WEBVTT

00:00.020 --> 00:10.020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:10.040 --> 00:20.040
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:24.210 --> 00:28.590
‫کارتون عالی بود، کاپیتان.
‫تو هم همینطور، پوپورو.

00:29.310 --> 00:30.280
‫پوپورو...

00:30.650 --> 00:37.670
‫اشک‌های دلقک

00:57.380 --> 00:59.960
‫واقعاً فقط ماریاست که از آدم انقدر کار می‌کشه.

01:01.770 --> 01:04.130
‫چی؟ فیگارو، برنارد کجاست؟

01:05.680 --> 01:06.590
‫ها؟

01:07.040 --> 01:08.020
‫حتماً توی سیرکه.

01:08.860 --> 01:10.860
‫عه، زیاد فرار می‌کنه؟

01:10.860 --> 01:13.000
‫آره. ممنون پیداش کردی.

01:13.000 --> 01:15.020
‫هوی، برنارد. بیا بریم!

01:15.020 --> 01:16.570
‫دیگو، الان میام!

01:16.570 --> 01:17.240
‫فعلاً!

01:19.880 --> 01:20.840
‫شرمنده دیر کردم!

01:22.610 --> 01:24.590
‫اون پسره کی بود؟

01:24.590 --> 01:26.800
‫اون پسره؟ توی سیرک کار می‌کنه.

01:26.800 --> 01:29.750
‫یه توله شیر که فرار کرده بود رو بهش برگردوندم،

01:29.750 --> 01:31.520
‫و بعد باهم دوست شدیم.

01:31.520 --> 01:33.680
‫جدی؟ اوه، راستی یادم اومد.

01:33.680 --> 01:35.230
‫صاحب مغازه هم بهم گفت...

01:35.230 --> 01:36.810
‫که سیرک خیلی درآمد پیدا کرده.

01:36.810 --> 01:39.140
‫همه می‌گن بهترین سیرک جهانه!

01:39.140 --> 01:40.120
‫پس معلومه.

01:46.880 --> 01:49.710
‫انگار کار و کاسبی خوب پیش می‌ره، بلک.

01:50.900 --> 01:55.070
‫همه‌ش به لطف اجازه‌ی شما
‫برای اجرای نمایش توی شهره، فرمانده.

01:55.070 --> 01:57.200
‫و در ازای دادن این اجازه...

01:57.200 --> 02:00.770
‫درخواستی ازت کردیم تا
‫از مهارت‌هات استفاده کنیم.

02:00.800 --> 02:06.090
‫بله، منظورتون خلاص شدن از دست
‫ تبهکار معروف زوروئه، درسته؟

02:06.090 --> 02:07.980
‫درسته. ستوان...

02:07.980 --> 02:08.960
‫چشم!

02:09.560 --> 02:12.460
‫یه دختری هست که
‫جایگاه ویژه‌ای برای زورو داره.

02:12.460 --> 02:15.170
‫یه بلیت برای این سیرک براش فرستادم.

02:15.170 --> 02:17.710
‫و با استفاده از اون به‌عنوان طعمه...

02:22.290 --> 02:23.560
‫متوجه شدم.

02:23.560 --> 02:27.080
‫ظاهراً هرجایی که این دختر باشه،
‫زورو همیشه برای نجاتش میاد.

02:27.080 --> 02:30.720
‫وقتی پیداش شد،
‫از قدرت سنگ اسرارآمیزت استفاده کن.

02:30.720 --> 02:31.860
‫اطاعت می‌شه.

02:32.380 --> 02:33.690
‫بیا، ببین!

02:35.540 --> 02:40.040
‫گفتی گابریل این بلیت سیرک رو بهت داد؟

02:40.040 --> 02:42.760
‫فکر نمی‌کنی یه‌مقدار مشکوک باشه؟

02:42.850 --> 02:48.200
‫نگران نباش. فقط چون یه مرد بهم بلیت سیرک داده،

02:48.200 --> 02:50.810
‫این لولیتا اونقدر نادون نیست
‫ که به دامش بیفته.

02:50.810 --> 02:52.820
‫آره، شاید حق با تو باشه.

02:53.140 --> 02:54.840
‫درضمن، دوتا بلیت دیگه هم دارم.

02:54.840 --> 02:57.620
‫چطوره خودت و برنارد هم بیاید؟

02:57.620 --> 02:59.020
‫آره، دلم می‌خواد بیام.

03:00.410 --> 03:01.310
‫دیگو!

03:01.830 --> 03:04.790
‫ببین! صحیح و سالمه، لولیتا.

03:04.870 --> 03:06.240
‫آره...

03:06.240 --> 03:07.970
‫چیکار می‌کنین؟

03:08.420 --> 03:09.710
‫اوه، برنارد.

03:09.710 --> 03:11.200
‫لولیتا، عصر به‌خیر!

03:11.200 --> 03:12.180
‫عصر به‌خیر.

03:12.180 --> 03:13.860
‫پوپورو، بذار معرفی‌شون کنم.

03:13.860 --> 03:16.260
‫اینا دوستای من، دیگو و لولیتا‌ـن.

03:16.260 --> 03:18.920
‫این دوست جدیدم، پوپورو از سیرک بلک‌ـه.

03:18.920 --> 03:20.970
‫پوپورو هستم. خوشوقتم.

03:20.970 --> 03:22.790
‫همچنین، از دیدنت خوشحالم.

03:23.900 --> 03:26.820
‫می‌گم، پوپورو، توی سیرک بلک کار می‌کنی؟

03:26.820 --> 03:28.820
‫با اینکه بچه‌ای، واقعاً چیز محشریه.

03:31.880 --> 03:33.640
‫در مقایسه با تو، این دیگو...

03:33.640 --> 03:34.920
‫شرمنده...

03:37.460 --> 03:40.650
‫راستش، کاپیتان‌مون کارش توی
‫ پرتاب چاقو حرف نداره.

03:40.650 --> 03:43.910
‫با استفاده از گردنبند اسرارآمیزش
‫چاقو‌ها رو به سمتم پرت می‌کنه.

03:44.050 --> 03:47.100
‫عه... پوپورو، هیچ‌وقت ازش نمی‌ترسی؟

03:47.280 --> 03:48.880
‫مگه معلوم نیست؟

03:48.880 --> 03:50.840
‫کاپیتان هیچ‌وقت اشتباه نمی‌کنه!

03:50.930 --> 03:53.800
‫راستی، بابات هم توی سیرک کار می‌کنه، نه؟

03:53.800 --> 03:55.230
‫عه؟ واقعاً؟

03:55.230 --> 03:57.040
‫اون چه کاری انجام می‌ده؟

03:57.040 --> 03:59.510
‫آه، اون دلقکه...

03:59.510 --> 04:02.460
‫آه، من عاشق دلقک‌هام!

04:02.460 --> 04:04.690
‫آره، منم دوست‌شون دارم!

04:04.690 --> 04:07.140
‫خندوندن مردم شغل فوق‌العاده‌ایه.

04:07.230 --> 04:09.080
‫آخه کجاش فوق‌العاده‌ست؟

04:09.550 --> 04:10.430
‫ها؟

04:10.790 --> 04:14.880
‫فقط خودشو جلوی همه مسخره و
‫ احمق نشون می‌ده... بدترین شغل ممکنه.

04:14.880 --> 04:16.100
‫واقعاً؟

04:16.100 --> 04:21.630
‫درسته که نشون‌دادن مهارت‌های خارق‌العاده
‫مردمو خوشحال می‌کنه،

04:21.630 --> 04:26.140
‫ولی مطمئنم هر دلقکی از
‫ خنده‌آوردن به لب مردم خوشحال می‌شه.

04:26.140 --> 04:29.450
‫ولی با طلب‌کردن تحسین و تشویق مثل کاپیتان،

04:29.450 --> 04:31.900
‫می‌شه کاری کرد مردم بهت احترام بذارن!

04:33.310 --> 04:36.530
‫برنارد، نمایش به‌زودی شروع می‌شه، پس می‌رم.

04:36.530 --> 04:37.600
‫می‌بینمت.

04:37.600 --> 04:38.400
‫پوپورو!

04:38.400 --> 04:39.260
‫ها؟

04:39.470 --> 04:40.740
‫می‌گم، پوپورو...

04:40.740 --> 04:42.690
‫الان دیگه باهم دوست شدیم.

04:42.690 --> 04:45.700
‫چطوره برای شام همراه پدرت بیاید خونه‌ی ما؟

04:45.820 --> 04:47.680
‫ها؟ همراه اون بیام؟

04:47.680 --> 04:51.450
‫پوپورو، نباید اینطوری درباره پدرت حرف بزنی.

04:51.500 --> 04:53.000
‫برام مهم نیست!

04:53.000 --> 04:55.890
‫هی، پوپورو، لطفاً باباتو بیار.

04:55.890 --> 04:59.000
‫یادمه گفتی غذای سیرک زیاد جالب نیست،

04:59.000 --> 05:00.920
‫و گفتی می‌خوای غذای خوشمزه بخوری، نه؟

05:00.920 --> 05:03.380
‫دست‌پخت ماریا حرف نداره!

05:03.380 --> 05:08.280
‫راست می‌گه. آشپزی ماریا از
‫بیشتر رستوران‌های شهر بهتره.

05:08.280 --> 05:11.880
‫آه، منم هوس غذاشو کردم.

05:11.880 --> 05:14.180
‫البته که شما هم دعوت هستید.

05:14.250 --> 05:15.430
‫ایول!

05:15.910 --> 05:18.710
‫خب، پوپورو، بیا همراه‌مون غذا بخور.

05:20.280 --> 05:21.450
‫باشه؟

05:21.450 --> 05:22.860
‫بـ ـ باشه...

05:28.860 --> 05:32.100
‫این کاپیتان بلک واقعاً انقدر کارش خوبه؟

05:32.280 --> 05:33.710
‫بله، خیلی فوق‌العاده‌ست!

05:33.710 --> 05:37.030
‫وقتی بزرگ شدم،
‫می‌خوام درست مثل اون بشم.

05:37.030 --> 05:39.210
‫مریا، بازم پوره سیب‌زمینی بهم بده.

05:39.210 --> 05:41.320
‫اگه می‌شه منم یه‌ذره می‌خوام.

05:41.320 --> 05:43.030
‫باشه! باشه!

05:43.030 --> 05:45.160
‫- همم؟
‫- بشقاب چهارمته ها.

05:45.160 --> 05:46.170
‫اوه، راست می‌گی.

05:46.170 --> 05:49.000
‫به‌خاطر اینه که غذای ماریا-سان
‫ واقعاً خوشمزه‌ست.

05:49.110 --> 05:52.090
‫توماس-سان، لطفاً اصلاً تعارف نکنید.

05:52.090 --> 05:55.220
‫درسته. اگه می‌خواید، پنج یا شش‌تا بشقابم بخورید.

05:55.220 --> 05:59.580
‫دیدن کسی با همچین اشتهای خوبی
‫واقعاً خوشحالم می‌کنه.

05:59.580 --> 06:03.150
‫لولیتا هم اشتهاش خیلی خوبه، نه؟

06:03.150 --> 06:04.220
‫آره! آره!

06:04.220 --> 06:05.410
‫چه بی‌ادب!

06:05.410 --> 06:07.800
‫برنارد، من اونقدرا هم زیاد نمی‌خورم.

06:07.800 --> 06:10.220
‫عصبانی نباش. بیا لولیتا، مال توئه.

06:10.220 --> 06:11.200
‫ممنون.

06:11.240 --> 06:12.660
‫اینم برای شما، توماس-چان.

06:12.710 --> 06:13.770
‫اوه، مرسی.

06:22.400 --> 06:25.780
‫و حالا بدون استفاده از دست‌هام نگهش می‌دارم.

06:26.660 --> 06:28.870
‫آه، چقدر ماهر...

06:30.220 --> 06:30.870
‫عالی بود!

06:33.870 --> 06:34.770
‫هی، هوزه!

06:34.770 --> 06:35.750
‫بیا اینجا!

06:35.840 --> 06:37.710
‫یه نمایش دیدنی اینجاست.

06:37.750 --> 06:39.270
‫آخیش، چی شده؟

06:39.630 --> 06:41.050
‫اونجا رو ببین!

06:41.050 --> 06:41.760
‫کجا؟ کجا؟

06:44.190 --> 06:46.020
‫دیدی؟ چی شده، هوزه؟

06:46.020 --> 06:47.140
‫توماس!

06:50.390 --> 06:51.790
‫هوزه...

06:52.700 --> 06:55.990
‫توماس! بالأخره پیدات کردم، خائن لعنتی!

06:55.990 --> 06:57.190
‫تمومش کن! هوزه!

06:58.880 --> 07:01.150
‫ولم کن، ارباب جوان!

07:01.190 --> 07:02.980
‫هوزه، داری چیکار می‌کنی؟

07:03.220 --> 07:05.340
‫توماس-سان مهمون خانواده‌ی وگاست.

07:05.990 --> 07:09.210
‫به‌خاطر اون دوست‌ها و اهالی روستام
‫ توسط ارتش دستگیر شدن،

07:09.210 --> 07:12.710
‫و دلیلیه که دیگه نمی‌تونم به اونجا برگردم.

07:13.410 --> 07:14.290
‫چی؟

07:14.460 --> 07:16.040
‫عمو، منظورت چیه؟

07:19.940 --> 07:22.360
‫این قضیه برای 10 سال پیشه.

07:23.300 --> 07:26.680
‫روستای من چون زیر
‫مالیات‌های سنگینِ ارتش بود،

07:26.680 --> 07:28.430
‫به شرایط بدی افتاده بودیم.

07:29.000 --> 07:33.890
‫روستایی‌ها برای نسل‌ها مجبور بودن به‌جای مالیات،
‫ زمین‌های کشاورزی‌شونو به ارتش بدن.

07:34.600 --> 07:36.480
‫واقعاً دوران سختی بود.

07:38.910 --> 07:42.190
‫پس همه تصمیم گرفتیم برای محافظت
‫ از روستا، جونمونو به‌خطر بندازیم

07:42.190 --> 07:45.530
‫و مردمو جمع کردیم تا مقابل ارتش بایستیم.

07:45.770 --> 07:49.170
‫اون‌زمان توماس به‌عنوان رهبرمون انتخاب شد.

07:50.010 --> 07:51.770
‫و بعد درست در روز عملیات‌مون...

07:51.770 --> 07:55.130
‫ما توی یکی از کلبه‌های بیرون روستا مخفی شدیم،

07:55.130 --> 07:57.040
‫و منتظر رسیدن توماس بودیم.

07:57.980 --> 08:01.840
‫ولی هرچقدر وایسادیم،
‫توماس هیچ‌وقت پیداش نشد.

08:01.910 --> 08:03.250
‫نمی‌تونیم بیشتر از این صبر کنیم!

08:03.250 --> 08:05.870
‫اون توماس حتماً از ترس پا به فرار گذاشته.

08:05.870 --> 08:07.430
‫باید خودمون تنهایی بریم!

08:08.110 --> 08:10.950
‫آخرش تصمیم گرفتیم تنهایی باهاشون مقابله کنیم.

08:19.770 --> 08:22.130
‫ولی دیدیم سربازها کلبه رو محاصره کردن.

08:23.610 --> 08:25.960
‫اون بهمون خیانت کرد و ما رو به ارتش فروخت!

08:25.960 --> 08:28.360
‫نه، من بهتون خیانت نکردم!

08:28.360 --> 08:30.660
‫پس چرا اون‌موقع به کلبه نیومدی؟!

08:31.090 --> 08:32.470
‫چـ ـ چون...

08:32.820 --> 08:35.580
‫حتماً همون روز از روستا فرار کردی!

08:36.250 --> 08:38.130
‫هیچ بهونه‌ای نداری، خائن عوضی!

08:38.130 --> 08:40.170
‫چرا جوابشو نمی‌دی؟

08:40.590 --> 08:42.700
‫یعنی حرفایی که می‌زنه حقیقته؟

08:43.260 --> 08:45.700
‫نمی‌دونستم همچین آدم پست‌فطرتی هستی!

08:45.700 --> 08:47.540
‫ازت متنفرم!

08:47.540 --> 08:48.380
‫پوپورو!

08:53.580 --> 08:55.310
‫من با اجازه رفع زحمت می‌کنم.

08:55.310 --> 08:56.180
‫توماس-سان.

08:56.400 --> 08:57.240
‫بله؟

08:57.550 --> 09:03.010
‫دلیلم برای این مهمونی،
‫نزدیک‌تر کردن شما با پسرتون بود.

09:03.190 --> 09:05.320
‫ولی انگار اوضاع رو از قبل هم بدتر کرد.

09:05.320 --> 09:07.880
‫موردی نیست، لطفاً خودتونو نگرانش نکنید.

09:07.880 --> 09:12.140
‫این منم که باعث خراب‌شدن جو مهمونی
‫و بی‌احترامی به خانواده‌تون بودم.

09:12.140 --> 09:12.870
‫با اجازه...

09:13.070 --> 09:13.740
‫ببخشید...

09:15.210 --> 09:16.370
‫چیزی شده؟

09:16.370 --> 09:20.200
‫من نمی‌تونم داستان هوزه رو باور کنم.

09:20.200 --> 09:23.740
‫اگه مشکلی ندارید، ممکنه حقیقتو بهم بگید؟

09:32.470 --> 09:33.920
‫اون بابای من نیست.

09:33.920 --> 09:35.710
‫فقط یه ترسوئه.

09:37.370 --> 09:42.670
‫اون روز واقعاً داشتم به سمت کلبه‌ای که
‫هوزه و بقیه توش مخفی‌بودن حرکت می‌کردم.

09:43.560 --> 09:45.630
‫ولی در بین راه وسط جنگل...

09:52.520 --> 09:55.920
‫یه بچه رو دیدم که زیر درختی رها شده.

09:56.360 --> 09:58.820
‫متوجه شدم تب خیلی شدیدی داره.

09:58.820 --> 10:01.060
‫می‌خواستم سریع ببرمش پیش یه دکتر،

10:01.060 --> 10:05.170
‫ولی نمی‌خواستم با دیر رسیدن،
‫قولی که به دوستام دادمو بشکنم.

10:05.690 --> 10:08.130
‫قبل از رفتن روی بچه رو پوشوندم،

10:08.130 --> 10:10.090
‫و با عجله به سمت کلبه رفتم.

10:12.210 --> 10:13.060
‫ولی...

10:17.140 --> 10:20.620
‫اگه بچه رو ول می‌کردم، ممکن بود بمیره.

10:21.710 --> 10:24.470
‫پس توی شهر پیش یه دکتر بردمش،

10:24.470 --> 10:26.630
‫و بعد سریع سمت کلبه رفتم.

10:26.630 --> 10:30.850
‫ولی تا اون زمان سربازها
‫دوست‌هامو محاصره کرده بودن.

10:31.490 --> 10:33.860
‫پس اون بچه‌ای که توی جنگل پیدا کردید...

10:34.070 --> 10:36.490
‫همونطور که فکر می‌کنی، پوپوروـه.

10:36.700 --> 10:39.630
‫پس به‌خاطر همین حقیقتو به هوزه نگفتید.

10:40.500 --> 10:41.510
‫احمق!

10:41.510 --> 10:43.830
‫نمی‌خوام پسر همچین مردی باشم!

10:43.990 --> 10:47.280
‫هوزه فکر می‌کنه من آدم افتضاحی‌ام...

10:47.280 --> 10:49.840
‫ولی نمی‌خوام پوپورو این حقیقت تلخو بدونه.

10:49.840 --> 10:53.060
‫مطمئنم وقتی بزرگ بشه، خودش کم‌کم می‌فهمه.

10:53.060 --> 10:54.340
‫توماس-سان...

10:54.340 --> 10:56.220
‫بعدش یه دلقک شدم،

10:56.220 --> 10:58.650
‫تا بتونم اشک‌هامو پشت خنده‌هام قایم کنم.

10:58.770 --> 11:01.460
‫مطمئنم هوزه هم یه‌روزی متوجه می‌شه.

11:01.520 --> 11:03.400
‫ممنونم، خدانگهدار.

11:24.790 --> 11:27.020
‫محشره، کارشون حرف نداره، دیگو!

11:27.020 --> 11:29.810
‫آره، خوشحالم که می‌بینم سرحال‌تر شده!

11:35.960 --> 11:37.620
‫پوپورو، دیگه برو.

11:37.620 --> 11:38.320
‫باشه!

11:38.320 --> 11:41.830
‫بسیار خب، برای شعبده‌ی بعدی
‫کسی مایله روی صحنه بیاد؟

11:42.770 --> 11:44.490
‫بانوی زیبایی که اونجا نشستی.

11:44.490 --> 11:46.390
‫ممکنه کمکم کنی؟

11:48.030 --> 11:50.320
‫منظورتون از بانوی زیبا منم؟

11:55.030 --> 11:56.550
‫دیگو، حالا چیکار کنم؟

11:56.550 --> 11:58.380
‫دلو بزن به دریا، لولیتا.

12:00.240 --> 12:01.660
‫بسیار متشکرم.

12:01.660 --> 12:03.440
‫بانوی جوان، اسمت چیه؟

12:03.490 --> 12:04.850
‫اسمم لولیتاـست.

12:05.040 --> 12:06.230
‫اسم زیباییه.

12:06.230 --> 12:07.520
‫بسیار خب، لولیتا-سان،

12:07.520 --> 12:09.910
‫لطفاً به گردنبند من نگاه کن.

12:11.020 --> 12:11.900
‫ها؟! چشم.

12:16.800 --> 12:19.270
‫لطفاً بادقت نگاه کن.

12:45.560 --> 12:46.770
‫داره چیکار می‌کنه؟

12:46.770 --> 12:47.610
‫نمی‌دونم.

12:55.090 --> 12:57.110
‫لولیتا کجا رفت؟

12:58.020 --> 12:59.980
‫بانو لولیتا اونجاست!

13:04.800 --> 13:07.200
‫به افتخار بانو لولیتا کف بزنین!

13:10.640 --> 13:15.420
‫و به این صورت،
‫نمایش سیرک بلک به پایان می‌رسه!

13:24.800 --> 13:27.300
‫چی؟ لولیتا گم شده؟

13:27.620 --> 13:30.540
‫آره، شنیدیم از چادر بیرون رفته،

13:30.540 --> 13:32.090
‫ولی هنوز برنگشته.

13:32.090 --> 13:35.060
‫از اون‌موقع که توی اون نمایش شرکت کرد ندیدیمش.

13:35.610 --> 13:37.410
‫هنوز داریم دنبالش می‌گردیم،

13:37.410 --> 13:39.100
‫پس می‌خواستیم توی چادر هم نگاه کنیم.

13:39.100 --> 13:40.900
‫پوپورو، تو هم کمک‌مون می‌کنی؟

13:42.020 --> 13:45.050
‫چادر پر از وسایل شعبده‌بازی و حیوونه،

13:45.050 --> 13:47.530
‫هیچ‌کس جز کارکنان اجازه رفتن به اونجا رو نداره.

13:47.680 --> 13:52.120
‫پس تظاهر کن که هیچ‌وقت ما رو
‫ ندیدی و بذار بریم داخل.

13:53.190 --> 13:54.100
‫نمی‌شه...

13:54.100 --> 13:56.270
‫خواهش می‌کنم! این به‌خاطر لولیتاست!

13:56.270 --> 13:58.940
‫فهمیدم، من اصلاً چیزی ندیدم!

13:59.640 --> 14:01.300
‫ممنون، پوپورو!

14:03.920 --> 14:05.930
‫پس شما مراقب ورودی باشین،

14:05.950 --> 14:07.130
‫برنارد، پوپورو!

14:11.110 --> 14:13.080
‫هی! زیاد سروصدا نکن!

14:13.080 --> 14:14.650
‫بعداً برات غذا میارم.

14:34.560 --> 14:36.770
‫تو این پشت چه غلطی می‌کنی؟

14:36.770 --> 14:41.950
‫راستش، اون دختره لولیتا که توی
‫ شعبده‌بازی‌تون شرکت کرد الان گم شده.

14:41.950 --> 14:45.370
‫پس گفتم شاید هنوز توی چادر مونده باشه.

14:45.490 --> 14:47.010
‫اون دختر اینجا نیست.

14:47.010 --> 14:48.490
‫پس زودتر برو بیرون!

14:48.490 --> 14:49.290
‫چه‌خبر شده؟

14:49.290 --> 14:50.650
‫ها؟! دیگو؟!

14:51.040 --> 14:52.500
‫ستوان گابریل!

14:52.500 --> 14:53.900
‫می‌شناسیدش؟

14:53.900 --> 14:57.250
‫اون پسر وگاست که علیه ارتش کینه داره.

14:57.250 --> 15:00.790
‫که اینطور، پس نمی‌تونیم
‫ اجازه بدیم اینجا بمونی.

15:03.000 --> 15:05.590
‫دیگو، من فقط دارم از دستورات پیروی می‌کنم.

15:05.590 --> 15:07.000
‫به دل نگیر.

15:07.230 --> 15:08.970
‫چرا سربازها توی سیرک اومدن؟

15:09.360 --> 15:10.670
‫دیگو، چی شد؟

15:10.870 --> 15:12.430
‫اوه، برنارد...

15:12.430 --> 15:15.010
‫بدون شک لولیتا توی چادره.

15:15.010 --> 15:16.710
‫ها؟ چی گفتی؟

15:20.190 --> 15:23.990
‫پوپورو، چطوره بریم باهم غذا بخوریم؟

15:24.080 --> 15:27.650
‫از الان می‌خوام از کاپیتان
‫ یه‌سری آموزش پرتاب چاقو یاد بگیرم.

15:30.870 --> 15:32.150
‫پوپورو...

15:36.590 --> 15:38.600
‫هی، پوپورو، کجا داری می‌ری؟

15:38.950 --> 15:40.420
‫می‌رم روی صحنه.

15:40.420 --> 15:42.370
‫کاپیتان بهم گوشزد کرده...

15:42.370 --> 15:45.800
‫که نذارم کسی از اتاقش بیرون بیاد.

15:45.800 --> 15:47.260
‫مگه مشکلی هست؟

15:47.260 --> 15:50.190
‫نمی‌دونم، ولی بهتره از قوانین سرپیچی نکنیم.

15:50.190 --> 15:51.280
‫باشه...

15:53.050 --> 15:54.910
‫یعنی چه‌خبر شده؟

15:59.960 --> 16:02.890
‫درست همونطوری که گفتید عمل کردم.

16:02.940 --> 16:06.810
‫حالا امروز بالأخره می‌تونیم
‫بعد از فاش‌کردن هویت واقعی زورو،

16:06.810 --> 16:08.800
‫دستگیرش کنیم.

16:13.550 --> 16:16.310
‫کاپیتان داره با اونا درباره چی حرف می‌زنه؟

16:21.340 --> 16:22.270
‫ها؟! لولیتا!

16:25.230 --> 16:27.440
‫هی پسرک، تو اونجا چیکار می‌کنی؟

16:29.780 --> 16:31.220
‫چی؟ پوپورو؟

16:31.290 --> 16:33.900
‫صدای جیغشو از روی صحنه شنیدم.

16:34.040 --> 16:36.190
‫الان سربازها جلوی ورودی نگهبانی می‌دن.

16:36.190 --> 16:37.730
‫نمی‌تونی به صحنه نزدیک بشی!

16:40.260 --> 16:41.440
‫توماس!

16:43.270 --> 16:45.480
‫باید هرچیزی که امشب دیدی رو فراموش کنی.

16:45.820 --> 16:48.930
‫لـ ـ لطفاً لولیتا رو آزاد کنید!

16:48.930 --> 16:50.790
‫سرت به کار خودت باشه، بچه!

16:50.790 --> 16:52.240
‫لطفاً بس کنید!

16:53.950 --> 16:55.160
‫توماس؟

16:59.260 --> 17:01.120
‫داری چیکار می‌کنی، توماس؟

17:01.520 --> 17:02.950
‫نمی‌دونم چه اتفاقی افتاده،

17:02.950 --> 17:05.220
‫ولی لطفاً به بزرگی خودتون ببخشیدش!

17:08.680 --> 17:10.010
‫لولیتا-سان؟

17:10.210 --> 17:12.660
‫کاپیتان، اینجا چه‌خبر شده؟

17:12.660 --> 17:13.990
‫دهنتو ببند!

17:14.910 --> 17:18.250
‫هیچ‌کس نباید بدونه که
‫ ما باهات ارتباطی داریم.

17:18.250 --> 17:19.940
‫از شر این پدر و پسر خلاص شو!

17:19.940 --> 17:20.390
‫چشم!

17:20.600 --> 17:22.960
‫اگه از اتاقت بیرون نمیومدی،
‫اینطوری نمی‌شد.

17:22.960 --> 17:25.860
‫شما حتی باهم نسبت خونی هم ندارین.
‫واقعاً خیلی نادونی!

17:26.930 --> 17:28.680
‫چیه؟ خبر نداشتی؟

17:28.680 --> 17:29.880
‫لطفاً بس کنید!

17:30.020 --> 17:32.360
‫دیگه بیشتر از این چیزی نگو، کاپیتان!

17:33.010 --> 17:33.760
‫خواهش می‌کنم!

17:36.130 --> 17:40.710
‫پوپورو، تو پسر واقعیِ توماس نیستی!

17:42.250 --> 17:43.760
‫عوضی!

17:50.880 --> 17:53.820
‫بذار قبل از مرگت،
‫خبرای دیگه‌ای هم بهت بدم.

17:53.820 --> 17:58.490
‫یادته 10 سال پیش
‫ دوست‌هات توسط ارتش دستگیر شدن؟

17:58.490 --> 18:02.340
‫کسی که اون‌زمان نقشه کوچیک‌تونو
‫ به ارتش لو داد من بودم.

18:03.310 --> 18:08.280
‫با هیپنوتیزم کردن یکی از رفقات، اطلاعاتو از
‫ زیر زبونش بیرون کشیدم، و ارتش پول خوبی براشون داد.

18:08.280 --> 18:10.630
‫پس کار توی آشغال بود...؟

18:12.550 --> 18:14.930
‫حالا این حقیقتو به گور می‌بری.

18:15.830 --> 18:16.630
‫بمیر!

18:20.060 --> 18:21.290
‫کی اونجاست؟

18:26.710 --> 18:27.650
‫زورو!

18:27.660 --> 18:30.670
‫همم... انگار طعمه رو گرفت!

18:31.060 --> 18:32.630
‫پس تو زورو هستی؟

18:32.860 --> 18:35.410
‫همه‌چیزو کامل شنیدم!

18:35.410 --> 18:38.170
‫تو سعی کردی رابطه‌ی
‫ این پدر و پسر رو خراب کنی.

18:38.170 --> 18:40.000
‫این کارت نابخشودنی‌ـه!

18:42.620 --> 18:44.540
‫و برای رسیدن به منافع شخصی،

18:44.540 --> 18:46.240
‫یه دختر بی‌گناهو دزدیدی!

18:46.240 --> 18:48.720
‫و شما دو نفر هم توی این عمل کمکش کردین!

18:49.040 --> 18:50.150
‫چی؟

18:50.420 --> 18:52.170
‫خودم ترتیبشو می‌دم!

18:55.570 --> 18:57.810
‫نباید به اون گردنبند نگاه کنی!

19:05.010 --> 19:07.830
‫اگه به گردنبند نگاه کنی، دردت از بین می‌ره!

19:23.910 --> 19:25.750
‫حالا می‌خوای فرار کنی؟

19:45.410 --> 19:47.030
‫عجب مرد خوش‌شانسی.

19:50.590 --> 19:51.690
‫به این راحتی تسلیم نمی‌شم!

20:03.980 --> 20:04.730
‫بگیر!

20:19.870 --> 20:22.900
‫بالأخره می‌تونیم صورت زورو رو فاش کنیم!

20:23.230 --> 20:25.720
‫بلک، نقاب زورو رو بردار!

20:31.070 --> 20:32.730
‫توماس، ای پست‌فطرت...

20:38.570 --> 20:40.140
‫این گردبند...

20:40.950 --> 20:41.870
‫گردنبندم...

20:42.650 --> 20:46.340
‫بدون این گردنبند، فقط یه شیاد معمولی‌ای!

20:50.850 --> 20:51.720
‫اینجا...

20:52.030 --> 20:52.730
‫زورو!

20:53.200 --> 20:54.780
‫می‌خواستن با تو، منو بیرون بکشن.

20:54.780 --> 20:56.170
‫مثل طعمه ازت استفاده کردن!

20:56.310 --> 20:57.420
‫چی؟

20:57.420 --> 20:58.220
‫لعنتی!

21:03.290 --> 21:04.160
‫بیاین بریم!

21:04.420 --> 21:05.050
‫بجنبین!

21:05.050 --> 21:05.890
‫عجله کنین!

21:06.240 --> 21:08.060
‫دستای منو باز کن!

21:08.520 --> 21:11.060
‫اگه گونزالس پیداتون کرد،

21:11.060 --> 21:12.810
‫می‌تونی از اون خواهش کنی.

21:19.440 --> 21:21.070
‫لعنت بهت...

21:21.070 --> 21:22.250
‫زورو!

21:28.230 --> 21:30.310
‫لطفاً منو ببخش، توماس.

21:30.310 --> 21:31.900
‫به‌خاطر حرفایی که زدم شرمنده‌م.

21:32.020 --> 21:33.940
‫نه، الان دیگه عیبی نداره، هوزه.

21:33.940 --> 21:35.300
‫لازم نیست نگرانش باشی.

21:35.300 --> 21:36.540
‫متأسفم.

21:36.980 --> 21:37.880
‫پوپورو!

21:38.930 --> 21:40.080
‫بابا!

21:40.800 --> 21:42.030
‫پوپورو...

21:42.480 --> 21:44.020
‫بابا!

21:45.420 --> 21:46.620
‫بابا!

21:47.350 --> 21:48.380
‫بابا...

21:49.750 --> 21:50.770
‫پوپورو...

21:51.250 --> 21:52.480
‫بابا...!

21:52.480 --> 21:53.630
‫پوپورو...

21:53.650 --> 21:57.150
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
