WEBVTT

00:01.770 --> 00:06.230
‫آنجلیتا، دیروز کلی گل از فرشته گرفتم.

00:06.230 --> 00:09.470
‫گفت یه مرد خوشتیپ یه‌روزی قراره بیاد،

00:09.470 --> 00:13.620
‫و ما رو با خودش می‌بره تا
‫تو یه خونه بزرگ باهم زندگی کنیم.

00:13.880 --> 00:16.410
‫پس هرچی مامان بهت می‌گه رو بخور،‌ باشه؟

00:17.700 --> 00:20.930
‫هی، پِپیتا! امروز چه دروغ‌هایی داری سرهم می‌کنی؟

00:20.930 --> 00:23.520
‫الان این عروسک می‌تونه پرواز کنه؟

00:24.440 --> 00:25.240
‫وایسا...!

00:26.580 --> 00:28.570
‫وای! عروسکه داره پرواز می‌کنه!

00:28.570 --> 00:31.840
‫وایسید!‌ برش گردونید!

00:28.570 --> 00:31.840
‫از وقتی پپیتا رو دیدم داره دروغ می‌گه!

00:33.130 --> 00:36.330
‫اگه برش نگردونین، زورو میاد سراغتون!

00:36.330 --> 00:39.250
‫داری باز دروغ می‌گی! تو زورو رو نمی‌شناسی!

00:39.270 --> 00:42.190
‫البته که می‌شناسمش،
‫وقتی درموردتون به زورو بگم...

00:42.190 --> 00:43.870
‫حتماً میاد کمکم می‌کنه!

00:43.870 --> 00:46.450
‫تازه، من و زورو دوستای صمیمی همیم!

00:46.450 --> 00:49.010
‫بهم کمک می‌کنه و از شرتون خلاص می‌شه!

00:49.530 --> 00:52.910
‫یعنی می‌گی صورت زورو رو پشت نقاب می‌شناسی؟

00:52.910 --> 00:54.860
‫ا ـ البته که می‌شناسم!

00:54.860 --> 00:56.840
‫هویت زورو رو می‌دونم!

00:56.840 --> 00:59.870
‫و اینم می‌دونم کجا زندگی می‌کنه!

01:00.400 --> 01:01.510
‫برای همینه که من...

01:01.510 --> 01:03.930
‫اوی، تو، دختری که اونجایی!

01:04.840 --> 01:06.580
‫چیزی که می‌گی واقعیت داره؟

01:06.580 --> 01:07.640
‫داره دروغ می‌گه.

01:07.640 --> 01:08.450
‫چی؟

01:08.450 --> 01:10.200
‫این دختر دروغگوئه.

01:10.200 --> 01:12.650
‫پپیتا همیشه داره دروغ می‌گه!

01:13.090 --> 01:14.440
‫دروغ نیست!

01:15.700 --> 01:18.190
‫درباره چیزای مهم مثل این دروغ نگیا!

01:18.520 --> 01:21.350
‫مجازات پخش شایعات، شلاقه!

01:22.820 --> 01:24.220
‫حقته!

01:24.220 --> 01:26.130
‫دروغگو! دروغگو!

01:30.420 --> 01:37.730
‫پپیتا، دختر دروغگو

01:37.480 --> 01:41.580
‫اصلاً یادم نمیاد با همچین دختری دوست باشم.

01:41.580 --> 01:42.460
‫پس...

01:42.990 --> 01:46.440
‫خب، می‌خوای اون بچه‌ها رو ادب کنی؟

01:46.890 --> 01:49.090
‫همچین منظوری ندارم...

01:49.090 --> 01:50.800
‫ولی، آخه می‌دونی...

01:50.800 --> 01:52.180
‫براش دلم می‌سوزه.

01:52.180 --> 01:55.480
‫خب، دروغو نمی‌شه از آدما گرفت.

01:55.480 --> 01:58.850
‫حتی خود ما هم داریم تن به دروغ‌گفتن می‌دیم.

01:59.870 --> 02:01.240
‫آهان، حالا فهمیدم.

02:01.240 --> 02:03.790
‫این دختره خوشگله؟

02:03.790 --> 02:06.090
‫مـ ـ من همچین چیزی نگفتم!

02:06.820 --> 02:08.440
‫کسی گل می‌خره؟

02:08.920 --> 02:10.960
‫گل می‌خواید؟

02:11.510 --> 02:16.020
‫این گل‌ها خوشبختی براتون میارن.
‫گلی نمی‌خواید بخرید؟

02:17.760 --> 02:21.300
‫اینا گل‌های جادویی‌ان که براتون خوشبختی میارنا!

02:21.300 --> 02:22.180
‫راست می‌گم!

02:23.800 --> 02:25.500
‫گل می‌خواید؟

02:26.510 --> 02:27.500
‫یکی می‌گیرم.

02:27.500 --> 02:28.570
‫فقط یدونه بسه.

02:28.570 --> 02:29.980
‫می‌تونین اینو بگیرین!

02:29.980 --> 02:32.270
‫این گل، فقط یه گل معمولی نیست.

02:32.270 --> 02:35.440
‫خیلی مهمه که این گلو روی سینه‌تون بذارین.

02:35.440 --> 02:38.380
‫طلسم خاصی روشه که براتون خوش‌شانسی میاره.

02:38.840 --> 02:39.680
‫هو؟

02:39.680 --> 02:42.000
‫آدان-سان، بهتره بهش توجه نکنی.

02:42.000 --> 02:43.720
‫اون گل خوش‌شانسی نمیاره.

02:43.720 --> 02:45.770
‫این دختر همش فقط دروغ می‌بافه!

02:46.640 --> 02:50.270
‫نه، مطمئنم برام خوش‌شانسی به‌همراه داره.

02:50.270 --> 02:52.140
‫این دختر خیلی جالبه.

02:52.140 --> 02:55.770
‫دختر جون، یادم نمیاد تا حالا تو رو
‫ توی این مغازه دیده باشم، دیدم؟

02:55.770 --> 02:56.660
‫خب...

02:56.940 --> 03:00.170
‫نه، فقط داره جای مادرش مغازه رو می‌گردونه.

03:00.170 --> 03:02.870
‫اون الان توی میدون شهر کار می‌کنه.

03:03.100 --> 03:07.170
‫شوهرش مرده و کلی بدهکاری رو دستشون گذاشته.

03:07.170 --> 03:10.040
‫همین ماه پیش اومدن به این شهر.

03:10.040 --> 03:10.900
‫جدی؟

03:11.010 --> 03:14.580
‫منم یه مغازه توی همین راسته دارم.

03:14.580 --> 03:18.800
‫اگه مادرت مشکلی نداره می‌تونم
‫ استخدامش کنم، حتماً بهش بگو.

03:19.040 --> 03:22.250
‫دوتا نوه دختر و پسر دارم که همسن خودتن.

03:22.250 --> 03:23.700
‫شاید دوستای خوبی شدین.

03:24.590 --> 03:26.810
‫واقعاً دختر خوش‌شانسی هستی، پپیتا.

03:26.880 --> 03:28.770
‫آدان-سان سرش خیلی شلوغه...

03:28.770 --> 03:31.120
‫ولی برعکس تو، سر قولش می‌مونه.

03:32.430 --> 03:33.860
‫ها، این همه...

03:34.620 --> 03:36.020
‫باید بقیه‌شو برگردونم.

03:36.570 --> 03:38.720
‫منو مسخره خودت نکن!

03:39.630 --> 03:42.080
‫عمداً منو اینجا دعوت کردی

03:42.080 --> 03:43.540
‫تا باهام اینطوری حرف بزنی؟

03:43.710 --> 03:47.560
‫یعنی قبول نمی‌کنی که باهم شرکای تجاری بشیم؟

03:47.560 --> 03:51.460
‫من فقط اینجا اومدم که ازت پول قرض کنم! همین و بس!

03:51.580 --> 03:53.830
‫قرار نیست مالکیتو بهت بدم!

03:53.830 --> 03:55.040
‫قبول نمی‌کنم. روزت خوش!

03:56.960 --> 03:59.300
‫اون پیرمرد حالیش نمی‌شه!

03:59.300 --> 04:00.920
‫می‌خواید چیکار کنیم؟

04:00.920 --> 04:04.520
‫اگه اصرار داره باهامون معامله نکنه، مجبورش می‌کنیم.

04:04.520 --> 04:06.080
‫از راه همیشگی پیش برو!

04:06.080 --> 04:06.510
‫اطاعت!

04:07.060 --> 04:08.990
‫پس همین امشب انجامش می‌دیم.

04:08.990 --> 04:09.860
‫خوبه.

04:09.880 --> 04:19.880
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

04:20.400 --> 04:23.300
‫کیه؟ چقدر سروصدا می‌کنی...

04:23.700 --> 04:25.930
‫باشه، باشه، اومدم...

04:25.930 --> 04:27.830
‫خبر بد! همه بیدار شن!

04:28.720 --> 04:32.080
‫چی شده، گروهبان گونزالس؟
‫این‌وقت صبحی چه‌خبره؟

04:32.080 --> 04:34.030
‫یه انفجار توی معدنِ آدان بوده!

04:34.030 --> 04:38.110
‫خیلی‌ها زخمی شدن و به‌خاطر انفجار
‫خیلی‌ها هنوز گیر افتادن!

04:38.170 --> 04:41.410
‫سربازها دارن تمام تلاششونو می‌کنن،
‫ولی کافی نیستن!

04:41.410 --> 04:43.070
‫باید مردمو جمع کنی، دیگو!

04:43.070 --> 04:44.560
‫اینکه خیلی بده!

04:44.560 --> 04:45.890
‫فهمیدم! ماریا!

04:45.890 --> 04:47.060
‫همه رو بیدار کن!

04:47.060 --> 04:50.060
‫سعی کن تا می‌تونی مردمو جمع کنی! عجله کن!

04:50.540 --> 04:52.190
‫روت حساب کردم، دیگو!

04:54.370 --> 04:56.930
‫هی! یه‌کم دیگه موندن! اینجا کمک کنین، هی...

04:58.120 --> 04:59.550
‫اینطور که به‌نظر میاد...

04:59.830 --> 05:01.430
‫وضع خیلی ناجوره...

05:01.810 --> 05:05.700
‫ولی شانس آوردیم کارگرها اینجا داشتن
‫ شیفت شب کار می‌کردن.

05:05.700 --> 05:08.830
‫توی زمان کم جمعش کردیم.
‫خداروشکر کسی کشته نشد.

05:09.560 --> 05:12.590
‫توی معدن از مواد منفجره استفاده می‌کنن؟

05:12.590 --> 05:14.660
‫مواد منفجره؟ آره گمونم. چطور؟

05:14.870 --> 05:17.090
‫هنوز یه‌سری داخل موندن...

05:17.660 --> 05:19.670
‫لطفاً تکون نخور، زخمات بدتر می‌شه.

05:26.290 --> 05:27.640
‫آدان-سان...

05:27.640 --> 05:29.270
‫واقعاً شرمسارم.

05:29.270 --> 05:31.550
‫خیلی‌ها به‌خاطرم صدمه دیدن.

05:31.550 --> 05:34.770
‫باعث نگرانی شما هم شدم.

05:37.800 --> 05:42.150
‫بعد یه‌مدت آدان-سان همراه خانواده‌ش شهر رو ترک کرد.

05:45.650 --> 05:48.900
‫آدان-سان معدن به اون بزرگی رو فروخت،

05:48.900 --> 05:50.780
‫تا پول کارگرهای مجروحو بده.

05:52.200 --> 05:56.610
‫هنوز بچه‌های کوچیک داره که
‫ باید ازشون مراقبت کنه. چه دردسری شد.

05:56.910 --> 06:01.730
‫آدان-سان قبول نکرد که از وگا-سان پول قرض کنه.

06:17.360 --> 06:18.470
‫برید کنار!

06:19.980 --> 06:20.820
‫اون الان...؟

06:27.110 --> 06:28.660
‫پس آدان شهرو ترک کرد؟

06:28.660 --> 06:32.310
‫تقصیر خودشه که باهامون در افتاد.

06:44.730 --> 06:45.930
‫پپیتا رو می‌خوای؟

06:46.180 --> 06:49.310
‫احتمالاً داره یه‌جایی این اطراف بازی می‌کنه.

06:49.610 --> 06:50.960
‫آها، خیلی ممنون.

06:51.420 --> 06:52.500
‫صبر کن، پسر جون!

06:54.050 --> 06:55.970
‫یکی از دوستای پپیتایی؟

06:56.900 --> 06:57.440
‫یه‌جورایی...

06:57.820 --> 07:00.270
‫که اینطور، پس دوست پپیتایی!

07:00.270 --> 07:01.880
‫لطفاً باهاش مهربون باش، باشه؟

07:01.990 --> 07:03.790
‫باشه...

07:03.790 --> 07:04.860
‫ولی من...

07:05.310 --> 07:09.040
‫که اینطور، انگار پپیتا واقعاً دوست پیدا کرده.

07:09.330 --> 07:11.060
‫خداروشکر.

07:13.390 --> 07:15.570
‫جناب سرباز! جناب سرباز!

07:15.890 --> 07:17.710
‫خبر بد! یکی توی دردسره!

07:17.740 --> 07:20.670
‫چیه؟ همون دختره‌ای که دروغ می‌گه؟

07:20.670 --> 07:21.830
‫چی می‌خواستی؟

07:21.830 --> 07:25.160
‫مخفیگاه تبهکارهایی که
‫معدنِ آدان-سانو منفجر کردن رو می‌دونم!

07:25.160 --> 07:25.990
‫چی؟

07:26.340 --> 07:29.300
‫الان اونجا صحبت بین تبهکارها رو شنیدم.

07:29.300 --> 07:30.950
‫حرفای مسخره نزن.

07:30.950 --> 07:34.310
‫اون حادثه به‌خاطر انفجارِ
‫ یکی از لامپ‌های توی معدن بوده.

07:34.310 --> 07:37.640
‫وقت ندارم برای دختر دروغگویی مثل تو تلف کنم.

07:37.950 --> 07:40.930
‫اگه باز دروغ بگی خودت می‌دونیا!

07:45.610 --> 07:46.900
‫دارم راستشو می‌گم!

07:46.900 --> 07:48.280
‫تازه الان اون تبهکارها

07:48.280 --> 07:52.080
‫وارد اون ساختمون سفید شدن!

07:52.380 --> 07:56.070
‫دخترک، پیشنهاد می‌دم درباره اون ساختمون حرف نزنی.

07:56.070 --> 07:57.860
‫ممکنه بابتش مجازات شی.

07:58.730 --> 08:01.820
‫اگه واقعاً‌ می‌خوای اون تبهکارها رو گیر بندازی،

08:01.820 --> 08:04.690
‫مگه با زورو دوست نیستی؟

08:05.410 --> 08:07.690
‫چرا از زورو درخواست نمی‌کنی؟

08:11.550 --> 08:15.370
‫هـــی، پپیتای دروغگــو!

08:17.100 --> 08:21.860
‫هی، هی، پپیتای دروغگــــو!

08:29.220 --> 08:30.170
‫سلام!

08:30.700 --> 08:32.660
‫تو اسمت پپیتاـست، درسته؟

08:33.090 --> 08:34.720
‫من داشتم دنبالت می‌گشتم.

08:34.720 --> 08:35.540
‫تو کی هستی؟

08:35.710 --> 08:37.170
‫من برناردم.

08:37.170 --> 08:39.410
‫اون روزی شنیدم داشتی چی می‌گفتی.

08:40.210 --> 08:42.110
‫من... چی می‌گفتم؟

08:42.650 --> 08:45.780
‫اینکه دوست زورویی.

08:46.050 --> 08:49.180
‫منم خیلی دوست‌داشتم ببینمش!

08:51.420 --> 08:52.240
‫چی شده؟

08:53.480 --> 08:56.560
‫تو هم می‌خوای مثل
‫ بقیه پسرها مسخره‌م کنی، ها؟

08:57.550 --> 08:59.330
‫برای همینه که از همه‌تون متنفرم!

09:00.380 --> 09:01.470
‫صـ ـ صبر کن!

09:01.470 --> 09:02.800
‫دنبالم نیا!

09:12.440 --> 09:13.890
‫چیزی شده، خانم کوچولو؟

09:17.020 --> 09:20.650
‫می‌خواستیم بشنویم درباره چی صحبت می‌کردی.

09:20.650 --> 09:23.910
‫همون چیزی که به اون گروهبان می‌گفتی.

09:25.250 --> 09:26.130
‫حالت خوبه؟

09:26.820 --> 09:30.090
‫خانم کوچولو، نیازی نیست بترسی.

09:34.010 --> 09:35.430
‫برید دنبالش! نذارین فرار کنه!

09:35.750 --> 09:36.510
‫لعنتی!

09:41.180 --> 09:41.880
‫وایسا!

10:02.900 --> 10:04.120
‫زود باش طنابو بگیر!

10:04.120 --> 10:05.290
‫عجله کن!

10:11.770 --> 10:13.580
‫الان دختری از اینجا رد شد؟

10:13.790 --> 10:16.950
‫آره، انگار داشت اونوری می‌رفت.

10:16.950 --> 10:18.180
‫اون دختره کاری کرده؟

10:18.180 --> 10:19.540
‫نه، چیز خاصی نیست!

10:21.670 --> 10:24.140
‫بیا، منم حالا دروغگو شدم.

10:26.580 --> 10:30.170
‫ولی انگار اون آدما از همه دروغگوترن...

10:30.170 --> 10:32.930
‫اونا همونایی‌ان که معدنِ آدان-سانو منفجر کردن.

10:32.930 --> 10:33.570
‫ها؟

10:33.900 --> 10:35.140
‫راست می‌گم!

10:37.520 --> 10:42.480
‫درسته، با همچین داستانی سخته که بخوای
‫گروهبان گونزالسو قانع کنی.

10:42.480 --> 10:44.350
‫شکی توش ندارم!

10:44.350 --> 10:46.730
‫اون انفجار تقصیر آدان-سان نبود.

10:46.730 --> 10:48.200
‫اون آدما باعثش شدن.

10:48.200 --> 10:50.800
‫ولی مدرکی که نداری.

10:50.800 --> 10:54.470
‫حدس می‌زدم. تو هم فکر می‌کنی دارم دروغ می‌گم.

10:54.470 --> 10:55.340
‫می‌رم خونه.

10:55.560 --> 10:56.760
‫نباید برگردی!

10:56.760 --> 10:58.950
‫این آدما دنبالتن، نه؟

11:00.190 --> 11:01.640
‫پس...

11:08.130 --> 11:10.070
‫که اینطور، اون دخترِ دروغگو خبردار شده.

11:10.070 --> 11:12.150
‫اتفاقاً بد هم نشد.

11:12.150 --> 11:17.030
‫بله، هرچی هم بگه مردم هیچ‌وقت باورش نمی‌کنن.

11:17.520 --> 11:20.980
‫نمی‌خوام همچین قضیه کوچیکی برامون دردسر شه...

11:20.980 --> 11:21.790
‫باید مراقب باشیم.

11:21.790 --> 11:22.280
‫اطاعت!

11:22.590 --> 11:24.500
‫ولی وقتی پیداش کردی...

11:24.740 --> 11:29.180
‫بله، کاری می‌کنم رازمون به‌هیچ‌وجه برملا نشه.

11:30.130 --> 11:31.640
‫دیگو! دیگو!

11:32.810 --> 11:35.130
‫چه عجیب، کجا غیبش زد؟

11:35.450 --> 11:37.220
‫ماریا، نمی‌دونی دیگو کجاست؟

11:37.800 --> 11:38.930
‫رفته به جشن.

11:39.720 --> 11:42.880
‫تو همچین وقتی رفته جشن.

11:42.880 --> 11:46.190
‫می‌گم، این دیگو خیلی آدم مهمیه؟

11:46.190 --> 11:49.180
‫اونطوری هم نیست.

11:49.250 --> 11:52.300
‫هی، ماریا. یه ساختمون سفید بزرگ

11:52.300 --> 11:54.810
‫وسط شهر هست.
‫چیزی دربارش می‌دونی؟

11:54.810 --> 11:57.860
‫آها، همونی که واسه شرکت هند جنوبی‌ـه.

11:57.860 --> 11:59.920
‫شرکت هند جنوبی؟

11:59.920 --> 12:03.830
‫اونا دارن دور تا دور دنیا رو سفر می‌کنن.

12:03.830 --> 12:05.880
‫ولی خب خیلی درموردشون نمی‌دونم.

12:05.880 --> 12:07.800
‫همه که می‌گن برای شهر چیز خوبیه.

12:07.800 --> 12:11.660
‫چون یه شرکت بین‌المللی داره
‫تو یه شهر کوچیک معاملات انجام می‌ده.

12:12.260 --> 12:13.210
‫بیا بریم.

12:13.210 --> 12:18.750
‫امروز همه رفتن به جشنِ بازگشایی اون شرکت.

12:18.750 --> 12:19.720
‫یعنی دیگو هم...؟

12:19.720 --> 12:22.080
‫ها؟ نمی‌دونستی؟

12:22.080 --> 12:24.680
‫همه دیروز داشتن درباره جشن حرف می‌زدن.

12:25.050 --> 12:29.160
‫پپیتا، اگه چهره تبهکارها رو ببینی،‌ می‌شناسی‌شون؟

12:29.160 --> 12:30.650
‫البته، هیچ‌وقت یادم نمی‌ره.

12:30.810 --> 12:34.300
‫خیلی‌خب، تا وقتی برسیم اونجا، درموردشون بهم بگو.

12:34.300 --> 12:39.050
‫ولی، با این سر و وضعمون
‫ تو همچین جشن بزرگی راهمون نمی‌دنا.

12:41.620 --> 12:42.790
‫می‌گم، ماریا.

12:42.790 --> 12:44.890
‫تو نمی‌خوای بری به جشن؟

12:44.890 --> 12:45.470
‫ها؟

13:11.580 --> 13:13.680
‫واقعاً موسیقی قشنگیه، پدر.

13:13.680 --> 13:16.030
‫درسته، اون ارکستر معروفیه.

13:16.030 --> 13:18.970
‫حتی تو اسپانیا هم چیزی شبیهشو نشنیدم.

13:18.970 --> 13:22.860
‫اونم نماینده شرکت هند جنوبی‌ـه
‫که تمام این فرهنگ‌ها رو دور هم جمع کرده.

13:22.860 --> 13:23.950
‫اون مدیرعامل شرکته!

13:24.530 --> 13:26.410
‫چقدر جذابه!

13:26.670 --> 13:31.570
‫هعی، موسیقی قشنگه، ولی الان بوی غذا
‫منو بیشتر از همه‌چیز جذب خودش کرده.

13:31.570 --> 13:32.360
‫تحمل ندارم.

13:32.360 --> 13:36.760
‫بفرمایید آقایون، سربازهایی که
‫از اینجا نگهبانی می‌دن هم باید غذا بخورن.

13:41.080 --> 13:41.920
‫عالیه!

13:41.920 --> 13:44.870
‫نمی‌دونم چطوری توصیف‌کنم چقدر خوشمزه‌ست!

13:55.150 --> 13:57.190
‫آه، اون زن الان شبیه...

13:57.190 --> 13:58.340
‫نه، امکان نداره!

13:58.530 --> 13:59.710
‫فکرت حرف نداشت.

13:59.710 --> 14:01.190
‫ممنون، خاله.

14:01.190 --> 14:06.300
‫نه، خودم می‌خواستم بیام اینجا،
‫فقط به‌خاطر شماها نبود.

14:07.830 --> 14:11.240
‫دوستان، ما شرکت هند جنوبی،

14:11.240 --> 14:15.530
‫شرکتی هستیم که برای این کشور،
‫ رونق و آبادی به‌همراه داره.

14:15.530 --> 14:20.430
‫ما در شرکت هند جنوبی، قصد داشتیم
‫فرهنگمون رو به تمام جهانیان نمایش بدیم.

14:20.430 --> 14:22.680
‫و برای همین به اینجا اومدیم!

14:22.680 --> 14:26.020
‫این شهر هم در آینده
‫در تجارت بین‌المللی نقشی خواهد داشت.

14:26.290 --> 14:30.440
‫وظیفه شرکت ما، پیشرفت تجاری این کشوره!

14:30.440 --> 14:32.260
‫همچین بدک نیست.

14:30.440 --> 14:34.670
‫از ته قلب، قدردانی‌مون رو با تمام افراد اینجا سهیم هستیم.

14:35.010 --> 14:37.670
‫از همکاری شما بسیار متشکریم!

14:36.640 --> 14:38.090
‫چی شد؟ اونجان؟

14:38.090 --> 14:39.270
‫یه‌لحظه وایسا!

14:40.470 --> 14:42.740
‫کلی آدم اینجاست.

14:46.070 --> 14:46.930
‫دیگو!

14:46.930 --> 14:49.070
‫سخنرانی محشری بود، مگه نه، دیگو؟

14:49.070 --> 14:50.220
‫بـ ـ بله...

14:50.680 --> 14:53.870
‫تو فکر نمی‌کنی اون یه سخنرانی معرکه بود؟

14:53.870 --> 14:57.040
‫نه، اگه حرفای مدیرعامل واقعاً درست باشه،

14:57.040 --> 14:59.030
‫خیلی چیز معرکه‌ایه.

14:59.030 --> 15:00.710
‫آره، آره، همینطوره...!

15:01.160 --> 15:02.180
‫همینجا منتظر باش.

15:02.180 --> 15:02.670
‫باشه

15:10.010 --> 15:11.770
‫هی، برنارد.

15:11.770 --> 15:13.480
‫همنچین جایی داری چیکار می‌کنی؟

15:13.480 --> 15:15.210
‫وضع خرابه، دیگو...

15:15.210 --> 15:16.850
‫شاید باورم نکنی...

15:16.850 --> 15:18.940
‫ولی اونا کسایی‌ان که معدنِ آدان-سانو منفجر کردن.

15:19.520 --> 15:21.010
‫راستش، برنارد...

15:21.010 --> 15:23.650
‫می‌دونی پولِ ساختن این ساختمون از کجا گیر اومده؟

15:23.650 --> 15:25.700
‫درباره این حرف نمی‌زنم.

15:25.700 --> 15:27.450
‫از پولِ معدن‌هاست.

15:27.450 --> 15:28.620
‫یعنی...

15:29.040 --> 15:33.940
‫شرکتِ هند جنوبی با خرید معدن‌ها ساختمون می‌سازه.

15:33.940 --> 15:38.110
‫تا حالا هیچ مالکِ معدنی
‫ نتونسته باهاشون کنار بیاد.

15:38.460 --> 15:40.920
‫ولی اگه مالکِ معدن نخواد زمینشو ول کنه چی؟

15:42.040 --> 15:44.050
‫مثل قضیه معدنِ آدان-سان می‌شه؟

15:44.550 --> 15:47.540
‫کاشکی می‌دونستم چه معدنی هدف بعدی‌شونه.

15:47.540 --> 15:49.620
‫ولی دونستنش هم کار سختیه.

15:51.320 --> 15:54.030
‫حرف‌زدن با اون عوام خسته‌م کرده.

15:54.420 --> 15:54.980
‫گاریرا!

15:54.980 --> 15:55.730
‫بله، قربان!

15:56.350 --> 15:58.400
‫درباره معدنِ هاکوبو چیکار کردی؟

15:58.400 --> 16:01.860
‫بله، مالکِ معدن یه‌مقدار لجبازه.

16:01.860 --> 16:03.370
‫خودت دست‌به‌کار شو!

16:03.370 --> 16:03.820
‫اطاعت!

16:18.600 --> 16:20.080
‫شرمنده، ماریا!

16:20.080 --> 16:23.080
‫تو که دعوتنامه نداری، داری؟

16:23.080 --> 16:26.510
‫اشکالش چیه؟ یه‌بار که بیشتر پیش نمیاد!

16:26.510 --> 16:29.440
‫هی، جان من برو بیرون دردسر واسم نساز!

16:29.440 --> 16:31.680
‫اوه؟ ماریا هم باهاتون اومده بود؟

16:32.930 --> 16:34.620
‫ها؟ پپیتا کجا رفت؟

16:35.380 --> 16:36.390
‫این...

16:46.410 --> 16:48.100
‫پپیتا! همچین‌جایی چیکار می‌کنـ ـ

16:49.020 --> 16:49.940
‫خودشه.

16:52.770 --> 16:54.230
‫مقصدمون معدنِ هاکوبوـه.

16:54.230 --> 16:57.610
‫می‌خوام انفجار رو با چشمای خودم ببینم.

16:58.030 --> 16:59.400
‫معدن هاکوبو؟

16:59.400 --> 17:01.200
‫خیلی‌خب، باید درموردش به دیگو بگم!

17:04.480 --> 17:05.400
‫پپیتا، تکون نخور!

17:05.400 --> 17:06.130
‫ها؟

17:06.130 --> 17:07.510
‫یکی داره میاد!

17:26.940 --> 17:28.720
‫انگار خوب گرفتین خوابیدین!

17:28.720 --> 17:31.130
‫بقیه چرتتونو باید تو معدن بزنین.

17:39.690 --> 17:41.920
‫هی، آقایون معدنچی!

17:41.920 --> 17:43.090
‫اوه، دیگو-کون!

17:43.090 --> 17:44.290
‫اوضاع کار خوبه؟

17:44.290 --> 17:47.500
‫خیلی خوب نیست، به‌خاطر این حوادث توی معدن‌ها

17:47.500 --> 17:49.410
‫ما باید خیلی بیشتر جون بکَنیم.

17:49.810 --> 17:53.160
‫شنیدم شرکت هند جنوبی هرکس رو که
‫حادثه‌ای تو معدنش رخ داده رو حمایت می‌کنه

17:53.160 --> 17:55.140
‫و اینکه پول خوبی هم بابتش می‌دن، درسته؟

17:55.140 --> 17:57.600
‫چی؟ من که همچین چیزی نشنیدم.

17:57.670 --> 17:59.550
‫ها؟ شما هم؟

18:02.840 --> 18:07.010
‫راستی، الان که نگاه می‌کنم،
‫کاهوبو-سانو باهاتون نمی‌بینم.

18:07.010 --> 18:08.810
‫احتمالاً رفته مِیخونه.

18:09.190 --> 18:10.270
‫بیشتر زنا رو ترجیح می‌ده.

18:18.130 --> 18:20.700
‫واقعاً معدنِ خوب و بزرگیه.

18:20.980 --> 18:24.060
‫ولی به‌زودی بخشی از شرکتِ ما می‌شه.

18:31.860 --> 18:32.970
‫شما هاکوبو-سان هستین؟

18:33.210 --> 18:35.290
‫از این‌طرفا، دیگو-کون!

18:35.290 --> 18:37.030
‫به‌نظر دارین خوش می‌گذرونین.

18:37.030 --> 18:37.930
‫خوش می‌گذرونم؟

18:37.930 --> 18:39.360
‫خب معلومه!

18:41.220 --> 18:43.240
‫بین خودمون بمونه ها...

18:43.240 --> 18:46.220
‫معدن داغونمو توی کوهستان فروختم!

18:46.440 --> 18:46.860
‫ها؟

18:47.260 --> 18:50.490
‫اتفاقاً با قیمت خیلی خوبی هم دادم رفت.

18:50.490 --> 18:52.340
‫حتماً مخشون به سنگ خورده!

18:52.340 --> 18:55.440
‫یه قیمت خیلی بالا دادم و درجا ازم خریدن!

18:57.710 --> 18:59.230
‫اون هاکوبوی لعنتی!

18:59.230 --> 19:00.750
‫گولمون زد!

19:00.750 --> 19:04.020
‫ذغالِ این معدن کاملاً ته کشیده!

19:04.270 --> 19:06.360
‫دیگه اینجا لازممون نمی‌شه!

19:06.360 --> 19:08.210
‫کل معدنو سریع منفجر کنین!

19:08.210 --> 19:09.070
‫چشم،‌ قربان!

19:09.790 --> 19:10.670
‫ما رو می‌پیچونه؟

19:10.670 --> 19:12.220
‫بهش حالی می‌کنم.

19:12.220 --> 19:14.180
‫از شر این بچه‌ها هم خلاص شین!

19:14.180 --> 19:14.630
‫اطاعت!

19:18.660 --> 19:19.970
‫همه‌چیز آماده‌ست!

19:19.970 --> 19:20.740
‫روشنش کن!

19:20.740 --> 19:21.290
‫چشم!

19:37.280 --> 19:38.720
‫بچه احمق!

19:38.720 --> 19:43.030
‫اصلاً می‌دونی ممکن همه‌مونو با اینجا بفرستی هوا؟

19:44.360 --> 19:47.070
‫با شما بچه‌ها باید همینطوری رفتار کرد!

19:52.680 --> 19:53.450
‫زورو!

20:02.540 --> 20:03.480
‫زورو!

20:10.390 --> 20:11.270
‫لعنت بهت!

20:11.270 --> 20:14.440
‫نمی‌دونم کی هستی، ولی نمی‌ذارم تو نقشه‌م دخالت کنی!

20:15.050 --> 20:17.380
‫این بچه رو گروگان منه!

20:17.770 --> 20:19.650
‫شما عوضی‌ها هم برین به درک!

20:21.530 --> 20:22.280
‫مراقب باش!

20:31.430 --> 20:32.700
‫حالت خوبه، پپیتا؟

20:33.070 --> 20:34.500
‫من خوبم.

20:34.500 --> 20:37.190
‫لطفاً برو برنارد رو نجات بده.

20:37.190 --> 20:40.590
‫تنها کسیه باورم کرده. اون تنها دوستمه!

20:41.790 --> 20:44.060
‫تو واقعاً معرکه‌ای، پپیتا.

20:44.970 --> 20:47.020
‫زورو! تو اسم منو می‌دونی؟

20:48.700 --> 20:51.010
‫خیلی‌خب، بریم به نجات برنارد!

20:59.300 --> 21:00.860
‫خیلی دیر کردی،‌ زورو...

21:08.380 --> 21:10.730
‫ها؟ این آدما دیگه کی‌ان؟

21:10.730 --> 21:13.410
‫اینا کسایی‌ان که سعی کردن معدنو منفجر کنن!

21:13.410 --> 21:16.580
‫باید به‌خاطرش ازشون شکایت کنی!

21:16.580 --> 21:17.660
‫ها؟

21:17.660 --> 21:21.120
‫عاه! تو از همون شرکتِ هند جنوبی هستی!

21:21.650 --> 21:22.660
‫تقاصشو پس می‌دی!

21:22.970 --> 21:25.490
‫بدهیِ آدان-سان هم تسویه کن!

21:35.910 --> 21:39.000
‫امیدوارم این بتونه برای جبران
‫ اشتباه کارگرهام کافی باشه.

21:39.000 --> 21:42.820
‫مسئولیتش تماماً با منه و خواستم بهاش رو بپردازم.

21:43.890 --> 21:45.450
‫دفعه بعد بیشتر مراقب باش.

21:46.230 --> 21:48.910
‫چشم. کاملاً حواسمو جمع می‌کنم.

21:48.930 --> 21:56.930
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
