی زمین توئه؟

182
00:09:55,810 --> 00:09:57,310
‫حرفای مسخره نزن.

183
00:09:57,310 --> 00:10:00,670
‫فرماندار، این منطقه رو ملک عمومی اعلام کرده.

184
00:10:00,670 --> 00:10:02,860
‫پس همه می‌تونن ازش استفاده کنن.

185
00:10:02,860 --> 00:10:05,510
‫هرکسی اینجا چیزی پیدا کنه مال خودشه.

186
00:10:05,510 --> 00:10:07,000
‫پیداش کردم!

187
00:10:07,650 --> 00:10:09,190
‫باورم نمی‌شه!

188
00:10:09,190 --> 00:10:10,470
‫هی، اینجا رو ببینین!

189
00:10:10,470 --> 00:10:12,250
‫نمادهای عجیبی روش نوشته.

190
00:10:12,970 --> 00:10:15,800
‫یعنی این‌یکی بهم می‌گه شمشیر طلایی کجاست؟

191
00:10:16,090 --> 00:10:17,460
‫پیدا کردم!

192
00:10:17,460 --> 00:10:18,590
‫منم یکی پیدا کردم!

193
00:10:19,180 --> 00:10:21,360
‫ارباب، لطفاً پس نیفتین!

194
00:10:22,900 --> 00:10:25,780
‫طلا... طلای من...

195
00:10:31,610 --> 00:10:33,530
‫چی؟ ده سکه طلا؟

196
00:10:33,530 --> 00:10:35,080
‫اگه نداری، برو بیرون.

197
00:10:35,080 --> 00:10:36,780
‫نه، لطفاً یه نگاهی بنداز، پیرمرد.

198
00:10:37,000 --> 00:10:39,480
‫نمادها تا فردا صبح رمزگشایی می‌شن.

199
00:10:39,480 --> 00:10:40,280
‫اسمت چیه؟

200
00:10:40,280 --> 00:10:41,290
‫اوه، برندی.

201
00:10:44,090 --> 00:10:45,790
‫نفر بعدی بیاد.

202
00:11:07,380 --> 00:11:10,070
‫پولی که بهم بدهکاری رو آوردی؟

203
00:11:10,840 --> 00:11:12,860
‫درست همون‌قدری که قول دادم.

204
00:11:13,730 --> 00:11:17,000
‫ولی این آخرین باره که ازت قرض می‌گیرم.
‫دیگه پولتو لازم ندارم.

205
00:11:25,610 --> 00:11:28,690
‫آهای، مردم، همین الان
‫ از این منطقه خارج بشین!

206
00:11:28,690 --> 00:11:30,570
‫چی؟ منظورتون چیه؟

207
00:11:30,570 --> 00:11:32,300
‫این منطقه مال ارتش نیست.

208
00:11:32,380 --> 00:11:35,860
‫ارتش به تازگی مالکیت این منطقه رو گرفته.

209
00:11:35,860 --> 00:11:37,050
‫امکان نداره!

210
00:11:37,050 --> 00:11:39,450
‫به ما گفتن این منطقه یه ملک عمومی‌ـه.

211
00:11:39,550 --> 00:11:42,380
‫به‌هرحال، این دستور فرمانده ریمونده!

212
00:11:42,380 --> 00:11:45,060
‫حفاری تو اینجا ممنوعه!

213
00:11:45,060 --> 00:11:47,540
‫و نمی‌تونین هیچ وسیله‌ای رو ازش خارج کنین!

214
00:11:53,280 --> 00:11:54,290
‫دارن می‌رن سمت هتل.

215
00:11:54,290 --> 00:11:55,940
‫امیدوارم اتفاق بدی نیفته.

216
00:11:57,090 --> 00:11:58,670
‫استرلیا.

217
00:11:59,600 --> 00:12:01,220
‫هنوز آماده نشدی؟

218
00:12:01,220 --> 00:12:02,800
‫باید سریع از اینجا بریم.

219
00:12:02,800 --> 00:12:06,310
‫اگه الان بریم، می‌تونیم
‫قبل غروب به سنپدرو برسیم.

220
00:12:06,310 --> 00:12:10,170
‫پدربزرگ، دیگه نمی‌تونیم به این شهر برگردیم؟

221
00:12:10,250 --> 00:12:14,550
‫نه ولی احتمالاً تا ده سال دیگه ما رو فراموش کنن.

222
00:12:15,050 --> 00:12:17,210
‫نگران اون خرابه‌هایی؟

223
00:12:18,940 --> 00:12:20,540
‫بیخیال‌شون شو.

224
00:12:20,680 --> 00:12:22,600
‫اون یه شهر افسانه‌ایه.

225
00:12:22,600 --> 00:12:25,620
‫اگه الان از اینجا بریم، هیچ‌کس خبردار نمی‌شه.

226
00:12:25,780 --> 00:12:28,050
‫انقدر معطل نکن. بیا بریم.

227
00:12:31,120 --> 00:12:32,720
‫هردوی شما بازداشتید!

228
00:12:33,730 --> 00:12:35,280
‫معنی این‌کارا چیه؟

229
00:12:37,330 --> 00:12:40,360
‫هی، چرا دوتا آدم بی‌گناهو توی زندان انداختین؟

230
00:12:40,360 --> 00:12:42,240
‫مگه ما چیکار کردیم؟

231
00:12:43,030 --> 00:12:45,990
‫لعنتی، این سربازها
‫حرف حساب حالیشون نمی‌شه.

232
00:12:46,380 --> 00:12:48,430
‫تچ، چه سروصدا می‌کنی، پیری!

233
00:12:50,280 --> 00:12:54,090
‫ای بابا، یعنی این ارتش فاسد
‫ به پیرمردی مثل منم رحم نمی‌کنه؟

234
00:12:54,740 --> 00:12:56,080
‫اوه، ستوان.

235
00:12:56,330 --> 00:12:57,710
‫لطفاً ما رو آزاد کنید!

236
00:12:57,710 --> 00:13:00,140
‫مگه ما چه کار اشتباهی کردیم؟

237
00:13:00,470 --> 00:13:03,620
‫پرون، فرمانده ریموند می‌خواد ببینتت.

238
00:13:14,670 --> 00:13:15,570
‫همم...

239
00:13:17,500 --> 00:13:18,370
‫ببخشید...

240
00:13:19,120 --> 00:13:21,530
‫بگو ببینم. این نمادها واقعی‌ان؟

241
00:13:21,680 --> 00:13:23,300
‫البته که واقعی‌ان.

242
00:13:23,300 --> 00:13:27,750
‫قبلاً یکی یه نقاب و النگوی طلایی پیدا کرده.

243
00:13:27,750 --> 00:13:33,920
‫شاید باورش براتون سخت باشه،
‫ولی نوه‌ی من، استرلیا، از نوادگان پادشاهی ماسا هستش.

244
00:13:33,920 --> 00:13:35,510
‫حرفای غیرضروری نزن!

245
00:13:35,920 --> 00:13:38,560
‫هویت اون دختر برام ارزشی نداره.

246
00:13:38,560 --> 00:13:42,840
‫می‌خوام بدونم واقعاً می‌تونه با
‫خوندن این نمادها، گنج پیدا کنه یا نه.

247
00:13:42,840 --> 00:13:44,830
‫فقط همینو می‌خوام بدونم.

248
00:13:45,090 --> 00:13:47,620
‫بـ ـ بله، واقعاً حقیقت داره.

249
00:13:47,620 --> 00:13:50,810
‫مطمئنم هنوز گنج و طلاهای زیادی
‫برای پیدا کردن هست.

250
00:13:51,410 --> 00:13:52,760
‫ستوان گابریل!

251
00:13:52,760 --> 00:13:55,780
‫ازت می‌خوام همراه این مرد،
‫خرابه‌ها رو بررسی کنی.

252
00:13:55,780 --> 00:13:56,610
‫چشم!

253
00:13:57,110 --> 00:13:59,970
‫هر گنجی که پیدا بشه، متعلق به ارتشه.

254
00:13:59,970 --> 00:14:01,350
‫ولی فرمانده...

255
00:14:01,350 --> 00:14:05,540
‫چیکار کنیم اگه این مرد دروغ بگه
‫و گنجی وجود نداشته باشه؟

256
00:14:06,100 --> 00:14:08,110
‫دروغ گفتن به مأمور دولت...

257
00:14:08,110 --> 00:14:11,170
‫مجازات سنگینی در پی داره، ولی...

258
00:14:11,170 --> 00:14:13,550
‫ستوان، بگو مجازات دروغ به ارتش چیه!

259
00:14:13,710 --> 00:14:17,320
‫بله! مجازاتش اعدام، و یا زندانی‌شدن
‫ در جزیره‌ی پروس هستش.

260
00:14:17,930 --> 00:14:21,170
‫تا زمانی که جای طلاها رو بهمون نشون بدی،
‫اون دخترو زندانی می‌کنیم.

261
00:14:30,730 --> 00:14:32,350
‫ساکت شو! آروم بگیر!

262
00:14:34,980 --> 00:14:37,110
‫وای، چه شب قشنگی.

263
00:14:47,420 --> 00:14:51,300
‫هوی، این واقعاً مکانیه که
‫ روی تخته سنگ نوشته بود؟

264
00:14:51,300 --> 00:14:52,460
‫درسته.

265
00:14:52,460 --> 00:14:55,040
‫در غرب چشمه الهی، زیر مجسمه.

266
00:14:55,040 --> 00:14:56,350
‫همین‌طرفه.

267
00:14:57,530 --> 00:15:00,230
‫اون پیرمرد خیلی برای سنش سریعه ها.

268
00:15:00,230 --> 00:15:01,930
‫هوی! یه‌لحظه وایسا!

269
00:15:05,960 --> 00:15:07,350
‫هوی، کجا رفتی؟

270
00:15:08,930 --> 00:15:10,520
‫پیرمرد!

271
00:15:10,790 --> 00:15:12,750
‫لعنتی، فرار کرده؟

272
00:15:13,020 --> 00:15:15,200
‫اون واقعاً پیرمرده؟

273
00:15:25,950 --> 00:15:30,020
‫از اولم گفتم که اون مرد
‫ به‌نظر خیلی عجیب میومد.

274
00:15:30,150 --> 00:15:33,030
‫تو که بیشتر از همه خوشحال بودی.

275
00:15:33,030 --> 00:15:36,120
‫ولی خب، درمورد طلا که دروغ نگفت.

276
00:15:36,120 --> 00:15:37,840
‫ولی این چه خوشمزه‌ست!

277
00:15:37,920 --> 00:15:40,940
‫مشکل شما اینه که فقط به پول فکر می‌کنین.

278
00:15:40,940 --> 00:15:43,920
‫لولیتا، بدون پول نمی‌شه زندگی کرد.

279
00:15:43,920 --> 00:15:45,420
‫اصلاً هم درست نیست.

280
00:15:45,420 --> 00:15:50,890
‫ولی به‌نظرم خیلی خوبه که اون
‫ خرابه‌های فراموش‌شده دوباره سر زبون‌ها افتادن.

281
00:15:50,890 --> 00:15:55,760
‫من حس می‌کنم حرفای اون
‫پیرمرد و استرلیا دروغ نبوده.

282
00:15:55,760 --> 00:15:57,330
‫دیگو، تو هم نظرت همینه، نه؟

283
00:15:57,330 --> 00:16:01,080
‫راست می‌گی. آخه دکتر پرون هم
‫اون نوشته‌ها رو تأییدشون کرد.

284
00:16:01,080 --> 00:16:02,110
‫همه‌ش دروغه!

285
00:16:02,860 --> 00:16:06,690
‫من که اصلاً فکر نمی‌کنم پرنسسی
‫به اسم استرلیا در وهله اول وجود داشته.

286
00:16:07,050 --> 00:16:11,660
‫فعلاً من باید برم مقر ارتش و
‫مالکیت زمینم رو ازشون پس بگیرم.

287
00:16:11,840 --> 00:16:13,680
‫اون دختر طفلکی.

288
00:16:13,680 --> 00:16:15,730
‫قراره بفرستنش جزیره‌ی پروس.

289
00:16:15,800 --> 00:16:17,410
‫جزیره پروس؟

290
00:16:17,410 --> 00:16:21,960
‫اونجا یه زندان بزرگ وسط دریاست که
‫ تا حالا نشنیدم کسی ازش برگرده.

291
00:16:21,960 --> 00:16:22,750
‫چی؟

292
00:16:22,750 --> 00:16:25,170
‫می‌خوان فردا صبح ببرنش اونجا.

293
00:16:32,300 --> 00:16:35,230
‫درباره اهالی خرابه‌های شهر سانتاسکو شنیدی؟

294
00:16:35,320 --> 00:16:38,800
‫آره، همون که به‌خاطر یه گنج
‫همه سرشون کلاه رفت؟

295
00:16:38,800 --> 00:16:41,440
‫همه به‌خاطر کشف طلا دیوونه‌شده بودن.

296
00:16:41,440 --> 00:16:42,850
‫همه‌شون یه‌مشت احمقن.

297
00:16:43,270 --> 00:16:45,590
‫دلم به حال اون دختر بیچاره می‌سوزه.

298
00:16:45,630 --> 00:16:48,710
‫داره می‌ره جزیره پروس.
‫ دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونه ازش برگرده.

299
00:16:50,240 --> 00:16:51,230
‫طفلکی.

300
00:16:56,160 --> 00:16:57,400
‫می‌گم، دیگو،

301
00:16:57,400 --> 00:16:59,590
‫بیا بریم استرلیا رو نجات بدیم.

302
00:16:59,620 --> 00:17:02,580
‫فردا می‌خوان ببرنش جزیره پروس.

303
00:17:02,820 --> 00:17:04,660
‫استرلیا هیچ گناهی نداره.

304
00:17:04,660 --> 00:17:06,050
‫ازش مطمئنم!

305
00:17:06,460 --> 00:17:08,250
‫می‌فهمم چی می‌گی، برنارد.

306
00:17:08,250 --> 00:17:11,830
‫ولی نگهبان‌های ارتش همه‌جا ریختن.

307
00:17:11,830 --> 00:17:13,890
‫این‌بار باید تنها برم.

308
00:17:14,010 --> 00:17:15,160
‫نخیر، نمی‌شه.

309
00:17:15,160 --> 00:17:18,860
‫وقتی زورو توی خطره،
‫ زورو کوچولو باید برای نجاتش بیاد.

310
00:17:19,350 --> 00:17:21,730
‫قول می‌دم توی دست‌وپات نرم.

311
00:17:22,960 --> 00:17:25,510
‫فهمیدم، برنا- یعنی، زورو کوچولو.

312
00:17:25,630 --> 00:17:27,060
‫باشه پس، بیا بریم، زورو!

313
00:18:06,470 --> 00:18:07,550
‫پدربزرگ!

314
00:18:08,410 --> 00:18:09,810
‫خطرناکه، پدربزرگ!

315
00:18:09,810 --> 00:18:11,110
‫بس کن!

316
00:18:15,660 --> 00:18:16,730
‫تو...؟

317
00:18:16,780 --> 00:18:18,940
‫عجله کن! باید فوراً از اینجا بریم.

318
00:18:19,620 --> 00:18:20,960
‫بجنب!

319
00:18:21,370 --> 00:18:22,060
‫ممنونم.

320
00:18:22,060 --> 00:18:23,360
‫از جاتون تکون نخورین!

321
00:18:24,200 --> 00:18:26,480
‫همین‌جا دستگیرت می‌کنم، زورو!

322
00:18:30,470 --> 00:18:31,590
‫زوروئه!

323
00:18:32,380 --> 00:18:34,220
‫خوب نیست! باید سریع بریم بیرون!

324
00:18:35,940 --> 00:18:37,030
‫- پیداش کردیم.
‫- زوروئه!

325
00:18:38,840 --> 00:18:40,310
‫بسپریدشون به من!

326
00:18:40,310 --> 00:18:42,520
‫زورو کوچولو، با اونا از اینجا فرار کن!

327
00:18:42,650 --> 00:18:44,220
‫باشه! بیاین!

328
00:18:50,480 --> 00:18:52,130
‫- اونجان!
‫- بی‌حرکت!

329
00:18:52,130 --> 00:18:53,190
‫از این‌طرف!

330
00:18:59,200 --> 00:19:00,600
‫لعنت بهت، زورو!

331
00:19:00,600 --> 00:19:03,070
‫گابریل، نذار از اینجا فرار کنن!

332
00:19:03,070 --> 00:19:03,770
‫چشم!

333
00:19:04,590 --> 00:19:05,620
‫اون طرف رفتن!

334
00:19:12,900 --> 00:19:14,370
‫وای!

335
00:19:15,110 --> 00:19:17,010
‫توپ‌های نظامی...

336
00:19:18,790 --> 00:19:22,370
‫با استفاده از اینا می‌تونیم با ارتش بجنگیم!

337
00:19:27,400 --> 00:19:29,360
‫منتظرت بودم، زورو!

338
00:19:37,380 --> 00:19:38,700
‫چی شده، زورو؟!

339
00:19:38,700 --> 00:19:40,890
‫چرا پشت اون شنل سیاه قایم شدی؟

340
00:19:59,950 --> 00:20:04,430
‫زورو، با وجود این‌همه مهارت... چرا تبهکار شدی؟

341
00:20:04,500 --> 00:20:07,390
‫نمی‌دونم کارهایی که انجام می‌دم
‫ تبهکاری به حساب میان یا نه.

342
00:20:07,390 --> 00:20:09,400
‫این چیزیه که مردم باید تصمیمشو بگیرن.

343
00:20:09,730 --> 00:20:12,120
‫بعد  از اینکه شکستت دادم،
‫همه‌چی معلوم می‌شه.

344
00:20:16,920 --> 00:20:19,050
‫بیاین! بازم بخورین!

345
00:20:21,820 --> 00:20:22,490
‫بگیرین!

346
00:20:27,160 --> 00:20:29,500
‫زورو! بیا بریم!

347
00:20:44,710 --> 00:20:47,190
‫لعنتی! تعقیب‌شون کنین!

348
00:20:52,440 --> 00:20:56,130
‫زورو، دفعه بعدی نمی‌ذارم قسر در بری!

349
00:20:56,150 --> 00:21:06,150
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

350
00:21:07,950 --> 00:21:10,330
‫5 سال پیش مادرم فوت شد.

351
00:21:10,330 --> 00:21:12,880
‫و من در این دنیا تنها شدم.

352
00:21:12,880 --> 00:21:17,880
‫زمانی که بی‌کس و تنها بودم،
‫یه‌نفر بهم کمک کرد؛

353
00:21:17,880 --> 00:21:19,530
‫اون فرد پدربزرگ بود.

354
00:21:20,090 --> 00:21:26,320
‫مادرم از بچگی داستان‌های زیادی
‫ درمورد پرنسس استرلیا برام تعریف می‌کرد.

355
00:21:26,560 --> 00:21:29,790
‫بعد از اون، جریان خونی رو
‫درون خودم حس کردم.

356
00:21:30,480 --> 00:21:35,850
‫هرزمان که به خرابه‌ها خیره می‌شدم،
‫حس خاطره‌انگیزی بهم دست می‌داد.

357
00:21:35,850 --> 00:21:40,280
‫حس می‌کردم باد، درخت‌ها، سنگ‌ها،
‫ آب و همه‌چی آشنا به‌نظر میاد.

358
00:21:40,280 --> 00:21:42,580
‫فقط داشتن همین چیزا کنارم...

359
00:21:42,580 --> 00:21:45,410
‫برای من کافیه.

360
00:21:45,970 --> 00:21:49,890
‫زمانی که باد می‌وزه،
‫حس می‌کنم پرنسس استرلیا هستم.

361
00:21:49,980 --> 00:21:51,670
‫دیگو!

362
00:21:53,630 --> 00:21:55,520
‫من گشنمه، بیا برگردیم خونه!

363
00:21:55,900 --> 00:21:57,760
‫هی با توئم، دیگو!
