1
00:00:00,580 --> 00:00:06,690
‫زن سلطه‌گر و زورو کوچولو

2
00:00:06,830 --> 00:00:10,000
‫دیگه از بودن توی این کشور حالم به‌هم می‌خوره!

3
00:00:12,460 --> 00:00:14,200
‫دیگه چاره چیه؟

4
00:00:14,200 --> 00:00:17,120
‫من فرماندارِ این منطقه‌م!

5
00:00:17,980 --> 00:00:21,080
‫من می‌خوام برگردم به اسپانیا.

6
00:00:21,080 --> 00:00:22,420
‫چی گفتی؟

7
00:00:22,420 --> 00:00:25,270
‫صحبت‌هامم با فرمانده ریموند کردم.

8
00:00:25,270 --> 00:00:27,550
‫به‌زودی ریموند میاد اینجا!

9
00:00:27,550 --> 00:00:29,720
‫من... من اجازه‌شو نمی‌دم!

10
00:00:29,720 --> 00:00:31,420
‫چی گفتی؟!

11
00:00:31,420 --> 00:00:34,060
‫چرا باید با تو درموردش حرف بزنم
‫وقتی حرف که تو گوشِت نمی‌ره!

12
00:00:34,060 --> 00:00:36,200
‫این سروصداها برای چیه؟

13
00:00:36,200 --> 00:00:38,260
‫همسرِ فرماندار سلیطه‌ایه واسه خودش.

14
00:00:40,180 --> 00:00:42,230
‫حتی فرماندار هم نمی‌تونه جلوش وایسه!

15
00:00:42,230 --> 00:00:44,690
‫وقتی ناراحت بشه، دیگه خدا به دادش برسه.

16
00:00:44,690 --> 00:00:48,500
‫هه؟ فرماندار کل جلوی زنش کم میاره؟

17
00:00:48,500 --> 00:00:51,540
‫این یعنی دنیا دور انگشتای زن‌ها می‌گرده.

18
00:00:57,610 --> 00:00:58,950
‫فرمانده ریموند!

19
00:00:58,970 --> 00:01:05,970
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

20
00:01:06,210 --> 00:01:08,460
‫صبح به‌خیر، ستوان.

21
00:01:09,930 --> 00:01:14,000
‫پیشنهاد می‌دم با این ارازل گپ و گفت نکنی، متوجهی؟

22
00:01:15,440 --> 00:01:16,300
‫بلـــه!

23
00:01:16,570 --> 00:01:17,920
‫هوی، شما دوتا!

24
00:01:17,920 --> 00:01:19,730
‫دیگه اینجا پیداتون نشه ها!

25
00:01:19,730 --> 00:01:20,990
‫زود باشین برین!

26
00:01:20,990 --> 00:01:22,020
‫چته تو؟

27
00:01:22,020 --> 00:01:23,800
‫مارو بگو اومدیم سرگرمت کنیم!

28
00:01:23,800 --> 00:01:24,980
‫نمی‌خوام بشنوم!

29
00:01:24,980 --> 00:01:26,600
‫بیا بریم، برنارد!

30
00:01:27,700 --> 00:01:30,860
‫گروهبان گونزالس، بابت زحمت عذر می‌خوایم.

31
00:01:36,080 --> 00:01:39,520
‫عجیبه ریموند و گابریل برن پیش فرماندار.

32
00:01:39,520 --> 00:01:42,530
‫مطمئنم باز یه‌کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌شون هست!

33
00:01:43,440 --> 00:01:45,550
‫من می‌رم یه‌ذره دید بزنم!

34
00:01:46,420 --> 00:01:48,000
‫تنهایی نرو، خطرناکه!

35
00:01:48,000 --> 00:01:49,290
‫نگران من نباش.

36
00:01:51,410 --> 00:01:53,250
‫کاریش نمی‌شه کرد.

37
00:01:59,950 --> 00:02:01,020
‫برنارد!

38
00:02:15,150 --> 00:02:19,330
‫به گوش بنده رسیده می‌خواید فوراً به اسپانیا برگردین،

39
00:02:19,330 --> 00:02:21,710
‫پس براتون هدیه‌ای آماده کردم تا با خودتون ببرید.

40
00:02:21,710 --> 00:02:23,940
‫واقعاً لطف داری، ‌ریموند. خیلی به فکری.

41
00:02:26,790 --> 00:02:29,000
‫فقط جهت تشکر از شما بود، بانوی من.

42
00:02:29,410 --> 00:02:32,660
‫اون ریموند بی‌وجدان باز داره خود شیرینی می‌کنه...

43
00:02:34,000 --> 00:02:35,650
‫هی، هی، ریموند!

44
00:02:35,650 --> 00:02:38,190
‫هنوز درمورد برگشتنِ زنم تصمیم قطعی نگرفتم.

45
00:02:38,680 --> 00:02:43,230
‫فرماندار، فقط این یه‌بار
‫بذارین بانو به اسپانیا برگردن.

46
00:02:43,230 --> 00:02:47,910
‫بعد می‌تونین از پادشاه
‫درخواست انتقالی کنین تا باهم باشین.

47
00:02:49,050 --> 00:02:53,680
‫فکر نمی‌کنین این روش به‌سود هردوتون باشه؟

48
00:02:54,180 --> 00:02:55,590
‫خیلی‌خب، فهمیدم.

49
00:02:57,340 --> 00:02:59,410
‫می‌تونی برگردی به اسپانیا!

50
00:02:59,410 --> 00:03:04,870
‫منم به‌خاطر کار یه‌مدت اینجا هستم
‫و توی سریع‌ترین زمان ممکن میام پیشت.

51
00:03:04,870 --> 00:03:07,470
‫ممنون که متوجهی، عزیزم!

52
00:03:07,880 --> 00:03:11,090
‫گابریل، به بانو هدیه‌شونو تقدیم کن!

53
00:03:11,090 --> 00:03:11,960
‫اطاعت!

54
00:03:14,290 --> 00:03:15,860
‫چه زیباست!

55
00:03:16,330 --> 00:03:19,260
‫این مخصوصاً برای شما آماده شده، بانوی من.

56
00:03:19,670 --> 00:03:22,980
‫قطعاً با انداختن‌شون
‫مورد تحسین همگان قرار می‌گیرین.

57
00:03:23,920 --> 00:03:24,880
‫اونا...

58
00:03:37,670 --> 00:03:39,990
‫وایسین! اون‌یکی حلقه هم بدین!

59
00:03:42,030 --> 00:03:43,950
‫لطفاً از این‌یکی بگذرین!

60
00:03:43,950 --> 00:03:45,710
‫یادگاری مادر مرحومشه!

61
00:03:45,710 --> 00:03:47,420
‫دستورات فرمانده‌ست!

62
00:03:47,420 --> 00:03:50,540
‫می‌دونین اگه سرخود عمل کنین، چی سرتون میاد؟

63
00:04:01,020 --> 00:04:04,570
‫افراد گابریل جواهراتِ
‫مردمو به‌زور گرفتن و اونجا گذاشتن!

64
00:04:04,570 --> 00:04:05,330
‫چی؟

65
00:04:06,600 --> 00:04:07,450
‫کی اونجاست؟

66
00:04:13,420 --> 00:04:14,600
‫دیگو!

67
00:04:28,000 --> 00:04:30,260
‫احتمالاً فقط موش بوده.

68
00:04:30,520 --> 00:04:33,690
‫موش؟ وای، این خونه دست‌وپامو می‌لرزونه!

69
00:04:34,180 --> 00:04:36,810
‫می‌خوام همین فردا برم به اسپانیا!

70
00:04:40,390 --> 00:04:44,700
‫فردا قراره همسرِ فرماندار
‫اینجا رو به اسپانیا ترک کنه.

71
00:04:45,140 --> 00:04:49,140
‫مأموریت مهمی برای همراهی و محافظت ازشون داریم!

72
00:04:49,480 --> 00:04:53,740
‫ممکنه دزد و راهزن‌ها برای جواهرات دندون تیز کنن.

73
00:04:53,740 --> 00:04:56,090
‫همه‌تون باید حواستون شش‌دونگ جمع باشه!

74
00:04:56,090 --> 00:04:56,640
‫اطاعت!

75
00:05:01,050 --> 00:05:03,830
‫به‌نظر قراره سید خوبی از آب دربیاد...

76
00:05:07,460 --> 00:05:10,370
‫کی آخه همچین بلایی سرت آورده؟

77
00:05:10,920 --> 00:05:15,130
‫اتفاقی موقع تمرین با شمشیر خودمو زخمی کردم.

78
00:05:15,130 --> 00:05:17,320
‫حتی با اینکه توی شمشیرزنی خوب نیستی...

79
00:05:17,320 --> 00:05:20,290
‫منم می‌خوام مثل زورو قوی بشم!

80
00:05:20,920 --> 00:05:22,890
‫معلومه از پسش برنمیای!

81
00:05:23,190 --> 00:05:24,460
‫زدی تو پَرم که!

82
00:05:24,460 --> 00:05:25,710
‫دیگو، درد می‌کنه؟

83
00:05:25,710 --> 00:05:27,620
‫فقط یه خراش کوچیکه!

84
00:05:27,620 --> 00:05:28,100
‫آی!

85
00:05:29,730 --> 00:05:32,550
‫لولیتا، نمی‌شه یه‌کم مهربون‌تر باشی؟

86
00:05:32,560 --> 00:05:34,240
‫یه‌کم مرد باش!

87
00:05:34,490 --> 00:05:36,350
‫اگه زوروی واقعی اینجا بود،

88
00:05:36,350 --> 00:05:39,460
‫هیچ‌وقت به‌خاطر یه خراش سطحی
‫ بلبشو به‌پا نمی‌کرد.

89
00:05:39,460 --> 00:05:42,990
‫وقتی ارباب جوانو با زورو مقایسه می‌کنی،
‫دلم به‌حالش می‌سوزه.

90
00:05:42,990 --> 00:05:44,470
‫ارباب هم خوبی‌های خودشو داره.

91
00:05:44,480 --> 00:05:47,490
‫ولی زورو-سان یه سر و گردن ازش بالاتره!

92
00:05:47,490 --> 00:05:48,540
‫مگه نه؟!

93
00:05:48,540 --> 00:05:51,050
‫شما دیگه خیلی دارین شورشو درمیارین...!

94
00:05:51,050 --> 00:05:53,190
‫دیگه درواقع همون زو-

95
00:05:55,530 --> 00:05:57,630
‫نباید حرف اضافه بزنی، برنارد.

96
00:05:58,400 --> 00:06:01,340
‫ولی همه دارن از زورو تعریف می‌کنن.

97
00:06:01,340 --> 00:06:04,110
‫ولی این تویی که داری همه زحمتا رو می‌کشی.

98
00:06:05,610 --> 00:06:09,220
‫اشکال نداره، وقتی همه زورو رو تحسین می‌کنن،

99
00:06:09,220 --> 00:06:13,570
‫این یعنی بی‌دلیل به جنگ شرارت نمی‌رم.

100
00:06:14,540 --> 00:06:17,990
‫بلکه برای برگردوندن صلح و آزادی به این سرزمینه که

101
00:06:17,990 --> 00:06:19,170
‫به جنگیدن ادامه می‌دم.

102
00:06:21,770 --> 00:06:25,000
‫برای همین اهمیت نمی‌دم بقیه چی فکر می‌کنن.

103
00:06:25,940 --> 00:06:27,590
‫فهمیدم، دیگو.

104
00:06:28,230 --> 00:06:31,750
‫به‌هرحال، همسرِ فرماندار قراره با جواهرات بره.

105
00:06:31,990 --> 00:06:34,770
‫بیا یه نقشه خوب بچینیم که پسشون بگیریم.

106
00:06:34,770 --> 00:06:35,240
‫باشه.

107
00:06:38,230 --> 00:06:40,340
‫همسرِ فرماندار قراره با کالسکه بره،

108
00:06:40,340 --> 00:06:42,660
‫و حتماً از این مسیر رد می‌شه.

109
00:06:54,780 --> 00:06:57,730
‫چون فقط من و زورو کوچولو از این خبر داریم

110
00:06:57,730 --> 00:07:00,610
‫باید نقاط حمله‌مونو از قبل تعیین کنیم.

111
00:07:03,390 --> 00:07:06,050
‫بهترین جای حمله، اینجاست!

112
00:07:20,380 --> 00:07:21,920
‫هی، برنارد!

113
00:07:21,920 --> 00:07:23,760
‫زود باش گاری رو ببر کنار!

114
00:07:23,760 --> 00:07:25,970
‫مشکل اینه که نمی‌تونم...

115
00:07:26,820 --> 00:07:27,850
‫الان وقتشه، زورو!

116
00:07:32,210 --> 00:07:33,990
‫زود باش گاری رو تکون بده!

117
00:07:33,990 --> 00:07:36,330
‫خودت می‌بینی که، چرخش در اومده...

118
00:07:36,330 --> 00:07:37,980
‫گونزالس یه دستی برسون!

119
00:07:37,980 --> 00:07:38,390
‫چی؟

120
00:07:38,390 --> 00:07:40,530
‫نمی‌دونم انتظار داری من چیکار کنم.

121
00:07:38,390 --> 00:07:39,610
‫چه‌خبر شده؟

122
00:07:40,530 --> 00:07:42,570
‫ولی برای منِ به این کوچیکی سخته!

123
00:07:48,810 --> 00:07:51,140
‫همچین بچه کوچیکی داره تنهایی...

124
00:07:51,370 --> 00:07:52,530
‫پسر بیچاره...

125
00:08:08,580 --> 00:08:09,760
‫یکی کمک کنه...!

126
00:08:10,240 --> 00:08:12,860
‫خانم، من زورو هستم!

127
00:08:12,860 --> 00:08:16,350
‫اگه ساکت بمونین، به هیچ‌کس آسیبی نمی‌رسه.

128
00:08:17,830 --> 00:08:20,080
‫ممنون که درک می‌کنین.

129
00:08:20,080 --> 00:08:23,560
‫وااای! یکی کمک کنه! دزد! دزد اومده!

130
00:08:24,000 --> 00:08:25,270
‫یکی کمک کنه!

131
00:08:34,670 --> 00:08:37,460
‫خانم، لطفاً داخل کالسکه بمونین!

132
00:08:43,610 --> 00:08:44,480
‫ها؟

133
00:08:45,760 --> 00:08:49,060
‫می‌دونیم توی کالسکه جواهرات هست.

134
00:08:49,060 --> 00:08:51,340
‫به‌نفع خودتونه بهمون تحویلش بدین.

135
00:08:52,510 --> 00:08:54,420
‫فکر نمی‌کردم واقعاً دزدی بشه...

136
00:08:54,420 --> 00:08:56,290
‫حساب اینجاشو نکرده بودیم.

137
00:08:56,980 --> 00:08:59,070
‫گونزالس! بکششون!

138
00:08:59,070 --> 00:08:59,810
‫چـ ـ چشــم!

139
00:09:14,780 --> 00:09:15,450
‫گروهبان!

140
00:09:34,080 --> 00:09:38,980
‫اگه به درخواستمون گوش ندین،
‫برای همه‌تون بد تموم می‌شه.

141
00:09:39,750 --> 00:09:41,530
‫بـ ـ بمب؟!

142
00:10:14,720 --> 00:10:16,150
‫باید از اینجا برین!

143
00:10:19,910 --> 00:10:20,390
‫زورو!

144
00:10:23,350 --> 00:10:24,540
‫پسر جون!

145
00:10:37,030 --> 00:10:38,910
‫الان همه‌چی مرتبه، خاله!

146
00:10:39,550 --> 00:10:40,870
‫ممنون، پسر جون!

147
00:10:41,530 --> 00:10:44,730
‫با اینکه کوچولویی، کارت حرف نداشت!

148
00:10:44,730 --> 00:10:46,030
‫نمی‌تونم نفس بکشم!

149
00:10:49,570 --> 00:10:51,310
‫زورو، هرطور شده دستگیرت می‌کنم!

150
00:10:52,610 --> 00:10:55,980
‫نمی‌دونم با چه حقه‌ای این کالسکه رو به حرکت انداختی...

151
00:10:55,980 --> 00:10:57,860
‫ولی نمی‌ذارم قسر در بری!

152
00:11:18,860 --> 00:11:21,760
‫امروز انگار خیلی روبه‌راه نیستی.

153
00:11:22,550 --> 00:11:25,220
‫بالأخره زمانش رسیده که تقاص کاراتو پس بدی.

154
00:11:31,220 --> 00:11:32,250
‫بمیــــر!

155
00:11:32,750 --> 00:11:34,040
‫زورو!

156
00:11:45,790 --> 00:11:46,920
‫زورو...

157
00:12:01,290 --> 00:12:03,020
‫نکن! تو رو خدا بس کن!

158
00:12:03,020 --> 00:12:05,270
‫بدنتو خاک برداشته!

159
00:12:05,270 --> 00:12:07,600
‫حموم می‌ری خودتو خوب نمی‌شوری؟

160
00:12:07,600 --> 00:12:09,780
‫من از حموم‌کردن بدم میاد!

161
00:12:23,060 --> 00:12:25,820
‫پسر جون، این به‌خاطر اینه که بهم کمک کردی.

162
00:12:26,130 --> 00:12:28,030
‫خب، هرچقدر دلت می‌خواد بخور!

163
00:12:29,630 --> 00:12:32,380
‫اولین‌باره این‌همه غذای خوشمزه یه‌جا می‌بینم!

164
00:12:33,020 --> 00:12:34,390
‫ایتاداکیماس!

165
00:12:40,370 --> 00:12:43,700
‫خانم، این پسر چیزی جز دردسر نیست.

166
00:12:43,700 --> 00:12:46,450
‫پیشنهاد می‌دم باهاش خودمونی نشید.

167
00:12:46,450 --> 00:12:48,940
‫اگه راهزن‌ها دوباره بهم حمله کنن،

168
00:12:48,940 --> 00:12:51,930
‫بهتر نیست امنیت این اطرافو بالاتر ببرین؟

169
00:12:51,930 --> 00:12:55,200
‫در هرآن ممکنه زورو یا دزدها دوباره بهمون حمله کنن.

170
00:12:55,920 --> 00:12:58,360
‫مطمئن باشید جاتون اینجا امنه!

171
00:12:58,360 --> 00:13:00,240
‫خیالتون راحت باشه!

172
00:13:03,730 --> 00:13:06,760
‫از این سرباز زیاد خوشم نمیاد.

173
00:13:06,760 --> 00:13:11,810
‫وقتی دیدمت تنها بودی،
‫مامان و بابات کجان؟

174
00:13:11,810 --> 00:13:13,830
‫همچین کسایی ندارم.

175
00:13:14,280 --> 00:13:16,100
‫آخی، بیچاره.

176
00:13:16,100 --> 00:13:17,780
‫نه اونقدر هم بد نیست...

177
00:13:17,780 --> 00:13:21,240
‫حداقل کسی برای درس خوندن یا نخوندن
‫ سرم غر نمی‌زنه.

178
00:13:21,680 --> 00:13:23,520
‫تازشم، دیگو رو دارم!

179
00:13:24,350 --> 00:13:25,700
‫اصلاً حس تنهایی نمی‌کنم.

180
00:13:31,580 --> 00:13:34,870
‫حتی اگه به حرفت باور داری،
‫هنوزم حس تنهایی می‌کنی، درسته؟

181
00:13:35,190 --> 00:13:37,510
‫لازم نیست به خاله دروغ بگی.

182
00:13:38,830 --> 00:13:40,430
‫خیلی‌خب، خوب بخور.

183
00:13:40,790 --> 00:13:42,110
‫گشنه‌ت مگه نبود؟

184
00:13:46,550 --> 00:13:47,350
‫بیا...

185
00:13:51,970 --> 00:13:56,090
‫پیرزنی مثل من خوب می‌تونه حس تنهایی رو بفهمه.

186
00:13:56,230 --> 00:13:57,300
‫چرا؟

187
00:13:57,300 --> 00:13:59,660
‫من تمام عمرم تنها بودم.

188
00:14:00,030 --> 00:14:04,490
‫چون شوهرم انقدر سرش
‫با کارهای ارتش شلوغه که وقتی برای من نداره.

189
00:14:04,490 --> 00:14:06,620
‫بچه‌ای هم برای خودم ندارم.

190
00:14:06,620 --> 00:14:09,410
‫تمام مدتو توی این خونه بزرگ می‌گذروندم.

191
00:14:09,930 --> 00:14:11,590
‫واقعاً حس تنهایی می‌کردم.

192
00:14:17,010 --> 00:14:19,830
‫وقتی خوابش برد می‌زنم بیرون.

193
00:14:20,280 --> 00:14:24,190
‫فهمیدم، تو می‌تونی بچه من باشی!

194
00:14:24,190 --> 00:14:24,870
‫ها؟

195
00:14:24,870 --> 00:14:26,410
‫فکر معرکه‌ایه!

196
00:14:26,640 --> 00:14:29,010
‫می‌تونی توی اسپانیا هم به مدرسه بری.

197
00:14:29,010 --> 00:14:32,800
‫دیگه نیازی نیست حس فقر کنی
‫و می‌تونی یه زندگی رؤیایی داشته باشی!

198
00:14:32,800 --> 00:14:34,060
‫نظرت چیه؟ لطفاً قبول کن!

199
00:14:34,930 --> 00:14:37,450
‫از امروز، می‌تونی منو به‌عنوان مامانت ببینی.

200
00:14:38,160 --> 00:14:39,440
‫گفتی مامان...؟

201
00:14:40,860 --> 00:14:41,800
‫حتماً شوخیت گرفته!

202
00:14:46,090 --> 00:14:48,570
‫با این وضع که نمی‌تونم جُم بخورم.

203
00:14:48,740 --> 00:14:50,460
‫چیزه، می‌گم، خاله...

204
00:15:14,740 --> 00:15:17,150
‫خب، تا فردا بمونم هم چیزی نمی‌شه.

205
00:15:17,950 --> 00:15:18,880
‫شب به‌خیر!

206
00:15:38,330 --> 00:15:40,650
‫پسر جون، می‌خوایم سوار این کشتی شیم.

207
00:15:41,320 --> 00:15:42,740
‫چه وضعی شد...

208
00:15:42,740 --> 00:15:45,180
‫زورو، بیا به دادم برس.

209
00:15:45,870 --> 00:15:48,300
‫احتمالش هست دوباره دزدها حمله کنن.

210
00:15:48,300 --> 00:15:50,940
‫تا رفتن کشتی، محافظ‌ها پستشونو ترک نکنن.

211
00:15:50,940 --> 00:15:52,260
‫به روی چشم.

212
00:15:53,460 --> 00:15:55,090
‫همونجا وایسا!

213
00:15:57,090 --> 00:16:00,140
‫پدرجون، خیلی سنگینه، بذار من برات میارم.

214
00:16:00,590 --> 00:16:02,790
‫دستت درد نکنه، گروهبان.

215
00:16:13,800 --> 00:16:16,770
‫بالأخره این زن غرغرو رفت...

216
00:16:16,770 --> 00:16:17,740
‫آره.

217
00:16:19,260 --> 00:16:22,020
‫سربازهای عزیز، متشکر بابت بدرقه‌تون!

218
00:16:30,970 --> 00:16:35,210
‫تمام جواهراتِ این کشتی مال خودمونه!

219
00:16:38,080 --> 00:16:39,100
‫زود باشین برین دنبالش!

220
00:16:39,100 --> 00:16:40,090
‫تعقیبشون کنین!

221
00:16:44,860 --> 00:16:47,640
‫تمام مسافرینو بیارین روی عرشه!

222
00:16:52,330 --> 00:16:54,400
‫مسافرین عزیز عازم اسپانیا...

223
00:16:54,400 --> 00:16:56,950
‫هر پول و جواهراتی که همراهتون دارید رو

224
00:16:56,950 --> 00:16:59,400
‫بهمون تقدیم کنید.

225
00:17:09,340 --> 00:17:12,830
‫خانم، هدف اصلی‌مون جواهراتِ تو بود.

226
00:17:12,830 --> 00:17:14,270
‫زود باش بذارش اینجا!

227
00:17:14,660 --> 00:17:15,620
‫نمی‌خوام!

228
00:17:15,620 --> 00:17:17,870
‫شما کی هستین که می‌خواین بهم دستور بدین؟

229
00:17:18,270 --> 00:17:20,570
‫پیرزن لجبازی هستیا!

230
00:17:22,290 --> 00:17:23,370
‫برنارد!

231
00:17:23,990 --> 00:17:26,150
‫برات مهم نیست چه بلایی سر این بچه میاد؟

232
00:17:26,150 --> 00:17:28,190
‫اونطوری چاقو رو سمتش نگیر!

233
00:17:28,190 --> 00:17:31,400
‫باشه، تمامشو بهتون می‌دم!

234
00:17:31,400 --> 00:17:34,180
‫هنوز گوشواره‌هات مونده!

235
00:17:34,180 --> 00:17:36,850
‫تمومش کن! نمی‌ذارم دستت به اونا بخوره!

236
00:17:41,390 --> 00:17:42,620
‫خودت خواستی!

237
00:17:46,950 --> 00:17:47,810
‫کار کی بود؟

238
00:17:49,030 --> 00:17:51,980
‫لازم نمی‌بینم به شما دزدها اسممو بگم.

239
00:18:01,890 --> 00:18:02,770
‫زورو!

240
00:18:03,060 --> 00:18:06,260
‫زیرکانه بود که بدون جلب توجه وارد کشتی بشین،

241
00:18:06,260 --> 00:18:09,050
‫ولی از بدبیاری‌تون، منم سوار شدم.

242
00:18:09,050 --> 00:18:09,690
‫چی؟

243
00:18:10,550 --> 00:18:12,390
‫آهای بچه‌ها! از شرش خلاص شین!

244
00:18:16,370 --> 00:18:18,890
‫به‌نظرم بهتره یکم آب‌تنی کنین!

245
00:19:01,520 --> 00:19:03,880
‫دست راستِ زورو زخمیه!

246
00:19:04,290 --> 00:19:05,120
‫ها؟

247
00:19:05,120 --> 00:19:06,690
‫زوروی شگفت‌انگیر چه صیغه‌ایه؟

248
00:19:06,690 --> 00:19:08,060
‫همچین مالی هم نیستی!

249
00:19:19,640 --> 00:19:20,860
‫زورو!

250
00:19:34,090 --> 00:19:35,180
‫زنیکه!

251
00:19:42,210 --> 00:19:43,520
‫هورا! هورا!

252
00:19:45,450 --> 00:19:47,800
‫بهتر بود قدرت اونا هم به‌حساب میاوردی.

253
00:19:47,800 --> 00:19:49,660
‫حالا دیگه فقط خودتی و خودت.

254
00:19:50,030 --> 00:19:51,570
‫منو دست‌کم نگیر!

255
00:20:13,010 --> 00:20:14,640
‫مادرها قوی‌ان!

256
00:20:14,640 --> 00:20:15,710
‫محشر بود.

257
00:20:21,870 --> 00:20:23,310
‫چی شد؟

258
00:20:34,730 --> 00:20:35,760
‫برنارد!

259
00:20:36,800 --> 00:20:41,040
‫اینا جواهراتی‌ان که
‫ افراد ریموند به‌زور از مردم گرفتن.

260
00:20:41,040 --> 00:20:42,200
‫چی گفتی؟

261
00:20:42,200 --> 00:20:44,230
‫اشکالی نداره برشون گردونم؟

262
00:20:46,200 --> 00:20:48,350
‫برنارد، تو...

263
00:20:48,350 --> 00:20:51,930
‫هنوز یه‌سری کارها هست که باید تو این شهر انجام بدم.

264
00:20:51,930 --> 00:20:54,940
‫برای همین نمی‌تونم باهات بیام، خاله.

265
00:20:54,940 --> 00:20:56,320
‫ببخشید.

266
00:20:59,460 --> 00:21:01,240
‫زورو، حالا بازداشتت می‌کنم!

267
00:21:02,260 --> 00:21:03,740
‫بیا بریم، زورو کوچولو!

268
00:21:09,660 --> 00:21:11,000
‫جلوی زورو رو بگیرین!

269
00:21:11,000 --> 00:21:13,960
‫سعی کرد جواهراتِ باربارا-ساما رو بدزده!

270
00:21:13,960 --> 00:21:15,480
‫صبر کن، گابریل!

271
00:21:15,670 --> 00:21:19,060
‫خودم کسی بودم که جواهراتو به زورو دادم.

272
00:21:19,060 --> 00:21:21,640
‫اون کار اشتباهی نکرده.

273
00:21:21,640 --> 00:21:22,400
‫چی...؟

274
00:21:24,100 --> 00:21:26,620
‫دوباره یه‌روزی همو می‌بینیم، زورو کوچولو.

275
00:21:26,620 --> 00:21:28,540
‫تا اون زمان، خدانگهدارت باشه.

276
00:21:29,920 --> 00:21:31,420
‫وقتی صلح برقرار شد،

277
00:21:31,420 --> 00:21:33,990
‫قول می‌دم توی اسپانیا ببینمت.

278
00:21:35,280 --> 00:21:39,180
‫خداحافظ، خاله! خداحافظ!

279
00:21:40,010 --> 00:21:42,590
‫یه‌روزی حتماً باز همدیگه رو می‌بینیم!

280
00:21:42,610 --> 00:21:57,610
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
